در خدمت جناب آقای ابوالفضل رنجبران طراح گرافیست و پژوهشگر تاریخ هنر هستیم، و قرار است توسط ایشان در این مقاله به تاریخ هنرهای مختلف ایران، تاریخ هنر خاورمیانه و تاریخ هنر جهان بپردازیم.
ابوالفضل رنجبران از تجلی نام مبارک امیرالمومنین علی(ع) در خطوط مختلف خوشنویسی میگوید:

در خدمت جناب آقای ابوالفضل رنجبران طراح گرافیست و پژوهشگر تاریخ هنر هستیم، و قرار است توسط ایشان
در این مبحث به تجلی نام مبارک امیرالمومنین علی(ع) در خطوط مختلف خوشنویسی بپردازیم.
جناب آقای رنجبران لطفا مختصری از تجلی نام مبارک امیرالمومنین علی(ع) در خطوط مختلف خوشنویسی همراه با ارائه منبع بفرمایید؟
تجلی نام مبارک امیرالمومنین علی(ع) در خطوط مختلف خوشنویسی
نام مبارک امیرالمومنین علی(علیه السلام) به دلیل شخصیت برجسته و ویژگیهای خاص ایشان، بارها در هنرهای مختلف ایرانی و اسلامی مورد استفاده قرار گرفته است. آثاری که در این زمینه به یادگار ماندهاند، امروز بخشی از تاریخ هنر اسلامی و ایرانی را تشکیل میدهند. که یکی از مهمترین این هنرها، هنر خوشنویسی میباشد.
استفاده از نام مبارک و مقدس مولای متقیان علی(علیه السلام) در هنرهای تجسمی، بخصوص هنر معماری و خوشنویسی از زمان صفویه که مذهب رسمی ایران شیعه شد، رونق گرفت. در معماری اسلامی، خوشنویسی و نقاشی شاهد آثاری هستیم که با این نام هویت خاصی یافتهاند و علاوه بر زیبایی بیانگر بخشی از تاریخ هنری و مذهبی هنر ایرانی هستند.
استفاده از خطوط در معماری ایرانی و اسلامی، از ویژگیهای این هنر تجسمی در ایران است که نوعی عنصر تزیینی تلقی میشده است.
این خطوط الهام گرفته از «خط کوفی و اقلام سته» است که در کاشیکاریهای قسمتهای خارجی مساجد، کتیبهها و منارهها استفاده میشود.
تولید اثر هنری چه در معماری و خوشنویسی و چه در آثار دیگر در ستایش ائمه اطهار، بخصوص شخصیت بارز و برجسته مولای متقیان امیرالمومنین علی(علیه السلام) از دیرباز یکی از دغدغههای هنرمندان متعهد بوده.دغدغهای که در زمانهای مختلف به شکلهای کاشی معرق، نقاشی، پوستر، صنایع دستی و یا هر هنر تجسمی دیگری بروز یافته است. هنرمندان در دوران مختلف بنا به پیشرفت هنر آن زمان و با ابزارهای موجود تمام تلاش خود را به کار میگرفتند تا بهترین آثار را برای ائمه تولید کنند. این آثار معمولا یا در حرمهای این بزرگواران استفاده میشد یا از آنها در موزههای دینی نگهداری میشد.
نام مولای متقیان علی(علیه السلام) عنصر هویتبخش هنر شیعی است و واژه «مولای متقیان علی» به گونه های مختلف هنری و در قالب های متنوعی به کار رفته است. ذوق هنری و علاقه هنرمندان شیعی به آن امام همام باعث شده است که این واژه هویت بخش هنر شیعی ایران در ساحت تمدن اسلامی شود. آرایه های تزیینی معماری اسلامی در ایران به خوبی گواه این امر است. تقدیس نام مولای متقیان علی(علیه السلام) در قالب گردونه مهر که از نقوش کهن و آیینی قبل از اسلام است این جایگشتی را در دوران اسلامی نسبت به مولای متقیان علی(علیه السلام) نشان می دهد.
علاوه بر زیبایی، این خطوط بیانگر نوعی مفهوم در کتیبهها بودند که به معماری بنا، معنای تازهای میبخشیدند. از مهمترین ویژگیهای این خطوط، ساده بودن آنهاست که باعث میشود به راحتی به صورت اشکال هندسی دربیایند.
استفاده از نام «مولای متقیان علی» در کتیبهها از همان دوران صفویه که مذهب رسمی ایران شیعه شد، به شدت رونق گرفت. این نام گاهی در کنار نامهای «الله» و «محمد» و ائمهٔ دیگر به کار رفته و گاه به تنهایی به کار رفته راست. این کلمه بارها مورد استفادهٔ هنرمندان خوشنویس در معماری اسلامی قرار گرفته است.
انتساب اولین خوشنویس و در برخی منابع واضع خط کوفی در رسالات خوشنویسی به نام مولای متقیان علی(علیه السلام) رقم خورده است. هنرورزی خوشنویسان با نام مقدس و مبارک مولا علی(علیه السلام)، القاب و اشعار و روایاتی که در شأن آن امام بیان شده، گواه این امر است.
مسجد «لرزاده» که یکی از معروفترین مساجد تهران، نمونهای از به کارگیری نام «علی» در معماری است. معمار این مسجد، حسین لرزاده، از معماران نامی ایرانی است. او در منارهٔ این اثر در کنار نام «الله» و «محمد» از نام «علی» نیز استفاده کرده است. لرزاده به دلیل آشنایی با هنر خوشنویسی توانسته این نام را به صورت شکل هندسی مربع دربیاورد ودر جای جای مناره استفاده کند.
مولا علی(علیه السلام) از خوشنویسان دورهٔ خود بود و در آثاری که به نام ایشان به جای مانده این خوشنویسی و توجه به خط مشهود است. هنرمندان خوشنویس هم بارها از نام ایشان در کارهای خود استفاده کردهاند. ویژگیهای خاص این نام در عین ساده بودن آن است که باعث شده هر خوشنویسی با توجه به ویژگیهای کاری خود، اثری متفاوت خلق کند و شاهد کارهای متنوعی در این زمینه باشیم.
از هنر خوشنویسان ایرانی در نوشتن نام «مولای متقیان علی» در بسیاری از هنرهای دیگر مثل معماری و مجسمهسازی بهره گرفته میشود.
از هنرمندان خوشنویسی که به این نام در هنر خود توجه داشته، حمید عجمی است. این خوشنویس در سال ۱۳۸۷ خطی با عنوان «خط معلی» ثبت کرد که بر اساس این نام شکل گرفته است. خط معلی به دلیل خاصیت ذاتی خود بیشتر در سطرنویسی و طراحیهای دینی و مذهبی استفاده میشود.
ذکر معروف «نادِ عَلیاً مَظهَرَالعَجائِب تَجِدهُ عَوَناً لَکَ فِی النَوّائِب…» از جمله اذکاری است در وصف مولای متقیان علی(علیه السلام) که غالب خوشنویسان سعی کرده اند آن را در قالب های متنوع خوشنویسی بازآفرینی کنند که از بهترین نمونه های آن میتوان از چلیپای میرعماد قزوینی، خوشنویس دوره صفوی نام برد که بارها توسط خوشنویسان پس از او نظیره سازی شده است.
1) تجلی نام مبارک امیرالمومنین علی(ع) در خط ثلث
خط ثُلْث، معروف به «امّ الخطوط»، یکی از زیباترین و معروفترین خطوط اسلامی دانسته شده است که بیشترین کاربرد آن در کتیبهنویسی برای محرابها، قُبهها و ورودی مساجد است. علامه طباطبایی، سید مرتضی نجومی و احمد نجفی زنجانی از روحانیان شیعه هستند که توانایی نوشتن به خط ثلث را داشتند.
استفاده از نام «مولای متقیان علی» در کتیبهها و مساجد و اماکن مذهبی به خط ثلث به وفور دیده میشود. نام مبارک امام علی(علیه السلام) گاهی در کنار نامهای «الله» و «محمد» و ائمهٔ دیگر به کار رفته و گاه به تنهایی به کار رفته راست. این کلمه بارها مورد استفادهٔ هنرمندان خوشنویس در معماری ایرانی و اسلامی قرار گرفته است. و خوشنویسی نام امیرالمومنین علی(علیه السلام) از اهمیت ویژه در بین هنرمندان خطاط برخوردار بوده است. نام مولای متقیان علی (علیه السلام) در خطوط ایرانی و اسلامی عنصر هویتبخش هنر شیعی است و واژه «مولای متقیان علی» به گونه های مختلف هنری و در قالب های متنوعی با خطوط مختلف از جمله کوفی، ثلث، نستعیلق، دیوانی جلی و خفی ، شکسته نستعلیق و اقلام سته به کار رفته است. ذوق هنری و علاقه هنرمندان شیعی به آن امام همام باعث شده است که این واژه هویت بخش هنر شیعی ایران در ساحت تمدن اسلامی شود. آرایه های تزیینی معماری اسلامی در ایران به خوبی گواه این امر است. تقدیس نام مولای متقیان علی(علیه السلام) در قالب گردونه مهر که از نقوش کهن و آیینی قبل از اسلام است این جایگشتی را در دوران اسلامی نسبت به مولای متقیان علی(علیه السلام) نشان میدهد.
غالباً پیدایش خط ثلث را به ابنمُقله شیرازی وزیر عباسیان، نسبت میدهند. پس از ابنمقله، ابنبَواب، یاقوت مُستعصمی، عبدالله صیرفی و بایسنقر میرزا سهم مهمی در تکامل این خط داشتهاند. با رفتن شیوه ثلثنویسی ایرانی به قلمرو عثمانی، طی قرون نهم تا چهاردهم قمری، جمع کثیری از ثلثنویسان پدید آمدند که سبب تبدیل کشور ترکیه به کانون ثلث در عصر حاضر شده است.
خط ثلث را یکی از زیباترین، معروفترین و دشوارترین خطوط در کشورهای اسلامی دانستهاند و از آن در کنار خط نسخ، بهعنوان برترین خطوط در میان اقلام ششگانه یاد میشود. تا جایی که آن را «سید الخطوط» نیز نامیدهاند.
