پستهای مرتبط با داستان تعداد کل پستها: ۹۲ سایر پستها با این تگ در ویرگول Des.m.w در کنج داستان نویسی ۵ سال پیش - خواندن ۳ دقیقه رمان نقاب پارت دوم "مهری"ساعت دو بعد ظهر بودتازه از دانشگاه برگشته بودم هنوز لباسم رو عوض... Des.m.w در کنج داستان نویسی ۵ سال پیش - خواندن ۵ دقیقه رمان نقاب پارت1 اولین پارت رمان نقاب یک رهگذر در کنج داستان نویسی ۵ سال پیش - خواندن ۲ دقیقه کتابخانه (قسمت ششم پنجاه تومنی) کامبیز قصه ما با اجرای پروژه ورود به روز رسانی اطلاعات کتابخانه دانشک... عاطفه بنویس در کنج داستان نویسی ۵ سال پیش - خواندن ۲ دقیقه غیبت روی میز سینی چای بود. روی سینی، یک لیوان نیمه خورده و جای خالی لیوانی... HEDIYE.K در کنج داستان نویسی ۵ سال پیش - خواندن ۹ دقیقه شب گذشته یوستین گوردر را در خواب دیدم؛ او حرف های سنگینی میزد. نوشته ای که به خیالم، ارزش خواندن را دارد. Miya در کنج داستان نویسی ۵ سال پیش - خواندن ۲ دقیقه داستان| لحظه توضیحی ندارم ??♀️ پسرک و ماه در کنج داستان نویسی ۵ سال پیش - خواندن ۱ دقیقه من و من ، ماه و جزیره (3) هوا حسابی تاریک شده بود و چشمم جایی رو درست نمی دید. Miya در کنج داستان نویسی ۵ سال پیش - خواندن ۱۱ دقیقه خواب| طلسم شاید داستان کوتاه! سینا ابراهیمی در کنج داستان نویسی ۵ سال پیش - خواندن ۲ دقیقه قدم زدن با دوست قسمت 1 سلام من یک نویسنده تازه کار هستم خوشحال می شم نظراتتون رو درمورد نوشته... Mosa در کنج داستان نویسی ۵ سال پیش - خواندن ۱ دقیقه اینجا بوی خون، امید است. ( شماره یک ) این یک سری جدید داستانی هست که شروع به نوشتنش کردم. باید خوب دقت کنم.... ‹ 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 ›
Des.m.w در کنج داستان نویسی ۵ سال پیش - خواندن ۳ دقیقه رمان نقاب پارت دوم "مهری"ساعت دو بعد ظهر بودتازه از دانشگاه برگشته بودم هنوز لباسم رو عوض...
یک رهگذر در کنج داستان نویسی ۵ سال پیش - خواندن ۲ دقیقه کتابخانه (قسمت ششم پنجاه تومنی) کامبیز قصه ما با اجرای پروژه ورود به روز رسانی اطلاعات کتابخانه دانشک...
عاطفه بنویس در کنج داستان نویسی ۵ سال پیش - خواندن ۲ دقیقه غیبت روی میز سینی چای بود. روی سینی، یک لیوان نیمه خورده و جای خالی لیوانی...
HEDIYE.K در کنج داستان نویسی ۵ سال پیش - خواندن ۹ دقیقه شب گذشته یوستین گوردر را در خواب دیدم؛ او حرف های سنگینی میزد. نوشته ای که به خیالم، ارزش خواندن را دارد.
پسرک و ماه در کنج داستان نویسی ۵ سال پیش - خواندن ۱ دقیقه من و من ، ماه و جزیره (3) هوا حسابی تاریک شده بود و چشمم جایی رو درست نمی دید.
سینا ابراهیمی در کنج داستان نویسی ۵ سال پیش - خواندن ۲ دقیقه قدم زدن با دوست قسمت 1 سلام من یک نویسنده تازه کار هستم خوشحال می شم نظراتتون رو درمورد نوشته...
Mosa در کنج داستان نویسی ۵ سال پیش - خواندن ۱ دقیقه اینجا بوی خون، امید است. ( شماره یک ) این یک سری جدید داستانی هست که شروع به نوشتنش کردم. باید خوب دقت کنم....