<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>پست‌های انتشارات بلاگ ودیو |  VODIO BLOG</title>
        <link>https://virgool.io/VODIOIR/feed</link>
        <description>وُدیو سامانه تخصصی و قانونی تماشای فیلم کوتاه است که برای اولین بار تخصصا به نمایش این آثار می پردازد ، شما می توانید با خرید اشتراک ماهانه وُدیو به تمامی فیلم ها دسترسی داشته باشید. در این بلاگ شما نقد ها و یادداشت های مرتبط با فیلم های کوتاه را می خوانید.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 08:57:15</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/publication/vzklvtlkx6ur/luq6zm.png</url>
            <title>بلاگ ودیو |  VODIO BLOG</title>
            <link>https://virgool.io/VODIOIR</link>
        </image>

                    <item>
                <title>دنیای بدون پدر و دنیای بدون مادر</title>
                <link>https://virgool.io/VODIOIR/%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86-%D9%BE%D8%AF%D8%B1-%D9%88-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1-vxyui3qzxiip</link>
                <description>شب شده و دیر وقت است. دختر بچه خوابش نمی‌برد و مادرش شروع به بازی با او می‌کند. بازیِ بین آنها اجرای دقیق و با جزئیاتی از نمایشنامه‌های شکسپیر است. صحنه‌ی ورود روح پدر در «هملت» یا صحنه‌ی خفه کردن  دزدمونا در «اتللو». آنها به راحتی نقش‌ها را با هم عوض می‌کنند و به جای هم بازی می‌کنند. این بازی می‌تواند ساعت‌ها ادامه پیدا کند اما بالاخره لحظه‌ای فرا می‌رسد که باید به جای لذت بازی، تن به حقیقتِ خواب داد...فیلم کوتاه بازی ساخته‌ی علی گیتی‌نورد، با لطافت موقعیتی عجیب را به تصویر می‌کشد. موقعیتی که در ابتدا بچگانه به نظر می‌رسد اما رفته رفته ابعادی روانی به خود می‌گیرد. در محیط بسته‌ی اتاق خوابِ دختر بچه، وقتی نمایشنامه‌ای اجرا می‌شود، پدر غائب است و رؤیا جریان دارد. اما وقتی پدر ظاهر می‌شود، مادر حضور ندارد و تحمل واقعیت دشوار است. بازیبا هوشمندی، دنیای بدون پدر و دنیای بدون مادر را با یکدیگر ترکیب کرده تا تصویری قابل باور از ذهنیات دختر بچه‌ای تنها ارائه دهد.</description>
                <category>بلاگ ودیو |  VODIO BLOG</category>
                <author>حسین جوانی</author>
                <pubDate>Mon, 11 Apr 2022 20:18:46 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سفید مثل پنیر</title>
                <link>https://virgool.io/VODIOIR/%D8%B3%D9%81%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%BE%D9%86%DB%8C%D8%B1-zwxkhrrqxy26</link>
                <description>احمد پسر بچه‌ی ریزنقشی است که امروز قرار نیست به مدرسه برود. بی‌خیال کنار علاالدین و در جایش دراز کشیده و شعر حفظ می‌کند. فیلم کوتاه سفید پوش که بر اساس داستان «نعلبکی پنیر» نوشته‌ی محمد صالح اعلا ساخته شده، به همین سادگی آغاز می‌شود. داستان پسربچه‌ی معصومی که در حال گذراندن یک روز عادی از زندگی‌اش است و به یکباره به دنیای بی‌رحم بزرگسالان پرتاب می‌شود. سرگردان میان کوچه‌های سردِ روستایی دوراُفتاده تا اتفاقی بعید را رقم بزند.احمد کوچکتر از آن است که متوجه‌ی پیچیدگی موقعیتی بشود که پیرامونش شکل گرفته اما چشم باز می‌کند و می‌فهمد مسئولیتی سنگین بر دوش او نهاده شده. مسئولیتی که دنیای پاک کودکانه‌اش را محدود و او را به سمت پایانی شوم هدایت می‌کند.پلان پایانی سفید پوش، جدای از زیبایی بصری جاری در آن، به واسطه‌ی تمرکزی که بر تنهایی و بی‌پنهانی احمد دارد، تأثیر گذار و بیاد ماندنی‌ست. در پایان شبی سخت، احمد بالاخره فرصت یافته اندکی گرم شود و در سکوت به سرنوشت پیرزن و پسرش فکر کند.</description>
                <category>بلاگ ودیو |  VODIO BLOG</category>
                <author>حسین جوانی</author>
                <pubDate>Mon, 11 Apr 2022 20:18:42 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قوی سیاه</title>
                <link>https://virgool.io/VODIOIR/%D9%82%D9%88%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D9%87-li807gfgto5z</link>
                <description>دختر نوجوانی به نام ساره جلوی آینه در حال تمرین کردن نمایشی‌ست که قرار است در آن بازی کند. اما درست وقتی آماده شده تا از خانه بیرون برود با اتفاقی هولناک رو به رو می‌شود...برای بار دوم ساخته‌ی لیلا اخباری به مواجهه‌‌ی دختری نوجوان با وضعیتی سخت می‌پردازد. برای آدم‌هایی که از این اتفاق اطلاعی ندارند، زندگی مثل قبل در جریان است. اما برای ساره که هم باید با شوکِ اتفاق مواجه شود و هم نقشش را به درستی ایفا کند دو راهیِ دشواری شکل گرفته. ساره باید میان برملا کردن حقیقت و بازیگری یکی را انتخاب کند و این انتخاب او را در مسیری قرار می‌دهد که دیگر مثل دنیای نمایش خیال انگیز نیست.برگ برنده‌ی برای بار دوم بازی درخشان شبنم دادخواه در نقش ساره است. دختری که تنها زمانی امکان بروز احساسات واقعی‌اش را پیدا می‌کند که روی صحنه باشد. چرا که اتفاق هولناک باعث شده ساره در حالت عادی در حال نقش بازی کردن برای دیگران باشد. قوی سیاهی که از تاریکی وجودش برای جلوه دادن هنر و استعدادش بهره بُرده و آماده‌ی فروپاشی می‌شود.</description>
                <category>بلاگ ودیو |  VODIO BLOG</category>
                <author>حسین جوانی</author>
                <pubDate>Mon, 11 Apr 2022 20:18:39 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فضانوردان</title>
                <link>https://virgool.io/VODIOIR/%D9%81%D8%B6%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86-vrgfcuo46bt0</link>
