<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>پست‌های انتشارات Ravan show | روان شو</title>
        <link>https://virgool.io/Ravanshow/feed</link>
        <description>دورهمی های باشکوه 
مصاحبه با ویرگولی ها
مهمان برنامه شوید و
با نظرات و دیدگاه و دنیای آدمها آشنا شوید. 
اولین انتشارات روان نویس</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 10:49:34</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/publication/6t4f1p1xafoe/9smkxl.jpeg</url>
            <title>Ravan show | روان شو</title>
            <link>https://virgool.io/Ravanshow</link>
        </image>

                    <item>
                <title>🌅اپيزود سیزدَهُمِ روان شو|سفری بر بهشت زمینی🕌🌎</title>
                <link>https://virgool.io/Ravanshow/%F0%9F%8C%85%D8%A7%D9%BE%D9%8A%D8%B2%D9%88%D8%AF-%D8%B3%DB%8C%D8%B2%D8%AF%D9%8E%D9%87%D9%8F%D9%85%D9%90-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D9%88%D8%B3%D9%81%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%A8%D9%87%D8%B4%D8%AA-%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C%F0%9F%95%8C%F0%9F%8C%8E-kkzwgpapbxkz</link>
                <description>سلام و نورسلام و سلامتیامروز مهمون دل های شما هستیم، یه اپیزود متفاوت که نیازه عمیقا با آمادگی قلبی و دلی وارد بشید.مهمون این قسمت روان شو، سرکار خانم &quot;دخترمهتاب&quot; هستند.که از حضورشون خیلی خوشحالم. سفرنامه های سریالی و پیوسته ایشون رو میتونید در صفحه شون مشاهده کنید.من شخصا یکبار سعادت مشرف شدن به این سفر بهشتی رو داشتم، با کاروان دختران بی نهایت، وابسته به آستان قدس جوانان رضوی، (بنات الرضا_شهریور ۴۰۲)فقط میتونم بگم اگر تمام دنیا رو هم بگردید، این سفر متفاوت ترین سفر عمرتون میشه.و آرزو قلبی دارم باز هم بتونم زائر امام حسین بشم. برخیها به خاطر تکلف و سخت گیری نابجا( مثل سوغاتی، هوایی رفتن، ولیمه دادن و تالار و مهمانان زیاد و امثالهم) این سفر مبارک رو مدام به تعویق می اندازند، لطفا به خاطر چنین دلایل بی مایه ای، کمی سهل گیر تر باشید و این دم مسیحایی رو از خودتون دریغ نکنید، چراکه عمر محدوده و پایانش غیر قابل پیش بینی!تا زمانی که علنا چشم خودتون انعکاس نور گنبد رو زیارت نکرده باشه، هرچقدر هرکسی توصیف و تشریح کنه، نمیتونید میزان اعجاز این سفر آسمانی و غیر زمینی رو درک و لمس کنید. باید تهی شد و سپرد دست او.بیشتر از این توضیح ندم، خودتون بفرمائید: https://aparat.com/v/qrlxlol 1 - چند مرتبه به زیارت مقدس اربعین مشرف شدید؟این سعادت نصیب من شده که سه بار در پیاده روی اربعین شرکت کنم. https://www.aparat.com/v/iwmo6eb 2 - پنج تا بهترین عکس های سفر اربعین رو برامون بذارید.راستش علی رغم اینکه عاشق عکاسی هستم ، هنوز در &quot;عکاسی در سفر&quot; حرفه ای نشدم ولی از بین معدود تصاویری که گرفتم 5 تا از بهترین و خاطره انگیز تصاویر رو با شما به اشتراک می ذارم.تصویری که از طلوع آفتاب ثبت کردم در داخل ماشین در حال حرکت!خانه ی ابواحمد که در حیدریه عراق میهمان خانواده اش بودیمراه بهشت از اینجا آغاز می شود https://www.aparat.com/v/bctd43k 3 - سفر رفتن با کاروان رو پیشنهاد می کنید یا انفرادی؟اگر منظور شما اختصاصا سفر &quot;پیاده روی اربعین&quot; هست انتخابش به سلیقه و روحیه ی خودتون بستگی داره. توصیه ی من اینه که اگر قصد شرکت در پیاده روی اربعین برای اولین بار رو دارید ترجیحا با کسی همراه بشید که تجربه این سفر رو داشته ، همینطور اگر با افرادی که روحیات مشابهی دارید سفر کنید تجربه ی بهتری در طول سفر خواهید داشت. https://www.aparat.com/v/fuhwnt7 4 - مهترین چیزی که باعث تداوم و افزایش سالانه زائرین میشه چیه؟وقتی می ری چیزی گرفتارت می کنه ، مثل کبوتری که جَلد شده ، این جَلد شدن مسری هست ، هم خودت گرفتار میشی هم به اطرافیانت سرایت می کنه ..... چیزی که با واژه ها قابل توصیف نیست . https://www.aparat.com/v/eun19a1 5 - چرا میگن : بیچاره اون که حرم ندیده ، بیچاره تر اونکه دیده کربلاتو ؟&quot;گفتم ببینمش مگرم درد اشتیاق ساکن شود / بدیدم و مشتاق تر شدم&quot; سعدی https://www.aparat.com/v/lemhv47 6 - دوست دارید برای زندگی به عراق مهاجرت کنید ؟ چرا ؟جدا از تجربه سفر &quot;پیاده روی اربعین&quot; دوست دارم در شهرهای مختلف ایران و جهان زندگی کنم ، هر چند بعید می دونم که چنین فرصتی بهم دست بده ... رفتن به شهر یا کشور دیگه ای چه برای سفری کوتاه مدت و چه زندگی چند ساله درهای جدیدی رو به روت باز میکنه. برای من شخصا همراه شدن با افراد دیگه و آشنایی با نوع نگاهشون به دنیا و زندگی و شنیدن داستان زندگی شون بسیار جذاب هست. https://www.aparat.com/v/shxs234 7 - قشنگترین خاطره ای که از سفر دارید؟برای من هر سه سفری که رفتم بسیار خاطره انگیز هست و بخش جذاب و اصلی هر سفر هم آشنایی با آدم های مختلف ، آشنایی با آدمهای جدید که منجر به دوستی های جدید شد ، هست. https://www.aparat.com/v/pfg3kk3 8 - مورد علاقه ترین مداحی تون رو برامون بذارید .مداحی های محمد الجناحی که در مسیر پیاده روی پخش می شد بسیار برای من خاطره انگیز هست.9 - واجب ترین وسایل اربعین ؟احتمالا در این خصوص توصیه های مختلفی شنیدید ولی من می خوام یه توصیه ی متفاوت کنم : &quot;هر چی سبک بارتر بهتر!&quot; ... این توصیه ای هست که برادرم که تجربه ی چندین ساله ی پیاده روی اربعین داشت رو بهم کرد و من هم همین توصیه رو به شما می کنم . از دو جهت روی سبک باری و سبک بالی تاکید می کنم : اگر بخوایم نگاه معنوی به این سفر داشته باشیم باید بتونیم تا حدی از تعلقات دنیایی و القاب و طبقه اجتماعی و ... جدا بشیم و سبک بار سفر کنیم ... حتی اگر بخوایم نگاه مادی و دنیوی هم داشته باشیم این سفر یه تجربه ی خاص هست و اصلش پیاده روی یک مسیر طولانیه پس بهتره که سبک بار سفر کنیم. https://www.aparat.com/v/ybnc9vn 10 - چه جوری می تونیم بهترین فیض رو از سفر ببریم؟نگاه مون به صاحب سفر باشه و شرط ادب رو رعایت کنیم . با همسفران مون همدل باشیم . این همسفران همه ی آدمهایی هستند که در این سفر همراه با ما پا به جاده می ذارن ، غریبه و آشنا .. با این همسفران باید مهربان باشیم ، در سفر انعطاف پذیری و سازگاری داشته باشیم ، مراعات حال دیگران رو در هر شرایطی داشته باشیم، اگر در خانه ای میهمان هستیم شرط ادب میهمان بودن رو به جا بیاریم ، بهداشت رو رعایت کنیم و خصوصا از اسرف دوری کنیم. این سفر سختی هایی داره ممکنه کمی و کاستی هایی رو هم ببینیم ولی شخصا با این که بجای تبلیغ این سفر معنوی فقط زبان به گله و شکایت و نقل کاستی ها کنیم نامهربانی و بی ادبیه .شاید بگید اینا چه ربطی به فیض بردن از سفر داره؟؟؟ ولی انجام همین کارهای به ظاهر ساده بسیار سخته و اگر تونستید اینطور عمل کنید واقعا از برکات معنوی سفر بهره مند خواهید شد و خوشا به سعادتتون. https://www.aparat.com/v/wggrk5c   11 - چیکار کنیم که درک مون از معنویات قوی تر بشه؟جواب این سوال با سوال قبلی هم پوشانی داره و دیگه اینجا تکرار نمی کنم ولی یه نکته اضافه می کنم. اگر تجربه این سفر رو داشته باشید مسئله ای که همه ی تجربه کنندگان این سفر بهش اشاره دارند &quot;نسیم خنک مهربانی&quot; هست که در تمامی مسیر سفر جاری و ساری هست . کاش وقتی به زندگی عادی برگشتیم به عنوان نمایندگان &quot;پیاده روی اربعین&quot; این نسیم مهربانی رو با خودمون به زندگی عادی و روزمره ببریم و دیگران رو هم از این همدلی و مهربانی بهره مند کنیم. https://www.aparat.com/v/jndc6w3 12 - چه چیزی باعث تمایز این سفر با سفرهای دیگه میشه؟ریشه ی معنوی و اصالت این سفر باعث این تمایز هست. https://www.aparat.com/v/qygoi3n 13 - بین مشهد و کربلا کدوم رو انتخاب می کنید و چرا؟خب سوال من اینه که چرا باید انتخاب کنم؟؟؟😅شاید براتون جالب باشه که در اولین سفر پیاده روی اربعین ، چند ماهه قبلش به زیارت امام رضا علیه السلام مشرف شده بودم و بعدش پیاده روی اربعین و بعدش دوباره مشهد و بعدش دوباره مشهد! برای خودم هم عجیب بود و من در یک سال سه بار به مشهد و یک بار کربلا (پیاده روی اربعین) رفتم. https://www.aparat.com/v/xsa0th5 14 - یک لحظه چشمهاتون رو ببندید و شهر کربلا رو تصور کنید ، اولین چیزی که جلوی چشمانتون میاد رو تشریح کنید ، چه حس و حالی داشتید؟چیزی که جلوی چشمم میاد و در هر بار تشرف به کربلا تجربه کردم شکوه بین الحرمین و اشتیاق زائرین هست که واقعا قابل توصیف نیست. https://www.aparat.com/v/hbx47sa 15 - یک سخن با جامانده ها و کسانی که عطر ناب این سفر رو تجربه نکرده اند داشته باشید.عمیقا براتون آرزو می کنم که این سفر باشکوه و عطرآگین با نسیم مهربانی رو تجربه کنید. وقتی برای اولین بار رفتم ترس زیادی داشتم که بمیرم!!!!🤣 ولی خب می بینید که سُر و مُر و گنده در خدمتتون هستم! پس اگر شما هم مثل من می ترسید به دل جاده بزنید و یه تجربه ی منحصر بفرد رو تجربه کنید. https://www.aparat.com/v/pxx5589 مسیر نجف تا کربلا که اصلی ترین و رایج ترین مسیر پیاده روی اربعین هست حدود هشتاد کیلومتر هست . می تونید این مسیر رو یک هفته تا چندین روز و همراه با استراحت طی کنید همینطور اجباری به طی کردن این مسیر حتما با پای پیاده نیست و شما می تونید بخشی از مسیر رو پیاده و باقی مسیر رو با ماشین برید. https://www.aparat.com/v/oxji90p پ. ن : ممنونم از روان نویس عزیز که این مصاحبه رو ترتیب دادند و همه ی دوستان ویرگولی که این مصاحبه رو خوندید. برای من سفرهای پیاده روی اربعینی که رفتم بسیار دل انگیز و خاطره انگیز هست برای همین از اینکه سفرنامه ی اربعینم خوانده و شنیده بشه و همینطور نظرات تون رو بشنوم بسیار خوشحال میشم. در پناه حق باشید. https://www.aparat.com/v/xhh0909  https://www.aparat.com/v/eyvlkg3 سپاس از همراهی همیشگیتونروان نویس دوستتون داره❤️الهی که امام حسین خودش برامون بسازه.هر فرد با یک امام بیشتر مأنوس میشه، برای بنده امام حسینه. ان شاالله که با ایشون محشور بشیم و شفاعتمون کنند.گرچه همه معصومین ولی الله و روح واحد هستند.هیچ شعری ننویسید به روی کفنم با گِلِ تُربَت یارم بنویسید حسین</description>
                <category>Ravan show | روان شو</category>
                <author>روان نویس</author>
                <pubDate>Fri, 04 Apr 2025 19:17:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>✴اپیزود دوازدهم¹² روان شو| نوش باد عیش مادرانگی 🤱🏻</title>
                <link>https://virgool.io/Ravanshow/%E2%9C%B4%D8%A7%D9%BE%DB%8C%D8%B2%D9%88%D8%AF-%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%87%D9%85%C2%B9%C2%B2-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%B4-%D8%A8%D8%A7%D8%AF-%D8%B9%DB%8C%D8%B4-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C-%F0%9F%A4%B1%F0%9F%8F%BB-bs7rmpkrwkqf</link>
                <description>سلام بر دوستانِ جان، مهربانان :)بعدمدتها اومدم خدمتتون با روان شو هایی که دوست دارید🌱مهمون این قسمت از برنامه، سرکار خانم &quot;سید خانم&quot; هستن، مادر دلسوز و دغدغه مندی که سبک مادریشون رو خیلی خیلی دوست دارم. اینکه فرزندان رو از سن کم با اهل بیت و موازین اسلامی آشنا میکنند. حتی اعتکاف امسال رو با حضور مادر بزرگوارشون، خودشون و دخترشون سپری کردند.مادری که با وجود ازدواج زودهنگامش تونست قوی و محکم عمل کنه.مادری که در کنار اشتغال، تمام تلاشش متمرکز بر فرزندانش بوده.من همیشه یکی از مسائل فکری ذهنیم این بوده که چطور هم در محیط سالمی کار کنم.و هم مادر خوبی در آینده باشم.شاید این سوالات من، سوالات شما هم باشند، خصوصا اگر مجرد هستید و یا هنوز مادر نشده باشید.گاهی اطلاع و استفاده از تجربیات آدمها، بسی مفید تر از هزاران کتاب میشه. (و هدف اصلی من از بنیان‌گذاری روان شو، همین آگاهی بخشی در مرتبه اول خودم، و بعد برای افراد توسعه جو هست)بنابراین با استقبالی گرم، شما رو دعوت میکنم به مطالعه این قسمت از برنامه روان شو.☕🍫امیدوارم لذت، و البته بهره ببرید.عید بندگیتون هم مبارک، ان شاالله زنده باشیم و توفیق حضور سال بعد هم داشته باشیم.۱-مادر شدن رو توصیف کنید.مادر شدن... چقدر این کلمه سنگینه! اونقدر فکر کردم و نوشتم و پاک کردم، انگار نمی‌تونستم حس واقعیم رو با کلمات نشون بدم. نمی‌خواستم یه جواب تکراری بدم، نمی‌خواستم چیزی بگم که بقیه خوششون بیاد، می‌خواستم از ته دلم حرف بزنم.مادر بودن رو اون لحظه فهمیدم که از بهترین فرصت شغلیم گذشتم. یه فرصتی که یه سال براش زحمت کشیده بودم. اما یهویی از همه چی دل کندم. مادر بودن رو وقتی فهمیدم که دیگه برام مهم نبود بقیه چی فکر می‌کنن، چی میگن، یا چه آینده‌ای رو از دست می‌دم. همه اینا فقط به خاطر بچه‌هام بود.تصور کن یه مدت طولانی یه فکر بد تو ذهنت باشه و اذیتت کنه، بعد یه سال از اون فکر خلاص میشی. اما درست وقتی آرومی، یه شب از خودت می‌پرسی: &quot;حالا آینده من چی میشه؟ من یه مادرم. چرا باید تا نصف شب یه جایی باشم که هیچ ربطی به من نداره؟&quot; و همون لحظه دوباره برمی‌گردی به همون سختی‌ها و فکرای بد... ولی این بار، پیش بچه‌هات.همین برام کافی بود. همین که صبح با صدای دعوای بچه‌ها سر تلویزیون بیدار شم. همین که خم شم و لباساشونو از رو زمین جمع کنم. همین که دخترم با افتخار منو به دوستاش معرفی کنه و بگه: &quot;این مامانمه!&quot;مادر شدن یعنی وقتی دلت پر از غمه و همه دارن قضاوتم می‌کنن، لبخند بچه‌هات یه حس امید و رضایت بهت بده که از ته چاه بکشتت بیرون. مادر شدن یعنی همین حس کوچیک، همین عشق بی‌دریغ.۲- اینکه مامانامون میگن &quot;تا مادر نشی یه چیزایی رو درک نمی‌کنی&quot;، واقعاً درسته؟من وقتی توی جلسه خواستگاری به شوهرم گفتم عاشق بچه‌هام، اصلاً فکر نمی‌کردم بچه‌داری اینقدر چالش داشته باشه. فکر می‌کردم فقط باید پوشکشون رو عوض کنی و غذا بهشون بدی. بعد که موقع به دنیا اومدنشون کلی سختی کشیدم، فهمیدم من کجا بودم و تصوراتم کجا.مامان من خیلی سخت‌گیر بود. نمی‌ذاشت برم خونه دوستام یا یه سری لباس‌ها رو بپوشم. وقتی دخترم بزرگ شد فهمیدم همه‌ی اون کارا و حرفای مامانم درست بوده.تا مادر نشی نمی‌فهمی &quot;پاره جگر&quot; یعنی چی. فکر کن یه نفر اون سر دنیا داره زندگی می‌کنه، وقتی حالش خوب نباشه، تو اینور دنیا بی‌قرار میشی. تا بچه‌دار نشی، این حس رو نمی‌تونی درک کنی.۳-چطور فرزند صالح تربیت کنیم؟راستش جواب دقیقی برای &quot;چطور یه فرزند صالح تربیت کنیم&quot; ندارم. اما کاری که خودم دارم تو زندگیم انجام میدم اینه که در کنار تربیت خودم، از زندگی اهل بیت و شهدا برای بچه‌هام بگم. درس خوندن اونقدر برام مهم نیست. درس رو هر وقت بخوای میشه خوند، ولی اخلاق باید از ریشه خوب باشه. یه جا خوندم که مادر شهید شاهرخ ضرغام همیشه تو نمازش برای عاقبت به خیر شدن پسرش دعا می‌کرد. آخرش هم دعای مادرش باعث شد عاقبتش به شهادت ختم بشه.تنها کاری که سعی می‌کنم برای بچه‌هام بکنم اینه که سر نماز دعا کنم عاقبتشون به خیر بشه. مهم نیست چقدر من معلم اخلاق خوبی باشم، محیط چقدر خوب باشه، یا همه چی چقدر فراهم باشه، در نهایت خدا باید کمکمون کنه که حتی یه لحظه هم از راه درست خارج نشیم. امیدوارم امام زمان (عج) یه نگاهی به بچه‌هام بندازه.بهترین کار اینه که از خدا بخواهیم تا فرزندان صالحی داشته باشیم.۴-چرا بهشت زیر پای مادره؟سوالی خوب و جالبیه! یه روایتی هست که یه جوان به رسول الله (ص) می‌رسه و می‌گه: «می‌خوام به مردم نیکی کنم، به کی نیکی کنم؟» پیامبر جواب می‌ده: «به مادرت.»این جوان دوباره می‌پرسه و پیامبر باز میگه: «مادرت.» برای بار سوم هم همون سوال رو می‌پرسه و پیامبر دوباره تأکید می‌کنه: «مادرت.» وقتی بار چهارم می‌پرسه، پیامبر می‌گه: «پدرت.»حالا اینجا داریم می‌بینیم که رسول الله به مقام مادر اشاره می‌کنه. اگر احسان رو به چهار قسمت تقسیم کنیم، سه قسمت اون برای مادره و فقط یک قسمت برای پدر. واقعا مادر چه مقامی داره؟ تا حالا به این موضوع فکر کرده‌اید؟ مقام مادر بالاتره یا پدر؟خدا در آیه ۱۵ سوره احقاف می‌فرماید: «وَ وَصَّيْنَا الْإِنْسَانَ بِوَالِدَيْهِ إِحْسَانًا.» یعنی خدا به ما توصیه می‌کنه که به والدین‌مون نیکی کنیم. اما نکته جالب اینجا هست که بعدش می‌فرماید: «حَمَلَتْهُ أُمُّهُ كُرْهًا وَ وَضَعَتْهُ كُرْهًا وَ حَمْلُهُ وَ فِصَالُهُ ثَلاثُونَ شَهْرًا.»این یعنی ما باید به مادران‌مون احترام بذاریم. چون مادر ما رو با کلی درد و رنج به دنیا میاره و بعد با زحمت از ما نگهداری می‌کنه. حتی وقتی خدا درباره اهمیت والدین صحبت می‌کنه، وقتی به زحمت‌ها می‌رسه، به مادر اشاره می‌کنه. پس قرآن هم مقام مادر رو خیلی بالا می‌دونه.حالا از نگاه روایت هم براتون بگمیه روز یک جوون دیگه به رسول خدا می‌گه: «یا رسول‌الله برای مشکلاتم دعا کنید.» پیغمبر هم که دعاهایش مستجاب هست، اما می‌خواد به اون جوون یه راه درست نشون بده، می‌گه: «هر وقت مشکل داری، به مادرت بگو برایت دعا کنه.»این جوون سه بار سوالش رو تکرار می‌کنه و پیامبر دوباره می‌گه: «نه، به مادرت بگو.» وقتی می‌گه مادرم از دنیا رفته، پیامبر می‌گه: «خب، به پدرت بگو.» اما باز تأکید داره که اگر مادرش زنده بود، دعای مادرش زودتر مستجاب می‌شد.ادیسون، مخترع معروف، می‌گه: «هر چی دارم از مادرم دارم.»حالا برگردیم به سؤال اصلی: چرا بهشت زیر پای مادره؟ یکی از افراد به رسول الله می‌گه: «یا رسول‌الله، من همه‌اش نماز و روزه و خمس و زکات می‌دم، چه کاری کنم که حتمی وارد بهشت بشم؟» حضرت می‌گه: «برو و پای مادرت رو ببوس.»جوان می‌گه: «مادرم از دنیا رفته.» همه منتظر بودن که پیامبر بگن برو پای پدرت رو ببوس، اما حضرت می‌گه: «برو به نیت مادرت، پایین قبرش رو ببوس.»اون جوان می‌گه: «قبرش از بین رفته.» پیامبر می‌گه: «برو یه صورت قبر درست کن و نام مادرت رو روی اون بنویس و به نیت مادرت، قبر رو ببوس.»