<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>پست‌های انتشارات مطالعات آمریکا</title>
        <link>https://virgool.io/americanstudies/feed</link>
        <description>مطالعات آمریکا | سیاسی، اجتماعی، فرهنگی | فهوایی از یادداشت های رامین نصیری در رابطه با مسائل ایالات متحده آمریکا</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 21:10:53</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/</url>
            <title>مطالعات آمریکا</title>
            <link>https://virgool.io/americanstudies</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چرخش پاکستان به سمت همسایگان: تحلیل روابط جدید اسلام‌آباد با ایران و شرق</title>
                <link>https://virgool.io/americanstudies/%DA%86%D8%B1%D8%AE%D8%B4-%D9%BE%D8%A7%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%B7-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%B4%D8%B1%D9%82-omofwdsnc6gi</link>
                <description>به نقل از واحد تحلیل سیاسی سایت ارس به، رامین نصیری کارشناس سیاسی مسائل بین‌الملل در جدیدترین یادداشت خود در هفته‌نامه صبح صادق در رابطه با سفر اخیر شهباز شریف نخست‌وزیر پاکستان به ایران، ترکیه، جمهوری آذربایجان و تاجیکستان نوشته است که این چرخش راهبردی اسلام‌آباد به سمت همسایگان، پاسخی به بی‌اعتمادی تاریخی به غرب و تلاشی برای تنوع‌بخشی به شرکای اقتصادی-امنیتی منطقه‌ای است.رامین نصیری به‌صورت کامل در رابطه با ظرفیت‌های همکاری ایران و پاکستان در پروژه‌هایی مانند خط لوله گاز «صلح» و افزایش مبادلات مرزی را بررسی کرده و نهایتاً نتیجه‌گیری کرده که تقویت این روابط نه‌تنها امنیت دو کشور را در برابر تهدیدات تروریستی تضمین می‌کند، بلکه می‌تواند با ایجاد قطب اقتصادی جدید در غرب آسیا، گفتمان مقاومت در برابر یکجانبه‌گرایی آمریکا را تقویت کند.رامین نصیری نوشته است:چرخش به سمت همسایگان!«پاکستان در تحولی راهبردی، با کاهش وابستگی به غرب و گسترش همکاری‌های اقتصادی-امنیتی با همسایگان، به‌ویژه ایران، به سمت شکل‌دهی نظم منطقه‌ای جدید گام برمی‌دارد. این چرخش تاکتیکی که در سفر نخست‌وزیر شهباز شریف به تهران و کشورهای همجوار تبلور یافت، پاسخی به بی‌اعتمادی تاریخی به آمریکا و فرصت‌سازی برای عبور از چالش‌های امنیتی است.»پاکستان، همیشه برای آمریکا متحدی غیر‎قابل اعتماد بوده که همیشه دشمنی‌اش برای آمریکا بدون تردید بوده است، این کشور در میانه بحران‌های امنیتی منطقه‌ای در حال تغییر و چرخشی تاکتیکی برای کاهش وابستگی‌ها به غرب و آمریکا و افزایش همکاری‌های اقتصادی و امنیتی با همسایگان است. مؤید این چرخش هم آغاز تور دیپلماتیک نخست‌وزیر پاکستان «شهباز شریف» به چهار کشور ایران، ترکیه، جمهوری آذربایجان و تاجیکستان است. به بهانه این سفر در این یادداشت نگاهی داریم به روابط پاکستان و آمریکا.روابط پاکستان و آمریکا پیچیدگی‌های خاص خود را دارد. نیاز دو سویه دو بازیگر به یکدیگر و در عین حال تضاد ماهوی دو طرف نسبت به یکدیگر سبب شده است که همکاری‌های دو طرف در برخی مباحث اجتناب‌ناپذیر باشد. اما همچنان بی‎اعتمادی و تعارض منافع در بسیاری دیگر از مباحث میان ایشان برقرار باشد. همچنین روابط پاکستان و آمریکا بسیار متأثر از نوع نگاه‌های حاکم بر کاخ سفید است. زمانی با حضور «اوباما» در کاخ سفید، پاکستان شریکی استراتژیک در مبارزه با تروریسم و تعمیق نفوذ آمریکا در افغانستان تصور می‌شد. اما در دوره بعدی و با حضور «ترامپ»، پاکستان متهم ردیف اول جریان حمایت‌کننده تروریسم قلمداد شد. تا جایی که ترامپ در یک پیام توئیتری در سال ۲۰۱۶ پاکستان را به‎دلیل عدم صداقت در مبارزه با تروریسم و همکاری با ایالات متحده در مسئله افغانستان تهدید به حمله نظامی کرده بود.این پیشینه تاریخی ناگزیر سبب شده است تا شاهد زوال روابط میان آمریکا و پاکستان باشیم. به‎ویژه آنکه بار دیگر ترامپ با آن سابقه دشمنی‌اش با پاکستان در کاخ سفید بر سر کار آمده است. در این میان البته تداوم تحریم‌های تسلیحاتی علیه اسلام‌آباد و خروج نیرو‌های آمریکایی از افغانستان و همچنین حمایت‌های آشکار آمریکا از دهلی نو موجب شده است که بی‌اعتمادی تاریخی میان پاکستان و آمریکا عمیق‌تر شود. بر همین اساس میزان کمک‌های دریافتی پاکستان از آمریکا طبق فرمان اجرایی ترامپ کاملاً قطع شده و همچنین میزان مبادلات تجاری میان آمریکا و پاکستان که در سال ۲۰۲۲ معادل ۷/۶ میلیارد دلار بوده در سال جدید به ۹/۴ میلیارد دلار کاهش داشته است.از سوی دیگر پیوستن پاکستان به سازمان همکاری‌های شانگ‎های (SCO) در سال ۲۰۲۳ و امضای توافقنامه ترانزیت با روسیه در آوریل سال ۲۰۲۵، عملاً نشانه اقداماتی برای کاهش وابستگی‌ها به غرب و آمریکا از سوی پاکستان است. همچنین پروژه کریدور اقتصادی چین ـ پاکستان (CPEC) با سرمایه‌گذاری ۶۲ میلیارد دلاری، جایگزین راهبردی برای کمک‌های اعطا شده غربی قلمداد می‌شود.ظرفیت بالقوه همسایگی پاکستان با ایران نیز که در چارچوب سفر اخیر شهباز شریف به ایران، به‎دنبال بالفعل شدن است، نشان می‌دهد که پاکستان می‌تواند با افزایش همکاری‌های منطقه‌ای و تقویت روابط با همسایگان، از زیر یوغ وابستگی به غرب به‎راحتی خارج شود. برای نمونه پروژه خط لوله گاز ایران‌ـ پاکستان (صلح) با ظرفیت انتقال ۲۲ میلیارد مترمکعب گاز، می‌تواند تحول‌آفرین باشد. همچنین ظرفیت مبادلات تجاری دو کشور با وجود مرز ۹۵۹ کیلومتری، تنها ۸/۱ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۴ بوده است که می‌تواند به‎راحتی به میلیارد‌ها دلار در سال افزایش داشته باشد.دیپلماسی فعال پاکستان در روز‌های اخیر البته با چالش‌های گوناگونی نیز همراه است که نیازمند آن است که ملت و دولت پاکستان هوشمندانه با اتخاذ تدابیری مانع از آن شوند که این چالش‌ها راهی به جلو ببرند. مسئله جنگ با هندوستان، خطر تروریسم گروه‌های سلفی و تکفیری و نهایتاً فشار‌های آمریکایی از جمله این چالش‌ها محسوب می‌شوند. در رابطه با جنگ هند و پاکستان باید گفت که آتش‌بس شکننده جنگ چهار روزه هند و پاکستان به رقابت تسلیحاتی مجدد میان این دو بازیگر منجر شده و همچنین به‎نوعی یک زورآزمایی تسلیحاتی میان دو قدرت هسته‌ای در جنوب آسیا بود که عملاً قابلیت‌ها و کارآمدی تسلیحات شرقی را به رخ ادوات و تجهیزات نظامی غربی کشاند.برای جلوگیری از تشدید تنش‌ها و اشتعال مجدد آتش جنگ میان این دو بازیگر به‎نظر می‌رسد که همکاری‌های راهبردی شرق محور و تقویت روابط با همسایگان و تشکیل پیمان‌نامه‌ها و ائتلاف‌های اقتصادی و تجاری و امنیتی میان پاکستان با همسایگان، می‌تواند تضمینی برای جلوگیری از وقوع هرگونه آتش جنگ دیگری میان هند و پاکستان باشد. به همین منظور سفر نخست‌وزیر پاکستان به تهران، حلقه‌ای از زنجیره تحولات ژئوپلیتیکی محسوب می‌شود که نشان می‌دهد جهان چندقطبی در حال شکل‌گیری است. جمهوری اسلامی ایران نیز با درک این تحولات، از ظرفیت‌های این همکاری برای تقویت گفتمان مقاومت در برابر یکجانبه‌گرایی آمریکا و ایجاد قطب اقتصادی جدید در غرب آسیا همراه با پاکستان و سایر همسایگان می‌تواند استفاده کند. گفتنی است؛ موفقیت این همکاری‌ها نه‎تنها امنیت مرز‌های دو کشور را از حیث تهدیدات تروریسم تضمین می‌کند، بلکه می‌تواند حافظ تأمین صلح و ثبات منطقه‌ای باشد.منبع: سایت ارس به</description>
                <category>مطالعات آمریکا</category>
                <author>Ramin Nasiri - رامین نصیری</author>
                <pubDate>Mon, 02 Jun 2025 13:18:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زلنسکی در ایستگاه پایانی؛ پشت پرده تنش‌ها در دیدار زلنسکی و ترامپ</title>
                <link>https://virgool.io/americanstudies/%D8%B2%D9%84%D9%86%D8%B3%DA%A9%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D8%AA%D9%86%D8%B4-%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%B2%D9%84%D9%86%D8%B3%DA%A9%DB%8C-%D9%88-%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%BE-gvuthmxxeb8x</link>
                <description>زلنسکی در ایستگاه پایانی؛ پشت پرده تنش‌ها در دیدار زلنسکی و ترامپواحد تحلیل سیاسی سایت ارس به به نقل از سایت بصیرت و طنین سنتر پشت پرده دیدار اخیر ترامپ با ولادیمیر زلنسکی را بررسی می کند:مشاجره اخیر میان دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا و ولادیمیر زلنسکی، رئیس‌جمهور اوکراین، در کاخ سفید و در برابر دوربین‌ها، یکی از جنجالی‌ترین لحظات دیپلماسی معاصر را رقم زد. این حادثه نه تنها روابط پرتنش میان واشنگتن و کی‌یف را برجسته کرد، بلکه به نوعی قدرت‌نمایی و تحقیر زلنسکی توسط ترامپ بود که پیام‌های عمیقی برای سیاست بین‌الملل و نقش غرب در بحران‌های جهانی به همراه داشت.این مشاجره که به وضوح ثبت تاریخی شد نشان داد که ایالات متحده چگونه سیاست‌های خود را در قبال دیگر دولت‌ها به پیش می‌برد و دوستان و متحدان سنتی و جدید خود را چگونه تنها می‌گذارد. تنهایی استراتژیکی که اوکراین هم اکنون با آن رو به رو است و بحران بی اعتمادی به دیگران را تجربه می‌کند. اروپایی‌ها نیز یارای همراهی و کمک به اوکراین در چنین شرایطی را، مستقلاً از ایالات متحده ندارند و عملاً باید اوکراین را نه فقط بازنده جنگ با روسیه بلکه شکست خورده اعتماد به آمریکا و غرب دانست.تحقیر زلنسکی؛ نمایش قدرت یا پیام سیاسی؟ترامپ در این جلسه که به صورت زنده پخش شد، با لحن تند و بی‌پرده‌ای زلنسکی را مورد خطاب قرار داد. از انتقاد به پوشش او گرفته تا متهم کردن او به نداشتن برنامه‌ای مشخص برای صلح و حتی تهدید به قطع حمایت آمریکا، همه این موارد نشان‌دهنده تلاش ترامپ برای تحقیر زلنسکی و نمایش قدرت بود. این اقدام ترامپ را می‌توان بخشی از سیاست‌های او برای اولویت دادن به منافع آمریکا دانست. اما نکته قابل تأمل این است که چرا این جلسه باید به صورت زنده پخش شود؟ پاسخ ساده است: این یک نمایش از نوع خاص دیپلماسی ترامپ بود که در آن هدف اصلی، نه تنها زلنسکی، بلکه تمام کشور‌های وابسته به حمایت غرب بودند.این در حالی است که چند سال قبل و زمان شروع جنگ اوکراین، همین پوشش ساده و به دور از تشریفات دیپلماتیک ولادیمیر زلنسکی توسط رسانه‌ها و سیاست مداران آمریکایی و غربی مورد ستایش قرار می‌گرفت و از زلنسکی با عنوان رئیس جمهور قهرمان و شجاع در نبرد اوکراین با روسیه یاد می‌شد. حال در کاخ سفید، زلنسکی به خاطر این طرز پوشش خود متهم شده و مورد تحقیر واقع می‌شود. گویی سیاست در ایالات متحده دو وجهه اصلی دارد: سیاست باطنی و سیاست نمایشی. سیاست باطنی آمریکا در قبال اوکراین همین تحقیر و دستور و استعمار بوده و سیاست نمایشی آنها نیز حمایت از زلنسکی در بحران جنگ اوکراین.زلنسکی، اما برخلاف انتظار ترامپ، کوتاه نیامد و تلاش کرد با پاسخ‌های مستقیم، از موضع کشورش دفاع کند. چرا که شاید خوش خیالی و خام خیالی او باعث شده بود که انتظار چنین برخورد و جلسه‌ای را نداشته باشد و شوکه شدن او باعث شده بود که در برابر او نیز لحن پرخاش گرایانه‌ای از خود نشان دهد. برخوردی که اصلاً به مذاق آمریکایی‌ها و ترامپ خوش نیامد و باعث شد تا او را از کاخ سفید بیرون کنند. هرچند که زلنسکی با اشاره به مقاومت اوکراین در برابر روسیه و عدم تمایلش به سازش با پوتین، سعی کرد عزت ملی کشورش را حفظ کند، اما واقعیت آن است که قدرت نظامی اوکراین برای مقابله با توانمندی نظامی روسیه به هیچ وجه قابل مقایسه نیست و از سوی دیگر اوکراین در مقطع کنونی برگ برنده خاصی نیز در اختیار ندارد.از سوی دیگر این مقاومت و پرخاش لفظی زلنسکی را می‌توان در ادامه پروژه تبعیت پذیری مردم اوکراین تحلیل و تفسیر کرد. به بیان دیگر هرچند این واکنش‌ها نتوانست از تحقیر زلنسکی توسط ترامپ و آمریکایی‌ها جلوگیری کند، اما نمایشگر شجاعت زلنسکی در برابر فشار‌های سنگین آمریکایی بود و بدین طریق مردم اوکراین زلنسکی را نه خائن به میهن بلکه به عنوان یک قهرمان ملی خواهد شناخت. در چنین حالتی اگر زلنسکی قرارداد‌های استعماری بهره برداری آمریکایی‌ها از معادن مواد کمیاب اوکراین (به ارزش بیش از ۵۰۰ میلیارد دلار) را امضا کند نیز مردم اوکراین به او خرده نمی‌گیرند و مطمئن می‌شوند که این تنها راه بوده و زلنسکی برای اوکراین و به خاطر مردم اوکراین این تصمیم را گرفته است. بدین طریق می‌توان گفت که پروژه نرمالیزاسیون استعمار شدگی اروپایی توسط آمریکا به دست زلنسکی قرار است اتفاق بیافتد و در این مسیر مردم اروپایی به بازیگران منفعلی تبدیل خواهند شد که در رویای خود، در حال مبارزه برای کسب استقلال و آزادی و همچنین ایفای نقش جهانی خود برای گسترش صلح هستند.زیاده‌خواهی آمریکا؛ معامله بر سر منابع اوکراینیکی از موضوعات اصلی این جلسه، بحث بر سر توافقی برای بهره‌برداری از منابع معدنی اوکراین بود. ترامپ با صراحت اعلام کرد که آمریکا در قبال کمک‌های نظامی خود، خواهان دریافت ۵۰۰ میلیارد دلار مواد معدنی کمیاب از اوکراین است. این درخواست نه تنها به معنای تحمیل شرایط سنگین اقتصادی بر اوکراین بود، بلکه نشان‌دهنده نگاه ابزاری واشنگتن به کشور‌های تحت حمایت خود است. زلنسکی با رد این درخواست، تأکید کرد که چنین توافقی نباید بدهی سنگینی بر دوش کشورش بگذارد. اما واقعیت این است که این نوع درخواست‌ها، بخشی از سیاست‌های استعماری مدرن غرب است که با استفاده از بحران‌ها، منابع کشور‌های دیگر را به یغما می‌برد.از سوی دیگر بار‌ها ترامپ و روبیو به زلنسکی یادآوری کردند که اوکراین در شرایط کنونی کارت بازی جدید و یا برگ برنده‌ای در دست ندارد و تنها این ایالات متحده است که می‌تواند تا اوکراین را از این مخمصه نجات دهد. بهای نجات یافتگی اوکراین هم پذیرفتن قرارداد‌های مدرن استعماری آمریکایی است که ترامپ پیشنهاد داده است. به نظر می‌رسد که زلنسکی چاره‌ای جز پذیرفتن این قرارداد ندارد و این ممانعتی که در حال حاضر توسط او انجام می‌شود نیز بخاطر آن است که طرف روسی از این موضوع رضایت پیدا کند و تلاش‌های ایالات متحده برای مجاب کردن اوکراین و زلنسکی را جدی و کافی قلمداد کند. به بیان دیگر مقاومت زلنسکی در برابر آمریکایی‌ها بیشتر شبیه نمایشی برای مصرف داخلی اوکراینی‌ها و همچنین برای روس‌ها تصور می‌شود.هماهنگی اروپا با اوکراین؛ شکاف در جبهه غربدر واکنش به رفتار ترامپ با زلنسکی، رهبران اروپایی به طور قاطعانه از رئیس‌جمهور اوکراین حمایت کردند. اورزولا فن در لاین، رئیس کمیسیون اروپا، امانوئل ماکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، و دیگر رهبران اروپایی با پیام‌هایی از شرافت و شجاعت زلنسکی تقدیر کردند و بر حمایت خود از اوکراین تأکید نمودند. این موضع‌گیری‌ها نشان‌دهنده شکاف عمیق میان سیاست‌های اروپا و آمریکا در قبال اوکراین است.اروپایی‌ها در این برهه زمانی حس خیانت آشکار آمریکا به ایشان را دارند. مضافاً اینکه ارتباط خوب ترامپ با پوتین برای اروپایی‌ها غیر قابل باور و قبول است. از منظر اروپایی‌ها سرنوشت کنونی اوکراین به مراتب شدیدتر و سخت‌تر ممکن است تا در سال‌های آینده برای سایر دولت‌های اروپایی تکرار شود. از سوی دیگر سیاست‌های جدید ترامپ منحصر در خالی کردن پشت اوکراین نیست بلکه حواشی مربوط به ناتو و همچنین تعرفه‌های گمرکی جدید بر کالا‌های اروپایی و نهایتاً وابستگی کامل امنیتی و نظامی و زیرساختی اروپا به ایالات متحده باعث شده است که اروپایی‌ها تلاش مذبوحانه‌ای برای مقابله با سیاست‌های امپریالیستی و استعماری آمریکا و ترامپ داشته باشند. اروپا که خود را متعهد به دفاع از ارزش‌های دموکراتیک می‌داند، تلاش می‌کند نقش رهبری جدیدی در جهان آزاد ایفا کند.اما سؤال اصلی این است که آیا این حمایت‌ها از زلنسکی کافی خواهد بود؟ یا اینکه اروپا نیز در نهایت مجبور خواهد شد مصالحه‌ای با آمریکا انجام دهد و این بار اوکراین را نه فقط آمریکایی‌ها بلکه اروپایی‌ها نیز تنها خواهند گذاشت؟