<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>پست‌های انتشارات شاهین هاشمی نسب</title>
        <link>https://virgool.io/Shahin/feed</link>
        <description>خودشناسی..دیگران شناسی..خداشناسی.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-19 02:58:51</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/</url>
            <title>شاهین هاشمی نسب</title>
            <link>https://virgool.io/Shahin</link>
        </image>

                    <item>
                <title>خواست</title>
                <link>https://virgool.io/Shahin/%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B3%D8%AA-l1xk0qt1z2ks</link>
                <description>خواستم ..خواستِ تو و رضای تو کنم زندگی خویش افسوس که شد خواست مَنُ و رضای مردُم وای از مَنِ مَنُ           مَنِ مردم..من باید نباشم که تو باشی چرا نمیتونم رضایت خودم رو جلب کنم که نباشم؟خم‌ها است از آن باده خم‌ها است از این بادهتا نشکنی آن خم را هرگز نچشی این راآن باده به جز یک دم دل را نکند بی‌غمهرگز نکشد غم را هرگز نکند کین را</description>
                <category>شاهین هاشمی نسب</category>
                <author>شاهین هاشمی نسب</author>
                <pubDate>Sun, 21 Nov 2021 12:37:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حرکت جوهری</title>
                <link>https://virgool.io/Shahin/%D8%AD%D8%B1%DA%A9%D8%AA-%D8%AC%D9%88%D9%87%D8%B1%DB%8C-yh1v3ruta3ox</link>
                <description>از دانه های توت تکرار وشروع شد.وقتی کسی دانه ای کاشت به عشق دیدن دوباره درخت  توت ودر سر بنده ی دیگری عشقی برای ساختن  تار  جوانه زد و در سربنده ای دیگر عشق نواختن وشناخت ریتم و هماهنگی و شروع به تن دادن به رنج  اموزش نوازندگی داد  ولی هیچکدام  نمیدانستن همگی بخشی  از یک حرکت   جوهری بزرگ هستند برای آماده کردن رساندن صدای پروردگار به گوش بندهایش در لحظه ای که این سه بنده تلاقی پیدا کردند خدا شروع به صحبت وارتباط از طریق ریتم و هماهنگی با اهلش میکند . حرکت جوهری یعنی تن دادن به وحدت پشت پرده ومهیا کردن دیدن و شنیدن او..رومی رخان ماهوش برجسته از خاک حبش                               چون نو مسلمانان خوش بیرون شده از کافری</description>
                <category>شاهین هاشمی نسب</category>
                <author>شاهین هاشمی نسب</author>
                <pubDate>Sat, 20 Nov 2021 15:19:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دنیا دیدگی یعنی..</title>
                <link>https://virgool.io/Shahin/%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%DB%8C%D8%B9%D9%86%DB%8C-bucscdsrmzj1</link>
                <description>همیشه برای رقص  با دشمنهای گذشته مون آماده باشیم و آماده تر برای  ایستادن  در جایگاه متهم در  دادگاه دوستهای قدیمیمون زمانیکه از چرخش مدام دراین دو وضعیت متعجب نشدیم یعنی که ما را حسابی پختند..</description>
                <category>شاهین هاشمی نسب</category>
                <author>شاهین هاشمی نسب</author>
                <pubDate>Sat, 25 Sep 2021 10:58:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کوچه ی قدیمی ما اتوبان شد...</title>
                <link>https://virgool.io/Shahin/%DA%A9%D9%88%DA%86%D9%87-%DB%8C-%D9%82%D8%AF%DB%8C%D9%85%DB%8C-%D9%85%D8%A7-%D8%A7%D8%AA%D9%88%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D8%AF-kqa8ln0xfned</link>
                <description>وقتی کوچه ی قدیمیه ما اتوبان شد ما اونو ترک کردیمو اون مارو ومن معنویت رو دیدم که داره میره ازکوچهبه اتوبان رفت و دیگه راهشو پیدا نکرد انقدر چیزهای خوب قدیمی اتوبان رو شلوغ وپراز سردرگمی کرده بودند کههیچکدوم &quot; حتی معنویت&quot; هم راهشو پیدا نمی کرد اما شاید اگر میتونستند راهشون رو هم پیدا کنند چون دیگه اون کوچه ها اونجا نبودند خودشون حاضر به برگشت نبودند .این شد که خوبی وصمیمیت&quot;معرفت&quot;دلرحمی&quot;محبت&quot; تصمیم گرفتند تو اتوبانهای جدید پرسه ی بی انتها بزنند&quot;پس نه اینکه الان اونها وجود نداشته باشند هستند ولی از پرسه خستند...تمام..</description>
