پرواز روح در جسمی به پهناوری کل جهان
نامه ای به دخترم
میدونی من که بچه ندارم ، ولی بازم براش مینویسم.
دخترم ، میدونی مامانت روزای سختی داشت ولی الان حالش خوبه، اون یکی والدت رو هنوز نمیشناسم ولی قول میدم یکیو انتخاب کنم که بدونم والد خوبی برات خواهد بود ، میخام طوری باشم که هروقت ناراحت بودی بغلم جای امنت باشه و پیشم امنیت داشته باشی ، وقتی بزرگ شدی مامانتو الگو خودت بدونی نه اینکه ازش خجالت بکشی .
من حتی الان دارم یاد میگیرم که با بچه چطور رفتار کنم که بهش کمترین آسیب برسه ، هیچ وقت تحقیرت نمیکنم و با رفتارام بهت این حسو نمیدم که از پسر چیزی کم داری ، اجازه نمیدم تروما های نسل قبلت بهت منتقل بشه ، بهت این حسو نمیدم که چون سنت کمه تصمیماتت بی ارزشه ، نمیزارم چیزی توی دلت بمونه . همیشه ازت دفاع میکنم و پشتتم . هر تصمیمی که بگیری یه نفر پشتته که حمایتت کنه ، هیچ وقت قضاوتت نمیکنم . اونقدری بهت عشق میدم که توی آدمای دیگه دنبال ته مونده های محبت نگردی .
اگر کسی بهت بی احترامی کنه یا بخاد روت دست بلند کنه دستاشو میشکنم . حتی اگر اون فرد خودم یا اول یکی والدت باشه
هیچ وقت از چیزایی که برام تعریف کردی توی دعوا و بحثمون برای تحقیرت استفاده نمیکنم و ازت آتو نمیگیرم
وقتی داری برام تعریف میکنی بجای نصیحت کردنت ، میشنومت. حرفاتومیشنوم .

به زور نمیفرستمت رشته ای که دوست نداری و مجبورت نمیکنم آرزو های منو برآورده کنی و دوست داشتن و رفتار خوبم رو محدود نمیکنم به زمانی که نمره خوبی گرفته باشی
تو بدون قید و شرط دوست داشته خواهی شد
هیچ وقت تو رو با کسی مقایسه نمیکنم ، اجازه نمیدم از چیزایی که واسه هم سن و سالات هست محروم بمونی ،
کاری نمیکنم که به خودت حس بدی داشته باشی ،
امر و نهی نمیکنم که چیزی که من دوست داشتمو تو باید بشی و اجرایی کنی ،محدودت نمیکنم ، باهات کاری نمیکنم که با خودت بگی ای کاش پسر بودم
حرفتو باور میکنم ، اگر گفتی فلانی این کارو کرده نمیگم تو دروغ میگی
بهت اعتماد میکنم و نمیزارم حس کنی بی ارزش و غیر قابل اعتمادی و باید خودتو اثبات کنی
دختر عزیزم نگاه ، به عنوان پارتنر کسیو انتخاب نمیکنم که موقع تعیین جنسیت آرزو کنه کاش پسر بودی
کسیو انتخاب نمیکنم که سرت داد بزنه ،بهت بی احترامی کنه . کسیو انتخاب میکنم که دوستت داشته باشه و بهت عشق بورزه
اگر بهم بگی لزبین هستی ، هیچ وقت ناراحت نمیشم و تحقیرت نمیکنم .
به حرفات بی اهمیتی نمیکنم ، برات یه مادر بالغ خواهم بود نه یه مادر احمق و مثل بچه 5 ساله که توی بچه مجبوری تحملش کنی و حتی شاید مجبور باشی بار اونو به دوش بکشی .
هیچ بار مشکلاتمو روی دوشت نمیندازم و بهت عذاب وجدان نمیدم ، هیچ وقت به زور بوست نمیکنم و بغلت نمیکنم ، کتک که دستم بکشه ، داد زدن که لال بشم ، بهت یاد میدم تو و بدنت ارزشمندین ، حرفات ارزشمنده . تو میتونی انتخاب کنی میتونی تصمیم بگیری هیچ وقت مجبور نیستی ، بهت نشون میدم که دنیا چقدر قشنگه ، به اندازه آدمای بد آدمای امن و خوبم وجود داره و همه آدما دزد و قاتل و متجاوز نیستن . بخاطر دختر بودن و ترس از اینکه بهت تجاوز بشه تو خونه حبست نمیکنم و اون کلمه آبرو رو دفن میکنم زیر خروار ها خاک ، و بخاطر آبرو و حرف مردم جیگرتو خون نمیکنم
اسم دخترمو بزارم نگاه . یا شایدم پناه که به اسم خودمم بیاد
و در آخر
انسان تا وقتی به درون خودش وفادار باشد پیروز است ،
وقتی خودت را نفی میکنی و به دشمنت عشق خود را نثار میکنی ، خودت را از هم فرو می پاشی
23:51
#34
مطلبی دیگر از این انتشارات
ویرگول برای من؟
مطلبی دیگر از این انتشارات
اونی که دردات رو تسکین میداده یه روز تبدیل به درد عمیق تری میشه
مطلبی دیگر از این انتشارات
دوباره جوونه میزنم