در اینجا همه منتظر بودن که رسول خدا درباره پدر صحبت کنه، اما تأکیدش بر مقام مادر بود. اینکه می‌گن بهشت زیر پای مادره، یعنی اگه می‌خوای عاقبت به خیری داشته باشی، باید به پدر و مادر، به ویژه مادر، نیکی کنی.۵-چی باعث میشه با وجود این همه سختی، خانم‌ها مادر شدن رو ترجیح بدن؟ حتی اگر بهترین زن و شوهر دنیا هم باشیم، در یک جایی از زندگی‌مون کمبودی حس می‌کنیم. خب، اساساً دلیل این کنار هم بودن چیه؟ وقتی زن‌ها یک مرد رو دوست دارن، دوست دارن یکی مثل همون مرد رو دوباره به دنیا بیارن.به شخصه، من زندگی‌ام بعد از به دنیا اومدن بچه‌هام واقعاً تغییر کرد. قبل از اون، زندگی‌ام فقط خاله‌بازی بود. حالا بچه‌ها واقعا رنگ و بوی جدیدی به زندگی می‌دن.صدای بچه‌ها جدا از تمام خستگی‌ها، گاهی به آدم امید می‌ده. ان‌شاءالله خدا به همه‌ی کسانی که بچه دوست دارند، بچه بده.با وجود سختی‌ها، خانم‌ها مادر شدن رو به خاطر عشق عمیق به فرزند، احساس هدفمندی، رشد شخصی، لذت‌های کوچک، غریزه مادری و تداوم نسل ترجیح می‌دن.۶- از نظر شما علت عوام و سپس خواص برای فرزنداوری چیه؟خب معلومه مادرا اصرا می‌کنند نوه می‌خوان🤣علت عوام برای فرزنداوری اینه که ادامه دهنده نسل باشن. حال و هوای زندگیشون عوض بشه. عوامل بیرونی و درونی خانواده و ترس از بالا رفتن سن و بچه دار نشدنعلت خواص هم‌ میتونه تجربه عشق به فزرند باشه. یا تربیت فرزندی که برای جامعه مفید باشه. بخشیدن معنا به زندگی...سوالای سخت میپرسیا😄 دیشب سحری خواب موندیم و الان با زبون روزه فکر کردن سخت تر شده۷- راستش این سؤال قابل تعمیم نیست، اما به نظرتون توی جامعه‌ی امروز چه تعداد بچه کافیه؟ من شخصاً دلم می‌خواد ۴ تا بچه داشته باشم، البته خدا باید بخواد. داشتن یک بچه واقعاً ترسناکه. وقتی یکی به دنیا میاد، همه می‌گن: «دیگه بسه!» می‌ری دکتر زنان، ازت می‌پرسه: «چند تا بچه داری؟» تو هم مثلا می‌گی یکی و بعد می‌گه: « دوباره بچه می‌خوای چیکار؟ بسه»آدم دلش می‌خواد بگه: « خانم دکتر به شما چه ربطی داره؟، مگه شماخرجش رو می‌دی؟» بعد هم می‌پرسه: «شوهرِت وضعش خوبه؟»این قضاوت‌ها خیلی اذیت‌کننده‌س.حداقل ۳ تا فرزند واجبه۸- مهم‌ترین وظیفه مادر چیست؟این سؤال خیلی کلیه، برای همین منم جواب کلی میدم مهم ترین وظیه مادر اینه که ادم خوبی باشه حالا چطور؟ باید اول خودش رو دوست داشته باشه و به خودش برسه تا بتونه مادر خوبی برای بچه‌هاش باشه. مادری که روحش مریضه، نمی‌تونه مادر خوبی باشه. این موضوع به وظایف همسر و محیط اطراف هم ارتباط داره و همه‌چیز در کنار هم تأثیرگذاره.من خودم خیلی فیلم دیدن رو دوست دارم. گاهی اوقات می‌شینم و تنهایی فیلم می‌بینم. دخترم ازم می‌پرسه چرا فیلم می‌بینم و نمیام باهاش وقت بگذرونم. بهش میگم که فیلم می‌بینم تا کمی از مشغله‌های ذهنیم کم بشه و حالم بهتر بشه. برای اینکه بتونم از پس زندگی بربیام، باید اول خودم خوب باشم.من چون دوتا بچه پشت سر هم‌اوردم‌از لحاظ روحی واقعا فشار زیادی روم‌ بود. توی اون بازه از زمان همش فکر می‌کردم مادر بدیم که وقت نمی‌کنم‌ با بچم بازی کنم. انقدر که همه این رو به من القا می‌کردند. اما من که ۱۰۰ تا دست نداشتم. هم درس می‌خوندم‌ و هم‌مادری می‌کردم. به نظرم کارم خیلی خوب بود اون زمان. اما هیچ‌کس اون موقع درکم نکرد. من فقط ۲۱ سالم‌بود. هنوزم‌که هنوزه برای اطرافیان من مادر بدیم...هنوزم مورد قضاوت‌هاشون قرار می‌گیرم. چه زبانی چه رفتاری اما از همینجا دست همشون رو می‌بوسم‌که گناهای من رو کمتر می‌کنند. 😄کسی نمیاد حال من مادر رو خوب کنه. من خودم باید به فکر خودم باشم.دخترم‌ می‌گفت مامان چرا هی پشت سر هم‌ با شاگردات کلاس مجازی داری؟ خسته شدیم انقدر به خاطر تو سکوت کردیم و با صدای کم تلویزیون تماشا کردیم. جوابش رو زمانی که رفته بودیم براش کفش بخرم دادم. کارتم رو دادم به اقای فروشنده و زیر گوش دخترم گفتم:&quot; ۱۰ تا شاگرد پشت سر هم گرفتم که الان تو با خیال راحت کفشی که دوست داری بخری&quot; دخترم از اون روز به بعد فهمید که مادر بودن من فقط نشستن‌ کنارش و فیلم دیدن و بازی نیست.۹- مادر شدن اخیتاریه یا اجباری؟ و اگر بخواهید با کمال احترام به نظر شخص. نظرش رو برگردونید و متقاعدش کنید و بگید مادر شدن بهتره چه حرفی می‌زنید؟مادر شدن یک انتخاب بسیار شخصیه و می‌شه اون رو هم اختیاری و هم اجباری گفت، بسته به دیدگاه و شرایط فرد. اگر بخوام با کمال احترام به نظر کسی پاسخ بدم و اون رو متقاعد کنم که مادر شدن تجربه‌ای مثبت و ارزشمنده، می‌تونم اینطوری باهاش حرف بزنممی‌دونم که نظر تو درباره مادر شدن چی هست و اینکه ممکنه ترس‌هایی داشته باشی. ولی می‌خوام چند نکته رو بهت بگم: هیچ چیزی مثل عشق و پیوندی که با بچه‌هات حس می‌کنی، نمی‌تونه باشه. لحظات شاد و نیازشون به تو، فوق‌العاده‌ست.بچه‌دار شدن باعث می‌شه قوی‌تر بشی و مهارتای جدیدی از خودت کشف کنی.می‌تونی ارزش‌ها و تجربیاتت رو به نسل بعد منتقل کنی و دنیای بهتری بسازی.هر لبخند و قدم اول بچه‌هات بهت شادی می‌ده و خاطرات قشنگی می‌سازه.بله، سختی‌ها هم هست، ولی این چالش‌ها تو رو قوی‌تر می‌کنند و حس رضایت بهت می‌دن.۱۰- با توجه به اینکه خودتون هم شاغلید و خانه دار و مادر توصیتون به اون خانمی که هم‌می‌خواد کار ثابت داشته باشه و هم‌نگران امور فرزند و خانه هست چطور میتونه تعادل و بالانس رو حفظ کنه؟سوال خیلی سختیه. خودم هم تجربه کردم که چطور هم شاغل باشی و هم به امور خونه و بچه‌هات برسی. واقعاً برای من یک سال به این صورت گذشت: از ۶ صبح تا ۱ شب سر کار بودم و حداکثر ۲ ساعت در هفته بچه‌هام رو می‌دیدم.حمایت خانواده اول از همه خیلی مهمه. اگه خانواده درک و حمایت کنن، همه چیز خیلی بهتر می‌گذره. بعدش هم برنامه‌ریزی خیلی مؤثره. باید از بقیه اعضای خانواده هم کمک بگیری. هرکسی توی خونه باید یه کاری رو انجام بده تا همه کارها به دوش تو نیفته.الان که کلی اپلیکیشن وجود داره، کارها خیلی راحت‌تر شده. مخصوصاً اپلیکیشن‌هایی مثل اسنپ که همه‌چیز رو آسون کرده. واقعاً اگه سال ۹۴ اینجور اپلیکیشن‌ها بود، من اون همه فشار رو تحمل نمی‌کردم.یکی از بهترین پیشنهادام اینه که به کارهایی که توی خونه انجام می‌دی، فکر کنی. اگه می‌تونی دورکاری کنی، این خیلی از رفتن به بیرون بهتره. البته یه مقدار خونه به هم می‌ریزه، ولی حداقل خیالت از بچه‌ها راحت‌تره. با این شیوه می‌تونی بهتر تعادل رو حفظ کنی.۱۱- درسته که خیلی‌ها می‌گن زن بعد از مادر شدن کامل می‌شه؟نمیتونم قطعی بگم بله. چون هرکس با دید خودش به زندگیش نگاه می‌کنه. یکی مادر شدن رو بدبختی میبینه یکی نه با همه سختی‌ها و چالش‌ها می‌جنگه و به تکامل می‌رسه. این بستگی به زاویه دید ما داره.مادر شدن می‌تونه احساس تکامل و تکامل بخشی به زندگی بده، اما این به معنی کامل شدن نیست.احساس می‌کنم مادر شدن یه نوع تحول در زندگیه و شما رو به یک فرد جدید تبدیل می‌کنه که باید خودت رو با وظایف جدید وفق بدی.هر زنی با توجه به تجارب و انتخاب‌های خودش، می‌تونه به نوعی احساس کامل بودن کنه.۱۲.یک جمله خطاب به مادر بزرگوارتون؟ برای تک‌تک لحظاتی که دختر خوبی برات نبودم‌ من رو ببخش.دعای اخر هم‌اینه که از خدا می‌خوام هر عزیزی که دوست داره طعم‌ مادرشدن رو بچشه خدا به زودی دامنش رو سبز کنه. و اینکه توی این سایت میتونید یک یا چند فرزند معنوی داشته باشید حتی با مبلغ کم ماهانه ۵۰ هزار تومان تا بالاترین مبلغی که میتونید در ماه کمک کنیدhttps://ekram.emdad.ir/ https://www.aparat.com/v/zwsrjs0 حسن ختام: منو دخترم🥲♥️</description>
                <category>Ravan show | روان شو</category>
                <author>روان نویس</author>
                <pubDate>Sun, 30 Mar 2025 19:55:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>🔰اپیزود یازدَهُمِ روان شو| به صرفِ کلماتی پخته!🍴</title>
                <link>https://virgool.io/Ravanshow/%D8%A7%D9%BE%DB%8C%D8%B2%D9%88%D8%AF-%DB%8C%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%8E%D9%87%D9%8F%D9%85%D9%90-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D9%88-%D8%A8%D9%87-%D8%B5%D8%B1%D9%81%D9%90-%DA%A9%D9%84%D9%85%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D9%BE%D8%AE%D8%AA%D9%87-frdn1wcfpy5x</link>
                <description>سلام سلام عزیزان. من اومدم با مصاحبه ی خانم دهقانی عزیز. خیلی ممنونم از صبر و شکیبایی شون بابت وقفه ای که بین دریافت سوالات تا انتشارش به طول انجامید. هنوز خیلی کوچکتر از بیانِ این حرفم اما با افتخار ان شاالله همکارِ تازه کار و نوآموز ایشون هستم. خانم معلم پخته ای که در کنار شغل شریفشون، از نظرم یه مادر خیلی مهربون، یه شهروند مسئولیت پذیر، یه همسر بالغ، و دخترِ دلسوز خانواده هستند. و من مطمئنم که اطرافیان از بابت وجودشون بارها خداوند رو شکر میکنند. خوشا به حال شاگردانشون.خیلی خوشحالم از اینکه در ویرگول حضور دارند، امیدوارم فرصت کنند و بیشتر برامون بنویسید. و خدا فرزندان گلشون رو حفظ کنه ان شاالله.بریم و با هم پاسخ های این قسمت روان شو رو بخونیم :☕🧡🍁1.هزار بار دور از جون، اگر فردا آخرین روز زندگیتون باشه، چه کارهایی انجام میدید امروز؟واقعا خداراشکر میکنم که خدای مهربون ما، ما را هنگام دعوت به سمت خودش، ودیدار خودش، سورپرایز میکنه. اینکه بدونم فردا میمیرم شاید کمی ترس آور وناراحت کننده باشه (هرچند من درکل ازمرگ نمیترسم).احتمالا روز قبل ازمرگم، اول از همه خونه مادرم میرم و اگر کاری داشته باشه که ازدست من بربیاد براش انجام میدم وبدون اینکه نگرانش کنم و حس کنه فردا خواهم مرد، بهش اطمینان میدم مرگ رادوست دارم و ازمرگ نگرانی ندارم. حتی سعی میکنم مرگ را رمانتیک جلوه بدم تا فردا که من مردم، کمتر غصه بخوره. بعد حرم حضرت معصومه (س) میرم(خونه مادرم به حرم نزدیکه ومیشه پیاده رفت) و ازبانو میخوام، برام طلب بخشش و همچنین آرامش روح، درسفرِ عجیبِ پیش رو، ازخدا داشته باشه. سعی میکنم یکساعتی روبروی ضریح بنشینم و خودم را آرامِ آرام کنم.بقیه وقتم را به خانواده ام، خصوصا بچه هام اختصاص میدم. حتما ناهار و شامی خیلی مفصل و خوشمزه براشون میپزم و تا بتونم دخترم را روی پاهام مینشونم و بهش محبت میکنم و باهاش حرف میزنم. باپسرم هم همینطور ولی دخترم خیلی بیشتر از پسرم بغلی و بوسی و وابسته است. (آخی دلم برای دخترم سوخت 😢)2.سه فردی که در زندگیتون آرزو میکردید، هرگز با آنها آشنا نمیشدید، چه ویژگیهایی دارند؟مهربون، خوش قلب و خوش برخورد و خوش فکر، بلدند با انسانها همدردی کنند، متعهد و مسئولیت پذیر، با احساس و باتوجه، ملاحظه کار، راستگو و راست کردار، با ایمان و قانون مدار.اشتباه نکنید من منظور سوال راخوب فهمیدمولیمن هیچ وقت از آشنایی با آدمهای متکبر، خودخواه، بدجنس، بی تفاوت، حسود، دروغگو و دو به هم زن، پشیمون نشدم که بخوام آرزو کنم هیچ وقت باهاشون آشنا نمیشدم. چون این افراد همیشه با رفتار و اخلاق زشتشون بازشت ترین حالت ممکن باعث شده اند من ازآشنایی با اونها درسهای خوبی بگیرم. این درس، که چقدر این رفتارها واخلاقها میتونه بقیه را اذیت کنه و سعی کنم خودم هرگز در مقابل بقیه انسانها اونطور برخورد نکنم. پس این آدها به من یاد داده اند و بنابراین ازآشنایی شون خیلی هم راضی ام.(لقمان را گفتند ادب از که آموختی؟ گفت: ازبی ادبان😉)اما کسانی که به من محبت و لطف دارند و من را به خودشون وابسته میکنند (من آدم بسیار احساسی هستم و وابسته ی بعضی خوبها میشم. البته در رفتارم هرگز این رو نشون نمیدم) و بعد مجبورم ازشون جدا بشم یا اونها را به هردلیل ازدست دادم، یادآوری خاطراتشون و نداشتنشون اونقدر آزارم میده که مدام میگم کاش هیچ وقت با این آدم آشنا نشده بودم.3.در سخت ترین و ناامید ترین لحظه زندگیتون، چه چیزی باعث شد ادامه بدید؟اینکه معتقدم «انّ مع العسر یسرا».یابقول شاعر «پایان شب سیه سپید است».کلا صبر کردن را بلدم. و البته خداراشکر خیلی لحظه های آنچنان سخت و ناامید کننده ای نداشته ام.یه جمله هم ازدکتر محمد رضا سنگری دراین مورد بگم که بنظرم قشنگه!«گلها از نیش زنبورها اخم نمی کنند، فردای شیرین، امروز تلخ را تحمل پذیر میسازد»این جمله را وقتی دانش آموزهام را در سال دوازدهم، خسته و ناامید میبینم بهشون میگم تا از رنجها و سختیهای کنکور ناامید نشند. امید به فردای شیرین!👌4.عجیب ترین اتفاقی که براتون رقم خورده چی بوده؟بعضی اتفاقات زندگیم خیلی خصوصی اند و مناسب برای اینجا نیست ولی یکی از اتفاقاتی که برای خودم عجیب و شگفتانه بود در تیر ماه سال گذشته اتفاق افتاد. چند سالی بود که دوست داشتم سفر عتبات برم ولی نصیبم نمیشد. (همسرم نمیتونست مرخصی تو تابستون جور کنه ومن تابحال نتونسته بودم خودم رو راضی کنم بدون همسرم سفر برم، حتی سفر داخلی)قبل از عید غدیر، تصمیم گرفتم خلاصه ای از خطبه غدیر را در ویرگول پست کنم و از ابتدای کار از امیرالمؤمنین تمنای زیارت کردم.روز قبل از عید غدیر، پست را منتشر کردم و دقیقا فردای اون روز، یعنی عید غدیر، صله ی مرحمتی حضرت نصیبم شد.اتفاقی یک نفر لینک یه تور برام فرستاد. من هم همون روز تماس گرفتم و گفتند سه نفر جا دارند. غروب همسرم تونست منو راضی کنه که تنهایی برم زیارت و شب ثبت نام کرده بودم. چهار پنج روز بعد هم کربلا بودم.اون زیارت و خصوصا لحظاتی که در حرم امیرالمومنین (ع) بودم خیلی خاص، تکرار نشدنی، لذت بخش و پربرکت بود.5.رنگ آسمون را به یک نابینا چجور توضیح میدید؟واقعا کار سختیه!شاید بگم اون حس خوشایندی که از دمیدن نسیم صبحگاهی در یک کوچه ی دارای سرسبزی و درخت، روی صورت و پوست بدنش داره را از دیدن رنگ آبی آسمون احساس می کنه.یاحسی که از لمس کردن دامن نخی مادرش یا چادر نماز مادرش حس میکنه.By Ravan nevis6.جای چه مناسبتی توی تقویم خالیه؟بنظرم «روز عمه»!!😍😁در فرهنگ ایرانی اسلامی ما احترام به عمه ها و کار فرهنگی برای صمیمی تر شدن رابطه ی عمه ها و برادر زاده ها باید شکل بگیره. ما در فرهنگ اسلامی عمه های محترم و مهربونی مثل حضرت زینب (س)، حضرت معصومه (س) و حکیمه خاتون، عمه امام زمان رامیشناسیم. رابطه ی خاله ها و خواهرزاده ها تقریبا همه جا صمیمی هست (چون رابطه خواهرها خوب ونزدیک است)، اما اغلب رابطه عمه ها و برادرزاده ها صمیمی نیست.بدتر اینکه چندین سالی هست که در جوکها، سعی شده عمه ها موجوداتی اضافی و بهانه گیر و خدای نکرده منفور جلوه داده بشن و شوهر عمه ها موجوداتی نچسب و بی مزه!(فحش به عمه ها که دیگه فاجعه است!)درحالیکه عشق عمه ها به برادرزاده هاشون از پاکترین و اصیل ترین عشقهاست.رابطه ی صمیمی بین عمه ها و برادرزاده ها، نشان از رابطه ی صمیمی خواهر و برادرها و رابطه ی خوبی بین زن برادرها و خواهر شوهرها و انسجام بیشتر روابط خانوادگی میشود.7.وقتایی که دور گردون بر مراد ما نرفت چجوری باید تحمل کرد؟با توکل به خدا و دعا برای بهبود اوضاع و صبوری میشه این روزها راطی کرد.8.بزرگترین درسی که از زندگی آموختید چیه؟«هیچ وقت مغرور نشم»غرور مثل یک چاه آدم را سقوط میده!9.بعد از خدا به چه چیزی ایمان دارید؟به اینکه در دنیا هیچ چیزی بی پاسخ نمی‌مونه!قدرت کارما را به شدت قبول دارم.«اين جهان كوه است و فعل ما نداسوي ما آيد نداها را صدا»10.موفق ترین شخصی که در دلتون تحسینش میکنید چه فردیه؟آدمهای موفق زیادی در زندگیم دیده ام که در بعضی جهات موفق بودند ولی اینجا میخوام از معلم ریاضی دوران راهنمایی ام که بعدا سال اول و دوم دبیرستان هم دبیر جبر ما بود یاد کنم.این خانم که عراقی الاصل بودند، درسالهای جنگ تحمیلی همسرشون (که مهندس بودند) و برادرشون به همراه 11نفر از مردان وابسته اش به خاطر تمرد از صدام اعدام شدند. از ترس، به همراه دختر و پسرشون به ایران پناهنده میشند و بصورت حق التدریس معلم ما شدند.خدا میدونه چقدر تلاش میکردن با اون لهجه عربی شون ریاضی را به ما درس بدن و در کشور غریب، با درآمد تدریس، اون دوتا بچه را بزرگ کنند.بعد از چندین سال دوباره پیداشون کردم.دخترشون پزشک شدن و تخصص میخونند. پسرشون هم مهندس هستند.چندین ساله باسرطان دست و پنجه نرم میکنند.در کرونا تنها عزیزشون یعنی پدر و مادرشون را هم ازدست دادند.حداقل ماهی یکبار بهشون زنگ میزنم. با اونهمه سختی و تنهایی و بیماری، اونقدر سپاسگزار خداست که من هنگ میکنم.مثلا میگه: «شیمی درمانی میکنم. خدا را شکر که بابت هزینه اش محتاج نیستم. خدا را هزار بار شکر که میتونم درد سرطان را تحمل کنم. چقدر خوشحالم که این سرطان من را به خدا نزدیکتر کرده و حتی شبها وادارم میکنه باخدا حرف بزنم و....»این زن در مواجهه با سختیها، از سنگ و آهن سخت تر بوده. شیطان را ناامید کرده.هیچ جوره از یاد خدا غافل نشده و حتی نمیتونید کمترین نارضایتی در کلامش ببینید یا بشنوید.ایشون را بابت صبوری، توانمندی و مقام رضا همیشه تحسین میکنم.11.خودِ آرمانیتون با خود واقعی تون چقدر فاصله داره و برای کمتر کردن این فاصله چه کارهایی کردید؟آدم آرمانگرایی هستم و مدام سعی میکنم به اون ایده آل ذهنیم نزدیکتر بشم.اگر بیشتر مطالعه کنم (ای کاش وقت و همتش رو داشته باشم😢) و اگر درزمینه رشته تحصیلی ام بتونم اطلاعاتم را بیشتر کنم(یه زمانی جزء آرمانهام ادامه تحصیل بود ولی چند سالیه ازافراد متعددی شنیدم باادامه تحصیل ممکنه باسوادتر نشم! 😢) و اگر بتونم در زمینه شغلی ام آدم توانمندتری بشم خیلی عالیه.خیلی هم دوست دارم بیشتر بتونم باقرآن انس بگیرم ولی سعادت و لیاقتش نیست😢.(همش شد اشک😢😢) 😂12.چکار کنیم رنجهامون معنادار بشند؟در این زمینه یک پست در ویرگول منتشر کردم.کافیه ایمان بیاریم رنجهامون، ما را رشد میدهند. اون وقت بابت رنجهامون نمینالیم، بلکه به خود میبالیم!13.لطفا جای خالی را پر کنیداگر.............. نبود زندگی بی معنا میشد!«بنظرم کمبودها»نداشته هامون زندگی را بامعنا میکنه.14.شاخص های یک زندگی برتر چیه؟داشتن هدف متعالی و تلاش برای رسیدن به هدف، برقراری تعادل بین کار و زندگی و تفریح، کمک به دیگران، داشتن رابطه اجتماعی صحیح و متعادل، اشتیاق و تلاش برای یادگیری (علمی، رفتاری و مهارتی)همینها به ذهنم میرسه!😊15.شروع کار مهمتره یا پایان؟بنظر من پایان کار.بنظر پروین اعتصامی هم پایان کار خیلی مهمه«بزرگان نلغزند در هیچ راهکاز آغاز تدبیر پایان کنند»سعدی علیه الرحمة هم میفرماید:«برو سعدیا دست و دفتر بشویبه راهی که پایان ندارد مپوی»اینها نشون از اهمیت عاقبت و پایان کار داره!ازدعای «عاقبتتون بخیر» خیلی خوشم میاد.کاش عاقبت هممون و همه ی کارهامون بخیر باشه</description>