از خط ثلث، برای نوشتن قطعات، پشت جلد، عناوین، سرلوحهها و تقسیمات کتابها، الواح سردر خانهها و مغازهها، کتابت قرآنهای جامع، حکاکی سنگها، مهرهای قیمتی و نشانها استفاده میشود. اما ازنظر محققان، عمدهترین و مهمترین کاربرد خط ثلث، مربوط به کتیبهنویسی محرابها، قبهها، ورودیهای مساجد است که بهجهت قابلیت بالا در ترکیب و هماهنگی با طرحهای اسلیمی و ختایی رواج یافته است. تا قبل از دوره تیموریان، خطوط ریحان، محقق، ثلث و نسخ، برای کتابت قرآن کریم، مورد استفاده بود؛ اما پس از قرن دهم، خط نسخ، جای تمام خطوط دیگر را گرفت.
به نظر یاسین حمیدسفادی، پژوهشگر معاصر خوشنویسی اسلامی، خط ثلث دربردارنده همه خصوصیات متناسب با شأن و مقام یک خط مذهبی است؛ اما قرآنهایی که تماماً در ثلث کتابت شده باشند، بسیار کمیاب هستند. علاوه بر آن، خط ثلث در ساخت اشیاء و ظروف فلزی، نظیر کاسههای نقرهای، مفرغی و برنجی، سکهها و ادوات علمی، که مشتمل بر محتوای قرآنی، دعایی و نامها و القابها بود، دیده میشود.
همچنین به گفته محققان، قالیچهها، سجادهها و برخی پارچههای نفیس درگذشته، مزیّن به عباراتی به خط ثلث بوده است. پرچم عربستان سعودی نیز منقش به شهادتین به خط ثلث است.
عبدالله صیرفی معتقد است که هرکس قواعد خط ثلث را به خوبی بداند و بتواند آن را محکم و استوار بنویسد، سایر اقلام سته را نیز میتواند بنویسد. برخی معتقدند که در کتیبههای قرآنی که معمولاً با خط ثلث و غالباً با رنگ سفید نوشته شدهاند، حروف با کشیده مانند الفها، به گونهای شعله آسا بهسوی آسمان تمایل دارند و آنچنان پیچیده و درهمتنیدهاند که تداعی کننده هالهای از نور میباشند. افزایش فضای سفید بر زمینه تیره، گویای غلبه نور بر ظلمت است.
خط ثُلْث، یکی از خطوط ششگانه (اقلام ستّه) اسلامی است. که به دست ابوعلی بن مقله بیضاوی شیرازی (معروف به ابنمقله)، وزیر عباسیان، تأسیس شده و باقی خطوط ششگانه از آن منشعب شده است. ازاینرو خط ثلث را «ام الخطوط» دانستهاند. ثلث جلیل (جلی)، دیباج، طومار، ثلثین، مختصر طومار، نصف، ثلث، صغیر ثلث، کبیر ثلث، و خفیف ثلث از انواع قلم ثلث در قدیم بودند که جز قلم ثلث باقی نمانده است. محققان، در وجه تسمیه خط ثلث، اندازه مساحت قلم ثلث که یک سوم قلم طومار است، را مطرح کردهاند. سراج شیرازی، از خوشنویسان قرن نهم، با رویکردی معنوی، وجه تسمیه خط ثلث را از آن جهت میداند که «ام الخطوط» است و این امر با آیه ۱۱ سوره نساء ارتباط دارد.
در خط ثلث برای یک حرف، اشکال مختلفی وجود دارد و همین امر امکان ترکیب بهتری فراهم میآورد، هرچند برگزیدن هر یک از اشکال در ترکیب نیازمند دقت و بصیرت تمام دانسته شده است. در خط ثلث، علاوه بر کلمات، به جهت زیباسازی و پرکردن فضای خالی، از اعراب کمک گرفته که برای نوشت آن از قلمی ظریفتر (حدود یکسوم قلم اصلی) استفاده میشود. این خط با وجود برخی شباهتها با خطوط محقق و نسخ و توقیع، در برخی ویژگیهای مفردات و مرکّبات، نظیر طول الف، قطّ قلم، دور و سطح، مدّات (کششها) و نحوه پیوستگی و ارتباط کلمات با یکدیگر با آنها تفاوتهایی دارد.
اقبال اندیشمندان و عالمان شیعی به هنر خوشنویسی و خط ثلث نیز در تذکرهها آمده است. تا جایی که حسن حسنزاده آملی، فیلسوف و عارف معاصر، استادش علامه سید محمد حسین طباطبایی(۱۲۸۱- ۱۳۶۰ش)، مفسر و فیلسوف معاصر را آیتی باهر در خوشنویسی دانسته و بویژه در خط ثلث، او را قادری نادر وصف میکند که دارای شأن خاص بود.
احمد نجفی زنجانی(۱۲۸۷-۱۳۶۱ش)، معروف به معصومی خوشنویس، نیز یکی دیگر روحانیان شیعه است که نگارش کتیبه ضریح اهل بیت(علیه السلام) و قرآن کریم را در کارنامه خود داشته. و مشهور به احیاگر خط ثلث در ایران است. انجمن خوشنویسان ایران در دهه ۱۳۵۰ شمسی، زمانی که سعی بر احیای خط ثلث داشت، با نظر به آثار ثلثنویسان آن دوره، آثار نجفی زنجانی را منطبق بر تمامی قواعد دانسته و از او برای همکاری دعوت نمود.
حبیبالله فضائلی(۱۳۰۱-۱۳۷۶ش)، روحانی و خوشنویس معاصر، که خوشنویسی را از پدرش آموخت و در سال ۱۳۴۸ش شعبه انجمن خوشنویسان ایران را در اصفهان پایهگذاری کرد و سرپرستی آن را به عهده گرفت. در سال ۱۳۵۸ش از خدمت آموزش و پرورش بازنشسته شد. در این سالها کتیبههای حرم امام رضا(علیه السلام) در مشهد، حرم حضرت زینب و حرم حضرت رقیه در سوریه، حرم عسکریین، حرم امام حسین(علیه السلام)، مسجدها و حسینیههای اصفهان، شیراز، اهواز و تهران به قلم او نگارش یافت و نمایشگاههایی از خط او در داخل و خارج کشور برپا شد.
سید مرتضی نجومی(۱۳۰۷-۱۳۸۸ش)، فقیه و مفسّر شیعه، نیز در خوشنویسی به ویژه در خط ثلث متبحر بود. پس از رفتن به نجف، به خط ثلث متمایل شد و با هاشم محمد بغدادی، خوشنویس صاحب نام عراقی، مراوده داشت. وی در سال ۱۳۶۲ش و ۱۳۷۵ش به جهت تبحر در این خط، موفق به کسب لوح تقدیر از ریاست جمهور وقت شده است.
سفادی بر این باور است که خط ثلث، ابتدا در دوران خلفای اموی تحت قاعده درآمد و توسعه کامل آن در قرن سوم، رخ داد. دربارهٔ اینکه نخستین بار چه کسی خط ثلث را وضع کرد، اختلاف نظر وجود دارد: سراج شیرازی، ابنبَواب، خوشنویس معروف اوایل قرن پنجم یا یاقوت مُستعصمی خوشنویس معروف اواخر قرن هفتم را واضع خط ثلث دانسته است.
اما بعدها نویسندگان کتابهای آداب الخط و رسم المشق، ابنمُقله شیرازی، را به عنوان اولین مبدع ثلث معرفی کردهاند که تا به امروز (ابتدای قرن ۱۵ شمسی) نیز شهرت این انتساب باقی است. آنگونه که شهرت یافته است، تمام اقلام ششگانهای را که ابنمُقله در اوایل سده چهارم بوجود آورده، برگرفته از تعلیم و ارشادی بوده است که امام علی(علیه السلام) در عالم خواب به ابنمُقله القاء کرده است. پس از یاقوت مُستعصمی که به اعتقاد برخی از صاحب نظران، بیشترین تأثیر را در تکامل خط ثلث داشته است، خوشنویسانی چون عبدالله صیرفی (متوفی ۷۴۲ق)، بایسُنقُر میرزا (متوفی ۸۳۷ق) و علیرضا عباسی (متوفی ۱۰۳۸ق) سهم مهمی در تکامل این خط داشتهاند.
به گفته محققان، ایرانیان تا اوایل سده هفتم که بار دیگر مورد تاخت و تاز مغولان قرار گرفتند، از خطّ ثلث استفاده میکردند اما از این زمان نهضت ابداع قلمهای فارسی، نظیر خط تعلیق و سپس نستعلیق و شکسته نستعلیق با همان الفبای برگرفته از خطوط ششگانه آغاز شد. پس از عصر صفوی، ثلثنویسی در ایران سیر نزولی یافت تا جایی که تا پایان عصر قاجار، فقط یک ثلثنویس برجسته (محمدباقر شریف شیرازی) مجال ظهور یافت.
میرابوالقاسمی، نویسنده مدخل خط ثلث در دانشنامه جهان اسلام، معتقد است شیوه ثلثنویسی عبدالله صیرفی توسط شاگردش خیرالدین مرعشی (متوفی ۸۷۶ق) از ایران به قلمرو عثمانی رفته و حمدالله آماسی (متوفی ۹۲۶ق) آغازگر این سبک نگارش در آن دیار شد. در قلمرو عثمانی، اهمیت خط ثلث سیر صعودی یافت و با ظهور جمع کثیری از ثلثنویسان برجسته طی قرون نهم تا چهاردهم و کثرت آثار به جا مانده از آنان، که با ابداع شیوههای متنوع هنری در نگارش ثلث همراه بود، تا به امروز (ابتدای قرن ۱۵ شمسی) به کانون ثلثنویسی بدل گشته است. در قرن چهاردهم شمسی، خط ثلث در ایران، عراق، سوریه، لبنان و مصر از اقبال نسبی برخوردار بوده و استادان برجستهای قدم به این عرصه نهادهاند.