                <description>چهار کودک که کلاه‌هایی مقوایی به سر دارند، در محیطی که شبیه به سفیه‌ی فضایی ساخته شده در حال بازی هستند. از نظر ما آنها دارند بازی می‌کنند اما برای خودشان همه چیز جدی است. سفر به ماه، قرار گرفتن در مدار، پیدا کردن شمشیر، مبارزه با هیولا و...بهتر از نیل آرمسترانگ ساخته‌ی علیرضا ‌قاسمی با اطمینان به شخصیت‌های‌اش اجازه می‌دهد آنها در بازی‌شان غرق شوند و به آرامی بیننده را مجاب می‌کند آنها را جدی بگیرد. اینگونه است که رفته رفته مرز میان دنیای واقعی و فانتزی از بین می‌رود و تمامی نشانه‌هایی که بچه‌ها در مورد آنها حرف می‌زنند اهمیتی مضاعف پیدا می‌کنند.طراحی صحنه‌ی چشم‌گیر و توجه به جزئیات صحنه و لباس‌ها در کنار دیالوگ‌های بامزه‌ی شخصیت‌ها و بازی‌های باور پذیر بچه‌ها باعث شده بهتر از نیل آرمسترانگ به فیلمی به یادماندنی و دوست داشتنی تبدیل شود.علیرضا قاسمی تلخی پایانی فیلمش را به کمک فانتزی به دقت پرداخت شده‌ی نیمه‌ی نخست پوشش می‌دهد و مانع از آن می‌گردد که به جای بازی بچه‌ها به سرنوشت‌ تلخ‌شان فکر کنیم.</description>
                <category>بلاگ ودیو |  VODIO BLOG</category>
                <author>حسین جوانی</author>
                <pubDate>Mon, 11 Apr 2022 20:18:36 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عواقب</title>
                <link>https://virgool.io/VODIOIR/%D8%B9%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%A8-rhmcupcaxuxs</link>
                <description>چند دختر بچه که ماسک به صورت دارند، سرخوشانه در پارک می‌دوند. نقشه‌ای روی میز می‌گذارند و شروع به برنامه ریزی می‌کنند. در ابتدا به نظر می‌رسند آنها در حال اجرای بازی کودکانه‌ای هستند اما وقتی با جدیت شروع به کثیف کردن ماشینی می‌کنند که کنار خیابان پارک شده، همه چیز معنایی متفاوت به خود می‌گیرد. یکی از دختر بچه‌ها اما مثل بقیه فقط نمی‌خواهد تفریح کرده باشد یا انتقامی بچگانه بگیرد. او دوست دارد بفهمد برای بروز عصبانیتش راه درستی در پیش گرفته یا نه؟رآی ساخته‌ی سپیده برنجی با از میان برداشتن مرز میان بازی و جدی، واقعیت و خیال را در هم می‌آمیزد تا بیننده را به درون ذهن دختر بچه‌ای مُردد ببرد. دختر بچه‌ای که به دلیل سن و سالش، درک درستی از مناسبات جاری میان بزرگسالان ندارد و در ذهن خود راه حل‌هایی متفاوت برای مشکلات آنها طراحی می‌کند بدون آنکه متوجه عواقب این راه حل‌ها باشد. اما همین ناآگاهی معصومانه باعث شده رآی فیلمی هیجان انگیز و درگیر کننده باشد که فانتزی و بیرحمی را به هم پیوند می‌دهد.</description>
                <category>بلاگ ودیو |  VODIO BLOG</category>
                <author>حسین جوانی</author>
                <pubDate>Mon, 11 Apr 2022 20:18:34 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>توصیفی روانکاوانه از احساس گناه</title>
                <link>https://virgool.io/VODIOIR/%D8%AA%D9%88%D8%B5%DB%8C%D9%81%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%DA%A9%D8%A7%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3-%DA%AF%D9%86%D8%A7%D9%87-xfuqfseaukle</link>
                <description>سرسام (مجموعه شام آخر)این نقد بخشی از داستان را اسپویل می‌کند.سرسام (ساخته سیدوحید حسینی نامی و نوید نامی) داستان یک کابوس است. کابوسی که به تدریج باعث تسخیر ک پیرمرد نگهبان می‌شود و او را غرق در توهماتی می‌کند که زندگی او را تبدیل به یک شکنجه تمام عیار می‌نماید. پیرمرد که در ابتدای فیلم از بریدن گوش سگ خودداری می‌کند به نوعی در گناه کشته شدن او به دست گرگ‌ها شریک می‌شود، طبیعت این کار پیرمرد را بدون پاسخ نمی‌گذارد و او گوش انسانی را پیدا می‌کند که باعث می‌شود زندگی‌اش نابود شود. در سرسام کارگردانان فیلم (به سبک برادران ارگ) با استفاده از زبان تُرکی و یک فضاسازی فرُمال درخشان (خصوصاً با استفاده از صدا) موفق می‌شوند آن فضای وهم‌آلودی را که به واسطه حضور گوش یک انسان زندگی پیرمرد را در برمی‌گیرد برای تماشاگر ملموس از کار درآورند. آن‌ها از آن گوش به عنوان یک اُبژه فتیشیزه شده استفاده می‌کنند تا نشان دهند روان پیرمرد در مواجه با گناهی که به سبب نبریدن گوش سگ روی شانه‌هایش احساس می‌کند چگونه فرو می‌پاشد.توصیف روانکاوانه این دو کارگردان از پدیده احساس گناه حیرت انگیز است. سید وحید حسینی نامی و نوید نامی موفق می‌شوند روان در آستانه فروپاشی پیرمرد را تصویری کنند. پایان فیلم البته یک پایان خوش است، جایی که صاحب گوش بریده نزد پیرمرد می‌آید و گوش را از او تحویل می‌گیرد، این همان لحظه‌ای است که پیرمرد به آرامش می‌رسد. لحظه‌ای که بعد از مدت‌ها موفق می‌شود دراز بکشد و چشم‌هایش را روی هم بگذارد و بخوابد. سرسام ادامه منطقی سینمایی است که در سال‌های اخیر نمونه‌های موفقش را در سینمای ایران زیاد دیده‌ایم. آثاری مانند پوست (که سرسام شباهت زیادی به آن دارد) که می‌کوشند با استفاده از فُرم به جلوه‌های جذابی از وهم برسند. پوست این کار را با تکیه بر فرهنگ بومی ایران انجام می‌دهد و سرسام با تکیه بر برداشتی روانکاوانه از مفهوم احساس گناه.</description>
                <category>بلاگ ودیو |  VODIO BLOG</category>
                <author>مازیار وکیلی</author>
                <pubDate>Thu, 06 Jan 2022 11:46:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شاید جایی دیگر</title>
                <link>https://virgool.io/VODIOIR/%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-mywxdj0jlhd7</link>
                <description>یادداشتی بر فیلم کوتاه کلاف(ملیحه غلامزاده)خاطراتی هستند که دیگر رهایم نمی‌کنندخاطراتی هستند که خود را با میخ به جمجمه‌ام کوبیده‌اند*ما هر یک به شکلی در میان گذشته مانده‌ایم. هر کسی در گذشته سهمی دارد درست به اندازه‌ی آن‌چه که فراموش نکرده(نخواسته یا نتوانسته) و آدمی زنده است به همین سهم کم یا زیادی که از گذشته و خاطراتش تا پایان عمر به دوش می‌کشد و هر جا که برود رهایش نمی‌کنند. فیلم کوتاه کلاف روایت جذاب(البته غم‌انگیزی‌)ست از این خاطرات و گذشته‌ای که تا لحظه‌ی مرگ هم لحظه‌ای دختر را رها نمی‌کنند؛ روایتی که با وجود غم و اندوهی که در ثانیه به ثانیه‌اش ریشه دوانده اما با این وجود مخاطب را با خود همراه می‌کند.دختر از خانه‌ای نیمه‌ویران و شهری که زیر آتش جنگ است می‌گریزد اما ریشه‌ها و رشته‌هایی که او را به خانه و شهر و خاطراتش متصل کرده‌اند، لحظه‌ای رهایش نمی‌کنند و به دست و پای او می‌پیچند انگار که می‌خواهند مانع رفتن و مهاجرت او شوند اما دختر سختی‌ها را به جان می‌خرد و همچنان پیش می‌رود و پیش می‌رود تا به مرز می‌رسد، به نقطه‌ای که هم پایان است و هم آغاز. او در میان رشته‌هایی که محاصره‌اش کرده‌اند می‌نشیند و هر آن‌چه را که به جا گذاشته و هر چیزی که به دوش کشیده و با سختی و مشقت به مرز رسانده  یکی می‌کند ، از گذشته‌اش کفنی می‌بافد تا شاید در میانش آرام بگیرد درست مثل تمام کسانی که شبیه به او در همان مرز برای همیشه به خواب فرو رفته‌ و در جایی میان گذشته‌ای از دست رفته و آینده‌‌ای نامعلوم و مبهم زمین‌گیر شده‌اند.می‌توانید فیلم کوتاه کلاف را در سایت ودیو تماشا کنید.*شعری از گروس عبدالملکیان(سه‌گانه‌ی خاورمیانه)</description>
