<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>پست‌های انتشارات نشریه آرایه</title>
        <link>https://virgool.io/arraymag/feed</link>
        <description>نشریه آرایه یک نشریه دانشجویی است که توسط دانشجویان کامپیوتر دانشگاه شیراز تالیف می‌شود.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 05:16:05</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/publication/xyaftqq1tfcm/hbyv7o.png</url>
            <title>نشریه آرایه</title>
            <link>https://virgool.io/arraymag</link>
        </image>

                    <item>
                <title>مسئلۀ گراف همیلتنى در یک قاشق آب‌نمک!</title>
                <link>https://virgool.io/arraymag/dnacomputing-ylpe0ruoxnka</link>
                <description>در سدۀ 18 میلادى، ویلیام همیلتون [1]، ریاضی‌دان و ستاره‌شناس ایرلندى، مسئله‌اى مطرح کرد که در آن باید براى گره‌هاى یک گراف، مسیرى را پیدا کرد که از گره آغازین گراف شروع شود و در گره پایانى آن خاتمه یابد؛ به شرط آنکه از تمام گره‌هاى گراف، یک و تنها یک بار عبور کند. از مسیرهاى همیلتنى براى حل بسیارى از مسائل دنیاى واقعى استفاده مى‌شود. این گراف‌ها در نظریۀ بازى‌ها، گرافیک و بینایى کامپیوتر و رباتیک کاربرد ویژه‌اى دارند.مسیر قرمز رنگ مدارى همیلتنى در یک گراف را نشان مى دهد.مسئلۀ فروشندۀ دوره‌گرد یکى از مشهورترین انواع این مسائل است. در این مسئله تعدادى شهر و هزینۀ رفتن مستقیم از هر یک به دیگرى داده شده است و کم‌هزینه‌ترین مسیرى که از یک شهر شروع شود و از تمامى شهرها دقیقاً یک بار عبور کند و به شهر شروع بازگردد، مطلوب است. این مسئله جزو مسائل سخت NP [2]، محسوب می‌شود.در سال 1994 ، لئونارد آدِلمَن [3]، دانشمند علوم کامپیوتر، با ساخت رشته‌هاى دى‌ان‌اى در آزمایشگاه و قرار دادن آن‌ها در لولۀ آزمایش حاوى آب‌نمک، تلاش کرد مسئلۀ فروشنده دوره‌گرد مدار همیلتنى را حل کند. این آزمایش انقلابى در دنیاى تکنولوژى ایجاد کرد که منجر به ظهور مفهوم دى‌ان‌اى رایانه‌ها شد!رایانش دى‌ان‌اى مفهومى را معرفى مى‌کند که در آن به جاى تراشه‌هاى سیلیکونى، مولکول‌هاى دى‌ان‌اى محلى براى ذخیره‌سازى داده‌ها و اجراى محاسبات منطقى و ریاضى هستند. در این رایانه‌ها مجموعه‌اى از رشته‌هاى دى‌ان‌اى، به طور مشخصى با یکدیگر ترکیب مى‌شوند تا پاسخ برخى از مسئله‌ها را پیدا کنند. موضوع رایانش دى‌ان‌اى بحثى بسیار پیچیده است و در این مقاله تا حد امکان تلاش مى‌کنیم به ساده‌ترین بیان ممکن به آن بپردازیم.قبل از اینکه با داستان آدلمن و چگونگى سازوکار این رایانه‌ها آشنا شویم، بد نیست کمى راجع به ساختار دى‌ان‌اى بدانیم.ساختمان دى‌ان‌اىدى‌ان‌اى یک ساختار دو رشته‌اى متشکل از 4 نوکلئوتید (گونه‌اى از مولکول‌هاى ترکیبات آلى) است. این نوکلئوتیدها آدنین (A)، تیمین (T)، ستوزین (C) و گوانین (G) نامیده می‌شود. این 4 نوکلئوتید با تشکیل پیوند، به شکل دو دنبالۀ خطى، ساختمان دى‌ان‌اى را مى‌سازند. البته براى تشکیل مارپیچ‌هاى دوگانۀ دى‌ان‌اى، G فقط با C و T فقط با A، تشکیل پیوند مى‌دهند. بنابراین، هر رشتۀ دى‌ان‌اى یک مکمل مشخص دارد که به ازاى هر نوکلئوتید متناظر جفت‌شونده آن نوکلئوتید وجود دارد.اگر در مجموعۀ جوابى که کار مى‌کنیم رشتۀ مکمل یک رشته موجود باشد، این دو رشته با هم جفت مى‌شوند و ساختمان مارپیچ دى‌ان‌اى را مى‌سازند. به طور مثال نوکلئوتید A از یک رشتۀ دى‌ان‌اى با نوکلئوتید مکمل آن یعنی T در رشته‌اى دیگر مى‌تواند تشکیل پیوند دهد اما با نوکلئوتیدهای C و G جفت نمی‌شوند. حالا اگر مکمل تمام نوکلئوتیدهاى یک رشته در رشتۀ دیگر یافت شوند، آن دو رشته با هم جفت مى‌شوند و ساختمان مارپیچ به وجود مى‌آید.ساختمان دی‌ان‌ایراه حل آدلمن براى مسئلۀ مسیر همیلتنى با کمک دى‌ان‌اى رایانهآدلمن گرافى همیلتنى را مورد بررسى قرار داد که متشکل از 7 گره و 14 یال جهت‌دار بود. یعنى میان هر دو گره یک مسیر مستقیم براى رفت و یک مسیر مستقیم براى برگشت وجود دارد. آدلمن براى نمایش نام شهرها (گره‌هاى گراف) از دنباله‌اى 8 تایى متشکل از نوکلئوتیدهایى تصادفى که در شرایط آزمایشگاهى با روش نوترکیبى ژنتیک بر رشته‌هاى دى‌ان‌اى قرار گرفتند، استفاده کرد. براى مثال براى شهر (گره) A دنبالۀ ACTTGCAG، شهر (گره) B  دنبالۀ TCGGACTG و شهر (گره) C، دنبالۀ GGCTATGT را تعریف کرد که نیمۀ اول دنباله، به عنوان بخش اول نام شهر و نیمۀ دوم دنباله، بخش دوم نام شهر معرفى شد. به طور مثال براى شهر A، بخش ACTT نیمۀ اول نام شهر A  و GCAG نیمۀ دوم نام شهر A است. اهمیت تقسیم نام شهر به دو نیمه را در ادامه خواهید دید. با ترکیب نیمۀ دوم شهر مبدأ با نیمۀ اول شهر مقصد نیز، مسیر میان آن دو شهر (یال) مشخص مى‌شود. به طور مثال، مسیر میان دو شهر A و B که در آن A مبدأ و B مقصد است (یال AB)، به صورت GCAGTCGG (بخش GCAG نیمۀ دوم شهر (گره) مبدأ A و TCGG نیمۀ اول شهر مقصد یعنى گره B است) و مسیر (یال) BC به صورت ACTGGGCT است. آدلمن رشتۀ مکمل نام شهرها را نیز در شرایط آزمایشگاهى تولید کرد. مثال گره‌ها و رشته‌های دی‌ان‌ای نظیر آن‌هایال‌ها و رشته‌های دی‌ان‌ای نظیر آن‌هااو 10 به توان 14 مولکول از رشته‌هاى متفاوت را در یک لولۀ آزمایش قرار داد. براى نزدیک کردن شرایط لولۀ آزمایش به سلول موجود زنده مقدارى آب نمک به لوله افزود (نمک سدیم یکى از عناصر اصلى مایع اطراف سلول‌ها است.) آدلمن 1 ثانیه بعد، در محلولى با حجم کمتر از یک‌پانزدهم قاشق چاى‌خورى، جواب مسئله را داشت!تا اینجا، گره‌ها و یال‌ها (مسیر میان دو شهر) ساخته شده‌اند. براى یافتن مسیر همیلتنى، باید شروع به حرکت از مسیرهاى مختلف کنیم یا به عبارت دیگر در هنگام کار با رشته هاى دى‌ان‌اى، رشته‌هاى مختلف را به یکدیگر وصل کنیم تا در نهایت از همۀ گره‌ها یا همان شهرها عبور کنیم. آدلمن چگونه به جواب رسید؟با توجه به شیوه کد کردن، مثلاً مسیر (یال) میان شهر A و B (رشته GCAGTCGG )  و مکمل شهر(گره) B (رشته AGCCTGAC) ممکن است به طور اتفاقی باهم روبرو شوند. بر اساس طراحی کدها، رشتۀ اول (یال AB) به TCGG ختم و رشتۀ دوم (مکمل شهر B) با AGCC آغاز می­‌شود؛ از آنجا که نوکلئوتیدهای این دو بخش مکمل یکدیگرند، به هم خواهند چسبید. (و رشتۀ طولانی‌تر GCAGTCGG AGCCTGAC تشکیل خواهد شد.) اگر نتیجۀ حاصل با رشتۀ حاوی مسیر BC (ACTGGGCT) رودررو شود، این رشته نیز، به مجموعۀ رشتۀ حاصل از اتصال قبل، خواهد چسبید؛ چون انتهای رشتۀ حاصل از اتصال قبل یعنی TGAC مکمل شروع رشتۀ BC (ACTG) می‌باشد. به همین ترتیب، طول ترکیبات با چسبیدن مسیرها به هم با استفاده از مکمل نام شهر­ها افزایش می‌یابد. در نهایت لولۀ آزمایش سرشار از رشته‌­هایی خواهد بود، که کدشدۀ مسیر­های تصادفی میان شهر­های مختلف هستند. از آنجا که تعداد مولکول­‌های اولیه بسیار زیاد بود و تعداد شهر­ها نیز بسیار کم است، می­‌توان گفت که تمام مسیر­های ممکن میان شهرها (گره‌­ها) ساخته شده و با یک اطمینان تقریبی حداقل یکی از این مسیرها، همان مسیر همیلتنی موردنظر است.متأسفانه همان طور که آدلمن مسیر همیلتنى را در لولۀ آزمایش داشت، ده‌ها تریلیون مسیر دیگر نیز در  لولۀ آزمایش وجود داشتند که همیلتنى نبودند و آدلمن باید آن‌ها را جداسازى مى کرد. غربالگرى رشته‌هاى دى‌ان‌اى از یکدیگر نیز، طى فرآیندهایى جالب با به کارگیرى خواص زیستى شیمیایى رشته‌هاى دى‌ان‌اى رخ داد، که بحث پیرامون آن از حوصلۀ مطلب خارج است.[4] در نهایت آدلمن موفق به جداسازى رشتۀ دى‌ان‌اى حاوى مسیر همیلتنى، از رشته‌هاى نامرتبط شد و این آزمایش موفق، سرآغازى براى پژوهش در زمینۀ رایانش دى‌ان‌اى شد.در ادامه به بحث راجع به مفهوم کلى رایانش دى‌ان‌اى، که با آزمایش آدلمن شکل گرفت، مزایاى استفاده از این نوع رایانه‌ها و پیشرفت‌ها و چالش‌هاى آن مى‌پردازیم.رایانش دی‌­­ان‌­ایدر رایانه‌هایى که از رایانش دى‌ان‌اى استفاده مى‌کنند، به جاى استفاده از سیگنال الکتریکى براى نمایش یک بیت اطلاعات، از خواص شیمیایى مولکول‌هاى دى‌ان‌اى استفاده مى‌شود. در واقع الفباى 4 کاراکترى نوکلئوتیدها، جایگرین الفباى باینرى شده است. دى‌ان‌اى رایانه از نوکلئوتیدهاى آدنین (A)، سیتوزین (C)، تیمین (T) و گوانین (G) به جاى صفر و یک متداول در الفباى باینرى استفاده مى‌کند. ورودى الگوریتم، یک یا چند رشته مولکول دى‌ان‌اى است و رایانش در فضاى یک لولۀ آزمایش یا اسلاید شیشه‌اى صورت مى‌پذیرد. این رایانش در واقع آزمایشى بر روى مولکول‌هاى دى‌ان‌اى است؛ آزمایش‌هایى از قبیل مرتب‌سازى رشته‌ها بر اساس طول آن‌ها یا برش‌ بخشى از رشته‌ها که حاوى ترکیب یا پیوند خاصى از نوکلئوتیدها هستند. با اعمال این تغییرات رشتۀ نهایى در واقع به عنوان رشتۀ خروجى معرفى مى‌شود. براى مثال در آزمایش آدلمن، این تغییرات، همان اتصال رشته‌هاى مکمل به یکدیگر براى تشکیل مسیرهاى مختلف و جداسازى رشته‌ها از رشته‌هاى نامربوط بود. خروجى برنامه هم رشتۀ حاوى مسیر همیلتنى بود.چرا دى‌ان‌اى رایانه؟مهم‌ترین دلیل براى انتخاب دى‌ان‌اى رایانه‌ها، ظرفیت بسیار بالایى است که این رایانه‌ها در مقایسه با رایانه‌هاى سیلیکونى براى ذخیرۀ اطلاعات دارند. ذخیرۀ این حجم بالاى اطلاعات در فضایى کم، به معنى چگالى فوق‌العاده بالاى این رایانه‌هاست. یک بیت در دى‌ان‌اى به اندازۀ یک نانومتر مکعب فضا اشغال مى‌کند در حالى که در حافظه‌هاى سخت افزارى موجود، یک بیت را مى‌توان در 10 به توان 12 نانومتر مکعب ذخیره کرد. از دلایل دیگر مى‌توان به دردسترس بودن همیشگى منابع دى‌ان‌اى اشاره کرد. به عبارتى تا زمانى که موجود زنده در جهان وجود دارد مى توان رایانه ساخت!این عرضۀ وسیع دى‌ان‌اى قیمت آن را بسیار ارزان کرده است.بر خلاف مواد سمى که براى ساخت ریزپردازنده‌هاى سیلیکونى استفاده مى‌شوند، زیست‌تراشه‌هاى دى‌ان‌اى مى‌توانند به صورت تمیز ساخته شوند.یکى از مزایاى جالب دى‌ان‌اى رایانه‌ها قابلیت اجراى عملیات‌هاى موازى است. یک لولۀ آزمایش مى تواند حاوى 10 تریلیون رشتۀ دى‌ان‌اى باشد؛ هر رشته یک محاسبۀ منطقى یا ریاضى را پردازش کند و در یک زمان، تنها در یک لولۀ آزمایش، 10 تریلیون محاسبه پردازش شود!پیشرفت‌هاعلى‌رغم نوپا بودن دى‌ان‌اى رایانه‌ها دستاوردهاى جالبى در این زمینه حاصل شده است. از ذخیره‌سازى اطلاعات در سلول‌هاى موجودات زنده (DNA Storage)، تا ساخت گیت‌هاى منطقى عملگر بر رشته‌های دی‌ان‌ای.چگالى بالاى ذخیره‌سازى اطلاعات در رشته‌هاى دى‌ان‌اى و قابلیت موازى بودن فعالیت‌ها در آن‌ها، رایانش دى‌ان‌اى را تبدیل به یک زمینۀ تحقیقاتى داغ در قرن بیست‌ویکم کرده است.در این مقاله سعى شد به طور خلاصه و ساده به مقدمات رایانش دى‌ان‌اى پرداخته شود. مسلماً بحث پیرامون این موضوع بسیار وسیع است و در این حجم نمى‌گنجد.نویسنده مقاله: راضیه زارعاین مقاله در در شمارۀ 1 نشریه آرایه در بهار 1399، (با تغییراتی جزئی در عکس‌های به‌کاررفته) منتشر شده است.پانویس‌ها:[1] William Hamilton [2] Nondeterministic Polynomial[3] Leonard Adleman[4] جهت مطالعه در این زمینه روش Polymerase Chain Reaction و پل الکتروفورز را جست وجو کنید.جهت مطالعۀ بیشتر در  زمینه رایانش دی‌ان‌ای مى‌توانید به منابع زیر مراجعه کنید.Bonsor, Kevin. &amp;quotHow DNA Computers Will Work&amp;quot. Retrieved from computer.howstuffworks.comAdleman, Leonard M. &amp;quotComputing with DNA&amp;quot, Scientific American. August, 1998.Shouse, Ben. &amp;quotFirst Automated DNA Computer Boots Up&amp;quot. May, 2001.Wang,Fei  &amp;others. &amp;quotImplementing digital computing with DNA-based switching circuits&amp;quot, Nature Communications. January 2020.</description>
                <category>نشریه آرایه</category>
                <author>تیم تحریریه آرایه</author>
                <pubDate>Thu, 20 Jan 2022 22:26:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شهر عجایب</title>
                <link>https://virgool.io/arraymag/%D8%B4%D9%87%D8%B1-%D8%B9%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%A8-hytntojdl99p</link>
                <description>سلام مارتین عزیزمشش ماه از آخرین باری که برایت نوشته بودم می‌گذرد.از همان زمان شروع می‌کنم. پس از مدت‌ها، نتیجه تلاش‌هایم را اعلام کردند.ماه‌ها تلاش پی‌در‌پی سرانجام باعث شد در آزمون ورود به شهر کاریسا پذیرفته شوم.آه باور نمی‌کنی چقدر خوشحال بودم! گرچه دوست داشتم به شهرهای بهتری هم بروم اما کاریسا نیز جزو بهترین‌ها بود. لحظه‌شماری می‌کردم برای اولین روز دیدن این شهر! و بالأخره روز موعود رسید. در ابتدایی‌ترین لحظات ورودم دچار شوک و استرس شدیدی شدم‌. انگار که چیزهای زیادی را برای زندگی در این شهر بلد نبودم. راهنمایی که به سراغ من و افراد تازه‌وارد آمده بود طوری صحبت می‌کرد که همه ما در بهت فرو رفته بودیم! اما درست در زمانی که به خود می‌گفتم کاش می‌شد از این شهر خارج شوم، مردم قدیمی شهر و فرد راهنما را دیدم که به ما خندیدند و گفتند: «به شهر ما خوش آمدید و این حرف‌های راهنما فقط جهت خوش‌آمدگویی به شهر عجیب ما بوده است!» مارتین عزیزم، کاش آن لحظات پیشم بودی! همه ترس‌هایم از ورود به شهر جدید، به‌یک‌باره ناپدید شد و اهالی شهر را بسیار مهربان و دوست‌داشتنی یافتم!شروعی باورنکردنی بود در بدو ورود به شهر عجایب و گویی انگیزه و اشتیاق در همه ذرات وجودم تزریق شده بود؛ در پوست خود نمی‌گنجیدم. اما طولی نکشید که واقعیات را بیشتر احساس کردم.می‌دانی همه چیز به آن زیبایی هم که فکر می‌کردم نبود! همه شهر در تاریکی عجیبی فرو رفته بود. برای من که به روشنی عادت داشتم، کار کردن در این‌ همه تاریکی سخت به نظر می‌رسید. گاهی درباره تاریکی عجیب از قدیمی‌های شهر می‌پرسیدم و در جواب می‌شنیدم: «به تاریکی عادت کن. تو هم چهار سال اینجا هستی و می‌روی. به فکر خودت باش و سعی کن در این مدت الماس‌های زیادی جمع کنی تا پس از خروج از شهر، بتوانی با استفاده از آن‌ها به شهرهای بهتری در دوردست‌ترین نقاط دنیا بروی!»و گاهی هم می‌شنیدم: «انسان‌های بسیاری پیش از تو بودند که برای روشنایی شهر تلاش کرده‌اند. اما چون همیشه تعدادشان اندک بوده است و حمایت همه مردم شهر را نداشته‌اند، هرگز به نتیجه نرسیده‌اند. گاهی روزنه‌های نوری را به شهر باز کرده‌اند و گاه نیز شکست خورده و عقب کشیده‌اند. تو نیز می‌توانی تلاش کنی! کار کردن در یک شهر روشن به تلاش‌های زیادی نیاز دارد؛ اما اگر این اتفاق بیفتد، خوشبختی بی‌نظیری نصیب مردم شهر می‌شود‌!»مارتین عزیزم باور نمی‌کنی که بر سر چه دوراهی‌های سختی مانده بودم و چه سؤال‌های عجیبی ذهنم را به خود مشغول می‌کرد! آخر مگر می‌شود این همه آدم در تاریکی کار کنند و حتی برای روشن شدن شهرشان تلاشی نکنند؟آری من حقیقتاً وارد شهر عجایب شده بودم!نمی‌دانستم در تاریکی به سختی به دنبال الماس بگردم یا برای روشنایی شهر تلاش کنم. نمی‌دانستم باید به حرف‌های چه کسی گوش کنم. روزهای سختی را می‌گذراندم و کاش در کنارم بودی تا کمی از این سردرگمی بی‌حدوحصر را با تو در میان بگذارم.دو ماه از ورودم به شهر می‌گذشت و کم‌وبیش با تازه‌واردهای دیگر آشنا شده بودم که روزی خبر دادند قرار است جشنی به مناسبت ورود تازه‌واردها برگزار شود. با خود می‌گفتم کمی دیر نیست؟ اما چیزی از جشن نمی‌دانستم! پس به همان اندازه که ماهیت جشن برایم مبهم بود، برای رسیدن روز جشن شوق داشتم و این شوق کمی می‌توانست از درد سردرگمی‌هایم بکاهد. سرانجام آن روز رسید‌. با دوستانی که به‌تازگی پیدا کرده بودم به جشن رفتیم و ساعات خوشی را سپری کردیم. همه می‌خندیدند، همه خوشحال بودند‌ و اطمینان دارم که آن لحظات حتی یک نفر از اهالی شهر هم به تاریکی نمی‌اندیشید‌‌. من نیز می‌خندیدم در حالی که در رؤیای روشنایی بودم. آه که چقدر جایت خالی بود تا از رؤیاهای بی‌پایانم برایت قصه بگویم.سومین ماه از ورودم می‌گذشت. عده‌ای از قدیمی‌ها را یافتم که در گروهی کوچک به دنبال برگرداندن روشنایی به شهر بودند‌. راست می‌گفتند. تعدادشان از انگشتان دست تجاوز نمی‌کرد. اما دل‌هایشان بسیار بزرگ بود. دل‌هایی که جمع کردن الماس را در روشنایی می‌جست. دل‌هایی که به سختی‌ها عادت نمی‌کرد بلکه سختی‌ها را کنار می‌زد. از همان روز تصمیم گرفتم به آن‌ها بپیوندم.بعد از سه ماه، مردمان مورد علاقه‌ام را پیدا کرده و سراسر شوق و انرژی بودم‌!اما باز هم همه چیز خوب پیش نمی‌رفت‌. گروه خسته بودند؛ از تلاش‌های بی‌نتیجه، از رفتن‌ها و نرسیدن‌ها‌ و از خاموش شدن روزنه‌های نوری که به زحمت باز کرده بودند.خودت تصور کن! تلاش برای برگرداندن روشنایی به زندگی کسانی که به تاریکی عادت دارند و همین قدر سخت بود به دوش کشیدن تاریکی‌های زندگی دویست نفر، توسط تنها هفت نفر...آن‌ها دل‌سوزانه تلاش می‌کردند تا چراغی روشن کنند تا در پناه آن چراغ، همه به جمع‌آوری الماس بپردازند و شاید کمترین تعداد الماس نصیب خودشان می‌شد.و دردناک بود وقتی می‌دیدم که کوچک‌ترین قدردانی از دلسوزی‌ها و مهربانی‌هایشان نمی‌شود. آری آنها بسیار غریب بودند در شهری که همه اهالی آن از دوستانشان بودند.مارتین عزیزم، حالا چهار ماه است که از ورودم به شهر عجایب می‌گذرد. هرچه بیشتر بگویم، کمتر توانسته‌ام اینجا را برایت توصیف کنم.گروهمان هنوز با سختی به تلاش‌هایش برای ایجاد روشنایی ادامه می‌دهد. به آرزوهای خوبت برای هوشیاری اهالی شهر و بیشتر شدن اعضای گروه نیازمندم.جایت هر لحظه کنارم خالیستدوستدار همیشگی‌ات؛ ورونیکا</description>
