یک عدد دونگرای طرد شده این زندگی:)
ساکنین روستا توجه! توجه! (قسمت ۲)

همانطور که از قسمت قبلی در جریان هستید قرار بود که منطق و هدف جدید و قدیم با هم جلسه ای داشته باشند که با کمال تاسف هدف قدیمی و جدید با هم دعوایشان شد و آنچنان یکدیگر را کتک زده اند که که هر دویشان در بیمارستان کوچک دلم بستری شده اند بیمارستان دلم خیلی کوچک است خیلی خیلی کوچک، چون تا به حال کسی در آن بستری نشده است این ۲ نفر اولین بیماران این بیمارستان هستند و به همین خاطر هم هر ۲ در یک اتاق بستری شده اند و هم اتاقی اند.
دیدنشان سرگرمم می کرد و سر ذوقم می آورد اما به دلیل نیم ساز بودن بیمارستان و اینکه باید هر چه زودتر تکلیف آن خانه مشخص می شد، هر دویشان با پر کردن فرم رضایت بیمار، خیلی زودتر از حد انتظار مرخص شدن و الان وقتش است! وقت تعیین مالکیت زمین!
همه ی اهالی دور میدان اصلی روستا جمع شده اند و هدف قدیم و جدید را تماشا می کنند که به صفحه ی نمایش زل زده اند این صفحه های نمایش چیز هایی که من با چشمانم می بینم را به اهالی روستا نشان می دهد
دارم مقاله ای می خوانم که تعیین می کند بالاخره زمین به هدف قدیمی می رسد یا هدف جدید!

با اولین پاراگرافی که می خوانم هدف قدیمی مشت محکمی به هدف جدید می زند و رقابت شروع می شود با هر کلمه ای که من می خوانم کلی زد و خود بین این دو نفر ایجاد میشود و اهالی هم که به ۲ دستهی طرفدار هدف قدیم و طرفدار هدف جدید تقسیم شده اند با شعار 《دودرو درود خفه اش کن یک پایشو بگیر چپش کن 》هدف مورد علاقه خود را تشویق می کنند!
متاسفانه مقاله تمام می شود و هنوز هیچ کدام از هدف جدید و قدیم موفق نشدند دیگری را شکست بدهند و با حکم قاضی دعوا تمام می شود و به زمان دیگری موکول می شود،
شاید زمانی که من برای تحقیق درباره ی اینکه کدام یک از هدف جدید و قدیم بهتر است با چند نفر که در این زمینه مصاحبه کنم ...
مطلبی دیگر از این انتشارات
ساکنین روستا توجه! توجه!(قسمت ۱)
مطلبی دیگر در همین موضوع
زندگی و فوتبال
افزایش بازدید بر اساس علاقهمندیهای شما
تأثیر کتونیها بر فرهنگ جوانان در دهههای اخیر