<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>پست‌های انتشارات جهان دیزاین</title>
        <link>https://virgool.io/UXWorld/feed</link>
        <description>درس‌های کوتاه از هر آنچه که به تجربه کاربر مربوط می‌شود.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 15:02:56</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/publication/qkwb8xn140lg/abwmwd.png</url>
            <title>جهان دیزاین</title>
            <link>https://virgool.io/UXWorld</link>
        </image>

                    <item>
                <title>۵ مورد از کاربردی‌ترین فریم‌ورک‌های طراحی تجربه کاربری</title>
                <link>https://virgool.io/UXWorld/%DB%B5-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%D8%AF%DB%8C%E2%80%8C%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%85%E2%80%8C%D9%88%D8%B1%DA%A9%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%DB%8C-fod0ytuzeq26</link>
                <description>بسیاری از شرکت‌ها و سازمان‌ها از یک یا بیشتر از یک فریم‌ورک طراحی تجربه‌کاربری استفاده می‌کنن. چون فریم‌ورک بهشون کمک می‌کنه پروژه‌ موفق‌تری رو ارائه بدن. تیم‌های حرفه‌ای طراحی از این فریم‌ورک‌ها به عنوان یه راهنما برای تصمیم‌گیری و حل مشکل استفاده می‌کنن.فریم‌ورک طراحی تجربه‌کاربری چیست؟فریم‌‌ورک طراحی مجموعه‌ای از ابزارها، گردش کار (workflow)، پروتوکل‌ها و فرآیندهایی برای طراحی پروژه‌هاست. فریم‌ورک‌ها به تیم طراحی، روش‌های سیستماتیکی رو برای حل کردن مشکلات و تحویل پروژه‌ها ارائه می‌دن. همین‌طور وقتی فرد جدیدی به سازمان اضافه می‌شه، با نگاهی به فریم‌ورک می‌دونه دقیقا کجای فرآیند طراحی قرار گرفته و چگونه باید پروژه رو به اتمام برسونه.در سازمان‌های بزرگی که از یه فریم‌ورک مشخص استفاده می‌شه، تیم‌ها می‌تونن بالاترین کیفیت رو حفظ کنن و در آخر یه محصولی رو ارائه بدن که طبق یه اصول مشخص پیش رفته. فریم‌ورک‌ها بیشتر نقش راهنما رو برای یه طراح به عهده دارن و تیم‌ها ازشون به عنوان روش‌های تضمین شده برای کشف راه‌حل استفاده می‌کنن.چرا به فریم‌ورک‌ها احتیاج داریم؟بعضی از مزایای استفاده از فریم‌ورک عبارتند از:تیم ها پروژه ها را به صورت روشمند و پیوسته ارائه می کننطراحان UX، تیم‌های محصول و مهندسان در طول فرآیند توسعه محصول با هم ارتباط برقرار می‌کنن و با  همکاری می کننباعث بروز خطاهای کمتری می‌شه و روند طراحی تغییر می‌کنه۵ فریم‌ورک طراحی تجربه کاربریدر ادامه پنج فریم ورک کاربردی رو با هم بررسی می‌کنیم:طراحی کاربر محور (User-centered design process)5 عنصر طراحی تجربه کاربر (The five elements of UX design)تفکر طراحی (Design thinking process)تجربه کاربری ناب (Lean UX)دابل دایمند (Double Diamond)طراحی کاربر محور (User-centered design process)این فریم‌ورک کاربر رو در مرکز توجه قرار می‌ده و احساسات قوی اون رو بررسی می‌کنه و سعی می‌کنه مشکلاتش رو برطرف کنه.از چهار مرحله تشکیل شده:مرحله اول - درک کاربر: کاربر چگونه از محصول ما و یا محصولات مشابه استفاده می‌کنه. این مرحله نیازمند انجام بسیار تحقیق و مشاهده‌ هست.مرحله دوم - مشخص کردن نیاز کاربر: بر اساس تحقیقاتی که انجام شده نیاز کاربر رو کشف می‌کنیم و در آخر به این می‌رسیم که کدوم مشکل مهم‌ترین مشکل برای حل کردنه.مرحله سوم -  طراحی:  طراحی راه حل برای مشکلات کاربر و ایده‌پردازی برای این‌که محصول باید به چه صورت باشه در در نهایت شروع طراحی هست.مرحله چهارم - ارزیابی: ارزیابی محصول هست و باید دو مورد بررسی بشه:  ۱. آیا مشکل کاربر حل شده؟ ۲. این که با کاربران واقعی تست بشه.نکته اینجا اینه که تکرار کلید کاره انجام چندباره و طراحی و ارائه نسخه‌های جدید و تغییرات کوچک ایجاد کردن خیلی مهمه.5 عنصر طراحی تجربه کاربر (The five elements of UX design)فریم ورک بعدی 5 عنصر طراحی تجربه کاربر هست که همونطور که از اسمش مشخصه ۵ مرحله داره. مراحلی که طراح طی می‌کنه تا ایده‌ش رو اجرایی کنه. ۵ تا لایه لازمه تا تجربه کاربری ایجاد بشه.مرحله اول - استراتژی (Strategy): پایین ترین لایه استراتژی هست. توی این مرحله نیاز‌های کاربر و اهداف بیزنس و در نهایت هدف خودمون از دیزاین رو بررسی می‌کنیم.مرحله دوم - حوزه (Scope) : لایه بعدی حوزه و محدوده هست که مشخص می‌کنیم داریم چی می‌سازیم. درواقع توی این‌ مرحله‌س که تصمیم می‌گیریم چه محتوا و فیچر‌هایی به محصول اضافه بشه.مرحله سوم  - ساختار (Structure):  لایه میانی ساختار هست. توی این مرحله مشخص می‌کنیم چه‌جوری دیزاین رو سازماندهی کنیم و کاربر چه‌جوری قراره در آینده با این محصول تعامل داشته باشه.مرحله چهارم - اسکلت (Skeleton): سکلت طرح بندی محصول هست. درست مثل استخوان‌های ما که ترکیب بدنمان را شکل می‌دن، لایه اسکلت مشخص می‌کنه که طراحی ما چگونه کار می کنه و همانطور که استخوان‌ها در بدن ما به طور مستقیم دیده نمی‌شن این لایه هم به چشم کاربران نمیاد.مرحله پنجم - سطح (Surface): بالاترین لایه سطح هست که ظاهر محصول رو به کاربر نمایش می‌ده. سطح، رابط کاربریه که کاربران اون رو می‌بینن و باهاش ارتباط برقرار می‌کنن. تفکر طراحی (Design thinking process)روشی برای ایجاد راه‌حل ‌هاییه که به یه کاربر واقعی متناهی می‌شه که بسیار هم کاربردیه.مرحله اول - همدلی (Empathy): کاربران هدف چه چیزی رو واقعا نیاز دارن و این‌که چه جوری اون رو حس می‌کنن و راجع‌بهش فکر می‌کنن. پرسشنامه، نظرسنجی، مصاحبه و جلسات مشاهده‌ی کاربر برای ما مشخص کننده این هستن که کاربران واقعی ما چه کسانی هستن و با چه چالش‌هایی رو به رو می‌شن.مرحله دوم - تعریف (Define): براساس داده‌هایی که در مرحله قبل به دست اومده مشکل اصلی که طراحی ما باید حل کنه مشخص می‌شه. این کار تیم ما را به سمت یک هدف واضح برای طراحی محصول هدایت می‌کنه.مرحله سوم - ایده‌پردازی (Ideate): وقتی‌ که مشکل اصلی کاربر رو کشف کردیم و مشخص کردیم چرا باید این مشکل حل بشه، زمان مرحله ایده پردازی فرا می‌رسه هدف این مرحله اینه که تا جایی که‌ می‌تونیم ایده ارائه بدیم و مهم تعداد ایده‌هاست و نه کیفیت اون‌ها.مرحله چهارم - پروتوتایپ (Prototype): وقتی که ایده‌ای برای حل مشکل انتخاب کردیم، آماده ورود به مرحله پروتوتایپ هستیم. پروتوتایپ (نمونه اولیه) یک مدل اولیه از محصوله که عملکرد آن را نشان می‌ده.مرحله پنجم - تست (Test): قبل از اینکه محصول توسط برنامه‌نویس‌ها دولوپ و لانچ بشه، کاربرا فیدبکی درباره طرح‌های ما ارائه می‌کنن، از این بازخوردها برای ایجاد تغییرات و بهبود در طرح‌هامون استفاده می‌کنیم و یا حتی ممکنه به ایده‌های جدیدی برخورد کنیم و ازشون استفاده کنیم.بسته به بازخوردی که از مرحله تست می‌گیریم، ممکنه لازم باشه به ابتدای فرآیند طراحی برگردیم، ایده‌های جدیدی برای راه‌حل‌ها ارائه بدیم یا نمونه‌های اولیه جدیدی رو توسعه بدیم. در آخر، هدف فرآیند تفکر طراحی، مثل هر فریمورک دیگه، اجرای طرح ماست که به معنای ساختن و به اشتراک گذاریه.تجربه کاربری ناب (Lean UX) این فریم‌ورک تمرکزش روی کاهش زمان از دست رفته و منابع هدر رفته‌س و می‌خواد یه محصول کار راه بنداز رو در سریع‌ترین زمان ممکن ایجاد کنه. مراحلش تکرارشونده و چرخشی هستن، یعنی تیم مدام در حال آپدیت و بازبینیه و در عین حال تحقیقاتش رو روی کاربر انجام میده و فیدبک ذی نفعان رو بررسی می‌کنه.مرحله اول - تفکر (Think):  مشکلاتی که کاربرا دارن تجربه‌ش می‌کنن رو  کشف می‌کنیم و این‌که بررسی کنیم ما چه جوری می‌تونیم با طرحمون این مشکل رو حل می‌کنیم و در عین حال  بر اینکه محصول برای کیه و ما چه‌جوری این مشکل رو حل می‌کنیم، تحقیق می‌کنیم.مرحله دوم - ساخت (Make): در این مرحله با ایجاد اسکچ و وایرفریم  پروتووتایپ ایجاد می‌کنیم. همین‌طور MVP ایجاد می‌کنیم که یک نمونه اولیه ساده از طرح‌های ماست که می‌تونیم با کاربران هدف آزمایشش کنیم. در این مرحله آماده بازگشت به عقب و بروزرسانی نمونه اولیه با توجه به نتیجه‌ها هستیم.مرحله سوم - بررسی (Check): بررسی می‌کنیم کاربر چه ریسپانسی می‌ده از استیک‌هولدرها فیدبک می‌گیریم و اون‌هارو روی طرح اعمال می‌کنیم و بعد اگر لازم بود، این سه مرحله رو تکرار می‌کنیم.خب وقتی از Agile Development  استفاده می‌کنیم توصیه می‌شه که از Lean UX استفاده کنیم. همون‌طور که گفتم، تمرکز روی حل مسئله و صرفه جویی در زمانه. فریم‌ورک‌های دیگه وقتی که ما زمان کمی برای طراحی محصول داریم خیلی کارآمد نیستن. البته که هدف همه‌ی فریم‌ورک‌ها داشتن یه تجربه خوب برای کاربره اما عملکردشون از هم متفاوته.دابل دایمند (Double Diamond)این فریم‌رورک شامل چهار مرحله‌س که دوتای اول توی فاز ریسرچ و تحقیقه و دوتای دوم توی فاز طراحی.مرحله اول - کشف مشکل (discover): اطلاعاتی درباره مشکلات موجودی که کاربر داره باهاشون دست‌وپنجه نرم می‌کنه به دست میاریم.مرحله دوم - تعریف مشکل (Define): داده هایی که در مرحله قبل به دست آوردیم رو فیلتر می‌کنیم و روی مشکل اصلی تمرکز می‌کنیم . مشکلی که محصول ما قراره حلش کنه.مرحله سوم - توسعه (Develop): توی این مرحله برای مشکلمون راه حل ارائه می‌دیم. به این صورت که طراحی محصول رو مثل یه کار در حال پیشرفت شروع می‌کنیم و از وایرفریم و پروتوتایپ استفاده می‌کنیم.مرحله چهارم - ارائه (Deliver): محصولمون رو تست و بررسی می‌کنیم تا برای ارائه آماده باشه.مثل بسیاری از فریم‌ورک‌های طراحی که در موردشون یاد گرفتیم، دابل دایمند هم چرخشی و تکرارشونده هست. در هر اسپرینت تیم به ایده‌های جدیدی می‌رسه که برای بهبود طراحی محصول استفاده می‌شه. سپس، فرآیند دوباره با یک تکرار جدید شروع می‌شه.دابل دایمند همچنین کار گروهی را در سراسر سازمان تشویق می کند، بنابراین تیم طراحی تنها بر طراحی تمرکز نمی کند. برای موفقیت، کل تیم باید بدونن که چگونه از اصول طراحی، روش‌های طراحی، استراتژی‌های تعامل کاربر و اصول رهبری استفاده کنن. ممکنه در صورت نیاز نقش‌ها و مسئولیت‌های زیادی رو به عهده بگیرین.به نظر شما کاربردی‌ترین فریم‌ورک برای طراحی کدومه؟</description>