                <category>نشریه آرایه</category>
                <author>Mona Asadi</author>
                <pubDate>Fri, 07 Jan 2022 17:11:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هوش مصنوعی، از فلسفه تا اقتصاد</title>
                <link>https://virgool.io/arraymag/%D9%87%D9%88%D8%B4-%D9%85%D8%B5%D9%86%D9%88%D8%B9%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87-%D8%AA%D8%A7-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-lugu20jtodgu</link>
                <description>هر چیزی که از روز اول ساختیم رو میشه یه نقاشی توصیف کرد. آسمون آبی، خیالات به ظاهر دست نیافتنی آدم‌ها است. بعد از یه مدت یه کسی پیدا میشه که خط افق، مرز زمین و آسمون، پله از خیال به واقعیت رو میکشه. رویای تاریخ روی کاغذ میاره و بهش ابعاد و مشخصات و رنگ و جنس میده. آخرین نفر، کسی که زمین این نقاشی رو میکشه، شروع به ساختن رویا از آهن و فولاد میکنه. بعد از اختراع ماشین بخار و انقلاب صنعتی، آدم‌ها ساخت‌و ‌ساز رو به ماشین‌ها سپردن.امروز اگه میدونید یه چیز چه جور ساخته میشه، احتمالا فردا میتونید شروع به تولید کنید! ممکنه از نظر خیلی‌ها هوش مصنوعی فقط شاخه‌ای از رشته‌های کامپیوتر و ریاضی باشه، اما از نظر من ادامه یه روند تکامله.جواب این سواله که &quot;چی میشه اگه فکر کردن رو هم به ماشینها بسپریم؟ چی میشه اگه آدم‌ها آزادانه غرق در خیال و رویا باشن؟&quot; نمیشه به سادگی به این سوال جواب داد،که البته هدف من هم این نیست. هدف این متن سر زدن به راههای خلوت تر این مسیر هست. قوی ترین ریشه‌های این موضوع شاید از علوم کامپیوتر و ریاضیات باشه، اما شاخه‌ها و ریشه‌های مهم دیگه‌ای هم داره.فلسفهارسطو پدر علم منطق، روح رو برخلاف افلاطون، وابسته به جسم بیولوژیک میدونست، و اون رو با استفاده از رابطه‌اش با جسم تعریف میکرد. بر این اساس گیاهان و حیوانات و انسان‌ها همه درجه‌ای از روح دارن. انسان‌ها در بالاترین نقطه این هرم، از قدرت فکر و شناخت برخوردارن. در ادامه روند طبیعی این موضوع، توماس هابز در کتاب Leviathanپیشنهاد یک &quot;حیوان مصنوعی&quot; رو میده و می‌پرسه: &quot; مگه قلب چیزی بیشتر از یک فنر، اعصاب مقدار زیادی نخ و مفصلها چند چرخ هستن؟ &quot;.بلز پاسکال، ریاضی دان، فیزیک دان و فیلسوف معروف فرانسوی در سال 1642 ماشین حساب پاسکال(پاسکالین) رو برای کمک به پدرش برای جمع آوری مالیات می‌سازه و در توصیفش میگه:&quot; اثراتی ایجاد می‌کنه که به فکر نزدیک ترن تا به اعمال حیوانات&quot;.دکارت در مخالفت با هم عصر خودش و تعریف ارسطو از ذهن، بخشی از ذهن انسان‌ها رو ماورایی می‌دونه. با این استدلال که یک ذهن کاملا فیزیکی جایی برای اختیار و اراده انسان نمی‌گذاره. ویژگی اساسی ذهن برای هوش مصنوعی، ساختار ذهن نیست، بلکه روش یادگیری و پردازش این اطلاعت برای ما مهمه. بعد از 2300 سال بحث درک امروز ما از نحوه یادگیری، ترکیبی هست از این دو اصل:· قوانین کلی شکل دهنده دانش ذهن، از قرار گرفتن متداوم در معرض ارتباط و اشتراک عناصر آنها به وجود می‌آید.· همهی دانش ذهن، از تجربه ریشه گرفته و همهی مفاهیم مربوط به چیزهای قابل تجربه و لمس هستند.اصل یک کارایی زیاد مثال زدن در یادگیری رو توضیح میده، درواقع با دیدن مداوم پدیدهها ذهن ما میتونه رابطه‌ی بین دو پدیده رو کشف کنه. اصل دوم یادگیری رو ذخیره مجموعه احساست در برخورد با یک پدیده، تو مغز میدونه.درک ما از یک ببر ترکیبیه از ظاهری که می‌بینیم، صدایی که می‌شنویم و ترسی که باعث پخش آدرنالین تو بدن میشه. اگه از ببری نترسیم، تفاوتش با گارفیلد چیه؟بعد از یادگیری، قدم بعدی استفاده از اطلاعات برای تصمیم گیری هست. مشکلاتی که با هوش مصنوعی دنبال حلشون هستیم، معمولا پیچیده، وابسته به تعداد زیادی عامل مستقل یا مرتبط و نیازمند پردازش حجم زیادی اطلاعات هستن. به عنوان مثال شناختن یه نفر از روی عکس برای آدمها خیلی ساده است، به صورت ناخودآگاه و خیلی سریع هویت صاحب عکس رو تشخیص میدیم. الگوریتم این پروسه شناخت چیه؟ ما آدمها چه جوری هر روز چنین تصمیمات پیچیده‌ای می‌گیریم؟ این سوال رو علم اقتصاد هم می‌پرسه.اقتصادیکی از اولین روش‌های تحلیل سیستم‌های اقتصادی، درنظر گرفتن اقتصادها به صورت مجموعه عملگرهایی مستقل که هرکدوم برای اهداف خودشون تلاش میکنن در سال 1776 توسط آدام اسمیت ارائه شد. اقتصاد درواقع علم خواسته‌ها و ترجیحات و محدود به پول نیست. در نتیجه چالش‌های این علم با هوش مصنوعی شباهت زیادی دارن. مشخص کردن دقیق و واضح هدف در هردو علم حیاتیه. شفاف نبودن هدف برای یک مدل هوش مصنوعی به شدت خطرناکه. به عنوان مثال هدف Ultron،شخصیت منفی کامیک‌ها و فیلم‌های مارول، &quot;صلح در زمان ما&quot; بود. از بین بردن کل بشریت، ریشه ای ترین عامل هر جنگ و درگیری، برای رسیدن به هدف صلح، راه کارآمدیه. خطای یک درجه‌ای حین تایین هدف، در هردو زمینه نتایج به شدت متفاوتی ایجاد می‌کنه. بیشتر تصمیم‌گیری های اقتصادی و یا یک مدل هوش مصنوعی، اثرات بلندمدتی دارن، روی تصمیمات بعدی هم تاثیر میگذارن و هنگام تصمیم گیری امکان پیش بینی نتیجه با قطعیت امکان پذیر نیست.بررسی سوال چگونگی تصمیم منطقی با اثرات بلند مدت از تلاشهای انگلستان برای بهینه کردن سیستمهای راداری جنگ جهانی دوم شروع شد و تحقیقات تو این زمنیه تحت عنوان Research Operationsادامه داره.هرروز از هوش مصنوعی برای اهداف متنوع‌ای از درمان بیماری تا پیش‌بینی شرایط سیاسی جهان بیست سال بعد و انتخاب پست بعدی که تو اینستاگرام می‌بینیم، استفاده می‌شه. سوال بعدی اینه که چه جور از این ابزار جدید استفاده میکنیم و به دنبال چه خیالاتی میریم؟     </description>
                <category>نشریه آرایه</category>
                <author>amirrezakhajavi.1380</author>
                <pubDate>Fri, 24 Dec 2021 21:17:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هواشناسی و ابررایانه‌ها</title>
                <link>https://virgool.io/arraymag/%D9%87%D9%88%D8%A7%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7-lsztt98idlir</link>
                <description>یکی از ابررایانه‌های NOAA که در سال ۲۰۱۸ و هنگام ارتقای بزرگ این سازمان، ۸/۴ پتافلاپ قدرت پردازشی داشت.[منتشر شده در شماره ۳ آرایه]ابررایانه‌ها، با به ارمغان آوردن توان پردازشی بی‌سابقه برای بشر، مسیر را برای محاسبات پیچیده درباره وقایع دنیای ما هموار ساخته‌اند؛ از شناخت بیشتر و شبیه‌سازی حرکت کیهان، تا شناخت کوچک‌ترین اجزای زنده جهان.از مهم‌ترین دغدغه‌های بشر در دنیای امروز، تحولات آب‌وهوایی کره زمین است؛ تحولاتی که نه‌تنها زندگی انسان‌ها، بلکه زندگی تمام موجودات زنده کره زمین را تحت‌تأثیر و در خطر نابودی قرار می‌دهد.محاسبات هواشناسیشناخت و پیش‌بینی تغییرات آب‌وهوایی در مقیاس و پنجره زمانی کوچک، امری است که بشر آن را قرن‌ها انجام داده است و بخشی مهم از زندگی روزمره انسان‌ها شده است؛ اما در مقیاس‌ها و پنجره‌های زمانی وسیع‌تر، انجام دادن محاسبات لازم برای درک تغییرات و رفتار آب‌وهوا، از توان محاسباتی انسان خارج است.دلیل این ناتوانی، طبیعت محاسبات رفتاری آب‌وهوا است. آب‌وهوای کره زمین به عنوان یک سیستم نسبتاً بسته، قابلیت پیش‌بینی‌پذیری را حداقل بر روی کاغذ داراست؛ اما یک مشکل بزرگ، سدی بر تحقق یافتن این محاسبات شده است.مجموعه و سیستم آب‌وهوای کره زمین متشکل از میلیون‌ها زیربخش و تحولات آب‌وهوایی در نقاط مختلف دنیاست که هر یک می‌توانند تأثیر قابل‌توجهی بر سایر بخش‌ها و یا کل سیستم بگذارند. هر زیربخش این سیستم، تابع تعداد زیادی عوامل محلی است که در نهایت با تخمین و یا محاسبه این عوامل، می‌توان به شبیه‌سازی مناسبی از رفتار این بخش رسید؛ اما همان گونه که گفته شد، بخش‌های مختلف این مجموعه آب‌وهوای محلی، به‌طرز قابل‌توجهی از سایر بخش‌های این سیستم تاثیرپذیرند. نتیجه این اتصال و وابستگی بخش‌های مختلف، پیچیدگی فوق‌العاده محاسبات مجموعه کلی آب‌وهوای کره زمین است؛ محاسباتی که باید تک‌تک زیرمجموعه‌ها را شبیه‌سازی کند و بین آن‌ها ارتباط مناسب را برقرار سازد.حجم داده‌هایی که نیازمند پردازش‌اند، تنها مشکل در راه پردازش هواشناسی نیست. برای پیش‌بینی‌های بلندمدت و حتی کوتاه‌مدت هواشناسی، ما نیازمند تشکیل مدل‌های هواشناسی از داده‌های خام جمع‌آوری‌شده با حجم انبوهی از حسگرها و ابزارهای پایش اتمسفر هستیم. تشکیل این مدل‌های پردازشی به کمک فیزیک سیالات، یا به‌طور دقیق‌تر، فیزیک اتمسفر و نهایتاً الگوریتم‌ها و معادلات پیچیده ریاضیاتی امکان‌پذیر است که طبعاً، به توان پردازشی بالایی نیاز دارد.در مقیاس‌های زمانی طولانی‌تر و نظری‌تر هواشناسی مانند شبیه‌سازی تغییرات عظیم اقلیمی در گذشته یا آینده، عوامل بیشتری همچون تغییرات شیمیایی اتمسفر (مانند تغییرات میزان گازهای گلخانه‌ای) نیز درگیر می‌شوند که به‌شدت بر پیچیدگی محاسبات می‌افزایند.رقابت جهانی و اهمیت پیش‌بینی هواشناسیاداره ملی اقیانوسی و جوّی ایالات متحده آمریکا (NOAA)(1) به عنوان یکی از پیش‌گامان پیش‌بینی‌های هواشناسی و اقلیمی، در رقابت با نهادهای مختلف دیگر جهان برای کسب مقام اول در قدرت پردازشی مطالعات هواشناسی، برنامه‌های متعدد و پرهزینه‌ای را اجرا کرده است و در دست اجرا دارد که قدرت پردازشی خام این اداره را در فوریه ۲۰۲۰، مجدداً به رتبه اول دنیا بازگرداند. رویکرد این اداره و نهادهای مشابه بین‌المللی در افزایش کیفیت و سرعت این پیش‌بینی‎ها از طریق افزایش قدرت پردازشی و اطلاعات جمع‌آوری‌شده است؛ رویکردی که هزینه کلانی بر روی دست دولت‌ها گذاشته است.هزینه کلان این دولت‌ها بر مطالعات هواشناسی و بهبود محاسبات آن‌ها، اهمیت هرچه بیشتر این محاسبات و نقش آن‌ها در دنیای ما را هویدا می‌کند. به عنوان مثال استرالیا به عنوان یکی از بزرگ‌ترین صادرکنندگان موادغذایی در جهان، اهمیت ویژه‌ای برای دقت محاسبات خود در زمینه پیش‌بینی‌های هواشناسی قائل است.برای نشان دادن اهمیت این موضوع می‌توان به هک شدن زیرساخت‌های هواشناسی استرالیا و پیچیدگی عواقب و اهداف احتمالی آن اشاره کرد. در سال ۲۰۱۵ استرالیا هدف یک حمله سایبری بر روی زیرساخت‌های اداره هواشناسی خود قرار گرفت؛ حمله‌ای که به‌شدت توجه متخصصین امنیت سایبری و اطلاعاتی را به خود جلب کرد. برای درک اهمیت این حمله، یکی از این متخصصین اشاره می‌کند که حجم بسیار زیادی از اقتصاد استرالیا به طور مستقیم و غیرمستقیم وابسته به صادرات محصولات غذایی است و همین موضوع اهمیت این حمله را به شدت بالا می‌برد. وی موقعیت را این‌گونه شرح می‌دهد:«احتمالاً با خود می‌گویید حمله به یک زیرساخت هواشناسی چه اهمیتی دارد. کافی است به وابستگی اقتصاد کشوری مثل استرالیا به تولید و صادرات محصولات کشاورزی نگاه کنید؛ تنها یک پیش‌بینی اشتباه هواشناسی کافی است تا ضرر مالی هنگفتی به این اقتصاد وارد شود.»اهمیت این محاسبات و دقت آن‌ها به بازارهای داخلی محدود نمی‌شود. تحلیل‌گران، دهه‌های پیش‌رو را دوران «اطلاعات، ارزشمندتر از هر زمان دیگری» می‌دانند؛ جایی که داشتن دست برتر در کیفیت و کمیت اطلاعاتی همچون پیش‌بینی‌های اقلیمی و هواشناسی، نه‌تنها یک شاخص مهم قدرت بلکه یک منفعت و بازار بزرگ مالی تلقی می‌شود. در همین راستا بریتانیا برنامه ساخت ابررایانه ۲/۳میلیارد دلاری خود را به عنوان قوی‌ترین ابر رایانه هواشناسی کلید زده است.ماراتن علمی برای اهداف جهانیماراتن جهانی بهبود نتایج پیش‌بینی‌ها، عموماً بر شاخص‌هایی مانند سرعت محاسبات و دقت نتایج نهایی تمرکز دارد؛ موضوعی که با افزایش قدرت پردازشی تا حدی قابل‌ارتقا است. با این حال، علاوه بر قدرت پردازشی، در شاخص‌هایی مانند دقت نتیجه نهایی، حجم داده‌های ورودی نقش مهمی را ایفا می‌کنند. در همین راستا، این سازمان‌ها میلیاردها ایستگاه هواشناسی بزرگ و کوچک زمینی و دریایی را اداره می‌کنند که داده‌های مهمی را در جهت افزایش کیفیت محاسبات جمع‌آوری می‌کنند. این جمع‌آوری اطلاعات محدود به ایستگاه‌های روی سطح کره زمین نبوده است و NOAA همچون رقبای خود، برنامه پیشرفته ماهواره‌ای خود را با قدرت به پیش می‌راند.روش‌های نوین برای مشکل قدیمیوجود پیچیدگی‌های محاسباتی، در کنار تلاش برای ارتقای سخت‌افزارهای میزبان محاسبات، منجر به تلاش دانشمندان برای تدوین شیوه‌های محاسباتی نوین و حتی استفاده از علومی مانند هوش مصنوعی به عنوان نسل جدید محاسبات هواشناسی شده است؛ راه‌حلی که آینده رقابت‌های محاسبات هواشناسی را دستخوش تغییر می‌کند.مهم‌ترین مشکل شیوه‌های کلاسیک پیش‌بینی هواشناسی، کند بودن و نیاز بسیار بالا به منابع پردازشی است؛ روش‌هایی که با تکیه بر محاسبات فیزیکی مانند مدل‌های باروتروپیک(2)، سعی در شبیه‌سازی آب‌وهوا دارند؛ مشکلی که دانشمندان بسیاری از جمله متخصصین گوگل با روی‌آوردن به روش‌های نوین در پی حل آن برآمده‌اند.مدل‌های بر پایه هوش مصنوعی گوگل در دی ماه ۹۸ موفق به شکست پیش‌بینی‌های کوتاه‌مدت مدل‌های کلاسیک از نظر زمان محاسبات شدند؛ محاسباتی که برای پیش‌بینی یک‌ساعته آب‌وهوای یک شهر که به گفته متخصصین گوگل با روش‌های کلاسیک و با دقت مشابه، ۶ ساعت به طول می‌انجامد اما روش نوین گوگل تنها در چند دقیقه قادر به خلق نتایج مشابه و یا حتی بهتر است.در این روش به جای استفاده از داده‌های فیزیکی خام مانند فشار هوا، تکنیک‌های یادگیری ماشین بر روی تصاویر دوبعدی رادارهای هواشناسی اجرا شدند که نتایج شگفت‌آوری به همراه داشتند. نکته جالب، شباهت این تکنیک با روش‌های مرسوم پردازش تصویر و مدل‌های یادگیری عمیق است که نوید پیشرفت‌های بیشتر و استفاده از روش‎‌های شناخته‌شده را می‌دهد.در این پژوهش، متخصصان از معماری U-net که یک شبکه عصبی پیچشی است برای پردازش تصاویر دوبعدی رادارهای عمومی هواشناسی استفاده کرده‌اند؛ داده‌هایی که حتی از نظر حجم اطلاعات نیز بسیار کم‌حجم‌تر از داده‌های خام تجمیع‌شده حسگرهای هواشناسی‌اند.گرچه روش‌های توسعه‌یافته، هنوز قادر به پیش‌بینی‌های بلندمدت (مانند پیش‌بینی‌های ۱۰روزه کلاسیک) نیستند و هنوز برای اتکا در عمل بسیار نوپا هستند، اما تحقیقات صورت‌گرفته بر روش‌های نوین، نوید محاسبات سریع‌تر و کم‌هزینه‌تر را می‌دهد.سرعت پردازش داده‌ها از نظر به‌روز بودن داده‌ها بسیار مهم است. تصور کنید مدل‌های کلاسیک قادر به پیش‌بینی هوای امروز در چهار ساعت پردازش‌اند، چهار ساعتی که به‌روز بودن داده‌ها را در معرض خطر قرار داده است و ممکن است از دقت پیش‌بینی نهایی بکاهد.در دنیای بی‌وقفه امروز، اتکاپذیری داده‌های نهایی، از سرعت و منابع پردازشی مورداستفاده مهم‌تر تلقی می‌شود؛ اما با توجه به پیشرفت و موفقیت راهکارهای مبتنی بر هوش مصنوعی، موفقیت چنین روش‌هایی در جایگزینی روش‌های پرهزینه سنتی بدیهی به نظر می‌رسد.نویسنده: محسن طهماسبیپاورقی‌ها:1- National Oceanic and Atmospheric Administration2- barotropicمنابع:1- Numerical weather predictionRetrieved fromhttps://en.wikipedia.org/wiki/Numerical_weather_prediction۲۰مرداد۹۹2- Using Machine Learning to “Nowcast” Precipitation in High ResolutionRetrieved fromhttps://ai.googleblog.com/2020/01/using-machine-learning-to-nowcast.html۱شهریور۹۹3- U-NetRetrieved fromhttps://en.wikipedia.org/wiki/U-Net۳شهریور۹۹4- Google says new AI models allow for ‘nearly instantaneous’ weather forecastsRetrieved fromhttps://www.theverge.com/2020/1/14/21065095/google-ai-weather-forecast-predictions-rainfall-research۱شهریور۹۹5- Artificial Intelligence for goodRetrieved fromhttps://public.wmo.int/en/media/news/artificial-intelligence-good۱شهریور۹۹6- Turnbull calls for more openness surrounding data breachesRetrieved fromhttps://www.zdnet.com/article/turnbull-calls-for-more-openness-surrounding-data-breaches/۱۰شهریور۹۹۷. برنامه بریتانیا برای ساخت ابررایانه ۲/۳ میلیارد دلاریRetrieved fromhttps://ia.acs.org.au/article/2020/brits-to-build--2-3b-weather-supercomputer.html۱۰شهریور۹۹8- Brits to build $2.3b weather supercomputerRetrieved fromhttps://www.noaa.gov/media-release/noaa-kicks-off-2018-with-massive-supercomputer-upgrade۱۰شهریور۹۹تصویر:Retrieved fromhttps://www.noaa.gov/media-release/noaa-kicks-off-2018-with-massive-supercomputer-upgrade10شهریور99</description>
