<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>پست‌های انتشارات جیبیت | Jibit</title>
        <link>https://virgool.io/Myjibit/feed</link>
        <description>ما یک تیم هستیم و در اینجا هر کدام‌مان از زاویۀ دید تخصص‌مان، دربارۀ کار و جیبیت حرف می‌زنیم. جیبیت راهکارهای نوین پرداخت را در قالب کیف پول دیجیتال و درگاه پرداخت آنلاین ارائه می‌کند.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-22 06:00:01</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/publication/rkvzywjwj1ci/tw97bg.png</url>
            <title>جیبیت | Jibit</title>
            <link>https://virgool.io/Myjibit</link>
        </image>

                    <item>
                <title>استارتاپ‌هایی که وسط معرکۀ آبرو می‌جنگند</title>
                <link>https://virgool.io/Myjibit/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%88%D8%B3%D8%B7-%D9%85%D8%B9%D8%B1%DA%A9%DB%80-%D8%A2%D8%A8%D8%B1%D9%88-%D9%85%DB%8C%D8%AC%D9%86%DA%AF%D9%86%D8%AF-wz5owpj2isls</link>
                <description>اگر دریچه‌ای به ذهن‌ها و قلب‌ها باز نکنید، هرگز یک کسب‌وکار پیروز نخواهید ساخت. فراگیری و گسترش ویروسی نام تجاری نباید گمراه‌مان کند. برندینگ چیزی جز «برانگیختن احساسات» نیست؛ اصلی که دست‌اندرکارانِ اقتصاد عجیب و سیستم بانکی ایران خلافش عمل کردند و چالش کار در حوزۀ پرداخت آنلاین را پیچیده‌تر کردند.اعتبار مخدوش‌شدۀ کار در حوزۀ پرداختبسیاری از بانک‌های ایران، با هم‌فکری انکارناپذیرِ آژانس‌های تبلیغاتی یک کار را خوب پیش بردند: مخدوش کردنِ اعتبار و خرج کردن و خرج کردن و خرج کردن، برای بازگشت به سرخط خبرها و ذهن‌ها. ممکن است با هیجان گاه و بی‌گاه یا پیشنهادهای وسوسه‌انگیزِ مقطعی بتوانید «مصرف‌کنندۀ بی‌رگ» را به سمت خود بکشید. نمودارها به غلیان می‌افتند، اعداد ناگهان اوج می‌گیرند و اندکی بعد، بارانِ رگباریِ شما از نفس می‌افتد. قبض و بسط‌های اقتصادِ نیمه لیبرالی، نیمه سوسیالیستی تلاطمِ بازار و دلِ مردم را هم می‌زند.در چنین شرایطی، راه‌اندازی کسب‌وکار در حوزۀ پرداخت، مثلِ ورود به جنگِ آبرو است!چلاندن مشتری و دعوت دوباره از اوافسانه‌ها از قهرمان‌هایی حرف می‌زنند که در جنگِ آبرو شکست خورده‌اند. غرور، شلختگی فرایندی، بی‌احتیاطی و خستگی، پرتگاه‌های بلند و مهلکی برابر قهرمان‌ها بوده است. استارتاپ میراث‌خوارِ هیچ گنجی جز دانش نیست. دلال‌های تبلیغاتی هم این را به‌خوبی می‌دانند. بیلبوردها هر هر روز رنگِ تازه‌ای می‌گیرند تا به مردم بگویند: «بشتابید، بشتابید»، «امن‌تر هستیم»، «حلّالِ مشکلات هستیم»، «از ما خدمات بگیرید». وام‌ها تلنبار می‌شوند، اقساط گلوگیرتر می‌شوند و هیچکس زندگی‌اش را مدیون هیچ بانکی نیست! جنگ آبرو در میدان پرداخت آنلایناگرچه هر استارتاپ، می‌کوشد جای پایش را وسط معرکۀ قلدرهای تجارت باز کند و در این مسیر از اندکی بی‌رحمی، اندکی کله‌خرابی، اندکی کشتارِ کاربر گریزی نیست، اما فاتحه بر کسب‌وکاری که از آغاز، صدای هیجان‌انگیز و پردۀ نقالی‌اش عالم‌گیرتر و دیدنی‌تر از «قلب»ش باشد.