اولین روز مهر و کاری

دیروز فرصت نشد راجب اولین روز مهر و کاری بنویسم اما الان که فرصتش پیش اومده از اتفاقاتی که دیروز افتاد چند کلمه ای مینویسم. اما قبلش به این نکته میپردازم که

دیروز مطلبی رو در ویرگول منتشر کردم که در اون دوره های اموزشی ماکروسافت رو معرفی کرده بودم و به یوتیوبش لینک داده بودم اما بعد از انتشار توسط گزارش کاربران حذف شد! اونم بدلیل تبلیغات و لینک سازی! یباره دیگه مطلب رو منتشر کردم و دوباره حذف شد! واقعا من که درک نمیکنم این کار تبلیغات و لینک سازی باشه.مثلا من دارم ماکروسافت رو تبلیغ میکنم؟ پس اون موقع باید 80 درصد پست های ویرگول رو حذف کنید چون همه دارن محصولات مختلف رو معرفی میکنن، شعار سایت میگه جایی برای نوشتن ولی مثل اینکه شعاری بیش نیست و اینجا هم سانسور و چیزای دیگه اتفاق میوفته. یا شاید به کسایی که اهل ماکروسافت نیستن بر خورده و سریع گزارش حذف دادن.

پریشب ساعت گوشی رو تنظیم کردم روی 6:30 و خوابیدم صب قبل اینکه گوشی زنگ بخوره بیدار شدم (همیشه قبل زنگ بلند میشم بدنم بصورت خودکار خودش تنظیم میشه 😁) و اماده شدم برای رفتن ساعت 6:50 بچه ها با ماشین اومدن دنبالم و رفتیم دنبال یکی دیگه از دوستام اونم برداشتیم و 4 نفری به سمت مدرسه حرکت کردیم (حدود 60 کیلومتر تا مدرسه فاصله هست) حدودای ساعت 8 رسیدیم مدرسه و دیدیم که صف بستن و مدیر داره تشریفات اولیه رو انجام میده یه راست رفتیم دفتر و با مستخدم خوش و بش کردیم تا اینکه مدیر اومد و بعد روبوسی نشستیم یکم گپ زدیم. با امسال حدود 4 سال میشه که تو همین مدرسه موندیم و تدریس میکنیم. که دلیلش بخاطر بچه ها، مردم روستا، خود مدرسه (تازه ساخت و بزرگ)، همکارا و شخص خود مدیر هستش. بعد یکم صحبت مشخص شد که 8 تا کلاس داریم و هر 8 تارو ما 4 تا معلم باید بریم البته از قبل میدونستیم منتهی مشخص نبود که تقسیم بندی کلاس ها به چه صورته، خلاصه مدیر گفت که امسال 1 ششم، 2 تا پنجم، 1 چهارم، 2 تا سوم، 2 تا دوم، و 1 کلاس اول داریم.

بعد از کلی بحث و اینا کلاس ششم (34 نفر) با کلاس دوم (24 نفر) برای همکارم مهدی شد.

کلاس سوم (15 نفر) با کلاس پنجم (20 نفر) برای همکارم حسین شد.

کلاس اول (35 نفر) با کلاس پنجم (20 نفر) برای همکارم مهدی (با خودم 3 تا مهدی داریم تو مدرسه😅) شد.

و کلاس سوم (16 نفر) با کلاس (چهارم 22 نفر) برای من شد. و اون کلاس دوم هم برای یه همکار دیگه شد که همسر مدیر هستش.

قرار هست به صورت دو شیفت بریم (یه شیفت اضافه کار) متاسفانه معلم خیلی کم هستش و همه مجبورا اجباری اضافه کار برن. البته اگه اجباری نبود ما امسال میخواستیم که اضافه کاری بریم که مدرسه خودمون افتاد و کارو هم برامون خیلی راحت کرد.

بعد مشخص شدن کلاس رفتم کلاس سوم و کارهای اولیه رو شروع کردم (معرفی خودم، تشریح قوانین، اشنایی با بچه ها و...) دیدم که به به 1 ماه فقط باید بکوبم از نو بسازم همه تو حال خودشونن و کلاس مثل خونه خالس یکی لم داده، یکی پاشو انداخته رو میز، یکی میخوره، یکی میخنده و... به قول بچه ها باید روش دیکتاتوری رو پیش بگیریم تا یکم اصلاح بشن مثل اینکه معلم سال قبلشون باهاشون خیلی ازادانه رفتار کرده و ایدش این بوده که بهشون ازادی عمل بیشتری بده تا بچه ها منطقی بار بیان و ریلکس و این حرفا باشن متاسفانه اینجور روش ها تو مدارس ما یا حداقل تو روستا کار ساز نیستش و بیشتر باعث میشه که بچه ها پررو، بی ادب، گستاخ و لوس باشن امروزم که درس رو شروع کردم دیدم که 6 تا از پسرا کلا 0 هستن و روخوانی بلد نیستن اونم تو پایه سوم!!!! دخترا هم که همه گیر دارن و بزور میخونن به یکیشون هم گفتن بخون زد زیر گریه😐. تو دوره اول ابتدایی (اول، دوم، سوم) بهتره که معلم از روش سنتی و سخت گیرانه استفاده کنه تا بچه ها خوب خواندن و نوشتن رو یاد بگیرن اینجور روش های مدرن و ازادی عمل دادن بیشتر به درد دوره دوم و کلاس های ششم میخوره. خلاصه باید روی پایه سوم وقت بیشتری بزارم و الفبارو از اول آموزش بدم تا راه بیوفتن. شیفت بعد از ظهر پایه چهارم که رفتم وضعیت خیلی عالی بود همه بچه ها مودب، با اخلاق، زرنگ بودن جز یکی دو نفر که یکم گیر داشتن ولی همه خواندن و نوشتن رو بلد بودن (تعجب نکنید سال های پیش دانش آموز داشتیم پایه ششم نوشتن بلد نبود، و همچنان تو مدارس دیگه هم از اینجور موارد زیاد هستش که علت های مختلفی داره، هوش خود فرد، خانواده و...)

خلاصه اینجور که معلومه کارم تو چهارم راحته و برای سوم باید انرژی بیشتری بزارم.

کلاس سوم
کلاس سوم