                <category>Ravan show | روان شو</category>
                <author>روان نویس</author>
                <pubDate>Fri, 29 Nov 2024 01:41:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>📲اپیزود دَهُمِ روان شو| یه برنامه نویس مون نشه؟!💻</title>
                <link>https://virgool.io/Ravanshow/%F0%9F%93%B2%D8%A7%D9%BE%DB%8C%D8%B2%D9%88%D8%AF-%D8%AF%D9%8E%D9%87%D9%8F%D9%85%D9%90-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D9%88-%DB%8C%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3-%D9%85%D9%88%D9%86-%D9%86%D8%B4%D9%87%F0%9F%92%BB-s5emlqi918md</link>
                <description>سلام بر ویرگولیان، دیگه نمیپرسم حالتون چطوره، چون جوابم رو نمیدید:(( دلم رو شکستید...اما در عوض یه مهمون دعوت کردم که جبران دلشستگی هاست =)ایشون رکورد دار سرعت پاسخگویی به سوالات در تاریخ روان شو هستن. یعنی در کمتر از چندساعت اولیه، زودترین و بهترین پاسخ ها رو دادند.دلم نمیخواد گلایه کنم، چون میدونم این روزا چقدر همگی مشغله زندگی و دغدغه های شخصی مختص به خودمون رو داریم.ولی خب بعضی از دوستان خیلی محترمی که دعوت میکنم خیلی پروسه پاسخگویی و روندش رو طولانی میکنن، و من بارها باید پیگیری کنم و پاسخ ها رو بطلبم. خلاصه خیلی دوندگی داره، ولی اینکه میبینم استقبال میشه و دوستش دارید به من انرژی میده :)اما اگر ببینم همین روند ادامه داره و بعد از دو، سه ماه!!!همچنان پاسخ ها ارسال نمیشه، شاید دیگه به روان شو ادامه ندم و همینجا متاسفانه متوقف بشه ...الان روان شویِ، آقای شهبازی و خانم دهقانی رو چند هفته اس نگه داشتم، چون میخواستم ایپزودها پشت هم باشن، از این دو بزرگوار هم بابت صبوری شون مچکرم 🙏اما بریم سراغ مهمان این قسمت از برنامه:درباره مهندس احسان شهبازی نگم براتون، که خدای خلاقیت هستن، بشدت توانمند، شما اگر اسکریپت هایی که برای روزمرگی می‌نویسند رو ملاحضه بفرمایید با شگفتی میبینید که اصلا این ایده ها چطور ممکنه به ذهن کسی خطور کنه.چنل های خیلی خوبی هم دارن، دنبال کنید کیف کنید.به شخصه برنامه نویسی مثل ایشون توی ویرگول در این چندسال ندیدم. منکه تخصصی در این زمینه ندارم، اما امیدوارم کسانی که برنامه نویسی و کد نوشتن بلد هستن، از ایده های ناب ایشون نهایت استفاده رو ببرن.سخن کوتاه کنیم، بریم که از این روان شو با هم لذت ببریم:کامنت بنده خدا😔😂این آقای شهبازیه در انتظار پست شدن روان شو1. چه چیزی در برنامه نویسی شما رو مجذوب خودش کرده؟والا همه داشتن میرفتن اینور، مام گفتیم بریم دیگه! ولی بدون شوخی برنامه نویسی قدرت خلق و تاثیر گذاشتن به محیط اطرافم رو میده. ما انسان ها همیشه دوست داریم تاثیری توی محیط به جا بزاریم و این حس باعث میشه حس کنیم ماندگار شده ایم. چرا عکس گرفتن رو دوست داریم؟ چون حس نگه داشتن زمان و لحظاتی که خوشمون میاد رو به ما میده. حس موندگار شدن رو میده. دوست دارم زندگی آدمیان و حیوانات و هر چیزی رو ساده تر کنم و این راهی هست که برا خودم پیداش کردم.2. برای حرفه ای شدن به چه مهارت هایی لازم داریم؟نیم کیلو حوصله، یه کیلو اراده، چند قاشق چای خوری کنجکاو بودن و ذهن باز و تجهیزات به میزان لازم! سوال توی این زمینه خیلی کلیه و خیلی میشه حرف زد در موردش ولی خیلی خلاصه وار میگم: مهارت هایی مثل از یادگرفتن لذت ببرید، نه اینکه صرفا به خاطر پول در آوردن یا اجبار باشه! حوصله و کنجکاوی زیادی داشته باشین. روحیه دائم به روز شدن رو داشته باشین (علوم کامپیوتر جوری هست که تا پیش از مرگ هر چقدر هم که مقاله بخونی باز چیزی هست که نمیدونی). تکنولوژی باعث بشه ذوق زده بشین!3. به افراد دم انتخاب رشته، توصیه می کنید وارد این رشته بشن؟والا الان هر کی یه چی برمیداره میاد این رشته! بدون شوخی یه چیزی رو برادرانه بگم که یکی از دوستان هم پرسیده بود. خیلیا فکر میکنن رشته کامپیوتر اشباع شده! و این کاملا غلطه. اگه رشته دیگه ای بود قطعا میگفتم اشباع شده ولی کامپیوتر نه. الان رفرنس های اکثر رشته هارو که میخونید علمی که توش به کار برده فرضا چندین ساله که ثابت مونده و چند تا ریزه کاری عوض شده ولی علوم کامپیوتر هر سال یه چیز جدیدی میاد! یعنی اونقدر سرعت پیشرفت و تولید علم توی کامپیوتر زیاده که واقعا هر چقدر هم مقاله بخونی باز کمه. به خاطر همین چون افراد زیادی توی این رشته مشغول هستند قطع به یقین برای موفق شدن و دیده شدن نیازه خیلی بیشتر از رشته های دیگه، تلاش کرد و سطح علمی و مهارت خود رو افزایش داد. برای همینه چون خیلیا به این رشته وارد میشن یا وارد بازار کارش میشن میبینن سخته و دوام نمیارن. ولی تا دلت بخواد این رشته کار داره، اونقدر دست و بالت رو باز میکنه که با هر چیزی که میخوای میتونی تلفیق کنی! برای همین به بچه ها هم توصیه میکنم اگه اولویت اولشون علم و خلقیاتشون با این موارد میخوره، این رشته خوبه براشون. اگه نه به خاطر جو و پول و درآمد دلاری شدین و میخوان وارد این کار بشن، بهتره تجدید نظر کنن.4. راه های درآمد یک برنامه نویس چیه؟خوبی این رشته اینه تاپ ترین بازار کار ایران و جهان رو داره. گرایش های مختلفی وجود داره که هر کدوم شاخه های مختلفی دارن. مثل یه درخت هست که ریشه هاش بی نهایته. راه هایی مثل، استخدام شدن شرکت خصوصی/دولتی، فریلنسری از سایت های معروف ایرانی/خارجی، کار برای اطرافیان و دوستان، پیاده کردن ایده های خودشون، فعالیت توی حوزه تولید محتوی، تدریس و تولید دوره و خیلی چیزای دیگه.5. جالب ترین پروژه ای که داشتین چی بود؟دو سه تا بودن که خب انشالله بعد ها وقت کردم در مورد اونا هم پست میکنم. یکیش اسمش اکبر مهربون بود. این اکبر آقا میگرن داشت و گاهی میگرنش میگرفت و وقتی تو گروه تلگرامی کسی پیام میفرستاد، اعصابش خورد میشود و شروع میکرد ترکیب های سمی از فحش ها رو نثار دوست عزیز میکرد. این ربات با یه شبکه عصبی طراحی کرده بودم که هر بار با تجربه بیشتر، بهتر یاد میگرفت و فحش های ترکیبی درجه یکی تولید میکرد. اواخر به مرحله استفاده از حروف اضافه هم رسیده بود! چون ایده از رو از قبل توی ذهنم داشتم، برای همین برام این پروژه جالب بود!6. بهترین برند گوشی و لپ تاپ از نظر شما؟والا برند بیشتر چیز سلیقه ای حساب میاد ولی نوکیا 1100 بهترین برند گوشی و لپ تاپ چیه فقط کیس با مانیتور CRT لجندریه! ولی جدا از اینا خب بچه مایه دار ها اپل و مک بوک رو پسند میکنن. ما بچه جامد ها شیائومی و ایسوس. ولی خب گوشی برام مهم نیست ولی لپ تاپ مک بوک قشنگه!7. از مزایا و معایب فریلنسری برامون میگید؟فریلنسری اونجور که با آب و تاب تو اینستاگرام و اینور تبلیغ میشه، بشین خونه دوغتو بخور حسابت میلیارد میاد برات اونا موزه🍌. مزایای فریلنسری اینه برای افرادی که درون گرا هستن، خونه و تنهایی رو میپسندن، حوصله رفت آمد و ترافیک رو ندارن، میخوان دائم کنار خانوم/آقا یا بچه یا در و دیوار باشن بهتره. منتهی بدی هایی هم داره. چون واقعیت حضوری کار کردن، با همکارا خوش و بش کردن یا در مورد کار حرف زدن، روحیه آدم رو شارژ میکنه. از طرف دیگه اگه پوزیشن از خارج پیدا کرده باشین مجبورید با ساعت اونا عادت کنید. یکی از خفن ترین آدمایی که میشناسم امیرحسین amir today هست که تو اینستا میتونید سرچ کنید و هایلایت و پست هاش رو نگاه کنید. این بشر خلاف بقیه با واقعیت و رک حرف میزنه و بیشتر با کامپیوتر و هوش مصنوعی و فریلنسری و درس آشنا میشید.8. رویای ترین طرح و ایده ای که بهش فکر می کنید چیه؟والا رویای اصلی رو نمیتونم به زبون بیارم. چون اعتقاد دارم هدف ها و رویا و این چیزا رو به زبون بیاری باعث میشه مغزمون ناخودآگاه فکر کنه که بهش رسیده. و این باعث افت تلاش کردن و بازده میشه و بدبخت میشیم. ولی حالا یه چیزی بگم که نگفته نباشه این قسمت، خوشم میاد یه پلتفرمی ایجاد کنم که بشه تمام حواس هارو باهاش به اشتراک گذاشت. مثلا اینجا املت درست کردم، بتونم بو و طعم و لمس کردن اون رو به اشتراک بزارم و یه جای دنیا طرف بیاد در مورد عطر و طعم املت بنده سخن بگه! خب شاید مسخره باشه ولی از بچگی این ایده رو تو ذهنم داشتم.(بچگی منظور دوران ابتدایی)9. 5 اپ پرکاربرد برای اندروید بهمون معرفی کنید؟آی او اس فن ها: am i joke to you? خب بی شک اول تلگرام. بستری هست که من چندیدن ساله فیلترشکن استفاده نمیکنم و با تلگرام، اینستا پست خواستم ازش دانلود میکنم. توییتر دانلود میکنم. یوتیوب دانلود میکنم خیلی زیاد. اسپاتیفای دانلود میکنم رایگان، فیلم سریال چه شود، و هر چیزی که نیازه باهاش رفع حاجت می نمایم! دوم یوتیوب، بی شک دانشگاهه برا خودش، مطالب خیلی مفیدی داره، محتوی های خیلی کاربردی و رایگان! البته به شرطی که کانتنت های زرد و سمی فارسی و خارجی رو دنبال نکنید! سوم طاقچه/فیدیبو، به خاطر اینکه الان برای خرید چند جلد کتاب نیازه کلیه بفروشیم، این دوستان کار رو راحت تر کردن و محیط قشنگی هم دارن با چالش های مختلفی که میزارن، انگیزه برای خواندن بیشتر میشه. چهارم cube ACR که باهاش تماس ها رو ظبط میکنم. چون مامور FBI هستم برای همین نیازه و مفیده. پنجم والا اپ خیلی کم دارم تو گوشی حتی گیم هم ندارم. موندم چی بگم. پنجم بلوتوث گوشی که اپ نیست ولی کاربردیه!10. آدرس 5 سایت مفید رو میگید؟والا اونقدر آدرس دارم و سوال مفید بودن منظور قشر برنامه نویس ها یا عموم مردم این منو شک میندازه. من فرض میکنم برای عموم منظورمونه بیشتر. سایت اول ESAHubble هست که عاشقشم. همیشه دوست داشتم کیفیت بالای عکس های فضا رو پیدا کنم که از این سایت به آرزوم رسیدم. یه آپشن هم داره که میتونید تو نقشه فضایی اون عکس دوربین رو تغییر بدین و نگاه کنید. خیلی قشنگه و فضا همیشه منو شگفت زده میکنه. سایت دوم Pixai بود که چون بعد یه مدت فیلتر شد و دیگه نرفتم هم خیلی جالب بود. همون تولید عکس با هوش مصنوعی هست منتهی مدل های خیلی زیادی با فیچر های بیشتر و دقت و ضرافت فوق العاده. از عکس هایی که ساخته بودم توی پست های بعدی رونمایی میکنم. آخه من کلی بوک مارک هام مربوط به کد و این کاراس و نمیشه اینجا بگم! میگردم یه چیز عموم پیدا میکنم میگم. سایت سوم poetryfoundation هست که شعر های به زبان انگلیسی رو میتونید ازش پیدا کنید و بخونید. سایت چهارم goodreads هست که من بیشتر تمرکزم روی quotes بود که سخن بزرگان توی موضوعات مختلف پره توش. سایت پنجم downsub هست که یکی از بچه ها ازم پرسیده بود زیرنویس فارسی برای فیلم یوتیوب ها از کجا پیدا کنم. این رو بهش پیشنهاد کردم.11. به نظرتون روزی میرسه که هوش مصنوعی انسان هارو کنترل کنه؟والا من هنوز به جایی نرسیدم که نظر بدم ولی اونجور که از افراد بزرگ این حوزه و اطرافیان و خودم دیدم اینه که به نظرم آره این زمان میرسه ولی به این شکلی که فکر میکنیم نه. مثلا فیلم ترمیناتور بشه و اینا نه فک نکنم. چون ما آدما خودمون به حد کافی داریم خودمون رو میکشیم. یه مفهوم جالب سینگولاریتی وجود داره که پیشنهاد میکنم ویدیو سخنرانی عمو جادی رو حتما نگاه کنید. در کنار این اساتید من نظری ندارم.12. ۳ سایت مفید که با هوش مصنوعی کار میکنه؟تو بگو ٣٠ سایت! اونقد زیاد و خفنه که نگو. ولی خب سعی میکنم رایگان و پرکاربرد ترین هاش رو بگم بهتون. سایت اول freegpt هست که هم رایگانه هم نسخه gemini هم داره که فیلترشکن نمیخواد. و روزی 30 پیام میتونید ارسال کنید. اصلا جای ناراحتی نداره. 30 تا رو رد کردید صفحه incognito یا همون private رو باز کنید و از اون طریق به سایت برید و باز میتونید چت کنید. سایت دوم copilot هست که ازش بیشتر برای تولید عکس استفاده میکنم. از بینگ هم میتونید استفاده کنید. سایت سوم Ai Search هست که باهاش میتونید ابراز هوش مصنوعی مد نظرتون رو پیدا کنید.13. درباره تجربه ی کاربری تون از ویرگول بفرمایید؟محیط قشنگیه و من تجربه بلاگ نویسی، پست و این چیزا رو نداشتم. بیشتر توی تلگرام بودم تا اینکه با ویرگول آشنا شدم. البته چند سال پیش یه اکانت باز کرده بودم با همین نام که برای چالش طاقچه بود که برام کد تخفیف بده و اینا، ویرگول رو اون زمان دیده بودم ولی الان بیشتر دیدم. نمیشه گفت باگ نداره، داره ولی امیدواریم رفته رفته رفع بشه. آزار دهنده ترین باگش همون تاخیر توی نوتفیکیشن بود که خب الان با آلارم نوتفیکیشنی که ساخته شد دیگه اذیتم نمیکنه.14. به نظرتون بهترین سن برای گوشی دادن به بچه کیه؟خب دهه ما جوری بود که هم یه تایم گوشی نداشتن رو تجربه کرده و هم یه تایم گوشی داشتن، بر خلاف دهه های دیگه که مثلا 90 چشم بازکرده گوشی دیده، دهه 60 هم ندیده. گوشی برای بچه ها از مواد هم خطرناک تره و این دلیل علمی داره که انشالله پست های علمی توی این موضوع هم منتشر خواهم کرد. ولی باید والدین پیش بچه ها تا حدی که میشه گوشی نگیرن دستشون. اینستاگرام و بقیه شبکه های سمی رو نداشته باشن. به جاش کتاب بخونن. کار کنن. کار منزل، مهمونی و خیلی چیزای دیگه. چون بچه دائم الگو برداری میکنه از محیط و یادمیگیره. هر کاری که اطرافیان انجام بدن روی بچه تاثیر داره. شاید بچه از دستتون دلخور بشه که همکلاسی هام گوشی دارن و مسخره میکنن و این حرف ها ولی به دل نگیرید. وقتی که بزرگ شد خودش میفهمه چقدر خوب کاری کردین براش. متاسفانه الان فیلترشکن مثل نخود کشمیش تو گوشی ها هست. بچه تو چند ثانیه راحت محتوی کثافت و لجنی رو میتونه پیدا کنه یا ببینه. حتی فرض کنیم نمیدونه چطوری میشه پیدا کرد، از طریق تلگرام و ایسنتا و شبکه های دیگه یاد میگیره. دیگه خیلی باز نکنم خودتون بهتر از من میدونید. حالا سوال جوابش موند! بهترین سن وقتیه که بچه خودش به اون آگاهی رسیده که چی بده و چی خوبه براش و طبق هم سن و سالاش رفتار نکنه. این حرف هام رو به این منظر که بچه رو ایزوله کنیم و تکنولوژی زده کنیم نگیرید. بحث من اینه که یه بچه با ذهن سالم بهتر از یه بچه با ذهن کثیف ولی زیاد فهم هست.15. چطور میشه هم بزرگ تر ها با فیلترینگ اذیت نشن و هم بچها مورد آسیب قرار نگیرن؟والا سایت های محتوی پورنوگرافیک یا خشونت بار، قاچاق و تروریستی و ... فیلتر بشن ولی بقیه رو آزاد کنن. الان یه دولوپر ساده میخواد سرچ کنه، نصف سایت ها فیلتره. مشتی مگه من سراغ چی میگردم که اینارو فیلتر کردی! با این کار بزرگ تر ها راحت میشن. حالا بچه ها چطوری آسیب نبینن، خب این سخته چون هر راهی بگیم یه back door هم داره. بهترین کار اینه والدین مراقب باشن چون از سوی دیگه کار خاصی نمیشه کرد.متن طولانی شد و صبر مخاطب کوتاه. عذر خواهی مینماییم از شما خوبان. البته میخواستم طنز رو هم وارد متن کنم ولی دیدم مجبورم سوالات رو تغییر بدم و اینا. برا همون ول کردم. امیدوارم مطالب مفید بوده واقع شده باشه و خیلی ممنون بابت خانم روان نویس که این فرصت رو به ما دادن تا بیایم حرف بزنیم.</description>
                <category>Ravan show | روان شو</category>
                <author>روان نویس</author>
                <pubDate>Fri, 22 Nov 2024 21:05:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>🌹اپیزود نُهُمِ روان شو| سخنانی از زنانگی و زندگی👸🏻</title>
                <link>https://virgool.io/Ravanshow/%D8%A7%D9%BE%DB%8C%D8%B2%D9%88%D8%AF-%D9%86%D9%8F%D9%87%D9%8F%D9%85%D9%90-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D9%88-%D8%B3%D8%AE%D9%86%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-uql7a7jvla44</link>
