کپیرایتر و استراتژیست برند
پرسونال برندینگ فقط با لینکدین ساخته نمیشه؛ از صفر شروع کردن واقعاً چه شکلیه؟
خیلیها وقتی اسم «برندسازی شخصی» (Personal Branding) رو میشنون، اولین چیزی که به ذهنشون میاد لینکدینه. پروفایلشون رو کامل میکنن، چندتا پست منتشر میکنن، شاید هم بعد از مدتی به چند هزار نفر فالوئر برسن و احساس کنن مسیر اصلی همین بوده. اما واقعیت اینه که لینکدین فقط یکی از جاهاییه که میشه برند شخصی رو ساخت؛ نه خودِ برند شخصی.
اگه تمام اعتبار، ارتباطات و دیدهشدن شما به یک پلتفرم وابسته باشه، در عمل صاحب یک برند شخصی مستقل نیستید. شما فقط داخل یک اکوسیستم رشد کردید؛ اکوسیستمی که الگوریتمهاش، قوانینش یا حتی آیندهش دست شما نیست. به همین دلیله که خیلی از افرادی که در بلندمدت تونستن برند شخصی قدرتمندی بسازن، خودشون رو به یک شبکه اجتماعی محدود نکردن.
نکته مهم همینجاست؛ ساختن برند شخصی بیشتر از اینکه به رسیدن مربوط باشه، به توانایی شروع کردن دوباره مربوطه. کسی که واقعاً مسیر رو یاد گرفته، حتی اگه همه مخاطبهاش رو از دست بده، میتونه دوباره از نقطه صفر شروع کنه. چون چیزی که ارزش داره، صرفاً تعداد فالوورها نیست؛ بلکه فرآیندیِ که اون فالوورها رو ساخته.

یکی از اولین باورهایی که دوست دارم زیر سوال ببرم، علاقه بیش از حد ما به دنبال کردن نسخههای آماده موفقیته. تقریباً هر روز دهها نفر درباره این صحبت میکنن که الگوریتم فلان پلتفرم چطور کار میکنه، چه ساعتی پست بذارید، چند خط بنویسید یا چه فرمتی بیشترین تعامل رو میگیره. این محتواها معمولاً جذاب به نظر میرسن، چون احساس میکنیم اگر دستورالعمل رو دقیق اجرا کنیم، نتیجه تضمین شدهست.
اما مشکل دقیقاً از همینجا شروع میشه.
بخش بزرگی از این توصیهها بیشتر برای جذب کلیک و تعامل ساخته شدن تا رشد واقعی مخاطب. حتی توصیههایی که از طرف افراد باتجربه ارائه میشن، الزاماً برای شما جواب نمیدن. دلیلش هم سادهست؛ صدای اون آدم، تجربه اون آدم و مخاطب اون آدم با شما یکی نیست. چیزی که برای یک نفر تبدیل به مزیت رقابتی شده، ممکنه برای فرد دیگه کاملاً بیاثر باشه.
اینجا یک دام ذهنی هم وجود داره. مطالعه مداوم استراتژی دیگران، حس پیشرفت ایجاد میکنه. فکر میکنید دارید یاد میگیرید، اما در واقع ممکنه فقط زمان پیدا کردن مسیر خودتون رو به تعویق بندازید. هر ساعتی که صرف تحلیل نسخه دیگران میشه، یک ساعت کمتر برای آزمونوخطای ایدههای خودتونه. گاهی این تعویق اونقدر ادامه پیدا میکنه که شروع کردن، برای همیشه عقب میافته.
اشتباه رایج دیگه اینه که تصور میکنیم اگر یک محتوا خوب باشه، باید در همه شبکههای اجتماعی دقیقاً به یک شکل منتشر بشه. از بیرون، این کار منطقی به نظر میرسه؛ یکبار تولید محتوا و چندبار انتشار. اما رفتار کاربران در هر پلتفرم با پلتفرم دیگه فرق داره و همین تفاوت، استراتژی محتوا رو هم تغییر میده.
ممکنه مخاطب شما در یک شبکه اجتماعی بیشتر دنبال تحلیلهای تخصصی باشه، اما در جای دیگه به روایتهای شخصی یا تجربههای روزمره واکنش بهتری نشون بده. حتی دلیل دنبال کردن شما هم در همه پلتفرمها یکسان نیست. کسی که به خاطر تخصصتون در یک فضا همراهتون شده، شاید در فضای دیگه انتظار کاملاً متفاوتی از شما داشته باشه.
به همین خاطر، انتقال مکانیکی یک محتوا بین چند پلتفرم معمولاً نتیجه مطلوبی نمیده. مسئله فقط تغییر قالب یا کوتاه و بلند کردن متن نیست؛ بلکه باید درک کنید هر پلتفرم فرهنگ، زبان و انتظارهای خودش رو داره. اگر این تفاوتها نادیده گرفته بشن، حتی محتوای باکیفیت هم ممکنه نتونه ارتباط مؤثری با مخاطب برقرار کنه.
یکی از مهمترین تفاوتهای افرادی که در پرسونال برندینگ دووم میارن با کسانی که خیلی زود ناامید میشن، اینه که منتظر «آماده شدن» نمیمونن. خیلی از ما قبل از انتشار اولین محتوا، دنبال این هستیم که همهچیز کامل باشه؛ موضوع مشخص، سبک مشخص، کیفیت حرفهای و حتی اعتمادبهنفس کافی. اما مشکل اینجاست که هیچکدوم از اینها قبل از شروع به دست نمیاد.
یادگیری، نتیجه برنامهریزی نیست، نتیجه انجام دادنه!
