گاهی سخت ترین نقشی که باید بازی کنیو خودت قصشو نوشتی1
عشق بخاطر نیازیه که داریم و توی اون فرد رفع این نیازو میبینیم . بخاطر وجود یه خلا درونمونه که به دست اون فرد پر میشه
تا جایی که من دیدم بعد از هربار عاشق شدن آسیب دیدنه و بعد از اون آسیب رشده و این باعث میشه هربار که یکیو دوس داریم به یه نکته جدید برسیم و یه سری باورامون تغییر کنه و یه چیزایی یاد بگیریم که به غیر از این جور درد کشیدن طور دیگه ای اینارو یاد نمیگرفتیم
هر بار زخم عاطفی خوردن باعث میشه که تعادل رو پیدا کنیم و یادبگیریم که چطور با خودمون و بقیه رفتار کنیم . باعث میشه بیشتر خودمونو دوست داشته باشیم و برای خودمون اون دوستی بشیم که همیشه تو دنیای بیرون دنبالش میگشتیم و بیشتر خودمونو پیدا میکنیم و یه ورژن دیگه عوض میکنیم (میشه گفت پوست میندازیم) تا به بهترین ورژن خودمون نزدیک تر بشیم

ما در واقع عاشق اون حسی میشید که طرف بهمون میده یا انرژی که از طرف اون به ما وارد میشه و توی این مواقع تشخیص حس طرف مقابل بهتون کار آسونی نیست
در واقع عاشق اون حسی میشید که بهتون میده یا انرژی که از طرف اون بهتون وارد میشه و توی این مواقع تشخیص حس طرف مقابل بهتون کار آسونی نیست در واقع عاشق اون حسی میشید که بهتون میده یا انرژی که از طرف اون بهتون وارد میشه و توی این مواقع تشخیص حس طرف مقابل بهتون کار آسونی نیست
میشه گفت شما عاشق انرژی میشید که از طرف اون فرد دریافت میکنید . حتی اگه اون فرد واقعا دوستون نداشته باشه . پس وارد محوطه انرژیکی اون فرد نشید. . کاری برای اینکه بهتون توجه کنه یا ببینتتون هم انجام ندید . سعی کنید باهاش حرف نزنید . چون هرطور که باهاتون رفتار کنه شما اینجوری برداشت میکنید که براش مهم هستید . ازش دور بمونید و نزدیک نشید نزدیک شدن به آدما کار درستی نیست چرا؟
و در آخر
آدما مثل آتیش میمونن گرمت میکنن ولی اگر زیادی بهشون نزدیک بشی میسوزوننت
دوباره جوونه میزنم
بلاخره یه روز قلبت اونی که واسش میمردو با دستای خودش میکشه 🌒🌛
توی آدم اشتباهی دنبال عشق گشتی