من هم کشته شدم

این روزها خیلی‌ها داغدار و سوگوارن و همه "جای گلوله‌ای در بدنشان درد می‌کند که بهشان نخورده است". همه از کوه کشته‌های انبوه شده روی هم حرف میزنن. آمارها وحشتناکن: 12 هزار نفر، 15 هزار نفر، 20 هزار نفر، 25 هزار نفر، 30 هزار نفر و حتی 50 هزار نفر!

گویا من هم کشته شدم و خودم خبر ندارم.
گویا من هم کشته شدم و خودم خبر ندارم.

میدونم الان شماهایی که این پست رو میخونین انقدر احساساتی و عصبانی و غمگین هستید که به احتمال زیاد میاید زیر پست برای دعوا و فحاشی نسبت به من(کما اینکه توی پست‌های قبلی هم...!). ولی اگه هنوز یه ذره، فقط یه ذره برای سلول‌های خاکستری مغزتون ارزش قائلید و اگه تست آی‌کیو رو بالای 90 می‌زنید، ازتون انتظار میره که ادامه پست رو هم بخونید.

ببینید؛ من اصلا نمیخوام بگم کسی کشته نشده. شده. اطراف خود منم شنیدم کسانی کشته شده باشن. آمار رسمی کشور میگه حدود سه هزار نفر جانباخته داشتیم. حالا شما آمار رسمی رو قبول نداری و معتقدی باید چشماتو ببندی و دهنتو وا کنی و بگی حکومت دروغ میگه؟ باشه.

ولی نظرت درباره علم ریاضی و آمار و احتمال چیه؟ دو دوتا همیشه چهارتاست!

من همین الان یه سرچ زدم توی گوگل و از چندتا سایت خبری یه سری عدد و رقم درآوردم. بیشتر هم از ویکی‌پدیا که قطعا رسانه هرکس باشه، دست بسیج و سپاه نیست.

توی جنگ 12 روزه، حدود هزار و دویست نفر از مردم کل ایران شهید شدن. 12 روز حملات پهپادی و موشکی: هزار و دویست نفر(کل ایران).

توی جنگ هشت ساله، آمار شهدای کل استان اصفهان 30 هزارتا شهید بود. دقت کنید: در طول هشت سال، از افرادی که از کل استان اصفهان رفتن جبهه(جایی که هر لحظه احتمال گلوله و بمب خوردن بوده)، فقط 30 هزار نفر شهید شدن. هشت سال حضور مداوم در منطقه جنگی: 30 هزار نفر(استان اصفهان).

هفدهم شهریور سال 57 که به جمعه سیاه معروفه و یکی از سرکوب‌های شدید حکومت پهلوی بوده، احتمالا 500 نفر شهید داشته. البته منابع رسمی حکومت پهلوی گفتن 80 نفر و خود انقلابیون تا چهارهزار نفر هم گفتن؛ ولی آمار 500 نفر منطقی تره. یک صبح تا غروب به گلوله بستن جمعیت معترض در شهر تهران: 500 نفر شهید.

باز برگردیم به جنگ هشت ساله. توی جنگ هشت ساله، حملات هوایی و موشکی صدام به شهرهای ایران، حدود 15هزار شهید داشت و این شهدا از نیمه غربی ایران بودن؛ چون امکان عملیات هوایی توی نیمه شرقی نداشت. هشت سال حمله با هواپیمای بمب افکن و موشک به مناطق مسکونی در شهرهای نیمه غربی ایران: 15 هزار نفر شهید.

حالا بریم سراغ یکی از بزرگترین کشتارهای چند دهه‌ی اخیر؛ کشتار مردم غزه به دست اسرائیل که با حملات موشکی و پهپادی و هواپیماهای جنگنده انجام میشه. عرضم به خدمتتون که از 7 اکتبر(15 مهر) که شروع جنگ بود تا 27 آبان، یعنی طی حدود 3 هفته، آمار شهدای غزه به 12 هزار نفر رسیده. یعنی اگه تو سه هفته تمام توی یه منطقه مسکونی متراکم با ساختمانهای ده بیست طبقه، موشک و بمب بندازی و توی هر حمله، چندتا ساختمانِ مثلا 40 واحدی رو که احتمالا 200 نفر توش زندگی میکنن، کامل بیاری پایین، میتونی 12 هزار نفر رو بکشی؛ اونم توی سه هفته!