2) تجلی نام مبارک امیرالمومنین علی(ع) در خط نستعلیق
خط نستعلیق خطی ایرانی مربوط به نیمه دوم قرن هشتم قمری که آنرا نماینده ویژگیهای تمدنی شیعی و ایرانی میدانند. بیشتر مورخان میرعلی تبریزی را مخترع این خط دانسته و وجه تسمیه آن را یا به معنای نسخکننده خط تعلیق یا ترکیبی از خط نسخ و خط تعلیق دانستهاند.
به جهت خوانایی و قابلیت اعرابگذاری کمتر خط نستعلیق نسبت به خط نسخ، در کتابت قرآن کمتر مورد استفاده قرار گرفته است؛ اما روح سیال و فرم دَوَرانی حروف، زمینه مناسبی را در کاربرد این خط در هنرهایی چون کتابآرایی، حجاری، گچبری، قالیبافی و معماری فراهم میآورد.
جایگاه امام علی(ع) در خط نستعلیق
جایگاه امام علی(علیه السلام) در خط نستعلیق در دو ساحت پیدایش و محتوای نوشتاری مورد بررسی قرار گرفته است:
جایگاه امام علی(ع) در پیدایش خط نستعلیق
کتابهای تذکره خوشنویسان، حُسن خط را به امام علی(علیه السلام) منتسب دانسته و بر این باورند که باقی خطوط اسلامی نیز به واسطه ارشادات حضرتش، در عالم رؤیا، بوجود آمده است.
خانم آنهماری شیمل، شرقشناس آلمانی، نیز در بیانی که از ارشادات حضرت علی(علیه السلام) در عالم رؤیا به پیشگامان هنر خوشنویسی داشته است، نام میرعلی تبریزی (واضع خط نستعلیق) و سلطانعلی مشهدی را نیز گزارش میدهد.
سلطانعلی مشهدی سرمایه هنری خود را مدیون ارادتش به امام علی(علیه السلام) دانسته و در خصوص احوال میرزا غلامرضا اصفهانی نیز این مطلب آمده که ایشان بسیاری از فنون خوشنویسی را در عالم رؤیا تعلیم گرفته و به رشدی یکباره دست یافته است. برخی از خوشنویسان نیز به جهت الهام غیبی در مسیر تکامل هنری خود، به آداب و ریاضاتی متوسّل میشدند تا به عنایت خداوندی و دستگیری امام علی(علیه السلام)، راه برایشان مشخص میشد. چنانچه سلطانعلی خوشنویس، در اینباره اینگونه میسراید:
در جوانی به خط بدی مـــــیلم
عشق خط راندی از مژه سیــــلم
نیــــت روزهٔ عــــــلی کـــردم
قلم مشــــــق را جـــــلی کردم
در خیال اینکه کار بگشـــــــاید
شه بخوابم جمــــــــال بنماید
تا شبی خواب دیــــدم از ره دید
که خطم دید و جامعهام بخشید
برخی، آموزههای مکتب تشیع و نیز آموزههای عرفان اسلامی را به عنوان دو خاستگاه نظری در این خط به رسمیت شناختهاند. برخی از اساتید متقدم نستعلیق، مهارت خود را مدیون الهامات حضرت علی(علیه السلام) دانسته و ارادتشان به ساحت علوی را در قالبهایی چون نگارش آیات ولایت، شهادت ثالثه و سخنان آن حضرت، ظاهر ساختهاند.
خط نستعلیق را میتوان نسخهای کاملتر از خط تعلیق دانست، چرا که در اصول خود خصوصاً در ترسیم دوایر، زُمُختی و سختی خط تعلیق را کنار گذاشته و به ظرافت، نازکی و نرمش بدل کرده است. خط نستعلیق حیات خود را هم در قالب اصیل و هم در قالب رویکردهایی نو توسعه داد تا جایی که در اواخر سده یازدهم و در دوره صفوی، خطی پدیدار گشت که دارای حروف پیوسته و موزون با انتهایی تاب خورده و خمیده بود که با نام شکسته نستعلیق شهرت یافت. خطی که به تعبیر آنه ماری شیمل بیشتر شبیه ارتباطهای تصویری مدرن است تا یک خط قابل خواندن.
پس از میرعلی تبریزی، واضح خط نستعلیق، خوشنویسانی چون میرعبدالله، میرزاجعفر تبریزی، اظهر تبریزی، سلطانعلی مشهدی و میرعلی هروی در تکامل این خط تلاش نمودند و حدود یکصد سال بعد و در دوره صفوی، میرعمادالحسنی در کنار علیرضا عباسی این قلم را به اوج ظرافت و زیبایی خود رساند.
در دوره قاجار خوشنویسانی چون عباس نوری، وصال شیرازی، محمدباقر اصفهانی، عبدالرحیم افسر، میرزاعمو، میرزا غلامرضا اصفهانی، محمدحسین ترک ومحمدرضا کلهر این خط را به اوج رساندند.
غلامرضا جلالی، هنرپژوه ایرانی، بر این باور است که تجلّی ارادت خوشنویسان اسلامی به امام علی(علیه السلام) در نگارش کتیبهها، گچ بریها، چینش آجرها و… را میتوان در اسلوبهای زیر به نظاره نشست:
کتیبههای مشتمل بر آیاتی که به اهلبیت(علیه السلام) بهطور عام و امام علی علیهالسلام|امام علی(علیه السلام) بهطور خاص اشاره دارند.
کتیبههایی مشتمل بر شهادت ثالثه است. نظیر کتیبههای مسجد گوهرشاد مشهد و مسجد جامع یزد.
کتیبههایی مشتمل بر کلمات قصار و خطبههای حضرت علی(علیه السلام) است.
کتیبههایی که مشتمل بر نمایش سه اسم مقدس الله، محمد و علی هستند، نظیر گنبد سلطانیه، مسجد جامع قزوین و مقبره خواجه عبدالله انصاری.
کتیبههایی که مشتمل بر تکریم و مدح امام علی(علیه السلام) و توسل به حضرتش میباشد.
کتیبههایی که مشتمل بر دعاهایی از امام علی(علیه السلام) یا ادعیهای چون دعای نادعلی هستند.
به گفته برخی، یکی از زیباترین مرقوماتی که نمایانگر ارادت خوشنویسان به آستان علوی است، تابلوی خطی از میر عماد حسنی قزوینی استاد بلامنازع خط نستعلیق در زمان صفویه است که در موزه ایران باستان نگهداری میشود که در قسمت مرکزیاش ابیات زیر به صورت چلیپا نوشته شده است:
با مهر علی، طینت هر کس که سرشت
هر چند بود همیشــه در دیر و کنشت
در دوزخ اگر در آورنــــدش به مثــل
تا گرم نکرده، میبرندش به بهــــشت
سلطانعلی مشهدی، میرعلی هروی و مجنون رفیقی هروی، میر عماد حسنی قزوینی، علیرضا عباسی، میرزا غلامرضا اصفهانی و محمدرضا کلهر را از اساتید متقدم در این هنر میدانند. پس از انقلاب اسلامی ایران و با رونق انجمن خوشنویسان ایران، اساتید بسیاری در این فن به ظهور رسیدند.
استفاده از نام «مولای متقیان علی» در اکثر آثار هنری به خط نستعلیق به وفور دیده میشود. نام مبارک امام علی(علیه السلام) بارها مورد استفادهٔ هنرمندان خوشنویس در معماری ایرانی و اسلامی و تابلو نویسی های گرانبها و ارزشمند از نظر هنری قرار گرفته است. و خوشنویسی نام امیرالمومنین علی(علیه السلام) از اهمیت ویژه در بین هنرمندان خطاط برخوردار بوده است. نام مولای متقیان علی (علیه السلام) در خطوط ایرانی و اسلامی عنصر هویتبخش هنر شیعی است و واژه «مولای متقیان علی» به گونه های مختلف هنری و در قالب های متنوعی با خطوط مختلف از جمله کوفی، ثلث، نستعیلق، دیوانی جلی و خفی ، شکسته نستعلیق و اقلام سته به کار رفته است.
در خصوص وجه تسمیه خط نستعلیق دو نظریه وجود دارد:
نستعلیق در اصل «نسخ-تعلیق» بوده و این عنوان به جهت ترکیب این خط از دو خط نسخ عربی و تعلیق فارسی بدان اطلاق شده است.
نستعلیق در اصل «نسخِ تعلیق» بوده و به این معناست که با ظهور این قلم، قلمهای پیشین از جمله قلم تعلیق نسخ شده و جای خود را به نستعلیق داده است.
این واژه تا سده دهم بیشتر به شکل «نسخ تعلیق و نسختعلیق» به کار میرفت.
نستعلیق از زمان پیداش خود، به واسطه روح سیال و فرم دورانی بودن حروف و ترکیبات، بیشتر در کتاب آرایی مخصوصاً کتب غیر مذهبی مثل دیوان اشعار، شاهنامه، خمسه نظامی، قطعهنویسی، هنرهای سنتی و صناعی چون حجاری و گچبری، قالیبافی، فلزکاری، هنرهای چوبی، پارچهبافی و بسیار دیگر از هنرها به کار گرفته شده است.
علاوه بر این در دهههای گذشته برخی هنرمندان همچون هنرمندان مکتب سقاخانه، قلم نستعلیق را در فضای هنر مدرن وارد نموده و با انواع سبکهای مدرن نقاشی ترکیب نمودند که در حال حاضر به آن هنر نقاشیخط اطلاق میشود.
خط نستعلیق، در معماری کاربرد زیادی داشته و تزئینات کاشی بسیاری از امکان خاص، نظیر مدرسه صالحیه قزوین و بقعه شیخ صفیالدین اردبیلی مزین به اشعار و فرامینی به خط نستعلیق است. همچنین دربهای حرم اهلبیت(علیهم السلام) نظیر حرم کاظمین مزین به کندهکاریهایی از جنس طلا و نقره به خط نستعلیق است.