                <description>سلامِ گوارا و زلالِ آسمان نشانِ روان نویسِ ویرگول را پذیرا باشید🌞🌻مهمان داریم، چه مهمانی. صفا آمده، صمیمت آمده، کلی عشق و دنیای زیبای زنانه آمده!مگه میشه حرف از بانوان باشه و پای سرکار خانم فاطمه بخشی عزیز به میان نیاد؟خانمی که بشدت محترم و متشخص هستن و کلی ازشون یاد میگیرم🌖از آخرین پستشون هم میشه فهمید که چقدر ریزبین و با ظرافت هستند، با اینکه مجرد هستند اما شک ندارم از خیلی از خانم های متاهل، در این زمینه دانش و آگاهی بیشتری دارند.بیشتر از این معطل تون نمیکنم،بریم و از پاسخ های متفکرانه ایشون در حیطه بانوان بیاموزیم و لذت ببریم.با تشکر از حضور به عمل آوردن ایشون🪻🙏🏻سوال اول: مهمترین ویژگی‌هایی که یک خانم جوان و متشخص داره چیه؟ تشخّص و جذابیت یک خانم جوان چند شاخصه اصلی داره؛ ۱_به ظاهر خودش اهمیت میده و در این زمینه اهل افراط و تفریط نیست. ۲_ به روحیاتش به اندازه ظاهرش توجه میکنه و نمیذاره روزمرگی‌ها و یا مشکلات زندگی باعث بشن علایق و دلخوشی‌های کوچیک و بزرگ زندگیش از یادش بره و بنابراین زندگی‌رو سخت نمیگیره و غالبا شاد و با نشاطه. ۳_به دنبال توسعه فردی هست و سعی میکنه هر روز یک قدم به سمت بهتر شدن برداره. ۴_ مراقب گفتار و رفتار و همنشینش هست. هرجایی نمیره، تن به هر کاری نمیده و به هر آدمی اجازه مصاحبت و همنشینی نمیده. چارچوب مشخصی داره که خودش تعریف کرده. ۵_ عزت نفس بالایی داره و به اندازه‌ای که خودش رو شایسته احترام میدونه برای دیگران احترام قائله.سوال دوم: لطفا چندتا از کتابهایی که در امور زنان مطالعه کردید معرفی بفرمایید؟ دختر بابا (مورین مورداک) ژرفای زن بودن (مورین مورداک) رازهایی درباره زنان (باربارا دی انجلیس)سوال سوم: بیشترین ظلمی که در حق زنان شده چیه؟ بزرگترین ظلمی که در حق زنان شده تحمیل معیارها و سنجه‌هایی هست که به زنها حس بی‌ارزش بودن القاء میکنه و باعث میشه خودشونو اونطور که هستند دوست نداشته باشند. مثلا اگر زنی کمر باریک و اندام موزونی داره ارزشمنده و اگر تناسب اندام نداره خواستنی نیست! اگر زنی بی‌‌حجابه مدرن و ارزشمنده ولی اگر محجبه هست عقب افتاده هست و بی ارزش! (و یا بالعکس) اگر زنی اهل عمل زیبایی نیست، اهل آرایش نیست و خودش رو اونطور که هست دوست داره ارزشمند نیست و بخاطر قوز بینی یا لبهای نازک مورد انتقاد و تمسخر قرار میگیره و بهش حس بی‌ارزش بودن القا میشه! بها دادن به زنان شاغل و القای بی‌ارزشی به زنان خانه‌دار، بها دادن به زنان تحصیلکرده و القای بی‌ارزشی به زنانی که بنابه هر دلیلی از تحصیل محروم موندن و یا عامدانه نخواستند تحصیل کنن، جدا کردن زنان از فطرت مادرانه و القای این عقیده که بچه‌دار شدن مانع پیشرفت اونها خواهد شد و ...دنیای امروز بیرحمانه زنان رو از هویت اصلی خودشون و تنوعی که در فردیت افراد وجود داره جدا کرده و میخواد جامعه‌ای یکدست از زنان بسازه که فرسنگها از اصلِ خودشون فاصله گرفتند و شبیه همدیگه شدند. کلینیکهای زیبایی پر از زنانی است که تسلیم این القائات شدند. در محیط کار زنان بسیاری هستند که صرفا برحسب القائات جامعه وارد بازار کار شدند تا حس ارزشمندی پیدا کنند و نه بر حسب‌ علاقه خودشون! و چه بسیار زنانی که برحسب همین القائات از مادر شدن فرار میکنند!سوال چهارم: قشنگترین قانونی که در اسلام برای بانوان وجود داره چیه؟ بنظرم تعیین حریم برای محرم و نامحرم زیباترین قانون اسلام هست. وقتی که هیچ مردی بجز محارم، اجازه نداره بدن زن مسلمان رو لمس کنه و حتی باهاش دست بده! این قانون زنهارو تبدیل میکنه به ملکه‌های دست‌نیافتنی :)سوال پنجم: تا بحال شده آرزوی پسر بودن داشته باشید؟ چرا؟ نه! من هیچوقت نخواستم دنیای قشنگ دخترونه رو با وجود همه محدودیتهایی که گاهاً داشتم با دنیای مردونه عوض کنم! شاید بخاطر اینکه زیبایی، ظرافت، لطافت، نجابت، عشق و محبت و احساسات عمیق زنانه، همدم و مونس بودن و ... همه اینهارو به قدرت فیزیکی، آزادی مدنی و البته مسئولیت‌های سنگین مردانه ترجیح میدم. من واقعا از جنسیتم لذت میبرم و معتقدم دنیایی که توی اون موی بلند، لاک جیغ، پیراهنای رنگی و کفش تق‌تقی نباشه معنایی نداره :)سوال ششم: بنظرتون تفاوت خانم‌های ایرانی با خارجی چیه؟ بنظرم زنان در سراسر دنیا یک روح واحد دارند، یک فطرت واحد با اشتراکات بسیار زیاد. ما زنها هرجای دنیا که باشیم دغدغه‌های اساسی مشترک داریم. البته که بواسطه متفاوت بودن خانواده، فرهنگ، جغرافیا، دین و حاکمیت، تفاوتهایی در جایگاه زنان هر کشور وجود داره. لذا مبنای ارزش‌گذاری زنها در هر کشوری متفاوته. فکر میکنم در ایران نسبت به سایر کشورها کمتر زن رو به دیدِ یک کالای تجاری میبینن و از این نظر بهشون بهای بیشتری داده میشه. من نگاه تجاری و ابزاری به زنهارو در عمده کشورها میبینم و تأسف میخورم. علاوه بر اون هنوز ازدواج سفید و همجنسگرائی و امثال این رهاوردهای مزخرف غربی در ایران به رسمیت شناخته نشده و خداروشکر هنوز در کشورمون «زن بودن» مفهوم روشنی داره و نیاز به تفسیر نداره!سوال هفتم: آیا با قواعد و نظریه فمنیسم موافق هستید؟ چرا؟ فمنیسم برای من یک ایدئولوژی مبهم و نامشخص هست. اولین باری که با واژه «فمنیسم» آشنا شدم فکر کردم جنبشی برای احیای حقوق زنان باشه و پیش خودم گفتم چه عالی! با این حساب منم فمنیستم! اما هرچی بیشتر با فمنیسم و فمنیستها برخورد داشتم فهمیدم مطالبات من با حقوق مد نظر اونها همپوشانی چندانی نداره. بنابراین فمنیسم رو تا جایی که مدافع حقوق طبیعی زنان باشه مثل حق اشتغال، حق تحصیل، حق مالکیت، حق رأی، عایدی یکسان در ازای کار یکسان، حقوق برابر در ازدواج و ارث و... باهاش موافق هستم اما جایی که در مقابل مردان می‌ایسته، تفاوتهای بین زنان و مردان رو انکار میکنه و خواهان برابری جنسیتی هست مخالفم! بنظرم هیچوقت زن و مرد نمیتونن باهم برابر باشند و این عقیده از اساس غلط هست. سوال هشتم: کدام رفتار خانمها باعث شده از همجنس بودن باهاشون شرمسار بشید؟ ۱_جایی که بعضی خانم‌ها به هم‌جنس خودشون خیانت میکنند و با مرد متأهل وارد رابطه میشن! یا از قدرت زنانه‌شون و شهوت مردها سوءاستفاده میکنند و مردها رو در راستای منافع خودشون فریب میدن! ۲_وقتیکه میبینم عده‌ای از خانم‌ها برای بدن خودشون ارزش قائل نیستند و سرِ نجابت خودشون قمار میکنن و در ازای یک شرط حاضر میشن عکس نود(برهنه) از خودشون در یک فضای عمومی منتشر کنن! ۳_زمانی که میبینم استفاده از الفاظ رکیک (ولو به شوخی) جزو ادبیات روزمره و لقلقه زبان بعضی دختران امروز شده!سوال نهم: کدوم لحظه از زندگیتون عمیقاً به زن بودن خودتون افتخار کردید؟ هربار که میبینم زنی در کشاکش ناملایمات و سختی‌های زندگی به پرورش جسم و روح خودش میپردازه و خودش رو بعد از بارها شکستن بازسازی میکنه، هر بار که مردی قلباً عاشق زنی میشه و به عظمت این عشق اعتراف میکنه، هر بار که عشقی به ثمر میرسه و نوزادی از بطن یک زن متولد میشه، هربار که کودکی در دامن پاک یک زن قد میکشه و در قامت زن و مردی موفق و نامدار وارد جامعه میشه، هربار که پرچم کشورم به قدرت و غیرت یک زن به اهتزاز درمیاد، هربار که مردی در اوج قله موفقیت از همسر یا مادرش تشکر میکنه و هر بار که انعکاس اعجاز و قدرت خداوند رو در خلقت مادرم میبینم سرم رو بالا میگیرم و با تمام وجودم به زن بودنم افتخار میکنم.سوال دهم: تفاوت یک زن قوی با یک مرد قوی چیه؟ یک زن قوی برای اثبات قدرت خودش باید با خیلی چیزها بجنگه؛ با کلیشه‌های جنسیتی رایج در جامعه، با محدودیتهایی که در بعضی خانواده‌ها و فرهنگها وجود داره، با باورهایی که از بدو تولد بهش داده شده و تلقین‌ اینکه جنس دوم یا جنس ضعیف هست و... اما یک مرد برای اثبات قدرت خودش مسیر هموارتری خواهد داشت.سوال یازدهم: چندتا راهکار برای تقویت اعتماد به نفس خانم‌ها؟ ۱_خودشناسی و خود باوری؛ وقتی ما خودمون رو بشناسیم، به علایق و استعدادهامون پی میبریم و به توانایی‌هامون باور پیدا میکنیم. ۲_مهارت آموزی؛ وقتی علایقمون رو شناختیم حالا میتونیم پرورشش بدیم. ۳_رضایت فردی؛ وقتی علایقمون پرورش پیدا کرد حالا یک احساس رضایت درونی داریم که بهمون اعتماد به نفس فوق‌العاده‌ای میده. ۴_احترام به خود؛ این احترام علاوه بر نمود درونی باید در تمام جنبه‌های ظاهری و رفتار و گفتار یک زن نمود پیدا کنه. چنین زنی نه خودتحقیری میکنه و نه اجازه میده کسی تحقیرش کنه. بخاطر ارزشی که برای خودش قائله مانع از این میشه که ملعبه دست کسی بشه یا اسیر جریان‌سازی‌ها و عیارگذاری‌های پوشالین دنیای اطرافش بشه. ۵_آرامش در سایه ارتباط با خدا؛ وقتی به خدا تکیه کرده باشیم دیگه از چیزی نمیترسیم و اگر هم اضطراب و نگرانی به سراغمون بیاد موقت و گذرا خواهد بود چرا که عظیم‌ترین نیروی هستی رو در لحظه لحظه زندگیمون حس خواهیم کرد. آرامش مهمترین نشانه اعتماد به نفس هست.سوال دوازدهم: چه حرفی با خانم‌هایی که به اندازه کافی به خودشون عشق نمی‌ورزند دارید؟ چی باعث شده فکر کنی دوست‌داشتنی نیستی؟ حرفای دیگران؟ نکنه با آدمایی در ارتباطی که بهت حس ناکافی بودن میدن؟ نکنه خودتو با دیگران مقایسه میکنی؟ حیف نیست کپی دیگران باشی؟ خودتو بپذیر با همه محاسن و معایبی که داری. تو هر نقصی هم که داشته باشی روح پاکی داری که تجلی صفات زیبای خداست. خودتو بخاطر همه صفات زیبایی که داری دوست داشته باش. قول میدم قشنگیای زندگی از اونجایی شروع میشه که خودتو دوست داشته باشی و برای خودت ارزش قائل باشی.سوال سیزدهم: دیدگاهتون در مورد خانم‌هایی که بطور افراطی آرایش میکنند و یا دست به عمل‌های زیبایی میزنند چیه؟ یادمه یه خانومی میگفت خیلی مورد انتقاد قرار میگیرم و بهم حمله میشه که چرا به خودم نمیرسم؟! در حالیکه من هر روز از محل کار تا خونه رو از مسیرهای جدید میرم تا دچار روزمرگی نشم، ورزش میکنم، رژیم غذایی مناسبی دارم که در اون تمام املاح و ویتامینها و فیبرهای موردنیاز بدنم تامین بشه، در برنامه روزانه‌ خودم زمانی رو به مراقبه و زمانی رو به مطالعه اختصاص دادم. هفته‌ای یکبار به طبیعت میرم تا از تنش‌ها و فشارهای عصبی رها بشم، مراقب پوستم هستم و از ضد آفتاب و ماسکهای هفتگی استفاده میکنم و... با تمام اینها باز هم بهم میگن «چرا به خودت نمیرسی؟!» مفهوم «به خود رسیدن» این نیست که توی آرایشگاه‌ها بست بشینیم و درگیر دکلره و لایت و هایلایت و کراتینه کردن مو و امثال اون باشیم. «به خود رسیدن» این نیست که مدام دنبال کاشت و ترمیم ناخن و مژه و ابرو باشیم. «به خود رسیدن» این نیست که مدام پولهامونو توی کلینیکهای زیبایی هدر بدیم و لبهای قلوه‌ای و اندام مصنوعی برای خودمون بسازیم. درسته که جراحی زیبایی و لوازم آرایش ابزاری هستند تا ما نواقص اساسی خودمونو اصلاح کنیم و حس بهتری نسبت به خودمون پیدا کنیم اما باید بدونیم که صنعت مد، صنعت جراحی پلاستیک و صنعت آرایشی همگی بخاطر منافع خودشون تبلیغات گسترده‌ای انجام میدن تا برای ما نیاز کاذب ایجاد کنن. بهشون اجازه ندیم که برای پر کردن جیبهای خودشون جسم و فکر و روح و وقت و دارایی ما رو قربانی کنن. یادمون باشه اونها هیچوقت اجازه نمیدن ما نسبت به خودمون و چیزی که هستیم احساس رضایت داشته باشیم. مراقب باشیم تو دامشون نیفتیم. اونها باید در خدمت ما باشند نه ما در خدمت اونها!سوال چهاردهم: چی باعث شده که بگن قدرت درون یک زن خیلی قوی‌تر از قدرت جسمی مردانه است؟ قدرت درون یک زن نامحدود هست ولی قدرت فیزیکی یک مرد، محدود. در کل من فکر میکنم یک انسان فارغ از اینکه زن باشه یا مرد، اگر خودش رو بشناسه و توانمندی‌هاشو کشف کنه و به خدا (کائنات یا انرژی نامحدود هستی یا هر اسمی که براش میذارید) ایمان داشته باشه یک قدرت نامحدود پیدا خواهد کرد.سوال پانزدهم: «از دامن زن مرد به معراج میرسه» رو توصیف کنید؟زنها این قدرت رو دارند که روحی رو، جامعه ای رو و تمدنی رو پرورش بدن. زنها بنیان اساسی خانواده هستند و اگر بر اساس فطرتشون عمل کنند میتونند به تکامل یک جامعه در راستای سعادت و خوشبختی بشریت جهت بدن. هر مردی به هر جایگاهی که برسه از دامن یک زن میرسه.حسن ختام؛من زن بودن را دوست دارم ﻧﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺧﺸﻨﻮﺩ ﺑﺎﺷﻢ اﻣﺎ ﺩﻭست دارم... ﻫﻤﯿﻦ ﮐﻪ ﺍﺯ ﯾﮏ ﺩﺳﺘﺒﻨﺪ ﺭﻧﮕﯽ ﺭﻧﮕﯽ ﺳﺮﺧﻮﺵ ﻣﯿﺸﻮﻡ ﻫﻤﯿﻦ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﻢ ﻣﻮﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﺑﻠﻨﺪ ﺑﻠﻨﺪ...کوتاه کوتاه ﮐﻨﻢ ﻭ ﭼﯿﺰ ﺷﮕﻔﺖ ﺁﻭﺭﯼ ﻧﺒﺎﺷﺪ ﺍﯾﻦ ﮐﻮﺗﺎه ﻭ ﺑﻠﻨﺪ ﮐﺮﺩﻥﻫﺎ همین که با یک موزیک شاد برقصم با یک ترانه ملایم در اوج احساس روم و همنوایی کنم با دلنوازترین سرود زندگی ﻫﻤﯿﻦ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﻢ ﺍﺭﻏﻮﺍﻧﯽ ﻭ ﺁﺑﯽ ﻭ ﺯﺭﺩ ﻭ ﺻﻮﺭﺗﯽ ﻭ ﻗﺮﻣﺰ ﺑﭙﻮﺷﻢ ﻫﻤﯿﻦ ﻫﻤﺪﻡ ﻣﺎﺩﺭ ﺑﻮﺩﻥ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﭘﺪﺭ ﺑﻮﺩﻥ ﺭﺍ ﻫﻤﯿﻦ ﮐﻪ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﻢ ﻣﺎﺩﺭﯼ ﮐﻨﻢ ﺁﺳﺎﻥ ﺍﺷﮏ ﺑﺮﯾﺰﻡ ﺁﺳﺎﻥ بخندم ﻫﻤﯿﻦ ﻧﯿﺮﻭﻣﻨﺪ ﺑﻮﺩﻥ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ و اگر تو هم مانند من یک زنی خودت را به صرف قهوه ای در یک خلوت دنج میهمان کن! برای خودت گاهی هدیه ای بخر! وقتی به خودت و روحت احترام می گذاری احساس سربلندی می کنی آنوقت دیگر از تنهایی به دیگران پناه نمی بری و اگر قرار است انتخاب کنی کمتر به اشتباه اعتماد می کنی یادت باشد...برای یک زن عزت نفس غوغا میکند! ﻣﻦ ﺯﻥ ﺑﻮﺩﻧﻢ ﺭﺍ ﺩﻭست ﺩﺍﺭﻡ...</description>
                <category>Ravan show | روان شو</category>
                <author>روان نویس</author>
                <pubDate>Tue, 01 Oct 2024 14:15:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اپیزود هَشتُمِ روان شو| نوش جان کنید از شعر و ادب☕☔</title>
                <link>https://virgool.io/Ravanshow/%D8%A7%D9%BE%DB%8C%D8%B2%D9%88%D8%AF-%D9%87%D9%8E%D8%B4%D8%AA%D9%8F%D9%85%D9%90-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%B4-%D8%AC%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D9%88-%D8%A7%D8%AF%D8%A8-in6lm3vwgc0y</link>
                <description>سلام و نور و روشنایی به قلب هاتون❤️✨به هشتمین قسمت از 《روان شو》خوش اومدید!مهمان این اپیزود، آقا رهام هستند، کسی که وقتی اسم شعر و موسیقی میاد، به شخصه یاد پست های ایشون می افتم، تقریبا برای هرنوع سلیقه و ذائقه ای، ایشون یک محتوا برای ارائه در دست دارند! و به نظرم از اون دست انسان هایی هستند که علاوه بر تلاش برای انسانیت، احساسات رو خیلی خالص و عمیق حس میکنند.و بنیانگذار یک اتفاق خداپسندانه و شیرین در ویرگول با عنوان _سالگرد_هستند که با مقدار مبالغی که توسط شما عزیزان جمع آوری میشه، یک حرکت مفید و خیر انجام میدن،این هم لینک آخرین پست مربوطه:https://vrgl.ir/VLCUCخدا خیرشون بده و امیدوارم امثال ایشون خیلی بیشتر بشه🌤🌱1. این حجم از علاقتون به شعر از کجا نشات می گیره؟حقیقتش نمیدونم. از سه سال پیش شروع شد و فقط میتونم بگم که همش من باب یه تجربه زیسته از مفهومی به نام عشق بود. عشق یه حس جدیدی داشت که برای من ناشناخته بود و خیلی اتفاقی دیدم که تو شعر میتونم آدمایی رو پیدا کنم که چه بسا از من بیشتر درد کشیدن و خب چی بهتر از این؟ میشه رنج رو تقسیم کرد و تنها نبود و این خیلی اتفاق مبارکیه. ازشون خیلی آموختم خصوصا سعدی که در اون زمان بسیار مدیونش هستم.2. حافظ رو به کسی که هیچ شناختی ازش نداره چطور معرفی می کنید؟تو ایران که بعیده کسی شیخ رو نشناسه ولی فرض محال در نظر بگیریم من میگم حافظ رقاصه. یادمه یه بار الهی قمشه ای میگفت عطار رقص کنان اومده و از جهان گذشته. من این حس رو نسبت به حافظ دارم. یه ریتم خاصی داره، در قید و بند نیست. این چرخشش بین لغات، بین جهان، بین مفاهیمی که خیلی اوقات همدیگر رو نقض میکنن شگفت انگیزه. یک انسانی که حقیقتا جمع اضداده. به قول خودش:غلامِ همتِ آنم که زیرِ چرخِ کبود / ز هر چه رنگِ تعلق پذیرد آزادست3. الگوهای زندگیتون چه کسانی هستند؟من سعیم این بود از هرکسی یه تیکه درست رو شخصی سازی کنم چون حقیقتا به نظرم نمیشه شبیه کسی شد فرق ها بسیاره و هرکسی باید تلاش کنه خودش باشه (کلیشه ای حرف زدم ولی به نظرم حرف درستیه) ولی اگر بخوام اسم ببرم حافظ، مولوی، با یه چرخش عجیب می‌رسیم به نیچه، اپیکور عزیز، اروین یالوم و معاصر تر الهی قمشه ای، محسن بیات زنجانی، محسن چاوشی، آذری نژاد (یک روحانی هستند ایشون که تو روستاهای محروم میرن و مدرسه میسازن و تدریس میکنن) صد البته بابام (راجب بابام شاید یه روز جداگانه نوشتم ولی هر موقع بهم گفتن شبیهش هستم واقعا خداروشکر کردم.) و خب خیلی های دیگه هم هستن که الان ذهنم یاری نمیکنه. این آدما از نظر ذهنیت و جهان بینی ممکنه هیج وجه شباهتی نداشته باشن ولی به نظرم همینه که شگفت انگیزه. لنزهای مختلف برای دیدن باعث میشه آدم یه مقدار ذهنش بازتر باشه به اطرافش. اینکه آدم بفهمه حقیقت در اختیارش نیست و هر نگاهی ارزشمنده میتونه به انسان برای رشدش کمک کنه.اینم بگم که اسمی از بزرگترین آدمی که میشناسم بین این اسامی نیاوردم چون خیلی حسابش جداست و من هم خیلی کوچیک تر از این که بتونم حتی به عنوان الگو به او نگاه کنم. علی (ع) حسابش خیلی جداست.4. موردعلاقه ترین شعری که خوندید؟اگر یک غزل کامل منظوره، شعر فوق العاده مولانا برام همچنان بهترین خواهد بود. مثل افسانه می مونه، کاراکترها دارن حرکت میکنن و هر لحظه جهانی تغییر میکنه. یه حماسه تمام عیاره واقعا خصوصا با صدای همایون شجریان.چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون / دلم را دوزخی سازد دو چشمم را کند جیحونچه دانستم که سیلابی مرا ناگاه برباید / چو کشتی‌ام دراندازد میان قلزم پرخونزند موجی بر آن کشتی که تخته‌تخته بشکافد / که هر تخته فروریزد ز گردش‌های گوناگوننهنگی هم برآرد سر خورد آن آب دریا را / چنان دریای بی‌پایان شود بی‌آب چون هامونشکافد نیز آن هامون نهنگ بحرفرسا را / کشد در قعر ناگاهان به دست قهر چون قارونچو این تبدیل‌ها آمد نه هامون ماند و نه دریا / چه دانم من دگر چون شد که چون غرق است در بی‌چونچه دانم‌های بسیار است لیکن من نمی‌دانم / که خوردم از دهان بندی در آن دریا کفی افیونولی اگر بیت خاص مدنظر باشه تا بی نهایت انتخابم این بیت سعدیه چون حقیقت کلمه به کلمه‌اش رو زیستم و میدونم منظورش چیه و چقدر واقعیه. پر از روحه این بیت:«سعدی! چو جورش می‌بری نزدیک او دیگر مرو» / ای بی‌بصر! من می‌روم؟ او می‌کشد قلاب را5. با کدوم شاعر معاصر مسحور می‌شید؟ + سنتیبین معاصرها فاضل نظری، کاظم بهمنی، حسین صفا و به تازگی یاسر قنبرلو. قلم و دیدگاهی دارن که خیلی جذابه و حقیقتا شگفت انگیزه برام لغاتی که به کار می گیرن.از سنتی ها هم تا مدت ها مولوی برام اول بود ولی خب یک انسان به غایت عزیز کاری کرد که حافظ رو خیلی زیاد در آغوش بگیرم.6. محبوب ترین تفریحتون چیه؟الان که فکر میکنم خیلی تفریح نکردم این یکسال برای همین چیزی برای اشاره کردن ندارم ولی پیاده روی فوق العادست برام. سیر و سلوک خودش رو داره، پبشنهاد میکنم کتاب &quot;پیاده روی و سکوت در زمانه هیاهو&quot; رو بخونید. خیلی جذابه. من هر از گاهی چاوشی میذارم و قدم میزنم، یا پادکست گوش میدم و راه میرم و خیلی لحظات خوبی باهاش دارم و حالم رو خوب میکنه خصوصا اگر بارونی هم باشه که دیگه عالی.7. مواقع دلگیری معمولا چیکار می کنید؟چایی می ریزم، شجریان پلی می کنم و سعی می کنم بیشتر غمگین بشم. نمیدونم چرا جواب میده. غم خیلی درخشانه و کمک کننده است. عمق غم همیشه درسی برای آموختن و یادگرفتن هست. شاید بشه یه روزی بشینیم و راجبش حرف بزنیم. پیشنهاد میکنم به همه شجریان رو، از این جهت که تجربه عرفانی به شما میده و حقیقتا روح پرواز می‌کنه با صدای این آدم.ولی یه راه دیگه دارم که خیلی شخصی به حساب میاد ولی یه مداحی از عموم دارم که دیگه خیلی حالم بد باشه و اگر تنها باشم اونو میذارم و گریه می‌کنم. حسین (ع) خیلی رفیق خوبیه در این شرایط و هیچکس هم نمی‌تونه مثل او منو بفهمه.8. اگر یک ساز بخواید بزنید اون چی هست؟ و چرا؟کمانچه. چون خیلی زندگیه. اون غم تلخ زندگی رو تو کمانچه میتونم ببینم. هرچقدر هم این ساز رو تو ریتم شاد ببری باز تهش یه تلخی خاصی که من بهش میگم &quot;واقعیت&quot; رو شامل میشه و این خیلی یادآور خوبیه که ما کجاییم و مرگی هم در پله های ساختمون زندگی منتظر نشسته.9. واژه هایی که براتون معنای عمیقی دارن چی هستن؟زندگی، جهان، معنا، پدر، مادر، عشق، فقر، قشنگ، رنج و مرگ و مرگ و مرگ.10. لینک قشنگ ترین موزیک پلی لیستتون رو برامون بذاریددرحال حاضر قفلی زدم روی موزیک شرح الف از محسن چاوشی. شنیدنش خالی از لطف نیست. شعر و ریتم خوبی داره.11. کدوم بیت سرلوحه زندگی شماست؟دوتا مورده. یکی این شعر که من شنیدم شیخ بهایی سروده ولی مطمئن نیستم بابتش. یکسالی میشه که دارم تلاش میکنم به معنای واقعی این شعر رو زندگیش کنم.همه روز روزه بودن، همه شب نماز كردن،همه ساله حج نمودن، سفر حجاز كردن،زمدینه تا به كعبه، سر و پا برهنه رفتن،دو لب از برای لبیك به وظیفه باز كردن،به مساجد و معابد، همه اعتكاف کردن،ز ملاهی و مناهی، همه احتراز كردنشب جمعه ها نخفتن به خدای راز گفتن،ز وجود بی نیازش، طلب نیاز كردن،به خدا كه هیچ کس را ثمر آنقدر نباشدكه به روی نا امیدی در بسته باز كردنیکی هم این بیت فوق العاده حافظ که خیلی زیباست.به می عمارتِ دل کن که این جهانِ خراب / بر آن سر است که از خاکِ ما بسازد خشت12. آشنا شدن با کدوم شخص بیشترین تاثیر رو روی شما گذاشته؟مولوی برام اینچنین بود. کشف یه آدم که جهان رو میتونه توصیف کنه، با رنجش برقصه، با فراقش اشک بریزه، قلاشی کنه و ریتم جهان رو کشف کنه. فوق العاده بود شناخت هرچند بسیار کوچک مولوی. بسیار مدیونشم که لنزی برای دیدن داد که انقدر زیباست.13. خودتون کدوم پستتون رو دوست دارید؟این پست برام ارزشمنده و خیلی خود واقعیه منه. اون روز بسیار برایم عزیز بود و هست.https://vrgl.ir/LetkI14. تا حالا تلاش کردید خودتون شعری بسرایید؟ لطفا برامون به یادگار بذاریدشنه حقیقتا. جستار نوشتم روی شعرها ولی برای شعر نوشتن باید چیزی بلد باشی، باید پُر باشی تا سر ریز کنی. من هنوز خالیم، مونده تا بخوام حرفی داشته باشم. اینکه اینجا هم دارم به سوالا جواب میدم برام عجیبه چون کلش رو بالا پایین کنید چیزی دستگیرتون نمیشه.15. یه موسیقی بی کلام زیبا:)این موزیک رو تازگی ها کشف کردم. قشنگ به معنای واقعیه کلمه.خدانگهدار♥️</description>
