<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>پست‌های انتشارات پیامبران و پادشاهان</title>
        <link>https://virgool.io/Prophets/feed</link>
        <description>داستان
پادکست
تاریخ اسلام
داستان های فارسی
داستان های فارسی جدید
پادکست تاریخی پادکست فارسی</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-12 05:28:16</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/publication/ysq98ffzcn48/qs8hwx.jpg</url>
            <title>پیامبران و پادشاهان</title>
            <link>https://virgool.io/Prophets</link>
        </image>

                    <item>
                <title>قبر حضرت یوسف و نقشه شوم اسرائیل برای جسد یوسف پیامبر</title>
                <link>https://virgool.io/Prophets/%D9%82%D8%A8%D8%B1-%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA-%DB%8C%D9%88%D8%B3%D9%81-%D9%88-%D9%86%D9%82%D8%B4%D9%87-%D8%B4%D9%88%D9%85-%D8%A7%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C%D9%84-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D8%B3%D8%AF-%DB%8C%D9%88%D8%B3%D9%81-%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1-bvly5n5tdtmv</link>
                <description>سربازان اسرائیلی و صهیونیستی به خاطر مسائل مذهبی و اسراری که پشت این داستان هست، در کرانه باختری سعی کردند تا قبر پیامبر بزرگ، حضرت یوسف رو باز و جسد حضرت یوسف رو به مکان دیگه‌ای منتقل کنند. اونها قبر رو باز کردن ولی اتفاق بسیار عجیبی افتاد، اتفاقی که باعث شگفتی میلیون‌ها انسان در جهان شد. قبر حضرت یوسفیوسف پیامبر یکی از پیامبران بنی‌اسرائیل بود و یکی از پیامبران اولوالعزم و بزرگواری هست که خداوند داستان اون رو به طور کامل در قرآن کریم ذکر نموده. همونطور که می‌دونید حضرت یوسف در کودکی خواب بسیار عجیبی دید؛ او در خواب دید که ۱۱ ستاره و همچنین خورشید و ماه بر اون سجده می‌کنند. اون وقتی که این خواب رو برای حضرت یعقوب تعریف کرد فهمید که یوسف به پیامبری رسیده و صاحب جایگاه و منزلت بالایی خواهد شد. قبر حضرت یوسفبعد از گذشت مدت زیادی، بین حضرت یوسف و برادرانش اختلافات زیادی رخ داد و از شدت حسادت، برادران او حضرت یوسف رو به درون چاهی انداختن تا اون رو از بین ببرن و نابودش کنن. اما به طور معجزه آسایی یوسف پیامبر از درون چاه نجات پیدا کرد و سالیان زیادی در مصر حکومت کرد و در اونجا دارای مقام و منزلت بزرگی شد.مدت‌ها گذشت تا اینکه زمان مرگ حضرت یوسف فرا رسید. حضرت یوسف در وقت مرگش به بنی‌اسرائیل این چنین وصیت کرد؛ او از مردم خواست تا اینکه او را به فلسطین و بیت‌المقدس ببرند و اون رو در کنار قبر پدران بزرگش حضرت ابراهیم و حضرت اسحاق دفن کنند.بعد از فوت حضرت یوسف جنگ و اختلاف نظرهای بسیاری بین بنی‌اسرائیل رخ داد و دعوا سری این بود که حضرت یوسف کجا دفن بشه. چونکه مردم هر شهر و دیار بر این باور بودن که با دفن پیامبر خدا در شهرشون برکت و نعمت‌های زیادی به سراغ اون‌ها خواهد آمد. اما برای اینکه این اختلافات شدت نگیره و خاتمه پیدا کنه، قرار بر این شد که یوسف پیامبر در رود نیل دفع بشه تا به وسیله آبی که بر روی جسد ایشون جاری میشه، همه مصر از برکت و نعمت بدن ایشون فیض ببرن. بنابراین از سنگ مرمر برای ایشون یک تابوت ساخته شد و در رود نیل ایشون رو دفن کردند. سال‌های بسیار زیادی گذشت و حضرت یوسف در رود نیل دفن بود و هیچ اختلافی هم بین مردم نبود. تا اینکه حضرت موسی مبعوث شد. https://youtu.be/WiOOl3G6PcY بعد از پیامبری حضرت موسی، یکی از اولین کارهایی که ایشون تصمیم گرفتن انجام بدن، این بود که قوم بنی‌اسرائیل رو از مصر اخراج کنن، اون هم به خاطر ظلم و بی‌عدالتی که در این منطقه به راه انداخته بودند. وقتی دلیل انحراف اون‌ها رو جویا شدن، علمای بنی‌اسرائیل اعتراف کردن که به وصیت حضرت یوسف عمل نکردند. حضرت موسی از علمای بنی‌اسرائیل دلیل این مسئله رو جویا شد. اون‌ها گفتن حضرت یوسف وقتی که داشت از دنیا می‌رفت، به ما وصیت کرد که حتماً جسد اون رو به بیت‌المقدس انتقال بدیم و اون رو کنار پدر بزرگانش دفن کنیم. حضرت موسی از اونها اینگونه پرسید که قبر حضرت یوسف کجا قرار داره تا اون رو به اون نشون بدن. علمای بنی‌اسرائیل در جواب گفتن که هیچکدوم از ما مکان دقیق حضرت یوسف رو نمی‌دونیم، مگر یک شخص؛ اون هم پیرزنیه که در فلان مکان و در فلان شهر زندگی می‌کنه. نزد اون برین و از مکان قبر حضرت یوسف باخبر بشین.حضرت موسی نزد اون پیرزن رفت و از اون پرسید که مکان قبر حضرت یوسف کجاست و کجا دفن شده؟ اون پیرزن در جواب گفت هرگز مکان دفن حضرت یوسف رو به شما نخواهم گفت مگر اینکه به من قول و وعده‌ای بدهید و بر اون سوگند بخورید. حضرت موسی با تعجب پرسید چه وعده و قولی از من می‌خواید؟پیرزن از حضرت موسی خواست تا به اون وعده بده که با حضرت موسی در جنت محشور بشه. اما حضرت موسی به اون گفت کلید در بهشت و جهنم در دست من نیست و اراده خداوند هست که تعیین می‌کنه چه کسی در بهشت باشه و چه کسی در جهنم. ولی در همون لحظه بر حضرت موسی وحی شد که به این پیرزن وعده بهشت رو از جانب خداوند بده و حضرت موسی هم چنین کرد. وقتی پیرزن از زبان حضرت موسی وعده بهشت رو شنید و خیالش راحت شد، رو به حضرت موسی و یارانش کرد و گفت پس همراه من بیایید.  https://youtu.be/A5S4XM9SEPE پیرزن حضرت موسی رو به مکانی از نهر نیل برد، سپس به اون‌ها گفت این مکان رو خشک کنید و آب این مکان رو خارج کنید و دور بریزید. اون‌ها آب اونجا رو تخلیه کردن و اونجا رو حفر کردن تا اینکه به تابوت حضرت یوسف رسیدند. حضرت موسی به اذن پروردگار، تابوت حضرت یوسف رو بیرون آورد و تصمیم بر این شد که بدن حضرت یوسف رو در مکانی که بر اون وصیت کرده بود دفن کنند. حضرت یوسف به بیت‌المقدس منتقل شد، بیت‌المقدسی که اکنون به نام اورشلیم شناخته میشه و اون رو در کنار قبر پدر بزرگانش، حضرت ابراهیم و حضرت اسحاق دفن کردند. سال‌های زیادی گذشت تا اینکه به سال‌های اخیر رسیدیم و رژیم صهیونیستی در فلسطین حاکم شد. چند سال پیش بود که خبری در رسانه‌های عربی منتشر شد مبنی بر اینکه اسرائیلی‌ها تصمیم گرفتن قبر حضرت یوسف رو باز کنند و بدن حضرت یوسف رو به یک مکان دیگه انتقال بدن و دلیل این کار هم قداست ویژه‌ای هست که بدن حضرت یوسف برای اسرائیلی‌ها داره.اون‌ها قصد داشتن در نیمه شب، زمانی که تمام مکان‌ها خلوت هست، این کار رو انجام بدن چون خودشون هم می‌دونستن که تمام این کارها غیر قانونیه و سبب تنش بین مسلمونها و یهودیان میشه. برای همین تصمیم گرفته بودن به طور مخفیانه قبر حضرت یوسف رو باز کنن و اون رو به یک مکان دیگه انتقال بدن، اما وقتی که یهودیان تصمیم گرفتن قبر و باز کنن، اتفاق عجیبی افتاد که همه رو شوکه کرد. ناگهان از طرف جوانان فلسطینی مسلح مورد حمله قرار گرفتن و نقشه شومشون که با تمام تدابیر مخفیانه برنامه‌ریزی شده بود، برای جهانیان آشکار شد. بعد از این اتفاق محل دفن حضرت یوسف تحت تدابیر شدید امنیتی قرار گرفت و نیروهای مسلح مسلمان حواسشون به شدت به اونجا بود.</description>
                <category>پیامبران و پادشاهان</category>
                <author>پیامبران و پادشاهان</author>
                <pubDate>Tue, 15 Oct 2024 19:33:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فرعون 5000 سال‌ دروغ در ساخت‌ اهرام مصر!</title>
                <link>https://virgool.io/Prophets/%D8%A7%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%85-%D9%85%D8%B5%D8%B1-vba5wtohqh2g</link>
                <description>اهرام مصربرای کشف اسرار ساخت اهرام مصر و این سوال که چه کسی اهرام مصر را ساخت باید معنای هرم را دانست.هَرَم در لغت به معنای نهایت کهنسالی است. هرم، در زبان مصر باستان «پیرموس» که به معنی بلند و عظیم بود. لفظ (پیر) در زبان فارسی نیز ریشه در واژه هرم دارد.✍️ توسط داستان تاریخ | پیامبران و پادشاهاناهرام مصرهرم در اغلب زبان های اروپایی، مثل انگلیسی، فرانسه، آلمانی، ایتالیایی پیرامید نامیده شده، چنانکه در زبان یونانی جدید و روسی نیز به آن پارامیدا میگویند که همگی مشتق از همان لفظ مصری «پیرموس» است.در مورد وجه تسمیه مصری «پیرموس» برخی محققان بر این باورند که این لفظ در حقیقت نام پیامبری بوده که دانش ساخت اهرام مصر را به مردم یاد داده و ساخت اهرام مصر یکی از معجزات این پیامبر بوده است.زیرا اهرام سبب شفای بیماری، تسکین درد، آرامش روح و روان، تمرکز ذهن، طول عمر و بقای جوانی و سالم ماندن هر موجود زنده‌ ای که در کانون درونی &quot;داخل اهرم&quot; واقع شود بوده و جالب اینکه تمامی این موارد، با آزمایشات جدید دانشمندان جهان در مورد این شکل هندسی اهرام ثلاثه به اثبات رسیده است.و ثابت شده که هرم و گنبد و نظیر این دو، سبب تراکم شدید امواج کیهانی محیط در کانون مرکزی درون خود شده و این خواص عجیب و شگفت انگیز را حتی در آب حوض زیر آن اشکال هندسی ظاهر میسازند.اهرام مصر را کی ساخت پیرموس یا هرمس که در اسلام به وی حضرت ادریس و یهودیان خنوخ میگویند، حضرت ادریس قبل از وقوع طوفان نوح در زمین بود و 830 سال بعد از هبوط حضرت آدم در مصر متولد شد سپس تمام جهان را گشت و مدتی نیز در مکان مسجد سهله کوفه سکنی گزیده و همانجا به پیامبری مبعوث شده است.👈 اهرام مصر را فرعون نساخت ! حضرت ادریس به 72 زبان، مردم را به سوی خداوند دعوت میکرد. او اولین کسی بود که به مردم درس علمی داد و لذا او را ادریس نامیدند نوشتن خط، دوختن لباس، علم طب علم نجوم دانش حساب و هندسه و تقویم و جغرافیا را از سوی خداوند برای مردم آورد و به آنها آموخت. نقل است که 30 صحیفه بر او نازل شده است.اهرام های مصرادریس در ۳۶۵ سالگی به آسمان عروج کرد و اکنون همچون حضرت عیسی زنده میباشد. ادریس همان هرمس الهرامسه، یا هرمس بزرگ یا هرمس مثلث النعمه، یا تِریسمِگیستوس  (سه بار بزرگ) می‌باشد،زیرا جامع سه بزرگی پیامبری، حکمت و پادشاهی بوده است و شکل هرم که متشکل از چند مثلث است ارتباطی با همین القاب او داشته است. وی را نباید با دو هرمس دیگر اشتباه گرفت که پس از طوفان نوح بوده‌اند البته آن دو نیز حکیم و دانشمند بوده‌اند.اهرام مصر را چه کسانی ساختندحضرت ادریس طبق علم نجوم دانست که طوفان نوح، حدود 1800 سال بعد از او دنیا را خواهد گرفت، پس جهت نجات پیروان بعد از خودش، ساخت دو هرم از اهرام مصر را آغاز کرد. اهرام مصر را حضرت ادریس پیامبر ساخت و بر کتیبه هرم بزرگ نوشت:من اهرام را در زمان خود ساختم. پس کسی که ادعای قدرت دارد این اهرام را خراب کند. چرا که خراب کردن، آسان‌ تر از ساختن است!  https://youtu.be/I6CuY5G6kYM پس اگر این روایات صحیح باشند، قدمت اهرام مصر به حدود 4700 سال قبل از میلاد مسیح میرسد که دوره زندگی ادریس پیامبر بوده است و هم اکنون از قدمت اهرام مصر بیش از 6700 سال میگذرد.هرچند مورخان، بر اساس کتیبه های معمولی که در اهرام از فرعون ها به جای مانده است اینگونه حدس میزنند که قدمت اهرام مصر به 2585 سال قبل از میلاد برسد و عمر هرم بزرگ جیزه بر کرانه رود نیل که هرم خوفو نامیده شده و بزرگترین هرم از اهرام چهل گانه مصر و از عجایب هفت‌ گانه جهان است به حدود 2480 ق.م برسد.اهرام مصر را چه کسانی ساختندبه هر حال، بیش از 2000 سال، میان دو نظریه تاریخی فوق، اختلاف زمانی است و آنچه که احتمال نخست را تقویت می‌کند و دروغ بودن ادعای فرعون در رابطه با ساختن هرم بزرگ جیزه را قوی جلوه می‌دهد، این است که طبق نوشته دایره المعارف فارسی مصاحب👇هنوز محققین در حیرتند که به چه وسیله در آن زمان، قطعات بزرگ سنگ را به ارتفاعات بالا می‌برده‌اند و در محل مناسب جا می‌داده‌اند؟ و مهارتی که در ساختن اهرام مصر به کار رفته، باعث شگفتی است!اهرام ثلاثه مصر را چه کسانی ساختندبرخی باستان شناس، مصر شناسان مثل دکتر سید ابراهیم مهدوی در پاسخ به سوال اهرام مصر را چه کسانی ساختند جواب داده که اهرام مصر توسط حضرت ادریس ساخته شد و در حقیقت راز اهرام مصر معجزه بودن آن میباشد و بشر معمولی مثل فراعنه هر چند قوی باشند، هرگز توان ساخت اهرام مصر را در جیزه نداشتند.پس نیروی مافوق بشری که همان معجزه پیامبران است سازنده اهرام مصر بوده و آثار طوفان حضرت نوح نیز که در اهرام مصر نمایان است، گواهی دیگر بر ساخت اهرام قبل از عهد فرعون ها است؛ زیرا قسمت‌ های نزدیک به رأس هرم، دارای روکش صیقلی هستند، ولی قسمت‌های زیرین که زیر آب رفته بودند همگی فاقد روکش بوده و قطعات سنگی عظیم آنها نمایان شده‌اند.بنابراین به نظر می‌رسد که گفتار و نظریه این گروه از محققین که مطابق برخی روایات و کتب حدیث نیز هست صحیح تر و معقول‌ تر باشد و اهرام مصر، معجزه حضرت ادریس یا همان هرمس بزرگ باشند و نه ساخت فرعون.هرم ساخت فرعونساخت اهرام مصرابوریحان بیرونی نظرات خاص و فرضیه‌های تاریخی جالبی را در رابطه با سبب و زمان ساخت اهرام مصر مطرح می‌کند. وی در فصل سوم در مبحث تاریخ طوفان نوح چنین مینویسد:مردم غرب را چون حکیمان به طوفان انذار کردند، بنایی مانند اهرام که در مصر است، بپا نمودند و با خود گفتند که اگر آفت، سماوی باشد، ما به درون آن شویم و اگر زمینی باشد، بر بالای آن رویم. و فارسیان گمان می‌کنند که آثار طوفان نوح و رد امواج آب آن بر میانه‌ های اهرام ثلاثه مصر آشکار است و آب بالاتر از نصف آن نرفته است.بعضی هم (نظریهٔ سوم را مطرح کرده و) می‌گویند که حضرت یوسف این دو هرم را برای ذخیره ساختن آذوقه در سال‌های قحطی و خشکسالی، بنا ساخت.در اینجا باید متذکر بشویم که تاریخ دقیق زندگانی حضرت یوسف برای مورخین روشن نیست  برخی او را حدود 2000 سال قبل از میلاد، و برخی حدود 1600 سال، و برخی هم حدود 1300 سال قبل از میلاد، زنده دانسته‌اند.👇 گنج های اهرام مصر برای امام زمان👇ابوالجَيش پسر احمدبن طولون هوس كرد كه دو هرم بزرگ از اهرام مصر را تسخير خود سازد. پس رجال دولت به او گوشزد كردند كه هرگز به فكر خراب كردن اهرام مصر نيفتد، زيرا هركس چنين كند، عمرش كوتاه خواهد شد.جسد فرعونپس وارد حفره شدند و تا انتهای آن راهرو رفتند و سنگ مسطّحی ايستاده يافتند، كه از جنس مرمر بود؛ پس باز هم به گمان اين كه آن باب اصلی هرم است، آن را از جا كنده و خارج آوردند. پس ديدند كه بر آن کتیبه ای است به زبان يونانی كهن، پس حكمایِ مصر و علماء را جمع كردند تا آن را بخوانند، اما راه به جايی نبردند.در ميان قوم، شخصی بود به نام ابوعبدالله مَدائنی كه از حافظان و عالمان بزرگ عصر خود بود و او به خُمارَوَيْه گفت: من مرد را در بلاد حبشه (اتيوپی) ميشناسم كه اسقف پيری است و 360 سال از عمر او ميگذرد او اين خطوط را ميشناسدپس چون پيرمرد، به جهت ضعف و بيماری قابل حركت دادن به بلاد ديگر نبود، آن سنگ را با كشتی كوچكی به اَسوان كه در صعيد اعلای مصر واقع است حمل كردند و سپس به حبشه كه نزديك آن‌جا بود بردند.مصر باستاناُسقف پير، همه آن نوشته‌های يونانی را خواند و به زبان حبشی خود، تفسير نمود؛ پس برای خُمارَوَيْه و يارانش به عربی ترجمه كردند. در آن چنين نوشته بود كه ساخت اين هرم در زمان پدر عزيز مصر – كه حضرت يوسف در دربار او بوده و توسط قوای او، صورت پذیرفته است(یعنی: شاید تحت امر و طراحی و اعجاز حضرت یوسف و به نیروی کارگران پدر عزیز مصر)سپس 16 بیت شعر در ذیل این توضیحات آورده، که از جمله چنین سروده شده است:و دانش من دریافت فقط برخی از آنچه را که موجود بود و من از غیب آگاهی ندارم، و خداوند داناست.و محکم ساختم آنچه را که درصدد محکم ساختن آن بودم و استحکام بخشیدم آن را، و خداوند قوی‌ تر است.من صاحب اهرام مصر هستم و بناکننده اهرام در سرزمین مصر، و کسی که مقدم است بر دیگران.به یادگار گذاشتم در آن اهرام، آثار دست و دانش خودم را برای ابد، که نپوسد و منهدم نشود.و در آن اهرام، گنجینه‌ های فراوان و عجایبی نهفته است، برای روزگار، تلخ ترین تلخی‌ هابزودی باز خواهد کرد اسرار مرا و آشکار خواهد ساخت عجایب مرا، ولی از اولیای خدا که در آخرالزمان همچون ستاره‌ای از افق طلوع می‌کنددر اطراف و اکناف بیت الله الحرام آشکار می‌گردد امور او و چاره‌ای نیست جز اینکه او برتری یابد و بلکه هر سمو و بلندی، از او بلندی پیدا کندو آشکار میگردد گنج‌ های داخل اهرام، جز آنکه من می‌بینم همگی اینها با خونریزی گشوده خواهد شد.من گفته‌هایم را به رمز آوردم در صخره‌های سنگی (هرم) که خودم آن‌ها را تراشیده و قِطعه قِطعه کرده‌ام نوشتم و به زودی زود خودم فنا میشوم و نابود و تبدیل به خاک خواهم شد ولی این اهرام باقی خواهند ماند!اهرام ثلاثه مصرنفرین اهرام مصر، تجربه تاریخ و گواه همیشگی بر معجزه بودن اهرام مصر، و دروغ بودن انتساب آنها به فراعنه است. جالب توجه است که تجربهٔ تاریخ نشان داده که، هرکس قصد تعرض به اهرام مصر را داشته و یا به درون آن‌ها نقب زده و تجاوز نموده، پس از اندک زمانی هلاک شده است.از آن جمله، ناپُلِئون که در نبرد اهرام، بر مَمالیک مصر غلبه کرد سپس به داخل اهرام تجاوز نمود و چون بیرون آمد، مدهوش، غمگین و حیرت زده بود. از او سبب این حیرت زدگی و اندوه را جویا شدند، گفت: سرنوشت خود را در آنجا دیدم، که چگونه با خواری و ذلّت تبعید می‌شوم و می‌میرم و از قضا پس از شش سال در تبعید بیماری مرد.از دیگر قربانیان اهرام مصر، هاوارد کارتر مصرشناس انگلیسی و همکاران وی می‌باشند. او به کاوِش در برخی از اهرام مصر پرداخت و مدت 10 سال، حمل و حفاظت اشیاء به دست آمده توسط او در یکی از این اهرام، به طول انجامید.کشف مومیایی فرعونعاقبت، در نوامبر 1922م پرندۀ قناری او را یک مار کبرا، درون هرم بلعید و چند ماه بعد، لرد کارناروِن (ثروتمند انگلیسی حامی کارتر) نیز به نیش یک پشه که جای آن عفونی شد و هرچه مداوا کرد، هیچ نتیجه نداد و به تدریج، عفونت تمام خون او را گرفت – هلاک گشت و خبر مرگ وی، زبانزد روزنامه های آن زمان شد.همین طور، تا سال 1929 م یازده نفر که در کشف مقبره دست داشتند، جملگی به نحوی غیرطبیعی، مُردند!… خود هاوارد کارتر نیز، سرانجام بر اثر بیماری سرطان لَنفوم جان خود را از دست داد.