چه چیزی یک عکس خوب را می سازد؟
ساده ترین سوال در عکاسی نیز پیچیده ترین سوال است: چه چیزی یک عکس خوب را می سازد؟ کافی نیست که بگوییم یک عکس خوب از نورپردازی، ترکیب، سوژه و غیره ناشی می شود. این سوال پاسخ عمیق تری دارد. تصاویر خوب – هر چقدر هم که با یکدیگر متفاوت باشند – همه از ریشه های یکسانی ناشی می شوند: عکاس یک هدف قوی برای عکس دارد، سپس آن هدف را به موثرترین شکل ممکن بیان می کند.
1) شکل گیری چشم انداز
هر عکسی که می گیرید باید به دلیلی وجود داشته باشد. این درست است، خواه یک تصویر دور ریختنی باشد، یک عکس فوری خانوادگی، یا بزرگترین اثر هنری که تا به حال خلق شده است. اگر دلیلی برای گرفتن عکس نداشته باشید، به سادگی وجود نخواهد داشت. این دلیل چشم انداز پشت یک عکس است.
همیشه به داشتن واضح ترین دید ممکن در هنگام گرفتن عکس کمک می کند. به جای اینکه بگویید: "وای، چه صحنه جالبی، من به یک عکس نیاز دارم"، بهتر است به خودتان بگویید: "این منظره در یک عکس تاریک و بدخلق کاملا کار می کند. چگونه می توانم به آن دست یابم؟"
یکی از تکنیک های مفید این است که عکس نهایی را در چشم ذهن خود تصور کنید. واقعا به صحنه مقابل خود نگاه کنید و سعی کنید دقیقا بفهمید که چگونه در عکس شما ظاهر می شود - نکات خوب و بد. سپس، بهترین نسخه ممکن از آن عکس را تصور کنید و بفهمید که چگونه به آنجا برسید.
شکل دادن به یک چشم انداز بخش آسان است. تنها کاری که واقعا باید انجام دهید این است که پیام یا احساسی را که می خواهید ثبت کنید مشخص کنید. چالش واقعی دستیابی به آن چشم انداز است - تطبیق عکس نهایی خود با تصویر ایده آلی که در ذهن دارید.

2) عملی کردن چشم انداز خود
برای عملی کردن چشم انداز خود، باید به هر جنبه ای از عکاسی متفکرانه و آگاهانه نزدیک شوید. شما نمی توانید وقتی چیزی توجه شما را به خود جلب می کند، چند عکس فوری بگیرید. در عوض، آخرین بیت عکس باید عمدی باشد. این با یکی از مهم ترین بخش های عکاسی شروع می شود: سوژه شما.
2.1) انتخاب موضوع مناسب
در کارگاهی که زمانی در آن شرکت کردم، یکی از فعالیت ها عکاسی از یک گل به گونه ای بود که حس خشم را برمی انگیزد. نتایج همه جالب بود و برخی تا حدی موفق شدند، اما هیچ یک از آنها واقعا با این چشم انداز مطابقت نداشت. برداشت من از تمرین؟ گل ها در بیان احساسات خاص خوب نیستند. من مطمئن هستم که این چیزی نبود که مربی برای ما یاد بگیرد، اما این یک درس مهم است.
همه موضوعات برای هر دیدگاهی که دارید کار نمی کنند. عکاسی از یک آبشار روشن در یک روز آفتابی و برانگیختن حس وحشت بسیار دشوار خواهد بود. به همان اندازه دشوار است که یک طوفان رعد و برق را بر فراز یک آتشفشان عظیم به شیوه ای سرگرم کننده و سبک دل ثبت کنید.
نکته این است که شما باید موضوع خود را با دقت انتخاب کنید. هر چیزی که از آن عکس می گیرید چیز متفاوتی را به میز می آورد – ویژگی های منحصر به فرد خود که بسته به اینکه دید شما واقعا چیست، می تواند کم و بیش برای دید شما مناسب باشد. بسیاری از صحنه ها برای ثبت "چیزی زیبا" طراحی نشده اند، به عنوان مثال، اگر هدف شما این است. برخی همیشه بهتر از دیگران کار می کنند. بنابراین، سوژه های خود را با دقت انتخاب کنید.

