<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>پست‌های انتشارات برای طُ</title>
        <link>https://virgool.io/alaghemand/feed</link>
        <description>با طُ برای طُ(طُ شامل دایره وسیعی از افراد خاص و غیر خاص که یا شنونده ام هستند یا مخاطب پادکست ها و خوانش های بنده)</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 16:22:19</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/publication/dwve23akehs3/uwbp3h.jpg</url>
            <title>برای طُ</title>
            <link>https://virgool.io/alaghemand</link>
        </image>

                    <item>
                <title>دختران مو فرفری</title>
                <link>https://virgool.io/alaghemand/%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%88-%D9%81%D8%B1%D9%81%D8%B1%DB%8C-xbvdi23aknc3</link>
                <description>دختران مو فرفری شاعران زیادی برای خودشان دارند…من از اینکه موهای فری داشتم همیشه متنفر بودم، اصلأ این موج های ناهموارو حلقه های کج و معوج هیچ جوره توی کتم نمیرفت، دلم موی صاف میخواست که پر بکشد توی هوا و دلبری بلد باشد …موهای فر را چه به دلبری، اصلأ پرواز بلد نیستند که بخواهند دلبری کنند…گاهی از دم اسبی های پر فرازو نشیب موهای فرفری أم کلافه میشدم و حسادت یکجوری می افتاد به جانم که ساعت ها برای صاف کردنشان وقت میگذاشتم اما فایده ای نداشت، فوق فوقش یک ساعت دوام می آورد و بعد مثل سیم تلفن درهم میپیچید و مثل اولش میشد…خواهرم اما موهای صاف و پرپشتی داشت، از آنهایی که وقتی دست رویش میکشیدی حس لمس ابریشم به دستانت هدیه میشد، برای همین همیشه دلم میخواست موهایش را ببافم…لذت بخش بود بافتن موهای مرتب و صاف … اما موهای خودم دلم برای موهای خودم میسوخت، با زدن انواع و اقسام نرم کننده ها بازهم نه آنقدر نرم بود که حس لمس ابریشم را داشته باشد نه آنقدر صاف که کسی دلش بخواهد بنشیند و باحوصله و عشق ببافدشان. برایم سخت بود فرفری های حجیم زیر مقنعه را جمع و جور کنم و موج های طولانی را از دریای خروشان موهایم بگیرم، برای همین همیشه دلم میخواست موهایم کوتاه باشد اما از یک جایی به بعد آنقدر بزرگ شده بودم که به بلند بودنشان احتیاج داشته باشم؛ فرفری بودنش از همان جا بیشتر به چشم آمد که بلندی أش به کمرم رسید. دیگر دوست داشتنشان برایم محال بود…سخت جمع و جورشان میکردم…میخواستم مثل خیلی ها از زیر چتری موهایم، دنیا را ببینم و باد را دوست خود بدانم… میخواستم اما نمیشد. این فرفری های خشن نمیخواستند چتر باشند و زیباترم کنند!! اما یک روز بارانی از لابه لای پیچ و تاب موهای باران خورده ام پیدایت شد… تویی که میگفتی همیشه توی خیالت عاشق یک دختر مو فرفری بودی ای. کسی که توی شعرهایت با موی باز قدم بزند و پیچ و تاب موهایش باد را گمراه کند. دختری شبیه من که با دست مهربانت به موج های خروشان موهایش آرامش ببخشی…میدانی من حالا موهایم را خیلی دوست دارم و فکر میکنم چقدر خوشبختم که مرا از موهای فرفری ام شناختی و عاشقم شدی!! …دختران مو فرفری شاعران زیادی برای خودشان دارند…</description>
                <category>برای طُ</category>
                <author>محسن علاقمند</author>
                <pubDate>Thu, 12 Jan 2023 02:33:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اگه از من بپرسن دوست داری چجوری ازدواج کنی؟! با قاطعیت میگم:سنتی!</title>
                <link>https://virgool.io/alaghemand/%D8%A7%DA%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D9%86-%D8%A8%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D9%86-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%DA%86%D8%AC%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%AC-%DA%A9%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D9%82%D8%A7%D8%B7%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D9%85%DB%8C%DA%AF%D9%85%D8%B3%D9%86%D8%AA%DB%8C-ggntzsvo1e6m</link>
                <description>اگه از من بپرسن دوست داری چجوری ازدواج کنی؟! با قاطعیت میگم:سنتی! اگه از من بپرسن دوست داری چجوری ازدواج کنی؟! با قاطعیت میگم:سنتی! اما دلم اینو نمیخواد اینو نمیگه... دلم میگه،زندگی هیجان میخواد! باید یکی باشه واسه رسیدنش به تو خودشو زده باشه به اب و اتیش...باید بفهمی چند مَرده حلاجه...میدونی باید قبل ازدواج قلبت واسه یکی خیلی تندِ تند بتپه!باید یه جوری بخوایش انگار دیگه ادم نیس تو دنیا!باید یکی باشه شعرهای شاملو و فاضلُ بریزی تو رگ هاش...اهنگای چاووشی رو توی لحن صداش...عکسای دونفره رو پر از عطر موهاش...باید یکی باشه دیر برسه،نگرانش شی... چشماشو ببینی،تشنه رسیدنش شی... درد بکشه تا درمون شی... قهر بشه، تا نازکشیدنو بلد شی... میدونی آدم باید خاطرش جمع باشه! از اینکه یه جایی یه نفر،توی یادته... منتظرته... واسه خوشبختیت میجنگه.... ازدواج سنتی مثل یه لقمه اماده اس! عاقل و منطقی و منسجم... اما عشق اون چیزی که همونقدر که دوندگی داره دیونگی داره... اگه از من بپرسن،چجوری دوست داری ازدواج کنی؟!میگم:با کسی عین خودم!عاشق! اخه مگه ندیدی میگن دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید...</description>
                <category>برای طُ</category>
                <author>محسن علاقمند</author>
                <pubDate>Sat, 07 Jan 2023 08:32:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تقدیم به تکرارنشدنی های زندگیمان ❤️❤️</title>
                <link>https://virgool.io/alaghemand/%D8%AA%D9%82%D8%AF%DB%8C%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B1%D9%86%D8%B4%D8%AF%D9%86%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86-%EF%B8%8F%EF%B8%8F-xwt4yargv9vh</link>
                <description>تقدیم به تکرارنشدنی های زندگیمان ❤️❤️تا حالا شده استحرف‌هایت با یک نفر تمامی نداشته باشد؟!تا حالا شده‌است نفهمی زمانبا چه سرعتی گذشته؟!و تا حالا شده استبا یک نفر فقط بعد از چند کلمه حرف زدن خسته شوی ودیگر دلت نخواهد به حرف زدن ادامه دهی؟!دست خود آدم نیست!بعضی‌ها عجیب به دل می‌نشیننداصلا دلت جذب دلش می‌شودرفیق دلش می‌شود!به عقیده ی من هرگاه حرف‌هایتبا آن یک نفر تمامی نداشت...و آفتاب طلوع کرد وشما هنوز مشتاق به حرف زدن بودید...شما فراموش نشدنی‌ترینآدم‌های زندگی هم هستید!محسن دعاوی</description>
                <category>برای طُ</category>
                <author>محسن علاقمند</author>
                <pubDate>Fri, 06 Jan 2023 16:54:46 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>