در انتخاب شایدها هیچ اجباری نیست°-°Intp
اولین...

بعد یک سال آشنایی با اینجا شروع به انتشار متن در آن کردم بخاطر اینکه یه جا خاک نخورن و کسی اونا رو بخونه.
الان بیشتر از سه سال هست میگذره.
بیشتر نوشته های کوتاه مینویسم و وقتی نوشته ای کمی انسجام و طولانی تر شد منتشر میکنم.
ولی دیگه شاید زمان نباشه. شاید نت نباشه. شاید گوشیم خراب بشه و شاید من نباشم. شاید کسی نباشه. با این وجود فقط یه جا باشن بجز پوشه های خودم.
پس همین جوری به عنوان جمله های کوتاه و دیالوگ منتشر میکنم.
فکر نکنم دیگه زیاد فرصت و استعدادی و حوصله ای برای کامل کردنشون داشته باشم.
در طی بیش از ۷ سال بدون هیچ تاریخ و موضوعی پراکنده نوشته شده اند و الان فقط منتشر می شوند.
...
۱. زندگی میتونه با هیچی شروع شه و با همه چیز تموم شه.
۲. همه ی ما باید معذرت خواهی کنیم. بخاطر درد و رنجی که بهم داده ایم.
۳. همیشه یه راهحل هست حتی اگه شده بدتر از مشکل.
۴. تا وقتی قدرت اینو داری که بخندی باید بخندی حتی اگه نخوای یا نتونی حسش کنی.
۵. همه چیز خراب شده مگه نه؟ دیگه برای حسرت گذشته و نگرانی برای آینده دیره.
۶. حتما خیلی برات سخت بوده، این همه تنهایی.
۷. معلومه که فقط لبخند زدن راحت تره. چی مثلا میخوای بگی و چه کسی میتونه اونا رو درک کنه.
۸. باور داشتن به چیزی که وجود نداره فقط از دست یه احمق بر میاد.
۹. انگار آنقدرها معنا داشت این همه دویدن.
۱۰. وقتی همه چیز از بین رفت میخوای چی رو درست کنی؟
۱۱. فکر میکنی لیاقت این چیزها را داریم؟
۱۲. تمایلی به تعامل زیاد ندارم.
۱۳. زندگی واقعا احساس زندگی نکردن میده.
۱۴. بی عدالتی با عدالت جبران نمیشه. هیچ دردی درمان نمیشه. گذشت زمان، فقط زمانِ پیدایش درد رو دورتر میکنه. هیچ چیز قرار نیست بهتر بشه.
۱۵. مگه حتما باید چیزی رو دوست داشت تا لذت برد شاید همین که وجود داره لذت بخشه.
۱۶. اگه الان نمیتونی دلیلش رو پیدا کنی. میتونی بعدا انجامش بدی. خودتو اذیت نکن.
۱۷. هیچ توضیحی ندارم.
فقط میگم ببخشید و خداحافظ.
۱۸. از هر چی که تو رو میترسونه فرار کن نه این که با خودت اینکارو کنی.
۱۹. ببخشید آدم شادی نیستم حتی نمیتونم وانمود کنم.
۲۰. درسته تو رویا داشتی ولی خودتو به کشتن دادی چون اونا مرده بودن. آرزوهای مرده مثل آدم های مرده به سادگی برنمیگردن. قیامت هم برای برگشتن آنها به دست تو رقم نمیخورد.
۲۱. آنقدر به دنبال دلیل برای کشتن و مرگ هستیم؛ که دیگر نه وقتی، نه حوصله ای و نه ذهنِ آماده ای برای پیدا کردن دلیل زندگی نمانده است.
۲۲. خودت را با اینکه رنج تو را بزرگ تر و بهتر میکند و هر چه پیش آید خیر است؛ گول بزن. انگار لیاقتی برای زندگی خوب را نداشتی.
۲۳. انجام عدالت؛ یکم بی عدالتی نیست؟
۲۴. چه جنایت فوق العاده ای! دیگر برای زندگی توانی نگذاشته است. کشتاری که مرده و زنده همراه هم دیگر وجود ندارند.
۲۵. آنقدر دمدمی مزاج و بی ثباتم. که در پوچی به ثبات رسیده ام.
۲۶. واقعا خوش بینی ات بعد از این چیزایی که بهت گذشته حماقت و احمقی و بی مغزی و تهوع آوره.
کاش میتونستم بهش نخندم.
۲۷. تو این شرایط واقعا احساس اضافه بودن میکنم. انگار تموم کاری که میکنم هیچیِ.
۲۸. واقعا تمام خودمو به سخره گرفتم.
۲۹. بنظرم همیشه زشتم ولی فقط گاهی بخاطرش ناراحت میشم.
۳۰. افسردگی واکنش درستی به دنیای امروزه.
۳۱. بعضی وقتا برای آدم سوال میشه کجای زندگی وایساده؟
۳۲. معلومه که زندگی زیباست. خب که چی. اونقدری هست که بتونه به تک تک نفس هات آرامش بده؟ آخه چه ایده ای احمقانه بود این...زندگی.
۳۳. بدی ها از قلب میان بخاطر نفرت و عصبانیتی که فرد نسبت به خودش داره.
...
KRK
مطلبی دیگر از این انتشارات
نوشته های کوتاه
مطلبی دیگر از این انتشارات
سومین...
مطلبی دیگر از این انتشارات
دومین...