قلبِ کسب و کار شما کجاست؟چطور می‌تپد؟ و چقدر صادقانه می‌تپد؟بازگشت صداقت و شفافیت به حوزۀ پرداختمردم بر پایۀ «ارزش افزوده»ای که بر خدمات دریافت می‌کنند میان فروشندگان و خدمات‌دهندگان تمایز قائل می‌شوند. اما این پایانِ ماجرا نیست. حالا و بعد از یکه‌تازیِ سالیانِ صندوق‌های مالی، بانک‌های سست‌خدمات و بی‌تفاوت به «قلبِ مشتری»، زمانۀ تشنگی مردم فرا رسیده است. مردم تشنۀ «خدمات کیفی‌تر»، «صداقت» و «شرایط بهینه‌کنندۀ زندگی» هستند.بدونِ قلب، بدونِ محتوای تعامل‌ساز، بدون فکر کردن به نیازهای حقیقی مردم، هرگز نمی‌توان تشنگی‌شان فرونشاند و از کارزار آبرو پیروز بیرون آمد. جیبیت و استارتاپ‌های بسیار دیگری، امروز برای «اعتماد دلنشین مردم» می‌کوشند.</description>
                <category>جیبیت | Jibit</category>
                <author>حسام الدین مطهری</author>
                <pubDate>Sun, 10 Mar 2019 13:03:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>درگاه پرداخت ساده و امن، یا درگاه پرداخت سودآور؟</title>
                <link>https://virgool.io/Myjibit/%D8%AF%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AE%D8%AA-%D8%B3%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%88-%D8%A7%D9%85%D9%86-%DB%8C%D8%A7-%D8%AF%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AE%D8%AA-%D8%B3%D9%88%D8%AF%D8%A2%D9%88%D8%B1-ao5b1zigtgbj</link>
                <description>تأمین امنیت پرداخت و ساده‌سازی فرایند، هیچ‌وقت تمامی ندارد. وقتی پول به عصرِ «مبادلۀ کالا با کالا» پایان داد، کمتر کسی فکر می‌کرد دورۀ «بیت‌کوین» سر برسد. اجدادِ ما مجبور بودند برای خریدنِ اسب، با خودشان گوسفند جابه‌جا کنند و حالا به‌سختی می‌توانیم ته جیب‌مان اسکناس پیدا کنیم چون همۀ پول در حساب بانکی‌مان است. ادعای ساده‌سازی و امن‌تر کردنِ جابه‌جایی پول و پرداخت، هر روز در معرضِ نقض است. پیشرفت‌های فناورانه توقف‌ناپذیرند. تکنیک‌های امنیت‌بخش و حفره‌های امنیتی هر روز تغییر می‌کنند. ادعای ساده‌سازی و امنیت‌بخشی به پرداخت، بیشتر از آنکه یک هنر باشد، یک تکنیک است که طول عمرِ طولانی‌ای ندارد.سارقان بامهارت، علیه سیستم ضدسرقت تا پنج سال پیش مسئلۀ اصلی بانک‌ها فعال‌سازی اینترنت‌بانک و موبایل‌بانک بود. امروز مسئلۀ اصلی‌شان درگاه بانکی است. پلیس فتا نگرانِ لو رفتن رمز دوم کارت‌ها است. همۀ این‌ها رفع می‌شود؛ همانطور که سیستم ضدسرقت خودروها از بنز ۳۰۲ تا بنز S500 تغییر کرده و البته، سارقان هم از نوآوری تکنیکی غافل نبوده‌اند.به هر حال در بازارِ پررقابتِ پرداخت و تجارت آنلاین، کسی که امن‌ترین راه را ارائه کند لزوماً برندۀ بازار نیست، چون با یک فاصلۀ زمانی کوتاه، تکنیکِ پرداخت تازه‌تر، امن‌تر و ساده‌تری سر می‌رسد و آن را کهنه می‌کند. پس برنده کیست؟امنیت در پرداخت هنر نیست؛ وظیفه استامنیت و سهولت در پرداخت، آن‌قدر در امور مالی بدیهی‌اند که تکیه کردن روی‌شان، مثل آن است که جگوار ادعا کند روی خودروهایش چرخ و فرمان نصب کرده است. جگوار هرگز چنین ادعایی نمی‌کند، بلکه روی منفعتِ مالی-معنوی‌ای که به مشتری می‌بخشد نورافشانی می‌کند.