آناهیتا حقیقی هستم ملقب به #آناپلو ی افسانهای سردبیر انتشارات سوپرکول پوکاس😎یه فریلنسر ایرانگردم برات از خودم و سفرامو افکارم مینویسم نوشته هاموبخون و نظرتو بگو.
بقا یا به ..ا؟ مسیله این است!
با این پست هم کمکت میکنم مچ خودتو بگیری هم کمکت میکنم بیشتر از این به فنا نری!بعد خوندنش هروقت بری سرویس بهداشتی لبخند میزنی!
میگن از هر دست بدی از همون دست میگیری حالا من یبار از یه دستی گرفتم الان میخوام بدم دستت! میخوام یه چراغ قوه بدم دستت و ازت بخوام نورشو بندازی رو خودت و افکارت،کارات و نتایجت! بریم؟
مقتصد یا مازوخیسم؟
تاحالا شده با یکی بری رستوران طرف به یه نقطه ای برسه که غذا تا سیب گلوشو مسدود کرده و نمیتونه ادامه بده اما بگه تا آخر میخورمش چون پول دادم؟بعدشم خوردن دو تیکه آخر پیتزا همانا و نرسیده به خونه تگری زدن همانا! حالا اینجا پای پول وسطه.چیزی که برخلاف نظر من خیلیا معتقدن چرک کف دسته.اما نکته اینجاست پول به راحتی قابل لمس و محاسبه اس؛به همین دلیل بزرگ تر از مقداری که هست به نظر نمیرسه!نفهمیدی چی گفتم؟بیا بگمت!
اون فقط یه هزاری بود!
اگر بابت یه شیرینی 1000 تومن پرداخت کنی ولی به محض دریافتش شیرینیت از دستت بیفته تو جوب میدونی که 1000 تومن از دست دادی! اما اگر برای دیدن یک غار زیبا در یک شهر خیلی دور از تهران نصف شب راه بیفتی و بخاطرش یک روز مرخصی گرفته باشی و کلی تدارک دیده باشی دوستاتو دعوت کرده باشی تا همرات بیان و.....ولی بری ببینی دم در نگهبان مربوطه بهت میگه: غار جاهای خوبش ریزش کرده و دیگه بدرد نمیخوره برین داخلش؟اون موقع چی؟
تصویرسازی کن
یلحظه صبر کن ادامه نمیدم.ازت سوال دارم.اونجا بودی چی کار میکردی؟فکر کن تو ذهنت جواب بده بعد ادامرو بخون.
چرا گوش نکردی مگه نگفتم اول تو ذهنت جواب بده بعد ادامرو بخون؟فکر کن.
کردی؟جواب نگهبانو چی دادی؟خب حالا بخون.
شرط میبندم گفتی خب میرم تو ! من که تا اینجا انقد ریاضت کشیدم! میریم تو ببینیم تو این غار وامونده چی داره! آخرم بدون توجه به اینکه غار تازه ریزش کرده و احتمال داره مجددا ریزش داشته باشه و یه تیکه از بلوراش شاتاراق بخوره تو سر همسفر سیا بختت کلتو میندازی پایین میری تو! حتی ممکنه نگهبان غارو هم راضی کنی اون بگه نرو تو غار بگی یدیقه میرم میام! نخند.فکر کن ببین کدوم کارات شبیه این ماجرا بوده؟
چون خسته شدم پس باید به قله برسم!
خیلی وقتا یه مسیری رو شروع میکنیم و توی این مسیر مجبور میشیم بهای زیادی بپردازیم...اینکارو به یک هدفی انجام میدیم .. یه انگیزه ای شاید حتی یک رویا! میریم جلو و با هر قدم میزان بهای غیر قابل محاسبه ی ما بیشتر و بیشتر میشه...از یه جایی به بعد میفهمیم آقا ما از این مسیر به قله نمیرسیم،طوفانه احتمال بهمن هست همنوردی نمونده مسیر پیدا نیست!...اما ادامه میدیم!...چرا؟چون تا اینجا کلی راه اومدیم! هزینه کردیم! خسته ایم! کودک لجباز و زبون نفهم درونمون پاشو میکوبه زمین میگه پس چیشد ؟ کوش اونیکه میخواستم؟من کلی منتظر موندم! باید بشه باید بشه برام انجامش بده! به هرقیمتی شده برام بیارش!...
ما بزدلان مفلوک...
