ابوالفضل رنجبران از جایگاه حدیث علی مع الحق در خوشنویسی می‌گوید:

ابوالفضل رنجبران
ابوالفضل رنجبران


در خدمت جناب آقای ابوالفضل رنجبران طراح گرافیست و پژوهشگر تاریخ هنر هستیم، و قرار است توسط ایشان

در این مبحث به جایگاه حدیث علی مع الحق در خوشنویسی بپردازیم.

جناب آقای رنجبران لطفا مختصری از جایگاه حدیث علی مع الحق در خوشنویسی همراه با ارائه منبع بفرمایید؟


حدیث عَلِیٌّ مَعَ الْحَقِّ وَالْحَقُّ مَعَ عَلِیٍّ به روایتی از پیامبر اکرم(ص) اشاره دارد که امام علی(ع) را همواره همراه حق و حق را همواره با علی(ع) معرفی کرده است. مضمون این حدیث با عبارت‌های مختلفی از پیامبر(ص) نقل شده است. برخی از این نقل‌ها در منابع شیعه و سنی آمده و متواتر دانسته‌ شده است. با این حال ابن تیمیه حرانی صدور این روایات، هرچند به صورت ضعیف از پیامبر(ص) را انکار کرده است.

حضرت علی(ع) در شورای شش‌نفره تعیین خلیفه که پس از عمر بن خطاب تشکیل شد، برای اثبات شایستگی خود به خلافت به این حدیث احتجاج کرد. همچنین برخی از صحابه و عالمان اهل‌سنت برای اثبات درستی کارهای امام علی(ع) به این حدیث استناد کرده‌اند.

از این حدیث، برتری امام علی(ع) بر دیگر صحابه،

 عصمت، وجوب اطاعت و اولویت داشتن وی برای امامت و جانشینی پیامبر(ص) و نیز ممنوعیت سب وی برداشت شده است.

جایگاه حدیث علی مع الحق در خوشنویسی
نام مبارک امیرالمومنین علی(علیه السلام) به دلیل شخصیت برجسته و ویژگی‌های خاص ایشان، بار‌ها در هنرهای مختلف ایرانی و اسلامی مورد استفاده قرار گرفته است. آثاری که در این زمینه به یادگار مانده‌اند، امروز بخشی از تاریخ هنر اسلامی و ایرانی را تشکیل می‌دهند. که یکی از مهمترین این هنر‌ها، هنر خوشنویسی می‌باشد.

استفاده از نام مبارک و مقدس مولای متقیان علی(علیه السلام) در هنرهای تجسمی، بخصوص هنر معماری و خوشنویسی از زمان صفویه که مذهب رسمی ایران شیعه شد، رونق گرفت. در معماری اسلامی، خوشنویسی و نقاشی شاهد آثاری هستیم که با این نام هویت خاصی یافته‌اند و علاوه بر زیبایی بیانگر بخشی از تاریخ هنری و مذهبی هنر ایرانی هستند.
استفاده از خطوط در معماری ایرانی و اسلامی، از ویژگی‌های این هنر تجسمی در ایران است که نوعی عنصر تزیینی تلقی می‌شده است.
این خطوط الهام گرفته از «خط کوفی و اقلام سته» است که در کاشی‌کاری‌های قسمت‌های خارجی مساجد، کتیبه‌ها و مناره‌ها استفاده می‌شود.

تولید اثر هنری چه در معماری و خوشنویسی و چه در آثار دیگر در ستایش ائمه اطهار، بخصوص شخصیت بارز و برجسته مولای متقیان امیرالمومنین علی(علیه السلام) از دیرباز یکی از دغدغه‌های هنرمندان متعهد بوده.دغدغه‌ای که در زمان‌های مختلف به شکلهای کاشی معرق، نقاشی، پوستر، صنایع دستی و یا هر هنر تجسمی دیگری بروز یافته است. هنرمندان در دوران مختلف بنا به پیشرفت هنر آن زمان و با ابزارهای موجود تمام تلاش خود را به کار می‌گرفتند تا بهترین آثار را برای ائمه تولید کنند. این آثار معمولا یا در حرمهای این بزرگواران استفاده می‌شد یا از آنها در موزه‌های دینی نگهداری می‌شد.