تبدیل پرداخت، به فرایند سودآورمسئلۀ اکوسیستم پرداخت هم همین‌جاست: برندۀ رقابت کسی است که پرداخت را به کاری سودآور بدل کند. مردم بی‌نیاز از پرداخت نیستند و بالأخره راهی را انتخاب خواهند کرد. اما یقیناً راهِ سودآور، هوادارانِ بیشتری دارد.و مسئلۀ جیبیت همینجاست: در ساختنِ راهکارِ «سود به پرداخت» و «سود به خرید».به همین دلیل است که جیبیت به «چگونگی پرداخت» فکر می‌کند، نه فقط تکنیکِ پرداخت.-مطالب پیشین جیبیت- این مطلب محصولی از بخش محتوایجیبیتاست.</description>
                <category>جیبیت | Jibit</category>
                <author>حسام الدین مطهری</author>
                <pubDate>Sat, 02 Mar 2019 15:04:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کیمیاگری در کسب‌وکار یا: ثروت‌سازی با حالِ خوشِ مشتری</title>
                <link>https://virgool.io/Myjibit/%DA%A9%DB%8C%D9%85%DB%8C%D8%A7%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%B3%D8%A8%D9%88%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%DB%8C%D8%A7-%D8%AB%D8%B1%D9%88%D8%AA%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%AD%D8%A7%D9%84%D9%90-%D8%AE%D9%88%D8%B4%D9%90-%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DB%8C-ktmn2cxjnncn</link>
                <description>  بدون آب و غذا و اکسیژن می‌میریم. بدون حالِ خوب چطور؟می‌خوریم و می‌آشامیم و تنفس می‌کنیم تا برای دیگر کارها جان داشته باشیم: یاد بگیریم، کار پیدا کنیم، عاشق شویم، پول در بیاوریم و...؟ خرید کنیم. بالا برویم و پایین بیاییم، خریدکردن یکی از کارهای رایج زندگی است. از عصرِ «مبادلۀ مرغ با پارچه» تا «بیت‌کوین»، هر آدمی با هر سطحِ درآمدی، هزاران خرید انجام می‌دهد. اما چه خریدی؟ با چه حسی؟ و با چه نتیجه‌ای؟ «احساسات مربوط به خرید» چقدر مهم‌اند؟بازارِ رقابتی و کشمکش بر سرِ مشتریعجیب است اما این روزها خیلی راحت می‌توان آگهی‌های تبلیغاتی را از روی فعل‌های امری تشخیص داد. «نصب کن!»، «پیدا کن!»، «انتخاب کن»، «رزرو کن!». گویا آژانس‌های تبلیغاتی و تولیدکنندگان محتوا، فراموش کرده‌اند هدف‌شان چیست. رقابت بر سرِ مشتری کم‌کم شکلِ شوخی به خود گرفته. برخی اوقات بازی‌کردن با قیمت‌ها یا کپی‌کردنِ کمپین‌های تبلیغاتی آنقدر نخ‌نما شده که ساده‌ترین کاربران را هم به خنده وامی‌دارد. چشمه بودن یا برکه بودن؟اگرچه هر کسب‌وکار بر اساس موقعیت و جایگاهش در بازار، استراتژی متغیری پیش می‌گیرد، اما نظمِ جهان تجارت، چشمه را به برکه ترجیح می‌دهد. چشمه همواره می‌جوشد اما برکه بالأخره خشک می‌شود. خیلی اوقات، تلاشِ طاقت‌فرسایی برای آبگیری مجدد برکه صرف می‌کنیم و نامش را تبلیغات می‌گذاریم. مشتریانِ یک‌بارمصرف می‌خریم و دوباره و دوباره به آژانس‌های تبلیغاتی رو می‌آوریم.شرکت‌ها مختارند برکه‌بودن (یک‌بارمصرف) یا چشمه‌بودن (مرجع) را انتخاب کنند:· فروشندۀ چرب‌زبان بودنیا:· فروشندۀ معتمد شدنخریدِ خوب / خریدِ بدبه آغاز نوشته برگردیم: بدون حالِ خوب هم می‌میریم؟ سازمان بهداشت جهانی، افسردگی را شایع‌ترین اختلال روانی قرن دانسته است. نمی‌خواهم دست به اغراقی تعجب‌آور بزنم و بگویم تجربه‌های بدِ خرید، عاملِ افسردگی‌های بزرگ‌اند، اما کسی هست که حالِ خوشِ خرید یا خوشحالیِ ناشی از توانِ خرید داشتن را انکار کند؟مواجه‌شدن با یک فروشندۀ بدعنق، پشتیبانی نامناسب کمپانی، غلو دربارۀ محصول، کم‌فروشی یا هر اتفاقِ بدِ مشابه، بی‌برو و برگرد یک تجربۀ تلخ برای مشتری می‌سازد. کیمیاگر بودنکیمیاگر مس را به طلا تبدیل می‌کند و کسب‌وکارِ خوب، حالِ خوشِ خرید برای مشتریانش می‌سازد. کیمیاگر دروغین چطور؟ حالِ ناخوش، شاید در کورانِ ثبت‌سفارش‌ها و خریدهای پرشمار رقم بخورد و موقتاً یک کسب‌وکار را پرمشتری نشان بدهد. اما زنگار، برای پدیدار شدن خیلی صبوری نمی‌کند.ما همه فروشندۀ چیزی هستیمهمۀ ما به‌نوعی فروشنده هستیم، چیزهای مختلفی می‌فروشیم و شیوه‌های مختلفی هم داریم. چه کسی برندۀ رقابت است؟ کسی که اکسیرِ «حالِ خوشِ خرید» را می‌داند. کسی که «چشمه بودن» در بازار را به برکه‌بودن ترجیح می‌دهد. کسب‌وکارها بر پایۀ «نیاز مشتری» پا می‌گیرند. بعضی ترجیح می‌دهند با نیازهای مردم ثروتمند شوند. اما جیبیت گروهِ دیگری را ترجیح می‌دهد: آن دسته از کسب‌وکارها که با حالِ خوش مردم ثروتمند می‌سازند. - مطالب پیشین جیبیت- این مطلب محصولی از بخش محتوای جیبیت است.</description>
                <category>جیبیت | Jibit</category>
                <author>حسام الدین مطهری</author>
                <pubDate>Sat, 23 Feb 2019 10:25:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کسب و کارهای خُرد و چالش پرداخت آنلاین</title>
                <link>https://virgool.io/Myjibit/%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D9%8F%D8%B1%D8%AF-%D9%88-%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AE%D8%AA-%D8%A2%D9%86%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%86-bj64shjg4imp</link>
                <description> دل‌کندن از پول آسان نیست. حتی در خریدهای چشم-تو-چشم هم لایه‌ای از تردید یا بدگمانی نهفته است. حالا تصور کنید یک کسب‌وکارِ اینترنتی چه چالشِ بزرگی در اطمینان‌بخشی به خریدار دارد؛ خریداری که او را نمی‌بیند و هر روز خبرهایی دربارۀ کلاهبرداری‌های اینترنتی می‌خواند. شاید کسب‌وکارهای بزرگ بتوانند با رعایت سیاست‌های ظریفِ کسب‌وکار، طراحی نقشه‌های راهبردی، تولید محتوای اعتمادآفرین و تبلیغاتِ گسترده، دلِ مشتری را قرص کنند، اما کسب‌وکارهای کوچک چه مسیرِ طولانی‌ای پیشِ رو دارند؟ یا اعتماد کن، یا نخر «لطفاً مبلغ را کارت به کارت کنید»«بعد از اینکه هزینه را واریز کردید ارسال می‌کنیم»«هر وقت عکسِ رسید پرداخت را ارسال کردید، تولیدِ سفارش‌تان را شروع می‌کنیم.»این‌ها جملاتی‌ست که همگی در مواجهه با فروشندگان یا تولیدکنندگانِ خُردِ اینترنتی کم‌وبیش شنیده‌ایم. چه چیزی جز «نیاز» باعث می‌شود پول را واریز کنیم؟