نتیجه وابستگی به غرب؛ درس‌هایی برای دیگر کشور‌هاآنچه در این جلسه رخ داد، نمونه‌ای بارز از عواقب وابستگی بیش از حد یک کشور به غرب است. اوکراین که روزگاری یکی از قدرتمندترین کشور‌های اروپای شرقی بود، امروز به دلیل سیاست‌های اشتباه و اعتماد بی‌حد و حصر به غرب، درگیر جنگی فرسایشی شده است. انقلاب رنگی و تغییر مسیر به سمت غرب نه تنها امنیت اوکراین را تضمین نکرد، بلکه آن را به میدان جنگی تبدیل کرد که قربانیان اصلی آن مردم این کشور هستند.این ماجرا باید درس عبرتی برای کشور‌هایی باشد که تصور می‌کنند غرب می‌تواند ناجی آنها باشد. تجربه نشان داده است که هرگونه تعامل ذلیلانه با قدرت‌های بزرگ، نه تنها عزت ملی را خدشه‌دار می‌کند، بلکه کشور را به سمت وابستگی و ضعف بیشتر سوق می‌دهد.از سوی دیگر به وضوح دیده شد که مذاکره در شرایطی که برگ برنده‌ای در دست نباشد موجب حقارت می‌شود. وابستگی و اعتماد به دیگران و نداشتن برگ برنده در دستان خود، اوکراین را در این ورطه هولناک بازنده و شکست خورده و خوار و خفیف کرده است. تنها زمانی مذاکره و توافق و صلح موجب عزتمندی و پیروزی است که برگ برنده مشخص در دست باشد و همچنین قدرت و توان داخلی و اتکا به ظرفیت‌ها و مؤلفه‌های برتری ساز داخلی وجود داشته باشد.آینده؛ ادامه جنگ یا صلح؟با توجه به مشاجره اخیر ترامپ و زلنسکی و اظهارات تند دو طرف، آینده روابط آمریکا و اوکراین در هاله‌ای از ابهام قرار دارد. ترامپ صراحتاً اعلام کرده که اگر زلنسکی حاضر به سازش نشود، حمایت آمریکا پایان خواهد یافت. این تهدید می‌تواند فشار بیشتری بر اوکراین وارد کند تا منابع معدنی خود را واگذار کند یا در برابر روسیه کوتاه بیاید. اما از سوی دیگر، حمایت اروپا از زلنسکی نشان می‌دهد که کیِف هنوز هم گزینه‌هایی برای مقاومت دارد.واقعیت این است که هم ادامه جنگ و هم پایان جنگ، هر دو برای ایالات متحده دارای منافع متعددی است. در صورت ادامه جنگ اوکراین، فروش بیشتر تسلیحات به اوکراین و همچنین وابسته سازی هرچه بیشتر اروپایی‌ها به انرژی و کالا و حمایت‌های آمریکا رقم خواهد خورد. در چنین شرایطی باتلاق جنگ اوکراین می‌تواند انزوای روسیه را نیز تقویت کند و نهایتاً اروپایی‌ها را کت بسته به دامن آمریکایی‌ها بیاندازد. اما پایان جنگ و پذیرش شرایط آمریکایی نیز بار دیگر مزایای متعدد دیگری برای آمریکایی‌ها خواهد داشت. اول اینکه شعار انتخاباتی ترامپ محقق خواهد شد، دوم اینکه نقش رهبری بین المللی ایالات متحده مجدداً برگردانده خواهد شد و همگان به نقش اصلی هژمونیک بودن ایالات متحده برای حل و فصل بحران‌های بین المللی صحه خواهند گذاشت، سوم اینکه اروپایی‌ها چاره‌ای جز تمکین از آمریکا نخواهند داشت، چهارم اینکه روسیه خود را نه در مقابل آمریک ابلکه در مقابله دولت‌های اروپایی بازتعریف خواهد کرد، پنجم آن که منابع و معادن اوکراینی به یغما برده شده و اقتصاد اروپا کاملاً در دستان آمریکایی‌ها خواهد بود. همچنین بی شمار منافعی که هم ادامه جنگ و هم پایان یافتن جنگ برای آمریکا خواهد داشت، اما سؤال اصلی این است که اروپایی‌ها چه زمانی می‌خواهند تا واقعاً از زیر یوغ استعمار مدرن آمریکایی خود را نجات دهند و یکبار برای همیشه صلح را با دستان خود و بدون دخالت‌های آمریکایی‌ها به سرانجام برسانند.سخن پایانیمشاجره ترامپ و زلنسکی نمایشی تلخ از واقعیت‌های پشت پرده سیاست جهانی بود. این حادثه نشان داد که قدرت‌های بزرگ چگونه از بحران‌ها برای پیشبرد منافع خود استفاده می‌کنند و کشور‌های کوچک‌تر را تحت فشار قرار می‌دهند. این ماجرا باید هشداری جدی برای تمام کشور‌هایی باشد که گمان می‌کنند وابستگی به غرب راه‌حل مشکلاتشان است. تاریخ بار‌ها ثابت کرده است که تنها اتکا به توان داخلی و حفظ استقلال می‌تواند ضامن بقای یک ملت باشد.تجربه تلخ اوکراینی‌ها امروز ممکن است برای هر کشور دیگری رقم بخورد. سیاستمداران سایر کشور‌ها مصون از این اتفاق نیستند مادامی که قدرتمندانه، شجاعانه، باذکاوت و هوشمندانه رفتار نکنند هر آن ممکن است تا چنین خوار و خفیف و تحقیر شوند. در زمانه‌ای که قدرت حرف اول و آخر را می‌زند نباید به لبخندها، گفت و شنود‌ها و دستکش‌های مخملی غربی‌ها و آمریکایی‌ها اعتماد کرد و تصمیمات غیر عقلانی و خوش خیالانه‌ای گرفت که باعث شود تا بعد‌ها طعم تلخ تحقیرشدگی ناگزیر چشیده شود.📷 رامین نصیریمنبع : کانال ایتا در مسیر خرد و اندیشه _ رامین نصیری</description>
                <category>مطالعات آمریکا</category>
                <author>Ramin Nasiri - رامین نصیری</author>
                <pubDate>Sat, 01 Mar 2025 22:59:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مذاکرات ریاض؛ آیا نیواستارتی دیگر در راه است؟</title>
                <link>https://virgool.io/americanstudies/%D9%85%D8%B0%D8%A7%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%B6-%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D9%86%DB%8C%D9%88%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-fx3et6taw5r7</link>
                <description>سایت ارس به واحد تحلیلی ارسبه روند مذاکرات صلح و جنگ میان روسیه و اوکراین و آ»ریکا را بررسی می کند:مذاکرات ریاض؛ آیا نیواستارتی دیگر در راه است؟سه‌شنبه این هفته، ریاض میزبان گفتگوی نمایندگان روسیه و آمریکا بود. لاوروف وزیر خارجه روسیه و روبیو همتای آمریکایی‌اش، در نخستین دیدار دو طرف پس از آغاز جنگ اوکراین، با هدف حل و فصل این مناقشه، بیش از چهار ساعت با هم مذاکره کردند. ظاهراً حاصل این گفتگوی یک روزه، توافق بر چهار اصل بوده است: بازگشت سفارت‌های دو کشور به سطح فعالیت کامل، تشکیل تیمی بلندپایه برای رسیدن به راه حلی جامع، هموارکردن مسیر همکاری‌های اقتصادی و ژئوپلیتیکی میان دو کشور و تداوم روند مذاکرات.برای درک بهتر مذاکرات کنونی، بهتر است نگاهی کوتاه به پیش‌زمینه تاریخی آن داشته باشیم؛ یکی از ویژگی‌های نظام دو قطبی در دوران جنگ سرد، پیمان‌هایی بود که میان آمریکا و شوروی با هدف محدودسازی تسلیحات استراتژیک و هسته‌ای منعقد شده بود. پیمان‌های سالت 1 و 2 در دهه هفتاد و استارت 1 و 2 در دهه نود میلادی از جمله این توافق‌ها بودند. با فروپاشی شوروی، هنجار نظام دوقطبی از هم پاشید اما ساختار آن فقط ترک برداشت. روسیه تقریباً همان جغرافیا، قدرت نظامی و تسلیحاتی که شوروی داشت را به ارث برد.روسیه برای دو دهه در این وضعیت ضعیف‌شده باقی ماند و به عنوان یک قدرت منطقه‌ای شناسایی شد. اما در سال 2011، مذاکراتی تحت عنوان «نیو استارت» انجام شد که در امتداد چهار پیمان قبلی بود. این پیمان نشان داد که مسکوی روسیه همان مسکوی شوروی است و بدین ترتیب ساختاری که با فروپاشی شوروی ترک خورده بود دوباره بازسازی شد و با تغییر ادارک روسیه نسبت به قدرت خود، زمینه ورودش به عرصه جهانی فراهم گردید.روسیه در سال 2014 شبه‌جزیره کریمه اوکراین را اشغال کرد و در 2015 وارد سوریه شد و در رفتارهای دیگرش از جمله در آفریقا نشان داد که متفاوت از دو دهه قبل عمل می‌کند و در حال بازگشت به صحنه بین‌المللی است. در همین حال، آمریکا و اروپا که از این روند ناراضی بودند، با مطرح کردن پیوستن اوکراین به ناتو و حمایت کامل از زلنسکی برای انجام این کار، سعی کردند ادراک جدید روسیه را نسبت به قدرت خود متوقف کنند و ثابت کنند که همچون پیش از 2011 توان گسترش ناتو به شرق را دارند.روسیه نیز از طرفی با آغاز عملیات ویژه نظامی در اوکراین نشان داد که آماده زورآزمایی بر سر حفظ این ادراک جدید است.حالا سه سال پس از آغاز این زورآزمایی در قالب یک جنگ ویرانگر، به نظر می‌رسد دولت ترامپ تصمیم گرفته است به این زورآزمایی پایان ببخشد. هرچند روسیه هم با توجه به تحریم‌ها و فشارهای دیگر، به صلح نیاز دارد اما باتوجه به وضعیت خاورمیانه، نیاز آمریکا به پایان این جنگ بیشتر است. نکته قابل توجه این است که اگر این مذاکرات به یک توافق صلح منجر شود، مذاکرات ریاض 2025، تبدیل به یک «نیو استارت» دیگر برای روسیه خواهد شد و ادراک جدیدش از قدرت خود را تثبیت خواهد کرد. علاوه بر آن، چون اروپایی‌ها کمترین نقش را در ساخت ترتیبات امنیتی جدید قاره خود ایفا کرده‌اند، توازن قدرت میان اروپا و آمریکا را نیز برهم خواهد زد.واکنش طرفین پس از اتمام مذاکره دیروز نیز قابل توجه است؛ ترامپ این گفتگو را مثبت خوانده و گفته به زودی با پوتین دیدار خواهد کرد. زاخارووا سخنگوی وزارت خارجه روسیه نیز مذاکره دیروز را مثبت و سازنده خواند.زاخارووا همچنین اشاره کرد که نکته اصلی در مذاکره ریاض این بود که تماس برقرار شد. در همین خصوص جمله سرگئی لاوروف در خصوص مذاکره دیروز بسیار مهم است. او گفت: ما نه تنها به هم گوش کردیم بلکه حرف همدیگر را شنیدیم. اهمیت این جمله آنجا مشخص می‌شود که آخرین جمله لاوروف در دهم فوریه 2022 یعنی 14 روز پیش از شروع جنگ را مرور کنیم: آن روز لاوروف پس از دیدار با لیز تراس وزیر خارجه بریتانیا گفت: این دیدار شبیه به گفتگوی یک کر و یک لال بود. منظور لاوروف این بود که تراس اصلاً موضع روسیه را درک نمی‌کرد و درخواست‌های روسیه را نمی‌فهمید.سه نکته در خصوص این گفتگوی چهارساعته در ریاض قابل توجه است؛1- تحقیر اروپا:زلنسکی پیش‌تر اشاره کرده بود که هیچگاه توافق صلحی را که بدون حضور اوکراین باشد را به رسمیت نخواهد شناخت. نکتهٔ جالب این است نه تنها نماینده‌ای از اوکراین و هیچ کشور اروپایی دیگری در مذاکره دیروز حضور نداشت بلکه حتی در اظهارات نمایندگان طرفین هم هیچ اشاره‌ای به حضور اوکراینی‌ها یا اروپایی‌ها در ادامه مذاکرات نشد. آمریکا با این اقدام، همه‌کاره بودن خودش را به رخ اروپایی‌ها کشید. موضوعی که قاره سبز را شوکه کرد و باعث شد اتحادیه اروپا به پیشنهاد فرانسه یک نشست اضطراری برای تصمیم‌گیری در خصوص نحوه واکنش به این اتفاق برگزار کند.دیگر مقامات اروپایی نیز به نوبهٔ خود واکنش نشان دادند: وزیر خارجه آلمان، آنالنا بربروک گفت: زمانی که موضوع صلح اروپا در میان باشد، تصمیم‌گیری در خصوص آن نیز نباید بدون مشارکت کشورهای اروپایی انجام شود. ماکرون هم در صفحه ایکس خود نوشت: برای رسیدن به صلح، روسیه باید تجاوزهای خود را متوقف کرده و تضمین‌های امنیتی قوی و معتبر به اوکراینی‌ها بدهد.اما ترامپ در این میان نه تنها اهمیتی به عدم حضور اوکراینی‌ها و اروپایی‌ها در مذاکره نمی‌دهد بلکه در اظهارات اخیر خود باز هم اوکراین را تحقیر کرده و گفته است: میلیاردها دلار به اوکراینی‌ها پول داده‌ایم، می‌خواهم بدانم این پول‌ها کجا رفته است؟ مشروعیت زلنسکی کاهش یافته است، او رئیس‌جمهور بی‌کفایتی است و دلیل ادامه جنگ تاکنون هم خودش است.2- قبول پیروزی روسیه در میدان جنگ:برقراری نشست در سطح عالی دیپلماتیک میان روسیه و آمریکا آن هم به صورت کاملاً رسمی و علنی و نه پنهانی، نشان‌دهنده این است که پیروزی روسیه در میدان نبرد مورد قبول غرب واقع شده است زیرا اگر کوچک‌ترین شانسی برای پس گرفتن مناطق اشغال شده از خاک اوکراین وجود داشت، گفتگویی صورت نمی‌گرفت. اروپا و آمریکا با وجود کمک‌های چندصدمیلیارد دلاری به اوکراین و همچنین اعمال تحریم‌های همه‌جانبه و سنگین علیه روسیه، پس از سه سال نتوانسته‌اند روسیه را به مرحله‌ای برسانند که تشنه مذاکره باشد و راضی به دادن امتیاز برای پایان جنگ شود.بلکه بالعکس، روسیه بدون مشکل خاصی در حال ادامه جنگ بوده و در برخی مناطق در حال پیشروی نیز می‌باشد اما این غرب است که دیگر توانی برای ادامه کمک‌های مالی و تسلیحاتی به اوکراین را نداشته و دعوا بر سر عدم مذاکره نیست، بلکه بر سر این است که چه کسی در مذاکره در مقابل روسیه حضور داشته باشد و چه امتیازاتی باید داده شود.3- احتمال توافق پنهانی بر سر تغییر زلنسکی:جملهٔ دیروز نخست وزیر آلمان نباید مورد غفلت واقع شود. اولاف شولتز گفت: «نباید در مذاکرات تصمیمی در خصوص سران اوکراین گرفته شود». احتمال اینکه آمریکایی‌ها برای پیشبرد مذاکرات با روسیه طبق خواست خود، توافقی پنهان بر سر تغییر زلنسکی انجا بدهند بعید نیست. به خصوص که پوتین هم قبلاً گفته بود که فقط با رئیس‌جمهور قانونی و مشروع اوکراین توافقنامه امضا می‌کند و زلنسکی هم اکنون این مشروعیت را ندارد. بنابراین بعید نیست که آمریکایی‌ها انتخابات جدید ریاست جمهوری را در اوکراین برگزار کنند و یا به نحو دیگری زلنسکی را تغییر دهند تا مذاکرات را راحت‌تر به نتیجه برسانند.با این وجود، بسیار بعید به نظر می‌رسد که این مذاکرات در زمان کوتاهی به نتیجه منجر شود چرا که هم شرایط روسیه و هم غرب برای توافق صلح سخت است. غرب از طرفی الحاق مناطق اشغال شده به روسیه را به رسمیت نمی‌شناسد و به دنبال تضمین امنیتی واقعی و معتبر برای اوکراین است که ممکن است شامل استقرار نیروهای صلح چندملیتی در اوکراین باشد.از طرف دیگر روسیه با استقرار هر نیرویی از ناتو در اوکراین مخالف است، پیوستن اوکراین به ناتو را به طور قطع رد می‌کند و اعلام کرده حتی در خصوص پس دادن سرزمین‌های تحت کنترل روسیه فکری نباید شود. تنها برگ برنده غرب در میز مذاکره منطقه کورسک روسیه است که در کنترل اوکراینی‌ها قرار دارد. بنابراین به نظر می‌رسد روسیه در روزهای آینده تلاش کند کنترل این منطقه را پس بگیرد که با دست پرتر در مذاکره حضور داشته باشد.📷 محمدامین مرادخانیارتباط با پشتیبان سایت ارس به</description>
                <category>مطالعات آمریکا</category>
                <author>Ramin Nasiri - رامین نصیری</author>
                <pubDate>Thu, 20 Feb 2025 23:29:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پشت پرده سفر وزیر امور خارجه آمریکا به منطقه</title>
                <link>https://virgool.io/americanstudies/%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D8%B3%D9%81%D8%B1-%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B1-%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B1-%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D8%AC%D9%87-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%86%D8%B7%D9%82%D9%87-fqwo4g8sxigj</link>