                <category>Ravan show | روان شو</category>
                <author>روان نویس</author>
                <pubDate>Tue, 24 Sep 2024 13:12:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>🟡اپیزود هفتم روان شو| بشنوید از پیچ و خم نویسندگی✍</title>
                <link>https://virgool.io/Ravanshow/%D8%A7%D9%BE%DB%8C%D8%B2%D9%88%D8%AF-%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%85-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D9%88-%D8%A8%D8%B4%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D9%BE%DB%8C%DA%86-%D9%88-%D8%AE%D9%85-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-cu3g2e67p7yk</link>
                <description>به نام خدای عزوجل که هرچه از بزرگی و قشنگی هاش بگیم کم گفتیم♥️سلام و احوال خدمت دوستانِ جان.روان نویس برگشته با دست پر، چندتا پست پر پیمون از مصاحبه با خفن های ویرگولی :)البته اگر تا به حال دعوت نشدید یوقت خدایی نکرده سو تفاهم نشه، ان شاالله یکی یکی ... نوبت شما هم میرسه :) شاید نفر بعدی خود شما باشید. از شما میخوام توی کامنت سری پست های روان شو، مهمان های پیشنهادی تون رو عرض بفرمایید، و ترجیحا فرد مذکور، توی یک حوزه تخصص داشته باشه تا روان شو ها _موضوعی و حرفه محور_ پیش بره تا مفید تر واقع بشه...مهمان این قسمت از برنامه مون، آقای سید مهدار بنی هاشمی هستند، از نویسنده های کار درست ویرگولی که استمرارش و فعال بودنش از زمانی که اومده ستودنیه. ایشون به قلم طنزش معروفه، و تقریبا محاله نتونه یک حرف کاملا جدی رو مبدل به مزاح و طنزآلود نکنه! تا جایی که گاهی تشخیص بین شوخی و جدیشون واقعا سخته! چند جلد کتاب داستانی و شعر هم چاپ کردن. و امروز افتخار حضور در برنامه رو دادن. بریم که داشته باشیم:🌟همگی به برنامه ی روان شو خوش اومدید 🌟1-نویسندگی رو از چه زمانی شروع کردید؟ از دوران دبیرستان فکر میکنم. شاید هم راهنمایی. یادم است یک وبلاگ داشتم در بلاگفا و آنجا داستان از دیگران میگذاشتم و بعضی وقت ها هم خودم دست به قلم میشدم. آخرین داستانی که در بلاگفا نوشتم اسمش کریس قهرمان بود و فاز علمی تخیلی داشت.2-جرقه چاپ کتاب چطوری به ذهنتون خورد؟راستش همیشه دوست داشتم کتابی بنویسم و چاپ کنم. برای همین در اولین سفرم به کربلا. یکی از دعاهای زیر قبه ام این بود که کتابی بنویسم و به چاپ برسانم. آن سفر هم انقدر جالب بود و اتفاقات درخشانی درش افتاد بعد که از سفر آمدم هم سفری ها و خودم را کارکتر پردازی کردم و یک سفرنامه ی خیلی درجه یک و با نمک نوشتم از آن سفر که هنوز به اعتقاد بعضی ها آن کتاب بهترین کتاب من بوده. چون هم طنز است و هم مذهبی و هم سفرنامه و اطلاعات خوبی از سفر عتبات عالیات به خواننده میدهد.خلاصه آن سفرنامه را نوشتم و دیدم خیلی خوب شده و نامی برایش انتخاب کردم-کربلا پشت خرابه های شام- بعد دادم کسی برایش جلدی طراحی کند و بعد هم ویراستاری و چاپ 72 جلد از آن کتاب. ادبیات کتاب هم خیلی جالب و بانمک شده.3-سه نویسنده ی محبوبتون چه کسانی هستند؟سید مهدی شجاعی- مصطفی مستور – از خارجی ها هم بخواهم بگویم بانو –قربانش بروم- جی کی رولینک و آقای سلینجر هم خوشم میاید ازش4-بین شاعری و نویسندگی کدوم رو انتخاب می کنید؟قطعا نویسندگی. شعر یک حالت عرفانی دارد. باید توی یک فاز خاصی باشی. باران بیاید. دلتنگ باشی . معشوقی خیالی یا حقیقی داشته باشه و برای او چیزی بگویی مثلا. ولی خب نوشتن خیلی جذاب تر است. روزمرگی هایت را میتوانی به رشته ی تحریر درآوری. از هر چه دوست داشته باشی بنویسی. از جزئی ترین مسائل. خلاصه دستت باز تر است .. من همیشه دوست داشتم نویسنده ی خوبی بشوم. که در جریان یکی از رمان هایم-یک عاشقانه سریع و آتشین- از طرف کارکترهای داستان مجبور شدم شعرهایی هم بگویم و دیدم شعر سپید گفتن هم همچین کار سختی نیست. و خب هیچوقت نزدیک به شعر کلاسیک و با قاعده نشدم. چه بسا آسان نیست و یک استعداد الهی باید درت وجود داشته باشد.5-لیست کتاب هایی که قراره بخونید رو برامون اکران کنید.یک کتاب که شاگردان شائولینم برای تولدم خریدند و قرار است بخوانم. اسمش سالار مگس ها هست. کتاب مجموعه داستان های کوتاه چخوفم را میخواهم به پایان برسانم. چند کتاب دیگر هم هست که یک بار خوانده ام و میخواهم دوباره بخوانم و ردشان کنم بروند تا برای کتاب های جدید جا باز کنند. اسم هایشان سلاخ خانه ی شماره 5- سال های سگی-قمر در عقرب-دل سگ-انفیه دان باگومبو- پرسیدن بهتر از پاسخ دادن و فعلا همین ها دیگر6-مورد علاقه ترین کتابی که مطالعه کردید؟کتاب &quot;کمی دیرتر&quot; از سید مهدی شجاعی. البته همه ی کتاب های سید مهدی شجاعی خوب است. البته استارت نویسندگیم رو تحت تاثیر کتاب های مصطفی مستور زدم. کتاب روی ماه خداوند را ببوس. و چند رمان دیگر ازیشان. البته جا داره بگم من یک هری پاتر فن درجه یک هم هستم.7-چند تا تمرین خوب نویسندگی لطفا یادمون بدید.-از اتفاقاتی که برایتان می افتد توی نوت گوشی تان یادداشت بردارد. یک کلمه که شما را لینک کند به آن اتفاق.- نویسنده همه سمع و بصر و حس بویایی و چشایی و حس لامسه باید باشد. می توانید از توصیف شروع کنید.- از جدول یک روز-یک نفر-یک جا-یک کار استفاده کنید. که شرحش را در لینکی که به این جمله متصل کرده ام می توانید بخوانید.8-دوست دارید در نویسندگی شبیه به چه کسی شوید؟سید مهدی شجاعی. چون همه چیز مینویسد. به نظرم نویسنده ی موفقی است و در همه ی ژانرها دستی بر آتش دارد.9-صفر تا صد فرآیند چاپ کتاب رو توضیح بدید لطفا.پیدا کردن ناشر.ارائه اثر به او. اگر مورد استقبالش قرار گرفت. یا میگوید نصف نصف حاضرم سرمایه گذاری کنم. یا همه اش را خودت بده-مولف سرمایه گذار- یا همه اش را خودم سرمایه گذاری میکنم.بعد از آن ویراستاری. طراحی جلد. مجوز ارشاد. اصلاح در صورت اصلاحیه خوردن. چاپ کتاب. توزیع10-کتاب هایی هست که از خوندنشون پشیمون شده باشید؟بله. البته من به خاطر اسم پر دبدبه و کبکبه شان رفتم سراغشان ولی مرده شورشان را ببرند. یکیش کتاب وداع با اسلحه بود از ارنست همینگوی که واقعا برایم هیچ چیز نداشت و به بدبختی تمامش کردم. کلا از همینگوی خوشم نمیاید و فقط برای اینکه ببینم توصیفاتش چطور است کتاب هایش را خوانده ام. دیگری هم صد سال تنهایی که خیلی طرفدار هم دارد و خل شدم تا تمام شد. البته زیر لایه های بسیار دارد. ولی به ما چه؟ آمده است یک شرایط تخیلی را در آمریکای جنوبی با یک خانواده ی دیوانه که همه اسم هاشان شبیه هم است نوشته و نوبل ادبیات هم گرفته. البته کتاب دیگری هم ازش خوانده ام که آن یکی خوب بود و قابل تحمل-کسی به سرهنگ نامه نمی نویسد-. قلم خوبی دارد مارکز.11- توصیه تون به کسایی که میگن دوس داریم بنویسیم ولی ایده نداریم چیه؟-هیچ آداب و ترتیبی نجویید ، هر چه میخواهد دل تنگتان بگویید. قلم راه خودش را بلد است. یک کاغذ سفید یا صفحه ورد ببیند خودش کارش را انجام میدهد. فقط باید فرصت بدهید بهش و تمرکز داشته باشید.-بنویسید و بنویسید و بنویسید. منتشر کنید. منتشر کنید. منتشر کنید.-نترسید از انتشار نوشته هاتون. یک جای خوب پیدا کنید و بنویسید و به اشتراک بگذارید.12- چشم اندازتون از آینده چیه؟ آیا به فعالیت حرفه ای تر فکر میکنید؟ازین حرفه ای تر دیگه؟ :)؟ اگر توی مجله ای جایی مینوشتم خوب بود. ولی خب من یکم بی چهارچوب مینویسم و نمیدانم قبولم میکنند یا نه. قطعا دوست داشتم سالی یکی دو تا رمان بنویسم. ولی درگیر روزمره نویسی هایم شده ام .. که البته همین هم خوش است.13- دوس دارید حداکثر چند کتاب مطالعه کرده باشید، چند تا کتاب چاپ کرده باشید؟من یک سری کتاب ها را برای خودم یادداشت کرده ام که بنویسم. یعنی نامشان را نوشتم و ایده شان را دارم. ولی خب باید حسش بیاید تا شروع کنم. اول همین سال میخواستم یک مجموعه رمان را که محوریتشان بچه های ویرگول است را شروع کنم. ولی خب فعلا که نکرده ام. یادم است دوست داشتم همیشه به تعداد داستان کوتاه ها چخوف رمان چاپ کنم. فکر کنم هفتصد تا بود داستان هایش .. آرزو بر جوانان عیب نیست. البته مهم تر چاپ شدن و مورد استقبال قرار گرفتن است.14- منتظر کتاب بعدی شما باشیم؟ با چه موضوعی؟انتظار که سخت است ولی بد نیست. باشید. چه اشکال دارد؟ علاقه ی من طنز است و احتمالا کتاب طنزی باشد. ولی خب در شاخه ی علمی تخیلی و سایر حوزه ها هم بدم نمی آید قلم فرسایی کنم. این سوال را که خواندم اسم یکی از کتاب هایی که دوست داشتم بنویسم از ذهنم گذشت که منشوری است و زیر زمینی باید چاپ کنم و نمیتوانم اسمش را هم بگویم.15-با کدام کتاب زندگی کردید؟با هری پاتر زندگی کردم! دیگر کتابی که با آن و در دنیای آن زندگی کرده باشم و خودمک را جای شخصیت هایش بگذارم یا نقشی به خودم در داستان بدهم به ذهنم نمیرسد.خدانگهدار ♥️</description>
                <category>Ravan show | روان شو</category>
                <author>روان نویس</author>
                <pubDate>Mon, 23 Sep 2024 20:04:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>✅اپیزود ششم روان شو?|دعوتی به صرف جهان بینی?</title>
                <link>https://virgool.io/Ravanshow/%D8%A7%D9%BE%DB%8C%D8%B2%D9%88%D8%AF-%D8%B4%D8%B4%D9%85-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D9%88%D8%AF%D8%B9%D9%88%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%B5%D8%B1%D9%81-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%A8%DB%8C%D9%86%DB%8C-pi5guyjygbxf</link>
                <description>سلام دوستانِ جان، خوبید؟بالاخره ماه امتحانات هم تمام شد ...این قسمت از برنامه روان شو در استدیو ویرگول، مهمان کلام زیبای جناب ارمیا هستیم.راستی یه چیزی بگم؛ من قبلا فکر میکردم ارمیا اسم خانم باشه، اون اوایل بهشون گفتم ارمیا بانو???‍♀️ اینم از دانش اندک ماست، چون ارمیا اسم یک پیامبر هست. و واکنش ایشون ارسال یک ایموجی پوکر بود، بدین صورت:?بگذریم، من جواب پرسشنامه رو ماه پیش دریافت کردم و الان پستش میکنم چون لاگ اوت کرده بودم، از جناب ارمیا عذر میخوام و ممنون از صبوریشون.امیدوارم که خوشتون بیاد و لذت ببرید❤️??۱. ترتیب خودشناسی و خداشناسی چطور باید باشه و آیا اصلا تمایزی بین این دو وجود داره؟1.خود شناسی دو جنبه داره، یکی شناخت چیزهایی که نیستیم، و یکی شناخت چیزهایی که هستیم!چیزهایی که نیستیم در واقع اعتباریات جامعه است که به ما می چسبند، مثل پول، زیبایی، مدرک، کلام و...و وقتی چیزهایی که نیستیم را خوب بشناسیم به جایی می‌رسیم که متوجه می‌شویم کلا ما نیستیم و فقط اوست که است، مطلق وجود یعنی خدای مهربان است و ما در حقیقت نیستیم. مثنوی داستانی دارد که می‌گوید برای شناخت خویشتن باید سنگ وجود خود را آنچنان سیقل بدهید که جز او را نبینید.شاعری دیگر می‌فرماید غباری در شام سیاهی.در انتها اینکه در روش‌های سلوک این موارد مفصلا هست که میتونید به آنها مراجعه کنيد۲. چطور میتونیم به درک عمیقی از جهان پیرامون خود برسیم؟2.این موضوع رو بهش میگن سیر آفاقی در کنار سیر انفسی، سیر آفاقی یعنی همون گردش و تحقیق و بهره گیری از آفاق دنیا یا همون آفریده های خداوند که خوب انسانهای دیگر رو هم شامل میشه، سیر انفس هم که همون خودشناسی و سیر و سیاحت درون خودمان است.اما به نظرم برای همون درک حقیقت جهان با توجه به اینکه همه جهان آفریده های خداوند هستند و دقت در زندگی و بچه دار شدن و... خیلی انسان رو راه میندازه و حتی کمک میکنه به خودشناسی.در قرآن هم مثلا می‌گوید آیا به شتر مینگری که چگونه خلق شده است؟و باز هم از این موارد هست.همین اخیر هم من مستندی دیدم در مورد دی ان آ که به شدت شگفت انگیز بود.۳. انسان تا چه اندازه جایز الخطاست؟3.انسان در واقع ممکن الخطا است و جایزالخطا نیست، یعنی انسان اگر فرمانبردار عقل و شرع باشد ممکن است دچار خطا بشود، البته منظور از عقل، عقل رایجی که مبناهای تجربی، و منفعت انسانی و در یک کلام عقل چسبیده به غریزه است نیست.منظور از عقل، آن عقل انسانی است که تحت تاثیر غریزه و محیط نباشد.در اسلام راهکارهایی برای سالم نگه داشتن این عقل و حتی فعال کردن این عقل وجود دارد که یکی از مهمترین هایش تقوا داشتن است که انسان را به درجه ای می‌رساند که می‌تواند حق و باطل را تشخیص بدهد.۴. با رجوع به اینکه خدا از خودش در ما دمیده، باور اینکه ما همون خدا هستیم رو چطور و چقدر تایید یا تکذیب میکنید؟4.انا لله و انا الیه راجعونما از خداییم و نه خدا، عده ای از عرفا بر زبان رانده اند که انا الحق اما منظور همان نادیدن مطلق خودشان است و مشاهده مداوم خداوند و اراده و تکوین امر او...انسان قابلیت داره که روحش غرق در اقیانوس خدا بشود، و این به همان نحوه زندگی و مواردی که در سؤال‌های قبل گفتیم بستگی دارد.۵. زندگی یک خداباور، با خداناباور چه فرقی داره؟ خداناباور چه چیزی رو از دست داده؟5.این سوال بسیار جالبیهببین تمام محتواهای تولیدی از اول بشر تا امروز، اعم از کتاب، نوشته ها، اشعار، فیلم‌ها، موسیقی ها و... دارای یک نکته مهم هستند و آن اینکه بشر بدون داشتن معنا نمی‌تواند زندگی کند.معنا در زندگی در واقع بعد اصلی و موتور اصلیه زندگیه هر آدمی است، حال ممکن است کسی معنای زندگی اش محدود به مال و خورد و خوراک بشود و در اینها متوقف بشود و ممکن است کسی بخواهد خود را به معنای اصلی جهان وصل کند.زندگی یک خدا باور دارای یک معنای بسیار غنی و نامحدود است و آنگونه است که اگر میلیون ها سال هم زنده باشد آن معنا باعث می‌شود همواره زندگی اش نو بماند و این فرد برای بعد از مرگش هم معنا و مفهوم دارد و به این ایمان می رسد که هرگز با از میان رفتن جسمش نخواهد مرد و فقط به دنیای پر معناتر و نهایتا به دنیای معناها خواهد رفت.خدا ناباور از لحاظ مادی ممکن است در رفاه باشد ممکن هم هست نباشد ولی این بی معنایی در زندگی خدا ناباروران باعث می شود که ارزش خود را ندانند و دست به هرکاری بزنند، یا به خاطر تهی بودن از معنای زندگی دست به تخدیر خود بزنند تا لحظاتی این بی معنایی را بگذرانند.و البته دنیای امروز مخدرهای فراوانی برای این دسته افراد حاضر نموده است و می‌توانند انواع‌ را امتحان کنند و خود را غرق در لذت کنند اما هر انسانی نمی‌تواند جواب بی معنایی زندگی خویش را با این مخدرها بدهد، و یا مجبور است مخدرش را عوض کند و یا دنبال معنا، هرچند اشتباه و دروغین برود.البته خداباوری در اینجا کسی است که عمیقا باور داشته باشد و فقط به زبان نباشد.۶. تعریف ایمان از نظر شما چیه و چگونه باید به ایمان قلبی دست پیدا کرد؟6.ایمان رو میشه اعتقادی تعریف کرد که آدمی بر اساسش زندگی میکنه، یعنی انسانی در حقیقت ایمان داره که باورهاش رو در زندگیش مشاهده کنه.مثالی میزنم، اگر کسی عمیقا به خدا اعتقاد داشته باشه هیچگاه از زندگی نا امید نمیشه،اگر به مشکلی بر بخوره سریع میره سراغ خدا و باز امیدش رو از دست نمیده.این نمود بیرونیه ایمان هست، نمود درونی‌ هم هر فردی درونا زمانی با ایمانه که تمام درونش تسلیم خدای واحد باشد و این رو درک کرده باشد که جز او نيست.اما چگونه به ایمان می‌توان دست یافت؟ جوابش در سؤال‌های قبلی هست ولی چیزی که اضافه کنم، عبادت منظم و مداوم بسیار مؤثره و قول خداوند است که راه باز میشه.۷. موانع رسیدن به خدا چی میتونه باشه؟ آیا اصلا مانعی هم وجود داره؟7.مهمترین مانع رسیدن به خدا &quot;خود&quot; است که خارجکی ها بهش می‌گویند ایگو!این خود که مجموعه ای از امیال نیازها اعتبارها، افکار، هستند میل شدیدی داره که مدام بزرگ و بزرگتر بشه و اصطلاحا خودش رو باد کنه و این باد رو خیلی از انسانها باور می‌کنند و فکر می‌کنند همان هستند و فکر هم می‌کنند خودشان عامل اش هستند.در صورتی که اگر مثلا این باد یک اعتباری مثل مقام یا ثروت باشه که به یک روز بسته که دیگه نباشه یا اگر زیبایی باشه که به یک تب بنده، پس کسی که این بادها رو باور کنه مانع بزرگی جلوی خودش برای درک و ارتباط با خدا گذاشته است.