و از این قبیل وقایع، بسیار رخ داده و در کتب تاریخ، به حدّ متواتر نقل شده و جای شکّ و تردیدی نیست که تعرّض کنندگان به اهرام مصر، بد فرجامی داشته اند؛ ولی ما این را (همچون خرافه پرستان عوام) از “نفرین فراعنه” نمی پنداریم، بلکه نشانه اراده الهی بر حفظ اهرام است که معجزه جاوید پیامبران خدا، خصوصاً حضرت ادریس هستند.اهرام ثلاثه مصرنتیجه‌گیری نهایی درباره سازنده اصلی اهرام کیست؟حضرت ادریس، هِرمِس، قبل از طوفان نوححضرت یوسف، در زمان قحطی بزرگ مصرفرعون و کارگران و معماران مصر باستاناز آنجا که هر سه نظریه، دارای مدارک و شواهدی در تاریخ و احادیث هستند، صحیح‌ آن است که بگوئیم:چون حمل و نقل آن قطعات سنگ‌ غول پیکر که جنس آنها در صدها کیلومتر دورتر از مکان ساخت اهرام یافت می‌شود و در جای قرار دادن آنها با آن حساب ریاضی و هندسی و نجومی، از عهده بشر معمولی، حتی در زمان ما محال و غیرممکن است، پس چاره‌ای نداریم جز اعتراف به آنکه ساخت اهرام مصر ، و خصوصا هرم بزرگ ، معجزه الهی و ساخته شده یکی از پیامبران است.مومیایی فرعونپس یقیناً و با توجه به این احادیث دینی و مدارک و شواهد تاریخی، اهرام مصر ساخته شده توسط حضرت ادریس است که قبل از طوفان نوح ساخته شدند.و نام هرم یا پیرموس یا پیرامیس یا پیرامید نیز از نام آن حضرت (هرمس) گرفته شده است.بلی، امکان دارد که حضرت یوسف نیز برخی از اهرام چهل‌گانه مصر، غیر از دو هرم بزرگ، را ساخته باشد، چون او نیز دارای قوه اعجاز مافوق بشری بوده است.اهرام خاکی فراعنهاما فراعنه مصر، چون عظمت و شکوه ساخت پیامبران را دیده اند، به دروغ اهرام مصر را به خود نسبت داده و با نصب الواح و کتیبه‌های دروغین، هم زمان ساخت اهرام مصر را و هم اسامی سازندگانشان را تحریف و به نفع خود ثبت کرده‌ به عنوان آرامگاهی برای خود برگزیده اند،آری ممکن است برخی از اهرام کوچک و ناقص موجود در سرزمین مصر، از آن فراعنه بوده که آنها را هم به تقلید از اهرام بزرگ ادریس و حضرت یوسف ساخته‌ اند بلکه در تاریخ مالک اهرام مصر باشد! غافل از آنکه هر دروغی سرانجام یک روز فاش و برملا می‌گردد و بشر میفهمد که فرعون‌ ها هرگز قدرت ساختن بناهایی چنین اسرار آمیز و باشکوه را نداشته اند…هرم ساخته شده توسط فراعنه 😀آری؛ ممکن است برخی از اهرام کوچک و ناقص موجود در سرزمین مصر، از آن فراعنه بوده که آنها را هم به تقلید از اهرام بزرگ ادریس و حضرت یوسف ساخته‌ انددر پایان، تبرک می جوییم به ذکر احادیث منقول از پیامبر  دربار سرزمین مصر، و نیز در خصوص خود شهر جیزه، که محل اهرام است:جیزه، گلشنی است از گلشن های بهشت؛ و سرزمین مصر، گنجینه های خداوند است در روی زمین آفرید.جسد فرعونمصر، زمانی در اختیار شیعیان و فاطمیان بود، که منسوب به مادر اهلبیت، حضرت فاطمه بودند؛ و دانشگاه “جامعة الأزهر” نیز “جامعة الزَّهراء” بود و پس از انقراض تشیّع در آن سرزمین، الأزهر شد…و بقول مرحوم شیخ بهائی:ای هزار افسوس، زین گنج گرانکآن ز دست ما برون شد بی گمانای فغان! از آهِ قلب سرد ماای دریغ! آنکو بفهمد درد ما…دردها دارم به دل از روزگارمحرمی کو؟ تا کنم درد آشکاربرای مطالعه و کنجکاوی بیشتر همیشه مطلب هست! https://virgool.io/WikiAsrar/%D8%B9%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%A8-%D9%BE%D8%AA%D8%B1%D8%A7-%D8%B4%D9%87%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%B1%D8%A2%D9%85%DB%8C%D8%B2-%D9%88-%D9%85%D8%B1%D9%85%D9%88%D8%B2-rvki6hn7qaue  https://virgool.io/Prophets/%D9%81%D8%B1%D8%B9%D9%88%D9%86-%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C-%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1-elxuoeewwlz6 در کانال یوتیوب پیامبران و پادشاهان شما می‌توانید داستان های تاریخی درباره اسلام و باورهای مردم در مورد خدا و دین را بشنوید. این کانال به روایت های مهم از وقایع تاریخی و اعتقادات دینی میپردازد. با تماشای ویدیو های ما اطلاعات جدیدی درباره پیامبران بدست آورید.با افزایش ایمان و اعتقاد و با موضوعات دینی، کانال ما به شما کمک می‌کند به نزدیکترین نقطه ممکن با خدا برسید. منتظر دیدن شما در یوتیوب هستیم. https://www.youtube.com/@Prophets_Kings/community فرعون حضرت موسی https://virgool.io/Prophets/%DA%A9%D8%B9%D8%A8%D9%87-fjr6fnxy6bxw  https://virgool.io/Prophets/%D8%B9%D9%84%D8%AA-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA-%DB%8C%D9%88%D8%B3%D9%81-%D9%88-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D8%B9%D8%AC%DB%8C%D8%A8-%D8%AA%D8%B1-%D8%B2%D9%84%DB%8C%D8%AE%D8%A7-%DA%86%D9%87-%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D8%A7%D9%85%D8%A7-%D9%82%D8%A8%D8%B1-%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA-%DB%8C%D9%88%D8%B3%D9%81-%DA%A9%D8%AC%D8%A7%D8%B3%D8%AA-ukjpfggwpmxq </description>
                <category>پیامبران و پادشاهان</category>
                <author>پیامبران و پادشاهان</author>
                <pubDate>Sat, 27 Jul 2024 04:21:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان زندگی پیامبران</title>
                <link>https://virgool.io/Prophets/%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86-cge7hgxg0w0c</link>
                <description>داستان پیامبرانداستان زندگی پیامبران در قرآن و تاریخ نقل شده و پیامبران به عنوان فرستادگان خداوند به سوی مردم معرفی شده‌اند که وظیفه داشتند انسان ها را به سوی خدا هدایت کرده و از حیله شیطان دور نگه دارند. پیامبران اولوالعزم چه کسانی هستند ؟پیامبرِ اولُوالْعزم اصطلاحی قرآنی است که به پیامبران خاص گفته میشود، در اکثر روایات و عقاید اسلامی، اولوالعزم اشاره به پیامبرانی دارد که خداوند در عالم ذر یا در روز الست از آنان در خصوص پیامبرِ آخرالزمان، حضرت محمد (ص) و ۱۲ امام پس از او پیمان و عهد گرفته‌ است و این پیامبران برای این پیمان عزم راسخ داشتند. طبق همین روایات، حضرت آدم نسبت به پذیرش عهد، موافقت یا مخالفتی ابراز نکرد به زبان ساده تر عزم راسخ نداشت به همین جهت، از پیامبران اولوالعزم نیست. با تائید قرآن کریم، پیامبران اولوالعزم پنج پیامبر هستند که به ترتیب طبق لیست ذیل است: (لیست پیامبران)حضرت محمدحضرت نوححضرت ابراهیمحضرت موسیحضرت عیسی پیامبران اولوالعزم دارای مقام و منزلت ویژه‌ای در نزد خداوند هستند و رسالت مهم بر عهده شان بود.پیامبرانحضرت آدمحضرت آدم ، اولین پیامبری است که خداوند بر او وحی فرستاد.حضرت آدم پیامبر اولوالعزم نیست اما چون نقشی ویژه دارد نام او در این لیست آمده است. او اولین انسانی بود که خداوند آفرید و به او عقل و شعور بخشید. آدم در بهشت زندگی میکرد، اما به دلیل نافرمانی از فرمان خداوند، با شیطان، از بهشت رانده شد و به زمین هبوط کرد. داستان خلقت حضرت آدم بسیار شنیدنی است.برای مطالعه عمیق و کنجکاوی بیشتر در زندگی و پیامبری حضرت آدم لینک پایین را لمس کنید. حضرت نوححضرت نوح در زمانی که مردم جهان برای اولین بار به بت‌پرستی روی آورده بودند، مبعوث شد. او مردم را به سوی خدا دعوت کرد، اما آنها دعوت او را رد کردند. خداوند به حضرت نوح دستور داد کشتی بسازد تا از طوفان بزرگ نجات یابد. حضرت نوح کشتی را ساخت و همراه با پیروانش وارد آن شد. طوفانی مهیب آمد و همه مردم غیر از پیروان حضرت نوح را نابود کرد. برای مطالعه عمیق و کنجکاوی بیشتر در زندگی و پیامبری حضرت نوح لینک پایین را لمس کنید.حضرت ابراهیمحضرت ابراهیمحضرت ابراهیم پیامبر و پدر ادیان ابراهیمی از پیامبران خدا و در مقام امام است. حضرت ابراهیم در زمان پادشاهی نمرود که شخصی بت‌پرست بود مبعوث شد. ابراهیم پیامبر مردم را به سوی خدا دعوت کرد و بت‌پرستی را محکوم کرد. وی به ابراهیم بت شکن معروف است او این کار را انجام داد و مردم بسیار خشمگین شدند و نزد نمرود رفتند، نمرود در مقابل بت شکنی حضرت ابراهیم را در آتش افکند، اما خداوند آتش نمرود را سرد کرد و این پیامبر صحیح و سالم از آتش بیرون آمد.برای مطالعه عمیق و کنجکاوی بیشتر در زندگی و پیامبری حضرت ابراهیم لینک پایین را لمس کنید.موسی پیامبرحضرت موسیحضرت موسی در زمان فرعون، از ظالم‌ترین حاکمان تاریخ به پیامبری مبعوث شد. فرعون مردم را به پرستش خود وادار میکرد. خداوند به حضرت موسی دستور داد به فرعون بگوید ایمان بیاورد. حضرت موسی نزد فرعون رفت و دعوت خود را انجام داد، اما فرعون رد کرد. خداوند 10 بلا بر مصر فرستاد و سرانجام فرعون غرق شد. حضرت موسی قوم بنی اسراییل را از مصر نجات داد و به سوی سرزمین موعود هدایت کرد. معجزات حضرت موسی در این داستان اهمیت پیامبری موسی را برجسته میکند.فرعون برای مطالعه عمیق و کنجکاوی بیشتر در زندگی و پیامبری حضرت موسی 👉 لمس کنید. https://virgool.io/Prophets/%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA-%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86-wxinm9vbmlji داستان پیامبرانعیسی پیامبرحضرت عیسیحضرت عیسی در زمان حکومت روم، یکی از ستمگرترین امپراتوری های تاریخ مبعوث شد. خداوند به حضرت عیسی دستور داد به مردم تعلیم دهد و آنها را به سوی خدا هدایت کند. حضرت عیسی معجزات زیادی انجام داد، مانند شفا دادن بیماران و زنده کردن مردگان. اما مردم حضرت عیسی را رد کردند و او را به صلیب کشیدند. خداوند حضرت عیسی را از شر دشمنان حفظ کرد و او را به آسمان برد. حضرت مسیح در آخرالزمان و بحبوبه نبردها و ظهور امام زمان به زمین باز خواهد گشت.برای مطالعه عمیق و کنجکاوی در زندگی حضرت عیسی لینک پایین را لمس کنید.حضرت محمدحضرت محمد | پیامبر اسلامدر شب میلاد خاتم پیامبران حضرت محمد که درود خدا بر او باد، به دستور خداوند در بهشت ۷۰ هزار قصر از یاقوت سرخ و ۷۰۰ هزار قصر از مروارید شفاف ساخته شد.- پس از تولد، حضرت محمد (ص) به دایه‌ای به نام حلیمه سپرده شد که از قبیله بنی سعد بود.- در ۶ سالگی همراه مادرش برای دیدار از اقوام و زیارت قبر عبدالله به یثرب رفت، اما در بازگشت مادرش آمنه بیمار شد و در محلی به نام ابوا چشم از جهان فرو بست.- پس از فوت مادر، سرپرستی او به پدربزرگش عبدالمطلب سپرده شد و بعد از فوت عبدالمطلب، عمویش ابوطالب سرپرستی او را بر عهده گرفت.- حضرت محمد (ص) از ۱۳ سالگی همراه عموی خود به تجارت پرداخت و در ۲۰ سالگی در پیمان جوانمردان شرکت کرد که هدف آن کمک به ستم‌دیدگان بود.- به دلیل امانت‌داری و صداقت، به محمد امین مشهور شد و در تجارت موفقیت‌های بسیاری کسب کرد.- حضرت خدیجه، یکی از بانوان ثروتمند مکه، او را به دلیل امانت‌داریش عامل تجارت خود قرار داد و در نتیجه راستی و درستی و عقل و کفایت آن حضرت از تجارت سود فراوان عایدش گردید.- حضرت خدیجه به دلیل صداقت و امانت‌داری حضرت محمد (ص) به او علاقه‌مند شد و با او ازدواج کرد. پس از ازدواج، حضرت محمد (ص) سال‌ها به همان کار تجارتی همسر خود اشتغال داشت.- حضرت محمد (ص) قبل از بعثت، هرگز به بت‌ها تعظیم نکرد و پیوسته خدای یگانه را می‌پرستید. او در طول سال یک ماه را به غار حرا می‌رفت و با خدای یکتا راز و نیاز می‌نمود.- در ۲۷ رجب و هنگامی که ۴۰ سال داشت، در غار حرا به پیامبری مبعوث شد.- حضرت محمد (ص) در دوران جوانی به دلیل صداقت و امانت‌داری به محمد امین مشهور شد. او از کارهای زشت و ناپسند پرهیز می‌نمود و با عقل و کفایت بود.- در زمانی که عربستان یک‌پارچه فساد و هوس و پلیدی بود، پیامبر به مقام پاکی و امانت رسید و حتی در مورد نصب حجرالاسود نیز به عنوان فردی امین شناخته شد. پیامبران و پادشاهاندر کانال یوتیوب پیامبران و پادشاهان با زندگی این اشخاص تاثیر گذار در تاریخ بشر آشنا شوید. حضرت یوسف  https://virgool.io/Prophets/%D9%86%D8%A7%D9%85-%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA-%DB%8C%D9%88%D8%B3%D9%81-%D9%88-%D8%B2%D9%84%DB%8C%D8%AE%D8%A7-%D9%88-%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA-%D8%A8%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%86-jziniu6xhjxk </description>
                <category>پیامبران و پادشاهان</category>
                <author>پیامبران و پادشاهان</author>
                <pubDate>Thu, 18 Jul 2024 01:28:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کعبه : به نام خداوند خانه کعبه</title>
                <link>https://virgool.io/Prophets/%DA%A9%D8%B9%D8%A8%D9%87-fjr6fnxy6bxw</link>
                <description>کعبهبه نام خدای کعبهنخستین خانه ای که برای مردم قرار داده شد خانه کعبه بود. البته منظور از نخستین خانه، اولین مکان برای عبادت مومنان است طبق روایت: کعبه قبل از آفرینش آسمان ها و زمین، چون حبابی روی آب بود و اندک اندک قسمت های دیگر زمین از زیر آن وسعت یافت.از امام صادق روایت شده که جای کعبه سکویی مرتفع از زمین و سفید بود و از آن نوری چون نور خورشید وماه میدرخشید تا اینکه فرزند آدم برادرش را کشت و آن زمین سیاه شد. پس وقتی خداوند آدم را به زمین هبوط داد آن را برجسته ساخت وبه نظر او رسانید حضرت آدم از خداوند پرسید آن قطعه سفید درخشان چیست؟ خداوند فرمود آن زمین من است و آن را برای تو قرار داده ام تا هر روز هفتصد بار پیرامون ان بگردی.رونمایی از کشف اسرار اهرام مصرکعبه شریفهنگام طوفان نوح کعبه از دیده ها پنهان شد و تا زمان حضرت ابراهیم پنهان بود، خداوند در جریان طوفان نوح تمام زمین را به زیر آب برد مگر کعبه را، آن روز کعبه عتیق نامیده شد زیرا که خداوند کعبه را از طوفان آزاد کرد.کعبه تا زمان حضرت ابراهیم پنهان بود خداوند مکان آن را به ابراهیم نشان داد. حضرت ابراهیم با حضرت اسماعیل و هاجر از شام به سمت مکه حرکت کردند.ابراهیم با راهنمایی جبرییل آن دو را در کنار حجر اسماعیل جای داد و سایه بانی برای آنان فراهم کرد و گفت:ربنا انی اسکنت من ذریتیآنگاه خود به سوی شام برگشت چون آب زمزم فوران کرد، قبایلی از جرهمیان با دیدن پرندگان به سوی مکه شتافتند. پس از چندی ابراهیم بازگشت و همراه اسماعیل پایه های کعبه را در همان جایی که حضرت آدم قبل از طوفان بنا کرده بود استوار کرد.قربانی ابراهیمساخت کعبهدر ساختمان کعبه هیچ گونه گچ، گِل و آهکی به کار نرفت، بلکه سنگها یکی بر دیگری قرار داده شدند. ارتفاع کعبه 9 ذراع و طول آن 30 ذراع و عرض آن 22 ذراع بود.در آن زمان کعبه سقف نداشت، ابراهیم در هنگام ساختن کعبه از کوه ابو قبیس ندایی شنید که ای ابراهیم ،برای تو امانتی است نزد من، ابراهیم رفت و حجر الاسود را گرفت و نصب کردخانه خدا کعبهروایاتی که ابن عباس از پیامبر نقل کرده دلیل بر این است که حجر الاسود و مقام ابراهیم هر دو از بهشت و از گوهرهای آن هستند و در زمین غیر از آن دو چیزی از بهشت نیست. اگر مشرکان به آن دو دست نکشیده و آن را آلوده نساخته بودند، هیچ دردمندی آن را مسح نمی کرد جز آنکه خداوند شفایش میداد. همچنین از پیامبر نقل شده که حجر الاسود یاقوتی سفید بود که خداوند آن را به سبب گناه گناهکاران دگرگون کرده استابراهیم در کنار کعبه که به صورت مکعب ساخته شده بود گودالی حفر کرد و آن را خزانه و محل نگهداری هدایای کعبه قرار داد. چون دیوارها بالا آمد اسماعیل از کوه ابو قبیس سنگی را که اکنون مقام ابراهیم شناخته میشود برای پدر آورد و ابراهیم روی آن ایستاد و کعبه را ساخت.کعبه دارای دو رکن حجرالأسود و یمانی بود و دو رکن دیگر آن از سمت حِجر اسماعیل به صورت گِرد و نیم دایره ساخته شده بود. کعبه دارای پرده نبود. اولین شخصی که پرده بر آن آویخت تُبَّع حِمیَری بود که پس از قرار دادن در برای کعبه به این کار مبادرت ورزید.کعبهقریش هنگامی که کعبه بر اثر سیل خراب شد، 9 ذراع دیگر بر ارتفاع آن افزودند و آن را به 18 ذراع رساندند. پیامبر به همراه قریش با حمل سنگ بر شانه های خود در بنای کعبه شرکت کرد. قریش شالوده کعبه را بر پایه ها و اساس ابراهیمی بنا کرد. در بنای قریش همانگونه که در حال حاضر وجود دارد، ازطول کعبه شش ذراع و یک وجب کسر شد. گفته شده است این کار بدان سبب صورت گرفت که اموال حلال قریش برای بازسازی به اتمام رسید و قریش مال دیگری برای این کار نداشتند.بدین ترتیب حدود 50 سانتی متر نیز دیوار کعبه به داخل رفت، این مکان امروز شاذروان نام دارد و با سنگ سفید گرداگرد کعبه را احاطه کرده است. اطراف حجر را هم سنگچین کردند.مقام ابراهیم درب کعبه را از سطح زمین بالا بردند و آن را به وسیله سنگ ثابت کردند تا مانعی برای ورود سیل بدانجا باشد و نیز هرکسی نتواند وارد آن شود. درِ کعبه را به صورت یک لنگه ساختند بطوری که به وسیله یک قفل باز و بسته می شد برای خانه کعبه سقف قرار دادند و سپس ناودانی برای سرازیر شدن آب باران از سطح آن به داخل حجر تعبیه کردند در درون کعبه شش ستون چوبی قرار دادند.این ستونها در دو ردیف سه ستونی از قسمت رکن شامی، که حجر اسماعیل در آن قرار داشت تا رکن یمانی تعبیه شد، در داخل خانه کعبه (در سمت رکن شامی) پلّکانی چوبی قرار داده شد که به وسیله آن به بام کعبه راه پیدا می کردند. ساختمان کعبه را با گِل ساختند، در صورتی که پیشتر سنگ چین بود. بنایی به وسیله باقوم رومی یا باخوم رومی صورت گرفت.سپس آن را با پرده زیبایی پوشانیدند. شایان ذکر است که قرار دادن پرده برای کعبه پیش از این تجدید ساختمان رسم شده بود و پس از آن نیز ادامه یافت. برای نخستین بار سقف و دیوارهای درونی و ستونهای ششگانه داخل خانه کعبه را با روغنی گیاهی رنگ زده و پیامبر اسلام تمامی نقش و نگارهای آن محو و نابود کرد.مکه از فضادر دوران های بعد نیز خانه خدا چندین بار تجدید بنا شد در آخرین بازسازی که در سال 1417 به دستور فهد بن عبد العزیز انجام شد زیربنا و اساس کعبه تقویت و تحکیم و شاذروان مرمت گشت و شکاف ها و روزنه های بین سنگ ها گرفته شد.قرآن کریم خانه خدا را هفده بار و در چهارده آیه، یاد کرده است دو بار با واژه الکعبه هفت بار با واژه البیت یک بار با واژه بیت دوبار با واژه البیت الحرام، دوبار با واژه البیت العتیق یک بار با واژه بیتک المحرّم و دو بار با واژه بیتی.کعبه و مهدی موعودبه امید روزی که ندای انا المهدی را از کنار این خانه شنوا باشیم لطفا از پیامبران و پادشاهان حمایت کنید. https://virgool.io/Pharaoh/%D8%A7%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%85-%D9%85%D8%B5%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%B1-vba5wtohqh2g نوشته های دیگر</description>