                <description>پشت پرده اهداف سفر وزیر امور خارجه آمریکا به منطقه و پیامد‌های آنسفر اخیر وزیر امور خارجه آمریکا به منطقه خاورمیانه، در برهه‌ای حساس از تحولات بین‌المللی و منطقه‌ای صورت گرفته است. این سفر که با شعار تقویت روابط راهبردی آمریکا با متحدان منطقه‌ای و مقابله با تهدیدات مشترک انجام شد، اما در واقع اهداف پنهان و آشکار دیگری را دنبال می‌کند که نیازمند تحلیل دقیق و موشکافانه است. از منظر جمهوری اسلامی ایران و محور مقاومت، این سفر بیش از آنکه گامی در جهت گسترش صلح و ثبات در منطقه باشد، تلاشی برای تشدید تنش‌ها و تقویت پروژه‌های مداخله‌جویانه آمریکا در خاورمیانه است.به نظر می‌رسد که عملیاتی سازی پروژه‌های موهوم ترامپی که داد هم پیمانان سنتی و جدید ایالات متحده را در عرصه‌های مختلف درآورده است و باعث شده است تا حقیقت آمریکا برای همگان به عنوان استکباری که هیچ یک از قواعد و قوانین حقوق بشری و عرف دیپلماتیک و حقوق بین الملل را رعایت نمی‌کند، آشکار گردد. در ادامه به مهمترین اهداف آشکار و پشت پرده‌های این سفر پرداخته خواهد شد.اهداف آشکار سفریکی از اهداف علنی این سفر، تقویت ائتلاف‌های منطقه‌ای آمریکا به منظور مقابله با آنچه واشنگتن «تهدید ایران» می‌نامد، اعلام شده است. وزیر امور خارجه آمریکا در دیدار‌های خود با مقامات کشور‌های حاشیه خلیج فارس و رژیم صهیونیستی، بر لزوم هماهنگی بیشتر برای مقابله با برنامه‌های هسته‌ای ایران و نفوذ منطقه‌ای آن تأکید کرد. این ادعا‌ها در حالی مطرح می‌شود که جمهوری اسلامی ایران همواره تأکید کرده است که برنامه هسته‌ای آن صرفاً اهداف صلح‌آمیز دارد و حضور منطقه‌ای ایران نیز در راستای تأمین امنیت و مبارزه با تروریسم بوده است.همچنین، یکی دیگر از اهداف آشکار این سفر، تلاش برای عادی‌سازی روابط کشور‌های عربی با رژیم صهیونیستی است. آمریکا به دنبال تقویت پیمان‌های ابراهیم و گسترش دامنه آن به کشور‌های بیشتری در منطقه است. این سیاست که در تضاد آشکار با آرمان فلسطین و حقوق ملت مظلوم فلسطینی قرار دارد، از سوی جمهوری اسلامی ایران به عنوان خیانتی آشکار به امت اسلامی کاملاً غیرقابل قبول برآورد می‌شود و طرحی شکست خورده و محکوم شده می‌باشد.از طرف دیگر سه موضوع مهم دیگر جزو موضوعاتی است که به نظر می‌رسد در خلال این سفر قرار است تا مورد بررسی قرار بگیرد. موضوع اصلی بحث حول طرح ترامپ مبنی بر مهاجرت و کوچ اجباری مردم غزه به اردن و مصر و بازسازی و مدیریت غزه توسط آمریکا است.موضوعی که باعث شده است تا خشم و ناراحتی مسلمانان و همچنین نگرانی‌های مصر و اردن را باعث بشود. هرچند که البته با توجه به پیشنهادات اغوا کننده ایالات متحده نهایتاً ممکن است تا مصر و اردن و یا سایر کشور‌های منطقه به این خواسته غیر عقلانی ترامپ تن بدهند، اما مردم مقاوم و پیروز فلسطین و غزه به احتمال بسیار زیاد هرگز به این دست طرح‌ها و ایده‌ها تن نخواهند داد و این طرح به رغم تلاش همه جانبه ایالات متحده و رژیم منحوس صهیونی شکست خورده است.گفتنی است ششمین دور مبادله اسیران میان رژیم صهیونیستی و مقاومت غزه روز یکشنبه ۲۸ بهمن ماه در شرایطی انجام شد که اسرائیل مجبور شد از تهدیدات و لفاظی‌های ترامپ عبور کند و با آزادی ۳۷۰ اسیر فلسطینی در مقابل تنها سه اسیر اسرائیلی موافقت کند. این اقدام در حالی صورت گرفت که ترامپ پیش‌تر تهدید کرده بود اگر حماس تمامی اسیران اسرائیلی را تا روز شنبه آزاد نکند، غزه را به جهنمی غیرقابل تصور تبدیل خواهد کرد.او همچنین خواستار تخلیه دو میلیون نفر از ساکنان غزه از سرزمین‌شان شده بود. با این حال، مقاومت غزه با نصب بنری در محل تبادل اسیران، به این تهدید‌ها پاسخی قاطع داد و تأکید کرد: “مهاجرتی در کار نیست، مگر به قدس”. این اقدام نشانگر ایستادگی و عزم مقاومت در برابر فشار‌ها و تهدیدات خارجی است و بار دیگر بر حقوق مشروع مردم فلسطین تأکید دارد.موضوع دیگر بحث آینده سوریه خواهد بود. بعد از سقوط دولت بشار اسد و به حکومت رسیدن محمد الجولانی، خواسته اصلی آمریکا و اسرائیل آن است که سوریه کاملاً غیر مسلح شده و همچنین نوک پیکان اعتراضات و دشمنی‌های مردم سوریه متوجه رژیم صهیونیستی و غرب نباشد. به بیان بهتر آنان می‌خواهند تا هم دندان نیش سوریه را بکنند و هم می‌خواهند تا آورده‌های مشخص و منافع مسجل سیاسی، اقتصادی، تجاری و … برایشان داشته باشد. موضوعی که احتمالاً در خلال این سفر قرار است تا با طرف‌های مختلف مورد مذاکره و طرح و بررسی قرار بگیرد.نهایتاً موضوع آخری که احتمالاً در خلال این سفر قرار است تا توسط وزیر امورخارجه آمریکا مورد بررسی و حل و فصل قرار بگیرد، بحث آینده سیاسی دولت لبنان و تعارضات و شکاف‌های مختلف داخلی در لبنان است. آمریکا و اسرائیل همانند سوریه، از لبنانی می‌خواهند که در ابتدای امر مخالف ایشان نباشد، کاملاً غیر مسلح و ضعیف شده باشد و نهایتاً با طرح‌ها و ایده‌های غربی و آمریکایی همراهی و هم راستا باشد. وضعیت فعلی در لبنان، اما به شکل معارضات داخلی به همراه ناپایداری و از همگسیختگی حاکمیت و قدرت داخلی است.پشت پرده‌های سفر وزیر امورخارجه آمریکا به منطقهاما در کنار این اهداف آشکار، سفر وزیر امور خارجه آمریکا به منطقه حامل پیام‌ها و برنامه‌های پنهانی نیز هست. یکی از این اهداف، افزایش فشار‌های اقتصادی و سیاسی بر ایران از طریق تشدید تحریم‌ها و تلاش برای انزوای بین‌المللی آن است. واشنگتن به خوبی می‌داند که ایران با مقاومت اقتصادی و سیاست‌های هوشمندانه خود توانسته است بسیاری از فشار‌های تحریمی را خنثی کند. بنابراین، آمریکا به دنبال ایجاد ائتلافی گسترده‌تر برای اعمال فشار‌های جدید علیه ایران است.به نظر می‌رسد که پشت پرده و یکی از سناریو‌های اصلی این سفر، تحریک کشور‌های منطقه به سوگیری علیه جمهوری اسلامی ایران با راهبرد ایجاد رقابت اقتصادی در منطقه است؛ بدین معنا که ضمن اعلام و تثبیت این نقشه کار جهانی که کشور‌های غرب آسیا و حاشیه خلیج فارس، نقش تأمین کننده انرژی‌های ارزان قیمت فسیلی را باید بازی کنند، ایالات متحده به دنبال آن است تا با تحریک عربستان و امارات به عنوان دو کشور پیشرو عربی در منطقه بحث رقابت منطقه‌ای برای فروش نفت و دادن امتیاز‌های مختلف برای خرید هرچه بیشتر نفت از کشور‌های منطقه را در ازای سه موضوع پیش بکشد:۱) برخورداری از تخفیف‌های ویژه برای خرید نفت از این کشور‌ها ۲) در اختیار قرار دادن بازار‌های کشور‌های منطقه برای اجناس و کالا‌های آمریکایی ۳) همراهی و همکاری با ایالات متحده در راستای طرح‌های منطقه‌ای آمریکا و طرح‌های امنیتی ایالات متحده در منطقه.از سوی دیگر، این سفر می‌تواند نشانه‌ای از تلاش آمریکا برای مدیریت بحران‌های داخلی خود از طریق ایجاد بحران‌های خارجی باشد. دولت آمریکا با مشکلات جدی اقتصادی و اجتماعی در داخل کشور مواجه است و به نظر می‌رسد که با دامن زدن به تنش‌های منطقه‌ای، به دنبال منحرف کردن افکار عمومی داخلی از این مشکلات است.همچنین دستاورد سازی در حوزه سیاست خارجی برای رئیس جمهور ترامپ، به ویژه در صد روز ابتدایی سکانداری ریاست جمهوری با توجه به این که این صد روز از منظر تاریخ سیاسی آمریکا حائز اهمیت و بسیار برجسته می‌باشد، به عنوان دیگر هدف پشت پرده این سفر می‌باشد.پیامد‌های این سفر برای منطقهاز دیدگاه جمهوری اسلامی ایران و محور مقاومت، سفر وزیر امور خارجه آمریکا نه تنها کمکی به صلح و ثبات منطقه نمی‌کند، بلکه بر پیچیدگی بحران‌ها می‌افزاید. سیاست‌های مداخله‌جویانه آمریکا و حمایت بی‌قید و شرط آن از رژیم صهیونیستی، عامل اصلی بی‌ثباتی در منطقه است. تجربه نشان داده است که هر جا آمریکا دخالت کرده، نتیجه‌ای جز جنگ، ناامنی و ویرانی به همراه نداشته است.در مقابل، ایران همواره بر راه‌حل‌های منطقه‌ای برای حل بحران‌ها تأکید کرده است. دکترین «مقاومت فعال» که توسط ایران دنبال می‌شود، بر پایه تقویت توان بازدارندگی و حمایت از ملت‌های مظلوم منطقه بنا شده است. ایران معتقد است که تنها از طریق گفتگو و همکاری میان کشور‌های منطقه می‌توان به صلح پایدار دست یافت.نتیجه‌گیریسفر وزیر امور خارجه آمریکا به منطقه را باید در چارچوب سیاست‌های کلان واشنگتن برای تضعیف محور مقاومت و تقویت هژمونی خود تحلیل کرد. اما تجربه نشان داده است که ملت‌های منطقه آگاه‌تر از آن هستند که فریب این سیاست‌ها را بخورند. جمهوری اسلامی ایران نیز با تکیه بر قدرت مردمی خود و حمایت از آرمان‌های اسلامی و انسانی، همچنان در برابر توطئه‌های دشمنان پیروزمندانه ایستاده است.همچنین در این سفر تلاش پوشالی آمریکا برای نمایش قدرت از دست رفته خود و هژمونی گذشته خود مبنی بر توانایی حل و فصل بحران‌ها، در شرایطی که خود یک طرف اصلی وقوع بحران در منطقه است (حمایت بی، چون و چرا از رژیم غاصل صهیونیستی و سنگ اندازی در مسیر مذاکرات صلح و توافقات آتش بس در غزه) را شاهد هستیم؛ و این در حالی است که روند ادامه جنگ و توافق آتش بس در غزه به وضوح نشان داد که پیروز اصلی میدان نبرد حماس و گروه‌های فلسطینی هستند.در نهایت عمده هدف آمریکا از راه اندازی این سفر چند روزه و چند جانبه سیاسی به غرب آسیا، تشدید تصور غلط «ایران هراسی» در منطقه و تلاش برای ایجاد اجماع بر علیه ایران و همچنین جلوگیری از اتحاد و ائتلاف عربی و اسلامی در برابر غرب و آمریکا می‌باشد. ترس و نگرانی آمریکایی‌ها مبنی بر اینکه طرح کوچ اجباری ترامپ ممکن است تا منطقه را بر علیه آنان متحد کرده و ایران را رهبر ائتلاف ضد آمریکایی کند، باعث کرده است که پیش دستی کرده و این سفر و رایزنی‌های دو جانبه و چند جانبه را ترتیب دهند.در همین راستا ایجاد بحران‌های داخلی در کشور‌ها و سرگرم سازی مردم منطقه به موضوعات حاشیه‌ای برای از یاد بردن موضوع اول جهان اسلام «فلسطین» نیز بسیار محتمل و جزء سناریو‌ها و اهداف پشت پرده آمریکایی به شمار می‌رود.📷 رامین نصیریارتباط با پشتیبان سایت ارس بهمنبع: سایت ارس به</description>
                <category>مطالعات آمریکا</category>
                <author>Ramin Nasiri - رامین نصیری</author>
                <pubDate>Mon, 17 Feb 2025 21:32:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سقوط سیاست در آمریکا</title>
                <link>https://virgool.io/americanstudies/%D8%B3%D9%82%D9%88%D8%B7-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7-mlxy6j7incgw</link>
                <description>سقوط سیاست در آمریکاسقوط سیاست در آمریکاانتخابات ریاست‌جمهوری ایران تمام شد. چهار مؤلفه برجسته انتخابات، یعنی «مشارکت»، «رقابت»، «سلامت» و «امنیت» در کنار دقت نظر و سرعت عمل ماحصل تشکیل‌دهنده انتخابات ریاست‌جمهوری زودهنگام امسال بود؛ اما در آن سوی دنیا در ایالات متحده آمریکا قرار است چند ماه دیگر در ۱۵ آبان ماه انتخابات ریاست‌جمهوری برگزار شود. حواشی گوناگون این انتخابات سبب شده است تا گزاره‌هایی مبنی بر سقوط سیاست در ایالات متحده بیش از پیش به چشم بیاید.۱ـ گزاره اول به خود نامزدهای انتخاباتی از سوی دو حزب اصلی ایالات متحده، یعنی جو بایدن و دونالد ترامپ مربوط می‌شود. دونالد ترامپ که محکومیت قضایی دارد و اتهامات بسیاری در دادگاه‌های گوناگون، همانند اتهامات اخلاقی و سیاسی و امنیتی دارد و در مقابل جو بایدنی که رفتارهای پارکینسونی او و گیجی مثال‌زدنی‌اش به سوژه طنز همه مردم دنیا تبدیل شده است. ادبیات سخیف هر دو رئیس‌جمهور در اظهار نظرهای رسانه‌ای خود در کنار رفتارهای ضد دیپلماتیک آنها سبب شده است این دو نامزد به ضعیف‌ترین نامزدهای ریاست‌جمهوری تاریخ ایالات متحده تبدیل شوند.۲ـ گزاره دوم مربوط است به دو حزب جمهوری‌خواه و دموکرات که در عرصه سیاسی آمریکا فعال هستند؛ دعواهای درون حزبی این دو بسیار بالا گرفته است و هم اکنون نه حزب دموکرات روی نامزدی جو بایدن مصمم و مصر است و نه حزب جمهوری‌خواه نسبت به شایستگی‌های دونالد ترامپ برای به دست گرفتن قدرت اطمینان دارد.۳ـ گزاره سوم مربوط می‌شود به عملکرد و کارنامه سیاسی هر دو حزب و جریان سیاسی؛ به واقع جمهوری‌خواهان با آتش‌افروزی در خاورمیانه شناخته می‌شود و دموکرات‌ها با فعال کردن بحران‌های اوکراین و سرزمین‌های اشغالی. جنگ ناتمام آمریکا در عراق، حمله بی‌هدف و بدون دستاورد آمریکا به افغانستان، به وجود آوردن داعش و ادامه جنگ نیابتی در غرب آسیا و هم اکنون حمایت از ادامه جنگ اوکراین و روسیه و تداوم جنایات رژیم صهیونیستی در سرزمین‌های اشغالی باعث شده است که عملاً دولت فدرال رزرو عملکرد و کارنامه کاملاً مردود و غیر قابل دفاعی داشته باشد.۴ـ گزاره آخر هم مربوط می‌شود به ناتوانی دولت فدرال رزرو برای برگزاری ایمن و مناسب انتخابات در سراسر ایالات متحده؛ ماجرای تیراندازی و قصد ترور دونالد جی ترامپ در جریان سخنرانی‌اش در کمپین انتخاباتی خود در ایالت پنسیلوانیا و شهر باتلر که به فوت یک نفر از تماشاگران این مراسم منجر شده و دو نفر دیگر را نیز به شدت مجروح کرده است، نشان می‌دهد عنصر قوام‌دهنده انتخابات‌ها که همان امنیت انتخابات است، در کشوری که ادعای تأمین امنیت داخلی آمریکا را به نحو بسیار عالی دارد، کاملاً مخدوش و در ابهام است. نتیجه آنکه زوال سیستم آمریکایی امروز بیش از هر زمان دیگری نمود و بروز پیدا کرده و سیاست در ایالات متحده در حال سقوط است.توجهشما هم می توانید تا مطالب و محتوا های ارزشمند خودتون رو برای ما ارسال کنید تا در سایت به نام خودتون قرار داده بشه. سایت ارس به در نشر و انتشار همه نظرات و محصولات خود ذیل قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت دارد و خواهشمند است تا در صورتی که مشکلی یا موردی پیرامون هر کدام از یادداشت ها یا مطالب یا محتوا های داخل انجمن ها و موضوعات انجمن ها از سوی هر کدام از کاربران مشاهده کردید در اسرع وقت به مدیریت سایت اطلاع دهید.پشتیبانی 24 ساعته مدیریت سایت از طریق پیامرسان ایتا و تلگرام آماده دریافت هر گونه گزارش شما کاربران می باشد. ارس به در قبال مطالب یا محتوایی که گزارش سوء نداشته باشد مسئولیتی ندارد.منبع: سایت ارس به و سایت بصیرت📷رامین نصیری┅✿📷#رامین_نصیری📷✿┅📷 کانال ما در ایتا:📷 https://eitaa.com/nasiri75📷 کانال ما در تلگرام:📷 https://t.me/nasiri1996📷 کانال ما در روبیکا:📷 https://rubika.ir/raminnasiri75📷 کانال یوتیوبی:📷 https://youtube.com/@qtbnama?si=bHulE9bmGZXGiqz1📷 صفحه توییتری:📷https://x.com/Raminnasiri1996?s=09📷 آدرس وبسایت:📷https://arasbeh.ir</description>
                <category>مطالعات آمریکا</category>
                <author>Ramin Nasiri - رامین نصیری</author>
                <pubDate>Sun, 01 Sep 2024 15:49:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>افول دموکراسی در غرب</title>
                <link>https://virgool.io/americanstudies/%D8%A7%D9%81%D9%88%D9%84-%D8%AF%D9%85%D9%88%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%BA%D8%B1%D8%A8-mizwhhpdtzhq</link>
                <description>افول دموکراسی در غربایالات متحده آمریکا ادعا دارد کشوری دموکراتیک است. برای دموکراسی خود نیز چند اصل کلی ارائه کرده است که ضامن برقراری دموکراسی باشد: وجود احزاب و تشکل‌های مدنی، وجود رسانه‌های آزاد و مستقل، تفکیک قوا و محدودیت زمانی و فردی حضور در قدرت، انتخابات و نظام گردش نخبگانی.اما با نگاه آماری به وضعیت فعلی ایالات متحده شاهد افول پایه‌های اصلی دموکراسی در غرب و آمریکا هستیم. از حیث احزاب سیاسی پرواضح است که تنها دو حزب قدرت‌مند و بزرگ در آمریکا وجود دارد.در اروپا و غرب اساساً احزاب مستقل یا احزاب جدید فرصتی برای ظهور و بروز ندارند. تقریباً احزاب سنتی از پیش ساخته شده‌ای که در قدرت حضور داشتند، همچنان در مسند قدرت هستند و توانایی گفتمان‌سازی جدید برای تشکل‌های مدنی و احزاب جدید اصلاً وجود ندارد.مستقلانی هم که در انتخابات‌ها حضور پیدا می‌کنند یا از طریق سازکار انتخاباتی و رسانه‌ای احزاب پرقدرت راست و چپ پس ‌زده می‌شوند یا به صورت خیلی محدود داخل دایره قدرت وارد می‌شوند.از بعد رسانه‌های آزاد و مستقل نیز به وضوح مشاهده می‌شود که شرکت متا و تیک تاک و فضای اجتماعی پیام‌رسان ایکس یا شبکه‌های تلویزیونی فاکس نیوز و ‌ای‌بی‌سی نیوز و … هر یک به نحوی در ساختار قدرت نقش دارند و نقش مطالبه‌گری خود را فراموش کرده و کاملاً در بازی‌های سیاسی به عنوان یک بازیگر سیاسی حضور فعال دارند. بایکوت برخی رسانه‌ها یا پروموت برخی دیگر نیز در همین قالب قابل تحلیل است.کشمکش‌های سیاسی احزاب رسانه‌ها را ناگزیر کرده است تا انتخاب کنند که در کدام سمت از قدرت حضور داشته باشند. شاید بتوان گفت محدودیت حضور در قدرت و تفکیک قوا در غرب و آمریکا رعایت شده است و یک فرد خاص در قدرت نمی‌تواند به مدت طولانی بماند، اما مجموعه‌ای از افراد که دارای یک‌ایده و یک فکر و‌اندیشه هستند، در قدرت می‌مانند و آمد و رفت افراد صرفاً به معنای تغییر ظاهری مجریان دولت‌هاست و سیاست‌های اساسی تغییر نمی‌کنند.اصل آخر برگزاری انتخابات و گردش نخبگان است. در همین باره در انتخابات ریاست جمهوری پیش رو بر اساس آمار‌ها ۶۷ درصد آمریکایی‌ها معتقدند ترامپ اگر شکست بخورد، نتایج انتخابات را نخواهد پذیرفت. همچنین ۲۹ درصد آمریکایی‌ها معتقدند کاملا هریس در صورت شکست در انتخابات، نتایج انتخابات را نخواهد پذیرفت. به این معنا که اساسا برگزاری انتخابات در آمریکا و غرب هم از رسالت اصلی خود که مبتنی بر انتقال نرم قدرت از فردی به فرد دیگر بود، زیر سؤال رفته است و می‌توان گفت دموکراسی غربی در سراشیبی افول است.توجهشما هم می توانید تا مطالب و محتوا های ارزشمند خودتون رو برای ما ارسال کنید تا در سایت به نام خودتون قرار داده بشه. سایت ارس به در نشر و انتشار همه نظرات و محصولات خود ذیل قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت دارد و خواهشمند است تا در صورتی که مشکلی یا موردی پیرامون هر کدام از یادداشت ها یا مطالب یا محتوا های داخل انجمن ها و موضوعات انجمن ها از سوی هر کدام از کاربران مشاهده کردید در اسرع وقت به مدیریت سایت اطلاع دهید.پشتیبانی 24 ساعته مدیریت سایت از طریق پیامرسان ایتا و تلگرام آماده دریافت هر گونه گزارش شما کاربران می باشد. ارس به در قبال مطالب یا محتوایی که گزارش سوء نداشته باشد مسئولیتی ندارد.منبع: سایت ارس به و بصیرت📷 رامین نصیری┅✿📷#رامین_نصیری📷✿┅📷 کانال ما در ایتا:📷 https://eitaa.com/nasiri75📷 کانال ما در تلگرام:📷 https://t.me/nasiri1996📷 کانال ما در روبیکا:📷 https://rubika.ir/raminnasiri75📷 کانال یوتیوبی:📷 https://youtube.com/@qtbnama?si=bHulE9bmGZXGiqz1📷 صفحه توییتری:📷https://x.com/Raminnasiri1996?s=09📷 آدرس وبسایت:📷https://arasbeh.ir</description>
