خوب، بد، زشت، چرت (وسترن‌ بوک)

آفرین، حالا همینطور اروم دستت رو ببر بالا و پستو لایک کن، کامنتتم بزار زمین!
آفرین، حالا همینطور اروم دستت رو ببر بالا و پستو لایک کن، کامنتتم بزار زمین!

به مرور زمان کتاب های جذابی که میبینم داره کمتر میشه و به نظر میرسه باید کم کم از فیدیبو به طاقچه مهاجرت کنم، به نوعی میشه گفت این چهار کتاب اخرین کتاب هایی هستن که اونجا میخونم.

۱- صد و یک سوالی که در دهه بیست سالگی باید از خود بپرسید (خوب)

این کتابو اقای دست انداز بهم معرفی کرده بود، چون کتاب شماره دو رو از نویسنده خونده بودم و جالب نبود میلی به خوندنش نداشتم، اما معرفی ایشون باعث شد بخونمش.

در یک کلام، غافلگیری محض! معلومه نویسنده درسش رو از کتاب قبلیش گرفته. میدونید اصلی ترین مشکل من با کتابای غربی اینه که بخاطر تفاوت بسیار زیاد همه چی بین کشورهامون اغلب بین پنجاه تا هشتاد درصد مطالب کتاب برامون کاربردی نداره.

اما این بار؟ حداقل ۹۵ تا از ۱۰۱ سوال برای ما کاربردیه، نویسنده با طنز ظریف خودش به خوبی اهمیت این سوالات رو نشون میده. به جرعت میگم کسی که بتونه به تمامی این سوالات جواب درست بده، به حدی از خوداگاهی در مورد زندگیش توی این سن میرسه که بعیده حسرت این سال‌ها رو بخوره!

امتیاز من: ۸/۱۰

۲- صد و یک راز دهه بیست سالگی (بد)

دقیقا برعکس کتاب قبلی! این یکی بیشتر شبیه خطخطی های یه وبلاگ نویسی امریکاییه و نه کتاب. عموما کاربردی برای افرادی که حتی توی کشورهایی با شرایط مشابه زندگی میکنن هم کاربردی نداره.

اشاراتی که نمیفهمید، افرادی که نمیشناسید، شوخی هایی که درک نمیکنید و اسراری که در حد اسرار دامبلدور مرموزه.شاید از این ۱۰۱ راز ۵ راز به کارتون بیاد.

امتیاز من: ۲/۱۰

۳-شش ستون عزت نفس (زشت)

کتابی که تو مفید بودن تمام کتابای لیست رو ضربه فنی میکنه، اما نه تو جذابیت!

این کتاب به خوبی مفهوم عزت نفس و فرق اون با اعتماد به نفس رو توضیح میده و اهمیتش رو هم بهتون نشون میده، در واقع بسیاری از مشکلاتی که من تو حوزه روابط و احساسات باهاش درگیرم به علت عزت نفس بود، هرچند که عزت نفسم چندان هم پایین نبود.

تنها مشکلش اینه که به شدتتت کسل کننده و سخت خوانه، نویسنده به وضوح دبیر ادبیات راهنمایی یا شایدم معلم دینی بوده که این کتاب رو برای شبای بی خوابی معرکه میکنه!

امتیاز من: ۷/۱۰ (اما قول میدم کاربردی بودنش ۱۰/۱۰ ئه)

۴-سفر قهرمانی (چرت)

بخاطر عنوان جذاب کتاب و شباهتش به سفر قهرمانی ژوزف کمبل واقعا جذبش شدم، اما کتاب در یک کلام، مزخرفه!

تقریبا شبیه تماشا کردن یه فیلم کمدی ایرانیه، چند تا ادم و خانواده که سر مسائل چرت باهم درگیرن و هر بحث به شکلی اغراق امیز توصیف میشه.

نویسنده در تمام گذشته شخصیت اصلی داستان دنبال معنا و توطئه ست، از خاطرات قنداق کردنش بگیرید تا بحثش یا پسرش‌. در مجموع برای اتلاف وقت و تمرین عضلات باز کننده فک و ایجاد استراحت ذهنی با هنگ کردن مغز، بسیار مناسبه.

امتیاز من: ۱۰/۱۰- (منهای ده از ده)

پ.ن۱: اهالی طاقچه، برای همسایه جدید کتاب نمیشناسید؟