میان گچهای سفید و نقش های رنگی،معلمی هستم که نقشها را با رنگ و واژه مینویسم👩🏫 🌒اما وقتی پرده ی روز کنار میرود،من در خلوت خویش با نغمه های بیصدا به دنبال آرامشی میگردم که زندگی را میسازد.،✍️
صبح هنوز نرسیده🌖... اما من بیدارم🙋♀️

وقتی بیدار میشن، همهجا ساکت باشه🥱
نه صدای ماشین، نه حرف، نه زنگ گوشی.🤫
یه جور سکوت که هنوز رد پای شب توش جا مونده،🌖ولی یهجورایی میدونی که داره جا رو به صبح میده🌝
آروم میرم سراغ خودم؛ 🧘♀️
مسواک، یه شونه توی مو، یه دلجمعکردنِ بیصدا☺️
پرده رو کنار میزنم، 🖼️پنجره رو باز میکنم، 🏞️
هوای نیمهتاریک میزنه تو صورتم.🌥️
یه قهوهی ساده، بدون شلوغکاری.🍮
همونطور که هست.🏆
میشینم رو مبل.🛋️
نه آهنگ، نه حرف، فقط منم و بخار قهوه و خیابون خالی.🛤️
یهجور سکوت که دوست دارم لحظهبهلحظهشو تو ذهنم ثبت کنم،📸
انگار روز تازه داره میاد،
و من دارم ازش استقبال میکنم.🙋♀️
بیسروصدا، ولی با دلوجون💝
مطلبی دیگر در همین موضوع
شما باید کتاب «کیمیاگر» را بخوانید! اما چرا؟
مطلبی دیگر در همین موضوع
چگونه محیط کار دلخواه خودمان را داشته باشیم؟
بر اساس علایق شما
روزی که نیستم، شاید با اینا یاد من بیافتید:)