بهترین متنی که خواندم!

روزی که مجبور بشیم زمین رو تخلیه کنیم، من روی سیاره‌ی مسکونی جدید
عطر فروشی ‌میزنم و از دلتنگی آدما کاسبی میکنم؛
عطر خاک بارون خورده میفروشم،
عطر چمن کوتاه شده،
عطر زعفرون و برنج،
عطر بازار خشکبار و ادویه،
بوی اقاقیا توی کوچه‌ها تو فصل بهار،
و من فكر كردم حالا كه اين عطرها به دفعات به طور رايگان در دسترسم هستند، زندگى رو آسون تر بگيرم و ازشون استفاده كنم،
مخصوصا عطر آدمهايى كه نمیدونيم تا كى مجال بودن در كنارشون رو داريم.

به عنوان حسن ختام:
«هیچ چیز بر بویِ آنکه دوستش داریم غالب نمیشود، حتی اگر همه‌ی فرانسه را در یک شیشه عطر جمع کنند...»

محمود درویش