                <category>بلاگ ودیو |  VODIO BLOG</category>
                <author>فرناز خزاعی</author>
                <pubDate>Mon, 03 Jan 2022 20:21:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اینک آخرالزمان</title>
                <link>https://virgool.io/VODIOIR/%D8%A7%DB%8C%D9%86%DA%A9-%D8%A2%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D9%84%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-dfoercxtuhfd</link>
                <description>زوزه مرد (مجموعه شام آخر)به نظر می‌رسد بعد از همه گیری کرونا کارگردانان ایرانی تمایل زیادی به ساختن فیلم‌های آخرالزمانی پیدا کرده‌اند. در همین مجموعه شام آخر حداقل دو فیلم از پنج فیلم این مجموعه موضوعاتی آخرالزمانی دارند که نشان می‌دهد فیلم ساختن در دوران پساکرونا شکل و شمایل دیگری پیدا کرده است و کارگردانان به مضامینی توجه می‌کنند که پیش از این کمتر به آن دقت می‌کردند.زوزه‌ مرد کلاسیک‌ترین فیلم مجموعه شام آخر است. فیلم از همان ابتدا با کپشنی که بر روی تصویر سیاه نوشته می‌شود حال و هوای فیلم را به خوبی برای تماشاگر جا می‌اندازد. بعد صدای نریشن می‌آید که از آخرالزمان صحبت می‌کند. کات به لانگ‌شاتی از دریا و بعد کات به قایق که به سوی یک ناکجاآباد حرکت می‌کند. همه چیز در کمال ایجاز برگزار می‌شود، رضا گمینی با چند تمهید بسیار ساده موفق می‌شود تماشاگر را وسط معرکه‌ای پرتاب کند که حتی فکر کردن به آن هم هراس‌انگیز است. در فیلم خبری از جلوه‌های ویژه آن‌چنانی نیست، کارگردان با ساده‌ترین ابزار داستان هولناکش را پیش می‌برد و آخرالزمانی حقیقی را پیش چشم تماشاگر تصویر می‌کند. این هنری است که هر کارگردانی ندارد، این‌که به سادگی تمام یک آخرالزمان بسازی نشان‌دهنده این است که گمینی فیلم‌ساز بسیار پخته‌ای است.گمینی در زوزه مرد آخرالزمانش را با تکیه بر دو عنصر باورپذیر از کار در می‌آورد. اولی ایجاز است و دومی میزانسن. برای تعریف چنین داستان متفاوتی، گمینی همه چیز را فشرده کرده و همین فشردگی باعث شده داستان کوبندگی عجیبی پیدا کند و تماشاگر فرصت نفس کشیدن هم نداشته باشد. دوم دکوپاژ کارگردان است که در عین سادگی با چنان ظرافتی اجرا شده که لحظه‌ای به تماشاگر اجازه نمی‌دهد از فضای جزیره جدا شود. بازی‌های درخشان فیلم، در کنار توانایی کارگردان در ساختن یک اتمسفر آخرالزمانی زوزه مرد را بدل به یکی از دلچسب‌ترین تجربه‌های سال‌های اخیر سینمای ایران در حوزه فیلم کوتاه کرده است. تجربه‌ای که نمونه‌ای در سینمای ایران ندارد و همین بکر بودن سوژه و اجرا است که آن را بدل به فیلمی درخشان می‌کند.</description>
                <category>بلاگ ودیو |  VODIO BLOG</category>
                <author>مازیار وکیلی</author>
                <pubDate>Mon, 03 Jan 2022 20:20:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روز داوری</title>
                <link>https://virgool.io/VODIOIR/%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1%DB%8C-s455bw4gbkhb</link>
                <description>این نقد بخشی از داستان را اسپویل می‌کندفشن (مجموعه شام آخر)در فرهنگ دینی ایران زمین یوم‌الجمع روز مهمی است. این روز، روز رستاخیز است. روزی که آدمیان برانگیخته می‌شوند تا به حساب آنان رسیدگی شود. روزی است که اعمال انسان، توسط نمایندگان خدا (جنیان، ملائکه و آدمیان) داوری می‌شود. بسیاری از مفسران و تحلیل‌گران دینی اعتقاد دارند دلیل برانگیخته شدن پیامبران، انذار انسان‌ها از روز یوم‌الجمع است. این مفسران عقیده دارند بدون انذار از روز یوم‌الجمع رسالت پیامبران ناقص می‌ماند و کامل نمی‌شد.فشن روایتی است مدرن از روز یوم‌الجمع. محل وقوع داستان، حمامی است آخرالزمانی که عده‌ای تماشاگر که گریم‌های آن‌ها نشان می‌دهد شباهت چندانی به انسان ندارند، درباره مرگ یکی از مدل‌ها که مردی معتاد است تصمیم‌گیری می‌کنند. فردین انصاری برای بیان مضمون دینی فیلمش سراغ یک داستان پُلیسی کلاسیک رفته، داستانی که در آن یک کارآگاه دنبال قاتل مدل معتاد می‌گردد. منتها این داستان پُلیسی است که در آخرالزمان اتفاق می‌اُفتد. کارآگاه (که با توجه به مضمون فیلم به نظر می‌رسد توسط خدا مامور شده) سعی می‌کند مرحله به مرحله پیش برود تا قاتل را پیدا کند. بعد از کُلی گشتن و نیافتن قاتل از خود مقتول درباره قاتل سوال می‌کنند و او همسرش را قاتل معرفی می‌کند، اما با توضیحات زن درباره چرایی قتل همسر داوران رای به بی‌گناهی او می‌دهند.فشن فیلمی عمیقاً دینی است. انصاری از یک مفهوم دینی روایتی سورئال به دست می‌دهد و فیلمش را تبدیل می‌کند به تجربه فرا واقع‌گرایانه‌ای از آیه 49 سوره الکهف:وَوُضِعَ الْکتَابُ فَتَرَ‌ی الْمُجْرِ‌مِینَ مُشْفِقِینَ مِمَّا فِیهِ وَیقُولُونَ یا وَیلَتَنَا مَالِ هَٰذَا الْکتَابِ لَا یغَادِرُ‌ صَغِیرَ‌ةً وَلَا کبِیرَ‌ةً إِلَّا أَحْصَاهَا ۚ وَوَجَدُوا مَا عَمِلُوا حَاضِرً‌ا ۗ وَلَا یظْلِمُ رَ‌بُّک أَحَدًا «و کارنامه [عمل شما در میان‌] نهاده می‌شود، آنگاه بزهکاران را از آنچه در آن است بیمناک می‌بینی، و می‌گویند: «ای وای بر ما، این چه نامه‌ای است که هیچ [کار] کوچک و بزرگی را فرو نگذاشته، جز اینکه همه را به حساب آورده است.» و آنچه را انجام داده‌اند حاضر یابند، و پروردگار تو به هیچ کس ستم روا نمی‌دارد.»</description>
                <category>بلاگ ودیو |  VODIO BLOG</category>
                <author>مازیار وکیلی</author>
