سیندرلا 2021

سیندرلا، یکی از پرنسس های نام آشنای قدیمی دیزنی است که به مانند خواهران هم دوران خودش شخصیتی منفعل، ستم دیده و مغفول دارد. از این داستان، اقتباس های زیادی صورت گرفته که جدیدترین اقتباس آن توسط کی کانن کارگردانی شده است.

توجه:این پست در مدح و ستایش مفهوم شعاری و سطحی این فیلم نوشته نشده است.

این فیلم پس از اکران با نقدهای ضد و نقیض زیادی مواجه شد که برخی آن را الگویی مدرنیزه شده از سیندرلا برای بچه های نسل جدید و عده ای دیگر آن را نوع پوسیده ای از فیلم سازی با سواستفاده از عناصر شعارزده میدانند.

اما چرا من با دسته ی دوم منتقدان موافق ترم؟

1-اصالت داستانی:

هیچ چیزی در جهان زیباتر از حفظ اصالت ذاتی نیست. با تغییر خط مشی یک داستان قدیمی اصیل، و مدرن کردن آن، تنها داستان را به ابتذال کشانده ایم.

وقتی آثار جین آستین،یکی از خوش قلم ترین نویسندگان ادبیات کلاسیک دنیا، را میخوانیم وارد دورانی سرشار از زن ستیزی و جنسیت زدگی میشویم. دورانی که زن، موجودی فروانسان بود که تنها هدف والای او انجام امر ازدواج بود. چنانچه ما در رمان معروف غرور و تعصب همین نویسنده میبینیم که مری،خواهر الیزابت، به عنوان یک شخصیت کتابخوان و نسبتا روشن فکر حتی توسط خود نویسنده هم به نوعی مورد تمسخر واقع میشود.

اما آیا راه صحیح این است که ما سبک و اساس جین آستین را تغییر و داستان های آن را متحول کنیم؟قطعا خیر

منطقا برای اینکه یک سبک جدید فکری به صورت عمیق مورد قبول عده ی کثیری واقع شود، در ابتدا باید به جامعه ی هدف نشان داد که اگر آن سبک خاص نباشد چه اتفاقی می افتد؟ و برای جلوگیری از ضرر، مردم کم کم با تفکر جدید خو میگیرند. چنانچه در آثاری که برای مثال در ذم کاپیتالیسم نوشته میشود مشاهده میکنیم که تماما با زبان سمبلیک به مخاطب هدف القا میشود که اگر تغییر سبک ندهد چه اتفاقی برایش میافتد و بعد از این جاافتادگی، تازه ندای زندگی بهتر در اثر استفاده از مکتب جدیدتر، داده میشود.


2-بازنویسی دروغین تاریخ:

این مورد به عقیده ی من چه بسا خطرناک تر از مورد قبلی است. داستان سیندرلا زمانی اتفاق می افتد که مسائلی که در این فیلم سعی در گنجاندن آن ها میکند ابدا مجال صحبت کردن نداشتند.

من در زیر به چند مورد از این مسائل اشاره میکنم:

1-حضور پری مهربان به صورت یک مرد با پوشش منتسب به زنان

2-وجود زن کچل در مهمانی انتخاب همسر شاهزاده

3-اشاره صریح و سمبلیک آزادی بدن و موی بدن با حضور کارکتر زن دارای موی زیربغل

4-رابطه ی بین پادشاه و ملکه ی وقت

5-وجود زن سیاه پوست ثروتمند و به نوعی ناجی سیندرلا

6-صحبت های کلیشه ای سیندرلا با خواهر ناتنی اش

موارد بالا،مواردی کاملا درست هستند ولی با توجه به شرایط عصرما آن هم در کشورهای پیشرفته تر.

اینکه وجود مردی با آن شمایل برای سیندرلا تعجب آور نیست و به راحتی با او ارتباط میگیرد و یا اشاره ی شعارزده فیلم به زنان و بدنشان از منظر من، روشن گری و چراغ راه نسل جوان شدن نیست.

