آیا ما هنوز به فمینیسم احتیاج داریم؟

من آزاد نیستم تا زمانی که حتی یک زنِ دربند وجود دارد، چنانچه غل و زنجیرهایمان باهم متفاوت باشد.
آدر لرد

طی گفت و گویی که سال ها قبل با دوستِ مذکرم داشتم،به وضوح به یاد دارم که معتقد بود در حال حاضر دیگر نیازی به فمینیسم نداریم. او معتقد بود جامعه به برابری جنسیتی کامل رسیده چراکه زنان حقوق یکسانی با مردان دارند و همچنین دارای فرصت های رشد و شکوفایی برابری با مردان هستند، و این دلایلی بود که او و بسیاری دیگر را قانع کرده بود که جنبش هایی برای برابری حقوق زنان و مردان در قرن امروز غیرضروری است.

در ابتدا فکر کردم این فقط دوستم است که بی منطق است و احمقانه فکر میکند، چون کاملا واضح بود که ما به طور قطع همچنان به تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی نیاز داریم، اما بحث ساده آن روز تبدیل به گفت و گویی طولانی با دیگرانی شد که با عقاید او موافق بودند. بعد از آن من متوجه شدم که بسیاری از اطرافیانم معتقدند که فمینیسم، شعله ایست که وقتش رسیده آن را خاموش کنیم و جنبشی آنتی فمینیسم درست کنارگوشم درحال شکل گیری بود.


تعریف فمینیسم:

قبل از اینکه بدون مقدمه وارد جنبش آنتی-فمینیسم و پاسخ متقابل من به آن شویم، ابتدا باید بدانیم تعریف دقیق فمینیسم چیست.

ساده ترین تعریف برای فمینیسم، حمایت از حقوق زنان بر مبنای برابری جنسیتی است، بنابراین این جنبش بر مشکلات و مسائل زنان تمرکز دارد.

به این دلیل که آنها مبرم و بسیار متداول تر هستند، و زمانی که نگاهی به سه موج فمینیسم بیندازیم متوجه وضوح این مصائب خواهیم شد.

در موج اول فمینیست ها برای حق رای زنان مبارزه کردند، در موج دوم، زنان برای گرفتن حقِ حضانت، فرصت های شغلی برابر و شرایط یکسان در محیط کار مبارزه کردند. و امروزه در موج سوم فمینیست ها بر روی حقوق تولید مثلی برابر، بهره برداری و استثمار جنسی، تجاوز جنسی و حضور هرچه پررنگ تر زنان در جایگاه قدرت سیاسی متمرکزند.

توجه به این نکته، بسیار حائز اهمیت است که دیدگاهی که من درباره ی موج اول، دوم و سوم فمینیسم ارائه کردم،مبتنی بر بسیاری از پیشرفت‌های کشورهای توسعه یافته بود و کشورهایی را در نظر نمی‌گیرد که مسائل زنان در آنها چندان پیشرفت نکرده است.

برای مثال در کشور عربستان سعودی زنان از سال ۲۰۱۸ اجازه رانندگی پیدا کردند، درحالی که همچنان طبق قانون، نیاز به قیم مرد دارند، تا برای ازدواج، سفر و یا جراحی های پزشکی به آنها مجوز دهند. این مسئله نشان میدهد که فمینیسم در عربستان سعودی درمقایسه با کشرهای دیگر شکل بسیار متفاوتی دارد.

و باید توجه داشت که گرایشات فمینیستی هرشخص و مطالبات او کاملا وابسته به کشوری است که در آن زندگی میکند.


جنبش آنتی-فمینسم

حالا که متوجه تعریف فمینیسم شدید، وقت آن است که نگاهی به جنبش آنتی فمنیسم داشته باشیم.

یکی از مدافعان قوی آنتی-فمینیسم، خانمی به نام لورن ساترن است. ویدیوی او چند سال قبل با مضمون «چرا فمنیست نیستم» وایرال شد.

این ویدیو در حال حاضر بیش از یک میلیون بازدید دارد و باعث ایجاد یک بحث و گفت و گوی جهانی در مورد معنای فمینیسم و چگونگی تبدیل آن به جنبش علیه برابری جنسیتی واقعی شد.

اصل استدلال او بر این فرض استوار بود که فمینیست‌ها برای برابری جنسیتی مبارزه نمی کند، چرا که آنها در برابر مشکلات مردان سکوت می کنند. و من بی شک با برخی از گفته های او موافقم.

حمایت کافی برای مصائب و مشکلات مردان مانند: زندان، شرایط درون زندان ها، خودکشی، آمار بی خانمانی و همچنین احتمال بیشتر از دست دادن حضانت فرزندان نسبت به زنان وجود ندارد.

البته که همه اینها مشکلات بسیار بزرگی هستند؛ اما نباید فراموش کنیم که صرفاً به این دلیل که برخی فمینیست ها در مقابل این مسائل سکوت کرده‌اند به این معناست که همه آنها اینگونه اند.