آنجایی که «نیاز» هم تضمین نیستدر زمانۀ «ترجیح بر اساسِ ارزش‌افزوده» تکیه بر «نیازِ کاربر»، تضمینی بر ادامۀ حیاتِ کسب‌وکارِ خرد نیست. وقتی عدد و رقم بالا می‌رود یا امکانِ رفعِ نیاز با روشی بهتر فراهم می‌شود، نقطۀ پایان سر می‌رسد. کسب‌وکارهای کوچک معمولاً در دو مرحله شکست می‌خورند: ارسالِ محصول و دریافتِ پول.روش‌های نو، روش‌هایی برای سلاطین بازاریک تولیدکنندۀ مصنوعاتِ چوبی یا یک طراحِ خانگیِ جواهر نه امکانِ دریافتِ درگاهِ اینترنتی را دارد، نه پیگیری مراحلِ پیچیدۀ دریافتِ درگاه، با دو-دوتا، چهارتای کسب‌وکارش می‌خواند.توقف در جریانِ جابه‌جایی پول معنا ندارد. حالا چند سالی است که تجهیز یک وب‌سایت با نیروی وردپرس یا جوملا و کمک گرفتن از افزونه‌های فروشگاه‌ساز، شبحی از یک فروشگاهِ اینترنتی را مهیا می‌کند. اما چه چیزی مانعِ جان‌گرفتنِ آن شبح شده است؟ چرا فروشگاه‌های اینترنتی موفق به جلب نظر کاربران نمی‌شوند؟مسیرِ کوتاهِ تعامل در شبکه‌های اجتماعی، یک کوچِ بزرگ را رقم زد: شهروندان، دنیای web commerce را به سلاطینش واگذار کردند و میدانِ پرازدحامِ شبکه‌های اجتماعی را تصاحب کردند. کسب‌وکارهای خرد بیش از دیگران نیاز به درگاه پرداخت آنلاین را احساس می‌کنند. سربازهای پرشُمار به سفارش‌های خرد و هر از گاه قانع‌اند، اما کسانی که به کم قانع نمی‌شوند، راهکارهای تازه را جستجو می‌کنند.تراکمِ کسب‌وکارهای اینستاگرامی و محرومیت‌های ناشی از تحریم (نداشتن کارت اعتباری و حساب اینترنتی و محرومیت از امکانِ تبلیغات هدفمندِ جغرافیایی) مثلِ بچه‌ای پراستعداد و بازیگوش برای جزئی‌نگرها شکلک درمی‌آورد. این بچۀ پرظرفیت حرفی دارد: چه کسی قدرِ من را می‌داند؟ و پاسخ پیشِ کسی است که راهکاری نو در پرداختِ بی‌دردسر داشته باشد.- مطالب پیشین جیبیت- این مطلب محصولی از بخش محتوای جیبیت است.</description>
                <category>جیبیت | Jibit</category>
                <author>حسام الدین مطهری</author>
                <pubDate>Sat, 16 Feb 2019 09:59:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا مشتری بین کالاهای مشابه انتخاب می‌کند؟</title>
                <link>https://virgool.io/Myjibit/%D8%B9%D8%B5%D8%B1-%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D8%B4-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D9%88%D8%AF%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-xyzquapfmsvr</link>
                <description>  طرح از مرجان حسینی | جیبیتسالِ ۱۳۹۷؛ بازار دیگر در قُرقِ یک یا دو حجره‌دار نیست. کمتر کسی مغازه‌ها را با «کله‌پزی ممدآقا» یا «لحاف‌دوزی سیدحبیب» می‌شناسد. کسب و کارهای محلی کوچکتر و کوچکتر می‌شوند و تولیدکنندگان و عرضه‌کنندگان به‌جای شناخته‌شدن با اسم‌های کوچک، با ارزش‌های افزوده‌شان شناخته می‌شوند. رقابت در کوران کالاهای مشابهرقابتِ نو، رقابتِ ارزشِ افزوده است. همه می‌کوشند چیزی بیشتر به مشتری ببخشند و کسی در این رقابت برنده است که حسِ گرمِ ملموسی منتقل کند. جزئیاتی که دربارۀ «لید» و مشتریانِ بالقوه، بالفعل، وفادار و ترویج‌دهنده می‌گویند، همه از یک اصل خبر می‌دهد: مشتری را خوشحال کن وگرنه سراغِ رقیبی می‌رود که اهمیت بیشتری به احساساتش می‌دهد.