                <category>مطالعات آمریکا</category>
                <author>Ramin Nasiri - رامین نصیری</author>
                <pubDate>Sun, 01 Sep 2024 15:48:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ابهام و اتهام در سیاست خارجی آمریکا درباره جنگ غزه 2024-2023</title>
                <link>https://virgool.io/americanstudies/%D8%A7%D8%A8%D9%87%D8%A7%D9%85-%D9%88-%D8%A7%D8%AA%D9%87%D8%A7%D9%85-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D8%AC%DB%8C-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D8%BA%D8%B2%D9%87-2024-2023-mvbuijlsid5i</link>
                <description>ابهام و اتهام در سیاست خارجی آمریکا درباره جنگ غزهبه گزارش واحد تحلیل سیاسی سایت ارس به، به نقل از سایت تحلیلی طنین سنتر  رامین نصیری کارشناس مسائل بین المللی در یادداشتی نوشت: ایالات متحده نسبت به جنگ اسرائیل و فلسطین نمایان گر یک نوعی ابهام است؛ بدین معنا که نمی داند دقیقا باید پاسخ گوی لابی قدرت مند صهیونیست ها باشد یا پاسخ گوی افکار عمومی دنیا و به ویژه آمریکایی‌هایی که مخالف ادامه جنگ و خشونت در سرزمین‌های اشغالی هستند.اما نکته حائز اهمیت آن است که بایدن و تیم سیاست خارجی او متهم به حمایت همه جانبه از نتانیاهو هستند و ادامه لفاظی‌های بی اثر حمایت گرایانه از مردم مظلوم فلسطین نیز نمی تواند که او را از این اتهام بزرگ مبرا سازد.ادامه جنگ اسرائیل با فلسطین به رغم گذشت پنج ماه از تهاجم وحشیانه رژیم صهیونیستی به سرزمین غزه باعث شده است تا نوک پیکان اتهامات کاملاً متوجه «جو بایدن»، رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا باشد چرا که ادامه جنگ و عدم تلاش واقعی برای توقف جنگ در غزه با چراغ سبز ایالات متحده و فرماندهی و مدیریت او در حال انجام است. در ادامه مروری بر روند ادامه جنگ و موضع گیری‌های آمریکا انجام می‌شود:1) با آغاز عملیات طوفان الاقصی اتهامات واهی ایالات متحده مبنی بر مقصر جلوه دادن فلسطین و حماس در دفاع مشروع از خود و سرزمین هایشان شروع شد. ایالات متحده در این زمان سیاست حمایت همه جانبه رسانه‌ای و لجستیکی کامل از اسرائیل را در پیش گرفت.2) چندی بعد با فوران میزان جنایات رژیم صهیونیستی در غزه وجدان‌های بیدار مردم دنیا در حمایت از فلسطین و مردم مظلوم آن خواستار آتش بس و توقف جنگ گردید اما ایالات متحده با بی اعتنایی به همه این فریادها بر ادامه قتل و ظلم و تجاوزات اسرائیلی ها در فلسطین صحه گذاشت. سیاست ادامه حمایت و اتهام زنی به حماس مبنی بر مقصر بودن و ضرورت تنبیه شدن باعث شد تا وقوع هر گونه آتش بسی در فلسطین در هاله‌ای از ابهام فرو رود.3) مقاومت جانانه مردم فلسطین و گروه‌های مقاومت و دست آورد هیچ رژیم صهیونیستی به رغم داشتن دست برتر قدرت نظامی در فلسطین و حمایت همه جانبه ایالات متحده و غرب از اسرائیل باعث شد تا نهایتاً رژیم صهیونیستی تن به یک آتش بس کوتاه مدت برای آزادی اسرای اسرائیلی گردد اما در همین دوره کوتاه مدت آتش بس نیز بار ها با به پرواز درآوردن پهبادهای شناسایی خود نقض عهد کرده و بر ادامه جنگ و تهاجم زمینی بر فلسطین اصرار کرد. در این مرحله نیز ایالات متحده سیاست حمایت حداکثری از اسرائیل و تلاش برای تضعیف حماس و فلسطین را در پیش گرفت.4) پس از دوره آتش بس کوتاه مدت اما روند استمرار جنگ و بازی نه برد نه باخت در دستور کار تیم بایدن برای جنگ اسرائیل و فلسطین در پیش گرفته شد. به نظر می رسد که سیاست دو گانه تصویب بسته کمکی به رژیم صهیونیستی و هم چنین تصویب بودجه کمکی به فلسطین در همین راستا قابل تحلیل باشد. در این مرحله بایدن در گفتار از فلسطین و غزه حمایت می کند و حماس را جدای از مردم فلسطین می خواند اما در عمل با ادامه جنگ و کشتار غیر نظامیان در فلسطین نیز موفقت می کند و یا حداقل نسبت به همه نقض حقوق بشر های صورت گرفته از سوی نظامیان اسرائیلی بی تفاوت است.نتیجه گیریبرآیند کلی سیاست خارجی ایالات متحده نسبت به جنگ اسرائیل و فلسطین نمایان گر یک نوعی ابهام است؛ بدین معنا که نمی داند دقیقا باید پاسخ گوی لابی قدرت مند صهیونیست ها باشد یا پاسخ گوی افکار عمومی دنیا و به ویژه آمریکایی‌هایی که مخالف ادامه جنگ و خشونت در سرزمین‌های اشغالی هستند. اما نکته حائز اهمیت آن است که بایدن و تیم سیاست خارجی او متهم به حمایت همه جانبه از نتانیاهو هستند و ادامه لفاظی‌های بی اثر حمایت گرایانه از مردم مظلوم فلسطین نیز نمی تواند که او را از این اتهام بزرگ مبرا سازد.اتهامی که همراه با چاشنی ابهام قطعا در انتخابات ریاست جمهوری سال بعد ایالات متحده بسیار تاثیر گذار بوده و ممکن است که باعث گردد تا بایدن نیز به مانند ترامپ دوره ریاست جمهوری فقط چهار ساله را  تجربه کند. در همین راستا اتخاذ مواضع ایالات متحده نسبت به قطعنامه های سازمان ملل نیز قابل تحلیل است.چنانکه هر چند ایالات متحده پیش‌نویس قطعنامه پیشنهادی الجزایر که خواستار آتش‌بس بشردوستانه فوری است را وتو کرد اما با ارائه یک بسته پیشنهادی آتش بس به دنبال بازیابی جایگاه از دست رفته خود(هژمونی آمریکایی) بوده و همچنین تمایل دارد تا با ایجاد موازنه قوا میان اسرائیل و فلسطین با نادیده‌گیری مقصر واقعی خشونت و جنگ در سرزمین‌های اشغالی و حقوق اساسی فلسطینیان و خواسته اصلی ایشان مبنی بر پایان اشغال‌گری صهیونیست‌ها و آزادی کامل سرزمین فلسطین،  ادامه این روند و فرسایشی شدن جنگ را در پیش بگیرد.به نظر می‌رسد که ایالات متحده به دنبال امتیازگیری حداکثر از هر دو طرف مخاصمه است و قصد دارد تا ضمن تضعیف حماس و فلسطین، فشارها را روی رژیم صهیونیستی نیز نگه دارد تا در صورت نیاز بتواند با استفاده از این فشار نیز بازیگری سیاسی کرده و هم چنین وجهه بین المللی خود را به عنوان مصلح جهانی حفظ کند.هر چند که سیاست ابهام آمریکایی در قبال دو جنگ روسیه و اوکراین و همچنین اسرائیل و فلسطین باعث شده است که مشروعیت ایالات متحده مبنی بر پلیس بین الملل وئ مصلح جهانی کاملا مخدوش شده و دولت‌های متحد و همراه با ایالات متحده نیز اعتماد خود نسبت به آمریکا را از دست داده و به دنبال بازتعریف روابط خود با آمریکا می باشند.توجهشما هم می توانید تا مطالب و محتوا های ارزشمند خودتون رو برای ما ارسال کنید تا در سایت به نام خودتون قرار داده بشه. سایت ارس به در نشر و انتشار همه نظرات و محصولات خود ذیل قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت دارد و خواهشمند است تا در صورتی که مشکلی یا موردی پیرامون هر کدام از یادداشت ها یا مطالب یا محتوا های داخل انجمن ها و موضوعات انجمن ها از سوی هر کدام از کاربران مشاهده کردید در اسرع وقت به مدیریت سایت اطلاع دهید.پشتیبانی 24 ساعته مدیریت سایت از طریق پیامرسان ایتا و تلگرام آماده دریافت هر گونه گزارش شما کاربران می باشد. ارس به در قبال مطالب یا محتوایی که گزارش سوء نداشته باشد مسئولیتی ندارد.منبع: سایت طنین سنتر</description>
                <category>مطالعات آمریکا</category>
                <author>Ramin Nasiri - رامین نصیری</author>
                <pubDate>Sat, 09 Mar 2024 18:40:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سیاست دوگانه بایدن در فلسطین!</title>
                <link>https://virgool.io/americanstudies/%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D9%88%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%81%D9%84%D8%B3%D8%B7%DB%8C%D9%86-ywbkec862c76</link>
                <description>سیاست دوگانه بایدن در فلسطین!به گزارش واحد تحلیل سیاسی سایت ارس به رامین نصیری در تازه ترین یادداشت خود برای نشریه داخلی روزانه معاونت سیاسی سپاه در روز دوشنبه هفتم اسفند ماه ضمن اشاره به ضرورت حضور حداکثری و مشارکت مردمی در پای صندوق های رای نسبت به همدلی و همراهی ملت و دولت برای برقراری اقتدار ایران و ایرانی تاکید کرد. در ادامه یادداشت رامین نصیری به نقل از سایت بصیرت را مورد بازخوانی و نتیجه گیری نهایی قرار می دهیم:۱۴۲ روز است که جنایات وحشیانه رژیم سفاک صهیونیستی علیه غیر نظامیان فلسطینی ادامه دارد و آتش جنگ و خشم و خشونت به معنای واقعی کلمه فروکش نکرده است.مسئولیت ادامه جنایات و اقدامات ضد حقوق بشری نتانیاهو و دولت جعلی اسرائیل مستقیماً بر عهده ایالات متحده و شخص جو بایدن است؛ چرا که با وجود موضع‌گیری‌های شفاهی دولت بایدن مبنی بر لزوم توقف جنگ و ارسال کمک‌های بشردوستانه به مردم فلسطین، اما در عمل با ارسال سلاح و تجهیزات نظامی به رژیم صهیونیستی و همچنین ممانعت نکردن از جنایات وحشیانه رژیم صهیونیستی و مهم‌تر از همه مخالفت با هر‌گونه طرح صلح و آتش‌بسی که کشور‌های مختلف ارائه داده‌اند، در حال همراهی با این جنایات اسقاطیل است.اگر با عینک واقع‌بینی به مسائل نگاه کنیم، متوجه می‌شویم که بدون هیچ شک و شبهه‌ای تسلیحات ارسالی از سوی آمریکا، دقیقا برای قتل عام و نسل‌کشی فلسطینی‌ها استفاده شده است.کمیته عفو بین‌الملل در گزارش ماه دسامبر ۲۰۲۳ نوشت: «تکه‌هایی از بمب‌های ساخت آمریکا در آوار خانه‌های فلسطینی‌هایی که توسط اسرائیل ویران شده بودند، یافت شد.این سازمان تأکید کرده است که اسرائیل هیچ هشداری را پیش از پرتاب بمب‌های مرگبار نداده بود.» همچنین، عفو بین‌الملل به طور ضمنی اشاره کرده است که این حملات می‌تواند جنایت جنگی تلقی شود و اگر دیوان بین‌المللی دادگستری رسما اسرائیل را به نسل‌کشی متهم کند، این موضوع نشان‌دهنده مسئولیت مستقیم ایالات متحده در نسل‌کشی و جنایات اسرائیل در غزه خواهد بود.آمار سرسام‌آور عبور تعداد شهدای فلسطینی از مرز سی هزار نفر این سؤال جدی را در اذهان متبادر کرده است که آیا واقعاً دولت بایدن توانایی توقف ماشین کشتار صهیونیستی را ندارد یا این توانایی را دارد، اما عزم و اراده واقعی برای انجام آن را ندارد؟پاسخ را می‌توان در کمک چهار میلیارد دلاری آمریکا به رژیم صهیونیستی که سالیانه انجام می‌شود پیدا کرد، همچنان که همین الان بحث تصویب دو بسته کمکی ۱۴/۳ میلیارد دلاری و ۱۷/۶ میلیارد دلاری به رژیم صهیونیستی برای ادامه جنایاتش در مجلس نمایندگان آمریکا مطرح است.اما گفتار درمانی جو بایدن نمی‌تواند مانع از ادامه و تشدید تنش‌ها میان رژیم صهیونیستی و فلسطینیان شود و اقدامات مؤثر و واقع‌بینانه‌ای را می‌طلبد؛ اقداماتی همانند قطع کمک به رژیم صهیونیستی و محکومیت این رژیم در مجامع بین‌المللی و تصویب قطع‌نامه‌های آتش‌بس و توقف جنگ و در کنار آن همراهی نکردن مخفیانه با جنایات رژیم صهیونیستی می‌تواند راهکارهای مؤثرتری برای توقف جنایات حقوق بشری در سرزمین فلسطین علیه غیر نظامیان فلسطینی قلمداد شود.بنابراین، پرواضح است که بایدن و دولتش توانایی لازم را به منظور تحت فشار قرار دادن رژیم صهیونیستی برای توقف جنگ دارند، اما قصد و اراده جدی برای انجام چنین کاری را ندارند.توجهشما هم می توانید تا مطالب و محتوا های ارزشمند خودتون رو برای ما ارسال کنید تا در سایت به نام خودتون قرار داده بشه. سایت ارس به در نشر و انتشار همه نظرات و محصولات خود ذیل قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت دارد و خواهشمند است تا در صورتی که مشکلی یا موردی پیرامون هر کدام از یادداشت ها یا مطالب یا محتوا های داخل انجمن ها و موضوعات انجمن ها از سوی هر کدام از کاربران مشاهده کردید در اسرع وقت به مدیریت سایت اطلاع دهید.پشتیبانی 24 ساعته مدیریت سایت از طریق پیامرسان ایتا و تلگرام آماده دریافت هر گونه گزارش شما کاربران می باشد. ارس به در قبال مطالب یا محتوایی که گزارش سوء نداشته باشد مسئولیتی ندارد.منبع: سایت ارس به┅✿💠#رامین_نصیری💠✿┅🟠 کانال ما در ایتا:🆔 https://eitaa.com/nasiri75🔵 کانال ما در تلگرام:🆔 https://t.me/nasiri1996🟢 کانال ما در روبیکا:🆔 https://rubika.ir/raminnasiri75✅ کانال یوتیوبی:🆔 https://youtube.com/@qtbnama?si=bHulE9bmGZXGiqz1✅ صفحه توییتری:🆔https://x.com/Raminnasiri1996?s=09✅ آدرس وبسایت:🆔https://arasbeh.ir</description>
                <category>مطالعات آمریکا</category>
                <author>Ramin Nasiri - رامین نصیری</author>
                <pubDate>Mon, 26 Feb 2024 12:52:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تحول در پنج متغیر نظم بین المللی در سال 2023</title>
                <link>https://virgool.io/americanstudies/%D8%AA%D8%AD%D9%88%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%D9%86%D8%AC-%D9%85%D8%AA%D8%BA%DB%8C%D8%B1-%D9%86%D8%B8%D9%85-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84-2023-vp0ey8973mx2</link>
                <description>چکیده 5 متغیر تاثیر گذاربه گزارش واحد تحلیل سیاسی ارس به، به نقل از سایت موسسه مطالعاتی تحریریه، رامین نصیری کارشناس مسائل بین المللی در یادداشتی با عنوان تحول در پنج متغیر نظم بین المللی نوشت:در سال ۲۰۲۴، متغیرهای تأثیرگذار بر چگونگی نظم جهانی با سرعت بسیار بالایی در حال تغییر هستند. از تغییرات ژئوپلیتیکی ایجاد شده در باب‌المندب به دست یمنی‌ها تا تحولات اقتصادی و اجتماعی که در سراسر دنیا به وجود آمده است، همگی از باز مهندسی نظم جهانی جدید خبر می‌دهد. البته این بار این نظم جهانی از سوی ملت‌های جنوب و بر اساس منافع بشری شکل خواهد گرفت.در سال ۲۰۲۴، متغیرهای تأثیرگذار بر چگونگی نظم جهانی با سرعت بسیار بالایی در حال تغییر هستند. از تغییرات ژئوپلیتیکی ایجاد شده در باب‌المندب به دست یمنی‌ها تا تحولات اقتصادی و اجتماعی که در سراسر دنیا به وجود آمده است، همگی از باز مهندسی نظم جهانی جدید خبر می‌دهد. البته این بار این نظم جهانی از سوی ملت‌های جنوب و بر اساس منافع بشری شکل خواهد گرفت.آغاز دهه هفتاد بود که رهبر معظم انقلاب طی بیاناتی مهم و استراتژیک پنج مرحله انقلاب اسلامی، تشکیل حکومت اسلامی، تشکیل دولت اسلامی، جامعه‌پردازی‌ اسلامی و در نهایت تمدن‌سازی نوین اسلامی را به عنوان هدف استراتژیک انقلاب اسلامی مطرح فرمودند.حال نگاهی به پنج متغیر اصلی تغییر یافته در سال ۲۰۲۴ نویدبخش پایان نظم استکبار جهانی و آغاز تمدن نوین اسلامی است.اولین متغیر تغییر یافته به بن بست رسیدن نهادهای بین‌المللی تأثیرگذار در قرن گذشته است. عملکرد و کارکردی که برای سازمان‌های بین‌المللی تعریف شده بود، تقریباً همگی به بن بست رسیده است.چند وقت قبل سازمان بهداشت جهانی توانایی کنترل و زدودن همه‌گیری بیماری کرونا را از دست داده بود، شورای امنیت سازمان ملل توانایی ایجاد مصالحه و جلوگیری از جنگ را در اروپای شرقی میان روسیه و اوکراین از دست داده است، حکم دیوان بین‌المللی دادگستری لاهه نهایتاً از سوی رژیم جعلی صهیونیستی پذیرفته نمی‌شود و چندین مثال مختلف همگی از ناکارآمدی این سازمان‌های بین‌المللی حکایت دارد.دومین متغیر تغییر یافته نظام پولی و بانکی مستقر پس از جنگ جهانی دوم است. آغاز و گسترش دلارزدایی در میان کشورهای جنوب موجب از بین رفتن اقتدار و بنیان اقتصادی غرب و استکبار که بر پایه دلار تعریف می‌شد، شده است.ثروت کشورهای جنوب که قبلا همچون گروگانی در دست دلار غرب بود، امروز در حال بازگشت به اقتصاد کشورهای جنوب و موجب توسعه و رفاه ملت‌های جنوب شده است.سومین متغیر تغییر یافته از بین رفتن قدرت نرم‌افزاری استکبار جهانی است. این سلطه رسانه‌ای و عملیات روانی که هژمونی استکبار جهانی به وجود آورده بود، امروز دیگر از میان رفته است.وجدان بشریت در حال بیدار شدن و دیدن حقایق جهان است. پایه‌های این قدرت نرم‌افزاری به شدت ضعیف و سست شده است.چهارمین متغیر تغییر یافته پیشرفت تکنولوژیکی و فناوری کشورهای شرقی است که با وجود برقراری رژیم‌های کنترل صادراتی سفت و سخت از سوی غرب و آمریکا، اما نتوانسته‌اند مانع این رشد و پیشرفت فناوری شوند.در نهایت پنجمین متغیر تغییر یافته عبارت است از گسترش تفکر اسلامی و ایدئولوژی دینی در سراسر دنیا؛ بشر امروز با مأیوس شدن از هر آنچه منتسب به اومانیسم و انسان‌گرایی بود، بار دیگر به دنبال پیوند با قدرتی ماورایی و افول نشدنی به نام «الله» است.توجهشما هم می توانید تا مطالب و محتوا های ارزشمند خودتون رو برای ما ارسال کنید تا در سایت به نام خودتون قرار داده بشه. سایت ارس به در نشر و انتشار همه نظرات و محصولات خود ذیل قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت دارد و خواهشمند است تا در صورتی که مشکلی یا موردی پیرامون هر کدام از یادداشت ها یا مطالب یا محتوا های داخل انجمن ها و موضوعات انجمن ها از سوی هر کدام از کاربران مشاهده کردید در اسرع وقت به مدیریت سایت اطلاع دهید.پشتیبانی 24 ساعته مدیریت سایت از طریق پیامرسان ایتا و تلگرام آماده دریافت هر گونه گزارش شما کاربران می باشد. ارس به در قبال مطالب یا محتوایی که گزارش سوء نداشته باشد مسئولیتی ندارد.منبع: سایت موسسه مطالعاتی تحریریه┅✿💠#رامین_نصیری💠✿┅🟠 کانال ما در ایتا:🆔 https://eitaa.com/nasiri75🔵 کانال ما در تلگرام:🆔 https://t.me/nasiri1996🟢 کانال ما در روبیکا:🆔 https://rubika.ir/raminnasiri75✅ کانال یوتیوبی:🆔 https://youtube.com/@qtbnama?si=bHulE9bmGZXGiqz1✅ صفحه توییتری:🆔https://x.com/Raminnasiri1996?s=09</description>