                <category>پیامبران و پادشاهان</category>
                <author>پیامبران و پادشاهان</author>
                <pubDate>Thu, 09 May 2024 03:48:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فرعون : داستان زندگی، مرگ و قبر فرعون</title>
                <link>https://virgool.io/Prophets/%D9%81%D8%B1%D8%B9%D9%88%D9%86-%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C-%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1-elxuoeewwlz6</link>
                <description>فرعونفرعون لقبی است که خداوند در قرآن به پادشاه مصر در زمان حضرت موسی اطلاق نموده است. واژه  «فرعون» ۷۴ بار در قرآن کریم آمده است. در اسلام،  «فرعون» نماد تکبر، خودخواهی و سرکشی در مقابل خداوند است.فرعوندر منابع اسلام، آن  «فرعون» که در زمان ولادت حضرت موسی بر «مصر باستان» حکومت میکرد، قابوس بن مصعب نامیده شده و یهودیان او را «فرعون» تسخیر مینامند. به اعتقاد اکثر مورخان، فرعون تسخیر، رامسس دوم است. رامسس دوم سومین فرعون از سلسله نوزدهم فراعنه در مصر باستان بود.💡 نکته درباره فرعون💡فرعون واژه غیرعربى است که به اعتبار گستاخى و گردنکشى او در مقابل خداوند فرعون نامیده شد.اما فراعنه مصر ۲۶ سلسله بودند و مدت حکومت آن ها نزدیک به سه هزار سال بوده است در این نوشته از کانال پیامبران و پادشاهان، با مشهورترین فرعون ها در تاریخ مصر و مصر باستان آشنا خواهید شد.فرعون زمان حضرت ابراهیمفرعون زمان حضرت یوسف (ریان بن ولید)فرعون زمان حضرت موسی (قابوس بن مصعب)رامسیس دوم ولید بن قابوس فرعون خروج موسیعرعون رامسیس دوماهرام مصرنام  «فرعون» ۷۴ بار در قرآن آمده که در هیچ کدام از آیات قرآن به اسم فرعون که در زمان حضرت موسی بر مصر فرمانروایی می کرده اشاره نشده است. فرعون زمان حضرت موسی پادشاهی متکبر بود و چیزى نگذشت که  ادعای خدایی کرد و گفت: ای مردم! من خدایی جز خودم برای شما سراغ ندارم!داستان فرعونالقصه شبی «فرعون» در خواب دید آتشى از طرف بیت المقدس شعله کشید و همه خانه هاى مصر را بسوزانید و بنى اسرائیل را ضررى نرسید، هراسان از خواب بیدار شد و معبرین را جمع نمود که خواب وى را تعبیر نمایند.گفتند: از بنى اسرائیل پسرى متولد می گردد که هلاکت تو بدست اوست. این بود که فرعون زن هاى قابله را بر زن هاى حامله گماشت که هر زنى پسر آورد آن پسر را بکشند و هر زنى دختر آورد را برای خدمتکاری زنده می‌گذاشت براى بنى اسرائیل کشتن پسران و به اسارت درآوردن دختران بلاء و فتنه بزرگى بود.فرعون مصراما از آنجا اراده الهی بر زنده نگه داشتن حضرت موسی و نابودی فرعون قرار گرفته بود، حضرت موسی در کاخ فرعون رشد کرد و پس از مدتی به پیامبری رسید. حضرت موسى با برادرش هارون نزد فرعون رفتند و رسالت خویش را بیان داشتند و گفتند: ما  فرستاده پروردگار تو هستیم، بنى اسرائیل را به ما واگذار و عذابشان نکن که بر تو معجزه اى از خدایت آورده ایم. راز ساخت اهرام مصرسلام بر آن که تابع راه هدایت است، خداوند فرمود: هر که ما را تکذیب کند، عذاب خدا در کمین اوست، آنگاه موسى و برادرش را با آیات خود و دلایل روشن به سوى فرعون و پسران قومش فرستادیم، اما آنها که مردمى برترى جو بودند کبر ورزیدند. https://youtu.be/7FF-yKSW86Y فرعون گفت: موسى؟ پروردگار شما کیست؟حضرت گفت: پروردگار ما خداوندی ست که هر چیز را آفریده و به راه هاى زندگى هدایت فرموده است. فرعون گفت: حال مردمان گذشته (که به خدا ایمان نیاوردند) چیست؟موسى گفت: ماجراى آن ها در کتابى موجود است خدایم نه یکى را جاى دیگرى می گیرد و نه فراموش می کند، همان خدا که زمین را براى زندگى آماده کرد و در آن راهها قرار داد و از آسمان آب بارانید و نباتات را به وسیله آن به وجود آورد،فرعونفرعون که نخوت سلطنت وجودش را فرا گرفته بود در مقابل موسى و هارون تسلیم نشد. نبوت شات را تکذیب کرد و با کمال غرور گفت: موسى آمده اى تا با جادو ما را از سرزمین مان بیرون کنى؟ما هم سحرى در مقابل سحر تو می آوریم. روزى را معین کن که بدون عذر در آن روز گردآئیم و با جادوگران ما مبارزه کن تا جواب جادوى تو را بدهند. موسى فرمود: روز عید که مردم در وقت چاشت جمع گردند روز ملاقات ما باشد. https://youtu.be/N-lPvI0gab4 فرعون عده ای را به اطراف فرستاد تا عده زیادى ساحر از هر طرف جمع کردند، «فرعون» قول داد که در صورت غلبه به موسى از مقربین درگاهش خواهند بود.موسى به ساحران فرمود: واى بر شما، به خدا نسبت دروغ ندهید و با این آمادگى خود مرا مانند خودتان جادوگر قلمداد نکنید. من مأمورى از جانب آفریدگارم، خدا شما را با عذابى در این صورت خواهد کوبید هر که به خدا دروغ بندد زیانکار است...فرعونعده اى گفتند: این دو برادر دو جادوگرند، می خواهند شما را بوسیله جادو از دیارتان برانند و طریقه شریفتان را از بین ببرند و شما را به خود برده کنند، حیله خود را یکجا کنید و در برابرشان صف آرائى نمائید هر که امروز پیروز گردید نجات یافته است. ساحران گفتند: موسى تو اول سحر خودت را بکار مى بندى یا ما اول بکار بندیم؟مصر موسى گفت: نه شما اول بیاندازید، جادوگران سحر خویش را بکار بردند، مردم از سحر آنها چنان خیال کردند که ریسمان ها و عصاهائی که به زمین انداخته اند به مارها مبدل شده و حرکت می کنند و حتى خود موسى نیز چنان خیال کرد. موسى با دیدن آن منظره ترسید خطاب رسید: نترس تو پیروزى، عصایت را بیانداز آن چه به باطل کرده اند خواهد بلعید.کار اینان کار ساحر است و رستگارى از ساحر به دور.عصا در دم اژدها شد و همه آن ابزار را به کام خویش فروبرد، جادوگران از دیدن آن دانستند که موسى ساحر نیست و از طرف خدا و کارش معجزه است لذا به موسى ایمان آوردند.شیطانفرعون در کارش فروماند و به تهدید و ارعاب دست زد و بر ساحران فریاد کشید: آیا بى آنکه من اجازه دهم به موسى ایمان آوردید؟ او استاد شما است که تعلیمتان داده، بدانید که دست و پاهاتان را به جهت مخالف قطع میکنم و از درختان خرما بدارتان می آویزم و خواهید دانست که عذاب کدام یک از ما سخت تر است! شاخ و شانه کشیدن فرعون جواب فرعون گفتند: تو را بر معجزاتى که براى ما آمده و بر کسی که ما را آفریده است برنمى گزینیم، پس حکم کن هر حکمى که می کنى، جز این نیست که تو در این زندگانى دنیا حکم می کنى، البته ما به پروردگارمان ایمان آوردیم تا گناهان ما و سحری که ما را بر آن مجبور کردى بیامرزد و خدا مهربان و آمرزنده است.فرعونفرعون همه کسانى را که ایمان آورده بودند زندانى کرد و پس از آن بود که خداوند بلاى طوفان و ملخ را فرستاد و سرانجام فرعون آنها را آزاد کرد تا همراه موسى بروند.آن وقت خداوند به موسى وحى کرد، (بندگانم را حرکت بده) موسى همراه بنى اسرائیل حرکت کرد تا از دریا عبور کنند و مصر را پشت سر بگذارند.  «فرعون» هم یاران خود را جمع کرد و پیش قراول سپاه او ششصد هزار نفر پیاده بود و خود همراه دو هزار سواره به دنبال آن ها به راه افتاد.مرگ فرعونهمان طور که خداى متعال حکایت مى کند، ما آن ها را از باغ ها و چشمه ها و گنج ها و جایگاه نیکویشان بیرون آوردیم و آن ها را به میراث به بنى اسرائیل دادیم، وقتى که پیروان موسى به کنار دریا رسیدند و دیدند فرعونیان به آن ها نزدیک مى شوند، گفتند: هر آینه ما دستگیر مى شویم، اما موسى گفت: هرگز!پروردگارم همراه من است و مرا هدایت مى کند یعنى مرا نجات مى دهد.اما موسى گفت: هرگز! پروردگارم همراه من است و مرا هدایت مى کند یعنى مرا نجات مى دهد.عصای حضرت موسیآن وقت موسى به دریا نزدیک شد و به آن دستور داد که شکافته شود، دریا گفت: اى موسى طلب بزرگى و استکبار مى کنى که مى خواهى من براى تو شکافته شوم، در حالى که من لحظه اى پروردگارم را عصیان نکرده ام، اما در میان شما نافرمان و گنه کار هم وجود دارد، موسى گفت: بترس از این که نافرمانى کنى، چون آدم را معصیتش از بهشت بیرون کرد و ابلیس را معصیتش دچار لعن الهى نمود، دریا گفت: پروردگارم عظیم و بلندمرتبه است و من از امر او اطاعت مى کنم.در این وقت یوشع بن نون برخاست و از موسى پرسید: اى رسول خدا امر پروردگارت چیست؟فرمود: باید از دریا عبور کنیم و این در حالى بود که پاهاى اسبش در آب بود، همان دم خداوند به موسى وحى فرمود: (با عصایت به دریا بزن) توسط پیامبران و پادشاهانوقتى موسى با عصاى خود به دریا زد، ناگهان دریا از هم شکافت و از هر جانب آب چون کوهى سر برآورد و چون قوم موسى دوازده فرقه بودند، دوازده راه خشک پدید آمد که هر قبیله از راه مخصوص خود عبور کردند، گروهى که همراه موسى بودند با ناراحتى پرسیدند: اى موسى برادران ما کجا هستند؟ آن حضرت گفت: آنها در کنار شما در حال عبور از دریا هستند، اما کسى این گفتار را باور نکرد، لذا خداوند مهربان آن راهها را به هم متصل نمود، به طورى که هر قبیله، دیگر را مشاهده کرده و با آن ها سخن گفتند و آرامش یافتند، در همان دم فرعون و سپاهیانش به کنار دریا رسیدند، فرعون به یارانش گفت: آیا نمى دانید من که پروردگار برتر شما هستم، دریا را براى شما شکافته ام، همراه من وارد آب شوید، اما کسى جرأت نکرد و همه از بیم جان خود ایستاده بودند و نگاه مى کردند.قبر فرعونفرعون خود قدم در میان آن راه دریایى گذاشت، منجم به او گفت: وارد این راه مشو، اما  «فرعون» قبول نکرد و سوار بر اسب شد و قصد عبور کرد، اسب او از رفتن امتناع کرد. اما جبرئیل آن اسب را به پیش راند، وقتى فرعون وارد شد و آسیبى ندید، سایرین هم جرأت یافتند و وارد آب شدند. وقتى همه فرعونیان وارد شدند و از آن طرف همه پیروان موسى خارج شدند، ناگهان دو بخش جدا شده آب به هم متصل شد و آب چون کوهى بر سر آن ها فروریخت، در آن لحظه فرعون گفت: ایمان آوردم که هیچ معبودى جز خدایى که بنى اسرائیل به آن ایمان آوردند وجود ندارد و من تسلیم او هستم.ساحران فرعونولى جبرئیل مشتى از خاک برگرفت و در دهان او پاشید و به او گفت: (اکنون ایمان آورده اى؟ در حالى که قبلا عصیان کردى و از مفسدان بودى، پس امروز بدن تو را نجات مى دهیم تا نشانه عبرتى براى آیندگان باشد). و این چنین بود که فرعون قوم خود را کلا غرق و نابود کرد و از آنجا نیز جملگى وارد آتش شدند، اما خود فرعون، خداوند فقط بدن او را به ساحل رسانید تا سایرین در او به دیده عبرت بنگرند و بدانند کسى که ادعاى ربوبیت مى کرد، سرانجام چون لاشه اى در کنار دریا افتاده است.در آیه ۹۲ سوره یونس می فرماید: «فَالْيَوْمَ نُنَجِّيكَ بِبَدَنِكَ لِتَكُونَ لِمَنْ خَلْفَكَ آيَةً وَإِنَّ كَثِيرًا مِنَ النَّاسِ عَنْ آيَاتِنَا لَغَافِلُونَ»: امروز تو را به وسیله جسدت نجات مى دهیم تا براى آنان که بعد از تو هستند عبرت باشى، بسیارى از مردم از آیه هاى ما غافلند.در این جا خداوند می فرماید: بدن فرعون را روى آب نگه داشتیم تا کسانى که بعدا مى آیند عبرت گیرند و درست هم هست چون تا حال که سال ۱۳۸۸ هجرى قمرى است هنوز بدن فرعون در مصر مومیائى گرفته موجود است.فرعون در روایاتاز امام کاظم علیه السلام روایت شده: موسى وقتى بر فرعون وارد شد به درگاه الهى عرضه داشت: خداوندا از کشته شدن توسط او به تو پناه برده و از شر او از تو ایمنى مى جویم و فقط از تو کمک مى خواهم، پس خداوند امنیت و آرامش قلب  «فرعون» را به خوف و وحشت از موسى علیه السلام مبدل ساخت.از امام رضا علیه السلام پرسیدند: وقتى فرعون گفت: (مرا رها کنید تا موسى را بکشم چه چیز او را مانع شد؟ آن حضرت فرمود: بلوغ فکرى و حلال بودن مولدش مانع او شد، چون هیچ کس جز زنازاده مرتکب قتل انبیاء و اولاد آنها نمى شود.زن فرعونابراهیم بن محمد همدانى گوید: به امام على بن موسى الرضا علیه السلام عرض کردم: به چه علتى خداوند «فرعون» را غرق کرد با این که (در آخر زندگیش) به خدا ایمان آورده و به توحید اقرار کرد؟امام فرمود: زیرا فرعون در هنگام دیدن سختى (که حتمى بودن مرگ بود) ایمان آورد و ایمان در هنگام سختى مورد قبول نمى باشد و این حکم خدا در گذشته و آینده است که مى فرماید: پس زمانى که سختى ما را دیدند گفتند: ایمان آوردیم به وحدانیت خدا و کافر شدیم به آنچه شرک مى ورزیدیم ولى ایمانشان سودشان نمى دهد، زمانى که سختى ما را ببینند.و مى فرماید: روزى که بیاید بعضى آیات پروردگارت که (در آن روز) کسى را ایمانش نفع ندهد که از قبل ایمان نیاورده و از ایمانش خیرى را کسب نکرده باشد.  https://virgool.io/Prophets/satan-%D8%B4%DB%8C%D8%B7%D8%A7%D9%86-xfqbtz1pjbtp </description>
                <category>پیامبران و پادشاهان</category>
                <author>پیامبران و پادشاهان</author>
                <pubDate>Wed, 01 May 2024 23:50:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حقایق جالب از پیامبران خدا | شناخت پیامبران در اسلام</title>
                <link>https://virgool.io/Prophets/%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1-%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85-wwtuv3rafqqr</link>
                <description>پیامبراندر طول تاریخ، پیامبران بسیاری به میان مردم آمده‌اند تا پیام‌ خدا را به آنها برسانند. این پیامبران، که هر یک به زمان و مکان خاصی تعلق داشتند، با آموزه‌های خود، راهنمایی‌ های معنوی و اخلاقی ارائه داده‌اند که تا به امروز نیز تأثیرگذار است. آنها با پیام‌های الهی جوامع بشری را به سوی  همزیستی مسالمت‌آمیز هدایت کرده‌اندپیامبران اسلامدر اسلام، پیامبران به عنوان الگوهایی برای سبک زندگی درست و پرهیز از گناه شناخته می‌شوند. قرآن کریم، کتاب آسمانی مسلمانان، به زندگی و سیره پیامبران مختلف اشاره دارد و از مؤمنان می‌خواهد که از آن‌ها پیروی کنند. پیامبر اسلام، حضرت محمد، به عنوان آخرین پیامبر، مورد احترام ویژه‌ای قرار دارد و زندگی او به عنوان بهترین نمونه برای پیروی است.منابع اسلامی، از جمله قرآن و حدیث، به عنوان مراجع اصلی برای شناخت پیامبران و تعالیم آن‌ها به شمار می‌روند. این منابع، داستان‌ها و درس‌هایی را از زندگی پیامبران ارائه می‌دهند که می‌توانند به عنوان راهنمایی برای زندگی روزمره و تصمیم‌گیری‌های اخلاقی مورد استفاده قرار گیرند.نام های پیامبران در اسلامحضرت آدمحضرت ادریسحضرت نوححضرت ابراهیمحضرت هودحضرت لوطحضرت صالححضرت یوسفحضرت خضرحضرت یونسحضرت عیسیحضرت محمددر این نوشته با پیامبران و تاثیر آنها بر تاریخ آشنا خواهیم شد از حضرت آدم تا پیامبر اسلام حضرت محمد پس با پیامبران و پادشاهان همراه باشید.حضرت آدمحضرت آدم به عنوان نخستین انسان و اولین پیامبر در ادیان ابراهیمی شناخته می‌شود. او را خداوند از گِل آفرید و به عنوان خلیفه خود بر زمین منصوب کرد. حضرت آدم و همسرش حوا، در بهشت زندگی می‌کردند تا اینکه به وسوسه شیطان، از میوه ممنوعه خوردند و از بهشت رانده شدند. این داستان، که در قرآن و کتاب‌های مقدس دیگر آمده است، نمادی از آزمایش و انتخاب انسان است و تأثیر عمیقی بر فرهنگ و اندیشه بشری داشته است. حضرت آدم و حوا پس از هبوط به زمین، نسل بشر را تشکیل دادند و به عنوان پدر و مادر کل بشریت شناخته می‌شوند https://youtu.be/WWG_Klm6c0g حضرت ادریسحضرت ادریس، که در قرآن کریم به عنوان یکی از پیامبران بزرگ و صدیق یاد شده‌اند، شخصیتی است که در تاریخ و ادیان جایگاه ویژه‌ای دارد ایشان به دلیل دانش و حکمت خود به جایگاه والایی رسیده و به عنوان نخستین کسی که به خیاطی و نوشتن با قلم پرداخت، شناخته می‌شوند. حضرت ادریس به دانش ستاره‌شناسی و حساب نیز مسلط بوده و به عنوان معلم و مربی بزرگ، نسل‌های بعدی را تربیت کرده‌اند، در روایات آمده است که ایشان به آسمان عروج کرده و در رحمت الهی جای گرفته‌اند داستان حضرت ادریس نمادی از پیشرفت دانش و تمدن بشری و نقش پیامبران در هدایت و رشد فکری و معنوی انسان‌ها است https://youtu.be/ZzvTr-A6vV0 حضرت نوححضرت نوح، نخستین پیامبر اولوالعزم بود که خداوند او را با کتاب و شریعت مبعوث فرمود. ایشان به عنوان دومین پدر نسل بشریت پس از حضرت آدم شناخته می‌شوند و نسبت سایر پیغمبران الهی به ایشان منتهی می‌گردد. حضرت نوح با عمری طولانی، حدود ۹۵۰ سال قوم خود را به یکتاپرستی دعوت کردند، اما چون قومش به او ایمان نیاوردند، خداوند آنها را به وسیله طوفان عذاب کرد. ایشان به دستور و راهنمایی خداوند برای نجات مؤمنان و همچنین یک جفت از هر نوع حیوان از طوفان، کشتی ساختند. داستان حضرت نوح و کشتی ایشان، نمادی از نجات و رحمت الهی در برابر عدم پذیرش و لجاجت بشر است https://youtu.be/fm64KShTcOA حضرت ابراهیمحضرت ابراهیم (ع)، که به عنوان پدر ادیان ابراهیمی شناخته می‌شود، یکی از مهم‌ترین پیامبران در اسلام، یهودیت و مسیحیت است. ایشان به خاطر ایمان راسخ و تسلیم شدن در برابر خواست خداوند معروف هستند.آزمایش الهی: حضرت ابراهیم در طول زندگی خود آزمایش‌های متعددی را تجربه کردند، از جمله دستور قربانی کردن فرزندشان که با نزول فرشته و جایگزینی قوچ، این آزمایش به پایان رسید.بت‌شکنی: ایشان برای نشان دادن بطلان پرستش بت‌ها، تمامی بت‌ها را شکستند به جز بزرگ‌ترین آن‌ها تا مردم را به تفکر وادارندمهاجرت: حضرت ابراهیم از زادگاه خود به سرزمین‌های مختلفی مهاجرت کردند و در هر مکان به تبلیغ توحید پرداختندساخت کعبه: ایشان به همراه فرزندشان، حضرت اسماعیل، کعبه را بنا نهادند که مرکز توحید و عبادت در اسلام استحضرت ابراهیم (ع) نمونه‌ای از ایمان و اطاعت مطلق است و داستان زندگی ایشان الهام‌بخش بسیاری از مردم در سراسر جهان است https://youtu.be/MHIszMy5zp8 حضرت هودحضرت هود، پیامبری از نسل حضرت نوح بود که برای هدایت قوم عاد برگزیده شد. قوم عاد، مردمی بلندقامت و قدرتمند در سرزمین احقاف بودند که به دلیل ظلم و بت‌پرستی شهرت داشتندقوم عاد: این قوم به خاطر نعمت‌های فراوان الهی، زندگی رفاهی داشتند اما به جای شکرگزاری، به بت‌پرستی روی آوردند و از خدای یگانه روی برتافتنددعوت حضرت هود: حضرت هود با استفاده از بلاغت و حلم خود، قوم عاد را به پرستش خدای یگانه و ترک بت‌پرستی دعوت کرد، اما قوم او را رد و مسخره کردندعذاب الهی: به دنبال استکبار و انکار قوم عاد، خداوند آن‌ها را با طوفان شنی مهیبی که هفت شبانه‌روز وزید، عذاب کرد و آن‌ها را نابود ساختعذاب قوم عاد: پس از نابودی قوم عاد، حضرت هود و یاران باقی‌ مانده به سرزمین حضرموت هجرت کردند و دیار ویران شده قوم عاد به عبرت آیندگان باقی ماندداستان حضرت هود نمونه‌ای از عدالت الهی و پیامدهای ستمکاری است که در قرآن کریم به تفصیل بیان شده است https://youtu.be/qKgw6uCVAAI حضرت لوطحضرت لوط و قوم سدومحضرت لوط، که در اسلام به عنوان پیامبر شناخته می‌شود، به قومی در منطقه‌ای که امروزه به عنوان سدوم و عموره یاد می‌شود، فرستاده شد. او برادرزاده حضرت ابراهیم بود و مأموریت داشت تا مردم خود را از اعمال ناپسند و فساد اخلاقی باز دارد.