وضعیتی که تجربه می کنیم! ایران خاموش

اون چیزی که این روز ها در ایران تجربه می کنیم، اتفاقی است که شاید قابل پیشبینی بود، اما نمی توانستیم و یا نمی خواستیم بهش فکر کنیم. تجربه قطع شدن اینترنت را داریم. خیلی راحت یکی از مهم ترین حقوق شهروندی مان را ازمان می گیرند و نمی توانیم حتی به آن اعتراض کنیم.

فرض کنید یک روز برای حفاظت از مردم شروع به قطع کردن آب، برق یا گاز کنند. یا روزی دیگر حق تحصیل برای بانوان را بگیرند (طالبان). یا روزی که حق بلند نفس کشیدن را ...

این اتفاقات چقدر غیرقابل باور هستند؟ همانقدر که قطعی اینترنت هست

البته شاید اگر این اتفاقات ناگوار به تنهایی اتفاق می افتادند کمی قابل تحمل تر بود (نه قابل قبول!!). شرایط فعلی که خط فقر به راحتی به 50 میلیون تومان می رسد. شرایطی که بیش از 60 درصد مردم زیر خط فقر هستند. مردمی که شاید بخش زیادی از درامدشان از اینترنت به دست می آمد.

از رنجی که می بریم
از رنجی که می بریم

سوال اصلی این است که، آیا دوباره اینترنت بین الملل باز خواهد گشت؟ یا قرار است به طبقاتی شدن ادامه دهد؟

آن دنیایی که چند خط بالا تر آب و برق درش قطع بود برای حفظ امنیت مردم!!. حال اینترنت هم قطع است برای همیشه. به چه کسی می توان اعتراض کرد؟ نتیجه این اعتراض چیست؟

دردی که آدم را نکشد، قوی تر می کند. نیچه