۸. فرق  مسلمان با مومن؟8.مسلمان کسی است که لفظ لا اله الا الله و محمد رسول الله را بگوید و به شرع عمل کند ولی مومن رو اگر توصیف اش را در قرآن بخوانیم میگوید:مؤمنان رستگارند، آنها که محافظ نمازشان هستند، آنها که از لغو (کار بیهوده و بی فایده) دوری می‌کنند، آنها که دامن خود را فقط برای همسران خویش نگه می‌دارند، و جز به ازدواج از راهی دیگر میل جنسی خود را ارضا نمی‌کنند.و...که در سوره مؤمنون و جاهای دیگر قرآن امدهمثلا جایی دیگر می‌گوید در مالی که به مومن داده ایم حقی برای سائل و محروم قرار داده ایم، یعنی مومن همه مالش برای خودش نیست و باید جیبش سوراخ باشد برای محرومین و...۹. در مسیر رسیدن به اهداف اصلی، چطور میتونیم اهداف فرعی رو هم در راه رسیدن به هدف اصلی بکار بگیریم؟9.خب قاعدتا باید اهداف فرعی مربوط باشن به اهداف اصلی وگرنه کار سخت میشه.مثلا فکر کنید یه نفر میخواد دانشگاه قبول بشه و هدف اصلیش این باشه و بعد یه هدف فرعیش مثلا گشتن دور دنیا باشه!خب این دو هدف با هم نمیخونن باید یه اشتراکی با هم داشته باشند.۱۰. چند شخص معرفی کنید که جز معصومان، جهان بینی درستی به دنیا دارن؟10.عطار ،مولوی، سعدی، ملا هادی سبزواری، معاصران علامه طباطبایی و علامه حسن زاده آملی و...۱۱. برای رسیدن به اهداف چطور ثابت قدم و مصمم بمونیم؟11.اگر هدف شما  عشق شما باشه حتما ثابت قدم می‌مانید، پس باید به علایق و البته توانایی‌هایتان توجه کنید تا بتوانید راه را تا آخر بروید. البته اگر احیانا هدفتان مورد علاقه تان نبود شاید به دلیل منفعت یا کسب درآمد بهتر باشد که آنرا انجام دهید و ثابت قدم بمانید.۱۲. توصیه آخر شما؟12.گویند مردی پرنده را گرفت، پرنده همانطور که در دست مرد بود گفت، تو از گوسفند و گاو مرغان بسیار گوشت خورده ای و گوشت اندک من آنچنان نیست که تو را سیر کند یا لذتی ببری که تا بحال نبرده ای، اگر مرا آزاد کنی تو را سه پند میدهم.اول پند را در دست مرد داد و گفت، محالی را از کسی باور مکنمرد آزادش کرد و چون به لب دیوار نشست گفت بر گذشته غم مخور و حسرت گذشته را نداشته باش.بعد پرنده گفت درون من سنگی  قیمتی به وزن ده درم وجود دارد، مرد عصبانی و ناراحت شد از اینکه چرا او را آزاد نموده...پرنده گفت مگر نگفتم بر گذشته حسرت نخور؟مگر نگفتم که محالی را باور نکن؟ من نیم درم هم نیستم چطور سنگ ده درمی در من می‌تواند باشد؟مرد گفت راست می‌گویی، پند سومت را بگوپرنده گفت وقتی تو دو پندم را عمل نکردی چرا پند سوم را به تو بگویم؟این داستان مثنوی خیلی نکته مهمی برای هر کسی در زندگیش داره، اینکه هر کس اگر هر چیزی رو که می‌داند و بلد است را عمل کند، شک نداشته باشد که راه ها برویش باز می‌شود، خیلی ها فقط بدنبال جمع کردن دانش و پند هستند ولیکن اصل عمل است که ما هرکدام به اندازه کافی کارهای خوب را می‌دانیم ولی شاید عمل نکنیم.این توصیه را ده دوازده سال پیش مثنوی به من کرد و بعدا فهمیدم که مثنوی از دین این توصیه را دریافت کرده است و بکار بستم (تازه خیلی کم) و الحمدلله بسیار بهره بردم.ان شاء الله همواره در پناه حق شاد و خرم بمانید...</description>
                <category>Ravan show | روان شو</category>
                <author>روان نویس</author>
                <pubDate>Sun, 18 Jun 2023 23:02:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اپیزود پنجم روان شو? | پرسش و پاسخ با یک مهمان خوش فکر :)??‍♂️</title>
                <link>https://virgool.io/Ravanshow/%D8%A7%D9%BE%DB%8C%D8%B2%D9%88%D8%AF-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D9%85-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D9%88-%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4-%D9%88-%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE-%D8%A8%D8%A7-%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D9%88%D8%B4-%D9%81%DA%A9%D8%B1-%EF%B8%8F-mnx8x2kfnuch</link>
                <description>سلام و نور،درود و سروربهار امسالتون بخیر، امیدوارم تا اینجای سال براتون خوب رقم خورده باشه :)خبر آمد خبری در راه است ...روان شو داریم چه روان شویی، مهمان داریم چه مهمانی ?در این قسمت همراه هستید با اپیزود پنجم از روان شو در استدیو ویرگول میزبان: روان نویسمهمان بسیار عزیز و گرامی؛ جناب آقای صفری که بدون شک یکی از بهترین افرادی هستند که سراغ دارم. بیشتر از این توضیح نمیدم، خودتون بخونید و از پاسخ های خردمندانه و قلم متبحر وی لذت ببرید✨?۱.آیا اگر کوری، کور دیگر را راهنمایی کند هر دو به چاه خواهند افتاد؟از لحاظ &quot;فیزیولوژیکی&quot;، عقلی و از لحاظ گنجینه ضرب‌المثل‌های کهن‌مون: «کوری عصاکش کوری دگر شود!» بله، هردو به چاه خواهند افتاد.تمثیل غار افلاطون از عالم مُثُل رو به این سئوال مرتبط کنیم (کمی روی دشت فلسفه تاتی‌تاتی کنیم!):تا انسانی از غل و زنجیر (افکار پوسیده و خرافیِ) درون غار تاریک (فکر) رها نشه. و تا دنیای حقیقی و عالم بالا رو به عالم سایه‌ها ترجیح نده. و تا رنج فهمیدن و رنج مسخره شدن و رد شدن رو تحمل نکنه؛ نمی‌تونه راهنمای دیگران باشه.دو انسان غل و زنجیر شده در غار، و دو انسان نابینا که هیچ‌کدوم بر دیگری برتری ندارن، نمی‌تونن همدیگه رو راهنمایی کنن.۲.پرنده ای که از اول توی قفس بوده میدونه آزادی چیه؟احساس ما نسبت به آزادی، بسته به تعبیر ما از آزادی‌ست.به تعبیر پرنده از آزادی بستگی داره: پرنده‌ای که قفس رو آزادی می‌دونه، به تعبیر خودش آزادی رو فهمیده. و پرنده‌ای که آسمون رو آزادی می‌دونه، به تعبیر خودش آزادی رو فهمیده. اما این کجا و آن کجا؟ آزادی کاذب کجا و آزادی حقیقی کجا؟اولی با تمام وجود غرق در احساس و تجربۀ آزادیِ کاذبِ. و دومی با تمام وجود غرق در حسرت تجربۀ آزادی حقیقی.فهمی درست از جهان پیرامون، دیر نیست که به عملی درست ختم بشه، و پرندۀ دوم دیر نیست که در آسمان بی‌کران خدا، به پرواز دربیاد. و اگه این امکان پرواز رو هرگز به دست نیاره، آگاهانه زندگی می‌کنه و خود این درک و آگاهی با ارزشه.برای رسیدن به آزادی تن، ابتدا باید به آزادی اندیشه رسید.۳.از ابتدا نداشتن بهتره یا داشتن و از دست دادن؟به طور کلی پاسخ می‌دم:بدی‌ها رو از ابتدا نداشتن به، و داشته‌باشی و از دست بدی، بهتره.و خوبی‌ها رو از ابتدا نداشتن بد، و داشته باشی و از دست بدی، بدتره.۴.عشق چیه؟عشق یعنی تمام خوبی‌ها و زیبایی‌ها رو در وجود کسی دیدن، یعنی از تمام عیب‌های او چشم پوشیدن، یعنی روح در کالبد مرده دمیدن، یعنی برای یک نفر از همۀ عالم بریدن، و از هرچیز گذشتن، برای به او رسیدن ... این یعنی عشق.۵.دلتنگی چیه؟دلتنگی یعنی تمام خوبی‌ها و زیبایی‌ها رو در وجود کسی دیدن، یعنی از تمام عیب‌های او چشم پوشیدن، یعنی روح در کالبد مرده دمیدن، یعنی برای یک نفر از همۀ عالم بریدن، و از هرچیز گذشتن، و به او (نرسیدن) ... این یعنی دلتنگی.۶.شادی رو کجاها میشه پیدا کرد؟دربارۀ این هم چیزی نوشتم، خوشبختی کجاست؟ پس اجازه بدید همون رو با کمی تلخیص نقل کنم: «خوشبختی را می‌توانی هرکجا بیابی، تنها باید به ندای قلبت گوش بسپاری، هرکجا قلبی شاد‌تر داشتی همانجا مأوای قلب خوشبخت توست. به یاد دارم وقتی جوان‌تر بودم خوشبختی را زیر سایه‌سار درختان و روی قالیچۀ نرم چمن‌ها احساس می‌کردم یا هنگامی که با دوستانم بر بلندای ارتفاعی می‌ایستادیم بدون هیچ دلیلی برای شادمانی، شاد بودم. پسرم! خوشبخت بودن تنها چیزی‌ست که نیاز به دلیل ندارد، خوشبختی را باید در قلب خود احساس کنی. در تاروپود وجودت. در احساسی که نسبت به زندگی داری. اگر با قلبت زندگی کنی شاد خواهی بود. خوشبختی، همانجایی‌ست که نامش را قلب نهاده‌اند.»و اگه شادی رو در قلبت پیدا نکردی، در عشق ورزیدن به مردم پیدا کن.۷.ویژگی های یه دوست خوب؟اهل علم، اهل عبادت، یا اهل اخلاق بودن.این سه، صفت‌های عالی برای انتخاب یک دوسته، و اگه کسی این سه صفت رو باهم داشت هرگز از دستش نده. و اگه دوتا و یکی رو داشت بازهم از دستش نده و اگه هیچ‌کدوم رو نداشت، یک روز جلوتر هم ازش فاصله بگیری به سودته.۸.تنهایی چیه؟تنهایی اینه که برای تنها نموندن، خداوند رو ول کنی و دست به دامان آدم‌ها بشی.۹.یه روز خوب از نظر شما چه روزیه؟روزی که در اون 500 کلمه نوشته باشم. 500 کالری سوزونده باشم. و 500 صفحه کتاب خوانده باشم.۱۰.اگر یه بچه یه کاغذ بهتون بده و بخواد که براش یه جمله بنویسید اون جمله چیه؟یه هواپیمای کاغذی براش می‌سازم. تا همیشه بخنده و بازی کنه.۱۱.چه میشه که آدما از یه جایی به بعد دیگه خسته میشن؟به اندازه تمام مردم بهانه برای خسته شدن وجود داره:اشتیاق‌مون رو از دست می‌دیمدر برنامه‌هامون خلل ایجاد می‌شههدف‌مون رو گم می‌کنیم یا هدفمون ارزشش رو از دست می‌دهخداوند رو فراموش می‌کنیمناامید می‌شیمدیگه دلیلی برای ادامه دادن پیدا نمی‌کنیمبرای پیشرفت‌های کوچیکمون شکرگزار نیستیمبه پوچی می‌رسیمدربارۀ خسته شدن وسط راه: خسته شدن طبیعت انسانه؛ اما خود را باختن طبیعت انسان نیست. حتما اوقات خستگی داری و این خستگی با استراحت و کمی تفریح درست می‌شه، اما وقتی خودتو ببازی، هیچ استراحت و تفریحی درستت نمی‌کنه. محمد علی کلی می‌گه: وقتی با یک ضربه ناک داون می‌شی نمی‌بازی، وقتی می‌بازی که روی زمین بمونی.می‌خوام یه نتیجه‌گیری زرد انگیزشی انجام بدم: اگه هدف ارزشمندی داری، ناک داون شو ولی روی زمین نمون و قبل از اینکه داور به عدد 10 برسه، از روی زمین بلند شو. (نذار خستگیت بیشتر از 10 روز ادامه پیدا کنه.)۱۲. یه آرزو برای کل دنیا؟آرزوی می‌کنم که تمام آدم‌ها، همیشه آرزویی در دل‌ داشته باشن زیرا ما انسان‌ها؛ «از شعاع آرزو تابنده‌ایم».۱۳. چطور میتونیم فرد صبوری باشیم؟برای صبور بودن، درست همونجایی که با هیجان شدید می‌خوای کاری کنی، کافیه چند قدم عقب بری و دقیق‌تر، حرفی که می‌خوای بزنی، کاری که می‌خوای بکنی رو نگاه کنی. کسی که توی دادگاه می‌گه اصلا نفهمیدم چی‌شد که با قفل فرمون توی سر فلانی زدم، دروغ می‌گه؛ قبل از اتخاذ یه تصمیم، همه یک لحظه خیلی کوتاه به اندازه چند صدم ثانیه، فرصت داریم که فکر کنیم. اونایی که اون لحظه کوتاه رو فکر نمی‌کنن، هر حرفی رو می‌زنن و هرکاری رو می‌کنن و پشیمون هم می‌شن.فرق بین آدم صبور و عجول، همون یک لحظه تفکر قبل از سخن و عمله. فرق بین آدم صبور و عجول، چند صدم ثانیه تفکره. اون چند صدم ثانیه رو دریاب تا همه به عنوان یه آدم صبور بشناسندت.۱۴.اگر یه بلندگو بهتون بدن و بگن یه پیام رو به جهان مخابره کنید، اون چه پیامیه؟مهم‌ترین مشکل آدم‌های جهان اینه که خودشون نیستن، همه می‌خوان شبیه کسی دیگه باشن. اگه بخوام یه پیام به جهان مخابره کنم اینه: «خودتون رو زندگی کنید» و بیشتر از زمین و آدم‌هاش، آسمون آبی رو تماشا کنید.۱۵. ویژگی مشترک انسانهای امیدوار چیه؟ چی دارن که بقیه ندارن؟ویژگی مشترک انسان‌های امیدوار، روح بزرگ اونها؛ و عشق اون‌ها نسبت به مردمِ. هیچ‌کس نمی‌تونه همواره امیدوار بمونه، مگر اینکه روح بزرگی داشته باشه و عاشق مردم باشه.کسی که رنج دیگران رو رنج خودش می‌دونه و خود رو به مشقّت می‌اندازه برای برداشتن رنجی از دوش دیگران.عاشق مردم، و عاشق آوردن لبخند روی لب مردم، و عاشق بردن لرزش و اضطراب از دل مردم باشه. چه به وسیلۀ قلمش و چه به وسیلۀ دستش.انسان‌هایی که اونقدر روحشون بزرگه که عاشق تمام مردم هستن، همون کسانی‌اند که تا آخرین لحظه امیدوار می‌مونند.اینم چاییسری های پیشین روان شو: https://vrgl.ir/lftLq  https://vrgl.ir/gQO7t  https://vrgl.ir/Xh64y </description>
                <category>Ravan show | روان شو</category>
                <author>روان نویس</author>
                <pubDate>Tue, 25 Apr 2023 19:45:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>?اپیزود چهارم روان شو?| شنا در دریایِ سیاست!?</title>
                <link>https://virgool.io/Ravanshow/%D8%A7%D9%BE%DB%8C%D8%B2%D9%88%D8%AF-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D9%88|-%D8%B4%D9%86%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%A7%DB%8C%D9%90-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA!-iudwgwbhym6m</link>
                <description>سلام سلام :)اینجا هستیم با قسمت چهارم روان شو از استدیو ویرگول مهمان ویژه ی برنامه: جناب اقای احمد سبحانیاز ایشون بسیار بسیار برای پاسخ های سازنده و در عین عامه فهم و سلیس سپاس گزاریم.خصوصا اینکه با وجود مشغله زیاد و وقت تنگی ، افتخار حضور دادن.پاسخ ها رو بخونید و از تحلیل ها لذت ببرید. امیدوارم مفید واقع بشه.منتظر قسمت های جذاب بعدی روان شو باشید.?از همراهی همه ی شما دوستان عزیزم متشکرم??۱. تعریف سیاست_ دولت_ حکومت به طور مجزا از دیدگاه شما؟سیاست که البته ترجمه صحیحی از کلمه Politics نیست، ناظر به اعمالی هست که نهاد قدرت برای ساخت یکموجودیت واحد از تکثرات موجود در جامعه استفاده می‌کنه. یکم سخت شد. بذارید توضیح بدم. سیاست‌گذار میدونه که جامعه افراد زیادی داره که هرکدوم میخوان کاری براشون انجام بده. بنابراین سعی میکنه یک سری اصول بذاره (قانون اساسی) و بر اساس اون اصول کاری رو انجام بده. به این میگن سیاست. در واقع سیاست اون قوانین یا اصول موضوعه است.دولت به مثابه بازوی اجرایی اون اصول موضوعه است و حکومت به کلیت یک جامعه گفته میشه. تفاوت دولت اینه که دولت بدون اون اصول موضوعه معنا نداره و هر دولتی باید سعی کنه که اون اصول موضوعه رو پیاده کنه، اما حاکمیت مجموعه دولت و ملت هست.۲. تاریخچه ی سیاست های نخستین تاریخ و تمدن بشری به چه زمانی برمیگرده؟تاریخچه سیاست که قطعا به زمان پیدایش انسان برمیگرده. انسان ذاتا موجودی اجتماعی هست و به همین دلیل نیاز هست که مردم کنار هم زندگی کنن و باز به همین دلیل نیاز هست که قانون وجود داشته باشه تا از تضاد منافع جلوگیری بشه و باز هم به همین دلیل سیاست همیشه وجود داشته. اما تغییر سیاست دوره‌هایی داشته به عنوان مثال اختراع خط، یک جانشینی، اختراع ماشین چاپ و... نوع سیاست و نوع حکومت‌ها رو تغییر میداده. همین امروز هم هوش مصنوعی، بلاکچین و... باز هم در حال تغییر حکومت‌ها و سیاست‌ها هستن.۳. آیا تشکیل سیاست در بین مخلوقات جهان هست یا فقط میان انسان ها؟نه بعید میدونم بشه به اون چیزی که بین سایر موجودات هست سیاست گفت. چون سیاست زاییده ذهن انسانه.۴. از نظر اسلامی و غیر اسلامی یک حکومت کارآمد چه ویژگی هایی رو باید دارا باشه؟از هر منظری که بخوایم نگاه کنیم، حکومت تنها باید یک ویژگی داشته باشه و اون هم اینه که در قالب اصول موضوعه خود به درستی عمل کنه. شما می‌تونی آزادی، برابری، اسلام، یهودیت و هر چیز دیگه‌ای رو به عنوان اصول موضوعه سیاست اختیار کنی، اما بعد از اون دیگه آزاد نیستی هرکار که دلت خواست انجام بدی. اگر گفتی حکومت ما اسلامیه، دیگه آزاد نیستی منابع رو در اختیار افراد معدودی بذاری به این بهانه که اینها مسلمانن یا اینها نماز شب خوانن و... اگر این یک اصل واحد سیاست انجام بشه، هر کشوری می‌تونه بهترین کشور دنیا بشه اما مشکل اینه که سیاست‌گذارا میخوان از همه چیزهای خوب دنیا یک کم داشته باشن. یک کم آزادی با یک کم عدالت. مگه چی میشه؟ خیلی هم خوبه. نه خیلی هم بده چون اگر بخوای عدالت رو به شیوه برنامه‌ریزی انجام بدی، آزادی مانعش میشه و در نهایت نتیجه بدتر از حالتی میشه که هرکدوم رو به تنهایی به کار میبردی.۵.آیا نیاز هست همه ی افراد جامعه اعم از شهروندان عادی، همه حقایق جامعه رو پی ببرند؟قطعا نیاز هست. متاسفانه بعضی به بهانه موضوعات امنیتی میخوان خیلی از مسایل رو مخفی کنن. اما کی میتونه بگه کدوم مساله امنیتی هست و کدوم نیست؟ هرکس میتونه بگه کاری که من میکنم امنیتیه. بنابراین بهتره اصل رو بر شفافیت بذاریم و حالا از توش استثنائات رو در بیاریم نه اینکه اصل مخفی بودن باشه حالا گزینشی شفاف کنیم.۶.چقدر نیازه که یک فرد اطلاعات سیاسی داشته باشه؟بیشتر از اطلاعات نحوه مواجهه با خبر مهمه. رسانه امروز خیلی پیچیده شده و هرکسی نمیتونه باهاش به شیوه درست مواجهه پیدا کنه. طوری که هیچوقت نمیفهمیم چی درسته و چی غلط و در نهایت به جایی میرسیم که فکر میکنیم درست و غلطی وجود نداره و این نقطه شروع فاشیسم و استبداده. بنابراین بهتره اول بفهمیم چطوری باید با خبر مواجه بشیم. اولین واکنش باید این باشه که خوب اون طرف مقابل چی میگه؟ یادمون باشه هیچکس توی دنیا اونقدر که نشون داده میشه پلید نیست.۷. با پیگیری اخبار چیزی دستگیرمون میشه؟در واقع تنها چیزی که دستگیرمون میشه یک بخش از یک کل هست. همیشه قضیه زوایای بیشتری داره.۸. تفاوت یک دولتمرد با یک سیاست مدار؟اگر مقصود تفاوت بین politician (سیاستمدار) و statesman (دولتمرد) باشه، به نظرم تفاوت تنها نوع اهداف هست.سیاستمدار تنها به دنبال منافع حزبی و گروهی و قبیله ای خودشه اما دولتمرد کلان رو میبینه و میدونه که منافع خودش هم در گرو منافع کل هست.۹. برای دیدن تحوالات اساسی یک کشور، در سریع ترین زمان ممکن، اولین جایی که باید اصلاح بشه کجا و کدوم نهاد و قسمته؟این از اون سوالاتی هست که هم دوست دارم جواب بدم هم میدونم هر جوابی من رو احمق نشون میده. اگر مشکلی در کلیت ساختار باشه باید کل ساختار تغییر کنه و اگر در جزء باشه باید همون قسمت اصلاح بشه. سریع‌ترین زمان ممکن هم وجود نداره چون سیاستمدارها درگیر اینرسی هستن. هرگز با اصلاح موافقت نمی‌کنن چون طبق اصل اول نیوتون میگه هر سیستم تمایل داره شرایط موجود رو حفظ کنه مگر اینکه تحت اثر نیرویی مجبور به تغییر بشه.۱۰. چطور میتونیم در برابر حملات به عقاید، رگبار بسته شدن باورها و جنگ‌های روانی در امان بمونیم یا دست کم کمتر آسیب ببینیم ؟