<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>پست‌های انتشارات حلقه انتقادی تهران</title>
        <link>https://virgool.io/TehranCriticalCircle/feed</link>
        <description>اعضای حلقه انتقادی تهران هر هفته حول محور یک مساله، کتاب یا یک اثر هنری با یکدیگر گفتگو می‌کنند. در این تارنما خلاصه گزارش هر جلسه منتشر خواهد شد.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 11:28:24</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/publication/pee0lnevw7ty/hlravt.png</url>
            <title>حلقه انتقادی تهران</title>
            <link>https://virgool.io/TehranCriticalCircle</link>
        </image>

                    <item>
                <title>ما چه چیز می‌دانیم، و چگونه آن چیز را می‌دانیم؟‎</title>
                <link>https://virgool.io/TehranCriticalCircle/%D9%85%D8%A7-%DA%86%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D9%85%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85-%D9%88-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A2%D9%86-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%B1%D8%A7-%D9%85%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85-dbijn3cgmrgu</link>
                <description>گزارش چهارمین جلسه‌ی «حلقه انتقادی تهران» درباره‌ی خوانش جمعی کتابِ «کهن‌الگوهای یونگی - از خودآگاه یونگ تا ناتمامیت گودل» نوشته رابین رابرتسون با ترجمه بیژن کریمی:تهیه گزارش توسط عاطفه میرزاییفیلسوف قرن هفدهم، جان لاک، متاثر از متفکر معاصرش آیزاک نیوتون، سخنگوی تجربه‌گرایان شد، فلسفه‌ای که هنوز برخی از دانشمندان هوادارش هستند. وی ذهن انسان را به مثابه ظرفی تهی توصیف کرد که ذرات متعین و منفکی را که انگاره (idea) می‌نامیم در بر می‌گرفت. انگاره‌ها یا همه ساده بودند یا مرکب. انگاره‌ی ساده مستقیما مأخوذ از تجربه بود، انگاره‌ی مرکب از ذهنی بیرون می‌آمد که روی انگاره‌های ساده عمل کرده بود. تجربه می‌توانست عبارت از تجربه‌ی حس بیرونی باشد یا تجربه‌ی کیفیت‌های درونی. با این همه، برخی پیش‌فرض‌ها با ظاهرِ ساده و سرراست‌شان وقتی توسط اسقفِ قرن هجدهمی جرج برکلی و دیوید هیوم به استنباط‌های منطقی‌شان تعبیر می‌شوند، به نتایجِ گیج کننده‌ای می‌انجامند.لایب‌نیتس پس از دوران ارسطو نخستین پیشرفت در منطق را به وجود آورد، وی استدلال‌ها را طبق قاعده در دو سطح تنظیم کرد: تحلیلی و ترکیبی که آن‌ها را پیشینی (a priori) و پسینی (a posteriori) نیز می‌نامند. (در کتاب کهن‌الگوهای یونگی که آقای بیژن کریمی ترجمه کرده‌اند متاسفانه دو کلمه a priori و  a posteriori به اشتباه استقرایی و استنتاجی ترجمه شده است. امیدواریم در چاپ‌های بعدی این اشتباه اصلاح شود.)استدلال پیشینی استدلالی است که در آن نتیجه پیش از تجربه معلوم است همانند «همه زوجه‌ها مونث هستند»، در این گزاره نتیجه در تعریف موضوع مستتر است زیرا که زوجه عبارت است از زنی که ازدواج کرده است. منطق ریاضی سراسر تحلیلی است گرچه خود ریاضی این چنین نیست، گودل نشان داد که ریاضی وراتر از منطق است. مثال استدلال پسینی این چنین است؛ اکثر زنهای بالای ٢٥ سال زوجه هستند. برای تحقیق پیرامون حقیقت این گزاره‌ها ناگزیر از مشاهده جهان هستیم.