به عنوان مثال در آمریکا فمینیست‌ها برای تغییر تعریف فدرال از تجاوز مبارزه کردند تا این قانون شامل قربانیان مرد مورد تجاوز قرار گرفته هم بشود. آنها برای تجاوزهایی که علیه مردان اعمال میشد، درسال 2003 دست به اعتراض زدند. همچنین آنها هنوز در حال ادامه دادن به مبارزه برای خشونت های جنسی در ارتش هستند. فمینیست ها همچنین برای پایان دادن به تفکیک جنسیتی در محل کار و مدرسه مبارزه کردند، به همین دلیل مردان میتوانند پرستار و مربی مدارس ابتدایی باشند.

اما برای پاسخ به لفاظی‌های لورن، پیشنهاد می‌کنم آمار موجود در کتابwomen’s oppression in every» country around the world» رو مطالعه کنید، از شکاف اثبات شده دستمزد زنان و مردان تا این واقعیت که حقوق جنسی و تولیدمثلی زنان به طور مداوم توسط قانونگذاران مرد در معرض خطر است.

و در ادامه می‌خواهم دیدگاه متفاوتی را در مورد اینکه چرا که فمینیسم در سال 2022 هنوز حیاتی است و چرا بسیار بزرگتر و پیچیده تر از آن چیزی است که فکر میکنید،ارائه کنم.



قدرت تبعیض های جنسیتی کوچک و کم اهمیت (ریز پرخاشگری های جنسیتی) را دست کم نگیرید

بی شک آمار آشکار نابرابری جنسیتی بسیار مهم هستند، اما هرگز نباید از قدرتی که ریزپرخاشگری های جنسی بر زندگی افراد دارند غافل شویم.

در یک TEDxTalk در سال 2017، پائولا استون ویلیامز درباره چگونگی زندگی به عنوان یک مرد و یک زن صحبت کرده است.

پائولا در اواخر زندگی خود تغییر جنسیت میدهد و از یک مرد تبدیل به یک زن میشود. این بدان معناست که او به وضوح دیده است که تجربه زندگی به عنوان یک مرد، در مقابل زندگی به عنوان یک زن، در ایالات متحده چگونه است. او توضیح می دهد که چگونه شروع به احساس "احمق" بودن یه عنوان یک زن می کرده،زیرا مردان همیشه به او توضیح می دادند(mansplain). او احساس عصبانیت می کرد زیرا همیشه به او گفته می شد اشتباه می کند. جدی گرفته نمی شد و احساس می کرد صدایش به بلندی قبل نیست، زیرا اکنون یک زن است. داستان‌هایی که او شرح داد حول سختی‌های منحصربه‌فرد ریزپرخاشگری های جنسی می‌چرخید.

بر اساس تحقیقات Momentous Institute،ریز پرخاشگری های جنسی بسیار کوچک هستند و مسائل به ظاهر بی ضرری به نظر می رسند اما می توانند در طول زمان انباشته شوند و تاثیرات منفی بسیار زیادی بر روی احساسات افراد نسبت به خودشان و هویتشان می گذارد.

ریز پرخاشگری های جنسی می توانند آنقدر رایج باشند که ما حتی متوجه وجود آنها نباشیم، از جوک های «بی‌ضرر» جنسی در اتاق رختکن گرفته تا نحوه توصیف جنسیت ها. که همه اینها، ما را در سطح خودآگاه یا ناخودآگاه تحت تاثیر قرار می دهند.

مردم تمایل دارند تا مردان را به عنوان رهبر معرفی کنند، در حالی که زنان اینگونه نیستند. مردان باهوش و منطقی هستند، در حالیکه زنان بیش از حد احساساتی و هیستریک رفتار می کند، بنابراین جای تعجب نیست که زنان در تلاش برای به دستیابی به موقعیت رهبری، صرف نظر از اینکه در چه کشوری هستند، دارای نقطه ضعف بزرگی هستند.

وانگاری ماتای، برنده فقید جایزه صلح نوبل کنیایی، به سادگی و به خوبی بیان کرد که هر چه بالاتر بروید، زنان کمتری آنجا وجود دارد.
چیماندا انگوزی آدیشی


قالب های جنسیتی و چگونگی شکل دادن آینده ی شما

یکی دیگر از نقطه ضعف های مضر در جامعه، تعصبات جنسی و کلیشه های جنسیتی است؛ که هر دوی آنها به یک اندازه می توانند زندگی مردان و زنان را به طور قابل توجهی تحت تاثیر قرار دهند.

به عنوان مثال کلیشه های مربوط به عملکرد زنان بر میزان موفقیت آنها در امتحانات تأثیر می‌گذارد. زمانی که به شرکت کننده های مورد آزمایش قرار گرفته، گفته شد که آزمون ریاضی، به گونه ای طراحی شده که در سوالات آن از فاکتورهای متفاوت جنسیتی بهره برده اند زنان به طرز قابل توجهی نمرات پایینتری از مردان هم رده خود دریافت کردند. و زمانی که به شرکت کننده های آزمایش گفته شد که سوالات بدون هیچگونه فاکتور های جنسی طراحی شده، نتایج زنان و مردان به طرز حیرت آوری مشابه بود. در حالی که سوالات این آزمون یکسان بود.