خط نستعلیق، اغلب در ترکیب با نگارگری و نگارش اشعار فارسی به کار رفته و به ندرت در نگارش قرآن کریم و عبارات عربی مورد استفاده قرار میگیرد؛ تا جایی که به بیان منشی قمی حتی گاه کتابت قرآن به خط نستعلیق بد یُمن دانسته شده است. ازاینرو در ایران، از دوره صفوی تا پایان دوره پهلوی، مجموعه قرآنهایی که با این خطّ کتابت شده، به ده مصحف نمیرسد.
یک قرن پس از انتشار خط تعلیق در نیمه دوم قرن هشتم قمری، ایرانیان خط نستعلیق را اختراع کردند که به تعبیر لادن اعتضادی، بانوی پژوهشگر در هنر ایرانی، با وجود تمام سوابق مشترک با خطوط پیش از خود، دارای خصلتهای بیهمتا از زیباییشناسی ایرانی است که به تعبیر آرتور اپهام پوپ (به انگلیسیArthur Upham Pope) مورخ آمریکایی هنر ایرانی، وجه بیان مردمی باریکبین و بسیار متمدن را نشان میداد. حبیبالله فضائلی، روحانی خوشنویس و هنرپژوه شیعه، خط نستعلیق را الهام گرفته از طبیعت دانسته و معتقد است که خطوط، دایرهها، مدها و … هرکدام نماینده بخشی از طبیعت است. وی، در یک مقایسه میان خطوط اسلامی، نستعلیق را از نظر زیبایی در رتبه اول و از نظر خوانایی و سهولت نگارش در رتبه سوم و از نظر کثرت بکارگیری بعد از خط نسخ در رتبه دوم دانسته است. زیبایی خط نستعلیق، به آن لقب «عروس خطوط اسلامی» بخشیده است.
برخی بر این باورند که مبانی هندسه فیثاغورثی و شاکله نسبت طلایی بهعنوان یک الگو در نگارش حروف نستعلیق وجود دارد.
مذهب شیعه و ادبیات عرفانی، به عنوان دو خاستگاه نظری خط نستعلیق معرفی شدهاند.
رسالههای خوشنویسی که از عصر تیموریان به بعد که افزایش درخوری یافتند بیشتر توسط هنرمندان شیعی مذهب به نگارش درآمده و نقطه نظرات موجود در آنها در موارد آموزش و ویژگیهای روحی هنرمند اغلب منشعب از فرهنگ شیعی است. این رسالهها که شامل موضوعات مختلفی از جمله مناجاتنامهها، ادعیه، دیوان اشعار، رسائل و مناقب امامان است، مهمترین حلقهٔ ارتباطی خط و مذهب تشیع هستند.
پیشگامان خط نستعلیق، همچون میرعلی تبریزی، بوجودآورنده خط نستعلیق و استادان صاحب نامی چون سلطانعلی مشهدی، میرعلی هروی و مجنون رفیقی هروی آداب و آموزههای مذهب شیعه و تأثیر آن در هنر را به صورت نظری و عملی و با الگوبرداری از ائمهٔ شیعه به هنرجویان انتقال میدادند.
از آداب روزانهٔ سلطانعلی مشهدی زیارت امام رضا(علیه السلام) بود و بعد از مرگش نیز در نزدیکی پنجرهفولاد به خاک سپرده شد. شاگردان او نیز در این زمینه به استاد خود تأسی جستند؛ به طوری که مولانا محمد ابریشمی دربارهٔ اعتقادات و محل دفن وی اشعاری سروده است.
میرعلی هروی (متوفی،۹۵۱ه) از دیگر نستعلیقنویسان بنام، در زمرۀ سادات حسینی بود که در قالب آثار، القاب، اشعار و رسالاتش به شیعه بودن خود و تأثیر آن در کارش اشاره میکند. اشعار او در مدح اهلبیت(علیه السلام) در دارالسیاده در حرم امام رضا(علیه السلام) موجود است. «خادم آل، میرعلی حسینی» لقبی است که وی در آثارش به خود میدهد. در موضوع ادعیه، کتاب مناجاتنامه منسوب به حضرت علی(علیه السلام) را میرعلی هروی به خط نستعلیق عالی به نگارش درآورد که در ارگ کابل نگهداری میشود.
مجنون هروی ازخوشنویسانی است که در جایگاه مؤلف، مدرس و مدیر دبیرستان، توانست نقش مهمی در اشاعۀ تفکر امامت ایفا کند.
وی در در دو رسالۀ «رسمالخط» و «آداب الخط» در فصلی مستقل به مدح دوازده امام میپردازد و این موضوع از تفاوتهای این دو رساله با آثار شبیه به خود بهشمار میرود.
یکی دیگر از خاستگاههای نظری در خط نستعلیق، آموزههای عرفانی است.
علیرضا هاشمینژاد، محقق هنر خوشنویسی، بر این باور است که حضور فرقههایی چون «حروفیه» و «نقطویه» که برای حروف جایگاهی قدسی قائل بودند، در شکلگیری مبانی زیباییشناختی و ابداع شیوههای خوشنویسی ایرانی، از جمله خط نستعلیق مؤثر بوده است، چنانکه به عقیده مارتین لینگز (با نام اسلامی ابوبکر سراجالدین) مستشرق انگلیسی، تصوف از عوامل اصلی شکوه خوشنویسی در قرن هفتم قمری محسوب میشود.
ارتباط برخی از رویدادهای زندگی فضلاللّه نعیمی استرآبادی (۷۹۶-۷۴۰ق)، مؤسس فرقه حروفیه، با تحولات خوشنویسی؛ از جمله پیدایش خط نستعلیق در نیمه دوم قرن هشتم، احتمال تأثیر این فرقه را در این تحولات تقویت میکند. از جمله دلایل دیگر ارتباط حروفیه با تاریخ تحول خوشنویسی، عضویت برخی از خوشنویسان بزرگ از جمله معروف بغدادی در فرقه حروفیه است که یکی از قدیمیترین آثار به خط نستعلیق به نام او ثبت شده است.
اغلب مورخان، میرعلی تبریزی، در زمان تیمور گورکانی (۸۰۸–۷۷۲ق) را ابداعکننده خط نستعلیق دانستهاند.
سلطانعلی مشهدی از معروفترین نستعلیقنویسان قرن نهم و دهم ایران، در رساله خود درخصوص واضع نستعلیق اینگونه میسراید:
نسخ تعلیق اگر خفی و جلی است
واضع الاصل، خواجه میرعلی است
نسبتش بوده با عـــــــلی ازلی
نسبش نیز میرسد به عـــــلی
تا که بوده است عـــــالم و آدم
هرگز این خط نبـــــوده در عالم
وضع فرموده او ز ذهــــن دقیق
از خطِ نسخ و از خـــــطِ تعلیق
مجنون رفیقی هروی، از شعرا و خوشنویسان اواخر سده نهم، نیز در رساله آداب الخط خود میگوید:
سیدعلی آن جهان تحقیــق
شد واضع خط نسختــعلیق
در خطه اختراع پــــیوست
بر مسند ابن مقله بنشست
به عقیده برخی، عدم کتابت قرآن با خط نستعلیق را میبایست در خوانایی و قابلیت اعرابگذاری کمتر آن نسبت به خط نسخ جستجو کرد.
برخی نیز با رویکردی ذوقی، خط نستعلیق را رعناتر از آن دانستهاند که محل تجلی کلام سنگین وحی باشد. همچنانکه سلیم، شاعر هند و ایرانی سده یازدهم میگوید:
عشق را شرط نیســــت رعنایی
همچو مصحف به خط نستعلیق
علمای نستعلیق نویس
میرزای قمی از مراجع تقلید شیعه در قرن دوازدهم و قرن سیزدهم قمری، علاوه بر مزایای علمی و اخلاقی از زیبایی خط برخوردار بوده است. مؤلف کتاب روضات الجنّات، میرزای قمی را در خط نسخ و نستعلیق کامل دانسته و به آثاری از میرزا که در اختیار وی است، استناد میکند. علامه طباطبائی، فیلسوف و مفسر شیعه، مزین به زیور خط نستعلیق و شکسته نستعلیق بود و شاگردش، حسن حسنزاده آملی وی را با عبارت بالانشین ایوان قلم ستایش میکند. شاگرد دیگرش علامه طهرانی خطّ نستعلیق و شکستۀ او را از بهترین و شیواترین خطها دانسته است و از وی نقل میکند که قطعاتی از خطّ زمان جوانیاش مانده که وقتی به آنها نگاه میکند در تعجّب میافتد. از علامه طباطبایی بیش از ۳۰ کتاب و چندین مقاله به جا مانده است. مرکز تحقیقات نور که یکی از مقالات ایشان، رساله منظومه در رسم خط نستعلیق است. حبیبالله فضائلی، روحانی، خوشنویس و پژوهشگر شیعه، از اساتید بنام خوشنویسی در قرن چهاردهم شمسی است که آثار وی در این فن، همچون اطلس خط و قصائد عمان سامانی (به خط نستعلیق) و سرمشقهای چلیپای نستعلیق، شهرت یافته است. وی پایهگذار انجمن خوشنویسان اصفهان است. شیخ حسن نوری همدانی(۱۳۰۲-۱۳۶۹ش.) سیدمهدی محمودی، روحانی خوشنویس، که بیشتر شهرتش به واسطه تألیف کتاب آموزش خط نستعلیق با عنوان «اسرار نستعلیق» است. وی از سال ۱۳۷۶ش پیام استقامت، پیام برائت و وصیتنامه امام خمینی را به انواع خطوط به رشته تحریر در آورده است.
کتاب رموز خوشنویسی اسرار نستعلیق، نوشته سید مهدی محمودی. این کتاب که توسط یک روحانی شیعه نوشته شده است، به آموزش تصویری و نکته به نکته حروف کلمات و اتصالات خط نستعلیق پرداخته است. نگاهی به ترکیب در نستعلیق: شامل نکاتی چند از سطر، بیت، چلیپا و کتابت، نوشته امیراحمد فلسفی. رسم الخط، نوشته غلامحسین امیرخانی. برای مبتدیان به رشته تحریر در آمده است. آداب الخط، نوشته غلامحسین امیرخانی. ناظر به مراحل بالاتر از آموزش خط نستعلیق است. نستعلیق در آیینه تاریخ، نوشته سکینه احمدزادگان. آموزش خط نستعلیق: آموزش اصول و قواعد نقطهگذاری و خط نستعلیق همراه با سطرنویسی، نوشته کریم شیرالی و داریوش جلیلیان.
