ایران، بهترین مکان برای یادگیری زبان

تجربه زندگی خارج از کشور به من نشان داد ایران بهترین مکان برای یادگیری زبان جدید است به چند دلیل:

نخست، هزینه‎‌های مادی یادگیری زبان در ایران کمتر از خارج است. در خارج از کشور کلاس زبان به مراتب گران‌تر از ایران است. مثلا در دانشگاه رادبود (Radboud Nijmegen Uni) کلاس زبان هلندی برای دو ماه در حدود 200 تا 400 یورو بود. در لهستان ترم زبان انگلیسی در حدود 900 زلاتی (بیش از 200 یورو) بود. خوشبختانه در ایران ما مربیان و فضاهای آموزشی خوب با هزینه مناسب داریم!

دوم، ناآگاهی یا اشتباه‌های زبانی هزینه‌های بیشتری دارد. درست است که در خارج کشور مجبوریم به زبان دیگر صحبت کنیم و تا زبان باز نکنیم دیگران هم ما را نمی‌فهمند؛ اما خوب این کار هزینه‌های خودش را دارد. مثلا برقرار کردن ارتباط صمیمی با اطرافیان یا فهماندن موضوعی به مامور بانک بسیار سخت می‌شود. خاطره‎ای یادم می‌آید از کار در باشگاه. یکبار می‌خواستم در ورزشگاه کار کنم. دستور العمل کار در مورد پوشش نوشته بود:

  • Plain black smart fully enclosed, polished leather shoes (shoes must be plain black in colour, clean, polished and in good repair/no sandals, trainers, high heels, ballet pumps or open toes allowed).

هنگامی که با کفش اسپرت سیاه جلوبسته رفتم، مامور باشگاه به صراحت راهم ندادند تا رفتم و کفش سیاه جلو بسته چرمی خریدم و برگشتم. این کار برایم 34 پوند آب خورد! به موارد قبلی اضافه کنید که نفهمیدن برای خود ما هم سنگین و ناخوشآیند است!

سوم، در خارج از ایران زمان سرعت بیشتری دارد و باید به موضوعات بیشتری رسید! مثلا مدیریت روحی-روانی خود، سازماندهی کارهای مالی و اداری و خرده کارهایی که همیشه هستند. در لهستان که زندگی می‌کردم، بخش عمده‌ای از وقتم برای کار، خرید، گردش و ورزش می‌رفت. در هلند و انگلیس هم داستان تا حدودی مشابه بود. همیشه برنامه‌ای برای لذت بردن پیدا می‌شد. در چنین شرایطی پیشرفت شغلی یا بازدید از فضاهای دیدنی قطعا به زبان یاد گرفتن ارجحیت داشت!

همکارانم در دفتر برنامه‌ریزی منطقه‌ای وراتساوا (Wroclaw)، لهستان.
همکارانم در دفتر برنامه‌ریزی منطقه‌ای وراتساوا (Wroclaw)، لهستان.

منظره یک روز برفی، دفتر کارم در وراتساوا، لهستان
منظره یک روز برفی، دفتر کارم در وراتساوا، لهستان

چهارم، ما در ایران بهتر می‌توانیم به عادت‌‌هایمان شکل دهیم. در ایران ما از پشتوانه دوستان و اطرافیان بهره می‌بریم. این بهترین پشتوانه روحی و فنی است برای گنجاندن زبان در زندگی روزمره. مثلا یادگیری 5 کلمه هر صبح، 15 الی 30 دقیقه تمرین نوشتن، روزانه نیم‌ساعت کلاس زبان و شب‌ها نیم ساعت مطالعه. این قدم‌های کوچک در دراز مدت دستاورد بزرگی در پیشرفت زبانمان دارند.

و نکته آخر، زیاد فرقی بین ایران و خارج از ایران نیست. مثلا اگر می‌خواهید انگلیسی یاد بگیرید (با اغماض می‌توان گفت) فرقی میان ایتالیا، کرواسی، اوکراین، اسپانیا و لهستان نیست. در ایتالیا بیشتر ایتالیایی حرف می‌زنند و در لهستان، لهستانی و بدین ترتیب. همچنین در هر دو کشور اشتباهات کلامی و گرامری نیز در انگلیسی صحبت کردن‌شان می‌آید. حتی در بریتانیا هم، در بین مهاجران، همه خوب و آن طور که باید وشاید درست درمان انگلیسی صحبت نمی‌کنند. پیدا کردن یک اهل همان جا (native) هم کار راحتی نیست.

خلاصه کلام، فرصت مغتنمی در ایران برای یادگیری زبان وجود دارد که نباید دست کمش گرفت.