                <category>نشریه آرایه</category>
                <author>تیم تحریریه آرایه</author>
                <pubDate>Fri, 12 Nov 2021 16:25:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دستورالعمل‌های مرتبط با نقش‌های مختلف در دانشگاه شیراز نسخۀ محرمانه</title>
                <link>https://virgool.io/arraymag/%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%84%D8%B9%D9%85%D9%84-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D8%B7-%D8%A8%D8%A7-%D9%86%D9%82%D8%B4-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AE%D8%AA%D9%84%D9%81-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D9%86%D8%B3%D8%AE%DB%80-%D9%85%D8%AD%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%87-m3ixr0o7vpa2</link>
                <description>کارمندان بخش اداری:۱-حضور به موقع: همواره اصل غافلگیری را سرلوحه اعمال خود قرار دهید! در روز‌هایی که به عنوان زمان‌های حضور شما در دفترتان مطرح شده است، به دانشگاه نیایید و در حالی که دانشجو منتظر است روز دیگری را به جای آن روز بیایید، باز هم نیایید! توجه داشته باشید که به صورت کلی، به عنوان یک کارمند دانشگاه شیراز به منظور خدمت به دانشجویان، موظفید با خلاقیت خود هربار به نحوی تازه دانشجو را غافلگیر کنید.از صبحانه به عنوان مهمترین وعده غافل نشوید؛ حتماً هر روز با حضور در جمع صمیمی و گرم همکاران، صبحانه را به طور مفصل صرف کنید. در طول روز برای جلوگیری از ضعف و بیماری‌هایی نظیر سو تغذیه، ریزش مو، کواشیورکور، اسکوربوت و غیره، از مراجعه به آبدارخانه ساختمان خود امتناع نکنید.با توجه به آنکه نماز معراج مؤمن است، به هیچ وجه حتی ذره‌ای از زمان نماز خود که به خالق شما اختصاص دارد صرف بندگان ناسپاس او نکنید. پس از نماز، با توجه اهمیت استراحت و خواب در نشاط و در نتیجه کیفیت خدمات شما، از چرت زدن پشت میز غافل نشوید؛ ضمنا استراحت از طریق کمک به تعدیل فشار‌های وارد به شما در طول روز، از انتقال این خستگی به کانون گرم خانواده جلوگیری می‌کند.۲-پاسخگویی: ضمن رعایت موارد گفته شده درباره حضور در محیط کار، اگر در شرایطی مجبور به پاسخگویی به دانشجویان شدید، موارد زیر را به خاطر بسپاید:الف) صائب تبریزی، شاعر پرآوازه ایرانی می‌فرماید: «گوهر خود را مزن بر سنگ هر ناقابلی، صبر کن پیدا شود گوهرشناس قابلی»؛ به استناد بر این شعر از پاسخگویی به تلفن‌هایی که شماره آن‌ها را نمی‌شناسید خودداری کنید؛ چرا که شما نمی‌دانید کدام ناقابلی پشت خط است (در ۹۹/۹۹ مواقع دانشجویان).ب) اگر دانشجویی مشکل خود را از طریق سامانه سس مطرح کرد، در شرایط کلی شما ملزم به پاسخگویی به آن نیستید؛ مگر آن‌که دانشجو از طریق تماس تلفنی یا مراجعه حضوری پیگیر پاسخ پیام خود شود. توجه داشته باشید که اگر موضوع برای دانشجو مهم باشد نباید تنها به ارسال پیام در سس اکتفا کند. در غیر این صورت وقتی موضوعی برای خود دانشجو مهم نیست، چرا باید برای شما مهم باشد؟ج) در پاسخگویی به سؤالات و مشکلات دانشجویان، در صورتی که مشکل مطرح شده در حیطۀ مسئولیت‌های شما نبود، نهایت تحقیر را برای دانشجو به کار ببرید که به عنوان مثال با گذشتن ۱ ماه از ورودش به دانشگاه هنوز نمی‌داند باید به چه کسی مراجعه کند؛ برخوردی در این شرایط مناسب قلمداد می‌شود که به واسطه آن تا آخر دوره تحصیل دانشجو، او را دوباره ملاقات نکنید. اگر مشکل مطرح شده در حیطۀ مسئولیت‌های شما بود، آن را در روز‌های زوج به مسئول مافوق خود و در روز‌های فرد به کارمندان مراتب بعد از خود ارجاع دهید. پاس‌کاری دانشجو میان بخش‌های مختلف، او را فردی پیگیر، کوشا و صبور تربیت می‌کند و درزمان حضوری بودن دانشگاه، با بالا بردن میزان فعالت و تحرک، برای سلامت او مفید است.۳-انتقاد‌پذیری و پاسخگویی به اعتراضات: با توجه به اینکه شما به عنوان کارمند بخش اداری استخدام شده‌اید، در اکثر موارد حق با شماست و دانشجو متوجه نیست؛ اما اگر بنا به هر علتی کار بالا گرفت و دانشجو بسیار سمج و بدقلق بود، ابتدا ارجاع دهید به رتبه‌بندی انجام شده توسط دانشجویان بخش علوم اجتماعی دانشگاه آزاد واحد قره باغ تپه سفلی، که بر طبق آن پس از آن دانشگاه، دانشگاه شیراز در رتبه دوم خدمات رفاهی و آموزشی قرار دارد؛ اگر دانشجو بازهم قانع نشد، با استناد به رمز طلایی «ما دانشگاه هیئت امنایی هستیم» اعمال خود را توجیه کنید.رؤسا و معاونین:۱-برگزاری سمینار، آیین افتتاحیه، تودیع و معارفه و...: از آنجایی که شما تا رسیدن به این مسئولیت خطیر و خدمت به دانشجویان مسیر طولانی را پیموده‌اید، حال زمان استراحت و تجدید قوای شما و کسب آمادگی برای سمت‌های وزارت و غیره است. شما در این مسئولیت تنها موظفید که مراسم‌های گوناگونی را ترتیب بدهید که در آن از زحمات خود و سایر همکارانتان تقدیر و تشکر به عمل‌آورید که: « و من لم‌یشکر المخلوق، لم‌یشکر الخالق». از آنجایی که ممکن است در این زمینه اختلاف نظر‌های جزئی با دانشجویان وجود داشته باشد و با توجه به لزوم صرفه‌جویی در منابع بیت المال، از دعوت دانشجویان و یا مسئولین تشکل‌های دانشجویی در این برنامه‌ها خودداری کنید و جمع‌ها را کوچک نگه دارید.۲-تلاش در جهت بهبود کیفیت مسائل آموزشی: این مسئله در حیطۀ مسئولیت‌های شما نیست و از گذشته نیاکان ما گفته‌اند که «مستمع صاحب سخن را بر سر ذوق آورد»؛ بنابراین تمامی نقص‌هایی که در حیطۀ مسائل آموزشی مطرح می‌شود متوجه دانشجویان است که کیفیت استماع خود را بالا نبرده‌اند. موارد جزئی چون کیفیت پایین یا قدیمی بودن تجهیزات کارگاه‌ها و آزمایشگاه‌ها هم اهمیت چندانی ندارد چراکه دانشجو اگر مشتاق باشد، مباحث تئوری را به خوبی فرا می‌گیرد و عملی کارکردن را به زمانی که وارد بازار کار شد موکول می‌کند.۳-تلاش در جهت بهبود امکانات رفاهی: این مسأله در حیطۀ مسئولیت‌های شما نیست؛ دانشگاه هتل نیست که هرگاه از خدماتش راضی نبودند اعتراض کنند.اساتید:۱-التزام به بخش نامه‌های ابلاغی واحد آموزش: همانگونه که می‌دانید در همه ادارات، کار‌ها و نامه‌های فرمالیته‌ای وجود دارد که باید به هر حال انجام شوند؛ ابلاغیه‌ها و دستورالعمل‌ها در همین دسته قرار دارند. از آنجایی که شما نزدیک‌ترین ارتباط را با دانشجویان دارید بنا به صلاحدید خود و در جهت تربیت دانشجویانی سرسخت و مقاوم‌تر، در موارد لازم از بخش‌هایی که اندکی باعث راحتی دانشجویان می‌شود چشم پوشی کنید. به عنوان مثال در شرایط کرونا حضور و غیاب را جدی‌تر از قبل و به صورت ۵ مرحله‌ای و با وبکم انجام دهید و نمرات امتحانات میان ترم و پایان ترم را ۱۰ نمره قرار دهید و هر دانشجویی را که در یکی از این آزمون‌ها نتوانست حد نصاب ۹۵% را کسب کند، بدون توجه به نتایج آزمون دیگر، حذف کنید.۲-لزوم به روز بودن اطلاعات آموزشی: از آنجایی که شما اساتید با تجربه دانشگاه هستید و اسم دانشجو نیز خود نشان از رسالت او، یعنی جستن دانش، دارد، نیازی به همگام بودن با علم روز دنیا نیست. شما مواردی را که خود بر روی الواح حلبی آموخته‌اید، به دانشجویان بیاموزید و تطبیق این موارد با آنچه امروزه وجود دارد، بر عهده خود دانشجوست.دانشجویان:دانشجویان گرامی، ضمن تبریک ورود شما به دانشگاه شیراز، دارالعلم در دارالعلم، سعی شده است که با فراهم آوردن بهترین شرایط و کاهش مسئولیت‌های شما تا حد امکان، شرایط بهینه‌ای فراهم شود تا تمرکز شما تنها بر روی درس باقی بماند:۱-شما به عنوان دانشجو، در هر شرایطی تنها موظف به التزام عملی و نظری به بیت زیر هستید:«بنشینم و صبر پیشه گیرم/دنبالۀ کار خویش گیرم...»</description>
                <category>نشریه آرایه</category>
                <author>تیم تحریریه آرایه</author>
                <pubDate>Thu, 28 Oct 2021 18:01:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سفر به دنیای درون انسان با قرص هوشمند</title>
                <link>https://virgool.io/arraymag/smartpills-h91az6cckbif</link>
                <description>مقدمه‌ای بر سلامت الکترونیکبه نقل از آنچه در سایت NCBI (مرکز ملی اطلاعات زیست‌فناوری) آمده است، سلامت الکترونیک شرحی از امکانات جدید اینترنت را که قابل‌بحث در حوزه سلامت هستند، ارائه می‌دهد.این مفهوم که از سال 2000 عمومیت یافت، تنها یک پیشرفت در حوزه فناوری را توصیف نمی‌کند؛ بلکه یک شیوه تفکر و نگرش جهانی، جهت به‌‌کارگیری فناوری اطلاعات و ارتباطات به منظور بهبود روش‌های مراقبت و درمان را در بر می‌گیرد.سلامت الکترونیک شامل پرونده الکترونیک سلامت، تسهیل دسترسی به دانش بهداشتی، شبکه‌سازی متخصصان بهداشت، سیستم‌های اطلاعاتی پزشکی، تیم‌های مراقبت مجازی، سیستم‌های جراحی کامپیوتری و کلیه خدمات یا سیستم‌هایی است که در حیطه پزشکی، بهداشت و درمان و فناوری اطلاعات قرار دارند. اهمیت این حوزه در زمان وقوع همه‌گیری‌های جهانی افزایش می‌یابد.اتحاديه بین‌المللی از راه دور (ITU) می­گوید: «سلامت الکترونیک، استفاده ایمن و اثربخش از تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات برای حمایت از بهداشت و زمینه‌های مرتبط است که مواردی از قبیل ارائه خدمات مراقبت بهداشتی، پایش سلامت، مقالات مرتبط با بهداشت، آموزش، دانش و تحقیقات مربوط به بهداشت را در بر می‌گیرد.»سلامت الکترونیک همچنین طیف وسیعی از گجت‌های پوشیدنی یا حتی خوردنی، که در حوزه سلامتی به انسان کمک می‌کنند را شامل می‌شود؛ از ساعت‌های کنترل فشار خون، نبض و دمای بدن، تا جوراب سنسوریا، لباس‌های محافظ در برابر تشعشعات و تمام نرم‌افزارهایی که با کمک سنسورها از بدن ما داده جمع‌آوری می‌کنند و از طریق شبکه بی‌سیم به شخص یا پزشک گزارش می‌دهند. در ادامه تکنولوژی ساخت یکی از جالب‌ترین انواع این گجت­‌ها یعنی قرص‌های هوشمند را بررسی می‌کنیم.قرص‌های هوشمندقرص­‌های هوشمند یا دیجیتال، داروهایی مجهز به سنسور­های دیجیتال هستند که در هنگام مصرف، پیام­‌هایی را از طریق شبکه بی­‌سیم به خارج از بدن می‌­فرستند. اولین نوع این قرص­‌ها را سازمان غذا و داروی ایالات متحده آمریکا، در سال 2017، برای معالجه بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی (روان­‌گسیختگی)، اختلال دوقطبی و افسردگی حاد معرفی کرد.در سخت‌­افزار این قرص‌­ها، سنسورها، ردیاب‌­ها و دوربین‌­های بسیار کوچکی نصب شده‌اند که به اینترنت متصل می‌­شوند. سنسور موجود در این قرص، کمی بزرگتر از دانه شن و از جنس سیلیکون، مس و منیزیم است که یک باتری از جنس اکسید نقره انرژی آن را تأمین می­‌کند. این سنسور پس از رسیدن به اسید معده فعال می‌شود و سیگنالی ارسال می‌­کند. گیرنده‌ای که بیمار به سمت چپ قفسه سینه خود می‌بندد، این سیگنال را دریافت می‌کند. این گیرنده با بلوتوث، داده‌­های به‌­دست‌­آمده را به رایانه می‌­فرستد و افرادی تأییدشده می‌توانند به آن‌ها دسترسی پیدا کنند. این سنسور می‌­تواند اطلاعاتی را از قبیل ساعت خوردن و دوز دارو‌ی مصرفی، پارامتر‌های تناسب اندام مثل میزان فعالیت، الگوی خواب و ضربان قلب، ثبت کند.درون این دستگاه یك میكروفون وجود دارد كه به صدای قلب و تنفس بیمار گوش می‌­دهد؛ سپس با كمك الگوریتم‌­های خاص، صدای قلب و تنفس از دیگر صداها تفكیك شده و دستگاه متوجه می‌­شود كه تعداد ضربان قلب و تعداد تنفس در دقیقه چگونه است.تجزیه و تحلیل این داده­‌ها به کمک نرم‌­افزار سفارشی این محصول، MotiliGI صورت می‌­پذیرد. این نرم­‌افزار گرافیکی مقادیر داده­‌های ضبط‌‌­شده، نمودار­ها و گزارش‌­های تست را ارائه می دهد.کاربردها و چالش‌های استفاده از قرص هوشمندموضوع عدم همکاری بیمار در مصرف داروهای خود و ارائه اطلاعات غلط از داروهای مصرفی به پزشک، سال­‌ها دغدغه بخش سلامت بوده و طبق گزارش مؤسسه IMS این مسأله سالانه میلیاردها دلار هزینه به بار می­‌آورد. برخی امیدوارند این فناوری، به پزشکان و بیماران کمک کند تا به رژیم دارویی مطلوبی دست یابند. این رژیم دارویی مطلوب در اثر پیگیری دقیق مصرف داروی بیماران به دست می‌­آید زیرا با کمک این فناوری و اطلاعاتی که سنسورهای آن از معده انسان می‌­دهند، پزشکان می‌­توانند از دوز و زمان داروی مصرفی بیمار (به‌­ویژه بیماران با اختلالات روان‌­شناختی که ممکن است توضیحات درستی به پزشک ندهند) آگاه شوند. این پیگیری می­تواند سالانه 100 تا 300 میلیارد دلار صرفه‌­جویی به همراه داشته باشد.مخالفان این فناوری نیز نگران موارد مربوط به حریم خصوصی بیمار هستند. آن­‌ها معتقدند اجباری کردن استفاده از این دستگاه، اختیار تصمیم‌گیری بیمار درباره روند درمان خود را از او می‌­گیرد. استفاده گسترده از این تکنولوژی همچنین، احتمال سوءاستفاده هکر­های سودجو و انتشار اطلاعات پزشکی حساس بیماران را در پی دارد.اِریک سورِسکای، استادیار بالینی و علوم اطلاعات بهداشت دانشکده UIC می­گوید: «این موضوع که قرص‌­های هوشمند زندگی بیماران را بهبود می‌­بخشد یا نه، موضوعی بسیار پیچیده‌­تر از رعایت و حفظ حریم خصوصی بیمار است.»از مهم­ترین کاربردهای این قرص‌­ها، روشی بدون درد است که این ابزار برای دستیابی به داده‌­های بدن ارائه می‌دهد. این قرص هوشمند می‌­تواند از سطوح داخلی بدن از جمله معده و روده، اطلاعات مربوط به سطح اسید، فشار، دما و زمان گوارش را جمع‌­آوری کند که به پزشکان کمک می­‌کند بیماری را سریع‌­تر و آسان‌­تر تشخیص دهند.این قرص که حاصل همکاری موفقیت‌­آمیز فناوری اطلاعات و پزشکی است، می­‌تواند گازهای روده را تشخیص دهد و به تشخیص مشکلات گوارشی و بیماری­‌های ناشی از آن که در حال حاضر با روش­‌هایی تهاجمی نظیر آندوسکوپی و کولونوسکوپی صورت می­گیرد، کمک کند. برخی از این قرص‌­ها، مجهز به یک نانودوربین هستند که می­‌تواند حین عبور از معده و روده، هزاران عکس بگیرد؛ به این ترتیب، خون‌ریزی­‌های داخلی و تومورهای گوارشی قابل‌تشخیص هستند.آزمايش‌هايی بر روی هفت فرد سالم دارای رژيم غذايی با فيبر كم و فيبر زياد صورت پذیرفت. نتايج نشان داد كه قرص با دقت كامل شروع فرآیند تخمير غذا را نشان می‌دهد و ميزان احتمال مراقبت بالينی از فرآيند هضم و سلامت عمومی شكم را مشخص می­‌کند. علاوه بر این، آزمايش‌ها ثابت كردند كه این قرص می‌تواند راه بسيار مؤثرتری برای اندازه‌گيری فعاليت‌های ميكروبيوم در معده ارائه كند كه يك روش اساسی در تعيين سلامت معده است.بنابر گفته سایت Science Daily، پس از آزمایش­های انسانی موفقیت‌­آمیز این سنسور، تیم تحقیقاتی به دنبال تجاری­‌سازی این فناوری هستند. با توجه به این که این قرص­‌ها پس از چند روز ماندن در دستگاه گوارش و ثبت و ارسال اطلاعات، خودبه‌­خود دفع ­می‌­شوند، می­‌توان به روشی بدون ماندگاری و بی‌­خطر امید داشت که جایگزین روش‌­های تهاجمی گذشته شود. بی‌­شک فراگیری این قرص‌­ها، یک خداحافظی همیشگی با دردها و سختی­‌های نمونه­‌برداری‌­های آزاردهنده است.اهمیت سلامت الکترونیک در هنگام وقوع همه‌گیری قرص‌های هوشمند یکی از صدها نتیجه موفق به‌دست‌آمده در حوزه سلامت الکترونیک هستند. با شیوع همه‌گیری کرونا اهمیت کارکردهای این حوزه به‌خصوص در کشورهای در حال توسعه افزایش یافت. سیستم‌های تشخیص آلودگی‌های محیطی به کمک اینترنت اشیا، استفاده از یادگیری ماشین جهت یافتن الگوی توسعه بیماری‌های مسری، اپلیکیشن‌های جمع‌آوری داده‌های پزشکی، تحلیل کلان‌داده شبکه‌های اجتماعی به منظور کنترل شیوع، سیستم ثبت‌نام واکسیناسیون هوشمند، طرح نسخه‌نویسی الکترونیک و تولید محتوا جهت ارائه دانش‌های لازم عمومی از جمله خدمات فناوری اطلاعات به حوزه سلامت در دو سال گذشته است.امروزه رایانه‌­ها تقریباً تمام زندگی ما را در برگرفته­‌اند و به جزء گریزناپذیر جهان انسان­‌ها تبدیل شده‌­اند. ورود فناوری اطلاعات به دنیای پزشکی، اگرچه نوید تحولات در عرصه بهداشت و درمان را می‌­دهد ولی مسأله حریم خصوصی، همچنان به عنوان یکی از چالش­‌های پیش روی سلامت الکترونیک مطرح است.منابع: https://b2n.ir/d02705..................................................................................................................................نویسنده: راضیه زارعویراستار: سیدمحمدحسین ها‌شمیناظر علمی: دکتر محمد طاهری آرایه نشریه علمی‌دانشجویی انجمن علمی مهندسی کامپیوتر دانشگاه شیراز</description>