فساد اخلاقی قوم سدومقوم سدوم به خاطر اعمال ناپسند و فساد اخلاقی شهرت داشتندحضرت لوط به آن‌ها هشدار داد که از رفتارهای نادرست خود دست بردارند و به خدای یکتا بازگردندنافرمانی و عواقب آنبا وجود هشدارهای حضرت لوط، مردم قوم سدوم به رفتارهای خود ادامه دادند.این نافرمانی باعث شد که خشم الهی بر این قوم نازل شود و آن‌ها با عذابی سخت روبرو شدندنجات حضرت لوط و خانواده‌اشحضرت لوط و خانواده‌اش به جز همسرش که به قوم خود پشت نکرد، از عذاب نجات یافتندقوم سدوم با بارانی از سنگ‌های سوزان و زلزله‌ای شدید نابود شدندپیامد داستان حضرت لوطداستان حضرت لوط به عنوان یکی از داستان‌های عبرت‌آموز در قرآن ذکر شده است.این داستان نشان‌دهنده اهمیت پایبندی به ارزش‌های اخلاقی و پیامدهای نافرمانی از دستورات الهی است.داستان حضرت لوط و قوم لوط به اهمیت اطاعت از فرمان‌های الهی و عواقب نافرمانی اشاره دارد. https://youtu.be/jH3bxK1AfLk حضرت صالححضرت صالح و تاریخچه قوم ثمودحضرت صالح، که به عنوان پیامبر در اسلام شناخته می‌شود، به قوم ثمود در منطقه‌ای که امروزه به عنوان شمال غربی عربستان و جنوب اردن شناخته می‌شود، فرستاده شد. او از نسل سام بن نوح بود و در دورانی زندگی می‌کرد که قوم ثمود به خاطر معماری صخره‌ای و تمدن پیشرفته‌شان شهرت داشتند.معجزه شتر صالححضرت صالح به قوم خود هشدار داد که از بت‌پرستی دست بردارند و به خدای یکتا ایمان بیاورندبه عنوان نشانه‌ای از قدرت الهی، شتری به قوم ثمود نشان داده شد که از صخره‌ای بیرون آمداو از قوم خواست تا  از آزار دادن آن خودداری کنندنافرمانی و عواقب آنبا وجود هشدارهای حضرت صالح، برخی از افراد قوم ثمود شتر را کشتنداین نافرمانی باعث شد که خشم الهی بر این قوم نازل شود و آن‌ها با عذابی سخت روبرو شدند.عذاب قوم ثمودپس از کشته شدن شتر، زلزله‌ای قوم ثمود را نابود کرد و تنها حضرت صالح و پیروانش که به او ایمان آورده بودند، نجات یافتنداین رویداد به عنوان یکی از داستان‌های عبرت‌آموز در قرآن ذکر شده و به عنوان نمونه‌ای از عاقبت نافرمانی از فرمان‌های الهی مطرح می‌شوداین متن تاریخی به اختصار، داستان حضرت صالح و قوم ثمود را بازگو می‌کند و نشان‌دهنده اهمیت اطاعت از دستورات الهی و پیامدهای نافرمانی استhttps://youtu.be/yHOf9N3Qa-Qحضرت یوسفحضرت یوسف پیامبری از نسل ابراهیم و فرزند حضرت یعقوب در کعان متولد شد و به دلیل زیبایی و فضائل اخلاقی‌اش شهرت یافت. داستان زندگی ایشان با عناصری چون حسادت، آزمایش‌های الهی، و رستگاری، همواره مورد توجه بوده استرویای یوسف: حضرت یوسف خوابی دید که خورشید، ماه و یازده ستاره به او سجده می‌کنند، که نشان‌دهنده‌ی برتری و مقام والای او در آینده بودحسادت برادران: برادرانش به دلیل محبت بیشتر پدرشان به یوسف و رویای او، به او حسادت ورزیده و او را در چاهی انداختند و سپس به عنوان برده به مصر فروختند https://youtu.be/rgTGh69Dk_Q زندگی در مصر: در مصر، حضرت یوسف به خانه‌ی عزیز مصر برده شد و به سرعت به دلیل استعداد و صداقتش  عزیز مصر شد.آزمایش زلیخا: زلیخا، همسر عزیز مصر، به زیبایی یوسف دل‌بسته شد و او را به گناه فراخواند، اما یوسف با پاک‌دامنی از این کار امتناع ورزید.زندان و رؤیاها: پس از آن، حضرت یوسف به اتهام ناروا زندانی شد. در زندان، توانایی تعبیر خواب‌ها را نشان داد که منجر به آزادی و رسیدن به مقام عزیز مصر شد.ملاقات با برادران: در دوران قحطی، برادران یوسف برای تهیه‌ی غذا به مصر آمدند و پس از چند ملاقات، یوسف خود را به آن‌ها شناساند و خانواده‌اش را به مصر دعوت کرد https://youtu.be/fBmXYPJqmfg حضرت موسیحضرت موسی یکی از پیامبران بزرگ و اولوالعزم در ادیان ابراهیمی است. ایشان به عنوان کلیم‌الله شناخته می‌شوند، زیرا خداوند مستقیماً با او سخن گفته است. حضرت موسی در مصر به دنیا آمد و در زمان فرعون بزرگ شد. در جوانی، به دلیل کشتن یک مصری، مجبور به فرار به مدین شد، جایی که با دختر شعیب پیامبر ازدواج کرد و به چوپانی پرداخت. در چهل سالگی، حضرت موسی وحی الهی را دریافت کرد و به پیامبری رسید. او به همراه برادرش هارون، به فرعون رفت و خواستار آزادی بنی‌اسرائیل شد. با وجود دیدن معجزات، فرعون حقانیت حضرت موسی را نپذیرفت و به اذیت و آزار بنی‌اسرائیل پرداخت. حضرت موسی به دستور خداوند، به همراه بنی‌اسرائیل و با کمک معجزه شکافته شدن دریا از مصر خارج شدند. داستان حضرت موسی، نمادی از مقاومت در برابر ظلم و رهبری الهی است https://youtu.be/A4Mf5iellRg حضرت خضرحضرت خضر، شخصیتی محترم و معروف در ادیان اسلام، مسیحیت و یهودیت است. او در قرآن به عنوان بنده صالح خداوند و دارای حکمت و دانش عرفانی معرفی شده است¹1. خضر در روایات اسلامی گاهی به عنوان پیامبر یا ولی الهی توصیف شده و به کسانی که در مشکلات گرفتار می‌شوند، کمک می‌کنددر قرآن، داستان موسی و خضر در سوره کهف آمده است که نشان دهنده علم لدنی خضر می‌باشد. این داستان، ملاقات و همراهی موسی با خضر را توصیف می‌کند و در آن خضر سه عمل عجیب انجام می‌دهد که موسی را به تعجب وا می‌داردبر اساس روایات، حضرت خضر همچنان زنده است و به عنوان مونس و راهنما در زمان غیبت امام عصر (عج) شناخته می‌شود. او در ادبیات صوفیانه و اشعار فارسی به عنوان مرشد و دارای مقام ولایت مطرح شده و به سرچشمه حیات دست یافته استنام خضر به دلیل اینکه هر جا می‌نشست، زمین اطرافش سبز و خرم می‌شد، بر او نهاده شده است. این ویژگی نمادی از برکت و حیات است که از شخصیت او نشأت می‌گیردhttps://youtu.be/7FF-yKSW86Yحضرت یونسحضرت یونس (ع)، پیامبری در ادیان ابراهیمی، به ویژه در اسلام و یهودیت، مشهور به صاحب نهنگ است. ایشان به خاطر داستان نجات‌یافتن از شکم نهنگ پس از سه روز و سه شب شناخته شده‌اند.مأموریت: ابلاغ پیام خدا به مردم نینوا.آزمایش الهی: پس از فرار از مأموریت، در دریا افتاد و توسط نهنگ بلعیده شد.دعای معروف: &quot;لا إله إلا أنت سبحانك إني كنت من الظالمين&quot; که در شکم نهنگ زمزمه کرد.توبه و نجات: پس از توبه و دعا، از شکم نهنگ نجات یافت و به مردم نینوا بازگشت.این متن با توجه به اصول سئو و بهینه‌سازی برای موتورهای جستجو نوشته شده است. داستان حضرت یونس (ع) نمونه‌ای از رحمت و بخشش الهی است و به ما یادآوری می‌کند که همیشه فرصتی برای توبه و بازگشت وجود دارد.حضرت عیسیحضرت عیسی (ع)، پیامبری در ادیان ابراهیمی، به ویژه در مسیحیت و اسلام، با تأثیرات عمیق بر فرهنگ و تمدن بشریت است. در اسلام، به عنوان پیامبری معجزه‌گر و در مسیحیت، به عنوان پسر خدا و نجات‌دهنده شناخته می‌شوند.تولد معجزه‌آسا: از حضرت مریم بدون پدر.تعالیم: محبت، بخشش، و صلح.معجزات: شفای بیماران، زنده کردن مردگان، تغذیه جمعیت با مقدار کمی غذا.ایشان الهام‌بخش ارزش‌هایی هستند که در سراسر جهان مورد توجه و احترام قرار می‌گیرندحضرت محمدحضرت محمد (ص)، پیامبر اسلام، در حدود سال ۵۷۰ میلادی در شهر مکه متولد شدند. ایشان از سن چهل سالگی به عنوان آخرین پیامبر توسط خداوند برگزیده شدند و مأموریت یافتند تا دین اسلام را به مردم عربستان و سپس به کل جهان ابلاغ کنند.زندگی و بعثت:تولد و کودکی: حضرت محمد (ص) در خانواده‌ای از قبیله قریش به دنیا آمدند. پدرشان، عبدالله، پیش از تولد ایشان درگذشت و مادرشان، آمنه، نیز هنگامی که ایشان شش سال داشتند، از دنیا رفت.جوانی: ایشان در جوانی به دلیل امانت‌داری و راستگویی لقب &quot;الامین&quot; را از مردم مکه دریافت کردند.بعثت: در سن چهل سالگی، حضرت محمد (ص) در غار حرا اولین وحی را از جبرئیل (ع) دریافت کردند و به پیامبری مبعوث شدند.تعالیم و سیره:توحید: تأکید بر پرستش یکتا خدا و رد بت‌پرستی.عدالت اجتماعی: تلاش برای برقراری عدالت و برابری در جامعه.اخلاق: ترویج فضائل اخلاقی مانند صداقت، مهربانی، و بخششهجرت و تأسیس دولت اسلامی:هجرت: در سال ۶۲۲ میلادی، پس از سال‌ها آزار و اذیت، حضرت محمد (ص) و یارانشان از مکه به مدینه هجرت کردند که این رویداد آغاز تقویم هجری قمری است.تأسیس دولت: در مدینه، ایشان به تأسیس دولت اسلامی پرداختند و پیمان‌هایی با سایر قبایل و ادیان برقرار کردند.وفات:حضرت محمد (ص) در سال ۶۳۲ میلادی در مدینه وفات یافتند و در همان شهر به خاک سپرده شدند.ایشان به عنوان الگویی کامل برای مسلمانان در سراسر جهان شناخته می‌شوند و زندگی و سیره‌شان همواره مورد توجه و تقلید است. از این رو، حضرت محمد (ص) نه تنها به عنوان پیامبر، بلکه به عنوان یک رهبر اجتماعی و سیاسی، یک اصلاح‌گر بزرگ، و یک معلم اخلاقی تأثیرگذار در تاریخ بشریت محسوب می‌شوندhttps://youtu.be/fm64KShTcOAدر کانال پیامبران و پادشاهان، داستان‌های از وقایع تاریخی مهم در اسلام و دین ارائه می‌شود. این ویدیوها بر اعتقاد و باور به خدا و پیامبران اسلامی تأکید دارند و به مسلمانان فارسی زبان امکان میدهند تا بیشتر با تاریخ و مفاهیم دینی خود آشنا شوند. این کانال فرصتی مناسب برای افزایش ایمان و اطلاعات دینی است و توصیه می‌شود به همه دوستداران تاریخ و اسلامپیامبراناسلامتاریخداستان(1) آپارات | پیامبران و پادشاهان. https://www.aparat.com/Prophets_Kings. (2) پیامبران‌وپادشاهان - YouTube. https://www.youtube.com/@Prophets_Kings</description>
                <category>پیامبران و پادشاهان</category>
                <author>پیامبران و پادشاهان</author>
                <pubDate>Sat, 27 Apr 2024 06:22:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شیطان | ابلیس جن شیطانی</title>
                <link>https://virgool.io/Prophets/%D8%B4%DB%8C%D8%B7%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%B3-%D8%AC%D9%86-%D8%B4%DB%8C%D8%B7%D8%A7%D9%86%DB%8C-zqn6ikxht3rd</link>
                <description>شیطان اِبلیس یا شیطان، نام یک جن است که از فرمان خدا و سجده کردن بر آدم سرپیچی کرد در نتیجه از درگاه خدا رانده شد. بیشتر مفسران شیطان را از جنیان دانسته و اندکی نیز او را فرشته‌ شمرده‌اند.ابلیس یا شیطانشیطان، پس از نافرمانی از سجده بر آدم، مورد لعن خدا قرار گرفت و رانده شد، سپس درخواست کرد که تا قیامت زنده بماند ولی خدا وعده داد تا وقتی معین به او مهلت دهد. شیطان قسم یاد کرد که همه تلاش خود را تا روزی که مهلت دارد برای انحراف فرزندان آدم به کار گیرد. تنها کاری که او در این راه می‌کند دعوت به بدی‌ها است و کسی را مجبور به این کار نمی‌کند. سرانجام او و پیروانش دوزخ خواهد بود.شیطانهنگامی که خداوند، آدم را از گِل آفرید و از روح خویش در او دمید، به فرشتگان فرمان سجده بر وی داد. همه فرشتگان سجده کردند؛ ولی ابلیس تکبّر ورزید و از سجده سرباز زد. و گفت: من از او بهترم؛ زیرا مرا از آتش و او را از گِل آفریدی؛ آن‌گاه خداوند شیطان را از آن مقام راند و او را لعنت کرد. ویدیو: آفرینش حضرت آدم و حسادت شیطانابلیس از خداوند تا روز بَعث مهلت خواست و خدا به او تا روزی معلوم مهلت داد؛ سپس شیطان سوگند یادکرد که همه بندگان به جز مُخلَصان را از راه به در بَرَد و خداوند به او و پیروانش وعده جهنّم داد. https://youtu.be/WWG_Klm6c0g فرجام ابلیس و «وقت المعلوم»در آیه ۸۱ سوره ص به شیطان تا زمانی مشخص «إِلَیٰ یوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ» در این دنیا مهلت داده شده است. برای تعیین این زمان روایات مختلفی وجود دارد که سندهای محکمی ندارند.در برخی احادیث، امام مهدی(عج) او را به هنگام ظهور گردن می‌زند، در حدیث دیگری زمان مرگ او بین نفخه اول و دوم صور اسرافیل بیان شده است، و در نقل دیگری، ابلیس در زمان رجعت و به دست پیامبر(ص) کشته می‌شودعلامه مجلسی پس از نقل احادیث مختلف معتقد است شیطان تا پیش از قیامت وجود دارد و مرگ او در نفخ صور صورت می‌گیردشیطانشیطان در تصوفبرخی از صوفیان مسلمان با نگاهی تمثیلی، شیطان را حاجب و پرده‌دار دولت‌سرای حضرت حق دانسته که بیگانگان را از سراپرده جلال الهی دور می‌دارد. چرا که اگر زحمتی در راه‌یابی به ساحت قدس ربوبی نباشد، مدعی صادق از غیر آن تمیز داده نمی‌شد.برخی دیگر، وجود ابلیس را به جهت نمایاندن زیبایی‌های عالم و ظهور رحمت الهی ضروری شمرده و به عنوان مثال بر این باورند که اگر شیطان نبود و انسان را به گناه نمی‌کشاند، وصف مغفرت الهی تجلی نمی‌یافت.برخی از عرفا، همچون منصور حلاج شاعر و عارف ایرانی قرن سوم هجری و احمد غزالی، واعظ، عارف و برادر کوچکتر محمد غزالی، به تقدیر ازلی و قسمت الهی در امتناع شیطان از سجده بر آدم معتقد بوده و گمراهی ابلیس را ثبت شده در مشیت الاهی می‌دانند.ابلیسدلایل آفرینش و توانایی شیطانمفسران مسلمان، درباره این‌که چرا شیطان خلق شده و چرا قدرتی دارد که بندگان را به گمراهی بکشاند، پاسخ‌هایی داده‌اند؛بر اساس قرآن، اگر منظور از شیطان، ابلیس باشد او پس از رانده شدن از درگاه الهی به دلیل نافرمانی از دستور سجده بر آدم، از خداوند خواست که تا روز قیامت به او مهلت دهد ولی خداوند تا روزی معین که پیش از روز قیامت است مهلتی به وی داد. بنابر این خداوند شیطان را پلید خلق نکرد، چنانکه شش هزار سال خدا را پرستش کرده، همنشین فرشتگان و اهل عبادت بوده، اما به دلیل تکبر در برابر خداوند، راه طغیان را در پیش گرفته و از رحمت خداوند دور شده است.به باور علامه طباطبایی در تفسیر المیزان، وجود ابلیس شرّ محض نیست، بلکه شرّ آمیخته به خیر است.شیطان و امتحان الهیبر اساس قرآن، آفرینش ابلیس ‌برای امتحان بندگان است. خداوند همچنین القائات شیطان را برای بیماردلان و سنگ‌دلان، مایه آزمایش قرار داده است&quot; تو و همسرت در بهشت سکونت کنید و از نعمت های بهشتی هر چه می خواهید، بخورید، اما نزدیک این درخت نشوید که از ستمگران خواهید بود» https://youtu.be/UZSKMwoteq0 چگونه شیطان داخل بهشت شد؟از جانب خدا خطاب آمد: «اى اهل آسمان ها! من آدم و حوا را در بهشت منزل دادم و همه چیز را مباحشان کردم، مگر بهشت جاودان را. اگر نزدیک درختان آن شوند و از آنها بخورند از ظالمان خواهند بود و از آن جا بیرون خواهند شد» شیطان این خطاب را شنید و امیدوار شد پیش خود گفت: من آنها را از بهشت بیرون مى کنم!!شیطان که همه بدبختی های خود را از ناحیه آدم می دانست و کینه او را به سختی در دل گرفته بود، در صدد بود به هر شیوه ای که ممکن است موجبات گمراهی آدم و فرزندانش را فراهم کند.از ابن عباس اینگونه روایت شده: بعد از آن که شیطان از بهشت بیرون شد، تصمیم قاطع گرفت که با هر نقشه و حیله اى که شده، باز خود را به بهشت برساند و انتقام خود را از آدم بگیرد، فکر کرد که از راه معمولى و عادى وارد شود، دید نگهبانان بر در بهشت هستند مانع او مى شوند.  رفت کنارى و به انتظار ایستاد.اول طاووس  را دید، از او خواهش کرد که او را داخل بهشت کند، قبول نکرد. در این بین ناگهان چشمش افتاد بر بالاى دیوار، دید مارى بالاى دیوار قرار دارد. (تا آن روز مار یکى از حیوانات زیبا و خوش رنگ بهشت بود، و مثل سایر حیوانات دیگر چهار دست و پا داشت).شیطان جلو آمد و گفت: اى مار! مرا داخل بهشت کن، تا اسم اعظم الهى را به تو تعلیم کنم.مار گفت: ملائکه، نگهبان در بهشت هستند تو را مشاهده مى کنند و نمى گذارند داخل شوى .شیطان گفت: مرا داخل دهان خود کن و آن را ببند و به این وسیله مرا داخل بهشت کن. مار هم فریب او را خورد و همین کار را کرد و او را در دهان خود جاى داد. (این بود که در میان دندان هاى مار سم پدید آمد؛ چون جایگاه شیطان شد).وقتى مار به این وسیله او را داخل بهشت نمود، شیطان هم کار خود را کرد، آدم علیه السلام و حوا علیه السلام را وسوسه نمود تا فریب خوردند.مار گفت: اسم اعظم را که قول دادى؛ به من تعلیم کن.شیطان در جواب گفت: اى مار! من اگر اسم اعظم را مى دانستم، احتیاج به تو نداشتم که مرا داخل بهشت کنى، من با همان اسم اعظم داخل مى شدم!کانال یوتیوببه کانال یوتیوب پیامبران و پادشاهان سربزنید.💪 آشنایی با شخصیت های تاثیر گذار تاریخ اسلام:پیامبر، انبیا، پیامبران:حضرت محمد، موسی، آدم، ابراهیم, عیسی، یوسف،پادشاه ، سلطان ، حاکم:فرعون، قارون، شداد، نمرود،🌍 جغرافیا و نقشه: مصر، ایران، افغانستان، کربلا، عربستان، اورشلیم، روم🙏 دین، باور، مذهب☪ اسلام، ✡ یهودیت، ✟ مسیحیت، شیعه، سنی، مسلمان،💯 وقایع تاریخی:جنگ، نبرد، واقعه، اتفاقات، قتل، مرگ، قبر، شهادت، 📎 منابع:قرآن، نهج البلاغه، مستند</description>
                <category>پیامبران و پادشاهان</category>
                <author>پیامبران و پادشاهان</author>
                <pubDate>Sun, 10 Mar 2024 18:08:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان پیامبران: قوم عاد</title>
                <link>https://virgool.io/Prophets/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%82%D9%88%D9%85-%D8%B9%D8%A7%D8%AF-ulmxrvw4u8pi</link>