                <category>مطالعات آمریکا</category>
                <author>Ramin Nasiri - رامین نصیری</author>
                <pubDate>Sat, 24 Feb 2024 14:37:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رکورد شکنی صادرات تسلیحات آمریکایی در سال 2023 و چرخه باطل خشونت</title>
                <link>https://virgool.io/americanstudies/%D8%B1%DA%A9%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D8%B4%DA%A9%D9%86%DB%8C-%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%AA%D8%B3%D9%84%DB%8C%D8%AD%D8%A7%D8%AA-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84-2023-%D9%88-%DA%86%D8%B1%D8%AE%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B7%D9%84-%D8%AE%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AA-foyn2bxqmveo</link>
                <description>چکیدهبه گزارش واحد تحلیل ارس به، به نقل از سایت تحلیلی طنین سنتر  رامین نصیری کارشناس مسائل بین المللی در یادداشتی نوشت: به گزارش پایگاه اسکای نیوز صادرات سال گذشته تسلیحات آمریکا با احتساب فروش مستقیم شرکت‌های دفاعی آمریکایی به کشورهای خارجی به 238 میلیارد دلار رسید. این حجم از صادرات تسلیحات به عنوان یک رکورد برای ایالات متحده به شمار می رود. لهستان، آلمان، استرالیا و جمهوری چک در میان کشورهایی هستند که در سال ۲۰۲۳، میلیاردها دلار تسلیحات را به صورت مستقیم از ایالات متحده امریکا خریداری نموده اند.علاوه بر کشورهای اروپایی، در خارج از اروپا نیز به عنوان مثال، استرالیا ۶٫۳۵ میلیارد دلار برای خرید هواپیمای هرکولس، کره جنوبی ۵ میلیارد دلار برای جنگنده F35 و ۱٫۵ میلیارد دلار برای هلی کوپترهای شینوک و ژاپن نیز ۱٫۳۸ میلیارد دلار برای خرید هواپیمای تجسس و مراقبت هزینه نموده اند.همچنین در سال ۲۰۲۳، کانادا ۵٫۹ میلیارد دلار برای خرید هواپیمای پوسیدون و کویت نیز ۳ میلیارد دلار برای خرید سامانه دفاع موشکی و ۱٫۸ میلیارد دلار برای دریافت حمایت های تکنیکی هزینه نموده اند. این قراردادهای خرید مستقیم از امریکا به میزان ۸۱ میلیارد دلار بوده که نسبت به سال ۲۰۲۲ شاهد ۵۶ درصد افزایش است.بررسی زمینه ها، ابعاد و پیامدهای این رکوردشکنی و صادرات تسلیحات آمریکا در سال 2023 نشان می دهد که اساسا ایالات متحده نهایتا منتفع اصلی بحران های بین المللی است. در بحران هاست که می تواند تا ماهی خود را بگیرد و به زیست خود ادامه دهد. در ادامه زمینه ها، ابعاد و پیامدهای این رکورد شکنی آورده می شود:زمینه های رکورد شکنی صادرات تسلیحات آمریکاییسال 2023 در حالی تمام شد که جهان در بحران های متعددی به سر می برد. بحران هایی که برخی به دلایل پرونده های ناتمام گذشته همچنان در جریان است و برخی دیگر در حالت بالقوه قرار دارند و ظرفیت تبدیل شدن به بالفعل را نیز دارا می‌باشند.بحران های بین المللی محلی است که نظام بین الملل ماموریت دارد تا آن را رفع و رجوع کند. اما به نظر می رسد که حداقل نظام بین الملل کنونی همچین توانایی و اراده ای را ندارد. بنابراین نیاز است تا دولت ها و ملت ها با تکیه بر ظرفیت و توان داخلی و قدرت ملی خود در این اوضاع بسیار پیچیده و هرج و مرج بین المللی از خود و هویت خود صیانت داشته باشند.هر چند که البته مثل همیشه یک عنصر فرصت طلب پیدا می شود و از این آشفته بازار برای خود نمدی تهیه می کند. ایالات متحده آمریکا دقیقا مصداق همین فرصت طلب است که البته به باور بسیاری از اندیشمندان خود این فرصت ها را بعضا به عمد برای خود به وجود می آورد.همین است که مقام معظم رهبری نیز در تحلیل هایی واقعی و مبتنی بر حقایق بار ها ایالات متحده را مسئول به وجود آمدن این بحران ها معرفی کرده اند. بررسی نقش ایالات متحده در بحران های به وجود آمده و استمرار آن ها در طول این چند سال نیز مؤید همین مطلب است.از جنگ اوکراین که ایالات متحده کم کم در طی دو دهه اوکراین را به سمت یک بحران رهنمون ساخت تا ادامه جنگ در سرزمین های اشغالی ایالات متحده نقش محوری و فعال دارد. در موضوع اوکراین نهایتا کار به جایی کشید که روسیه ناچار به پاسخ به تحریک آمریکایی ها  در استقرار و عضویت اوکراین در ناتو شد.شعار ناتو که برقراری صلح و امنیت و ثبات در کشور های عضو است هر چند که بسیار اغوا کننده به شمار می رود اما در عمل پیوستن به ناتو به معنای بازی کردن در پازل آمریکایی هاست. چراکه دیدگاه ایالات متحده نسبت به اعضای ناتو نه یک دید همکاری مانند بلکه به حالت دید منفعت طلبانه است.در واقع ایالات متحده هدف اصلی خود از گسترش ناتو را علاوه بر نمایش قدرت جهانی و توانایی اجماع سازی بین المللی، در وابسته سازی کشورها و هم چنین دریافت پول در قبال تامین امنیت آن ها تعریف می کند.هم چنان که سایر منافعی همچون توانایی نفوذ و دخالت در نظام سیاسی کشور های عضو، به دست آوردن بازار هدف تسلیحات نظامی، وابسته سازی نظامی و امنیتی کشور ها، استفاده از منابع و جغرافیای کشور ها و غیره را نیز بدست می آورد.در واقع ایالات متحده به پیمان نامه ناتو نه به عنوان یک توافقنامه شراکت محور بلکه به عنوان یک توافقی برای گسترش هژمونی خود نگاه می کند. در بحث موضوع جنگ اسرائیل و فلسطین نیز خواست ایالات متحده نه حل و فصل موضوع بلکه همواره به وجود آوردن  یک حالت بحرانی است. دقیقا به همین خاطر است که طرح دو دولتی را نیز در موضوع اشغال فلسطین توسط رژیم صهیونیستی ارائه کرده است.بگذریم که ایالات متحده به چیزی جز منفعت شخصی و گسترش هژمونی خود فکر نمی کند که البته این هژمونی هم در ساحت های مختلف کاملا دچار آسیب و جراحات شدید شده است. ناتوانی تشکیل ائتلاف دریایی بر علیه حوثی های یمنی، شکست در برابر باز کردن تنگه باب المندب برای کشتی های اسرائیلی، ناتوانی در شکست حماس و … تنها چند مورد از این مظهر افول قدرت هژمونی ایالات متحده آمریکاست.ابعاد رکورد شکنی صادرات تسلیحات آمریکاییاساساً اقتصادهای مبتنی بر فروش تسلیحات، تنها به دنبال گسترش جنگ در جهان هستند تا بر سود خود از نبود امنیت بیفزایند. ایالات متحده امریکا یکی از بزرگترین نمونه از این گونه از اقتصادها است و با وجود چنین نظام اقتصادی ، امکان برقراری صلح در جهان منتفی خواهد بود.  یکی از ابعاد جالب توجه این است که فروش تسلیحات ایالات متحده عمدتا در منطقه اروپا و غرب آسیا روی داده است.به علاوه فروش تسلیحات نظامی به ژاپن و کره جنوبی. این به معنای آن است که تقریبا گستره بازار تسلیحات آمریکایی سراسر دنیاست. اما نکته حائز اهمیت تر این است که تا جای ممکن ایالات متحده می خواهد تا خود را و امنیت خود را به دور از تجهیزات نظامی نگه دارد بنابراین تمایل آن چنانی به تسلیح مکزیک یا کانادا یا کشور های آمریکای جنوبی ندارد. کما اینکه کشور های آمریکای جنوبی اغلب توسط تسلیحات ساخت روسیه و چین تجهیز می شوند.نکته دیگر این است که عمده خریداران تسلیحات آمریکایی دولت هایی هستند که تحت تاثیر جریان رسانه ای و پروپاگاندای تبلیغاتی آمریکایی از یک دشمن همسایه خود ترس شدیدی دارند. در واقع همسایه هراسی راهبرد اصلی ایالات متحده در پیدا کردن و فروش سلاح و مهمات نظامی آمریکا به شمار می رود.به عنوان نمونه کره جنوبی و ژاپن را بخاطر کره شمالی مجبور به خرید تسلیحات نظامی کرده است یا کشور های اروپایی را بخاطر دولت فدرالیسم روسیه ملزم به خرید تجهیزات نظامی کرده است یا برخی کشور های حوزه خلیج فارس را با ایران هراسی ناچار به خرید تسلیحات و تجهیزات نظامی کرده است.بنابراین راهبرد اصلی ایالات متحده در امر فروش تسلیحات و مهمات آمریکایی، به وجود آوردن یک جنگ روانی و عملیات رسانه ای برای ساختن یک دشمن فرضی و ضرورت مجهز بودن برای مقابله با این دشمن می توان عنوان کرد.سومین مورد اما بحث سود و بهره وری بسیار بالای فروش سلاح و مهمات می باشد. عدد سرسام آور فروش 238 میلیارد دلاری ایالات متحده به تنهایی بسیار بیشتر از میزان تولید ناخالص داخلی بسیاری از کشور های دنیاست.سود بسیار بالا و در عین حال بهره وری بسیار زیاد باعث شده است که ایالات متحده علی رغم وجود کمپین ها و گروه های ضد جنگ بسیار زیاد در خود دل ایالات متحده در صدد انجام چنین کاری باشد.هم چنان که برای همگان کاملا عیان است این فروش تسلیحات به کشور ها باعث به وجود آمدن یک رقابت تسلیحاتی شده و باعث می گردد تا دنیا تبدیل به یک انبار باروتی گردد که حضور افرادی همچون، هیتلر یا صدام حسین و غیره می تواند این انبار باروت را مشتعل سازد.پیامدهای رکورد شکنی صادرات تسلیحات آمریکاییپیامد این رکورد شکنی آن است که سایر تولید کنندگان سلاح و مهمات در دنیا همانند آلمان، انگلیس، نروژ و چین و روسیه و سایرین وارد بازی رقابت برای پیدا کردن بازار هدف مناسب و افزایش خشونت در سطح نظام بین الملل و هم چنین استمرار بحران های موجود باشند. در واقع اجماع نظر برای توسعه قابلیت ها و ظرفیت های ساخت و ارائه تجهیزات نظامی با سرعت بسیار بالایی افزایش پیدا خواهد کرد.هم چنین انگیزه ها در داخل ایالات متحده برای فعالیت در عرصه ساخت و صادرات تجهیزات نظامی افزایش پیدا می کند. جدای از آن صادرات تسلیحات به کشور های مختلف باعث به هم خوردن موازنه قوا در برخی حالات می شود. هر چند که خرید صرف تجهیزات نظامی نمی تواند تولید کننده قدرت درون زا باشد و دقیقا برعکس ممکن است تبدیل به پاشنه آشیل و وابستگی نظامی و امنیتی شود.اما دولت های مختلف سعی دارند تا با خرید تجهیزات نظامی به روز، هم عقب ماندگی فناوری و تکنولوژیکی خود را جبران کنند و هم چنین بازدارندگی خود را ارتقا دهند.پیامد نهایی این رکورد شکنی در  صادرات تسلیحات و تجهیزات نظامی آن است که صلح جهانی در معرض از دست رفتگی جدی قرار خواهد گرفت و هم چنین بحران های بالقوه در اقصی نقاط دنیا تبدیل به بالفعل شده و نهایتا بحران های موجود نیز استمرار پیدا کنند. چرخه باطل خشونتی که برای نگه داشت آن معلوم نیست که چه باید انجام گیرد.توجهشما هم می توانید تا مطالب و محتوا های ارزشمند خودتون رو برای ما ارسال کنید تا در سایت به نام خودتون قرار داده بشه. سایت ارس به در نشر و انتشار همه نظرات و محصولات خود ذیل قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت دارد و خواهشمند است تا در صورتی که مشکلی یا موردی پیرامون هر کدام از یادداشت ها یا مطالب یا محتوا های داخل انجمن ها و موضوعات انجمن ها از سوی هر کدام از کاربران مشاهده کردید در اسرع وقت به مدیریت سایت اطلاع دهید.پشتیبانی 24 ساعته مدیریت سایت از طریق پیامرسان ایتا و تلگرام آماده دریافت هر گونه گزارش شما کاربران می باشد. ارس به در قبال مطالب یا محتوایی که گزارش سوء نداشته باشد مسئولیتی ندارد.منبع: سایت ارس بهکانال یوتیوبی:https://youtube.com/@qtbnama?si=bHulE9bmGZXGiqz1صفحه توییتری:https://x.com/Raminnasiri1996?s=09منابع خبر های آورده شده در متن :https://www.google.com/url?sa=i&amp;amp;url=https%3A%2F%2Fstephensemler.substack.com%2Fp%2Fus-arms-exports-hit-a-record-high&amp;amp;psig=AOvVaw0XRq33jsGp5LuqvIcN6AZL&amp;amp;ust=1708328911747000&amp;amp;source=images&amp;amp;cd=vfe&amp;amp;opi=89978449&amp;amp;ved=0CBMQjRxqFwoTCIjbsKKztIQDFQAAAAAdAAAAABAEhttps://news.sky.com/story/us-weapons-exports-hit-record-high-13059795</description>
                <category>مطالعات آمریکا</category>
                <author>Ramin Nasiri - رامین نصیری</author>
                <pubDate>Wed, 21 Feb 2024 23:36:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرخه باطل جنگ و فروش سلاح</title>
                <link>https://virgool.io/americanstudies/%DA%86%D8%B1%D8%AE%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B7%D9%84-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D9%88-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D8%B3%D9%84%D8%A7%D8%AD-bywwgp7ypbsm</link>