                <category>نشریه آرایه</category>
                <author>راضیه زارع</author>
                <pubDate>Fri, 15 Oct 2021 18:59:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>منتظر چیزی نباش که باعثش نیستی!</title>
                <link>https://virgool.io/arraymag/csr-ltwd31oxhgie</link>
                <description> از کودکی هر مشکلی برامون پیش می‌اومد هرچقدر هم بد؛ با وجود پدر رو مادر و یا دوستانمون مطمئن بودیم که می‌تونیم از پسِ اون مشکل بر بیایم و توی زندگی روزای خوبی جلومون خواهد بود. توی اون زمان، نگاه ما به قهرمان‌های زندگیمون بود.چه خوب و یا چه بد از الان به بعد ما دانشجوها، این قهرمان‌ها نه فقط برای اطرافیانمون بلکه برای جامعه‌مون هستیم، این ما هستیم که باید از این به بعد تلاش کنیم مشکلات جامعه‌مون برطرف بشن و تلاش کنیم که قدمی هرچند کوچک برای بهبود شرایط برداریم؛ باید خودمون رو آماده کنیم که بتونیم در جامعه تاثیرگذار باشیم و ایده‌آل هامون رو به واقعیت تبدیل کنیم. ولی چجوری؟CSR= Corporate Social Responsibility مطمئناً هر حرکت و هر شروعی نیاز به هدف داره، از الان باید بتونیم که هدفی برای خودمون پیدا کنیم. هدف نباید زیاد بزرگ باشه که بی‌خیال از رسیدن بهش دست روی دست بذاریم و کاری نکنیم و نه اونقدر کوچیک که با کمترین حرکتی بتونیم بهش برسیم. هدف باید باعث رشدما و جامعمون بشه.از کجا شروع کنیم به فکر کردن؟ اصلا جامعه‌ایی که باید نگرانش باشیم چیه؟ رشد کردن چه معنی داره؟ چرا ما باید کاری کنیم مگر ما وظیفه‌ایی در خصوص کسی داریم؟همه این سوالات، سوالات بینادینی هستند که هر شخص باید بتونه خودش یک جواب مناسب برای اون پیدا کنه. ولی چیزی که مشخص هست اینکه همونطوری که ما توی کودکی چشم به قهرمان‌های زندگیمون داشتیم الان ما به عنوان دانشجو قهرمان‌های کسایی هستیم که چشم امیدی به تغییر دارند.جامعه‌ایی که برای من تعریف شد، بخش مهندسی کامپیوتر دانشگاه شیراز بود.زمانی که من دانشجوی بخش مهندسی کامپیوتر شدم با کمی دقت توی محیط اطراف می‌شد متوجه شد که بخش مهندسی کامپیوتر زیاد حال خوبی از نظر آموزشی نداره، بعضی از اساتید ارتباط خوبی با دانشجوها نداشتند و عده‌ایی از دانشجوها هم خودشون رو کسی تعریف می‌کردند که فقط نیاز هست ۴ یا ۵ سال از عمرشون رو در محیطی که اسمش دانشگاه هست بگذرونند و ۱۴۰ واحد رو که مجبور هستند تموم کنند، به اتمام برسونند. دیدن این آسیب‌ها قدم اول برای طی کردن مسیرِ تغییر هست.برای ایجاد تغییر نیاز به همراهی دوستانت هست. نیاز هست که بتونید باهم کار کنید و سنگ‌های بزرگ این مسیر رو با کمک هم از جلوی راهتون بردارید؛ راحت‌ترین مکان برای پیدا کردن دوستانی با دغدغه کار کردن برای بهبود، انجمن‌های علمی بخش*(انجمن علمی و ACM) بودند.توی انتخابات انجمن علمی اسم نوشتم و با اعتمادی که سایر دوستانم توی بخش مهندسی‌کامپیوتر به من داشتند تونستم وارد انجمن علمی سال ۹۸-۹۹ بشم.توی انجمن تا جای امکان سعی کردم با کمک دوستانم، دست‌آوردهای خوب سال‌های گذشته رو حفظ کنم و تغییراتی هرچند کوچک در جهت بهبود شرایط بخش مهندسی کامپیوتر بوجود بیارم.هرتغییری برای موندگاری نیاز به ادامه دادن داره، نیاز هست که نسل‌های بعدی هم اون مسیر رو بشناسند و توی اون حرکت کنند، دست‌آورد‌های گذشتگان رو حفظ کنند و ضعف‌های اون‌ها رو برطرف کنند و تغییرات مثبتی که فکر می‌کنند باعث بهبود میشه ایجاد کنند.اگر توهم مثل من فکر می‌کنی که جامعه‌ایی که فعلاً به کمک نیاز داره، بخش مهندسی کامپیوتر هست؛ می‌تونی برای شروع فعالیتی هدفمند و با برنامه برای بهبود وضعیت فعلی، با داوطلب شدن برای ورود به انجمن‌های علمی و یا کمک کردن به بچه‌هایی که توی انجمن‌ها هستند، قدمی هرچند کوچک برای بهبود وضعیت فعلی برداری.منتظر چیزی نباش که باعثش نیستی! نویسنده: پویا فکری </description>
                <category>نشریه آرایه</category>
                <author>تیم تحریریه آرایه</author>
                <pubDate>Thu, 30 Sep 2021 17:47:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هکر ها به جهنم نمی روند</title>
                <link>https://virgool.io/arraymag/%D9%87%DA%A9%D8%B1-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%AC%D9%87%D9%86%D9%85-%D9%86%D9%85%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF-gsrdwnyvnrsj</link>
                <description>یک عصر بارانی در کافه ای در لندن، پسرک چشم به صفحه نمایش لپتاپ دوخته و آرام، شکار های امروزش را برای یافتن بهترینشان زیر و رو می کند. یک پسورد نامناسب و مقدار زیادی شانس کافیست تا سرور شما هم جزوی از این لیست باشد.بدون جلب توجه خاصی، هکر کلاه سیاه ما مانند هرکسی آراسته و با رفتار معمولی در کافه به کار خود مشغول است، در واقع دلیل هکر خواندن او در اینجا همان کاریست به آن مشغول است، نه عینک دودی نداشته اش در فضای بسته یا رفتاری فوق غیر عادی.هکر ها، به رنگارنگی مردمانپسر چاق و گلوله مانند، به جای پرسه زدن در خیابان های دهه نود آمریکا، پشت یکی از عجایب تازه دنیا نشسته بود که شاید درکش برای خیلی ها زود بود. بله، هکر های در دهه نود میلادی خیلی توی چشم می زدند. اصلا چرا یک پسر نوجوان باید وقت و ایام نوجوانی اش را صرف کار های غیر قابل فهمی بر روی یک ماشین اداری کند و انقدر غذا بخورد تا شبیه به یک گلوله توپ جنگی شود؟ برای کسی که اعتیادش را نداشته باشد قابل فهم نیست، اعتیاد به سیگار یا هیجان یا الکل همگی بالاخره زمانی از اوج افتاده و در نهایت جایی در زندگی روتین باز می کنند که فقط باشند، اما درباره هک و سر و کله زدن با پیچیدگی های روزافزون کامپیوتر اینطور نیست. سرعت پیشرفت علوم کامپیوتر از سرعت پیشروی شما به طرز دیوانه واری بیشتر است و شما دنبال چیزی می دوید که هرگز به آن نخواهید رسید.به هر صورت، عجیب نیست که چرا &quot;خوره های کامپیوتر&quot; و &quot;نرد ها&quot; و در نهایت &quot;هکر ها&quot; اینقدر توی چشم می زدند، اما حالا و در ابتدای دهه سوم از قرن بیست و یک، افتادن پشت یک کامپیوتر و خوردن و خوابیدن و تکرار این روند آنقدر ها هم روند عجیبی محسوب نمی شود و این دلیلی است که هکر های سال ۲۰۲۰ را همرنگ با هر آدم دیگری در این عصر می سازد.تفاوت ها پایدارنددر یکی از عصر های بهاری شیراز در باغ جهان نما قدم میزدم و مشتاقانه جوی های نه چندان عجیب باغ را دنبال می کردم و &quot;شبکه&quot; ی تشکیل شده از این جوی ها تمام ذهنم را مشغول می کرد. پس از یک ساعت پرسه زدن و نگاه کردن به بی مصرف ترین جاذبه باغ، به خودم لطفی کردم و سرم را بالا آوردم. آدم ها، آدم ها مثل قبل نبودند. مثل کبک سر هایشان را تا ته درون سیاه چاله گوشی ها فرو کرده بودند و مشغول بودند. در عصر ارتباط، یک آدم تنها در گوشه ی باغ هم در نهایت به یک نفر در این عالم مجازی متصل می شد؛ شاید حالا یک شبکه جذاب تر از جوی های آب پیدا کرده بودم!هک در معنای لغوی و باطنی مورد بحث بسیاری است و به قولی، از آن بحث های بی سر و تهی است که ارزش مباحثه ندارد. هک در فرهنگ و باطن هرچه که باشد، ریشه در دید و درونیات افراد دارد. اینجاست که همان پسرک همرنگ سال ۲۰۲۱، فرسنگ ها از بقیه جامعه فاصله می گیرد، کافیست پای حرفش بنشینید. هک در دید فنی اصولا کار پر زحمت و گاهی بسیار اعصاب خرد کن است. چه می شود که یک نفر تمام این زحمت ها را گاهی برای هیچ (و اکیدا هیچ) به جان می خرد؟ میلیون ها نفر در جهان به اصول اولیه لازم برای هکر شدن آگاهند و حداقل هزاران نفر تسلط لازم را برای این کار دارند، اما چرا در نهایت عده محدودی &quot;هکر&quot; می شوند؟ شخصی می گفت آمدن در این ورطه هک و هکر بازی بسیار آسان است اما ماندنش، نه. اینجاست که هکر بودن پایش را از علم فراتر گذاشته و به ما ثابت می کند کشش درونی خاص و عجیبی لازم است تا شما را در مرکز این فشار ها نگه دارد و شاید آن ها را برایتان لذت بخش کند.تفریح عصر جدیدعکس هایشان را ورق میزنم. خیلی خوب میان آن جنتلمن های کت شلواری توی چشم می زنند؛ چند پسر جوان با ظاهر مد روز دهه ۸۰ در یکی از نمایشگاه های الکامپ تهران در همان دهه ۸۰.از هکر های پیشگام ایران بودند و اکثرا زیر ۲۵ سال سن داشتند. یکی از آن ها پس از سال ها، عکس را مرور می کرد: &quot;اکثرا کار و بارشان را جمع کرده اند و از ایران رفته اند، چند تایی بیکار برای خود می چرخند، عده ای درگیر جاسوس و جاسوس بازی شدند و چندتایی هم یا زندانی اند یا غیب شده اند.&quot;جالب اینکه بسیاری از آن ها پس از مدتی، دست از هک و علوم مربوطه کشیدند و فعالیت شغلی و حرفه ای خود را در حوزه دیگری ادامه دادند. امروز هم اگر آن تیپ های عجیب و غریب دهه ۸۰ را فاکتور بگیریم، اوضاع آنچنان متفاوت نیست. اکثر نوجوانان دنبال راهی برای ورود به این حوزه هستند و اگر پای صحبت هایشان بنشینید، از دست آورد های فوق فضاییشان در هک و امنیت می گویند.عده بسیار کمی که شانس رهایی از توهم هکر بودن را پیدا می کنند، قسمت سخت کار را گذرانده اند و فقط کافیست بقیه سال های عمرشان را آتش بزنند و در این مسیر قدم بردارند، البته که معمولا راه برگشتی هم هست و برای همین است که از آن عده کم راه یافتگان به دنیای هک، اکثرشان بعد از مدتی &quot;تفریح&quot; و سپس روبرو شدن با واقعیت های زندگی و مشکلات مالی، به این هکر بازی ها پایان می دهند و این را نیز به عنوان یک برگ از زندگیشان به خاطرات می سپارند.هکر در ۲۰۲۱، متفاوت از گذشتههمه ما تاختن گروه های هکری مثل Anonymous با آن ماسک های معروف یا گروه های هکتیویست که سایت های مختلف را هک می کردند تا پیام خود را برسانند به یاد داریم، هکر هایی که یک صدا اتحاد را فریاد می زدند یا حتی مانیفست معروف هکر ها (توسط Loyd Blankenship) که مدام خوانده می شد و شکاف عمیق میان دنیای هک و بقیه آدم ها را نشان می داد. این یک واقعیت است که وقتی کسی بیشتر زمان بیداری و حتی خوابش را در عالمی نسبتا ایزوله شده از باقی آدم ها می گذراند، تبدیل به یک درونگرای احتمالا افسرده می شود، افسردگی که حس طرد شدگی عمیق و مشترکی به جامعه هکر ها داده و برای همین است که در سال های ۱۹۸۰ تا همین سال های اخیر، گروه های هکتیویست و خشن بسیاری به وجود آمده اند و بیشتر از ابعاد فنی و مالی، موضوعات ایدئولوژیک را هدف قرار می دهند. تمام این ها را به وضوح می توان به شکاف میان دنیای افسرده و دیجیتالی هکر ها و باقی آدم ها ربط داد، شکافی که امروز و در سال ۲۰۲۱ به حداقل رسیده و باقی آدم ها هم زمان بسیار زیادی در دنیای مجازی صرف کرده و به همان دلیل هم افسرده می شوند، انگار که سلاح گروه هایی مثل Anonymous را گرفته باشید! با وقوع این تغییرات سریع در جوامع بین الملل، گروه هایی مثل Anonymous مثل یخی که در دست گرفته باشید آب شدند و حالا فقط نمونه های نادر آثار این نفرت را می توان در هکر های سرخورده ای مشاهده کرد که مثلا آسیب پذیری های حیاتی سیستم ها را فقط برای دل خودشان منتشر می کنند.هنوز هم می توان از آن هکر های اصیل ماقبل قرن بیست و یکمی پیدا کرد اما واقعیت آن است که امروز هک بیش از تمام چیز هایی که در گذشته بوده، یک علم، تفریح و منبع درآمد (قانونی و غیرقانونی) بی نظیر است. گرچه مشخصا فیلم ها و داستان ها دست از شخصیت های افسانه ای با سبک های زندگی که زمانی وجود داشته اند بر نمی دارند و جلوه هکر ها را مانند قبل، ثابت نگه می دارند.</description>
                <category>نشریه آرایه</category>
                <author>تیم تحریریه آرایه</author>
                <pubDate>Fri, 17 Sep 2021 20:14:20 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نشریه آرایه شماره ۳</title>
                <link>https://virgool.io/arraymag/array03-zidfddgcqchm</link>
                <description>سومین شماره از فصل‌نامه علمی-دانشجویی انجمن علمی مهندسی کامپیوتر دانشگاه شیراز به صورت دیجیتال از کانال رسمی آرایه منتشر شد. در این شماره می‌خوانیم:وقتی ریاضیات جنگ را پایان داد!این کیست این؟هواشناسی و ابررایانه‌هاباختن در یک بازی برده***********************************************************************************************شماره سوم نشریه آرایه را می‌توانید از لینک زیر دانلود کنید:https://github.com/ArrayMagazine/PDF/raw/master/Array03.pdf</description>
                <category>نشریه آرایه</category>
                <author>تیم تحریریه آرایه</author>
                <pubDate>Wed, 04 Aug 2021 16:44:23 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تکینگی فناوری (Technological Singularity) چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/arraymag/technological-singularity-tzh18iipzlk6</link>
