<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>پست‌های انتشارات انتشارات نورسا</title>
        <link>https://virgool.io/Ravanshenakhtiy/feed</link>
        <description>آموزه های روانشناختی به قلم سرکارخانم زینب رکنی مشتقین</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 11:13:39</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/publication/mjibsd6deq6q/edkjxc.jpg</url>
            <title>انتشارات نورسا</title>
            <link>https://virgool.io/Ravanshenakhtiy</link>
        </image>

                    <item>
                <title>«نقش بازی‌های خلاقانه در رشد هیجانی و شناختی کودکان»</title>
                <link>https://virgool.io/Ravanshenakhtiy/%D9%86%D9%82%D8%B4-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D8%B4%D8%AF-%D9%87%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%88-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%AE%D8%AA%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-erv6wgfjmrhn</link>
                <description>دوران کودکی یکی از حساس‌ترین و مهم‌ترین مراحل زندگی انسان است. در این دوران، شخصیت کودک پایه‌گذاری می‌شود و بسیاری از مهارت‌های شناختی، اجتماعی و هیجانی او شکل می‌گیرند. یکی از اساسی‌ترین ابزارهایی که کودک برای یادگیری و تجربه‌ی جهان پیرامون در اختیار دارد، بازی است. بازی نه تنها وسیله‌ای برای سرگرمی و گذران وقت محسوب می‌شود، بلکه کارکردهای عمیق‌تری در رشد همه‌جانبه‌ی کودک دارد. به‌ویژه، بازی‌های خلاقانه به دلیل ماهیت آزاد، انعطاف‌پذیر و مبتنی بر تخیل، نقش مهمی در پرورش توانایی‌های ذهنی و هیجانی ایفا می‌کنند.بازی‌های خلاقانه به فعالیت‌هایی اطلاق می‌شود که کودک در آن با استفاده از تخیل، ابداع و نوآوری، دنیایی تازه خلق می‌کند. این بازی‌ها می‌توانند شامل نقاشی، مجسمه‌سازی با خمیر، داستان‌سرایی، نمایش عروسکی، بازی‌های نمادین و حتی ساختن وسایل ساده با وسایل روزمره باشند. در این نوع بازی‌ها، نتیجه و محصول نهایی به اندازه‌ی فرآیند تجربه کردن و لذت بردن از خلق چیزهای جدید اهمیت ندارد.متخصصان روانشناسی کودک همواره تأکید کرده‌اند که بازی، زبان کودک است. همان‌طور که بزرگسالان از طریق کلمات افکار و احساسات خود را بیان می‌کنند، کودکان نیز از طریق بازی به ابراز درونیات خود می‌پردازند. بازی فرصتی فراهم می‌آورد تا کودک بدون ترس از قضاوت، خود را بیان کند و با محیط پیرامون تعامل برقرار سازد. به همین دلیل است که بسیاری از روانشناسان و مربیان، بازی را بخشی جدایی‌ناپذیر از فرآیند تربیت و آموزش کودکان می‌دانند.بازی‌های خلاقانه در رشد هیجانی کودکان اهمیت بسیاری دارند. بسیاری از کودکان نمی‌توانند هیجان‌ها و احساسات خود را به زبان بیاورند. اما وقتی در یک بازی نمادین نقش دکتر، مادر یا معلم را ایفا می‌کنند، احساسات سرکوب‌شده یا نگرانی‌های خود را بروز می‌دهند. این موضوع به کودک کمک می‌کند تا فشارهای روانی خود را کاهش دهد. در بازی‌های گروهی، کودک یاد می‌گیرد که نوبت را رعایت کند، قوانین را بپذیرد و شکست یا ناکامی را تحمل نماید. همین تجارب کوچک، پایه‌ای برای یادگیری مهارت‌های بزرگ‌تر در زندگی آینده خواهد بود. همچنین زمانی که کودک در بازی موفق می‌شود ایده‌ای خلاقانه اجرا کند، مثلاً داستانی بسازد یا یک پازل پیچیده را کامل نماید، احساس ارزشمندی و اعتماد به نفس در او تقویت می‌شود. بازی‌های تخیلی به کودک امکان می‌دهند اضطراب‌های خود را در قالب داستان یا نقش‌آفرینی تخلیه کند. این امر نوعی درمان غیرمستقیم برای مشکلات هیجانی محسوب می‌شود.