دقیقا چون به خاک رفتیم کاملا با صلابت در مسیر به خاک رفتن بیشتر ، قدم گذاریمونو ادامه میدیم!...یکی از دلایل بزرگش اینه که ما میترسیم!...ما از روبرو شدن با این حقیقت تلخ که تمام تلاشامون برای هیچ بوده و یا در مسیر غلطی بوده یا نتیجه امکان پذیر نیستو همش ضرر بوده وحشت داریم! ما از رسیدن به نقطه صفر یا حتی منفی صفر و خودمونو در اون شرایط دیدن وحشت داریم! ما از اینکه اونایی که یروز میگفتن به نظرم نمیتونی و نمیشه و تو کلت بوی قرمه سبزی میده بهمون برگردن بگن منکه گفته بودم وحشت داریم! مگه نه؟
بقا یا به ..ا؟ مسیله این است!
مغز شما طراحی شده برای نجات شما اما اگر حواستون نباشه به وقتش مغزتون برایی نابود کردنتون فوق العاده احمق خوبیه! مغز برای بقا سعی میکنه از شما دربرابر این وحشت وحشتناک و حملات اون محافظت کنه پس سیستم انکار رو روشن میکنه! یا حواس شمارو به چیزای دیگه پرت میکنه! یا یه بدبختی رو تارگت میکنه تا همه چیزو همه نشدن هارو بندازید گردن اون! در کنارش شما تو همون مسیر بیهوده میمونید! ادامه میدید و تحلیل میرید تا جایی که واقعیت اونقد محکم میخوره تو صورتتون که پیشونیتون قد کدو باد میکنه و مجبور میشید خودتونو تو واقعیت دردناکی که خودتونو وسطش انداختید ببینید! و خدامیدونه که چقدر بعدش میگین کاش زودتر دست برمیداشتم! کاش فلان روز استپ میکردم!
القای حس گناه = ایجاد نیازوتقاضا= افزایش فروش!
الان کجایی داری چه میکنی؟...من واقعا آدمی هستم که معتقدم همیشه یه راهی هست اما کلا با این پکیج فروشای موفقیت که سرتاپاشون زرده و فقط به فکر پول در آوردنن مخالفم! واقع گرایی میگه خیلی اوقات پیش میاد که نمیشه و این اصلا بد نیست! این دردناکه اما بد نیست. این یعنی راهیرو که مناسبت نبوده پیدا کردی و حالا فرصت داری بری دنبال راهی که مناسبته! چون همیشه یه راهی هست! ولی اون خوکای پول پرست برای همه آدما بدون در نظر گرفتن اینکه دقیقا تو چه شرایطی هستن یک نسخه میپیچن:خسته نشو ادامه بده حتما میشه چون باید بشه! و اگه نمیشه ینی اندازه ای که باید خودتو نابود نکردی!پس خودتو سرزنش کنو نابود تر شو افسرده تر شو ناتوان تر شو و نیاز بیشتری به پکیجای موفقیت احمقانه من که علمش جعلی و حتی برای زمان تیرکمون شاهه پیدا کن! سرهمین آدمای کمالگرا که از خودشون بالاترین انتظارو دارن خیلی بیشتر قربانی این کلاهبردارا میشن!
خیلی از کوهنوردا تو دنیای واقعی بخاطر همچین تفکری در راه رسیدن به قله فوت کردن!میتونید راجع بهش تحقیق کنید!
منفی صفر یک توهمه.تو یه تپه جدیدو فتح کردی!
در ادامه بهت بگم اگه تو خودتو تو شرایطی میبینی که همه چیو امتحان کردی و نشده و به این نتیجه رسیدی که از نظر منطقی کارت رسما اشتباه و در مسیر غلطیه حس منفی صفر بودن نگیر! تو تمام مدتی که داشتی این شکستو رقم میزدی کلی موفقیت کسب کردی! کلی تجربه به تجاربت اضافه شده و مطمین باش توی ادامه راهت بدردت میخوره. و بعدا بابتش کلی لبخند میزنی و ته دلت احساس برد میکنی چون اونجا که بقیه پاشون تو باتلاقه تو دو قدم جلویی! اینه عدالت روزگار! با اینکه همه چیش عادلانه به نظر نمیاد اما فراتر از چیزی که فکر کنی عادله! باید بهم اعتماد کنی.
بعد فتح تپه چه کنیم؟از بچه ها یادبگیر!
ما باید از بچه ها خیلی چیزا یادبگیریم.اونا وقتی یه خونه با لگو هاشون میسازن دودیقه بعد به طرز وحشیانه ای ولی با یه لبخند شیطانی میزنن باباشو میارن جلو چشاشو خرابش میکنن!بهش بگی دیدی گفتم نمیتونی اهمیتی نمیده! کار خودشو میکنه!بعد یه نوشو میسازه؛ کاملا با حوصله و بی تفاوت! بعد چندوقت میبینی اهریمن کوچولو یچیزی ساخته که تو با هیکلی که چاربرابر ازش گنده تره به فکرتم نمیرسید!