                <category>جهان دیزاین</category>
                <author>mina fadaei</author>
                <pubDate>Wed, 01 Mar 2023 13:58:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نویسندگی تجربه کاربری بخش 2</title>
                <link>https://virgool.io/UXWorld/%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-2-iwpeegpnw1ni</link>
                <description>در این مقاله سعی می‌کنیم در مورد ادامه بحث UX Writing از کتاب Strategic Writing for UX صحبت کنیم:اولین سوالی که همیشه باید از خودمون بپرسیم اینه که: مخاطب من چه کسی است؟یعنی باید بدونم که:1- سطح دانش مخاطب من چقدره؟2- از چه اپلیکیشن هایی در این حوزه استفاده می‌کنه؟3- چه چیز یا چیز‌هایی محرک سر‌زدن مخاطب به اپلیکیشن یا سایت منه؟4- هویت مجموعه ای که استفاده می‌کند را چطور توصیف می کنه؟ (جدیه مثل اپلیکیشن های بانکی یا سرگرم کنندس مثل بازی ها)5- استفاده کننده ست یا خریدار؟6- چقدر متمرکز یا غیر‌متمرکز است؟ (در حین استفاده چند درصد از حواسش به کاریه که انجام میده؟)و بقیه مواردی که باعث میشن ما مخاطبمون رو بهتر بشناسیم.این کتاب برای تدوین عبارت های محصول یه فرایندی رو در نظر گرفته که از انتخاب مفهوم شروع میشه و به تعیین سبک و استایل میرسه و با تدوین عبارت تموم میشه که هر بخش قسمت های مختلفی داره:لحن و شیوه بیان در محصول چیزیه که همیشه باید بهش دقت داشته باشیم.قبلا زبان نوشتاری و زبان گفتاری به طور کامل از هم تفکیک بود اما الان به خاطر حضور پر رنگ پیام رسان ها زبان نوشتاری‌-‌گفتاری (Conversational Writing) به جامعه اضافه شده.دو روش برای مشخص کردن لحن بیان در محصول:الف- روش انتخاب تک الگو:1- تعریف نیاز‌های محصول به UX Writing (مثلا در فلوی ثبت نام یا ...)2- انتخاب نمونه‌ها بر اساس نیاز‌ها (بررسی می‌کنیم که کدوم از محصولات این فلو رو دارن و چند مورد که به نیاز ما نزدیک بودن رو انتخاب می‌کنیم.)3- گزینش یک الگوی اولیه (جلسه یا جلساتی با حضور مدیر محصول، محتوا، موسس و یا ... برای انتخاب لحن مورد نیاز بر‌گزار می‌کنیم.)4- پیاده‌سازی در فضاهای اپلیکیشن به صورت نمونه (طرح اولیه و متن های پیشنهادی رو در محصول قرار میدیم.)5- اعمال تغییرات (شخصیت برند رو در محصول پیاده‌سازی می‌کنیم.)6- تعریف اصطلاحات خاص (اصطلاحات خاص مورد خودمون به سایر محتواهای مجموعه اضافه می‌کنیم.)روش انتخاب تک الگوب- روش انتخاب ترکیبی الگو:1- دسته‌بندی نوشته‌های کوتاه کلیدی UX Writing (مثلا پیام خطا, راهنمای فرم, صفحه عضویت, سبد خرید)2- انتخاب نمونه و دسته‌بندی عبارت‌ها (در هر دسته‌بندی, نمونه‌ها از چه متن هایی استفاده کردن)3- گزینش از نمونه‌های مختلف (برای هر متن یا عبارت می تونیم از نمونه‌های مختلف انتخاب کنیم)4- تهیه راهنمای عبارت‌های هر بخش (مثلا پیام‌های خطا را به چه سبک می‌نویسیم, صفحه عضویت چطور, فضاهای خالی و انتظار)5- نمونه اولیه (با استفاده از راهنما و الگو‌ها، نمونه اولیه رو تهیه می‌کنیم)6- یکپارچه‌سازی و شخصیت برند (بخش های مختلف را یکپارچه می کنیم و اصطلاحات و سایر موارد را با توجه به شخصیت برند مشخص می‌کنیم)روش انتخاب ترکیبی الگواثربخش نویسی در رابط کاربریما باید فکر کنیم که اغلب کاربر هامون درست مثل بچه‌ها عمل می‌کنن که کنجکاو، حساس، کم طاقت و ساکتن و مدام دارن از خودشون می‌پرسن که چرا باید این فرم رو تکمیل کنم؟ چرا انقدر طول کشید؟ چطور باید انجام بدم؟ یا سوال های مشابه به این‌ها که ما باید قبل از انجـــام براشون ایجاد انگیزه کنیم مثلا میتونیم بگیم با عضویت در سایت، آشنایی ما ثبت میشه و ما به آشناهامون تخفیف میدیم، یا بهشون دستورالعمل درحال انجام بدیم مثلا بگیم پسورد شما لازمه که امن تر باشه، حداقل ۸ کاراکتر، یک حرف بزرگ و ... . نباید یادمون بره که بعد از انجام کار بهش فیدبک بدیم مثلا بهش بگیم که سفارش شما رو دریافت کردیم، ۲ روز دیگر بسته رو دریافت می‌کنید.اثربخش نویسی در رابط کاربری با UX Writingما باید بتونیم با نوشتن یه تجربه مثبت از محصول برای کاربر ایجاد کنیم. باید بتونیم با استفاده از چند کلمه، در جا و زمان درست، کاربرد پذیری رو ارتقاء بدیم (مثلا جایی که فکر می‌کنیم ممکنه کاربر با کمبود زمان رو به رو میشه بهش بگیم که: بعدا می‌تونید آدرس رو تغییر بدید.) و برای کاربر با ایجاد تفاوت، برندینگ ایجاد کنیم (به عنوان خالق برند باید خط قرمز ها رو رعایت کنیم، جوان و بروز باشیم، و با لحنی برای کاربر بنویسیم که بازیابی اطلاعات براش کار دشواری نباشه.توان نویسندگی پنهانیه نویسنده‌ی تجربه کاربری خوب کثر مواقع دیده نمیشه، حس میشه. به این دوتا جمله دقت کنید:1- لطفا کد ملی خود را وارد کنید.2- ببخشید، بر اساس قانون جدید باید کدملی شما را داشته باشیم.این دو جمله دارن یه محتوا رو بیان می کنن اما قدرت نویسندگی پنهان در مورد دوم خوب تونسته خودش رو نشون بده.کلمات کاری می‌کنند که محصول ما کار کند، یه وقتایی میشه گفت مثل روغن چرخ دنده‌ها...محصول ما چه فضاهایی برای نوشتن دارد؟Sign up, login and password recoverySign up for a newsletterContact usError messagesConfirmation messagesEmpty statesPlaceholdersButtons404 errors: page not foundWaiting timeهستی و نیستی در کنار هم برای نویسندگان تجربه کاربری:باید حواسمون باشه که راهنما هستیم اما دستیار نیستیم. اطالعات رویداد‌های مختلف رو به صورت برابر به مخاطب نمایش میدیم و شیوه های ثبت نام و چگونگی انجام اون رو در دسترس قرار میدیم اما ثبت نام تلفنی انجام نمیدیم.جدی هستیم اما اتو کشیده نیستیم. معمولا شوخی نمی‌کنیم، جدی توضیح میدیم، جدی پیگیری می‌کنیم. سخت رفتار نمی‌کنیم و سخت حرف نمی‌زنیم، تی‌شرت پوش نیستیم اما پیراهن و شلوار پارچه ای هم نمی‌پوشیم.باید توجه داشته باشیم که مخاطب از اپلیکیشن یا سایت ما برای بهتر کردن زندگیش استفاده میکنه پس گاهی کافیه که صرفا دسترسی ها و عضویت رو قرار بدیم. گاهی آموزش استفاده و ویژگی ها رو فقط با کلمات کلیدی میشه بیان کرد. بعضی وقت ها مخاطب یکم اعتماد به نفس و اطمینان می‌خواد و باید بهش محتوایی که چگونگی اون کار و رفتن به مرحله بعد رو آموزش بدیم.و نکته آخر این که بهترین لحن برای کپی رایتر، لحن خود مخاطب محصول ماست.</description>
                <category>جهان دیزاین</category>
                <author>Huriyeh Dehghani</author>
                <pubDate>Sun, 26 Feb 2023 12:17:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تعریف KPI و کاربرد آن‌ در تیم تجربه کاربری</title>
                <link>https://virgool.io/UXWorld/%D8%AA%D8%B9%D8%B1%DB%8C%D9%81-kpi-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%D8%AF-%D8%A2%D9%86-%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%DB%8C%D9%85-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%DB%8C-agja5k1icorr</link>
