معرفی فیلم "زوتوپیا 2"

هر چی از فیلم بگم کم گفتم. خلاقیتِ فیلم وحشتناک بالاست. جزئیات و ظرافت هاش خیره کننده ست. من که دلم میخواد این متن رو نوشتم بعدش دوباره بشینم ببینمش. ریتم داستان تنده، کشش هم انقدر زیاده که نمیزاره از جات تکون بخوری. بعضی صحنه هاش انقدر جذاب بود که دهنم باز میموند. جدی میگم. همه چیز هم داشتن تو شهرشون. پارتی ها و کنسرتایی که داشتن معرکه بود. غزال که میخوند روی صحنه هوش از سر آدم میپرید. صداش صدای شکیرا بود فکر کنم. داستان فیلم هم طوری نبود که بگم فقط به درد بچه ها میخورد. من که به نظرم اومد بیشتر برای بزرگا بود، به درد بچه ها هم میخورد.

یک داستان پلیسی معمایی بود. که خرگوش و روباه سرنخ هایی پیدا میکردن و میرفتن دنبال حقیقت. درسایی که از فیلم گرفتم. یک اینکه آدما باید به تفاوت های هم احترام بزارن. تو یک کار تیمی هم، اتحاد باعث موفقیت میشه. این فیلم منو یاد خیلی داستان های زبان فارسی انداخت. مثلا منطق الطیر یا کلیله و دمنه یا داستان خرگوش و شیر توی مثنوی مولوی که داستان ها در دنیای حیوانات روایت میشن ولی کلی نقد به دنیای انسان ها دارن و پر از درسن . یا از نمونه های خارجیش بخوام براتون بگم کتاب قلعه ی حیوانات که پر از درسه. تو این فیلمم مفهومی مثل جهانخواری مطرح شد، اتفاقی که الان داریم تو جهان میبینیم. که یه عده برای سود بیشتر خودشون جنگ راه میندازن و حق یک عده دیگه رو میخورن و پایمال میکنن. اگر هنوز زوتوپیای 2 رو ندیدی همین الان برو ببینش. تا هم کلی حالت خوب بشه. هم کلی بخندی و ذهنت ریلکس بشه.

پی نوشت 0: راستی دوبله ش رو نگاه کردم. خیلی بانمک بود. فامیل ماره رو میگفت دو نیش زاده. لهجه های باحال دوبله کرده بودن خیلی کیف کردم.

پی نوشت1: میدونم یه عده فقط برای پی نوشت خوانی میان. قدمتون روی چشم. شما بیاین فقط. :)

پی نوشت2: این لواشک پذیرایی ها چقدر خوبن. هم بهداشتی ان. هم تو بسته بندی شکیلن. هم خلاصه حال میده خوردنشون. آدم دلش قنج میره وقتی یکیشون رو میزاره دهنش.

پی نوشت3: صبح اسنپ سوار شدم ، پسره 207 داشت. گفت مامانم ازمیریه، دو رگه ام. یک سال استانبول زندگی کرده بود و میکفت وضعشون از ایران خراب تره. ولی فکر کنم چندین سال پیش که دلار قیمتش پایین بود زندگی کرده بود.

پی نوشت4: جمعه باشگاه بودم. استاد برنامه جدید داد. یکی دو تا حرکتش سنگین بود. سه روزه پاهام خشک شدن دیگه. البته امروز یکم بیشتر پیاده روی کردم بهتره. حالا فردا باید برم ببینم این حرکاتی که داده چین.

پی نوشت5: هر وقت نزدیک شهادت حاج قاسم میشه باز یه کرمی میریزن ، ملت برن شلوغ بازی دریارن خودشونو و دیگرانو به چوخ بدن.

پی نوشت 6: گفتم غم تو دارم .. گفتا غمت سر آید.

پی نوشت 7: کتاب جدید هم خوندم. میام معرفی میکنم.

پی نوشت 8: چقدر فیلم میبینم این روزا.

پی نوشت 9: باز زمستون اومد و سایه ی افسردگی نشسته رو شونه هام. از هوای سرد خوشم نمیاد. الان یک جنوبی میاد میگه بهترین فصل سال زمستونه. بله قربونت برم. دورت بگردم. برای شما که زمستوناتون مث بهار ماست، آره خیلی فصل خوبیه.

پی نوشت 10: امروز فیلم gorge رو نصفیشو دیدم. خیلی باحال بود تا اینجاش که. داستان دو تا تک تیراندازه که یه جای نا معلوم میزارنشون برای نگهبانی. یکی اینور دره یکی اونور دره. یک زن و مردن. بعد یک رابطه ی خیلی شیرین بینشون برقرار میشه. منم که عاشق فیلمای عاشقانه و اینا دلم قنج میره هی.

پی نوشت 11: اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.