                <description>داستان های قرآنی: حضرت هودسلام، با وبلاگ پیامبران و پادشاهان همراه باشیدحضرت هود اولین پیامبر بعد از نوح علیه السلام است، که خدا میان قوم عاد فرستاد. حضرت هود بعد از دو هزار و ششصد و چهل و هشت سال که از هبوط حضرت آدم گذشته بود به دنیا آمد.داستان پیامبرانهود (ع) از پیغمبران بزرگواری بود که گذشته از صفات عالی و روحانی و اخلاق نیکوی انسانی که در وجود او بود از نظر حَسَب و نَسَب و زیبائی صورت و جمال، و آراستگی اندام نیز در میان مردم زمان خود ممتاز بود و خداوند کمالات ظاهری و معنوی را یک جا در او جمع آورده بود.چنانچه گویند این پیامبر خدا در سن 40 سالگی از جانب خداوند مأمور شد قوم خود را که به قوم عاد معروف بودند به توحید و پرستش خدای یکتا دعوت کند. https://youtu.be/qKgw6uCVAAI?feature=shared داستان پیامبرانخداوند قوم عاد را بعد از نوح روی زمین مستقر کرد و زندگی بخشید و آنان را جانشین قوم نوح روی زمین قرار داد و نیرویی زیاد به آنان عطا کرد. بلند قامت ترین انسانها در میان قوم عاد صد و کوتاهترین آنها هفتاد ذراع بود، قوم عاد دارای اندامی بلند و کشیده و قدرتمند بودند، به طوری که با دستهای خود سنگ کوهها را می شکافتند، قوم عاد در سرزمینی بنام اَحقاف بین یمن و عمان که هم اکنون بیابانی بدون آب و علف و غیر قابل سکونت است زندگی می کردند و خداوند نعمتهای بسیار زیاد و برکات فراوانی به آنها عنایت کرده بود.قوم عاد از راه کشاورزی زندگی می کردند، اما با این همه اوصاف و نعمتهای خوبی که خداوند به آنها داده بود، این قوم نادان به جای اینکه خداوند بزرگ را بشناسند و او را پرستش کنند، بتهایی را انتخاب و آنها را می پرستیدند، و صورت های خود را در مقابل بتها به خاک می ساییدند.قوم عاد برج هایی بلند برپا می کردند بر بلندترین نقطه زمین، تا از بالای آن بر حمامها مسلط باشند. از دیگر عادات زشت آنها این بود که منزل های خود را بر بلندی می ساختند تا وقتی پیادگان از آنجا عبور می کنند، آنها را مورد تحقیر و تمسخر قرار دهند.بت پرستی قوم عادقوم عاد بت پرست بودند، دین آدم و نوح را فراموش کرده و تابع ستمگران شده بودند. حضرت هود مردم را به خداپرستی و عدالت دعوت کرد و هرچه می توانست در این راه کوشش کرد. سران قوم عاد او را مورد تمسخر و آزار و اذیت قرار دادند و او را نادان و دروغگو خواندند. هود به آنان گفت؛به یاد بیاورید قوم پدرانتان، قوم کافر نوح را، آنان در پاسخ هود گفتند؛ یا آنچه را که پدران ما می پرستیدند، رها کنیم؟ هود گفت؛ آیا به نام های بت هایتان نمی اندیشید، خدا بر حقیقت آشنا است، پس منتظر عذاب باشید.هود به آنان می فرمود؛ خدای یکتا شریکی ندارد، عبادت او جوهر و خلاصه عبادتها است، حقیقت ایمان، عبادت اوست. این خدا به شما نزدیک است و شما نیازی به شفیع ندارید، او از رگ گردنتان به شما نزدیک تر است.قوم هود از او روی گردانده و گفتند؛ تو مرد جاهلی هستی و عقل خود را از دست داده ای. تو در میان ما چه مزیتی داری؟ امتیاز تو بر دیگران چیست؟هود در پاسخ می گفت؛ ای قوم! مرا به سفاهت متهم نکنید، من مدّتها در بین شما زندگی کرده ام آن وقت نمی گفتید مرد جاهلی هستم، چطور الان مرا متهم به کم عقلی و جهل می کنید؟سرکشی قوم عادوقتی هود از قوم خود لجاجت در گفتار و اصرار به مخالفت دید. آنها را خطاب کرد وگفت؛ من خدای خود را گواه می گیرم که وظیفه خود را انجام داده ام و در ابلاغ رسالت خود کوتاهی نکردم. هیچگاه بر اثر ترس، دست از کار خود برنداشتم و در راه این رسالت آسمانی نهایت سعی خود را نمودم. از شما مردم هم ترسی ندارم از این به بعد هر نقشه و طرحی دارید اجرا کنید توکل من به خدای یکتا و بی همتاستشداد بن عاد که بودحضرت هود در زمان پادشاهی شدّاد بود و پیوسته او را دعوت به ایمان می کرد. روزی شدّاد گفت؛ اگر من ایمان بیاورم، خداوند به من چه خواهد داد؟حضرت هود پاسخ داد: جایگاه تو را در بهشت برین قرار می دهد و زندگانی جاوید به تو خواهد داد. شدّاد اوصاف بهشت را پرسید و آن حضرت شمّه ای از خصوصیات بهشت را برای او بیان نمود. شدّاد گفت؛ اینکه چیزی نیست، من خود می توانم بهشتی بهتر از آنچه تو گفتی تهیه نمایم.از این رو درصدد ساختن شهری برآمد که شبیه بهشت برین باشد، یک نفر را پیش ضحّاک تازی که خواهرزاده او بود فرستاد، در آن زمان ضحّاک بر مملکت جمشید «ایران» حکومت می کرد و از او خواست هرچه طلا و نقره می تواند فراهم سازد.ساخت بهشت ارم ذات العمادضحّاک بنا به دستور شدّاد هرچه توانست زر و زیور تهیه نمود و به شام فرستاد. شدّاد به اطراف مملکت خویش نیز اشخاصی فرستاد و در تهیه طلا و نقره و جواهر و مشک و عنبر جدیت فراوان نمود. استادان و مهندسین ماهر برای ساختمان شهر بهشتی آماده کرد، در اطراف شام محلّی را که از نظر آب و هوا بی مانند بود انتخاب نمود، دستور داد دیوار آن شهر را با بهترین اسلوب بسازند. در میان آن قصری از طلا و نقره به وجود آورند و دیوارهای آن را به جواهر و گوهرهای گران قیمت بیارایند، در کف جویهای روان آن شهر به جای ریگ و سنگ ریزه، جواهر بریزند. درختهایی از طلا ساختند که بر شاخه های آن مشک و عنبر آویخته بود و هر وقت باد می وزید بوی خوش از آن درختها منتشر می شد. https://youtu.be/ZUzUEzQKhoo گفته اند؛ دوازده هزار کنگره از طلا که به یاقوت و گوهرهایی آراسته بود بر گرد قصر او ساختند، شدّاد پانصد سرهنگ داشت که برای هر یک، فراخور مقامش در اطراف قصر، کوشک بلند مناسب با آن قصر تهیه نمودند و آنان را در بهشت مصنوعی خود جای داد و از هر نظر وسایل استراحت و عیش را فراهم کرد. در مدّت پانصد سال با سرعت و قدرت تمام هرچه سیم و زر بود برای ایجاد آن شهر بکار رفت، تا اینکه به شدّاد خبر دادند آن بهشت که دستور داده بودید آماده گردید.مرگ شدادشدّاد در «حضر موت» به سر می بُرد. پس از اطلاع از لشگری فراوان برای دیدن آن شهر حرکت کرد، چون به یک منزلی شهر رسید آهویی به چشمش خورد که پاهایش از نقره و شاخهایش از طلا بود، از دیدن چنین آهویی در شگفت شد و اسب از پی او بتاخت تا از لشگر خود جدا گردید.ناگاه در میان بیابان سواری مهیب و وحشت آور پیش او آمد و گفت؛ ای شدّاد خیال کردی با این عمارت که ساختی از مرگ محفوظ می مانی از این سخن لرزه بر تن شدّاد افتاد و گفت؛ تو کیستی؟ جواب داد؛ ملک الموتم.داستان عزرائیل و شدادپرسید؛ با من چه کار داری و در این بیابان چرا مزاحم من شده ای؟ عزرائیل؛ برای گرفتن جان تو آمده ام.شدّاد التماس کرد که مهلت بده یک بار باغ و بستان خود را ببینم، آنگاه هرچه می خواهی بکن.عزرائیل گفت به من این اجازه را نداده اند. و در آن حال شدّاد از اسب در غلطید و روحش از قالب تن جدا شد و تمام لشگر او با بلایی آسمانی از میان رفتند و آرزوی دیدار بهشت را به گور بردند.وقتی نصایح هود بر قوم عاد بی نتیجه ماند و دعوت او در قومش کارساز نیفتاد، خداوند به مدت هفت سال آن قوم را دچار قحطی نمود. بارانی نبارید و خشکسالی و قحطی همه جا را فرا گرفت. در آن هنگام شغل هود کشاورزی بود. مردم به خانه هود آمدند و از همسر او خواستند تا از هود بخواهد برای آنها دعا کند https://youtu.be/hhzKIKzaA_E همسر حضرت هودهمسر هود گفت؛ اگر دعای او مستجاب می شد برای خودش دعا می کرد. برای اینکه زمین هایش محتاج یک قطره آب است. مردم عاد از خانه هود بیرون آمدند و به جستجوی هود پرداختند، وقتی او را یافتند از او خواستند تا در حق شان دعا کند. هود دست به دعا برداشت و برای قوم عاد دعا کرد و از قوم عاد خواست که توبه کنند.هنگامی که قوم عاد از پیش هود برمی گشتند باران شروع به باریدن کرد. مردم عاد دوباره نزد هود بازگشتند و از او راجع به همسرش سؤال کردند، هود پاسخ داد، خداوند هیچ مؤمنی را خلق نمی کند، مگر اینکه دشمنی را برای آزار او در کنارش قرار دهد و این زن، دشمن من است. پس از دعای هود تمام سرزمین ها دوباره سرسبز شد.«عاد» همان فرزند «عوص» و برادر نَسَبی هود، دارای دو پسر به نام های شدید و شدّاد بود. بعد از مرگ عاد آن دو به کفر و پرستش بت روی آوردند و برای خود کاخ هایی بزرگ ساختند. همانطور که در صفحات قبل گفته شد شدّاد بنایی با انواع طلا و نقره، ساخت و مأموران او برای ساختن یکی از کاخهای او بیست سال مشغول جمع آوری زیور آلات بودند و در جایی دیگر نقل کرده اند که سیصد سال(1) طول کشید تا کار ساخت قصر تمام شد. قصری با هزار قصر دیگر و برجهای بلند، هزار پرچم برافراشته و نام قصر همان [ارم ذات العماد] بود.عذاب الهی قوم عادهنگامی که سالها از دعوت هود می گذشت، آن قوم هنوز هم بت پرستی می کردند، و اعمال زشتی را مرتکب می شدند. بعد از قحطی که دوباره به دعای هود سرسبزی زمین را فرا گرفت، بازهم به خدا ایمان نیاوردند و به کفر گرویدند و باز خداوند بار دیگر یاران رحمت خود را از آنان دریغ داشت،داستان پیامبران آن قوم دست بر دعا برداشتند و از خدا باران خواستند، تا اینکه مخالفین هود در آسمان، ابر سیاهی را دیدند که آسمان نیلگون را تاریک ساخت، قوم چشمها را به ابر دوختند و برای دیدار آن شتافتند زیرا مدتی بود که باران نباریده بود و گفتند؛ این ابری که در آسمان است بزودی برای ما باران می آورد. اما هود به آنها گفت؛ این سیاهی که در آسمان می بینید، ابر رحمت نیست، بلکه عذاب خداوند است، این همان عذابی است که در ارسال آن عجله می کردید. بادی است که عذابی دردناک و کشنده به همراه دارد.چیزی نگذشت که بادی هولناک وزیدن گرفت، آن باد هفت شبانه روز بر قوم عاد می وزید، و قوم دیدند که حیوانات و اموال و ابزار آنان از زمین بلند و به مکانهای دور دست پرتاپ می شود بادی که تنه درختان را از جا می کند و مردم را چون ملخ به این طرف و آن طرف پرتاب می کرد. آن هفت روز را [ایام المعجوز] می نامند.در مدت یک هفته، ماه به وسیله برج زحل و مریخ در نحوست به سر می برد. به این تندباد و طوفان باد عقیم هم می گویند که از هفتمین طبقه زمین بیرون می آید و این باد نشانه خشم پروردگار می باشد و این باد تا به حال بر هیچ قومی جز قوم عاد نوزیده است. این باد توسط جرئیل به طرف قوم عاد هدایت می شد. به بادی که قوم عاد را نابود کرد [صرصر] نیز می گویند. مردم از ترس و با وحشت و به سرعت به خانه ها پناه بردند. این قوم عذاب زده فکر می کردند که بدین وسیله می توانند جان خود را حفظ کنند ولی این عذاب بلایی عمومی و همگانی بود. سرانجام قوم مانند تنه نخل خشکیده به خاک هلاکت افتادند، نسل آنها ناپدید و آثارشان بکلی متلاشی و از صفحه تاریخ برچیده شد.قرآن کریم نیز در اوصاف این عذاب می فرماید؛ تندباد وحشت ناک و سردی را در یک روز شوم مستمر بر آنان نازل کردیم که مردم را همانند تنه های نخل ریشه کن کرد و به هر طرف پرتاپ می کرد. «فراموش نکن خدای تو هیچ قوم و اهل دیاری را در صورتی که مُطیع و نیکوکار باشند به ظلم، هلاک نمی کند». تنها هود و همراهانش در این طوفان، از گزند عذاب الهی به دور ماندند و در تمام هفت شبانه روز به هود پناه بردند و از گزند باد صرصر در امان ماندند. تا اینکه باد آرام شد و سرزمین آنان به وضع عادی بازگشت و هود و یارانش به «حَضَر موت» کوچ کردند و بقیه عمر را در این سرزمین بِسَر بردند.همچنین خداوند در آیه 60 سوره هود می فرماید؛«آنان (قوم عاد) در این دنیا و روز قیامت، لعنت و نام ننگینی به دنبال دارند. بدانید «عاد» نسبت به پروردگارشان کفر ورزیدند. دور باد «عاد» - قوم هود - از رحمت خدا».قبر حضرت هود کجاست؟چنانچه گفته اند؛ حضرت هود پس از نابودی قوم عاد به وادی حضرموت آمد و درنزدیکی شهری بنام «تریم» سکونت اختیار کرد و بقیه عمر خود را در آنجا به سر برد و حضرت هود در سنّ 807 سالگی از دنیا رفت و در حضرموت مدفون گردید. و به قولی دیگر هنگامی که هود به مکه سفر کرده بود در 460 سالگی از دنیا رفت و قبر او در وادی السلام در نجف اشرف است.</description>
                <category>پیامبران و پادشاهان</category>
                <author>پیامبران و پادشاهان</author>
                <pubDate>Sat, 27 Jan 2024 21:51:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پیامبران تاریخ و زمین را نورانی کردند</title>
                <link>https://virgool.io/Prophets/%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86-nruvkdmlrsxv</link>
                <description>پیامبران: بزرگانی که زمین را نورانی کردندپپیامبران، نقطه‌ای در تاریخ انسانیت که با نور الهی به دنیا آمدند و مأموریت هدایت و اصلاح جامعه را بر عهده داشتند. این مقاله به بررسی جامع و جذاب تاریخ پیامبران می‌پردازد و نقش این انبیاء در راهنمایی انسانیت را برجسته می‌کند.پیامبران نوری از آسمان به زمینپیامبران، بعنوان الهام‌بخشان و راهنمایان الهی، با آغاز دعوت الهی از سوی خود، نوری از آسمان به زمین فرا می‌خوانند. این نور، زندگی‌هایی پر از معجزات، صبر، و ایمان است.پیامبرانآغاز رسالت: نبوت و پیامبریهر پیامبر با آغاز رسالت، مأموریت الهی را به دوش می‌آورد. نبوت و پیامبری نه تنها نشان‌دهنده برگزیدگی این انبیاء بلکه پذیرش آنان از وظیفه ارتباط بین الهی و انسانیت است.اهداف الهی: اصلاح و هدایتپیامبران با ارائه اصول اخلاقی و ارزش‌های الهی، به هدف اصلاح انسان و هدایت جامعه پرداختند. اخلاق پیامبران، به عنوان یک الگوی کامل، راهنمایی برای زندگی انسان در هر زمینه است.داستان های پیامبرانداستان‌های پیامبران نشانه‌های قدرت الهیپیامبران با انجام معجزات الهی، نشان دادند که مأموریت آنها از قدرت و حکمت الهی نشات می‌گیرد. این داستان‌ها، علائم و نشانه‌هایی از نیروی الهی در زندگی انسان‌ها هستند.پس از پیامبری: ارث الهی و رهنمود دائمیپس از پیامبری، اتباع و یاران پیامبران با حفظ ارث پیامبران و ادامه مسیر هدایت، نقش مهمی در انتقال اصول الهی به نسل‌های آینده داشتند. این ارث الهی، همواره به عنوان یک رهنمود دائمی در تاریخ انسان باقی خواهد ماند.انسانیت در سایه پیامبرانتاریخ پیامبران، نشانی از انسانیت در سایه راهنمایان الهی است. این مقاله تلاش کرد تا نقش پیامبران در مسیر تاریخ انسانیت را به تصویر بکشد. کانال یوتیوب پیامبران و پادشاهان</description>
                <category>پیامبران و پادشاهان</category>
                <author>پیامبران و پادشاهان</author>
                <pubDate>Sun, 21 Jan 2024 04:16:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>صاحب اسرار و مالک گنج داخل اهرام مصر</title>
                <link>https://virgool.io/Prophets/%D8%A7%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%85-%D9%85%D8%B5%D8%B1-%D9%88-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-uuw1flose3of</link>
                <description>اهرام مصر و امام زمان عجدر قسمت ۱ و قسمت ۲ خواندیم که بر لوح سنگی که یافت گردید چنین نوشته بود:من گفته‌هایم را به رمز آوردم در صخره‌های سنگی (هرم) که خودم آن‌ها را تراشیده و قِطعه قِطعه کرده‌ام؛ و به زودی زود، خودم فنا می‌شوم پس از ساختن آن‌ها، و من نابود و تبدیل به خاک خواهم شد؛ ولی این بناها (اهرام) باقی خواهند ماند!پس در این هنگام، خُمارَوَیه بن احمد بن طولون گفت: این چیزی است که هیچ کس را در آن چاره نباشد، جز «قائم» که از آل محمد (صلّی الله علیه و آله) است (یعنی: زیرا در اینجا سازندهٔ هرم خود گفته که کسی جز آن حضرت توانایی بازکردن تمامی درها و گشودن تمامی قفل ها و کشف همگی رموز اهرام را ندارد).پس آن لوح سنگی را دوباره به مکان خود برگرداندند؛ ولی سال بعد (282ق)، طاهر که خادم خُمارَوَیْه بود، او را در بسترش به قتل رساند، درحالی که مست بود (و در حقیقت، به نفرین اهرام مصر دچار شد، و در 32 سالگی جان خود را از دست داد)… https://youtu.be/fBmXYPJqmfg اهرام مصرنفرین اهرام مصر، تجربه تاریخ و گواه همیشگی بر معجزه الهی بودن اهرام مصر، و دروغ بودن انتساب آنها به فراعنهجالب توجه است که تجربهٔ تاریخ نشان داده که، هرکس قصد تعرض به اهرام مصر را داشته و یا به درون آن‌ها نقب زده و تجاوز نموده، پس از اندک زمانی هلاک شده است.از آن جمله، ناپُلِئون بُناپارت (فاتح معروف فرانسوی)، که در نبرد اهرام، بر مَمالیک مصر غلبه کرد (ژوئیه 1798م)، سپس به درون اهرام تجاوز نمود و چون بیرون آمد، مدهوش، غمگین و حیرت زده بود. از او سبب این حیرت زدگی و اندوه را جویا شدند، گفت: “سرنوشت خود را در آنجا دیدم، که چگونه با خواری و ذلّت تبعید می‌شوم و می‌میرم!…” و از قضا، در همان سال (اوت 1789م) نِلسُن ـ دریاسالار انگلیسی ناوگان او را در ابوقیر در هم شکست و به سلطهٔ او بر مصر پایان داد … https://youtu.be/ZzvTr-A6vV0 اسرار اهرام مصر و 16 سال بعد، همانطور که تصویر آن را در اهرام مصر دیده بود، به جزیرهٔ ایتالیایی اِلبا تبعید شد (1814-1815م) و در ژوئن 1815 م در جنگ واترلو در نواحی بلژیک به نحو نکبت‌باری شکست دیگری خورد و دوباره از فرمانروایی کناره گرفت و تسلیم انگلیس‌ها شد و به سَنت هِلِن ـ جزیره‌ای در 1900 کیلومتری جنوب غرب آفریقا تبعید شد و پس از 6سال غربت و ابتلا به سرطان، در 1821 م درگذشت…از دیگر قربانیان اهرام مصر، هاوارد کارتر مصرشناس انگلیسی (که در 17 سالگی به مصر رفت) و همکاران وی می‌باشند. او به کاوِش در برخی از اهرام مصر پرداخت و مدت 10 سال، حمل و حفاظت اشیاء به دست آمده توسط او در یکی از این اهرام، به طول انجامید. عاقبت، در نوامبر 1922میلادی پرنده قناری او را یک افعی یا مار کبرا، داخل اهرام بلعید و چند ماه بعد، لُرد کارنارون (ثروتمند انگلیسی حامی کارتر) نیز به نیش یک پشه که جای آن عفونی شد و هرچه مداوا کرد، هیچ نتیجه نداد و به تدریج، عفونت تمام خون او را گرفت هلاک گشت و خبر مرگ وی، زبانزد روزنامه های آن زمان شد.همین طور، تا سال 1929م یازده نفر که در کشف مقبره دست داشتند، جملگی به نحوی غیرطبیعی، مُردند!… خود هاورد کارتر نیز، سرانجام بر اثر بیماری سرطان لنفوم جان خود را از دست داد. https://youtu.be/IPkJFiQ1flA و از این قبیل وقایع، بسیار رخ داده و در کتب تاریخ، به حد متواتر نقل شده و جای شک و تردیدی نیست که تعرض کنندگان به اهرام مصر، بد فرجامی داشته اند ولی ما این را (همچون خرافه پرستان عوام) از نفرین فراعنه نمی پنداریم، بلکه نشانه اراده الهی بر حفظ &quot;اهرام مصر&quot; می‌دانیم که معجزه پیامبران، خصوصا حضرت ادریس (ع) هستند…فرعون | اهرام | مصر باستان 👉مقاله اصلیقسمت ۱قسمت ۲قسمت ۳ https://virgool.io/Ashura/%D8%B2%D8%B9%D9%81%D8%B1-%D8%AC%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D8%A8%D9%84%D8%A7-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7-ohqorymp1moc </description>
                <category>پیامبران و پادشاهان</category>
                <author>پیامبران و پادشاهان</author>
                <pubDate>Sat, 09 Dec 2023 22:50:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اهرام و گنج داخل اهرام ثلاثه مصر برای کیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/Prophets/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B9%D8%AC%DB%8C%D8%A8-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B7-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B9%D8%AC-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%85-%D9%85%D8%B5%D8%B1-tarccvudvbr8</link>