                <description>به گزارش واحد تحلیل سیاسی سایت ارس به رامین نصیری در تازه ترین یادداشت خود برای نشریه داخلی روزانه معاونت سیاسی سپاه در روز دوشنبه 30ام بهمن ماه ضمن اشاره به نقش ایالات متحده در وقوع بحران های بین المللی و جنگ و منازعات جهانی نسبت به سودآوری و صادرات سلاح و مهمات آمریکایی به نقاط مختلف دنیا و استمرار بحران یا بحران آفرینی برای کسب بازار های بیشتر خبر داد . در ادامه یادداشت رامین نصیری به نقل از سایت بصیرت را مورد بازخوانی و نتیجه گیری نهایی قرار می دهیم:به گزارش پایگاه «اسکای نیوز» صادرات سال گذشته تسلیحات آمریکا با احتساب فروش مستقیم شرکت‌های دفاعی آمریکایی به کشورهای خارجی به ۲۳۸ میلیارد دلار رسید. این حجم از صادرات تسلیحات برای ایالات متحده یک رکورد به شمار می‌رود. لهستان، آلمان، استرالیا و جمهوری چک در میان کشورهایی هستند که در سال ۲۰۲۳، میلیاردها دلار تسلیحات را به صورت مستقیم از ایالات متحده آمریکا خریداری کرده‌اند.زمینه اصلی فروش سلاح و رکوردشکنی ایالات متحده در سال گذشته وقوع جنگ‌ها و بحران‌های بین‌المللی است. بنابراین، آمریکا خود باید زمینه‌ساز بحران‌ها باشد تا بتواند از این طریق تسلیحات ساخت خود را به فروش برساند. تسلیحاتی که ارزش‌افزوده بالایی دارند و بسیار سودآور هستند. با همین منطق می‌توان فهمید که ایالات متحده در جنگ اوکراین و روسیه هم زمینه‌ساز بود و همچنین خواهان ادامه این جنگ است؛ چرا که فرسایشی شدن جنگ‌ها به مثابه سود بالا برای اوست.درباره جنگ رژیم صهیونیستی با فلسطین نیز چنین است. به عبارتی، ایالات متحده برخلاف شعارهای خوبی که درباره ضرورت کنترل و توقف جنگ می‌دهد، در عمل با تجهیز کردن رژیم صهیونیستی به انواع سلاح و مهمات به دنبال فروش تسلیحات خود است و هیچ علاقه‌ای به پایان این جنگ ندارد. طرح دو دولتی پیشنهادی ایالات متحده هم در واقع به دنبال همین مهم است. با تشکیل دو دولت مستقل اسرائیل و فلسطین این منازعه تا ابد ادامه خواهد داشت و رقابت تسلیحاتی کشورها به دلایل سیاسی موجب سودآوری آمریکا می‌شود.از سوی دیگر پیامد این رکوردشکنی آن است که سایر تولید کنندگان سلاح و مهمات، همانند آلمان، انگلیس، نروژ، چین و روسیه وارد بازی رقابت برای پیدا کردن بازار هدف مناسب و افزایش خشونت در سطح نظام بین‌الملل و استمرار بحران‌های موجود می‌شوند. در واقع، اجماع نظر برای توسعه قابلیت‌ها و ظرفیت‌های ساخت و ارائه تجهیزات نظامی با سرعت بسیار بالایی افزایش پیدا خواهد کرد.هر چند خرید صرف تجهیزات نظامی نمی‌تواند تولیدکننده قدرت درون‌زا باشد و دقیقاً برعکس ممکن است به پاشنه آشیل و وابستگی نظامی و امنیتی تبدیل شود، اما دولت‌های گوناگون سعی دارند تا با خرید تجهیزات نظامی به‌روز، هم عقب‌ماندگی فناوری خود را جبران کنند و هم بازدارندگی خود را ارتقا دهند. همچنین بحران‌های بالقوه در اقصی نقاط دنیا به بالفعل تبدیل شده و در نهایت بحران‌های موجود نیز استمرار پیدا می‌کنند. چرخه باطل خشونتی که برای نگه داشت آن معلوم نیست که چه باید انجام گیرد.منبع سایت بصیرتتوجهشما هم می توانید تا مطالب و محتوا های ارزشمند خودتون رو برای ما ارسال کنید تا در سایت به نام خودتون قرار داده بشه. سایت ارس به در نشر و انتشار همه نظرات و محصولات خود ذیل قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت دارد و خواهشمند است تا در صورتی که مشکلی یا موردی پیرامون هر کدام از یادداشت ها یا مطالب یا محتوا های داخل انجمن ها و موضوعات انجمن ها از سوی هر کدام از کاربران مشاهده کردید در اسرع وقت به مدیریت سایت اطلاع دهید.پشتیبانی 24 ساعته مدیریت سایت از طریق پیامرسان ایتا و تلگرام آماده دریافت هر گونه گزارش شما کاربران می باشد. ارس به در قبال مطالب یا محتوایی که گزارش سوء نداشته باشد مسئولیتی ندارد.✍🏻 رامین نصیری┅✿💠#رامین_نصیری💠✿┅🟠 کانال ما در ایتا:🆔 https://eitaa.com/nasiri75🔵 کانال ما در تلگرام:🆔 https://t.me/nasiri1996🟢 کانال ما در روبیکا:🆔 https://rubika.ir/raminnasiri75✅ کانال یوتیوبی:🆔 https://youtube.com/@qtbnama?si=bHulE9bmGZXGiqz1✅ صفحه توییتری:🆔https://x.com/Raminnasiri1996?s=09</description>
                <category>مطالعات آمریکا</category>
                <author>Ramin Nasiri - رامین نصیری</author>
                <pubDate>Mon, 19 Feb 2024 15:10:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا ترامپ در سال 2023 مدام از ایران می گفت؟</title>
                <link>https://virgool.io/americanstudies/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%BE-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84-2023-%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%DB%8C-%DA%AF%D9%81%D8%AA-lx24ov1gtxrm</link>
                <description>چکیدهترامپ مدام صحبت از توطئه و دسیسه چینی می‌کند. او از آخرالزمان و نبرد جهانی یا نبرد نهایی صحبت می‌کند. به نظر می‌رسد که او می‌خواهد تا مردم آمریکایی را از اتفاقات بسیار ناگواری بترساند و سپس خود را به عنوان ناجی آمریکا و ناجی جهان معرفی کند تا بلکه از این طریق آراء مردم را بدست آورد.به گزارش واحد تحلیل ارس به، سایت تحلیلی طنین سنتر نوشت: کمتر از ده ماه مانده به انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا، بحران‌های بین المللی در سرتاسر جهان گسترانده شده است. در بخش‌هایی از صحبت‌های ترامپ، رئیس جمهور سابق آمریکا می‌توان «ایران» را پیدا کرد.  در این خصوص و باتوجه برنامه انتخاباتی ترامپ برای انتخابات ریاست جمهوری آمریکا و اظهارات اخیر وی درخصوص جمهوری اسلامی ایران بر آن شدیم تا مصاحبه‌ای را با جناب آقای رامین نصیری، پژوهشگر و کارشناس مسائل بین الملل صورت داده و پیرامون این موضوع برخی سوال ها پرسیده شود.برنامه انتخاباتی ترامپ برای انتخابات ریاست جمهوری آمریکا چیست؟در مدت زمان کوتاهی که تا انتخابات ریاست جمهوری آمریکا باقی مانده است، نامزدهای ریاست جمهوری دو حزب جمهوری خواه و دموکرات نیز برای به دستاوردن اکثریت آراء مردم آمریکا مدام در حال تبلیغات و ارائه برنامه‌ها و ایده‌های خود هستند. همگان منتظر هستند تا ببینند هر کدام از این نامزدها دقیقاً بعد از به دست گرفتن سکان ریاست جمهوری ایالات متحده به دنبال اجرای چه برنامه‌هایی هستند. در این میان بررسی صحبت‌ها و برنامه‌های تبلیغاتی دونالد ترامپ، رئیس جمهور سابق ایالات متحده و نامزد احتمالی جمهوری خواهان در انتخابات پیش رو دارای نکات جالب توجهی است.ترامپ مدام صحبت از توطئه و دسیسه چینی می‌کند. او از آخرالزمان و نبرد جهانی یا نبرد نهایی صحبت می‌کند. به نظر می‌رسد که او می‌خواهد تا مردم آمریکایی را از اتفاقات بسیار ناگواری بترساند و سپس خود را به عنوان ناجی آمریکا و ناجی جهان معرفی کند تا بلکه از این طریق آراء مردم را بدستاورد.در بخش‌هایی از صحبت‌های ترامپ می‌توان «ایران» را پیدا کرد. پرونده ایران از جمله موضوعاتی است که به گمان برخی تحلیل گران در سال ۲۰۲۰ باعث شد تا ترامپ یک دوره‌ای شود و نتواند تا برای بار دوم کرسی ریاست جمهوری امریکا را کسب کند. در واقع روابط ایالات متحده با ایران در دوره ترامپ بود که با چالش‌های بسیار جدی همراه شد و در چندین مورد خطر مقابله و رویارویی مستقیم میان آن‌ها به صورت چشمگیری افزایش پیدا کرد.دیدگاه ترامپ درخصوص پرونده برجام را چگونه ارزیابی می کنید؟باراک اوباما رئیس جمهور اسبق ایالات متحده طی سلسله مذاکرات بسیار زیاد با طرف‌های ایرانی بالاخره توانست تا توافقنامه‌ای جامع را برای پیشبرد برنامه‌های صلح آمیز هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران به امضا برساند. موضوعی که دستآورد بسیار بزرگی برای آمریکا و به ویژه حزب دموکرات محسوب می‌شد؛ چرا که برنامه جامع اقدام مشترک در عین اینکه هزینه چندانی برای ایالات متحده نداشت اما باعث می‌شد تا برنامه‌های هسته‌ای جمهوری اسلامی در زیر ذره بین نظارتی دولت فدرال رزرو و آژانس بین المللی اتمی قرار بگیرد.برجام در واقع ضمانت بسیار خوبی برای اطمینان از صلح آمیز بودن فعالیت‌های هسته‌ای ایران محسوب می‌شد و هم چنین «تضمین کننده عدم توانایی ساخت بمب اتمی توسط ایران محسوب می‌شد.» هر چند که برنامه‌های هسته‌ای جمهوری اسلامی کاملاً صلح آمیز است و حتی بسیار پیش‌تر نیز ایران عضو سازمان «اِن پی تی» و سازمان آژانس بین المللی اتمی شده بود و به صورت داوطلبانه بخش‌هایی از برنامه‌های توسعه‌ای هسته‌ای خود را تحت نظارت‌های آژانس پیش می‌برد اما ایالات متحده و غرب از همان ابتدای کار تاکید داشتند که فعالیت‌های هسته‌ای جمهوری اسلامی دارای «ریسک و خطر دستیابی به سلاح هسته‌ای» است. بنابراین برجام، توافق نامه‌ای بود که همه این مسائل را به گونه‌ای حل و فصل می‌کرد.اما ترامپ منتقد اصلی برنامه‌های صلح آمیز هسته‌ای ایران بود و در همان برنامه‌ها و شعارهای تبلیغاتی خود پیش از دوران ریاست جمهوری خود در سال ۲۰۱۶ نیز مدام از مشکلات و نواقص برجام می‌گفت. به گونه‌ای که تقریباً یک سال بعد در ۸ می ۲۰۱۸ از برجام خارج شد. اما به راستی مشکل ترامپ با برجام چه بود؟به نظر می‌رسد ترامپ دو مشکل عمده و اساسی با مسئله برجام داشت:الف) ترامپ معتقد بود که اگر قرار است دستاوردی در روابط آمریکا با ایران وجود داشته باشد باید متعلق به حزب جمهوری خواه و شخص ترامپ باشد. در واقع ترامپ با خروج از برجام می‌خواست تا به یک توافق دیگر با ایران دست پیدا کند تا به عنوان یک دستاورد برای خود معرفی کند و هم چنین ناکارآمدی و نادانی دموکرات‌ها را برجسته کند.ب) مشکل دوم ترامپ با این مسئله این بود که اساساً ترامپ معتقد بود که تحریم‌های اقتصادی باعث شده است که ایران پای میز مذاکره بیاید بنابراین این نیاز از سوی ایران است و باید ایران امتیاز بدهد و در عین حال ایالات متحده هیچ نیازی به این توافق نامه ندارد. در واقع ترامپ تصور می‌کرد که ایالات متحده می‌توانست بدون دادن هیچ امتیازی همچین توافق نامه‌ای را با ایران امضا کند.ج) مشکل سوم ترامپ این بود که او معتقد بود برجام دارای آورده‌ای برای ایالات متحده است و آن عبارت است از اطمینان از عدم توسعه فعالیت‌های هسته‌ای ایران و همچنین ضمانت عدم دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای، که این آورده در همان سال اول امضای این توافق نامه برای آمریکا بدست آمده است و بنابراین دیگر نیازی به ادامه این توافق نامه نیست.د) مشکل آخر ترامپ سایر دولت‌ها و حکومت‌های عمدتاً غرب آسیا به ویژه رژیم صهیونیستی و عربستان و بحرین و غیره بود چرا که ترامپ متوجه بود که میزان درآمدهای فروش تسلیحات به این کشورها به بهانه ایران هراسی در واقع چقدر زیاد است و بنابراین سعی داشت تا تهدید ایران را به صورتی دیگر نمایش دهد. مضافاً اینکه ترامپ معتقد بود که باید توافق نامه برجام در سایر موضوعات منطقه‌ای نیز ادامه داشته باشد. در واقع برجام را به عنوان آغازی بر یک راه طولانی تصور می‌کرد که می‌تواند به عادی سازی روابط میان ایران و آمریکا منتهی شود.در این راه هم تصور می‌کرد که به دلیل فشارهای اقتصادی و تحریم‌ها قرار است تا ایران به عنوان طرفی که مدام قرار است تا امتیاز بدهد و ایالات متحده نیز به عنوان طرفی که قرار است تا از این امتیازها استفاده کند، باشد. اما تاکید جمهوری اسلامی به توافق صرفاً در موضوع فعالیت‌های هسته‌ای باعث شده بود که خود را بازنده از سر گیری روابط تصور کند. هم چنین فشار لابی‌های صهیونیستی و برخی کشورهای عربی بر دولت ترامپ نیز بی تأثیر نبود. این فشارها حاکی از این بود که عادی سازی روابط ایران با ایالات متحده ممکن بود منجر به کمرنگ شدن نقش این کشورها در بسط و توسعه برنامه‌های ایالات متحده در منطقه شود.بحران سوریه و عراق چه تأثیری بر دولت ترامپ گذاشت؟دوره ریاست جمهوری ترامپ مصادف شده بود با اوج فعالیت‌های گروه‌های تروریستی داعش و القاعده در سوریه و عراق و لیبی و یمن و ترامپ به عنوان رئیس جمهور ایالات متحده به دنبال استفاده از این شرایط برای به پیش بردن برنامه‌های سیاست خارجی خود بود.اما ایران به عنوان سردمدار مبارزه با تروریسم در این دوره بود که با رشادت‌های بسیار فراوان فرماندهانی همچون شهید همدانی، شهید قاجاری، شهید سلیمانی و … توانست تا سازمان تروریست‌ها را نابود کند و ایالات متحده را با ناکامی مواجه سازد. داعش که به اعتراف سیاست مداران آمریکایی ساخته و پرداخته دولت فدرال رزرو بود در نهایت شکست خورد و تبدیل به یک ناکامی دیگر در پرونده سیاست خارجی ایالات متحده و ترامپ شد.موضوعی که باعث شد تا ترامپ مدام از مقابله با اقدامات ایران در منطقه سخن بگوید. ترامپ در صحبت‌هایی در ۲۹ مارس مدعی شده بود که بیش از هفت تریلون دلار (۷۰۰۰ میلیارد دلار) هزینه ایالات متحده در طی حضور خود در سال‌های بعد از حادثه یازده سپتامبر در منطقه غرب آسیا بوده است. در حالیکه عملاً دستاوردی برای ایالات متحده نداشته است. در حالیکه به ادعای ترامپ در همین زمان ایران توانسته است تا با هزینه‌ای بسیار ناچیز به دستاوردهای مهم امنیتی و سیاسی دست پیدا کند. در واقع ترامپ خواهان کنترل ایران در همه زمینه‌ها است در حالیکه تحقق چنین امری بسیار دور از ذهن است.اهداف آمریکا از به شهادت رساندن سردار سلیمانی چه بود؟به دنبال ناکامی‌های گسترده ترامپ در منطقه نهایتاً در اقدامی غیرمشروع و احمقانه ترامپ دستور ترور سردار سلیمانی را صادر کرد. عملیات آذرخش کبود نهایتاً با همکاری‌های اطلاعاتی و لجستیکی ایالات متحده و رژیم صهیونیستی در دی ماه سال ۹۸ در فرودگاه بغداد انجام شد.این ترور به دنبال آن بود که ترامپ مدام از نقش غیر قابل کنترل سردار سلیمانی در تحولات منطقه سخن می‌گفت و معتقد بود که با حذف فیزیکی او می‌توان اوضاع منطقه را کنترل کرد. در حالی که برعکس محاسبات اشتباه او، اتفاقاً ترور سردار سلیمانی باعث شد تا عزم ایران برای مقابله با آمریکا در منطقه افزایش پیدا کند و نهایتاً هدف گذاری اخراج آمریکا از منطقه را به عنوان پاسخ سخت به این جنایت برای خود تعریف کند.نکته مهم این است که به دنبال این ترور نه اهداف و نه برنامه‌های سردار سلیمانی متوقف نشد. بلکه بلافاصله سردار قاآنی فرماندهی نیروی قدس را بر عهده گرفت و برنامه‌های نیرو قدس با قوت قبلی ادامه پیدا کرد. در این میان اما اشتباهات احمقانه ترامپ در برابر ایران برای بار دیگر تکرار شد و ترور سردار سلیمانی تبدیل به یکی از ناکامی‌های سیاسی ترامپ شد. در پی این ترور سپاه پاسداران پایگاه عین الاسد آمریکا را مورد هدف قرار داد و با موشک‌های بالستیک بخش‌هایی از این پایگاه نظامی را ویران کرد.اظهارات اخیر ترامپ درخصوص جمهوری اسلامی ایران را چگونه ارزیابی می کنید؟اما ترامپ امروز در سال ۲۰۲۴ که به دنبال برگشت به کرسی ریاست جمهوری است تلاش دارد تا اقدامات خود در برابر ایران را به گونه‌ای توجیه کند و به دنبال دستاورد سازی مصنوعی از این اقدامات است. ادعای اطلاع دادن ایران قبل از حمله به عین الاسد از این دست موضوعات است. این ادعای ترامپ که توسط علی شمخانی، مشاور سیاسی مقام معظم رهبری و دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی تکذیب شده است نشان می‌دهد که تا چه اندازه‌ای ترامپ از پاسخ سخت موشکی ایران شوکه شده است و هیچ توجیهی برای آن ندارد.شمخانی در این باره می‌گوید: «به دلیل روابط نزدیک ایران با عراق، و همچنین رعایت مسائل حسن همجواری و همسایگی، نیم ساعت قبل از انجام اعملیات موضوع صرفاً به نخست وزیر وقت عراق به صورتی اطلاع رسانی شد امکان پیش بینی تمهیدات حفاظتی خاص از سوی آمریکا مقدور نباشد.» در واقع ترامپ سعی دارد تا سیاست‌های ناموفق خود را در رسانه‌ها به گونه‌ای نمایش دهد که انگار این سیاست‌ها باعث شده‌اند که ایران تحت کنترل ایالات متحده قرار بگیرد و دیگر منافع ایالات متحده را متضرر نسازد.یا در دیگر ادعایی ترامپ گفته است که سیاست فشار حداکثری بر علیه ایران در دوران ریاست جمهوری‌اش کاملاً موفق بوده است و باعث شده بود که ایران دیگر توان پیش بردن برنامه‌های خود در منطقه غرب آسیا را نداشته باشد. در حالی که برنامه جمهوری اسلامی در منطقه دقیقاً اخراج ایالات متحده و هم چنین برقراری امنیت است که در همان زمان هم کاملاً اجرا می‌شد و امروز هم در حال اجرا است. در واقع هیچ گاه فشار حداکثری ترامپ باعث نشده است که خللی در اجرای برنامه‌های جمهوری اسلامی در سیاست خارجی خود به وجود بیاید. بنابراین این ادعا نیز به دنبال تلاش برای دستاورد سازی محسوب می‌شود و واقعیت ندارد.ارزیابی نهایی شما از ترامپ در انتخابات آتی ریاست جمهوری آمریکا چیست؟سال ۲۰۲۴، سال انتخاباتی محسوب می‌شود و در ۳۰ کشور دنیا انتخابات ریاست جمهوری برگزار می‌شود و در ۲۰ کشور دیگر انتخابات پارلمانی قرار است برگزار شود، در این میان انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده از اهمیت بالایی برخوردار است. در این انتخابات هم به نظر می‌رسد که ایران یکی از موضوعات تعیین کننده هست. جان بولتون مشاور سابق ترامپ که حالا تبدیل به دشمنی برای او شده، در گفت‌وگویی به جمهوری‌خواهان اعلام کرده است که از ایران غافل نشوند. چرا که این کشور نقش موثری در تعیین سرنوشت انتخابات ایالات متحده خواهد داشت.حتی اگر جان بولتون تندرو هم به جمهوری‌خواهان این توصیه را نمی‌کرد، همه نامزدها به ویژه ترامپ، ایران را یکی از مسائل مهم و مورد بحث در انتخابات پیش‌رو به حساب می‌آوردند. هر چند که ترامپ دارای سن وسال بالا، پرونده‌های فساد گسترده سیاسی و اخلاقی و غیره است اما تبدیل به اصلی‌ترین گزینه جمهوری خواهان در انتخابات شده است.ترامپ نیاز دارد تا از اقدامات قبلی خود در قبال ایران دفاع کند چرا که افکار عمومی و هم چنین جامعه نخبگانی ایالات متحده معتقدند که اقدامات ترامپ احمقانه و نابخردانه بوده است. ترور سردار سلیمانی، خروج از برجام، اعمال تحریم‌های گسترده بر علیه ایران و سایر اقداماتی که مطمئناً توسط نامزدهای حزب رقیب به عنوان اقدامات بی اساس، ناموفق و هزینه زا برای ایالات متحده مورد انتقاد جدی قرار خواهد گرفت.در واقع ترامپ به خوبی می‌داند که باید از الان به دنبال سرپوشی باشد تا بر سلسله کارها و شکست‌های خود بکشد تا بدین وسیله به نوعی بتواند تا خود را مبرا از اتهامات کند و همچنین دستاورد هایی برای خود دست و پا کند تا با استفاده از این دستاورد در انتخابات بتواند آراء مردم را کسب کند. البته در کنار این تلاش برای تطهیر و مشروع سازی اقدامات خود، ترامپ قصد دارد تا دل برخی از دشمنان و لابی‌های صهیونیستی و بعضاً عربی و اروپایی مخالف با ایران را نیز بدست بیاورد تا با کمک آن‌ها پیروز عرصه انتخابات شود.هر چند که محبوبیت ترامپ نه به دلیل عملکرد خود او بلکه عمدتاً به دلیل ناکامی‌های جو بایدن در عرصه سیاست خارجی است که افزایش پیدا کرده است اما ترامپ توجه دارد در کنار نقد عملکرد بایدن نیاز دارد که از اقدامات خود نیز به گونه‌ای دفاع مناسبی داشته باشد.از سوی دیگر جامعه آمریکایی در دو راهی انتخاب میان دو نامزد ناکام است. شاید آمریکایی‌ها تصور می‌کنند که ترامپ بتواند آن‌ها را از آتش بحران‌های بین‌المللی فزاینده نجاتشان دهد اما همچنان با دیده تردید و ابهام به این موضوع نگاه می‌کنند. چرا که ترامپ مدام از این بحران‌ها صحبت می‌کند و مدام اعلام می‌کند که خطر در کمین است اما مشخصاً برنامه‌ای برای نجات از بحران‌ها ندارد و هم چنین کارنامه گذشته او نیز موید ناکارآمدی سیاست‌های داخلی و خارجی اوست.منبع : سایت تحلیلی طنین سنتر</description>