نام مولای متقیان علی(علیه السلام) عنصر هویت‌بخش هنر شیعی است و واژه «مولای متقیان علی» به گونه های مختلف هنری و در قالب های متنوعی به کار رفته است. ذوق هنری و علاقه هنرمندان شیعی به آن امام همام باعث شده است که این واژه هویت بخش هنر شیعی ایران در ساحت تمدن اسلامی شود. آرایه های تزیینی معماری اسلامی در ایران به خوبی گواه این امر است. تقدیس نام مولای متقیان علی(علیه السلام) در قالب گردونه مهر که از نقوش کهن و آیینی قبل از اسلام است این جایگشتی را در دوران اسلامی نسبت به مولای متقیان علی(علیه السلام) نشان می دهد.

علاوه بر زیبایی، این خطوط بیانگر نوعی مفهوم در کتیبه‌ها بودند که به معماری بنا، معنای تازه‌ای می‌بخشیدند. از مهم‌ترین ویژگی‌های این خطوط، ساده بودن آن‌هاست که باعث می‌شود به راحتی به صورت اشکال هندسی دربیایند.

استفاده از نام «مولای متقیان علی» در کتیبه‌ها از‌ همان دوران صفویه که مذهب رسمی ایران شیعه شد، به شدت رونق گرفت. این نام گاهی در کنار نام‌های «الله» و «محمد» و ائمهٔ دیگر به کار رفته و‌ گاه به تنهایی به کار رفته راست. این کلمه بار‌ها مورد استفادهٔ هنرمندان خوشنویس در معماری اسلامی قرار گرفته است.

انتساب اولین خوشنویس و در برخی منابع واضع خط کوفی در رسالات خوشنویسی به نام مولای متقیان علی(علیه السلام) رقم خورده است. هنرورزی خوشنویسان با نام مقدس و مبارک مولا علی(علیه السلام)، القاب و اشعار و روایاتی که در شأن آن امام بیان شده، گواه این امر است.

مسجد «لرزاده» که یکی از معروف‌ترین مساجد تهران، نمونه‌ای از به کارگیری نام «علی» در معماری است. معمار این مسجد، حسین لرزاده، از معماران نامی ایرانی است. او در منارهٔ این اثر در کنار نام «الله» و «محمد» از نام «علی» نیز استفاده کرده است. لرزاده به دلیل آشنایی با هنر خوشنویسی توانسته این نام را به صورت شکل هندسی مربع دربیاورد ودر جای جای مناره استفاده کند.


مولا علی(علیه السلام) از خوشنویسان دورهٔ خود بود و در آثاری که به نام ایشان به جای مانده این خوشنویسی و توجه به خط مشهود است. هنرمندان خوشنویس هم بار‌ها از نام ایشان در کارهای خود استفاده کرده‌اند. ویژگی‌های خاص این نام در عین ساده بودن آن است که باعث شده هر خوشنویسی با توجه به ویژگی‌های کاری خود، اثری متفاوت خلق کند و شاهد کارهای متنوعی در این زمینه باشیم.


محتوا و متن
همراهی با حق، از فضایل امیرالمؤمنین(ع) است که در روایتی از پیامبر اکرم(ص) به آن اشاره شده است. در این روایت آمده است: «علی مع الحق و الحق معه؛ علی با حق است و حق با علی». این حدیث با تعابیر مختلفی از پیامبر(ص) در مناسبت‌های گوناگون نقل شده است.

علامه حلی معتقد است که روایات در این زمینه به حدی است که قابل شمارش نیست. نقل‌های مختلف این حدیث در کتاب‌هایی همچون کشف الیقین، کشف الغمه، بحار الانوار، الغدیر و میزان الحکمه آمده است. سید هاشم بحرانی در غایةالمرام به این حدیث و احادیث مشابه آن در دو باب و در قالب ۲۶ مورد پرداخته است.

اعتبار این حدیث
برخی بر این باورند که برخی از این احادیث، قطعی و ثابت و مورد اتفاق فریقین و متواتر هستند.