                <description>به زبون ساده KPI (Key Performance Indicator) یک خط‌کشه برای اندازه‌گیری موفقیت! اینکه ما موفقیت رو در سازمونمون چه چیز تعریف می‌کنیم، ممکنه با توجه به سازمان و حوزه کاری‌ش متفاوت باشه. به طور کلی مفهوم KPI برای سنجشی برای میزان موفقیت افراد، واحد سازمانی یا کل سازمان تعریف میشه. برای اینکه بتونیم KPIهامون رو درست پایش کنیم:باید تو بازه‌ زمانی‌های مشخص این کار رو انجام بدیم.باید هر بار که اندازه‌گیری می‌کنیم با مقادیر قبلی مقایسه کنیم.می‌تونیم با توجه به جنس KPI، از نوع افزایشی، کاهشی یا ثابت نگه داشتن تعریفشون کنیم.چند تا مثال ساده از KPIهای رایج سازمان‌ها:Customer Lifetime Value (CLV)Customer Acquisition Cost (CAC)Customer Satisfaction &amp; Retentionچرا از KPI استفاده می‌کنیم؟ تعریف KPI به ما کمک می‌کنه شواهد عینی از مسیر پیشرفت سازمان فراهم کنیم.اقداماتی که برای تصمیم‌گیری بهتر نیاز داریم رو شناسایی کنیم.بتونیم مقدار تغییرات عملکرد رو در طول زمان اندازه‌گیری کنیم.بتونیم میزان کارایی، اثربخشی، کیفیت، مدت زمان، رفتار، کارایی پروژه، کارایی فردی و بهره برداری از منابع رو نشون بدیم.بین بخش‌های مختلف محصول تعادل برقرار کنیم تا با هم رشد کنند.انواع KPIانواع KPIها میتونن از جنس ورودی، خروجی، فرآیند، عواقب یا نتایج و پروژه باشند. اگر بخوایم تو یه مثال این انواع رو ببینیم، می‌تونیم از مثال آماده کردن قهوه استفاده کنیم.تصور کنید که می‌خواین یه قهوه آماده کنید: «مقدار قهوه مورد نیاز» یا «کیفیت دانه قهوه» میتونن یک KPI از جنس ورودی باشن«تعداد قهوه‌هایی که قهوه‌ساز در ۱ ساعت تولید می‌کند» می‌تونه یک KPI از جنس فرآیندی باشه«کیفیت قهوه تولید شده» یا «طمع قهوه» می‌تونن یک KPI از جنس خروجی باشن.«رضایت مشتری» یا «مقدار فروش» می‌تونن یک KPI از جنس عواقب و نتایج باشن.«موفقیت یک کمپین تبلیغاتی» می‌تونه یک KPI از جنس پروژه باشه.تعریف UX KPIsمعیارهایی هستند که برای اندازهگیری موفقیت فعالیتهای UX جمعآوری و ارزیابی میشوند. نشان میدهند که یک شرکت چقدر به اهداف UX خود نزدیک شده است. در سازمانهایی با سطح پیشرفته و به بلوغ رسیده استفاده میشوند، جایی که ًا KPIهای UX عمدت UX به طور سیستماتیک مدیریت میشود و فعالیتهای UX پیچیده اجرا میشود. از آنجایی که اهداف UX به هر سازمان و پروژه بستگی دارد، KPIهای UX متعددی با تمرکزهای متفاوت وجود دارد.انواع KPIهای UXTask Success Rate نسبت کاربرانی که یک کار را با موفقیت انجام می دهند به کل کاربران. Time on Taskزمان مورد نیاز برای انجام موفقیت آمیز یک کار توسط کاربران. Ease of Use ارزیابی دشواری درک شده در تکمیل یک کار. معموال از طریق پرسشنامه System Usability Scale (SUS) بررسی استاندارد ده سواله برای ارزیابی قابلیت استفاده درک شده.برخی از KPIهای دیگه در UX:Search vs navigation User error rate Net Promoter Score (NPS) Customer satisfaction (CSAT) Number of clicks per purchase Churn rate Conversion Rate Misclick rateچطور KPI مناسب انتخاب کنیم؟انتخاب KPI می‌تونه وابسته به عوامل مختلفی باشه. برای ۳ موردی که خوبه قبل از انتخاب KPI بررسی کنیم می‌تونیم، به موارد زیر اشاره کنیم:وابسته به اینکه دنبال کردن چه چیزهایی در طول زمان برای ما اهمیت دارد؟ وابسته به ناحیه مشکلات شناسایی شده در محصول وابسته به تعریف موفقیت از نظر ذینفعاناز چه طریقی داده بدست می‌آوریم؟بدست آوردن داده‌ها وابسته به جنس KPI می‌تونه راه های مختلفی داشته‌باشه. بعضی از داده‌های رفتار کاربر در ابزارهایی مثل Google Analytics، Clarity و... قابل پیگیری هست. جمع‌آوری داده برای بعضی از KPIها مثل (CSAT) به کمک روش‌های تحقیقات کیفی مثل پرسشنامه و مصاحبه انجام میشه. استفاده از داده‌های آماری موجود مثل تعداد نصب، تعداد کاربر هم خیلی وقتا قابل استفاده‌ست.در نهایت اینکه معیارهایی داشته‌باشیم که بتونیم ازشون استفاده کنیم و میزان پیشرفت و موفقیتمون رو اندازه بگیریم، در هر مرحله‌ای از کار و در هر کاری، مهمه. ممکنه معیارهایی که انتخاب می‌کنیم کاملا منحصربه‌فرد و مخصوص کار خودمون باشه و حتما لازم نیست که از KPIهای معروف باشه. اما باید چیزی باشه که بتونیم با دنبال کردنش از میزان موفقیتمون آگاه بشیم.</description>
                <category>جهان دیزاین</category>
                <author>زهرا نقیبی نسب</author>
                <pubDate>Mon, 13 Feb 2023 11:49:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>طراحی تعامل‌گرا یا Interaction Design چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/UXWorld/what-is-interaction-design-xvrrudwlxupw</link>
                <description>طراحی تعامل (IxD) ساختار و رفتار سیستم‌های تعاملی رو تعریف می‌کنه. طراحان تعامل تلاش می‌کنن تا روابط معناداری بین افراد و محصولات و خدماتی که استفاده می‌کنن، از رایانه‌ها گرفته تا دستگاه‌های تلفن همراه و لوازم خانگی و فراتر از اون، ایجاد کنن.طراحی تعاملی رو می‌شه در یک جمله کوتاه (اما نه ذاتا ساده و تقلیل شده) این طور توصیف کرد:&quot;به طراحی ارتباطات و تعاملات دوسویه و مستقیم بین کاربر و محصول، طراحی تعامل یا اینتراکشن دیزاین گفته می‌شه.&quot;تعامل بین یک کاربر و یک محصول اغلب شامل عناصری مانند زیبایی شناسی، حرکت، صدا، فضا و بسیاری موارد دیگه است. و البته، هر یک از این عناصر می‌تونن زمینه‌های تخصصی‌تری مانند طراحی صدا برای ساخت صداهای مورد استفاده در تعاملات کاربر رو شامل بشن.طراحی تعامل و طراحی تجربه کاربریهم‌پوشانی زیادی بین طراحی تعامل و طراحی تجربه کاربری وجود داره. به هر حال، طراحی تجربه کاربری در مورد شکل دادن به تجربه استفاده از یک محصول هست و بیشتر بخش این تجربه شامل برخی از تعاملات بین کاربر و محصول می‌شن.طراحی تعامل بخشی از طراحی تجربه کاربری هستاما طراحی تجربه کاربری چیزی بیشتر از طراحی تعاملی صرف هست و همچنین شامل:مطالعه کاربر و یوزر ری‌سرچ (کشف کیستی کاربران در ابتدا)خلق پرسونای کاربر (چرا و تحت چه شرایطی اون‌ها از محصول استفاده می‌کنن؟)اجرا کردن تست‌های کاربری و تست کاربرد پذیری و غیره هم می‌شه ...۵ بُعد طراحی تعاملمدل مفید برای درک این که طراحی تعامل شامل چه چیزیه:Gillian Crampton Smith برای اولین بار مفهوم چهار بعد طراحی تعامل رو معرفی کرد که Kevin Silver، طراح ارشد تعامل در آزمایشگاه IDEXX، پنجمین بُعد رو به اون اضافه کرد.بُعد اول: کلماتکلمات به ویژه اون‌هایی که در تعاملات استفاده می‌شن مانند لیبل دکمه‌ها، باید معنی‌دار و قابل درک باشن. اون‌ها باید اطلاعات رو به کاربران منتقل کنند اما نه اونقدر که کاربر در اون اطلاعات غرق بشه.بُعد دوم: نمایش‌های بصریاین مربوط به عناصر گرافیکی مانند تصاویر، تایپوگرافی و آیکن‌هایی هست که کاربران با اون‌ها تعامل دارند. این‌ها معمولاً مکمل کلمات مورد استفاده برای انتقال اطلاعات به کاربران هستند.بُعد سوم: اشیاء فیزیکی یا فضاکاربران از طریق چه اشیاء فیزیکی با محصول تعامل دارند؟ لپ‌تاپ، با ماوس یا تاچ پد؟ یا گوشی هوشمند، با انگشتان کاربر؟ و کاربر در چه فضای فیزیکی این کار رو انجام می‌دن؟ به عنوان مثال، آیا کاربر هنگام استفاده از برنامه در گوشی هوشمند در قطار شلوغ ایستاده یا روی میز دفتر نشسته و در حال گشت و گذار در وب سایت هست؟ همه این‌ها بر تعامل بین کاربر و محصول تأثیر می‌ذاره.بُعد چهارم: زماندر حالی که این بُعد کمی انتزاعی به نظر می‌رسه، بیشتر به رسانه‌هایی اشاره داره که با زمان تغییر می‌کنه (انیمیشن، فیلم، صدا). حرکت و صداها نقش مهمی در ارائه بازخورد بصری و صوتی به تعاملات کاربران داره. همچنین میزان زمانی که کاربر برای تعامل با محصول صرف می‌کنه، نگران‌کننده است: آیا کاربران می‌توانند پیشرفت خود را پیگیری کنن یا مدتی بعد تعامل خود را از سر بگیرن؟بُعد پنجم: رفتارشامل مکانیزم یک محصول می‌شه : کاربرها چطوری در وب سایت عمل می‌کنن؟ کاربرها با محصول چگونه کار می‌کنن؟ به عبارت دیگه این که بُعدهای قبلی، تعامل با محصول رو چگونه تعریف می‌کنن؟ همچنین شامل عکس‌العمل‌های کاربرها و محصول می‌شه (به عنوان مثال پاسخ‌های احساسی یا فیدبک‌ها).اصول طراحی تعاملدر حالی که فهرست کردن همه اصول طراحی تعامل غیرممکنه، هنوز هم می‌شه چند حوزه کلی رو که به طور گسترده در این زمینه استفاده می‌شن، توصیف کرد:طراحی هدفمند : طراحی هدف محور یک سبک طراحیه که حل مسئله رو بالاترین اولویت قرار می‌ده. این رویکرد بر ارضای نیازها و خواسته‌های خاص فردی که از محصول استفاده خواهد کرد، که هدف طراحی تعامل است، تمرکز دارد.قابلیت استفاده خوب : قابلیت استفاده به این سوال پاسخ می‌ده که &quot;آیا مردم می‌تونن از این محصول استفاده کنن؟&quot; قابلیت استفاده خوب یک نیاز اساسی برای طراحی تعامله.قابلیت یادگیری : کاربر جدید چقدر می‌تونه استفاده از رابط کاربری رو یاد بگیره؟کارایی : کاربران چقدر سریع می‌تونن وظایف رو انجام بدن؟میزان خطا : کاربران در هنگام تعامل با رابط کاربری چقدر خطا می‌کنن؟بازیابی خطا : آیا اون‌ها می‌تونن به سرعت از خطاها بازیابی بشن؟امکان اندازه‌گیری قابلیت استفاده با استفاده از زمان تکمیل کار و رضایت کلی وجود داره (آیا کاربران از استفاده از محصول لذت می‌برن؟).وقتی صحبت از تصمیمات واقعی طراحی می‌شه، طراحان تعامل اغلب خودشون رو با مدل ذهنی کاربر آشنا می‌کنن - ادراک یا بازنمایی که یک فرد در ذهن خود از محصولی که با اون تعامل داره داره. دانشی که از مدل‌های ذهنی به دست میارن به اون‌ها کمک می‌کنه تا سیستم‌های طراحی تجربه کاربری ایجاد کنن که احساس بصری داشته باشن.