                <pubDate>Mon, 03 Jan 2022 20:19:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جوهره سورئالیسم</title>
                <link>https://virgool.io/VODIOIR/%D8%AC%D9%88%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%B3%D9%88%D8%B1%D8%A6%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%B3%D9%85-kuxhfmo0rrng</link>
                <description>سورئالیسم جنبشی فرهنگی و هنری در قرن بیستم بود که به دنبال ماورای واقعیت و یا واقعیت برتر می‌گشت. جنبشی محصول اروپای پس از جنگ جهانی اول، که تلاش می‌کرد ویرانی‌های پس از جنگ را با درهم‌آمیختن واقعیت و خیال فراموش کند. البته که ظهور فروید با نظریات آوانگاردش در حوزه روان‌شناسی (نظریاتی درباره ناخودآگاه، رویا و سرکوب) جهان را تکان داده بود. سورئال‌ها با تکیه بر آرای فروید و شرایط تاریخی اروپای پس از جنگ جهانی تلاش کردند مکتبی خلق کنند که در آن مرزهای واقعیت و رویا برداشته شود و هنرمندان در آن بکوشند راوی هم‌نشینی ذهنیت و تخیلات انسان‌ها با واقعیت باشند. سورئالیسم، بعدها در آثار کارگردان شهیر اسپانیایی لوئیس بونوئل و با فیلم سگ آندلسی به سینما هم راه پیدا کرد.آوانتاژ علی احمدزاده فیلمی سورئال است. فیلمی که می‌کوشد مرزهای جهان مادی با ذهنیت شخصیت‌ها را از میان بردارد و راوی تخیلات و تمایلات ذهن پریشان کاراکترها باشد. مثلث عاشقانه‌ای که احمدزاده در این فیلم خلق می‌کند نه در جهان مادی که در ذهن شخصیت‌ها ادامه پیدا می‌کند. شخصیت‌ها این عشق مسئله‌دار را در ذهن هم دنبال می‌کنند (جایی از فیلم ندا به پویا می‌گوید عاشق کسی است که سه سال جلوتر از او زندگی می‌کند). احمدزاده در آوانتاژ بسیار هوشمندانه این عشق را به مرگ (به عنوان رازآلودترین و فراواقع‌گرایانه‌ترین اتفاق هستی) پیوند زده و با همین پیوند هوشمندانه چنان مرزهای واقعیت و خیال را به هم نزدیک کرده که تشخیص هر کدام از دیگری بسیار دشوار است.مهم‌ترین عنصری که برای خلق چنین جهان سورئالی در اختیار احمدزاده بوده، یکی فیلم‌نامه دقیقی است که خود او نوشته و موفق شده با استفاده از یک روایت غیرخطی و پس و پیش کردن زمان وقوع ماجراهای فیلم مرزهای میان واقعیت و رویا را بردارد و دیگری بازی خوب بازیگران است که با درک درست از حال و هوای فیلم به شخصیت‌ها جان بخشیده‌اند. این درهم‌آمیزی رویا و واقعیت در بازی باران کوثری نمود ویژه‌ای دارد، او با نگاه‌های منگ و بی‌حالت خود در برخی سکانس‌ها، جهان مردگان را به جهان مادی پیوند زده و موفق شده جوهره سورئالیسم مدنظر کارگردان را در بازی‌اش بازتاب دهد. آوانتاژ یک فیلم متفاوت، جسور و جذاب است که بعد از گذشت چندین سال از ساخت آن هنوز طراوت خود را حفظ کرده و برای تماشاگر خسته از روایت‌های کلیشه‌ای پیشنهادهای تازه‌ای دارد.</description>
                <category>بلاگ ودیو |  VODIO BLOG</category>
                <author>مازیار وکیلی</author>
                <pubDate>Mon, 03 Jan 2022 20:18:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تماشاچی</title>
                <link>https://virgool.io/VODIOIR/%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B4%D8%A7%DA%86%DB%8C-bvfka5idhozw</link>
                <description>یادداشتی بر فیلم کوتاه آخر هفته(آریو متوقع)خواندن این نوشته بخشی از داستان فیلم را لو می‌دهد.همه چیز عادی و معمولی به نظر می‌رسد. خانواده‌ای در یک روز آرام و معمولی فضای سبز یک پارک را برای غذا خوردن و گذراندن وقت انتخاب کرده‌اند. آن‌ها در آرامش و سکوت پارک دور هم نشسته‌اند و در ظاهر قرار نیست طوفان یا اتفاق بدی در راه باشد اما هست و در فاصله‌ی کوتاهی همه چیز شکل و معنای دیگری پیدا می‌کند. ممکن است مخاطب نسبت به رفت و آمد یکی از افراد خانواده که از بالا اتفاقی را پیگیری می‌کند، کنجکاو می‌شود آن هم در شرایطی که بقیه‌ی اعضای خانواده در آرامش مشغول غذا خوردن هستند و تنها یک نفر از آن‌ها حتی غذایش را هم جدا از بقیه می‌خورد اما به ناگاه صدایی که فضا را پر می‌کند از آن سوی سکه خبر می‌دهد. همه برای تماشای صحنه‌ی یک اعدام دور هم جمع شده‌اند. فیلمساز اما نه با ختم شدن یک پیک‌نیک خانوادگی به تماشای صحنه اعدام بلکه با حضور کودک در این سکانس و همزمانی بالا بردن کودک توسط پدر و خالی شدن زیر پای فرد اعدامی مخاطب را غافلگیر می‌کند. تصویری هولناک که بارها و بارها در دنیای واقعی اتفاق افتاده است. آریو متوقع در فیلم کوتاه آخر هفته بدون افراط در حاشیه و البته پرهیز از مقدمه‌چینی طولانی و خسته‌کننده تنها مخاطب را کنجکاو می‌کند و بعد با قابی هولناک، تلخی واقعیت را در کام او می‌ریزد. یک روز معمولی در فضایی آرام(و حتی گرم) ناگهان ختم می‌شود به یکی از هولناک‌ترین شکل‌های مرگ. در کنار این تقابل و غافلگیری، ناظری در فیلم حضور دارد که فیلمساز نگاه ویژه‌ای به وی داشته، به اندازه‌ای که در پایان فیلم مخاطب را به این فکر وا‌دار می‌کند که ای کاش اعضای خانواده همان‌طور که با عجله برای تماشای صحنه اعدام شتافتند و قید وسایل‌شان را زدند، کودک را هم جا می‌گذاشتند و او هرگز شاهد چنین صحنه‌ای نبود.می‌توانید فیلم کوتاه  آخر هفته را در سایت ودیو تماشا کنید</description>
                <category>بلاگ ودیو |  VODIO BLOG</category>
                <author>فرناز خزاعی</author>
                <pubDate>Fri, 31 Dec 2021 22:08:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بازی مرگ و زندگی</title>
                <link>https://virgool.io/VODIOIR/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D9%88-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-cy5xz8gackms</link>
