<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>پست‌های انتشارات روان پویشگران</title>
        <link>https://virgool.io/Psychologists/feed</link>
        <description>ما جمعی از کارشناسان ارشد روانشناسی هستیم که در حوزه تعلیم و تربیت کودکان و نوجوانان مطالبی را برای والدین و معلمان منتشر خواهیم کرد.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 13:18:46</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/publication/08v5woit5g0y/bqdw8u.png</url>
            <title>روان پویشگران</title>
            <link>https://virgool.io/Psychologists</link>
        </image>

                    <item>
                <title>راهنمایی عاطفه: کلید پرورش کودکان با هوش عاطفی</title>
                <link>https://virgool.io/Psychologists/%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%B9%D8%A7%D8%B7%D9%81%D9%87-%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%AF-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%B4-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D9%87%D9%88%D8%B4-%D8%B9%D8%A7%D8%B7%D9%81%DB%8C-iwdbxpmuktfa</link>
                <description>مقدمهصبح است و خانم &quot;میم&quot; که عجله دارد به سرکار برود مشغول کلنجار رفتن با کودک سه ساله اش نوید است تا لباسهایش را پوشانده و او را به کودکستان برساند اما نوید تمایلی به رفتن به کودکستان ندارد و با مقاومت و گریه سعی می کند تا هم مادر را از سرکار رفتن منصرف کرده و هم خود در خانه بماند و کارتون ببیندپارمیدا 7ساله از دست والدین خود ناراحت است که به مراسم عروسی می روند و او را با خود نمی برند .او با خشم به پدرش می گوید که اصلا کار خوبی نمی کنند که او را تنها می گذارند اما پدر به پارمیدا توضیح می دهد او قلبا علاقه مند است تا پارمیدا هم با آنها باشد اما متاسفانه محل عروسی کوچک است و تعداد کمی را دعوت کرده اند و او قول داد تا برنامه های دیگر حتما پارمیدا را با خود ببرند اما پارمیدا نپذیرفت و با حالت قهر به اتاقش رفت.آوا 15 ساله مدتی است که در درس ریاضی افت کرده و نمرات پایینی دریافت می کند مادرش خانم &quot;لام&quot; با عصبانیت به او می گوید که از وقتی با دوستان جدید وقت گذرانی می کند نمراتش پایین آمده و اگر بخواهد به ارتباط با آنها ادامه بدهد گوشی اش را از او می گیرد و ماهیانه اش را هم کم می کند ، این نحوه برخورد خانم ل باعث شده تا آوا تصمیم بگیرد تا مدتی با مادرش صحبت نکند و هر کاری را که دلش می خواهد به گونه ای انجام بدهد که او متوجه نشود.بسیاری از والدینی که با مواردی مشابه با روایت های بالا مواجه می شوند ، این پرسش  را مطرح می کنند:در زمان طغیانهای احساسی فرزند، باید چه واکنشی بروز داد؟پاسخ شما خواننده عزیز ، در یک کارگاه مشاوره گروهی تحت عنوان &quot; راهنمایی عاطفه: کلید پرورش کودکان با هوش عاطفی&quot; با کمک یک مشاور خانواده براساس پژوهشهای دکتر جان گاتمن و دکتر جون دکل داده خواهد شد.هوشیاری عاطفی چیست و چه تاثیری دارد ؟وقتی والدین این سه کودک و نوجوان در یک جلسه مشاوره گروهی با مشاور خانواده مواجه شدند و هر کدام مسایل و چالشهایی که در ارتباط با فرزند خویش داشتند را مطرح کردند؛ از او خواستند تا در جهت تعامل سازنده با فرزندان به آنها یاری رساند. مشاور خانواده معتقد بود که والدین می بایست با مفهوم هوشیاری عاطفی و کاربرد آن در زندگی فرزندشان آشنا شوند.او می گوید:&quot;هوشیاری عاطفی شامل توان کنترل کردن امیال، به تأخیر انداختن کامجویی، ایجاد شور و شوق در خود، تشخيص حالات اشخاص دیگر و از عهده نوسانات زندگی برآمدن است&quot;او همچنین مطرح کرد که پژوهشگران معتقد هستند که هوشیاری عاطفی و توانایی فرد در برخورد با احساسات حتی بیشتر از بهره هوشی او در موفقیت و خوشبختی در همه زمینه های زندگی اعم از روابط خانوادگی، مؤثر است.والدین از مشاور خانواده پرسیدند که چگونه می توان هوشیاری عاطفی فرزندان را ارتقا داد؟ و مشاور در پاسخ به آنها بر ایجاد بستر مناسب خانواده تاکید کرد.خانواده، نخستین نهاد آموزش عاطفهمشاور خانواده گفت :&quot;خانواده نخستین آموزشگاه برای آموختن عاطفه است ؛ در این فضای خصوصی احساسات خود و دیگر اعضای خانواده را می شناسیم، راجع به آنها فکر کرده و واکنشهای مناسب را انتخاب می کنیم. همچنین در خانواده است که می آموزیم چگونه امیدها و ترسهایمان را تشخیص داده و ابراز کنیم. &quot; او همچنین افزود:&quot;بیشتر والدین می خواهند با فرزندشان رفتاری منصفانه، همراه با صبر و احترام داشته باشند؛ به او یاد بدهند که به شیوه مؤثری مشکلاتش را حل کند و روابط باثبات و سالمی برقرار سازد. آنها همچنین می دانند که جهان چالشهای بسیاری پیش روی فرزندشان  قرار می دهد و مایل هستند که پشتیبان و الهام بخش او باشند &quot;البته برخی از خانواده ها با وجود تمایل حرکت در این راستا نمی توانند به طور موثری با احساسات منفی فرزند خود برخورد کنند.کدام والدین نمی توانند به طور موثر با احساسات منفی فرزند خویش برخورد کنند؟والدین در اینجا سوال دیگری مطرح کردند که کدامین والدین نمی توانند به طور موثر با احساسات منفی کودک برخورد داشته باشند ؟او در پاسخ مطرح کرد برای اینکه پاسخ شما را بدهم لازم است در ابتدا تفاوت بین والدینی که عملکرد خوبی دارند و آنهایی که ضعیف عمل می کنند را برای شما برشمرم.والدین خوب ، متوجه احساسات فرزندانشان هستند و می توانند با آنها همدردی  کرده ، تسکینشان داده و راهنمایی شان کنند.اما برخی از والدین با وجود اینکه با محبت هستند نمی توانند به شیوه ای مؤثر با احساس های منفی فرزندانشان برخورد کنند.از جمله این والدین می توان به سه دسته زیر اشاره کرد :والدین بی اعتنا:والدینی هستند که احساس های منفی فرزندانشان را نادیده  می گیرند، کم اهمیت می پندارند یا رد می کنند؛مثلا به کودک پنج ساله ای که با دیدن کابوس از خواب می پرد و گریه می کند می گوید &quot;چیزی نیست! نترس&quot;شاید پاسخ مناسب کودک به او این باشد که &quot;پس حتما تو آن چیزی را که من دیده ام، ندیده ای&quot;» اما برعکس، در چنین شرایطی کودک عقیدۂ شخص بزرگتر را درباره آن رویداد می پذیرد و یاد میگیرد که درباره تشخیص خودش شک کندوالدین ناراضی:والدین ناراضی، از اینکه فرزندانشان احساس های منفی خود را نشان می دهند خشمگین می شوند و ممکن است آنها را به دلیل ابراز عواطفشان توبیخ یا تنبیه کنند؛والدین بی عنان:والدینی هستند که احساس های فرزندانشان را می پذیرند و با آنها همدلی می کنند، اما فرزندانشان را راهنمایی نمی کنند و برای رفتار آنها حد و مرزی تعیین نمی نمایند.او پس از قیاس عملکرد والدین گفت تنها والدینی در این راستا موفق هستند که راهنمایان عاطفی باشند.راهنمایان عاطفی کیستند و چگونه عمل می کنند ؟مشاور خانواده ضمن همدلی با والدین نوید، پارمیدا و آوا مطرح کرد همین که شما الان در اینجا حضور داریدگام مهمی در جهت رشد فرزند دلبندتان برداشته شده است و با کمی همت و کسب آگاهی بهتر خواهید توانست با چالشها مواجه شوید. حال زمان آن رسیده است که با راهنمایان عاطفی آشنا شوید.راهنمایان عاطفه والدینی هستند که در جریان احساسات فرزندشان قرار می گیرند و روشهای رویارویی با افت و خیزهای زندگی،  ابراز خشم، اندوه یا ترس را به فرزندانشان می آموزند همچنین  آنها احساسات منفی را به عنوان واقعیت زندگی می پذیرند و از لحظات احساسی به عنوان فرصتهایی برای آموزش درسهای مهم زندگی به فرزندان و ایجاد روابط صمیمانه تر استفاده می کنند.او در ادامه مطرح کرد :&quot;اما شما والد عزیز می بایست توجه داشته باشید که دادن راهنمایی عاطفه به این معنی نیست که همه مشاجرات خانوادگی پایان خواهند گرفت، و دیگر اندوه یا فشاری وجود نخواهد داشت زیرا اختلاف، یک واقعیت زندگی خانوادگی است و استفاده از راهنمای عاطفی ،می تواند والدین و فرزندان را به هم نزدیک کند به گونه ای که والدین می توانند زمانیکه نیاز به سرسختی است، خود را  سرسخت نشان دهند و یا وقتی فرزندانشان اشتباه می کنند یا به بیراهه می روند، به آنها تذکر داده و هراسی از تعیین حدومرز نداشته باشند&quot;5گام راهنمای عاطفه که والد می تواند برعهده بگیرد، چیست؟مشاور خانواده پس از مشاهده سردرگمی والدین در حین آشنایی با مفاهیم جدید گفت که ضرورت دارد تا 5 گام راهنمای عاطفه را که والدین می توانند برعهده بگیرند را در ادامه توضیح دهد.·  والد متوجه احساس کودک می شود.·  والد احساس کودک را به عنوان فرصتی برای صمیمیت و آموزش می بیند.·  والد با احساس همدلی گوش می دهد و به احساس های کودک اعتبار می بخشد.·  والد به کودک کمک می کند تا کلماتی را پیدا کند و بر احساسش نام بگذارد.·  والد ضمن آنکه راههای گوناگونی را برای حل مسئله بررسی می کند، حد و مرز تعیین می نماید.در اینجا مادر آوا از مشاور خانواده پرسید که چه عاملی باعث می شود تا برخی از والدین بتوانند این 5 گام را طی کنند و برخی نه ؟مادر آوا گفت :&quot;من وقتی به مادران دوستان دخترم که با ایشان ارتباط دارم نگاه می کنم فقط یکی را می شناسم که توانسته است این 5 گام را عملا در ارتباط با فرزندش پیاده کند. &quot;مشاور خانواده مطرح کرد یکی از عواملی که در روند اجرای راهنمای عاطفه یاری رسان است ،سبک فرزند پروری خانواده می باشد که لازم است با آن آشنا شوید.شیوه فرزند پروری :مشاور خانواده گفت وقتی به تربیت فرزندان می نگریم ،با سه سبک فرزند پروری والدین مواجه می شویم که در ادامه به آنها اشاره می کنم :· والدین  مستبد نوعا محدودیتهای زیادی را تعیین می کنند و بدون آنکه توضیحی بدهند از فرزندانشان توقع اطاعت محض  دارند که همین موضوع باعث میشود فرزندانی زودرنج و ناسازگار تربیت شوند· والدین در شیوه آسان گیر نسبت به فرزندانشان با محبت هستند و با آنها گفت وگو می کنند، اما محدودیت بسیار کمی برای رفتار آنها تعیین می کنند که همین امر موجب می شود فرزندانشان تابع امیال آنی، ستیزه خو، دارای اعتماد به نفس پایین بوده و از موفقیتهای اندکی برخوردار باشند.· والدین مقتدر،  با محبت هستند و در عین اینکه برای فرزندانشان حد تعیین می کنند، بسیار منعطف بوده و به فرزندانشان راجع به حدود تعیین شده توضیح می دهند و همین امر باعث می شود تا فرزندانی تربیت کنند که همکار، متکی به نفس ، با انرژی، صمیمی و هدفمند باشند.مشاور خانواده در ادامه اذعان داشت که وقتی به این سه سبک فرزند پروری می نگریم متوجه می شویم که والد با سبک فرزند پروری مستبدانه همان والد ناراضی، والد با سبک فرزند پروری آسان گیر همان والد بی عنان و والد با سبک فرزند پروری مقتدرانه همان والدی است که در هنگام برخورد با عملکرد نامناسب فرزند از راهنمایی عاطفی استفاده می کند.در اینجا مادر آوا گفت من پاسخ پرسشم را گرفتم ولی در حال حاضر راهکار چیست؟مشاور خانواده پاسخ داد که راه حل حفظ فرزندانمان از بسیاری از خطرات، ایجاد پیوندهای عاطفی قوی تر با آنهاست تا به این ترتیب به آنها کمک کنیم تا به سطح بالاتری از هوش عاطفی برسند.در اینجا پدر پارمیدا خطاب به همسرش گفت :&quot;خانم ببین من چقدر بهت گفتم که ما می بایست در تعامل با پارمیدا هم محبت داشته باشیم و هم مقتدرانه عمل کنیم فکر می کنم که تو می بایست در این راستا بیشتر وقت صرف کنی&quot;اما مشاور خانواده خطاب به پدر پارمیدا گفت درست است که همیشه نقش مهم و اساسی مادر در تربیت فرزند مورد توجه بوده است اما پژوهشها نشان داده است با وجود اینکه تأثیر برهمکنش مادر و فرزندان بسیار مهم است اما تأثیر پدر می تواند بسیار مهمتر باشدنقش پدر در رشد عاطفی فرزندانمشاور خانواده ادامه داد:&quot;پژوهشها تاثیر پدر را در رشد عاطفی فرزندان نشان داده است. هنگامی که پدر از احساسات فرزندانش باخبر است و می کوشد تا به آنها در حل مسائلشان کمک کند، بچه ها در مدرسه و ارتباط با دیگران موفق تر دیده می شوند؛ اما پدری که از نظر عاطفی دور از دسترس است و نسبت به عواطف فرزندانش خشن، عیبجو یا بی اعتناست، می تواند تأثیری بسیار منفی بر آنها بگذارد. &quot;او همچنین اذعان داشت که پژوهشها نشان داده است که بسیاری از کودکان خانواده های طلاق و تک سرپرست فاقد حمایت مالی یا عاطفی مورد نیازشان از جانب پدر بوده  و پدر خود را حتی یک سال پس از جدایی ندیده اند، بیشتر مورد تجاوزات جسمی و جنسی قرار گرفته اند.حال  شما خواننده عزیز اگر تمایل دارید تا هر چه بیشتر با جزئیات راهنمای عاطفی که توسط مشاور خانواده در جلسات مشاوره گروهی مطرح می شود، آشنا شوید مطالب بعدی من رزان سمنانیان و همکارم طاهره لطیفی را دنبال کنید و در نظر داشته باشید مبنای پژوهش ما کتاب کلیدهای پرورش هوش عاطفی در کودکان و نوجوانان دکتر جان گاتمن و دکتر جون دکلر  می باشد.همچنین  از شما می خواهیم با اعلان نظرات و دغدغه های خود ما را در ارتقای کیفیت مطالب یاری دهید.بیشتر بخوانیمچگونه هوش عاطفی فرزند خویش را ارتقا دهیم ؟</description>
                <category>روان پویشگران</category>
                <author>rozan semnanian</author>
                <pubDate>Mon, 04 Jan 2021 19:15:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راهی برای مودب و محترم بودن</title>
