از تماشای فیلم تا خواندن کتاب؛ اینجا دربارهی آنچه در هنر تجربه کردیم مینویسیم و حرف میزنیم. 🍀
مائدههای زمینی و مائدههای تازه؛ سفری شگفتانگیز به نام زندگی
وقتی چیزی برایمان ارزشمند است، با آن احساس زندگی میکنیم؛ حالا اگر تمام شود، ما تنها میشویم. در چنین لحظاتی ممکن است دچار نوعی افسردگی کوتاهمدت شویم.
اغلب ما این احساس را با کتابها یا فیلمها تجربه میکنیم؛ چون با پایانشان، انگار بخشی از وجودمان را در آنها جا گذاشتهایم. با آن فیلم یا کتاب زندگی کردهایم؛ چند لحظهای از واقعیت جدا شده و به خیالی زیبا و لذتبخش پناه بردهایم.
این کتاب یکی از همان کتابهاست؛ کتابی که هم دلت میخواهد بخوانی تا حس زندگیت بیشتر شود و هم از طرفی میترسی؛ چون وقتی تمامش کنی، انگار چیزی از دست دادهای.

برای من، خواندن این کتاب فرقی با زندگیکردن ندارد. مهم نیست در چه سنی باشی یا در چه حالی، این کتاب از آن دسته کتابهاییست که حالِ دلت را خوب میکند؛ میتواند دوایی برای روح آدمی باشد.
چرا؟
چون نویسنده در آن از تجربههای واقعی زندگیاش میگوید. اما اشتباه نکنید؛ این کتاب نه اندرزنامه است، نه زندگینامه. نمیدانم دقیقاً چه نامی میتوان بر آن گذاشت؛ اما میتوانم بگویم: کتابیست که دربارهی همهچیز حرف میزند.
برخلاف بسیاری از نویسندگان فرانسوی که بیشتر به بخشهای غمانگیز زندگی و رنج و اندوه توجه دارند، آندره ژید ما را با زیبایی دنیا آشنا میکند. او یادمان میدهد چگونه از ابرهایی که در گذرند لذت ببریم؛ چگونه از جویبارها، درختان، پرندگان و از هزار چیز سادهی دیگر شاد شویم؛ بدون سختی، بدون رنج!
این کتاب پر از شگفتیهای ساده است؛ پر از رمز و رازهای کوچکِ زندگی. تعجب نکن اگر هنگام خواندنش خاطرات قشنگت به یادت میآیند یا لبخند ملایمی بر لبانت مینشیند.
کتاب محور داستان مشخصی ندارد، بلکه از بخشهای گوناگون و مستقل تشکیل شدهاست. شاید بهتر است بگویم این کتاب، بازتاب تجربهی زیستهی نویسنده و شاعر اندیشمند ما، آندره ژید، است.
کتاب شامل دو بخش است:
۱. مائدههای زمینی – تجربهی زیستهی دوران جوانی نویسنده
۲. مائدههای تازه – تجربهی دوران پختگی و آرامش او

در بخش نخست، ژید جوانی پرشور، کنجکاو و رها از هر قید و بندی است. او تصمیم میگیرد با تمام وجودش، با جسم و روحش، در لحظه زندگی کند. در این بخش، شاعر به کشورهای گوناگون سفر میکند تا خود و معنای زندگیاش را بیابد؛ بخشی از کتاب توصیف دیدنیها و تجربههای سفر اوست. «مائدههای زمینی» در واقع نامهای عاشقانه به زندگی است؛ دعوتی به تجربه، آزادی، و لذت زیستن.
اما در بخش دوم، «مائدههای تازه»، نویسنده با نگاهی پختهتر به همان معنا بازمیگردد. شور و طوفان جوانی فرو نشستهاست و حالا آرامشی ژرف و دانایی در کلماتش موج میزند. در این بخش، ژید سفرهایش را کرده، دیدنیها را دیده و شنیدنیها را شنیدهاست؛ او اکنون از جایی سخن میگوید که در آن، زندگی برایش به نوعی آرامش و روشنایی تبدیل شدهاست.
این کتاب ما را یاد چیزی میاندازد که نباید فراموشش کنیم: زمین هم آسمانی دارد.

✍️ نگارنویس
مطلبی دیگر از این انتشارات
هیچکاک و فروپاشی واقعیت در آینهی ادراک انسان؛ از «سرگیجه» تا «روانی»
مطلبی دیگر از این انتشارات
سقراط اکسپرس؛ درسهایی برای زندگی از سقراط تا نیچه
مطلبی دیگر از این انتشارات
نقد و معرفی انیمیشن «آقا و خانم توییت» (The Twits – 2025)