<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>پست‌های انتشارات پروداکت پیتزا</title>
        <link>https://virgool.io/Productpizza/feed</link>
        <description>پروداکت خیلی شبیه به پیتزاس ? بیاید با هم بسازیمش.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 15:33:42</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/publication/0yodh2h3mxbe/737vxp.png</url>
            <title>پروداکت پیتزا</title>
            <link>https://virgool.io/Productpizza</link>
        </image>

                    <item>
                <title>نوشتنه مقاله برایه شما ،مایع افتخاره منِ !</title>
                <link>https://virgool.io/Productpizza/%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86%D9%87-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B9-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%85%D9%86%D9%90-xhsgde3udiy5</link>
                <description>من مدیر محتوای پروداکت پیتزا و یه عشقِ محتوا هستم! توی این پست درباره چندتا از دغدغه‌هام براتون نوشتم:یه‌بار درباره این نوشتم که چقدر توی سایت‌های مختلف اشتباه‌های نگارشی، دستوری، املایی و تایپی می‌بینم و چقدر این قضیه، به طور خاص برای سایت‌های سفارش تولید محتوا، بد و خطرناکه. راستش انقدر این اشتباه‌ها زیادن و من رو اذیت می‌کنن، که چند وقته تصمیم دارم درباره رایج‌ترین خطاها توی متن‌ها بنویسم و تا می‌تونم در اختیار همه قرارش بدم؛ حتی اگه دو نفر هم کمتر اشتباه کنن، من اعصابم آروم‌تر میشه! امروز دیگه (به زور... نه ببخشید، به «توصیه» مدیر و دوست گرامیم) این تصمیم دیرینه رو عملی کردم و ... بسم‌الله!خب بذارید اول از همه بگم که من بین همه کسایی که منو می‌شناسن، به «غلط‌گیر» معروفم! یعنی اگه توی هر جمله‌ای که می‌بینم (یا حتی می‌شنوم!) اشتباهی وجود داشته باشه، سریع متوجهش میشم. این رو هم اضافه کنم که اکثر اطرافیانم از این موضوع به ستوه اومدن و همینه که لقب «غلط‌گیر» رو بهم دادن! علاوه بر این، به‌شدت اهل سرچ کردن و گشتن توی اینترنتم؛ یعنی هروقت هرکسی دنبال چیزی می‌گرده به من میگه که برم دنبالش و تا تهِ قضیه رو در بیارم! توی چند وقت اخیرم داشتم استارت‌آپ‌های مختلف رو بررسی می‌کردم و سایت‌هاشون رو چک می‌کردم که واسه‌ی کار خودم از محتواهاشون ایده بگیرم. توی همین گشتن‌های مداوم اشتباه‌های زیادی دیدم که بعضیاشون انقدر بدیهی بودن که اذیتم می‌کردن. واسه همینه که بالاتر گفتم هر اشتباه کمتر مساویه با آروم‌تر بودن اعصاب من!همه اینا رو گفتم که اگه من رو نمی‌شناسین، یه ایده کلی درباره‌م داشته باشین و بدونین که چی باعث شده این اشتباه‌ها رو جمع کنم و انقدر انگیزه پیدا کنم که درباره‌ش مقاله بنویسم. توی این مقاله سعی می‌کنم اشتباه‌ها رو طبق قاعده‌ش دسته‌بندی کنم؛ اشتباه‌های نگارشی، املایی و بدیهی! اگه چند دقیقه از وقتتون رو بهم بدید متوجه سیستم این دسته‌بندی میشید.