                <description>آیا دنیای ما در نهایت به دست ربات‌ها نابود می‌شود یا می‌توان امید داشت هوش فرابشری منجر به ظهور آرمان شهر قصه‌ها شود؟ تا دنیایی که در آن رایانه‌هایمان عاشق می‌شوند چقدر فاصله زمانی مانده؟فیلم‌هایی چون نابودگر (Terminator)، پلیس آهنی (RoboCop)‌، او (Her) و ...‌ چقدر برمبنای واقعیت علمی ساخته شده‌اند؟تکینگی فناوری فرضیه‌ای است که از پیشی‌گیریِ هوش مصنوعی از هوش انسانی سخن می‌گوید. پیش‌بینی که وقوع آن ممکن است پایان تمدن بشری را رقم بزند…یک اثر جالب از تلفیق نظریه تکامل داروین و مفهوم تکینگی فناوری عکس از blog.dataiku.comواژه تکینگی از اصطلاح نقطه‌‌ تکین (singular point) در ریاضیات، به معنی نقطه‌ای که تابع در آن خوش‌رفتار نباشد، سرچشمه گرفت و به علوم طبیعی، فناوری و اقتصاد راه یافت. در این نوشته هرجا اصطلاح تکینگی را به کار بردیم، منظورمان تکینگی فناوری است. امروزه ما ری‌کرزویل را با عنوانِ هم‌‌بنیان‌گذارِ «دانشگاه تکینگی» می‌شناسیم؛ اما تاریخ به‌کارگیری واژه تکینگی به این معنا، به نیمه‌های قرن بیستم برمی‌گردد. در دهه ۱۹۵۰ جان فون نویمان، ریاضیدان و دانشمند علوم رایانه، در یادداشتی از نزدیک شدن به تکینگی بنیادی در تاریخ بشر خبر داد که حاصل شتاب پیوسته‌ پیشرفت فناوری بود.حدود ۱۵ سال از انتشار کتاب «تکینگی نزدیک است: زمانی که انسان از ذات خود فراتر می‌رود» ری‌کرزویل می‌گذرد؛ نویسنده‌ مخترعی که آینده پژوهی‌هایش در حوزه علم و فناوری او را ژول ورن عصر ما کرده است.پیش‌بینی سقوط اتحادیه جماهیر شوروی با رشد وسایل ارتباطی و شکست قهرمان شطرنج جهان از یک رایانه، از جمله پیش‌بینی‌های او در کتاب «عصر ماشین‌های معنوی» است که به حقیقت پیوستند.بنابر گفته‌ او، سرعت پیشرفت فناوری به صورت یک تابع نمایی (و نه خطی) است. این رشد نمایی، به معنای دو برابر شدن پیشرفت و نصف شدن هزینه است. در سال ۱۹۶۸ شما با یک دلار می‌توانستید یک ترانزیستور بخرید. حدود ۴۰ سال بعد (در سال ۲۰۰۷)، با همان هزینه می‌توانستید ۵۰۰ میلیون ترانزیستور بخرید!رایانه‌هایی که زمانی به اندازه یک ساختمان بزرگ جا می‌گرفتند، ظرف کمتر از ۴۰ سال در جیب ما قرار گرفتند (حتی با قدرت پردازش خیلی بیشتر) و شاید کمتر از ۴۰ سال دیگر، در سلول‌های خونی ما باشند. (می‌توانید مقاله‌ «مسئله گراف همیلتنی در یک قاشق آب‌نمک» را در شماره اول نشریه آرایه بخوانید. :) )این پیشرفت‌ها محدود به دنیای رایانه‌ها نبود. در زیست‌شناسی و پزشکی نیز، داده‌هایی که از مطالعه ساختمان دی‌ان‌ای به‌دست می‌آمدند یا شدت وضوح اسکن‌های مغزی، هر‌سال دو‌ برابر و هزینه تحقیقات برای انجام آن نصف شد.دو‌ برابر شدن رشد فناوری، ما را به یاد قانون مور می‌اندازد. قانونی که طی این سال‌ها، در شرایط سخت، در زمان جنگ و صلح و حتی در دوران رکود اقتصادی، رشد نمایی خودش را تا حدی حفظ کرده‌ است. سال ۲۰۲۰ را سالِ پایان کارکرد قانون مور پیش‌بینی کرده بودند. البته با پایان الگو‌واره‌ی قانون مور، قرار نیست رشد فناوری به اتمام برسد، بلکه الگو‌واره‌ی جدیدی تعریف می‌شود. (به نظر من شاید الگو‌واره معادل فارسی خوبی برای Paradigm باشد!)رشد نمایی در حوزه‌هایی چون رایانه‌ها، زیست‌شناسی مولکولی، فناوری نانو، رباتیک و هوش‌ مصنوعی، بر جسم و هوش ما نیز تأثیر گذاشته‌اند. اگرچه اخلاقیات در مورد برخی از این دستاورد‌ها هشدار داده‌است، (می‌توانید در این زمینه کتاب «انسان بی‌نقص» از فیلسوف مشهور «مایکل سندل» را مطالعه کنید.) اما دانش و فناوری به سیر صعودی پیشرفت خود ادامه می‌دهد و انسان امروز، هر روز بیشتر از دیروز، برای وقوع تکینگی از لحاظ جسمی و ذهنی آماده می‌شود.اگرچه آینده‌پژوهان، بر اساس الگو‌‌واره‌های گذشته، رویداد تکینگی را چیزی بین ۲۰۲۰ تا ۲۱۰۰ پیش‌بینی کرد‌ه‌اند، اما سال ۲۰۲۰، شرایط متفاوتی برای دنیا رقم زد. بنا‌بر نظریه‌ آشوب،  تغییری اندک در شرایط اولیه‌ یک سیستم دینامیکی، باعث دگرگونی‌های بسیار در مرحله‌ بعدی می‌شود. (داستان همان پروانه‌ای که بال زدنش در برزیل، در تگزاس گرد‌باد به‌ پا کرد!)بی‌شک شیوع بیماری که علم را معطوف خود کرد، بی‌نظمی‌های اقتصادی به‌ بار آمده و تغییرات احتمالی در ساختار سیاسی قدرت‌های اول جهان، بر شتاب دانش و فناوری تأثیر خواهد گذاشت. تأثیراتی که ممکن است، زمان رسیدن به نقطه‌ تکینگی را کندتر یا سریع‌تر کند.اگرچه رسیدن به این نقطه با احتمال نزدیک به یقینی رخ می‌دهد، اما به هرحال پیشی‌گیریِ هوش مصنوعی از هوش بشری موافقان و مخالفان خود را دارد. عده‌ای معتقدند می‌توان هوش فرابشری را به گونه‌ای به کار گرفت که در خدمت انسان‌ها باشد، گروهی هم فکر می‌کنند این پیشی‌گیری صرف نظر از مزیت‌هایش، یک تهدید است.پ.ن: در این نوشته مفهوم تئوری تکینگی چیست و چرایی وقوع آن از دیدگاه نویسنده مطلب مطرح شد البته اعداد و آمار به کار رفته مستند و برگرفته از وب‌سایت دانشگاه تکینگی است. جهت مطالعه مقالات و اطلاع از آینده‌پژوهی‌های مرتبط با تکینگی فناوری، می‌توانید به این وب‌سایت https://singularityhub.com مراجعه کنید. </description>
                <category>نشریه آرایه</category>
                <author>راضیه زارع</author>
                <pubDate>Thu, 15 Jul 2021 20:19:42 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از رنجی که ساخته‌ایم</title>
                <link>https://virgool.io/arraymag/%D8%A7%D8%B2-%D8%B1%D9%86%D8%AC%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D9%85-b4yajsbpdwsj</link>
                <description>لطفا قبل از خواندن اصلی، به نکات زیر توجه کنید:در تعریف طنز آمده است که :« در ادبیات طنز به نوع خاصی از آثار منظوم یا منثور ادبی گفته می‌شود که اشتباهات یا جنبه‌های نامطلوب رفتار بشری، فسادهای اجتماعی و سیاسی یا حتی تفکرات فلسفی را به شیوه‌ای خنده دار به چالش می‌کشد.»[1] آنچه در ادامه می‌خوانید، «طنز» است؛ هر چند ریشه در « اشتباهات یا جنبه‌های نامطلوب رفتار بشری» دارد، اما آمیخته به بزرگ نمایی است. لطفا با طنز چنان برخورد کنید که شایسته طنز است؛ در وهله اول بخندید! و بعد اگر در گوشه ای از ذهن شما جا گرفت، به آن فکر کنید. نویسنده متن (که البته نخواست نامش فاش شود) و «آرایه»، عنادی با شخص یا اشخاص ندارد. ضمناً هر شخص یا اتفاقی که در ادامه از آن صحبت شده است، «یکی» نیست؛ بلکه ملغمه‌ایست از افراد و وقایع مختلف. آنچه ما را به اینجا رسانده است، خود ما هستیم، دانشجویان بخش کامپیوتر دانشگاه شیراز، در گذر سال‌ها و اتفاقات!ضمناً، قدردان و دوست‌دارِ اساتید، کارمندان، دانشجویان و به طور کلی همه‌ی اعضای خوب بخش کامپیوتر، هستیم!سکانس1: هومورک.گروه درسی، بدون حضور استاد و گریدرهای درس.بحث پیرامونِ غیر منطقی بودن 8 هومورک 43 سوالی در هفته منتهی به آزمون‌های میانترم:…دانشجو A: واقعا خیلی غیرمنطقیه! نمی‌‌دونم واقعا چه فکری کردن!دانشجو B: با کدامیک موافقید؟1-هومورک تمدید بشود.2-هومورک تمدید نشود.دانشجو C: آخه بچه‌ها الان اینجا می‌گید که اثری نداره! باید تو همون گروهی بگیم که گریدرا هستن!دانشجو D: *ریپلای به یکی از قدیمی‌‌‌ترین پیام‌های گروه و فرستادن بی ربط‌‌ترین گیف ممکن به منظور تلطیف فضا*[دانشجوی E، تا 8 ثانیه پیش در حال نوشتن هومورک بوده است تا مبادا از نمرات سرنوشت ساز هومورک‌ها، محروم شود. حالا، آنلاین شده است تا منابع درسی را از کانال درس دانلود کند.]دانشجو E: بچه‌ها خودتونو خسته نکنید! از زمان استفاده کنید برید بنویسید هومورک رو!دانشجو A: *در پاسخ به E* نمی‌‌شه که آخه اینجوری! همش هیچی نگیم!دانشجو C: من می‌گم یه متن درست بنویسیم با همین vote بفرستیم تو اون گروهه که هستن گریدرا!دانشجو B: خب کی بنویسه؟دانشجو D: *در پاسخ به B*@ دانشجو U@ دانشجو T@ دانشجو W@ دانشجو Z….[ U: offline، T: offline، W: Deleted Account، Z: انصراف از تحصیل][با هر مشقتی، متن آماده می شود. . . ]دانشجو B: خب کی بفرسته حالا؟[ 45 دقیقه بعد]دانشجو B: بچه‌ها. . .: /دانشجو C: *در پاسخ به B* خودت چرا نمی‌فرستی؟[ B: left the group ][ دانشجو E، پارت اول سوالات را حل کرده، برای رفع اشکال و سوال از گریدر آنلاین شده است. ]دانشجو E: *در پاسخ به B که نمی‌‌شه هیچ کاری نکرد* من نمی‌‌گم هیچکاری نکنیم! ولی میگم تا حالا دیدین این اعتراضا اثر بذاره؟دانشجو A: ولی خب بحث اینه که یک جایی این رونده باید عوض بشه یا نه؟دانشجو E: برفرض محال که تغییر رویه دادن! ما الان یک ترم هست دانشگاه شیرازیم و دیگه عادت کردیم! به نظرم واقعا برای 7 ترم ارزشی نداره این همه اعتراض کردن!دانشجو D: [فرستادن بی ربط‌‌‌ترین استیکر ممکن]. . .[پیام به دست گریدر‌ها رسیده است؛ منت گذاشته، سین می‌کنند. پاسخ زیر را در چند مرحله در کانال درس قرار می‌دهند:]-خب دوستان پیام‌هاتون به دست من رسید به همراه voteی که گذاشته بودید. در عین حال، تک تک افرادی که موافق هستن باید پیام موافقت رسمی خودشون رو که ثبت محضری شده، به صورت شخصی برای من ارسال کنند.-یک سری از دوستان موافقت کردن ولی انگار راضی نیستن از ته دل. بقیه اگر می‌خوان هومورک تمدید بشه با گل و شیرینی از دل دوستانی که زحمت کشیدن هومورک رو آماده کردن، دربیارن و عکس مراسم رو برای من به صورت شخصی بفرستند.-هومورک 45 دقیقه تمدید می‌شود. مهلت جدید ارسال، 2:53 دقیقه صبح 3 آبان که همه‌تون خواب باشید و نتونید با تأخیر ارسال کنید بعد بگید سس مشکل داشت نرسید یا هرچی. حواستونم باشه که 2:53 دقیقه یه روز، میشه بعد از دیشب دیروزش نه شب همون روز. به این مورد در ارسال دقت کنید حتماً.سکانس2: امتحان.همه‌ی دانشجو‌ها آنلاین و منتظر. وضعیت استاد، نامشخص (مشخص نیست در حال صرف نهار هستند یا در چرت بعد از نهار). به هر حال از طریق تماس‌های متعدد دانشجویان با رئیس بخش و گریدر‌ها، به اطلاع استاد مربوطه رسانده می‌شود که: «بزرگوار! تاریخ امتحان درسی هست که ارائه می‌دادید این ترم!». استاد مربوطه، لبخند شیرینی می‌زند و با کف دست به پیشانیش می‌کوبد: «عه بازم یادم رفت که! الان می‌رم!». سیستم را روشن می‌کند و سرچ می‌کند: «سوالات میان‌ترم درس فلان دانشگاهِ بهمان». سؤالات را پیدا می‌کنند، با paint، سربرگ را عوض می‌کنند و بالاخره کلاس را در ادوبی کانکت باز می‌کنند.-خب سلام دوستان![دانشجویان مباحث مربوط به وقت‌شناسی و نظم مهندسی را در ذهن مرور می‌کنند.]-من عذرخواهی می‌کنم بابت تأخیر و سریع می‌رم سر اصل مطلب که زمان کم نیارید برای امتحان! ببینید دوستان اول بگم که علاوه بر وبکم و میکروفون که برای کوییزا روشن می‌کردید، نیاز به یک حسگر اثر انگشت هم خواهیم داشت که شما اثر انگشتتون رو اسکن می‌کنید و در 10 دقیقه اول زمان امتحان، تصویر اون رو ارسال می‌کنید از طریق سس برای من که به عنوان حضور غیاب در نظر گرفته می‌شه.[دانشجویان در حال ارسال رگباری پیام‌هایی مبنی بر اینکه: استاد! ما الان حسگر از کجا بیاریم عاخه؟][استاد چت را نادیده گرفته و ادامه می‌دهند.]مسئله بعدی، که حالا بنده فراموش کردم در فایل سؤالات ذکر کنم، این هست که هر جایی متغیر x بود، به جاش سایز پاتون رو قرار بدید و هر جایی متغیر y بود، دو رقم میانی CVV2 کارت بانکی‌تون. ضمناً عکس کارت بانکی‌تون رو هم بفرستید حتماً که مطمئن شیم تقلب نمی‌‌شه.[دانشجویان هنوز در حال ارسال مخالفت با حسگر اثر انگشت. ][دانشجوی E (همان دانشجوی E سکانس 1) : استاد کارت بانکیمون فرقی نداره مال کدوم بانک باشه؟ عاخه فرمت CVV2 بعضی بانکا دو رقمیه بعضیا سه رقمی. . . ]. . .30 دقیقه از زمان امتحان گذشته است. دانشجوی N در حال امتحان دادن است. صدای زنگ در می‌آید.مادر دانشجوی N: پسرم/دخترم! انگار با شما کار دارن!دانشجوی N: ماماننننن! من سر امتحانم الآن!-عاخه می‌گه استادتونه!+مامان! استاد کجا بوده عاخه این موقع روز!مادر دانشجو، در حال صحبت با آیفون: بله بله! خواهش می‌کنم بفرمایید داخل![دانشجو، کنجکاو شده که مادرش چه کسی را به نام استاد راه داده است؛ از اتاق بیرون می‌رود.]دانشجو: عه! استاد!استاد مربوطه: به به! سلام آقای/خانم فلانی! احوال شما! خوبین؟ امتحان چطور بود؟[دانشجو، هنوز در شک است.]استاد برای اینکه از سکته احتمالی دانشجو جلوگیری کند سریع می‌رود سر اصل مطلب: حقیقتش من واقعاً دلتنگ دانشجو‌هام شده بودم و دوست داشته قیافه‌های یک یکتون رو ببینم! انقدر دلتنگ که دیگه تماس تصویری هم جوابگو نبود! دیگه اومدم یه سر ببینمتون.[رو به مادر دانشجو که در آشپزخانه است: تو رو خدا تو زحمت نیوفتید! بله همون شربت خوبه! ]چی می‌گفتم؟ آهان آره! اومدم ببینمتون چندتا سؤال شفاهی هم بپرسم برای نمره امتحانتون که خب به نفعتونه!دانشجو: [مثل سیامک انصاری، به دوربین نگاه می‌کند. . . ]سکانس 3: انتخاب واحد.طبق تقویم آموزشی، روز انتخاب واحد است. سس، بعد از 8 مرتبه ارور «گذشتن زمان 10 دقیقه‌ای» و باز نشدن، با سلام و صلوات باز می‌شود. دانشجوی P، با هر مصیبتی که هست بالاخره وارد صفحه کذایی ِ نهایی می‌شود، واحد‌ها را انتخاب می‌کند و تأیید را می‌زند. تعداد واحد‌های اخذ شده: 3. تعداد واحد‌های این ترم طبق چارت: 18. یک و فقط یک درس اختصاصی توانسته بردارد. عمومی‌ها را که طبق معمول نتوانسته بردارد چون بالاخره بازه زمانی 10 دقیقه ای برای انتقال به این صفحه جدید کافی بوده تا ظرفیت کلاس تکمیل شود. اما عجیب، اختصاصی‌هاست که برای چندتا تکمیل ظرفیت زده و برای چندتای دیگر، عدم رعایت پیش نیاز. شکر خدا هنوز کورسویِ پاسخگویی کارشناس بخش نمرده است. تماس می‌‌گیرد. بوق می‌خورد و کسی پاسخگو نیست. مجدداً تماس می‌‌گیرد. اول بوق آزاد و بعد بوق اشغال می‌خورد. به هر حال پس از 86 تماس ناموفق و با وساطتت مخابرات، تلفن را جواب می‌دهند. ظاهراً علت عدم رعایت پیش‌نیاز، این بوده که خب بالأخره استادی که دو ترم قبل درس پیش‌نیاز این درس را با ایشان گذرانده بود، هنوز موفق نشده‌اند نمرات درس را بعد از حدود 4 ماه و نیم وارد کنند، فلذا باید صبر کند. در مورد ظرفیت تکمیل شده دروس چارت هم می‌گویند که خب تکمیل شده ولی اگر ظرفیت اضافه شود هم برای ورودی قبل از شماست. حالا هرچقدر دانشجو بگوید طبق چارت این درس را این ترم من باید بردارم نه دانشجوی سال بالایی، به لزوم احترام به بزرگتر و پیشکسوتان در عرصه‌های علمی، ورزشی و هنری تاکید می‌کنند.سکانس 4: اعتراض.بعد از اتمام فرصت حذف و اضافه نیمسال اول سال X، چارت ورودی‌هایی که قرار بوده این ترم فارغ التحصیل شوند برای بار هفتم تغییر کرده است. (البته اگر نخواهیم از حق بگذریم تغییر مثبتی بوده است و بر لزوم کار تیمی، کار عملی و ورود به بازار کار تاکید داشته است و به این منظور، دروس آزمایشگاه فیزیک، کارآفرینی، اقتصاد کلان، اخلاق مهندسی و دستور زبان چینی 1 به عنوان دروس اجباری باید از سوی دانشجویان اخذ شود.) دانشجویان برای اعتراض، قرار می‌گذارند تا 40 نفر به نمایندگی از بقیه برای اعتراض به دفتر رئیس بخش بروند. سر ساعت مقرر، 8 نفر از 40 نفر سر قرار آمده‌اند و موبایل بقیه، خاموش یا از دسترس خارج است. وارد دفتر بخش می‌شوند و 35 دقیقه صبر می‌کنند تا صحبت‌های خانم F و خانم G (رئیس دفتر و کارشناس آموزشی بخش) درباره بهترین شیوه پخت مربای هویج تمام و اجازه ورود به دفتر رئیس بخش برایشان صادر شود. وارد اتاق می‌شوند و پس از تلطیف فضا و ایجاد آمادگی ذهنی در استاد، به هر نحو بحث به سمت موضوع اصلی می‌رود. اینکه دانشجویان قرار بوده این ترم فارغ التحصیل شوند ولی خب با توجه به پیچیدگی‌های زبان چینی، به احتمال زیاد حداقل دو ترم درس را یا می‌افتند یا باید حذف کنند و خب کاش زودتر اطلاع رسانی شده بود که حداقل این ترم درس را بردارند! رئیس محترم بخش، بر لزوم یادگیری اصولی دروس تأکید می‌کنند و اینکه خودشان یک کتاب را 47 بار خوانده‌اند تا مسلط شوند و خب اصلاً چه دانشجویی هستید شما! شما باید دانش را بجویید و کار تیمی یاد بگیرید و قس علی هذا. . .[اگر به دنبال ایجاد ارتباط بین سؤال و جواب هستید خودتان را خسته نکنید! پاسخ همانی هست که در بالا گفته شد!]به هر حال، چونان که مرسوم بوده است، مسئول مربوطه راضی نمی‌‌شوند و دانشجو‌ها را به سعه صدر، خودداری و سازگاری با شرایط دعوت می‌کنند که به ناگاه، صبر یکی از دانشجویان تمام شده و در حالی که دورش را‌ هاله نور گرفته و صدایش اوج می‌‌گیرد رو به سمت رئیس بخش می‌‌کند:-جناب دکتر! بر فرض که ما کنار آمدیم! «پس زخم‌هایمان چه می‌شود؟».+شما این ترم با بنده درس دارید؟[هاله نور دانشجو از تعجب اتصالی می‌کند].-نه استاد!+ترم بعد چطور؟-والا ممکنه! اگر فلان درس رو ارائه کنید.+خیلی هم عالی! سوال خیلی خوبی پرسیدید! «پس زخم‌هایمان چه می‌شود؟». حتما ترم دیگه یاداوری کنید که 0.25 نمره مثبت براتون لحاظ کنم.-ممنون استاد! با اجازتون!دانشجوی دیگر: ولی استاد حالا واقعا «پس زخم‌هایمان چه می‌شود؟».+والا اگر چارت تغییر نکنه، طبق این چارت آخری، قراره ترم بعدی، از آن‌ها نور وارد شود!…سکانس آخر: فارغ التحصیلی.[اشک شوق]منابع:1-https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B7%D9%86%D8%B2</description>
                <category>نشریه آرایه</category>
                <author>تیم تحریریه آرایه</author>
                <pubDate>Thu, 24 Jun 2021 19:52:49 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>استفاده از data science برای بردن مسابقات CS GO در Mirage</title>
                <link>https://virgool.io/arraymag/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B2-data-science-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%A8%D9%82%D8%A7%D8%AA-cs-go-%D8%AF%D8%B1-mirage-lisivzatasm2</link>