چرا دارم اینا رو میگم؟

فقط برای این که یکم به آماری که بهتون میدن فکر کنین. انقدر تحت تاثیر احساسات و بخاطر بدبینی غیرمنطقی به حکومت، هر خبری که بهتون میدن رو قبول نکنید. یکم فکر کنید ببینید اصلا توی دو سه شب، کشتن مثلا 15 هزار نفر ممکنه؟

بله البته ممکنه، ولی با انداختن بمب اتم!

انقدر با قطعیت میگید که پزشکی قانونی و سازمان اورژانس کشور و سایر نهادهای رسمی میتونن آمارسازی کنن؛ ولی یه درصد فکر نمی‌کنید رسانه‌هایی که ازشون خبر می‌گیرید هم ممکنه آمارسازی کرده باشن؟ اصلا فکر می‌کنید چرا انقدر اختلاف توی آمار زیاده؟ چون هرکس یه چیزی می‌پرونه برای خودش!

ممکنه بگید من فیلمش رو دیدم، عکسش رو دیدم! احتمالش نیست که بعضی از فیلم و عکسها ساخته هوش مصنوعی باشن یا مربوط به ایران نباشن؟ واقعا توی دورانی که هر چیز جعلی‌ای رو میشه درست کرد، فکر می‌کنید میشه به هر فیلم و عکسی که می‌بینید اعتماد کنید؟

(یه نمونه، فیلمی بود با عنوان تیر خلاص زدن به مجروحان داخل بیمارستان، که بعد معلوم شد مربوط به حمله نیروهای الجولانی به مردم حسکه سوریه ست)

فکر نمی‌کنید رسانه شما رو به حدی لبریز از خشم، نفرت و هیجان کرده که بجای تامل و فکر، فقط دنبال قضاوت‌های فوری هستید؟ طوری که احتمالا زیر همین پست، برای من هم فحش خواهید نوشت؟

بیاید منطقی باشیم.

من خودم هم این چند روز دنبال این بودم که بفهمم نیروهای امنیتی و انتظامی چطور برخورد کردن و چند نفر کشته شدن به دستشون. بنابراین، بجای زیر و رو کردن اخبار، اول درباره سلاح‌های سازمانی نیروهای پلیس و سپاه و ضد شورش تحقیق کردم.

این نیروها برای مقابله با شورش، چندتا سلاح دارن: لانچر اشک‌آور، تفنگ پینت بال، شاتگان با ساچمه پلاستیکی.

دو مورد اولی کشنده نیستن و مورد سوم هرچند کشنده نیست، ولی میتونه آسیب‌های دائمی یا موقتی ایجاد کنه. مثل موارد اصابت ساچمه به چشم. برای همین معمولا نیروهایی که شاتگان دارن، موظف هستن به کمر به پایین شلیک کنن. و البته آسیب ساچمه پلاستیکی کمتره.

این موارد، برای مقابله با شورش هستن. چیزی که البته شخصا توی خیابون دیدم، استفاده از سلاح سازمانی کلاشنیکف هم بود(کلاشنیکف سلاح سازمانی و مرسوم بین نیروهای ناجا و سپاهه) که صدایی که من شنیدم، صدای گلوله مشقی یا پلاستیکی بود و غالبا هم تیر هوایی بود(مشاهداتم از روی پشت بوم رو توی پست‌های قبلی نوشتم).