ارگونومیطراحان تعامل اصول فیزیولوژیکی رو در طراحی محصولات اعمال می‌کنن. هدف از این فرآیند کاهش خطای انسانی، افزایش بهره‌وری و افزایش ایمنی تعامل هست. طراحان تعامل اغلب از یک مدل پیش‌بینی حرکت انسان که به قانون فیتس (Fitts) معروفه، هنگام طراحی تعامل استفاده می‌کنن. این قانون می‌گه که زمان لازم برای حرکت سریع به یک منطقه هدف تابعی از نسبت بین فاصله به هدف و عرض هدف هست. قانون فیتس برای مدل‌سازی عمل اشاره استفاده می‌شه. این رو می‌شه هم هنگامی که عنصر رابط کاربری با دست یا انگشت لمس می‌شه و هم به صورت مجازی با استفاده از یک دستگاه اشاره‌گر اعمال می‌شه.قانون فیتسپاسخ‌های احساسی مثبتطراحان باید طرحی ایجاد کنن که به پاسخ‌های احساسی مثبت در کاربران تأثیر بذارن. طراحان تعامل از عناصری که به پاسخ‌های احساسی کاربر تأثیر می‌ذاره آگاه هستن. پالت‌های رنگی، فونت‌ها، انیمیشن‌ها - همه اون‌ها می‌تونن واکنش‌های احساسی رو تحریک کنن.طراحی برای مردموقتی صحبت از طراحی محصول می‌شه، سخته که برای کاربر انتزاعی طراحی کنیم. طراحان همیشه باید تصمیمشون رو در زمینه یک گروه کاربری خاص ارزیابی کنن. پرسوناها ابزاری عالی برای طراحان هستن.یک پرسونا داده‌های مهم در مورد یک گروه کاربر رو به گونه‌ای کپسوله می‌کنه که طراحان بتونن درک کنن و با اون ارتباط برقرار کنن. جنبه‌های عاطفی طراحان رو برای ایجاد رفتار بهتر محصول تحت تاثیر قرار می‌دن.نمونه‌ای از پرسوناالگوهای طراحیطراحان چگونه به مشکلات تعامل رسیدگی می‌کنن؟ از الگوها استفاده می‌کنن. یک الگو راه حلی برای یک زمینه خاص هست. در بسیاری از موقعیت‌ها، طراحان می‌تونن از طریق اصلاح الگوهای موجود، مشکلات جدید رو برطرف کنن. هدف از طراحی تعامل ایجاد راه حلی‌ست که به خوبی در زمینه استفاده مناسب باشه.معمولاً طراحان تعامل با دستورالعمل‌های رابط شناخته شده مانند دستورالعمل‌های رابط انسانی توسط اپل و طراحی متریال توسط گوگل شروع می‌کنن. دستورالعمل‌ها نه تنها الگوهایی رو ارائه می‌دن که برای کاربران آشنا هستن، بلکه نحوه استفاده از اون‌ها رو در زمینه‌های خاص نیز نشون می‌دن.تکرارهای طراحیطراحان می‌تونن چندین راه حل برای یک مشکل تعامل خاص داشته باشن. تنها راه صحیح برای کاهش تعداد گزینه‌های طراحی اینه که ببینین چگونه برای کاربران واقعی کار می‌کنن (تایید اونا از طریق انجام تست). همه فرض‌ها در مورد طراحی تعامل از تست عبور نمی‌کنن. بیشتر مواقع، طراحان مجبورند برای طراحی یک راه حل جایگزین به تابلوی نقاشی برگردند. به همین دلیله که طراحی تعامل به ندرت خطی هست، اما یک فرآیند تکراری هست.نتیجهطراحی دیجیتال یک مکالمه‌س. این مکالمه بین یک ماشین و شخصی که از اون استفاده می‌کنه اتفاق می‌افته. وقتی مردم با یک محصول تعامل دارن، عاشق داشتن تعاملات روون هستن، اما این تنها زمانی اتفاق می‌افته که طراحان تعامل، همه چیز رو درست کنن.</description>
                <category>جهان دیزاین</category>
                <author>امیرحسین پورمند</author>
                <pubDate>Mon, 13 Feb 2023 11:00:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نویسندگی تجربه کاربری بخش 1</title>
                <link>https://virgool.io/UXWorld/%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%DB%8C-1-zxl0webr4v4l</link>
                <description>در این مقاله سعی می‌کنیم در مورد UX Writing از کتاب Strategic Writing for UX صحبت کنیم:انواع نویسندگی محصول:نویسندگی محتوا: نویسندگی محتوا یه اقدام بلند مدته با هدف همراه کردن مخاطب مثل نوشتن پست بلاگ، کپشن نویسی و ... با ارائه محتوای آموزشی یا اطلاعات.تبلیغ نویسی: تبلیغ نویسی یه اقدام سریع با هدف شعف زده کردن مخاطبه مثل تهیه بنر، ایمیل، شبکه های اجتماعی و ... با ارائه تیتر های احساسی و فوری. نویسندگی تجربه کاربری: نویسندگی تجربه کاربری که میشه بهش گفت نویسندگی پنهان (مینویسه که دیده نشه)، با هدف هموار کردن مسیر با استفاده از کلمات آشنا در خدمت تجربه کاربر قرار میگیره برای ایجاد یه تجربه خوب.نویسندگی تجربه کاربری چیه؟به عبارت های نقش دار در فرایند تعامل مخاطب با اپلیکیشن یا وبسایت، نویسندگی تجربه کاربری میگن.فکر کنید کلیدهای دفترتون رو دادید به دوستتون، بهتون زنگ میزنه که کلیدها رو اشتباه دادی در باز نمیشه، بهش میگید نه کلیدها درسته فقط باید یکم کلید رو بکشی سمت خودت در راحت باز میشه. در تعامل با محصول هم دقیقا همین اتفاق ها می افته که نویسنده تجربه کاربری با راهنمایی به کاربر کمک میکنه تا کاربر بهتر متوجه خطای خودش بشه. مثل خطا در فرم ها، که باید کاربر رو متوجه اشتباهش کنیم و بهش کمک کنیم تا به هدف خودش برسه.یا مثلا ما زمانی که میخوایم آدرسی رو به دوستمون بدیم و فکر می کنیم ممکنه اونجا رو به راحتی پیدا نکنه یه اشاره ای به یه مکان شاخصی که نزدیک به اون محل هست می کنیم مثلا میگیم خیابون شریعتی، کوچه محسنی رو به روی پمپ بنزین تا بهش حس اطمینان خاطر بدیم که اگه پیدا کردن کوچه محسنی برات سخت بود رو به روی پمپ بنزین که رسیدی بیشتر دقت کن. عبارت رو به روی پمپ بنزین همون عبارت نقش دار در تعامل با مخاطبمون در روزمره حساب میشه. مثل place holder text ها که کاربر رو راهنمایی می کنه تا بتونن بهتر inpute ها رو پر کنن.فکر کنید تو یه مهمونی سر میز شام نشستید منتظر غذا، میزبان از این فضا استفاده می کنه و میگه این سبزی ها فرق دارن، مال زمین پدربزرگمه، سم نمیزنه و اورگانیکه. با این حرفش شما رو مشتاق می کنه برای خوردن سبزی. در تعامل با محصول در empty state ها بهترین فرصت برای ترغیب کاربران برای استفاده از محصول هستن.در نوشتن تجربه کاربری سایر بازیگران را فراموش نکنیم.الهام گرفتن: این که همه جا دارن از مفهوم پیشنهاد شگفت انگیز برای کالاهای تخفیف دار استفاده می کنن پس ما هم می تونیم استفاده کنیم.احتیاط: اگه ما بخوایم یه سرویس مازادی ارائه بدیم و از کلمه پلاس استفاده کنیم احتمالا کاربران رو به سمت ارسال سریع یا صرفه جویی در هزینه ارسال میبریم و اگر منظور ما این نبوده باید احتیاط کنیم.تمایز محتوا: رقبا رو نگاه می کنیم تا ببینیم چه مسیری رو رفتن تا ما با ایجاد یک تغییر هوشمندانه تجربه کاربری بهتری ایجاد کنیم.مثلا به جای عبارت لطفا برای پیگیری تماس نگیرید بگیم خیالتان بابت زمان ارسال راحت باشه، یا اگه رقبا در خصوص زمان ارسال صحبت نکردند ما با یک جمله در این خصوص صحبت کنیم، البته با توجه به محدودیت ها.فرصت های کسب وکار را فراموش نکنیم.اگه به صورت مستقیم و بدون واسطه با ایرلاین ها قرارداد دارید، اگه امسال سومین باره که همین تور رو برگزار کردید، اگه ۱۲ ساله دوره آموزشی برگزار می کنید یا کسب و کارتون هر موفقیت دیگه ای داشته به کاربراتون بگید.از این موضوع در فضاهای انتظار خیلی خوب میشه استفاده کرد حتی با کمک یک لیبل به کاربر بگو تا تردید رو براش از بین ببری.و باید به این دقت کنیم که حس خوب در طولانی مدت مهمه، نه در لحظه!برای مثال ما به کاربرامون میگیم در واقعیت محدودیت هایی داریم! جای پارک نداریم، این موضوع در لحظه به کاربرمون حس خوبی منتقل نمیکنه اما اگه بیان نکنیم و کاربر با این موضوع رو به رو بشه حسی که بهش دست میده قابل جبران نیست.پس دقت کنیم که وقتی از نویسندگی تجربه کاربری صحبت می کنیم، درباره پیام صحبت می کنیم، فراتر از کلمات!</description>
                <category>جهان دیزاین</category>
                <author>Huriyeh Dehghani</author>
                <pubDate>Sun, 12 Feb 2023 11:47:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه پورتفولیو بسازیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/UXWorld/%DA%86%D9%87-%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%BE%D9%88%D8%B1%D8%AA%D9%81%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%88-%D8%A8%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C%D9%85-g0hm6efor4t6</link>