                <category>مطالعات آمریکا</category>
                <author>Ramin Nasiri - رامین نصیری</author>
                <pubDate>Sun, 18 Feb 2024 16:20:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>🔶 ناکامی‌های بایدن</title>
                <link>https://virgool.io/americanstudies/%D9%86%D8%A7%DA%A9%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D9%86-pqib3zxabjfj</link>
                <description>🔶 ناکامی‌های بایدن«جو بایدن» چهل‌وششمین رئیس‌جمهور ایالات متحده در حالی از سال ۲۰۲۰ سکان هدایت دولت فدرال رزرو ایالات متحده را در دست گرفته است که عوامل افول قدرت ایالات متحده بیش از پیش عیان شده است. همه‌گیری بیماری کرونا، بحران مهاجران غیر قانونی، پرونده ناتمام دو لشکرکشی بی نتیجه به عراق و افغانستان و سایر معضلاتی که گریبانگیر آمریکا بود و مردم هم تصور می‌کردند دموکراتی به نام بایدن توانایی حل و فصل آنها را دارد. حال آنکه مروری بر مهم‌ترین تصمیمات جو بایدن طی این سه سال نشان می‌دهد، او نه‌تنها نتوانسته است بحرانی را حل و فصل کند؛ بلکه به غایت خود مسبب بروز چندین بحران جدی و ادامه آنها در دنیا شده است. شعله‌ور کردن تنش و اختلاف میان دو کشور اوکراین و روسیه با اصرار ایالات‌متحده مبنی بر لزوم عضویت اوکراین در پیمان ناتو باعث شد تا در نهایت میان این دو جنگی بزرگ شکل بگیرد. جنگی که به زعم بایدن هر چند ممکن است به نابودی کامل اوکراین منجر شود؛ اما از حیث ابعاد سیاسی، اقتصادی و اجتماعی می‌توانست روسیه را تضعیف کند که البته با تدابیری که دولت فدرال روسیه اتخاذ کرده است، ظاهراً روسیه متحمل آن آسیب‌های پیش‌بینی شده آمریکایی هم نشده است. بنابراین، آوردگاه اوکراین در نهایت ایالات متحده و بایدن را در باتلاق نه شکست، نه عقب‌نشینی گرفتار کرده است. بایدن همچنین دستور خروج ایالات متحده از افغانستان را هم صادر کرد که البته حضور حدود دو دهه‌ای ایالات متحده در سرزمین افغانستان نیز نتیجه‌ای جز ویرانی، عقب‌ماندگی، افزایش خشونت و تروریسم در این منطقه نداشت. همچنان که راهبرد ادامه حضور نیرو‌های آمریکایی در دو کشور عراق و سوریه بدون هیچ دلیل منطقی نیز هیچ دستاوردی برای آمریکا و بایدن ندارد؛ حضوری که نه از طرف دولت و نه از طرف مردم این دو کشور برتابیده نمی‌شود. در کنار این ناکامی‌ها باید تصمیمات احمقانه بایدن طی این ماه‌ها را هم اضافه کنیم؛ حمایت همه‌جانبه و ابلهانه از جنایات رژیم جعلی صهیونیستی در حالی که یک جهان فریاد حمایت از فلسطین سر می‌دهد، حمله بی‌دلیل به مناطقی در کشور یمن در حالی که یمن نه‌تنها مانع دریانوردی جهانی نشده است؛ بلکه اتفاقاً امنیت همه کشتی‌هایی را که مقصدی به جز رژیم جعلی صهیونیستی داشته باشند هم تأمین کرده است و آخرین اقدام نابخردانه بایدن بمباران و حمله به مردم و مناطقی در عراق و سوریه است؛ حمله‌ای که با ادعای واهی مبنی بر آنچه مقابله با گروه‌های شبه نظامی وابسته به ایران می‌خواند، انجام شد؛ در حالی که در نهایت گروه‌های هدف قرار داده شده برآمده از بطن مردم خود آن کشورها بوده و بنابراین انتظار می‌رود انجام چنین اقدامات احمقانه‌ای عواقب جدی برای آمریکایی‌ها داشته باشد.منبع: سایت ارس به✍🏻 رامین نصیری┅✿💠#رامین_نصیری💠✿┅🟠 کانال ما در ایتا:🆔 https://eitaa.com/nasiri75🔵 کانال ما در تلگرام:🆔 https://t.me/nasiri1996🟢 کانال ما در روبیکا:🆔 https://rubika.ir/raminnasiri75✅ کانال یوتیوبی:🆔 https://youtube.com/@qtbnama?si=bHulE9bmGZXGiqz1✅ صفحه توییتری:🆔https://x.com/Raminnasiri1996?s=09</description>
                <category>مطالعات آمریکا</category>
                <author>Ramin Nasiri - رامین نصیری</author>
                <pubDate>Mon, 05 Feb 2024 11:41:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کارنامه ناکام سیاست خارجی جو بایدن از 2020 تا 2024</title>
                <link>https://virgool.io/americanstudies/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D8%A7%DA%A9%D8%A7%D9%85-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D8%AC%DB%8C-%D8%AC%D9%88-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D9%86-%D8%A7%D8%B2-2020-%D8%AA%D8%A7-2024-qh7zpqdxhnzo</link>
                <description>جو بایدن چهل و ششمین رئیس جمهور ایالات متحده در حالی از سال 2020 سکان هدایت دولت فدرال رزرو ایالات متحده را در دست گرفت که عوامل افول قدرت ایالات متحده بیش از همیشه عیان شده بود. همه گیری بیماری کرونا، بحران مهاجرین غیر قانونی، پرونده نا تمام دو لشکرکشی بی نتیجه به عراق و افغانستان و سایر معضلاتی که تصور مردم آمریکایی بر این بود که دموکراتی به نام بایدن توانایی حل و فصل آن‌ها را دارد.این نوشتار به دنبال بررسی مهم‌ترین ناکامی‌های سیاسی دولت بایدن در عرصه سیاست خارجی از زمان بر سر کار آمدنش هست. ناکامی‌هایی که بایدن و تیم سیاست خارجی او به صورت مستقیم و یا یر مستقیم باعث شده‌اند. افرادی چون جیک سالیوان مشاور امنیت ملی آمریکا، آنتونی بلینکن وزیر امور خارجه، لوید آستین وزیر دفاع ایالات متحده به رهبری جو بایدن کهنه دموکرات ایالات متحده باعث به وقوع پیوستن چندین بحران بین المللی شده‌اند و حال که تنها کمتر از یک سال به انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده مانده است باید دید که چگونه می‌خواهند تا از این منجلاب فرار کنند. در ادامه مهمترین بحران‌های سیاست خارجی ایالات متحده بررسی می‌شود.بایدن و ناکامی در اوکرایناز همان روزهای آغازین شروع جنگ روسیه و اوکراین، اروپا و ایالات متحده آمریکا با سرپوش گذاشتن بر زمینه‌ها و علل اصلی آغاز عملیات نظامی روسیه در اوکراین که همانا نادیده انگاشتن دغدغه‌های امنیتی مسکو و گسترش ناتو تا مرزهای روسیه و جولان نئونازی‌ها در اوکراین بود، حمله روسیه را محکوم و آن را وحشیانه عنوان کردند.به واقع هدف جانبداری و حمایت دولت بایدن از اوکراین همانا تضعیف و انزوای سیاسی، اقتصادی و نظامی روسیه بود و هست؛ حتی به بهای نابودی اوکراین. اما در این میان اروپا نیز به واسطه نزدیکی جغرافیایی به اوکراین، متضرر اصلی سناریوی خصمانه آمریکایی‌هاست. حتی تحریم‌های گسترده اروپا و آمریکا علیه روسیه نیز بیش از آن که روسیه را تحت الشعاع قرار دهد، خود اروپا را بالاخص در زمینه انرژی زمین گیر کرده است.در این میان با قطع واردات گاز ارزان روسیه و افزایش چشمگیر اعتراضات در پاسخ به گرانی انرژی در اتحادیه اروپا، دولت وقت آمریکا از فرصت حاضر سوء استفاده و با فروش 4 برابر قیمتی انرژی، به هم‌پیمانان خود نیز پشت پا زده است.با این حال دولت بایدن با وجود حمایت نظامی و سیاسی گسترده از اوکراین، نه تنها موفقیتی در تضغیف روسیه نداشته بلکه مقاومت و توان دفاعی روسیه، موجب نمایان شدن عجز نهادهای نظامی آمریکایی در زمینه ورود به جنگ‌های بلند مدت گردیده است.همچنین کمک‌های تسلیحاتی گسترده بایدن – در شرایطی که مطابق نظرسنجی‌ها، غالب جامعه آمریکایی مخالف دخالت کشورشان در جنگ میان اوکراین و روسیه هستند -، چراغ خطری برای دموکرات‌ها به جهت شکست در انتخابات آتی ریاست جمهوری روشن کرده است.بایدن و حمله بی دلیل به یمنبه دنبال نسل کشی و وحشی گری های رژیم صهیونیستی در غزه، نیروهای مسلح یمن هشدار داده بودند که تا زمان توقف تجاوز رژیم صهیونیستی علیه ملت فلسطین، به هیچ یک از کشتی‌هایی که به نحوی به این رژیم وابسته هستند، اجازه تردد نخواهد داد. اما دولت بایدن بدون موافقت کنگره امریکا و بدون ریشه یابی حملات یمن به کشتی‌ها در دریای سرخ، به بمباران یمن پرداخته که این امر نه تنها اوضاع را کنترل نخواهد کرد بلکه تنش‌ها و درگیری‌ها را روی هم انباشته می‌کند.در واقع ایالات متحده امریکا با همان وجهه زورگوی سابق خود در عرصه بین المللی نه تنها جنایات اسرائیل را عامل این واکنش متقابل یمن نمی‌داند بلکه با چشم بستن بر عوامل موجد خشم گروه‌های مقاومت (در زمینه شرایط خونبار غزه)، با بهانه حمایت از کشتیرانی آزاد در دریای سرخ مواضع یمن را مورد حمله قرار داد.جو بایدن در سخنان خود این جنایت را یک اقدام دفاعی در پی تشدید حملات شورشیان یمنی علیه کشتی‌های تجاری دانسته است و مدعی است که تحت هدایت وی، نیروهای آمریکایی با همکاری بریتانیا جهت آنچه شورش و اخلال در امر کشتی رانی تلقی می‌شود، حملاتی را علیه تعدادی از اهداف در یمن انجام می‌دهند. در حالی که توقف اقدامات اخیر حوثی‌های یمن منوط و مشروط به توقف وحشی گری های رژیم غاصب صهیونیستی در سرزمین‌های اشغالی فلسطین است و نیازی به باز کردن جبهه جدیدی در باب المندب نیست.بایدن و حمایت احمقانه از جنایات اسرائیلبرخلاف بسیاری از کشورهای اروپایی که حامی آتش بس دائمی در غزه هستند، اما موضع دولت بایدن در حمایت‌های نظامی و تسلیحانی میلیارد دلاری‌اش از جنایات رژیم صهیونیستی و دامن زدن بر آتش جنگ و جنایت علیه مردم غزه همچنان ادامه دارد. جان کربی سخنگوی شورای امنیت ملی امریکا در 7 نوامبر 2023 گفت: «ما هنوز باور نداریم که زمان مناسب برای انجام آتش بس کلی فرا رسیده است. آتش بس کلی به معنای توقف کامل درگیری‌ها در سراسر غزه است که به باور ما این موضوع در حال حاضر به سود حماس است.»این حمایت صریح از جنایات رژیم صهیونیستی در غزه و همچنین حمله به یمن، موجب مخدوش شدن چهره دولت بایدن نزد اعراب و مسلمانان امریکا و سایر مردم و جوانان امریکایی شده که علی الخصوص در بازه انتخابات آتی ریاست جمهوری امریکا بر تخریب وجهه انتخاباتی بایدن مؤثر خواهد بود.بایدن و خروج از افغانستان بدون هیچ آورده‌ای همراه با کلی ویرانیبایدن بلافاصله بعد از سر کار آمدن تلاش کرد تا حداقل به یکی از وعده‌های انتخاباتی که داده بود جامه عمل بپوشاند. خروج نیروهای نظامی ایالات متحده از سرزمین افغانستان مطالبه مردم آمریکایی بود که هم چنان دلیل حمله و ادامه حضور ایالات متحده در افغانستان را نمی‌دانند و آن را فقط یک حماقت محض می‌دانند.سال 2001 و به دنبال حادثه 11 سپتامبر دولت وقت ایالات متحده ادعا کرد که این حادثه تروریستی است و دولت ایالات متحده به دنبال مبارزه با تررویسم در همه جای دنیا خواهد بود. لشکر کشی بی نتیجه به سرزمین افغانستان هیچ گاه نتوانست ادعایی که آمریکایی‌ها مبنی بر مبارزه با تروریسم داشتند را جلوه نماید. اتفاقاً حضور نیروهای خارجی در این سرزمین باعث شد تا گروه‌های استقلال طلبان و مبارزین با نیروهای بیگانه و خارجی شکل بگیرد و نهایتاً آورده مشخص ایالات متحده برای این سرزمین ویرانی و جنگ و عقب ماندگی باشد.اما هر چند که سیاست خارجی بایدن کاهش هزینه‌های جنگ در افغانستان و خروج نیروهای نظامی ایالات متحده از افغانستان را شامل می‌شد اما افکار عمومی و نخبگانی ایالات متحده هم چنان در ابهامی فزاینده به سر می‌برد که اساساً آورده این لشکر کشی برای ایالات متحده چه بوده است؟ در واقع چرا این تهاجم نظامی اتفاق افتاد؟ چرا ادامه پیدا کرد؟ و هم اکنون چرا به اتمام رسید؟ دولت بایدن باید برای همه این موارد پاسخ‌های متقن و قانع کننده‌ای داشته باشد.بایدن و انفعال مقابل چینجمهوری خلق چین که به عنوان شریک تجاری ایالات متحده از دهه هشتاد میلادی قلمداد می‌شد امروزه تبدیل به اصلی‌ترین رقیب اقتصادی ایالات متحده شده است. پس از بحران بی سابقه اقتصادی سال 2008 که غرب و جامعه سرمایه داری آمریکا را تحت الشعاع قرار داد و شاخص‌های تجاری داوجونس سقوط تاریخی را تجربه کرد این دولت و شرکت‌های چینی بودند که توانستند تا از این آب گل آلود ماهی گرفته و شروع به تاخت و تاز اقتصادی کنند.این نزدیکی اقتصادی تا سال 2016 و بر سر کار آمدن ترامپ ادامه داشت تا این که سیاست خارجی ترامپ در قبال چین از همکاری اقتصادی تغییر کرده و تبدیل به تقابل اقتصادی شد. جنگ بر سر تعرفه‌های تجاری، تحریم‌های اقتصادی، صیانت‌های تکنولوژیکی و اعمال برخی محدودیت‌های سیاسی باعث شد تا دولت پکن تبدیل به اصلی‌ترین دشمن اقتصادی ایالات متحده شود. هر چند که رژیم‌های کنترل صادراتی که ایالات متحده وضع کرده است مانع بسیار مستحکمی در انتقال فناوری و محصولات هایتک (فناوری پیشرفته) محسوب می‌شود اما بررسی شاخص‌های جهانی امروزه نشان می‌دهد که این رژیم‌ها کارآمدی سابق خود را از دست داده‌اند.سیاست خارجی ایالات متحده در قبال چین در دولت بایدن تبدیل به هم همکاری و هم تقابل شده است. اختلافات در دریای جنوبی چین و به ویژه تایوان از یک سو و از دیگر سو پیشرفت‌های تکنولوژیکی چین باعث شده است تا دولت بایدن در قبال پکن بسیار محتاطانه عمل کند. البته و صد البته که بسیاری از اتفاقات دنیای بین الملل نیز دلیلی بر این سیاست است چرا که بحران‌های بین المللی باعث شده‌اند تا اساساً قدرت تمرکز بایدن از روی چین برداشته شود.همین احتیاط و نپرداختن به مسائل چین باعث شده است تا پس از بحران کرونا، شرکت‌های چینی ضمن خرید سهام بسیاری از شرکت‌های بزرگ آمریکایی و دور زدن رژیم‌های کنترلی ایالات متحده و در کنار آن برقراری روابط حسنه با کشورهای تأمین کننده انرژی در دنیا از قبیل ایران، عراق، عربستان و … بتوانند تا رشد اقتصادی بسیار مناسبی را تجربه کنند و تبدیل به تهدید واقعی و جدی ایالات متحده در سال 2024 شوند.بایدن و حضور بی دلیل در عراق و سوریهحضور نظامی ایالات متحده در عراق و سوریه به مانند حضور اشتباه در افغانستان و ویتنام می‌باشد. اشتباهات محاسباتی که دولت فدرال رزرو از شرایط منطقه دارد باعث شده است که تصور کند تا با حضور نظامی در این منطقه می‌تواند مردم محلی این سرزمین را تحت کنترل و استعمار خود در آورد. هر چند که حضور خود را در این محل باز هم با عناوینی مانند مبارزه با تروریسم و صیانت از منافع ایالات متحده عنوان می‌کند اما اساساً خود حضور ایالات متحده در این سرزمین باعث افزایش تشکیل گروه‌های تروریستی شده است و در واقع نه تنها صیانتی از منافع ایالات متحده صورت نگرفته است بلکه منجر به هزینه‌های گزاف برای آمریکا نیز شده است.ساده‌ترین تحلیل از حضور نظامی ایالات متحده در دو کشور سوریه و عراق، حمایت و پشتیبانی عملیاتی از اقدامات تروریستی داعش و رژیم صهیونیستی برآورد می‌شود. هم چنان که جلوگیری از توسعه و پیشرفت دو کشور سوریه و عراق نیز به عنوان اهداف دیگر ایالات متحده برآورد می‌شود. اما دریغ از آنکه تفکر و اندیشه مقاومت و مبارزه با استکبار در این سرزمین باعث می‌شود که هزینه حضور آنها در این سرزمین افزایش چشم گیر داشته باشد. بنابراین یکی دیگر از ناکامی‌های سیاست خارجی ایالات متحده در پرونده حضور نظامی ایالات متحده در عراق و سوریه برآورد می‌شود.