خیلی خوبه که کودک درونت اینجوری به کارت بیاد.پس نترس! گند بزن به زندگیت! گند زدی؟زندگی خودته! این اولین زندگیت تو این دورس! قهوه ای کن دوباره ماله بکش فردا دوباره از سر! کی به کیه؟فکر کردی اون بابایی که یه کاسه چس فیل دستشه نشسته بدبیاریای تورو میشمره و میگه دیدی بهت گفتم یا میخنده و اخبارشو سند تو آل میکنه کم تو زندگیش ...ده؟ بهت قول میدم با شخصیت داغونی که داره دریغ از یک تپه!

هیچ چیز مهمتر از زمان و عمرو لحظات تو نیست.پس از اینکه درخت نیستی خداتو شکر کنو جاتو عوض کن! اگه میبینی تو کویری پاشو برو وسط جوب آب قنات کفتری بشین! اونجا گذر عمر ببین!والا
حالا برای پیش گیری از افتادن توی همچین تله ای و یا افسردگی بعد فتح تپه باید چ کنیم؟دیوارو ببین، بدون که اون فقط یه دیواره و بعد برو سمتش! اینجوری واقعا ممکنه یه در پیدا کنی.اما برعکسش نمیشه! وقتی فکر کنی یه جا یه دری هست و با سر بری توش با اطمینان زیادی به سمت دیوار میدوی و تا زمانی که ضربه مغزی نشدی متوجه نمشی که عه اون در نبود دیوار بود! اون ضربه ممکنه کاری کنه دیگه حتی نتونی دنبال در دیگه ای بگردی! اما اگر تو بتونی از دل یه دیوار در مخفی رو پیدا کنی برای پیدا کردن درای مخفی و جادویی زیادی انگیزه میگیری!
استراتژی فروش توالتی!
اکثر آدما جز افراد دائم الیوبس وقتی میخوان برن سرویس بهداشتی کاملا هم خوشحالن هم آرامش دارن! هم هیجان دارن هم تمرکز کلا حس خوب دارن!میدونی چرا؟چون کاملا میدونن قراره چیکار کنن! سرهمین توالت جاییه که بشر امروز بالاترین درصد موفقیت عملیات رو داشته! البته اینا نظر مغز کرمچاله ای منه!شاید بعد بارها برات پیش اومده باشه که از سرویس بهداشتی برگشتی و یکی بهت میگه به به چشات وا شدا نه؟و تو واقعا هم تو دلت بگی آخیش راحت شدم! همین چیزا باعث شد حس کنم که استراتژی فروش توالتی واقعا جواب میده!
یه زمانی تو سیستم فروش مد نظرم من از این استراتژی استفاده کردم و تونستم فروش بالایی رو ثبت کنم! ینی چطور؟من به تیم فروش گفتم که باید روزانه حداقل ۵۰ تماس بگیرن و اگر بالای ۴۰ نفر بهشون جواب منفی بدن و فروش انجام نشه علاوه بر پورسانت ناچیز قراردادای موفق بهشون مبلغی رو پرداخت میکنم!اینطوری شد که تیم من تماس میگرفت تا نه بشنوه! اونا تلاش میکردن قرارداد بسته بشه اما از نه هایی که میشنیدن ناراحت نمیشدن و هر نه براشون یک امتیاز محسوب میشد!...(این روش ابداعی من نیست من فقط کمی تغییرش دادمو براش اسمم گذاشتم.)
با این قدرت شکست ناپذیر شو!
اگر تو از قبل خودتو اماده کنی که شاید از پسش بر نیای اما همچنان نمیخوای فرصت جنگیدن رو از خودت بگیری و حاضری بهاشو بپردازی و اگه باختی باختتو بپذیری بهت قول میدم تو بازی واقعا مغزت بهتر کار میکنه!و احتمال بردت صد برابر میشه! چون تو حالا دیگه قدرتی ترسناکی داری! قدرت از دست دادن! دقیقا مثل سربازای آمریکایی که توی جنگ ویتنام بودن توهم آماده و متمرکز و شجاع خواهی بود! این تمرکز و شجاعت و مسئولیت پذیری تورو به موجود ترسناک و تقریبا شکست ناپذیری تبدیل میکنه.
حالا که نوشته هامو خوندی با خیال راحت و ذهن باز به سمت تپه های بعدی برو.

راستی دستمال نمیخوای؟
مخلصم
آناپلو
مطلبی دیگر از این انتشارات
رابط کاربری، تجربه کاربری، تجربه مشتری و تجربه برند
مطلبی دیگر از این انتشارات
شوک در سفر?
مطلبی دیگر از این انتشارات
از UI Designer تا Product Thinker: مسیر رشد طراح در ۲۰۲۶