از سوی دیگر، بازی‌های خلاقانه در رشد شناختی کودک نیز نقش بسزایی دارند. وقتی کودک با بلوک‌های ساختمانی برج می‌سازد و برج فرو می‌ریزد، او به دنبال راه‌حل جدیدی می‌گردد. این فرآیند، مهارت حل مسئله و تفکر انتقادی را تقویت می‌کند. داستان‌سرایی، نقاشی و بازی‌های نمادین باعث می‌شوند کودک بتواند خارج از چهارچوب‌های رایج فکر کند. همین ویژگی، در آینده به او کمک می‌کند که فردی نوآور و خلاق در جامعه باشد. بازی‌های گروهی، به‌ویژه نمایش و داستان‌پردازی، دایره لغات کودک را افزایش داده و توانایی بیان و گفتگو را بهبود می‌بخشند. کودک در جریان بازی‌های خلاقانه با دیگران تعامل می‌کند، نقش‌های مختلف را تجربه می‌نماید و به تدریج با قوانین و هنجارهای اجتماعی آشنا می‌شود.در این میان، نقش والدین و مربیان بسیار پررنگ است. آنان باید محیطی فراهم آورند که کودک بتواند آزادانه و بدون ترس از تنبیه یا قضاوت، بازی کند. فراهم آوردن ابزارهای متنوع مثل رنگ، خاک رس، لگو یا حتی وسایل ساده‌ی خانه می‌تواند قوه تخیل او را تحریک کند و فرصت‌های بیشتری برای خلاقیت فراهم سازد. زمانی که والدین همراه کودک وارد بازی می‌شوند، علاوه بر ایجاد پیوند عاطفی قوی‌تر، به کودک احساس اهمیت و امنیت منتقل می‌شود. این مشارکت، نه تنها کیفیت بازی را افزایش می‌دهد بلکه تجربه‌ای مشترک خلق می‌کند که هم برای کودک و هم برای والدین ارزشمند است.در نهایت می‌توان گفت بازی‌های خلاقانه ابزاری قدرتمند برای پرورش کودکان سالم، شاد و توانمند هستند. این بازی‌ها به کودک اجازه می‌دهند تا خود را بهتر بشناسد، مهارت‌های شناختی و اجتماعی خود را گسترش دهد و برای آینده‌ای موفق‌تر آماده شود. سرمایه‌گذاری بر بازی در کودکی، در آینده منجر به افرادی خلاق‌تر، باهوش‌تر و با مهارت‌های اجتماعی بالاتر خواهد شد.                                                       ✍️زینب رکنی مشتقین</description>
                <category>انتشارات نورسا</category>
                <author>زینب رکنی مشتقین</author>
                <pubDate>Mon, 01 Sep 2025 02:06:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روانشناختی چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/Ravanshenakhtiy/%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%AE%D8%AA%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-ufgripc9xmwi</link>