تنها راه اینه که در مورد بنیان‌های باور رقیب مطالعه کرد. کسی که به دنبال حمله به عقاید دیگران هست، قطعا عقاید خودش مشکل داره. وگرنه کسی که واقعا مومن به اصول خودش باشه، هرگز روحیه تهاجمی نداره. کسی که حمله میکنه، ضعیفه و چیزی برای عرضه نداره بنابراین تلاش میکنه این ضعف رو با حمله کردن پر کنه. حتی در زمینه کشورها هم میتونید ببینید. کشوری که واقعا قدرت داره آیا حمله میکنه؟ اگر روسیه واقعا قدرتمند بود، نیاز به حمله به اوکراین داشت؟چرا به اوکراین حمله کرد؟ چون میدونست اگر اوکراین به ناتو بپیونده در خطر خواهد بود و اونقدر قدرت نداره که با ناتو بجنگه. بنابراین به اوکراین حمله کرد تا ضعفش رو پوشش بده. بنابراین حمله همیشه از طرف ضعیف انجام میشه. شما باید این ضعف رو پیدا کنی و عیانش کنی.۱۱. یک تحلیلگر و کارشناس و منتقد سیاسی چه شاخصه هایی باید داشته باشه؟شاید مهم‌ترین شاخصه اش اینه که منافع شخصیش رو کنار بذاره و به جمع فکر کنه.۱۲. چرا بعضیا میگن همکاری با دولت، به نفع شخصی دولت و به ضرر مردمه؟چون دنبال جدا کردن مردم از دولت هستن. چیزی که ما داریم دولت-ملت هست. بدون هرکدوم از اینها حکومت وجود نداره. بنابراین با جدا کردن دولت و ملت میتونن حکومت رو نابود کنن. اما این جدایی اتفاقات بعدی رو هم رقم میزنه.جدایی اقلیت‌ها، حمله نظامی خارجی، جنگ داخلی و... از ثمرات جدایی دولت از ملت هست. اتفاقی که در بسیاری کشورهای منطقه رخ داده و احتمالا طی سال‌های بعدی باز هم رخ خواهد داد.۱۳.وظیفه ی هریک از ما برای بهبود وضعیت کلی و فعلی کشور چیه؟ آیا کاری از دست ما ساخته است؟دلم میخواد بگم هرکس کار خودش رو درست انجام بده همه چیز درست میشه اما واقعا اینطور نیست. الان متوجه شدم اگر ساختار درست نباشه، هرچقدر هم آدم درستی باشی نه رشد میکنی توی ساختار و نه میتونی جایی رو درست کنی.بنابراین بهترین کاری که میشه کرد این هست که با هم حرف بزنیم و یاد بگیریم چطور باید با هم صحبت کنیم.۱۴.هرجا که بحث و  گفت و گو از باورها و دیدگاه ها بود، در اون بحث شرکت کنیم و دفاع کنیم یا بهتره سکوت کنیم و عقایدمون رو برای خودمون نگه داریم؟قطعا باید حرف بزنیم و یاد بگیریم حرف بزنیم و مهم‌تر از اون بشنویم. شنیدن خیلی مهم‌تر از حرف زدنه. همینطور باید یاد بگیریم هیچکس خیر مطلق یا شر مطلق نیست. دید از بالا به پایین نداشته باشیم. عقیده هرکس محترمه اما باید بتونه ازش دفاع کنه در غیر این صورت نشون میده عقیده اش غیرمنطقیه. هیچکس نمیتونه توی کشور بگه من این کار رو میکنم چون دوست دارم. باید دلیل منطقی برای کارش داشته باشه. اگه همه ما تو کشتی نشسته باشیم کسی نمیتونه یک نقطه رو سوراخ کنه و بگه دوست دارم. دوست دارمی در کار نیست. اما حرف نزدن باعث میشه که همه ما یک گوشه رو سوراخ کنیم و بگیم دوست داشتیم در نهایت هم همه با هم غرق بشیم.۱۵.فرضا شما به عنوان یک فرد اصلاحگر، و توانا در ایجاد تحول کاری که در ابتدا برای بهتر شدن اوضاع کشور میکنید چیه؟من از وقتی یادم میاد فقط یک چیز میخواستم و اون هم این بوده که یک روز برم توی مسجد و ببینم هر گوشه مسجد چند نفر نشستن و دارن در مورد یک موضوع بحث میکنن. این اتفاق رخ بده، مسایل بعدی خود به خود حل میشه۱۶.وقتی تجزیه و تحلیل ها درباره موضوعی زیاد میشه، و هرفرد نظر خودش رو بیان میکنه، چطور میشه عادلانه و بدون قضاوت به یک جمع بندی و نتیجه گیری درست رسید؟نتیجه‌گیری درستی وجود نداره. هرکس از دیدگاه خودش یک سری نتیجه بیان میکنه. همه شون درستن اما در نهایت پیش‌بینی یکی شون درست از آب در میاد. هدف اینه که ما تا حد امکان به پیش‌بینی درست نزدیک بشیم که بدون شنیدن تمام صحبت‌ها امکان پذیر نیست. همچنین هر پیش‌بینی که شما بکنی درسته مهم نیست نتیجه آخر چی میشه. امام خمینی میگفت ما مامور به تکلیفیم نه نتیجه. مهم نیست تهش چی میشه مهم اینه که ما تلاشمون رو برای کشف حقیقت کردیم حتی اگر به اشتباه افتادیم.۱۷.حکومت و نحوه کشورداری کدوم کشور رو می پسندید و دلیل این انتخاب شما چیه؟هیچ کشوری. چون حکومت یک امر بسته نیست. حکومت در مواجهه با تمام کشورها و تمام جهان معنا پیدا میکنه و تا وقتی تمام مردم جهان به این درک نرسن که همه با هم سرنوشت مشترک دارن و این مرزبندی ها چیزی بجز یک سری خطوط حقوقی سیاسی نیست، تمام حکومت‌ها باطلن.</description>
                <category>Ravan show | روان شو</category>
                <author>روان نویس</author>
                <pubDate>Thu, 16 Feb 2023 19:25:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>?اپیزود 3 روان شو?| سفر به دنیای فلسفه!?</title>
                <link>https://virgool.io/Ravanshow/%D8%A7%D9%BE%DB%8C%D8%B2%D9%88%D8%AF-3-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D9%88|-%D8%B3%D9%81%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87!-jyrmga1xzycg</link>
                <description>مصاحبه ویرگولیقسمت: سوممیزبان: روان نویسمهمان: جناب آقای حمید مصیبیخیلی ممنون که با ما همراه بودید. از همکاری و پذیرفتن دعوت هم مچکریم. سرعت عمل بشدت بالایی داشتند و طبق معمول با حوصله و سعه صبر به تمام ابهامات و پرسشها پاسخ دادند. فرایند گفت و گو با ایشون و تهیه این مصاحبه واقعا آموزنده و دلپذیر بود.?صدا?دوربین ?حرکت⚡سلام خوش اومدید به سومین قسمت از روان شو!صدای منو می شنوید از استدیو ویرگول!امیدوارم این قسمت از روان شو با سفر به دنیای فلسفه برای شما جذاب و مفید باشه :)پس تا انتها همراه ما باشید!آماده اید؟ ۱. فلسفه چیه و چه کمکی به ما میکنه؟نظرات مختلفی در مورد فلسفه هست. هر کسی برای خودش یه نظر داره.اما به نظرم دقیق‌ترین تعریف اینه که فلسفه رو حکمت آزادی و آزادگی در نظر بگیریم.از این لحاظ، فرقی بین دین و فلسفه نیست. هدف هر دو اینه که انسان و جامعه رو آزاد کنند.اما خب یه تفاوت‌هایی دارند. مثلا دین تلاشی نداره تا آزادی رو به صورت نظام‌مند و علمی برای فرد تبیین کنه. شاید بشه گفت هدف اصلی دینی مثل اسلام این بوده که برای جامعه قانون وضع کنه. محمّد ص سنت ایجاد می‌کنه، سنت‌هایی که ضامن آزادی همه است. اما فلسفه، آزادی رو تبیین می‌کنه؛ اون هم با مفاهیم روشن و واضح.قرآن واجد حکمت آزادیه، اما این حکمت رو به صورت نظام‌مند بیان نمی‌کنه. اما فیلسوفی مثل هگل، تمام این حکمت رو تنها از یه مفهوم واحد استنتاج می‌کنه. هگل تلاشش اینه که با دلیل نشون بده چطور همه چیز از یه مفهوم واحد (یعنی خدا) ریشه می‌گیره.۲.چطور تفکر فلسفی داشته باشیم؟شاید عنوان «تفکر فلسفی» خیلی صحیح نباشه. تفکر منطقی یا مفهومی بهتره.اما جواب ساده است. باید منطق تفکر رو بشناسیم. این هم در نظر داشته باشیم که منطق تفکر دقیقا منطق عمل هم هست. انسان محض خاطر خود تفکّر، فکر نمی‌کنه. انسان فکر نمی‌کنه که فکر کرده باشه. انسان فکر می‌کنه که عمل کنه. انسان در مورد حقیقت فکر می‌کنه، چون می‌خواد منطبق با حقیقت (که همون آزادی یا عدالته) عمل کنه.منطق هر فردی اصول حاکم بر فکر و عمل اون فرده. اما مساله اینه که منطق صحیح چیه.جواب من به این سوال اینه: شورا و جدال.انسان برای رسیدن به حقیقت (منظورم از حقیقت اینجا حکمت نظریه) باید با غیر خودش شورا و جدال کنه. یه مطلب نوشتم «فیل در تاریکی و عدم امکان حقیقت». در مورد این مساله، اونجا بیشتر توضیح دادم.انسان برای رسیدن به آزادی (اینجا منظورم از آزادی، حکمت عملیه) هم باید با غیر خودش شورا و جدال کنه. من و غیر من اگه بخواهیم در کنار هم‌دیگه آزاد زندگی کنم، باید ما بشیم (این چیزیه که آقای خامنه‌ای ازش تحت عنوان «زوجیت» نام برد). البته ما شدن، به معنای از دست دادن فردیت و منیت نیست. در جامعه حقیقتاً آزاد، فردیت افراد حفظ و رفع میشه. یعنی افراد ضمن حفظ استقلال فردی، درون یه ما (که حکومت باشه) به وحدت می‌رسند. این وحدت فقط از طریق همراهی یا ملائمت یا شورا یا مهر یا رحمت به دست میاد. البته که من و غیر من برای حفظ آزادی باید با هر کسی که می‌خواد آزادی ما رو سلب کنه، بجنگند. این وجه جدال یا قهر یا شدّت آزادیه.۳.هگل رو معرفی کنید؟حقیقتاً نمیشه هگل رو به این راحتی معرفی کرد. هگل یکی از عجیب‌ترین (شاید هم باید بگم، یکی از برترین) آدم‌هاییه که تابحال دیدم.معرفتی که هگل به دست میده به قدری زیاد و عمیقه که افراد حتی نمی‌تونن تصوّر کنند. در مورد این کاملاً جدی‌ام. هم گستره علمی و هم عمق معرفتی هگل فراتر از تصوّره. یعنی وقتی میگم هگل خیلی علم داره، فرد مقابل نمی‌تونه این خیلی رو تصوّر کنه. هگل خیلی بیشتر از تصوّر یه آدم از عبارت «خیلی» علم داره.اگرچه که خود هگل هم بی‌ایراد نیست.اتفاقاً چند روز پیش دیدم آقای خامنه‌ای به هگل ایراد گرفتند که فقط تضاد و جدال رو می‌بینه و مفهوم «زوجیت» رو ندیده.نقد آقای خامنه‌ای هم درسته و هم غلط.هگل متوجه مفهوم «زوجیت» شده. زوجیت درون حکمت هگل مستتره. هگل آزادی من و غیر من رو در زوجیت‌شون درون یک «ما» می‌بینه. مثلا وجود و عدم رو در نظر بگیرید. این دو درون مقوله موجودیت با هم ممزوج میشن و یه پله به کمال نزدیک‌تر (اگه متوجه این بخش نشدید، طبیعیه. باید بیشتر توضیح بدم. اما اینجا جاش نیست). اشتباه هگل اینه که فکر می‌کنه روش یا طریق رسیدن به این زوجیت، جدال و نظاره (یا نظرورزی) است. به همین خاطر، یه اشتباه دیگه هم مرتکب میشه، اون هم اینکه بین این دو، جدال رو اصل می‌گیره.اما گفتم که روش یا طریق جدال و شورا است. و شورا بر جدال تقدّم داره. شورا است که کمک می‌کنه تضاد و اختلاف من و غیر من برطرف بشه و با هم‌دیگه ممزوج بشن و یه ما بسازند.اینجا یه نکته بگم. این نقد رو با کمک قرآن به هگل وارد کردم. اگه قرآن رو ندیده بودم، شاید هیچوقت متوجه این ایراد هگل نمی‌شدم. یعنی میخوام بگم هگل از این لحاظ که حکمت آزادی رو نظام‌مند بیان می‌کنه، شاید بالاتر از قرآن باشه. اما قرآن کامل‎‌تره. چون قرآن طریق رسیدن به آزادی یا حقیقت رو فهمیده، اما هگل نه.۴.جایی دیدم که فرمودید کسی بیشتر از شما، فلسفه هگل رو درک نکرده، چرا؟دلایل مختلفی داره.آدم‌هایی که سراغ هگل رفتند، هر کدوم به یه دلیل متوجه نشدند هگل چی میگه.غربی‌ها بخصوص انگلیسی‌ها نمی‌فهمند هگل چی میگه، چون با سنت فلسفی اسلامی آشنا نیستند. کسی مثل اینوود یا نیزبت هگل رو نفهمیده، چون نمی‌دونه قاعده «جسمانیه الحدوث، روحانیه البقا» یعنی چی. برای فهم درست هگل به این قاعده نیاز داریم.البته یه مساله دیگه هم هست. اینوود یه لغت‌نامه نوشته و توش مفاهیم هگل رو توضیح داده. توضیح داده هگل از کلمات و عبارات به چه معنی و مفهومی استفاده میکنه. میخوام بگم اینوود شناختش از هگل خیلی زیاده. اما کامل نیست. من شناختم بالاتر از اینووده به دو دلیل. یکیش همون چیزیه که بالا گفتم.اما برای فهم دلیل دوم باید یکم توضیح بدم. این کار اینوود سال‌ها طول کشیده. اینوود سال‌ها مطالعه کرده تا موفق شده یه کتاب حدوداً سیصد صفحه‌ای در مورد هگل بنویسه. توضیحات خیلی خوبیه. حالا، من حاصل سال‌ها کار این آدم رو در عرض یه ماه تموم کردم. این یعنی من در عرض یه ماه موفق شدم به همون شناختی از هگل برسم که اینوود سال‌ها طول کشید تا بهش برسه. طبیعتا من جلوتر از اینوودم.اما ایرانی‌ها، حداقل اون‌هایی که من دیدم، هگل رو نفهمیدند چون یا مستقیماً سراغ خودش نرفتند یا چون سراغ متون درستش نرفتند.البته دلایل دیگه هم هست.یه دلیل خیلی مهم به سبک زندگی برمی‌گرده.من از فضای آکادمیک بیرون زدم و وارد اجتماع شدم. مستقیم و بدون پرده با افراد مواجه شدم. این به من کمک کرد در مورد انسان و کلا حیات به یه شناخت خوب برسم. میخوام بگم که من هگل رو می‌فهمم چون قبل از اینکه هگل رو ببینم، بر اساس تجارب شخصی‌ام به همون نتایجی در مورد زندگی رسیده بودم که هگل رسیده.در نظر داشته باش، فردی که همه عمرش درون نهادی رسمی و آکادمیک گذشته، یعنی کار فکری‌اش رو اونجا انجام داده، از پشت یه نقاب با انسان روبرو شده. وقتی نقاب می‌زنیم حقیقت رو پنهان می‌کنیم.من حدوداً سه چهار سال در فضاهایی کار کردم که آدم‌هاش هیچ نقابی نداشتند. به این دلیل، هگل رو می‌فهمم.۵.اگر دانش اختصاصی فلسفه بوجود نیومده بود، انسان چه چیزی از دست داده بود؟به نظرم همچین چیزی نشدنیه. مثل این می‌مونه که بگی اگه دین نبود، چی می‌شد.دین هست و باید باشه. فلسفه هم هست و باید باشه.۶. استناد به روش عقلی _شهودی قوی تر عمل میکنه یا علمی _تجربی؟راستش خیلی این تمایز رو قبول ندارم.اگه با مباحث فلسفه علم آشنا باشید، حتما می‌دونید که ما تجربه خالص نداریم. تجربه و مشاهده توسط نظریه یا اصول پیشین محدود میشه.۷.موانع فکری، عوامل و علت هایی که باعث میشن نتونیم راجع به یک موضوع نظامند و اصولی فکر کنیم چیه؟چیزهای مختلفی مانع از تفکر میشه. ترس شاید مهمترینش باشه. ترس باعث میشه انسان بدون فکر به گله یا قبیله خودش بچسبه (ترس از طرد شدن). یعنی قبیله‌گرایی ریشه در ترس داره.تنبلی یا راحت‌طلبی هم یه عامل دیگه است. ظاهربینی هم ریشه در تنبلی داره.۸.چندتا فلاسفه که قبولشون دارید &quot;جز هگل&quot; چه کسانی هستند؟سقراط، افلاطون، ارسطو، لنین، خمینی، خامنه‌ای و حتی می‌تونم از محمّد ص هم نام ببرم.البته یه سری متفکر دیگه هم هستند که انسان‌های شریفی‌اند، مثلاً جان سرل یا ویتگنشتاین یا کارل اشمیت.۹. آیا دنبال کردن، خواندن، و پردازش نظریات یک فیلسوف به منظره ی تایید اون شخص و الگو برداریه؟طبیعتاً نه.حتی کسی مثل هگل هم ایراد داره. باید حواس‌مون باشه وقتی با یه فیلسوف یا متفکّر بزرگ مواجه میشیم، از هیبت‌اش خودمون رو نبازیم.۱۰. چطور هوشمندانه و دور از مغالطه فکر کنیم؟طبیعتاً باید منطق تفکّر رو بشناسیم.اما یه نکته خیلی مهم بگم. یه ایراد خیلی‌ها اینه که به وقت تفکّر در مورد یه موضوع، فکرشون رو محدود می‌کنند به چیزهایی که هست. در مورد چیزهایی که باید باشه یا می‌تونه باشه فکر نمی‌کنند. کسی که فقط به هست‌ها فکر میکنه، این آدم هم فکر میکنه و تفکرش از یه منطق برخورداره. هگل در مورد این‌ها میگه که در مرتبه فهم انتزاعی قرار دارند. منطق‌شون منطق فهم انتزاعیه.مثلا کسی که فکر می‌‌کنه جامعه ایران ذاتاً واگرا است، داره به هست‌ها نگاه می‌کنه. این جور افراد وقتی بخوان راه‌حل ارائه بدن، موجب حفظ این واگرایی میشه. اما مسأله دقیقا همینه که چطور این جامعه واگرا رو همگرا کنیم. این کار عقله.۱۱. اصلا چیزی به عنوان تفکر بر اساس منطق یا احساس وجود داره؟شاید عنوان تفکّر احساسی درست نباشه.تفکر اساساً منطقیه. تفکر باید بر اساس اصول و منطق صورت بگیره.کسی که اسیر احساساته، فکر نمی‌کنه. این آدم تصوّر می‌کنه چیزی که خودش حس می‌کنه، حقیقته و احساسی عمل می‌کنه.تفکر به یه منطق نیاز داره.البته باید یادمون باشه که ما منطق‌های غلط هم داریم. منطق ارسطویی یه نمونه از منطق اشتباهه. حتی منطق هگل هم ایراد داره. منطق قرآن صحیحه.۱۲. آینده ی مکاتب بشری و فلسفه رو چطور می بینید؟ صعود یا نزول؟بستگی داره به اینکه تمدّن بشری رو به چه سمتی بره.فلسفه بعد هگل تحریف شد. اون هم به خاطر اینکه در تمدن غربی، سود اصالت داره نه حقیقت یا خیر مطلق. این تمدن سودمحور امروز بر جهان غلبه داره. حتی یه بخش از مسئولان جمهوری اسلامی هم این نگاه سودمحور رو داشتند.اما جمهوری اسلامی به لحاظ مفهومی بر ضد این نگاهه. اسلام میتونه تمدّنی برپا کنه که توش حقیقت و آزادی اصالت داشته باشه. البته که اسلام به کمک فلسفه نیاز داره. این هگلی که من ترجمه کردم، میتونه کمک کنه.با توجه به این موارد، اینکه سرنوشت فلسفه چی بشه، به نتیجه این جنگ تمدن‌هایی که امروز در جریانه، بستگی داره. چون درست عین دین، زمانی میشه گفت فلسفه در عالم برقرار شده که کلّ وجوه تمدّن بر مبنای فلسفه بنا شده باشه.۱۳‌‌. سوفطائیان میگفتد: هرکس هرچه فکر کند، همان درست است. چقدر این جمله صحت داره؟مزخرف محض (البته منظورم حرف سوفیست‌هاست)۱۴. روند شکل گیری یک سفسطه و سلسله مغلطه ای که رایج میشه میان مردم، چیه؟سوال سختیه.احتمالا یه جواب هم نداره. مثلا یه کلاغ چهل کلاغ یه نمونه از همین روندهاست.اما به نظرم دلیل اینکه یه مغلطه رایج میشه، مسائلی مثل ظاهرگرایی یا قبیله‌گراییه (یا تنبلی و ترس). کلاً عدم تفکر مستقل یکی از دلایل همه‌گیر شدن یه مغلطه است.۱۵‌. مراحل تصمیم گیری درست و اصولی؟یه انسان به دو صورت میتونه درست تصمیم بگیره. یا مشاوره بگیره یا چرخ رو از نو اختراع کنه.برای یه نوجوان که تجربه غنی از زندگی نداره، بهترین کار اینه که با افراد امین مشورت کنه. اما فردش خیلی مهمه. با هر کسی نباید مشورت کرد.اما من خودم از اون‌هایی بودم که با هیچکس مشورت نمیکرد. چون به هیچکس اعتماد نداشتم. یعنی هیچ فرد مطمئنی ندیده بودم. برای همین مستقل و بدون کمک وارد زندگی شدم و اشتباه کردم. اما خب از اشتباهاتم عبرت گرفتم.الان میدونم یه سری انسان‌ها هستند که میشه بهشون اعتماد کرد.۱۶.چطور به استقلال فکری برسیم؟جواب شورا و جداله.اما در کل، بخصوص در این زمان که درگیر یه جنگیم و هر طرف داره روایت خودش رو ارائه میده (روایتی که توش طرف مقابل، مطلقاً باطله) ، بهترین کار اینه که روایت هر دو طرف جنگ رو بشنویم و بعد بدون غرض و بدون سوگیری در مورد روایت‌ها فکر کنیم. باید بگردیم دنبال گاف‌های روایت‌های هر دو طرف.یه سری مطلب نوشتم تحت عنوان «مرور خبر». تلاشم این بوده که نشون بدم چطور باید به سنجش حقیقت و دروغ روایت‌ها بپردازیم.۱۷.کسی که کلا فکر نمیکنه وضعیت بهتری داره یا کسی که اشتباه فکر میکنه؟جفتشون اسیراند. فرقی نداره.۱۸.این روزها خیلیها از نشخوار فکری و به اصطلاح overthinking کلافه هستن، این عمل به خودی خود میتونه آسیب زا باشه؟ و چطور میشه ازش خلاص شد؟آدم باید در مورد عملی که میخواد انجام بده، از پیش فکر کنه. آدمی که بدون فکر عمل می‌کنه، احمقه.اما به نظرم نشخوار فکری ریشه در ترس داره، ترس از شکست. این ترس باعث میشه فرد به جای عمل مدام در مورد تمام وجوه یه عمل فکر کنه. فردی که به نشخوار فکری دچاره، عمل نمی‌کنه چون می‌ترسه شکست بخوره، دقیق‌تر بگم، از اون لحظه‌ای می‌ترسه که عمل رو انجام داده و شکست خورده و حالا باید مورد سرزنش خودش یا دیگران قرار بگیره. این آدم از رسیدن این لحظه می‌ترسه. برای همین مدام این لحظه رو به تعویق می‌اندازه. با فکر بیش از حد در مورد اینکه چه کار کنه تا شکست نخوره.راهش چیه؟ اینکه نترسی.اما درست میگن که نترسیدن به معنای نداشتن ترس نیست. نترسیدن به این معنیه که جرأت و شجاعت مواجهه با ترس‌هات رو داشته باشی.باید به خودت اجازه و حقّ بدی که اشتباه کنی. اما خب لازمه از اشتباهت عبرت بگیری و بعدش خودت رو اصلاح کنی. البته خیلی مهمه از انجام اشتباهاتی که قابل جبران نیستند، خودداری کنی.۱۹. آزادی حقیقی از نظر شما؟آزادی رو میشه به انحاء مختلف تعریف کرد:اینکه زور نگی و زور نشنویتسلیم‌بودن در برابر حقّعدالتآزادی همگانو خیلی چیزهای دیگه. اما این تعاریف به تنهایی کافی نیستند، باید کامل باز بشن.۲۰. رسیدن به یقین و اطمینان صد در صدی درباره مسائل مختلف میسر و ممکنه؟ یا همیشه یک شک و تردید بهتره که باقی بمونه؟برحسب تجربه میگم، ممکنه. وقتی به حکمتش (یا دلیل عقلانی) دست پیدا کنی، دیگه باید صددرصد بهش اطمینان داشته باشی.سوال پایانی پلاس :در ادامه می‌خواهید چه کار کنید؟میخوام درست عین هگل و سایر متفکّران، سهم خودم رو در اون جنگ اداء کنم.تا هجده بهمن با روان نویس خداحافظ✍??سری های پیشین روان شو Ravan_show https://vrgl.ir/Xh64y  https://vrgl.ir/r4R5V </description>