                <category>شاهین هاشمی نسب</category>
                <author>شاهین هاشمی نسب</author>
                <pubDate>Tue, 18 May 2021 11:48:53 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سرخس آبی</title>
                <link>https://virgool.io/Shahin/%D8%B3%D8%B1%D8%AE%D8%B3-%D8%A2%D8%A8%DB%8C-zlf1fe9srazr</link>
                <description>زمانیکه شاخ وبرگ ویا گل زیبایی میبینیم ودوست داریم ازروی علاقه گل را از ساقه جدا کنیم ایا به ریشه ی انهم  لحظه ای فکر مینیم؟ ما برای ارضای حس خود ویا برداشتن شاخه از مسیر خود و راحتی عبور این کار را میکنیم.مانند زمانیکه شاخ وبرگ ویا گل فرد دیگری را از وجودش جدا میکنیم مثل ظاهری که دارد شاید مثل یک گل برای ساختنش رنج کشیده در معرض تماشای ما گذاشته وما انرا یا نادیده میگیریم یا انرا با تمسخر و نقدهای از روی حسادت میشکنیم.ویا دچار نقص ظاهری ویا فکری است وانرا به باد تمسخر و ریشخند میگیریم اما اینها حقیقت درونی او نیست این حرفها وظاهرورفتاری که هرکس میکند شاخ وبرگها وگلها بسته به مقطع زمان رشد متغییر است وچون زمان ومقطع رشد هرک از ماباهم متفاوت است عاجزاز درک یکدیگر میشویم وندانسته درتعامل بایکدیگر به همدیگر اسیب میزنیم ما همه مانند.{سرخس آبی} بسته به اینکه در چه مقطعی از زمان رشد باشیم رنگ‌های متفاوتی داریم. . .مثلاً  هنگامی  که {سرخس آبی }در آستانهٔ رشد است رنگ آن سبز مغز پسته‌ای است و کم‌کم رنگ آن تیره شده و گاهی قرمز و نقره‌ای هم می‌شود. {سرخس آبی} به{ شوری آب} حساس است و در آب دریا از بین می‌رود...</description>
                <category>شاهین هاشمی نسب</category>
                <author>شاهین هاشمی نسب</author>
                <pubDate>Wed, 23 Dec 2020 13:15:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چند سوال از خودم..</title>
                <link>https://virgool.io/Shahin/%DA%86%D9%86%D8%AF-%D8%B3%D9%88%D8%A7%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85-d5ycyeyxswuh</link>
                <description>ایا منظور از دوست داشتن شخصی دوست داشتن جسم اوست؟زمانیکه جسم را مثل یک مستاجر در پایان قرارداد تخلیه میکنیم چطور؟ انموقع چی رادوست داریم؟بازهم همدیگر را دوست داریم؟وقتی کسی را که دوست داریم و او جسم را رها کرد و رفت ما چطور هنوز اورا دوست داشته باشیم ؟ اگر نشان دوست داشتن دادن گل یا کلام محبت امیز است..وقتی جسمی نبود چشمی برای دیدن گل یا گوشی برای شنیدن کلام محبت امیز نبود دوست داشتن را چطور نشان دهیم؟شاید کار بعدی ما دوست داشتن خاطرات خودمان با او یا سنگ اوست؟ به خاطراتمان چطور میشود محبت کرد؟یا می توانیم گل برای خاطراتمان بخریم؟بالاخره چطور و چگونه و به چه کسی وچگونه محبت ودوست داشتنمان را نشان بدهیم تا ارام بگیریم؟چطور میشود نفس وجودی همدیگر را در زمان حیات بشناسیم دوست داشته باشیم زمانیکه این نفس درگیر دنیای جسم وماده است؟وجسم هم درگیر حرص واز وکینه وخشم وخور و خواب؟فقط اگر تمام صفات بد را برای این دنیا بدانیم ونه « نفس اصلی وجودی یکدیگر »شاید بتوانیم اینها را که مانند مانع و پرده جلوی اصل نفس زیبای دمیده شده توسط خداوند در وجودمان را گرفته کنار بزنیم و اصل همدیکر را دوست داشته باشیم وچون راحترین و قابل دسترسترین این ذات در خودمان وجود دارد اول خودرا کشف کنیم تابتوانیم با ارمش دیگری را نیز دوست بداریم وبدانیم اصل همه ی ما از یکجا امده ...حقیقت اینست که بی قید شرایط و صفات و اخلاق ونژاد و زبان و لهجه اون نفس پشت اینها را در همه یما یکی است را ببوسیم...وبرای نشستن زیر سایه ی تکه ابری که در لحظه ای روی قطعه زمینی افتاده بحث و جدل نکنیم .تمام..</description>
                <category>شاهین هاشمی نسب</category>
                <author>شاهین هاشمی نسب</author>
