کارشناسی ارشد مشاوره خانواده
روانسازه ناکامی: تحلیل بینرشتهای استعارههای مولانا در درمانگری مدرن
مقدمه
در پهنه رواندرمانی معاصر، انتقال مفاهیم انتزاعی به مراجعان، بهویژه در مواجهه با الگوهای تکرارشونده ناکامی، چالشی همیشگی است. اشعار کلاسیک، بهویژه آثار مولانا جلالالدین بلخی، تنها متون ادبی نیستند، بلکه «نقشههای روانی» (Psychological Maps) دیرینهای هستند که با دقت خیرهکنندهای بر ساختارهای دفاعی و وجودی انسان انگشت میگذارند. در این مقاله، به بررسی دو بیت مشهور از مثنوی معنوی میپردازیم:
«آن یکی خر داشت پالانش نبود / یافت پالان گرگ خر را درربود»
«کوزه بودش آب مینامد به دست / آب را چون یافت خود کوزه شکست»
این ابیات به شکلی استعاری به مفاهیمی همچون «محرومیت» (Deprivation)، «توالی بحران» (Crisis Sequence) و «پایداری رنج» اشاره دارند که در ادامه با رویکردهای بالینی تطبیق داده میشوند.
---
۱. سازگاری لذتجویانه و سرابِ ابژه کمال
قصد درمانی (Intention): کمک به مراجع برای شناسایی چرخه بیپایانِ «شرطیسازی رضایت» و کاهش اضطراب ناشی از کمالگرایی.
مولانا در این ابیات به پدیده «سازگاری لذتجویانه» (Hedonic Adaptation) اشاره میکند؛ تمایل انسان برای بازگشت سریع به یک سطح پایدار از خوشبختی، علیرغم وقوع رویدادهای مثبت یا منفی بزرگ. مراجعی را تصور کنید که سالها در انتظار ترفیع شغلی (پالان) بوده است، اما به محض دستیابی به آن، استرسهای جدید شغلی یا بحرانهای خانوادگی (گرگ)، لذت آن را میبلعند.
* مثال: مراجعی که میگوید: «اگر فقط خانهام را عوض کنم، حالم خوب میشود»، اما پس از جابهجایی، بلافاصله درگیر اضطرابِ اقساط وام یا همسایگان جدید میشود. در اینجا «کوزه» فراهم شده، اما «آب» (آرامش) همچنان دور از دسترس است.
* منابع مرتبط: تحقیقات بریکمن و کمبل (Brickman & Campbell, 1971) در زمینه پایداری سطح شادکامی.
۲. خودویرانگری و تکرار اجبارگونه
قصد درمانی (Intention): مواجهه با مکانیسمهای دفاعی ناخودآگاه که مانع از تجربه موفقیت میشوند.
از منظر روانکاوی، این ابیات تداعیگر «تکرار اجبارگونه» (Repetition Compulsion) هستند. فروید معتقد بود مراجعان تمایل دارند موقعیتهای دردناک گذشته را تکرار کنند. وقتی مراجع «پالان» را مییابد اما «خر» را به گرگ میدهد، ممکن است در حال بازنمایی یک الگوی خودویرانگر (Self-sabotaging) باشد. این مراجعان از موفقیت میترسند (Success Neurosis) زیرا پیروزی برای آنها با احساس گناه یا اضطراب از دست دادن همراه است.
* مثال: مراجعی که پس از سالها تنهایی، وارد یک رابطه عاطفی سالم میشود، اما با رفتارهای تکانشی یا سوءظنهای بیمورد، رابطه را به نابودی میکشاند (شکستن کوزه درست وقت رسیدن به آب).
* منابع مرتبط: نظریه زیگموند فروید درباره «فراتر از اصل لذت» (Beyond the Pleasure Principle, 1920).
۳. درماندگی آموختهشده و سوگیری منفی
قصد درمانی (Intention): اصلاح طرحوارههای شناختیِ مربوط به بدبینی و انتظارِ فاجعه.