                <description>من بازیکن خوبی بودم. حتی میشه گفت در یه روز خوب جزء بهترین ها بودم و به اندازه کافی هم خوش شانس بودم که دور دنیا سفر کنم و بازی  موردعلاقه‌ام، یعنی GO CS رو بازی کنم. متاسفانه همه این داستان ها، حول و حوش سال 2000 جریان داشت و اون زمان بردن یه تورنومنت بین‌المللی  نهایتاً 1000 دلار نصیبم میکرد؛ که خب، نمیشد باهاش زندگی کرد?. 18 سال در زمان سفر میکنیم، سالِ 2018 است. بانک و گروه سرمایه‌گذاری معروف Goldman Sachs پیش‌بینی میکنه تعداد بیننده‌های eSport در  سال 2022 از بیننده‌های مسابقات ورزشی مثل NBA و NFL بیشتر شه. تو دنیای esport از لحاظ محبوبیت، سابقه و اندازه جایزه ها، فقط چند بازی  دیگه می تونن با Counter-Strike: Global Ofensive رقابت کنن. خب پس الان بهترین زمان که مثل پولدارترین آدم‌های دنیا دانشگاه رو رها کنیم و به صورت حرفه‌ای (شبانه روز GO CS?) بازی‌کنیم! اما با بیشتر از 11 میلیون بازیکن فعال، بازیکن‌های حرفه‌ای که تو تورنومنت‌ها برای میلیون‌ها دلار رقابت میکنن، این کار، کار آسونی نیست. پس چه جور  میشه موفق شد؟ یک بازی تیراندازی اول‌شخص هدفمندِ که دو تیم تروریست و پلیس ضد تروریست، برای دفاع کردن از یه بخش نقشه، خنثی کردن بمب  تروریست ها (دفاع – ضد تروریست) یا حمله به یکی از دو بخش از قبل مشخص شده و بمب‌‍گذاری در یکی از این دو قسمت نقشه (حمله – تروریست) با  هم مقابله میکنن. پایان هر راند، هر نفر بسته به موفقیت فردی و تیمی خودش، مقداری از پول درون بازی دریافت میکنه تا تو راند بعدی بتونه اسلحه و  تجهیزات بهتری بخره.  تیم‌های رده بالا با استفاده از مربی‌ها و تحلیلگرها به بازیکن‌هاشون کمک میکنن تا تو بازی بهتر بشن. خب این یه چیزی که ما فقط میتونیم خوابش رو  ببینیم. اما شاید راه‌های دیگه‌ای برای پیدا کردن برتری و هدشات کردن همه باشه!با استفاده از داده‌های بیشتر از 1400 مسابقه آنلاین تو نقشه محبوب Mirage ،من از راهکارهای data science و اسکریپت‌های پایتون استفاده کردم  تا بتونم به این سوال‌ها جواب بدم:کدوم سایت(بخشی از نقشه که فقط اونجا میشه بمب گذاشت) برای دفاع کردن بهتر؟کدوم یک از کلتها برای اوایل بازی بهتر هستن؟خریدن ِDifuse Kit (وسیلهای که زمان خنثی کردن بمب رو نصف میکنه) اوایل بازی کار درستی؟سایت A یا B؟ به کجا چنین شتابان؟بردن یه راند در GO CS دو راه داره:کشتن همه‌ی تیم دشمنبمب گذاری (حمله - تروریست) و یا خنثی کردن بمب تروریست‌ها (دفاع - ضد تروریست)نقشه Mirage( مثل همه‌ی نقشه‌های بازی( دوتا سایت داره. که تروریست‌ها میتونن اونجا بمبگذاری کنن. هردوتیم بازی رو از جاهای متفاوتی شروع  میکنن.حالا با توجه به اینکه تروریست‌ها میتونن به هریک از سایت‌ها حمله کنن، تمرکز دفاع باید بیشتر روی کدوم سایت باشه؟ با استفاده از یه اسکریپت پایتون و آنالیزکردن حدود 9200 راند از بازی، من یه نقشه از موقعیت هر تیم زمانی که به تیم حریف آسیب زدن، ساختم.خب اول به موقعیت تیم ضد تروریست نگاه می‌کنیم. نتایج خیلی تعجب آور نیستن، تقریباً تمام موقعیت‌های مناسب به یک اندازه تاثیرگذار هستن، اما برای  سمت مخالف داستان فرق میکنه، به عنوان مثال سایت B و مخصوصاً راهرو-آپارتمان شمال نقشه قدرتمندترین نقطه برای آسیب زدن به تیم دفاعی محسوب می شه. بقیه نقاط قوی برای تروریست‌ها ramp-T ،Tetris و بخش Palace سایت A هستن.با وجود اینکه کنترل روی بخش میانی نقشه  Mirage برای هر حمله‌ای به عنوان یه بخش حیاتی درنظر گرفته میشه، بررسی داده‌ها نشون میده که تو این بخش از نقشه نیروهای ضد تروریست  برتری قابل توجه‌ای دارن، که دلیلش میتونه برتری قسمت Window تو درگیری‌های دوربرد باشه.حالا بیاید این داده‌های کلی رو با نتایج محدود به rifle‌ها و SMG‌ها مقایسه کنیم، شاید باعث شد از IV Silver به Guardian Master برسیم!?با بررسی heatmap متوجه کم شدن توجه تیم تروریست روی سایت B و تمرکز بیشتر روی Mid(قسمت میانی نقشه) و چرخش به سمت سایت A میشیم. نکته جالب دیگه اینه که با محدود کردن درگیری‌ها به rifleها و SMGها محدوده حضور بازیکنها تو هر نقطه خاص بزرگتر میشه و این به این  معنی که تیم ضد‌ تروریست ما با تهاجم هرچه بیشتر و به دنبال هدشات، تو دو قسمت ramp-T و Middle بازی میکنن.خب حالا بعد از همه‌ی این داستان‌ها بهترین راه دفاع چیه ؟! خب برای آبی‌پوش‌های ضد تروریست مرسوم ترین‌ راه دفاع، گذاشتن دو نفر تو هر سایت و یه نفر تو قسمت Mid نقشه است. با توجه به داده‌های جمع‌آوری  شده شاید گذاشتن تمرکز بیشتر روی سایت B تو راندهای اول(rounds Pistol) و دفاع سنگین از سایت A وقتی همه AK و M4 به دست شدند(?RIP KREIG)بهتر باشه.کدوم کلت بهتره؟ (اگه یه بار هم CS بازی کردین میتونین از اینجا رد شید. نتیجه واضحه!! Bretta نخرید!!)خب 18 Glock(بی‌مصرف?) و USP محبوب ترین کلت ها هستن، به این خاطر که به شما اجازه میدن Kevlar ،Smoke ،Flash و ... بخرید. اما بعد از اون داستان جالب میشه! 6 درصد بازیکنها FiveSeven رو خریدن، درحالی که CZ به ظاهر محبوب تر، از هر 100 بار فقط دوبار انتخاب شده. البته این داده‌ها قبل از nerf(ضعیف کردن یه چیز تو بازی چون زیادی قویه) شدن FiveSeven جمع شده.اگه منتظر این بودین? هیج!!!بیپ...بیپ...بووووم!!!با توجه به اینکه بودجه‌ما اول بازی فقط 800 دلار (فقط؟ 800 × 22 ... اوه فراموشش کن ?)خریدن یه کیت 400 دلاری به این معنی که خریدن Kevlar غیرممکن و شانس کشته شدن شما با آبپاشی به نام Glock رو افزایش میده (نه! وِل نمیکنم?.)پس برای اینکه خرج کردن نصف بودجمون  کار عاقلانه‌ای باشه باید بمبی هم در کار باشه. خب ببینیم اعداد چی میگن...شانس بمب گذاری تو راندهای اول 70 %بیشتر از بقیه بازیبا بررسی عدد‌ها متوجه ارزش این کیت 400 دلاری می‌شیم، و نتیجه می‌گیریم داشتن حداقل یه کیت تو تیم ضروریه! ولی اینکه این کیت کجای نقشه باید  باشه، خودِش داستان داره... 60 درصد تمام بمب‌گذاری‌های راندهای اولیه تو سایت B اتفاق میفتن. داستان راندهای معمولی برعکس و شانس کارگذاشتن بمب تو سایت A بیشتر از B.نتیجه‌گیریاینجا ما نگاهی داده محور به GO CS انداختیم و متوجه شدیم که Glock چه قدر مزخرفه و باید گردنِ طرف رو نشونه بگیری تا بعد تیر چهارم شاید  اگه Helmet نداشت بمیره? !!و بعد از این استنتاج کاملا علمی، چیزهای دیگه‌ای هم متوجه شدیم.با بررسی حرکات بازیکن‌ها فهمیدیم اوایل بازی، B هدف محبوب تری برای تروریست‌ها و رِیبن‌هاشون هست و بقیه‌راندها A بیشتر هدف قرار  میگیره.بیشتر بازیکن‌ها کلتی که به صورت پیشفرض و رایگان دارن رو ترجیح میدن و داراییشون رو خرج Kevlar و ... میکنن.احتمال بمب‌گذاری اوایل بازی بیشتر، پس مطمئن باشید که حداقل یه Defuse Kit تو تیم هست.بعضی از این نتایج قابل پیش بینی بودن و بعضی هم باید شیوه بازی کردن و موقعیت‌گیری مارو تو بازی تغییر بدن.اگه میخواید نسخه اصلی(و بدون گلههای تمام نشدنی درباره Glock ?)این مطلب رو بخونید به لینک زیر برید. https://medium.com/@sverre.lillelien/using-data-science-to-win-csgo-matches-on-mirage-fb978d5cbc64 </description>
                <category>نشریه آرایه</category>
                <author>amirrezakhajavi.1380</author>
                <pubDate>Fri, 11 Jun 2021 10:59:00 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یک سال زندگی نصفه و نیمه در دانشگاه</title>
                <link>https://virgool.io/arraymag/%DB%8C%DA%A9-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%86%D8%B5%D9%81%D9%87-%D9%88-%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-zvwu19noert8</link>
                <description>قبول چهره واقعی دانشگاه برای من سخت بود، آنقدر سخت که هفته اول ترم یک، اقدام به درخواست انصراف از تحصیل کردم. انتظارات غلط، ۱۲ سال تحصیل اجباری در محیطی ملال‌آور و روبرویی ناگهانی من با واقعیت دانشگاه، این تصور را بر من قبولانده بود که دانشگاه نیز چهار سال ادامه بر ۱۲ سال لعنتی پیشین است.مرکز مشاوره دانشگاه شیراز، به حق یکی از فعال‌ترین مراکز مشاوره دانشگاهی در کشور است. بحران تغییر محیط و شوک حاصله از آن برای یک دانشجوی ترم اولی، موضوعیست شایع اما در سطوح مختلف. من به دلایل مختلف برای کنترل فشار وارده از این شوک تغییر محیط، نیاز به کمک و حمایت داشتم؛ حمایتی که با کمک‌های این مرکز در زمینه مشاوره و تسهیل شرایط درسی باعث ماندنم در دانشگاه شد.خوب، بد، شاید زشت و شاید زیبا!ماه های اول تحصیل در دانشگاه مقیاس خوبی برای توصیف و درک آن نبوده و نیست. گذر از انواع شوک‌ها، روبرویی با آدم‌های جدید و از همه مهم‌تر، تجربه محیطی بسیار متفاوت از گذشته چیزی نیست که هرکسی به راحتی از پس آن بربیاید، اما پذیرفتنش شتری‌ست که در خانه همه می‌خوابد و کنار آمدن با محیط دانشگاه منوط به آن است. دانشگاه هم خوب و هم بد است به دلایل بسیار و مشخص، اما زشت یا زیبا بودن آن مستقیما به خود فرد برمی‌گردد. خنده‌ها و گریه‌های دانشجویی و تماشای منظره &quot;مرحوم&quot; بام الهیات زیبایی هایی است که عمیقا خاص دوره دانشگاه است و تکرار ناپذیر. فارغ از کلیت مشترک زندگی دانشجویی در هرجای ایران، هر دانشگاه رنگ و بوی خاص خودش را دارد و دانشگاه شیراز پر است از جاذبه هایی که آماده‌اند در آخرین لحظات منجر به فروپاشی روانی آرامتان کنند.حال این جاذبه پاییز های خیابان ارم باشد یا منظره زندگی دانشجویی در پردیس ارم، جلوه های کم‌نظیر و خاصی هستند که بعید می‌دانم در هر دانشگاهی پیدا شوند و این‌ها به مدد زیبایی های فریبنده خود دانشگاه و البته شهر زیبای شیرازند.اما زشتی مثل هرجای دیگری در این دنیا پیش چشمانتان قرار دارد و تصمیم با شماست خود را در درس یا حواشی زندگی دانشجویی غرق کنید و یا زشتی ها را به دیدتان راه دهید. برای من به عنوان یک جامعه‌گریز محروم از زیبایی های دنیای دانشجویی که در رویا آزمایشگاه شبکه دانشگاه تهران را می‌دید، اتاق شبکه دانشگاه شیراز یک شوخی بسیار زشت بود. در بند بالا خواندید مرحوم بام الهیات و احتمالا اگر ورودی ۹۹ یا ۹۸ باشید، منظورم را دقیق نفهمیده‌اید. بام الهیات با منظره فوق‌العاده ای که هنوز هم نصفه و نیمه قابل دیدن است، از نقاط پرطرفدار دانشگاه بود که بدون ارائه هیچ توضیح دقیقی توسط مسئولین دانشگاه بسته شد و بعدها غیرمستقیم گفتند می‌خواستند جلوی فساد دانشجویی را بگیرند! عجب…این خود از زشتی‌های دانشگاه است که &quot;آن ها&quot; هر تصمیمی بخواهند می‌گیرند و &quot;ما&quot; سکوت می‌کنیم. تصمیم دیدن اطرافتان با شماست اما من که به تعبیر بزرگی در دانشگاه &quot;تازه وارد کله داغ&quot; اینجا بودم، از دیدن سکوت مرگبار دوستان و باقی دانشجویان در هزار موضوع و مسئله درد کشیده و می‌کشم. انتخاب‌هایتان برای زشتی ها بسیار است و احتمالا اگر خوابگاهی باشید می‌توان از در و دیوارش زشتی استخراج کرد اما همانطور که گفتم، انتخاب اینکه زشتی های قابل تقکر را برگزینید یا زیبایی های فریبنده زندگی دانشجویی، با شماست؛ شاید هم گوش دادن یه یک دانشجوی جامعه گریز کار درستی نباشد و می‌توان دانشگاه را مثل دنیا همانطور که هست، با زشتی ها و زیبایی هایش دید که گمان می‌کنم همین یک دست‌آورد از دوره دانشجویی کافیست…درس های گران‌مایه و دردناکبحث این بود که برای ورودی‌های جدید چه بگوییم خوب است؟ شنیدن پیشنهاد از دانشجویی که قرار است تا ترم ۸ ریاضی ۱ را پاس نکند در دانشگاه چیز عجیبی نیست (چراکه ترم هشت گرچه رکوردی است برای خود، اما سیستم دانشجویی عمیقا بر اساس درس نمی‌چرخد) اما شنیدنش از کسی که یک دهم زمان تحصیلی را هم سر کلاس ها و در محیط دانشگاه نبوده، عجیب بود. صحبتم ساده بود و گویا، دانشگاه محل تجربه است. اینکه &quot;ترم صفری&quot; عموما توهین و تحقیر نیست دردی از من دوا نمی‌کرد و بعد از دو سه بار دعوا و درگیری به همان نتیجه رسیدم. پیچیدگی سیستم زندگی دانشجویی برای نیمه دانشجویی مثل من، به قدری جذاب است که فکر انصراف از تحصیل دوباره به سرم نزند.زیباییش آنجاست که از خواب و خوراکتان تا روابط اجتماعی و نوع عطر و شکل عینکتان را درگیر خود می‌کند و عملا این دوره ای است که تقریبا &quot;همه چیز&quot; زندگی شما به یک نهاد واحد متصل می‌شود. اینجاست که به ورودی‌های جدید توصیه می‌کنم رفتار و ظاهر هم‌کلاسی های جدید خود را در روز های اول به خاطر بسپارید و هر از چند مدت، تغییرشان را بسنجید. این همان میزان تغییر اعجاب آوری است که هرکسی تحت تاثیر محیط دانشگاه دچارش می‌شود و معمولا خود او متوجهش نیست. شما هم همانقدر تغییر کرده‌اید که دوستتان دچار تغییر شده. تغییری که امیدوارانه خود به آن جهت می‌دهید و امیدوارانه تر، در جهت مثبت خواهد بود. آزادی عمل فضای دانشگاه این امکان را می‌دهد که هم‌دانشگاهی‌تان به صمیمی‌ترین دوستتان در کل زندگی و یا به طرف رابطه عاطفی‌تان تبدیل شود. آدم‌ها مثل گزینه های یک منوی باز روبروی شما قرار می‌گیرند و انتخاب با شماست در چه جهتی برای نزدیکی یا تاثیرپذیری از آن‌ها تلاش کنید، تلاش‌هایی که به طور تضمین شده قرار است درس هایی بسیار ارزشمند اما گاهی دردناک به شما بدهند.در علوم کامپیوتر چیزی داریم به نام &quot;جعبه شن&quot; یا سندباکس1، محیطی آزمایشی و تحت کنترل که قرار است گند های بسیاری در آن بزنید و موارد مختلفی را تست کنید تا پیش از مواجه شدن با محیط اصلی و واقعی، آمادگی داشته باشید. دانشگاه از جهات بسیاری شبیه همین سندباکس است (گرچه این اخطار را لازم می‌دانم که بعضی اشتباهات و عواقب اعمال در آن، اصلا شباهتی به کنترل شدن و گذرا بودن ندارند). خاص بودن این محیط همانطور که پیش‌تر گفتم در آن است که عملا همه چیز در اختیارتان می‌گذارد، از بستری برای روابط عاطفی تا سکوی پرتابی برای پیشرفت علمی و البته، روابط پیشرفته اجتماعی. به همین جهت غنیمت شمردن این فرصت برای بلوغ هرچه بیشتر به نوعی ضروری است.از پردیس ارم تا مهندسی ۲می‌گویند قرار است دانشکده را به ساختمانی در پردیس ارم منتقل کنند وعمیقا امیدوارم این اتفاق نیفتد. گاهی تنهایی قدم زدن های بین ارم تا مهندسی آن هم در پاییز رنگارنگ شیراز، فرصت فکر کردن های ضروری به آدم می‌دهد. آدم ها به رنگارنگی و تفاوت برگ های درختان خیابان ارم متفاوتند. برای من که با هزار بحران از پیش داشته و صد بحران نوساخته وارد دانشگاه شدم، چاره‌ای جز نگاه کردن به محیط جدید زندگی‌ام و آدم های اطرافم نبود. درس‌ها و سخت‌گیری های دانشگاه شیراز به کنار، شوق جوانانه آدم‌های اطرافم و رویداد های رنگارنگی که هر کدام به اندازه یک کتاب، داستان پشت خود دارند حداقل تاکنون به اندازه کافی سرگرم‌کننده بوده اند تا دانشگاه و آدم هایش هنوز هم برایم جذاب باشند.از یک سال تحصیل در دانشگاه شیراز شاید تنها چیزی که آموختم، فرار نکردن بود. شاید افتادن با نمره صفر و نگاه‌های عجیب دیگران به این دانشجوی اجتماع‌گریز سخت بود، اما این مخلوط عجیب از همه چیز بالاخره دو سه دلیل برای ماندن و تجربه کردن به شما می‌دهد، دو سه دلیلی که خواه ناخواه ده درس زندگی به شما خواهد داد...1	Sandbox</description>
                <category>نشریه آرایه</category>
                <author>Mohsen Tahmasebi</author>
                <pubDate>Thu, 27 May 2021 12:23:48 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نامه‌ای به یک دوست ندیده</title>
                <link>https://virgool.io/arraymag/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%87-zmnrhvqt8boj</link>