ما با بازنویسی تاریخ به صورت دروغین، حتی میتوانیم در ذهن بچه ها این تفکر را بکاریم که در آن دوران زنان در جاهلیت هم عصرانشان زندگی میکردند ولی اگر موفق نشدند حتما تلاششان را نکرده اند. در صورتی که در آن برهه ی تاریخی، فضا آنقدر آکنده از جاهلیت بوده که ابزاری برای کنترل جنسی زن میساختند، آزادی صحبت کردن ،دغدغه ی زنان بوده و موارد روشنفکرانه ی بالا پیشکش.


3-احمق نشان دادن مردان:

متاسفانه زیاد دیده میشود که برای حمایت از قشری، قشر دیگر را بکوبانند.

برای مثال برای حمایت از حقوق رنگین پوستان، سفید پوستان را نادان و ناشایست نشان میدهند. برای حمایت از همجنسگرایان، روابط دگرجنسگرایان را پر از چالش به تصویر میکشند. و برای بحث برابری جنسیتی و حمایت از حقوق زنان مردان را نالایق و نادان به نمایش میگذارند.

در اقتباس جدید سیندرلا، مرد دانایی وجود ندارد.

پادشاه، مردی بی فکر نشان داده میشود که تنها راه چاره اش سرکوب است و یک دندگی. در نهایت به واسطه ی موعظه ی همسرش کمی تغییر رویه میدهد و سعی میکند عاقل باشد. البته در پرده ی آخر فیلم بازهم توسط همسرش سرکوب میشود به علت رفتار ناعاقلانه ی خود.

شاهزاده،از ابتدا تا انتهای فیلم به صورت شخصیتی دست و پا چلفتی و بی مسئولیت معرفی میشود، که از خواهرش بسیار نادان تر است و در امرکشورداری ناوارد. در حالی که بدون هیچ گونه شایستگی در جایگاه جانشین پادشاه قرار داده شده و خواهر او با وجود تمامی ویژگی های منحصر به فردش برای این جایگاه، به کنار رانده شده است. حتی کارگردان به این حد بسنده نمیکند و شاهزاده خانمی که قرار است همسر آینده ی او بشود را در منصب قدرت قرار میدهد تا هرچه بیشتر مخاطب به بی کفایتی شاهزاده پی ببرد.




هدفم از نگاشتن این پست این بود که به نتایج برسیم:

برای حمایت کردن از برابری جنسیتی نباید زنان را جنس فرا یا فروی مردان دید. همانطور که برخی زنان باهوش و قدرتمندند و برخی از آنها سطحی نگر و نادان در مقابل مردان هم همینگونه اند.

اگر شرایط رشد برای هردو جنس یکسان باشد، گاهی زنان مغلوب مردان میشوند و گاهی مردان مغلوب زنان

چه بخواهیم نه نخواهیم باید گذشته ی تاریک هم جنسانمان را پیشه ی راه کنیم و در ریشه کن کردن هرگونه تبعیض جنسی و انسانی قدم در راه بگذاریم. فرورفتن در نقش قربانی و طلب ترحم کردن ساده تر از ابراز وجود کردن و حق طلبیدن است ولی مسموم تر است.

یکبار برای همیشه، همه ی ما زنان به طول یک تاریخ، حق اعتراض و گوشه گیری و فرورفتن در نقش قربانی داریم. ما حق داریم؛ ولی کسی را نداریم حقمان را بدهد. پس این خود ماییم، که حقمان را به زور بازپس میگیریم.

آن هم نه با تظاهر به بی عیب و نقصی خودمان، نه با تحریم ازدواج، نه با بی حرمتی به مردان، عاقلانه بدون هیچ جنگ و جدلی با انسان های دیگر، باید تمام خودمان و گذشته ی تلخ تاریخیمان را پذیرفته و پشت سر بگذاریم و به اندازه ی جایگاهمان در روند برابر زیستن بکوشیم.

حد تاثیرگذاری کسی خانواده ی کم جمعتش است و دیگری تریبون بزرگش

این شما و این گوی و این میدان...



کارگران جنسی

مطلقه هراسی

خودارضایی

حجاب اختیاری یا اجباری؟

ایجیسم