این اشعار میتوانند توصیفگر «سوگیری منفی» (Negativity Bias) در مراجعان مبتلا به افسردگی باشند. برای این افراد، جهان مکانی است که در آن «پیدا کردن پالان» صرفاً مقدمهای برای «آمدن گرگ» است. این نوع نگاه به زندگی، «درماندگی آموختهشده» (Learned Helplessness) را تقویت میکند.
* مثال: مراجعی که به دلیل تجربیات زیسته تلخ، هر اتفاق مثبتی را یک «تله» میبیند و با رویکرد «منتظر فاجعه بعدی بودن» (Waiting for the other shoe to drop)، اجازه تجربه لذت را به خود نمیدهد.
* منابع مرتبط: نظریه مارتین سلیگمن (Martin Seligman) در باب درماندگی آموختهشده.
۴. پذیرش رادیکال و واقعیت وجودی
قصد درمانی (Intention): گذار از مقاومت در برابر رنج به سمت پذیرش واقعیتهای گریزناپذیر زندگی.
در رویکرد «درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد» (Acceptance and Commitment Therapy - ACT)، این ابیات به عنوان نمادی از «نقصان ذاتی» (Inherent Transience) جهان به کار میروند. مولانا نمیخواهد مراجع را ناامید کند، بلکه میخواهد او را از تلاش برای رسیدن به یک «وضعیت ایستا و بدون مشکل» رها کند.
* مثال: به جای اینکه مراجع انرژی خود را صرف سوگواری برای «کوزه شکسته» کند، درمانگر به او کمک میکند تا بپذیرد که «شکستن» بخشی از ماهیت کوزه است و معنای زندگی در «فرآیند جستجو» نهفته است، نه در تملکِ دائمیِ آب.
* منابع مرتبط: مفاهیم «گستره وسیع پذیرش» در آثار استیون هیز (Steven Hayes).
---
نمونه بالینی (Vignette)
مراجع: سارا، ۳۴ ساله، با شکایت از اضطراب مزمن و احساس بدبیاری.
موقعیت: سارا به تازگی در آزمون دشوار وکالت قبول شده است (یافتن پالان)، اما در همان هفته، اتومبیلش به سرقت رفته و رابطهاش با پارتنرش دچار تنش جدی شده است (آمدن گرگ). او در جلسه میگوید: «انگار طلسم شدهام. تا میآیم نفسی بکشم، یک بلای جدید سرم میآید. اصلاً فایده تلاش کردن چیست؟»
مداخله درمانگر:
درمانگر با خواندن بیت «یافت پالان گرگ خر را درربود»، به سارا کمک میکند تا از نگاه «بدبیاری شخصی» (Personalization) فاصله بگیرد.
درمانگر: «سارا، این حس که تا پالان را پیدا میکنی، گرگ از راه میرسد، قصهای قدیمی است که مولانا هم آن را روایت کرده. انگار ذهن ما عادت دارد همیشه روی آن مهرهای که نیست تمرکز کند. وقتی پالان نداشتی، تمام رنجت نبودِ پالان بود. حالا که پالان هست، ذهن تو روی گرگ متمرکز شده. بیا بررسی کنیم که چقدر از این "گرگها" بخشی از چالشهای عادی زندگی هستند و چقدر از آنها را ذهن تو بزرگ میکند تا پیروزیات در آزمون وکالت را بیارزش جلوه دهد؟»
این مداخله باعث میشود سارا به جای غرق شدن در نقش «قربانیِ تقدیر»، به بررسی مکانیسمهای دفاعی خود و واقعیتِ نوسانی زندگی بپردازد. این گذار از «چرا من؟» به «این بخشی از تجربه انسانی است»، نقطه آغازین بازسازی شناختی و پذیرش وجودی او خواهد بود.
مطلبی دیگر از این انتشارات
هنر درمانی
مطلبی دیگر از این انتشارات
نقش پاسخدهی از جایگاه بزرگسال سالم در قطع چرخههای ذهنیتی ناکارآمد زوجین
مطلبی دیگر از این انتشارات
استعاره «اعصابسنج» در اتاق درمان: تحلیل و مداخلات در فرسودگی کادر درمان