                <category>Ravan show | روان شو</category>
                <author>روان نویس</author>
                <pubDate>Mon, 23 Jan 2023 22:02:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>☢اپیزود دوم روان شو?| پرسش و پاسخ شیمی!?</title>
                <link>https://virgool.io/Ravanshow/%E2%98%A2%D8%A7%D9%BE%DB%8C%D8%B2%D9%88%D8%AF-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D9%88|-%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4-%D9%88-%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE-%D8%B4%DB%8C%D9%85%DB%8C!-nxk38vmjjgva</link>
                <description>سلام و درود خدمت شما عزیزان :)))شما همراه اپیزود دوم از روان شو هستید! صدای منو میشنوید از استدیو ویرگول.امیدوارم که از این بخش لذت و بهره ببرید :)اطلاعات مصاحبه ویرگولی:میزبان: روان نویسمهمان: به درخواست خودشون ناشناس و گمنام.  ما هم به خواسته شون احترام میگذاریم.پ.ن: به مناسبت 23 اکتبر روز مول و روز جهانی شیمی هست که شیمیدان ها جشن میگیرن!از این رو مهمان برنامه ما شیمیدان هست و پرسش پاسخ جذاب ما حول محور علم شیمی و مسائل مربوط به شیمی است!+ فانچرا علم شیمی را برای تحصیلات عالی انتخاب کردید؟شاید کلی رشته برای تحصیلات باشه ولی وقتی دستکش لاتکس و عینک محافظ و به ویژه روپوش رو می پوشید حس فرشته بودن می گیرید. صد البته اینا دلیل منطقی نمیشن، ولی خوب میگن اگر چیزی رو دوست داشته باشید میتونید توش موفق هم باشید.چندتا از شگفتی های شیمی؟والا آزمایش زیاد داریم میتونم آزمایش نام ببرم ولی خب بذارید قانون بگم:عناصر نجیب : چیزهایی نجیب اند که زیاد واکنش ندت و خودشون قاطی چیزی که بهشون مربوط نیست نکنند»)قانون همرفت: به طرز عجیبی یه رنگ توی کل مایع پخش میشه حتی اگر مقدارش کم باشه، پس فکر نکنیم یه جنبش کوچولو تاثیر کمی داره.شیمی پر از شگفتی و نقض و تناقضات هست. مثلا رادیواکتیو چاقوی دو لبه است هم درمانه هم عامل سرطان:)یا اسیدها میتونن کلی فایده داشته باشه در صورتی که عامل چیزهای خطرناک هست. راستی میدونستید اکسیژنی که نفس می کشید هم یک مادر مخدره هم یک سم ؟ مثلا بین 60 تا 80 درصد اکسیژن باعث سرخوشی میشه بیشتر از اون میتونه مختل کننده باشه! خلاصه که این تاپیک ادامه داره.اینا همینطوری حل میشنیکی از کشفیات مهم شما؟کشف من که نیست ولی توی شیمی فیزیک یه قانون داریم تحت عنوان اثر مشاهده گر. یعنی اگر شما با یه چیزی به اتم ها نگاه کنید رفتارشون تفاوت پیدا میکنه :| اره میدونم خیلی عجیبه ولی واقعیته. انگار حضور ما رو حس میکنن.بهترین خاطره شما از شیمی خوندن ؟آزمایشگاهاش. وقتی علمو تبدیل به عمل می کنیم.دلیل انزجار خیلی ها از این علم چی میتونه باشه ؟چیزهای ریز میز زیاد داره و برای کسایی که کلی نگرن سخته. همین طور وجود تناقضات یکم اعصاب خوردکنه . دیگه کلیت علم هم برای همه لذت بخش نیست:-)شیمیدان ها چی میبینن که بقیه نمیبینن ؟اینوشیمی که ما در دانشگاه میخونیم چقدر با سطح جهانی یکیه ؟اگر بخوام به علم تئوری و کتابی بگم حتی ما جلو تریم (بله افتخار پلیز:))) چیزهایی که دانشجوی کارشناسی ما میخونه از Bachelor اونها بالاتره! ولی خوب اگر به علم عملی بگیم، متاسفانه خیلی عقیبیم و وقتی چیزها تخصصی میشه ما چیزی نمیدونیم. مثلا همین صنعت نفت ایران خیلی توش ضعیفه و کار زیادی انجام نداده ولی توی خارج کلی فراورده در میارن. یا مثلا وسایل آزمایشگاه ما بر میگرده به زمان جنگ جهانی دوم :)))یک توصیف شاعرانه از علم شیمی ؟گویند روی سرخ تو سعدی چه زرد کرداکسیر عشق بر مسم افتاد و زر شدم(روی: اسم فلز- روی: روی صورت )-سعدیآنان که خاک را به نظر کیمیا کنندآیا بُوَد که گوشهٔ چشمی به ما کنند؟-حافظجذاب ترین بخش شیمی ؟والا همش جذابه بستگی به علاقه فردش داره. مثلا شیمی اتمی، شیمی تجزیه، شیمی دارو ، مهندسی شیمی.... ولی خوب عامه مردم اون بخش اتفاقای جذاب ازمایش هاش رو دوست دارند.با تحصیل توی شیمی وارد چه شغلی میشیم ؟خوب خیلی گستره زیادی داره. از متصدی ازمایشگاه تا مسئول کنترل فنی و مهندس گرفته پخش میشن. بستگی به مهارت داره.دوتا از وسایل جذاب آزمایشگاه ؟چراغ الکلی ( چراغی که معتاد الکله خیخیخخیی )سانترفیوژ (حس کارهای اتمی به ادم میده ولی صرفا یه چرخ سادست)از ویژگی و معایب این شغل بگید ؟معایب زیادی داره واقعا. بیشتر وقتا میتونه محیط خطرناکی داشته باشه. حتی ازمایشگاه سادش میتونه باعث سردرد های چند ساعتی بشه. دیگه کار توی صنایع پتروشیمی واقعا ریسک بالایی داره. کار توی صنایع خاص هم قشنگ بازی با جونه. معایب دیگش شیفت های خاص هست. صنایع شیمیایی بخاطر تولید 24 ساعته نیاز به4 شیفت کار دارن بخاطر همین شاید مثلا از 1 شب تا 6 صبح سرکار باشید. یا حتی بدتر، 3 هفته دور از عزیزانتون باشید مثل دکل های نفتی.اما خوب اینجور کارها معمولا حقوق خوبی هم میگرن در ضمن که کلا کیمیاگری چیز جالب و خفنی هست :)بزرگترین یافته شیمی که جهان رو دگرگون کرد ؟نظریه فلوژیستون و بعدشنظریه که دانشمندا فکر می کردن هر ماده یه مقدار چیز سوختنی داره که اتیش میگیره. ولی خوب بعد اون اکسیژن شناخته شد و کلا نظریه احتراق و سوختن بیان شد.چندتا جمله جالب و طنز از شیمی ؟میدونید چرا خرس قطبی از آب نمیترسه ؟ چون توش حل نمیشه :))) (مواد قطبی توی اب حل نمیشن)فرمول شیمیایی قهوه چیست؟ CoFe 2فرمول شیمیایی برای موز چیست؟ BaNa 2مراحل کار یک شیمیدان ؟شستن دست ها - پوشیدن دستکش -پوشیدن عینک - پوشیدن روپوش- انجام واکنش-اعصاب خوردی از انجام نشدن-انجام دوباره- دراوردن گوشی با همون دستکش- سرچ در گوگل- غرق شدن در ازمایش های جذاب یوتیوب- اموزش لهجه هندی و کار با لگن و دمپایی- خوردن چایی- خستگی پس از سرپا موندن- و نکته اخر که مهم تر از همه است : فکر به راه انداختن اشپزخونه شیشه و کوکائین و....:)چندتا فیلم و کتاب درباره شیمی ؟رادیو اکتیو 2019 - Radioactiveعطر 2006 - Perfumeبرکینگ بد Breaking badکتاب :مرد نامرئیشیمیدان شکاکچندتا آزمایش خفن: https://www.aparat.com/v/s16QW  https://www.aparat.com/v/7z5Sb  https://www.aparat.com/v/lI2Eu  https://www.aparat.com/v/nNUKV  https://www.aparat.com/v/5P2Rd  https://www.aparat.com/v/e1Vfq  https://www.aparat.com/v/4ZjfY  https://www.aparat.com/v/gb28o  https://www.aparat.com/v/U678D  https://www.aparat.com/v/WosUH/%D8%A7%D9%86%D9%81%D8%AC%D8%A7%D8%B1%20%D8%A8%D8%A7%D9%84%D9%86%20%DA%AF%D8%A7%D8%B2%20%D9%87%DB%8C%D8%AF%D8%B1%D9%88%DA%98%D9%86  https://www.aparat.com/v/xj6fc به شخصه کلی کیف کردم و خوش گذشت. امیدوارم برای شما هم همینطور بوده باشه.ممنون از مهمان عزیز و گرامی که دعوت ما رو پذیرفتن و به زیبایی پاسخ دادن.خطاب به همه شما :)تلاش میکنم که سری مصاحبه های روان شو بیشتر و بیشتر بشه.همتون جذاب و دوست داشتنی هستید و حرفی برای گفتن دارید.دوست دارم تو این فضای گرم و صمیمی حداقل یکبار مهمون برنامه ی من باشید تا از دانش و دیدگاه شما استفاده مفید ببریم! ساعت شش و  نیم صبح/ یکم آبان ماه ۱۴۰۱دقایقی پیش از راهی شدن به کلاس و درس :)</description>
                <category>Ravan show | روان شو</category>
                <author>روان نویس</author>
                <pubDate>Sun, 23 Oct 2022 06:36:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>⛔روان شو | مهمان اختصاصی جناب دست انداز!?</title>
                <link>https://virgool.io/Ravanshow/%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D9%88-%D9%85%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%B5%DB%8C-%D8%AC%D9%86%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B2-kakevb0szofw</link>
                <description>مصاحبه ویرگولی قسمت: یکمیزبان: روان نویسمهمان: جناب دست انداز؛ سلبریتی تیک آبی ویرگول.استیج قبل از دکوراسیونتوجه! در صورت استقبال، این برنامه ادامه دار خواهد بود. مهمان های درخواستی و نظرات خود را حتما کامنت کنید :)تمامی طراحی دکور، سرمایه گذاری، طراحی پرسشنامه،ایده و... با بنده بوده?امیدوارم پذیرایی مورد قبول باشه. راستی اون گل های گلدون رو هم جناب دست انداز زحمتشو کشیدن استدیو ضبط آوردن??همه جواب ها، مستقیم و بدون واسطه، یا ذره ای تغییر، جواب جناب دست انداز هستند. حتی ایموجی ها هم کار خودشونه که برای من به شخصه خیلی جالب بود.?۱. سلام یا درود؟/ خوب هستید؟ در جواب چه خبر چه باید گفت؟ ۱: &quot;درود&quot; به دلیل فارسی بودن، بهتر است. به نظرم اصلاً نباید از کسی بپرسیم خوب هستید؟ چون تردیدی وجود ندارد که خوب نیست!? در جواب چه خبر، باید گفت شبکه‌ی خبر را برای همین درست کردند که ما وقتی به هم رسیدیم، به جای یک عالمه حرف بهتر، اخبار نگوییم!?۲.یک روز صبح بیدار می شوید و می بینید که ویرگولی وجود ندارد، چه عکس العملی نشان می دهید؟ به شدّت عصبانی و ناراحت می‌شوم و فوراً شماره همراه آقای آجودانیان (از موسسین ویرگول) را توی گوشیم پیدا کرده و تماس می‌گیرم. بعدش هم که حتماً معلوم است!?۳. اگر به گذشته برگردید باز وارد ویرگول می شدید؟ اگر بله آیا به همین شکل و نام؟/ اگ خیر کار جایگزین چه بود؟اگر به گذشته برمی‌گشتم باز هم وارد ویرگول می‌شدم. باز هم همین روش و همین نام را انتخاب می‌کردم. چون قبل از این‌که ویرگول درست شود در رویای داشتن یک ستون کوچک به نام &quot; دست‌انداز&quot; در یک روزنامه بودم تا در آن‌جا به صورت روزانه یادداشتی منتشر کنم‌.۴.خاطر انگیز ترین پست شما کدام است؟پُست &amp;amp;amp;amp;quot;نگذارید ویرگول از ویرگولیت بیفتد&quot; که در همان روزهای اول تاسیس ویرگول و عضو شدن خودم در ویرگول منتشر کردم و صد البته پُست &quot;شروع چالش حال خوبتو با من تقسیم کن! به نام خدا آرامبخش دل‌ها&quot;.?۵. بزرگترین درسی که از ویرگول گرفتید؟شنیدن نظرات مختلف و مخالف و تحمّل آن‌ها حتی اگر قبول نداشته باشم.?۶. بهترین دوست ویرگولی شما؟بدون هیچ تردید و بدون کوچکترین مکثی آقای آ.ذ.ر.خ.ش.ع.ز.ی.زی ?۷. بهترین پست شما تا به امروز از نظر خودتان؟بین دو پُست مدرسه‌زدایی و می‌خواهم، می‌خواهم، باز هم... ، هنوز هم... ، دوباره... مردّد هستم‌.۸.آینده ی ویرگول را چطور می بینید؟در کمال تاسّف، پر از ابهام و سردرگمی.?۹.خواندن یا نوشتن؟بین این‌ دو اگر مجبور شوم یکی را انتخاب کنم، &quot;نوشتن&quot; را انتخاب می‌کنم. ?۱۰. بزرگ ترین آرزوی غیرشخصی تان چیست؟همه‌ی مردم جهان، با هر رنگ و نژاد و قومیّتی، امنیت جانی و مالی داشته باشند و سالم و سر حال و خوشحال باشند.?۱۱.کمیت یا کیفیت؟کیفیت. ولی در نوشتن تا کمیّت نباشد، کیفیتی نیز به وجود نخواهد آمد.?۱۲.شب یا روز؟شب.?۱۳. خواب یا بیداری؟بیداری.?۱۴.در محیط ویرگول بیشتر از همه با چه کسی تعامل داشتید؟باز هم بدون هیچ تردید و بدون کوچکترین مکثی آقای آ.ذ.ر.خ.ش.ع.ز.ی.زی?۱۵.کسی هست دلتون بخواد بلاکش کنید اما در رودروایسی باشید؟هیچ‌کس.?۱۶.تعریف خودتون در سه کلمه؟متحیّر، عاشق و دیوانه.?۱۷. اگر یک شئ بودید چه بود؟یک خودکار قشنگ و روان.? (پ.ن: منو میگن؟!؟)۱۸. نویسنده محبوب/کتاب محبوب/فیلم محبوب/خواننده محبوب: &quot;کریستیان بوبن&quot; و &quot;هرمان هسه&quot; را خیلی دوست دارم. جزو محدود نویسنده‌هایی هستند که هر کدام از نوشته‌هایشان را خواندم، پسندیدم. اگر ریا نباشد، نهج‌البلاغه. ولی برای این‌که ریا نشود، کتاب &quot;رفیق اعلی&quot; از کریستیان بوبن که تا الان چیزی در موردش ننوشتم ولی موقع خواندنش، خیلی لذّت بردم. فیلم خارجی &quot;شجاع‌دل&quot; مل گیبسون و فیلم داخلی &quot;مادر&quot; مرحوم &quot;علی حاتمی&quot; خواننده محبوبم، سیاوش قمیشی.?۱۹. کاراکتر شما شبیه کدام شخصیت شناخته شده است؟بر اساس تست‌های معتبر، &quot;هایزنبرگ&quot; در سریال &quot;برکینگ بد&quot;.?۲۰.چه کسی را در تاریخ جهان، در حیات یا قید حیات دوست دارید ملاقات کنید؟در تاریخ، &quot;حضرت علی‌ علیه‌السلام&quot; و از کسانی که در قید حیات هستند در عالم سیاست، &quot;...&quot;? و در عالم شعر و ادبیات، &quot;هوشنگ ابتهاج&quot;.?۲۱.بهترین یادگاری که از خودتون برجای می گذارید چه هستش؟یادداشت‌هایی که منتشر کردم و یادداشت‌هایی که توی یک خروار کاغذ نوشتم و هرگز منتشر نشدند. نه از این‌ جهت که همه‌شان خوب و به درد بخور باشند، از این بابت که بدانند این آدمی که در بین‌ آن‌ها می‌لولید و کمتر حرف می‌زند?، چه جوری فکر می‌کرد.⁉️۲۲. فلسفه ی انتخاب اسم دست انداز؟مکثی برای جلوگیری از سرعت یکنواخت و زیادی که آسیب‌زا است و تفکّر بیشتر برای سالم و در امان ماندن در ادامه‌ی مسیر. ?۲۳. چه موضوعی در رابطه با ویرگول بیشتر از همه شما را غمگین کرده؟تبلیغات و حذف حساب کاربری دوستان و رفتن‌ آن‌ها از ویرگول بدون هیچ‌گونه خداحافظی.?۲۴.اگر موقعیتش را داشتید مهاجرت میکردید؟ یک سخن بگویید که کشور گریزان برای نرفتن قانع شوند؟بله. ولی نه به کشورهایی که همه دوست دارند مهاجرت کنند. اگر برایم مقدور باشد می‌خواهم بروم افغانستان و در آن‌جا پرورش شتر انجام بدهم. جمله‌ای که می‌گویم این است: &quot;نه ایران این‌قدرها که دیگران توی بوق و کرنا کردند، جهنّم☠ است و نه آن‌جایی که تو داری می‌روی و فکر می‌کنی قرار است بهشت باشد، آن‌قدرها بهشت? است.&quot;۲۵. اگر میشد یک غذا را تا ابد خورد کدام غذا؟ و یک موسیقی؟خورشت قیمه بادمجان. موسیقی که تا ابد نمی‌شود خورد? ولی اگر قرار بود تا ابد گوش بدهم، &quot;باران عشق&quot; مرحوم &quot;ناصر چشم‌آذر&quot;?۲۶. چه حسی دارد دست انداز بودن؟حس یک &quot;وانت مزدا هزار تصادفی&quot; که دارد بار یک &quot;تریلی هجده چرخ&quot; را حمل می‎کند!?۲۷. روزانه میانگین چند نوتیف دریافت میکنید؟به طور میانگین حول و حوش هشتاد تا صد نوتیفیکیشن دریافت می‌کنم. گاهی کمتر و گاهی بیشتر. البته روزهای استثنایی هم هستند که این عدد به شدّت کاهش یا افزایش پیدا می‌کند.۲۸.اصلی ترین دلیل شما برای نوشتن؟عشقی نزدیک شده به مرز جنون.?۲۹.هدف نهایی شما از فعالیت در ویرگول چیست؟نشر هر چه بیشتر افکارم که حتی نمی‎دانم تا چه اندازه درست یا درست هستند.۳۰.اگر ویرگول نبود چه چیزی را در زندگی از دست می دادید؟هیچ چیزی را. علائقم می‌گشتند و فضای دیگری را به جای ویرگول پیدا می‌کردند‌.۳۱.از گفتن مطلبی در پستی پشیمان شده اید؟فقط از بابت مطالبی که در نقد یا خُرده گرفتن از کاربران دیگر نوشتم، پشیمانم.?۳۲.از رفتن چه کسی از ویرگول بیشتر از همه ناراحت شده اید؟محمدرضا و یاس سفید‌.۳۳. زمانبر ترین پست شما/ چالش برانگیز ترین که حاشیه بسیاری داشت/ طولانی ترین پست شما.زمانبرترین تا جایی که حضور ذهن دارم پُست‌های &quot;مدرسه‌زدایی&quot;، &quot;می‌خواهم، می‌خواهم، باز هم... ، هنوز هم... ، دوباره... !&quot;، &quot;موقعی از اعدام بنویس که تا پای چوبه‌ی دار رفته باشی!&quot;، &quot;چه قدر یک تابوت برای گنجاندن این همه خوبی،تنگ است!&quot; و چند تایی دیگر. چالش‌برانگیزترین، پُست‌ &quot;همه چیز زیر سر این آخوندهاست!&quot; که با فشار کمیته‌ی صیانت از فضای مجازی مجبور شدیم در اسم و لینکش تغییر ایجاد کنیم تا گم و گور شود و پُست‌های &quot;سایت‌های صیغه‌یابی و همسریابی یا شهر نوهای مجازی؟!&quot;، &quot;چاقال!(۱۸+)&quot;، &quot;چگونه ویرگول از «هر چی دوست داری بنویس» به «هر چی دوست داری بفروش»، تغییر هویت داد؟! و باقی قضایا!&quot;، &quot;انتخاب آبجویی و محبوب پریودی!(پس از سانسور خودسرانه‌ی ویرگول!)&quot;،&quot;آیا آن شیطانی که صورتک خدا بر چهره دارد را در مراسم‌های عزاداری دیده‌اید؟!&quot;، &quot;و اسلام را چون پوستینی واژگونه می‌پوشند!&quot;، &quot;خداناباوران عزیز این دو کتاب را بخوانند&quot;، &quot;قربونت برم بپا زردی نگیری!&quot;، &quot;لباسای مشکی،چشمای اشکی و عزاداری های کشکی!&quot;، &quot;چند دلیل قطعی برای انقراض ما ایرانی ها تا چهارصد سال دیگه!&quot; و چند تایی دیگر. طولانی‌ترین پُست تا جایی که حضور ذهن دارم،&quot;گلّه‌ای یا شبان؟! اگر شبان، چه جور شبانی؟ اگر گلّه‌، گلّه‌ی کدام شبانی؟!&quot; ولی احتمال می‌دهم که موارد دیگری هم باشند.خیلی ممنون که با ما همراه بودید. از همکاری جناب دست انداز  و پذیرفتن دعوت هم مچکریم.البته که ورای مهمان بودن، ایشون خودشون همیشه میزبان هستند.منت بر سر ما نهادید. قدم رنجه فرمودید.خلاصه که حبیب خدا بودید.تا برنامه ای دیگر بدرود. خدا، یار و نگهدارتان✍??پست های قبلی: https://vrgl.ir/fSVXQ  https://vrgl.ir/zruDB  https://vrgl.ir/dAHSn </description>
                <category>Ravan show | روان شو</category>
                <author>روان نویس</author>
                <pubDate>Thu, 30 Jun 2022 01:09:51 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>