هفته پیش با یکی از فرماندهان بسیج صحبت کردم. مستقیما ازش پرسیدم که چند نفر از معترضان رو کشتید؟ گفت ما اصلا تا صبح نوزدهم دی حق تیر نداشتیم و نیروها فقط تجهیزات لازم برای دفاع شخصی داشتن(باتوم الکتریکی، اسپری فلفل، لانچر اشک‌آور). و اصلا شرایط تا صبح نوزدهم دی امنیتی نبود و بعدش که با موج حمله و تخریب و کشتار مواجه شدیم، شرایط امنیتی شد(یعنی تا قبلش فقط نیروهای انتظامی بودن، ولی بعدش نیروهای نظامی مثل سپاه هم وارد شدن). می‌گفت ما هجدهم دی بخاطر حضور مردم معترض در کنار اغتشاشگرها، نه اجازه داشتیم و نه تمایل داشتیم تیراندازی کنیم. همین هم شد که تعداد زیادی از نیروهای ضد شورش و پلیس و بسیج، به شکل وحشیانه‌ای شهید شدن(تصاویری که این بنده خدا نشون ما داد رو هیچ جا منتشر نکردن؛ چون به حدی شرم‌آور و وحشیانه ست که دوست و دشمن نباید ببینن و هنوزم از جلوی چشم من کنار نمیره). می‌گفت ما فقط تیر پلاستیکی داشتیم که تیر پلاستیکی اصلا کشندگی نداره و نهایتا یکم کبود میکنه! یه نکته جالب دیگه که این بنده خدا میگفت این بود که تیرهایی که از بدن اجساد خارج شده، اکثرا اصلا کالیبری نیست که ما داشته باشیم. ما کالیبر 9 میلیمتری و 7.62 داریم؛ ولی کالیبرهایی که توی بدن اجساده، 7.63 هست که اصلا توی سازمان رزم ایران موجود نیست.

(ببینید اصولا هر کشوری برای نیروهای مسلحش سلاح سازمانی و فشنگ‌های استاندارد خاصی تولید میکنه/می‌خره تا همه یه دست باشن و بعد هم کارش برای تعمیر و نگهداری آسون باشه. و توی ایران هم استفاده از سلاح نه قانونیه و نه رایج؛ بنا بر این سلاح‌هایی که به طور غیرمجاز پیدا میشن هم محدودن؛ چه برسه به سلاح‌های سازمانی و قانونی. و به همین علت تشخیص این که گلوله‌ی داخل جسد رو کی زده، کار تقریبا آسونیه)

حالا شما ممکنه بگید این بنده خدا دروغ گفته یا من دارم دروغ میگم. خب باشه؛ میتونیم این ادعا رو قبول نکنیم. ولی همونطور که میدونید، طبق قانون «بکارگیری سلاح توسط مأمورین نیروهای مسلح (مصوب ۱۳۷۳)» مأموران مسلح و مأموران انتظامی در مواجهه با تهدید مسلحانه و فوری مجاز به به‌کارگیری سلاح هستند، اما این استفاده باید تابع اصول «ضرورت»، «تناسب» و ضوابط آیین‌نامه‌ای باشد و پس از هر اقدام، گزارش و تحقیق رسمی انجام شود.

حالا تصور کنید که یه عده با سلاح سرد و گرم اقدام به حمله به اماکن نظامی، دولتی و اموال شخصی مردم کردن. در چنین شرایطی، ما دیگه با اعتراض یا حتی اغتشاش مواجه نیستیم؛ بلکه ما دقیقا در موقعیت "جنگ شهری" قرار داریم و اصولا توی میدون جنگ، گلوله خیرات میکنن؛ نه حلوا!

یعنی واقعا توقع دارید مامور پلیس وایسه و نگاه کنه که یه عده از دیوار پاسگاه بالا برن و انبار مهمات رو غارت کنن و خدا نگهدار؟ آر یو کیدینگ می؟

بله این چند روز با یکی دو نفر از نیروهای بسیج هم صحبت کردیم و گفتن که شلیک کردن و افرادی هم کشته شدن. ولی نه کسی که داشته توی خیابون قدم میزده، یا نه کسی که توی خیابون شعار میداده. بلکه به کسی که داشته به صدا و سیما یا شهرداری یا پاسگاه پلیس حمله میکرده و با سلاح سرد یا گرم مسلح بوده.

بعد اصلا فرض کنیم من دارم چرت میگم، خب؟

شما در نظر بگیر که یه کلاشنیکف توی سازمان رزم ایران، خشاب 30 تایی داره. یعنی اگه یه مامور سرکوب، سلاحش رو بذاره روی حالت رگبار و شلیک کنه و اگه - بر فرض کاملا محال - هر گلوله به یه نفر بخوره و اگر - باز هم بر فرض محال‌تر - همه‌ی 30 تا شلیک هم کشنده باشن، هر مامور میتونه توی یه ماموریت سی نفر رو بکشه.

