My past self منِ قبلی


دلم برای آن من پیشین تنگ شده...

برای نسخه‌ای از خودم که هنوز زخم‌هایش را با واژگان پانسمان می‌کرد ، نه با مشت‌های گره خورده


من این پیکر خسته،تبدیل به میدان نبردی شده‌ام که هر نگاه،هر کلمه و هر سکوت

گویی سنگی است به سوی شیشه وجودم :)




و جهان همچون کتاب‌های خط خورده‌ای است ، که من صفحاتش را با نفرت ورق می‌زنم؛




پایان:)