قدرت استدلال‌های تحلیلی در ضرورت آنهاست و ضعف چنین استدلالی در این است که چیز جدیدی به ما نمی‌گوید. قدرت استدلال‌های ترکیبی در این است که قادرند به ما چیز تازه‌ای بگویند و ضعف آنها در فقدان ضرورت آنهاست. اگر ما استدلالی می‌داشتیم که هم در بردارنده اطلاعات باشد و هم برخوردار از ضرورت باشد، آن وقت امتیاز هر دو جهان را دارا بودیم.تجربه‌گرایی لاک و رده‌های استدلال لایب‌نیتس مقدمه‌ای بود که کانت با بهره‌گیری از آنها بنیان فکری خود را بر آنها استوار و دقایق داوری ذهن را در اندیشه‌ی خود بسط و گسترش داد. اما پیش از کانت دو فیلسوف دیگر نیز بودند که بر او تاثیر گذاشتند: اسقف جرج برکلی و دیوید هیوم.برکلی نقطه‌ی مقابل تجربه‌گرایی جان لاک بود وی به سخنگوی ایده‌آلیسم فلسفی شهره شد و موضوع وی این بود که انگاره‌ها تنها چیزی هستند که انسان می‌تواند تجربه کند.لاک می‌گفت که انگاره‌ها مستقیم یا غیر مستقیم مأخوذ از تجربه حواس هستند، برکلی توافق داشت، ولی مضافا استدلال می‌کرد که گفتگو از جهان فیزیکی منفک از دریافت ما گفتگویی بیهوده است. برکلی گامی فراتر برداشته و نتیجه گرفت که افکار ما تنها چیزی هستند که قادر به تجربه‌شان هستیم، جهان موجود است حتی وقتی که ما قادر به اثبات وجودش توسط تجربه خود نیستیم زیرا جهان در ذهن خداوند موجود است.در حالی که اسقف برکلی منکر وجود عالم خارجی شد دیوید هیوم منکر علیت شد و بر اهمیت فرض علیت در زندگی روزمره تاکید داشت. به عنوان مثال وقتی ما می‌بینیم (الف) یک توپ بیلیارد با توپ دومی تصادم می‌کند، می‌بینیم (ب) توپ دوم به حرکت می‌افتد آنگاه می‌گوییم رویداد الف موجب رویداد ب گشت. فرض ضرورت علیت، تکوین دهنده‌ی قوانین نیوتون و همه علم است اما هیوم معتقد بود تنها در صورتی که ما دچار تضاد منطقی نشده باشیم می‌توانیم برای وقوع ب هر فرضیه‌ای را بیان کنیم. مثلا می‌توانیم بگوییم که توپ دوم از روی تفریح و بازی از جای خود حرکت کرد و به نقطه‌ی دیگری رفت. هیوم اصرار داشت که توالی وقوع اتفاقات به ضرورت به دلیل پیوند علت و معلول نیست.به کلام دیگر تنها ضابطه‌ی حقیقت همان چیزیست که لایب‌نیتس آن را استدلالِ تحلیلی می‌نامید که طی آن نتیجه در خود موضوع نهفته است ولی این نتیجه که ب به دنبال الف می‌آید یک استدلال ترکیبی است یعنی مشاهده‌ای از عالم بیرونی. یک استدلال ترکیبی هیچ‌گاه ضرورت یک استدلال پیشینی یا تحلیلی را ندارد و مأخوذ از تجربه است.همه‌ی آنچه که علت و معلول بیان می‌کند یکسان است. اما آنچه واقعا روی می‌دهد این است که دو رویداد در فضا و زمان به صورت متصل روی می‌دهند، پیوند مفروضی در میان یکدیگر دارند که بر اساس آن ما می‌گوییم یکی علت دیگریست.به نظر می‌رسد استدلال هیوم رد نشدنی باشد، چنانچه ضرورت منطقی در هیج استدلالی پیرامون عالم خارج موجود نباشد هر چیزی در هر زمانی می‌تواند روی دهد. اما البته ضرورت وجود علیت تکوین‌دهنده‌ی همه‌ی قوانین نیوتون و همه‌ی علمِ پیش از قرن بیستم بود.</description>
                <category>حلقه انتقادی تهران</category>
                <author>مجتبی یکتا</author>