2.2) آیا همه چیز دلیلی دارد؟
عمدی. هدفمند. هنگامی که یاد می گیرید چگونه عکس های موفق بگیرید، این دو کلمه ممکن است از همه مهم تر باشند.
هیچ کاری را بدون فکر انجام ندهید. هر قسمت از هر عکسی که می گیرید باید به دلیلی وجود داشته باشد. هیچ چیز نمی تواند تصادفی باشد - نه نور در صحنه، نه نحوه ترکیب بندی سوژه ها، و نه کوچکترین جزئیات در پایین کادر.
آگاهانه تک تک عناصر یک صحنه را ارزیابی کنید و اگر چیزی ناخوشایند است، راهی برای حذف آن پیدا کنید. بسیاری از عکاسی – ترکیب بندی خوب و پس پردازش خوب – در مورد به حداقل رساندن عناصری است که به عکس شما آسیب می رسانند. با در نظر گرفتن این هدف، ترکیب بندی خود را تغییر دهید، شاید با حرکت دادن دوربین خود به موقعیت دیگری یا استفاده از یک لنز دیگر. عکس های خود را تا حد امکان در این زمینه اصلاح کنید تا هیچ چیز از ظاهر کلی تصویر کم نشود.
یکی از مواردی که من به آن هشدار می دهم این است که از استفاده از پس پردازش شدید برای حمایت از عکسی که مشکلات عمده ای دارد خودداری کنید. گاهی اوقات، درست است که ممکن است بتوانید یک تکه چمن آزاردهنده را از یک عکس پیدا کنید، یا یک کوه دور را تاب دهید و فشار دهید تا چشمگیرتر به نظر برسید. اما، حتی اگر برایتان مهم نیست که این نوع تنظیمات را از منظر هنری یا اخلاقی انجام دهید، همیشه ایده آل است که با بهترین تصویر پایه ممکن شروع کنید. مهم نیست که سبک پس از پردازش شما چقدر مینیمال یا شدید باشد، کیفیت یک تصویر تکمیل شده مستقیما مدیون کیفیت عکس خارج از دوربین شما است.
به همین دلیل است که هر عنصر در عکس های شما باید هدفی داشته باشد. هیچ چیز نباید وجود داشته باشد فقط به این دلیل که "صحنه اینگونه به نظر می رسید" و شما نقطه دید بهتری پیدا نکرده اید - یا بدتر از آن، به این دلیل که در وهله اول به اندازه کافی توجه نکرده اید تا متوجه یک موضوع خاص شوید.

من نمی گویم که این همیشه آسان است. به عنوان یک مثال شخصی، من اخیرا عکسی گرفتم که تقریبا به اندازه کافی خوب است که بتوان آن را منتشر کرد، اما یک کوه کامل در دوردست وجود دارد که به خوبی کار نمی کند و نمی توان آن را به گونه ای برش داد که مناسب به نظر برسد. در چنین شرایطی کار زیادی برای انجام دادن وجود ندارد، به جز اینکه از اضافه کردن عکس به نمونه کارهایم خودداری کنم.
حتی اگر نتوانید تک تک عناصر یک عکس را بهینه کنید، به احتمال زیاد راهی برای بهبود تلاش اولیه شما در یک صحنه وجود دارد. اینجاست که یادگیری در مورد چیزهایی مانند نور و ترکیب بسیار مهم است، زیرا آنها تأثیر عمیقی بر نحوه ظاهر شدن نتیجه نهایی شما دارند.
بالاترین بیان عکاسی این است که کل تصویر را عمدی و عمدی کنید - جهان را به گونه ای ثبت کنید که دید و احساسات شما به طور یکپارچه به بیننده منتقل شود. اگر چیزی در تصویر شما غیر ضروری به نظر می رسد، یا حواس شما را از هدف شما برای عکس منحرف می کند، از صحنه نهایت استفاده را نمی برید.