نتیجه گیریناکامی‌های سیاست خارجی ایالات متحده در دولت بایدن بیشتر برمی گردد به سلسله اشتباهات محاسباتی که در دولت‌های قبلی وجود داشت و امروز باعث شده است که دولت بایدن و تیم سیاست خارجی او تبدیل به ناکام‌ترین تیم سیاست خارجی تمام ادوار دولت فدرال رزرو تصور شود.شکست مفتضحانه در اوکراین، خروج بی هدف از افغانستان پس از ویرانی و عقب ماندگی فزاینده افغانستان، ادامه حضور احمقانه در سوریه و عراق به‌رغم خواست دولت و مردم این دو کشور مبنی بر خروج از این دو، پیش افتادن چین در رقابت‌های اقتصادی از ایالات متحده و هم چنین حمایت‌های بی حد و حساب از رژیم غاصب صهیونیستی و در ادامه تهاجم نظامی اشتباه به کشور یمن باعث شده است که دولت بایدن، دولتی بی فکر و بدون قوه عاقله و منطقی قلمداد گردد.از دیگر سو امسال سال آخر ریاست جمهوری بایدن است و در انتخاباتی که آخر سال برگزار خواهد شد مردم آمریکایی بسیار بعید است تا دوباره از ریاست جمهوری او حمایت کنند. چنانچه که بسیاری از وعده‌های انتخاباتی که داده بود نیز همچنان عملیاتی نشده است همانند سامان دهی مهاجرین غیر قانونی و یا همکاری در جلوگیری از تغییرات آب و هوایی و غیره.به نظر می‌رسد که دولت بایدن نیاز بسیار ویژه‌ای برای موفقیت و دستیابی به یک موفقیت ویژه در سیاست خارجی برای رأی آوری در انتخابات پیش رو دارد بنابراین بسیاری از این حماقت‌ها همانند تهاجم هوایی به یمن یا تهدید ایران به حمله نظامی در این وادی قابل تحلیل و بررسی است که بایدن به دنبال دست آورد سازی در سیاست خارجی است و اگر نتواند که دست آوردی برای خود دست و پا کند نیاز دارد تا یک بحران جهانی را ایجاد کند و مردم را از این بحران ترسانده و منجر به رأی آوری شود.باید منتظر ماند و دید که آیا مشخصاً تیم سیاست خارجی دولت بایدن برنامه کارآمد و عملیاتی و منسجمی برای خروج از این ناکامی‌های سلسله وار و از این باتلاق سیاست خارجی دارد یا نه؟به قلم : رامین نصیری ┅✿💠#رامین_نصیری💠✿┅🟠 کانال ما در ایتا:🆔 https://eitaa.com/nasiri75🔵 کانال ما در تلگرام:🆔 https://t.me/nasiri1996🟢 کانال ما در روبیکا:🆔 https://rubika.ir/raminnasiri75✅ کانال یوتیوبی:🆔 https://youtube.com/@qtbnama?si=bHulE9bmGZXGiqz1✅ صفحه توییتری:🆔https://x.com/Raminnasiri1996?s=09منبع: سایت طنین سنتر و سایت ارس به</description>
                <category>مطالعات آمریکا</category>
                <author>Ramin Nasiri - رامین نصیری</author>
                <pubDate>Mon, 05 Feb 2024 11:28:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دیوار های بی حیا، مخفیگاه شیطان</title>
                <link>https://virgool.io/americanstudies/%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%A7%D8%B1-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%DB%8C-%D8%AD%DB%8C%D8%A7-%D9%85%D8%AE%D9%81%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%B4%DB%8C%D8%B7%D8%A7%D9%86-mkrxzfuuzeyq</link>
                <description>دیواریکی از آشنایان تعریف می‌کرد که مدت کوتاهی از سکونتشان در خانه‌ی جدیدشان نگذشته بود که متوجه شدند صدای همسایه‌ مجاور به‌آسانی از دیوارها عبور کرده و در خانه‌ آنان به گوش می رسد. همسایه‌ آنان زوج جوانی بودند و خصوصی‌ترین صحبت‌های شان نیز به‌راحتی قابل‌شنیدن بود. نه آنکه آن زوج بی‌پروا بودند، بلکه دیوارهای حائل آن‌قدر نازک بود که توانی برای مقاومت در برابر صداهای آنان را نداشت. آنان مانده بودند که چه کنند؟ آیا به همسایه تذکر بدهند؟ چه بگویند و اصلا چگونه بگویند؟ همکار دیگری هم قبلاً برایم از چنین مشکلی گفته بود. مساله این همکار هم شنیدن چنین صداهایی بود. نه آنکه همسایه‌شان آدم بی‌نزاکتی باشد. بسیار هم مبادی‌آداب بود. اما دیوارها بی حیاء بودند. در نهایت آن همکارم به دلیل داشتن دو نوجوان مجبور شد محل سکونت اش را تغییر دهد.به‌راستی در این مساله، تقصیر از ساکنان کدام طرف دیوارهاست؟ کسی که در خانه‌اش تمام کارهای معمولی یک زندگی متعارف را انجام می دهد یا همسایگانی که ناخواسته صدای آنان را می‌شنوند؟ به نظرهیچ‌کدام مقصّر نیستند! (رفرنس: دکتر فردین علیخواه)در کشوری که امور شخصی و خانوادگی و حریم خصوصی این قدر حرمت دارد چرا دیوارها بی حیا شده اند؟- تحلیل و تجویز راهبردی: این یکی از مشکلات زندگی ما ایرانی هاست. دیوارهای بی حیا را نمی گویم، «بی حوصلگی ایرانی» در پرداختن به طراحی جزییات عملی را می گویم. بیشتر توضیح می دهم. ارزش ها، انتزاعی و ذهنی هستند، زندگی اما کاملا عینی و تجربی است. مهم این نیست که شما چقدر دم از حریم شخصی، محیط زیست و قانون و توسعه دوچرخه سواری می زنید (بخش انتزاعی-ذهنی). مهم این است که طراحی ها در دنیای واقعی به گونه ای باشد که آن ارزش ها را عملی کند (بخش عینی-تجربی). مثلا ما در صحبت، از حریم خصوصی و امنیت دیجیتال می گوییم، اما پوزها (پذیرنده های فروشگاهی) جایی تعبیه شده است که فروشنده محترم کارت را از ما می گیرد، از ما می پرسد رمز شما چی بود؟ و ما مجبوریم خیلی شیک و مجلسی و سخاوتمندانه رمز کارت را با همه حاضران در فروشگاه به اشتراک بگذاریم. این یعنی ارزش ها و ایده ها، هنوز پای شان در آسمان است و روی زمین نیامده است.  مثلا می گوییم فرهنگ دوچرخه سواری را توسعه دهیم. اما در تجربه عملی وقتی به کشورهایی که دوچرخه سواری را جدی گرفته اند مراجعه می‌کنیم می بینیم که ده ها تغییر کوچولو داده اند مثلا: در خیابان ها، خط کشی های جدید افزوده اند تا مشخص شود که حریم دوچرخه سواران کجاست؟ بیمه دوچرخه و دوچرخه سواری را فراهم می کنند. قوانین و مقررات را به نفع دوچرخه سواران تغییر می دهند، تابلوهای راهنمایی و رانندگی مرتبط با دوچرخه سواران را به سایر تابلوها اضافه می کنند، در تمام مکان های عمومی یک بخشی را می گذارند برای پارک کردن دوچرخه ها و از آن مهم تر قفل کردن دوچرخه ها، ایستگاه های اجاره ساعتی و روزانه دوچرخه راه اندازی می کنند. ایستگاه های شارژ دوچرخه های برقی را نیز فراهم کرده اند، در مدارس شان آموزش دوچرخه سواری و آزمون الزامی دوچرخه سواری می گذارند و بامزه تر آنکه وقتی به تقاطع می رسی و مسیر دوچرخه سواری به خیابان می رسد، لبه تیز جاده را اریب می کنند که رفت و آمد دوچرخه آسان تر شود و ده ها تغییر کوچک و جزیی و موردی دیگر انجام می دهند تا دوچرخه سواری مطلوب تر شود. آنگاه فرهنگ دوچرخه سواری خود به خود توسعه پیدا می کند.یک ضرب المثل جهانی هست که می گوید: شیطان در جزییات نهفته است. البته این ضرب المثل نسخ دیگر هم دارد مانند «خداوند در جزئیات است». حالا با هر نسخه که پیش برویم، مقصود آن است که ایده های کلی مهم هستند اما برای عملی شدن باید ایده های کلان شکسته شوند به امور ریزتر و ملموس تر سپس جزء به جزء و مورد به مورد، مهندسی شوند. ده ها تغییر کوچک باید طراحی و اجرا شود تا آن تغییر بزرگ رخ دهد. دقت کنید که این ضرب المثل به معنی جزءنگری نیست. همین نوشته که پیش روی شماست ممکن است اشتباه املایی داشته باشد، یعنی یک اشتباه جزیی، این اشکالی ایجاد نمی کند. منظور آن نکات ظریف و کوچکی است که طراحی نامناسب آن، کل کار را به نابودی می کشاند نه یک اشتباه املایی معمولی.  با شعار، با فلسفه بافی (به معنای کلی گویی و نه به معنای اندیشه ورزی فلسفی) و با تبلیغات نمی توان تغییر ایجاد کرد و توسعه یافت. توسعه، حوصله می خواهد، طراحی جزییات و مهندسی تفصیلی می خواهد. اگر می خواهیم با فساد مبارزه کنیم، دوچرخه سواری را توسعه دهیم، محیط زیست را حفظ کنیم، قانون گرا شویم و حریم خصوصی را حفظ کنیم، باید رفت سراغ مخفیگاه شیطان یعنی جزییات!به قلم مجتبی لشکربلوکیدر کانال تلگرامی : @Dr_Lashkarbolouki</description>
                <category>مطالعات آمریکا</category>
                <author>little MATHILDA</author>
                <pubDate>Sun, 04 Feb 2024 18:47:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>🔶تغییر پنج متغیر تأثیرگذار جهان</title>
                <link>https://virgool.io/americanstudies/%D8%AA%D8%BA%DB%8C%DB%8C%D8%B1-%D9%BE%D9%86%D8%AC-%D9%85%D8%AA%D8%BA%DB%8C%D8%B1-%D8%AA%D8%A3%D8%AB%DB%8C%D8%B1%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-fpzffbnfblsi</link>
                <description>🔶تغییر پنج متغیر تأثیرگذار جهاندر سال ۲۰۲۴، متغیر‌های تأثیر‌گذار بر چگونگی نظم جهانی با سرعت بسیار بالایی در حال تغییر هستند. از تغییرات ژئوپلیتیکی ایجاد شده در باب‌المندب به دست یمنی‌ها تا تحولات اقتصادی و اجتماعی که در سراسر دنیا به وجود آمده است، همگی از باز مهندسی نظم جهانی جدید خبر می‌دهد. البته این بار این نظم جهانی از سوی ملت‌های جنوب و بر اساس منافع بشری شکل خواهد گرفت. آغاز دهه هفتاد بود که رهبر معظم انقلاب طی بیاناتی مهم و استراتژیک پنج مرحله انقلاب اسلامی، تشکیل حکومت اسلامی، تشکیل دولت اسلامی، جامعه‌پردازی‌ اسلامی و در نهایت تمدن‌سازی نوین اسلامی را به عنوان هدف استراتژیک انقلاب اسلامی مطرح فرمودند. حال نگاهی به پنج متغیر اصلی تغییر یافته در سال ۲۰۲۴ نویدبخش پایان نظم استکبار جهانی و آغاز تمدن نوین اسلامی است.اولین متغیر تغییر یافته به بن بست رسیدن نهادهای بین‌المللی تأثیرگذار در قرن گذشته است. عملکرد و کارکردی که برای سازمان‌های بین‌المللی تعریف شده بود، تقریباً همگی به بن بست رسیده است. چند وقت قبل سازمان بهداشت جهانی توانایی کنترل و زدودن همه‌گیری بیماری کرونا را از دست داده بود، شورای امنیت سازمان ملل توانایی ایجاد مصالحه و جلوگیری از جنگ را در اروپای شرقی میان روسیه و اوکراین از دست داده است، حکم دیوان بین‌المللی دادگستری لاهه نهایتاً از سوی رژیم جعلی صهیونیستی پذیرفته نمی‌شود و چندین مثال مختلف همگی از ناکارآمدی این سازمان‌های بین‌المللی حکایت دارد.دومین متغیر تغییر یافته نظام پولی و بانکی مستقر پس از جنگ جهانی دوم است. آغاز و گسترش دلارزدایی در میان کشور‌های جنوب موجب از بین رفتن اقتدار و بنیان اقتصادی غرب و استکبار که بر پایه دلار تعریف می‌شد، شده است. ثروت کشور‌های جنوب که قبلا همچون گروگانی در دست دلار غرب بود، امروز در حال بازگشت به اقتصاد کشور‌های جنوب و موجب توسعه و رفاه ملت‌های جنوب شده است.سومین متغیر تغییر یافته از بین رفتن قدرت نرم‌افزاری استکبار جهانی است. این سلطه رسانه‌ای و عملیات روانی که هژمونی استکبار جهانی به وجود آورده بود، امروز دیگر از میان رفته است. وجدان بشریت در حال بیدار شدن و دیدن حقایق جهان است. پایه‌های این قدرت نرم‌افزاری به شدت ضعیف و سست شده است.چهارمین متغیر تغییر یافته پیشرفت تکنولوژیکی و فناوری کشور‌های شرقی است که با وجود برقراری رژیم‌های کنترل صادراتی سفت و سخت از سوی غرب و آمریکا، اما نتوانسته‌اند مانع این رشد و پیشرفت فناوری شوند. در نهایت پنجمین متغیر تغییر یافته عبارت است از گسترش تفکر اسلامی و ایدئولوژی دینی در سراسر دنیا؛ بشر امروز با مأیوس شدن از هر آنچه منتسب به اومانیسم و انسان‌گرایی بود، بار دیگر به دنبال پیوند با قدرتی ماورایی و افول نشدنی به نام «الله» است.    ✍🏻 رامین نصیریمنبع: سایت بصیرت (https://basirat.ir/fa/news/355710/%D9%86%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D9%87-%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D9%88%D8%B4%D9%86%D8%A8%D9%87-%DB%B9-%D8%A8%D9%87%D9%85%D9%86%E2%80%8C%D9%85%D8%A7%D9%87-%DB%B1%DB%B4%DB%B0%DB%B2) #اسرائیل #بایدن #یمن #آمریکا #بین‌المللی #دلار #قدرت ┅✿💠#رامین_نصیری💠✿┅🟠 کانال ما در ایتا:🆔 https://eitaa.com/nasiri75🔵 کانال ما در تلگرام:🆔 https://t.me/nasiri1996🟢 کانال ما در روبیکا:🆔 https://rubika.ir/raminnasiri75</description>
                <category>مطالعات آمریکا</category>
                <author>Ramin Nasiri - رامین نصیری</author>
                <pubDate>Tue, 30 Jan 2024 10:34:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>🔶هیولایی به نام بایدن!</title>
                <link>https://virgool.io/americanstudies/%D9%87%DB%8C%D9%88%D9%84%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D9%86-jbggavbkw6zf</link>
                <description>🔶هیولایی به نام بایدن!دیوان دادگستری بین‌المللی با صدور حکمی اولیه از رژیم صهیونیستی خواست تا مانع از ارتکاب هر گونه اقدامی در نوار غزه شود که ممکن است «نسل‌کشی» تلقی شود. بر اساس رأی دیوان بین‌المللی دادگستری در لاهه با ۱۵ رأی موافق در برابر دو رأی مخالف از رژیم صهیونیستی خواسته شد تمام اقدامات را برای جلوگیری از نسل‌کشی در غزه انجام دهد. همچنین درخواست رژیم صهیونیستی برای کنار گذاشتن پرونده از سوی دیوان دادگستری بین‌المللی رد شده است. در این بین، شاهد واکنش‌ها به این رأی دادگاه از سوی مقامات کشور‌های گوناگون هستیم. مطابق انتظار، ایالات متحده و دولت بایدن بار دیگر از جنایات و فجایع انسانی رخ داده در غزه به دست رژیم صهیونیستی چشم‌پوشی کرده و معتقد است، رأی صادر شده بر اساس یک ادعای بی اساس صادر شده است. این در حالی است که اتحادیه اروپا و سازمان‌ ملل طی اعلامیه‌هایی جداگانه بر لزوم پایبندی رژیم اشغالگر قدس بر رأی صادره از سوی دیوان دادگستری بین‌المللی لاهه تأکید کردند. به گزارش خبرگزاری فارس، نتایج جدیدترین نظرسنجی‌ها در ایالات متحده نشان می‌دهد، ۵۱ درصد از کسانی که در انتخابات ۲۰۲۰ به رئیس‌جمهور فعلی ایالات متحده (جو بایدن) رأی داده بودند، اعتقاد دارند که اقدامات رژیم صهیونیستی در فلسطین به معنای نسل‌کشی فلسطینی‌هاست. ۵۸ درصد نیز معتقدند، ادامه درگیری‌ها در غزه اوضاع را بسیار بغرنج‌تر کرده و حتی ممکن است به یک جنگ بسیار بزرگ در سطح منطقه غرب ‌آسیا تبدیل شود. در حالی که جو بایدن در حال ناامید کردن همه هواداران و رأی‌دهندگان خود است، وضعیت بحرانی جنگ در اوکراین و گذشت بیش از یک سال از آغاز جنگ میان روسیه و اوکراین به عنوان سرآغاز اقدامات خرابکارانه و نابخردانه دولت بایدن تلقی می‌شود. دفاع و پشتیبانی تمام قد از جنایات رژیم صهیونیستی و بی‌تفاوتی نسبت به خواست مردم ایالات متحده و دنیا در پایان دادن به این فجایع و جنایات و در آخرین مورد بی‌اساس خواندن رأی صادره از سوی دیوان دادگستری بین‌المللی لاهه مهر تأییدی بر خطای محاسباتی و رفتاری در قوه عاقله دولت بایدن به شمار می‌رود. به همه این موارد، اگر حمله احمقانه ایالات متحده به همراه چند شریک دست چندم به برخی شهر‌های یمن را اضافه کنیم، بایدن به هیولایی تبدیل می‌شود که در دوران ریاست‌جمهوری خود آتش جنگ را حداقل در سه منطقه اروپا، غرب آسیا و جنوب غرب آسیا شعله‌ور کرده است. ناگفته پیداست در صورتی که دولت بایدن در همه این جنگ‌ها کنار بایستد و بر شعله‌ور تر شدن آن دامن نزند، مطمئناً بسیاری از این جنگ‌ها متوقف می‌شود.      ✍🏻 رامین نصیریمنبع: سایت بصیرت (https://basirat.ir/fa/news/355678/%D9%86%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D9%87-%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DB%8C%DA%A9%E2%80%8C%D8%B4%D9%86%D8%A8%D9%87-%DB%B8-%D8%A8%D9%87%D9%85%D9%86%E2%80%8C%D9%85%D8%A7%D9%87-%DB%B1%DB%B4%DB%B0%DB%B2) #اسرائیل #بایدن #هیولا #آمریکا #ترور #ایالات_متحده_آمریکا  ┅✿💠#رامین_نصیری💠✿┅🟠 کانال ما در ایتا:🆔 https://eitaa.com/nasiri75🔵 کانال ما در تلگرام:🆔 https://t.me/nasiri1996🟢 کانال ما در روبیکا:🆔 https://rubika.ir/raminnasiri75</description>
                <category>مطالعات آمریکا</category>
                <author>Ramin Nasiri - رامین نصیری</author>
                <pubDate>Sun, 28 Jan 2024 11:18:49 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>