                <pubDate>Wed, 22 Apr 2020 11:39:44 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرخش کوپرنیکی و تاکید بر موضع مشاهده‌گر</title>
                <link>https://virgool.io/TehranCriticalCircle/%DA%86%D8%B1%D8%AE%D8%B4-%DA%A9%D9%88%D9%BE%D8%B1%D9%86%DB%8C%DA%A9%DB%8C-%D9%88-%D8%AA%D8%A7%DA%A9%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%B1-%D9%85%D9%88%D8%B6%D8%B9-%D9%85%D8%B4%D8%A7%D9%87%D8%AF%D9%87%DA%AF%D8%B1-vbrtlgfhb63y</link>
                <description>گزارش سومین جلسه «حلقه انتقادی تهران» درباره‌ی خوانش جمعی کتابِ «کهن‌الگوهای یونگی - از خودآگاه یونگ تا ناتمامیت گودل» نوشته رابین رابرتسون با ترجمه بیژن کریمی:تهیه گزارش توسط مجتبی یکتافصل اول و ابتدای فصل دوماصالت ریاضی ناشی از این واقعیت است که ارتباط بین چیزها در ریاضی به نمایش گذاشته می‌شوند، ارتباط‌هایی که بدون وساطت عقل انسان، شدیدا غیر بدیهی است. ریاضی در بدو تکوین در دو مسیر اغلب درهم تنیده توسعه یافت: حساب (مطالعه اعداد)، و هندسه (مطالعه فضا). ریاضی به عنوان یک علم وقتی آغاز شد که کسی، محتملا یک یونانی، به اثبات قضیه‌ای پیرامون چیزها، بدون توسل به چیز خاص و متعینی اهتمام ورزید. تالس، هندسه را از صحنه‌ای که صرفا متشکل از مجموعه‌ای از ترفندها بود بیرون کشید و به عنوان علمی استقرایی (deductive) آغازش کرد. بعد از هندسه، فیثاغورث و پیروانش به همین شکل در رشد و توسعه  علم حساب کوشش کردند. بعد از تالس و فیثاغورث، اقلیدس همه دانسته‌های هندسی را به طور اصولی در کتاب خود با عنوان «عناصر» گرد آورد و آن را به مثابه علمی استقراییِ کامل با آداب گزاره و اثباتِ گزاره ارائه داد.ما در عالم واقع فیزیکی چیزی به نام عدد نداریم — حس عدد در ما نسبی است. (البته فرگه بر خلاف این ادعا بر این باور است که عدد، شیء است، یعنی؛ اعداد نه یک هویت ذهنی که یک واقعیت عینی‌اند و بر شیء مستقل از ذهن دلالت دارند.) علم حساب نظام فرمالی فراهم می‌سازد که به اعداد و تناسب میان اعداد، و لاجرم تناسب میان نسبت‌ها، می‌پردازد. بر خلاف فرگه، آلفرد نورث وایتهد بر این عقیده است که حساب نسبت به سرشت شیء بی‌تفاوت است، چهار بودنِ دو به علاوه‌ی دو برای همه چیز صادق است.همان‌گونه که داوینچی و میکل آنژ ملکوت را به زمین پائین آوردند، در همان زمان نیکلاس کوپرنیک به آسمان‌ها خیره گشته بود اما نه با ذهنی تئولوژیک بلکه با نگاهی علم‌گرایانه و عقل‌گرایانه. تا پیش از کوپرنیک و تحت تاثیر اندیشه مسلط قرون وسطی مشاهدات باید خود را با نظریه‌ها وفق می‌دادند چرا که این نظریات عمدتا سخنان خداوند بود و ضرورتی نداشت که شناخت جهان منتج از مشاهدات باشد؛ کتاب مقدس پیشاپیش این شناخت را در بر داشت. اما کوپرنیک با ایجاد چرخشی در نحوه‌ی اندیشه خود و با تاکید بر موضع مشاهده‌گر بر این باور بود که این نظریات هستند که باید با مشاهدات جور در بیایند. نظریه کوپرنیکی نخستین اشاره به این حقیقت بود که شاید سرشت واقعیت بستگی به موضع مشاهده‌گر داشته باشد، نظری که به دست اینشتین بعدها درقرن بیستم، در نظریه نسبیت نقشی کلیدی پیدا کرد. در یک جهان کوپرنیکی، مشاهده و استنتاج، مفاهیمی مرکزی گشتند زیرا در جهانی آکنده از سیلان و جنبش، همه چیز بستگی به مشاهده‌گر دارد.