همش درد دلم بود اگه قصه میگفتم..
فعلا
میخوام برم و تا تیر سال بعد برنگردم.. همین
این دو هفته ای که اومده بودم اینجا خیلی خوب بود..
دوباره یه روزی برمیگردم..!

راه اگر سخت اگر تلخ
ولی میدانم..
اخرش لذت نابی ست
اگر صبر کنم ..!
راستی سال خوبی پیش رو داشته باشید..! :))
- حوالی آخرین روزهای کودکی ام..کودکی که از امروز یاد گرفته باید مسئولیت زندگیتش رو خودش به دوش بکشه.. یه دختر کوچولو با چشم های مشکی و مژه های پر پشت که شبا قبل خواب از مامان و بابا بوس شب بخیر میگرفت دیگه امروز واسه خودش خانومی شده و باید تلاش کنه و روی پاهای خودش وایسته.. اینجوری مامانی و بابایی شو هم حسابی خوشحال میکنه :)))
راستی یادت نره هر اتفاقی هم که بیفته من دوست دارم دختر کوچولو ..مراقب خودت باش!
403/12/29
مطلبی دیگر از این انتشارات
بادوم سنگی توی قلبم پارت 2
مطلبی دیگر از این انتشارات
پدر و مادر ها بخونن
مطلبی دیگر از این انتشارات
بخاطر اینکه زخمی شدیم یه بی گناه دیگه رو زخمی نکنیم