خب حالا فکر میکنید اون شب‌ها چند نفر کف خیابون بودن که بشه کشتشون؟ و چند نفر از نیروهای انتظامی توی ماموریت بودن و حاضر بودن اینطوری مردم رو به رگبار ببندن؟

اگه آمار 12 هزار نفر رو در نظر بگیریم به عنوان کمترین عدد، و اگه فرض کنیم ویکی‌پدیا راست میگه که در حدود 30 شهر حرکت‌های اعتراضی به وجود اومده، یعنی به طور متوسط توی هر شهر باید 400 نفر کشته شده باشن که این عدد میانگینه؛ و در واقع باید آمار کشته‌های شهرهای بزرگ مثل مشهد و تهران و اصفهان، به حدود هزار تا سه هزار نفر برسه. اگه آمار 16 هزار نفر رو قبول کنیم، باید حدود 530 نفر میانگین کشته شده باشن و اگه آمار 36 هزار رو در نظر بگیریم، یعنی به طور متوسط در هر شهر بیش از هزار نفر مردن!

حالا خواهش می‌کنم یکم فکر کنید!

اصلا چند نفر توی تجمعات شرکت کردن؟

چند نفر رو به طور قطعی و یقینی میتونید نام ببرید که با گلوله نیروهای امنیتی کشته شدن؟

تعداد زیادی از جانباخته‌ها با سلاح سرد شهید شدن. مثل برادر یکی از همکارهای مادرم که با چندین ضربه چاقو شهید شده بود؛ درحالی که یه بازنشسته معمولی بود که رفته بود از سوپرمارکت خرید کنه. حالا ممکنه یه رسانه بیاد این شخص رو به عنوان معترضی که گلوله مستقیم خورده معرفی کنه. کی به کیه؟؟

مثلا این نمونه رو ببینید:

اوه خدای من! این دیگه ردخور نداره! یه نامه محرمانه!
اوه خدای من! این دیگه ردخور نداره! یه نامه محرمانه!

اوه خدای من! این دیگه ردخور نداره! یه نامه محرمانه که مدعی شده که تعداد کشته‌ها در ۱۸ و ۱۹ دی ماه، ۹۵ هزار و ۶۵۰ نفر بودن!! نامه رو سردار اسدالهی زده که سال ۹۹ شهید شده! تو این نامه، سردار ستوده با آیدین زواره‌ای رئیس پزشکی قانونی (رئیس پزشکی قانونی کلا یکی دیگه است) و سردار ایزدی و سردار محققی جلسه داشتند که هر دوتاشون تو جنگ ۱۲ روزه شهید شدن!

اصلا اینا به کنار، یه آهویی اونجا نبوده به اینا بگه تاریخو باید فارسی بنویسن؟

و فکر می‌کنید اسناد مشابه این کم توی فضای مجازی هست؟ اسنادی که بدون دقت از کنارش گذشتید و دقت نکردید که اصلا به لحاظ منطقی امکان نداره که درست باشن؟

چقدر میتونید به دیده‌ها و شنیده‌هاتون اعتماد کنید؟ توی همین اصفهان، یه بنده خدای بازاری کشته شده بود، من حدود سه چهارتا روایت مختلف و متناقض از این و اون شنیدم درباره نحوه کشته شدنش شنیدم که درباره هیچکدوم هم نمیتونم با قطعیت نظر بدم.

تاکید می‌کنم که هدفم از این پست اثبات این نبود که بگم نیروهای امنیتی کسی رو نکشتن.

هدفم صرفا این بود که وسط این جو احساسی و هیجانی که برای کسانی سوگواره که نمیدونه اصلا کی هستن، بگم حداقل یه ذره از تامل کنید و ببینید آمارهایی که گفته میشه آیا اصلا با علم ریاضی و آمار جور درمیاد؟

آیا همه فیلم و عکس‌ها واقعیه؟ آیا مال ایرانه؟

یا صاحبان رسانه صرفا دارن روی حس انسان‌دوستی شما دست میذارن و شما رو عصبانی میکنن تا ازتون برای مقاصد بعدی خودشون استفاده کنن؟

در نهایت، کامنت شما نشانه شخصیت شماست و بنده بابت این که فرصت نمیکنم به همه کامنت‌ها پاسخ بدم، پیشاپیش عذرخواهم.