کارشناسی ارشد مشاوره خانواده
پارادوکس اتصال: تحلیل شکاف میان دلبستگی عاطفی و واگرایی رفتاری در زوجدرمانی

این مقاله به بررسی نمادین تصویری میپردازد که در آن زوجی در حال آغوش گرفتن به تصویر کشیده شدهاند، در حالی که پاهای آنها در جهت مخالف یکدیگر در حال حرکت است. این تضاد بصری، جوهرهی بسیاری از آشفتگیهای رابطهای است که در اتاق درمان با آن روبرو میشویم.
۱. گسست میان نیاز به اتصال و الگوهای تعاملی (Disconnection between Attachment Needs and Interactional Patterns)
در رویکرد درمان متمرکز بر هیجان (Emotionally Focused Therapy - EFT)، ما میآموزیم که نیاز به امنیت (Security) و پاسخگویی (Responsiveness) مفاهیمی بیولوژیک هستند. بخش بالایی تصویر، سیستم دلبستگی (Attachment System) را نشان میدهد که همچنان به دنبال پناهگاه است. اما بخش پایینی، نماد چرخههای تعاملی مخرب (Negative Interactional Cycles) است.
* هدف (Intention): شناسایی تمایز میان لایههای عمیق نیاز عاطفی و رفتارهای دفاعیِ سطح.
* مثال: زوجی را تصور کنید که در جلسه درمان به شدت یکدیگر را سرزنش میکنند (پاها در حال دور شدن)، اما وقتی یکی از آنها به گریه میافتد، دیگری ناخودآگاه دست او را میگیرد (آغوش). آنها در لایه زیرین تشنه اتصالاند اما در لایه رفتار، راهی جز دور شدن از هم نمییابند.
۲. دوسوگرایی رابطهای و میل به خودمختاری (Relational Ambivalence and the Desire for Autonomy)
این تصویر تجسم مفهوم دوسوگرایی (Ambivalence) است؛ وضعیتی که در آن فرد همزمان میل به نزدیکی (Closeness) و میل به جدایی یا حفظ حریم شخصی (Individuation) دارد. طبق دیدگاه استر پرل، عشق نیاز به نزدیکی دارد، اما اشتیاق (Desire) نیازمند فاصله (Distance) است.
* هدف (Intention): درک تضاد درونی مراجعی که میان ترس از بلعیده شدن در رابطه و ترس از تنهایی گرفتار شده است.
* مثال: مراجعی که از صمیمیت همسرش لذت میبرد (آغوش)، اما همزمان به دنبال فرصتی برای مهاجرت تنهایی یا تغییر شغل مستقل است (پاهای در حال دور شدن)، درگیر این پارادوکس است.
۳. فقدان معنای مشترک و مسیرهای واگرا (Lack of Shared Meaning and Divergent Life Paths)
در نظریه جان گاتمن، خانه رابطه سالم (The Sound Relationship House) زمانی فرو میریزد که «ایجاد معنای مشترک» (Creating Shared Meaning) متوقف شود. آغوش بالایی میتواند صرفاً یک عادت عاطفی یا میل جنسی باشد، اما پاها نشاندهنده چشماندازهای زندگی (Life Visions) هستند که دیگر همسو نیستند.
* هدف (Intention): ارزیابی این نکته که آیا صمیمیت زوج، ریشه در اهداف بلندمدت دارد یا تنها یک وابستگی گذراست.
* مثال: زوجی که هنوز به هم ابراز علاقه میکنند، اما یکی بر فرزندآوری اصرار دارد و دیگری بر زندگی بدون فرزند (Childfree)، مصداق بارز این تصویر هستند؛ قلبها نزدیک، اما گامها در دو مسیر ناهماهنگ.
۴. تجزیه ساختاری در پویاییهای زوجی (Structural Dissociation in Couple Dynamics)
این تصویر میتواند نمادی از مکانیسم دفاعی تجزیه (Dissociation) باشد. در موارد تروما یا خیانت، زوجین ممکن است برای بقا، بخش عاطفی خود را از بخش عملکردی (Functional) متمایز کنند. آنها مانند تصویر، از کمر به بالا به هم متصلاند اما از نظر عملیاتی در حال ترکِ صحنه هستند.
* هدف (Intention): تشخیص زمانی که صمیمیت فیزیکی به عنوان راهی برای انکار (Denial) واقعیتهای تلخ رابطه استفاده میشود.
* مثال: زوجی که پس از یک خیانت بزرگ، صمیمیت جنسی شدیدی را تجربه میکنند (Hysterical Bonding)، در حالی که اعتماد (Trust) که زیربنای حرکت مشترک است، کاملاً نابود شده و آنها را به سمت جدایی سوق میدهد.
۵. پایانهای ناتمام و سوگ پیشرونده (Unfinished Endings and Anticipatory Grief)
از منظر روانشناختی، این تصویر "طلاق روانی" (Psychological Divorce) را پیش از وقوع طلاق قانونی نشان میدهد. پاها زودتر از قلبها خداحافظی کردهاند. این وضعیت باعث ایجاد سوگ ناتمام میشود، چرا که بدنه عاطفی هنوز در حال تغذیه از آغوش است.
* هدف (Intention): کمک به زوج برای پذیرش این واقعیت که عشق به تنهایی برای تداوم یک حرکت مشترک کافی نیست.
* مثال: زوج سالمندی که علیرغم دلبستگی عمیق، به دلیل تفاوت در ارزشهای اخلاقیِ جدید، در حال دور شدن فیزیکی از هم هستند، در حالی که هنوز بوی تن یکدیگر را دوست دارند.
شرح مورد (Vignette)
«سارا» و «آرش» پس از ده سال زندگی مشترک به جلسات درمان آمدند. سارا در جلسات همواره دست آرش را محکم میگرفت و از خاطرات شیرین ماه عسل میگفت (آغوش عاطفی). اما در بررسی الگوهای روزمره، مشخص شد که سارا بدون اطلاع آرش به دنبال آپارتمانی اجارهای میگردد و آرش نیز تمام پسانداز مشترکشان را به حساب شخصی مادرش منتقل کرده است (پاهای در حال حرکت).
درمانگر با استفاده از استعارهای مشابه این تصویر، به آنها نشان داد که چگونه لایه عاطفی آنها (The Emotional Core) هنوز درگیر دلبستگی است، اما لایه رفتاری و اجرایی آنها (The Executive Level) مدتهاست که از هم طلاق گرفتهاند. کار اصلی درمان در اینجا نه لزوماً وصل کردن دوباره پاها، بلکه کمک به آنها بود تا درک کنند آیا میتوانند جهت گامهایشان را با آغوشی که هنوز دارند، هماهنگ کنند یا خیر. این مورد نشان داد که صمیمیتِ بدونِ حرکتِ همسو، چیزی جز یک "بنبستِ آغشته به عشق" (Loving Dead-end) نیست.
یکدیگر را دوست دارند.
مطلبی دیگر از این انتشارات
روانسازه ناکامی: تحلیل بینرشتهای استعارههای مولانا در درمانگری مدرن
مطلبی دیگر از این انتشارات
پارادایم استغراق؛ تبیین روانشناختی مفهوم فنا در مثنوی معنوی بر اساس رویکرد ترانسپرسنال
مطلبی دیگر از این انتشارات
Art Therapy: For Psychologists