                <description>در قسمت قبل نوشتم که آن نوشته سنگی را به نزد آن اسقف کهنسال بردند و در ادامه :اُسقف پير، همه آن نوشته‌های يونانی را خواند و به زبان حبشی خود، تفسير نمود؛ پس برای خُمارَوَيْه و يارانش به عربی ترجمه كردند. در آن چنين نوشته بود كه ساخت اين هرم (كه معلوم نشده كدام هرم است) در زمان پدر عزيز مصر – كه حضرت يوسف علیه‌السّلام در دربار او  بوده – و توسط قوای او، صورت پذیرفته است (یعنی: شاید تحت امر و طراحی و اعجاز حضرت یوسف علیه‌السّلام و به نیروی کارگران پدر عزیز مصر) … سپس 16 بیت شعر در ذیل این توضیحات آورده، که آن را در ترجمه به عربی نیز به صورت شعر درآورده‌اند؛ از جمله چنین سروده شده است: (یعنی: شاید تحت امر و طراحی و اعجاز حضرت یوسف علیه‌السّلام و به نیروی کارگران پدر عزیز مصر) … سپس 16 بیت شعر در ذیل این توضیحات آورده، که آن را چنین سروده است:وَ اَدرَکَ عِلمي بَعضَ ما هُوَ کائِنٌ (وُ)وَ لا عِلمَ لي بِالغَیبِ ؛ وَ اللهُ اَعلَمُ (وُ)= و دانش من دریافت فقط برخی از آنچه را که موجود بود؛ و من از غیب هیچ آگاهی ندارم، و خداوند داناست.پیامبران و پادشاهان وَ اَتقَنتُ ما حاوَلتُ اِتقانَ صُنعِهِ (ي)  وَ اَحکَمتُهَ وَ اللهُ اَقویٰ و اَحکَمُ (وُ)= و محکم ساختم آنچه را که درصدد محکم ساختن آن بودم؛ و استحکام بخشیدم آن را، و خداوند قوی‌تر و حکیم‌تر است.اَنا صاحِبُ الأهرامِ في مِصرَ کُلِّهاوَ باني بَرابیها بِها، وَ المُقَدَّمُ (وُ)= من صاحب اهرام مصر هستم و بناکنندهٔ بَرْباها (لغت قِبطی: خانه‌های سنگی، که محل عبادت یا نگهداری مکتوبات سرّی یا گنجینه‌ها بوده‌اند)، در سرزمین مصر؛ و من هستم کسی که (در این رابطه) مقدّم است بر دیگران. https://youtu.be/fBmXYPJqmfg تـَرَکـتُ بِهـا آثـارَ کَفــّي وَ حِکمَـتي عَلَی الدَّهرِ، لا تَبْلیٰ وَ لا تَتَهَدَّمُ (وُ)= به یادگار گذاشتم در آن اهرام و برابی، آثار (معماری و هنری) دست و دانش خودم را، برای ابد، که نپوسد و منهدم نشود.وَ فیها کُنوزٌ جَمَّة ٌ وَ عَجائِبُ (وُ)وَ لِلدَّهرِ اَمَرُّ مُـرَّةٍ، وَ تـَجَهّـُمُ (وُ)= و در آن اهرام، گنجینه‌های فراوان و عجایبی نهفته است؛ و برای روزگار، تلخ ترین تلخی‌ها و استقبال با وجه کریه و چهرهٔ درهم کشیده، با انسان است.سَیَفتَحُ اَقفالي، وَ یُبدي عَجائِبيوَلِيّ ٌ لِرَبّي، آخِرَ الدَّهرِ یَنجُمُ (وُ)= بزودی، باز خواهد کرد قفلهای مرا و آشکار خواهد ساخت عجائب مرا، ولیّی از اولیای خدا (امام زمان علیه‌السّلام) که در آخِرالزّمان همچون ستاره‌ای از افق طلوع می‌کند.بـِـاَکـنافِ بَیتِ اللهِ تـَبـدُو اُمـورُهُ (وُ) وَلابُدَّ اَن یَعلُوَ وَ یَسمُو بِهِ السّـُمُ (وُ)= در اطراف و اکناف بیت الله الحرام (کعبه و مکه مکرّمه)، آشکار می‌گردد امور او؛ و چاره‌ای نیست جز اینکه او برتری یابد؛ و بلکه، هر سُمُوّ و بلندی، از او بلندی پیدا کند. وَ تُبْدیٰ کُنوزي کُلّـُها، غَیرَ اَنَّني    اَریٰ کُلَّ هٰذا اَن یُفـَرِّقـَهُ الـدَّمُ (وُ)= و آشکار میگردد گنج‌های (درون هرم) من؛ ولی، جز آنکه، من می‌بینم که همگی این‌ها با خونریزی (و قتل کافران و معاندان و ستیزه جویان با آن حضرت) گشوده خواهد شد.رَمَزتُ مَقالي فی صُخُورٍ قَطـَعتُهاسَتَبقیٰ وَ اَفنیٰ بَعدَها ثُمَّ اُعدَمُ (وُ)= من گفته‌هایم را به رمز آوردم در صخره‌های سنگی (هرم) که خودم آن‌ها را تراشیده و قِطعه قِطعه کرده‌ام؛ و به زودی زود، خودم فنا می‌شوم پس از ساختن آن‌ها، و من نابود و تبدیل به خاک خواهم شد؛ ولی این بناها (اهرام) باقی خواهند ماند! https://youtu.be/IPkJFiQ1flA پس در این هنگام، خُمارَوَیه بن احمد بن طولون گفت: این چیزی است که هیچ کس را در آن چاره نباشد، جز «قائم» که از آل محمد (صلّی الله علیه و آله) است (یعنی: زیرا در اینجا سازندهٔ هرم خود گفته که کسی جز آن حضرت توانایی بازکردن تمامی درها و گشودن تمامی قفل ها و کشف همگی رموز اهرام را ندارد). پس آن لوح سنگی را ...قسمت ۱قسمت ۲قسمت ۳</description>
                <category>پیامبران و پادشاهان</category>
                <author>پیامبران و پادشاهان</author>
                <pubDate>Thu, 07 Dec 2023 02:22:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شیطان : داستان شیطان واقعی</title>
                <link>https://virgool.io/Prophets/satan-%D8%B4%DB%8C%D8%B7%D8%A7%D9%86-xfqbtz1pjbtp</link>
                <description>شیطانشیطاننام شیطان حارث بود (حوروس) و بخاطر عبادت های طولانی مدتش، او را عزازیل یعنی عزیز خدا نامیدند، شیطان پس از تکبر و نافرمانی، ابلیس نامیده شد، یعنی کسیکه از رحمت خدا مأیوس شد و از فرمان الهی سرپیچی کرد. این داستان شیطان است!خداوند قبل از آفرینش آدم، مخلوقات دیگری مانند «جن» خلق کرد. «شیطان» با آنها در زمین زندگی میکرد تا زمانیکه جنیان فساد کردند، به قتل و خونریزی بین جن ها و نسانس (مخلوق قبل از آدم) پرداختند.شیطانوقتىکه فتنه و فساد زیاد شد، خداوند اراده کرد که جنیان را نابود فرماید، به همین خاطر عده اى از ملائکه را فرستاد تا با آنان جنگیدند و همه آنها را کشتند. در این میان اما شیطان جان سالم به در برد و از مرگ نجات پیدا کرد و به دست ملائکه خداوند اسیر شد.شیطان به فرشتگان گفت: من از جمله مؤمنان هستم، شما تمام خویشان و هم نوعان مرا کشتید و من تنها ماندم. مرا به آسمان ببرید تا آنجا با شما باشم و خداى خود را عبادت کنم. فرشتگان از خداوند جویاى تکلیف شدند. خداوند اجازه داد که او را به آسمان ببرند.شیطانشیطان زمانى که به آسمان رسید، به گردش در آسمانها و بررسى پرداخت، در آن میان لوحى را دید که بر آن نوشته شده: «من پاداش هیچ عمل کننده اى را ضایع نمى کنم» بلى! کسى که کارى کند و اراده دنیا نماید، خدا دنیا را به او مى بخشد و کسى که آخرت را بخواهد، خداوند او را به آرزویش مى رساند(کسى که پاداش آخرت را بخواهد، به او برکت مى دهیم و بر نتیجه اش مى افزاییم و آنها که فقط مال دنیا را مى طلبند، کمى از آن به آنها مى دهیم، اما در آخرت هیچ نصیبى ندارند).شیطانشیطان پیش خود فکر کرد که آخرت نسیه و دنیا نقد است. تصمیم گرفت دنیا را به وسیله عبادت هاى طولانى به دست آورد. از این رو در میان ملائکه آنقدر عبادت کرد تا سرور و رئیس آنها گردید. شیطان اولین کسى بود که نماز خواند و یک رکعت آن چهار هزار سال طول کشید. در آسمان اول، مدتی بین ملائکه، خدا را عبادت کرد. بعد به آسمان دوم و سوم تا بالاخره به آسمان هفتم راه یافت. ابلیس در کنار عرش الهی منبری داشت، بالای آن رفته و ملائکه را اندرز می‌ داد؛ و ملائکه در مقابل شیطان با احترام مى ایستادند و ابلیس محترم بود.داستان شیطانداستان شیطانبه خاطر عبادت های زیاد در درگاه خداوند بود که به شیطان مقامی عطا شد همانند فرشتگان و تا جائی بالا رفت که در زمره فرشتگان قرار گرفت. شیطان از این جایگاه به قدری احساس غرور و خود بزرگ بینی می کرد که با خود فکر می کرد: اگر یک روز جایگاه من را به کسی دیگر واگذار کنند، من از او اطاعت نمی کنم. شیطان در میان فرشتگان مشغول عبادت بود تا وقتى که خداوند اراده فرمود براى خود در زمین جانشین خلق فرماید. به ملائکه خطاب نمود که من مى خواهم خلیفه اى در زمین قرار دهم و آنان را از مقصود خود آگاه نمود. شیطان واقعیدر این هنگام ابلیس به وسط زمین آمد و فریاد زد: اى زمین! من آمده ام تو را نصیحت کنم! خداوند اراده کرده از تو پدیده اى به وجود آورد که برترین خلایق باشد.من مىترسم که خدا را معصیت کند و داخل آتش شود (تو داخل آتش شوى و بسوزى) وقتى فرشتگان مقرب آمدند از تو خاک بردارند آنها را به خدا قسم بده از تو خاک برندارند.از امیرالمؤمنین نقل شده که فرمودند: خداوند خطاب به جبرئیل فرمود: مقدارى خاک از زمین بیاور تا خلقى جدید به وجود آورم که افضل موجودات و اشرف آنها باشد.جبرئیل به زمین آمد تا خاک بردارد، (طبق تذکر شیطان) زمین نالید و جبرئیل را به خداوند قسم داد که از آن خاک برندارد جبرئیل هم برگشت و داستان را گزارش ‍ داد.داستان شیطانخداوند بار دیگر میکائیل و بعد از او اسرافیل را فرستاد. باز زمین آنان را قسم داد، آنها هم با دست خالى برگشتند.براى بار چهارم، خداوند عزرائیل را فرستاد که حتما از خاک زمین بردارد. عزرائیل که خواست خاک بردارد، باز زمین ناله کرد و او را قسم داد و هر چه ناله و فریاد نمود، تاثیر نکرد.عزرائیل گفت: «من از جانب خدا مأمورم تا کمى از خاک تو بردارم. او خاک را برداشت و برد که آدم را از آن ساختند.» از این رو خداوند قبض روح آدم و اولادش را به دست عزرائیل داد و ناله و گریه آنها هنگام جان دادن آدم در دل او اثر نمى کند و مأموریت خود را انجام مى دهد.شیطان واقعیوقتى آن خاک را با آب خالص و شور و تلخ و بى مزه، مخلوط کردند و بعد از مدتى پیکر خاکى او را قالب زدند. شیطان هیکل او را مشاهده کرد و با خود گفت: این مخلوقى ضعیف است که از گل چسبنده به وجود آمده، و توى او خالى است، چیزى که توخالى باشد احتیاج به غذا دارد و به این ترتیب مى توان او را گمراه و منحرف نمود.و نیز گفت : اگر چه او بر من و هه موجودات فضیلت داشته باشد، ولى من با او مخالفت خواهم نمود، و اگر روزى قدرت پیدا کنم او را هلاک مى کنم .و گفت اگر این موجود از من بالاتر و شخصیت او مهم تر باشد، از او فرمان نخواهم برد و مطیع او نخواهم شد، و اگر از من پایین تر باشد، او را کمک مى کنم و در مشکلات به فریاد او خواهم رسید، و با او دوست و رفیق مى شوم.وقتی خداوند به فرشتگان فرمان داد، تا در مقابل آدم سجده کنند تمام ملائکه فرمان بردند و به سجده افتادند و مدتى در حال سجده بودند، ولى شیطان که آن زمان در صف فرشتگان بود، از روى خودخواهى و غرور به خداوند عرض کرد خدایا! مرا از سجده کردن بر آدم معذور بدار.خداوندا! من تو را چنان سجده کنم که تا به حال هیچ ملک مقربى و نه هیچ نبى مرسلى سجده نکرده باشد.خداوند در جواب او فرمود مرا حاجت به عبادت تو نیست، من از تو مى خواهم آن چه را که دستور مىدهم انجام دهى، نه آن چه را تو مى خواهى! https://youtu.be/UZSKMwoteq0 سرانجام قبول نکرد و حسدى را که در قلبش بود ظاهر نمود، خداوند هم در مقام بازخواست از او فرمود: چه چیز تو را بازداشت از آن که سجده نکنى بر مخلوقى که من او را با دست قدرت و عنایت خویش آفریدم؟!شیطان پاسخ داد: من از آدم برترم، من از گوهر آتش آفریده شده ام و او از عنصر بى ارزش گل! پس روا نیست که مثل من در مقابل او سجده کند!من از حیث عنصر و گوهر و ذات از آدم برترم، کسى را یاراى برابرى با من نیست و هیچ موجودى به جایگاه رفیع و بلند من نمى رسد!خداوند هم به خاطر سرپیچى شیطان از امر الهی فرمود: از میان ملائکه و بهشت پرنعمت من بیرون شو ابلیس!داستان شیطانهنگامی که دستور خارج شدن از بهشت براى شیطان صادر شد، ملائکه هم به او حمله کردند، ابلیس از ترس جان خود فرار کرد و جان خویش را مخفى نمود.بعد از آن، این فرمان از طرف خداوند به آدم وحوا ابلاغ شد: «ای آدم، تو و همسرت در بهشت سکونت کنید و از نعمت های بهشتی هر چه می خواهید، بخورید، اما نزدیک این درخت نشوید که از ستمگران خواهید بود» از جانب خدا خطاب آمد: «اى اهل آسمان ها! من آدم و حوا را در بهشت منزل دادم و همه چیز را مباحشان کردم، مگر بهشت جاودان را. اگر نزدیک درختان آن شوند و از آنها بخورند از ظالمان خواهند بود و از آن جا بیرون خواهند شد» شیطان این خطاب را شنید و امیدوار شد و پیش خود گفت من آنها را از بهشت بیرون مى کنم!عزازیل شیطان که همه بدبختی های خود را از آدم می دانست و کینه او را به سختی به دل گرفته بود، درصدد بود به هر شیوه ممکن آدم و فرزندانش را گمراه کند. از ابن عباس اینگونه روایت شده: بعد از آن که شیطان از بهشت بیرون شد، تصمیم قاطع گرفت که با هر نقشه و حیله اى که شده، باز خود را به بهشت برساند و انتقام خود را از آدم بگیرد، فکر کرد که از راه معمولى و عادى وارد شود، دید نگهبانان بر در بهشت هستند مانع او مى شوند.  رفت کنارى و به انتظار ایستاد.اول طاووس  را دید، از او خواهش کرد که او را داخل بهشت کند، قبول نکرد. در این بین ناگهان چشمش افتاد بر بالاى دیوار، دید مارى بالاى دیوار قرار دارد. (تا آن روز مار یکى از حیوانات زیبا و خوش رنگ بهشت بود، و مثل سایر حیوانات دیگر چهار دست و پا داشت).پیامبران و پادشاهانشیطان جلو آمد و گفت: اى مار! مرا داخل بهشت کن، تا اسم اعظم را به تو تعلیم کنم.مار گفت: ملائکه نگهبان در بهشت هستند تو را مشاهده مى کنند و نمى گذارند داخل شوى .شیطان گفت: مرا داخل دهان خود کن و آن را ببند و به این وسیله مرا داخل بهشت کن.مار هم فریب او را خورد و همین کار را کرد و او را در دهان خود جاى داد. (این بود که در میان دندان هاى مار سم پدید آمد، چون جایگاه شیطان شد).وقتى مار به این وسیله او را داخل بهشت نمود، شیطان هم کار خود را کرد، آدم و حوا را فریب داد.مار گفت: اسم اعظم را که قول دادى به من تعلیم کن.شیطان در جواب گفت: اى مار! من اگر اسم اعظم را مى دانستم، احتیاج به تو نداشتم که مرا داخل بهشت کنى، من با همان اسم اعظم داخل مى شدم!از کانال پیامبران و پادشاهان در یوتیوب حمایت کنید. https://virgool.io/Ashura/%D8%B2%D8%B9%D9%81%D8%B1-%D8%AC%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D8%A8%D9%84%D8%A7-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7-ohqorymp1moc  https://virgool.io/Prophets/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86-cge7hgxg0w0c  https://virgool.io/Prophets/%D9%81%D8%B1%D8%B9%D9%88%D9%86-%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C-%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1-elxuoeewwlz6 بخوانید: شیطان از خلقت تا قیامتشیطان : ویدیوشیطان و خلقت آدم</description>
                <category>پیامبران و پادشاهان</category>
                <author>پیامبران و پادشاهان</author>
                <pubDate>Sat, 02 Dec 2023 20:04:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پیامبر بعد از یوسف کی بود و چرا فرزندان حضرت یوسف به پیامبری نرسیدند؟</title>
                <link>https://virgool.io/Prophets/%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1-%D8%A8%D8%B9%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA-%DB%8C%D9%88%D8%B3%D9%81-fbppolm0opuh</link>
                <description>چرا فرزندان یوسف به پیامبری نرسیدند؟چرا فرزندان یوسف پیامبر نشدند؟آن هنگام که حضرت يوسف پيراهنش را از مصر، بدست برادران براى پدرش به سرزمین کنعان فرستاد، با بوی پیراهن یوسف، چشمان حضرت يعقوب بينا شد و به شوق روی یوسف به سمت مصر روانه شدند.حضرت يوسف با شوكت و جلال جهت استقبال از حضرت یعقوب خارج شد، هزاران نفر از مردم مصر همراه سپاه سلطنتى او بودند. حضرت يعقوب که چشمش به آنها افتاد از يهودا پرسید: اين شخص فرعون مصر است؟یهودا گفت: نه پدر جان او يوسف فرزند شما است! حضرت يعقوب که چشمش به آنها افتاد از يهودا پرسید: اين شخص فرعون مصر است؟ یهودا گفت: نه پدر جان او يوسف فرزند شما است! بعد از حضرت یوسف کی پیامبر شد؟وقتى حضرت يوسف پدرش یعقوب را ديد خواست به احترام او از اسب پياده شود، ولى متوجه حشمت و جلال خود گشت و منصرف شد، جبرئيل بر او نازل گشت و گفت:ای يوسف !! خداوند تعالی مى فرمايد: چه باعث شد كه براى احترام به بنده صالح ما پياده نشدى؟ اينک دست خود را بگشا ! ناگاه نورى از بين انگشتان حضرت یوسف خارج شد، یوسف پیامبر با حیرت از جبرئیل پرسيد:ای جبرئیل اين چه بود و چه شد؟ چبرئيل پاسخ داد:اين نور نبوت بود كه از صلب تو خارج گرديد، به كيفر پیاده نشدن ات از اسب براى پدرت يعقوب!اشتباه یوسف پیامبر باعث قطع نبوت از نسل او شد.چرا فرزندان یوسف پیامبر نشدندخداوند پیامبری را بعد از یوسف، در نسل فرزندان لاوى، از برادران حضرت یوسف قرار دادخداوند پیامبری را در فرزندان لاوى، برادر يوسف قرار داد!زيرا آن هنگام که برادران یوسف خواستند او را بكشند،لاوی گفت: یوسف را نكشيد !او را بياندازيد در قعر چاه و بخاطر این کار لاوی بود که پیامبر بعد از حضرت یوسف از نسل لاوی انتخاب شد https://youtu.be/rgTGh69Dk_Q و نيز موقعى كه يوسف برادر مادرى خود بنیامین را به کنعان پس راهی نکرد و نزد خویش در مصر نگه داشت، هنگام بازگشت برادران به کنعان، لاوى که بخاطر از دست دادن برادر دوم، خود را پيش پدر شرمنده مى ديد گفت:من از مصر حركت نمى كنم !! مگر اينكه پدرم اجازه بازگشت دهد يا خداوند حكمى (با مرگ) بنمايد که او بهترين حكم كنندگان است، خداوند به پاس اين دو عمل لاوى، نبوت را در صلب او قرار داد، حضرت موسى عليه السلام با سه واسطه از فرزندان لاوی است. در این نوشته به این سوال جواب دادیم:پیامبر بعد از حضرت یوسف که بود؟چه کسی بعد از یوسف پیامبر شد؟چرا از نسل حضرت یوسف کسی پیامبر نشد؟پیامبر پس از یوسف از نسل کدام برادر او بود؟برای دانستن بیشتر هیچوقت دیر نیست امیدوارم دوباره شما را در حال کنجکاوی و مطالعه این نوع مطالب ارزشمند ببینم این جا ما سرگذشت ، تاریخچه و داستان پیامبران و پادشاهان را برای شما منتشر میکنیم! https://virgool.io/Prophets/%D8%A7%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%85-%D9%85%D8%B5%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%B1-vba5wtohqh2g در کانال پیامبران و پادشاهان، داستان‌های از وقایع تاریخی مهم در اسلام و دین ارائه می‌شود. این ویدیوها بر اعتقاد و باور به خدا و پیامبران اسلامی تأکید دارند و به مسلمانان فارسی زبان امکان میدهند تا بیشتر با تاریخ و مفاهیم دینی خود آشنا شوند. این کانال فرصتی مناسب برای افزایش ایمان و اطلاعات دینی است و توصیه می‌شود به همه دوستداران تاریخ و اسلام</description>
                <category>پیامبران و پادشاهان</category>
                <author>پیامبران و پادشاهان</author>
                <pubDate>Thu, 30 Nov 2023 17:13:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نام پسر و دختر فرزندان حضرت یوسف و زلیخا</title>