همچنین گفته شده که پاره‌ای از متون این احادیث، از عالی‌ترین درجه اعتبار برخوردارند و تواتر و قطعی بودن آن مورد قبول محدثان شیعه و سنی است. همچنین ایرادی به راویان و سند این حدیث گرفته نشده است.

ابن ابی‌الحدید سند آن را صحیح و قطعی دانسته است؛ چنان‌که روایات با مضمون «علی مع الحق» در برخی صحاح سته و دیگر آثار اهل سنت وجود دارد که تعداد آنها را تا حدود ۱۳۰ مورد برشمرده‌اند.

ادعای ابن تیمیه
ابن تیمیه حرانی در کتاب منهاج السنة معتقد است که این حدیث را کسی از پیامبر(ص) حتی با اسناد ضعیف هم نقل نکرده است. او علامه حلی را به خاطر نقل این حدیث سرزنش کرده و او را دروغگو دانسته است. محققان شیعه در پاسخ ابن تیمیه به احادیث صحابه از پیامبر(ص) در این باره اشاره کرده‌اند.

همچنین علامه امینی در کتاب الغدیر، پس از نقل سخنان ابن تیمیه، روایات فراوانی از بزرگان اهل‌سنت و کتب معتبر آنان نقل کرده است.

راویان این حدیث معتبر
روایت علی مع الحق از سوی امام علی(ع) و ۲۳ تن از صحابه نقل شده است که از جمله آنها خلیفه اول، سعد بن عباده، ابوذر غفاری، مقداد، سلمان فارسی، عمار یاسر، ابوموسی اشعری، ابوایوب انصاری، سعد بن ابی‌ وقاص، عبدالله بن عباس، جابر بن عبدالله انصاری، و حذیفة بن یمان عایشه و ام سلمه هستند.

در روایات اهل‌بیت(ع) به نقل از امام صادق(ع) از اجدادش به این حدیث اشاره شده است.

احتجاج‌ها
حضرت علی(ع) و دیگر صحابه در موقعیت‌های مختلف به حدیث علی مع الحق احتجاج کرده‌اند:
در شورای شش نفره؛ حضرت علی(ع) در شورای شش‌نفره که پس از مرگ خلیفه دوم برای تعیین خلیفه تشکیل شد، برای اثبات شایستگی و برتری خود به خلافت به این حدیث استناد کرد و از اهل شورا خواست تا بر درستی آن گواهی دهند و آنها نیز گفته او را تأیید کردند.

جنگ جمل؛ محمد بن ابی‌بکر، عبدالله بن بدیل و برادرش محمد پس از جنگ جمل به سراغ عایشه رفته و او را با توجه به حدیثی که از جانب وی درباره همراهی حق و امام علی(ع) آمده، بازخواست کردند. عایشه بعد از جنگ نهروان نیز به درستی کار حضرت علی(ع) بر اساس همین حدیث گواهی داد.

جنگ صفین؛ ابوایوب انصاری صحابی پیامبر(ص) در جنگ صفین و در برابر مخالفان امام علی(ع) به حضور عمار یاسر در کنار امام و همراهی او با حق بر طبق سخن پیامبر اکرم(ص) پرداخته است. همچنین سعد بن ابی‌وقاص نیز که با امام میانه‌ای نداشت در برابر معاویة بن ابی‌سفیان به این حدیث استدلال کرده است.

احمد بن حنبل، ابن ابی‌الحدید، ابن جوزی، و سبط بن جوزی از عالمان اهل سنت با استناد به این حدیث به مدح حضرت علی(ع) پرداخته و یا بر درستی اعمال او گواهی داده‌اند.

برداشت‌ها
عالمان مسلمان از حدیث علی مع الحق برداشت‌هایی کرده‌اند:
علی(ع) معیار حق و باطل است. امام علی(ع) ملازم با حق، حق‌بین، حق‌گو و ملاک شناخت حق از باطل معرفی شده است.

عده‌ای برطبق این روایات، معارضان با او را گمراه و خارج از حق عنوان کرده‌اند.‌ عده‌ای نیز با استناد به این احادیث تنها فرقه ناجیه را پیروان امام علی(ع) می‌دانند.

