کپیرایتر و استراتژیست برند
اینترنت طبقاتی در ایران؛ از قطع ۸۰ روزه تا شکاف در اعتماد عمومی و برندها
احتمالاً شما هم مثل خیلیها، اولش فکر کردید قطعی اینترنت یه اتفاق موقته؛ چند ساعت، نهایتاً چند روز. اما وقتی روزها تبدیل شد به هفته و حالا نزدیک به سه ماه گذشته، قصه دیگه فقط «قطع اینترنت» نیست. قصه، تغییر یک قاعدهست.
قاعدهای که تا قبلش ساده بود: یا اینترنت هست، یا نیست. الان اما یه حالت سوم هم اضافه شده: «برای بعضیها هست، برای بعضیها نه.» و دقیقاً از همینجا ماجرا از تکنولوژی جدا میشه و میره توی قلمرو اقتصاد، روانشناسی و مهمتر از همه، برند.

اینترنت که قطع شد، فقط اتصال از بین نرفت!
بیاید یه لحظه از زاویهای دقیقتر به موضوع نگاه کنیم. در روانشناسی، وقتی یک ابزار حیاتی بهصورت ناگهانی از دسترس خارج میشه، مغز وارد وضعیت «شوک سیستمی» میشه. یعنی چی؟
یعنی:
تمرکز پایین میاد
اضطراب بالا میره
تصمیمگیریها کوتاهمدت و واکنشی میشن
حس کنترل روی زندگی کاهش پیدا میکنه
حالا این رو در مقیاس یک جامعه تصور کنید. برای فریلنسرها، کسبوکارهای آنلاین، دانشجوها و حتی خانوادههایی که ارتباطشون با خارج از کشور به اینترنت وابستهست. این فقط یک اختلال فنی نبود؛ یک اختلال در ریتم زندگی بود.
از اون طرف، اعداد هم داستان خودشون رو دارن. برآوردها نشون میدن خسارت مستقیم روزانه بین ۳۰ تا ۴۰ میلیون دلاره، و اگر هزینههای غیرمستقیم (مثل از دست رفتن فرصتها، کاهش اعتماد بازار، افت بهرهوری) رو در نظر بگیریم، این عدد تا ۸۰ میلیون دلار در روز هم میرسه.
حالا اگر فقط ۸۰ روز رو حساب کنیم، داریم درباره چند میلیارد دلار صحبت میکنیم. اما نکته مهم اینه: در اقتصاد دیجیتال، همهچیز فقط عدد نیست. چیزی که کمتر دیده میشه، «اثر شبکه» و «هزینه فرصت»ـه. یعنی کسبوکاری که امروز نتونسته مشتری جذب کنه، فقط فروش امروز رو از دست نداده؛ بخشی از رشد آیندهاش رو هم از دست داده.
اینترنت طبقاتی؛ راهحل موقت یا شروع یک مسئله بزرگتر؟
حالا در همین فضا، مفهوم «اینترنت طبقاتی» وارد بازی شده؛ دسترسی اینترنت برای کسبوکارها، استادان دانشگاه و از ما بهترون. از نظر دولتمردان، ممکنه شبیه یک راهحل منطقی به نظر بیاد: کمک به ادامه فعالیت اقتصادی.
اما اگر کمی عمیقتر نگاه کنیم، داستان پیچیدهتره.
در نظریههای عدالت توزیعی، وقتی یک منبع عمومی، مثل اینترنت، بهصورت تبعیضآمیز تخصیص داده میشه، اولین چیزی که آسیب میبینه «ادراک عدالت»ـه، نه فقط خودِ عدالت. یعنی حتی اگر نیّت، مدیریت بحران باشه، نتیجهای که در ذهن جامعه شکل میگیره اینه: قواعد بازی برای همه یکسان نیست.
و اینجا دقیقاً همون نقطهایه که این مسئله وارد دنیای برند میشه.
قبلتر هم چندینبار در مجله رکسو گفتیم؛ برند، فقط لوگو یا سهم بازار نیست. برند، یک «قرارداد روانی» بین شما و مخاطبه. و مهمترین متغیر این قرارداد: اعتماد.
مطالعات جهانی رفتار مصرفکننده بارها نشون دادن که در شرایط بحران، مردم برندها رو نه بر اساس کیفیت محصول، بلکه بر اساس «موضع اخلاقی» ارزیابی میکنن. پس میشه این سوال رو پرسید: شما در این موقعیت، کجا ایستادید؟
اگر یک کسبوکار به اینترنت طبقاتی دسترسی پیدا کنه، شاید در کوتاهمدت مشکل عملیاتی خودش رو حل کنه. اما همزمان داره یک سیگنال هم ارسال میکنه: اینکه در شرایط فشار، حاضر بوده از زمین مشترک جامعه فاصله بگیره.
این سیگنالها معمولاً همونجا فراموش نمیشن! بلکه در حافظۀ جمعی ذخیره میشن. و حافظه جمعی، برخلاف کمپینهای تبلیغاتی، به این راحتی ریسِت نمیشه.
واقعیت اینه که ماجرا فقط درباره این نیست که چه کسی به اینترنت دسترسی داره و چه کسی نداره. مسئله اینه که در مواجهه با این نابرابری، هر بازیگر؛ چه دولت، چه نهاد صنفی، چه برندها، چه انتخابی میکنه. چون هر انتخاب، داره یک آجر از یک سازه بزرگتر رو جابهجا میکنه: سازه اعتماد عمومی.
پلهای اقتصادی رو میشه با سرمایه بازسازی کرد. زیرساختها رو میشه دوباره ساخت. اما اعتماد، اینطور کار نمیکنه.
اگر اعتماد فرو بریزه، بازسازیش زمان میبره، ثبات رفتاری میخواد، و مهمتر از همه، حافظهای داره که اشتباهات رو پاک نمیکنه، فقط ثبت میکنه.
اعتماد؛ هزینه پنهان اینترنت طبقاتی
اگر شما صاحب کسبوکارید یا روی برند کار میکنید، احتمالاً الان در یک موقعیت تصمیمگیری هستید. تصمیمهایی که شاید در ظاهر عملیاتی باشن، اما در باطن، دارن روی ادراک بلندمدت مخاطب از شما اثر میذارن. شاید بد نباشه این سوال رو از خودتون بپرسید: اگر مخاطبتون امروز رفتار شما رو ببینه، فردا همونقدر به شما اعتماد خواهد داشت؟
اگر دوست داشتید، تجربه یا نگاه خودتون به این موضوع رو بنویسید. این بحث، بیشتر از هر زمان دیگهای، به دیدگاههای واقعی و ثبتشده نیاز داره.
مطلبی دیگر از این انتشارات
۱۶ اصطلاح کلیدی برندینگ که هر صاحب کسبوکاری باید بداند
مطلبی دیگر از این انتشارات
تفکر انتقادی چیست، چرا مهم است و چطور آن را یاد بگیریم؟
مطلبی دیگر از این انتشارات
قانون ۱۰ دقیقهای استیو جابز؛ راه سادهای برای حل مسئله و افزایش خلاقیت (پشتوانه علمی از استنفورد)