                <link>https://virgool.io/Prophets/%D9%86%D8%A7%D9%85-%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA-%DB%8C%D9%88%D8%B3%D9%81-%D9%88-%D8%B2%D9%84%DB%8C%D8%AE%D8%A7-%D9%88-%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA-%D8%A8%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%86-jziniu6xhjxk</link>
                <description>فرزندان یوسف و زلیخانام فرزندان حضرت یوسف و زلیخافرزندان حضرت یوسف از زلیخا : طبق روایت تورات حضرت یوسف با زلیخا ازدواج کرده بود که از او دو فرزند داشت، نخست «افرایم بن یوسف» که جد یوشع بن نون بود (جانشین حضرت موسی) و دیگری «منشا بن یوسف»  پدر موسی، دوست و مصاحب حضرت خضر؛ البته این نظر اهل کتاب است !در تورات آمده است که حضرت یوسف تا ۱۲۰ سالگی عمرش را سپری کرد و سپس درگذشت، https://youtu.be/fBmXYPJqmfg بر اساس روایت تورات، حضرت یوسف با زلیخا ازدواج کرد که از زلیخا دو فرزند داشت، نخست «افرایم یوسف» که جد یوشع بن نون بود (وصی حضرت موسی) و دیگری «منشا یوسف»  پدر موسی، یار و همنشین حضرت خضر!(البته این نظر اهل کتاب است)در نتیجه نام پسر و دختر یوسف پیامبر این است:افرایم بن یوسفمنشا بن یوسف https://youtu.be/rgTGh69Dk_Q دختر حضرت یوسفمناسه یا مناشه، بر اساس سفر پیدایش از عهد عتیق نام یکی از دو پسر یوسف است. اما در سریال یوسف پیامبر، مناسه اولین فرزند و دختر حضرت یوسف بود.همسر یوسف پیامبر ( آسنات ) یک زن مصری بود که فرعون او را خانم حضرت یوسف قرار داد آسنات دختر کاهن فرعون مصر بود. مناسه در مصر و قبل از آمدن برادران یوسف به مصر به دنیا آمد.اسم فرزندان حضرت بنیامینحالا که فرزندان یوسف و زلیخا را شناختیم خوبه که یادی از نام برادر حضرت یوسف کنیم!کتاب مقدس، حضرت بنیامین را پسری لطیف، مطیع و محبوب یعقوب می‌خواند، به ویژه پس از ناپدید شدن یوسف پیامبر به شدت به وی دلبسته بوده‌ است. کتاب مقدس در یک جا برای بنیامین سه فرزند و در جای دیگر ۱۰ فرزند با ذکر نامهایشان یاد می‌کند.نام این ده پسر بنیامین عبارت است از : بلا بشر آشبل گرا نعماناهی روشموپیمهوپیمآردفرزندان حضرت بنیامین ۱۰ پسر و عبارتند از: بلا، بشر، آشبل، گرا، نعمان، اهی، روش، موپیم، هوپیم و آردچرا فرزندان یوسف پیامبر نشدندنقل عموم این است: هنگاميكه حضرت يوسف پيراهن خود را بدست برادران براى پدرش فرستاد، يعقوب پس از بينا شدن بوسيله آن پيراهن ، دستور داد همان روز براى حركت به طرف مصر آماده شوند. از آنجا که بسیار شادمان از پیدا شدن یوسف بودند، با سرعت بطرف مصر آمدند. اين مسافرت ۹ روز طول کشيد تا پدر رنج كشيده بديدار فرزند و یوسف اش رسید. https://youtu.be/A5S4XM9SEPE حضرت يوسف با شوكت و جلال سلطنت از مصر خارج شد، هزاران نفر مصری، همراه سپاه سلطنتى او بودند. همين كه نزدیکتر شدند و يعقوب پیامبر چشمش به حضرت يوسف (با آن وضع) افتاد به پسرش يهودا گفت: اين شخص فرعون مصر است؟ یهودا عرض كرد:نه پدر جان! او يوسف فرزند شما است.همين كه چشم یعقوب به حضرت يوسف با آن وضع افتاد به پسرش يهودا گفت: اين شخص فرعون مصر است؟ عرض كرد نه پدر جان او يوسف فرزند شما است  https://youtu.be/aBtlBn422-4 - وقتى حضرت يوسف پدر را ديد خواست به احترام او پياده شود ولى توجهى به حشمت و جلال خود نموده منصرف شد. پس از سلام به پدر (و تمام شدن مراسم ملاقات) جبرئيل بر او نازل گرديد گفت: يوسف، خداوند مى فرمايد چه باعث شد كه براى بنده صالح ما پياده نشدى؟ اينك دست خود را بگشا !ناگاه نورى از بين انگشتان حضرت یوسف خارج شد، یوسف پیامبر پرسيد اين چه بود؟ چبرئيل پاسخ داد: اين نور نبوت بود كه از صلب تو خارج گرديد، به كيفر پياده نشدن از اسب براى پدرت يعقوب! بعد از حضرت یوسف، کی پیامبر شدخداوند نبوت و پیامبری را در نسل فرزندان لاوى برادر يوسف قرار داد، زيرا وقتی برادران یوسف خواستند حضرت يوسف را بكشند، لاوی گفت: نكشيد او را بلکه بياندازيد در قعر چاه، نيز موقعى كه يوسف برادر مادرى خود بنيامين را نگه داشت ، هنگام بازگشت برادران به مصر، لاوى چون خود را پيش پدر شرمنده مى ديد گفت: من از اين زمين (مصر) حركت نمى كنم مگر اينكه پدرم اجازه بازگشت دهد، يا خداوند حكمى (برجوع يا مرگ) بنمايد، براستی که او بهترين حكم كنندگان است.خداوند به پاس اين دو عمل لاوى, پیامبرى را در صلب او قرار داد، حضرت موسى عليه السلام با سه واسطه از فرزندان لاوی میباشد.پس: پیامبری بعد از حضرت یوسف به نسل لاوی از برادران یوسف رسید.زیبایی حضرت یوسفگويند روزى يوسف آينه اى بدست گرفته جمال خود را مشاهده كرد، زيبائى بى مانند، ديدگان خود يوسف را خيره نمود با خود گفت : اگر من غلام و بنده بودم چه قيمت گزافى داشتم ! به مال بسيار زيادى معامله مى شدم, از اين رو كارش به جائى رسيد كه برادران او را به بيست و دو درهم ناقص و بى ارزش فروختند (و شروه بثمن بخس دراهم معدودة) چنانچه قرآن گواه است خریداران ميل زيادى به اين معامله نداشتند (و كانوا فيه من الزاهدين) درباره خريدش بى ميل بودند.ازینکه تا پایان این مطلب با من همراه بودید، سپاسمن به موضوعات تاریخی و مذهبی علاقه دارم و هدف اصلی کانال پیامبران و پادشاهان به اشتراک گذاری دانش و دانستنی هایی هست که از تحقیق درباره اش لذت میبریم، لطفا با لایک و اشتراک گذاری حمایتمان کنید.بهترین های یوسف پیامبر در پیامبران و پادشاهانبیشتر بخوانید 📚پادکست بشنوید 🎧پیامبر بعد یوسف 📚ویدیو تماشا کنید 🎞️داستان یوسف و زلیخامرگ حضرت یوسفقبر حضرت یوسفیوسف پیامبرزندگینامه
تاریخ
داستان</description>
                <category>پیامبران و پادشاهان</category>
                <author>پیامبران و پادشاهان</author>
                <pubDate>Thu, 30 Nov 2023 01:12:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>علت مرگ حضرت یوسف و مرگ زلیخا کنار قبر حضرت یوسف</title>
                <link>https://virgool.io/Prophets/%D8%B9%D9%84%D8%AA-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA-%DB%8C%D9%88%D8%B3%D9%81-%D9%88-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D8%B9%D8%AC%DB%8C%D8%A8-%D8%AA%D8%B1-%D8%B2%D9%84%DB%8C%D8%AE%D8%A7-%DA%86%D9%87-%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D8%A7%D9%85%D8%A7-%D9%82%D8%A8%D8%B1-%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA-%DB%8C%D9%88%D8%B3%D9%81-%DA%A9%D8%AC%D8%A7%D8%B3%D8%AA-ukjpfggwpmxq</link>
                <description>علت مرگ حضرت یوسفعلت مرگ حضرت یوسفچون خبر مرگ پدر به حضرت یوسف رسید، تاج از سر بینداخت و حریر بر تن پاره کرد، با سر و پای برهنه و گریان با لشکریان مصر میدوید تا اینکه بر بالین پدر رسید، وقتی حضرت یوسف جنازه حضرت یعقوب را دید، با درد و حسرت بسیار نالید، تا اینکه درهای آسمان گشوده شد و ارواح پیامبران و فرشتگان، به استقبال روح حضرت یعقوب آمده و بدن وی را شستند و جسد حضرت یعقوب را داخل قبری در بیت المقدس دفن کردند ...  https://youtu.be/fBmXYPJqmfg هنگامیکه حضرت یوسف دست از خاک قبر برداشت دوباره به مصر برگشت، در خود نگاه کرد. سه غم او را دریافته بود:اول غم یتیمی و دوم غم غریبی و در آخر غم اندوه مرگ  حضرت پدر ... گویی طاقت و تحمل آن غم را نداشت. چون شب شد یوسف به کنار رود نیل به سجده درآمد و پیشانی بر خاک نهاد و آن شب تا روز نماز کرد.  در آخر گفت بار خدایا! از کید برادران و از دام مَکر زنان مرا رهانیدی و از زندان بیرون آوردی و به مقام عزیز رسانیدی، لباس رسالت و نبوتم دوختی و علم و حکمت ام آموختی. قدرت و شکوه دنیا را بقا نخواهد بود.یک دعای مرا اجابت کن، مرگ مرا از دنیا با مسلمانی مقدر کن، روح مرا نزد اجدادم برسان و همصحبت آنان بگردان.حضرت یوسفپس جبرئیل بیامد و گفت: ای یوسف! جبّار عالم سلامت میرساند و میگوید:پدر و عموی تو را چون مدت عمر به آخر رسیده بود، مهلت ندادم که با یکدیگر سخن گویند و هر دو را جان برداشتم، تو را هنوز مدت عمر به آخر نرسیده است.ای یوسف، هم چنان عرض نیاز کن و رحلت را برگ ساز کن (توشه فراهم بیاور) که چون اجل درآید، زمان باز پس نیاید. (اجل مهلت نمیدهد)مرگ حضرت یوسفحضرت یوسف پس از مرگ پدر، دیگر تاج بر سر ننهاد و بر تخت پادشاهی تکیه نزد. هر شب برای عبادت، به کنار رود نیل میرفت و با خدا مناجات میکرد. شبی از شب ها به خواب دید یعقوب و اسحاق را که لباس های بهشت پوشیده و تاج کرامت بر سر نهاده و به او گفتند:ای یوسف! بیست سال است دلت به آرزوی ما میسوزد. بشارت باد تو را که تا ۳ روز دیگر به نزد ما خواهی رسید. https://youtu.be/aBtlBn422-4 آورده اند که حضرت یوسف در آن سه روز، در آرزوی دیدار پدر، چنان جزع و زاری کرد که حضرت یعقوب در آن چهل سال در آرزوی وصال او آنچنان بیتابی نکرده بود.پس روز سوم، ملک الموت بیامد و گفت: یا یوسف! مهلت به آخر آمد. پس یوسف تن در تسلیم مرگ داد. ملک الموت جان او را در کشیدن گرفت. با نزدیک شدن مرگ، دل یوسف به تپیدن آمد و اعضای او لرزیدن گرفت، برادران را بخواند و هر یکی را در بَرگرفت و بدرود گفت، پس عزرائیل در کار مرگ حضرت یوسف مشغول شد.  https://youtu.be/rgTGh69Dk_Q ملک الموت بیامد و گفت: یا یوسف! مدّت به آخر آمد. پس یوسف تن در تسلیم داد. ملک الموت جانِ او را در کشیدن گرفت. با نزدیک شدن مرگ دل یوسف را تپیدن آمد و اعضای او لرزیدن گرفت...یوسف مینالید، ملائکه ملکوت بناله آمدند و برادران خاک بر سر کردند، چون روح از بدن یوسف خارج شد، جبرئیل با جامه سپید از بهشت بیامد. جسد حضرت یوسف را شسته و در کفن پیچیده و در تابوت نهادند.مرگ زلیخابعد از مرگ حضرت یوسف، زلیخا را گفتند که یار دلارام تو را مرگ در برگرفت، زلیخا چون خبر مرگ حضرت یوسف را شنید رو به سوی جسد یوسف و گریان شد، چون بر جنازه یوسف رسید، تابوت را در برگرفت و گفت: ای یوسف! این تویی که بدین زودی از من جدا شدی؟این تویی که ناگاه از کنار صحبت من رها شدی؟و آنقدر سرش را بر تابوتِ حضرت یوسف زد تا بی هوش شد و زلیخا سه شبانه روز بیهوش در کنار بدن بیجان حضرت یوسف افتاده بود. https://youtu.be/A5S4XM9SEPE قبر حضرت یوسفچون به هوش آمد ناله و ماتم ادامه داد، آنگاه گفت: میدانید که یوسف در آخر عمر و در وقت مرگ، چه گفت؟ گفتند یوسف گفت بار خدایا! اگر مرا در نزد تو قدری هست، این جان مرا از من بستان در حالی که مسلمانم و مرا همصحبت صالحان گردان. پس زلیخا نیز همین درخواست را تکرار و گفت: بار خدایا جان من از من بستان و به نزد صالحان همصحبت گردان.ملک تعالی، دعای زلیخا را اجابت کرد. جان از تن او کشید و به جان یوسف در رسانید. تا هم چنان که در دنیا جفت یکدیگر بودند، در آخرت نیز جفت یکدیگر باشند. مرگ حضرت یوسفقبر حضرت یوسفسپس مردم جسد حضرت یوسف و زلیخا را دیدند و خروش از اهل مصر برآمد. یکی به مرگ زلیخا و دیگری بر مرگ حضرت یوسف می گریست، هنوز مدتی نگذشته بود که در محل دفن و مکان قبر حضرت یوسف بین مردم اختلاف ایجاد شد. گروهی گفتند که به دروازه کنعان دفن کنیم، بعضی گفتند نه! بلکه جای دیگر.قبر حضرت یوسف پس خداوند تعالی رود نیل را خشک گردانید و بزرگان ایشان را الهام کرد که جسد یوسف را در قبری میان رود نیل دفن کنند تا چون آب از قبر حضرت یوسف بگذرد، برکات آن به کلّ عالم و اطراف آن پخش شود.قبر حضرت یوسف کجاست؟محل قبر حضرت یوسف مدت ۴۰۰ سال داخل رود نیل در مصر بود تا هنگامیکه قبر حضرت یوسف توسط حضرت موسی نبش قبر شد. یاقوت حَمَوی تاریخ نویس قرن ششم در تاریخ آورده: حضرت موسی بدن حضرت یوسف را در فلسطین دفن کرد، قبر حضرت یوسف اکنون در نزدیکی شهر نابلس از شهرهای فلسطین و در شش فرسخی بیت المقدس، در مکانی به نام قدس خلیل است.مرگ حضرت یوسفاین بود روایت ما از:مرگ حضرت یوسفقبر حضرت یوسفعلت مرگ حضرت یوسفبرای ویدیو وارد کانال پیامبران و پادشاهان شوید.اسرار اهرام مصربیشتر بخوانید 📚پادکست بشنوید 🎧ویدیو تماشا کنید https://virgool.io/Prophets/%D8%A7%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%85-%D9%85%D8%B5%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%B1-vba5wtohqh2g </description>
                <category>پیامبران و پادشاهان</category>
                <author>پیامبران و پادشاهان</author>
                <pubDate>Wed, 22 Nov 2023 18:06:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان حضرت یوسف و پدرش - اشتباه و قطع نبوت از نسل حضرت یوسف پیامبر</title>
                <link>https://virgool.io/Prophets/%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D9%87%D8%A7%D8%AA-%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA-%DB%8C%D9%88%D8%B3%D9%81-dyk37j1rr1c2</link>
                <description>حضرت یوسفحضرت یوسفچون حضرت يعقوب پدر حضرت یوسف با اهل و فرزندانش داخل مصر شدند، حضرت يوسف بر تخت سلطنت نشست و تاج پادشاهى بر سر گذاشت و خواست كه پدرش او را بر اين حال مشاهده نمايد، https://youtu.be/fBmXYPJqmfg  چون حضرت یعقوب داخل مجلس حضرت يوسف شد، یکجا و با برادران يوسف همه به سجده افتادند،چون حضرت يعقوب پدر حضرت یوسف با اهل و فرزندانش داخل مصر شدند، حضرت يوسف بر تخت سلطنت نشست و تاج پادشاهى بر سر گذاشت و خواست كه پدرش او را بر اين حال مشاهده نمايد.سه اشتباه حضرت یوسف حضرت يوسف عليه السلام گفت: اى پدر! اين بود تعبیر آن خواب كه من ديده بودم پيشتر، خدا خواب مرا راست گردانيد و احسان كرد بسوى من كه مرا از زندان نجات بخشيد و به پادشاهى رسانيد،  https://youtu.be/aBtlBn422-4 و شما را از باديه بسوى من حاضر گردانيد بعد از آنكه شيطان ميان من و برادرانم فساد كرده بود، بدرستى كه پروردگار من صاحب لطف و احسان است ، و آنچه را خود خواهد به لطف و تدبير بعمل مى آورد، برستى كه او دانا و حكيم است.بدرستى كه پروردگار من صاحب لطف و احسان است ، و آنچه را خود خواهد به لطف و تدبير بعمل مى آورد، بدرستى كه او دانا و حكيم است.سه اشتباه حضرت یوسفاشتباه حضرت یوسفپس جبرئيل بر يوسف عليه السلام نازل شد و گفت: اى يوسف ! دست خود را بيرون آور، چون بيرون آورد، از ميان انگشتان او نورى خارج شد يوسف عليه السلام گفت :اى جبرئيل !اين چه نور بود؟ https://youtu.be/rgTGh69Dk_Q پیامبر بعد از حضرت یوسفگفت : اين پيغمبرى بود كه خدا از صلب تو بيرون كرد به سبب آنكه براى تعظيم پدر خود برنخاستى ، پس خدا نور پيغمبرى را از صلب يوسف بيرون برد كه فرزندان او پيغمبر نشوند و در فرزندان لاوى برادر او قرار داد، گفت : اين پيغمبرى بود كه خدا از صلب تو بيرون كرد به سبب آنكه براى تعظيم پدر خود برنخاستى زيرا كه چون خواستند يوسف را بكشند لاوى گفت: مكشيد او را و در چاه بيندازيد، پس خدا به جزاى آنكه مانع كشتن آن حضرت شد پيغمبرى را در صلب او قرار داد ... https://youtu.be/A5S4XM9SEPE بهترین های یوسف پیامبر در پیامبران و پادشاهان https://virgool.io/Prophets/%D9%86%D8%A7%D9%85-%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA-%DB%8C%D9%88%D8%B3%D9%81-%D9%88-%D8%B2%D9%84%DB%8C%D8%AE%D8%A7-%D9%88-%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA-%D8%A8%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%86-jziniu6xhjxk  https://pod.link/LBkDy1 پیامبر بعد یوسف 📚ویدیو تماشا کنید 🎞️داستان یوسف و زلیخامرگ حضرت یوسفقبر حضرت یوسفیوسف پیامبر https://www.youtube.com/channel/UCKfRga0bG3l8L8-JzXj7fgA </description>
                <category>پیامبران و پادشاهان</category>
                <author>پیامبران و پادشاهان</author>
                <pubDate>Tue, 21 Nov 2023 19:12:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قبر حضرت یوسف، باز کردن و نبش قبر برای جسد حضرت یوسف</title>
                <link>https://virgool.io/Prophets/%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D9%88-%D9%82%D8%A8%D8%B1-%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA-%DB%8C%D9%88%D8%B3%D9%81-zuhbm5ubmzma</link>
                <description>مرگ حضرت یوسفحضرت یوسفچون حضرت یوسف را مرگ در برگرفت، جسد حضرت یوسف را در تابوتی از جنس مرمر داخل رود نیل دفن کردند، زیرا با مرگ حضرت یوسف ، بین مردم مصر جنجال شد و هر قبیله ای میخواست تا قبر حضرت یوسف در منطقه زندگی آنها باشد، مصریان برکت قبر حضرت یوسف و جسد حضرت یوسف را میخواستند!   https://youtu.be/fBmXYPJqmfg مردم مصر بخاطر محل قبر حضرت یوسف به نزاع برخواسته و اوضاع از کنترول خارج میشد، مرگ حضرت یوسف تبدیل به یک مشکل واقعا جدی شده بود.مردم مصر سرانجام جسد حضرت یوسف را در یک قبر میان رود نیل دفن کردند تا آب نیل از روى &quot;قبر حضرت یوسف&quot; بگذرد و به همه شهر برسد. قبر حضرت یوسف تا زمان حضرت موسى هم چنان در رود نیل بود تا وقتى که حضرت موسی آمد و بدن حضرت یوسف را از داخل قبر حضرت یوسف بیرون آورد و هنگام خروج قوم بنی اسرائیل از مصر با خود به فلسطین برده و دفن کرد.قبر حضرت یوسفنبش قبر حضرت یوسفعلت نبش قبر حضرت یوسف توسط حضرت موسی این بود که مدتی باران بر بنى اسرائیل نیامد. پس خداوند به حضرت موسى وحى فرمود قبر حضرت یوسف را نبش قبر کرده و جسد حضرت یوسف را از قبر بیرون آورد. قبر حضرت یوسفموسى در جستجوی قبر حضرت یوسف بود و پیوسته سوال میکرد که قبر حضرت یوسف کجاست؟ ولی کسى از بنی اسرائیل محل دفن را نمیدانست تا اینکه پیرزنى نابینا و زمین گیر از قوم را آوردند و او گفت: من میدانم که قبر حضرت یوسف کجاست، ولى سه حاجت دارم که باید از خدا بخواهى مرا حاجت روا کند تا بعد از آن من قبر حضرت یوسف را به تو نشان دهم.موسى از محل دفن و قبر حضرت یوسف پرسید که قبر حضرت یوسف کجاست؟ ولی کسى از آن مطلع نبود. https://youtu.be/rgTGh69Dk_Q حضرت موسی برآشفت و عصبانی شد اما خداوند به موسى وحى فرمود سخنش را بپذیر که ما حاجت هاى او را برآوردیم. پیرزن محل قبر حضرت یوسف را نشان داد و موسى بعد از شکافتن قبر، جسد حضرت یوسف را بیرون آورده و به سرزمین فلسطین برد.درباره حضرت یوسف و داستان های شگفت انگیز بیشتر از این پیامبر زیبا رو در کانال (پیامبران و پادشاهان)بیشتر بخوانید 📚پادکست بشنوید 🎧ویدیو تماشا کنید 🎞️و از آگاهی لذت ببرید 🤓حضرت یوسف و زلیخا https://virgool.io/Prophets/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86-cge7hgxg0w0c </description>
