انسان، شدنیست مستمر و پویشیست خودآگاه، انتخابگر و خودساز
حفظ نظام از اوجب واجبات است پس مسجد را آتش بزنید!
بسم اللّه الرحمن الرحیم

بدانید همه ما یک شاخه طاغوتی داریم. بنده خودم را میگویم که به دیگران جسارت نباشد. ما یک شاخه طاغوتی داریم. یک جوانه طاغوتی در ما هست که اگر به آن میدان بدهیم با سرعت رشد میکند. خاصیت نیلوفر دارد، اصطلاحاً جا برای هیچ چیز نمیگذارد. این مَرغْها را در کشتزارها دیدهاید؟ مَرغْ و گیاههای مَرغْی این خاصیت را دارند که سریع رشد میکنند. ما یک جوانه مَرغْیِ طاغوتی داریم که اگر به آن میدان بدهیم، تمام پهنه وجود ما را میگیرد.
سه گونه اسلام، به انضمام مراحل اساسی یک نهضت، ص ۳۶ و ۳۷
-شهید آیتالله دکتر بهشتی-
مقدمهای در باب طاغوت
در این پست اشاره کردم که مناسبات ما در حکومت فعلی طاغوتی شده است. مثلا ما در حوزه آموزش، اقتصاد، فرهنگ و ساختِ سیاسی طاغوتی عمل میکنیم. یا اگر بخواهم دقیقتر و به تعبیر شهید بهشتی بگویم، «جوانه طاغوتی» پهناور شده و ریشه دوانده است. اما آیا ما میتوانیم بگوییم که حکومت فعلی، یک حکومتِ طاغوتیِ تمام عیار است؟ یا رهبرش مقابل اجرای احکام اسلامی میایستد و استکبار میورزد؟ اینجا هم میگویم قطعاً خیر.
ریشههای نظام و ساختِ هدفمندش آکبند و دستنخورده مانده است. ایدههای ارزشمند و عدالتخواهانه و تماماسلامیاش هنوز که هنوز است، در کتاب «مواضع تفضیلی حزب جمهوری اسلامی» نوشته تئوریسین همین نظام یعنی شهید بهشتی موجود است. پس در اینجا فرق است میان معاویه و سید علی خامنهای. چرا که آقای خامنهای غاصبِ حکومت و طاغوتمسلک نیست. اما کاراکتر معاویه، زمین تا آسمان متفاوت است. فاسد، کذاب، غاصب(مشخصاً حکومت معصوم) و ضد اسلام است.
جمعبندی بسیار مهم:
در یک رژیم و حکومت طاغوتیِ تمامعیار که حاکم و رهبرش نیز فاسد، مستکبر، ظالم و سکولار است، «هدف وسیله را توجیه میکند»؛ بهترین مثالش هم غاصبان حکومت معصومین هستند. چرا که در اسلام شما نمیتوانید با وسیله آلوده به هدفی مقدس دست پیدا کنید. اما زمانی که اسلام را کنار بگذارید چه؟ میتوانید هرکاری که عشقتان میکشد انجام دهید! اگر یک نظامی صددرصد طاغوتی باشد، خود بنده و میلیونها نفر دیگر نیز باید از این حکومت برائتجویی کنیم. اصلاً دنبالهروی و پیروی کردن از چنین نظمی در قرآن و روایات به شدت نکوهش و تقبیح شده و عذابی سخت در مقابل پیروان یک نظام طاغوتی تمامعیار است! انتقاد اصلی بنده هم به این حکومت، افزایش رگههای طاغوتی در بعضی ساختارهاست نه کلیت آن.
قاعده لاضرر:
عزیزِ دلبندِ براندازی در کامنتهای پست قبلی سوالی پرسیده بود در باب «دروغ مصلحتی» و «حلال بودن غیبت» در برخی مواقع و مواردی از این دست و لُبّ کلامشان توجیه شدن وسیله توسط هدف در اسلام بود، که میخواهم پاسخشان را در اینجا بدهم تا انسجام مطالب حفظ شود.
