به وقت عذاب وجدان

تپسی گرفته بودم. فامیل بنده خدا از آن فامیل ها بود که جان میداد سر صحبت را باز کنم و بپرسم که از کجا آمده ، شان نزولش را بپرسم. ولی خب از آن روز که یکی پیدا شد در ویرگول و بیخ گلویم را گرفت و از اقوام طرف درآمده بود دیگر دست و دلم نمیرود که فامیل کسی را بگویم. برای همین مجبورم فامیلی از خودم ساخته و آن را بگویم. مثلا فامیل طرف جمعی بود. و پرسیدم چه شده که فامیلتان جمعی شده؟ دسته جمعی کار میکردید؟ تیم ورک مثلا؟ پدربزرگتان این ها اهل جمع بودند یا چه؟ گفت بله ما اهل جمع هستیم.

گفتم یعنی چه؟ همچین جایی به این اسم داریم مگر؟ گفت بله. فلان جاست و آب خوبی هم دارد. بنازم این کشور را که روستاهایش همه جور اسمی دارند. همین ها را دارم مینویسم یاد شهر صحنه افتادم که رفته بودیم و عکس صحنه دار گرفته بودیم.  بعد هم تلفنش زنگ زد و شروع کرد با لهجه ی غلیظ صحبت کردن. فکر کنم گاهی میامد اینجا کار میکرد و میرفت. یا آمده بودند اینجا مقیم شده بودند. ماشینش پژو بود فکر کنم یا سمند. اگر سمند بود سفید بود اگر پژو بود خاکستری بود. این دو تا ماشین در ذهنم می چرخند. یکی ازین ها بود. اینترنت ضعیف بود و نرم افزار نشان درست کار نمیکرد. نقشه را می دیدم که جلویش بود و خانومِ نشان-همان خانومی که در نرم افزار حرف میزند- آدرس میداد. ولی نمی دانم چرا حس می کردم بنده خدا دهاتی ست و بلد نیست مسیر ها را و من بهتر می توانم راهنمایی اش کنم. فکر میکردم. دفعه اولش است دارد با تپسی کار میکند. یک همچین حسی بهش داشتم. نمی دانم. چرا!؟

مثلا خانوم نشان یا نشان خانوم میگفت مستقیم بروید. میگفتم به راننده که آقا همین راه را مستقیم برو. میگفت به چپ بپیچید. میگفتم به چپ باید بپیچید. نمی دانم چرا همچین کاری میکردم؟ با خودم چه فکر کرده بودم؟ طرف عقب مانده ی ذهنی نبود که. خلاصه به مقصد رسیدم و پیاده شدم و آقای عذاب وجدان آمد به سراغم که این چه کاری بود میکردی مرد حسابی؟ ولی خب آدم است دیگر. گاهی هم خود شاخ پنداری می اید سراغش. ولی خب هر بار این خاطره به ذهنم می آید خنده ی ریزی میکنم ازین کاری که کرده بودم. البته خنده ای که از گریه میتواند غم انگیز تر باشد.

پی نوشت 1: خب این هم از پستی که معرفی فیلم نبود. ولی خب کسانی که فکر میکنن معرفی فیلم ها فقط معرفی فیلم هست اشتباه میکنن. چون بخش مهمی از پست توی پی نوشت ها هست.

پی نوشت 2: چون نمیخوام مدت زمان مطالعه ی پست بیشتر از یک دقیقه بشه خیلی چیزی نمیگم دیگه.

پی نوشت 3: اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.