                <link>https://virgool.io/Psychologists/%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%88%D8%AF%D8%A8-%D9%88-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D8%B1%D9%85-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-yxac89ulv2rw</link>
                <description>مقدمهآرزو نوجوان سیزده ساله‌ای بود. حوصله گوش دادن به حرف‌های دیگران را نداشت و بدون صبر و تحمل در صحبت آنها می‌پرید. رفتارش با بزرگ‌ترها اهانت‌آمیز بود و با نیش و طعنه صحبت می‌کرد. همیشه می‌خواست حرف، حرف او بشود. زیاد غر می‌زد و فحش می‌داد. نسبت به سالخوردگان و اشخاص ناتوان مهربان نبود. از قوانین مکرر سرپیچی می‌کرد. به پاکیزگی طبیعت و محیط جامعه اهمیت نمی‌داد. همکلاسیانش را مسخره می‌کرد. فضول و گستاخ بود و به عقاید و حریم شخصی دیگران احترام نمی‌گذاشت. بدون اجازه لوازم دیگران را برمی‌داشت و حتی آنها را خراب می‌کرد.والدین آرزو از دست او کلافه بودند. خیلی با او صحبت نمی‌کردند و هر چیزی به یکی‌به‌دو و کل‌کل تبدیل می‌شد. خود والدین هم زیاد با هم دعوا می‌کردند و سر یک دیگر فریاد می‌کشیدند. گاهی اوقات هم کلمات تحقیر‌آمیز به هم می‌گفتند. پدر آرزو زود عصبی می‌شد و در حین رانندگی یا دیدن فوتبال بد‌دهانی می‌کرد. مادر او نیز با والدین خودش اختلاف و تنش داشت و زیاد از دیگران بد‌گویی و غیبت می‌کرد.در نتیجه مسئولین مدرسه، به خاطر بی‌تربیتی و بی‌ادبی آرزو را همراه با والدینش به روانشناس معرفی کردند. روانشناس نیز کلید حل مشکلات را در تقویت اعتماد به نفس و احترام به خود و دیگران، با استفاده از توصیه‌های دکتر میشل بربا تشخیص داد.بیشتر بخوانید : کودک لجباز و پرخاشگر و شیوه صحیح تربیت و برخورد اواحترام چیست؟والدین در ابتدا بعد از شرح مشکلات، از روانشناس با خستگی پرسیدند، چرا آرزو این گونه رفتار می‌کند؟ روانشناس گفت، هیچ عاملی به تنهایی علت بی‌ادبی نیست ولی این روزها رسانه‌ها، بازی‌های کامپیوتری و مطالب اینترنتی خشونت، سوء‌استفاده و بددهنی را لازم، عادی و قابل قبول نشان می‌دهند. سیاستمداران، هنرمندان و ورزشکاران سرمشق بد‌خواهی، ناسزاگویی و تمسخر هستند. ما والدین هم گاهی با سایرین بی‌ادب و بی‌نزاکت بر‌خورد می‌کنیم و توجه و احترام لازم را به فرزندان خود نداریم و به تمامی بیگانگان بدگمان هستیم و سوءظن و شک مانع تعامل موثرمان می‌شود. پس فرزندان امروز به مراتب کم‌تر از نسلهای پیش به خود و دیگران اعتماد دارند و نمی‌توانند به طور شایسته به خود و دیگران احترام بگذارند.احترام در ویکی‌پدیا،روانشناس ادامه داد، احترام به معنای ارزش قائل شدن برای اشخاص و چیزهاست. این ویژگی ما را وادار می‌کند تا با علاقه و توجه با دیگران رفتار کنیم و زندگی انسانها را با ارزش بدانیم. در نتیجه، احترام یکی از نیکخوییهای اساسی هوش اخلاقی به شمار می‌آید. اگر احترام را از اجزای مهم زندگی‌مان بدانیم، بیشتر به حقوق دیگران اهمیت می‌دهیم و به خود نیز احترام می‌گذاریم. اگر ادب داشته باشیم، مورد علاقه دیگران هستیم و در رعایت آداب شهروندی و روابط شخصی شایسته‌تر عمل می‌کنیم. برای همه افراد اصالت و ارزش ذاتی قائل هستیم و از هر نوع خشونت، بی‌عدالتی و نفرت پرهیز می‌کنیم. با دیگران آنگونه رفتار می‌کنیم که دوست داریم با ما رفتار کنند و در نهایت نیز عزت نفس بالاتری داریم. پس اتفاق نظر گسترده میان متخصصان و عامه مردم درباره سیر قهقرایی این ویژگی اخلاقی، بسیار نگران کننده است.ادب فرزندانمان را بسنجیم.سه گام پرورش احترامبعد والدین در حضور آرزو پرسیدند، چطور می‌توانیم به فرزندمان کمک کنیم تا محترم باشد و احترام بگذارد؟ روانشناس گفت، با سه گام می‌توانیم حس توجه، ملاحظه و ادب را تقویت کنیم. در گام نخست، یاد می‌گیریم سرمشق خوبی برای احترام باشیم و به فرزندانمان نشان دهیم برایمان با ارزش هستند. در گام دوم، متوجه پیامدهای بی‌احترامی به دیگران می‌شویم و می‌توانیم یکی‌به‌دو کردن و بی‌ادبی خود را کنترل کنیم. در گام آخر، می‌آموزیم رفتارهایمان را تنظیم کنیم تا علاوه بر احترام گذاشتن به دیگران بتوانیم احترام دیگران را نیز جلب کنیم. در جلسه‌های بعد هر گام را با هم تمرین می‌کنیم.گام ۱: سرمشق بودن و آموزش احترامدر جلسه بعد والدین پرسیدند، برای آن که فرزندان مؤدب بار آیند باید چه کنیم؟ روانشناس گفت، فرزندانمان هیچگاه در گوش دادن به ما پدر و مادرها خوب نیستند اما هرگز در تقلیدمان کوتاهی نمی‌کنند.آیا بین حرفها و رفتارمان هماهنگی وجود دارد؟برای آنکه مطمئن شویم فرزندانمان مؤدب بار می‌آیند، اول باید معنا و ارزش احترام را به آنها بیاموزیم و بعد به آنها نشان دهیم که دوستشان داریم، به آنها احترام می‌گذاریم و برایشان ارزش قائل هستیم. در ادامه با هم، تکنیک‌هایی را تمرین می‌کنیم.تعریف احترامباید منظور از محترمانه رفتار کردن را برای خود و فرزندان دقیق مشخص کنیم.اشخاص به شیوه‌های گوناگونی به دیگران احترام می‌گذارند و هر چه ما و فرزندان با این شیوه‌ها بیشتر آشنا باشیم، به احتمال بیشتری آنها را به کار می‌گیریم. درباره این رفتارها می‌توانیم با فرزندان صحبت کنیم یا نقششان را بازی کنیم. همچنین تعاریف مورد توافق احترام را می‌توانیم بر مقوا بنویسیم و آویزان کنیم تا اهمیت آنها به خانواده یادآوری شود.سرمشق بودن خوش‌رفتاریباید آدابی را که می‌خواهیم فرزندان بیاموزند، خود انجام دهیمتا آنها با مشاهده ما یاد بگیرند. باید بگوییم چرا یادگیری این مهارت مهم است و در چه مواقعی باید آن را به کار ببریم.• می‌توانیم هنگامی که همراه با تمامی اعضای خانواده غذا می‌خوریم، درباره خوش‌رفتاری‌ها و شیوه صحبت کردن گفت‌و‌گو کنیم.• می‌توانیم عبارت‌هایی از خوش‌رفتاری بنویسیم و بر در یخچال بچسبانیم و مدام از آنها در خانواده استفاده کنیم.• باید بر استفاده فرزندان از رسانه‌ها نظارت کنیم.• باید توجه کنیم که فرزندانمان با افرادی - چه بزرگسال چه خردسال – معاشرت کنند که سرمشق رفتارهای محترمانه هستند.پرسیدن سؤال طلاییباید ما و فرزندانمان بدانیم که یک راه ساده تشخیص رفتار محترمانه، این است که از خود بپرسیم:آیا دوست داریم کسی این رفتار را با ما داشته باشد؟خوب است وقتی که هر یک رفتار اشتباهی را انجام دادیم، با سوال طلایی مورد پرسش قرار گیریم. این سوال به ما کمک می‌کند تا درباره رفتارمان و تأثیر آنها بر احساسات دیگران فکر کنیم.قوانین محترمانهبهتر است هر خانواده با رأی و تصویب اعضا، قوانینی برای رفتار متقابل داشته باشد.باید همه اعضا را جمع کنیم و بپرسیم، طبق چه قوانینی در خانواده ، با یکدیگر رفتار کنیم؟» بعد همه پیشنهادها را بر کاغذی بنویسیم و سپس با استفاده از روش دموکراسی آنها را به رأی بگذاریم. پیشنهادهایی که بالاترین رأی را آورده اند قانون اساسی خانواده می‌شوند. می‌توانیم قوانین نهایی را پاکنویس کنیم و پس از امضای همه افراد، آن را در جایی آویزان کنیم تا همیشه ببینیم. اجرا و پیگیری این قوانین ساده‌تر است، چون با نظر همه انتخاب شده‌اند.مهم‌ترین شخص جهاناگر آن گونه که با فرزندانمان رفتار می‌کنیم، با دوستانمان رفتار می‌کردیم، هیچ دوستی برایمان باقی می‌ماند؟ما خیلی وقتها حرفهایی به فرزندانمان می‌زنیم و رفتاری با آنها داریم که هرگز برای دوستانمان قابل تحمل نیست. اگر می‌خواهیم فرزندان احساس کنند با ارزش هستند، باید طوری با آنها رفتار کنیم که گویی مهم‌ترین آدمهای جهان هستند.عشق بدون چشم داشتفرزندانمان نباید برای جلب احترام ما والدین تلاش کنند. عشق بی‌قید و شرط ما به فرزندان می‌گوید:در هیچ شرایطی از حمایت و دوست داشتن آنها دست نمی‌کشیم.البته این بدان معنا نیست که ما همه رفتارهای فرزندانمان را تأیید کنیم. در بعضی موارد که رفتار فرزندان نامناسب است، لازم است به طور روشن و جدی آنها را اصلاح کنیم. فرزندان برای آنکه به راستی احساس احترام و ارزش کنند، به چنین محبتی نیاز دارند.گوش دادن دقیقگوش دادن با توجه، نشانه احترام است.باید هنگامی که فرزندان صحبت می‌کنند، دست از کارهای خود بکشیم و بر آنها متمرکز شویم تا احساس کنند برای عقایدشان ارزش قائل هستیم و می‌خواهیم افکارشان را بشنویم. بهتر است به چشمان آنها نگاه کنیم و ضمن گوش دادن، برخی از کلماتشان را تکرار کنیم تا آنها را متوجه کنیم که حرفهایشان را می‌شنویم.احترام با همه وجودفرزندان آن قدر که به حالت بدن، ژستها، حالات چهره و لحن صدایمان توجه دارند، به کلماتمان گوش نمی دهند.پس باید دقت کنیم هنگام حرف زدن با فرزندان با همه وجود به آنها احترام بگذاریم.شاید بگوییم: «می‌خواهیم عقایدتان را بشنویم»، اما اگر آنها ببینند که شانه‌مان را منقبض می‌کنیم، ابروانمان را بالا می‌بریم، نگاهمان را به سوی دیگر می‌کنیم یا پوزخند می‌زنیم، معنای کاملا متفاوتی دریافت می‌کنند.ارائه تصویر مثبتبرچسب‌هایی مانند خجالتی، یک‌دنده، بی‌قرار یا دست‌و‌پا چلفتی می‌توانند عزت نفس فرزندانمان را کاهش دهند و هر روز یاد آور بی‌ارزشی آنها باشند. این برچسب‌ها چه واقعیت داشته باشند، یا نداشته باشند، فرزندان با شنیدن آنها، باورشان می‌کنند.پس باید فقط برچسب‌هایی را به کار ببریم که تصویر مثبتی در آنها شکل می‌دهند.گفتن علت دوست داشتنهر چه بیشتر به فرزندان نشان دهیم که دوستشان داریم، آنها بیشتر می‌آموزند تا برای خود ارزش قائل شوند و خود را دوست بدارند. پس باید اغلب به آنها بگوییم که دوستشان داریم. اما حتما باید به آنها بگوییم که:چه چیزی را در آنها دوست داریمو از اینکه فرزندانمان هستند، ابراز قدردانی کنیم. هرگز نباید فرض کنیم که فرزندان می‌دانند ما در قلبمان چه احساسی داریم، بلکه باید به آنها بگوییم. نباید حرفهایی را که به بچه‌ها می‌زنیم سرسری بگیریم. بزرگ‌ترین آرزوی فرزندانمان این است که به آنها یادآوری شود که از داشتن آنها چقدر خوشحالیم.• می‌توانیم یک یادداشت کوتاه برای آنها بنویسیم و زیر بالش آنها قرار دهیم.• می‌توانیم یک آلبوم از عکسهای دو نفري خودمان و فرزندانمان درست کنیم و به آنها هدیه دهیم.• می‌توانیم نامه‌ای برای فرزندان در یک روز خاص بنویسیم.• می‌توانیم یک کلکسیون از عکس، بریده‌های مجله و جملات نشانگر ویژگیهای مطلوب فرزندانمان درست کنیم.• می‌توانیم آگاهانه از آنها نزد شخص دیگری تعریف کنیم ضمن اینکه آنها بشنوند، اما نفهمند مخصوصا این کار را انجام دادیم.لذت بردن از یکدیگرباید به فرزندان نشان دهیم چقدر از اینکه در کنار آنها هستیم، لذت می‌بریم.فرزندمان را باید مقدم بر برنامه‌هایمان بگذاریم و اوقاتی را به بودن در کنار آنها و شناخت بیشترشان اختصاص دهیم. فقط در آن هنگام می‌توانیم به آنها بگوییم که چرا برای آنها ارزش قائل هستیم، دوستشان داریم و به آنها احترام می‌گذاریم.می‌توانیم با فرزندانمان زمانی را در تقویم علامت بگذاریم که وقت مخصوص با هم بودن باشد و از آنها بپرسیم چه کار خاصی را دوست دارند با ما انجام دهند.گام ۲: تشویق احترام و جلوگیری از بی‌ادبیوالدین در جلسه سوم پرسیدند، چطور جلوی بی‌ادبی و بددهنی را بگیریم و از فرزندان بخواهیم به بزرگ‌ترها احترام بگذارند؟ روانشناس گفت، برای پایان دادن به بی‌ادبی باید اول، همان ابتدا و پیش از آنکه به عادت تبدیل شود، جلوی آن را بگیریم؛ دوم، پس از آنکه تصمیم به مقابله با آن گرفتیم، پیگیر باشیم و کوتاه نیاییم. در ادامه تکنیک‌هایی را با هم تمرین می‌کنیم.تذکر بی‌ادبیباید برای فرزندان مشخص کنیم چه کارهایی بی‌ادبی هستند.هر کسی گاهی اشتباه می‌کند، اما وقتی فرزندانمان لحن، کلمه یا حالت غیر محترمانه‌ای را مداوم تکرار می‌کنند، باید در لحظه به آنها تذکر دهیم. ولی نباید شخصیت آنها را زیر سؤال ببریم. می‌توانیم برای تذکر دادن رمزی در جمع، از یک علامت توافقی با فرزندان–مثل خاراندن گوش- استفاده کنیم یا در خلوت اشتباهشان را تصحیح کنیم.خودداری از همکاریاگر بچه‌ها ببینند که با رفتار بی‌ادبانه‌شان کاری از پیش نمی‌برند، دست از آنها می‌کشند.پس باید در برابر این رفتارها بی‌تفاوت بمانیم و واکنشی نشان ندهیم. نباید آه بکشیم، شانه بالا بیندازیم و ناراحت به نظر برسیم. همچنین نباید دلجویی کنیم، رشوه بدهیم یا سرزنش کنیم. چون این رفتارها موجب بدرفتاریهای بیشتر می‌شوند. فقط تا هنگامی که فرزندان از بی‌ادبی دست نکشیدند، باید از ادامه گفت‌و‌گو خودداری کنیمتعیین جریمهاگر انتظارات برای تمام اعضای خانواده روشن شد، اما باز بی‌ادبی ادامه یافت:باید جریمه برای بی‌احترامی تعیین کنیم.جریمه‌های مؤثر، مشخص هستند، زمان معینی دارند، به طور مستقیم در رابطه با رفتار بی‌ادبانه اند و مناسب فرزندان هستند. برای بی‌ادبیهای مکرر بهتر است برنامه مدونی داشته باشیم که توسط همه اعضای خانواده امضا شوند. بهتر است برای تعیین جریمه از فرزندان کمک بخواهیم. معمولا بچه‌ها جریمه‌های سنگین‌تری تعیین می‌کنند و بعدها راحت‌تر جریمه‌های خود را انجام می‌دهند.• می‌توانیم تعیین کنیم بعد هر بی‌ادبی، در قلکی مبلغ مشخصی پول به عنوان جریمه بیندازیم و پول‌های جمع شده را به یک مرکز خیریه بدهیم.• می‌توانیم محل خاصی را –مثل یک صندلی- مشخص کنیم تا اگر بی‌احترامی‌ای کردیم، مدتی به عنوان وقفه به آنجا برویم و به ازای هر سال سن، یک دقیقه در آنجا بمانیم.• باید بعد بی‌ادبی، از چند ساعت تا بقیه روز که بستگی به رفتار اشتباه دارد، از آمدن به محلی که دور هم می‌نشینیم، محروم شویم.• باید هنگامی که بی‌ادبی به سرکشی، زنندگی و وحشی‌گری رسید، یک تا سه روز در خانه تحت نظارت قرار بگیریم و از حق بیرون رفتن، دیدن یا صحبت با دوستان، بازی کردن، تلویزیون دیدن، کار با کامپیوتر و گوشی همراه، استفاده از خودرو و موتور خانواده محروم شویم.