                <description>این متن بخش‌هایی از خط داستانی فیلم‌ها را برملا می‌کند.مجموعه فیلم‌ کوتاه «شام آخر» آثار فکر شده و متکی به بیان تصویری هستند که می‌کوشند داستان‌شان را نه از طریق گفتگوهای طولانی و کش دادن زمان، بلکه با استفاده از ایجاز تصویر، ترکیب رنگ‌ها و به کارگیریِ سایه روشن‌ها در کمترین زمان ممکن به بیننده ارائه دهند.مضمون مشترک تمامی فیلم‌های منتشر شده در مجموعه فیلم‌ کوتاه «شام آخر» تقابل مرگ و زندگی‌ست. تلاش برای زنده ماندن و هراس از مرگ. از یک سو تلاش‌هایی از سر ناچاری که با احساس ناامنی، مالیخولیا، شکنجه، عذاب و عقوبت کار همراه است و از سوی دیگر مُردن در شرایطی سخت یا قرار گرفتن در موقعیتی آزار دهنده.مجموعه فیلم‌ کوتاه «شام آخر» پتانسیل آن را دارند که شما را برای ساعتی از محیط پیرامون‌تان جدا کرده و به دنیای دیگر ببرند. دنیایی که رویکردهای متفاوتی برای مواجهه با مرگ و زندگی دارد:در سرسام( ساخته‌ی سید وحید حسینی نامی و نوید نامی) گوشی بُریده شده به مرور به کابوسی تمام عیار تبدیل می‌شود. مسئله‌ی آزار رساندن به دیگران به بهانه‌ی حفاظت کردن از آنها در برابر خطرات احتمالی و مرگ، شکلی متفاوت از توجیه شکنجه است. سرسام به خوبی نشان می‌دهد که فرقی نمی‌کند این شکنجه به چه صورت و روی چه موجودی اعمال شود. در هر حال با یک کابوس مواجهه‌ایم که مرز میان مرگ و زندگی را از بین می‌بَرد.در آخر هفته( ساخته‌ی آریو متوقع) از بین رفتن مرز میان زندگی و مرگ شکل پُر رنگ‌تری به خود می‌گیرد. خانواده‌ای برای تفریح(به عنوان ساده‌ترین شکل لذت بُردن از زندگی) به بیرون از خانه رفته‌اند و همزمان شاهد یک اعدام در ملا عام نیز هستند. آخر هفته آن‌چنان بدون تأکید این دو موقعیت را به یکدیگر متصل می‌کند که گویا فرقی با هم ندارند.در فشن( ساخته‌ی فردین انصاری) یک جنایت رخ داده اما شکل پرداختن به آن به گونه‌ای است که گویی نه زندگی مقتول ارزشی داشته و نه مرگش. در موقعیتی عجیب و مضحک مقتول زنده می‌شود تا قاتل از او بخواهد بابت جنایت صورت گرفته او را ببخشد. بدین ترتیب مشخص می‌شود مقتولی که حالا همه جمع شده‌اند تا عدالت را در مورد او اجرا کنند، مردی بوده که خانواده‌اش را آزار می‌داده و مُردنش بهتر از زنده بودنش است.در کلاف( ساخته‌ی ملیحه غلام زاده) همه چیز از بین رفته و شخصیت اصلی وارث نابودی و مرگ است. او از میان خرابه‌ها می‌گذرد و به ویرانه‌ها چشم می‌دوزد تا در خیال خود زندگی را احیا کند اما در انتها مرگ و نیستی بر او غلبه می‌کنند. از این رو، کلاف تصویرگر حیاتی است که به راهی جز مرگ منتهی نخواهد شد.در زوزه مرد(ساخته‌ی رضا گمینی) نیز گروهی در تلاشند که مانع از شکل‌گیری زندگی شوند. موقعیتی نمادین و آخرالزمانی که در آن بچه‌ها توسط موجوداتی ناشناخته از بین می‌روند. حیات آخرین روزهای خود را سپری می‌کنند و انسان‌ها به دو گروه تقسیم شده‌اند. آنهایی که امیدوارند بچه‌های‌شان را به هر شکل ممکن نجات دهند و آنهایی که تنها به دنبال راهی برای زنده ماندن هستند.بدین ترتیب در مجموعه فیلم کوتاه «شام آخر» شاهد شکل‌گیری موقعیت‌ها یا پرداختن به موضوعاتی از جنس دیگر هستیم. در این فیلم‌ها زندگی دیگر آن‌قدرها هم لذت‌بخش نیست اما مرگ هم چیزی نیست که به سادگی به دست بیاید. شکنجه‌ی جسمانی و عذاب‌های روحی پل ارتباطی میان مردگان و زندگان هستند. آدم‌های این فیلم‌ها یا به بهانه‌ی زندگی رنج می‌کشند یا به ساده‌ترین شکل ممکن جان خود را از دست می‌دهند.مجموعه فیلم‌ کوتاه «شام آخر» شامل فیلم‌های کوتاه «سرسام» به کارگردانی سید وحید حسینی نامی و نوید نامی، «آخر هفته» به کارگردانی آریو متوقع، «فشن» به کارگردانی فردین انصاری، «کلاف» به کارگردانی ملیحه غلام‌زاده و «زوزه مرد» به کارگردانی رضا گمینی هم اکنون در پلتفرم ودیو به شکل آنلاین در حال اکران هستند. فرصت تماشای آنها را از دست ندهید.</description>
                <category>بلاگ ودیو |  VODIO BLOG</category>
                <author>حسین جوانی</author>
                <pubDate>Thu, 30 Dec 2021 13:12:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آزمودن</title>
                <link>https://virgool.io/VODIOIR/%D8%A2%D8%B2%D9%85%D9%88%D8%AF%D9%86-gpqpwyjucbr1</link>
                <description>این متن بخش‌هایی از خط داستانی را برملا می‌کند.یک صندلی قرمز، دوربینی ثابت مانده به روی نمای میانه(معروف به مدیون شات) و دختری مشتاق که برای تست بازیگری وارد قاب می‌شود. مدیوم شات با همین سه عنصر، در نهایت سادگی مقدمه چینی می‌کند تا داستانش را تعریف کند. داستان یک جا به جایی ساده که جایگاه آدم‌ها را نسبت به هم تغییر می‌دهد. چرا که تفاوتی اساسی وجود دارد میان زمانی که کسی مورد آزمون واقع می‌شود و وقتی خودش در حال آزمودن دیگران است. مدیوم شات درباره‌ی آزمون بازیگری است. درباره‌ی قرار گرفتن زیر نگاه سنگین دیگران،  قضاوت شدن به بی‌رحمانه‌ترین شکل ممکن و احساسات متناقضی که در چنین موقعیتی امکان بروز پیدا می‌کنند.دختری برای دادن تست به دفتری سینمایی رفته و به سرعت با واکنش سرد و تحقیر آمیز مردی مواجهه می‌شود که در حال گرفتن آزمون است. مرد اصرار دارد که دختر بدون آنکه نیاز باشد حرفی بزند یا کاری بکند، مناسب نقش نیست و دختر تلاش می‌کند با نمایش استعدادش به مرد ثابت کند توانایی بالایی در بازیگری دارد. مدیوم شات ولی نه سمت دختر را می‌گیرد و نه مرد را. تا وقتی که ورق بر می‌گردد و جایگاه آنها نسبت به هم تغییر می‌کند. از اینجا به بعد هم می‌توانیم به دختر حق بدهیم و هم به مرد. چرا که با تغییر جایگاه آنها نسبت به هم، در زمانی کوتاه به درکی تازه از موقعیت آدم‌ها در یک تست بازیگری دست پیدا کرده‌ایم که قابل پیش بینی نبود.</description>
                <category>بلاگ ودیو |  VODIO BLOG</category>
                <author>حسین جوانی</author>
                <pubDate>Sun, 26 Dec 2021 13:22:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حقایق</title>
                <link>https://virgool.io/VODIOIR/%D8%AD%D9%82%D8%A7%DB%8C%D9%82-uruwsoyad1hg</link>