                <description>cognitive psychologyروانشناسی شناختی (cognitive psychology)، انسان را موجودی پردازشگر اطلاعات و مسأله گشا تلقی می کند. این دیدگاه، در پی تبیین رفتار از راه مطالعه شیوه هایی است که شخص به اطلاعات موجود توجه می کند، آن ها را تفسیر می کند و به کار می برد.روانشناسی شناختی و دیدگاه روانکاویروانشناسی شناختی همانند دیدگاه روانکاوی، متوجه فرایندهای درونی است؛ اما در این دیدگاه بیش از آنکه بر امیال، نیازها و انگیزش تاکید شود، بر اینکه افراد چگونه اطلاعات را کسب و تفسیر می کنند و آن ها را در حل مشکلات به کار می گیرند، تاکید می شود.بر خلاف روانکاوی، تکیه گاه شناختی نه بر انگیزش ها و احساسات و تعارضات نهفته، بلکه بر فرایندهای ذهنی است که از آن ها آگاهیم یا به راحتی می توانیم از آن ها مطلع شویم. این رویکرد در تقابل با نظریه های یادگیری قرار می گیرد که محیط بیرونی را علت اساسی رفتار به شمار می آورند.اصولا دیدگاه شناختی به افکار و شیوه های حل مسأله کنونی توجه دارد تا تاریخچه شخصی. در این دیدگاه، روابط بین هیجان ها انگیزش ها و فرایند های شناختی و در نتیجه همپوشی میان دیدگاه شناختی و دیگر رویکردها نیز آشکار می شود.انقلابِ شناختیروانشناسی شناختی، زاده ی روانشناسی گشتالت است که در دهه ی ۱۹۲۰ مطرح شد. وجه مشخصه ی دیدگاهِ شناختی، توجه نسبتا اندک به رابطه ی محرک پاسخ و فعالیت های عصبی می باشد. توجه اصلیِ این رویکرد، به موضوعاتی نظیر ادراک، حل مسئله از طریقِ شهود، تصمیم گیری و فهم است.در تمامِ این فرایندها، شناخت از اهمیت مرکزی برخوردار است. شناخت، یک مفهومِ کلی است که تمامیِ اشکالِ آگاهی را در بر می گیرد و شاملِ ادراک، تفکر، تصور، استدلال، و قضاوت و غیره می باشد. انقلابِ شناختی، شاملِ تمامِ دیدگاه هایی می شود که به این مباحث اهمیتِ زیادی می دهند.موضوعاتی از این قبیل که انسان چگونه و با چه ساختاری به درک، تشخیص و حل مسأله می‌ پردازد و این که ذهن چگونه اطلاعات دریافتی از حواس (مانند بینایی یا شنوایی) را درک می‌ کند و یا اینکه حافظه انسان چگونه عمل می‌ کند و چه ساختاری دارد؛ از عمده مسائل قابل توجه دانشمندان این رشته می‌باشد.تفاوت رواشناسی شناختی با مکاتب روانشناسی قبلیمحققین روانشناسی شناختی به ذهن، همچون دستگاه پردازشگر اطلاعات می‌ نگرند و رویکرد آنان به مطالعه مغز و ذهن بر پایه تشابه عملکرد مغز با رایانه است. روانشناسی شناختی، از دو جنبه با مکاتب روانشناسی قبلی تفاوت اساسی دارد:برخلاف مکاتب روانشناسی کلاسیک از قبیل روانشناسی فرویدی، از روش تحقیق علمی و بررسی موارد قابل مشاهده استفاده می‌ کند و روش هایی چون درون نگری را به کار نمی‌ برد.برخلاف روانشناسی رفتار گرایی، فرایندها و پدیده‌ های ذهنی، چون باور، خواست و انگیزش را مهم دانسته، مورد مطالعه قرار می‌ دهد.از زیر مجموعه‌ های روانشناسی شناختی می‌ توان رشته‌ های نوروسایکولوژی، روانشناسی بالینی، روانشناسی تربیتی، روانشناسی قانونی، روانشناسی صنعتی و سازمانی با گرایش های شناختی را نام برد.جذاب بودن به شیوه روانشناختیاین مطلب حاوی نکات کاربردی بسیاری می تواند باشد که از نظر علمی ثابت شده می باشد.روانشناسان اجتماعی برای اشاره به درجهٔ احساس‌های مثبت یا منفی نسبت به دیگران، اصطلاح جاذبهٔ بین فردی را به کار می‌برند. جاذبه انواع تجربه‌های اجتماعی مانند دوست داشتن، صمیمیت، شهوت، و عشق را تبیین می‌کند.عوامل اصلی در جاذبهروان شناسان اجتماعی دریافته اند که سه عامل مهم در جاذبهٔ بین فردی وجود دارد که عبارت اند از: جذابیت جسمانی، مجاورت و مشابهت. در حالی که جذابیت جسمانی و مجاورت در مراحل آغازین رابطه، تعیین کننده تر هستند، مشابهت تنها عامل بسیار مهم در حفظ یک رابطهٔ دراز مدت است. بنابراین نکته ای که در اینجا وجود دارد این است که برای حفظ یک رابطه در پی مشابهت ها باشیم.