                <description>احتمالاً پارسال این ایام، وقتی داشتی برای دانشجو شدن درس می­‌خواندی، فکرش را هم نمی­‌کردی که سال بعد، از خانه دانشجو شوی. من هم فکرش را نمی­‌کردم. دوشنبه ۵اسفند ٩٨، مسئول خوابگاه گفت تا تکلیف بیماری مشخص شود، تا آخر هفته بروید خانه و شنبه برگردید. رفتیم که شنبه برگردیم؛ ۴۵ شنبه گذشت و هنوز برنگشته‌­ایم. البته می­‌دانم تو مستأصل­‌تر از منی. اگر من دل‌تنگ خاطرات گذشته­‌ام هستم، تو احتمالاً دل­‌تنگ تمام خاطراتی هستی که می­‌توانستی امروز بسازی. دل‌­تنگ تمام دوستان جدیدی که این روزها ارم تا ملاصدرا را با آن­‌ها طی کنی. دل­‌تنگ تمام خنده­‌هایی که روز اول، کف دانشگاه ­داشتی و دل­‌تنگ تمام بارهایی که صدایت می‌­کردیم صفری و تو هاج و واج نگاه می­‌کردی. چه شد؟ انتظار داشتی دلداریت می­‌دادم؟ نصیحتت می­‌کردم؟ نه جانم، من اگر طبیب بودم، سر خود دوا نمودم!اما برایت خبر خوب دارم؛ زندگی زورش از من و تو بیشتر است. از قضا، ما در دایره قسمت شده‌­ایم نقطه تسلیم! تسلیم به چه؟ به زندگی! زندگی در هر شرایطی! دنیا تجربه­ همه‌­گیری‌­های وحشتناک‌­تر از کرونا را داشته است. قرنطینه‌­های سخت­‌تر از زمان ما را دیده­ است. از آشوب­‌های سیاسی و جنگ‌­های بدتر از امروز گذر کرده است. اگر فکر می­‌کنی امروز دنیا در مزخرف‌­ترین زمان خودش قرار گرفته باید بگویم اشتباه می‌­کنی! دنیا همیشه به مزخرفی امروز بوده است. آدم­‌ها در همین دنیای مزخرف، ماندند، زندگی کردند و ساختند. آنا گاوالدا در «دوستش داشتم» می­‌نویسد: «…حواست هست؟ زندگی، حتی وقتی انکارش می‌کنی، حتی وقتی به آن بی‌­اعتنایی، حتی وقتی از قبولش سر باز می‌­زنی، از تو قو‌ی‌­تر است. آدم‌­هایی که از اردوگاه‌­های کار اجباری برگشتند، دوباره زادوولد کردند. مردان و زنانی که شکنجه شده بودند، مرگ نزدیکان و خاکسترشدن خان­‌ومانشان را دیده بودند، دوباره دنبال اتوبوس‌­ها دویدند، دوباره درباره هواشناسی حرف زدند و دخترهایشان را شوهر دادند. باورکردنی نیست، اما همین است دیگر. زندگی از هرچیزی نیرومندتر است.»نمی­دانم این خصلت آدمی‌زاد که در برابر همه چیز تاب می­‌آورد خوب است یا بد؟ این­که ۴۵هفته دوام آوردیم، خبر خوش است یا خبر ترسناک؟ نمی‌­دانم فقط می‌­دانم می­‌گذرد؛ مثل تمام چیزهایی که گذشتند. هرچقدر هم که بیفتیم، بالاخره این مرحله را پاس می­‌کنیم و وارد مرحله بعد می­‌شویم. این روزها هم تمام می­‌شود.دنیا را چه دیدی؟! شاید یک روز دیدمت. کف دانشگاه، وقتی می‌­خندیدی و صدایت کردم صفری…فقط قول بده تا آن روز مراقب خودت باشی.به امید دیدار از طرف یک سال بالایی.راضیه زارع۱۴ دی ماه ۱۳۹۹  </description>
                <category>نشریه آرایه</category>
                <author>تیم تحریریه آرایه</author>
                <pubDate>Tue, 09 Mar 2021 17:00:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نشریه آرایه شماره ۲</title>
                <link>https://virgool.io/arraymag/%D9%86%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D9%87-%D8%A2%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D8%B4%D9%85%D8%A7%D8%B1%D9%87-%DB%B2-nxdmhimo2pxe</link>
                <description>دومین شماره از فصل‌نامه علمی-دانشجویی انجمن علمی مهندسی کامپیوتر دانشگاه شیراز به همراه ويژه نامه ورودی‌های جدید در پاییز ۱۳۹۹ به صورت دیجیتال از کانال رسمی آرایه منتشر شد.در تاریخ رمزنگاری به جنگ‌جهانی دوم رسیدیم؛ سازوکار ماشین انیگما، شیوه رمزنگاری و قدرتش را بررسی کردیم:?انیگما، رمزنگار ارتش آلماندر بخش کارآفرینی این شماره، این بار سراغ یک استارت‌آپ موفق نرفتیم! برعکس، از یک کسب‌وکار شکست‌خورده گفتیم و درس‌هایی آموختیم:?بقچـه‌اى که بسته شداز پروژه‌ای نوشتیم که در آخرین سال‌های دهه ٦٠ میلادی، در آزمایشگاه بل، در حال اجرا بود؛ پروژه‌ای که بعدها زمینه‌ساز شکل‌گیری مفهوم توسعه آزاد در دنیای کامپیوتر شد:?تاریخچه یونیکس، جد سیستم‌عامل‌هاى نوینو در آخر اعضای هیئت تحریریه آرایه هر کدام یادداشتی نوشتند؛ برای دانش‌جویان ورودی جدیدی که کرونا و قرنطینه فرصت شرکت در کلاس‌های حضوری را از آن‌ها گرفت:?ویژه نامه ورودى‌هاى جدیدشماره دوم نشریه آرایه را می‌توانید از لینک زیر دانلود کنید.https://dl.arraymag.ir/Array02.pdf</description>
                <category>نشریه آرایه</category>
                <author>تیم تحریریه آرایه</author>
                <pubDate>Mon, 08 Mar 2021 20:46:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پروژه گذار از دبیرستان به دانشگاه</title>
                <link>https://virgool.io/arraymag/%D9%BE%D8%B1%D9%88%DA%98%D9%87-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-npx5zev3ohx6</link>
                <description>اولین نکته‌ای که دوست دارم بهش اشاره کنم اینه که هیچ جای ایران، به «دانشگاه» نمی‌گن «یونی» به جز محله نویسنده‌ رمان‌های اینترنتی؛ پس خواهشاً اگر گروه می‌سازید اسمشو ندارید Bachehay uni یا مثلاً نگید «آره! یونی بودم!»و اما بعد از نکته اول؛دوستان عزیز! دبیرستان تمام شد. اینجا دانشگاه هست و از اون‌جایی که تجربه نشون داده بعضی از دوستان تا ترم هفت تو حال و هوای دبیرستان باقی می‌مونن و کلاس‌ها رو برای بقیه جهنم می‌کنن، بذارین چندتا نکته رو با هم درباره دانشگاه مرور کنیم.(شاید فکر کنین این دوستان ترم ۸ دیگه اوکی می‌شن ولی باید بگم نه! اینا همون ۷ ترمه تموم می‌کنن.? )۱- اعزّه! تجربه نشون داده که تا امروز، توی بخش کامپیوتر هیچ استادی نبوده که همه‌ی کلاس رو به خاطر تمدید یک هومورک یا لغو یک کوییز بندازه! تازه اگه بندازه هم، به قول راضیه زارع ،عزای دست جمعی، عیشه! :))))))پس زمانی با تمدید هومورک یا جا‌به‌جایی تاریخ امتحان مخالفت کنید که واقعا مشکلی براتون به وجود میاد؛ حداقل تا اضافه شدن استاد جدید به بخش! به عنوان سال بالایی(?) از من بپذیرید که وقتی مخالفت می‌کنید استاد نمیگه: «WOW!چه دانشجوی خوبی! چه آینده درخشانی! بچه ها برای همکلاسی تون دست بزنید!».اساتید اصلاً یادشون هم نمی‌مونه ولی بچه ها…۲- بعد از تحویل پروژه، وقتی می‌دونید خوب کار کردید، پانشید برید نمره تونو بپرسین? در مورد نمره هم –چه نمره امتحان چه نمره پروژه-  خیلی چونه نزنین! باور کنین اینجا دانشگاهه و رابطه برادری ۱۹/۷۵ با ۲۰، درباره ۱۷ و ۲۰ هم صدق می‌کنه! همه‌شون «الف» هستند.۳- بزرگواران! نمره بقیه روی نمره شما تاثیر نداره! پس به دوستانتون کمک کنید!( البته شخصاً مخالف تقلبم :). قبل از امتحان کمک کنید.باشه؟)۴- باور کنید اینکه قبل از امتحان بگید «من؟وای من که قططططعا میفتم!» یا مثلا بگید«وای من اصلا لاااااااای کتابم رو باز نکردم تا الان! چیجوری برسم به میان‌‌ترم؟!»، باعث نمی‌شه بقیه فکر کنن شما مریم میرزاخانی یا دکتر حسابی هستین که «بدون باز کردن لاااااااای کتاب» تونستین ۱۹/۵ بگیرین! واقع‌بین باشین! درس خوندید خب! دیگه وحی که نمیشه بهتون دوستان!۵- فعلا که دانشگاه‌ها مجازین و تنها اطلاعاتی که بقیه دانشجوها از شما دارن یه پروفایله و یه اسم و آیدی تلگرام! از انتخاب عناوینی مثل «یخ فروش جهنم»، «مرد تنهای شب»، «سرندیپیتی?»، «پرنسس» و غیره بپرهیزین?۶- پانشید همه‌ی کتاب‌های منبع رو نو از کتاب فروشی محمدی بگیرین:| باور کنین دکتر عین ا... جعفر نژاد قمی از سال ۸۶ داره همین مطالب رو توی کتاب «مبانی کامپیوتر و الگوریتم‌ها» می‌گه و اگه کتاب چاپ امسال گیرتون نیاد، از علم روز دنیا عقب نخواهید موند! عمومی‌ها رو می‌تونین از کتابخونهPC پیدا کنین و برای تخصصی‌ها رابطه‌تون رو با سال بالایی‌ها تقویت کنین!۷- تا جشن فارغ التحصیلی، هر مناسبتی هم که تو دانشگاه بود شما کفش پاشنه بلند یا کت و شلوار نپوشین عزیزانم :)))))))))!۸- ملت غیور! (این یکمی جدی هست البته.) از افتادن یا حذف درس نترسید! دبیرستان اگر درسی رو بیفتید به شما برچسب شهریوری میزنن! (اون هم شاید) تو دانشگاه شما ترم یا ترم‌های بعد با دوستانتون سر همون کلاس با تسلط بیشتری حاضر می‌شید.?کوثر شمس ۳۰ام آذرماه ۱۳۹۹</description>
                <category>نشریه آرایه</category>
                <author>تیم تحریریه آرایه</author>
                <pubDate>Mon, 08 Mar 2021 20:41:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راهنمای اصطلاحات پرکاربرد ویژه دانشجویان ورودی جدید</title>
                <link>https://virgool.io/arraymag/%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B5%D8%B7%D9%84%D8%A7%D8%AD%D8%A7%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%DA%A9%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%AF-%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%AC%D9%88%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-fchljkx2jvma</link>
                <description>تویی آن نوسفر سالک که هر شب شاهد توفیق    چراغت پیش پا دارد که راه اینجا و چاه اینجا‍­[۱]سِس: امروزه خوشبختانه یا متأسفانه، به دلیل مجازی بودن کلاس‌ها، احتمالاً همگی با این واژه مأنوس هستید. دیگر آن دورانی که گروهی از ترم‌بالایی­‌های خوشمزه، در پاسخ به «سِس کجاست؟»، بچه­‌ها را با اتوبوس و تاکسی می‌­فرستادند چهاررراه ادبیات و خیابان زند گذشته است. به هر حال، برحسب وظیفه یادآوری می‌­کنم که سِس، اتوماسیون دانشجویی شما در دانشگاه شیراز است که تمام امور مربوط به درس‌های گرفته و نگرفته شما، انتخاب واحد، حذف و اضافه، ورود نمرات، ارزیابی اساتید، پیام به اساتید، خدای‌ناکرده حذف ترم یا حذف درس و ان­‌شاءالله به‌زودی رزرو غذای سلف، از طریق آن انجام می‌­شود. آدرس آن نه چهارراه ادبیات، بلکه sess.shirazu.ac.ir است. دسترسی به آن، نیاز به استفاده از هیچ‌گونه حمل‌ونقل زمینی و زیرزمینی نداشته و از طریق مرورگرهای متداول، امکان‌پذیر است.صِفری: در اوایل حضور پرشکوهتان در دانشگاه، ممکن است این واژه را از زبان برخی دانشجویان ترم‌­های بالاتر، خطاب به خود بشنوید. احتمال دارد در ابتدا ?? شوید؛ اگر هم مثل ما سرخوش باشید که از شنیدن آن،?می­‌شوید. کلاً هر شکلی شدید، نگران نباشید و سخت نگیرید. خاستگاه این اصطلاح، به افسانه‌های باستانی دانشگاه شیراز برمی­‌گردد؛ زمانی که دروس دانشگاه شیراز به زبان انگلیسی تدریس می­‌شدند و دانشجوهای ورودی جدید لازم بوده که یک ترم، فقط دروس مرتبط با زبان را بگذرانند؛ ازاین‌رو دانشجوی ترم یک نبودند و به‌نوعی دانشجوی ترم صفر تلقی می‌شدند. از آنجا که اهالی این بخش بسیار پایبند به آداب‌ورسوم هستند، تا سالیان بعد نیز، این اصطلاح همچنان پابرجا مانده است.ترم بالویی خوبو: تعدادی از دانشجویان غیرصفری که کمی زودتر از شما خاک دانشگاه را خورده‌­اند و چون همه آن­‌ها در نقطه صفر ورود به دانشگاه، کسانی را داشته­‌اند که راه و چاه دانشگاه را به آن­‌ها یاد داده‌­اند، دوست دارند امروز، اگر می­‌‌توانند کاری کنند تا شما کم‌تر احساس دل­‌شوره و نگرانی داشته باشید. شما هم از این فرصت نهایت استفاده را ببرید و اگر فکر می­‌کنید می­‌توانند در زمینه‌­ای راهنماییتان کنند، بی‌رودربایستی از آن­ها بپرسید. خیلی زود، سال آینده، شما هم راهنمای صفری­‌های بعدی می‌­شوید و جبران می­‌کنید.گریدر (دستیار استاد یا TA): دانشجویی که درس این ترم شما را قبلاً پاس کرده است، فداکاری می­‌کند و در قالب کمک به استاد، برای شما جلسات حل تمرین برگزار می­‌کند، رفع‌اشکال می‌­کند، به شما مشق می‌­دهد و مشق­‌هایتان را تصحیح می­‌کند. گریدر می­‌تواند در کلاس­‌های دیگر شما هم‌کلاسیتان باشد یا در ترم‌­های آینده در درس­‌های دیگر، شما گریدرش باشید. به گریدر خود احترام بگذارید و اگر دوست دارید گریدر شوید درستان را خوب یاد بگیرید.دانشجوی رنک: آن­چنان با همه درس‌­ها تو درآمیخته­‌ای      شاه خوبانی و منظور گدایان شده­‌ای[۲]دانشجوی سنواتی: این اصطلاح در بخش کامپیوتر دانشگاه شیراز، به دلیل زیادی عادی بودن، کاربردی ندارد اما در کل منظور دانشجویی است که بیشتر از ۸ ترم کارشناسی در دانشگاه مانده است.بازی مافیا: از جمله بازی­‌های موردعلاقه دانشجویان بخش کامپیوتر که معمولاً شب­‌های امتحان به‌صورت آنلاین در گروه­‌های تلگرامی انجام می­‌شود.مهندسی۲: جایی که قرار است در آن درس بخوانید. همین.?پی‌نوشت: البته همین که نه؛ شاید بهتر باشه بگیم: «حرف زیاده و در این مقال نمی‌گنجه.» روزی که خودتون دانشگاه رو حضوری تجربه کنید به‌تفصیل باهاش خاطره خواهید ساخت.مهندسی۱: دخمه‌­ای سرد و تاریک واقع در خیابان زند، نرسیده به میدان نمازی که خوشبختانه محل برگزاری کلاس­‌های دانشجویان رشته برق­ است و شما احتمالاً ‌جز برای پاره‌­ای از امور اداری کاری با این بخش ندارید.پی‌نوشت: در جریانید که بخش کامپیوتر زیرمجموعه دانشکده برق و کامپیوتر هست دیگه؟کتاب‌خانه خوارزمی: این مکان سه جزء مهم دارد که تعریف آن‌ها از تعریف خودش، مهم‌­تر است:آسانسور خوارزمی:??حراست فیزیکی خوارزمی:?پیرمرد فال‌فروش حدفاصل کتاب‌خانه خوارزمی تا دانشکده مهندسی ۲:??اتاق پی‌سی: کلمه PC مخفف Patough of Computeryha است. اتاقی واقع در طبقه اول بخش کامپیوتر که دانشجویان کامپیوتر در اوقات بی‌کاری، بین کلاس­‌ها یا پس از پایان کلاس‌­ها از آن استفاده می­‌کنند. مکانی جهت نوشتن مشق‌ها، صحبت با وروردی­‌های مختلف، کد زدن، کتاب خواندن، فیلم دیدن، گفت‌وگوی مسالمت­‌آمیز، گفت‌وگوی غیرمسالمت­‌آمیز، غیبت اساتید و هم­کلاسی‌­ها، والیبال بازی کردن و سایر موارد. جهت تصور بهتر این مکان می­‌توانید از ورودی­های ۹۶ بخواهید که کلیپ ماجراهای اتاق پی‌سی را در اختیارتان قرار دهند. (یکم هم تبلیغ کنم.?)اتاق ICT: اتاقی در طبقه دوم بخش کامپیوتر، حاوی تعدادی کامپیوتر desktop. کارکرد آن مشابه PC است اما رسمی­‌تر! در این مکان موارد مجاز در اتاق PC، با ولوم پایین‌­تر و جلب‌توجه کم‌تر انجام می­‌گیرد.آب‌سردکن بخش: خُب آب‌سردکنه دیگه! آب‌سردکن هم باید براتون معنی کنم؟ دستگاهی که آب آشامیدنی را سرد می­‌کند. توقع دیگه‌ای ازش دارین؟پی‌نوشت: البته فراموش نکنیم که برای همین یک آب‌سردکن، انجمن علمی وقت، «نامه‌ها زد به رئیسان، که فرهاد نزد.»?نمازخونه دانشکده: مکانی جهت عبادت، خواب قیلوله (تازه کنکور دادید همین الان معنی قیلوله رو یادتون رفت؟) مشق­‌های دقیقه نودی و البته غیبت اساتید و دانشجویانی که به علت مختلط بودن فضای pc امکان غیبتشان در آنجا میسر نبوده است.پی‌نوشت امنیتی: به عنوان یک عدد زخم‌خورده وظیفه خود دانسته که به شما یادآوری کنم که متأسفانه پرده‌های نمازخانه عایق صدا نیستند (مسئولین رسیدگی کنن!? ) لذا در صورتی که قصد غیبت کردن پشت سر جنس مخالف را دارید در ابتدا از عدم حضور شخص موردنظر در فراسوی نمازخانه، اطمینان حاصل نمایید.چمن­‌های روبروی نمازخونه: مکانی مناسب جهت انجام دادن بازی­‌های گروهی از قبیل اتللو، مافیای حضوری، پانتومیم و سایر بازی‌­هایی که الان اسمشان یادم نیست. ? + جلسات مهم و غیررسمی دانشجویی.پی‌نوشت: اگر جلسات خیلی مهم باشند از چمن­‌های جلوی بخش مکانیک استفاده می­‌شود.باغ ارم: خانه دوم دانشجویان ورودی جدید. در ترم‌های اولیه حضورتان در دانشگاه، شما به اندازه تمام عمرتان به باغ ارم می‌­روید؛ البته در حال حاضر در خانه بمانید. منظورم ترم­‌های اولیه حضور فیزیکی‌تان بود. اساساً در ترم‌­های اولیه اگر دنبال شخصی گشتید و نتوانستید درpc یا خوارزمی پیدایش کنید، بهتر است قبل از آنکه فکر کنید شاید سر کلاسش باشد، باغ ارم را بگردید.پردیس علوم: ساختمانی بر فراز تپه‌­های ارم که محل برگزاری کلاس­‌های علوم پایه، شاید تعدادی از دروس عمومی و امتحاناتشان است. مسئولیت برقراری نظم این ساختمان برعهده آقای «اخلاق‌عالی» است. ?بام الهیات: محتوای موردنظر به دلیل مغایرت با قوانین دانشگاه حذف گردید.معارفه: از آیین­‌های باستانی بخش کامپیوتر دانشگاه شیراز که همه‌ساله در فصل پاییز برگزار می­‌شود. دانشجویانی که سال گذشته صفری بوده­‌اند برای دانشجویان ورودی جدید، مراسمی برگزار می‌­کنند تا به آن­‌ها یادآوری کنند که چقدر دوستشان دارند! دانشجویانی هم که امسال ورودی جدید هستند موظف‌اند سال آینده، برای صفری­‌های بعدی مراسمی ترتیب دهند و به همین صورت ادامه دارد.جشن شب یلدا?: از آداب‌ورسوم حسنه بخش کامپیوتر که هر سال در اتاق پی‌سی برگزار می‌شود و …اساتید خوب: تمامی اساتید این بخش، خوب هستند و اصلاً نمی­توان بین آن­‌ها فرق گذاشت.(نویسنده در این بخش همچنان مشغول به تحصیل است؛ لذا جهت کسب اطلاعات بیشتر در تلگرام با ما یا سایر دوستان تماس بگیرید.)مدارهای الکتریکی: درسی که به نظر می‌رسد تنها فلسفه وجودی آن در چارت کامپیوتر، آشنایی ورودی‌های مختلف با یکدیگر است.(شما سر کلاس برخی از درس­‌های این بخش می­‌تونین با دانشجویان ۴ سال بالاتر از خودتون تا ۶ سال پایین‌­تر از خودتون آشنا بشین.?)[۱] شهریار.   نوسفر سالک: مجاز از دانشجوی صفری شاهد توفیق: مجاز از ترم بالویی خوبو[۲] زلف در دست صبا گوش به فرمان رقیب        آن‌چنان با همه درساخته‌­ای یعنی چه؟شاه خوبانی و منظور گدایان شده‌­ای             قدر این مرتبه نشناخته‌­ای یعنی چه؟              حافظ[۳] دل به امید صدایی که مگر در تو رسد    ناله‌ها کرد در این کوه که فرهاد نکرد          حافظراضیه زارع ۳۰ام آذرماه ۱۳۹۹</description>