بندبازی در ارتفاعیک تجربۀ تلخ در خرید آنلاین، چند ساعت دسترس‌ناپذیری سرور، یک حرکتِ تبلیغاتی توهین‌آمیز یا سرسری، چند مرحلۀ زیادی در خرید، بدجا بودنِ دکمۀ پرداخت یا بدقولی در ارسالِ محصول ممکن است آخرین خریدِ یک کاربرِ پرشتاب و کم‌حوصله را رقم بزند. اگر خوش‌شانس باشید، ممکن است برخی از کاربران شما را ببخشند و سراغِ رقیب‌تان نروند. اما گورستانِ تجارت پر از جوانمرگ‌های ماجراجویی‌ست که بندبازی را نه از روی درایت، که از روی شجاعت پیش گرفته بودند.تجارتِ واقعی برابر بی‌دقت‌ها بی‌رحم است. هر قدر فناوریِ امروز سرعتِ خرید را بیشتر کرده، احتمالِ شکست را هم بالاتر برده است. اگر هوشیار باشیم، به جزئیات دقت می‌کنیم و همه چیز را درست می‌چینیم، بی‌دلیل تصمیم نمی‌گیریم، هیچ حرکتی را بدونِ پرسیدنِ «چرا؟» و «چطور؟» پیش نمی‌گیریم. اما این‌ها هم کافی نیست.چه چیزی به مشتری می‌بخشی؟سالِ ۱۳۹۷: در عصرِ ارزش‌افزوده زندگی می‌کنیم. بازار در این زمانه بینِ صدها و هزارها کالای مشابه، سراغِ فروشنده‌ای را می‌گیرد که چیزی به او ببخشد و حسِ مثبتِ خرید را به همراه بیاورد.جیبیت با «امتیازهایی هم‌جنس تومان» به‌دنبال ساختنِ چنین تجربه‌ای است.- مطالب پیشین جیبیت-  این مطلب در بخش دیجیتال مدیای جیبیت تولید شده است.</description>
                <category>جیبیت | Jibit</category>
                <author>حسام الدین مطهری</author>
                <pubDate>Sat, 12 Jan 2019 13:33:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پایان عصر عابربانک، شروع فصل تازه پرداخت دیجیتال</title>
                <link>https://virgool.io/Myjibit/%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D9%87%D9%86%D9%87-%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AF-evnwydz52b3s</link>
                <description>طرح از مرجان حسینی | جیبیت وقتی فناوری مفهوم تاریخ و خرید را دگرگون می‌کندبه مفهومِ «تاریخ» و «خرید» فکر کنید. وقتی ده سال پیش می‌خواستیم از تاریخ حرف بزنیم، دیوارِ برلین و شکستِ ناپلئون و حملۀ مغول به ایران نمونه‌های قابل‌توجهی به‌نظر می‌رسیدند. اما اگر همین الان دربارۀ اینستاگرام حرف بزنیم، ممکن است یک ساعتِ بعد حرف‌مان کهنه شده باشد. فاصلۀ به تاریخ پیوستنِ پدیده‌ها و رویدادها به‌اندازۀ یک آپدیت است!تاریخِ جدید: کشته‌های جنگ جهانی برابر کشته‌های گوگل!جنگ‌ها و کشتارها و قحطی‌ها هنوز هم اتفاق‌های گل‌درشتِ تاریخ‌اند،‌ اما نسلِ ما با جنسِ تازه‌ای از تاریخ مواجه است: فهرستِ بلندبالای کشتارهای گوگل نوعی از تاریخ است که احساساتِ ما را درگیر می‌کند: با مرگِ گوگل‌ریدر متأسف شدیم، از تولد و مرگِ زودهنگامِ گوگل‌ویو و گوگل‌باز کفری شدیم و مرگِ Google Shortner مسیر و انتخاب‌هایمان را عوض کرد. ما شهروندانِ زمانۀ دیجیتال، سوار بر اسبِ اینترنت پیش می‌رویم و پدیده‌هایی را که به‌ظاهر نو هستند، زود پشتِ سر می‌گذاریم.