جذابیت جسمانیپژوهش‌ها همواره نشان داده است که جذابیت جسمانی (اندازهٔ اندام، قیافه، ویژگی‌های چهره و طرز لباس پوشیدن) یکی از مهمترین عواملی است که در ابتدا ما را به دیگران علاقه‌مند می‌کند و باعث می‌شود که آنها را دوست بداریم. در دورهٔ کودکستان، کودکان زیبا نزد همکلاسی هایشان محبوب ترند و معمولاً معلم‌ها تصور می‌کنند که آن‌ها از هوش بیشتر و سازگاری بهتری برخوردارند. هنگامی که این افراد زیبا به دوران بزرگسالی می‌رسند، هم توسط مردان و هم توسط زنان، موقر تر، جالب تر، اجتماعی تر، مستقل تر، با هوش تر و از نظر جنسی پر شور تر پنداشته می‌شوند. با وجود این، پژوهش همچنین نشان می‌دهد که جذابیت جسمانی هنگامی که رابطه از مراحل اولیه اش می گذرد، اهمیت خود را از دست می‌دهد.مجاورتجذابیت همچنین بستگی دارد به این که مردم در زمان و مکان یکسانی باشند، یعنی مجاورت و یا از نظر فیزیکی به هم نزدیک باشند که این عامل مهم دیگری در جذابیت است. هر چقدر با فردی، نزدیک تر زندگی یا کار کنید، به احتمال بیشتری آن فرد را دوست خواهید داشت. مطالعه‌ای دربارهٔ دوستی در خوابگاه‌های دانشجویی معلوم ساخت شخصی که در اتاق پهلویی زندگی می‌کند، از شخصی که دو اتاق دور تر زندگی می‌کند، بیشتر مورد علاقه قرار می‌گیرد. ظاهراً مواجههٔ مکرر با همهٔ انواع محرک ها، در مجموع علاقه را بیش تر می‌کند. بدون شک مشاهده کرده‌اید که به تدریج تغییرات تکان دهنده در مُد و آرایش مو را می پذیرید و در نهایت از آن‌ها خوش تان می‌آید. پژوهش‌ها همچنین نشان داده است که علاقه به رییس جمهورها و ستاره‌های سینما، قویاً با تعداد دفعات حضور آن‌ها در رسانه های گروهی همبستگی دارد.مشابهتمهم‌ترین عامل پیوند دهندهٔ روابط دراز مدت، خواه علاقه باشد یا عشق، مشابهت است. ما ترجیح می دهیم در کنار افرادی باشیم که خیلی به ما شباهت دارند – آن هایی که سابقهٔ قومی و محلی، طبقه ی اجتماعی، علا یق و نگرش‌ها با ما سهیم هستند.بنابراین نمی توان برای همه جذاب بود و ممکن است در عین حال ما برای کسی جذاب باشیو و در عین حال برای افراد دیگری غیر جذاب. پس این ولقعیت را باید پذیرفت. توانبخشی شناختیاصطلاح توانبخشی شناختی شامل طیف وسیعی از روش های درمانی است که توسط متخصص‌های مختلف توانبخشی در کلینیک توانبخشی شناختی قابل اجراست. بسیاری از متخصصین توانبخشی از جمله کاردرمانگران، فیزیو تراپیست ها، متخصصین آموزش استثنایی و عصب – روانشناسان و همچنین روانشناسان شناختی جهت ارتقاء سطح عملکردهای شناختی مراجعین خود، از رویکردهای توانبخشی شناختی بهره می‌گیرند. کارف در سال ۱۹۹۹، تعریفی کاربردی از توانبخشی شناختی ارائه کرده است که در این تعریف توانبخشی شناختی، شامل ارائه فعالیت‌های درمانی معطوف به عملکرد است که هدف آن‌ها، تقویت و یا تثبیت مجدد الگوهای رفتاری پیشین و نیز تثبیت الگوهای رفتاری جدید، برای انجام فعالیت و یا ارائه مکانیسم‌های شناختی جهت جبران عملکردهای آسیب دیده سیستم عصبی می‌باشد.</description>
                <category>انتشارات نورسا</category>
                <author>زینب رکنی مشتقین</author>
                <pubDate>Thu, 21 Dec 2023 17:04:33 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>