تیتر رو دوباره بخونید؛ این نگاه، یکی از مهمترین تفاوتهای «برنامهریزی» و «تکرار» رو نشون میده. برنامه داشتن ارزشمنده، اما تا وقتی وارد اجرا نشید، برنامه فقط یک فرضیهست. در مقابل، هر بار تولید محتوا، هر بازخورد و حتی هر شکست، اطلاعات واقعی در اختیارتون میذاره؛ اطلاعاتی که هیچ کتاب، دوره آموزشی یا ویدئوی یوتیوبی نمیتونه جای اون رو بگیره.
شاید به همین خاطره که خیلی از افراد سالها درباره ساخت برند شخصی مطالعه میکنن، اما هیچوقت واقعاً صاحب برند شخصی نمیشن. چون فاصله بین دونستن و انجام دادن، فاصلۀ بسیار بزرگیه.
البته شروع کردن فقط یک مانع فنی نداره؛ یک مانع روانی هم وجود داره که معمولاً از اون سختتره: ترس از قضاوت شدن.
تلاش کردن، خجالتآوره...
این جمله شاید در نگاه اول اغراقآمیز به نظر برسه، اما اگر رفتار خیلی از آدمها در شبکههای اجتماعی رو ببینید، متوجه میشید چندان هم دور از واقعیت نیست.
خیلیها دوست دارن تولیدکننده محتوای موفقی باشن، اما حاضر نیستن مرحلهای رو تجربه کنن که هنوز کسی اونها رو نمیشناسه. دیده شدن جذابه، اما دیده شدنِ در حال یادگیری، برای خیلیها ترسناکه. به همین دلیل، اصلاً شروع نمیکنن.
در حالی که واقعیت مسیر دقیقاً برعکسه. تقریباً همه افرادی که امروز جامعه مخاطب بزرگی دارن، زمانی در همون اتاقی بودن که هیچکس داخلش نبود. هیچ مسیر میانبری وجود نداره که شما رو مستقیم از «هیچ مخاطبی ندارم» به «همه من رو میشناسن» برسونه. هر کسی از همون نقطهای شروع کرده که امروز شاید شما در اون قرار دارید.
بعد از عبور از این مرحله، نکته مهم دیگهای مطرح میشه؛ اینکه برند شخصی چیزی نیست که از روز اول با دقت طراحی و تا همیشه بدون تغییر اجرا بشه.
خیلیها فکر میکنن قبل از انتشار اولین محتوا باید دقیقاً بدونن قراره درباره چه موضوعی شناخته بشن، چه لحنی داشته باشن و مسیرشون در پنج سال آینده چطور پیش بره. اما تجربۀ من چیز دیگهای میگه:
قرار نیست از همون روز اول، جایگاه نهایی خودتون رو پیدا کنید. برند شخصی بیشتر شبیه یک فرآیند کشفه تا یک پروژه طراحی. شما ایدهای رو منتشر میکنید، واکنش مخاطب رو میبینید، الگوها رو تشخیص میدید و کمکم متوجه میشید کجا بیشترین ارزش رو خلق میکنید.
اگه بخوام همه این مقاله رو در چند جمله خلاصه کنم، شاید بشه گفت مسیر پرسونال برندینگ بیشتر از هر چیز، به استمرار، انعطافپذیری و تجربه وابستهست؛ نه به داشتن یک نقشه بینقص.
تنها نکاتی که ارزش دارن همیشه جلوی چشمتون باشن، اینها هستن:
برند شخصی رو به یک پلتفرم محدود نکنید
نسخه دیگران رو کپی نکنید
برای هر شبکه اجتماعی متناسب با همون فضا محتوا بسازید
منتظر کامل شدن نمونید
از شروع ضعیف خجالت نکشید
و اجازه بدید مسیرتون با بازخورد واقعی مخاطب تکامل پیدا کنه.
پرسونال برندینگ از «شروع کردن» ساخته میشه، نه از «آماده بودن»!
اگه یک پیام در تمام این مقاله تکرار شده باشه، اون اینه که برند شخصی چیزی نیست که پشت میز طراحی بشه و بعد یکباره اجرا بشه. برند شخصی در دل انتشار محتوا، آزمونوخطا، تغییر مسیر و ادامه دادن شکل میگیره. هیچکس از همون روز اول نمیدونه دقیقاً قراره با چه چیزی شناخته بشه؛ این شناخت، بهمرور و در تعامل با مخاطب ساخته میشه.
اگه شما هم تجربهای از ساخت برند شخصی، تولید محتوا یا حتی شروع از صفر دارید، خوشحال میشم نظرتون رو در بخش کامنتها بنویسید.
من آریا کیانزادم؛ استراتژیست برند و کپیرایتری که باور داره برند شخصی و برند تجاری، با یک پست وایرال یا چند تکنیک الگوریتمی ساخته نمیشن. چیزی که موندگار میشه، نتیجه شناخت مخاطب، روایت درست و استمرار در تولید محتواست.
توی صفحۀ لینکدینم درباره برندینگ، استراتژی محتوا، کپیرایتینگ و موضوعاتی مینویسم که به آدمها و کسبوکارها کمک میکنه واضحتر، انسانیتر و متمایزتر دیده بشن. اگه دوست داشتید این مسیر رو ادامه بدید، خوشحال میشم سری به صفحهام بزنید. 🫶🏻
مطلبی دیگر از این انتشارات
راهنمای کامل پرامپت نویسی؛ چطور ChatGPT را وادار به تولید بهترین خروجی کنیم؟
مطلبی دیگر از این انتشارات
چرا برندسازی شخصی برای هر کسی مهم است؟ (حتی باهوشترینها)
مطلبی دیگر از این انتشارات
چرا مدام در حال روایت کردن زندگیمون هستیم؟