فخر رازی، مفسر اهل سنت، با استدلال به این حدیث معتقد است که هرکس در دینش به علی(ع) اقتدا کند، هدایت یافته است.

چنان‌که در ادامه این روایت آمده است که پیامبر(ص) به عمار یاسر فرمود: اگر تمام مردم به یک سمت بروند و امام علی(ع) به سمت دیگر برود، تو به سمت علی برو که راه علی(ع) راه حق خواهد بود.

امامت و جانشینی بلافصل امام علی(ع)
عالمان شیعه معتقدند که از نتایج احادیث همراهی علی(ع) با حق، پذیرش برتری همه جانبه امام علی(ع) بر دیگر صحابه از جمله شایستگی مطلق در امامت، رهبری و خلافت بلافصل است و اگر حضرت علی(ع) از بالاترین درجه جامعیت علمی، اخلاقی و سیاسی برخوردار نبود، مخاطب و مصداق این روایت پیامبر اسلام(ص) قرار نمی‌گرفت.
به گفته علامه مجلسی، معتزله نیز با استناد به این روایات، قائل به افضلیت امام علی(ع) نسبت به دیگر صحابه هستند.

عصمت امام علی(ع)
شیخ مفید معتقد است امام علی(ع) با چنین وصفی از سوی پیامبر(ص) دچار خطا و یا شک در احکام الهی نمی‌شود و به گمراهی نخواهد رفت. برخی این حدیث را با توجه به قید و شرط نداشتن در همراهی امام علی و حق، یکی از دلائل عصمت امام علی(ع) در سیره و کردار برشمرده و آن را شامل همه زمینه‌های علمی، عملی، شرعی، عرفی، اجتماعی و اخلاقی نیز می‌دانند؛ از این رو ارتکاب هر نوع خطا و گناه را از سوی امام محال می‌دانند؛ چراکه با انجام گناه و حتی یک خطا، ملازمه دائمی حق و علی(ع) از بین رفته و اطلاق سخن پیامبر(ص) نقض می‌شد.

وجوب اطاعت و ممنوعیت دشمنی با علی(ع)
با استناد به این حدیث بر دیگران واجب است تا از امام علی(ع) به صورت مطلق اطاعت کنند. برخی این احادیث را دلیلی بر نهایت فضیلت، کرامت و عظمت امام علی دانسته و معتقدند حداقل چیزی که از این احادیث فهمیده می‌شود ممنوعیت جنگ، لعن و اظهار دشمنی با حضرت علی(ع) است.

 عده‌ای از محققان معتقدند که ارزش محتوایی و سندی حدیث علی مع الحق، مانع از انکار و ضعیف شمردن اصل آن می‌شد؛ ازاین‌رو، دشمنان امام تلاش کردند تا برای رقبای حضرت علی(ع) احادیث و فضایل مشابه بسازند و یا آنکه در ادامه احادیث فضایل امام، مطلبی را اضافه کنند تا بر فضیلت حاکمان قبل از امام نیز دلالتی داشته باشد تا این فضیلت در انحصار امام علی(ع) باقی نماند.

