برای پدری که جلوی چشمام پر کشید. بابا از وقتی رفتی یه جا توی قلبم همیشه زمستونه. سرد ، سرد، شب هام تاریک، تاریک دنیام بی تو ساکت ، غمگین پر درد ،درد، بهشت زیر پایت نبود، ولی مهربان بودی ،خود بهشت. مرد ،مرد، بابا دنیا با من ناسازگاری داره بهاران رفته پاییزه دلم زرد ، زرد رفتی غم برام شاخ و شونه کشید سیلی به شادی هام زد ، زد به سوی آسمان پر کشیدی من دیگه خوب نمیشم حالم بد ، بد پنجشنبه، هر عید، هر روز، هر لحظه، بی قرارم بی. حد ، حد کاش بچه بشم روزهارو بشمارم تا برگردی از یک ، تا صد ، صد من تا تو بودی حسرتی نداشتم ،اما الان توی قلبم پر از حسد ، حسد.
مطلبی دیگر از این انتشارات
سکوت
مطلبی دیگر از این انتشارات
جنگ
مطلبی دیگر از این انتشارات
دخترک تنها