                <category>پیامبران و پادشاهان</category>
                <author>پیامبران و پادشاهان</author>
                <pubDate>Tue, 21 Nov 2023 00:44:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حضرت یوسف</title>
                <link>https://virgool.io/Prophets/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%DB%8C%D9%88%D8%B3%D9%81-%D9%88-%D8%B2%D9%84%DB%8C%D8%AE%D8%A7-g59hf6fewikk</link>
                <description>یوسف و زلیخایوسف پیامبرداستان حضرت یوسف (یوسف پیامبر) یک داستان آموزنده و شگفت‌ انگیز در قرآن است که در سوره یوسف قرار دارد. این داستان نشانگر توحید، ایمان، استقامت در مقابل چالش‌های مسیر زندگی است. https://youtu.be/aBtlBn422-4 یوسف پیامبرزلیخا، شخصیت مهمی در داستان حضرت یوسف (علیه‌السلام) است. او همسر عزیز مصر بود و به دلیل زیبایی فوق‌العاده یوسف، عاشق او شد. دعوت یوسف به گناه توسط زلیخا، یک آزمون بزرگ برای حضرت یوسف بود. زلیخا با دیدن زیبایی یوسف فریب خورد و او را به فتنه دعوت کرد. اما یوسف پیامبر این دعوت را رد کرد. https://youtu.be/rgTGh69Dk_Q حضرت یوسفدر نهایت، داستان حضرت یوسف ما را به اهمیت ایمان، صداقت، و تحمل در مواجهه با سختی‌ها رهنمون میکند. این داستان نشانگر این است که با ایمان به خدا، انسان می‌تواند حتی در برابر بزرگترین چالش‌ها هم به موفقیت دست پیدا کند و اثرات مثبتی در زندگی خود و دیگران ایجاد کند. https://youtu.be/fBmXYPJqmfg بهترین های حضرت یوسف در پیامبران و پادشاهاندر مورد حضرت یوسف و داستان های شگفت انگیز بیشتر از این پیامبر، از همین جا و در (پادکست پیامبران و پادشاهان)بیشتر بخوانید 📚پادکست بشنوید 🎧پیامبر بعد یوسف 📚ویدیو تماشا کنید 🎞️و از آگاهی لذت ببرید 🤓حضرت یوسف و زلیخامرگ حضرت یوسفنبش قبر حضرت یوسف</description>
                <category>پیامبران و پادشاهان</category>
                <author>پیامبران و پادشاهان</author>
                <pubDate>Mon, 20 Nov 2023 02:25:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یک داستان عجیب از اهرام مصر و ارتباط آن با امام زمان عج</title>
                <link>https://virgool.io/Prophets/%DB%8C%DA%A9-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B9%D8%AC%DB%8C%D8%A8-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%85-%D9%85%D8%B5%D8%B1-%D9%88-%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B7-%D8%A2%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B9%D8%AC-js9km2rlnnaj</link>
                <description>داستان عجیبیک داستان عجیب .‌..ابوالجَيش خُمارَوَيه پسر احمدبن طولون (كه در 20 سالگي به جاي پدر نشست و تا 282 ق دوازده سال حاكم سرزمين‌هاي مابين فرات و سودان بود) هوس كرد كه دو هرم بزرگ مصر را تسخير خود سازد. پس رجال دولت به او گوشزد كردند كه هرگز به فكر خراب كردن اهرام نيفتد، زيرا هركس چنين كند، عمرش كوتاه خواهد شد.  https://youtu.be/Mi28UXroVTU پس رجال دولت به او گوشزد كردند كه هرگز به فكر خراب كردن اهرام نيفتد، زيرا هركس چنين كند، عمرش كوتاه خواهد شداما او لجاجت ورزيد و هزار كارگر اجير ساخت تا درب هرم را پيدا كنند. آنها يك سال در حوالي هرم كار مي‌كردند، تا آن كه خسته و درمانده شدند؛ پس چون تصميم به بازگشت گرفتند و نااميد شدند، ناگهان حفره‌ای زيرزمينی مشاهده كرده و حدس زدند كه همان دری باشد كه می‌خواستند.سازنده اهرام مصر کیستپس وارد حفره شدند و تا انتهاي آن راهرو رفتند و سنگ مسطّحی ايستاده يافتند، كه از جنس مرمر بود؛ پس باز هم به گمان اين كه آن باب اصلي هرم است، آن را از جا كنده و خارج آوردند. پس ديدند كه بر آن كتابي است به زبان يوناني كهن، پس حكمایِ مصر و علماء را جمع كردند تا آن را بخوانند، اما راه به جايي نبردند. در ميان قوم، شخصي بود به نام ابوعبدالله مَدائني كه يكي از حافظان و عالمان بزرگ عصر خود بود و او به ابی‌الجَيش خُمارَوَيْه گفت: من مردي را در بلاد حبشه (اتيوپی) مي‌شناسم كه اسقف پيري است و 360 سال از عمر او مي‌گذرد و او اين خطوط را مي‌شناسد… پس چون پيرمرد، به جهت ضعف و بيماري و كهولت، قابل حركت دادن به بلاد ديگر نبود، آن سنگ را با كشتي كوچكي به – اَسوان كه در صعيد اعلای مصر واقع است – حمل كردند و سپس به حبشه كه نزديك آن‌جا بود بردند.ادامه دارد ....قسمت ۱قسمت ۲قسمت ۳ https://youtu.be/fBmXYPJqmfg #داستان #عجیب #مصر #اهرام #هرم #خوفو #باستانی #تاریخ #ظهور #امام #تاریخی #جالب #فارسی #عجایب #اسلام</description>
                <category>پیامبران و پادشاهان</category>
                <author>پیامبران و پادشاهان</author>
                <pubDate>Fri, 17 Nov 2023 15:30:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حضرت موسی : داستان زندگی پسر خوانده فرعون</title>
                <link>https://virgool.io/Prophets/%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA-%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86-wxinm9vbmlji</link>
                <description>حضرت موسیحضرت موسی پیامبری با شریعت مستقل که دارای کتاب تورات است. سرگذشت «حضرت موسی» بقدری دارای اهمیت بوده که در ۴۲۰ آیه ۳۶ سوره، ۱۳۶ مرتبه نام و نکاتی از زندگی «حضرت موسی» در قرآن بیان شده است.حضرت موسی پسر عمران از قبیله لاوی بود، میریام و هارون خواهر و برادر او بودند. «حضرت موسی» در مصر به دنیا آمد. درست زمانیکه بنی‌ اسرائیل به دلیل جمعیت زیادشان، تهدیدی برای تمدن مصر شناخته میشدند. حضرت موسیچنانچه فرعون دستور داد که تمام پسران یهودی تازه متولد شده را در نیل غرق کنند. عمران و یوکابد برای جلوگیری از کشته شدن موسی، او را در سبدی گذاشتند و میان نیزارهای بلند رود نیل پنهان کردند.در حالیکه خواهر موسی در اطراف پنهان شده بود تا از دور مراقب موسی باشد. آسیه، زن فرعون با شنیدن گریه او را پیدا کرد و نجات داد و نام او را «موسی» به معنای از آب کشیده شده گذاشت. دیگر آرزوی آسیه برای داشتن یک پسر برآورده شده بود.موسی در شکوه تمدن مصر به عنوان پسر خوانده فرعون پرورش یافت. هنگامیکه جوان شد، از ریشه‌های خود آگاه شد و دلش بحال بنی اسرائیل میسوخت.روزی موسی شاهد ضرب و شتم وحشیانه یک غلام عبری توسط یک ارباب مصری بود بشدت عصبانی شد و مرد مصری را به طور ناگهانی کشت. موسی از ترس مجازات فرعون، به صحرای مدین گریخت و برای شعیب که بعداً با دخترش ازدواج کرد، مشغول به چوپانی شد.خداوند، حضرت موسی را بر قوم بنی اسرائیل برانگیخت. بنی اسرائیل در زمامداری حضرت یوسف  به مصر آمدند و چون جمعیت آن ها فزونی یافت، قِبطیان از کثرتشان بیمناک شدند و در تضعیف ایشان کوشیدند، پس آن ها را به بندگی گرفتند و به انجام کارهای سخت واداشتند.فرعون مصر که شاهی قدرتمند و متکبر بود، دعوی خدایی کرد و خود را شایسته ی پرستش خواند. در چنین اوضاعی حضرت موسی به مصر آمد و فرعون را به پرستش خدای یکتا دعوت کرد و از خشم خدا ترساند، اما سودی نداشت.انتخاب حضرت موسیزمانی که موسی در بیابان طور بود و گله‌ها را در بیابان نگهداری می‌کرد، از دور آتش شعله وری را دید، به طرف آتش رفت. درختی نورانی اما شعله ور از آتش را دید، که می‌سوخت اما خاکستر نمی‌شد.صدایی به گوش موسی رسید، که این منم پروردگار تو، پای از کفش خویش بیرون‌آور، تو در وادی طور هستی و من تو را برگزیده‌ام، به آنچه به تو می‌گویم، گوش کن، جز من خدایی نیست، مرا پرستش کن و نماز برپا کن.در این لحظه موسی اندیشید که به مقام نبوت رسیده است. صدایی را می‌شنید که به او می‌گفت برای هدایت بنی اسرائیل از مصر انتخاب شده است. همچنین به او گفته شد که وحدت خدا را به قوم خود اعلام کنددر آن زمان بنی اسرائیل خدایان بسیاری را می‌پرستیدند. حضرت موسی قرار بود به آن‌ها بگوید که فقط یک خدا وجود دارد. مسئولیتی عظیم بر شانه‌های حضرت موسی گذاشته شده بود و خجالتی بودن او، باعث ایجاد تردید و عدم اعتماد به نفس در او شد.اما خداوند به او اطمینان داد که هارون، برادر او، سخنگوی او هم برای بنی اسرائیل و هم برای فرعون خواهد بوددعوت حضرت موسیحضرت موسی به مصر بازگشت و عبرانیان را متقاعد کرد که برای سفر و خروج از مصر آماده باشند. موسی با هارون نزد فرعون رفت و از او خواست تا قوم او را آزاد کند.فرعون ابتدا خودداری کرد، اما با آفت و بلا‌هایی که در این کشور به وقوع پیوست، مقاومت فرعون در هم شکست و او را بر آن داشت تا به بنی اسرائیل اجازه خروج فوری از مصر داده شود بنابراین «حضرت موسی» به عنوان رهبر عده‌ای از یهود و غیر یهود از مصر به سوی آزادی گریختند.زندگی حضرت موسی در بیابان سیناهدف حضرت موسی ، کوه سینا بود. جایی که خدا برای اولین بار خود را به ایشان نشان داده بود. بنی اسراییل به کوه مقدس آمدند. حضرت موسی که توسط خدا احضار شده بود، از کوه بالا رفت و با سخنرانی و بیان شروط عهد بین خداوند، توانست موافقت قوم خود را برای ایمان به خدا کسب کند.موسی پیامبر با کمک برادرش هارون در طول چهل سال در صحرای سینا، با غلبه بر موانع بسیار، قوم یهود را رهبری کرد و آن‌ها را به شکل ملتی واحد درآورد.فقط مردی با اراده فوق‌العاده، صبر، و با ایمان می‌توانست گروه‌های دعوا و مکر که دائماً خرد و اقتدار او را در یک ملت به چالش می‌کشند، مهار کند. تحت رهبری موسی بیشتر سرزمین‌های شرقی اردن فتح شد، اما او اجازه نداشت بنی اسرائیل را به کنعان موعود هدایت کند.پس موسی بنی اسرائیل را شبانه از مصر خارج کرد و به سمت مشرق گریخت و صبحدم که فرعون و دیگر قبطیان از ماجرا آگاه شدند، به دنبال آن ها در صحرا روان گردیدند.حضرت موسی  و قومش پس از پیمودن حدود 130 کیلومتر به ساحل خلیج عَقَبه رسیدند و دریا را در مقابل و فرعونیان را در پشت سر دیدند و از موسی راهی برای خلاصی از آن بحران طلب کردند.معجزات زیادی در این راه اتفاق افتاد. وقتی بنی‌اسرائیل جلوی دریای سرخ ایستادند در حالی که سربازان مصری پشت سرشان ایستاده بودند، این عصای حضرت موسی بود که دریای سرخ را جدا کرد تا همه بتوانند از آن عبور کنند. هنگامی که قوم بنی اسرائیل به سلامت عبور کردند، دریا به هم متصل شد و بسیاری از تعقیب‌کنندگان آن‌ها غرق شدند.هنگامی که ذخایر غذا تمام شد، خداوند هر روز چیزی را که غذای معنوی نامیده می‌شد برای تغذیه بنی اسرائیل نازل می‌کرد. هنگامی که مردم به آب نیاز داشتند، خداوند به حضرت موسی گفت که با صخره‌ای صحبت کند و از آن آب می‌جوشد.آن گاه موسی به اذن پروردگار، عصای خویش را بر آب زد و ناگهان دریا شکافت و 12 مسیر برای قبایل دوازده گانه بنی اسرائیل نمودار گشتچنان شد که موسی و تمامی همراهانش به سلامت از دریا گذشتند و فرعون و سپاهیانش که در تعقیب آن ها وارد دریا شده بودند، در میان امواج خروشان آب به دام افتادند و به هلاکت رسیدند.یک محقق آمریکایی به نام رونالد وِیات که متخصص باستان شناسی کتاب مقدس است، درباره ی مسیر مهاجرت بنی اسرائیل از مصر به سمت فلسطین تحقیقات زیادی کرد. او و پسرانش پس از جست و جوی فراوان، محل عبور بنی اسرائیل از دریا را در خلیج عقبه دانست و با غواصی در عمق آب ها، آثار متعددی از بقایای تجهیزات لشکر فرعون مصر را کشف کردند.از جمله، بقایای شش عدد چرخ متعلق به ارابه های جنگی یافت شد که با نقاشی ارابه های جنگی بر دیوارهای اهرام مصر شباهت بسیاری دارد. او همچنین تعدادی استخوان انسان یافت که سطح آن ها با رسوبات دریایی و جلبک ها پوشیده شده بود.آزمایش های علمی، قدمت این اشیا را چندین قرن پیش از میلاد مسیح تخمین زد. قوم بنی اسرائیل پس از گذر از این دریا به بیابان تیه وارد شدند، اما به سبب ناسپاسی، نافرمانی و بهانه جویی هایشان، 40 سال در بیابان تیه سرگردان ماندند.در طول این سال ها، خداوند، تورات را بر موسی نازل فرمود. حضرت موسی سرانجام در شب 21 رمضان به سنّ 126 سالگی در بیابان تیه درگذشت و مقبره ی او بر کسی معلوم نشد.وفات حضرت موسیحضرت موسی در زمان مرگ ۱۲۰ سال سن داشت. در پاسخ به این سؤال که قبر حضرت موسی کجاست روایت‌ هایی از محل دفن و نحوه رحلت ایشان بیان شده است که در ادامه به برخی از آن‌ها اشاره خواهیم کردتورات درباره ی وفات موسی چنین می گوید: «موسی بنده ی خداوند در آن جا به سرزمین موآب ــ موافق قول خداوند ــ وفات کرد و او را در درّه ی زمین «موُآب» دفن کرد و هیچ کس از محل دفن او تا به امروز آگاه نیست و موسی حین وفات 120 ساله بود و بنی اسرائیل 30 روز برای موسی در بیابان ها گریه نمودند.از پیامبر اسلام درباره قبر موسی سؤال شد؛ آن حضرت فرمودند: (بر سر راه بزرگ، نزدیک تپه سرخ)بیابان تیهبسیاری از مفسران، قبر حضرت موسی و هارون را در سرزمین تیه میدانند تیه نام بیابانی است که قوم یهود پس از خروج از مصر، به آنجا رفتند و در حدود ۴۰ سال در این بیابان سرگردان بودند. این بیابان که در شبه جزیره سینا قرار دارد، به نام صحرای بنی اسرائیل نیز شناخته می‌شود در اطراف این بیابان، مصر، کوه‌های شام، کوه طور و سرزمین فلسطین قرار دارد. سرزمین موآبطبق یک روایت دیگر مقبره حضرت موسی را در سرزمین موآب دانسته اند. امروزه سرزمین موآب که با نام سرزمین جلعاد نیز شناخته می‌شود را با نام کشور اردن میشناسیم. در این سرزمین هیچ جای مشخصی را برای محل دفن حضرت موسی در نظر نگرفته‌اند.کوه طورطبق روایت‌، وفات حضرت موسی را در کوه طور می‌دانند. کوه طور در شمال شرقی مصر قرار دارد. روزی حضرت موسی در حال رفتن به سمت کوه طور بود که مردی را در حال کندن قبر دید، نزدیک رفت و شروع به کمک کردن کرد.زمانی که کندن قبر به اتمام رسید، حضرت موسی در داخل قبر خوابید تا اندازه سنگ لحد قبر را مشخص کند. در یک لحظه پرده‌ از چشمان موسی کنار رفت و او بهشت و جایگاه خود را دید.همان دم از خدا طلب کرد تا روحش را به سمت خود ببرد. خداوند نیز دعای او را شنید و ایشان در داخل قبر دفن شد.  صحرای اریحادر روایت دیگری نقل شده است که قبر حضرت موسی در صحرای اریحا در کرانه غربی رود اردن قرار دارد. این محل در ۳۰ کیلومتری شرق بیت المقدس واقع شده است در منطقه‌ای به نام «بَرِیَّةَ القُدس» و با جاده ای خاکی به بزرگراه قدس ــ اَریحا می پیوندد. که بعد‌ها توسط فردی به نام صلاح الدین ایوبی یک عمارت برای مزار ساخته شد.در سال ۶۸۸ هجری قمری یک بنای اسلامی با کتیبه‌هایی با خط عربی ساخته شد. در سال ۸۷۵ هجری قمری داخل بنا تکمیل شد. به طور کلی می‌توان گفت مقبره حضرت موسی دارای ۳۲ گنبد کوچک و بزرگ سفید رنگ، مسجد مردانه و مسجد زنانه است.پس از اینکه در میان فلسطینی‌ها و اسرائیل درگیر‌های ایجاد شد، این بنا در اختیار مسلمانان قرار گرفت. می‌توان گفت همه افرادی که به بیت المقدس سفر می‌کنند، یهودیان، مسیحیان و مسلمانان به زیارت آرامگاه حضرت موسی نیز ‌می‌روند.قدیمی ترین اسناد این بقعه، مربوط به دوران فرمانروایی صلاح الدین ایوبی در اواخر قرن ششم هجری است. این اسناد نشان می دهد که صلاح الدین ایوبی ضمن وقف برخی اراضی اطراف بر حرم حضرت موسی، اجازه ی زیارت آن مکان شریف را به پیروان همه ی ادیان داده است.ساختمان فعلی حرم در سال 668 ق و به دستور ملک بِیْبَرْس ــ سلطان مَملوکی مصر ــ ساخته شد. این عمارت به طور کلی یک بنای اسلامی است و تمام اسناد و کتیبه های آن نیز به خط عربی می باشد.مقبره حضرت موسی پلانی مستطیل شکل دارد و از سنگ ساخته شده که شامل 120 اتاق و تالار است و اطراف آن با دیواری به ارتفاع 3 متر همچون قلعه ای محصور گردیده است.در این مجموعه، 32 گنبد کوچک و یک گنبد بزرگ و سفید رنگ وجود دارد و شامل یک مسجد مردانه در قسمت شرقی و یک مسجد زنانه و کوچک تر در قسمت غربی و غرفه های اقامت زوّار و یک گلدسته و اتاق مقبره است.از داخل مسجد دربی به یکی از اتاق های مجاور گشوده می شود که در آن قبر منسوب به موسی قرار دارددیوارهای این اتاق از داخل با گچ سفیدکاری شده و به جز برخی گچ بری های ساده، تزئینات معماری دیگری در آن دیده نمی شود. کتیبه ی عربی دیگری نیز بر بالای درب ورودی حرم از بیرون نصب شده که شامل پنج سطر است.در اطراف آرامگاه حضرت موسی قبرستان مسلمانان قرار دارد. یک خانواده ی فلسطینی از اهالی اریحا به عنوان خادمان حرم در این مکان خدمت می کنند و عهده دار پذیرایی از زوّارند.پس از اشغال فلسطین توسط اسرائیل، این محل مدتی مورد مناقشه ی دو طرف بود تا آن که پس از تشکیل حکومت خودگردان فلسطین، دوباره در اختیار مسلمانان قرار گرفت.اگرچه منابع دینی یهود، این بقعه را به عنوان قبر حضرت موسی  معتبر نمی داند، اما یهودیان بارها برای تملک آن دست اندازی کردند. در عین حال، پیروان یهود و مسیحیت نیز اجازه دارند همچون مسلمانان این مکان را آزادانه زیارت کنند.در ایام 25 تا 30 محرّم به مدت یک هفته مراسمی به نام «موسِم موسی که قدمتی چند صد ساله دارد، برگزار می شود. هزاران مسلمانان پس از زیارت بیت المقدس برای زیارت حرم حضرت موسی به این منطقه می آیندو البته جمعیت آن ها به حدّی است که غرفه های اقامت زائرین که در دو طبقه دور تا دور حرم ساخته شده، برای اسکان ایشان کفایت نمی کند و به ناچار، چادرهای عربی خویش را در بیابان اطراف حرم برپا می کنند و به تلاوت قرآن و نماز و دعا می پردازند و یاد آن پیامبر خدا را گرامی می دارند.در دیگر روایت‌ها، مکان‌هایی همچون منطقه شام و کوه نباء را نیز به عنوان محل دفن حضرت موسی عنوان کرده‌اند.سخن پایانیحضرت موسی از پیامبران اولوالعزم با کتاب آسمانی تورات است. ایشان توانست بسیاری از مردمان قوم خود را به سوی خداوند دعوت کند. ایشان با تحمل سختی‌ها و مشقت‌هایی که در طول زندگانی خود تحمل کرد، سرانجام در سن ۱۲۰ سالگی درگذشت.</description>
                <category>پیامبران و پادشاهان</category>
                <author>پیامبران و پادشاهان</author>
                <pubDate>Wed, 25 Oct 2023 22:40:01 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>