                <description>یکی از سوالای مهم طراحان تجربه کاربری اینه که چه جوری یه پورتفولیوی خوب درست کنن. فارق از اینکه هر دیزاینر چقدر سابقه کار یا تجربه داره داشتن یه پورتفولیوی خوب و حرفه‌ای لازمه و باید حتما حتما اون رو داشته‌باشه. طراح تازه‌کار باشیم یا کهنه‌کار فرقی نداره و باید پورتفولیو داشته‌باشیم. اما این که چه شکلی باشه و چه مواردی رو توش لحاظ کنیم رو قراره توی این مقاله راجع بهش صحبت می‌کنیم.توی این مقاله راجع‌به این موارد می‌خونیم:· یو ایکس پورتفولیو چیه؟· چرا یه دیزاینز به پورتفولیو احتیاج داره؟· یه پورتفولیو شامل چه مواردیه؟· چه جوری اولین پورتفولیومونو بسازیم؟۱. یواکس پورتفولیو چیست؟یواکس پورتفولیو یه نمایشگاه آنلاینه که مختص یه دیزاینره. یه وبسایت شخصی که شما رو به عنوان یه دیزاینر معرفی می‌کنه و یه گلچینی از پروژه‌هاتون رو که روشون کار کردین ارائه می‌کنین. اما هدف این کار چیه؟ اینه که پروسه‌ی کارتمون رو نشون می‌ده و نه صرفا نتیجه نهایی. یعنی کسی که داره این کیس‌استادی رو میبینه براش مهم اینه که بدونه ما از چه متدها و روش‌هایی برای حل مسئله استفاده کردیم. بر عکس سایر فیلدهای دیزاین که تمرکزشون روی عوامل بصریه، پورتفولیوی شما باید جوری باشه که توضیح بده چرا به اون نقطه‌ای که الان هستین رسیدین، یعنی مهم اینه که چه جوری تونستین مشکل کاربر رو تشخیص بدین و براش راه حل ارائه بدین. و این که چه مراحلی رو توی این پروسه‌ طی کردین؟ و دلیلتون براش چی بوده؟کیس استادی چیه؟به عنوان بخشی از پورتفولیو، کیس‌استادی ها به ما کمک می‌کنن یه داستان یک پروژه رو بیان کنیم. برای توضیح یه پروسه‌ی یوایکس بهتره هم از متن استفاده کنیم هم از عکس. همینطور، از مرحله اکتشاف تا ارائه راه حل و هر چیزی که در بین این دو مرحله اتفاق میفته رو هم باید در کیس استادی مطرح کنین. در پایان هر کیس‌استادی بهتره خروجی‌ای رو که داشتین هم ارا‌‌ئه بدین. به عبارت دیگه، پروژه چه تاثیری روی بیزنس داشته؟ و این‌که چه‌جوری تونستیم تجربه‌ی کاربر و همین‌طور تجربه بیزنس رو ارتقا بدیم؟کیس‌استادی‌ها به کارفرما‌ها و مشتری‌ها نشون می‌ده شما چه جوری به عنوان یک یوزر اکسپرینس دیزاینر فکر و کار می‌کنید؟ کیس‌استادی‌ها یه لاجیک رو پرزنت می‌کنن و این خیلی مهمه که مطالب رسا و قابل فهم باشه و در واقع یه خواننده رو مجاب کنیم که مطلب رو تا انتها دنبال کنه تا بفهمه راه‌حل پیشنهادی شما چی بوده.۲. چرا یک طراح تجربه کاربری به پورتفولیو احتیاج دارد؟پروسه‌ طراحی یواکس یه کار عملیه و برای کارفرما مهمه که بدونه تئوری‌ها رو هم به خوبی کارای عملی بلد باشیم. باید نشون بدیم اون چیزی که توی رزومه جزو اسکیل‌هامون نوشتیم رو واقعا بلدیم.نمونه‌کار و پورتفولیوی ما نشونه اینه که ما روی دیزاین و یو‌اکس مسلط هستیم. نشون می‌ده که ما از صفر تا صد یک پروژه رو اجرایی کردیم و با ابزار‌هایی که توی این رشته‌ هست کار کردیم و قدرت اینو داریم که تشخیص بدیم توی هر مرحله از چه متد و تکنیکی باید استفاده کنیم.همین‌طور پورتفولیو کمکون می‌کنه که پرسونال برند خودمون رو هم کاور کنیم. یه رسانه تصویری و متنیه که با استفاده از اون می‌تونیم بیان کنیم به عنوان یه دیزاینر کی هستیم و چه چیزی مارو از بقیه متفاوت می‌کنه، خصوصا اگه تجربه زیادی توی این زمینه نداشته‌ باشیم.۳. یواکس پورتفولیو شامل چه مواردی می‌شود؟از کجا شروع کنیم؟چنتا المنت اصلی هستش که هر پورتفولیویی باید داشته باشه:-  یه مقدمه‌ی قوی راجع به هر کیس استادی-  قسمت درباره‌ی من که توی این قسمت باید از سابقه کار بگیم و بگیم مهارت‌هامون چیه. حتی‌المکان از جملات کلیشه‌ای استفاده نکنیم.- کیس‌استادی که در اون روند کاری هر پروژه رو توضیح داده شده-  عکس‌هایی که استفاده می‌کنیم، صا باشن و نچرخیده باشن (بهتره به تجربه کاربر فکر کنیم)- راه‌های ارتباطی و تماس با ماوقتی به یه پورتفولیوی حرفه‌ای نگاه می‌کنیم سریع متوجه همه چیز میشیم. مقدمه و معرفی داره، یه کال تو اکشن واضح داره و درباره‌ما داره. یه طراح خوب از توضیح درباره‌ خودش ابایی نداره و حس دوستی و ارتباط برقرار کردن و همدردی کاملا توی قسمتی که درباره خودش توضیح می‌ده حس می‌شه. این‌ها همون سافت اسکیل‌هایی هستن که توی محیط کار خیلی اهمیت دارن.با بررسی یه پورتفولیوی خوب به این نتیجه می‌رسیم که طراح، خواننده رو به عنوان یه کاربر درهر مرحله در نظر گرفته. درباره هر کیس استادی بهتره یه توضیح مختصری بدیم:تعریف مشکل به خواننده کمک می‌کنه تا بفهمه موضوع کیس‌استادی چیه و قراره راجع‌به چی صحبت بشه.معرفی اعضای تیم، توانایی شما رو توی تیم کار کردن نشون می‌دهابزارها و تکنیک‌هایی که استفاده کردید مهارت شما رو نشون می‌دهبررسی فاز اکتشاف و این‌که چطوری مشکل رو رو تحلیل کردیدپروسه‌ی درک و حل مسئله( یعنی همون یوزر ریسرچ و پرسونا و وایرفریم و پروتوتایپ و تست و شروع ویژوال دیزاین)و در آخر خروجی نهایی و راه‌حلی که بهش رسیدینبهترین پورتفولیو کدوم پورتفولیو هست؟ پورتفولیویی که همه چیز در اون خیلی ساده بیان شده و هر کسی میتونه با خوندش اونو راحت بفهمه حتی کسی که هیچ اطلاعاتی از یواکس نداره. پورتفولیوی خوب، پورتفولیویی هست که  مختص دیزاینر ها نیست و هر کسی می‌تونه ازش سر در بیاره. در آخر جادوی تکنیک داستان‌سرایی رو نباید دست کم بگیریم، این تکنیک به ما کمک می‌کنه تا خواننده رو از ابتدا تا انتها درگیر مسئله کنه.به اشتراک گذاشتن عوامل کلیدی و بینش‌ها به ما این درک رو می‌ده که مشکل کاربر رو بفهمیم و بدونیم چرا ارزش حل شدن داره.داده‌ها و داده‌های ویژوالی و استفاده از عکس‌های قوی خیلی مهمن. اگر بتونیم نتایج قابل قیاس رو نشون بدیم، پورتفولیومون منحصر به فرد میشه. اگر ما از یوزر فلو استفاده کردیم و روی نتیجه پروژه تاثیر داشته پس توی پورتفولیو ذکرش می‌کنیم. همین‌طور استفاده از عکس مناسب کار رو داینامیک میکنه. استفاده از عکس‌های واقعی که حین کار از وایرفریم ها و اسکچ ها گرفتیم می‌تونه خیلی موثرباشه و نشون میده چقد Hands-on هستیم.۴. از چه ابزار هایی برای ساخت پورتفولیو استفاده کنیم؟پورتفولیو می‌تونه یه فایل پی‌دی‌اف باشه یا حتی یه لینک فیگما، ولی استفاده از یه سایت شخصی به ساختن پرسونال برند ما کمک می‌کنه. برای ساخت سایت شخصی می‌تونیم از بزارهایی مثل wix, Webflow, webzi استفاده کنیم همین‌طور می‌تونیم از قالب‌های آماده wordpress استفاده می‌کنیم.</description>
                <category>جهان دیزاین</category>
                <author>mina fadaei</author>
                <pubDate>Sat, 28 Jan 2023 16:53:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روانشناسی رنگ‌ها</title>
                <link>https://virgool.io/UXWorld/%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%B1%D9%86%DA%AF-%D9%87%D8%A7-xyht1n7gh7mv</link>
                <description>هیچوقت نباید فراموش کنید که مخاطب شما کیست. در طراحی، اولین قدم شناخت مخاطب است.مخاطب‌تان مرد است یا زن؟ چند سالش است؟ برای چه شما را دنبال می‌کند؟ رنگ‌هایی که انتخاب می‌کنید، برای او جذاب هستند یا نه؟واقعیت این است تمام رنگ ها مناسب کسب و کار یا طراحی سایت مربوط به آن نیستند. اگر شما برای مثال لوازم یوگا می فروشید، رنگ بنفش (حس سلطنتی ، ثروت ) یا رنگ مشکی (قدرت و لوکس بودن) انتخاب خیلی مناسبی برای شما نخواهند بود.در عوض بهتر است رنگ هایی مثل سبز (سلامتی و آسایش) ، خاکستری (سادگی و آرامش) ، آبی (دوستی و آسودگی) یا حتی قرمز (احساسات تند و انرژی) را برای طراحی سایت یا برند مربوط به فروش لوازم یوگا در نظر بگیرید.وقتی به رنگ قرمز می اندیشید، دو فکر ممکن است از ذهن شما بگذرد: یکی اینکه قرمز رنگ خطر است و دومی اینکه قرمز رنگ عشق است (قلب و رزهای قرمز) در اینجا باز هم به تناقض می رسیم. ممکن است از نظر یک نفر قرمز رنگ زیبایی باشد در حالی که دیگری رنگ قرمز را به فال بد بگیرد.مسئله بعدی ملاحظات فرهنگی استبه طور مثال در ایران برای طراحی سایت مکان های گردشگری استفاده از رنگ‌هایی مثل آجری یا فیروزه ای بسیار مناسب است. استفاده از رنگ‌های پرچم هر کشور برای سایت های دولتی احساس بهتری رو به بازدیدکنندگان القا می کند. مثلا رنگ قرمز برای کشور چین ، سبز برای عربستان ، آبی و قرمز برای آمریکا و ... اهمیت دارد. با بررسی فرهنگ رنگ‌ها می توان سایت های دوست داشتنی تری طراحی کرد.البته قبل از انتخاب رنگ ها، فاکتورهای زیر را حتما بررسی کنید:⦁ مخاطب (مرد/زن و کودک/بزرگسال و ترکیب جمعیتی متنوع)⦁ ملاحظات فرهنگی⦁ تناسب با برند یا محصول⦁ دسترسی و کاربرد آسانبیشتر سایت های معروف مثل Google، New York Times،  BBC،  Yahoo و ... از رنگ آبی برای لینک ها استفاده می کنند و این به یک استاندارد تبدیل شده است که چشم مردم به آن عادت کرده است، پس چرا تغییرش دهیم؟طبق یک قاعده کلی ، مردان بیش از زنان می توانند رنگهای آکروماتیک (Achromatic Colors) را تحمل کرده و با آنها کنار بیایند.رنگ های آکروماتیک رنگ هایی هستند که در واقع فام Hue ندارند! مانند مشکی ، سفید و انواع خاکستری.در یک تحقیق جامع نشان داده شده که خانوم ها به ته رنگ (Tint) بیشتر از سایه رنگ (Shade) علاقه دارند.این نتیجه غالبا بدلیل درک بالاتر خانوم ها درمورد رنگ ها است.به زبان ساده ته رنگ (Tint) هر رنگی است که مقداری سفید به آن اضافه شود.تم های رنگی که شامل ته رنگ می شوند: ملایم ، دارای حس جوانی و طراوت و آرامش بخش هستند.سایه رنگ (Shade) نیز به هر رنگی گفته می شود که مقداری مشکی به آن اضافه شده است.سایه رنگها عمیق ، قدرتمند و پر رمز و راز هستند.به صورت کلی خانوم ها به ترتیب، بیشتر از رنگهای نارنجی ، قهوه ای ، خاکستری و زرد تنفر دارند و به ترتیب از رنگ های آبی ، بنفش ، سبز خوششان می آید.مردان نیز به ترتیب از رنگ های قهوه ای ، نارنجی ، بنفش و زرد بدشان می آید و به ترتیب این رنگ ها را بیشتر دوست دارند : آبی ، سبز ، قرمز .رنگ های گرم و سردطبق تحقیقات زمانی که بحث در مورد رنگ های تیره و روشن باشد مردان و زنان واکنش های تقریبا یکسانی از خود نشان می دهند اما در مورد رنگ های درخشان(گرم) و رنگ های ملایم، نظرها متفاوت است.