3) تجلی نام مبارک امیرالمومنین علی(ع) در خط دیوانی
خطّ دیوانی همان خطّ تعلیق است که مُنشیان دولت عثمانی در آن تصّرفات کرده آن را خاصّ دربار سلاطین و امور دیوانی داشتند و به همین مناسبت دیوانی و همایونی نام نهادند.
مُنشیان ترک دولت عثمانی به خطّ تعلیق ایرانی لباس ترکی پوشانیده در حوزۀ قدرت آن روز خود رایج ساختند و امروز از خطوط سائرۀ ممالک عربی شده است و چنانکه از مقایسه و سنجش این دو خط(تعلیق و دیوانی) برمیآید: با اینکه تعلیق از چند خط مخلوط و درآمیخته شده، لطافت و ظرافت آن و حرکات عمومی و منظّم و رعنائی حروف و کلماتش ظاهر و آشکار است ولی در خطّ دیوانی مبّدل به خشونت و خشکی گردیده که طبایع و ذوقهای سلیم آن را نمیپسندد و هیچگاه آن را در ردیف خطوطی که قبلا ذکر شد قرار نمیدهد.
استفاده از نام «مولای متقیان علی» در اکثر آثار هنری به خط دیوانی به وفور دیده میشود. نام مبارک امام علی(علیه السلام) بارها مورد استفادهٔ هنرمندان خوشنویس در معماری ایرانی و اسلامی و تابلو نویسی های گرانبها و ارزشمند از نظر هنری قرار گرفته است. و خوشنویسی نام امیرالمومنین علی(علیه السلام) از اهمیت ویژه در بین هنرمندان خطاط برخوردار بوده است.
از آغاز پیدایش این خط اطلاع دقیقی دردست نیست. گویا نخستین کسی که خطی مخصوص برای کاتبان دیوانی وضع کرد، حسن بن حسین بن علی فارسی، خطاط سده چهارم، بود که مراسلات دیوانی را به خط تعلیق ابتدایی می نوشت ( مایل هروی، ۱۳۸۰ش ، ص ۲۶۹). از دوره سلجوقی، قواعدی خاص در کتابت متون دیوانی رایجشد که بعضی از آنها در رساله عبدالخالق میهنی (زنده در سده ششم) دیده می شود. ویژگیهایی که میهنی (ص ۳ـ۴) برای خط مخصوص کتابت نامه ها بیان می کند، شباهتهایی با خطوط تعلیق و دیوانی دارد، از جمله اوج گرفتن کرسی کلمات در انتهای سطرها. ظاهراً در همین دوره، شکل ساده ای از خط دیوانی در میان ترکان رایج بوده است (سرین، همانجا؛ فرمانهای امپراتوری عثمانی گفته شده شکل اولیه خط دیوانی ترکیبی از خطوط ثلث و نسخ و ریحان بوده است (زینالدین ص 380 / پانویس)، اما غالباً خط تعلیق را اساس خط دیوانی دانستهاند. این خط که دست کم از سده هشتم در اسناد رسمی دربار ایران به کار میرفت، پس از شکست اوزون حسن آق قویونلو (حک: ۸۵۷ـ۸۸۲) از سلطان محمد فاتح (حک: ۸۵۵ـ۸۸۶)، به واسطه هنرمندان ایرانی به استانبول راه یافت و خط دیوانی از آن مشتق شد. از همین رو، بین خط تعلیق و دیوانی از نظر شکل و ترکیب حروف، شباهت زیادی وجود دارد(درمان، ص17/18 . آل ارسلان، ص 191 / سرین، همانجا). حتی برخی از مورخان ترک، مانند مصطفی عالی افندی (ص ۶۰)، خط تعلیق ایرانیان را دیوانی می خواندند.
خط دیوانی از جمله خطوط خوشنویسی اسلامی است که امروزه در کشورهای عربی رواج نسبی دارد. ابداعکننده این سبک شخصی به نام حسام رومی بود. خط دیوانی در ترکیه عثمانی رواج زیادی داشت و کاربرد آن در زمان امپراتور عثمانی، سلیمان یکم به اوج خود رسید. خط دیوانی اگر بدون حرکات و تزیینات باشد آن را خفی و اگر دارای تزیینات نقطه و حرکات باشد آن را جلی گویند. نوشتن این نوع خط مستلزم صرف وقت زیاد میباشد. خط دیوانی در حقیقت از فروعات خط تعلیق است که با افزوده شدن اِعراب و تزیینات در جملات عربی شکل منسجمتری به خود گرفت و پس از گذشت زمان دچار تغییر و تحول گشت و به خط مستقلی تبدیل گردید که اکثر تحولات به دلیل کاربرد جملات عربی اتفاق افتاد و بحث دخول اِعراب حروف هم یکی از دلایل اصلی تحول هندسی آن به شمار میرود.
تفاوتها و اختلافهای دو خطّ تعلیق و دیوانی بدین قرار است:
1. به خلاف تعلیق، در خطّ دیوانی آثار و نشانههای اصلی از ثلث و توقیع و رقاع و نسخ دیده نمیشود، و لذا دیوانی با هیج یک از خطوط اسلامی مقایسه نمیشود به غیر تعلیق.
2. قرار حروف و کلمات در سطرهای دیوانی با تمایل تند از ناحیه رؤس به طرف راست و در تعلیق تمایل خفیف و ملایم دیده میشود.
3. در بعضی حروف و کلمات تعلیق با نیش قلم کار شده، در دیوانی با تمام دم قلم، و حرکات نازکی که در آن به واسطۀ تحریف شدید قلم است.
4. مدّات و کششهای تعلیق ظریف و متعادل، ولی مدّات دیوانی خشن و نامعتدل و درازتر و گودتر است.
5. جائی را که خطّ تعلیق اشغال میکند کمتر از دیوانی است.
6. همه شکلها و حرکات خطّ دیوانی از خفی و جلی به استثنأ شیوهها شباهتی با تعلیق دارد به غیر از حروف الف، ب، و، کاف ، میم، ن و هـ .
در این شکلها هم زائدهای اضافه کرده اند که در تعلیق نیست.
7. در ترکیبات هم تفاوتها و اختلافات دیده میشود و تعدادی از آنها را در نمونهها میبینیم.
8. در دیوانی خفی دو نقطه و سه نقطه به هم چسبیده و مالیده است.
پس از رکود خط دیوانی در ترکیه، تعلیم و استفاده از آن در مصر رونق گرفت و مصطفی بیک غزلان (متوفی ۱۳۵۶)، خوشنویسِ شهیر، در نوشتن آن مهارتی چشمگیر یافت. او علاوه بر تدریس در مدرسه «تحسین خطوط عربی»، دفترهایی برای آموزش قواعد خط دیوانی تدوین و منتشر کرد. به سبب اثرگذاری شیوه او، این خط در مصر به خط غزلانی شهرت یافته است. محمد عبدالعزیز رفاعی (متوفی ۱۳۵۳) از دیگر استادان مشهور خط دیوانی در مصر است (کردی، ص ۱۰۳؛ فضائلی، ص ۴۲۱).
4) تجلی نام مبارک امیرالمومنین علی(ع) در سیاه مشق
استفاده از نام «مولای متقیان علی» در اکثر آثار هنری به خط نستعلیق در سبک سیاه مشق به وفور دیده میشود. نام مبارک امام علی(علیه السلام) بارها مورد استفادهٔ هنرمندان خوشنویس در معماری ایرانی و اسلامی و تابلو نویسی های گرانبها و ارزشمند از نظر هنری قرار گرفته است. و خوشنویسی نام امیرالمومنین علی(علیه السلام) از اهمیت ویژه در بین هنرمندان خطاط برخوردار بوده است.
در تعریف ابتدایی سیاه مشق باید بگوییم که سیاه مشق یکی از رشته های خوشنویسی ایرانی است که در آن خوشنویس با نوشتن برخی حروف، کلمات و جملات به صورت تکراری و متقاطع ترکیب بسیار زیبایی را خلق می کند. آن چه که در سیاه مشق نویسی دارای اهمیت می باشد ایجاد یک فضای منحصر به فرد برای هنرمند است که حتی انتقال مفهوم شعر و گاها جمله بندی ها را به حاشیه می برد. شاید برایتان جالب باشد که بدانید، نگارش سیاه مشق در ابتدا به سبب تمرین خوشنویسی، کمبود کاغذ خوشنویسی و همچنین لزوم استفاده از تمامی نقاط صفحه در نوشته ها و تمرینات بوده است.
سیاهمشق یکی از رشتههای خوشنویسی ایرانی است که در آن خوشنویس با نوشتن برخی حروف، کلمات و جملات بهصورت تکراری یا متقاطع، کمپوزیسیون ویژهٔ خود را خلق میکند. در سیاه مشق ایجاد یک فضای منحصر به فرد برای هنرمند بیش تر از انتقال مفهوم شعر یا جمله نگارش شده اهمیت دارد.
سیــاه مشق به عنوان یکی از قالب های خوشـنـویسی از دیرباز مورد توجه مشاقان بوده که ازدوره قاجار با ظهور بزرگانی همچون میرحسین خوشنویس باشی ، میرزا کاظم تهرانی و میرزا غلامرضا اصفهانی تشخص یافته است، جملات بهصورت تکراری یا متقاطع، کمپوزیسیون ویژهٔ خود را خلق میکند. در سیاه مشق ایجاد یک فضای منحصر به فرد برای هنرمند بیش تر از انتقال مفهوم شعر یا جمله نگارش شده اهمیت دارد. (منبع: کتابخانه و موزه ملی ملک. دریافتشده در ۳۰ شهریور ۱۳۹۸.)