قبل از اینتر زدن، یه بار جمله‌ها رو بخوناشتباه‌های نگارشی به اون دسته از اشتباه‌ها میگن که بیشتر مربوط به استفاده از علائم نگارشی مثل نقطه و ویرگول هستن. این دسته شاید توی معنی جمله تفاوتی ایجاد نکنن، اما خلاف قواعد نگارشی فارسی هستن و واسه همینه که بهشون میگیم اشتباه. معمولا اگه یه بار متنی که نوشتین رو بلند بخونین، متوجه این اشتباهات میشین.ویرگول:اگه توی جمله قراره از ویرگول استفاده کنید، لازم نیست قبلش فاصله (اسپیس) بذارید. اما... بعدش حتما از اسپیس استفاده کنید. این قاعده درباره بقیه علائم نگارشی مثل نقطه، دونقطه، نقطه ویرگول (یا همین علامت «؛» که بهش سمی‌کالن هم گفته میشه)، علامت تعجب یا علامت سوال هم صادقه.بعد از ویرگول از «و» استفاده نکنید. یا شاید بشه برعکسش رو هم گفت یعنی قبل از «و» ویرگول نذارید. چرا؟ چون یکی از کاربردهای ویرگول اینه که بین کلمه‌های هم‌پایه‌ای که تعدادشون بیشتر از دوتا باشه میاد و عملا جای «و» رو می‌گیره؛ پس استفاده از ویرگول قبل از «و» دیگه اضافیه. یعنی اگر بیشتر از دوتا کلمه یا عبارت هم‌پایه داشتین (یعنی کلمات یا عباراتی که همه‌شون یه نقش دارن و براشون از یه فعل استفاده میشه)، بین همه‌شون ویرگول میاد و قبل از کلمه یا عبارت آخر فقط «و» می‌ذارید. یادتون باشه که این مورد توی نوشتار انگلیسی صدق نمی‌کنه و واسه همین اکثر اشتباه‌های این مدلی که می‌بینیم، موقع ترجمه از انگلیسی به فارسی اتفاق می‌افته.مثلا «من ، برادرم ، پدرم ، و مادرم به بازار رفتیم» اشتباهه و باید به شکل «من، برادرم، پدرم و مادرم به بازار رفتیم» نوشته بشه.نقطه:حتما، حتما و حتما، آخر جمله‌هاتون نقطه بذارید. معمولا این اشتباه توی جمله‌های آخر هر پاراگراف دیده میشه که یادمون میره نقطه بذاریم و انگار که جمله رو همون‌جا ول کردیم. نقطه نشون میده که جمله‌تون تموم شده و واسه همینه که همیشه و آخر هر جمله لازمه.قاعده فاصله قبل و بعد از نقطه هم مثل ویرگوله؛ یعنی آخر جمله که می‌خواید از نقطه استفاده کنید نباید اسپیس بزنید ولی بعدش (یعنی اول جمله بعدی) فاصله میاد.مثلا «من، برادرم، پدرم و مادرم به بازار رفتیم .بازار خیلی زیبا بود» اشتباهه و باید اینطوری نوشته بشه: «من، برادرم، پدرم و مادرم به بازار رفتیم. بازار خیلی زیبا بود.»این نکته رو هم یادتون باشه که تنها جایی که آخر جمله نباید از نقطه استفاده کنید، توی تیتر مطالبه.نقطه ویرگول:وقتی که می‌خواید توضیح اضافه‌تری درباره جمله قبلی بدید، بهتره که از این علامت استفاده کنید؛ یعنی وقتی که می‌خواید معنی جمله قبل رو بگید یا اون رو با یه بیان دیگه توضیح بدید. (اگه دنبال مثال می‌گردید، جمله قبل رو با دقت بیشتری بخونید!)پرانتز و گیومه:اول از همه بگم که قاعده استفاده از فاصله برای پرانتز و گیومه تقریبا برعکس بقیه علائم نگارشیه؛ یعنی وقتی که دارین پرانتز یا گیومه رو باز می‌کنین، باید قبلش فاصله بذارین، و عبارت توی پرانتز/گیومه رو بدون فاصله بنویسید. حالا چرا تقریبا برعکس؟ چون موقع بسته‌شدن، این دوتا علامت مثل بقیه عمل می‌کنن؛ یعنی قبلشون فاصله نمیاد ولی بعدشون ادامه جمله با فاصله نوشته میشه.پرانتز رو برای توضیح بیشتر درباره یه کلمه، وسط جمله می‌ذاریم و گیومه رو برای نقل قول یا تاکید روی یه کلمه/عبارت و جداکردنش از بقیه جمله. این یعنی که اگه جمله رو بدون عبارت توی پرانتز بخونیم همچنان درسته اما بدون عبارت توی گیومه، جمله ناقصه. پس جمله زیر اشتباهه:طبق گفته سارا« معروف به غلط‌گیر » ، از حرف ربط( و )وسط جمله استفاده می‌شود.و چون عبارت «معروف به غلط‌گیر» توضیح اضافه درباره اسم «سارا» به حساب میاد و البته کلمه «و» جزء اصلی جمله‌ست، باید نوشته بشه:طبق گفته سارا (معروف به غلط‌گیر)، از حرف ربط «و» وسط جمله استفاده می‌شود.گفتم که اگه قواعد اصلی رو بلد باشید، این دسته از اشتباه‌ها رو معمولا خودتون موقع بلند بلند خوندن متن متوجه میشین. حالا بریم سراغ دسته بعدی که بیشتر با اعصاب من بازی می‌کنن!املا: صفر!یادمه که سال دوم ابتدایی، معلم ما همیشه آخر دیکته‌هایی که سر کلاس بهمون می‌گفت، یه «سپاسگزارم» هم می‌گفت که املاشو یادمون نره و خب ماه‌ها طول کشید تا املای درست این کلمه یادمون بمونه. جابه‌جا نوشتن فعل‌های «گذاشتن» و «گزاردن» بیشترین اشتباهیه که توی این دسته دیده میشه. از زمان ابتدایی، بهمون گفتن که «گذاشتن» (با تاکید روی حرف «ذ»!) این معانی رو داره: قرار دادن، اجازه‌دادن، وضع کردن، عبور کردن. یه‌کم خودمونی‌تر بگم، «گذاشتن» برای چیزهاییه که دقیقا می‌ذاریمشون! مثلا گذاشتن موبایل روی میز، گذاشتن نقطه آخر جمله، قانون گذاشتن، چیزی رو جایی جا گذاشتن یا حتی پایه‌گذاری کردن یه مکتب. اما «گزاردن» (این بار با تاکید روی حرف «ز»!) یعنی انجام‌دادن و به‌جا آوردن، پرداختن، بیان کردن. واسه همینه که کلماتی مثل «سپاسگزار» یا «نمازگزار» اینجوری نوشته میشن چون به معنای «بیان کردن/ادا کردن سپاس» و «به‌جا آوردن نماز» هستن. پس وقتی که قراره یه فعل یا کلمه‌ای رو با «گذاشتن/گزاردن»‌ بنویسید، اول به معنیش فکر کنید،‌ بعد توی انتخاب بین «ز/ذ» دقت لازم رو به خرج بدید. اگر هم که شک کردید، دوست خوب و دانای همه‌مون، گوگل، همیشه آماده کمکه!یه‌بار داشتم رزومه چند نفر که برای تولید محتوا درخواست کار داده بودن رو می‌خوندم، یه نفر توی رزومه‌ش نوشته بود: «تسلط در حوضه کامپیوتر، هوش مصنوعی و...»! بهم حق می‌دید اگه درخواستش رو همون لحظه رد کرده باشم دیگه؟ «حوزه» یعنی ناحیه، منطقه، زمینه و «حوضه» یعنی تالاب و آبگیر! اگه می‌خواید یادتون نره، می‌تونید حوضه رو با کلمه «حوض» یادتون بیارید و اینطوری دیگه هیچ‌وقت نمی‌نویسید «حوضه کامپیوتر»!یه بار داشتم بین سایت‌هایی که کارشون تولید محتواست و سفارش می‌گیرن برای این کار، می‌گشتم که یکی از عجیب‌ترین اشتباه‌ها رو دیدم! توی بخشی از سایت که مشتری‌های قبلی رو اسم برده بود، چنین چیزی رو دیدم:مایه افتخار یا مایع افتخار؟