نتایج نشان داده زنان ناخوداگاه بیشتر جذب رنگ های سرد می شوند و مردها رنگهای گرم را بیشتر می پسندند.اما نکته‌ای که می‌خواهیم خیلی خوب به آن دقت کنید آن است که رنگ‌های سرد همیشه در پس‌زمینه قرار می‌گیرند و هرچیزی که قرار است در مرکز توجه قرار بگیرد باید رنگ گرم داشته باشد تا به چشم بیاید.یعنی ، رنگ سرد باید کمتر و رنگ گرم باید بیشتر استفاده شود. برای مثال به عکس زیر نگاه کنید...قرمزرنگ قرمز شدت توجه و اشتها را تحریک می کند.قرمز ضربان قلب را بالا برده و نفس کشیدن راسریع تر می کند.اگر هدف یک فروش فوری با تخفیف بالا در زمان محدود است، طراحی سایت فروشگاهی به رنگ قرمز می‌تواند توجه اکثر افراد را جلب کرده و حتی این حس را در کاربران سایت شما ایجاد کند که امکان دارد هر لحظه این فرصت را از دست بدهند.دیده شده که این رنگ اشتهای افراد را هم به غذا افزایش می‌دهد. به خاطر همین است که کوکاکولا و مک‌دونالد از این رنگ استفاده می‌کنند.قرمز همچنین رنگ اضطراب و حسادت به حساب آمده و با خطر و خشونت نیز مرتبط است. به همین دلیل، استفاده از این رنگ به عنوان رنگ اصلی برای بسیاری از وبسایت‌ها اصلا توصیه نمی‌شود؛ درست است که قرمز در نگاه اول می‌تواند توجهات بسیاری را به خود جلب کند اما اگر اکثر عناصر سایت به رنگ قرمز باشند، این کار می‌تواند راحت بودن کاربر در سایت را تحت تاثیر قرار داده و وی را به بستن تب مربوط به سایت شما تشویق کند.اتومبیل های قرمز برای دزدها جذاب تر است و جالب است بدانید که مردم روسیه نسبت به رنگ قرمز احساس بدی دارند زیرا نماد کمونیست می باشد و استفاده از آن ممکن است در این کشور باعث بی اعتمادی به شما شود.از رنگ قرمز در چه سایت هایی استفاده کنیم؟هنگامی که بخواهیم توجه و نظر مخاطب را به یک موضوع یا تیتر خاصی جلب نماییم، از رنگ قرمز استفاده می کنیم. استفاده از رنگ قرمز برای موضوعاتی نظیر مد و فشن، ورزش، غذا، تبلیغات، مراقبت بهداشتی و سرویس های اضطراری بسیار گزینه مناسب می باشد.از رنگ قرمز در چه سایت هایی استفاده نکنیم؟از استفاده بیش از اندازه از رنگ قرمز جدا پرهیز کنید! چرا که هیجان زیاد پیامد های منفی زیادی دارد و منجر می شود مخاطب خیلی سریع سایت را ترک نماید. در سایت‌هایی با موضوع طبیعت، کالاهای لوکس و سایت‌های حرفه‌ای رنگ قرمز اصلا مناسب نیست.لوگو‌های خارجیلوگوهای ایرانیزردرنگ زرد، نشان‌دهنده احساس محبت، دوستی و مثبت‌اندیشی است. همچنین گرمایی دارد که ما را یاد تابستان می‌اندازد. یک مثال خیلی واضح از این رنگ، لوگو مک‌دونالد است که با پس‌زمینه قرمزش باعث می‌شود که احساس گرسنگی کنید و با M زرد رنگ آن به این برند احساس نزدیکی داشته باشید.زرد برای نام تجاری یک انرژی ارزان و قدرتمند را به ارمغان می آورد. هیچ کس زرد را کنار نمی گذارد! به خصوص در جاهایی که نیاز به جلب نظر بیننده دارد، مفید است. ارتباط بین رنگ زرد و انرژی باعث شده که از آن در شرکت های مربوط به انرژی استفاده کنند.زرد قدرت بالایی در چیره شدن دارد، بنابراین می‌تواند چشم را خسته کند. تاکید می‌شود که از آن کمتر استفاده کنید. اگر در طراحی سایت بیش از اندازه از رنگ زرد استفاده کنید، این می‌تواند یک اشتباه باشد و کم ارزشی را القا کند زیرا سخت ترین رنگ برای چشم است.از رنگ زرد در چه سایت هایی استفاده کنیم؟برای افزایش شادی در افراد از رنگ زرد استفاده نمایید، اگر می‌خواهید این شادی همراه با آرامش باشد، این رنگ برای جلب توجه به متن‌ها و دکمه‌هایی که با کلیک بر روی ‌آن‌ها عملیات خاصی انجام می‌‌شود گزینه بسیار مناسبی است.از رنگ زرد در چه سایت هایی استفاده نکنیم؟اگر می‌خواهید سایت شکلی جدی و با شکوه داشته باشد، استفاده از رنگ زرد پیشنهاد نمی‌شود مخصوصا اینکه رنگ زرد در طیف تیره حالتی مانند بی ارزشی و سهل انگاری تولید می‌کند.باید به این نکته توجه داشت که به هیچ عنوان در استفاده از رنگ زرد برای طراحی سایت مانند سایر رنگ ها زیاده‌ روی نکنید چرا که این رنگ باعث خستگی چشم‌ می شود. بنابراین تعادل را در استفاده از این رنگ حفظ کنید.لوگوهای خارجیلوگوهای ایرانیسبزرنگ سبز طبیعت را به یاد می آورد و احساس صلح، امید، اعتماد و آرامش را بر می انگیزد. سبز، رنگ هارمونی و توازن است. رنگی است که باعث می‌شود ما، درست را از غلط تشخیص دهیم. انسان این رنگ را از همه بیشتر در طبیعت دیده است و حس آرامش و سکون را به خوبی به ما منتقل می‌کند.این رنگ در میان برند های مربوط با محیط زیست، صنایع غذایی، کالاهای خانگی،و امور مالی محبوب تر است. معمولا این رنگ لوگوی شرکت هایی است که می خواهند خودشان را دوست دار محیط زیست نشان دهند..این رنگ یکی از رنگ‌هایی است که به صورت مستقیم می‌تواند نشان دهنده اهمیت روانشناسی و تاثیر رنگ در طراحی سایت باشد. حتی خود کلمه «سبز» از گذشته تاکنون با مفاهیمی مثل محیط زیست، خوراک سالم، فعالیت‌های سالم و سلامت کلی مرتبط بوده است.علاوه بر این‌ها، سبز نشان‌دهنده رشد است. فرقی نمی‌کند، رشد گیاه باشد یا رشد ثروت.همچنین رنگ سبز بهترین رنگ برای آرام کردن مردم است.معمولا در بیمارستان ها و برای آرام کردن بیماران و برای لینک های دانلود، موارد مذهبی ، و … به کار می رود.از رنگ سبز در چه سایت هایی استفاده کنیم؟رنگ سبز در طراحی وبسایت‌هایی با مضمون جهانگردی، طبیعت و منابع کاربرد زیادی دارد.از رنگ سبز در چه سایت هایی استفاده نکنیم؟در طراحی‌ وبسایت با مضامین نظیر تکنولوژی و یا کالاهای لوکس از رنگ سبز به هیچ عنوان استفاده نکنید.لوگوهای خارجیلوگوهای ایرانیآبیاز آنجایی که دریا و آسمان دو تا از حیرت انگیزترین پدیده های دنیا هستند، خیلی از مردم آبی را در کنار سبز رنگ آرامش در نظر می گیرند. البته در این بین یک تفاوت کوچک نیز وجود دارد و آن امکان توفانی شدن دریاست یا ابری شدن آسمان است. دقیقا به همین خاطر رنگ آبی در عین حال که آرامش و ثبات را نشان می دهد، برای اشاره به افسردگی، فاصله و سردی نیز به کار می رود.آبی ایجاد احساس اعتماد و امنیت می کند. همچنین این رنگ طول موج بلندی داشته و از فاصله های بسیار دور نیز دیده می شود. به همین دلیل اکثر چراغ های فرود فرودگاه ها آبی رنگ است. سایه های متفاوت آبی می تواند تاثیر های متفاوتی داشته باشد و برای لوگو های سازمانی و شرکتی مناسب تر است. آبی، پادشاه کلاسیک رنگ ها است و بیش از نیمی از لوگوها را تشکیل می دهد. همانطور که نماد اعتماد و بلوغ است، آبی خالص، این اطمینان را به شما خواهد داد که جدی گرفته خواهید شد. اگر هویت سازمانی شما به رنگ آبی است، شما شرکت خوبی هستید.این موضوع فراموش نشود کهرنگ آبی اولین رنگ مورد علاقه در بین خانوم ها و آقایان است.آبی بهترین رنگی است که می‌تواند مسئله تاثیر رنگ در طراحی سایت را به ما ثابت کند. بسیاری از شبکه‌های اجتماعی مشهور مثل فیسبوک، توییتر، لینکداین و خیلی از برندهای تکنولوژی مثل دل، آی بی ام، اچ پی و اینتل از رنگ آبی برای لوگو خود استفاده کرده‌اند که این مسئله به هیچ عنوان تصادفی نیست. اعتماد، اطمینان و امنیت از جمله احساساتی هستند که رنگ آبی باعث برانگیخته شده آن‌ها می‌شود و بسیاری از افراد نیز آن را به عنوان یک رنگ آرامش‌بخش می‌شناسند؛ درواقع، به همین دلیل است ‌که این رنگ به یک گزینه ایده‌آل برای مقاصد تجاری تبدیل شده است. شما می‌توانید از آبی کم‌رنگ برای تلقین حس اعتماد و اطمینان به کاربر خود استفاده کرده و از آبی پر رنگ برای اعتبار بیشتر استفاده کنید. بعلاوه، آبی به لطف این ویژگی‌ها یک رنگ ایده‌آل برای پس زمینه سایت شما و صفحه اصلی آن است و می‌تواند در بازخورد اول، بسیاری از کاربران را در ماندن به سایت تشویق نماید.برخلاف قرمز، رنگ آبی بیشتر از آنکه واکنش جسمی ایجاد کند؛ باعث ایجاد واکنش ذهنی و روانی می شود. به همین دلیل مخاطبین در مواجهه با این رنگ از حالت استرس خارج شده و به آرامش فکری می رسند؛ به نحوی که بهتر فکر کرده و تصمیم می گیرند.البته در استفاده از این رنگ باید دقت کنید زیرا جزو آخرین رنگ هایی است که توسط انسان دیده می شود و اگر از آن زیاد استفاده کنید، ممکن است محتوای شما غیردوستانه و سرد تلقی خواهد شود.آبی رنگ محبوبی برای بانک­‌هاست زیرا حس قدرت و ثبات را منتقل کرده و برای انتظار مشتریان راجع به حفاظت از پولشان ارزش قائل است.مشاوران برای انجام مصاحبه استفاده از لباس آبی را پیشنهاد می کنند زیرا نشانه وفاداری است همچنین افراد در اتاق های آبی کارایی بیشتری دارند و مطالعات نشان می دهد که وزنه برداران در سالن های آبی وزنه های سنگین تری را تحمل میکنند.رنگ آبی برای چه سایت هایی مناسب است؟رنگ آبی برای شبکه‌های اجتماعی، بانک‌ها و خدمات پزشکی مناسب است.رنگ آبی برای چه سایت‌هایی مناسب نیست؟این نکته را باید بدانید که رنگ آبی جزو رنگ های سرد محسوب می شود و استفاده بیش از اندازه از این رنگ باعث بی‌روح شدن سایت شما می شود. همانطور که می‌دانید رنگ آبی اشتها را نیز کاهش می‌دهد، بنابراین اصلا رنگ مناسبی برای طراحی سایت‌ با موضوع خوراکی و غذا نیست.