نگارش به این سبک در ابتدا به دلیل تمرین خوشنویسی، کمبود کاغذ و لزوم استفاده از تمام نقاط صفحه در تمرینات بودهاست. نوشتهها و تمرینات استادان در یک برههٔ زمانی واجد مولفههای زیباییشناسی تشخیص داده شد و از آن پس صفحات تمرینات ایشان همانند یک اثر چلیپا یا سطر یا ترکیب ارزش هنری پیدا کرد. نگارش به این سبک در ابتدا به دلیل تمرین خوشنویسی، کمبود کاغذ و لزوم استفاده از تمام نقاط صفحه در تمرینات بودهاست.(کتابخانهٔ ملی کنگرهٔ آمریکا. دریافتشده در ۳۰ شهریور ۱۳۹۸.)
نوشتهها و تمرینات استادان در یک برههٔ زمانی واجد مولفههای زیباییشناسی تشخیص داده شد و از آن پس صفحات تمرینات ایشان همانند یک اثر چلیپا یا سطر یا ترکیبْ ارزش هنری پیدا کرد. اگرچه برگههای سیاهمشق از قرن شانزدهم میلادی هم موجود هستند، اینگونه به نظر میرسد این شیوهٔ خوشنویسی در نیمهٔ دوم قرن نوزدهم و در زمان ناصرالدینشاه قاجار اختصاصاً یک سبک متداول و محبوب بودهاست.(منبع: کتابخانه دیجیتال جهانی. دریافتشده در ۳۰ شهریور ۱۳۹۸)
اگرچه برگههای سیاهمشق از قرن شانزدهم میلادی هم موجود هستند، اینگونه به نظر میرسد این شیوهٔ خوشنویسی در نیمهٔ دوم قرن نوزدهم و در زمان ناصرالدینشاه قاجار اختصاصاً یک سبک متداول و محبوب بودهاست.
استادان و هنرمندان رشتهٔ خوشنویسی به ممارست و تمرین زیاد اهتمام ویژه ای دارند. از این رو میزان و نحوهٔ تمرینات هنرجویان و استادان پیشین نیز زبانزد است. مانند میرزا محمدرضا کلهر که گفتهاند در قسمتی از تکیه میرفندرسکی مدتها به نوشتن مشغول بودهاست.
در بسیاری از تابلوهای سیاه مشق، خوش نویس از دو یا چند قلم استفاده می کند که یک فضایی خاص با عمق زیاد به وجود می آید. با این وجود برخورد حروف و کلمات با یکدیگر و همچنین قرار گرفتن آن ها بر روی هم نیز فضایی شبیه پرسپکتیو را خلق می کند. شاید عناصر سیاه مشق در ذهن بیننده اثر آشنا باشد و در نگاه اول بتواند با آن ها ارتباط برقرار کند، ولی از طرف دیگر ناخوانایی حروف، کلمات، مفردات و ترکیبات بیننده را به تفکر و تامل وادار می کند.
یکی از معروف ترین کسانی که در دوره قاجار آثار زیبایی از سیاه مشق خلق می کرد، میرزا غلامرضا اصفهانی است که فضای بی نظیری را در آثار خود خلق می کرد. در دوره معاصر نیز می توان به بزرگانی همچون احمد ابوطالبیان، پوریا خاکپور، رضا کوهنورد و بسیاری از افراد دیگر اشاره کرد.(منبع: خط و قلم)
5) تجلی نام مبارک امیرالمومنین علی(ع) در شکسته نستعلیق
شکستهنستعلیق از جدیدترین خطوط و زیباترین و سومین گونه از خوشنویسی ایرانی است که در اوایل سده یازدهم هجری قمری ابداع شد. چون بیشتر شکلهای آن از شکستن و رها کردن خط نستعلیق گرفته شده بود به نام شکستهٔ نستعلیق شهرت یافت. این خط را میتوان ایرانیترین خط از میان خطوط مختلف خوشنویسی اسلامی دانست.
خط شکسته نستعلیق از طرفی حاوی جزئیاتی از خط تعلیق است که در تندنویسی به کار کاتب میآید. در واقع خط شکسته پلی است میان روانی و تندنویسی تعلیق و ظرافت و زیبایی نستعلیق.
شکستهنستعلیق از جدیدترین خطوط و زیباترین و سومین گونه از خوشنویسی ایرانی است که در اوایل سده یازدهم هجری قمری ابداع شد. چون بیشتر شکلهای آن از شکستن و رها کردن خط نستعلیق گرفته شده بود به نام شکستهٔ نستعلیق شهرت یافت. این خط را میتوان ایرانیترین خط از میان خطوط مختلف خوشنویسی اسلامی دانست.(فضائلی، حبیبالله، تعلیم خط) خط شکسته نستعلیق از طرفی حاوی جزئیاتی از خط تعلیق است که در تندنویسی به کار کاتب میآید. در واقع خط شکسته پلی است میان روانی و تندنویسی تعلیق و ظرافت و زیبایی نستعلیق. استفاده از نام «مولای متقیان علی» در اکثر آثار هنری به خط شکسته نستعلیق به وفور دیده میشود. نام مبارک امام علی(علیه السلام) بارها مورد استفادهٔ هنرمندان خوشنویس در معماری ایرانی و اسلامی و تابلو نویسی های گرانبها و ارزشمند از نظر هنری قرار گرفته است. و خوشنویسی نام امیرالمومنین علی(علیه السلام) از اهمیت ویژه در بین هنرمندان خطاط برخوردار بوده است. نام مولای متقیان علی (علیه السلام) در خطوط ایرانی و اسلامی عنصر هویتبخش هنر شیعی است و واژه «مولای متقیان علی» به گونه های مختلف هنری و در قالب های متنوعی با خطوط مختلف از جمله کوفی، ثلث، نستعیلق، دیوانی جلی و خفی ، شکسته نستعلیق و اقلام سته به کار رفته است.
در اواسط قرن هشتم هجری خوشنویسی ایرانی قدم در یکی از عالیترین دورههای خود گذاشت و سه قلم از خطوط ایرانی یعنی «تعلیق»، «نستعلیق» و «شکسته نستعلیق» بر جریدهٔ ایام جلوهگر شدند. خطوطی که اگر چه الفبای آن برگرفته از الفبای عربی است، اما آثار آن را باید از ابداعات خاص ایرانیان دانست.
قرن هشتم و نهم هجری در هرات از بهترین دورههای رشد خوشنویسی بهشمار میآید و این هنر بزرگ پارسی در تمام مجامع و موسسات علمی مورد توجه بوده، شاهان و شاهزادگان به آن نظر ویژهای داشتهاند تا آنچه که خط نویسان و خط شناسان بسیاری را در دربار خویش جلب کرده و آنان را ترغیب و تشویق شایسته مینمودند.
چنانچه در احوال بعضی از هنرمندان آمده حتی جایزههای بسیار بزرگ و با ارزش را برای هنرمندان منظور میکردند و از علاقهمندی آنان بدین هنر این بس که تعدادی از شاهان و بزرگان خود از خوشنویسان صاحب نام بودهاند. آثار بجا مانده از آنان خود دلیل و مدرک بارزی بر این مدعا است. در چنین بستری حط شکسته نستعلیق پا به عرصه وجود گذاشت.
عدهای «مرتضی قلی خان شاملو» حاکم هرات و برخی دیگر «محمد شفیع هروی» معروف به «شفیعا» را ابداع کنندهٔ این خط دانستهاند. مرحوم عبدالمحمدخان ایرانی مؤلف کتاب «پیدایش خط و خطاطان» عقیده دارد که که شکسته نستعلیق در زمان صفویه به وجود آمد و مرتضی قلی خان شاملو آن را از نستعلیق رویاند.
همچنین اذعان میدارد که میرزا شفیعا هراتی (یا همان محمد شفیع هروی) از خوشنویسان این قلم که منشی مرتضی قلی خان بودهاست آن را تکمیل نمودهاست. در نیمهٔ دوم سده دوازدهم «درویش عبدالمجید طالقانی» شکستهٔ نستعلیق را به اوج تکامل رسانید. او اهل طالقان بود، درجوانی به اصفهان رفت و بسیار زود در سن ۳۵ سالگی چشم از جهان بست.
شیوه شکستهنویسی از زمانی که در نیمه دوم قرن ۱۲ درویش عبدالمجید طالقانی این خط را به کمال رساند و آن را قانونمند نمود، و تا به امروز همان مکتب و شیوه قابلیت خود را حفظ کردهاست. بعد از درویش عبدالمجید طالقانی از شکسته نویسان مهم دوره قاجار میتوان از میرزاحسن اصفهانی، محمدرضا اصفهانی، میرزا کوچک اصفهانی، محمدعلی شیرازی و نهایتاً سید علی اکبر گلستانه را نام برد که پل ارتباطی بود بین نسل گذشته با دوران معاصر. میرزا غلامرضا اصفهانی شکسته را بسیار نزدیک به درویش مینوشت و از سید گلستانه آثار درخور توجهی در خط شکسته نستعلیق باقی ماندهاست.
در سال ۱۲۸۰ خورشیدی (۱۳۱۹ قمری) پس از مرگ ناگهانی سید گلستانه در چهل و پنج سالگی، رکود طولانی و عظیمی در پیشرفت این خط رخ داد و این رکود تا سال ۱۳۵۰ خورشیدی ادامه یافت و تا آن سال اغلب خوشنویسان با یک دیدگاه سلیقهای و غیراصولی به این خط میپرداختند. در سال ۱۳۵۰ دوباره حرکت عظیمی در این امر انجام گرفت و خوشنویسان با تهیه عکسها و فتوکپیهایی که در دسترس بود، این خط زیبا را به جریان انداختند. استادان یدالله کابلی خوانساری، محمدحسین عطارچیان، غلامرضا مشعشعی و مجتبی ملکزاده در این میان نقش مهمی را ایفا کردند.استاد غلامرضا مشعشعی ، استاد محمدحسین عطارچیان و استاد یدالله کابلی خوانساری بیش از یک دهه از سال ۱۳۵۰، به آموزش خط شکستهنستعلیق در انجمن خوشنویسان ایران پرداختهاند. و همچنین میتوان به چند تن از اساتید برجسته خط شکسته نستعلیق ایران که دارای نشان درجه یک هنری هستند اشاره کرد استادان : محمد حیدری ، یوسف کله جاهی ، ذبیح الله لولویی مهر ، رضا امینی ، میثم سلطانی و ... اشاره کرد.