این پدیده به عنوان تهدید کلیشه‌ای شناخته می شود و از عوامل کمک‌کننده شکاف جنسیتی طولانی مدت در عملکرد تحصیلی است.

دختران از سن شش سالگی به این سوگیری های هنجاری جنسیتی پی می برند.

در یک آزمایش،برای دختران و پسران ۶ ساله، داستانی درباره فردی تعریف می‌شود که بسیار بسیار باهوش است؛ و از آنها پرسیده میشود که فکر میکنند قهرمان داستان کیست؟ هم دخترها و هم پسرها شخصیت مرد را به عنوان قهرمان داستان برگزیدند.

در یک آزمایش مشابه، از پسران و دختران شش ساله پرسیدند که اگر یک بازی نیاز به هوش بسیار بسیار زیادی داشته باشد آیا آن را آنجام میدهند یا خیر. پسران درخواست کردند که آن بازی را انجام دهند، اما دختران تصمیم گرفتند تا این بازی را انجام ندهند چرا که فکر می‌کردند این بازی برای آنها نیست.

این ها به خوبی نشان می‌دهند که چگونه تعصبات جنسیتی می توانند رشد کنند و شخصیت انسان‌ها را در بزرگسالی شکل دهند. همچنین این تعصبات و کلیشه های جنسیتی می‌تواند بیان‌کننده این موضوع باشند که چرا حضور زنان در رشته های STEM بسیار کم است و همچنین فرصت‌های برابر نسبت به مردان، برای آنها در این رشته ها وجود ندارد.

با این حال، مطالعات نشان می دهد که وقتی زنان با تلاش فراوان وارد رشته های STEM می شوند و تلاش میکنند در آن کار کنند، موانع قابل توجهی وجود دارد. در یک مطالعه، دانشکده علوم لیستی از متقاضیان سمت مدیرآزمایشگاه به دانشگاه‌های تحقیقاتی داد و از آنها خواست تا از این لیست مدیران منتخب خود رو انتخاب کنند. در این لیست، نام مدیرانِ زن و مرد به صورت رندوم و به هم ریخته قرار داشت.اما، استادان دریافتند که متقاضیان مرد به طور قابل توجهی شایسته تر هستند، و بیشتر قابل استخدام و مستحق سِمت مدیریت هستند، حتی اگر شایستگی آن ها با متقاضیان زن هم رده ی خود یکسان بود.همچنین به مردان نیز حقوق اولیه بالاتری پیشنهاد شد که میانگین آن 30000 دلار برای متقاضیان مرد و 26000 دلار برای متقاضیان زن بود.

این تحقیق یک واقعیت هشیارکننده را به ارمغان می‌آورد که هنوز نابرابری‌هایی وجود دارد که ما حتی ازوجود آنها بی خبر بودیم ومتاسفانه این فقط نوک کوه یخ در مورد فرصت‌های برابر است.


سخن انتهایی

فمینیسم، جنبشی است که برای زنانی که با مشکلاتی با پیشینه ی تاریخی روبرو هستند، مبارزه می کند. اما همچنین راه را برای فراگیری برابری جنسیتی هموار می کند که به نفع کل جامعه است. فمینیسم در مورد حمایت و توانمندسازی مردم است، چیزی که حتی در سال 2022 هنوز مورد نیاز است.
ما گام‌های جهانی بزرگی به سمت برابری جنسیتی برداشته‌ایم، اما این بدان معنا نیست که اکنون باید سرعت خود را کاهش دهیم. در هر کشور و در هر جامعه هنوز نابرابری هایی وجود دارد و بنابراین به هنوز فمینیسم نیاز داریم.


هدف شماره 5 ملل متحد به برابری جنسیتی مربوط می شود. هدف سازمان ملل دستیابی به برابری جنسیتی و توانمندسازی همه زنان و دختران است. اما در حال حاضر هیچ کشوری در مسیر دستیابی به این هدف حداقل تا سال 2030 قرار ندارد و پیامدهای کووید 19، این بیماری همه گیر، چالش بزرگ تری را برای دستیابی به این هدف ایجاد کرد.


چه میتوان کرد؟

این کافی نیست که ما پاروی پا بگذاریم و بگوییم زن ستیز نیستیم، باید ضد مردسالاری، ضد زن ستیزی و ضد سکسیسم باشیم. ما باید زنان را ارتقا دهیم و در هر فرصتی که به دست می آوریم آنها را توانمند کنیم. ما باید برای ساختن زندگی بدون تعصبات و کلیشه های جنسیتی و ریزپرخاشگری های جنسیتی علیه هم زنان و هم مردان تلاش کنیم.

در نهایت، همه ما باید فعالانه برای مبارزه با تبعیض جنسی نهادینه شده تلاش کنیم و برای فرصت های برابر و زندگی برابر تلاش کنیم.