قاعده لاضرر در اسلام اینگونه است که فرد در مواقع حساسی که جان، مال و آبروی خود یا شخصی دیگر در خطر جدی است، ناچار به ترک فعلِ واجب یا انجام فعلِ حرام میشود که گاهی انجام این قاعده واجب نیز میشود. مثلا ماه رمضان فرارسیده و شما درگیر بیماری سختی هستید و میدانید که روزه گرفتن برای شما ضرر جدی به همراه دارد، اینجا طبق این قاعده نه تنها روزه گرفتن بر شما واجب نیست، بلکه حرام است!
یا فرض کنید شما «سال گودمن» در سریال «Better Call Saul» هستید و در بیابان خشک و بیآب و علفی گیر افتادهاید و آبی که به همراه داشتهاید هم تمام شده، پس مجبورید که ادرار خود را مصرف کنید! ادرار انسان در اسلام نجس است و مصرف آن نیز حرام اما اینجا چارهی دیگری نیست.
مثالهای زیادی درباره این قاعده وجود دارد مثل حکایت «در سیرت پادشان» که در گلستان حضرت سعدی مطرح شده و میگوید: «دروغ مصلحتآمیز، به که راستی فتنهانگیز» یا آن زمان که شما به دست داعشیها افتادهاید و اگر بدانند شما شیعه هستید، کارتان را تمام میکنند.
برای مطالعه بیشتر در خصوص تقیه و قواعدی که ذیل آن تعریف میشود مثل لاضرر، حدیث رفع و غیره به کتاب «تقیه: خودپایی یا هدفپایی؟» شهید آیتاللّه دکتر بهشتی مراجعه کنید.
چه کسی مسجد را آتش زد؟
این موضوع از سه حالت خارج نیست:
نظام(همون کارِ خودشونه معروف!)
براندازان تندرو
ماموران نفوذی موساد
حالت دیگری اگر در نظر دارید توی کامنتها مطرح کنید.
حالت اول: کار خودشونه!
اولین سوالی که اینجا مطرح میشود یک چرای بزرگ است. چرا؟ برای جلب ترحم؟ برای حفظ نظام؟
اینجا حکومت فعلی را در دو حالت در نظر میگیریم:
طاغوتی تمامعیار با رهبری ظالم و خونخوار و مستکبر
رگههایی از طاغوت اما ساخت و بدنه سالم با رهبری دلسوز، عالم و آگاه(وضعیت فعلی)
در هر دو حالت چیزی که آشکار است حمایت خیلِ عظیمی از مردم است. حکومت به آسانی و فقط با یک فراخوان ساده میتواند جمعیت میلیونی را برای حماسه آفرینی به صحنه بیاورد. چه حکومت، رهبری دلسوز داشته باشد و بدنهای سالم و چه به زعمِ باطلِ برخی، رهبری مستبد و ظالم داشته باشد، چیزی که مشترک است حمایت قابل توجه مردم در این لحظه است. فقط تفاوتی که در این دوحالت وجود دارد متوسل شدن رهبرِ ظالم، به هر وسیلهای برای پیروزی است حتی آتش زدن قرآن و مساجد که در نوع دوم حکومت همانطور که عرض کردم، شدنی نیست چرا که درآن «هدف، وسیله را توجیه نمیکند».
نتیجهگیری بسیار مهم:
چه حکومت کاملا طاغوتی باشد چه نباشد، هیچ نیازی به آتشزدن قرآن، مسجد یا حملهور شدن به حرم شاهچراغ برای به رگبار بستن مردم(که درآن زمان خودِ داعشیها به انجامش اعتراف کردند) و جلب ترحم از این راهها ندارد. چرا که شهدایی مثل علیوردیها و عجمیانها همیشه هستند و اگر حکومت قصد جلب ترحم داشته باشد، همیشه براندازانِ وحشیِ تندرو خوراکش را فراهم میکنند. همانطور که در 1401 به خانه بعضی بسیجیان و سپاهیها حملهور شدند و لباس ناموسشان را از خانه بیرون آوردند و در خیابانها چرخاندند. همانطور که به قبور شهدا حملهور شدند و پرچم امام حسین(ع) را آتش زدند.