                <description>این متن بخش‌هایی از خط داستانی را برملا می‌کند.پنهان فیلم عجیبی است. از آن دست فیلم‌هایی که بدون نشان دادن چیزی قصد انتقال موضوعی به بیننده را دارند. از آن فیلم‌هایی که همه چیز را به اشاره برگزار می‌کنند و از بیننده توقع دارند با دقت در نگاه‌ها و سکوت‌ها، بر ابهام داستان فائق آید. پنهان فیلمی درباره‌ی فقر، خانواده و استیصال است. اما هیچ گونه تاکیدی روی این سه موضوع نمی‌کند. در عوض به تصویری شکل می‌دهد که این موضوعات در آن قابل درک هستند.شب هنگام زنی از ماشینی پیاده می‌شود و پس از چند لحظه سوار ماشین دیگری می‌شود. دیالوگی میان زن و مرد راننده رد و بدل نمی‌شود. ماشین در سیاهی شب به پیش می‌رود و ابهام جاری در موقعیت به مرور جای خود را به اضطراب می‌دهد. اضطرابی که محصولِ ناگفته باقی ماندن رابطه‌ی میان زن و مرد است. هیچ معلوم نیست زن فاحشه‌ای است که از ماشینی پیاده شده و به ماشین دیگری سوار شده یا زن تنها و درمانده‌ای که سوار ماشین مسافرکشی شده تا به خانه‌اش برسد. پنهان تا آخرین لحظات فیلم از دادن پاسخ سر راست به سوالات بیننده طفره می‌رود و به بیننده اجازه می‌دهد در ذهنش داستان‌هایی مختلفی برای این موقعیت بسازد. همین موضوع باعث شده پنهان به همان میزان که کُند و حوصله سر بر به نظر می‌رسد، جذاب و درگیر کننده نیز باشد.پنهان یک پلان سکانس بیست دقیقه‌ای است. در تمامی طول فیلم تصویر قطع نشده و پیوستگی تک پلان فیلم به آهستگی پرده از حقایقی بر می‌دارد که پشت رفتار زن و مرد راننده پنهان شده‌اند.</description>
                <category>بلاگ ودیو |  VODIO BLOG</category>
                <author>حسین جوانی</author>
                <pubDate>Sun, 26 Dec 2021 13:21:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سرگذشت نمادین</title>
                <link>https://virgool.io/VODIOIR/%D8%B3%D8%B1%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA-%D9%86%D9%85%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%86-hsaclh9px1v1</link>
                <description>360 درجه فیلمی نمادین است. فیلمی که می‌کوشد با حداقل مواد خام داستانی و با استفاده از کاراکترها و صحنه‌هایی از پیش طراحی شده معنایی را به بیننده منتقل کند. با این حال، این نماد پردازی به گونه‌ای نیست که درک و فهم آن نیازمند پیش زمینه‌ای نظری باشد. طبق تعریف، نماد آن چیزی است که به واسطه‌ی برقراریِ شباهت میان دو جسم، تداعی ذهنی برای فرد یا قراردادهای فرهنگی و اجتماعی، چیز دیگری را نمایندگی می‌کند. شیء مادی یا عینی که بر پدیده‌ایی انتزاعی دلالت دارد. به عنوان مثال، آب نماد پاکی است، چراغ نماد روشنی، پرچم نماد هویت ملی و...360 درجه بر یک رینگ بوکس متمرکز است. این رینگ صحنه‌ی رویاروییِ یک بوکسور با  انسانی در مقاطع مختلف زندگی‌اش است. بچه، نوجوان، میان‌سال و پیر. تصاویر سیاه و سفید است و دیالوگی بین کاراکترها برقرار نمی‌شود. در تمام مدت مردی کنار رینگ ایستاده و این انسان را راهنمایی می‌کند. بدین ترتیب با چند نماد ساده مواجهیم: رینگ بوکس که می‌تواند نماد صحنه‌ی زندگی باشد. بوکسوری قوی هیکل که نمادی از مشکلات و سختی‌های زندگی‌ست و انسان در مقاطع مختلف زندگی‌اش به عنوان نمادی از بشریت که در مقابل این مشکلات قرار می‌گیرد. آن پیرمردی که کنار رینگ با انسان نمادین حرف می‌زند هم می‌تواند نماد انسان‌هایی باشد که کنار گود می‌نشینند و می‌گویند لنگش کن یا پیرِ دانایی که از ابتدا راه و رسم مبارزه را به انسان می‌آموزد اما انسان‌ها گوش‌شان بدهکار نیست و راه خودشان را می‌روند و شکست پشت شکست رقم می‌زنند.360 درجه فیلمی ساده است که محتوای خود را در زمانی کوتاه، به شکلی مختصر از طریق نمادها به بیننده منتقل می‌کند. از این رو، هر بیننده‌ای می‌تواند برداشت شخصی خود را از این نمادها داشته باشد و نتیجه‌ای متفاوت از پایان فیلم بگیرد.</description>
                <category>بلاگ ودیو |  VODIO BLOG</category>
                <author>حسین جوانی</author>
                <pubDate>Sat, 25 Dec 2021 14:50:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نیمه شب اتفاقی نیفتاد</title>
                <link>https://virgool.io/VODIOIR/%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87-%D8%B4%D8%A8-%D8%A7%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%82%DB%8C-%D9%86%DB%8C%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%AF-yeqrrhbn3ce3</link>
                <description>یادداشتی بر فیلم کوتاه نیمه شب(محمد آتش‌پنجه)تام هاردی در فیلم لاک هشتاد و پنج دقیقه بی‌وقفه در یک ماشینِ در حال حرکت مخاطب را با خود همراه کرد و تمام فیلم در ماشین و سفر او از شهری به شهر دیگر در شرایط بحرانی گذشت، ایده‌ی خام و ابتدایی فیلم کوتاه نیمه شب(بدون در نظر گرفتن خط اصلی و جزییات داستان) لاک را تا حدودی به ذهن مخاطب یادآوری می‌کند. راننده تاکسی در نیمه شبی خلوت و تاریک ناگهان به دلیل رفتن بر روی یک دست‌انداز از نظر ذهنی بهم می‌ریزد و در موقعیت عجیبی گرفتار می‌شود؛ موقعیتی که او را به دام توهم می‌اندازد. فیلم نیمه شب بدون هیچ‌گونه دیالوگ و یا حضور بازیگر دیگری تنها با تکیه بر بازی و عکس العمل‌های راننده تاکسی(مهدی گل‌پری) پیش می‌رود. راننده تاکسی با واکنش‌هایش توجه مخاطب را به خود جلب می‌کند تا به دنبال اتفاقی که افتاده یا قرار است بیفتد با او و آن‌چه که در ذهنش(و نه در واقعیت) میفتد همراه شود. تلاش فیلمساز بر این بوده که بدون اغراق و یا تاکید بر ساختن فضایی رعب‌آور مخاطب را به توهمات ذهنی راننده نزدیک کند و در چند سکانس تا حدودی موفق هم شده. حضور سگ، پرنده، خانه‌ای که چراغش خاموش و روشن می‌شود همه در خدمت به تصویر کشیدن آنچه در ذهن راننده هستند، به کار گرفته شده و شرح موقعیت انسانی که می‌تواند با یک تلنگر و یا اتفاقی ساده و کوچک به ناگاه چنان بهم بریزد و آَشفته شود که از کنترل خارج شود. فیلمساز می‌توانست در فیلم نیمه شب با فضاسازی بهتر و دقیق‌تر ایده‌ی خوب ابتدایی را در قالبی بهتر از شکل فعلی به تصویر بکشد اما با این وجود تا حدودی در به نتیجه رساندن ایده‌ی ابتدایی به نتیجه‌ی قابل‌قبولی دست یافته است.می‌توانید فیلم کوتاه نیمه شب را در سایت ودیو تماشا کنید.</description>
                <category>بلاگ ودیو |  VODIO BLOG</category>
                <author>فرناز خزاعی</author>
                <pubDate>Tue, 14 Dec 2021 12:53:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>این‌جا بدون من</title>
                <link>https://virgool.io/VODIOIR/%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D8%A7-%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86-%D9%85%D9%86-oobmh9u1yh3p</link>
