معرفی سریال Nathan For You؛شوخی یا توهین؟

تقریبا دوسال پیش بود که سریال"The Curse"منتشر شد و باعث شد که من با کمدینی به نام Nathan Fielder آشنا بشم.نمره های بالای سریال و تحسین فراوان پیرامونش،باعث شده بود کاربران برخی شبکه های اجتماعی مثل ردیت،یکبار دیگه یادآوری بکنن که این کمدین کانادایی کی بوده و چه مسیری رو گذرونده تا به ساخت همچین سریال منحصربفردی برسه.از بین تمام کارهایی که تولید کرده بود،یکی از اونها بیشتر مورد بحث قرار گرفته بود؛سریالی به نام "Nathan For You"،محصول 2013-2018.سریالی که آنچنان فراگیر نبود و همین الان هم در دامنه های جستجو چیز زیادی درباره‌ش پیدا نمی کنید،اما سریالیه که به طرز کنایه آمیزی،یه اثر هنریه.

داستان ازین قراره که نیتن فیلدر در نقش "نیتن فیلدر"،به عنوان یک مشاور کسب و کار،سراغ بیزنس های خرده پا و آسیب دیده میره و سعی می کنه که با ارائه راه حل های متنوع،کاروبار اونها رو رونق ببخشه.سریال در تقلید عامدانه از رئالیتی شوها تولید شده و اتفاقا خیلی از اجزاش هم واقعیه.برای مثال نیتن فیلدر در دنیای واقعی هم در رشته کسب و کار درس خونده.تمام کسبه ای هم که باهاشون ملاقات می کنه،کسب کارهای "واقعی"هستن و تمام واکنش ها و حرفاشون هم واکنش و حرف های آنی و لحظه ای اونهاست؛عملا چیزی به اسم فیلمنامه از پیش تعیین شده وجود نداره و خود نیتن هم در تعامل با اونها بیشتر از بداهه پردازی استفاده می کنه.اما مسئله اینجاست،ایده هایی که نیتن میده ایده های فوق العاده غیرکاربردی،احمقانه و مضحکی هستن و کسبه،ازونجایی که جلوی یک دوربین نشستن،به خیال اینکه بخشی از یک برنامه تلویزیونی در رابطه با کسب و کار هستند چاره ای جز قبول اجرای ایده اون رو ندارن

درباره محتوای سریال بهتره به جای فیلمنامه از عبارت طرح(scheme)استفاده بکنیم.روش کار گروه تولید اینطوری بوده که یه طرح اولیه رو در نظر می گرفتن و دومینه وار اتفاق بعدش رو می چیدن،اتفاقاتی که احتمال وقوعشون با توجه به واکنشی که از طرف مقابل می گرفتن بالا بود و از طرفی خیلی هم کنترل شده بوده تا مسیر هر طرح به بیراهه کشیده نشه.کاری که این سریال می کنه اینه که با توجه به ماهیت کمدیش،دائما مرز بین کمدی و واقعیت را نامرئی می کنه.هیچ موقع نمی تونید متوجه بشید چه چیزی کاملا واقعیه و چه چیزی از پیش طراحی شده ست و اینجاست که نبوغ سریال،اللخصوص شخص Nathan Fielder مشخص میشه.

شما در حالت عادی زندگی بلاگری رو دنبال می کنید،یک مستند تماشا می کنید و وقت خودتون رو صرف دیدن یک رئالیتی شو می کنید.در هر کدوم ازین موارد تا چه حد به واقعیت چیزی که در برابر دوربین اتفاق می افته اعتماد دارید؟چیزی که سریال رو به یک پارودی تبدیل می کنه هم در همین جاست.شما توقع دارید که در یک سریال،"داستان" ببینید اما خیلی اوقات موقعیت هایی پیش میاد که فراتر از یک شوخی از پیش طراحی شده ست و ریشه در "واقعیت"داره.موقعیت هایی که شاید در سریال های داستانی-کمدی و با شخصیت های کمیک بامزه باشه،ولی در برابر یک "انسان عادی" معذب کننده،توهین آمیز و اذیت کننده ست.

جالب اینجاست که خود شخص نیتن فیلدر هم در مصاحبه های کمی که ازش موجوده،دائم روی مرز واقعیت و داستان راه میره.برای مثال در هر مصاحبه ای در دوران پخش Nathan For You انجام داده،خودش رو همون "مشاور کسب و کار"معرفی می کنه.در تاک شوها،به رسم متداول یک داستان تعریف می کنه و وسط داستانش با استفاده از عکس و اصطلاحات یه ارجاعی می زنه به شخصیت توی سریال،تا ما هم توی این چرخه بیفتیم که الان خاطره ای که داره تعریف می کنه واقعیه یا صرفا پرداخته ذهن خودشه.

یکی از مصاحبه های Nathan Fielder،که در شخصیت جدیدی فرو رفته و ادعا می‌کنه که خود واقعیشه
یکی از مصاحبه های Nathan Fielder،که در شخصیت جدیدی فرو رفته و ادعا می‌کنه که خود واقعیشه

"نیتن برای شما" ایده های فوق العاده جذابی داره،ولی عامل موفقیتش اینه که توی ایده گیر نمی کنه و به وضوح می بینی چطور خودشو بسط می ده و علی رغم ماهیت مستند گونه ش شروع به خلق شخصیت های سینمایی از آدم های عادی می کنه.طعنه های زیادی به عالم و آدم،از جمله بدنه رونق گرفته ریالیتی شوهای آمریکایی در اون زمان می زنه و در عین حال گفتگو ها بخاطر عدم وجود فیلمنامه سیاله.سیال از این جهت که واکنش هایی که از افراد عادی دیده میشه کاملا غیرقابل پیش بینیه.ممکنه در وسط یک گفتگو شخص حرفی رو به زبون بیاره که حتی خود شخص نیتن هم در جا خشکش بزنه و براش غیرقابل هضم باشه. از طرفی دیگه این موضوع موقعیت های کمدی زیادی هم به وجود میاره و واقعا هم به طرز غیرقابل توصیفی خنده داره.

یکی از شخصیت های عادی،که حضور قابل توجه‌ش در سریال باعث ساختن یک ریالیتی شوی دیگه از زندگیش شد
یکی از شخصیت های عادی،که حضور قابل توجه‌ش در سریال باعث ساختن یک ریالیتی شوی دیگه از زندگیش شد

سریال،پره از موقعیت های معذب کننده،زیاده روی در برخی مسائل(چیزی که باعث شد درباره نوشتن ازش مردد بشم) و شوخی های سنگین.ولی واقعا کانسپت خیلی جالبی داره و مجابم کرد یک مطلب اولیه دربارش بنویسیم.سریالی نیست که بشه ازش توقع دریافت حال خوش داشت،ولی از آثاریه که باعث میشه از خلاقیت یک آدم آنچنان به وجد بیایم که به زنده شدن یک ژانر محبوب امید داشته باشیم.