لوگوهای خارجیلوگوهای ایرانینارنجیرنگ نارنجی یاد آور اتفاقات هیجان انگیز، گرما، سرگرمی است و در بیننده حس علاقه و اشتیاق ایجاد می‌کند. همچنین از رنگ نارنجی برای اعلان هشدار هم استفاده می‌شود.رنگ نارنجی برای سایت هایی که تکنولوژی و سرگرمی ارائه می‌دهند، مناسب می‌باشد. همچنین انتخاب خوبی برای سایت‌های مرتبط با غذا و کودکان است.نارنجی رنگ پر‌انرژی و گرمی است که بین قرمز و زرد قرار دارد. این رنگ اغلب با مفهوم «تغییر» تداعی می‌شود و برند‌هایی از آن در طراحی لوگو خود استفاده می‌کنند که تمایل دارند احساس شادابی، هیجان و صمیمیت را به مشتری منتقل کنند. اما باید توجه کنید که از کدام تناژ یا طیف نارنجی استفاده می‌کنید، تناژ خیلی روشن آن ممکن است برای چشم مخاطب آزار‌دهنده باشد، به همین علت اغلب برند‌ها از تناژ هلویی آن استفاده می‌کنند. همچنین اگر نارنجی را به عنوان رنگ اصلی لوگو خود انتخاب می‌کنید، می‌توانید آن را با رنگ‌های خنثی ترکیب کنید تا کنتراست آن متعادل شود.مشهورترین برندهایی که از رنگ نارنجی استفاده می کنند، فانتا، مستر کارت و فایرفاکس هستند. فانتا که تکلیفش کاملا مشخص است؛ نوشابه ای که قرار است احساس لذت و خوشی به شما بدهد و این کار را با ترکیب دوستی صمیمانه به خوبی هرچه تمام تر پیش می برد. از طرف دیگر مستر کارت هم قصد داشت در دنیایی که بسیاری از کارت های بانکی درگیر مرزهای جغرافیایی بودند، یک دوست صمیمی و مطمئن برای توریست ها باشد. این ماجرا درباره مرورگر فایرفاکس هم کاملا مصداق دارد. پس اگر شما هم قصد دارید احساس سرخوشی به مشتریان تان بدهید یا آنها را در فضایی دوستانه نسبت به کیفیت و امنیت محصولات تان مطمئن سازید، رنگ نارنجی باید حتما بخشی از برندینگ یا فعالیت های مارکتینگ تان باشد.در کارتون لاکپشت های نینجا شخصیتی به نام مایکل آنجلو نماد شوخ طبعی و حس دوستی بود. برای نشان دادن این شخصیت هم کارگردان سراغ رنگ نارنجی رفته بود.از رنگ نارنجی در چه سایت هایی استفاده کنیم؟برای جلب توجه کاربران برای عملکردهایی مانند عضویت در سایت، خرید و… محتوای سایت را نارنجی کنید. رنگ نارنجی بیشتر در طراحی سایت‌هایی با موضوع فروش خودرو، غذا، سرگرمی مورد استفاده قرار می گیرد.از رنگ نارنجی در چه سایت هایی استفاده نکنیم؟هرچند شدت نارنجی از قرمز بسیار کمتر است، اما با این وجود استفاده زیاد از آن به هیچ عنوان توصیه نمی شود، بنابراین در به کاربردن این رنگ در وبسایت خود زیاده روی نکنید.لوگوهای خارجیلوگوهای ایرانیبنفشبنفش رنگی سلطنتی می باشد بخصوص بنفش تیره که با مال و ثروت همراه است. این اثرات آرام بخش باعث شده است که از این رنگ بیشتر در امور مالی، تکنولوژی و سلامت استفاده شود. بنفش رنگ لوکس رنگین کمان است.اگر از رنگ بنفش تیره استفاده کنید تا حد زیادی حس لوکس بودن را به کاربر انتقال می‌دهید، همچنین رنگ بنفش روشن یادآور بهار و تازگی است. بنابراین این رنگ‌ها برای سایت‌هایی که لوازم آرایشی عرضه می کنند بسیار مناسب است. به طور کلی بنفش برای سایت های مرتبط با خانم ها و دختران نوجوان تاثیر مثبتی دارد.بیشتر برای محصولات زیبایی و ضد پیری از این رنگ استفاده می شود.رنگ بنفش تاثیری آرامش بخش روی افراد دارد.بنابراین رنگ مناسبی برای ایرلاین های هوایی هم هست.بنفش به طور کلی به خیال‌پردازی و معنویت شناخته شد است که از آبی و قرمز، ثبات و انرژی را به ارث برده است.زیاده روی در استفاده از بنفش به صلاح نیست؛ زیرا باعث حواس پرتی مخاطب می شود و ممکن است او را از پیام اصلی محتوای شما دور کند.اما مثلاً وب‌سایت OneNote را نگاه کنید...فضای وان‌نوت به شدت برای ثبت ایده‌های لحظه‌ای افراد و یادداشت‌های روزانه طراحی شده است و رنگ بنفش به خوبی این حس را به مخاطب می‌رساند.از رنگ بنفش در چه سایت هایی استفاده کنیم؟پیشنهاد ما این است که از رنگ بنفش برای ایجاد حس تجمل و ثروت استفاده کنید. همچنین رنگ بنفش روشن برای نمادهای بهاری و عاشقانه مناسب به‌نظر می‌رسد. رنگ بنفش می‌تواند برای محصولات زیبایی (به‌ویژه محصولات ضد پیری)، طالع بینی، ماساژ، یوگا، شفابخشی و محتوای مربوط به دختران نوجوان و برندهای زنانه عالی باشد.از رنگ بنفش در چه سایت هایی استفاده نکنیم؟رنگ بنفش می‌تواند تسکین‌دهنده و آرام‌بخش باشد. درست همین موضوع، رنگ بنفش را به انتخابی ضعیف برای جلب توجه افراد تبدیل می‌کند. همچنین استفاده از رنگ‌های بنفش تیره‌تر می‌تواند باعث شود که بیننده با سایت شما ارتباط برقرار نکند.لوگوهای خارجیلوگوهای ایرانیصورتیرنگ صورتی مانند رنگ قرمز برای برقراری ارتباط با مخاطب استفاده می‌شود. صورتی نماد ظرافت، عشق و صداقت است. صورتی مانند رنگ قرمز جیغ و خشن نیست و می‌تواند آرامش بخش و ملایم باشد.شاید کمی این نگاه با تبعیض جنسیتی همراه باشد ولی چنین به نظر می رسد که رنگ صورتی برای سایت‌هایی که بیشتر جنبه مردانه دارند مناسب نباشد، برای مثال سایت‌هایی که درباره ابزار و ماشین آلات صنعتی هستند.رنگ‌های صورتی روشن می‌توانند حالت خنده دار داشته باشند و برخی از سایت‌ها می‌توانند خیلی احساساتی یا بامزه شوند، بنابراین برای همه سایت‌ها مناسب نیست.صورتی رنگ محبوبی برای شیرینی فروشی­‌هاست زیرا رنگ شیرین و گرمی مانند تمام شیرینی­‌هایی است که می‌فروشند. این رنگ مخصوص برندهای زنانه­ محصولات کودک اسباب‌بازی به کار می‌رود.بی شک رنگ صورتی برای برندی مثل باربی مکمل بسیار خوبی برای جلب نظر دختر بچه ها محسوب می شود. با این حال به طور کلی کاربرد رنگ صورتی خیلی کمتر از بقیه رنگ هاست.از رنگ صورتی در چه سایت هایی استفاده کنیم؟در طراحی سایت‌هایی که به زنان و دختران ارتباط دارد، مناسب تر است از رنگ صورتی استفاده شود.از رنگ صورتی در چه سایت هایی استفاده نکنیم؟در سایت‌های که کاملا وجه رسمی دارند نباید از رنگ صورتی استفاده کرد؛ چرا که باعث کاهش جدیت سایت خواهد شد و کاربران نسبت به سایت توجه کافی نخواهند داشت.لوگوهای خارجیلوگوهای ایرانیقهوه‌ایرنگ قهوه ای معمولا با طبیعت و زمین در ارتباط است و حس پایداری، دوستی و اطمینان را ایجاد می‌کند. از این رنگ بیشتر در زمینه تبلیغات شکلات و قهوه مورد استفاده قرار می‌گیرد. همچنین برای غذاهایی که مرتبط با این رنگ هستند نیز مناسب می‌باشد. از دیگر موارد که می‌توان برای این رنگ نام برد املاک، دامپزشکی، امور مالی و… است. این رنگ را معمولا برای پس زمینه استفاده می‌کنند اما با این وجود این رنگ ممکنه کمی برای مخاطب خسته کننده باشد. به طور کلی برای جلب توجه از این رنگ استفاده نمی‌شود.این رنگ برای برند‌های مرتبط با اطلاع‌رسانی در مورد محیط زیست و محصولات ارگانیک که نمی‌خواهند از رنگ سبز استفاده کنند انتخاب خوبی است.رنگ قهوه‌ای برای چه سایت‌هایی مناسب است؟در سایت‌هایی که مربوط به خوراکی‌هایی مانند قهوه و شکلات هستند، تاثیر مثبتی دارد. همچنین برای سایت‌هایی که خدمات مشاوره املاک ارائه می‌دهند، مناسب است. پیشنهاد این است که از رنگ قهوه ای برای پس زمینه سایت استفاده کنید.رنگ قهوه‌ای برای چه سایت‌هایی مناسب نیست؟استفاده بیش از اندازه از رنگ قهوه ای، در سایت باعث می‌شود که حالت کسل کننده‌ای به کاربر دست بدهد، پس در صفحاتی که نیاز به جلب توجه کاربر دارید از این رنگ استفاده نکنید.لوگوهای خارجیلوگوی ایرانیمشکیرنگ سیاه یک رنگ بسیار قدرتمند است که یاد آور شکوه و پیچیدگی، استقامت، تشریفات و هوش می‌باشد. این رنگ همچنین نماد مرگ، راز، شیطان و شورش است.درحالی که مشکی در بسیاری از فرهنگ‌ها به عنوان رنگ عزاداری شناخته می‌شود اما همچنین باظرافت و شیک بودن (به ویژه در بازاریابی) مرتبط است. این رنگ می‌تواند نشان دهنده قدرت، جدیت و اعتماد به نفس باشد. به عنوان مثال، می‌توانید قسمتی از سایت که برای ثبت نام کاربران با اشتراک ویژه طراحی می‌کنید را به رنگ مشکی در بیاورید و یا در طراحی صفحاتی که به برند‌های گران قیمت مربوط می‌شوند از رنگ مشکی استفاه کنید.این رنگ برای برخی از برندها مانند سمپاش‌­ها، شمع‌­ها و سایر محصولات خوشبو کننده به شدت نامناسب است.از رنگ مشکی در چه سایت هایی استفاده کنیم؟از قابلیت های رنگ مشکی این است که می‌تواند یک سایت را مدرن نماید و یا آن را به یک سایت سنتی تبدیل کند. درسایت‌هایی که موضوع آن‌ها مد، فشن، کالاهای لوکس، لوازم آرایشی و بهداشتی، بازاریابی و… است، می‌توان از رنگ مشکی استفاده کرد.از رنگ مشکی در چه سایت هایی استفاده نکنیم؟استفاده بیش از اندازه از رنگ مشکی، احساس استرس، ناراحتی و غم را به مخاطب انتقال می‌دهد‌ و مخاطب را از هدف اصلی وبسایت دور می نماید.لوگوهای خارجیلوگوی ایرانیسفیدسفید بیان کننده پاکی و بی گناهی، حسن نیت و خلوص است. این رنگ همچنین با بهداشت، تمیزی و طهارت مرتبط بوده که این مسئله به خوبی استفاده از رنگ سفید در مراکز درمانی را توجیه می‌کند. رنگ سفید می‌تواند نشانه نظم و ارزش‌های سنتی باشد.از رنگ سفید در چه سایت هایی استفاده کنیم؟در وبسایت‌‌هایی که با موضوع سلامت مرتبط هستند، رنگ سفید کاربرد بسیار زیادی دارد. پرستارها، دکترها، دندانپزشک‌ها از رنگ سفید زیاد استفاده می‌نمایند. علاوه بر این در سایت‌های علمی نیز از رنگ سفید استفاده می‌شود.از رنگ سفید در چه سایت هایی استفاده نکنیم؟به صورت کلی از رنگ سفید در هر سایت با هر موضوعی می‌توان استفاده نمود. میزان تاثیرگذاری این رنگ در کنار هر رنگ دیگر کاملا متفاوت می باشد.اگر می‌خواهید پیام‌های متفاوتی را از طریق لوگو خود به مشتری منتقل کنید، مجبور نیستید که از یک رنگ در طراحی لوگو خود استفاده کنید.شما می‌توانید مانند برند‌های روبیکا، ای‌بی (eBay)، گوگل و اینستاگرام از یک تم رنگی در لوگو برند خود استفاده کنید. اما برای استفاده از دو رنگ و یا بیشتر در لوگو خود، به تئوری رنگ، هارمونی، و روانشناسی رنگ‌ها در طراحی لوگو توجه کنید. علاوه بر این مشتری فقط چند ثانیه به لوگو شما نگاه می‌کند، بنابراین در استفاده از رنگ‌ها و طرح‌ها زیاده‌روی نکنید.پایان :)</description>