در قرن هجدهم اسقف و فیلسوف ایرلندی به نام برکلی بیش از پیش بر ماهیت مشاهده‌گر تاکید کرد. برکلی معتقد بود که وجود داشتن و هستی را تنها برای پدیده‌ها و موجوداتی می‌توان اثبات نمود که ادراک و احساس شوند و توسط انسانی که قادر به درک آن است، اثبات گردد. وگرنه جهان در صورت عدم وجود مشاهده‌گر لاجرم وجود نخواهد داشت.جدایی میان قرون وسطی و دوران رنسانس از تاکید بر موقعیت مرکزی انسان معمولی و اهمیت مشاهدات‌اش شروع شد. لئوناردو داوینچی از اندیشمندانِ آغاز دوران رنسانس بر این باور بود که «علوم کاربردی یا مکانیکی والاترین و مفیدترین علوم‌اند». این چشم‌انداز دارای قدرتی بود که غالبا یا بدون پرسش توسط مادی‌گرایان پذیرفته می‌شد و یا توسط ایده‌آلیست‌ها به دلیل غیر انسانی بودن رد می‌شد. تفکر اسکولاستیک قرون وسطی فقط به نتایج اصولی استقرایی می‌پرداخت؛ این تفکر هیچ‌گاه نیازی به قیاس نتایج استقرا با مشاهدات در عالم بیرونی نمی‌دید. این تمیز میان مشاهده‌گر و موضوع مشاهده گامی ضروری فراسوی الگوی تفکر قرون وسطی بود ولی به طور چاره‌ناپذیری به بیگانگی از جهان منجر گشت و برای اولین بار انسان خود به یک شیء تبدیل شد که باید توسط سایر انسان‌های مشاهده‌گر، به موضوع مشاهده‌ی آنان بدل شود.</description>
                <category>حلقه انتقادی تهران</category>
                <author>مجتبی یکتا</author>
                <pubDate>Sun, 29 Sep 2019 21:39:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پرسش از سرشت جهان در دوران رنسانس</title>
                <link>https://virgool.io/TehranCriticalCircle/%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D8%B1%D8%B4%D8%AA-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%B3-bezintvu8ahe</link>
                <description>گزارش دومین جلسه «حلقه انتقادی تهران» درباره‌ی خوانش جمعی کتابِ «کهن‌الگوهای یونگی - از خودآگاه یونگ تا ناتمامیت گودل» نوشته رابین رابرتسون با ترجمه بیژن کریمی:تهیه گزارش توسط مجتبی یکتااز مقدمه تا ابتدای فصل اولدر یونان باستان پیروان مکتب عرفانی فیثاغورث بر این باور بودند که همه چیز عدد است یعنی همه واقعیت بر مبنای تجلی ساده اعداد صحیح است. دیگر فیلسوف یونانی به نام افلاطون بر این باور بود که جهانِ متشکل از مُثُل چیزی است که جهان فیزیکی، نسخه فقیری از آن است.اما در دوران رنسانس و در تضادی آشکار با فیثاغورث و افلاطون ما با دقت بیشتری و با تاکید بر جزئیات کاربردیِ جهان فیزیکی به مشاهده و ضبط مشاهدات مشغول شدیم. افکار افلاطون و فیثاغورث در پایان این دورانِ عقل‌گرایی/مادی‌گرایی در گونه‌هایی نوین در فرضیه‌ی کهن‌الگوهای یونگ و بازتاب افکار کورت گودل از نو ظاهر گشت. به این صورت که یونگ و گودل هر دو بر این باور بودند که فراسوی لایه‌ی فیزیکیِ بیرونیِ جهان و فراسوی جهانِ درونی روان مانند آنچه افلاطون گفته بود جهانی متشکل از مُثُل داریم (که یونگ آن را کهن‌الگو می‌نامد) و یونگ و گودل، هر دو استدلال می‌کنند که کهن‌الگوهای ابتدایی همان اعداد صحیح هستند که فیثاغورث به آن باور داشت.