2.3) یافتن مخاطب مناسب
بسیاری از کلیشه ای ترین عکس ها در وب سایت های عکاسی استوک نیز با دقت طراحی شده اند و هر قسمت از تصویر عمدا ایجاد شده است. اما چشم انداز عکاس در این موارد خلق یک اثر هنری خیره کننده یا آشکار کردن چیزی در جهان نیست که قبلا دیده نشده است. این برای گرفتن عکسی است که با جستجوی کلمات کلیدی شخصی مطابقت دارد.
اگر شما به عنوان یک بیننده در جستجوی یک شاهکار به یک عکس استوک نزدیک شوید، احتمالا آن را پیدا نخواهید کرد. اما اگر در عوض به همان عکس از دیدگاه کسی نگاه کنید که به عکسی از منگنه قرمز در مقابل پس زمینه آبی نیاز دارد، از پیدا کردن تصویر مناسب هیجان زده خواهید شد.
بنابراین، اینکه آیا یک عکس "خوب" است یا خیر به شدت به مخاطبان شما بستگی دارد. ممکن است موفق شوید زیباترین عکس حیات وحش تمام دوران را بگیرید، اما بیننده اهمیتی نمی دهد که فقط سعی کند تصویری از یک سازدهنی پیدا کند. و مخاطب می تواند هر کسی باشد - حتی می تواند فقط خودتان باشید!
بگویید که هدف شما گرفتن بهترین عکس ممکن از یک منظره کوهستانی است. بسته به مخاطبان شما، این می تواند معانی بسیار متفاوتی داشته باشد. من شخصا عاشق عکس هایی هستم که تاریک، بدخلق و آرام هستند. اگر تماشاگران خودم بودم و نه دیگری، زیباترین عکس کوهستانی برای من ممکن بود عکس ای باشد که پس از غروب آفتاب گرفته شده باشد و نور بسیار کمی باقی بماند و بسیاری از جزئیات سوژه در سایه گم شود.

بسیاری از عکاسان دیگر عکس هایی از این دست را بیش از حد غم انگیز می دانند، یا شاید به اندازه کافی جالب نباشند. این به همان اندازه منطقی است. اگر تعریف شما از یک تصویر منظره زیبا شامل نور روشن، رنگ های غنی و سوژه ای است که یک بار در زندگی اتفاق می افتد، به سمت عکس های بسیار متفاوتی نسبت به من جذب خواهید شد.
برای اینکه بیننده یکی از تصاویر شما را موفق ببیند، دید شما برای عکس باید با آنها هماهنگ باشد. هرچه دو سلیقه شما نزدیکتر باشد، محصول نهایی را بیشتر دوست خواهند داشت و کمتر متوجه مشکلاتی می شوند که ممکن است داشته باشد. و برای خودتان که یکی از عکس های خود را موفق بیابید، این در مورد وفادار ماندن به آنچه در مورد عکس های خود دوست دارید است، نه اینکه به آنچه شخص دیگری ترجیح می دهد خم شوید.
البته، نمی توان دقیقا دانست که دیگران چگونه یکی از تصاویر شما را می بینند و تفسیر می کنند. به همین دلیل، مگر اینکه قبلا با یک بیننده خاص در ذهن عکس بگیرید (دوباره، مانند عکاسی استوک)، تنها کاری که می توانید انجام دهید این است که عکس هایی را بگیرید و نمایش دهید که با ترجیحات شما مطابقت دارند. در پایان روز، در بیشتر موارد، این کافی است تا مخاطبان مناسب را پیدا کنید - چه خودتان باشید، چه گروه کوچکی از دوستان، یا چیزی گسترده تر - و بدانید که آنها سبک شما را دوست دارند.
3) نتیجه گیری
یک عکس خوب عکسی است که:
- دید روشنی دارد
- این چشم انداز را با موفقیت بیان می کند
- به خوبی با دیدگاه خود بیننده شما هماهنگ می شود
علامت زدن این کادرها، به خصوص جعبه دوم، آسان نیست، اما ارزش تلاش را دارد. اگر هر سه را انجام دهید، نتیجه واضح است: در نهایت یک عکس موفق خواهید داشت.
در برخی از سطوح، تک تک عناصر عکاسی – نور، ترکیب بندی، سوژه و غیره – فقط ابزارهایی هستند که برای رسیدن به هدف یا چشم انداز خود استفاده می کنید. چه این چشم انداز ایجاد یک عکس منظره زیبا و دیدنی باشد، یا گرفتن یک سلفی سریع برای ارسال برای یک دوست، مهم نیست. یک عکس خوب به سادگی در هدف خود موفق می شود و با سلیقه بیننده شما مطابقت دارد.
با این حال، برای رسیدن به آنجا، مهمترین چیز این است که با هدف عمل کنید. با انتخاب آگاهانه سوژه های خود شروع کنید و اطمینان حاصل کنید که تک تک بیت های هر عکس به دلایلی وجود دارد. یک عکس خوب به ندرت به طور تصادفی اتفاق می افتد. اگر این را در نظر داشته باشید، در حال حاضر یک قدم بزرگ جلوتر از بازی هستید.

چگونه با استفاده از یک کتاب عکس های زیبا و هنری خلق کنیم
آموزش عکاسی مدلینگ: ۵ و نیم نکته مهم برای راحتی و ژست بهتر مدل
آموزش عکاسی: ۴ نکته مهم برای عکاسان مبتدی