                <category>جهان دیزاین</category>
                <author>faraz khaledabadi</author>
                <pubDate>Mon, 23 Jan 2023 14:26:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بررسی ۱۰ قانون مهم در تجربه‌ی کاربری</title>
                <link>https://virgool.io/UXWorld/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%DB%B1%DB%B0-%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D9%85%D9%87%D9%85-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%DB%8C-hldxsvmtkyq8</link>
                <description>در این مقاله سعی می‌کنیم در مورد چند تا از مهم‌ترین قوانین UX که برگرفته از علوم روانشناسی است، صحبت کنیم:۱. قانون جیکوب &quot;Jakob&quot;«کاربران بیشتر وقتشان را در سایت‌های دیگر سپری می‌کنند و انتظار دارند سایت شما هم درست مانند سایت های دیگری که با آن‌ها آشنایی دارند، عمل کند.»این قانون برگرفته از اصل روانشناسی «طرح‌واره‌» است. در روانشناسی و علوم شناختی، یک طرح‌واره نمایانگر الگوهای فکری یا رفتاری است، که دسته‌های مختلف اطلاعات و روابط میان آن‌ها را سازماندهی می‌کند. همچنین طرح‌واره می‌تواند به عنوان یک ساختار روانی از ایده‌های پیش‌ساخته، یک چارچوب فکری برای ابعاد مختلف جهان و یا سیستمی برای سازمان دادن و درک کردن اطلاعات جدید تعریف شود.در طراحی زمانی که از الگوهایی که کاربر در محصولات دیجیتال دیگر دیده‌است، استفاده می‌کنیم، کاربر به جای تمرکز برای یادگیری یک الگوی جدید، به روی کاری که دارد انجام می‌دهد تمرکز می‌کند. و نتیجه آن تجربه کاربری بهتر است.مثال: طراحی دکمه‌های دیجیتال بر اساس تابلوهای کنترل فیزیکی انجام شده‌است.نمونه‌ای از تابلو برق در مقایسه با الگوهای معمول دکمه‌های دیجیتال۲. قانون فیتس &quot;Fitts&quot;«زمانی که برای رسیدن به هدفی نیاز است، بستگی به میزان بزرگی و قابل دسترس بودن آن هدف دارد. به عبارت دیگر و در دنیای رابط کاربری، اینکه کاربران به چه میزان بتوانند به راحتی کارهای مورد نظرشان را در نرم‌افزار انجام دهند، بستگی به متغییراتی همچون اندازه و از نظر فیزیکی در دسترس بودن عناصر آن رابط کاربری دارد.»نکات مهمی که از این قانون باید به‌خاطر بسپاریم این است که:فضاهاس لمس کردنی باید به اندازه کافی بزرگ باشند.فضاهای منفی بین فضاهای لمس کردنی نیز باید به اندازه کافی باشد.فضاهای لمس کردنی باید در نقاطی از صفحه باشند که به کاربران اجازه دسترسی آسان را بدهد.در نظر گرفتن اینکه سر انگشت انسان‌ها به طور میانگین بین ۸ تا ۱۰ میلی‌متر است، مهم است.توجه به اینکه کاربران بیشتر کدام مناطق صفحه را لمس می‌کنند، اهمیت بالایی در طراحی رابط کاربری دارد.۳. قانون هیک &quot;Hick&quot;«در یک سیستم، هر چه تعداد و پیچیدگی انتخاب‌هایمان بیشتر باشد، زمان مورد نیاز برای تصمیم‌گیری نیز بیشتر خواهد بود.»هیک این قانون را به کمک آزمایشی که طراحی کرده‌بود، بیان کرد. او در یک آزمایش تعداد محرک‌های مختلف به افراد نشان می‌داد و زمان تصمیم‌گیری آن‌ها را اندازه می‌گرفت. او دریافت که یک نسبت لگاریتیمی بین تعداد محرک‌ها و زمان پاسخ‌دهی کاربر وجود دارد.قانون هیکدر طراحی بهتر است زمانی‌ که انتخاب و تصمیم‌گیری کاربر برایمان اهمیت زیادی دارد، تعداد انتخاب‌ها و راه‌حل‌های پیش روی کاربر را تا جایی که امکان‌پذیر است به حداقل برسانیم.کنترل‌های تلویزیون قدیمی که تعداد زیادی دکمه داشته‌اند، جای خود را به کنترل‌های امروزی داده‌اند.۴. قانون میلر &quot;Miller&quot;«یک فرد عادی به‌طور میانگین ۷ چیز (بازه‌ای بین ۵ تا ۹ چیز) را در حافظه خود نگه می‌دارد.»این قانون توسط بعضی از طراحان به اشتباه تفسیر شد. چرا که دسته‌بندی آیتم‌ها می‌تواند به به‌خاطر آوری آن‌ها توسط ذهن کمک کند. در طراحی بهتر است زمانی که فرم‌های طولانی و اجتناب ناپذیر داریم، با گروه‌بندی کردن اطلاعات، به درک آن‌ها توسط کاربر بیشتر کمک کنیم. با دسته‌بندی کردن اطلاعات فرم‌ها به درک اطلاعات توسط کاربر کمک کنیم.۵. قانون پاستل &quot;Postel&quot;«در کاری که می‌کنید محافظه‌کار و سخت‌کوش باشید، اما در برابر واکنش و خواسته‌های دیگران منعطف و آزاداندیش باشید.»با کمک این قانون پاستل متوجه می‌شویم، هر چقدر رفتار کاربر را پیش‌بینی کنیم، طراحی انعطاف‌پذیری‌تری خواهیم داشت. باید در مقابل هر رفتار کاربر، همدل، منعطف و شکیبا باشیم.با پیش‌بینی خطاهایی که ممکن است کاربر دچار آن شود، تجربه کاربری بهتری برای کاربر خلق می‌کنیم.۶. قانون اوج - پایان «Peak-End»«قضاوت و برداشت انسان‌ها از یک تجربه، عمدتا بر اساس این است که آن تجربه چه نقطه اوجی داشت و چگونه به پایان رسید، به جای آن‌که بر اساس مجموع یا میانگین تجربیات لحظه به لحظه باشد.»طبق این قانون باید توجه ویژه‌ای به لحظات پرتنش و پایانی کاربر داشته‌باشم. همچنین بخاطر اینکه افراد تجربه بد را واضح‌تر از تجربه مثبت به‌یاد می‌آورند، حساسیت این لحظات، دوچندان می‌شود.می‌توان به کمک تکنیک journey map، لحظاتی در جریان‌های کاربری که در ان محصول در مفیدترین، با ارزش‌ترین و سرگرم‌کننده‌ترین حالت است را شناسایی کنیم و آن‌ها را برای کاربر لذت‌بخش‌تر طراحی کنیم.یک تجربه فوق العاده لذت‌بخش باعث می‌شود لحظات سخت و خسته‌کننده در رسیدن به آن تجربه را فراموش کنیم.۷. قانون زیبایی - کارایی «Aesthetic - Usability»«کاربران معمولا اینطور برداشت می‌کنند که یک طراحی زیبا، قابل استفاده‌تر و کاراتر نیز هست.»طرح‌های زیبا یک پاسخ مثبت در ذهن کاربران ایجاد می‌کنند. معمولا کاربران در مقابل طرح‌های زیبا صبورتر هستند و فرصت بیشتری می‌دهند که با آن‌ها آشنا شوند. همچنین زمانی که یک طرح از نظر کاربر زیبا است کمتر به اشکالات آن توجه می‌کند و سعی نمی‌کند از آن اشکال بگیرد.یکی از ارزش‌های اصلی شرکت شیائومی، طراحی زیبا و منحصربفرد است.۸. اثر ون رسترف «Von Restroff»«چناچه چندین چیز یکسان با هم ارائه شوند، آنکه متفاوت است به احتمال بیشتری به یاد می‌ماند.»اطلاعات مهم باید از نظر بصری متفاوت باشند. البته نباید این تفاوت صرفا از نظر رنگی باشد چرا که افرادی که دچار اختلال رنگی هستند نمی‌توانند تفاوت رنگی را تشخیص دهند.باید در طراحی درنظر داشت که حافظه در بیاد سپاری اجزایی که از نظر بصری یا مفهومی با دیگر اجزا متفاوت‌اند، بهتر عمل می‌کند.تفاوت بصری یک طرح، باعث می‌شود کاربر توجه ویژه‌ای به آن کند.۹. قانون تسلر «Tesler»«برای هر سیستمی حد مشخصی از پیچیدگی وجود دارد که نمی‌توان آن را کاهش داد.»این قانون به قانون «حفظ پیچیدگی» نیز مشهور است. طبق این قانون باید توجه داشت که یک حد مشخص از پیچیدگی در هر سیستمی وجود دارد که قابل کاهش نیست. با پذیرش و درک این پیچیدگی می‌توان از راه‌های دیگری به کاربر کمک کرد که با پیچیدگی مواجه شود و بتواند کاری که مدنظرش است را انجام دهد.بخشی از پیچیدگی وبسایت‌های فروشگاهی که قابل کاهش نیست شامل عکس‌ها و مدل‌های مختلف یک محصول است.۱۰. آستانه دورتی «Doherty threshold »«بهره‌وری زمانی اوج می‌گیرد که یک کامپیوتر و کاربرانش با یک سرعت مشخص (کمتر از ۴۰۰ میلی ثانیه) با یکدیگر تعامل برقرار می‌کنند که در این هنگام هیچ یک از کاربران یا کامپیوتر مجبور نیستند برای انجام عملی منتظر دیگری باشند.»باید سعی کرد بازخورد سیستم را کمتر از ۴۰۰ میلی ثانیه به کاربر نمایش داد. برای این کار نباید از انیمیشن‌های سنگین که دیرتر لود می‌شوند استفاده کرد. اگر نیاز است کاربر منتظر بماند، باید سعی کنیم کاری کنیم که کاربر کمتر حس کند که مجبور است منتظر باشد. مواردی که در بالا به آن‌ها اشاره کردیم برگرفته از کتاب Laws of UX نوشته Jon Yablonski است. کتاب قوانین UX</description>
                <category>جهان دیزاین</category>
                <author>زهرا نقیبی نسب</author>
                <pubDate>Tue, 06 Dec 2022 17:24:53 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>