با آغاز دوران رنسانس در اندیشه‌ی اندیشمندان آن زمان جابجایی و تحول فکری عظیمی رخ داد که فهم این تحولات آسان نیست. باید توجه داشت که در قرون وسطی برای قرن‌ها نه تجربه و مشاهده طبیعت بلکه کلام الهی راهنمای اصلی فیلسوفان بود. محور کنجکاوی آن‌ها حول مفهوم خداوند می‌چرخید و نه جهان. در طی قرون رنسانس اندیشمندان با چرخشی اساسی در نگاه خود به جای پرسش از اینکه «سرشت خداوند چیست؟» پرسیدند «سرشت جهان چیست؟» این پرسش موجب شد توجه خود را به جهان بیرون معطوف کنند و شروع به توصیف مشاهده‌ی خویش کنند. در پی این تحول اندیشمندانی چون داوینچی توانستند «باور به خداوند» را که باور مسلط دوران بود با «باور به قدرت مشاهده» در یک ظرف اندیشه قرار دهند (چیزی که تا پیش از آن سابقه نداشت).راهی که داوینچی و سایر اندیشمندان عصر رنسانس با برداشتن این گام در پیش گرفتند به اینجا رسید که ناگزیر عقل را موضوع خودش قرار دادند و سعی کردند تا سرشت ذهن را توصیف کنند. این جریان فکری شکل گرفته که ترکیبی از آزادی و مسئولیت بود موجی از نوابغ را به وجود آورد که هر یک می‌کوشیدند نقشی مرکزی برای نوع انسان در کائنات ارائه دهند. برای مثال لوتر با به وجود آوردن جنبش پروتستان، مذهبی را رواج داد که اهمیت بیشتری به انسان می‌داد. روح پروتستان بر این سنت استوار شد که ایمان فردی دارای بالاترین اهمیت است نه آنچه رهبریِ کلیسای کاتولیک به مسیحیان دیکته می‌کرد. میکل آنژ و داوینچی هم برای نخستین بار انسان را موضوع هنر قرار دادند.آرمان نوین رنسانس محدودیت‌هایی داشت، اندیشمندان رنسانس نیز همچون اندیشمندان قرون وسطی مفروضات خود را به پرسش نکشیدند. این اندیشمندان که به قدرت مشاهده باور داشتند هیچ‌گاه اعتبار مشاهده را زیر سوال نبردند و ذهنی که آزمایش جهان را بر دوش گرفته بود خود مورد پرسش واقع نشد.در پی این پیشداوری در دوران رنسانس میان مشاهده‌گر و موضوع مشاهده تمایز و جدایی اتفاق افتاد. با این تمایز بشر به پیشرفت‌های عظیمی در علوم مختلف دست یافت اما مشاهده‌گر لزوما از آن‌چه مشاهده می‌شود تفکیک نمی‌گردد. با این تمایز ذهن و جسم از هم جدا شد  و در نتیجه انسان‌ها نخست نسبت به جهان، بعد نسبت به یکدیگر و آنگاه نسبت به تجارب درونی خودشان بیگانه شدند. حاصل این از خود بیگانگی علی‌رغم دستاوردهای بزرگ اما دو جنگ جهانی، کوره‌های آدم‌سوزی، نابودی طبیعت و افزایش نرخ افسردگی بود به طوری که برخی قرن حاضر را قرن افسردگی نیز نامیده‌اند.</description>
                <category>حلقه انتقادی تهران</category>
                <author>مجتبی یکتا</author>
                <pubDate>Fri, 20 Sep 2019 11:26:03 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کهن‌الگوهای یونگی - از خودآگاه یونگ تا ناتمامیت گودل</title>
                <link>https://virgool.io/TehranCriticalCircle/%DA%A9%D9%87%D9%86%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DB%8C%D9%88%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%A2%DA%AF%D8%A7%D9%87-%DB%8C%D9%88%D9%86%DA%AF-%D8%AA%D8%A7-%D9%86%D8%A7%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%AA-%DA%AF%D9%88%D8%AF%D9%84-sdos54sjygka</link>
