کارشناسی ارشد مشاوره خانواده
اختلال شخصیت نارسیسیستیک (NPD)

اختلال شخصیت نارسیسیستیک (NPD) در مدلهای تشخیصی نوین (مانند DSM-5-TR و ICD-11) به عنوان الگویی نافذ از مشکلات در کارکرد شخصیت، به ویژه در حوزه هویت، خودجهتدهی، همدلی و صمیمیت، تعریف میشود که با دشواری مزمن در تنظیم عزتنفس مشخص میگردد . این اختلال طیفی از تظاهرات بالینی را در بر میگیرد که در دو الگوی اصلی قابل تشخیص است: نوع بزرگمنش (Grandiose)، که با خودبزرگبینی آشکار، نیاز مفرط به تحسین، رفتارهای سلطهجویانه و برونگرایی مشخص میشود؛ و نوع آسیبپذیر (Vulnerable)، که با ناامنی عمیق، حساسیت شدید به انتقاد، درونگرایی، عاطفه منفی و اجتناب اجتماعی بروز مییابد . پژوهشهای نوین با استفاده از تحلیل نیمرخ نهفته، علاوه بر این دو نوع محض، شواهدی از وجود زیرگروههای ترکیبی با ویژگیهای همزمان بزرگمنشی و آسیبپذیری را نیز نشان دادهاند .
علیرغم تفاوتهای بارز در نحوه ابراز بالینی، همه این تظاهرات در هستهای مشترک از آنتاگونیسم (Antagonism) و احساس استحقاق (Entitlement) اشتراک دارند . این هسته مرکزی ریشه در اختلال بنیادین در هویت (نوسان بین خودانگاره افراطی و تفریطی و نیاز به دیگران برای تنظیم آن) و دشواری در تنظیم هیجانی دارد که اغلب با ظرفیت مختل در ذهنیسازی (به ویژه خودذهنیسازی) همراه است . این الگوهای درونفردی، چالشهای قابل توجهی را در روابط بین فردی ایجاد میکنند. با این حال، کیفیت این چالشها متفاوت است: در نوع بزرگمنش، مشکلات عمدتاً سلطهجویانه و انتقامجویانه است در حالی که افراد با تظاهر آسیبپذیر، علاوه بر این، از پریشانی بین فردی قابل توجهی نیز رنج میبرند . شناخت دقیق این تظاهرات و تمایز آنها برای درمانگران اهمیت ویژهای دارد، زیرا هر یک واکنشهای انتقال متقابل (Countertransference) متفاوتی را برمیانگیزند؛ نوع بزرگمنش اغلب خشم و ناامیدی، و نوع آسیبپذیر ترحم و اندوه را در درمانگر ایجاد میکند.
........
اختلال شخصیت خودشیفته (Narcissistic Personality Disorder) بر اساس معیارهای Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders, Fifth Edition, Text Revision بهصورت یک الگوی فراگیر بزرگمنشی، نیاز به تحسین و کمبود همدلی تعریف میشود؛ با این حال، پژوهشهای معاصر در حوزه شخصیت نشان میدهند که تظاهر بالینی آن را میتوان در قالب دو فنوتیپ پژوهشیِ عمده درک کرد: الگوی بزرگمنش (grandiose)، که با خودبزرگبینی آشکار، جرأتمندی بینفردی و جستجوی فعالانه تحسین مشخص میشود، و الگوی آسیبپذیر (vulnerable)، که با شرم پنهان، حساسیت شدید به ارزیابی منفی و گرایش به اجتناب یا دفاعمندی بروز مییابد. شواهد تجربی حاکی از آن است که این دو الگو نه زیرگونههای مجزا، بلکه بیانهای متفاوت و گاه نوسانیِ یک سازمان شخصیت واحد هستند که در آن بیثباتی خودارزشی، انسجام ناکافی خودپنداره، و دشواری در تنظیم هیجان—بهویژه در مواجهه با تهدیدهای خودشیفتگی—هسته مشترک آسیبشناختی را تشکیل میدهند. این اختلال در سازمانیافتگی خود، بهنوبه خود، الگوهای بینفردی ناکارآمدی را در امتداد طیف سلطهگری تا کنارهگیری و از بهرهکشی تا حساسیت افراطی به طرد ایجاد میکند.

مطلبی دیگر از این انتشارات
پارادایم استغراق؛ تبیین روانشناختی مفهوم فنا در مثنوی معنوی بر اساس رویکرد ترانسپرسنال
مطلبی دیگر از این انتشارات
پارادوکس کلام(ویژه زوجدرمانگران)
مطلبی دیگر از این انتشارات
«کششِ همدلانه»