منابع:
آمدی، سیف‌الدین، غایة المرام فی علم الکلام، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۱۳ق.
ابن ابی‌الحدید، عبدالحمید بن هبة الله، شرح نهج البلاغة، قم، مکتبة آیة الله المرعشی النجفی، ۱۴۰۴ق.
ابن تیمیه حرانی، احمد بن عبدالحلیم، منهاج السنة النبویة فی نقض کلام الشیعة القدریة، تحقیق محمد رشاد سالم، جامعة الإمام محمد بن سعود الإسلامیة، ۱۴۰۶ق.
ابن جوزی، أبوالفرج عبدالرحمن بن علی، صید الخاطر، دمشق، دارالقلم، ۱۴۲۵ق.
ابن جوزی، سبط، تذکرة الخواص، قم، منشورات الشریف الرضی، ۱۴۱۸ق.
ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، لسان المیزان، تحقیق دائرة المعرف النظامیة، بیروت، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، چاپ دوم، ۱۳۹۰ق.
ابن حیون، نعمان بن محمد، شرح الأخبار فی فضائل الأئمة الأطهار(ع)، قم، جامعه مدرسین، ۱۴۰۹ق.
ابن شهرآشوب مازندرانی، محمد بن علی، مناقب آل ابی‌طالب، قم، علامه، ۱۳۷۹ق.
ابن طاوس، سید رضی‌الدین، الطرائف فی معرفة مذاهب الطوائف، قم، نشر خیام، ۱۴۰۰ق.
ابن عساکر، علی بن حسن، تاریخ مدینة دمشق و ذکر فضلها و تسمیة من حلها من الاماثل، تحقیق علی شیری، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۵ق.
ابن عطیه، جمیل حمود، أبهی المراد فی شرح مؤتمر علماء بغداد، بیروت، مؤسسة الأعلمی، ۱۴۲۳ق.
ابن قتیبه دینوری، عبدالله بن مسلم، الإمامة و السیاسة معروف به تاریخ الخلفاء، تحقیق علی شیری، بیروت، دارالأضواء، ۱۴۱۰ق.
ابن کثیر دمشقی، اسماعیل بن عمر، البدایة و النهایة، بیروت،دار الفکر، ۱۴۰۷ق.
ابن مردویه اصفهانی، احمد بن موسی، مناقب علی بن أبی طالب(ع)، قم،‌دار الحدیث، چاپ دوم، ۱۴۲۴ق.
ابن مغازلی، علی بن محمد، مناقب أهل البیت(ع)، تهران، المجمع العالمی للتقریب بین المذاهب الإسلامیة، ۱۴۲۷ق.
ابن‌العدیم، عمر بن احمد، بغیة الطلب فی تاریخ حلب، تحقیق سهیل زکار، بیروت، دارالفکر، بی‌تا.
ابویعلی موصلی، احمد بن علی، مسند أبی یعلی،‌ دمشق،دار المأمون للتراث، تحقیق حسین سلیم أسد، ۱۴۰۴ق.
اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمة فی معرفة الأئمة، تبریز، بنی هاشمی، ۱۳۸۱ق.
اسکافی، محمد بن عبدالله، المعیار و الموازنة فی فضائل الإمام أمیر المؤمنین علی بن أبی طالب صلوات الله علیهما، بیروت، ۱۴۰۲ق.
اسکافی، محمد بن عبدالله، نقض العثمانیة، قم، مکتبة آیة الله المرعشی، ۱۳۷۸-۱۳۸۳ش.
امینی، عبدالحسین، الغدیر فی الکتاب و السنة و الأدب، قم، مرکز الغدیر للدراسات الاسلامیه، ۱۴۱۶ق.
امینی، نظرة فی کتاب منهاج السنة النبویة، به کوشش احمد کنانی، تهران، نشر مشعر، بی‌تا.
بزار، احمد بن عمرو، البحر الزخار (مسند البزار)، تحقیق محفوظ الرحمن زین الله، بیروت، مؤسسة علوم القرآن، ۱۴۰۹ق.
ترمذی، محمد بن عیسی، سنن الترمذی، ‌بیروت،‌ دار إحیاء التراث العربی، تحقیق أحمد محمد شاکر، ۱۹۹۸م.
تنکابنی، محمد بن عبدالفتاح، ضیاء القلوب، قم، مجمع ذخائر اسلامی، ۱۳۸۲ش.
تیجانی سماوی، محمد، الشیعة هم أهل السنة، قم، مؤسسة أنصاریان، چاپ دهم، ۱۴۲۸ق.