                <description>گزارش اولین جلسه «حلقه انتقادی تهران» درباره خوانش جمعی کتابِ «کهن‌الگوهای یونگی - از خودآگاه یونگ تا ناتمامیت گودل» نوشته رابین رابرتسون با ترجمه بیژن کریمی:تهیه گزارش توسط محسن خیمه‌دوزنکات محوری مقدمه اول:۱- اگر در قدیم اسطوره‌ها و ادیان بشر را به خود و دیگری تقسیم می‌کردند، امروزه دیسیپلین‌های دانشگاهی نماد خود و دیگری جدیدند.۲- دیسیپلین‌ها مرز بین آکادمی و زیست‌جهان را بسیار پررنگ کرده‌اند.۳- دیسیپلین‌ها به ایدئولوژی تبدیل شده‌اند و هر دیسیپلین گمان می‌کند که حقیقت نزد اوست.۴- راه عبور از این دشواری و مسأله جدید، فهم و ایجاد تفکر میان‌رشته‌ای‌ست.۵- ذهن تاریخی ایرانی در دوران دیسیپلینری متوقف شده در حالی‌که جهان اندیشه از میان‌رشته‌ای عبور کرده و  وارد دوران فرارشته‌ای شده و آماده می‌شود که به جهان ضد رشته‌ای وارد شود.۶- کتاب کهن‌الگوهای یونگی نوشته رابین رابرتسون متعلق به سه جهان دیسیپلینری، میان رشته‌ای و فرا رشته‌ای‌ست.۷- مبنای نگاه رابرتسون به دو جهان یونگ و گودل، تفکر انتقادی و شجاعت اندیشیدن است. یعنی همان شعار روشنگری.۸- یونگ بر این باور است که نگاه به واقعیت از زوایای جدید همواره گیج کننده است.نکات محوری مقدمه مترجم:۱- این کتاب در نوع خود منحصر به فرد است.۲- کتاب بنیان‌های روان‌شناسی و ریاضیات را به بحث می‌گذارد.۳- گودل، هم در جهان اندیشه مهم و اساسی‌ست، هم در ایران ناشناخته است. یک اهمیت کتاب در شناساندن گودل به ذهن ایرانی‌ست.۴- فهم گودل آسان نیست.نکات محوری نویسنده برای خواننده فارسی‌زبان:۱- این کتاب در جهان با استقبال روبرو شد.۲- انگاره کهن‌الگوی ناخودآگاه جمعی، خودش یک کهن‌الگوست که از ناخودآگاه وارد حوزه دانش جمعی بشر شده است.۳- روان انسان مثل دانش انسان در حال گذار از کودکی به بلوغ است. و بلوغ با خودش مسائلی نوین می‌آورد. امید که بتوان تا دوران سالخوردگی دوام آورد.۴- انگاره‌های کهن‌الگویی مانند چراغی در ناخودآگاه غرب درخشید. کتاب کهن‌الگوهای یونگی روایت‌گر تاریخ این انگاره‌هاست.۵- کهن‌الگوهای عصر روشنگری انسان را وادار کردند در پیرامون خود به کاوش بپردازند. این انقلابی در اندیشه بود و موجب تغییر همه چیز.۶- یونگ و گودل هنوز تمام و کامل کشف و فهم نشده‌اند.۷- یونگ نشان داد انسان دو خود دارد که با هم در تضادند. خود متعالی و خود واقعی که می‌خواهد به خود متعالی برسد. این حرکت همان فرایند فردیت است.۸- گودل هم نشان داد که در هر نظام منطقی، تضادی وجود دارد. از یک طرف، نظام  فکری منطقی‌ست، اما از طرف دیگر در همان نظام منطقی، حقایقی وجود دارند که نمی‌توان آن‌ها را با منطق اثبات کرد. بنابراین هیچ‌گاه قادر به توصیف منطقی واقعیت نیستیم.۹- برای حل این دو تضاد در اندیشه یونگ و گودل، به یک انگاره نو و درک تازه نیاز است.۱۰- می‌توان بین این تضادها پلی زد. به کمک ایجاد شبکه‌ای از تفاهم. برای رفع تنش‌ها و حل این تضادها.</description>
                <category>حلقه انتقادی تهران</category>
                <author>مجتبی یکتا</author>
                <pubDate>Thu, 19 Sep 2019 12:10:11 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>