معنی مایع رو همه می‌دونیم: هر چیز روان مثل آب و سرکه رو میگن مایع. اما «مایه» یه کلمه دیگه‌ست که معنیش میشه اساس،‌ بنیاد، ابزار و چیزهایی شبیه به این. حالا به‌نظرتون معنی «همکاری با شما مایع افتخار ماست» چی می‌تونه باشه؟! فکر کنم این بار هم بهم حق میدین که به هرچیز دیگه‌ای که توی سایت درباره کیفیت کارشون نوشته شده بی‌اعتماد بشم.این آخرین موردی که می‌خوام توی این دسته بگم هم یکی از رایج‌ترین اشتبا‌هاتیه که احتمالا بخاطر تفاوت بین گفتار و نوشتار این کلمه به‌وجود میاد؛ راجع‌به. توی اطرافیان خودم خیلی می‌بینم که می‌نویسن «راجب» و انقدر ازشون ایراد گرفتم که دیگه همه یادشون مونده! شما هم یادتون بمونه؛ «راجع‌به» از فعل «رجع» میاد که متداول‌ترین شکل‌های این فعل که ما توی فارسی استفاده می‌کنیم رجوع، مرجوع و مراجعه هستن و در نتیجه نوشتن حرف «ع» توی این کلمه لازمه.«اشتباه‌های بدیهی» یا «چگونه با اعصاب من بازی کنید!»چند ساله که تاکید روی استفاده درست از «ه کسره» خیلی زیاد شده و من از این بابت به شدت خوشحالم! این مورد قاعده خیلی ساده‌ای داره:کجا از «ه» استفاده کنیم؟جایی که دارید به زبون محاوره صحبت می‌کنید و واسه همین می‌خواید فعل «است» رو حذف کنید؛ یعنی به‌جای «اون میز خوشگل است» می‌نویسید «اون میز خوشگله».جایی که می‌خواید از اسم معرفه استفاده کنید، مثلا «اون میزه رو ببین! چقدر خوشگله!».پس نمی‌نویسید «اون میزِ رو ببین! چقدر خوشگلِ!»کجا از «ه» استفاده نکنیم؟هیچ‌وقت به‌جای نقش‌نمای اضافه از «ه» کسره استفاده نکنید! همین!واقعا به همین سادگیه و کافیه که همین سه تا قانون کلی رو بلد باشید تا ننویسید « میزه خوشگلْ» و با اعصاب من بازی نکنید! حالا بگذریم از کسایی که «ه» آخر کلمه‌ها رو هم حذف می‌کنن و می‌نویسن «ب من بگو»!دیگه چجوری می‌تونید با اعصاب من بازی کنید؟ با گذاشتن فاصله به‌جای نیم‌فاصله! قاعده نیم‌فاصله از هکسره هم راحت‌تره؛ توی یه کلمه از نیم‌فاصله استفاده می‌کنیم، بین کلمات از فاصله. یعنی چی؟ یعنی موقع نوشتن کلمه «علی‌الحساب»، نمی‌نویسید «علی الحساب» و البته توی فعل‌هایی که دوبخشی هستن، بین دوتا بخششون نیم‌فاصله می‌ذارید،‌ نه فاصله. فکر کنم لازم نیست بگم که بین کلمه و علامت جمع «ها» هم باید نیم‌فاصله قرار بگیره. پس من دارم مقاله «اشتباه‌های» نگارشی رو «می‌نویسم». البته ممکنه این مورد رو توی سایت‌ها خیلی زیاد ببینید که خب بخاطر بهینه‌سازی برای موتورهای جستجو (یا همون SEO) این کار رو می‌کنن (چون تعداد افرادی که با نیم‌فاصله سرچ می‌کنن، کمتر از افرادیه که با فاصله سرچ می‌کنن).چرا انقدر گیر میدی؟همون اول مقاله چندتا از دلایل رو گفتم؛ از جمله غلط‌گیر و اهل سرچ و گشتن توی اینترنت بودنم. اما اینا فقط دلایلی هستن که باعث میشن من این اشتباه‌ها رو ببینم. دلیل اصلی اینه که خیلی از این اشتباه‌ها خطرناکن! مثل مثال مایع حیات که عرض کردم، یه لحظه تصور کنین که می‌خواین کل محتوای سایتتون رو بدین دست اعضای تیم یه سایتی؛ قطعا کیفیت یکی از مهم‌ترین فاکتورهای تصمیم‌گیریتونه. اما کیفیت رو از کجا می‌تونین تشخیص بدین؟ بله، از نمونه کارهاشون. حالا بهترین جا برای دیدن نمونه کارهای محتوای یه شرکت/وبسایت کجاست؟ محتواهای خود وبسایتشون. پس اگه من به‌عنوان مشتری، توی محتوای خود وبسایت اشتباه فاحشی ببینم، چطوری می‌تونم به کیفیت کار اون وبسایت اعتماد کنم؟ کسی که دلش برای وبسایت خودش نمی‌سوزه، مگه دلش برای کار من می‌سوزه؟این موضوع فقط برای سایت‌های تولید محتوا نیست. حداقل به نظر من، اشتباه‌های نگارشی و املایی و کلا هر نوع اشتباه دیگه‌ای، نشون‌دهنده بی‌توجهی اعضای اون سازمانه. در واقع وجود اشتباهی که من به‌عنوان یه آدم غیر متخصص متوجهش میشم، نشون میده که درست یا غلط بودن محتوا (هر نوع محتوایی و توی هر سطحی)، برای افراد مسئول اون بخش و به طور کلی هر عضو دیگه‌ی اون سازمان/شرکت مهم نیست. پس ممکنه که این طرز فکر رو توی رسوندن محصول نهایی به دست منِ مشتری هم داشته باشن و خب من هیچ علاقه‌ای ندارم کارم رو دست کسی بسپرم که کیفیت نهایی براش مهم نیست.نکته آخری هم که باید بگم اینه که اشتباه‌ها دسته‌ی دیگه‌ای هم دارن به اسم اشتباه‌های دستوری؛ دامنه این اشتباه‌ها خیلی گسترده‌ست و تا دلتون بخواد مثال ازش دارم! واسه همین ترجیح میدم اونا رو توی یه پست جداگانه بنویسم که هم این مطلب طولانی نشه و هم تاکید کافی روی اون دسته اشتباه‌ها بشه.اگه شما هم اشتباهی توی این دسته‌ها دیدین، حتما برام کامنت بذارین. منتظر خوندن نظراتتون توی این موضوع هم هستم و خوشحال میشم اگه هر نکته‌ای بود بهم بگین.</description>
                <category>پروداکت پیتزا</category>
                <author>سارا کریمی صفت</author>
                <pubDate>Mon, 15 Feb 2021 17:15:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اینفلوئنسرهای استارتاپی ایران</title>
                <link>https://virgool.io/Productpizza/%D8%A7%DB%8C%D9%86%D9%81%D9%84%D9%88%D8%A6%D9%86%D8%B3%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-ibx0plieu0au</link>
                <description>لیست اینفلوئنسرهای استارتاپی ایرانبه واسطه پروداکت پیتزا، این چند وقت مطالعم راجع به دیجیتال مارکتینگ بالا رفته و تو همین مطالعات، به یه فکت جالب رسیدم. تو سال 2021، یکی از جوابگو ترین ترندها قراره اینفلوئنسرمارکتینگ باشه، تو این مقاله، به طور خیلی مختصر به معرفی 5تا از افراد/برندهای تاثیرگذار اکوسیستم استارتاپی ایران تو اینستاگرام میپردازم ولی جلوتر، قراره تو صفحه اینستاگراممون، برای معرفی تک‌تک این افراد به صورت مفصل اقدام کنیم. پنج فرد/مجموعه تاثیرگذار در حوزه مارکتینگ:عادل طالبی: 17.8k دنبال‌کنندهعلیرضا کاظم‌زاده: 27k دنبال‌کنندهرضا واعظی: 85.4k دنبال‌کنندهبهنام کشانی: 18.4k دنبال‌کنندهمجموعه دی‌ام‌برد: 38.8k دنبال‌کنندهپنج فرد/مجموعه تاثیرگذار در حوزه محتوا:احسان طریقت: 18.4k دنبال‌کنندهپارسا