کارشناسی ارشد مشاوره خانواده و علاقمند به مباحث بینرشتهای
لزوم عدم تمرکز صرف بر محتوای تعارض

در بسیاری از رویکردهای معاصر زوجدرمانی، یکی از وظایف محوری درمانگر آن است که زوج را از تمرکز انحصاری بر محتوای تعارضها به مشاهده و فهمِ فرایندهای تعاملیِ زیربنایی هدایت کند. هنگامی که زوجین بتوانند از موضعی فرا-بازتابی (Meta-Reflective Position) به تعاملات خود بنگرند، قادر خواهند بود چرخههای تکرارشوندهای را شناسایی کنند که به تداوم تعارض، فاصلهگیری هیجانی و بنبستهای رابطهای منجر میشوند.
از این منظر، هدف درمان صرفاً حل یک مشکل خاص نیست، بلکه افزایش ظرفیت زوج برای مشاهده، نامگذاری و بازسازی الگوهای تعاملیای است که مشکلات را حفظ میکنند. پژوهشها و مدلهای نظری در حوزه زوجدرمانی، از جمله زوجدرمانی هیجانمدار (Emotionally Focused Couple Therapy; EFT)، زوجدرمانی رفتاری یکپارچه (Integrative Behavioral Couple Therapy; IBCT) و رویکردهای مبتنی بر ذهنیسازی (Mentalization-Based Approaches)، نشان میدهند که آگاهی نسبت به چرخههای رابطهای و ایجاد انعطافپذیری در آنها، یکی از سازوکارهای اصلی تغییر درمانی است.
بنابراین، میتوان گفت یکی از مهمترین کارکردهای زوجدرمانگر، تسهیلِ گذار زوج از درگیری با نشانهها و موضوعات آشکار تعارض به فهمِ الگوهای سازماندهندهٔ تعامل است؛ زیرا تغییر در این الگوها، امکان خروج از بنبستهای مزمن رابطهای و حرکت به سوی اشکال سازگارانهترِ ارتباط، تنظیم هیجان و دلبستگی را فراهم میآورد.
مطلبی دیگر از این انتشارات
مسخِ عاطفه در عصرِ ماشین
مطلبی دیگر از این انتشارات
سازمان مفهومی تجربه در زوجدرمانی: یک چارچوب میانرشتهای برای بازاندیشی در مکانیسمهای تغییر درمانی
مطلبی دیگر از این انتشارات
شفقت بهمثابۀ یک پارادایم انسانشناختی: تحلیل میانرشتهای و انتقادی درمان متمرکز بر شفقت