<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>پست‌های انتشارات سفر-ساز</title>
        <link>https://virgool.io/Travel-melody/feed</link>
        <description>جای سفرهای ساده تو و من</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 15:28:12</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/publication/8o1xta8zwb35/wtpqzf.png</url>
            <title>سفر-ساز</title>
            <link>https://virgool.io/Travel-melody</link>
        </image>

                    <item>
                <title>#آناپلو یا#حضرت_اناحقیقی کیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/Travel-melody/%D8%A2%D9%86%D8%A7%D9%BE%D8%A7%D9%84%D9%88-%DB%8C%D8%A7%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%DB%8C-%DA%A9%DB%8C%D8%B3%D8%AA-bhxvjpcxpjtk</link>
                <description>#حضرت_اناحقیقی یا #آناپلو کیست؟اشنایی با #حضرت_اناحقیقی یا #آناپلوسلام #آناپلو صحبت میکنه? مهم نیس حالتون چطوره چون این نیز بگذرد و اگه این حال الانتون سخته باید بدونین که #حضرت_اناحقیقی همیشه میگه:فرزندم سخت میگذرد سخت که نمیماند!پس تا گذشتن از سختی نرم باش و اگر هنوز نرم شدن را نیاموخته ای باکی نیست آن سختی انچنان تورا ابلمبو میکند که نرم شدن را بیاموزی فرایند ساده ایست! تصور کن اگر قرار بود در یک اسیاب سنگی آسیابت کنند تمایل داشتی گندم باشی یا آب؟سپس حضرت لبخندی زدن و در هاله ای از نور محو شدن و دوباره این #آناپلوئه که داره باتون صحبت میکنه؛خب حتما تا اینجا چنتا از خصلت های مهم منو متوجه شدین?اول اینکه من خیییییییلی حرف برا گفتن دارم(نگیم زیاد حرف میزنم چون بم بر میخوره?)دوم اینکه خیلی رکم و از گفتن حقایق و مطالبی که واقعا تو کله متوسطم میگذره ترسی ندارم حتی اگه بدونم اونقدرررر قدرنشناسین که خوندن نوشته هام رو جزو کارای روزمرتون نمیگذارین?(خب چه اشکالی داره خودمو تحویل بگیرم!توام خودتو تحویل بگیر!)سوم اینکه قاطی چَرتوپَرت هام که اگه عمیق نگاه کنی همممشون پندواندرزن گنجینه ی بزرگی از درس های زندگی رو میشه پیدا کنی(اگه پیدا نکردی برو خط بعدی حتتتما پیدا میکنی?)حالا ادامه موارد رو راجع به خودم بگم?تامنو بیشتر بشناسین من ادم شوخ طبعیم و درنوع خودم یه #طنزپرداز خوب و یه #کمدین به حساب میام و از چند بعد شخصیتی که دارم شخصیت کمدینم رو بیشتر نشون میدم چرا چون من اگهتواین اوضای کرونایی بهت بگم تو اگه بری سفر احتمال داره تمام اون جوجه کبابای خوشمزه و?کلبه های اجاره ای?و بطریای گلابو?حتتتتتی ملحفه ها?و بالش?و روتختی?پراز ویروس باشه واخرین عشقو حال زندگیت عینهووقتایی که میرفتی تو کوچه بازی میکردی میومدی خونه مادرت بایه دمپایی میفتاد به جونتو از دماغت درمیاورد از همه‌جات بپاچه بیرون?تو راحت تر حرف منو میشنوی حالا اینکه عمل کنی یانه دیگه بستگی به شعور اجتماعی و حجم و تعداد سلول های خاکستری داخل جمجمت داره?ولی اگه بگم دوست عزیزهموطن سفر نر....جمله من تموم نشده کانالو عوض میکنی?کاری ندارم خودم حس میکنم مثال خوبی نزدم اما خب من معمولا درست حس میکنم!