حاکم نیشابوری، محمد بن عبدالله، مستدرک الصحیحین، تحقیق مصطفی عبدالقادر عطا،‌ بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۱۱ق.
حر عاملی، محمد بن حسن، إثبات الهداة، بیروت، مؤسسة الأعلمی، ۱۴۲۲ق.
حسکانی، عبیدالله بن عبدالله، شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، تهران، مجمع إحیاء الثقافة الإسلامیة، ۱۴۱۱ق.
حکیم، سید محمدباقر، الإمامة و أهل البیت(ع) النظریة و الإستدلال، قم، المرکز الإسلامی المعاصر، ۱۴۲۴ق.
جوینی، ابراهیم بن محمد، فرائد السمطین فی فضائل المرتضی و البتول و السبطین و الأئمة من ذریتهم(ع)، قم، مؤسسة المحمود، ۱۴۰۰ق.
خزاز قمی، علی بن محمد، کفایة الأثر فی النص علی الأئمة الإثنی عشر، قم، انتشارات بیدار، ۱۴۰۱ق.
خطیب بغدادی، احمد بن علی، تاریخ بغداد، تحقیق مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۷ق.
خوارزمی، موفق بن احمد، المناقب، قم، جامعه مدرسین، چاپ دوم، ۱۴۱۱ق.
ذهبی، شمس الدین محمد بن أحمد، میزان الاعتدال فی نقد الرجال، تحقیق علی محمد البجاوی، بیروت، دارالمعرفة للطباعة والنشر، ۱۳۸۲ق.
رضوانی، علی‌اصغر، شیعه‌شناسی و پاسخ به شبهات، تهران، نشر مشعر، چاپ دوم، ۱۳۸۴ش.
زمخشری، جارالله، ربیع الأبرار ونصوص الأخیار بیروت، مؤسسة الأعلمی، ۱۴۱۲ق.
سبحانی، جعفر، الأضواء علی عقائد الشیعة الإمامیة، قم، مؤسسه امام صادق(ع)، بی‌تا.
سبحانی، جعفر، بحوث فی الملل و النحل، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، گوناگون.
سبحانی، رسائل و مقالات، قم، مؤسسة الإمام الصادق(ع)، چاپ دوم، ۱۴۲۵ق.
سند، شیخ محمد، الصحابة بین العدالة و العصمة، قم، لسان الصدق، چاپ اول، ۱۴۲۶ق.
شجری جرجانی، یحیی بن حسین، ترتیب الأمالی الخمیسیة، تحقیق محمد حسن محمد حسن إسماعیل، بیروت، ‌دارالکتب العلمیة، ۱۴۲۲ق.
شوشتری، قاضی نورالله، إحقاق الحق و إزهاق الباطل، قم، مکتبة آیة‌الله المرعشی النجفی، ۱۴۰۹ق.
شیخ مفید، محمد بن محمد، الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، قم، کنگره شیخ مفید، ۱۴۱۳ق.
شیخ مفید، محمد بن محمد، الجمل و النصرة لسید العترة فی حرب البصرة، قم، المؤتمر العالمی للشیخ المفید، ۱۴۱۳ق.
شیخ مفید، محمد بن محمد، الفصول المختارة، قم، المؤتمر العالمی للشیخ المفید، ۱۴۱۳ق.
«الصور الأکثر مشاهدة لعام 2012م»، شبکة الامام علی(ع) میدیا، تاریخ بازدید:‌ ۱۸ اسفند ۱۴۰۰ش.
طالقانی، محمدنعیم، منهج الرشاد فی معرفة المعاد، مشهد، آستان قدس رضوی، ۱۴۱۱ق.
طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، دفتر انتشارات اسلامی جامعۀ مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ پنجم، ۱۴۱۷ق.
طبرسی، فضل بن حسن، إعلام الوری بأعلام الهدی، تهران، اسلامیه، چاپ سوم، ۱۳۹۰ق.
طبرسی، فضل بن حسن، الإحتجاج، مشهد، نشر المرتضی، ۱۴۰۳ق.
طبری، حسن بن علی، کامل البهائی، تعریب محمد شعاع فاخر، قم، المکتبة الحیدریة، ۱۴۲۶.
طوسی، محمد بن حسن، تلخیص الشافی، قم، انتشارات المحبین، ۱۳۸۲ش.
علامه حلی، حسن بن یوسف، کشف الیقین فی فضائل أمیر المومنین(ع)، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۴۱۱ق.