کاکویی: 15.6k دنبال‌کنندهمحمدرضا فهیمی: 52.2k دنبال‌کنندهمجموعه محتوا کلاب: 6324 دنبال‌کنندهفرزاد مهردادی: 10.3k دنبال‌کنندهپنج فرد/مجموعه تاثیرگذار در حوزه برند و کاربردپذیری:مجموعه پروداکت فکتوری: 15k دنبال‌کنندهمجموعه یوایکس بوک: 17.2k دنبال‌کنندهمجموعه گراف‌هیت: 28.3k دنبال‌کنندهعلیرضا طاهری: 19.6k دنبال‌کنندهادوین قاسمی: 24.4k دنبال‌کنندهپنج فرد/مجموعه تاثیرگذار در حوزه مدیریت و محصول:صدف امیدواری: 4096 دنبال‌کنندهکاوه یزدی‌فرد: 12.9k دنبال‌کنندهرضا غیابی: 12.3k دنبال‌کنندهمحسن احمدی: 3595 دنبال‌کنندهشروین مشایخ: 57.6k دنبال‌کننده</description>
                <category>پروداکت پیتزا</category>
                <author>محسن</author>
                <pubDate>Sat, 02 Jan 2021 16:42:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شما به مدیر پروژه تبدیل نمی‌شوید اگر..</title>
                <link>https://virgool.io/Productpizza/how-to-be-project-manager-dyfdgjhwoiwu</link>
                <description>امروز توی این مقاله، می‌خوایم خیلی مختصر و مفید به بررسی ویژگی‌های پایه‌ای یک  شخصیت «مدیر» بپردازیم. در واقع توی قرن ۲۱، همه ما باید مدیر پروژه باشیم  و بتونیم پروژه‌های زندگی شخصی و کاری خودمون رو مدیریت، یا به‌قول  انگلیسی‌ها هندل (handle) کنیم. ولی یه مدیر پروژه چه ویژگی‌هایی داره که  اون رو تبدیل به یه فرد کارکشته می‌کنه؟ توی این مقاله ۵تا از مهم‌ترین  ویژگی‌ها رو بررسی می‌کنیم.۱-اگر استرس روزانه زیادی رو تحمل می‌کنین:همه  ما توی ایران زندگی می‌کنیم و چه بخوایم و چه نخوایم، هرروز با حجم زیادی  از استرس مواجه میشیم. ولی با وجود همه این استرس‌ها، باید بتونیم برای  پروژه‌های کوچیک و بزرگ زندگی شخصیمون هم آماده باشیم. امکان داره در طی یک  روز کاری با بحران‌های عجیب و غریب زیادی روبرو بشیم؛ بحران‌هایی که تا  الان تجربه‌شون نکردیم و نیازمند این هستن که توی سریع‌ترین زمان ممکن حل  بشن. پس کنترل استرس برای مدیر پروژه، یه مهارت لازم و ضروریه.۲-اگر به زمان خودتون اهمیت نمیدین:اهمیت  به زمان یه فاکتور اساسی و به شدت لازم برای یک مدیر پروژه‌ست. تا به حال  براتون پیش اومده که یه قرار ملاقات داشته باشید و چند دقیقه دیرتر برسید؟  یا یه قرار کاری مهم رو فراموش کنید؟ مدیریت پروژه یه فرآیند بزرگه که پر  از مراحل و موانع متفاوته. یه مدیر پروژه تنها در صورتی می‌تونه پروژه رو  به صورت تمام و کمال به هدف اصلیش برسونه که به اصطلاح «قدر ثانیه‌ها رو هم  بدونه». شما به عنوان مدیر پروژه، حق هیچ اشتباهی رو در طی فرآیند مدیریت  پروژه ندارین و یکی از همین اشتباهات ممنوعه، فراموشی یا تاخیر توی انجام  کارهاست.۳-اگر اولویت‌بندی براتون سخته:بیاین  با هم یه سناریو رو تصور کنیم: فرض کنید یکی از سهامدارای پروژه، درست  یکماه مونده به زمان تحویل (یا همون ددلاین)، یه صبح دل انگیز از خواب پا  میشه و تلگرامتون رو پر می‌کنه از ایده‌های جدید برای محصولش. البته که این  سهامدار عزیز ازتون انتظار داره که این ایده‌ها رو توی همین ورژن اول  پیاده کنید. جواب شما چیه؟ چجوری می‌تونین بین این موارد جدید و موردهای  قبلی اولویت‌بندی انجام بدین؟ توی اولویت‌بندی به چی فکر می‌کنین؟ کاربران؟  یا ترجیحات سهامداران؟ کدوم جواب درسته؟ کدوم مدل اولویت‌بندی  منطقی‌ترینه؟ یکی از اصلی‌ترین مهارت‌های یه مدیر پروژه، اولویت‌بندی  نیازهای پروژه‌ست. شما باید یاد بگیرید که هر حرفی درست نیست، هر فیچری  به‌جا نیست و هر کاربرد مورد انتظاری منطقی نیست. باید بتونین در سریع‌ترین  زمان ممکن بک‌لاگ پروژه‌تون رو تهیه کنین و بعد به نوشتن وظایف بر اساس  اولویت‌ها بپردازید.۴-اگر برای انجام تصمیمات وابسته به بقیه افراد هستید:توی  زندگی شخصی همه‌مون پیش اومده که خیلی وقتا موقع گرفتن یه تصمیم دچار شک  شدیم. اکثر مواقع، دلیل این اتفاق وابسته بودن خودمون و قدرت تصمیم‌گیریمون  به حرف‌ها و نظرات دیگرانه. خارجیا یه اصطلاح دارن به اسم overthinking.  معنی overthinking رو می‌دونین؟ وقتی به یه مسئله بیش از حد مورد نیازش فکر  می‌کنیم، بیشتر از ظرفیتش براش وقت می‌ذاریم و ذهنمون رو درگیرش می‌کنیم،  داریم «بیش از حد فکر می‌کنیم»بخشی  از این فکرها، ناشی از وابسته بودن قدرت تصمیم‌گیری ما به افراد دیگه‌ست.  یه مدیر پروژه توانمند می‌تونه در مواقع نیاز، بدون صحبت با دیگران و فقط  با اتکا به خودش، تصمیماتی رو بگیره. این تصمیمات پروژه رو به سمت بهبود  می‌برن و در نهایت، پروژه بدون نقص به مشتری تحویل داده میشه.۵-اگر توی ارتباط برقرار کردن مهارت زیادی ندارید:بذارید  رک صحبت کنم، در طی فرآیند مدیریت پروژه، شما با افراد خیلی زیادی سر و  کله می‌زنین؛ از سهامداران اصلی پروژه گرفته تا مشتری نهایی و عوامل  اجراییش. بخاطر همینه که توانایی مدیریت صحبت‌ها، مذاکره و برقراری ارتباط  یکی از اصلی‌ترین مهارت‌های یه مدیر پروژه‌ست. شما باید بدونید که در چه  زمانی نیازمند صحبت با چه افرادی هستید و می‌تونید چجوری این صحبت رو به  بهترین شکل ممکن پیش ببرید. در نظر داشته باشید که منظور از بهترین شکل  ممکن، رسیدن شما به هدفتون از اون مکالمه‌ست. بد نیست که تا حدی هم از زبان  بدن فرد مقابلتون درس بگیرید و سعی کنید بهترین واکنش‌ها رو نشون بدید. در  واقع، یه مدیر پروژه بدون مهارتهای ارتباطی، مثل یه پرنده بدون باله!در  پایان و با توجه به همه این نکته‌ها، در نظر داشته باشید که با ایجاد و  بهبود مهارت‌های گفته شده در خودتون، قطعا می‌تونین مسیر رشد رو طی کنین و  به یه مدیر پروژه درجه یک تبدیل بشین.نظر شما چیه؟ چه مهارت‌های دیگه‌ای برای یه مدیر پروژه لازمه؟ برام کامنت بذارین.</description>
                <category>پروداکت پیتزا</category>
                <author>محسن</author>
                <pubDate>Thu, 10 Dec 2020 16:08:44 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>