دگرگونی مفهومی فعلِ «خرید»تا ده سالِ پیش مفهومِ «خرید» هم کم‌وبیش معنای دیگری داشت. راسته‌های لباس و مبل و کیف و کفش و لوازم خانگی هنوز پرمشتری‌اند، اما بچه‌زرنگ‌های محلۀ کسب‌وکارهای آنلاین با زیرکی در هر کنجی سرک می‌کشند. حالا فرایندِ خرید دگرگون شده:· متغیرهای اثرگذار بر ذهن مشتریان تغییر کرده است· معیارهای انتخاب محصول دگرگون شده است· شیوه‌های جدیدی در بررسی و انتخاب کالا یا خدمات جایگزین شیوه‌های گذشته شده است· فروشِ خدمات هر روز جاافتاده‌تر از گذشته می‌شود· شیوه‌های تازۀ ارسال و دریافت کالا به شیوۀ سنتی اضافه شده است· شیوۀ پرداخت هزینه‌ها دستخوش تغییرهای اساسی شده استتغییر فرایندها و دگرگونی رفتار جامعهاحتمالاً بزرگترین نگرانی اجدادِ ما زنده‌ماندن برابرِ جنگ‌ها و قحطی‌ها و بلاهای طبیعی بوده است. ما فرزندانِ عصرِ دیجیتال،‌ نه‌تنها نگرانِ زندگی‌مان هستیم، بلکه به چیزهای دیگری هم فکر می‌کنیم: محافظت از موبایل‌مان برابرِ ویروس‌ها، مراقبت از حساب بانکی‌مان برابر فشینگ، خبردارشدن از تخفیف‌های بزرگ، همیشه شارژ داشتنِ موبایل‌مان و.... علم مدعی است نگرانی‌های بشر را کم می‌کند. واقعاً نگرانی‌های کمتری داریم؟خوب یا بد، تغییر شیوۀ فکری و فرایند رفتاری ما در دنیای دیجیتال، نیازها و حساسیت‌های تازه‌ای می‌سازد. نقطۀ پایانی برای این نیازها و حساسیت‌ها وجود ندارد. هنوز که هنوز است دستیابی به «آسودگی» و «برخورداری بیشتر» از بزرگترین تمناهای انسان است. می‌خواهیم بیشتر و ساده‌تر به امیال‌مان برسیم. راحت‌تر زندگی کنیم، راحت‌تر بخریم و راحت‌تر پرداخت کنیم. اگر در گذشته شیوۀ رسیدن به این امیالِ بشری، کم‌وبیش یکسان و قابلِ توصیه به یک و حتی چند نسل بعدتر بود، امروز و با دگرگونیِ مفهومِ تاریخ، شاید حتی نتوانیم شیوۀ شش ماه پیش را برای شش ماه بعد پیشنهاد کنیم. فصلِ تازه‌ای از پرداختخیلی از ما لااقل بیش از سه حسابِ بانکی داریم که برخی‌شان واقعاً بی‌استفاده افتاده‌اند. کارت‌های بانکی را همه جا همراه می‌بریم. کیفِ پول‌هایی را دیده‌ام که از حجمِ کارت‌های بانکی فرم‌شان را از دست داده‌اند و نزدیک است منفجر شوند. ترس‌های ما هم تغییر کرده‌اند. از داستان‌هایی که دربارۀ سرقتِ اطلاعاتِ کارت‌های بانکی می‌شنویم وحشت می‌کنیم و از معطلی در صف‌های طولانی بانک گله‌مندیم.دوباره با تاریخ برگردیم: از معرفی اولین دستگاه‌ها و کارت‌های عابربانک چند سال می‌گذرد؟ هر چه تصویرِ ذهنی دربارۀ سال ۱۹۵۰ میلادی دارید به خاطر بیاورید. ممکن است یک ساعت بعد از اینکه این متن را خواندید، ده‌ها اپلیکیشن جدید به دنیا معرفی شوند یا کمپانی‌های بزرگ دستاوردِ تازه‌ای را رونمایی کنند؛ پدیده‌هایی که باز هم رفتارِ ما و شیوۀ زندگی‌مان را تغییر می‌دهند.پرداختِ آنلاین دیگر هیجانِ زیادی ندارد. آنچه می‌تواند هیجان‌انگیز باشد، فصلِ تازه‌ای در پرداخت است، چیزی که لابه‌لای جزئیاتِ «چگونگی پرداخت» نهفته است. کارِ جیبیت فکر کردن و تلاش برای فراهم‌کردنِ همین موضوع است.این مطلب در بخش دیجیتال مدیا جیبیت تولید شده است.</description>
                <category>جیبیت | Jibit</category>
                <author>حسام الدین مطهری</author>
                <pubDate>Sat, 05 Jan 2019 10:13:02 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>