علامه حلی، حسن بن یوسف، منهاج الکرامة فی معرفة الإمامة، مشهد، مؤسسة عاشورا، ۱۳۷۹ش.
علامه حلی، حسن بن یوسف، نهج الحق و کشف الصدق، بیروت، دارالکتاب اللبنانی، ۱۹۸۲م.
«علی مع الحق و الحق مع علی»، صفحه رسمی سید ابوالفضل سرور در اینستاگرام، تاریخ بازدید: ۱۸ اسفند ۱۴۰۰ش.
فخررازی، محمد بن عمر، مفاتیح الغیب، بیروت،‌دار احیاء التراث العربی، چاپ سوم، ۱۴۲۰ق.
فقیه ایمانی، مهدی، حق با علی است، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۷ش.
قندوزی، سلیمان بن ابراهیم، ینابیع المودة لذوی القربی، قم، نشر اسوه، چاپ دوم، ۱۴۲۲ق.
کاشف‌الغطاء، شیخ جعفر، العقائد الجعفریة، قم، مؤسسة أنصاریان، چاپ سوم، ۱۴۲۵ق. استفاده بیشتر
کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دارالکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق.
گروه معارف و تحقیقات اسلامی، حدیث غدیر، سند گویای ولایت، قم، مدرسه امام علی بن ابی طالب(ع)، چاپ هشتم، بی‌تا.
گنجی شافعی، محمد بن یوسف، کفایة الطالب فی مناقب علی بن أبی طالب، تهران،‌دار إحیاء تراث أهل البیت(ع)، چاپ دوم، ۱۴۰۴ق.
متقی الهندی، علی بن حسام، کنزالعمال فی سنن الأقوال والأفعال، تحقیق: بکری حیانی، صفوة السقا، بیروت، مؤسسة الرسالة، چاپ هفتم، ۱۴۰۱ق.
مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، بیروت، مؤسسة الوفاء، ۱۴۰۴ق.
مجلسی، محمدباقر، حق الیقین، تهران، انتشارات اسلامیه، بی‌تا.
محدث ارموی، میرجلال‌الدین، تعلیقات نقض، تهران، انتشارات انجمن آثار ملی، ۱۳۵۸ش.
محمدی ری‌شهری، محمد، میزان الحکمة، قم،‌ دارالحدیث، ۱۴۲۲ق.
مغنیه، محمدجواد، الجوامع و الفوارق بین السنة و الشیعة، بیروت، مؤسسة عزالدین، ۱۴۱۴ق.
مقدس اردبیلی، احمد بن محمد، حدیقة الشیعة، قم، انتشارات انصاریان، چاپ سوم، ۱۳۸۳ش.
میرحامدحسین، عبقات الأنوار فی إثبات إمامة الأئمة الأطهار، اصفهان، کتابخانه امیرالمؤمنین، چاپ دوم، ۱۳۶۶ش.
میلانی، سید علی، شرح منهاج الکرامة فی معرفة الإمامة، قم، مرکز الحقائق الإسلامیة، ۱۳۸۶ش.
هلالی، سلیم بن قیس، کتاب سلیم بن قیس الهلالی، قم، الهادی، ۱۴۰۵ق.
هیثمی، علی بن أبی‌بکر، مجمع الزوائد و منبع الفوائد، تحقیق حسام الدین القدسی، قاهره، مکتبة القدسی، ۱۴۱۴ق.


در پایان:
جا دارد که از دلسوزی، همراهی و توجه و تلاش و کوشش اساتید معظم و متعهد و متدین و مجاهد خود در تعلیم و تربیت و انتقال معلومات و تجربیات ارزشمند فرهنگی و هنری، در کنار برقراری رابطه صمیمی و دوستانه و ایجاد فضایی به دور از تشریفات، برای کسب علم و هنر و دانش خوشنویسی، گرافیکی و روانشناسی رنگ و نقش، بر خود وظیفه میدانم در کسوت شاگردی از زحمات ارزشمند استاد مسعود نجابتی، عبدالرسول یاقوتی، قباد شیوا، سید محمد احصایی و سید حسن موسی‌زاده تقدیر و تشکر نمایم. از خداوند متعال برای این اساتید عزیزم، سلامتی، موفقیت و همواره شاگرد پروری را مسئلت دارم.

شاگرد شما، ابوالفضل رنجبران


© کلیه حقوق متعلق به صاحب اثر و پرتال فرهنگی راسخون است. استفاده از مطالب و آثار فقط با ذکر منبع بلامانع است.