امیدوارم منظورورسونده باشم پس اگر تو متنای من بهتون بر خورد دوحالت داره یا شما مقصرین و من اون متنو نوشتم که دقیق به شما بر بخوره یا اشتباه برداشت کردین که بازم شما مقصرین?ممکنه به خودمم توهین کنم که به امثال من بربخوره خودشونو جمع کنن?درهرصورت من شوخ طبعم و این یکی از ویژگی هامه.مورد دیگه اینکه من عاشق #سفر و #ماجراجویی هستم?چندسالی میشه که تنها سفر میکنم و از تمام اتفاقاتش لذت میبرم و خداروشکر یکی از شاگردای خوب دانشگاه سفر هستم و دنبال خوب تر شدنم هرچند بهترین بودن امکان ناپذیره چون همیشه چیزی برای یادگیری وجود داره که من نمیدونم اما همینه که به من انگیزه میده?امیدوارم همیشه نادان و تشنه ی دانایی بمونم.مورد دیگه راجع به من اینه که من خسیس نیستم?پس دانسته هامو باهاتون در اشتراک میگذارم که شما برای یادگیریش سوخت ندین و اینجوری بابت تجاربم شکرگزار خدا هستم.من به خدای خودم ایمان دارم اطلاعاتی که از خدای خودم دارم همیناس ک میگم همیشه باهامه خعععلی قدرتمنده حافظ منه دوست داره یاد بگیرم باهم خیلی دوستیم خیلی سخاوتمنده و همیشه چار چشمی داره نگام میکنه هرچییی بخوام دودستی تقدیمم میکنه خیلی مهربونه و باتمام محبتش تمام کسانی که در حقم نامردی کردن رو به چنان باران بلایی دچار میکنه که پشیمون میشم از اینکه خودم گذاشتم بهم بدی کنن!خب یکی دیگه از ویژگیم هام اینه شاید براتون تعجب اور باشه ولی من ادم فوق العاده جدی و بی رحمی هستم?اول از همه باخودم سخت گیری دارم مخصوصا تو کارم و اشتباهاتمو انالیز میکنم و خودمو جوری تنبیه میکنم که دیگه به اون اشتباه دچار نشم!رفتارم باادما خوبه یا بد خیلی بستگی به خودشون داره اما خب من ادمیم که خیلی احساسی و خیییلی بی رحمو منطقی هستم! بستگی داره طرف مقابلم کی باشه و چ رفتاری داشته باشه!از دستور متنفرم! متاسفانه اصلا انتقاد پذیر نیستم! اما بازم بگم نه بداخلاقم نه خوش اخلاق من دائم درحال تغییرم و خب چ کنم!?من حضرتم!?یه ادم متفاوت عین همه ادما?اصطلاحی که همیشه به کار میبرم اینه همینه که هس از فردا همینم نیس!?و برام نظر بقیه مهم نیس مگرنظر ها منطقی باشه و علت قانع کننده ای داشته باشه!?اما با این احوالات خودشیفته هم نیستم? همیشه میدونم کلی اطلاعات هست که ندارم و کلی نقص که تو کارم دارم و دنبال پیشرفتم?بالاپایینای زندگیم اونقدر زیاده که نمودارش شبیه نوارقلب داوطلبا ۵ دیقه قبل جلسه کنکوره!اما خب تو این سالا کمک فنرام حسابی تقویت شدن یجورایی بخاطر گذروندن اونهمه لحظات ترسناک نمناک غمناک مرگبار و باشکوه احساس میکنم خیلی خیییییلی خوشبختم چون این زندگی کاااامل منو تیونینگ کرده?گفتم تیونینگ بحث فنی شد پس بریم برای مورد بعدی راجع به منکسایی که منو میشناسن میدونن من عاشق موتورم موتور و موتورسواری برای من خییییلییی جذابه و بسیار برام مهمه که در این مورد به اهدافم برسم.البته همچنان دارم براش تلاش میکنم اما امیدوارم که یه فرجی بشه بعضی متوهمین نابود شن و گواهینامه موتورسواری بانوان هم قانونی صادر بشه ? مورد دیگه خیلیا میگن من همونقدر که شبیه دخترا هستم گاهی همونقدر یا بیشتر شبیه پسرام!خب مسیله اینه که این ایراد من نیست! این شخصیت منه و من شبیه پسرا نیستم پسرا شبیه منن! بعضی اخلاقیاتم رفتارم و گفتارم تو ایران برای یه دختر تعریف نشده! و این یکی از گنده ترین تفاوت های جهان سومی ها و جهان اولی هاس?