کارشناسی ارشد مشاوره خانواده و علاقمند به مباحث بینرشتهای
رنجِ پالاینده و شفقتِ نهفته در سلوک عرفانی

در خوانش آنهماری شیمل (Annemarie Schimmel)، رنج (suffering) در سنت صوفیانه صرفاً یک وضعیت تراژیک یا کیفری نیست، بلکه یکی از صورتهای پیچیده و پارادوکسیکالِ تربیتِ روح در مسیرِ سلوک است. از این منظر، شفقت (compassion) و رنج در برابر یکدیگر قرار نمیگیرند، بلکه در افقِ عشق (love) به یکدیگر راه میبرند: آنچه برای سالک (seeker) بهصورت زخم و فشار ظاهر میشود، میتواند در منطقِ درونیِ عرفان به پالایش، بیداری و کمال (perfection) بینجامد. شیمل در Mystical Dimensions of Islam این معنا را با تکیه بر سنت شعر عرفانی فارسی صورتبندی میکند و نشان میدهد که چگونه زبانِ صوفیه از رنج بهمنزلهٔ امری میگوید که درونِ آن، طلبِ معنا و دگرگونی نهفته است.
در این دستگاه فکری، رنجْ خودْ نوعی کیمیاگریِ باطنی است: همانگونه که شیرهٔ انگور با محنت و فشار (tribulation) پالوده میشود و گندم با کوبیدهشدن و آردشدن به قوتِ جان بدل میگردد، جانِ انسانی نیز از رهگذرِ ابتلا از خامی به پختگی میرسد. شیمل این منطق را نه بهصورت ستایشِ دردِ بیغایت، بلکه بهمثابهٔ نشاندادنِ ساختارِ دگرگونی در تجربهٔ دینی عرضه میکند؛ از همین رو، در سنت صوفیانه میتوان از عرفان رنج (mysticism of suffering) و آوای درد (voice of pain) سخن گفت، بیآنکه رنجْ مستقل از عشق و معنا فهمیده شود. در همین افق است که تمایز میان رحمت (rahma) و زحمت (zahma) اهمیت مییابد: در تعبیر شیمل، زاهدِ عابد در پی رحمت و آمرزش است، اما عاشق، درد را نیز در نسبت با محبوب میفهمد و از همین رهگذر، رنج را به نشانهٔ توجهِ خاصِ معشوق ازلی تبدیل میکند.
نکتهٔ مهم در تفسیر شیمل آن است که این صورت از تجربهٔ رنج، بهمعنای نفیِ رحمت یا نفیِ آسایش انسانی نیست؛ بلکه نشان میدهد که در زبانِ عرفان، رحمت میتواند در هیئتِ ابتلا و سختی نیز ظهور کند. به همین سبب، مقایسهٔ او با مایستر اکهارت (Meister Eckhart) معنای روشنی پیدا میکند: در سنت مسیحیِ اکهارت نیز رنج، نیرویی برای تهذیب و رسیدن به کمال روحانی تلقی میشود، و اندیشهٔ او دربارهٔ «تولدِ پسر در جان» و دگرگونیِ درونیِ انسان، با زبانِ عرفانیِ شیمل همافق میشود. پس در این میان، دردْ نه صرفاً فقدان، که گاه دروازهٔ تولدِ نو است؛ نه خشمِ معشوق، بلکه شیوهای از آشکارشدنِ عنایت (special providence) در جانِ آمادهٔ سلوک.
از این رو، اگر بخواهیم جمعبندیِ منسجم و دانشگاهی ارائه کنیم، باید بگوییم که شیمل در Mystical Dimensions of Islam رنج را در نسبت با عشق، پالایش، و دگرگونیِ باطنی میفهمد؛ او با تمثیلهای ملموس، با بازیهای زبانیِ سنت صوفیانه، و با مقایسهای فرارَوی از مرزهای دینی، نشان میدهد که تجربهٔ عرفانی در ژرفترین لایهٔ خود، تجربهای است که در آن درد و رحمت، بهجای حذفِ یکدیگر، یکدیگر را تفسیر میکنند. این خوانش، هم برای فهمِ ادبیات عرفانیِ فارسی راهگشاست و هم برای سنجشِ گفتوگوی میان عرفان اسلامی و عرفان مسیحی افقی دقیق و ثمربخش میگشاید.
منابع، اشخاص و تاریخها:
Annemarie Schimmel, Mystical Dimensions of Islam (1975؛ ویرایش دوم 2011, University of North Carolina Press).
Meister Eckhart (حدود 1260–1328).

مطلبی دیگر از این انتشارات
پیامبران بهمثابه الگوهای فضیلت: خوانشی مفهومی از هشت ویژگی بنیادین تصوف در آیینهی ادبیات عرفانی اسلامی
مطلبی دیگر از این انتشارات
کاربرد بالینیِ ابعاد عرفانی اسلام: از نقشهٔ معنایی شیمل به فرمولبندی درمانی
مطلبی دیگر از این انتشارات
«ناظرِ باطن، مراقبه، و بازگشتِ فعل: خوانشی هستیشناختی از سه بیتِ مثنوی»