                <pubDate>Fri, 11 Dec 2020 15:21:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تنبیه فرزند دیگری....</title>
                <link>https://virgool.io/Shahin/%D8%AA%D9%86%D8%A8%DB%8C%D9%87-%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1%DB%8C-cqodqcwteeul</link>
                <description>چرا باید یک انسان&quot; انسان دیگری را بابت انجام عمل خطایی مجازات ..یا ..سرزنش کند؟زمانیکه یک کودک هنگام بازی باتوپ شیشه خانه ما را میشکند ما ناراحت و عصبی میشوم واگر دستمان به او برسد اورا تنبیه میکنیم با فرض اینکه درحال تنبیه ..پدر کودک ماراببیند و حتی اگر فرزند خود را مستحق این مجازات بداند اما ترجیح میدهد که خود این کار را انجام دهد نه شخص دیگری به همین خاطر عصبانی میشود  وبا ما درگیر میشود وبا اینکه ما خودرا برحق میدانیم شاید مارا سرزنش و مجازات کند ...........................به نظر من این دقیقا مانند داستان هریک از ما در مقابل همنوعانمان است. در این دنیا افرادی که به خاطر جهل ونا اگاهی کار خطایی را در مورد ما انجام میدهند ما با تمام قوا سعی میکنیم تلافی کنیم یا به زور قانون یا هر محکمه ای اورا مجازات کنیم ولی از کجا اینقدر میتوانیم مطمئن باشیم از رضایت پدر ؟رضایت از میزان کمیت و کیفیت مجازات؟و اینکه ایا پدر اسمانیمان اصلا راضی هست که ما بجای او اینکار را بکنیم؟گذشت و صبر شاید اینجا معنی پیدا میکند ..چون اگر این روش کارایی داشت از ابتدای خلقت بشر تاکنون اینهمه انسان ..انسانهای دیگر را که از نظرشان خطاکار بودند مجازات کردند هم اکنون باید جهان عاری از هر گناه و خطا و مجازات کننده و مجازات شونده میبود ولی چون ملاک تشخیص ازجنس انسانی است از ازل تا ابد این چرخه ادامه دارد و هرکس بنا به تشخیص خود دیگری را مجازات میکند..................!.....کمی تامل و صبر و گذشت پیشه کنیم.......</description>
                <category>شاهین هاشمی نسب</category>
                <author>شاهین هاشمی نسب</author>
                <pubDate>Wed, 27 May 2020 00:31:22 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اتش و اوند</title>
                <link>https://virgool.io/Shahin/%D8%A7%D8%AA%D8%B4-%D9%88-%D8%A7%D9%88%D9%86%D8%AF-kiwpsy2p8ddw</link>
                <description>زمانیکه از دور به اتش نگاه میکنیم چقدر لذت بخش و زیباست شعله ها و جرقه ها و نور منحصر به فرد زیبا اما برای برپا کردن اتش چه اتفاقی می افتد؟ باید چوبهای خشک را پیدا کنیم ترکه های روی زمین افتاده ترکه های نرم ومنعطف برای سوختن مناسب نیستند...اصلا خشک وتر خیلی هم باهم نمیسوزند...اما اگر ترها؛ خشکی در نزدیکیشان باشد با او زیادی احساس صمیمیت کنند یا به اشتباه به ان رشک بورزند و از میزان اسیب پذیری ان خشک بی اطلاع باشندویا شاید به ان ترکه خشک وابسته شده باشند انزمان است که میسوزند ولی بازهم نه به سرعت همان ترکه ی خشک کناری ..ترکه های خشک همان شاخه های زیبای منعطف روی تنه بودند که برگهای زیبایشان را زیادی جلوه دادند و به چشم رهگذر نظر تنگ امدندو از تنه جدا شدند و بر زمین انداخته شدند تا خشک شدند ..چرا فقط به جرم اینکه نگاهشان به بیرون بود به جای درون یا شاید جلوه گری بی محابا جرمش بوده ... در هر حال نتیجه برداشتن نگاه از درون خود  و چشم دوختن به بیرون شد سوختن..شاید اگر بجای ان نگاهی به اوندهای درونش که باعث زیبایش بودند می کرد که  با رساندن املاح مورد نیازش با عث رشد و برگو بار دادنش شده بودند سرنوشتی اینچنین نداشت..,ما ادمها هم همینطوریم به جای نگاه به درون خود و دریافت شعور و اگاهی از منبع بیکران الهی و بهرمندی از محبت و عشق درونی انرا در دیگری جستجو میکنیم و ناگه بدست شاخه خشک کناری سوزانده میشویم قبل از اینکه رشدی کنیم...همین...!</description>
                <category>شاهین هاشمی نسب</category>
                <author>شاهین هاشمی نسب</author>
                <pubDate>Sun, 22 Mar 2020 15:24:30 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>