✨️حقیقت✨️


حقیقت چیست...؟
حقیقت چیست...؟

سوزنی در انبار کاه در خیال داشتن حکم رهایی، خود را سرتر از بقیه دانست؛ دریغ از احتمال غیر ممکن به قول آدم ها...

ادمها ؛ با اختیارات مشخص در مسیری معین ، خسته از تماشای سرنوشت به سایه درختی کهنسال پناه برده و با چشمانی بسته به دنبال حقیقت میگردند.

حقیقت ؛ دلیل حیات پیچیده و منظم ما در عالمی دست نیافتنیست که در نگاه خودبینانه آدمها لابه لای روزمرگی هایشان گم..... و پشت واقعیت رشد دانه، در انتظار ایجاد سایه برای رهگذری احتمالی ، امید به معرفی خود دارد...

آدم ها :

حقیقت را تلخ و برای خوش طعمی آن را واقعیتی خواندند که ؛ طبیعت را دلیل وجود و رسیدن به کمال فردی را هدف میدانست.

حقیقت.. ؛ دلیل وجود همان طبیعت خشمگینی بود که اتفاقات دستوری را اجرا شرایط ورود و رشد ما را مهیا ، وظیفه تربیت تک تک ما در مسیرهای مختلف ولی هم مقصد را تقول و چون مادری مهربان در تماشای سریال سرنوشت نشانههای قدرت کارگردان را گوشزد و ما را تا سکانس پایانی همراهی میکند.


و اما حقیقت چیست ؟


ما گرفتار در زندان زندگی اسیر جبرهای ناخواسته ، راه تعیین شده خود را با تجربههای اجباری در انتظار رسیدن به جواب طی کرده و تا پایان مسیر فکر تقاص اختیارات بی اختیار ؛ منظور خالق را از اشرف مخلوقات پیچیده تر ...

اما حقیقت چیست ؟

به کدامین جرم ناکرده گرفتاریم؟

آیا ما گذشتگان خطا کار خود بودیم که به زندگی دوباره محکوم و در پی اثبات چیزی سردرگم؟؟؟ اما چه چیزی ؟

گذشتگان ما توانایی به اتمام رساندن بازی را نداشتند که ما اینجاییم؟ وقتی ماهم به گذشتگان پیوستیم چه ؟

ایا عالم بی انتها برای حیات کوچک ماست؛ پس چرا دست نیافتنی؟ بعد از پایان سریال چه..

ایا پشت پرده ای دارد یا خود پشت پرده سریال بعدیست؟

یا تمام این پیچیدگیها برای اثبات قدرت خالق و ما برای فهم و سپاسگذاری آن..؟

يا.

نکند در حسرت تیتراژ پایانی بمانیم...؟؟!

✨️اعتقادات احتمالی✨️