مغز های محدود برای درک کردن محدودیت دارن.اشکالی نداره اگر دختری شلوار جین و کتونی بپوشه! اگه ساده باشه! اگه گاهی رو زمین بشینه! اگه قوی باشه و جدی اگه بجای کت واک رژه بره! اگه پوتین بپوشه یا خیلی رنگی رنگی!یاهرچی!همه میتونن هرجور میخوان باشن!کاش اینو بفهمیم!انقدر برای ادمها و خودتون محدودیت و مرز و زندان درست نکنین!کسی جای کسیو تنگ نمیکنه! همه میتونن اونجور که دوست دارن باشن برچسب نزنیم ببینیم مشاهده گر باشیم و لذت ببریم ادما مجبور به تکثیر یا تشبیه نیستن! ارزش ادما به نمونه بودنشونه??⚘خب دیگه یه طومار راجع به خودم حرف زدم یک عالم مطلب دیگه هم هست که راجع به من نمیدونین منم چون به فکر شمام که از شدت شگفت زدگی سکته نکنین کم کم براتون تعریف میکنم.دراخر ممنونم که این پستو خوندین من خوشالم که شما هستین و مطالعه میکنین نگاه به نوشته های خودشیفته طورم نکنین?من هم یک انسان عادی هستم و برای کمک به شما و خودم اینجا هستم قراره بامن کلی بچرخیم سفر کنیم  یادبگیریم بخندیم و مثبت باشیم قراره یادبگیریم قوی بشیم پول دربیاریم و به خواسته هامون برسیم?ممنون که هستین یادتون نره نظر بدین و اگه دوست داشتین با بقیه به اشتراک بگذارین #آناپلو #حضرت_اناحقیقی #اناهیتاحقیقی #نویسنده #گوینده #طنزپرداز #کمدین #بازیگر #مجری #تولیدکننده_محتوا #سفربلاگر #وبلاگ_نویس #دختر_کوله_گرد #سفرمند #سفر #فرارازتهران #ایرانگرد #جهانگردآینده #دختردیوونه #فرارنامه #اناپلو #ایرانگردی #همسفرخوب #تورلیدر #لیدر #تور</description>
                <category>سفر-ساز</category>
                <author>آناپلو</author>
                <pubDate>Thu, 23 Apr 2020 02:27:59 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سفر برای یه دختر</title>
                <link>https://virgool.io/Travel-melody/%D8%B3%D9%81%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8%B1-ilhpepluyikr</link>
                <description>برگشت به طبیعتوسط سنگها تو دل طبیعت نشستمو این روزا میخوام اون چیزی که همیشه فکر میکردم نشدنیه رو شدنی کنمدنبال سفرم.. یه سفر ساده که توش دنبال خوشی و خودم بودنممیخوام از جنگل ها و کوهها و دره ها بگذرمو خودم باشمو ببینم اصلا من چی دلم میخواد!انقد خودم نبودم دیگه یادم رفته خودم چی دلم میخوادو چی نهاصلا کیم؟!میخوام اون چیزی که ته ته دلمه رو عملی کنم و دیگه منتظر فردا و هیچکس و هیچ چی نباشم.منم مث توامخونوادم معلومه که خوششون نمیاداونا با خیلی چیزایی که منو تشکیل میده مخالفنمنم شدم سانسورچی خودمولی این متن یه متنه پره حس های خوب:)سفر سختیای خودشو داره.. همه چی سختیای خودشو داره و منم با همه چیزای خوب و بدش قبولش کردم    یه سفر ساده سفر یعنی من بودنخوشحالم</description>
                <category>سفر-ساز</category>
                <author>Mona</author>
                <pubDate>Wed, 15 Apr 2020 12:45:16 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یه بلیت یه طرفه به مسیر بی انتها</title>
                <link>https://virgool.io/Travel-melody/%DB%8C%D9%87-%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%AA-%DB%8C%D9%87-%D8%B7%D8%B1%D9%81%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%B1-%D8%A8%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%87%D8%A7-qlcfexnwubrw</link>
                <description>صدای سوت قطار همیشه برام جذاب بود چه اون موقع که تو فیلما میدیدم و چه بعدها که خودم تجربش کردم، ولی این سری خیلی فرق داشت، یه فرق عجیب که گفتنش تو واژه ها نمیگنجه، حتی اینکه چقدر خوبه یا بد هم توضیحش سخته، چند روز پیش بود که یه بلیت یه طرفه گرفتم برای اهواز، قرار شد برم پیش یکی از دوستای قدیمیم، دوست دوران نوجوانیم کسی که سالهای سال باهم تو کلی خاطره مشترک و غیر مشترک و خوب و بد شریک بودیم. ساحل زیبای هرمزخسته از تهران و ادماش دلو زدم به دریا و یه بلیت گرفتم واسه ناکجا اباد، مدتی بود که دل خوشی از روزگار نداشتم و حس میکردم یه سفر اونم به جنوب اونم پیش یه رفیق تنها مرهم این روزامه، رسیدم راه اهن، صحنه های تکراری واسم به شدت غریب بود، صدای بلندگو همه جارو پرکرد، مسافرین اهواز ساعت ۵ به گیت ۹ مراجعه کنن، بلیت رو دستم گرفتم و کولمو رو دوش، رفتم که رفتم! صدای سوت قطار اومد منم سوار شدم، داشتم به این فکر میکردم که چی شد همه چی اینقد رنگ باخت؟ چی شد دیگه سفر و سوت قطار هم به وجدم نیوورد، میدونستم همه ادما از یه جایی به بعد فقط میرن، میرن و فقط مسیرو ادامه میدن، جایی که نه روحیه شاد زندگی کردنو دارن و نه شهامت پایان دادن به زندگیشونو، من دقیقا اونجام، کنار پنجره قطار نشستم و خیره به کویر خشک و اسمون سیاه، زمان نه دیر میگذره و نه زود، شایدم نمیگذره. یه خفقان محض همه وجودمو گرفته سرشارم از یه حس غریب که نمیدونم تا چه حد تلخه و یا حتی تا چه حد شیرین! من از کودکی تصویرسازیهای زیادی در مورد زندگی ایندم میکردم، از سفر به دور دست ها و خوابیدن جاهایی که نمیدونی طلوع رو میبینی یا نه تا اروم گرفتن توی یه دشت بی انتها و صدای موسیقی یه رودخونه همون حوالی! حس های عجیب تری هم برای خودم میساختم مثلا دختری که از همه عالم و ادم دل بریده و یه دفه یه کوله میندازه رو‌ دوشش و میزنه به دل جاده اونم با قطار، خودشو و تنهاییش رو تو مرکز زمین میبینه، اونقدرم دلگیر نیست شاید یه فرصتیه برای مواجه شدن با خودش، اینکه یه دختر کوچولوی شیطون و سرکش هم‌یه جاهایی این تنهایی رو ترجیح میده به همه ادمای اطرافش! حالا که تو ۲۹ سالگی و نزدیک بحران ۳۰ سالگی دقیقا همون تصویرسازی بچگیامو دارم تجربه میکنم میبینم که اونقدرام سیاه و غم انگیز نیست، همین که یه الهام هست و یه چندتا کتاب و دو سه تا اهنگ و سوت قطار و پنجره رو به بی نهایت و اسمون مشکی یعنی زندگی باید کرد. شجاعت یعنی جایی که هیچ نوری تو زندگیت نیست یه جا نشینی و یه کار بکنی و نذاری زندگی بیشتر بهت سخت بگیره نذاری غم روش زیاد شه، نذاری حال بد جا خوش کنه تو دلت....</description>
                <category>سفر-ساز</category>
                <author>Elham.mohammadi9069</author>
                <pubDate>Mon, 10 Feb 2020 19:15:14 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>