                <description>یادداشتی بر فیلم کوتاه شکلی از مرگ(هادی افشار)فیلم با این جمله از میشل فوکو آغاز می‌شود&quot;انسان اختراع جدیدی است که کم‌کم دارد به پایان خود می‌رسد&quot;. و سکانس به سکانس براساس همین جمله و تفکر پشت آن پیش می‌رود و شکل می‌گیرد. تصویر غریب(و البته نزدیک به واقعیت) انسان امروزی که دلبستگی‌هایش کمتر و عاداتش روز به روز بیشتر می‌شود. از سر عادت صبح بیدار می‌شود، صبحانه می‌خورد، آماده‌ی رفتن به محل کار می‌شود، کار می‌کند، غذا می‌خورد، به خانه باز می‌گردد، باز هم غذا می‌خورد، مطالعه می کند و می‌خوابد و این چرخه‌ی تکراری وکسالت‌آور می‌تواند تا ابد ادامه داشته باشد مگر در جایی اتفاقی خارج از برنامه‌ی همیشگی به وقوع بپیوندد، نفسی برود و برنگردد یا انسان به ناگاه دست از روزمرگی بکشد. فیلمساز برای تاکید بر تکراری و خسته‌کننده بودن شرایط زندگی انسان، فیلم را سیاه و سفید روایت می‌کند. فیلم تکرار چند باره‌ی زندگی روزمره و خالی از هیجان مردی‌ست که کم‌کم از نمایش جزییات آن کم می‌شود. اولین صبحی که مرد دیگر بیدار نمی‌شود و زندگی همچنان بدون وجود و حضور او ادامه دارد، دوربین به سراغ جزییات زندگی‌اش می‌رود، جزییاتی که دیگر رنگ می‌گیرند و به چشم مخاطب می‌آیند؛ دم‌پایی‌هایش، شیشه‌‌ی عطر، ساعت، شانه، قیچی، آسانسور، ترافیک و ... و در نهایت صندلی‌اش در محل کار. حالا که مرد نیست انگار زندگی از آن کسالت همیشگی خارج می‌شود اما در چرخش پایانی باز هم به این چرخه‌ی تا ابد تکراری باز می‌گردد، او بازمی‌گردد و باز هم تصویر از رنگ و جزییات خالی می‌شود.می‌توانید  فیلم کوتاه شکلی از مرگ را در سایت ودیو تماشا کنید.</description>
                <category>بلاگ ودیو |  VODIO BLOG</category>
                <author>فرناز خزاعی</author>
                <pubDate>Tue, 14 Dec 2021 12:53:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سوگ</title>
                <link>https://virgool.io/VODIOIR/%D8%B3%D9%88%DA%AF-f9ektsxa2ljf</link>
                <description>یادداشتی بر فیلم کوتاه جای منو توی اتاق بنداز(امیر توده‌روستا)عزا و شادی همواره دو روی سکه هستند؛ در مراسم شادی جایی برای اشک و غصه بوده و هست و در مراسم سوگ و عزا هم بهانه‌ای برای لبخند یا خنده‌های غیرقابل‌کنترل پیدا می‌شود. سکانس خواب و خنده و شوخی فیلم کوتاه جای منو توی اتاق بنداز علاوه بر کارکردی که در فیلم دارد، بازتاب درست و دقیقی از این موقعیت عجیب و پیچیده است. فیلم کوتاه جای منو توی اتاق بنداز داستان تازه‌ای ندارد اما فیلمساز تلاش کرده قصه‌ی تکراری را از زاویه‌ی دید خود روایت کند. پسر خانواده درحادثه‌ای جان خود را از دست داده و مادر همسرش در مراسم عزای او، ازمادرش می‌خواهد آذر(پریناز ایزدیار) را در خانواده‌اش نگه دارد و او را به عقد برادر شوهرش دربیاورد. فیلم چندان به جزییات مرگ پسر خانواده نمی‌پردازد و تنها در چند دیالوگ کوتاه به علت مرگ اشاره می‌کند اما شکل و دلیل مرگ او بر زندگی بازماندگان و خانواده‌اش به شدت اثر گذاشته و نه تنها از نظر عصبی و روحی تک‌تک اعضای خانواده تحت فشار هستند و دچار کندی و سردی شده‌اند بلکه این سرما از نظر فیزیکی هم در فضای خانه لمس می‌شود و مادر خانواده اجازه‌ی استفاده از بخاری را به دیگران نمی‌دهد. موازی با این ماجرا، آذر سعی در کنارگیری از سایر اعضای خانواده را دارد؛ او نه تنها در سکوت و غم و بهت فرورفته بلکه از سایر اعضای خانواده خودش را کنار می‌کشد، ابتدا محل خوابش را جدا می‌کند و بعد با جواب ندادن برادر همسرش در صبح روزبعد، تنهاتر می‌شود.می‌توانید فیلم کوتاه جای منو توی اتاق بنداز را در سایت ودیو تماشا کنید.</description>
                <category>بلاگ ودیو |  VODIO BLOG</category>
                <author>فرناز خزاعی</author>
                <pubDate>Tue, 14 Dec 2021 12:52:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نگاهی کوتاه به برخی از فیلم های جشنواره ی فیلم کوتاه تهران</title>
                <link>https://virgool.io/VODIOIR/%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%AE%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D8%B4%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87-%DB%8C-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86-e8sdm9oopudg</link>
                <description>چیز هایی برای فروش، محمد قاسمی:عناصر فیلم، به ویژه فیلمبرداری به خوبی در خدمت روایت و زوایه ی دید داستان قرار گرفته بود. حضور یک شی و به نوعی روایت داستان از دید شی ای که تا لحظه ی پایانی فیلم ناشناخته است، از عوامل مهم پیش برنده ی داستان و مهم ترین نقطه ی قوت فیلم بود.پیکره، محسن صالحی فرد:داستان با قوت خوبی شروع شد، اما در میانه ی فیلم حوادث کمی کند اتفاق می افتادند و روایت کند پیش می رفت. اما استفاده ی درستی از نمادها برای رساندن معنایی عمیق از دل یک داستان، شده بود و همچنین موضوع و داستان فیلم از جذابیت بالایی برخوردار بود.گرگ، بهروز شمشیری:رخ دادن داستان در جغرافیایی به دور از جغرافیای شهری و استفاده ی درست از زبان بومی از نقاط قوت فیلم بود. علی رغم اینکه اواسط فیلم حوادث خیلی سریع تر از ابتدا و انتهای فیلم رخ دادند، فیلم از داستان متفاوت و جالبی برخوردار بود.دکولاژ، عرفانه صادق زاده:فیلم، آغازی متفاوت و رمزآلودی داشت. بعد از چند ثانیه، مخاطب وارد روند داستان می شد و در ابتدا با چند مفهوم و تصویرهایی وهم آلود رو به رو می شد. برخلاف وسواسی که در استفاده از عناصر بصری در فیلم به کار گرفته شده بود، فیلم از دیالوگ هایی ضغیف برخوردار بود.لبر کروموزوم 17،شروینه دیدنده:استفاده از داستان زندگی یک فرد مبتلا به بیماری لبر برای آگاهی بخشی نکته ی خوبی بود. اما استفاده ی زیاد از narration در فیلم، گاهی باعث کند شدن روند فیلم می شد و بدین ترتیب مخاطب به سختی می توانست باقی داستان را دنبال کند.نارس، محسن پوریوسفیان:استفاده از جلوه های ویژه، نکته ای بود که فیلم را نسبت به باقی فیلم ها کمی متفاوت تر می کرد. اما همین متفاوت بودن داستان، اجرایی کردن ایده را کمی سخت می کرد. این فیلم علی رغم جلوه های ویژه ی خوب، در اجرایی کردن داستان و پیش بردن آن آنچنان موفق نبود.بشقاب، عذرا خوان خواجه و رعنا واعظی:فیلم سعی داشت به شیوه ی جدیدی از روایت داستان دست پیدا کند و برای این امر، از عناصر طنز نیز استفاده کرده بود. اما استفاده ی نا به جا از این عناصر در داستان، فیلم را تبدیل به فیلمی ضعیف کرده بود.</description>