                <category>نشریه آرایه</category>
                <author>تیم تحریریه آرایه</author>
                <pubDate>Sun, 07 Mar 2021 16:20:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چشم مردم</title>
                <link>https://virgool.io/arraymag/%DA%86%D8%B4%D9%85-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-jnp0jeecbzts</link>
                <description>همان طور که در متن کارآفرینی اولین شماره «آرایه» خواندیم، حسین توحیدی کارآفرینی است که ساخت و طراحی تعداد زیادی محصولات مبتنی بر Computer Vision و Image Processing را در کارنامه دارد. اولین اختراع توحیدی و تیمش که به مرحله ساخت و تولید انبوه رسید، همین دوربین‌های ثبت تخلف بود؛ طرحی که اول اسمش را «چشم مردم» گذاشتند ولی در نهایت با نام «کارابین» ثبت و به بازار عرضه کردند. در این پست به صورت خلاصه به روند آماده شدن چشم مردم و برخی مشکلات شرکت در این فرآیند می‌پردازیم.بعد از رد شدن اولین ایده‌شان، یعنی بانک همراه، توحیدیان و باقی اعضای تیم نوپایشان تصمیم گرفتند هرچه را که پیش آمده بود فقط به چشم یک تجربه و چراغی برای آینده ببینند و نه یک شکست و دوباره بحث‌هایشان از سر گرفته شد. ایده بعدی که روی آن به توافق رسیدند «چشم مردم» بود. بعد از ارزیابی و پخته‌تر شدن طرحشان و آماده کردن آنچه برای ارائه نیاز بود، هماهنگ کردند تا آن را در یک جلسه با اتاق فکر ناجا (به عنوان بازار هدف) در میان بگذارند. ایده شان خوب و ذهنشان خیلی خلاق‌تر از نیاز‌های پیش پا افتاده‌ی ناجا بود و مخالفت‌هایی که با طرحشان می‌شد بیشتر بوی بهانه‌گیری داشت. چون به خودشان و «چشم مردم» مطمئن بودند آن قدر رفتند و آمدند و سیستم اداری معیوب را از بالا تا پایین بررسی کردند تا بالاخره یک روزنه پیدا شد: «آقای کاظمی»، مدیر کل اداره مراقبت و الکترونیک معاونت فاوای ناجا و از معدود افرادی که درک درستی از آنچه وظیفه‌ شان بود، داشتند. بعد از شنیدن و ارزیابی طرحشان، آقای کاظمی ‌تنها کسی بود که برای بچه‌ها وقت می‌خرید و از آن‌ها دفاع می‌کرد. «چشم مردم» با نیاز‌های ناجا تطبیق داده شد و نتیجه شد: «دوربین سرعت سنج و ثبت تخلفات خودرویی» که شاید اکثراً آن را با فیلم‌ها پلیس نامحسوسی که تلویزیون مدتی پخش می‌کرد بشناسیم. دستگاهی که قرار بود روی ماشین‌های پلیس سوار بشود تا بتواند تخلفات رانندگی را از طریق خواندن پلاک حین حرکت ثبت کند و راننده نیز به وجود آن شک نکند.تصمیم ناجا برای سرمایه‌گذاری و واگذاری طرح، برگزاری مناقصه بود؛ چون ترجیح می‌داد کار به شرکتی بی پشتوانه و تازه کار تا کنون هیچ پروژه‌ای را عملیاتی نکرده است داده نشود و البته این مناقصه‌ها هر بار به بهانه‌ای لغو می‌شد؛ چون در حقیقت شرکت‌های قدیمی و جا افتاده‌تر نمی‌خواستند موقعیت و اعتبارشان با پذیرش این طرح زیر سوال برود و از طرفی هنوز خود را آن قدر توانمند نمی‌دیدند که طرحی را بسازند که شرکت‌های معروف خارجی هنوز نتوانسته بودند آن را پیاده‌سازی کنند. پس تنها داوطلب مصرّی که باقی می‌ماند، خود تیم توحیدی بود.وقتی شرایط این طور پیش رفت، تصمیم ناجا هم بر این شد که به جای برگزاری مناقصه، مسابقه برگزار کند؛ به این نحو که قرارداد کوچکی با شرکت‌های متقاضی شرکت در مسابقه بسته می‌شد و وام کوچکی نیز در صورت نیاز به آن‌ها داده می‌شد و قرارداد اصلی با هر شرکتی که نمونه اولیه را بهتر و سریع تر می‌ساخت، بسته می‌شد. بالاخره چارت شرکت را تکمیل و در اسفند ۱۳۸۵ آن را ثبت کردند. همه چیز برای بستن قرار داد اولیه و شرکت در مسابقه آماده بود که این بار ذی حساب ناجا آن‌ها را ضربه فنی کرد؛ با این استدلال همیشگی که نمی‌شود به شرکت تازه تأسیسشان اعتماد کرد. ولی آقای کاظمی به دادشان رسید و به هر نحوی که بود حمایتشان کرد و آن‌ها وارد مسابقه شدند. بالاخره با دریافت ۱۲/۵ میلیون تومان کارشان رسماً شروع شد .تیم روز به روز بزرگ و بزرگ‌تر می‌شد و در همین بین تصمیم شد که برای تسریع و بهبود کارها، با مجتمع کوثر که زیر نظر بسیج دانشگاه تهران بود همکاری کنند. کار مجتمع کوثر حمایت از شرکت‌های نوپا و ایده‌های نو بود. با سخت گیری‌های خاص «حامد امینی»، مسئول کوثر، اتاقی با یک سری تجهیزات در اختیار شرکت توحیدی قرار گرفت که با گسترش کارشان به تدریج شد دو اتاق و سه اتاق. اما در این بین شرایط محیطی «کوثر» هم در نوع خودش جالب بود. سرکشی موش‌های گرسنه کوچک و بزرگ به اتاق‌ها و کانکس‌ها زیاد بود و اگر چیزی برای خوردن پیدا نمی‌کردند به نشانه اعتراض شروع به جویدن سیم‌ها و مابقی تجهیزات می‌کردند! حسین توانست با سامسونت‌های قدیمی‌تله موش بسازد و خودشان و وسایل‌ها را از شر آن‌ها نجات دهد.روزهای خوبی در کوثر سپری می‌شد تا اینکه مشکلات بالاخره دوباره پیدایشان کرد. وقتی پیاده سازی دستگاه‌ها جدی شد تازه فهمیدند سخت افزار و دوربین‌هایی که نیاز دارند کاربرد دوگانه ای دارند؛ هم برای موشک و رادار استفاده می‌شد و هم برای گوشمالی راننده‌های متخلف! اما تسلیم نشدند و به هر نحو که بود قطعه‌ها را با دور زدن تحریم‌ها پیدا می‌کردند و کار‌ها را پیش می‌بردند و حالا که مسئولین ناجا می‌دیدند بچه‌ها واقعا دارند به آنچه وعده داده بودند می‌رسند، دوباره دنبال بهانه گشتند و اعلام کردند چون کار بچه‌ها طبق زمان بندی اعلام شده شان پیش نرفته بود، می‌خواهند قرارداد را فسخ کنند. این بار مسئله خیلی جدی بود و دیگر کاری از دست آقای کاظمی هم برنمی‌آمد! ولی تصمیم گروه بر این شد که تمام آنچه را که در چنته داشت نمایش بدهد. به ناجا رفتند و مسئولین را سوار پراید کنترل نامحسوس (که همان پراید پدر حسین بود که تجهیزات را رویش سوار کرده بودند!) کردند تا نتیجه را به آن‌ها نشان دهند. تا همان جایی که پیشرفت کرده بودند هم آن قدر همه چیز دقیق و ایده‌آل بود که ورق برگشت و کار ادامه پیدا کرد. مسئولین نتوانستند به آن‌ها زمان ندهند و مهلتشان تمدید شد.بالاخره ساخت دوربین‌ها به پایان رسید و باید تست‌های نهایی اجرا و دستگاه تایید می‌شد. تست‌ها اجرا شد و نتیجه درست همان چیزی بود که ناجا می‌خواست ولی این بار به دلیلی که هیچکس نمی‌داند (!) هیچکدام از ناظرین ریسک امضای تأییدیه را نپذیرفتند به جز همان آقای کاظمی. در حالی که فکر می‌کردند دیگر جاده خاکی و پردردسرشان تمام شده و از این جا به بعد راه، صاف و روشن است، برای مسئول «کوثر»، یعنی حامد امینی، که الان خودش هم عضوی تیم شده بود، احضاریه ای از دادگستری آمد؛ به جرم اختلاس! ظاهرا شرکت‌ها و افرادی که نتوانسته بودند رونق کار شرکت آن‌ها و مجتمع کوثر را ببینند با پرونده سازی و پاپوش دوختن می‌خواستند همین ابتدای کار نهال شرکتشان را از بیخ و بن در بیاورند تا رقیب دیگری نداشته باشند. با هر سختی که بود، بعد از ۵ ماه امینی تبرئه شد ولی دیگر «کوثر» سرپا نشد. حالا شرکت مانده بود و کارتن‌های وسیله و دغدغه جایی که باید زانتیا‌های پلیس را مجهز می‌کردند.این بار مجبور بودند برای تامین هزینه‌ها دست به کار دیگری بزنند. با چند واسطه با تاجر مواد غذایی آشنا شدند که فکر می‌کردند با توضیح شرایط می‌توانند از او کمک بگیرند. مدارکی که از کارشان داشتند را نظم و ترتیبی دادند و به دفتر تاجر رفتند. ولی تنها چیزی که برای جناب تاجر مهم بود اعداد و ارقام اسلاید‌های پاورپوینتی بود که بچه‌ها آماده کرده بودند و دست آخر با هزینه برآوردی بچه‌ها مخالفت کرد. مورد بعدی که بچه‌ها به سراغش رفتند هم از طیف بازاری‌ها بود ولی دقیقا نقطه مقابل نفر قبل، انسان دست به خیری بود و چون می‌دید مسئله جان انسان‌هاست آمادگی خودش را برای کمک به بچه‌ها اعلام کرد. بنابراین بچه‌ها کار را با کمک‌هایی که از او می‌گرفتند پیش بردند تا آنجا که او یکی از گاراژهایی که در تهران داشت را برای مدتی در اختیار بچه‌ها قرار داد تا زانتیا‌های پلیس را در آن مستقر کنند.همه چیز داشت خیلی خوب پیش می‌رفت و این خودش عجیب بود! مشکل جدیدی که پیش آمد این بود که مشاورینی که حاج آقا پیگیری کار‌های شرکت را به دست آن‌ها سپرده بود می‌خواستند از خرج‌هایی که برای شرکت می‌شد سهمی‌داشته باشند. بچه‌ها دوست داشتند خودشان پیگیر کارها باشند ولی حاج آقا نظر دیگری داشت و دوست داشت همه چیز را با آشنایانی که خودش داشت پیش ببرد. مثلا در یک مورد، بچه‌ها نیاز به کامپیوتری داشتند که در بازار ۷ میلیون بود ولی آشنایان پاک دست حاج آقا هر کدام را ۱۱ میلیون فاکتور کرده بودند! وقتی تیم توحیدی این موضوع را فهمیدند پیش فاکتور‌های خودشان و فاکتور کامپیوتر‌های خریداری شده را به حاج آقا نشان دادند و با این کار اختلاف بین حاج آقا و مشاورینش بالا گرفت. دست آخر همان مشاوران پاک دست آن قدر زیرآب تیم را زدند که همه چیز ارتباط بین تیم و حاج آقا تقریبا تمام شد. حاج آقا اعلام کرد که دیگر نمی‌خواهد با آن‌ها کار کند. تیمشان که تا الان ۳۰ نفره شده بود آب رفت و دوباره شدند همان ۵ نفر اصلی که از دانشگاه با هم ایده را دنبال کرده بودند. به هر سختی که بود توانستند دوباره با یکی از دست راست‌های امین حاج آقا ارتباط بگیرند و دوباره از کمک‌هایشان استفاده کنند. به هر نحو توانستند از آن مخمصه هم جان سالم به در ببرند و بالاخره با هر خون جگری، دوربین‌ها نصب و تحویل پلیس داده شد و با حاج آقا تصویه کردند و تمام! رفتند همبرگر خوردند و برای ساخت دوربین‌های ثابت ثبت تخلف در اتوبان‌ها ایده پردازی کردند و دوباره رسیدند به همان نقطه شروع «چشم مردم»! بدون پول! تنها تفاوتش شرکتی بود که الآن روی کاغذ ثبت شده بود و یک پله جلو تر بودند…!متنی که خواندید، با کمک کتاب «ایده‌های دست ساز» نوشته «میلاد حبیبی» نوشته شده بود. برای کسب اطلاعات بیشتر درباره کتاب یا خرید آنلاین نسخه الکترونیکی آن می‌توانید به این لینک مراجعه کنید.کوثر شمس</description>
                <category>نشریه آرایه</category>
                <author>تیم تحریریه آرایه</author>
                <pubDate>Sun, 07 Mar 2021 16:17:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بمب نوری دست‌ساز!</title>
                <link>https://virgool.io/arraymag/%D8%A8%D9%85%D8%A8-%D9%86%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D8%B3%D8%A7%D8%B2-oscf5o1cmac9</link>
                <description>در نخستین شماره‌ «آرایه»، درباره حسین توحیدی صحبت کردیم؛ کسی که ساخت اولین دوربین‌های ثبت تخلف در ایران را در کارنامه اش دارد. در متن به بمب دست‌سازی اشاره شده بود که توحیدی برای عوض کردن حال و هوای کلاس (!) از آن استفاده کرده بود. داستان این بمب نوری دست‌ساز را می‌توانید در این پست بخوانید.. . . «هر هفته شنبه‌ها صبح معلم زبان سر کلاس با آن ریپیت پلیزهایش، خواب را از چشمان حسین می‌گرفت. درس دادنش هم تعریفی نداشت؛ جمع بندی حسین جسور و پردردسر این شد که معلم را مختصری گوش‌مالی بدهد. اما نوع و حجم کاری که می‌خواست انجام بدهد فراتر از گوشمالی مختصر بود.حسین توحیدی: «ایده‌ای که به ذهنم رسید این بود که سر‌‌‌‌‌ کلاس آتش بازی مختصری راه بیندازیم. نقشه را خودم کشیدم و تعدادی از بچه‌های کلاس هم کمک می‌کردند. نقشه این بود که داخل میز معلم بمبِ دستی کار بگذاریم، تا هم معلم حالش جا بیاید و هم حال و هوای کلاس عوض شود. چند ماه این طرف و آن طرف را گشتیم. دست آخر از بازار چهارشنبه سوری مقداری باروت گیرمان آمد.برای منفجرکردن بمب از راه دور باید فکری می‌کردیم. سرکلاس فیزیک و حرفه وفن چیزهایی از حسگرهای حرارتی شنیده بودم.»از همان دوران ولع تکنولوژی داشت و چهارراه جمهوری، خیابان حافظ و پاساژ امجد و بازار الکترونیک را خوب می‌شناخت.رفت و بازار را زیر و رو کرد و یک سنسور حرارتی گیر آورد. پنج شنبه بعدازظهر حسین باروت را داخل میز معلم جاسازی کرد و سنسور را کنارش گذاشت. قرار بود شنبه، وقتی معلم پشت میز می‌نشیند و ریپیت پلیز‌هایش را شروع می‌کند حسین با ساعت مچی‌اش روی سنسورِ بمب، آفتاب بیندازد، و بمب دست‌ساز، آقای معلم را وسط کلاس کباب کند.حسین توحیدی: «روز شنبه، زنگ اول به محض اینکه معلم وارد کلاس شد، عملیات را شروع کردیم. همه چیز آماده بود.»باریکه‌ی آفتابی که سر صبح از چاکِ پرده، خودش را به شیشه‌ی ساعت مچی رسانده بود، راهش را به سمت سنسور کج کرد. سنسور داغ تر و داغ تر شد تا اینکه ناگهان زنگ مدرسه به صدا درآمد و کلاس تمام شد. آقای معلم جول وپلاسش را از کلاس جمع کرد و حسرت کباب شدنش را به دل حسین گذاشت. بچه‌ها رفتند سراغ بمب. به خاطر یک اشتباه ساده بمب منفجر نشده بود.حسین توحیدی: «بعدازظهر پنجشنبه، بعد از کار گذاشتن بمب، یادمان رفته بود سنسور را خاموش کنیم. باتری بمب تمام شده بود و معلم جان سالم به در برده بود. از قضا آن روز معلم کمی مهربان شده بود و این مسئله باعث شد بچه‌ها از تکرار دوباره عملیات و گوشمالی او منصرفم کنند.»آن‌ها بمب را به یکی از خرابه‌های محل بردند و منفجر کردند. انفجار وحشتناک‌تر از آن چیزی بود که فکرش را می‌کردند. حسین از صدای مهیب بمب به وجد آمده بود و از اینکه بمب سر کلاس منفجر نشده بود حسرت می‌خورد.»به نقل از کتاب «آرزو‌های دست‌ساز»، نوشته میلاد حبیبیبرای آشنایی بیشتر با کتاب، خواندن بریده‌هایی از متن و خرید نسخه الکترونیک، می‌توانید از این لینک استفاده کنید.کوثر شمس</description>
                <category>نشریه آرایه</category>
                <author>تیم تحریریه آرایه</author>
                <pubDate>Sun, 07 Mar 2021 01:46:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نشریه آرایه شماره ۱</title>
                <link>https://virgool.io/arraymag/%D9%86%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D9%87-%D8%A2%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D8%B4%D9%85%D8%A7%D8%B1%D9%87-%DB%B1-ttcjqzfd0van</link>
                <description>اولین شماره از فصل‌نامه علمی-دانشجویی انجمن علمی مهندسی کامپیوتر دانشگاه شیراز در بهار ۱۳۹۹ به صورت دیجیتال از کانال رسمی آرایه منتشر شد. در این شماره که تازه قدم اول راه ما بود، تاریخ خوانی البته از نوع رمزنگاریش را از فصل مصر باستان شروع کردیم و تا جنگ جهانی اول، حوالی تلگراف ارتش آلمان، ادامه دادیم. سه ماه در ٧٥ هزار کانال تلگرامی خزیدیم و از پست‌های تبلیغ شرط‌بندی و بدافزارها و ارزش افزوده‌های تلگرام سر در‌آوردیم. نیم‌نگاهی به آینده پردازش‌های کامپیوتری داشتیم و سعی کردیم پابه‌پای آدلمن مسئله گراف همیلتنی را در یک قاشق آب‌نمک حل کنیم. از حسین توحیدی نوشتیم؛ دانش‌آموزی که بمب دست‌ساز در میز معلمش کار گذاشت و بعدها تا اجرای ایده «بانــک همــراه» پیش رفت و سرانجام هم مخترع کارابین شد. نشستیم پای کالبدشکافی یک کنسول بازی و با نفوذ به باگ‌های امنیتی، این بار PS4 ٰرا به شیوه یک هکر بازی کردیم. نگارش مقاله‌های این شماره مصادف شد با ماه‌های اول شیوع ویروس کرونا و تجربه زندگی در یک دنیای جدید. کمی از تلاش‌های بزرگان علم کامپیوتر در ردیابی گسترش بیماری‌ها نوشتیم و خوش‌بین شدیم به آینده چراکه هنوز هر ساعت از شبانه روز خبر مرگی تازه نمی‌شنیدیم و به بهترشدن شرایط تا چند ماه بعد امید داشتیم. فعلا که اوضاع به همین روال است؛ تا از این پس چه پیش آید...شماره اول نشریه آرایه را می‌توانید از لینک زیر دانلود کنید.https://dl.arraymag.ir/Array01.pdf </description>
                <category>نشریه آرایه</category>
                <author>تیم تحریریه آرایه</author>
                <pubDate>Sun, 07 Mar 2021 01:34:57 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>