حالت دوم: براندازان تندرو
در هر خیزش و انقلابی عدهای کلهشق و تندرو وجود دارد که مسیر اصلی را به انحراف میکشانند، خسارات زیاد و گاهاً جبران ناپذیر به وجود میآورند. انقلاب سال 57 هم از این قاعده مستثنی نبود و این خیزش و تظاهرات هم از آن برئ نیست.
همانهایی که تا اسم «سینما رِکس» میآید رگِ گردنشان باد میکند و دوتا فحش به انقلابیون آن زمان میدهند، و میگویند: «به خاطر تنفرشان از سینما و هنر آنجا را زدند»، امروز نمیخواهند بپذیرند که عدهای برانداز تندرو هم ممکن است به خاطر تنفرشان از دین آنجا را به آتش کشیده باشند. کما اینکه سابقه توهین و بیاحترامی به مقدسات را در کارنامهشان میشود پیدا کرد.
حالت سوم: ماموران نفوذی موساد
نظر شخصی بنده که آن را در پست قبلی هم مطرح کردم، همین حالت سوم است. اگر در آن کلیپ هم توجه کرده باشید، آن وحوش پس از آتشزدن قرآن و باقی کتب، داشتند خوشحالی میکردند! بالاخره در نظر نگرفتن نقش موساد در این توطئه و همینطور نشانهها و توییتهایی که از سران آنها و باقی مطلعین وجود دارد(مثلا همان توییت پمپئو) دور از عقل و تحلیل است. ضمن اینکه توهین به قرآن و معصومین در عرفان یهودیت صهیونیستی(کابالا) زبانزد است. نقش بهائیان نفوذی هم هرگز نباید فراموش شود، بالاخص در تظاهرات 1401 که واقعاً جولان دادند.
این مطلب در واقع تکملهای از دو پست سابق بود، پس خواندن آنها برای درک بهتر توصیه میشود.
در خصوص جمله «حفظ نظام از اوجب واجبات است» هم باید بپرسیم کدام نظام؟ آیا حفظ همه نظامها اوجب واجبات است؟ قطعا خیر. فی الواقع حفظ آن نظامی که زمینهساز و بسترساز ظهور است این ویژگی را دارد. حفظ نظم و حفظ وحدت اسلامی، حتی از جان امام زمان هم مهمتر است. دلیل؟ سکوت به موقع حضرت علی(ع)، صلح امام حسن(ع) و قیام امام حسین(ع) و الی آخر، تمام این خونِ دل خوردنها برای حفظِ نظم و وحدت بود؛ برای منفصل و ازهم گسیخته نشدن نظامِ اسلامی.
-و السلام-
پ.ن:
سعی کردم کامنتهای پست قبلی رو همه جانبه جواب بدم تا سوالی نمونه. بازم اگه سوال یا نکتهای بود توی کامنتها بهش اشاره کنید.
قرار بود امروز یه فیلم درجه یک که خیلی بعیده دیده باشید بهتون معرفی و کمی دربارهاش بنویسم ولی چون توی کامنتها قول داده بودم که این پست نوشته بشه، احتمالا آخر شب یا فردا معرفی فیلم رو میذارم(راستی لهجهشون هم اسپانیاییه!).
مثل اینکه قراره تا دوهفته وضعیت اینترنت به همین منوال باشه، پس دامنِ همت رو...
کتابایی که معرفی کردم رو تاحالا نشنیده بودید نه؟ :||||



مطالب مرتبط قبلی:
خوشبخت و سرزنده و شادروان باشید...!
مطلبی دیگر از این انتشارات
روزهای سخت تر هم داشته ام
مطلبی دیگر از این انتشارات
مردمِ شریفِ معترض ایران، قرآن و مسجد را آتش نمیزنند...!
مطلبی دیگر از این انتشارات
تو با ارزشی دختر!