خط شکسته در بدو پیدایش بهطور کلی در پاسخ به نیاز سرعت در نوشتن پدیدار گشت و با رها شدن قوسها و سایش دندانهها و اتصالات حروف و کلمات در خط نستعلیق بهوجود آمد. این رهایی و روان شدن تا جایی رسید که پیوستگیهای بیشماری را بهدنبال داشت که همین امر موجب دشوار شدن خواندن آن شد.
ترکیببندی و طراحی صفحه در خط شکسته از اهمیت بسیاری برخوردار است، چرا که خط شکسته به دلیل پیچشهای بسیار در کلمه وسط، کلیات ترکیب آن نیز از فرم خاصی تبعیت میکند. قدما در ترکیب بندی از اقلام ریز و غالباً از یک قلم استفاده میکردند ولی شکسته نویسان امروزی ترکیبی از اقلام مختلف از غبار تا جلی و شش دانگ را در یک صفحه ترکیب میکنند. در این شیوه هر قطعهای فرم و فضا و ترکیبی خاص خود را پیدا میکند و شاید عمدهترین تحولی که در خط امروز و در صفحه آرایی خط شکسته پدید آمده، همین تنوع و تازگی است.
6) تجلی نام مبارک امیرالمومنین علی(ع) در خط کوفی معماری و بنایی
نخستین نوع خوشنویسى که قرآن کریم به آن نوشته شد «خط کوفى» بود. بعد از ظهور اسلام در ایران، این خط نیز رواج یافت.
با تأسیس شهرهاى کوفه و بصره در دومین دههٔ شکوفایى اسلام، دانشمندان گرانقدرى بوجود آمدند که توجه زیادى به زبان و خط عربی داشتند و کوفه نقش تعیینکنندهاى در خط مکّى - مدینهاى داشت؛ و خط جدیدى پدید آمد که بنام خط کوفى مشهور شد. خط کوفى در نیمه دوم قرن اول هجرى به اوج خود رسید و سه قرن دوام یافت.
به طور کلى خط کوفى در دو نوع ظاهر شده است. یکى تحریری، کتابتی، ساده و تزئینى و موشّح؛ و دیگرى کوفى بنّایى و معقّلی:
خط کوفى تزئینی، از قرن دوم هجرى عامل بسیار مهمى در هنر اسلامى براى سورههاى قرآن مجید، نوشتههاى روى سکهها و لوحههاى یادبود بشمار مىآمد. اما مهمترین جلوه خط کوفى تزئینى را باید در قرن چهارم هجرى در کتیبههاى سلجوقى که در اواخر حکومت خلفاى عباسى فعالیت داشتند، جستوجو کرد. از قرن چهارم به بعد خط کوفى به تنهایى شکل تزئینى یافت و این تحول تا اواخر قرن پنجم هجرى ادامه یافت. از این زمان به بعد خط کوفى عملکرد اصلى خود را از دست داد و صرفاً تزئینى گشت.
خط بنایى یا معقلى خطى است بدون دور و متکى بر سطح. خط بنایى تشکیل شده از خطوط مستقیم عمود برهم که زوایایى را بوجود مىآورد.
اصل و منشأ خط کوفى از خط سریانى است. خط کوفى ایرانى نیز براساس نتایج برخى پژوهندگان معاصر در آثار بازمانده کشف شده است. این خط کوفى شیوهٔ خاصى داشته با حروف منفصل که با خاطى مویین به یکدیگر پیوسته و در آن شباهتى با خط اوستایى و پهلوى یافت شده است که آن را کوفى شیوهٔ ایرانى نامیدهاند.
خط کوفى در ایران تا مدت پنج قرن معمول بوده است که بیشتر در کتابت قرآن و تزئین ابنیه، کتب، ظروف و ... به کار مىرفته است.
استفاده از نام «مولای متقیان علی» در اکثر آثار هنری به خط کوفی به وفور دیده میشود. نام مبارک امام علی(علیه السلام) بارها مورد استفادهٔ هنرمندان خوشنویس در معماری ایرانی و اسلامی و تابلو نویسی های گرانبها و ارزشمند از نظر هنری قرار گرفته است. و خوشنویسی نام امیرالمومنین علی(علیه السلام) از اهمیت ویژه در بین هنرمندان خطاط برخوردار بوده است. نام مولای متقیان علی (علیه السلام) در خطوط ایرانی و اسلامی عنصر هویتبخش هنر شیعی است و واژه «مولای متقیان علی» به گونه های مختلف هنری و در قالب های متنوعی با خطوط مختلف از جمله کوفی، ثلث، نستعیلق، دیوانی جلی و خفی ، شکسته نستعلیق و اقلام سته به کار رفته است.
خط کوفی نام خطی از خطوط اسلامی است که منسوب به شهر کوفه است و گفته میشود که در آن جا شکل گرفته و توسعه یافتهاست. پس از سدهٔ سوم هجری با فراگیر شدن خط نسخ و دیگر دبیرههای نوآوری شده، رفتهرفته کاربرد خط کوفی کمتر شد، تا این که پس از سده پنجم هجری کمابیش کنار گذاشته شد و بیشتر کاربرد تزیینی و محدود یافت.خط کوفی بیشتر متشکل از خطوط مستقیم و زاویهدار است و کمتر خمیدگی یا دور در آن مشاهده میشود، اغلب شیوههای نگارش این خط با حرکتهای عمودی و افقی ممتد و بلندی همراه است. هرچند در نسخههای متأخر این خط نقطهگذاری و حرکتگذاری دیده میشود اما در بیشتر متونی که به این خط در سدههای نخست اسلامی نوشته شده نقطههایی برای نشان دادن واکههای کوتاه و نقطههایی برای تفکیک حروف مشابه نیست.
هرچند کهنترین نمونههای باقیمانده از قرآن با خط حجازی نگاشته شدهاند، اما میتوان کمابیش گفت همزمان با ظهور اسلام، خط کوفی هم شکل گرفت و قرآن با خط کوفی نوشته شد و بعدها با سوادآموزی یاران و شاگردان محمد بن عبدالله این خط بسط یافت. در نخستین سدههای اسلامی در پی نیاز به داشتن خطی منزه که بتوان آن را بدون غلط خواند خط کوفی مراحل تکامل را بهسرعت طی کرد. دبیره عربی و به تبع آن خط کوفی که رسمیترین و سازمانیافتهترین شیوه نگارش این خط بود، اصلاحات و ابداعاتی را در کمتر از دو سده از سر گذراند، تا به خطی کامل برای ثبت قرآن و سایر متون تبدیل شود. البته این تغییرات با مخالفتهایی نیز روبهرو بود و گروهی معتقد بودند که باید قرآن همچنان به همان شکل زمان محمد نوشته شود. اما سرانجام نیاز شدید به خطی بر اساس قاعده و نظم آسان بر نظر محافظهکاران پیروز شد.
در آغاز برای صحیح ادا کردن متون نوشته شده و تشخیص حرکات حروف (زیر و زبر)، نقاطی درشت و مدور را به کار گرفتند که اغلب با رنگ قرمز و گاه سبز، در کنار حروف سیاه درج میشد. این ابتکار توسط ابوالاَسوَد دُؤَلی (درگذشت: ۶۹ ه.ق) انجام پذیرفت. به این شکل که یک نقطه در بالای حرف بهجای زبر، یک نقطه در زیر حرف بهجای زیر، یک نقطه جلوی حرف بهجای پیش و دو نقطه روی یکدیگر بهجای تنوین به کار میرفت. با این همه هنوز کوفی برای خواندن بیغلط، بهویژه برای کسانی که عربی زبان مادری آنها نبود کافی به نظر نمیرسید. چراکه هنوز هم تفاوت میان حروف مشابه مانند ب، ت، ث، ج، ح، خ، د، ذ، ر، ز، س، ش، ق، ف و مانند آنها خواندن متن را دشوار میکرد. این مشکل با ابتکار «یحیی بن یعمر» حل شد که بر روی حروف نقطهگذاری کرد و برای تمایز این نقطهها از نقطههایی که پیش از آن برای زیر و زبر بهکار میرفت قرار شد که این نقطهها با دوایر کوچک یا خطوط مورب نازک به رنگ سیاه گذارده شوند، افزون بر این ترتیب حروف نیز دستخوش تغییر شد و حروف الفبا بر مبنای ابتثی (ا، ب، ت، ث،…) منظم شد. سپس «خلیل ابن احمد فراهیدی» (۱۰۰–۱۷۰ ه.ق) علائمی را شامل فتحه، ضمه، کسره، سکون، تشدید، مد، همزه و تنوین پیشنهاد کرد. هرچند کتابت قرآن به صورت اولیه و بدون اعراب و اعجام یا با نقطههای ابوالاسودی تا سدهٔ ششم نیز کم و بیش به چشم میخورد، اما این ابتکارات در سرتاسر سرزمینهای اسلامی به سرعت همهگیر شد.
با گذشت زمان و بهویژه پس از سده پنجم هجری کاربرد نوشتاری و کتابت کوفی به خطوط نسخ و محقق واگذار گردید و خط ثلث نیز در کتیبهنگاری گوی سبقت را از کوفی ربود.
خط کوفی از حالت ساده و بیپیرایهٔ اولیه درآمد و با انواع گل و برگ و تصاویر انسان و حیوان عجین شد و به عنوان عاملی تزیینی رخ نمود. خط کوفی در هنرهای صناعی مانند پارچهبافی، شیشهگری، فلزکاری، سفالگری، و در معماری و هنرهای وابسته به آن مانند آجرکاری، کاشیکاری کاربرد خود را حفظ کرد.