یاد دادن رفتارهای مناسباگر همچنان بی‌ادبیهای گذشته ادامه دارد، شاید لازم باشد رفتارهای جدید و قابل قبولی آموخته شود.بسیاری اوقات، به رفتارهای بد گذشته ادامه می‌دهیم، چون کار دیگری بلد نیستیم. بهترین وقت آموزش رفتار جدید زمانی است که ما و فرزندان آرام و آسوده هستیم و بگومگویی وجود ندارد.• باید بتوانیم با كلمات عاطفی –مثل من الآن عصبانی هستم- ناراحتیهایمان را به شیوه مناسب‌تری ابراز کنیم.• باید بتوانیم مشکلات و علت ناراحتی‌مان را به زبان بیاوریم.• می‌توانیم با خواندن و دیدن رفتارها –در کتاب‌ها، فیلم‌ها و حتی نمایش‌های خانوادگی- شیوه‌های مودبانه را بیاموزیم و به فرزندانمان آنها را نشان دهیم.• باید رفتار یا کلمه مناسب‌تری برای خود پیدا و با تمرین جایگزین کنیم. در این جست‌و‌جو می‌توانیم به فرزندان خود کمک کنیم.• باید لحن جدیدی را برای خود تمرین کنیم و به فرزندان نشان دهیم یک روش گفت‌و‌گوی مناسب چه لحني دارد.تشویق رفتار محترمانهیک راه ترویج رفتار خوب، تشویق است.ما بیشتر مچ فرزندانمان را ضمن بی‌ادبی می‌گیریم. ولی هر وقت خود و فرزندانمان برای مودب بودن، تلاشی می‌کنیم، باید از خودمان تعریف کنیم؛ خوشحالی‌مان را نشان دهیم و خودمان را به شیوه‌ای تشویق کنیم. یادگیری مهارتهای تازه زمان می‌برد و اشتباهات متعددی پیش می‌آید. باید بعد هر شکست به خودمان بگوییم، دوباره شروع می‌کنیم.گام ۳: تأکید بر ادب و خوش‌رفتاریدر جلسه آخر والدین پرسیدند، چطور ما و فرزندانمان می‌توانیم خوش‌رفتار باشیم تا هم به دیگران احترام بگذاریم و هم جلب احترام کنیم. روانشناس گفت، با مؤدب و خوش‌رفتار بودن نشان می‌دهیم که به حقوق و احساسات دیگران علاقه داریم و احترام می‌گذاریم. ادب نشانه های گوناگون دارد. با هر یک از آنها می‌توانیم ارتباط خود را با دیگران تقویت کنیم. پس در ادامه تکنیک‌هایی را با هم تمرین می‌کنیم.تشخیص دادن کاستیهابا بررسی لیست خوش‌رفتاریهاباید مشخص کنیم که خود و فرزندانمان در چه مواردی کاستی داریمو مورد‌به‌مورد آنها را یاد بگیریم یا آموزش دهیم.فراهم کردن زمینه تمرینهر کاری را از طریق تکرار بهتر یاد میگیریم. می توانیم هر هفته از سایر اعضای خانواده کمک بگیریم تا همگی یک مهارت را تمرین کنیم. باید همه پشتیبان یکدیگر باشیم.تمرین یک مهارت جدید پیش از عملی ساختن آن در جهان واقعی، گام مهمی است.فراهم کردن زمینه به کارگیری مهارت در جهان واقعیوقتی ما و فرزندانمان مهارت جدیدی را فرا گرفتیم و تمرین کردیم،１. اکنون لازم است آن را در جهان واقعی بیازماییم.２. فرصتهای بیشماری برای این کار وجود دارد: شام در رستوران، رفتن به خانه کسی، دعوت از دوست یا آموزگار، شب را سپری کردن در منزل آشنا، رفتن به جشن تولد، بازی با تیم فوتبال، پیاده روی تا پارک یا برگزاری میهمانی. هدف این است که توجه کنیم ما و فرزندان بدون راهنمایی دقیق، به راحتی مهارتهای تازه کسب کرده‌مان را به کار ببریم.مخالفت مؤدبانهمؤدب بودن به معنی همیشه موافق بودن با عقاید دیگران نیستلازم است خود و فرزندانمان یاد بگیریم که مؤدبانه مخالفت کنیم.• باید بر رفتار اشتباه شخصی که با او مشکل داریم، متمرکز شویم، نه بر احساسی که درباره او داریم. مفید است که مشخص کنیم از کدام رفتار آن شخص آزرده شدیم.• باید نظرمان را قاطع اما با آرامش بگوییم. با قاطعیت صحبت کردن یعنی سر را بالا نگاه داشتن، چشم در چشم شخص مقابل دوختن، ایستادن صاف با پاهای کمی فاصله دار و دستهای به دو طرف آویخته و بیان چیزهایی که لازم است گفته شود. صدای قاطع صدایی آرام و محکم است؛ نه فریاد و التماس.• باید نظرمان را با «من» شروع کنیم. پیامی که با «من» شروع می‌شود به ما کمک می‌کند تا بر رفتار مشکل ساز شخص مقابل متمرکز شویم بی آنکه او را تحقیر کنیم. به او می‌گوییم، کدام کار او، چه احساس ناخوشایندی را در ما ایجاد می‌کند و راه‌حلی را هم نشان می‌دهیم.• همانطور که نباید رفتار غیر محترمانه را تحمل کنیم، خود باید مؤدب باشیم. پس ناسزا، توهین و تمسخر مجاز نیست. باید منتظر پاسخ شخص مقابل شویم یا با آرامش آنجا را ترک کنیم.*******بعد خواندن توصیه‌های بالا چه احساسی دارید؟با گفتن نظرات و تجارب ارزشمند خود همراه ما باشید.این مطلب تلاش من و همکارم، طاهره لطیفی بود برای خلاصه کردن کتاب کلیدهای پرورش هوش اخلاقی در کودکان و نوجوانان که خواندن کامل آن را به شما پیش نهاد می‌دهیم.</description>
                <category>روان پویشگران</category>
                <author>مسعود طاهریان</author>
                <pubDate>Mon, 16 Nov 2020 19:38:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه هوش عاطفی فرزند خویش را ارتقا دهیم ؟</title>
                <link>https://virgool.io/Psychologists/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%87%D9%88%D8%B4-%D8%B9%D8%A7%D8%B7%D9%81%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF-%D8%AE%D9%88%DB%8C%D8%B4-%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D9%82%D8%A7-%D8%AF%D9%87%DB%8C%D9%85-wriktbytwf7r</link>
                <description>مقدمهدر دو دهه اخیر والدین و کودکان در شرایط دشواری به سر می برند بر طبق گزارش والدین طبیعت کودکان تغییر کرده و آموزش مهارتهای اجتماعی و عاطفی پرهزینه شده است؛ به همین دلیل آنها تحریک پذیر، عصبی، متمرد ، افسرده و تنها شده اند.بسیاری از والدین که تمام آمال و آرزوی خویش را در رشد فرزند می بینند و تمام هم و غم خود را به کار می گیرند تا نیازهای فرزندانشان را تامین نمایند؛ با پرسش هایی نظیر اینکه چرا فرزندانشان تحریک پذیر شده اند و در راستای حل این مساله چه باید انجام بدهند، مواجه هستند.آنها همچنین درصدد یافتن راهکارهای مناسبی هستند  که علاوه بر اینکهآنها را در حل مسایل فرزندانشان یاری دهد در وقت و هزینه هم صرفه جویی کند.به همین منظور، ما در مجموعه ای از مقالات به صورت گام به گام شما والد عزیز را با مفهوم هوش عاطفی آشنا کرده و یاری می رسانیم تا جهت ارتقای آن حرکت کنید همچنین به طرح پرسشهایی خواهیم پرداخت و پاسخ پرسشها را براساس پژوهشهای دکتر جان گاتمن و دکتر جون دکل خواهیم داد.چرا فرزندان تحریک پذیر شده اند ؟دکتر جان گاتمن و دکتر جون دکل در پژوهشی موارد زیر را در پاسخ به پرسش فوق برشمرده  اند :1-نحوه تامین اقتصاد خانواده، باعث شده والدین وقت کمتری با فرزندان خود صرف کنند2- ارتباط خویشاوندی، به دلیل مشغله و عدم تمایل کم شده است3-والدین متمایل نیستند بچه ها زیاد به بیرون از خانه رفته یا با همسایگان بازی کنند4کودکان زمان بیشتری را صرف تماشای تلویزیون و بازیهای رایانه ای می کنندقابل توجه است که در گذشته کودکان همواره مهارتهای اجتماعی و عاطفی اساسی را از پدر و مادر، خویشاوندان، همسایگان و بازی با کودکان دیگر می آموختند  اما در حال حاضر امکانات ذکر شده موجود نیست.وقتی پای صحبت بزرگان خویش می نشینیم و از آنها درباره دوران کودکی شان پرسش می کنیم همیشه از خانه های پرجمعیت و شلوغ یاد می کنند خانه هایی که حیاط بزرگ داشته و چندین خانوار به اتفاق باهم زندگی می کردند در نتیجه کودکان همبازیهای متعددی اعم از خواهر و برادر یا عموزاده، خاله زاده داشته اند که می توانستند اوقات خوشی را باهم سپری کننداما وقتی پای صحبت فرزندانمان می نشینیم از خانه های کوچک که معمولا آپارتمان هستند و نمی توانند در آن جنب و جوش زیادی داشته باشند زیرا با شکایت همسایگان مواجه می شوند، همچنین تعداد خواهر و برادر کم، والدینی که تمام وقت خود را در محیط کار صرف می کنند و وقتی به خانه می آیند آنقدر خسته هستند که حوصله بازی با آنها را ندارند یا گذراندن وقت با پدربزرگ مادربزرگ که بی حوصله هستند و تنها از نوه های خود می خواهند تا وقت خودشان را با تلویزیون tablet و بازیهای رایانه ای بگذرانند و کمترین جنب و جوش را داشته باشند، یاد می کنند.شاید چندین سال پیش بچه هایی را در کوچه ها می دیدید که با وجود نبود زمین بازی در کوچه گل کوچک بازی می کردند ولی در حال حاضر آنها را هم بسیار کم می بینیم.اینها همه می تواند تا حدودی نشان بدهد که چرا فرزندان دلبندمان تنها، منزوی و تحریک پذیر شده اند.دکتر جان گاتمن و دکتر جون دکل در پژوهش خویش لزوم تامل بر مفهوم هوش عاطفی و ضرورت ارتقای آن را راهکاری مناسب جهت مواجهه هرچه بالغانه با شرایط فعلی برشمردند که ما هم بر آن صحه گذاشته و روند مطلب گام به گام خود را پیگیری می کنیم.هوش عاطفی چیست؟هوش عاطفی، هوش احساسی یا هوش هیجانی (Emotional intelligence | EI) شامل شناخت و کنترل عواطف و هیجان‌های خود و دیگران است. به عبارت دیگر، شخصی که EI بالایی دارد، سه مؤلفه هیجان نظیر مؤلفه شناختی، مؤلفه فیزیولوژیکی و مؤلفه رفتاری را به‌طور موفقیت آمیزی با یکدیگر تلفیق می‌کند.حال که با مفهوم هوش عاطفی آشنا شدیم لازم است بررسی کنیم در صورتی که به این مفهوم توجه نشود با چه پیامدهایی مواجه هستیم.پیامدهای نداشتن مبانی هوش عاطفی در کودکان چیست ؟دکتر جان گاتمن و دکتر جون دکل همچنین در تحقیقشان پیامدهای نداشتن مبانی هوش عاطفی در کودکان را بررسی کردند که چند مورد را در زیر به آن اشاره می کنیم :1-دخترانی که نمی توانند احساس گرسنگی را از احساس اضطراب تشخیص دهند، در خطر  اختلالهای خوردن قرار دارند.2-دخترانی که در خردسالی نمی توانند در برابر خواسته های شان مقاومت کنند، احتمال بیشتری دارد که پیش از رسیدن به دوره جوانی باردار شوند.3-احتمال افزایش بزهکاری و خشونت هم در خردسالی و هم بزرگسالی در پسرهایی  که تابع امیال آنی هستند، وجود دارد.4-ناتوانی در مهار اضطراب و افسردگی هم در دختران و هم پسران ، احتمال استفاده از مواد مخدر یا الکل را در مراحل بعدی زندگی بیشتر می کند.چرا ضرورت دارد بر هوش عاطفی فرزندانمان افزوده شود ؟تحقیقات نشان داده است فرزندانی که از هوش عاطفی بالایی برخوردار هستند ویژگیهایی نظیر موارد زیر دارند:1-می توانند وضعیت عاطفی شان را تنظیم کنند2-به هنگام ناراحتی بهتر می توانند خود را تسکین دهند3-بر کارهایشان تمرکز دارند4-درک عمیق دارند و ارتباط اجتماعی بهتری برقرار می کنند5- در مدرسه عملکرد بهتری دارندبیشتر بخوانیمچطور هوش هیجانی کودکان را تقویت کنیم؟وقتی به موارد بالا می نگریم متوجه می شویم که سرمایه گذاری روی ارتقای هوش عاطفی فرزندانمان می تواند در اتلاف وقت و هزینه در بزرگسالی شان صرفه جویی کرده و آنها را سوق دهد تا بتوانند در عین اینکه خواسته هایشان را به شیوه ای کارآمد محقق می کنند، ارتباطات موثرتری هم برقرار کنند.بیشتر بخوانیمبه بچه ها یاد بدهیم تا  با احترام مخالفت کنندآموزش مهارت جرات مندی به کودک برای گرفتن حقچگونه والدین می توانند در راستای ارتقای هوش عاطفی مثمر ثمر باشند ؟دکتر جان گاتمن و دکتر جون دکل در طی یک دهه پژوهش متوجه شدند که بسیاری از والدین در هنگام غلیان عاطفی فرزندان 5 کار انجام می دادند که ما از آنها به عنوان راهنمای عاطفی یاد می کنیم.پژوهش این دو محقق همچنین نشان داده است فرزندان خانواده هایی که از راهنمای عاطفی برخوردار هستند، هوش عاطفی شان بر طبق گفته جان گلمن ارتقا می یابد.در صورتی شما والد عزیز می توانید در ارتقای هوش عاطفی فرزند دلبندتان مثمر ثمر باشید که بدانید راهنمای عاطفی چیست و چگونه عمل می کندراهنمای عاطفی چیست و چه کاربردی دارد ؟راهنمایی عاطفه ساختاری به ما می دهد که بر مبنای گفت وگوی عاطفی شکل می گیرد. هنگامی که پدر و مادر با فرزندانشان همدل هستند و به آنها کمک می کنند تا با احساس های منفی، مانند خشم، غم و ترس کنار بیایند، پلهایی از وفاداری و محبت می سازند.قابل توجه است والدینی که از راهنمای عاطفی در تربیت فرزند خویش استفاده می کنند به جای تمرکز بر رفتار نامناسب کودک به گونه ای مناسب برای او حد و مرز تعیین می کنند؛ همچنین می دانند زمانی که کودک برآشفته است بر طبق چه اصولی با او ارتباط گرفته و صحبت کنند.پژوهشها نشان داده است که برهم کنش بین والد و فرزند از همه چیز مهم تر است و اگر والدین راهنمای عاطفی را به کار بگیرند به طرز چشم گیری در شادی و موفقیت فرزندانشان موثر خواهند بود.شما والد عزیز، می بایست بدانید خوب پدری و مادری کردن از قلبتان آغاز می شودو سپس لحظه به لحظه از طریق راهنمایی شما به هنگامی که فرزندتان برآشفته و دچار غم، خشم یا ترس است، ادامه می یابد.ضروری است شما والد عزیز از لحظات کنار فرزند خود بودن، بهترین بهره را ببریدو نقش فعالی را در راهنمایی فرزندان خویش در زمینه مهارتهای اساسی مانند درک احساسات ناراحت کننده، خویشتن داری و همدلی برعهده بگیریدویژگیهای فرزندانی که به واسطه والدین راهنمایی عاطفی می شوند، چیست ؟1- آنها می توانند وضعیت عاطفيشان را تنظیم کنند.2- این کودکان به هنگام ناراحتی بهتر می توانند خود را تسکین دهند.3- تمرکز بیشتری دارند4- به بیماریهای مسری کمتری دچار می شوند5- در مقابله با تمسخر همسالان، بهتر رفتار می کنند6- دوستیهای عمیق برقرار می کنند7- انسانها و موقعیتهای پیرامون را بهتر درک می کنندقابل توجه است که برخلاف یک سری والدینی که اهمال کار هستند و مدیریت جامع در راستای ارتقای هوش عاطفی فرزند خویش نشان نمی دهند برخی بسیار حمایت گر بوده و می اندیشند می بایست با عشق در هر لحظه زندگی فرزند دلبندشان حضور پررنگ داشته باشند که این خود نیز مسایلی را به همراه دارد که در ادامه به آن اشاره می شود.عشق به تنهایی کافی نیستوالدین بسیار علاقه مند، با محبت و مراقب فرزند، اغلب در رابطه با عواطف خود و فرزندانشان دچار نگرش و طرز فکری می شوند که هنگام غم، ترس یا خشم، سد راه گفت وگوی آنها و فرزندانشان می باشد.شما والد عزیز می بایست در نظر داشته باشید، که عشق به تنهایی کافی نیست بلکه هدایت و تبدیل آن عشق به چند مهارت بنیادین، به گونه ای که شما فرزندانتان را در زمینه عاطفی، راهنمایی کنی،  کارساز است.راز کار در این است که شما والد عزیز و فرزندان دلبندتان ، به هنگام غليان احساسات چه برخوردی با یکدیگر داشته باشید.پنج گام « راهنمایی عاطفه» چارچوبی را برای حفظ رابطه صمیمانه با فرزندانتان در طی رشد ارائه می دهد. که من رزان سمنانیان و همکارم طاهره لطیفی قصد داریم در یک سری مقالات شما والد عزیز را با آنها آشنا کنیم و مبنای پژوهش ما کتاب کلیدهای پرورش هوش عاطفی در کودکان و نوجوانان دکتر جان گاتمن و دکتر جون دکلر  می باشد.و از شما می خواهیم با اعلان نظرات و دغدغه های خود ما را در ارتقای کیفیت مقالات یاری دهیدهمچنین می بایست بدانید که این مطالب بیشتر جنبه اطلاع رسانی و آموزشی دارد و در صورت نیاز به اطلاعات جزیی که با سبک زندگی فرزند دلبندتان همسو باشد ، از کمک کارشناسان حیطه کودک بهره مند شوید.</description>
                <category>روان پویشگران</category>
                <author>rozan semnanian</author>
                <pubDate>Sun, 15 Nov 2020 22:05:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خویشتن‌داری راه حلی برای نجات از خشم و ولخرجی</title>
                <link>https://virgool.io/Psychologists/%D8%AE%D9%88%DB%8C%D8%B4%D8%AA%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%AD%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%AC%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D8%AE%D8%B4%D9%85-%D9%88-%D9%88%D9%84%D8%AE%D8%B1%D8%AC%DB%8C-ecxyo7r9hh77</link>
                <description>مقدمهدر سال ۱۹۶۰ والتر میشل یک آزمایش معروف در دانشگاه استنفورد بر روی تعدادی از کودکان چهار ساله انجام داد و با کمک آن پژوهش، کودکان حاضر در آزمایش را از نظر بازداری رفتاری و خویشتن‌داری گروه بندی کرد. سپس میشل و دستیارانش در یک مطالعه طولی تا پایان دبیرستان آن کودکان را زیر نظر گرفتند و دیدند آن کودکانی که در چهار سالگی صبورتر بودند، اکنون از نظر اجتماعی شایسته تر هستند؛ یعنی شخصیت مؤثرتری داشتند، اعتماد به نفسشان بیشتر بود و بهتر می توانستند با مشکلات زندگی رو‌به‌رو شوند. آنهایی که از همه بیشتر صبر کرده بودند از آن جوانانی که در چهارسالگی نمی‌توانستند صبر کنند، معدل بسیار بالاتری داشتند.نتایج آن تحقیق نشان داد بسیار مهم است که یاد بگیریم با هوسهای رفتاریمان رو‌به‌رو شویم و خویشتن‌داری را در خود تقویت کنیم. خوشبختانه همانگونه که رفتارهای آنی و تکانشی –مثل خشونتیا ولخرجی- اکتسابی است، خویشتن‌داری نیز قابل یادگیری است. در نتیجه در این مطلب من و همکارم، طاهره لطیفی شیوه استفاده از خویشتن‌داری در شرایط پرتنش و تکنیک‌هایی برای رو‌به‌رو شدن با امیال قدرتمند خشم و ولخرجی، مطرح می‌کنیم که منبع آنها کتاب کلید‌های پرورش هوش اخلاقی در کودکان و نوجوانان از دکتر میشل بربا است.بیشتر با خویشتن‌داری آشنا شویم.راهکارهای مهار خشماین روزها فعالیت در جامعه و تربیت فرزندان کار ساده‌ای نیست. گرایش به رفتارهای خارج از کنترلی همچون اقدامهای آنی، خشونت و خشم در جامعه گسترده شده و بیش فعالی و کمبود توجه طی سالهای اخیر در بین فرزندان افزایش یافته‌است. چرا که بسیاری از ما یاد نگرفته‌ایم چگونه با احساسات قدرتمندمان رو‌به‌رو شویم و در شرایط پرتنش خویشتن‌دار باشیم. متأسفانه تصاویر و کلامهای پرخشونت تلویزیون، بازیهای ویدئویی، اینترنت، فیلمها، ترانه ها و روزنامه ها مدام همچون رگبار بر ما می‌بارند و این پیام را می دهند که خشونت تنها راه حل مسئله است. اگر ما خود به عنوان بزرگسال در برخورد با مشکلات آرام نباشیم، سرمشقی منفی برای فرزندانمان خواهیم‌بود. اینجا راهکارهایی را با هم تمرین می‌کنیم تا در شرایط پرفشار یا وسوسه انگیز خویشتن‌داری‌مان را به کار بگیریم یا به عبارت دیگر پیش از عمل، فکر کنیم.گسترش واژگان احساسیگاهی ما و فرزندانمان فقط پرخاشگری می‌کنیم چون هیچ راه دیگری برای ابراز نارضایتی و احساسات خود بلد نیستیم. ما برای بیان حالمان به کلمات احساسی نیاز داریم. می‌توانیم با کمک یکدیگر پوستر «کلمه‌های احساسی» درست کنیم تا اطلاعاتمان را بالا ببریم. می‌توانیم همه کلماتی را که بیانگر عصبانیت یا ناراحتی است، بر مقوایی بنویسیم و آن را جلوی چشم آویزان کنیم. هر بار یکی از اعضای خانواده عصبانی یا ناراحت شد، باید آن کلمات را به کار ببریم و می‌توانیم پیشنهاد بدهیم که با هم درباره آن احساس منفی حرف بزنیم یا تکنیکی را برای کنترل آن پیشنهاد دهیم. هرگاه کلمه جدیدی هم مطرح شد، باید آن را به فهرستمان اضافه کنیم.مشخص کردن نشانه‌های آغاز خشم１. همه ما نشانه هایی داریم که با آنها می‌توانیم بفهمیم نزدیک است عصبانی شویم و اگر به آنها توجه کنیم، دچار دردسر نمی‌شویم. پس باید نشانه‌های خودمان را –مثل تند شدن ضربان قلب- مشخص کنیم و بفهمیم که در آستانه عصبانی شدن هستیم. پس از آنکه ما و سایر اعضای خانواده درباره نشانه‌ها هشیار شدیم، در آستانه عصبانیت، باید به آن نشانه‌ها توجه داشته‌باشیم و سایرین هم آنها را به ما نشان دهند. هر چه بیشتر با نشانه‌های شروع خشم در خود آشنا شویم، بهتر خود را آرام خواهیم‌کرد و یاد خواهیم‌گرفت رفتارمان را تنظیم کنیم. خشم به سرعت شدت می یابد و اگر به اوج برسد، مهار آن برای ما تقریبا غیر ممکن خواهد بود.حرف زدن با خود برای مسلط شدنبرای تسلط بر احساسات باید در شرایط پرتنش حرفهای مثبت و ساده به خود بزنیم.برای نمونه: «صبر کن. آرام بگیر. یک نفس عمیق بکش.»باید برای خود چند عبارت که با آنها راحت هستیم و احساس می‌کنیم اثر گذار است، انتخاب کنیم و هر روز آن آنها را تمرین کنیم. می‌توانیم عبارتی را که انتخاب کردیم در چند جای خانه آویزان کنیم تا برایمان یادآوری شود. هر چه بیشتر آن را تمرین کنیم، به احتمال بیشتری در شرایط پرتنش که به آرام ماندن نیاز داریم، آن را به کار خواهیم‌برد.کنترل خود از طریق تنفس شکمییکی از مؤثرترین راههای تسلط بر خود، تنفس درست - به خصوص در شرایط پرتنش - است. باید در وضعیت راحتی بنشینیم و با پشت صاف به پشتی صندلی تکیه دهیم. سپس آهسته و با پنج شماره (یک سیب زمینی، دو سیب زمینی و..،...) هوا را فرو ببریم، دو شماره صبر کنیم و سپس به همان شیوه و با پنج شماره هوا را خارج کنیم. تکرار این دم و بازدم آرامش زیادی به همراه دارد. این شیوه تنفسی را می‌توانیم نفس کشیدن ۱۲ شماره‌ای هم بنامیم. اگر به هنگام دم، دستمان را روی شکممان بگذاریم، بهتر متوجه تمرین می‌شویم. باید در طول تمرین شکممان را به اندازه یک توپ کوچک بیرون بیاوریم. این تنفس را در حالی که طاقباز بر زمین دراز کشیده‌ایم، نیز می‌توانیم انجام دهیم. نکته این است که آرام نفس کشیدن را یاد بگیریم و بارها در شرایط آسوده آن را تمرین کنیم تا بتوانیم در مواقع پرتنش آن را به یاد آوریم و انجام دهیم.شناسایی راهکارهای کنترل خشم خودهر فرد تکنیک‌های خود را برای مهار عصبانیت دارد. پس باید لیست راهکارهای کنترل خشم خود را شناسایی کنیم و هر روز آنها را تمرین کنیم تا بتوانیم در شرایط پرفشار از آنها استفاده کنیم. می‌توانیم برای جذاب شدن کار همراه با اعضای خانواده خود، یک روزنامه دیواری در این زمینه آماده کنیم.برای مثال: قدم زدن سریع، فکر کردن درباره یک مکان آرام، دویدن در طول یک مسیر، گوش دادن به موسیقی آرامش بخش، مشت زدن به بالش، فریاد کشیدن در بالش، انداختن توپ در یک سبد ، طراحی کردن، ورزش یا نرمش کردن، صحبت کردن با یک فرد، خواندن یا زمزمه کردن، کشیدن ده نفس آرام و عمیق، تا ۲۵ شمردن به صورت آرام، نوشیدن یک لیوان نوشیدنی خنک، تغییر دادن وضعیت بدن، آرام‌تر حرف زدن.روش‌های مهار ولخرجیافراد بزرگسال امروز کمتر قدرت پس‌انداز دارند و تقریبا دو سوم والدین عقیده دارند فرزندانشان بیشتر از خود آنها در همین سن، به داشته هایشان می بالند. پس ما باید با ولخرجی‌هایمان مبارزه کنیم و به فرزندانمان مهارتهای مدیریت پول را بیاموزیم. برای این کار می‌توانیم از تکنیک‌های زیر استفاده کنیم.• برای خود و فرزندانمان مقرری ماهیانه یا هفتگی مشخص در نظر بگیریم تا یاد بگیریم مخارجمان را تنظیم کنیم. باید وام و قرض دادن یا گرفتن را برای خودمان ممنوع کنیم.• یک حساب بانکی یا قلک برای خود و فرزندانمان در نظر بگیریم تا پول مازاد خودمان را پس‌انداز کنیم. باید این قانون را بگذاریم که برای خرج کردن پول‌ها، ابتدا باید پس‌انداز به حد نصابی برسد.• هر چیزی را که می‌خواهیم بخریم، ابتدا در یک لیست بنویسیم و چند وقت جلوی چشممان قرار دهیم و سپس برای خرید آن اقدام کنیم. باید با برنامه ریزی قبلی خرید کنیم.• خود و فرزندانمان را مجبور کنیم برای موارد غیرضروری پولمان را خرج نکنیم. داشتن تفریح در زندگی ضروری است ولی نباید در آن زیاده‌روی کنیم. باید خریدهای سبک سرانه و با عجله را کنار بگذاریم و با میل آنی خود و فرزندانمان مخالفت کنیم و تسلیم آنها نشویم.• باید با داشتن حساب بانکی یا دفتر مالی، بر درآمد و مخارجمان نظارت داشته‌باشیم. • باید از خود و فرزندانمان بخواهیم که بخش معینی از درآمدمان را هر ماه یا هفته پس‌انداز کنیم.• بهتر است بخشی از درآمدمان را به مرکز خیریه دلخواه خود بدهیم. با این کار مدیریت مالی و رفتارهای همراه با بخشندگی را بهتر یاد می‌گیریم.*******آیا تکنیک‌های دیگری برای مهار خشم و ولخرجی می‌شناسید؟به ما کمک کنید تا مطالبمان را کامل‌تر کنیم.</description>
                <category>روان پویشگران</category>
                <author>مسعود طاهریان</author>
                <pubDate>Mon, 09 Nov 2020 20:57:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پرورش خویشتن‌داری برای مهار فشارهای درونی و بیرونی</title>
                <link>https://virgool.io/Psychologists/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%B4-%D8%AE%D9%88%DB%8C%D8%B4%D8%AA%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%B1-%D9%81%D8%B4%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D9%86%DB%8C-%D9%88-%D8%A8%DB%8C%D8%B1%D9%88%D9%86%DB%8C-k8tgnh1kpz9s</link>
                <description>مقدمهسارا نوجوان عجول پانزده ساله‌ای بود. مثل بمب ناگهان از خشم منفجر می‌شد و سریع کنترلش را از دست می‌داد. هر چیز کوچکی به راحتی او را ناراحت، کلافه یا عصبانی می‌کرد و دیر آرام می‌شد. در صف، دیگران را هل می‌داد و به آنها تنه می‌زد. بی‌فکر و بی‌ملاحظه بود. همکلاسیانش از سیخونک زدن یا لگد پراندن او شکایت داشتند. نمی‌توانست به هیچ کسی یا کاری نه بگوید و به خاطر بیش‌فعالی داروی ریتالین می‌خورد. رضا برادر هشت ساله او نیز در رعایت نوبت مشکل داشت و دائم حرف دیگران را قطع می‌کرد. بی مقدمه پرسش یا پاسخی از دهانش بیرون می‌پرید. هیچ کاری را به آخر نمی‌رساند. نمی‌توانست در برابر وسوسه انجام امیالش مقاومت کند. فرد صبوری نبود. برای انجام هر رفتار مناسبی نیاز به یاد‌آوری و تشویق بزرگ‌ترها داشت. عاشق فیلم‌ها و بازی‌های کامپیوتری خشن و کتک کاری بود.پدر و مادر آنها هم به خاطر بالا بودن هزینه‌های زندگی، تا دیر وقت سر کار بودند و خسته به خانه می‌رسیدند و بچه‌ها پس از تعطیلی مدارس، هر روز چند ساعت قبل از آمدن والدین، در خانه تنها بودند. والدین زمان و ‌حوصله زیادی برای صحبت با فرزندان خود نداشتند. سیگار می‌کشیدند و در پرخوری و تماشای تلویزیون زیاده‌روی می‌کردند. سر ولخرجی و ناسزاگویی مدام با یک دیگر دعوا داشتند. شرایط خانواده پر تنش بود و چندین بار کار والدین به جدایی نزدیک شده ولی با مداخله اطرافیان طلاق نگرفته‌بودند.در نتیجه مسئولین هر دو مدرسه فرزندان به علت پرخاشگری زیاد، این خانواده را به یک روانشناس برای دریافت خدمات تخصصی خانواده‌درمانی معرفی کردند. روانشناس نیز کلید کنترل رفتارها، احساسات و امیال را در تقویت خویشتن‌داری فرزندانو والدین با استفاده از تکنیک‌های دکتر میشل بربا تشخیص داد.برای مطالعه بیشتر: طلاق والدین و پیامد های جدایی بر روی اعضای خانوادهخویشتن داری چیست؟والدین در ابتدای جلسه در نبود بچه‌ها بعد از شرح مشکلات، با استیصال فراوان از روانشناس پرسیدند که فرزندانمان چرا این چنین رفتار می‌کنند؟ روانشناس گفت، هیچ عاملی به تنهایی افراد را مستعد خشونت نمی‌کند ولی با توجه به شرایط خانوادگی شما می‌توان به عوامل خانگی مانند مشغله شغلی زیاد و به طبع خستگی و بی‌حوصلگی والدین،. تنها گذاشتن و صحبت نکردن با فرزندان، وجود تنش و خشونت، سیگار کشیدن، پرخوری، زیاده روی در تماشای تلویزیون، ولخرجی، دعوا و ناسزاگویی، تنها تاکید داشتن بر مصرف دارو و بی‌توجهی به آموزش مهارتها، در کنار عوامل اجتماعی مثل خشونت در فیلم‌های سینمایی و برنامه‌های تلویزیونی، تولید بازی‌های خشن کامپیوتری، رواج مصرف الکل و مواد مخدر و مشاهده عمل خشونت بار زنده در جامعه اشاره کرد. این شرایط باعث شده که رفتارهای غیر اخلاقی و خشونت‌بار بیش از حد برای فرزندان عادی، دلخواه، ضروری و بدون درد به نظر برسد و در آنها رفتار تهاجمی افزایش یابد و حتی با بی حسی خاصی از آن لذت ببرند.  پس در این روزها افراد بیشتر تابع امیال آنی، نافرمان‌تر و تحریک‌پذیرتر از نسل‌های پیش هستند و از آنجا که عوامل سمی بسیار فراگیر شده‌اند، مهم است که با عزمی راسخ خویشتن‌داری را در خود و فرزندانمان پرورش دهیم.خویشتن داری در ویکی‌پدیا،والدین پرسیدند که منظور از خویشتن‌داری چیست؟ روانشناس گفت، شاید ما بتوانیم در حد فكر، درست را از اشتباه تشخیص دهیم ولی برای آنکه انتخاب کنیم که بر طبق وسوسه عمل نکنیم، به خویشتن‌داری نیاز داریم. همه ما افکار شرارت‌بار داریم ولی خویشتن‌داری مانع از آن می‌شود آنها را به واقعیت در‌آوریم. این ساز‌و‌کار درونی به ما اراده نه گفتن، انجام کار درست و انتخاب رفتار اخلاقی را می‌دهد. ما را راهنمایی می‌کند تا نه تنها ایمن‌تر، بلکه خردمندانه‌تر انتخاب کنیم. چند ثانیه فرصت حیاتی به ما می‌دهد تا پیامدهای احتمالی رفتارمان را تشخیص دهیم و ترمز خود را بکشیم تا بر طبق افکار خطرناکمان عمل نکنیم. هنگامی که هر سه نیکخویی محوری هوش اخلاقی، یعنی همدلی، وجدان و خویشتن‌داری، غایب باشند، همچون بمبی آماده انفجار می‌شویم و شاید در این روزها که پیوسته با گزینه‌های وسوسه‌انگیز و گاه خطرناکی رو‌به‌رو هستیم، حتی جانمان هم در خطر باشد. خویشتن‌داری به ما کمک می‌کند تا رفتارمان را تنظیم کنیم و هر فشار درونی و بیرونی را متوقف کنیم و آنگونه رفتار کنیم که می‌دانیم و احساس می‌کنیم مناسب است. ما را قادر می سازد از لذتهای آنی و زودگذر صرفنظر و بنابر ندای وجدانمان در جهت خیر دیگران عمل کنیم یا بر مسئولیتهایمان متمرکز شویم.خویشتن‌داری فرزندانمان را بسنجیم.سه گام پرورش خویشتن‌داریدر ادامه والدین در حضور فرزندان پرسیدند، حالا باید چه کنیم. روانشناس گفت، برای پرورش قدرت خویشتن‌داری، رعایت سه گام بسیار مؤثر است. در نخستین گام یاد می‌گیریم تا چگونه الگوی خویشتن‌داری باشیم و به فرزندان نشان دهیم که خویشتن‌داری برای ما مهم است. در گام دوم، یاد می‌گیریم انضباط درونی‌مان را رشد دهیم و خود‌انگیخته شویم. در گام سوم، متوجه می‌شویم چگونه در مواقع پر وسوسه و پر فشار درنگ و پیش از عمل کردن فکر کنیم و به احتمال زیاد راه درست و ایمن را انتخاب نماییم. روانشناس گفت که در جلسات بعد این گام‌ها را با یک دیگر تمرین می‌کنیم.اولویت دادن به خویشتن‌داری با سرمشق دادندر جلسه بعد والدین گفتند، این روزها که بی‌تربیتی، ناسزاگویی و خشونت رایج‌تر است، چه کاری می‌توانیم بکنیم؟ روانشناس گفت، فرزندانمان همیشه ما را نگاه می‌کنند و رفتارهای ما گویاتر از کلماتمان هستند. پیش از آنکه برای پرورش خویشتن‌داری در فرزندانمان قدمی برداریم، باید بسنجیم خودمان تا چه حدی سرمشق این نیکخویی هستیم. می‌توانیم این پرسش‌ها را از خود بپرسیم:• پس از یک روز سخت و هنگامی که کم طاقت هستیم، جلوی فرزندانمان چه رفتاری داریم؟• چگونه خشم و اضطرابمان را کنترل می‌کنیم؟• آیا می‌توانیم در جر‌و‌بحث درنگ کنیم و بگوییم: «بیا آرام شویم»؟• آیا در انجام کاری - خوردن، سیگار کشیدن، ناسزا گفتن، خرج کردن، کار یا تفریح کردن - زیاده روی می‌کنیم و در نتیجه پیامهای متضادی به فرزندانمان می‌دهیم؟• آیا میل به رانندگی با سرعت بالاتر از حد مجاز را در خود مهار می‌کنیم؟• آیا سرمشق آینده‌نگری مالی هستیم یا بی‌اختیار خرید میکنیم؟در ادامه روانشناس گفت، بسیاری از مهارتهای مهم خویشتن‌داری اکتسابی‌اند و بهترین مکان آموزش آنها خانه است و در این جلسه تکنیک‌هایی را با هم برای تقویت و الگودهی آن تمرین می‌کنیم.یاد دادن معنا و ارزش خویشتن‌داریمی‌بایستی ابتدا معنا و اهمیت خویشتن‌داری را برای فرزندان شرح دهیم. باید تأکید کنیم که:خیلی وقتها دلمان می‌خواهد کارهایی را انجام دهیم که نباید.پس خویشتن داری همیشه کار ساده ای نیست. گاهی به قدرت و حتی شجاعت نیاز است. می‌توانیم از فرزندانمان بپرسیم که آنها در چه مواقعی نمی‌توانند به سادگی جلوی خودشان را بگیرند. پس از آن هر بار که آنها توانستند در برابر وسوسه‌ها مقاومت کنند، آن رفتار را مورد توجه قرار می‌دهیم و می‌گوییم: «این خویشتن داری است تو تسلیم نشدی و کاری را کردی که می‌دانستی درست است. آفرین!» خویشتن‌داری به شیوه های گوناگونی نشان داده می‌شود و فرزندان هر چه بیشتر بدانند که این رفتارها چگونه است، احتمال آنکه آن رفتارها را در زندگی روزانه‌شان به کار بگیرند، بیشتر است. می‌توانیم درباره رفتارها و گفتارهای افراد خویشتن‌دار با آنها گفت‌و‌گو کنیم.متعهد کردن خود برای پرورش فرزندانی خویشتن‌داراگر ما واقعا خواهان خویشتن‌داری در فرزندانمان هستیم، باید متعهد باشیم. می‌توانیم برنامه‌های تربیتی خود را با شخص مورد اعتمادی در میان بگذاریم و از آن دوست بخواهیم که مرتب از ما درباره پیشرفت کارهایمان پرس‌و‌جو کند تا مجبور شویم مطابق برنامه پیش برویم. یا در یک دفتر، نیکخویی را که دوست داریم در فرزندانمان تقویت کنیم، بنویسیم. سپس هر روز یادداشت های قبلی را بخوانیم و پیشرفت‌هایی را که در فرزندان دیده‌ایم به دفتر اضافه کنیم. پیشرفت!» این یادداشت‌ها تلاش‌های تربیتی ما را نشان می‌دهد و ما را تشویق می‌کند قول خود را نگه داریم.ساختن شعار خانوادگی برای خویشتن‌داریباید شعارهایی بسازیم تا به فرزندانمان یاد آور شوند که خویشتن داری یکی از مهم ترین بخشهای خوش رفتاری است و در موقعیت‌های پر فشار باید چگونه عمل کنند. سپس می‌توانیم آن شعارها را در قسمت‌های مختلف خانه نصب کنیم. یا پوستری در مورد تسلط بر خود طراحی کنیم. این پوستر می‌تواند از تصاویر، کلمات و بریده های جراید باشد و تمام اعضای خانواده باید در تهیه این پوستر همکاری داشته‌باشند. هر عضو خانواده باید یک روش خویشتن‌داری را که برای او مفید است، انتخاب و برای دیگران مطرح کند، و به این ترتیب، هر وقت آن شخص در آستانه از دست دادن خویشتن‌داری قرار بگیرد، دیگران می‌توانند او را به استفاده از آن روش تشویق کنند.گذاشتن قانون حرف زدن فقط وقتی که برخود مسلط هستیمباید فقط وقتی حرف بزنیم که بر خود تسلط داریم. هرگاه یکی از اعضای خانواده فکر می‌کند شاید کنترلش را از دست بدهد، باید وقفه‌ای بگیرد، خود را آرام کند، نفس عمیق بکشد، از محل دور بشود و دوباره باز گردد و سپس صحبت را از سر گیرد. باید بر این تأکید کنیم که وقتی این قانون به تصویب جمع خانواده رسید، نباید پرسشی پرسیده یا قضاوتی شود.قانون گذاری برای محصولات رسانه‌ایباید معیارهای مشخصی برای بازی‌های کامپیوتری و محصولات رسانه‌ای برای خود و فرزندانمان تعیین کنیم و در انجام آنها کوتاهی نکنیم.تشویق کردن برای مشوق بودن خوددر جلسه سوم والدین پرسیدند چطور می‌توانیم به فرزندانمان کمک کنیم تا متکی به خود باشند؟ روانشناس گفت، این روزها بچه‌ها چنان تربیت می‌شوند که برای رفتار درست به جایزه متکی باشند. خطر در اینجاست که آنها معتاد به تحسین می‌شوند. آنها به جای کنترل درونی‌، سیستم کنترل بیرونی بسیار پیشرفته‌ای پیدا میکنند که به تعریف اشخاص دیگر وابسته است. اگر چه شاید از نقش تشویق کردن فرزندانمان به مناسبت موفقیتهای‌شان لذت ببریم، در نهایت خود آنها باید تشویق گر خود بشوند و یاد بگیرند که به خود متکی باشند و نه ما. افراد هوشمند اخلاقی کار خوب را انتخاب می‌کنند، زیرا می‌دانند رفتار درست همین است و این به خودی خود پاداش است. هدف ما این است که به کودکانمان کمک کنیم تا در زندگی اراده قوی‌تری پیدا کنند و تشخیص دهند مختارند.در ادامه با هم تکنیک‌هایی را برای تقویت این مهارت تمرین می‌کنیم.استفاده کردن از اصطلاح تو به جای من１. یک راه مستقل کردن فرزندان از کنترل بیرونی، این است که هنگام تحسین کردن به جای «من»، «تو» به کار ببریم. برای مثال: تو حتما از تلاش امروزت سربلند هستی.تشویق تحسين درونی１. می‌توانیم مدام به فرزندانمان بگوییم چقدر به آنها افتخار می کنیم، اما در نهایت آنها باید خود، قدر خود را بدانند و متکی به نفس شوند. بسیاری از کودکان چنان به تأیید والدین وابسته شده اند که نمی دانند چگونه خود را تأیید کنند. یک کمک ساده این است که به آنها بگویید چه کرده اند که شایسته تحسین بوده است و سپس به آنها یاد آوری کنید که در درون با استفاده از گفت‌و‌گوی درونی، از خود تقدیر کنند. برای مثال: یادت بود که به خودت بگویی چه کار خوبی کردی؟تقدیر کردن از خودمی‌توانیم از فرزندان خود بخواهیم بعد از انجام کار خوب در یک نامه یا جلسه حضوری، کاری را که انجام داده‌اند شرح بدهند و بگویند چرا فرد خوبی هستند. در ابتدا باید به آنها کمک کنیم تا بفهمند کدام کارشان قابل تقدیر است و از تلاشهای آنها تعریف کنیم اما از آنها بخواهیم تا حامی خود باشند. یا از آنها بخواهیم تا در یک دفتر یاد‌داشت چند دقیقه درباره موفقیتهای خود در طول هفته ، بنویسند یا نقاشی کنند. با این شیوه آنها یاد می‌گیرند موفقیت را از دید خود بسنجند و ببینند چه پیشرفت یا دستاورد کوچک یا بزرگی داشته‌اند. یا برای خود تقدیرنامه درست کنند. تنها قانون این است که فرزندان باید رفتار خوب خود را مشخص کنند و بگویند چه کرده‌اند که شایسته تقدیرنامه هستند. این کار اتکا به نفس را در آنها پرورش می‌دهد.تحسین برای اتکا به نفسمهم‌ترین راهکار ما برای تشویق فرزندان به رفتار خوب، تحسین است ولی باید به چگونگی تشویقمان آگاه باشیم و دقت کنیم که هدفمان تقویت اتکا به نفس فرزندان باشد نه اتکای آنها به ما. هدف واقعی تحسين مؤثر این است که آنها درست را از اشتباه تشخیص دهند و کشف کنند که چگونه رفتارشان را بهبود ببخشند. پس باید تحسینمان را بر رفتار فرزندان متمرکز کنیم و نه خود آنها. باید کلماتمان را به گونه‌ای بیان کنیم که فرزندان به طور دقیق بدانند چه کاری را خوب انجام داده‌اند. همچنین فرزندان می‌دانند چه هنگام سزاوار تحسین هستند، پس باید دقت کنیم تشویق، بجا و صادقانه باشد.کنترل امیال و فکر کردن پیش از عملدر جلسه آخر والدین پرسیدند، چطور ما و فرزندانمان می‌توانیم اقدامهای آنی، ولخرجی، اضطراب، خشونت و خشم را کنترل کنیم؟ روانشناس گفت، این روزها انجام رفتارهای خارج از کنترل بین افراد رایج است و ما یاد نگرفته‌ایم چگونه با احساساتمان در شرایط پرتنش رو‌به‌رو شویم و خویشتن‌دار باشیم. رسانه‌ها این پیام را هم به ما می‌دهند که رفتارهای تکانشی و خشونت‌آمیز تنها راه‌حل مسئله است. در ادامه راهکارهایی تمرین می‌کنیم تا در شرایط پرفشار یا وسوسه انگیز پیش از عمل، فکر کنیم.ایستادنما و فرزندانمان باید یاد بگیریم پیش از عمل میخکوب شویم. همان یک ثانیه ای که درنگ می‌کنیم و زیر فشار عمل نمی‌کنیم، تفاوت مهمی را به وجود می آورد. «توقف» برای بیشتر فرزندان خردسال ساده نیست و بنابراین در ابتدا باید محکم دستمان را روی شانه فرزندان بگذاریم و بگوییم: «ایست، بی حرکت!» تا به تدریج بیاموزند که خود را متوقف کنند. با گفتن مکرر «ایست، بی حرکت» به تدریج می‌توانیم به هنگام تنش درنگ کنیم. فرزندانمان هم با احساس فشار دست یا مشاهده علامت ایست که با دستمان نشان می‌دهیم، می‌توانند واکنش مناسب را نشان دهند. باید بی‌حرکت ماندن را بارها‌و‌بارها تمرین کنیم تا طبیعتمان شود.فکر کردنباید در شرایط پرتنش، درباره خود و پیامدهای احتمالی انتخاب اشتباهمان، فکر کنیم. می‌توانیم به سرعت دوروبرمان را نگاه کنیم، ببینیم چه اتفاقی دارد می‌افتد و سپس این سؤالها را از خودمان بپرسیم:• این کار درست است یا اشتباه؟• «ممکن است کسی صدمه بخورد؟• درست و بی‌خطر است؟• ممکن است به دردسر بیفتم؟• اگر این کار را بکنم، فردا پشیمان یا ناراحت نمی شوم؟حتی فرزندان خردسال می‌توانند این گام را یاد بگیرند. البته، ابتدا لازم است تا پرسش‌ها را به فرزندانمان یادآوری کنیم. پس باید بارها آن پرسش‌ها را از فرزندان بپرسیم تا بتوانند به تدریج بدون کمک ما، آن سؤالها را در ذهن از خود بپرسند. می‌توانیم از فرزندان بخواهیم ادای فالگیری را در بیاورند که آینده را می‌بیند و سپس به سوالات بالا جواب دهند.درست عمل کردنما باید یاد بگیریم خودمان تصمیم بگیریم و ناظر رفتار خود باشیم. بدانیم که اگر به کارمان ادامه دهیم، بازگشتی وجود ندارد و باید پیامد تصمیممان را بپذیریم و فقط خودمان مسئول کارهایمان هستیم و حتی اگر نتیجه خطرناک یا احمقانه باشد بدون عذر و بهانه، سرزنش یا توجیه آن را بپذیریم. بی‌تردید همه گاهی تصمیمهای نامعقول میگیریم؛ این بخشی از زندگی است. پس اگر خودمان یا فرزندانمان انتخاب نابخردانه‌ای کردیم، باید از آن فرصت استفاده و فکر کنیم چه کاری را اشتباه انجام داده‌ایم تا بتوانیم دفعه بعد انتخاب بهتری داشته‌باشیم. باید تشخیص دهیم در چه مقطعی رفتارمان به بیراهه کشیده شد و به جای کاری که کرده‌ایم، چه کاری می‌توانستیم انجام دهیم. می‌توانیم در این رابطه سوال بپرسیم یا از یک فرم گزارش رفتار نامطلوب استفاده کنیم.روانشناس در آخر جلسه نیز یک بروشور آموزشی با عنوان «خویشتن‌داری را‌ه حلی برای نجات از خشم و ولخرجی» برای تکمیل کردن فرایند درمان، به والدین و فرزندان داد تا بتوانند در این جنبه‌ها نیز خود را بهتر کنند.*******حال چه نظر و احساسی دارید؟من و همکارم، طاهره لطیفی مطالب بالا را با کمک کتاب کلیدهای پرورش هوش اخلاقی در کودکان و نوجوانان، آماده کردیم. آیا نظرات و تجاربی برای کامل‌تر کردن مطالب ما دارید؟</description>
                <category>روان پویشگران</category>
                <author>مسعود طاهریان</author>
                <pubDate>Mon, 09 Nov 2020 20:57:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>والدین و وجدان فرزندان-سلاحی برای وسوسه های جامعه</title>
                <link>https://virgool.io/Psychologists/%D9%88%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D9%88-%D9%88%D8%AC%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D9%84%D8%A7%D8%AD%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%88%D8%B3%D9%88%D8%B3%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87-aivpyc7jrgow</link>
                <description>مقدمه(گ) پسر چهارده ساله کینه‌توزی بود. هر روز در محله و مدرسه کتک کاری و ناسزاگویی داشت. سیگار می‌کشید. از دیدن و نشان دادن خشونت لذت می‌برد. بی‌رحم بود و همکلاسیان و هم‌محلی‌هایش از قلدری‌های او می‌ترسیدند. با زور‌گویی اموال هم‌سالانش را می‌گرفت و با ایجاد احساس شرمندگی آنها را کنترل می‌کرد. عاشق فیلمهای غیر‌اخلاقی و ترانه های بی‌ادبانه بود. دوست داشت یک شبه پول‌دار شود. دختر بازی می‌کرد. وسایل مدرسه و مغازه‌ها را می‌دزدید. چندین بار وسوسه شده بود مواد مخدر را امتحان کند. بار‌ها از مدرسه اخراج شده‌بود. (ف) خواهر ده ساله او نیز درس خواندن را دوست نداشت و چند بار از مدرسه فرار کرده‌بود. برای امتحانات درس نمی‌خواند و نمره قبولی را با تقلب می‌گرفت. زیاد دروغ می‌گفت. همیشه سرگرم اینترنت و بازی‌های کامپیوتری بود. هم‌سالانش را تحقیر یا تهدید می‌کرد و از آزار دیگران لذت می‌برد.در نتیجه برای کاهش رفتار‌های غیر‌اخلاقی و ضد‌اجتماعی فرزندان به والدین آنها توصیه شد از خدمات یک روانشناس متخصص خانواده‌درمانی استفاده کنند و روانشناس نیز کلید حل مشکلات را تقویت وجدان با استفاده از تکنیک‌های دکتر میشل بربا تشخیص داد.برای مطالعه بیشتر: فرزندان نوجوان و سرکشی نوجوانی و برخورد والدینوجدان چیست؟ابتدا در نبود بچه‌ها، والدین از روانشناس پرسیدند که چرا فرزندانمان اینچنین رفتار می‌کنند. روانشناس گفت که در گذشته کار والدین خیلی ساده‌تر بود. همه ارزشهای مشترکی داشتند و همدیگر را حمایت می‌کردند. ولی این روز‌ها فرهنگ قالب بر جامعه، در تضاد با اخلاقیات و وجدانی است که دوست داریم فرزندانمان داشته‌باشند. بیشتر ما احساس می‌کنیم بازرس هستیم تا والد. آبروریزی‌های مقامات بلند پایہ مملکت، اختلاس، استفاده از مواد مخدر، روابط نامشروع، کتک کاری و ناسزاگویی، سایت های اینترنتی زیانبار، تروریسم، عکسها و فیلمهای هرزه، برنامه های مبتذل تلویزیونی، بازیهای خشن کامپیوتری، فیلمهای غیر‌اخلاقی و ترانه های بی‌محتوا، بی‌بند‌و‌باری جنسی، رواج بی‌رحمی و خشونت، گسترش تقلب و سرقت، کاهش محدودیت‌ها و نظارت‌ها، نداشتن قوانین خانوادگی، نبود روابط عاطفی صمیمانه و سرمشقهای اخلاقی، ضعیف بودن مهارت نه گفتن، همه نشانگر سقوط اخلاقیات در جامعه و موانع رشد وجدان فرزندانمان هستند. ولی ما می‌توانیم کارهای مثبتی برای کمک به فرزندانمان انجام دهیم تا جهت یابی درونی را در آنها پرورش دهد.وجدانوالدین پرسیدند: منظور از وجدان چیست؟ روانشناس گفت وجدان، آن صدای درونی است که به ما کمک می‌کند در هر شرایطی با وجود وسوسه‌ها، درست را از نادرست تشخیص دهیم و بفهمیم که چه بگوییم و چه بکنیم، یا چه چیزهایی غیر قابل تحمل است و به هیچ وجه مجاز نیست. به ما کمک می‌کند در مسیر اخلاقی و درستکاری باقی بمانیم و چنانچه منحرف شویم، به ما احساس گناه می‌دهد. وجدان محور اخلاقیات و در کنار همدلی و خویشتن داری یکی از سه زیربنای هوش اخلاقی است. ما می‌خواهیم فرزندانمان با وجدان باشند. ولی پرسش این است که:آیا ما آگاهانه و به اندازه کافی به فرزندانمان اخلاقیات می آموزیم؟به نظر می‌رسد که پاسخ اکثر ما، منفی است و باید نگران باشیم. زیرا فرزندان پیامهای اخلاقی بسیار متضادی را در خارج از خانواده دریافت می‌کنند که اغلب برخلاف معیارهای ما است. اگر مراقب نباشیم، فرزندانمان تحت تأثیر جریانهای منفی اخلاقی پرورش خواهند‌یافت. ولی خوشبختانه ما نقش مؤثری در پرورش نیکی در فرزندانمان داریم، زیرا اخلاقیات اکتسابی است.توانایی وجدان فرزندان خود را بسنجیم.سه گام پرورش وجدان قویدر ادامه والدین در حضور بچه‌ها گفتند که حالا چه باید بکنیم؟ روانشناس گفت، برای پرورش وجدان قوی سه گام مهم وجود دارد. در نخستین گام باید زمینه پرورش وجدانی قوی را فراهم کنیم که شاید یکی از مهم‌ترین وظایف ما برای تربیت فرزندان از همان خردسالی می‌باشد. در گام دوم، باید نیکخویی‌های قدرتمندی را به فرزندان القا کنیم تا بتوانند درست انتخاب و زندگی کنند. در گام سوم، باید انضباط مؤثری را به کار ببریم که نه تنها به فرزندانمان کمک کند تا درست را از نادرست تشخیص دهند، بلکه استدلال اخلاقی آنها را توسعه دهد. در جلسات آینده هر یک از گام‌ها را با یکدیگر تمرین می‌کنیم.ایجاد زمینه مناسب برای رشد اخلاقیدر جلسه بعد والدین پرسیدند، چطور می‌توانیم انسان شایسته‌ای بشویم؟ آیا واقعا در تعیین آینده فرزندانمان نقشی داریم؟ روانشناس گفت، ما بیشک به عنوان اولین آموزگار اخلاق نقش مهمی در زندگی اخلاقی فرزندانمان داریم و باید در گام اول، پایه‌ای‌ترین و مؤثر‌ترین شیوه‌های تربیتی را برای هدایت و رشد وجدان و اخلاقیات تمرین کنیم.سرمشق اخلاقی. فرزندان با مشاهده انتخابها و واکنشها و شنیدن حرفهای‌مان، معیارهای اخلاقی را می‌آموزند. پس رفتارهایمان حتی در لحظات معمولی می‌توانند درس‌های اخلاقی قدرتمندی باشند. فرزندان به همه تصمیم‌ها و ویژگی‌های اخلاقی ما با دقت نگاه می‌کنند. در آخر هر روز می‌توانیم از خود بپرسیم، آنها چه چیز‌هایی از ما یاد گرفته‌اند؟ کارهای اخلاقی ما بسیار مؤثر‌تر از گفته‌های  اخلاقیمان هستند و نباید بین آنها تناقضی باشد. یک راه محک زدن، این است که از خود بپرسیم، فرزندانمان رفتار اخلاقی ما را چگونه برای شخص دیگری توصیف می‌کنند و آیا چنین توصیفی را دوست داریم؟رابطه صمیمانه و محترمانه. فرزندان بیشتر از همه تحت تأثير اشخاصی قرار می‌گیرند که بیشترین علاقه و احترام را برایشان قائل هستند. آنها معمولا باورهای اخلاقی آن افراد را تقلید می‌کنند. ما باید رابطه صمیمانه و پرمهر با آنها برقرار کنیم. این رابطه می‌بایستی از دو سو محترمانه باشد و برای برقراری آن، اوقاتی را به ارتباط نزدیک دو نفره اختصاص دهیم.بیان اعتقادات اخلاقی. با فرزندانمان باید مرتب درباره ارزشها و اعتقاداتمان صحبت کنیم. بنابر آنچه پیش می‌آید، در پی موضوعات اخلاقی باشیم و آنها را مطرح کنیم. از هر منبعی –چون کتاب‌ها، اخبار، برنامه‌های تلویزیونی- یا اتفاق‌های مدرسه و خانه استفاده کنیم تا به فرزندانمان بگوییم، چه احساسی داریم و چرا. هر چه فرزندان بیشتر به کارها و حرف‌های افراد با وجدان سالم آگاه باشند، به احتمال بیشتری آنها را به کار خواهند گرفت.انتظار رفتارهای اخلاقی. باید از فرزندان خود بخواهیم مطابق با موازین اخلاقی رفتار کنند. بیشتر فرزندان فقط برای آنکه والدین چنین توقعی را از آنها دارند، اخلاقی رفتار می‌کنند. بهترین انتظارات اخلاقی آنهایی هستند که در ضمن والا بودن، قابل دسترسی نیز باشند و به روشنی تفهیم شوند. پس از آنکه این انتظارات تعیین شد، باید به آنها متعهد باشیم و کوتاه نیاییم.استفاده از استدلال و پرسش‌های اخلاقی. پرسش‌های درست ما از فرزندان می‌تواند به آنها کمک کند تا توانشان را در زمینه پذیرش دیدگاه شخص دیگر و درک پیامدهای رفتارهای خود بالا ببرند، و رفته رفته به آنها می‌آموزد که از خود بپرسند: «آیا این کار درست است؟ و اگر این کار را بکنم، چه می‌شود؟»شرح رفتار تربیتی. وقتی به روشنی دلایل قوانینمان را شرح می‌دهیم، فرزندانمان دیدگاه ما را درک و از معیار‌هایمان پیروی می‌کنند و به آنها متعهد می‌مانند. فرزندان نه تنها باید بدانند که ما از آنها انتظار رفتار درست را داریم، بلکه لازم است بدانند که چرا می‌خواهیم آن رفتار را انجام دهند.آموزش نیکخوییهای تقویت کننده وجداندر جلسه سوم والدین گفتند، می‌خواهیم فرزندانمان کار درست را انجام دهند و به زندگی درست اعتقاد داشته‌باشند، اما نمی‌دانیم چطور به آنها اهمیت اخلاقیات را بیاموزیم؟ روانشناس گفت، ما فرض را بر این می‌گیریم که فرزندانمان معنای نیکخویی‌های اخلاقی –چون حقیقت، انصاف، صداقت و اصالت - را می‌دانند و برای آنها ارزش قائل هستند که چنین اشتباهی پر‌هزینه خواهد‌بود. اگر به فرزندان خوب آموزش ندهیم که اخلاقیات چیست و چرا مهم است، آنها در برابر وسوسه‌های اخلاقی درونی و بیرونی، آسیب پذیر می‌مانند و انتخاب‌های بدی خواهند‌کرد. در ادامه ما با هم تکنیک‌هایی را تمرین می‌کنیم که نه تنها فرزندان بتوانند درست را از نادرست تشخیص دهند، بلکه اعتقاد محکمی به نیکخویی پیدا کنند تا آگاهانه عملکرد درست را انتخاب کنند.تعیین نیکخویی. اول باید نیکخوییهایی را که به آنها علاقه داریم -چون مسئولیت‌پذیری، صداقت یا پشتکار- برای خود مشخص کنیم. هر چه روشن‌تر باشد که کدام نیکخویی‌ها برایمان مهم‌تر است، بیشتر احتمال دارد، فرزندانمان آنها را یاد بگیرند و ما هم آگاهانه به آموزش آنها بپردازیم. باید گزینه‌هایمان را برطبق اولویت یاددهی‌مان شماره گذاری کنیم و در دفتر کارهای روزانه‌مان بنویسیم. با این کار به یاد خواهیم داشت که هر روز در کنار بقیه کارهایمان، به آموزش آنها توجه و عمل کنیم.برجسته کردن نیکخویی. باید هر ماه یک نیکخویی را انتخاب کنیم و هر روز چند دقیقه برای آموزش آن وقت بگذاریم. می‌توانیم آن نیکخویی را با حرف بزرگ در بالای یک تقویم ماهیانه بنویسیم تا همه افراد خانواده از انتخابمان باخبر شوند یا به فرزندان کمک کنیم تا پوستری برای شرح نیکخویی ماه تهیه کنند.شرح ارزش و معنای نیکخویی. باید به فرزندانمان کمک کنیم تا به طور دقیق بدانند نیکخویی چه معنایی دارد و چرا یاد گرفتن آن مهم است. می‌بایستی نیکخویی را به گونه‌ای تعریف کنیم که فرزندانمان بفهمند و هرگز فرض نکنیم خود‌به‌خود این اتفاق می‌افتد. می‌توانیم با فرزندان درباره نیکخویی گفت‌و‌گو کنیم و برای فهم بیشتر آنها از شخصیت‌های داستانی یا واقعی کمک بگیریم. می‌توانیم بپرسیم: «چگونه افراد نیکخویی را نشان می‌دهند و دیگران در برابر آن چه احساسی پیدا می‌کنند؟»آموزش نیکخویی. فرزندان باید بدانند که چگونه نیکخویی را نشان دهند و بتوانند جلوه‌های عملی نیکخویی را فهرست کنند. برای این کار می‌توانند با عکس‌های مجلات کولاژ درست کنند یا نقاشی بکشند. فرزندان باید با زبان افرادی که نیکخویی را انجام می‌دهند، آشنا شوند تا بتواند آن عبارت‌ها را در زندگی به کار گیرند. باید از آنها بپرسیم: «آدمهای با نیکخویی چه می‌گویند؟»افراد خانواده باید تشویق شوند که روزی یک عبارت اخلاقی را بگویند و لیست آنها را در جایی جلوی دید قرار دهند. همچنین می‌توانیم نیکخویی را در بازی‌ها اجرا کنیم.پیاده و تشویق کردن نیکخویی. می‌توانیم ساعت‌ها درباره نیکخویی صحبت کنیم، اما تا آن را به عمل در نیاوریم، ممکن نیست در آن ماهر شویم. باید تلاش کنیم در فرصتهای غیر منتظره -چون  مشاجرات خانوادگی یا اتفاق‌های بیرون خانه- نیکخویی را اجرا کنیم و مهم‌تر انجام نیکخویی را در فرزندان به طور کلامی و عملی تقویت کنیم. هر روز می‌توانیم ضمن خوردن شام، درباره کارهای نیک خود حرف بزنیم. یا در یک دفتر گزارشی از آنها بنویسیم. کودکان خردسال‌تر می‌توانند در تقویمی، در روزهایی که نیکخویی را انجام داده‌اند برچسبی بچسبانند. یا با کمک یک دیگر از نیکخویی‌های فرزندانمان با نخ و مقوا، آویز نیکخویی یا با عکس و بریده مجلات، آلبوم خوبی، یا با چسباندن نقاشی و عکس در یک طرح تو خالی انسان، خودنگاره نیکخویی بسازیم. هدف این است که به فرزندان کمک کنیم تا خودباوری خود را تقویت کنند و ببینند چرا انجام نیکخویی مهم است.انضباط اخلاقی برای یادگیری تشخیص درست از نادرستدر جلسه آخر والدین پرسیدند وقتی فرزندانمان اشتباهی انجام می‌دهند، باید با آنها چطور برخورد کنیم و رفتار‌های غیر‌اخلاقی آنها را اصلاح کنیم؟ روانشناس گفت، هیچ فرزندی بی‌نقص عمل نمی‌کند و باید به آنها کمک کنیم تا  اشتباهات را به کارهای درست تبدیل کنند. واکنش ما به رفتار اشتباه فرزندان می‌تواند در جهت یادگیری تشخیص درست از نادرست مفید یا مخرب باشد. در این جلسه اقداماتی را تمرین می‌کنیم تا فرزندان تشخیص دهند که چرا رفتارشان اشتباه است و چه پیامدهایی دارد.بررسی نیت‌ها با آرامش. نخستین گام که از همه دشوارتر است، گوش دادن و آرام بودن است. باید سعی کنیم که نه تنها بفهمیم چه اتفاقی افتاده، بلکه پی ببریم که فرزندان چرا این کار را کرده‌اند. اگر عصبی، خشمگین یا ناراحت هستیم، باید صحبت را با وقفه انجام دهیم. می‌توانیم بپرسیم: «بگو چه شده است؟ چرا این کار را کردی؟ فکر کردی چطور می‌شود؟»بیان علت اشتباه بودن کار. اگر چه ما پدرها و مادرها عصبانی، نگران یا حتی مبهوت از بدرفتاری فرزندانمان می‌شویم، اگر بدون بررسی علت اشتباه برای آنها سخنرانی یا تنبیهشان کنیم، شاید هرگز متوجه نکته اخلاقی آن نشوند. فقط می فهمند که ما ناراضی شده ایم، اما نمی فهمند که چرا کاری که کرده اند، اشتباه بوده‌است. باید بپرسیم: «کاری که کردی درست بود یا اشتباه؟» باید سعی کنیم در ابتدا دیدگاه‌هایمان را برای خودمان نگه داریم تا فرزندان بتوانند آزادانه عقایدشان را ابراز کنند.بررسی آثار رفتار. باید به فرزندان کمک کنیم تا واقعا تجسم کنند که اگر جای طرف مقابل بودند چه احساسی داشتند. پس به تأثیر رفتار بر شخص دیگر اشاره می‌کنیم و احساسات شخص دیگر را مورد توجه قرار می‌دهیم. برای خردسالان نیز می‌توانیم ضمن بازی و نمایش، یک رفتار نا‌درست انجام دهیم و سپس از آنها بپرسیم، چه احساسی دارند و آیا این کار خوبی است و چرا؟». از فرزندان بزرگ‌تر نیز می‌توانیم مستقیم سؤال کنیم و بخواهیم وقتی می‌خواهند پاسخ سؤال را بدهند، خودشان را جای طرف مقابل بگذارند.جبران خطا. فرزندان باید بدانند چه بکنند تا کار نادرستشان را اصلاح کنند. برای اولین اشتباه یا رفتاری که کسی را آزار نداده‌است، فقط گفت‌و‌گو کافی می‌باشد. اما باید فرزندان را برای تکرار اشتباهات جریمه کنیم یا هنگامی کسی را آزار داده‌اند، از آنها بخواهیم اشتباه خود را جبران کنند تا متوجه پیامدهای رفتارشان بشوند و بفهمند که مسئول هستند. حداقل کاری که باید انجام دهند این است که به شخص آزار دیده نشان دهند که متأسف هستند. می‌توانیم از فرزندان بخواهیم که درباره جمله‌ای برای عذرخواهی فکر کنند و آن را به شخص آزار دیده بگویند یا طی نامه ای شرح دهند که چه کار اشتباهی انجام داده اند، چرا آن کار اشتباه است و چگونه می خواهند آن را جبران کنند. میتوانیم از فرزندان بخواهیم که بگویند به جای کار اشتباه، چه کارهای درستی را می‌توانستند انجام دهند.*******عاقبت آقای (گ) و خانم (ف) چه شد؟باید من و همکارم، طاهره لطیفی بگوییم که این داستان را از خود ساختیم تا بهتر بتوانیم خلاصه کتاب کلیدهای پرورش هوش اخلاقی در کودکان و نوجوانان را با شما خواننده گرامی در میان بگذاریم.به هر حال انجام انتخابهای درست همیشه کار ساده‌ای نیست. نظرات و احساسات خود را بگویید.</description>
                <category>روان پویشگران</category>
                <author>مسعود طاهریان</author>
                <pubDate>Sat, 31 Oct 2020 19:19:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>همدلی، پادزهر والدین و فرزندان برای خشونت جامعه!</title>
                <link>https://virgool.io/Psychologists/%D9%87%D9%85%D8%AF%D9%84%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%D8%AF%D8%B2%D9%87%D8%B1-%D9%88%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D9%88-%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AA-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87-i5lskjeeg3ob</link>
                <description>خشونت و پرخاشگری در کودکانمقدمهخانم میم و آقای الف زن‌و‌شوهر جوانی بودند که دختری هفت ساله و پسری سیزده ساله داشتند. خانم در گذشته شاغل بود و برای مراقبت و نگهداری فرزندان خود از کمک دیگران استفاده می‌کرد ولی در این روز‌ها به علت مشکلات اقتصادی شغل خود را از دست داده‌بود. آقا نیز به علت فشار مالی موجود در خانواده مجبور بود تا دیر وقت کار کند و بعد از آمدن به خانه با بی حوصلگی سریع به کار‌های عقب افتاده خانه و خانواده رسیدگی می‌کرد و به علت خستگی مفرط، زود می‌خوابید. خانم میم و آقای الف زمان و حوصله کمی برای گفت‌و‌گو با فرزندان خود داشتند. با توجه به شرایط سخت زندگی، شعار این خانواده آن بود که باید حق خود را حتی با زور گرفت. پسرشان بیشتر وقت خود را به صورت حضوری یا اینترنتی با دوستان خود می‌گذراند و سرگرم بازی یا گردش با آنها بود. به صحنه‌های خشن و زد‌و‌خورد علاقه داشت. در صورت وقوع خشونت، علاوه بر این که در صدد حمایت قربانیان بر‌نمی‌آمد، بلکه یا آسیبی به آنها می‌رساند یا بی‌تفاوت از کنارشان می‌گذشت. دخترشان نیز همیشه یا با گوشی همراه بازی می‌کرد یا در حال دیدن فیلم و کارتون بود. در مدرسه به هیچ کس کمک نمی‌کرد و دائم مشغول مسخره کردن دیگران بود. در کل فرزندان این خانواده توان ابراز عواطف و نگرانیهای خود را نداشتند. تندخو، ستیزه‌خو و نا‌آرام بودند و با همکلاسیان خود بسیار دعوا می‌کردند. بی رحمانه از آزار همکلاسیان خود لذت می‌بردند و اشخاصی بی‌پروا بودند.در نتیجه به علت این رفتار‌های خشن ضد اجتماعی،  مسئولین هر دو مدرسه فرزندان، این مادر و پدر جوان را مجبور کردند تا از کمک تخصصی یک روانشناس استفاده کنند. این روانشناس برای کمک کردن به این خانواده و کاهش مشکلات فرزندان از توصیه‌های دکتر «میشل بربا» برای پرورش همدلی استفاده کرد. می‌توانید خلاصه این اقدامات را در ادامه بخوانید.همدلی چیست؟sympathyگوش دادن فعال همانطور که در پست قبلی گفته شد، روانشناس در جلسه اول همدلی را که نخستین نیکخویی اساسی هوش اخلاقی است، برای این والدین توضیح داد و گفت  همدلی توان درک و احساس علائق و نگرانیهای دیگری است؛ جلوی رفتار خشن و بی رحمانه را می‌گیرد و فرزندان را تشویق می‌کند که با مهربانی، بردباری و دلسوزی با دیگران رفتار کنند و آنها را به دیدگاههای گوناگون حساس می‌کند؛ آنها را متوجه گرفتاری انسان دیگری می‌کند و وجدانشان را بر‌می‌انگیزد تا آن قدر علاقه و توجه داشته‌باشند که به اشخاص گرفتار یا رنج دیده یاری برسانند. از آنجا که فرزندانمان با امتیاز ذاتی بسیار بزرگی برای رشد اخلاقی به دنیا می‌آیند، همدلی به طور طبیعی و بسیار زود آشکار می‌شود، اما اینکه فرزندانمان این توانایی عالی را پرورش می‌دهند تا دیگران را احساس کنند، به هیچ عنوان قطعی نیست. اگر چه کودکان با توان همدلی به دنیا می‌آیند، باید این توان را به درستی در آنها تقویت کرد، وگرنه رشد نایافته باقی می‌ماند.والدین پرسیدند که چرا فرزندانمان چنین رفتار‌هایی دارند. روانشناس گفت که بحران در اینجاست که در این سالهای اخیر بسیاری از عوامل محیطی که برطبق پژوهشها برای تقویت همدلی حیاتی است، در آستانه نابودی قرار گرفته اند و عوامل منفی جایگزین آنها شده‌اند. اگر چه بی‌تردید شرایط زیادی وجود دارند که توان احساس کردن دیگران را در فرزندان ضعیف می‌کنند ولی می‌توان با توجه به مشغله‌های زندگی خانوادگی شما به عواملی چون: در دسترس نبودن والدین برای راهنمایی عاطفی، کمرنگ بودن نقش پدران در حمایت و تربیت، سیل تصاویر خشن رسانه‌ها، تشویق کردن فرزندان پسر به پنهان کردن احساسات خود و بروز خشونت، بی‌توجهی و بد‌رفتاری در سه سال اول زندگی اشاره کرد.همچنین روانشناس اشاره کرد که با توجه به آمار بهت آور خشونت موجود در جامعه، بسیاری از فرزندان امروز، از نظر اخلاقی فردای رقت باری خواهند‌داشت. اگر عواملی که ذکر شد در فضای خانه و خانواده شما هم نبود، باز این احتمال وجود داشت که فرزندان با همسالانی معاشر شوند که دچار چنین وضعیتی باشند. چرا که همسالان از نظر اخلاقی بر یکدیگر تأثیر می‌گذارند و در نهایت همه فرزندان تحت تأثیر خشونت خانگی و اجتماعی قرار دارند. امروزه، فرزندانمان اغلب با جریانی پر از تشویش، خشونت، مواد مخدر، بی رحمی و بی ادبی مواجه هستند و همدلی شاید بهترین پادزهر باشد تا بتوانند از این فضا‌های مسموم دوری کنند.توانایی همدلی فرزندان خود را بسنجیم. سه گام پرورش همدلیروانشناس به والدین گفت که برای پرورش این جنبه بسیار مهم هوش اخلاقی سه گام را باید پیمود. از آنجا که اساس همدلی درک عواطف است، نخستین گام آموزشی به فرزندان کمک می‌کند تا آنها نسبت به عواطف هشیار شوند و واژگان عاطفی گسترده تری را یاد بگیرند. آنها به این مهارت نیاز دارند تا بتوانند عواطف گوناگون را تشخیص دهند و با احساسات دیگران هماهنگ گردند. گام دوم راههایی را برای تقویت حساسیت فرزندان به احساسات دیگران نشان می دهد تا آنها بتوانند به نیازها و دل مشغولیهای دیگران هشیارتر شوند. گام آخر به فرزندان کمک می‌کند تا به دیدگاههایی به غیر از دیدگاههای خودشان توجه کنند. فقط در این هنگام است که آنها واقعا می‌توانند خودشان را جای دیگران بگذارند. این سه گام تواناییهای همدلی مورد نیاز فرزندانمان را در رویارویی با جهانی که اغلب بر بی تفاوتی، بی رحمی، سردی و خود محوری تأکید دارد، افزایش می‌دهد. در جلسات بعد نیز با کمک یکدیگر تکنیک‌هایی را برای تقویت این توانایی عاطفی مهم فرامیگیریم.پرورش هشیاری و واژگان احساسیدر جلسه بعد والدین گفتند، ما می‌خواهیم فرزندانمان به احساسهای دیگران حساس باشند و با آنها همدردی کنند ولی نمی‌دانیم چطور باید این توانایی را پرورش دهیم. روانشناس گفت، مشکل این است که توان همدلی بسیاری از فرزندان به شدت تخریب شده است، زیرا قدرت تشخیص و ابراز عواطف را ندارند. آنها در احساس همدردی با دیگران به شدت مشکل دارند، زیرا نمی‌توانند آزردگی، ذوق زدگی، ناراحتی، تشویش، غرور، شادی یا خشم آدمهای دیگر را تشخیص دهند. آنها به آموزشی نیاز دارند که هوش عاطفی قوی تری را برایشان فراهم بیاورد؛ یعنی واژگان کافی برای بیان احساسهای گوناگون بیاموزند و سپس تشویق شوند از آن واژگان استفاده کنند. پس از آنکه فرزندان از نظر عاطفی با سوادتر بشوند و بتوانند احساسهای خود را بفهمند، همدلی آنها رشد خواهد‌یافت، زیرا در درک و احساس علائق و نیازهای دیگران بسیار بسیار تواناتر خواهند‌بود. در ادامه روانشناس تکنیک‌هایی را برای تقویت این توانایی آموزش داد که آنها در ادامه می‌آید.گوش دادن همدلانه. باید با احساسهای فرزندانمان هماهنگ شویم و صبورانه به آنها گوش دهیم. علت احساساتشان را بفهمیم. بعد بر احساساتشان نام بگذاریم. در آخر بر طبق نیاز آنها به نتیجه ای برسیم و پیشنهادی برای گفت‌و‌گو یا راهنمایی به آنها بدهیم.سؤالهای احساسی. پس از آنکه فرزندانمان با کلمات عاطفی آشنا شدند، مرتب از آنها باید بپرسیم: «چه احساسی داری؟» یا «به نظر تو او چه احساسی دارد؟» یا «چه چیزی تو یا او را اذیت می‌کند؟»الفبای احساسی. باید الفبا را با یکدیگر تکرار کنیم و برای هر یک از حروف، کلمه ای احساسی را که با آن حرف آغاز می شود، پیدا کنیم.سفره با احساس. ضمن غذا خوردن درباره احساسهایی که در طول روز تجربه کرده‌ایم، باید حرف بزنیم و تمام اعضای خانواده را در این گفت‌و‌گو در‌گیر کنیم تا یاد بگیریم احساساتمان را ابراز کنیم.کارتهای احساس. باید با مقوا کارتهایی درست کنیم و بر هر یک اسامی متداول ترین عواطف را بنویسیم. سپس به فرزندانمان کمک کنیم تا عکسهایی را در مجله یا برنامه های رایانه ای پیدا کنند که نشانگر آن عواطف است و بعد آن عکس را به کارت مربوط می‌چسبانیم. سپس هر کارت عکس دار را به فرزندانمان نشان می‌دهیم و از آنها می‌خواهیم آن احساس را حدس بزنند. پس از مدتی می‌توانیم نام احساس را به فرزندانمان بگوییم و از آنها بخواهیم آن حالت را با چهره یا حرکاتشان نشان دهند و یا درباره وقتی که آن احساس را تجربه کرده‌اند، حرف بزنند. همچنین می‌توانیم یک عاطفه را نام ببریم و از فرزندانمان بخواهیم کلمات متعارف یا متضاد آن را بگویند. یا یک عاطفه را نام ببریم و از آنها بپرسیم چه نشانه هایی در چهره، بدن و رفتار نشانگر این عاطفه هستند. باید در مورد لحظاتی صحبت کنیم که این عاطفه را داشته‌ایم یا در دیگری مشاهده کرده‌ایم.تقویت حساسیت به احساسات دیگراندر جلسه سوم والدین گفتند، دوست داریم فرزندانمان متوجه احساسهای دیگران باشند و می‌خواهیم بدانیم، این حساسیت را چطور می‌توانیم ایجاد کنیم. روانشناس گفت، فرزندان باید اول نشانه های عاطفی دیگران را تشخیص دهند تا بتوانند در هنگام ضرورت، به دیگران کمک کنند. یکی از دلایل عمده ای که بعضی فرزندان حساس‌ترند، این است که آنها می‌توانند به درستی نشانه های عاطفی اشخاص دیگر یعنی لحن صدا، حالت بدن و چهره را تعبیر کنند. به طبع واکنش مناسبی به نیازهای اشخاص دیگر دارند و اقداماتی را برای تقویت این توانایی به آنها آموزش داد که آنها در ادامه می‌آید.تعریف از رفتارهای پرمهر. یکی از ساده‌ترین و مؤثر‌ترین راه‌های تقویت هر رفتاری، تأکید بر آن به محض وقوع است. پس هرگاه متوجه می شویم که فرزندانمان رفتار با احساس و پر محبتی دارند، باید رضایت خود را به آنها نشان دهیم.نشان دادن تاثیر محبت. مهربانی‌ها و حساسیت‌ها - هر چند کوچک – می‌تواند تفاوت عمده‌ای در زندگی آدمها ایجاد کند. پس باید به آنها اشاره کنیم تا فرزندانمان تأثیر رفتارهای‌شان را ببیند.توجه به نشانه‌های احساسی غیرکلامی. اشاره کردن به حالات چهره و بدن و رفتار اشخاص طی حالات گوناگون عاطفی، فرزندانمان را به احساسهای اشخاص دیگر حساس می‌کند. باید در فرصتهایی که پیش می‌آید برای آنها این مسئله را شرح دهیم.پرسیدن احساسات و نیاز‌های دیگران. باید از فرزندان بپرسیم شخص دیگر چه احساسی دارد و از آنها بخواهیم که حدس بزنند برای بهتر شدن حالشان به چه نیاز دارند. می‌توانیم از شخصیت کتاب‌ها، تلویزیون، فیلم یا زندگی واقعی کمک بگیریم. این پرسش‌ها فرزندان را وادار می‌کند تا درباره نگرانیها و علائق دیگران فکر کنند و حساسیت آنها را به نیازهای دیگران تقویت می‌نماید و در‌باره کمک به دیگران حساس‌تر می‌شوند.حرف زدن از احساسات. یکی از بهترین راه‌ها برای توجه فرزندان به احساسات دیگران آن است که درباره احساس خودمان حرف بزنیم. در فرصتهایی که پیش می‌آیند باید شرح دهیم چه احساسی داریم و چرا.رشد همدلی با دیدگاه شخص دیگرفهم احساسات دیگراندر جلسه آخر روان‌درمانی، والدین گفتند، دوست داریم تا فرزندانمان احساسات دیگران را تشخیص دهند و با درک وضعیت سایرین، به آنها مهربانی کنند ولی نمی‌دانیم باید چطور این توانایی را پرورش دهیم. روانشناس گفت، اگر فرزندان را تشویق کنیم تا تجسم کنند که شخص دیگر چه فکر و احساسی دارد یا خودشان را جای او بگذارند، همدلی آنها به خوبی پرورش می‌یابد و پیشنهادهایی برای تقویت تجسم و دیدن فراتر از خویشتن ارائه کرد که آنها در ادامه می‌آید.عوض کردن جاها. دفعه بعد که اختلافی پیش آمد، از هر طرف می‌خواهیم که دست نگه دارد و فکر کند که اگر جای طرف دیگر بود چه احساسی داشت و چه می‌کرد. سپس از هر کدام می‌خواهیم که از دیدگاه طرف مقابل درباره مشکل حرف بزند. این روش کمک می‌کند تا در اختلافها، هر کس به دیدگاه متفاوتی دست یابد.پوشیدن لباس دیگری. یک وضعیت واقعی که نگرانمان می‌کند، انتخاب می‌کنیم و از فرزندانمان می‌خواهیم لباسمان را بپوشند، و آن وضعیت را از دیدگاه ما شرح دهند. باید بگویند که ما چه فکر می‌کنیم و چه انجام می‌دهیم.تجسم احساس دیگری. برای آنکه فرزندانمان بتوانند احساس شخص دیگر را درک کنند، از آنها می‌خواهیم تجسم کنند که در شرایط خاصی –مانند بیماری دوستشان- چه احساسی دارند.واکنش به بدرفتاری. والدینی که به طور مستمر در واکنش به بدرفتاری فرزندان خود، بر احساس شخصی که مورد آزار آنها قرار گرفته‌است، تمرکز می‌کنند، فرزندانی با همدلی بیشتر تربیت می‌کنند. از لحظات بی‌توجهی فرزندانمان به عنوان الگوی آموزشی استفاده کنیم و رفتار بی احساس و بی توجه را هشدار دهیم؛ از آنها بپرسیم «تو چه احساسی پیدا میکردی، اگر جای او بودی؟» و علت نارضایتی خود و تأثیر بد‌رفتاری‌شان را شرح دهیم.کمک کردنتجربه‌های حقیقی. فرزندان به این دلیل احساس همدلی ندارند که هیچ وقت درباره دیدگاههایی به غیر از دیدگاه خودشان فکر نکرده‌اند. از فرزندانمان بخواهیم در وضعیت نامطلوبی –چون معلولیت- که تا کنون تجربه نکرده، قرار گرفته‌است. سپس از آنها می‌خواهیم احساسی را که در چنان وضعیتی از زندگی کردن به آنها دست می‌دهد، بنویسند، نقاشی کنند یا بگویند. سپس از آنها می‌خواهیم واقعا آن وضعیت را تجربه کنند. برای نمونه، به خانه کودکان بی‌سرپرست بروند. در بازگشت، از فرزندان می‌خواهیم درباره احساسات و تجارب جدید خود حرف بزنند. سرانجام هم به آن مکانی که ابتدا درباره‌اش گفت‌و‌گو و سپس از آن بازدید کردیم، می‌رویم و داوطلبانه کمک می‌کنیم. به فرزندانمان کمک می‌کنیم با آن آدمها آشنا شوند و سپس از آنها مجدد می‌پرسیم چه احساسی دارند؟*******شاید بپرسید که عاقبت خانم میم و آقای الف چه شد. باید بگوییم که داستان این خانواده بر‌خواسته از خیالات من و همکارم، طاهره لطیفی بود تا بتوانیم در قالب یک داستان، خلاصه کتاب کلیدهای پرورش‌ هوش اخلاقی‌ در کودکان و نوجوانان را به شیوه‌ای اثر‌گذار با شما خواننده گرامی در‌میان‌بگذاریم.نظرات و تجارب ارزشمند خود را به ما و سایر والدین بگویید.</description>
                <category>روان پویشگران</category>
                <author>مسعود طاهریان</author>
                <pubDate>Tue, 20 Oct 2020 21:32:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونگی پرورش هوش اخلاقی در فرزندان، مشکل والدین</title>
                <link>https://virgool.io/Psychologists/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%B4-%D9%87%D9%88%D8%B4-%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B4%DA%A9%D9%84-%D9%88%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86-f7ymnhen3qir</link>
                <description>مقدمهاگر پیش روانشناسانی مانند دکتر میشل بربا، مشاور و مربی بین‌المللی برویم و بگوییم که فرزندانمان خشن و بی‌تربیت هستند. به آموزگاران بی‌احترامی می‌کنند. به راحتی به تقلب و دروغگویی، دست می‌زنند. ما هم به عنوان یک والد، راهکارهای تربیتی بی شماری را در مقابله با مشکلات فرزندانمان به کار برده‌ایم. آموزگاران نیز مهارتهای عزت نفس و حل اختلاف، مدیریت خشم و بر‌قراری ارتباط موثر را آموزش داده‌اند. ولی با وجود تمامی تلاشها، بحران هنوز باقی است و در ادامه بپرسیم که دیگر چه کاری باید کرد. جوابی که خواهیم شنید، توجه به بخش اخلاقی زندگی فرزندانمان است.روانشناسان و مشاوران بار‌ها‌و‌بار‌ها گفته‌اند در این جهان معمولا مسموم از نظر اخلاقی، کودکان و نو‌جوانان از همه بیشتر به قدرت اخلاقی نیاز دارند تا خود را حفظ کنند. تقویت هوش اخلاقی بهترین فرصت برای قرار دادن فرزندان در مسیر درست است تا آنها بتوانند علاوه بر درست فکر کردن، درست هم عمل کنند. علاوه بر این، پرورش ویژگیهای شخصیتی استوار نیز در گروی تقویت هوش اخلاقی است.بیشتر بخوانید: کتاب تحول اخلاقی.هوش اخلاقی:به گفته بسیاری از روانشناسان، بهترین مایه امید برای حفظ زندگی فرزندانمان هوش اخلاقی توان تشخیص درست از نادرست است؛ یعنی داشتن اعتقادات اخلاقی محکم و عمل کردن بر طبق آنها به گونه ای که شخص رفتاری درست و محترمانه داشته باشد. این قابلیت عالی برخی ویژگیهای مهم نیز در بر دارد که از جمله می توان به توانایی تشخیص درد و رنج دیگران و مهار بیرحمی در خود، مهار وسوسه ها و به تأخیر انداختن کامجویی، گوش دادن بی طرفانه و همه جانبه پیش از قضاوت کردن، پذیرش تفاوتها و پی بردن به ارزش گوناگونی، نپذیرفتن گزینه های غیر اخلاقی، همدل بودن، مبارزه با بی عدالتی، رفتار محترمانه و ناشی از درک با دیگران اشاره کرد. این ویژگیهای اصلی به فرزندانمان کمک می کند انسان خوب و شایسته ای شوند. این ویژگیها زیربنای یک شخصیت با ثبات و شهروندی توانمند و همانهایی هستند که بیشتر از همه برای فرزندانمان می‌خواهیم.اگر چه علل مشکلات اخلاقی پیچیده است، اما واقعیتی غیرقابل انکار است: فضای اخلاقی محیط رشد فرزندانمان به دو دلیل برای هوش اخلاقی مسموم است: اول، آن دسته از عوامل اجتماعی که شخصیت اخلاقی را تقویت می کنند آهسته آهسته فرو می پاشند: نظارت بزرگسالان، الگوهای رفتار اخلاقی، آموزش معنوی یا مذهبی، روابط با معنا با بزرگسالان، مدارس مسئولیت پذیر، ارزشهای روشن ملی، پشتیبانی اجتماعی، ثبات و پدری و مادری با کفایت. دوم، کودکانمان به طور مداوم در معرض حمله پیامهایی هستند که با ارزشهایی که ما سعی در تحکیمشان داریم، تضاد دارند. هر دو عامل نقش مهمی در سقوط اخلاقی کودکان و نو‌جوانانمان دارند.مقابله ما بسیار دشوار است، زیرا پیامهای سمی بی وقفه از منابع گوناگونی می آیند که به سادگی در دسترس فرزندانمان هستند. تلویزیون، سینما، بازیهای ویدئویی، ترانه های عامه پسند، آگهی های تجارتی، همسالان و دیگر بزرگسالان می‌توانند از مهاجمان اخلاقی باشند، زیرا آنها گاهی اوقات بدگمانی، بی احترامی، مادیگری، هرزگی، رفتار‌های پر‌خطر چون اعتیاد و خشونت را با اهمیت جلوه می دهند و ترویج می کنند. حتی اگر به فرزندانمان اجازه استفاده از کامپیوتر، گوشی‌همراه، اینترنت، تلویزیون و رادیو و غیره را ندهیم، همین که پایشان را از خانه بیرون بگذارند، عوامل مسموم در هر گوشه در کمینشان است. برای همین، بسیار مهم است که هوش اخلاقی فرزندانمان را به گونه ای پرورش دهیم که آن‌ها به طور عمیق قدرت تشخیص درست از نادرست را داشته باشند و بتوانند در برابر فشار‌ها و تأثیرهای بیرونی که با عادات شخصیت استوار و زندگی اخلاقی خوب در تضاد هستند، مقاومت کنند. هوش اخلاقی قدرتی است که به فرزندانمان این امکان را می دهد حتی در نبود ما درست رفتار کنند.خوشبختانه هوش اخلاقی اکتسابی است و می توانیم از هنگامی که فرزندانمان یکی دو ساله هستند، آن را پرورش دهیم. اگر چه در آن سن، کودکان توانایی شناخت و بررسی استدلالهای اخلاقی پیچیده را ندارند، اما در همان سن است که مبانی عادتهای اخلاقی همچون خویشتن داری، با انصاف بودن، احترام گذاشتن، مشارکت و همدلی را فرا می‌گیرند.اگر چه هوش اخلاقی یادگرفتنی است، اما دستیابی به آن قطعی نیست. هوش اخلاقی را باید آگاهانه تقویت کرد و ما والدین به عنوان اولین و مهم ترین آموزگار اخلاق فرزندانمان می‌بایستی سرمشق آن باشیم. هر چه زودتر استعداد فرزندانمان را آگاهانه در زمینه هوش اخلاقی پرورش دهیم، احتمال اینکه آن‌ها بتوانند زیربنای لازم را برای پرورش شخصیتی استوار فراهم آورند، بیشتر خواهد بود تا در بزرگسالی افکار، اعتقادات و رفتاری مطابق با اصول اخلاقی داشته باشند. تأخیر در این آموزش مهم، فقط زمینه را فراهم می سازد تا احتمالا فرزندان عادات منفی مخربی را بیاموزند که رشد اخلاقی شان را کند و تغییر را برایشان بسیار دشوار می‌کند.بیشتر بخوانید: Moral Intelligence.هفت نیکخویی ضروری هوش اخلاقیهوش اخلاقی شامل هفت نیکخویی اصلی است - همدلی، وجدان، خویشتن داری، احترام، مهربانی، بردباری و انصاف - که به فرزندانمان کمک می‌کنند هنگام مواجهه با فشارها و چالشهای اخلاقی گریز‌نا‌پذیر در زندگی، از آنها عبور کنند. این اصول اخلاقی به فرزندانمان جهتی اخلاقی می دهد تا در مسیر نیکی باقی بمانند و طبق موازین اخلاقی عمل کنند. همه اینها را میتوان آموزش داد، سرمشق بود، الهام بخش بود و تقویت کرد تا فرزندانمان به آنها دست یابند. اینها هفت نیکخویی اساسی هستند که یک عمر، احساس انضباط اخلاقی را در فرزندان تقویت می کنند:سه نیکخویی همدلی، وجدان و خویشتن داری زیربنای هوش اخلاقی فرزندانمان را می سازند. در حقیقت، آنها به اندازه ای برای هوش اخلاقی مهم هستند که می‌توان آنها را هسته اخلاقی خواند. هرگاه هر یک از این سه، رشد نکرده بماند، کودکان و نو‌جوانان در برابر فشارهای مسمومی که بر آن‌ها وارد می شود بی دفاع خواهند بود و هرگاه هر سه عنصر ضعیف بمانند، همچون بمب ساعتی می شوند که دیر یا زود منفجر خواهند شد. برای پرورش هوش اخلاقی فرزندان به هسته محکمی نیاز است، زیرا این هسته به آن‌ها قدرت می دهد تا با بدرفتاری بیرون و درون مقابله کنند و در نتیجه کار درست را انجام دهند.پس از آنکه زیربنای رشد اخلاقی به طور محکمی ساخته شد، دو نیکخویی بعدی هوش اخلاقی را می توان اضافه کرد که عبارتند از: احترام یعنی به طور عمیق برای همه زندگی ارزش قائل شدن، و مهربانی که حس بزرگواری و همدلی انسانی در روابط است. نیکخوییهای نهایی یعنی بردباری و انصاف سنگ بنای اصالت، عدالت و شهروندی هستند. این هفت نیکخویی روی هم، جهت یاب اخلاقی فرزندانمان می شوند و او را به سوی زندگی مسئولانه و رفتار اخلاقی راهنمایی می کنند. آنها ابزاری هستند که فرزندانمان به کار می‌برند تا سرنوشت اخلاقی شان را برنامه ریزی کنند.پس از آنکه فرزندانمان به این هفت نیکخویی اساسی دست یافتند، رشد اخلاقی شان طی زندگی ادامه می‌یابد و به نیکخوییهای اخلاقی بسیار بالاتری مانند انضباط فردی، تواضع، شجاعت، میانه روی، صداقت، شفقت و فداکاری دست می‌یابند. اما سرچشمه بهره هوش اخلاقی آن‌ها همیشه دربرگیرنده این هفت نیکخویی اساسی خواهد بود که ما به عنوان والدین در دست یابی به آنها کمک کرده ایم. آن‌ها از این نیکخوییها به عنوان الگویی برای ساختن شخصیت و تعریف انسان بودن خود استفاده می‌کنند و تا آخر عمر به آنها مراجعه خواهند کرد.در پایان باید به یاد داشته باشیم که حرف زدن درباره نیکخویی هرگز آن قدر مؤثر نیست که نشان دادن آن ویژگی در زندگی خودمان. باید سعی کنیم زندگی مان را نمونه زنده ای از این هفت نیکخویی کنیم تا فرزندانمان ببینند. این کار مطمئن ترین شیوه برای جلب توجه فرزندان است تا آن نیکخویی‌ها را بفهمند و بخواهند اکنون و بعدها در زندگی خود به کار ببرند. آموزش آگاهانه این نیکخوییها در خانه، مدرسه و جوامع بهترین تضمین برای آن است که فرزندانمان زندگی شایسته و شرافتمندانه ای داشته باشند. پرورش تواناییهای هوش اخلاقی فرزندانمان شاید مهم ترین میراثی از ما باشد که می تواند بر همه جنبه های زندگی کنونی آنها و کیفیت روابط، شغل، مفید بودن، مهارتهای تربیتی و شهروندی آنها - و حتی سهم آنها در هنر، تجارت و ادبیات در جامعه - در آینده، تأثیر بگذارد. این نیکخوییها جاودان هستند. آنها سالها پس از آنکه فرزندانمان خانه را ترک و زندگی خود را آغاز می کنند و از آن نیکخوییها برای بزرگ کردن فرزندانشان نیز بهره می برند، باقی خواهند ماند. از آنجا که زیربنای اخلاقی ای که اکنون برای فرزندانمان فراهم می آوریم همانی است که در نهایت شهرت آنها را به عنوان انسان تعریف خواهد کرد، ساختن این زیربنا احتمالا مهمترین و پرچالش ترین کار ما در مقام والد است. ما نباید حتی یک لحظه را هم از دست دهیم، زیرا سرنوشتهای اخلاقی دختران و پسرانمان در گروی تلاش ماست.آیا ما آماده این تلاش هستیم؟سوالات و ترس‌های خود را در قسمت نظرات با ما در میان بگذارید.حال که با کلیت هوش اخلاقی آشنا شدیم، من و همکارم، طاهره لطیفی، در هفت پست زنجیره‌ای آینده طرح گام به گامی برای پرورش این هفت نیکخویی اساسی همراه با راهکار، بازی و داستان ارائه می‌کنیم. مبنای اصلی ما نیز کتاب «کلیدهای پرورش هوش اخلاقی در کودکان و نوجوانان» از دکتر میشل بربا خواهد بود.بیشتر بخوانید: کتاب کلیدهای پرورش هوش اخلاقی در کودکان و نوجوانان.شما به عنوان مادر یا پدر تا کنون با چه مشکلات و چالش‌هایی رو‌به‌رو شدید؟تجارب خود را در قسمت نظرات به ما و سایر والدین بگویید.بیشک مطالب شما می‌تواند کمک کننده باشد. آن‌ها را مشابه ما بیان کنید.</description>
                <category>روان پویشگران</category>
                <author>مسعود طاهریان</author>
                <pubDate>Mon, 12 Oct 2020 18:46:52 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>