                <category>بلاگ ودیو |  VODIO BLOG</category>
                <author>مریم سلطانی</author>
                <pubDate>Mon, 08 Nov 2021 13:25:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>در کشاکش فرم و معنا</title>
                <link>https://virgool.io/VODIOIR/%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%B4%D8%A7%DA%A9%D8%B4-%D9%81%D8%B1%D9%85-%D9%88-%D9%85%D8%B9%D9%86%D8%A7-czeqqkiy9qjw</link>
                <description>نگاهی به آثار سی و هشتمین جشنواره فیلم کوتاه تهرانسینمای فیلم کوتاه از دیرباز با سوالی بنیادین روبرو بوده است: نظر به فرصت بسیار محدود در نسبت با زمان فیلم نیمه‌بلند و بلند، چه عامل متمایزی در این گونه از سینما می‌تواند باعث تعلق خاطر پیوستۀ گروه‌های وسیع‌تری از مخاطبین شود؟(افزون بر سینه‌فیل‌ها و سینماگران)اگر به دوگانۀ ازلی و ابدی فرم و محتوا بازگردیم، می‌توان جریان‌های غالب در این دوره از جشنواره را به شکل پیشنهادی زیر صورت‌بندی کرد:1-‌ غلبۀ محتوا:-‌«اتاق عقد»(حسن حبیب‌زاده): با طرح مضمون جنگ سوریه با بیانی نه چندان بدیع(بازگشت روحِ رزمندۀ از دست‌رفته و گفتگوی او با همسرش) درصدد است که در بستری عاشقانه، با فرمی معمول، به طرح جهان‌بینی خود بپردازد.- ‌«کبود»(علی توکلی): در تعارض قرار گرفتن باقیماندگان یک مرد/زن مسن بعد از درگذشت او و برملاشدن اسراری، ایده‌ای پرتکرار در سالیان اخیر سینمای ایران بوده است(از جمله در «مرگِ ماهی»ِ روح‌الله حجازی، «ائو»ِ اصغر یوسفی‌نژاد). در کبود، فیلمنامه‌نویسان سعی می‌کنند با اضافه‌شدن خط تعلیقی- چرایی کبود فرد متوفی- مسیری تازه در روایت را اضافه کنند ولی به علت بازگشت به تیپ‌های آشنا و بازی‌های تا حدودی اغراق‌شده(ابراهیم عزیزی)، داستان بدون شاخ و برگ مناسب، به پایان می‌رسد.- کپسول(امیر پذیرفته): فوتبال، هنوز ظرفیت‌های بسیاری برای پرداخت در درام‌های جذاب دارد که شاید به جز معدود مواردی، به آن توجه کاملی در سینمای ایران نشده است. پذیرفته در این اثر- که با حمایت باشگاه ورزشی مس رفسنجان ساخته شده- سعی دارد که با عواملی چون مدل موی رونالدو، حضور کپسول و...روایت تازه‌ای از مصائب این عشق را نشان دهد. به رغم تلاش‌ها، تجربه به اثری کامل تبدیل نمی‌شود ولی می‌توان از این بستر، برای آثار آینده و قراردادن موضوع این تعلق خاطر در بافت درام، آموزه‌های فرا گرفت.2- چیرگی ایدۀ اولیه:-‌ «بشقاب»(عذرا خوان‌خواجه): دلبستگی به ایدۀ اولیه تعلق خاطر یک زن مسن به دیش ماهواره برای تماشای قسمت‌های هیجان‌انگیز یک سریال، در بافت اثر تبدیل به یک گسترۀ همگون نمی‌شود و اجرای متوسط رو به پایین، فیلم را در حد جذابیت همان طرح موضوع اولیه نگاه می‌دارد.-‌ «بازی رفت، اینجاست»(امیرحسین شیرالی): ادای دین فیلم به ایدۀ فاصله‌گذاری بیضایی در «مسافران» و نگاه به آن سکانس از زوایای دوربین مختلف و قاب‌بندی غیرمعمول دوربین با نشان‌دادن چهرۀ شخصیت‌ها، به دلیل عدم بسط شخصیت‌ها و دیالوگ‌نویسی تخت و غیرطبیعی، جذابیت فیلم را در گام ابتدایی، متوقف می‌کند.- «ارفاق»(رضا نجاتی): در اینجا همه چیز، مثل بازیِ کنترل‌شدۀ هوتن شکیبا و اصغر پیران، سر جایش است ولی فیلمنامه نمی‌تواند در نیمۀ دوم خود، دلایلی را که در ابتدای کار برای باج‌گیری دانش‌آموز با ما به اشتراک گذاشته بسط دهد و فیلم در ادامه با پایانی ناتمام(و نه باز) به پایان می‌رسد.3- غلبۀ فرم:-‌ «نارس»(محسن پوریوسفیان): گفتگو با یک کاراکتر ذهنی- یک عروسک- این بار با فرمی قابل قبول در مقیاس سینمای ایران، ساخته شده است. حالا دیگر، محدودیت‌های ساختاری، عاملی برای کم‌ باور‌پذیری ایدۀ اولیه نیست ولی عدم شخصیت‌پردازی و دیالوگ‌نویسی مناسب و بازی‌ معمولی شخصیت مرد بادکنک‌فروش، فیلم را در حد فرم اولیه متوقف می‌کند.- «دکولاژ»(عرفانه صادق‌زاده): گاهی تمایز در فرم، خود را در پوستر، شیوۀ قصه‌گویی و قاب‌بندی نشان می‌دهد. اینجا، میان‌نویس‌هایی که با تایپوگرافی غیرمعمول است، درصدد است که به پدیدۀ «مهاجرت» نگاهی تازه بیندازد، اما با سکوت‌هایی نا به جا، در این مهم ناکام می‌ماند.4- همزیستی مسالمت‌آمیز فرم و محتوا:-‌ «لِبِر کروموزوم17»(شروینه دیدنده)، بنا به الگوی آثاری که پلات داستانی خود را از یک بیماری/نقص خاص جسمی/روحی به عاریت گرفته‌اند، آغاز می‌کند ولی در ادامه موفق به بسط این ایدۀ مشخص- در اینجا روند تدریجی نابینایی در عارضه‌ای به نام لِبِر- می‌شود و خاصیتی اکنونی و اینجایی به خود می‌گیرد.-‌ «گجو»(سینا محمدیان): جایی در فیلم کوتاه، فقط قرار است در کنار بازی‌هایی خوب، با حرکت دوربینی آرام، یک روایتِ خانوادگی ارائه داد. محمدیان در این فیلم، به مدد بازی خوب مریم مقدم، موفق به این کار می‌شود.-‌ «منطقه»(اسما ابراهیم زادگان): ایدۀ فیلم در فیلم در لوکیشنی رازآلود- مشابه «ماهی و گربه»ِ شهرام مکری- با پرداختی مناسب تبدیل به طرح پرسش همیشگی چیستی و چرایی دیالکتیک واقعیت/درام در آثار سینمایی می‌شود.- «هرگز، گاهی، همیشه»(شادی کرم‌رودی): فیلمی که مسئولیت کوچکی برای خود تعریف می‌کند و در آن مسیر، نمرۀ قبولی می‌گیرد. این حد و مرز برای خود تعریف‌کردن و پایبندی به آن، برگ برندۀ این فیلم است.- «برای بار دوم»(لیلا اخباری): استفاده از ظرفیت‌های هنر نمایش، هنوز می‌تواند پیش‌برندۀ درام‌ باشد. این بار بازیگری در یک تئاتر دانش‌آموزی به نقطۀ عزیمتی برای نگاه به مرگ قرار می‌گیرد. اجرایِ پخته‌تر، می‌توانست این فیلم را به اثری ارزشمندتر تبدیل کند.فیلم‌های جشنواره امسال را در ودیو تماشا کنیم</description>
                <category>بلاگ ودیو |  VODIO BLOG</category>
                <author>Farhad Riazi</author>
                <pubDate>Mon, 08 Nov 2021 13:24:57 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>