قرآن رضوی بازآفرینی قرآن شماره ۱۵۸۶ کتابخانه آستان قدس رضوی منسوب به علی بن موسی الرضا(علیه السلام)
کتابخانه مرکزی آستان قدس رضوی در سال ۱۳۹۸ هشت قلم کوفی را از روی قرآنهای شماره ۱، ۲ ،۶، ۱۳، ۱۶، ۱۵۸۶، ۳۳۸۲ و ۳۵ منتشر کردهاست
این قرآنها که با خط کوفی بر روی پوست آهو نوشته شدهاند، منسوب به امام اول، امام دوم، امام سوم، امام چهارم، امام ششم، امام هفتم و امام هشتم شیعیان هستند که در سال ۱۳۹۸ به صورت کامل بازآفریده و احیا شدهاند.
در طول تاریخ بیش از ۳۰ شیوه نگارشی از خط کوفی ابداع شد. با گسترش اسلام و کشورگشایی مسلمانان خط کوفی در جای خط عمومی اسلام به شرق و غرب سرزمینهای اسلامی راه یافت و با ورود به هر سرزمینی، این خط تحت تأثیر فرهنگ و تمدن آنجا تغییراتی پذیرفت و به خط محلی آن سرزمین یا شهر مشهور شد. افزون بر آن با گسترش خطوطی چون نسخ و محقق کاربرد کوفی برای نگارش متن قرآن کاهش پیدا کرد و بیشتر برای کتیبههای تزیینی در سرلوح کتابها یا بر روی بناهای مختلف بهکار رفت. آمیختگی این خط با تزیینات گیاهی و اسلیمی به ویژه در دوران سلجوقی و همچنین ترکیب با معماری و شیوههای آجرچینی شیوههای بسیار متنوعی را بهوجود آورد. از این رو تنوع در خط کوفی در بین تمام خطوط جهان بینظیر است.
جالب است که دانشمندی چون ابوجیان توحیدی در اوایل سدهٔ یازدهم میلادی/پنجم هجری هنوز از ۱۲ شکل عمدهٔ خط کوفی یاد میکند که بسیاری از آنها نام خود را از مکانهایی که در آنجا بهکار رفته گرفتهاند.
7) تجلی نام مبارک امیرالمومنین علی(ع) در چلیپا
چلیپا یکی از پرکاربردترین قالبها و شیوههای نگارش در خوشنویسی در خط نستعلیق بهویژه در ایران است. خط چلیپا شکلی است از دو خط متقاطع که به زوایای قائم تقاطع کرده باشند. به نوشتهٔ «غلامحسین امیرخانی» چلیپا؛ مورب نوشتنِ دو بیت یا چهار مصراع از شعری، با مضمون و پیامِ واحد، در یک صفحه مستطیل است. بدین ترتیب که باید چهار سطر شعر را، که امکان دارد از نظر هندسه حروف و کلمات، ناموزون و ناهمگون باشند، در مجموعهای تناسب بخشند، ضمن آنکه در مجموع و در هر چهارسطر، نسبتهای مشترک چون زنجیرهای پیوستگی داشته باشند و در آن اصول زیبایی رعایت شود.
استفاده از نام «مولای متقیان علی» در اکثر آثار هنری به خط نستعیلق و شکسته و سبک چلیپا به وفور دیده میشود. و خوشنویسی نام امیرالمومنین علی(علیه السلام) از اهمیت ویژه در بین هنرمندان خطاط برخوردار بوده است. نام مولای متقیان علی (علیه السلام) در خطوط ایرانی و اسلامی عنصر هویتبخش هنر شیعی است و واژه «مولای متقیان علی» به گونه های مختلف هنری و در قالب های متنوعی با خطوط مختلف از جمله کوفی، ثلث، نستعیلق، دیوانی جلی و خفی ، شکسته نستعلیق و اقلام سته به کار رفته است.
از کلمه چلیپا در خوشنویسی دو معنا استنباط میشود:
۱) نمونه آثاری که در آن کرسیِ کلمات «مورب» است و سطرها به صورتِ متقاطع با کرسیِ آشنا و اولیه خوشنویسی (کرسی افقی) قرار گرفتهاند، که نمونه آن در آثارِ تاریخی خوشنویسی، بیشتر در آثارِ قبل از قرن نهم و در اَقلام ستّه (خطوط ششگانه) و خط تعلیق، مشهود است.
۲) کرسیهایِ مورب چهارگانهای که با نسبتی خاص (بر مبنای خطوط مفروضِ عمودی و افقی) قرار میگیرند و ظهور آنها در تاریخ خوشنویسی با وضوح بیشتر، پس از ابداع و رواجِ خط نستعلیق و سپس شکسته، یعنی پس از قرن نهم، دیده میشود. با توجه به رواج چلیپا در معنای دوم، آنچه گذشتگان به نام چلیپا میشناختند، به موربنویسی شهره شد.
با آنکه چلیپانویسی حتی در اولین آثار به خط نستعلیق ، به قلم خواجه میرعلی تبریزی با شکلی امروزی دیده میشود و با اینکه همه بزرگانِ نستعلیق، به چلیپانویسی اقبال بسیار داشتهاند، لیکن هیچکدام چلیپا را تعریف نکردهاند. گواهِ این مدعا نپرداختن به این موضوع در سه رساله نامدارِ صراطالسطورِ سلطانعلی مشهدی، مدادالخطوطِ میرعلی هروی، و آدابالمشقِ باباشاه اصفهانی یا میرعماد قزوینی است. این اقبال به چلیپانویسی و نپرداختن به مسائلِ نظریِ آن، شاید از آنرو بوده است که خوشنویسانِ گذشته، ملاک و معیارِ زیبانویسی عبارات را در قالب «سطرنویسی» میجسته و میپنداشتهاند هرکس سطرنویسی را درست آموخته باشد، از عهده چلیپا نیز برخواهد آمد. اما چون در سیر تاریخیِ خوشنویسی، چلیپانویسی با شعر فارسی نسبتِ استواری برقرار ساخته، یکی از شیوههایِ نوشتاریِ پرکاربرد خوشنویسی، به ویژه خط نستعلیق و خط شکسته شده است
خوشنویسان قرنِ حاضر در ایران، براساس مشاهدات خود از نمونههای تاریخیِ چلیپا و تجربیات خویش تقسیمبندیهای گوناگونی از چلیپا کردهاند که مورد توافق همه نیست.
این تقسیمبندیها بر دو نوعاند: ۱) انواع چلیپا براساس ساختارِ کرسی سطرها، که عبارتاند از: چلیپای ساده؛ چلیپای مُرَدَّف، که تفاوت آن با چلیپای ساده این است که همه سطرها از یک جهت آغاز میشوند؛ چلیپاهای مرکّب، که از ترکیب چلیپاهای ساده یا مردّف پدید میآیند و صورتهای متنوعی به دست میدهند، مانندِ چلیپای گیسو و چلیپای گردان).
۲) انواع چلیپا برپایه ترکیب حروف و عبارات در سطرها، که عبارتاند از:
الف) چلیپای ساده (موافق)، که در هر سطر یک کشیده (مَدّ) قرار میگیرد و تمامی چهار کشش از انواع کشیدههای اصلی (مدّاتِ حقیقی) محسوب میشوند، مانند باء کشیده، و سین. بهترین حالت قرار گرفتنِ کشیدهها در چلیپا، روبهروی هم بودن آنهاست یا اینکه مَدِّ سطرِ دوم، به نسبت سطر اول، اندکی به سمت راست متمایل شود.
ب) چلیپای غیرهمگون (ناموافق). در این نوع، برخلاف نوع اول، کشیده در مصراع دوم در سمت چپ و نزدیک به انتهای سطر واقع است:
ج) چلیپاهای همساز (دارای ردیف شعری)، که انتهای مصراعهای ۱ و ۲ و ۴ آنها به یک شکل است:
د) چلیپاهایی با چند کرسی در هر سطر: در چلیپاهایی که طول هر سطر آن (به لحاظ تعداد کلمات در سطر) متعادل و متوسط باشد، میانگینِ فاصله بین سطور ده تا دوازده نقطه، از نقطه معیار خواهد بود (نقطه معیار هر قلم عبارت است از نقطه کاملی با طول و عرض مساوی، که با زبانه هر قلم بر کاغذ ایجاد میشود). در چلیپاهایی که طول سطرهای آن بلند است، فاصله مذکور تا پانزده نقطه نیز به زیباییِ اثر نقصانی وارد نمیآورد.
در پایان:
جا دارد که از دلسوزی، همراهی و توجه و تلاش و کوشش اساتید معظم و متعهد و متدین و مجاهد خود در تعلیم و تربیت و انتقال معلومات و تجربیات ارزشمند فرهنگی و هنری، در کنار برقراری رابطه صمیمی و دوستانه و ایجاد فضایی به دور از تشریفات، برای کسب علم و هنر و دانش خوشنویسی، گرافیکی و روانشناسی رنگ و نقش، بر خود وظیفه میدانم در کسوت شاگردی از زحمات ارزشمند استاد مسعود نجابتی، عبدالرسول یاقوتی، قباد شیوا، سید محمد احصایی و سید حسن موسیزاده تقدیر و تشکر نمایم. از خداوند متعال برای این اساتید عزیزم، سلامتی، موفقیت و همواره شاگرد پروری را مسئلت دارم.
شاگرد شما، ابوالفضل رنجبران
© کلیه حقوق متعلق به صاحب اثر و پرتال فرهنگی راسخون است. استفاده از مطالب و آثار فقط با ذکر منبع بلامانع است.
مطلبی دیگر از این انتشارات
ابوالفضل رنجبران از خطوط فراموش شده خوشنویسی ایرانی و اسلامی میگوید:
مطلبی دیگر از این انتشارات
ابوالفضل رنجبران از آموزش و یادگیری خوشنویسی میگوید:
مطلبی دیگر از این انتشارات
ابوالفضل رنجبران از خط رقاع و توقیع میگوید: