<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>پست‌های انتشارات تاریخ هنر ایران و جهان</title>
        <link>https://virgool.io/artday/feed</link>
        <description>در خدمت جناب آقای ابوالفضل رنجبران طراح گرافیست و پژوهشگر تاریخ هنر هستیم، و قرار است توسط ایشان در این مقاله به تاریخ هنرهای مختلف ایران، تاریخ هنر خاورمیانه و تاریخ هنر جهان بپردازیم.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 09:03:53</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/publication/loev9ndc7ejt/o3uems.jpg</url>
            <title>تاریخ هنر ایران و جهان</title>
            <link>https://virgool.io/artday</link>
        </image>

                    <item>
                <title>ابوالفضل رنجبران</title>
                <link>https://virgool.io/artday/%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%B6%D9%84-%D8%B1%D9%86%D8%AC%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86-q5n5zjpukdtr</link>
                <description>ابوالفضل رنجبرانرزومه هنری:ابـوالفضــل رنجـبـــران، فارغ التحصیل رشته گرافیک، شروع فعالیت هنری و رسمی از بهار 1384عضویت ها :عضو انجــمن هنـــرهای تجســمی کشور، عضــو کانـون هنرمنـدان ایـرانــی، عضــو موسـسه توسعه هنرهای تجسمـی و عضــــــو کانون حمــایت از هنرمنـــدان کشورکسب رتبـــــه و مقــــام ها:کسب دیپلم افتخار در جشنواره مهدویت / کسب رتبه اول در جشنواره پوستر انتظار / کسب دیپلم افتخار، آموزشگاه سینمائی مهان / کسب مقام اول استانی در جشنواره هنری آموزش و پرورش / کسب رتبـه اول کشوری در یادواره پیامبـر اعظم(ص) /  کسب مقـام دوم در جشنــــواره فرهنگی وهنری / کسب مقــام دوم در جشنواره طلیعــــه ظهـــور / کسب مقـام سوم در جشنـــــواره ملی کریمــــه اهل بیت / کسب رتبه دوم در بین المــللی جشنــواره رمضان / کسب مقــــــام دوم در جشنــواره آینده روشن / کسب رتبه برتر در جشنواره ملی فرهنگی هنری طلیعه / کسب مقام دوم در پنجمــین جشنواره ملی هنری کریمه / کسب لوح تقــــدیر در جشنواره جهـــــانی نوروز / کسب لوح تقــــدیر در جشنواره بیــن المــللی قرآن الکریم / کسب لوح تقــــدیر در جشنواره قربان تا غدیر بیرجند / کسب لوح تقــــدیر در جشنواره ملی آستان قدس رضوی / کسب لوح تقــــدیر در جشنواره قرآنی گیـــلان / کسب لوح تقــــدیر در جشنواره حروف نگاری تهران / تقــــدیر شــده از طرف مدیر خانه گرافیک اصفهـــــــان / تقــــدیر شــده از طرف ستاد هماهنگی جشنواره مهدوی / تقــــدیر شــده از طرف دبیــر موســسه تجسـمـی معاصر / تقــــدیر شــده از طرف مدیرکل خانه هنرمندان ایران / تقــــدیر شــده از طرف معاون پرورشی و تربیت بدنی / تقــــدیر شــده از طرف قائم مقام جشنواره هنری جوان / تقدیر شده از طرف مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی تهران / تقدیر شده از طرف مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان / تقدیر شده از طرف مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی اصفهان / تقــدیر شــده از طرف مدیر کل فرهنگ و ارشاد اســـلامی قم / تقدیر شده از طرف مجتمع فرهنگی و هنری خاتم الانیبا / تقــــدیر شــده از طرف ریاست موســـــــسه آینده روشن / تقدیر شده از طرف ریاست سازمان آموزش و پرورش استان و کشورابوالفضل رنجبرانشرکت در جشنواره ها:شرکت در اولین دوسالانه بین المللی پوستر جهان اسلام / شرکت در دومین دوسالانه بین المللی عکس جهان اسلام / شرکت در اولین سوگواره پوستر عاشـــورایی / شـرکت در نمایشــگاه جهــانی اسمـــاءالحسنی / شرکت در پنجمین سوگـواره پوستـــر عاشـــورایی / شرکت در جشنـــــــواره جـــــــوان ایـرانــــــی / شرکت در پنجمین نمایشگاه تجسمی هنـــــر جـــــوان / شرکت در اولین نمایشگاه طراحی پوستر رمضان، تهران / شرکت در هشتمین نمایشگاه بین المــــــــللی بسم الله / شرکت در جشنواره دوســالانه جشنــواره پوستر طلوع / شرکت در اولین نمایشگاه طراحی پوستر رمضان، تهران / شرکت در هشتمین نمایشگاه بین المـللی بسـم الله . . .دعوت و حضور در نمایشگاه ها:ابوالفضل رنجبراندعوت شده از طرف رئیس نمایشگاه بین المللی تهران / دعوت شده از طرف مدیر عامل سازمان زیبا سازی تهران / دعوت شده از طرف دبیرکل جشنواره ملی ایرانی / دعوت شده از طرف مدیر عامل موسسه فرهنگی صبا / دعوت شده از طرف مدیر مرکز هنرهای تجسمی / دعوت شده از طرف ریاست نمایشگاه حروف نگاری تهران / دعوت شده از طرف مدیر خانه‌ی هنرمندان ایران / دعوت شده از طرف دبیر بین المللی عکس اسلامی / دعوت شده از طرف ریاست فرهنگسرای نیاوران / دعوت شده از طرف جشنواره هنرهای تجسمی فجر / دعوت شده از طرف دبیر اجرایی جشنواره رضوی و...گردآوری و تحقیقات:1. انتشار مصاحبه اختصاصی از زندگی و رزومه هنری و گالری نمونه آثار هنری: ابوالفضل رنجبران طراح و گرافیست پژوهشگر تاریخ هنر) در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون.2. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: خطوط رایج قبل از اسلام در ایران3. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: آشنایی با خطوط عربی پیش از اسلام4. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: تاریخچه پیدایش خط کوفی5. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: معرفی خط کوفی بنایی و انواع سبک آن6. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: خط کوفی در دوران حکومت امام علی(ع)7. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: پیدایش اقلام سته خطوط ششگانه)8. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: خطوط رایج اسلام پس از خط کوفی9. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: نقش ایرانیان در تحولات خطوط اسلامی10. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: خوشنویسی در زمان سامانیان11. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: خوشنویسی در دوره غزنویان12. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: خط در زمان سلجوقیان13. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: خوشنویسی بعد از حمله هولاکوخان14. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: خوشنویسی در عصر ایلخانیان15. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: خوشنویسی در عصر تیموری16. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: خوشنویسی ترکمانان قرا قویونلو و آق قویونلو17. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: خوشنویسی در عصر صفویان18. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: خوشنویسی در عصر قاجار19. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: خوشنویسی در عصر پهلوی20. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: خوشنویسی پس از انقلاب اسلامی ایرانابوالفضل رنجبران21. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: پیدایش خط فارسی22. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: پیدایش خط سغدی23. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: پیدایش خط خوارزمی24. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: پیدایش خط بلخی25. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: پیدایش خط اوستایی26. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: خط در زمان ساسانیان27. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: خط در زمان هخامنشیان28. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: خط در دولت مادها29. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: سرگذشت خط عیلامی30. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: معرفی خط نسخابوالفضل رنجبران31. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: معرفی خط ثلث32. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: معرفی خط ریحان33. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: معرفی خط محقق34. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: معرفی خط رقاع35. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: معرفی خط توقیع36. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: معرفی خط شکسته نستعلیق (خطوط فارسی)37. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: معرفی خط نستعلیق (خطوط فارسی)38. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: معرفی خط تعلیق (خطوط فارسی)39. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: معرفی خط رقعه40. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: معرفی سیاه مشق41. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: معرفی خط دیوانی42. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: سیر خوشنویسی چینی43. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: سیر خوشنویسی در آسیای جنوب شرقی44. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: سیر تاریخی خوشنویسی هندی45. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: سیر تاریخی خوشنویسی آفریقا46. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: سیر تاریخی خوشنویسی مصریان47. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: سیر تاریخی خوشنویسی ایرانی48. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: سیر تاریخی خوشنویسی عثمانی49. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: بهترین خوشنویسان معاصر ایران50. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: بهترین خوشنویسان تاریخ ایران51. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: ابداع نوجویی و تصرفات شخصی در خوشنویسی52. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: آموزش خوشنویسی در ایران، ترکیه و بلاد عرب53. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: خوشنویسی در هنر اسلامی تا دوران معاصر54. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: بیشترین نمود قرآن در هنر خوشنویسی55. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: جایگاه خط در تمدن اسلامی56. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: نقش ادبیات دینی در خوشنویسی57. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: شهادتین در خوشنویسی58. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: كتابت لفظ مبارک الله در خوشنویسی59. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: جایگاه حدیث على مع الحق در خوشنویسی60. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: جایگاه امام علی (ع) در خط نستعلیق61. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: تجلی نام مبارک امیرالمومنین علی (ع) در خطوط مختلف خوشنویسی62. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: آثار هنری با موضوع امیرالمومنین علی(ع)63. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: پیوند خوشنویسان با نام مبارک امیرالمومنین علی(ع)64. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: شعر بلغ العلی در هنر خوشنویسی65. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: پیوند احادیث و هنرخوشنویسی66. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: خط معلی خطی برگرفته از نام امام علی(ع)67. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: حس معنوی و آرامش در کتابت قرآن68. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: خط رقاع و توقیع مورد علاقه گرافیستها69. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: اولین قرآن به خط نستعلیق70. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: معرفی کوتاه بانوان خوشنویس71. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: معرفی کوتاه بانوان قرآن نویس72. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: قزوین پایتخت خوشنویسی ایرانی73. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: ابزار خوشنویسی74. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: ارکان اربعه هنر خوشنویسی75. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: خطوط مختلف خوشنویسی اسلامی76. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: اصول و قواعد دوازده گانه خوشنویسی77. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: خوشنویسی در جهان اسلام78. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: پیوند خوشنویسی در هنرهای مختلف79. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: معرفی خوشنویسان معروف قرآن کریم80. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: بررسی مرقع و قطاع در خوشنویسی81. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: پیوند خوشنویسی و کتابت قرآن82. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: سیرخط فارسی باستان83. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: اهمیت آموزش و یادگیری خوشنویسی84. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: پیوند عرفانی در هنر خوشنویسی85. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: سیر خوشنویسی ایرانی86. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: سرگذشت خط نسخ87. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: بررسی فروع ثلث یا تواقیع88. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: سیر تحولات خط ثلث89. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: سیر تحولات خط محقق و ریحان90. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: دگرگونی در انواع خط کوفی91. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: خط کوفی مغربی و مشرقی92. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: سیر تحولات خط عربی93. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: انتشار خط عربی به کشورهای دیگر94. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: انتشار خط عربی در حجاز95. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: معماری مذهبی و عاشورایی96. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: مناره و گلدسته (معماری مذهبی)97. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: حسينيه بنای مذهبی98. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: تکایا بنای مذهبی99. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: مهديه بنای مذهبی100. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: مسجد بنای مذهبی101. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: امام باره (بنای مذهبی)102. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: برگزاری مراسم عاشورا در دیگر کشورها103. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: سفرنامه ها عاشورایی104. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: نماد اژدها و شیر در تعزیه105. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: مفاهیم رنگ در تعزیه106. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: نقاب و کله سازی در مراسم شبیه خوانی107. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: تعزیه حضرت عباس(ع) از نگاه هنری108. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: تعزیه طفلان مسلم(ع) از نگاه هنری109. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: تعزیه مسلم بن عقیل(ع) از نگاه هنری110. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: تعزیه حضرت علی اکبر(ع) از نگاه هنری111. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: کتابهای عاشورایی112. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: مراسم شام غریبان113. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: مراسم يوم العباس114. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: مراسم يوم الحسين115. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: مراسم عزاداری طویریج116. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: مراسم چهل منبر117. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: مراسم علم گردانی118. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: مراسم چاووش خوانی119. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: مراسم پیاده روی اربعین120. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: مراسم تعزیه خوانی121. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: همایش شیرخوارگان حسینی121. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: مراسم خیمه سوزان123. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: مراسم شاخسی واخسی124. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: مراسم گل مالی125. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: مراسم هوزیه یا حُسی126. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: مراسم مشعل گردانی127. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: مراسم تابوئیک128. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: مراسم تابوت گردانی129. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: مراسم مقتل خوانی130. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: مراسم روضه خوانی131. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: هیئت عزاداری132. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: مراسم دسته عزاداری133. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: مراسم نوحه خوانی134. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: مراسم سینه زنی135. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: تشت گذاری با تشبت گردانی136. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: سیاه پوشی عاشورایی137. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: اشعار عاشورایی138. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: ادبیات عاشورایی139. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: گچبری عاشورایی140. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: تذهیب و تشعیر141. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: کاشیکاری عاشورایی142. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: نقاشی پشت شیشه عاشورایی143. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: مینیاتور یا نگارگری مذهبی144. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: نقاشی های چاپ سنگی145. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: دیوارنگارهای عاشورایی146. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: نقاشی قهوه خانه ای147. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: پرده های تعزیه خوانی148. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: نقاشی عاشورایی149. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: تابلو فرشهای نفیس عاشورایی150. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: کتیبه و کتل عزاداری151. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: نقش پارچه در عزاداریها152. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: بیرق عاشورایی153. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: کاربرد پارچه ها در هنرهای عاشورایی154. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: کاربرد فلزات در هنرهای عاشورایی155. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: سنگزنی یا چوب زنی عاشورایی156. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: حجله چوبی عزاداری157. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: علم چوبی توغ158. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: نخل عزاداری159. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: هنر منبت کاری عاشورایی160. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: علم های چوبی عزاداری161. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: کاربرد چوب در هنرهای عاشورایی162. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: سنج و دمام163. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: چشم زخم و طلسم164. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: لوحه های فلزی زیارت نامه ها165. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: خطوط به کار رفته در هنرهای عاشورایی166. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: واقعه کربلا و تجلی هنر167. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: تاریخچه شمشیر و ساعد پوش در تعزیه168. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: پیشینه تاریخی تعزیه169. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: تاریخچه چهار آیینه170. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: تاریخچه کلاهخود، زره و سیر تعزیه171. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: سقاخانه ها و ظروف آبخوری172. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: زنجیر عزاداری173. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: قبه و پنجه عزاداری174. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: علم عزاداری و هنر عاشورایی175. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: هنر فلزکاری و خطاطی176. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: نظر مورخان عرب درباره خط کوفی و نسخ177. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: سیر خط و کتابت در اسلام178. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: معرفی خط کوفی بنایی179. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: معرفی چلیپا نویسی180. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: خط کوفی و نسخ قدیم قبل از اسلام181. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: سیر الفبا و خط در عراق و عربستان تا ایران182. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: تاریخ خط لحیانی و ثمودی183. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: تاریخ خط تدمری و نبطی و مسند184. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: تاریخ خط صابئین یا صبیها185. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: تاريخ الفبا و خط کلدانیان مسیحی186. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: تاريخ الفبا و خط شریانی187. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: تاريخ الفبا خط آرامی188. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: تاريخ الفبا و خط اقوام کنعانی و فینیقی189. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: خط اقوام سامی190. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: سیر تحول و دگرگونی الفبا و خط191. انتشار مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، محقق و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: نظر دانشمندان در مورد پیدایش خط و الفبا192. انتشار آثار هنری بصورت دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، طراح و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: پوستر برگزیده جشن جهانی نوروز193. انتشار آثار هنری بصورت دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، طراح و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: طراحی و آیه نگاری به خط ریحان194. انتشار آثار هنری بصورت دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، طراح و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: طراحی و آیه نگاری به خط محقق195. انتشار آثار هنری بصورت دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، طراح و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: پوستر فرازی از مناجات به خط ثلث196. انتشار آثار هنری بصورت دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، طراح و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: پوستر فرازی از مناجات به خط نسخ197. انتشار آثار هنری بصورت دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، طراح و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: پوستر شهادت امام علی (ع) به خط کوفی بنایی و ثلث198. انتشار آثار هنری بصورت دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، طراح و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: پوستر شهادت امیرالمومنین علی(ع)199. انتشار آثار هنری بصورت دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، طراح و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: پوستر میلاد امام حسن(ع)200. انتشار آثار هنری بصورت دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، طراح و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: پوستر وفات حضرت خدیجه سلام الله عليها201. انتشار آثار هنری بصورت دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، طراح و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: پوسترهای ماه مبارک رمضان202. انتشار آثار هنری بصورت دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، طراح و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: طراحی پوستر تابيوگرافي القائم المنتظر المهدى (عج)203. انتشار آثار هنری بصورت دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، طراح و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: طراحی پوستر یا صاحب الزمان(عج)204. انتشار آثار هنری بصورت دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، طراح و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: طراحی پوستر بقیه الله(عج)205. انتشار آثار هنری بصورت دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، طراح و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: طراحی پوستر خون خواه شهید کربلا به خط کوفی ایرانی206. انتشار آثار هنری بصورت دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، طراح و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: طراحی پوستر تایپوگرافی با صاحب الزمان(عج)207. انتشار آثار هنری بصورت دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، طراح و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: طراحی پوستر تایپوگرافی بقیه الله (عج)208. انتشار آثار هنری بصورت دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، طراح و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: طراحی پوستر میلاد حضرت ابالفضل العباس به خط کوفی209. انتشار آثار هنری بصورت دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، طراح و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: طراحی پوستر میلاد حضرت ابالفضل العباس به خط ثلث210. انتشار آثار هنری بصورت دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، طراح و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: طراحی پوستر میلاد امام حسین به خط کوفی تزئینی و ثلث211. انتشار آثار هنری بصورت دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، طراح و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: طراحی پوستر آیه 9 سوره حجر به خط ثلث و کوفی تزئینی212. انتشار آثار هنری بصورت مقاله دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، طراح و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: طراحی پوستر آیه 2 سوره بقره به خط ثلث213. انتشار آثار هنری بصورت دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، طراح و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: طراحی پوستر آیه 107 سوره انبیاء به خط ثلث214. انتشار آثار هنری بصورت دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، طراح و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: طراحی پوستر آیه 88 سوره مائده به خط معلی215. انتشار آثار هنری بصورت دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، طراح و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: طراحی پوستر حضرت محمد (ص) آیه 107 سوره انبیا به خط نستعلیق216. انتشار آثار هنری بصورت دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، طراح و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: طراحی پوستر صلوات خاصه رسول اکرم(ص) به خط کوفی217. انتشار آثار هنری بصورت دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، طراح و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: طراحی پوستر لا اله الا الله محمد رسول الله به خط کوفی بنایی218. انتشار آثار هنری بصورت دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، طراح و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: طراحی پوستر پیامبر رحمه للعالمین به خط ثلث219. انتشار آثار هنری بصورت دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، طراح و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: طراحی پوستر محمد رسول الله به خط کوفی مغربی220. انتشار آثار هنری بصورت دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، طراح و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: طراحی پوستر محمد رحمه العالمین به خط ریحان221. انتشار آثار هنری بصورت دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، طراح و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: طراحی پوستر صلوات بر امام موسی کاظم(ع) به خط ثلث222. انتشار آثار هنری بصورت دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، طراح و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: طراحی پوستر صلوات به خط کوفی مغربی223. انتشار آثار هنری بصورت دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، طراح و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: طراحی پوستر اللهم عجل لولیک الفرج به خط ثلث224. انتشار آثار هنری بصورت دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، طراح و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: طراحی پوستر قرآنی به خط ثلث و محقق225. انتشار آثار هنری بصورت دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، طراح و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: طراحی پوستر مناجات امیرالمومنین (ع)226. انتشار آثار هنری بصورت دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، طراح و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: طراحی پوستر حضرت معصومه (س) به خط ثلث227. انتشار آثار هنری بصورت دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، طراح و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: طراحی پوستر امام کاظم (ع) به خط ثلث228. انتشار آثار هنری بصورت دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، طراح و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: طراحی پوستر قرآنی به خط کوفی مشرقی229. انتشار آثار هنری بصورت دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، طراح و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: طراحی پوستر آیه 18 سوره حشر به خط معلی230. انتشار آثار هنری بصورت دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، طراح و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: طراحی پوستر آیه 36 سوره احزاب به خط ثلث و نسخ231. انتشار آثار هنری بصورت دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، طراح و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: طراحی پوستر آیه ،قبله 144 سوره بقره به خط کوفی بنایی232. انتشار آثار هنری بصورت دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، طراح و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: طراحی پوستر حضرت زینب (س) به خط نستعلیق233. انتشار آثار هنری بصورت دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، طراح و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: طراحی پوستر حضرت زینب(س) به خط ثلث234. انتشار آثار هنری بصورت دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، طراح و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: طراحی پوستر محمد رسول الله (ص) به خط ثلث235. انتشار آثار هنری بصورت دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، طراح و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: طراحی پوستر آیه 3 سوره انعام به خط ثلث236. انتشار آثار هنری بصورت دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، طراح و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: طراحی پوستر آیه 73 سوره زمر به خط ثلث237. انتشار آثار هنری بصورت دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، طراح و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: طراحی پوستر آیه 115 سوره بقره به خط ثلث238. انتشار آثار هنری بصورت دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، طراح و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: طراحی پوستر آیه 60 سوره الرحمان به خط ثلث239. انتشار آثار هنری بصورت دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، طراح و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: طراحی پوستر آیه 10 سوره یونس به خط ثلث240. انتشار آثار هنری بصورت دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، طراح و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: طراحی پوستر آیه 47 سوره سباً به خط کوفی ایرانی241. انتشار آثار هنری بصورت دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، طراح و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: طراحی پوستر آیه 107 سوره بقره به خط ریحان242. انتشار آثار هنری بصورت دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، طراح و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: طراحی پوستر آیه 23 سوره شوری به خط ثلث243. انتشار آثار هنری بصورت دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، طراح و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: طراحی پوستر آیه 77 سوره بقره به خط محقق244. انتشار آثار هنری بصورت دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، طراح و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: طراحی پوستر آیه 3 سوره حدید به خط کوفی مشرقی (کوفی (ایرانی)245. انتشار آثار هنری بصورت دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، طراح و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: طراحی پوستر آیه 77 سوره نحل به خط ثلث246. انتشار آثار هنری بصورت دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، طراح و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: طراحی پوستر آیه 65 سوره حج به خط ثلث247. انتشار آثار هنری بصورت دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، طراح و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: طراحی پوستر آیه 1 سوره نمل به خط کوفی مشرقی (ایرانی)248. انتشار آثار هنری بصورت دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، طراح و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: طراحی پوستر آیه 28 سوره رعد به خط ثلث249. انتشار آثار هنری بصورت دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، طراح و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: طراحی پوستر آیه 9 سوره الزمر به خط ثلث250. انتشار آثار هنری بصورت دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، طراح و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: طراحی پوستر وان يكاد سوره قلم به خط شکسته251. انتشار آثار هنری بصورت دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، طراح و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: طراحی پوستر سوره ناس به خط شکسته نستعلیق252. انتشار آثار هنری بصورت دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، طراح و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: طراحی پوستر سوره حمد به خط کوفی مشرقی253. انتشار آثار هنری بصورت دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، طراح و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: طراحی پوستر وان یکاد سوره قلم به خط کوفی مشرقی254. انتشار آثار هنری بصورت دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، طراح و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: طراحی پوستر میلاد امام جواد به خط شکسته نستعلیق255. انتشار آثار هنری بصورت دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، طراح و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: طراحی پوستر میلاد امام علی به خط دیوانی256. انتشار آثار هنری بصورت دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، طراح و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: طراحی پوستر میلاد امام علی به سبک سیاه مشق257. انتشار آثار هنری بصورت دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، طراح و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: طراحی پوستر میلاد امام علی به خط شکسته نستعلیق258. انتشار آثار هنری بصورت دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، طراح و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: طراحی پوستر میلاد امام علی به خط نستعلیق259. انتشار آثار هنری بصورت دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، طراح و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: طراحی پوستر میلاد امام علی به خط کوفی بنایی (مَعقِلی)260. انتشار آثار هنری بصورت دیجیتال در بخش فرهنگ و اندیشه، مجله سبک زندگی سایت راسخون، صاحب امتیاز و ناشر: پرتال فرهنگی راسخون، طراح و گردآورند: ابوالفضل رنجبران، با موضوع: طراحی پوستر میلاد امام علی به خط ثلثابوالفضل رنجبرانابوالفضل رنجبران یک محقق و ‍‍ پژوهشگر تاریخ هنر ایران و جهان، طراح و گرافیست است که در زمینه تاریخ هنر ایران و جهان و به ویژه خطوط جهان اسلام و ایران فعالیت می‌کند. او عضو انجمن هنرهای تجسمی کشور و کانون هنرمندان ایرانی است و در چندین مسابقه ملی و بین‌المللی موفق به کسب مقام شده است.وی همچنین به عنوان پژوهشگر تاریخ هنر ایران و جهان و مدرس هنر و مباحث زیباشناسی در حیطه گرافیک شناخته می‌شود و در معرفی خط در گرافیگ فعالیت داشته است. به طور خلاصه، ابوالفضل رنجبران یک هنرمند چندوجهی است که در زمینه طراحی، گرافیک و تاریخ هنر جهان و اسلام و تدریس مباحث هنری فعالیت می‌کند و به ویژه در زمینه خطوط کهن و تاریخی شناخته شده است. اطلاعات بیشتر در مورد ابوالفضل رنجبران:تحصیلات: فارغ‌التحصیل رشته گرافیک. عضویت‌ها:عضو انجمن هنرهای تجسمی کشور. عضو کانون هنرمندان ایرانی. عضو موسسه توسعه هنرهای تجسمی کشور. عضو کانون حمایت از هنرمندان کشور. زمینه‌های فعالیت:طراحی و گرافیک. پژوهش در تاریخ هنر (به ویژه خطوط کهن و تاریخی و اقلام سته و ششگانه). افتخارات: کسب مقام در مسابقات ملی و بین‌المللی. لذا ابوالفضل رنجبران طراح گرافیک، محقق و پژوهشگر تاریخ هنرایران و جهان، مدیر هنری، تایپوگرافیست، از هنرمندان برجستهٔ معاصرایرانی در حوزهٔ هنرهای تجسمی است. او فارغ‌التحصیل رشته گرافیک می‌باشد. وی متولد مهر ماه 1370 است. رنجبران در کنار فعالیتهای مختلف گرافیکی، سال‌ها به‌صورت حرفه‌ای در زمینهٔ تحقیق و پژوهش هنر تمدن‌های مختلف، به‌ویژه تاریخ هنر ایران، خاورمیانه و جهان، فعالیت داشته است، رنجبران در کارنامه آثار خود تعداد بی شماری از طراحی جلد کتاب و نشریات، و طراحی هویت بصری، طراحی پوسترهای بین المللی، و مسابقات مختلف در داخل و خارج از کشور را ثبت کرده‌است. او همچنین در حوزهٔ ارتباط تصویری، به‌عنوان یکی از چهره‌های شناخته‌شده و تاثیرگذار معرفی می‌شود.رنجبران از سال 1384 به‌صورت رسمی با هماهنگی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی و انجمن هنرهای تجسمی و موسسه توسعه هنری کشور در طراحی گرافیکی از جمله پوستر، نشان و لوگو، تبلیغاتِ محیطی، با تاکید به روش تایپوگرافی، حروف نگاری و استفاده از خطوط اسلامیِ فراموش شده و اقلام سته به ویژه خط کوفی آغاز به فعالیت کرد، آثار ایشان در نمایشگاه‌های مختلف و متعددی به نمایش درآمده و جوایز و تقدیرنامه‌هایی از سوی اساتید برجسته و مقامات کشوری را به همراه داشته‌ است.رنجبران در نمایشگاه‌ها و فستیوال‌های داخلی و خارجی بسیاری شرکت کرده‌است. و توانسته است جوایز و مقامات و تقدیرات بسیاری را از آن خود کند. رنجبران در طول چندین سال فعالیت هنری و پژوهشی، با خلق آثار بدیع توانسته به شیوه‌ای گرافیکی با درون‌مایه‌های ایرانی و اسلامی دست یابد و آن را به دنیا و کشورهای همجوار ایران معرفی کند. جوایز و افتخارات و شرکت در مسابقات ملی و بین‌المللی:رنجبران دارای چندین جایزه ملی و بین المللی و کسب دیپلم افتخار در مسابقات مختلف می‌باشد. که در طول چندین سال فعالیت هنری و تحقیقی و پژوهشی، توانسته است در مسابقات مختلفی حضور و شرکت یابد که این امر موجب تقدیرات متعددی توسط اساتید شاخص و مطرح هنری، از ابوالفضل رنجبران گردد. ایشان طراح چندین پوستر بین المللی می‌باشند. اساتید ابوالفضل رنجبران:رنجبران از محضر اساتید مطرحی همچون: استاد مسعود نجابتی، استاد عبدالرسول یاقوتی، استاد صداقت جباری، استاد سید حسن موسی زاده، استاد ناصر طاووسی، استاد ابوالفضل خزاعی بهرمند شده است. که در بین آثار وی رد پای تاثیر این اساتید به وضوح دیده می‌شود. تاثیر خانوادگی:رنجبران در فضای هنری و ادبی توسط پدر و اقوام مادری خود که از خطاطان زبر دست بوده، پرورش یافته است که این تاثیر موجب پیشرفت چشم گیر ایشان شده است. وی در گفتگوی خود با رسانه های هنری، به این امر که دوران کودکی میتواند تاثیر بسزای در نقش آینده اشخاص ایفا کند، اشاره پر رنگی دارد. رنجبران و جمهوری سِنگال:رنجبران در نمایشگاه آثار قرآنی خود در جمهوری سِنگال، شهر داکار با حضور سفیر محترم جمهوری اسلامی ایران، و نمایندگی جامعه المصطفی العالمیه در سنگال توانست، آثار زیبای حدیثی و قرآنی که با تاکید بر خطوط ششگانه یا اقلام سته و خطوط فراموش شده اسلامی که از آن‌ها به‌عنوان خطوط اصول هم نام برده می‌شود بهره ببرد، وی توانست این خطوط اصلی در خوشنویسی که در تمامی کشورهای اسلامی از جمله ایران، روزی رواج داشته‌اند اما این خطوط به باد فراموشی سپرده شده اند را دوباره زنده کند و مورد استقبال بی نظیر همگان در داخل و خارج از ایران قرار بگیرد. ابوالفضل رنجبران خوشنویس، طراح گرافیک و مدیر هنری معاصر است که آثار قرآنی و حدیثی متعددی خلق کرده است، از جمله تابلوهای قرآنی و حدیثی که در نمایشگاه‌های مختلف از جمله در سنگال به نمایش درآمدند. آثار او که به شیوه‌ای گرافیکی با درون‌مایه‌های ایرانی و اسلامی است و گلچینی از فعالیت‌های هنری و قرآنی‌اش را شامل می‌شود، به ویژه در ماه مبارک رمضان در کشورهای اسلامی مورد توجه قرار گرفته است. رنجبران در طول چندین سال فعالیت هنری و پژوهشی، با خلق آثار بدیع توانسته به شیوه‌ای گرافیکی با درون‌مایه‌های ایرانی و اسلامی دست یابد و آن را به دنیا و کشورهای همسایه ایران معرفی کند. بهرگیری از خطوط فراموش شده اسلامی:نمایشگاه سنگال، در مراسمی با حضور، سفیر جمهوری اسلامی و نمایندگان فرهنگی ایران و دانشگاه جامعه المصطفی العالمیه ویژه سنگال، مجموعه‌ای از آثار قرآنی و حدیثی ابوالفضل رنجبران در داکار، پایتخت سنگال به نمایش درآمد، که مورد استقبال علاقه‌مندان به قرآن کریم قرار گرفت. رنجبران آثار هنری قرآنی و حدیثی خلق کرده است که در قالب تابلوهای خوشنویسی از خطوط رایج در جهان اسلام، من جمله خط کوفی، خط محقق، ریحان، ثلث، رقاع، توقیع، نسخ، نستعلیق، شکسته نستعلیق ارائه شده‌اند. آثار قرآنی ایشان شامل مضامین و حکمت‌های قرآنی است که در قالب طراحی پوستر و تابلوهای هنری به نمایش درآمده‌اند. محتوای آثار او، به ویژه در ایام ماه مبارک رمضان، توجه ویژه‌ای به جنبه‌های قرآنی و معنوی در داخل و خارج از کشور را به همراه داشته است. گستره فرهنگی:نمایش آثار وی در خارج از ایران، مانند کشور سنگال، بخشی از فعالیت‌های فرهنگی هنری برای گسترش فرهنگ قرآنی در سطح بین‌المللی است. ابوالفضل رنجبران آثار قرآنی و حدیثی خود را در ماه مبارک رمضان در شهر داکار، پایتخت جمهوری سنگال به نمایش گذاشته است. این نمایشگاه با حضور سفیر جمهوری اسلامی ایران و نماینده جامعه‌المصطفی العالمیه در سنگال برگزار شده است. وی عضو انجمن هنرهای تجسمی کشور، عضو کانون هنرمندان ایرانی و عضو موسسه توسعه هنرهای تجسمی است. نگاه هنری ابوالفضل رنجبران:خوشنویسی اسلامی، به‌عنوان شریف‌ترین و قدسی‌ترین هنرِ جهان اسلام، بیش از هر هنر تجسمی دیگری با رویکردهای عرفانی و حِکمی همراه بوده و در غالب ویژگی‌های شکلی و محتوایی خود آینه‌دار نمادها و آموزه‌های عرفانی و نفوذ اجتماعی عرفا است؛ نگاه باطنی و قبول تقدّس و معنویت برای حروف و کلمات در این هنر قدسی که بیش از همه متأثر از رویکردهای عرفا به مسئله حروف است، بخش مهمّی از پیوند میان خوشنویسی و عرفان اسلامی را رقم زده است. خوشنویسی وخطاطی یکی از هنرهای اصیل کشور ایران و جهان اسلام است که از گذشته های دور تا به امروز طرفداران بسیار زیادی داشته است. با وجود آن که خوشنویسی تقریبا در تمامی فرهنگ‌ها به چشم می‌خورد و از آن استفاده می‌شود، ولی در مشرق زمین و به ویژه کشورهای اسلامی و ایران یکی از زیباترین هنرهای بصری محسوب می‌شود.</description>
                <category>تاریخ هنر ایران و جهان</category>
                <author>تاریخ هنر ایران و جهان</author>
                <pubDate>Sun, 09 Feb 2025 13:41:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ابوالفضل رنجبران از شهادت ثلاثه در خوشنویسی می‌گوید:</title>
                <link>https://virgool.io/artday/%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%B6%D9%84-%D8%B1%D9%86%D8%AC%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D9%87%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D8%AB%D9%84%D8%A7%D8%AB%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%AE%D9%88%D8%B4%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D9%85%DB%8C-%DA%AF%D9%88%DB%8C%D8%AF-zbjtwbhjgtxj</link>
                <description>ابوالفضل رنجبراندر خدمت جناب آقای ابوالفضل رنجبران طراح گرافیست و پژوهشگر تاریخ هنر هستیم، و قرار است توسط ایشاندر این مبحث به شهادت ثلاثه در خوشنویسی بپردازیم.جناب آقای رنجبران لطفا مختصری از شهادت ثلاثه در خوشنویسی همراه با ارائه منبع بفرمایید؟شهادت ثالثه گواهی‌دادن به ولایت حضرت علی(ع) پس از شهادتین، با عبارت «أشهَدُ أَنّ عَلیاً ولیُّ الله» یا «أشهَدُ أَنّ عَلیاً حُجَّةُ الله» در اذان و اقامه است. بنابه دیدگاه مشهور فقهای امامیه، شهادت ثالثه از اجزای اذان و اقامه نیست؛ از همین رو، برخی از عالمان شیعه گفتن آن در اذان و اقامه را بدعت می‌شمردند و باورداشتن به این‌که جزء شرعی اذان و اقامه است را حرام می‌دانستند. شیخ صدوق روایاتی که در این خصوص وارد شده را جعلی و شیخ طوسی آن‌ها را نادر دانسته است.نظر امروزی بیشتر فقیهان امامیه این است که این فراز جزء اذان و اقامه نیست؛ ولی گفتن آن در اذان و اقامه، بدون قصد و نیت جزء‌بودن آن، مستحب است.بنا به نظر سیدمحسن حکیم، از مراجع تقلید، ازآنجاکه شهادت ثالثه، از نشانه‌های ایمان و نماد تشیع است، گفتن آن در اذان و اقامه رجحان شرعی دارد و حتی گاهی، اگر بدون قصد جزئیت باشد، گفتن آن واجب می‌گردد.شهادت ثالثه در هنر خوشنویسیشهادت ثالثه بعد از روی کار آمدن حکومتهای شیعه مثل حکومت آل بویه به بعد و در اوج خود یعنی دوران حکومت صفوی جز موارد لاینفک و جدا نشدنی در هنر خوشنویسی و معماری بوده است. موضوع شهادتین و شهادت ثالثه یکی از مهمترین و با سابقه ترین موضوعات در آثار هنری اسلامی است. شهادتین و شهادت ثالثه در معماری اسلامی، هنر خوشنویسی و ضرب سکه بخصوص در دوران صفوی نیز مورد توجه و کم کم جزو موارد ضروری قرار گرفت است. هنرمندان متعددی در دوران مختلف بنا به پیشرفت هنر آن زمان و با ابزارهای موجود تمام تلاش خود را به کار می‌گرفتند تا بهترین آثار را با مضامین اسلامی در بهترین حالت و جایگاه تولید کنند. مقام‌ معظم‌ رهبری‌ در ابعاد شخصیت‌ شیخ‌ مرتضی‌ انصاری‌مقام‌ معظم‌ رهبری‌، در ابعاد شخصیت‌ شیخ‌ مرتضی‌ انصاری‌، فرمودند: بزرگان‌ و علمای‌ اسلام‌، شیخ‌ مرتضی‌ انصاری‌ را شیخ‌ الاعظم‌ می‌خوانند، زیرا هیچکس‌ درباره‌ عظمت‌ مقام‌ علمی‌ شیخ‌ اندک‌ تأملی‌ ندارد، بنا بر این‌ معرفی‌ وی‌ به‌ جهان‌ اسلام‌ به‌ عنوان‌ قله‌ رفیع‌ علم‌ و تقوا و نیز تبیین‌ و تحلیل‌ نقش‌ آن‌ شیخ‌ بزرگوار در حفظ هیمنه‌ و عظمت‌ دین‌ و کلیت‌ وحدت‌ اسلامی‌ در مقابل‌ معاندین‌ و مخالفین‌، یک‌ فریضه‌ و تکلیف‌ است‌ و هیچ‌کس به رتبه شیخ انصاری نرسیده است حضرت آیت‌الله خامنه‌ای:«به نظرم نمیرسد که بعد از شیخ انصاری، هیچکدام از شاگردان ایشان و شاگردان شاگردان ایشان تا امروز به رتبه شیخ انصاری رسیده باشند.»«۱۳۸۹/۰۸/۰۲ پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR به مناسبت سالروز درگذشت شیخ انصاری، لوح«هیچ‌کس به رتبه شیخ انصاری نرسیده است» را منتشر می‌کند»نظر شیخ مرتضی انصاری در باب شهادت ثالثهحالا نظر شیخ مرتضی انصاری در باب شهادت ثالثه به نقل قولی اینگونه است:در نقلی آمده است شیعه و سنی مسائل خود را از شیخ مرتضی انصاری  می‌پرسیدند ایشان شیخ طائفه بود هم جواب مسائل اهل سنت  را بر طبق فتوای آنها می‌دادند و هم پاسخگوی مسائل شیعه بودند. اهل سنت از ایشان نظرشان را در مورد اشهد ان علی ولی الله که شیعیان به اذان اضافه کردند پرسیدند که آیا جز اذان است ایشان فرمودند ما برآنیم که اذان و اقامه جز اشهد ان علی ولی الله است.دفاع تمام عیار شیخ انصاری از أشهد أنّ علیّاً ولیّ الله (شهادت ثالثه) در اذانمسئله ذکر شهادت ثالثه (اشهد انّ علیاً ولى اللّه‏) در اذان نیز یکى از شعائر بزرگ مذهبى ما است که شخصیتى چون مرحوم آیت اللّه‏ العظمى حکیم، در شرح مشهورش بر کتاب عروة الوثقى، آن را به عنوان ثانوى (یعنى از باب اینکه جنبه نماد و کیان تشیع را به خود گرفته) واجب مى‏ داند.در مورد مرحوم شیخ انصارى، استاد فقیهان، نیز نوشته‏ اند که: زمانى که والى بغداد مؤذّن هاى شیعه را از گفتن کلمه (اشهد انّ علیّاً ولىّ اللّه‏) در روى گلدسته‏‌هاى مساجد منع کرد و شیخ از این امر مطلع گردید، به طلاّب فرمود: بار و بُنِه سفر را آماده کنید تا به جایى رویم که  توانیم اعمال مذهبى خود را آزادانه انجام دهیم.با پخش خبر مهاجرت شیخ انصارى از نجف در بین مردم، نجفی ها همگى دست از کار کشیدند و گفتند ما هم با شیخ از عراق بیرون خواهیم رفت! این جریان هنگامه‏ اى در نجف برپا کرد. سلطان عثمانى از کار حاکم بغداد ناراحت گردید و به احضار و تعویض وى امر کرد و بدین ترتیب، اوضاع شهر نجف دوباره آرام شد.(منبع: کتاب تراز سیاست، استاد منذر به نقل از  زندگینامه استاد الفقهاء شیخ انصارى قدّس سرّه، ضیاءالدین سبط الشیخ، ص ۱۲۷ / به قلم مورخ شهیر، استاد منذر)مفهوم‌شناسی و اهمیتشهادت ثالثه، گواهی‌دادن به ولایت امام علی(ع)، پس از گواهی به شهادتین، یعنی توحید و نبوت است و با عبارت‌هایی همچون «أشهَدُ أَنّ عَلیاً ولیَُ الله» و «أشهَدُ أَنّ عَلیاً حُجَّةُ الله» و «أشهَدُ أَنّ عَلیاً اَمیرالمؤمنین حقاً»، بیان می‌شود.سیدمحسن حکیم و سیدتقی طباطبایی قمی آن را شعار و نماد تشیع به شمار آورده‌اند.در برخی روایات موجود در منابع روایی شیعه، محتوای آن تأیید و به اقرار بر ولایت امام علی(ع) تأکید شده است.برای نمونه، طبرسی در کتاب الاحتجاج روایتی از امام صادق(ع) نقل کرده است که طبق آن، هرگاه کسی از شما می‌گوید: «لا إله إلَّا الله» و «محمّد رسول الله»، بلافاصله بگوید: «علیٌ اَمیرُالمؤمنین».آیا شهادت ثالثه از اجزاء اذان و اقامه است؟به‌گفته سیدمحسن حکیم شهادت ثالثه، به‌ویژه در دوران حاضر (قرن چهاردهم و پانزدهم هجری) از نشانه‌های ایمان و نماد تشیع است و از این جهت رجحان شرعی دارد و حتی گاهی در اذان و اقامه، نه با این عنوان که جزئی از اجزاء آن‌ها باشد، گفتن آن واجب می‌گردد. سَلّار دیلمی، از فقیهان امامیه در قرن پنجم قمری، گفتن شهادت ثالثه در تشهد نماز را نیز جایز و مستحب دانسته‌ است.به‌دستور شاه اسماعیل صفوی، دوباره به اذان اضافه شد و در میان مردم رواج یافت؛ به‌گونه‌ای که اگر کسی در اذان نمی‌گفت به سنی‌ بودن متهم می‌شد. کم کم رواج این امر در هنر معماری و خوشنویسی به وفور دیده می‌شود.شهادت ثالثه بعد از روی کار آمدن حکومتهای شیعه مثل حکومت آل بویه به بعد و در اوج خود یعنی دوران حکومت صفوی جز موارد لاینفک و جدا نشدنی در هنر خوشنویسی و معماری بوده است. موضوع شهادتین و شهادت ثالثه یکی از مهمترین و با سابقه ترین موضوعات در آثار هنری اسلامی است.شهادتین و شهادت ثالثه در معماری اسلامی، هنر خوشنویسی و ضرب سکه بخصوص در دوران صفوی نیز مورد توجه و کم کم جزو موارد ضروری قرار گرفت است. هنرمندان متعددی در دوران مختلف بنا به پیشرفت هنر آن زمان و با ابزارهای موجود تمام تلاش خود را به کار می‌گرفتند تا بهترین آثار را با مضامین اسلامی در بهترین حالت و جایگاه تولید کنند. شهادت ثالثه در اشعارشهادت ثالثه همیشه مورد توجه شاعران شیعه مذهب بوده است و در این باره اشعار متعددی سروده شده است، از جمله:اگر لازم شود حرف از دهان بیرون نمی آیدکه بی اذن علی تیر ازکمان بیرون نمی آیدعلی را گر که بردارند ازبین شهادت هاصدا از بند بند این اذان بیرون نمی آیدنگوید گر که ابراهیم در آتش علی جانمیقینا سربلند از امتحان بیرون نمی آیدچه رزمی می کند حیدر که در هنگام پیکارشصدا از دوستان و دشمنان بیرون نمی آیدهمینگونه به وقت گفتن تسبیح زهرایشنفس از سینه ی صاحبدلان بیرون نمی آیددهانم بازشد ذکر علی سوزاند دنیا رابه جز آتش که از آتشفشان بیرون نمی آیدشنیدم شاطر عباس صبوحی گفته بی نامشبه ولله از تنور گرم نان بیرون نمی آیدنجف میخانه ی شیعه ست یعنی مشتری اینجابمیرد دست خالی از دکان بیرون نمی آیدبه لطف صاحبم راضی ام اینگونه ، که ازخانه؛سگ اهلی برای استخوان بیرون نمی آیدچه زحمت می کشی بیهوده عزرائیل، ازاین تن؛نخواهد حیدر کرار جان بیرون نمی آیدیا اشعار دیگری همچون:شکر خدا که نام علی در اذان ماستما شیعه ایم و عشق علی هم از آن ماستذکر علی عبادت مختص شیعه استاین اسم اعظم است که ورد زبان ماستبا هر نفس علی شده ذکر لبم مداماین یا علی همیشه رفیق لبان ماستاز یا علی زبان و دهان خسته کی شود؟؟اصلا زبان برای همین در دهان ماستدنیا و آخرت بخدا نیست جز علیبغض علی جهنم و حبش جنان ماستما را گمان کنم ز علی آفریده اندعشقش سرشته در گل ما، بند جان ماستما شیعه زاده ایم ، خدا را هزار شکراین شیعه زادگی شرف خاندان ماستما عاشق علی شده ایم و بدون شکاین هم ز پاکدامنی مادران ماستما را چکار غیر علی را ؟ فقط علیآری علی علی بخدا آب و نان ماستپیرم، که سایه اش همه دم مستدام! گفت:عشق علی همیشه و هر جا نشان ماستیا اشعار دیگری همچون:جان به اذان می دهد نام علی در اذانبا تو بهارم بهار بی تو خزانم خزانتک‌نگاری دربارهٔ شهادت ثالثهبرخی از کتاب‌هایی که دربارهٔ شهادت ثالثه نوشته شده عبارتند از:کتاب موسوعةُ الْاَذانِ بَین الْاَصالةِ و التّحریف، نوشتهٔ سیدعلی شهرستانی در سه مجلد و به زبان عربی: نویسنده در جلد سوم این اثر، بخشی را با عنوان «اشهد أن علیاً ولی الله، بینَ الشَّرعیة و الْاِبتداع»، به بحث دربارهٔ شهادت ثالثه در اذان و اقامه در سه فصل اختصاص داده است.این بخش به‌صورت کتابی مجزا هم درآمده و به قلم سیدهادی حسینی، با عنوان جایگاه اشهد أن علیاً ولی الله در اذان، به فارسی ترجمه شده است.کتاب اَلشَّهادةُ بِالْولایةِ فی الْاذان، نوشتهٔ سیدعلی حسینی میلانی: در این کتاب، ادلهٔ جواز گفتن شهادت ثالثه در اذان بیان و بررسی شده است.کتاب اَلشَّهادةُ الثّالثة، نوشته محمد سند: نویسنده، در این کتاب، احکام مربوط به شهادت ثالثه در اقامه و اذان و تشهد و سلام نماز، در زمان تقیه را با تحقیق در روایات و دیدگاه فقهای امامیه بررسی کرده است.منابعافروغ، محمد، «مضامین و عناصر شیعی در هنر عصر صفوی با نگاهی به هنر قالی بافی»، نگارگری و فلزکاری»، مطالعات ایرانی، شماره ۲۰، پاییز ۱۳۹۰ش.شیخ صدوق، محمد بن علی، من لا یحضره الفقیه، قم، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ۱۴۱۳ق.شیخ طوسی، محمد بن حسن، مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، بیروت، مؤسسة فقه الشیعه، ۱۴۱۱ق.طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ۱۴۱۷ق.عباس‌زاده، مطفر و ایلقار اردبیل‌چی و ریحانه یعقوبی و صبا مخلوقی، ««بررسی نقش مذهب شیعه بر هنر و معماری امام‌زادگان ایران»، مندرج در سایت الشیعه، مشاهده ۷ اردیبهشت ۱۴۰۲ش.نجفی، جعفر بن خضر، کشف الغطاء عن مبهمات الشریعه الغرّاء، قم، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، ۱۴۲۲ق.نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام فی شرح شرایع الاسلام، بیروت، دار احیاءالثراث العربی، ۱۴۰۴ق.یزدی طباطبایی، سید محمدکاظم، العروه الوثقی فیما تعم به البلوی، بیروت، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، ۱۴۰۹ق.ابوالفضل رنجبران یک محقق و ‍‍ پژوهشگر تاریخ هنر ایران و جهان، طراح و گرافیست است که در زمینه تاریخ هنر ایران و جهان و به ویژه خطوط جهان اسلام و ایران فعالیت می‌کند. او عضو انجمن هنرهای تجسمی کشور و کانون هنرمندان ایرانی است و در چندین مسابقه ملی و بین‌المللی موفق به کسب مقام شده است.وی همچنین به عنوان پژوهشگر تاریخ هنر ایران و جهان و مدرس هنر و مباحث زیباشناسی در حیطه گرافیک شناخته می‌شود و در معرفی خط در گرافیگ فعالیت داشته است. به طور خلاصه، ابوالفضل رنجبران یک هنرمند چندوجهی است که در زمینه طراحی، گرافیک و تاریخ هنر جهان و اسلام و تدریس مباحث هنری فعالیت می‌کند و به ویژه در زمینه خطوط کهن و تاریخی شناخته شده است. اطلاعات بیشتر در مورد ابوالفضل رنجبران:تحصیلات: فارغ‌التحصیل رشته گرافیک. عضویت‌ها:عضو انجمن هنرهای تجسمی کشور. عضو کانون هنرمندان ایرانی. عضو موسسه توسعه هنرهای تجسمی کشور. عضو کانون حمایت از هنرمندان کشور. زمینه‌های فعالیت:طراحی و گرافیک. پژوهش در تاریخ هنر (به ویژه خطوط کهن و تاریخی و اقلام سته و ششگانه). افتخارات: کسب مقام در مسابقات ملی و بین‌المللی. لذا ابوالفضل رنجبران طراح گرافیک، محقق و پژوهشگر تاریخ هنرایران و جهان، مدیر هنری، تایپوگرافیست، از هنرمندان برجستهٔ معاصرایرانی در حوزهٔ هنرهای تجسمی است. او فارغ‌التحصیل رشته گرافیک می‌باشد. وی متولد مهر ماه 1370 است. رنجبران در کنار فعالیتهای مختلف گرافیکی، سال‌ها به‌صورت حرفه‌ای در زمینهٔ تحقیق و پژوهش هنر تمدن‌های مختلف، به‌ویژه تاریخ هنر ایران، خاورمیانه و جهان، فعالیت داشته است، رنجبران در کارنامه آثار خود تعداد بی شماری از طراحی جلد کتاب و نشریات، و طراحی هویت بصری، طراحی پوسترهای بین المللی، و مسابقات مختلف در داخل و خارج از کشور را ثبت کرده‌است. او همچنین در حوزهٔ ارتباط تصویری، به‌عنوان یکی از چهره‌های شناخته‌شده و تاثیرگذار معرفی می‌شود.رنجبران از سال 1384 به‌صورت رسمی با هماهنگی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی و انجمن هنرهای تجسمی و موسسه توسعه هنری کشور در طراحی گرافیکی از جمله پوستر، نشان و لوگو، تبلیغاتِ محیطی، با تاکید به روش تایپوگرافی، حروف نگاری و استفاده از خطوط اسلامیِ فراموش شده و اقلام سته به ویژه خط کوفی آغاز به فعالیت کرد، آثار ایشان در نمایشگاه‌های مختلف و متعددی به نمایش درآمده و جوایز و تقدیرنامه‌هایی از سوی اساتید برجسته و مقامات کشوری را به همراه داشته‌ است.رنجبران در نمایشگاه‌ها و فستیوال‌های داخلی و خارجی بسیاری شرکت کرده‌است. و توانسته است جوایز و مقامات و تقدیرات بسیاری را از آن خود کند. رنجبران در طول چندین سال فعالیت هنری و پژوهشی، با خلق آثار بدیع توانسته به شیوه‌ای گرافیکی با درون‌مایه‌های ایرانی و اسلامی دست یابد و آن را به دنیا و کشورهای همجوار ایران معرفی کند. جوایز و افتخارات و شرکت در مسابقات ملی و بین‌المللی:رنجبران دارای چندین جایزه ملی و بین المللی و کسب دیپلم افتخار در مسابقات مختلف می‌باشد. که در طول چندین سال فعالیت هنری و تحقیقی و پژوهشی، توانسته است در مسابقات مختلفی حضور و شرکت یابد که این امر موجب تقدیرات متعددی توسط اساتید شاخص و مطرح هنری، از ابوالفضل رنجبران گردد. ایشان طراح چندین پوستر بین المللی می‌باشند. اساتید ابوالفضل رنجبران:رنجبران از محضر اساتید مطرحی همچون: استاد مسعود نجابتی، استاد عبدالرسول یاقوتی، استاد صداقت جباری، استاد سید حسن موسی زاده، استاد ناصر طاووسی، استاد ابوالفضل خزاعی بهرمند شده است. که در بین آثار وی رد پای تاثیر این اساتید به وضوح دیده می‌شود. تاثیر خانوادگی:رنجبران در فضای هنری و ادبی توسط پدر و اقوام مادری خود که از خطاطان زبر دست بوده، پرورش یافته است که این تاثیر موجب پیشرفت چشم گیر ایشان شده است. وی در گفتگوی خود با رسانه های هنری، به این امر که دوران کودکی میتواند تاثیر بسزای در نقش آینده اشخاص ایفا کند، اشاره پر رنگی دارد. رنجبران و جمهوری سِنگال:رنجبران در نمایشگاه آثار قرآنی خود در جمهوری سِنگال، شهر داکار با حضور سفیر محترم جمهوری اسلامی ایران، و نمایندگی جامعه المصطفی العالمیه در سنگال توانست، آثار زیبای حدیثی و قرآنی که با تاکید بر خطوط ششگانه یا اقلام سته و خطوط فراموش شده اسلامی که از آن‌ها به‌عنوان خطوط اصول هم نام برده می‌شود بهره ببرد، وی توانست این خطوط اصلی در خوشنویسی که در تمامی کشورهای اسلامی از جمله ایران، روزی رواج داشته‌اند اما این خطوط به باد فراموشی سپرده شده اند را دوباره زنده کند و مورد استقبال بی نظیر همگان در داخل و خارج از ایران قرار بگیرد. ابوالفضل رنجبران خوشنویس، طراح گرافیک و مدیر هنری معاصر است که آثار قرآنی و حدیثی متعددی خلق کرده است، از جمله تابلوهای قرآنی و حدیثی که در نمایشگاه‌های مختلف از جمله در سنگال به نمایش درآمدند. آثار او که به شیوه‌ای گرافیکی با درون‌مایه‌های ایرانی و اسلامی است و گلچینی از فعالیت‌های هنری و قرآنی‌اش را شامل می‌شود، به ویژه در ماه مبارک رمضان در کشورهای اسلامی مورد توجه قرار گرفته است. رنجبران در طول چندین سال فعالیت هنری و پژوهشی، با خلق آثار بدیع توانسته به شیوه‌ای گرافیکی با درون‌مایه‌های ایرانی و اسلامی دست یابد و آن را به دنیا و کشورهای همسایه ایران معرفی کند. بهرگیری از خطوط فراموش شده اسلامی:نمایشگاه سنگال، در مراسمی با حضور، سفیر جمهوری اسلامی و نمایندگان فرهنگی ایران و دانشگاه جامعه المصطفی العالمیه ویژه سنگال، مجموعه‌ای از آثار قرآنی و حدیثی ابوالفضل رنجبران در داکار، پایتخت سنگال به نمایش درآمد، که مورد استقبال علاقه‌مندان به قرآن کریم قرار گرفت. رنجبران آثار هنری قرآنی و حدیثی خلق کرده است که در قالب تابلوهای خوشنویسی از خطوط رایج در جهان اسلام، من جمله خط کوفی، خط محقق، ریحان، ثلث، رقاع، توقیع، نسخ، نستعلیق، شکسته نستعلیق ارائه شده‌اند. آثار قرآنی ایشان شامل مضامین و حکمت‌های قرآنی است که در قالب طراحی پوستر و تابلوهای هنری به نمایش درآمده‌اند. محتوای آثار او، به ویژه در ایام ماه مبارک رمضان، توجه ویژه‌ای به جنبه‌های قرآنی و معنوی در داخل و خارج از کشور را به همراه داشته است. گستره فرهنگی:نمایش آثار وی در خارج از ایران، مانند کشور سنگال، بخشی از فعالیت‌های فرهنگی هنری برای گسترش فرهنگ قرآنی در سطح بین‌المللی است. ابوالفضل رنجبران آثار قرآنی و حدیثی خود را در ماه مبارک رمضان در شهر داکار، پایتخت جمهوری سنگال به نمایش گذاشته است. این نمایشگاه با حضور سفیر جمهوری اسلامی ایران و نماینده جامعه‌المصطفی العالمیه در سنگال برگزار شده است. وی عضو انجمن هنرهای تجسمی کشور، عضو کانون هنرمندان ایرانی و عضو موسسه توسعه هنرهای تجسمی است. نگاه هنری ابوالفضل رنجبران:خوشنویسی اسلامی، به‌عنوان شریف‌ترین و قدسی‌ترین هنرِ جهان اسلام، بیش از هر هنر تجسمی دیگری با رویکردهای عرفانی و حِکمی همراه بوده و در غالب ویژگی‌های شکلی و محتوایی خود آینه‌دار نمادها و آموزه‌های عرفانی و نفوذ اجتماعی عرفا است؛ نگاه باطنی و قبول تقدّس و معنویت برای حروف و کلمات در این هنر قدسی که بیش از همه متأثر از رویکردهای عرفا به مسئله حروف است، بخش مهمّی از پیوند میان خوشنویسی و عرفان اسلامی را رقم زده است. خوشنویسی وخطاطی یکی از هنرهای اصیل کشور ایران و جهان اسلام است که از گذشته های دور تا به امروز طرفداران بسیار زیادی داشته است. با وجود آن که خوشنویسی تقریبا در تمامی فرهنگ‌ها به چشم می‌خورد و از آن استفاده می‌شود، ولی در مشرق زمین و به ویژه کشورهای اسلامی و ایران یکی از زیباترین هنرهای بصری محسوب می‌شود.در پایان:جا دارد که از دلسوزی، همراهی و توجه و تلاش و کوشش اساتید معظم و متعهد و متدین و مجاهد خود در تعلیم و تربیت و انتقال معلومات و تجربیات ارزشمند فرهنگی و هنری، در کنار برقراری رابطه صمیمی و دوستانه و ایجاد فضایی به دور از تشریفات، برای کسب علم و هنر و دانش خوشنویسی، گرافیکی و روانشناسی رنگ و نقش، بر خود وظیفه میدانم در کسوت شاگردی از زحمات ارزشمند استاد مسعود نجابتی، عبدالرسول یاقوتی، قباد شیوا، سید محمد احصایی و سید حسن موسی‌زاده تقدیر و تشکر نمایم. از خداوند متعال برای این اساتید عزیزم، سلامتی، موفقیت و همواره شاگرد پروری را مسئلت دارم.شاگرد شما، ابوالفضل رنجبران© کلیه حقوق متعلق به صاحب اثر و پرتال فرهنگی راسخون است. استفاده از مطالب و آثار فقط با ذکر منبع بلامانع است.</description>
                <category>تاریخ هنر ایران و جهان</category>
                <author>تاریخ هنر ایران و جهان</author>
                <pubDate>Wed, 05 Feb 2025 19:46:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ابوالفضل رنجبران از هنـر خوشنویسـی درساخت ضریــح می‌گوید:</title>
                <link>https://virgool.io/artday/%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%B6%D9%84-%D8%B1%D9%86%D8%AC%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D9%86%D9%80%D8%B1-%D8%AE%D9%88%D8%B4%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%80%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA-%D8%B6%D8%B1%DB%8C%D9%80%D9%80%D8%AD-%D9%85%DB%8C-%DA%AF%D9%88%DB%8C%D8%AF-keuxqbejkt0y</link>
                <description>ابوالفضل رنجبراندر خدمت جناب آقای ابوالفضل رنجبران طراح گرافیست و پژوهشگر تاریخ هنر هستیم، و قرار است توسط ایشاندر این مبحث به هنــر خوشنویســی درساخت ضریــح بپردازیم.جناب آقای رنجبران لطفا مختصری از هنــر خوشنویســی درساخت ضریــح همراه با ارائه منبع بفرمایید؟مفاهیم توحیدی در طراحی ضریحبرخی پژوهشگران معتقدند که در ساخت ضریح اماکن مقدسه، مولفه‌های گوناگونی دخیلند که ناظر به نمادهای الهی و توحیدی است:انواع کتیبه‌های خوشنویسی اسلامی، در سراسر فضای ضریح، آیه «فاینما تولوا فثمّ وجه الله» را تداعی می‌کند.کتیبه‌های خوشنویسی در بالاترین قسمت ضریح، به اسماءالله رسیده و در رأس ضریح اسم جلاله «الله» قرار دارد که نمادی از «کلمة الله هی العلیا» است.نقوش اِسلیمی، خَتایی و هندسی با حرکت مارپیچ و در هم تنیده خود، حرکتی به سمت بالا داشته و ناظر به تعالی و قرب الی الله است.ساختار محرابی در هندسه ساخت ضریح، همراهی یاد خدا و نماز را یادآوری می‌کند.تزئینات به کار رفته در ضریح و ویژگی‌هایی نظیر تناسب، تعادل، ترکیب، ضرباهنگ، حرکت، تجرید و انتزاع، فضای مثبت و منفی، جاودانگی و غیره در ارتباط با قرآن و برگرفته از مبانی اعتقادی اسلام است.هنرمندان در دوران مختلف بنا به پیشرفت هنر آن زمان و با ابزارهای موجود تمام تلاش خود را به کار می‌گرفتند تا بهترین آثار را برای ائمه تولید کنند. این آثار معمولا یا در حرم‌های این بزرگواران استفاده می‌شد یا از آنها در موزه‌های دینی نگهداری می‌شد.هنــر خوشنویســی درساخت ضریــح و دیگر هنرهای تجسمی و سمعی و بصر همیشه مورد عنایت و توجه و سعادت هنرمندان شیعی بوده است.خلق ضریح مطهر در ستایش و احترام ائمه اطهار، از دیرباز یکی از دغدغه‌های هنرمندان متعهد بوده. دغدغه‌ای که در زمان‌های مختلف به شکل‌های کاشی معرق، نقاشی، پوستر، صنایع دستی و یا هر هنر تجسمی دیگری بروز یافته است.ضریح، سازه مشبّکی از طلا، نقره، مس یا چوب و جز آن است که بر روی قبر امام، امامزاده یا بزرگان مذهبی با تزیین خوشنویسی می‌نهند. از تاریخچه پیدایش ضریح و تغییر و تحول آن به شکل کنونی اطلاع دقیقی در دست نیست؛ اما ضریح به معنای اتاقک و صندوق از قرن نخست قمری رایج بوده است. ظاهراً پیشینه ضریح به شکل کنونی (مشبک و از نقره و مس) به دوره صفویه برمی‌گردد.ضریح کلمه‌ای عربی است که در فرهنگ‌های عربی است؛ اما در اصطلاح فارسی اتاقک، صندوق و سازۀ فلزی یا چوبی مشبکی است که بر قبر امام یا امامزاده‌ای می‌نهند. در ساخت ضریح از کتیبه‌های خوشنویسی در بالاترین قسمت، به اسماءالله و در رأس ضریح اسم جلاله «الله» که نمادی از «کلمة الله هی العلیا» و نقوش اِسلیمی، خَتایی و هندسی با حرکت مارپیچ و در هم تنیده خود، حرکتی به سمت بالا داشته و ناظر به تعالی و قرب الی الله است، مشاهد می‌شود.ضریح به معنای رایج فارسی در لبنان با نام شُبّاک به معنای محصوره فلزی یا چوبی مُشَبَّک و در مصر با نام مَقصوره به معنای سَرا، حجره و خانه کوچک متداول است. ضریح، محفظه یا اتاقکی مکعب مستطیل شکل است که فضای داخل مقبره را از اطراف جدا کرده است. معمولاً ضریح‌ها چهار گوشه دارند. اما ضریح امام حسین(ع) و عسکریین شش‌گوشه دارند. در ضلع‌های ضریح دریچه‌هایی برای انداختن نذورات در نظر گرفته شده است.از علت و زمان پیدایش ضریح در قرن‌های نخستین و چگونگی تغییر و تحول آن به شکل کنونی اطلاع دقیقی در دست نیست، ولی اعتقاد مسلمانان بر لزوم رعایت احترام و تکریم بزرگان دین انگیزه‌ای بوده است تا پس از درگذشت آنان، با ایجاد بنای یادبود و نصب صندوق و سپس محجر و بعد ضریح بر روی مقبره، آرامگاه‌ها را به مزار تبدیل سازند.واژه ضریح در احادیث شیعی نیز به‌کار رفته است و گاه منظور از آن همان قبر است به عنوان نمونه مجلسی در بحارالانوار از مشارق‌الانوار حافظ رجب برسی نقل کرده که امام علی(ع) به حسنین گفت وقتی مرا پس از مرگ در ضریح نهادید دو رکعت نماز بخوانید... ضریح به معنای اتاقک و صندوق از همان قرن نخست قمری رایج بوده است؛ مثلاً از نصب صندوق و ایجاد سقف و بنایی کوچک بر مدفن امام حسین(ع) تا سال ۶۵ قمری گزارش‌هایی وجود دارد.همچنین هارون عباسی در حدود ۱۷۰ق ضریح حرم امام علی(ع) را با آجر سفید بنا کرده است؛ اما ظاهراً پیشینه ضریح به شکل کنونی (مشبک و از نقره و مس) به دوره صفویه برمی‌گردد. ابن بطوطه (۷۷۹-۷۰۳ق) در سفرنامه خود از ضریحی چوبی بر مزار امام رضا(ع) یاد می‌کند که سطح آن را با صفحات نقره پوشانده بودند.فقها از احکام مرتبط با ضریح در باب‌هایی چون طهارت سخن گفته‌اند و ضریح معصومان و امامزادگان را محترم و نجس کردن و اهانت به آن را حرام دانسته‌اند.هنر ضریح‌سازیضریح‌سازی از گونه‌های هنر و تلفیقی از نگارگری، خطاطی، قلم‌زنی، منبت‌کاری، طلاکاری، فلزکاری... است. معمولاً برای ساخت ضریح، تیمی از فلزکاران (زرگران، قلم‌زنان، مشبک‌کاران، میناکاران) با هم همکاری می‌کنند. ضریح‌سازی از صنایع دستی رایج در اصفهان بوده است. علاوه بر خود ضریح، برای ساخت درهای اماکن متبرکه نیز از ضریح‌سازی استفاده می‌شود.در ساخت ضریح نام بانی، تاریخ ساخت، نام صاحب قبر و... درج می‌شود. ضریح از بدنه و اسکلت، پیکره‌های سنگی، ستون‌ها، پایه ستون، گوی ماسوره‌ها، لچکی‌ها، ترنج‌ها، کتیبه‌های نقره، حواشی برجسته کاری، کتیبه‌های طلامشبک‌های طلایی، زِهْوارها، میخ‌های تزیینی، گلدان‌ها، نقاشی‌های داخل ضریح، پارچه روی سقف مزار و... تشکیل می‌شود.انواع کتیبه‌های خوشنویسی اسلامی، در سراسر فضای ضریح، آیه «فاینما تولوا فثمّ وجه الله» را تداعی می‌کند.کتیبه‌های خوشنویسی در بالاترین قسمت ضریح، به اسماءالله رسیده و در رأس ضریح اسم جلاله «الله» قرار دارد که نمادی از «کلمة الله هی العلیا» است.نقوش اِسلیمی، خَتایی و هندسی با حرکت مارپیچ و در هم تنیده خود، حرکتی به سمت بالا داشته و ناظر به تعالی و قرب الی الله است.ساختار محرابی در هندسه ساخت ضریح، همراهی یاد خدا و نماز را یادآوری می‌کند.تزئینات به کار رفته در ضریح و ویژگی‌هایی نظیر تناسب، تعادل، ترکیب، ضرباهنگ، حرکت، تجرید و انتزاع، فضای مثبت و منفی، جاودانگی و غیره در ارتباط با قرآن و برگرفته از مبانی اعتقادی اسلام است.کارگاه‌های ساخت و بازسازی ضریحدر ایران کارگاه‌هایی جهت ساخت و بازسازی ضریح برای ائمه و دیگر بزرگان دین در نظر گرفته شده است.ساخت ضریح امام حسینکار ساخت ضریح جدید امام حسین(ع) از خرداد ۱۳۸۷ در کارگاهی واقع در مدرسه علمیه معصومیه قم آغاز شد و در ۱۳۹۱ش. به پایان رسید.بازسازی ضریح عسکرییندر پی تخریب حرم عسکریین در سال‌های ۱۳۸۴ و ۱۳۸۶ش، کارگاه ساخت ضریح امامین عسکریین در سال ۱۳۸۹ش در قم، زیر نظر سید جواد شهرستانی (نماینده آیت‌الله سیستانی در ایران) دایر شد. ساخت ضریح عسکریین در سال ۱۳۹۳ش. به پایان رسید.مختصری از ساخت ضریح امام حسین(علیه السلام)ضریح امام حسین(ع) سازه مشبک و شش‌گوشه‌ای است که بر مرقد امام حسین(ع) نهاده شده است. عضدالدوله دیلمی برای نخستین بار ضریحی از جنس چوب ساج و تزیین شده با عاج را روی قبر امام حسین(ع) نصب کرد و قبر را با پارچه‌های گران‌بهای دیباج پوشاند و بعد از او حاکمان و شاهان شیعی ضریح را تعمیر و یا تعویض کردند.ساخت ضریح جدید مرقد امام حسین(ع) در قم قریب به ۵ سال طول کشید و طی مراسمی به‌جای ضریح سابق نصب گردید.تاریخچه ضریح امام حسین(علیه السلام)در عصر آل بویه، عضدالدوله برای نخستین بار در ۳۷۱ق ضریحی از جنس چوب ساج و تزیین شده با عاج را روی قبر امام حسین(ع) نصب کرد و قبر را با پارچه‌های گران بهای دیباج پوشاند. در ۶۲۰ق مؤیدالدین محمد قمی، وزیر شیعی الناصر لدین الله، صندوقی از چوب بر روی قبر قرار داد و آن را با پارچه‌های گران‌قیمت پوشاند.شاه اسماعیل صفوی در۹۳۲ق صندوق بسیار زیبایی از خاتم بر روی قبر نهاد. پس از آن، شاه عباس صفوی برای نخستین بار، ضریحی از مس بر فراز قبر و روی صندوق گذاشت و ضریح را با پرده‌های حریر قیمتی پوشاند.در ۱۱۵۳ ق، گوهرشاد خانم، دختر شاه حسین صفوی و همسر نادر شاه، صندوقی از خاتم بر روی قبر گذارد. گفته‌اند صندوق کنونی همان صندوقی است که همسر نادر شاه روی قبر قرار داده بود.برخی نیز گفته‌اند این صندوقی است که شاه طهماسب صفوی در ۱۱۲۳ق به حرم هدیه کرده است. این صندوق در اثر تهاجم وهابیان در ۱۲۱۶ق آتش گرفت و بخشی از آن سوخت. در ۱۲۲۵ق به توصیۀ جعفر کاشف‌الغطاء و به دستور «خان جان» قاجاری صندوق را با پوششی از نقره ترمیم کردند و با پارچه حریر پوشاندند.آقا محمد خان نیز ضریحی از نقره بر فراز قبر نصب کرد و درهای ورودی را، که از رواق به داخل حرم باز می‌شد، با نقره تزیین نمود. پس از چندی، ناصرالدین شاه، که به زیارت کربلا مشرف شده بود، ضریحی از نقره ساخت و آن را روی قبر گذاشت. بدین گونه مرقد دارای دو ضریح بیرونی و داخلی شد. این ضریح، ضریح مسین شاه عباس را در خود جای داده است. در پایین پای آن، ضریح دیگری متصل به ضریح بیرونی قرار گرفته که به علی اکبر(ع)، فرزند امام حسین(ع)، تعلق دارد.در ۱۳۵۵ ق، سیف‌الدین طاهر، از داعیان اسماعیلیه، پنجره‌ای از نقره برای مرقد ساخت و آن را از هند به کربلا فرستاد.در ۱۳۶۰ق محمد صنیع خاتم شیرازی، از استادان هنر خاتم‌کاری، صندوق را تعمیر کرد.در طول تاریخ، همواره پادشاهان و بزرگان، چراغ دان‌های گران‌قیمتی از طلا و نقره به داخل ضریح هدیه می‌کردند. یک جفت شمعدان طلای بسیار بزرگ از سوی سلطان عبدالمجید خان عثمانی به حرم هدیه شده است. بعضی از قندیل‌های آویزان شده از جنس طلا و نقره، از هند و جاهای دیگر آمده است.ضریح سابق امام حسین(علیه السلام)طول ضریح سابق به پنج پنجره و عرض آن نیز به چهار پنجره تقسیم می‌شد. هر قسمت هشتاد سانتی متر عرض داشت. اما بخشی که مرقد علی اکبر علیه‌السلام در آن بود، یعنی پایین پای آن حضرت، از ضریح تنها یک بخش و از طول دو بخش را در برمی‌گرفت. طول ضریح مرقد امام حسین علیه‌السلام ۵/۵ و عرض آن ۵/۴ متر بود و طول آن قسمت که قبر علی اکبر(علیه‌السلام) را در خود جای داده ۶/۲ و عرض آن ۴/۱ متر بود. ارتفاع ضریح به ۵/۳ متر می‌رسید و بر بالای آن در چهار گوشه، چهار گویچه‌شکلی بود که طول هر یک نیم متر و زر اندود بود.ضریح جدید امام حسین(علیه السلام)ساخت ضریح جدید در نمازخانه مدرسه معصومیه قم، قریب به ۵ سال (از خرداد سال ۸۷ تا مهر ۹۱) طول کشید. هزینه ساخت ضریح، ۱۴ میلیارد تومان بود که ۵ میلیارد و ۸۰۰ میلیون تومان آن به صورت نقدی و مابقی به صورت غیر نقدی تامین شد.پیکره چوبی و هزینه ساخت آن توسط آستان حضرت معصومه(س) اهدا شد و وظیفه طراحی ضریح را محمود فرشچیان بر عهده گرفت. خطاطی سوره‌های قرآن، احادیث درباره سیدالشهدا(ع)، اسماء جلاله و نام‌های معصومین(ع) بر عهده سید محمد حسینی موحد بوده است.کل نقره به کار رفته در ورق‌های قلمزنی شده چهار هزار و ۶۰۰ کیلوگرم و طلای به کار رفته در این ضریح نیز به ۱۱۸.۶۵۰ گرم است. وزن مس مصرفی ۷۰۰ کیلوگرم و قطر گوی و ماسوره‌هایی که در این ضریح مقدس به کار رفته، ۸ میلی‌متر است.داخل ضریح از سه بخش عمده تشکیل شده است: بخش اول، صندوقچه‌های منصوب بر مضجع شریف است، بخش دوم دیواره‌های ضریح شامل پشت شبکه‌ها با شیشه ۱۰ میل است و بخش سوم سقف آن است که از نقوش معرق برای تزئین آن استفاده شده است.ضریح جدید مثل ضریح سابق شش‌گوشه ساخته شد و علت این کار هم تأکید آیت‌الله بهجت بر شش‌گوشه ساخته‌شدن ضریح جدید بود. با حضور شیخ عبدالمهدی کربلائی، متولی آستان حسینی و عده‌ای از مسئولان ایرانی و عراقی علمیات تعویض ضریح در حرم امام حسین(ع) آغاز گردید و ضریح جدید، ششمین ضریحی می‌باشد که بر روی مرقد امام حسین(ع) نصب شده است.مختصری از ساخت ضریح امام رضا(علیه السلام)ضریح امام رضا(ع) سازه مشبکی که بر قبر امام رضا(ع) نهاده شده است. این سازه با صفحه‌های زرین و سیمین زینت یافته و آیاتی از قرآن کریم بر آن نمایان است. بنا به شواهد تاریخی، تاکنون چندین ضریح بر روی مرقد امام رضا(ع) نصب گردیده که ضریح فعلی پنجمین آنهاست. ابن بطوطه (۷۰۳ ق/ ۷۷۹ ق)، در سفرنامه خود از ضریحی چوبی بر مزار امام رضا(ع) یاد می‌کند که سطح آن را با صفحات نقره پوشانده بودند. اما بنا بر شواهد تاریخی، نصب ضریح به معنای اصطلاحی آن، بر مزار امام رضا(ع) از دورۀ صفویه آغاز شده است.ظاهراً نخستین پوشش بر مرقد امام رضا(ع) همان است که ابن بطوطه در سفرنامه خود از آن یاد می‌کند و احتمالا این همان صندوقی است که سال ۵۰۰ق صاحب کتاب روضات از کتاب ثاقب المناقب نقل می‌کند که«چون انوشیروان مجوس اصفهانی از بزرگان دربار سلجوقی که در زمان سلطان سنجر شفا یافته بود بر مرقد رضوی صندوقی از نقره ترتیب و تقدیم نمود.» در زمان شاه طهماسب صفوی (۹۵۷ ق) ضریحی بر روی این صندوقچه چوبی نصب گردید، از این رو پیشینه ضریح به شکل کنونی به دوره صفویه برمی‌گردد.با این حال درباره تاریخچه نخستین ضریح‌ نصب شده بر روی مرقد امام رضا(ع) روایات متفاوتی در منابع تاریخی ذکر شده است. نویسنده کتاب تاریخ آستان قدس احتمال داده است که اولین ضریح در عهد تیموریان و بعضی احتمال داده‌اند که در عهد شاه اسماعیل اول صفوی نصب شده باشد. عده‌ای نیز آن را منسوب به عهد شاه طهماسب اول می‌دانند.به نظر می‌رسد تا سال ۱۳۱۱ش به دلایل مختلف از جمله عدم امکان رؤیت کتیبه ضریح قدیمی، تاریخ نصب و نام بانی آن مورد اختلاف بوده است.وجود ضریح به استناد اخبار موجود در منابع تاریخی در عهد شاه طهماسب اول صفوی قطعی است، چون واژه ضریح چندین بار در رویدادهای مربوط به تاریخ مشهد در منابع این دوران نقل شد است. درباره مشخصات این ضریح نیز اخبار متفاوتی وجود دارد. بیشتر نویسندگان جنس ضریح را چوب با تسمه‌های فلزی و پوششی از صفحات طلا و نقره بوده دانسته‌اند، بعضی نوع چوب اولین ضریح را از شمشاد و برخی از صندل و بعضی دیگر از جنس نقره و عده‌ای دیگر همچون اعتمادالسلطنه و مؤلف منتخب التواریخ جنس ضریح را از فولاد می‌دانند.ضریح نگین‌نشان (دومین ضریح)ضریح دوم، ضریحی مرصّع فولادی، معروف به ضریح نگین نشان است، که در سال ۱۱۶۰ق نصب شده است. براساس شواهد تاریخی، واقف ضریح، شاهرخ فرزند رضاقلی میرزا فرزند نادرشاه افشار و نوه شاه سلطان حسین صفوی است، اعتمادالسلطنه مشخصات این ضریح را نیز به صورت کامل در نوشته‌هایش آورده است. در این ضریح، کتیبه منحصر به دو سطر خط نستعلیق چهاردانگ است که بالای سر ضریح مبارک طلاکوب کرده‌اند به این عبارت:«نیازمند رحمت ایزد مستعان و تراب اقدام زوار این آستان ملائک پاسبان (سبط) سلطان نادرشاه شاهرخ شاه الحسین الموسوی الصفوی بهادرخان به وقف و نصب این ضریح و قبّه‌های مرصع چهارگوشه ضریح مقدس مبارک موفق گردید سنه ۱۱۶۰.»البته برخی از منابع به ساخت این ضریح توسط نادرشاه اشاره دارند. وجود جواهرات بر بدنه ضریح دوم مسلم است و گزارش مؤلف جنّات ثمانیه در سال ۱۳۳۱ق آخرین خبر از وجود این جواهرات و مؤید قرار داشتن چهار دانه یاقوت و یک دانه زمرّد در گوی‌های ضریح در حدود اواخر عهد قاجاریه است، اما با گذشت حدود بیست سال از این تاریخ به گزارش مؤتمن در سال ۱۳۱۱ ش، از این جواهرات خبری نیست. جواهرات و اشیاء و تزئینات این ضریح در عهد افشاریه مورد دستبرد قرار می‌گیرد و به نوشته اعتمادالسلطنه، جانشینان نادر پس از قتل او به ضریح مطهر تعرض می‌کنند.اما به نوشته بهبهانی جمعی از مؤمنان به سرپرستی سید محمد مهدی خراسانی متولی آستانه طلا و جواهرات را مسترد می‌نمایند و دوباره ضریح را تزیین می‌کنند. ضریح دوم یا ضریح مرصع از تاریخ نصب (۱۱۶۰ ق) به مدت حدود ۷۳ سال در معرض زیارت قرار داشته، تا این که در تاریخ ۱۲۳۳ق در کنار ضریح قبلی و در قسمت بیرونی نصب می‌گردد.ضریح فتحعلی شاهی (سومین ضریح)نام بانی ضریح سوم نامشخص است، اما به طور قطع و مسلم این ضریح در عهد فتحعلی شاه وجود داشته است؛ چنان که برخی از منابع به درِ مرصع نصب شده بر روی این ضریح که توسط فتحعلی شاه در تاریخ ۱۲۳۳ق اهدا شده اشاره دارند.بعضی از نویسندگان زمان نصب این ضریح را در اوایل عهد قاجاریه می‌دانند و بسیاری از نویسندگان باشتباه تاریخ کتیبه و نام بانی در ضریح را مربوط به ضریح دانسته و فتحعلی شاه را بانی ضریح معرفی می‌نمایند، در حالی که به نوشته اعتمادالسلطنه این ضریح فاقد کتیبه است.در باره مشخصات این ضریح نوشته‌اند که طول آن پنج، عرض آن سه، و ارتفاع آن دو و جنس آن از فولاد است بر روی ضریح مشبکی مطلا و بر فراز آن شیروانی چوبی، با پوشش طلا وسط شیروانی یک سر طوق طلا مرصع به جواهر و در دو طرف آن دو قبه جواهرنشان است و بالای آن هم پوشش بسیار نفیسی گسترده است.این ضریح در عهد سلطنت محمد شاه قاجار مورد دستبرد قرار گرفت، پس از آن که محمد حسن خان سالار پسر آصف الدوله والی خراسان طغیان نمود، تمام طلا و نقره‌های روی ضریح را تصرّف کرد و درب مرصع فتحعلی شاهی را نیز از ضریح جدا نمود و به نام خود سکه زد. این واقعه در ۱۲۶۴ق اتفاق افتاد، و پس از آن که ناصرالدین شاه بر تخت سلطنت نشست، تعمیرات ضریح از ۱۲۶۸ق آغاز شد.ضریح شیر و شکر (چهارمین ضریح)چهارمین ضریح به نام ضریح طلا و نقره معروف به شیر و شکر است که در سال ۱۳۳۸ش ساخته شده و پس از برداشتن ضریح سوم و انتقال آن به موزه، روی ضریح نگین نشان نصب می‌شود، بر روی سقف ضریح از داخل دو بیتی نوشته شده که به حساب ابجد از مجموع حروف مصراع چهارم عدد ۱۳۷۰ق بدست می‌آید که تاریخ نصب ضریح است.این ضریح به همت ابوالحسن حافظیان ساخته شد. انجام اقدامات و تشریفات نصب ضریح جدید مصادف بود با شروع کار نایب التولیه جدید محمد مهران که پس از استعفای شادمان آغاز به کار نمود. او در مقاله‌ای با عنوان «ضریح جدید» چگونگی نصب ضریح شیر و شکر را به تفصیل آورده، می‌نویسد پس از انجام مشورت لازم با اعضای هیأت ویژه، کار نصب ضریح جدید آغاز گردید و از صبح روز چهارشنبه هشتم بهمن ماه ۱۳۳۸ش پس از غبارروبی مرقد مطهر در مدت ۱۷ روز عملیات برداشتن ضریح فولادی و مرمت و تعویض سنگ‌های پای ضریح انجام شد و ضریح دوم تمیز و اصلاح شده به وسیله جرثقیل بالا کشیده شد و کف ضریح ترمیم و پس از نصب چهارچوبه ضریح جدید شیر و شکر، کار نصب روکش‌ها و قاب‌ها و سقف انجام شد و سرانجام در ساعت پنج و نیم بعد از ظهر ۱۴ شعبان ۱۳۷۹ق مقارن با شب ولادت حضرت ولی عصر(عج) مطابق با ۲۲ بهمن ۱۳۳۸ ش، درِ حرم برای زیارت مشتاقان مفتوح گردید.ضریح سیمین و زرین (ضریح کنونی)ضریح پنجم؛ ضریح سیمین و زرین: در سال ۱۳۷۲ش به دستور تولیت آستان قدس رضوی، مطالعات و بررسی‌های مقدماتی ساخت ضریح جدید آغاز و پس از هفت سال ساخته و آمادۀ نصب شد.با گذشت حدود چهار دهه از زمان نصب ضریح چهارم، به مرور زمان ارکان ضریح شیر و شکر پوسیده و روکش‌های نقره‌ای و طلایی آن ساییده و به رغم تعمیرات مکرر به دلیل کمی ضخامت و فرورفتگی، از استحکام لازم برخوردار نبود، لذا ساخت ضریح پنجم مورد توجه قرار گرفت و پس از حدود پنج سال بررسی، براساس طرح ابتکاری استاد فرشچیان، کار ساخت ضریح جدید موسوم به ضریح سیمین و زرین از سال ۱۳۷۲ش آغاز شد و پس از آماده سازی، عملیات اجرایی نصب پس از انجام آخرین مراسم غبارروبی ضریح قبلی، از شامگاه روز شنبه ۲۱ دی ۱۳۷۹ش آغاز گردید و پس از اتمام کار در روز سه شنبه ۱۶/۱۲/۷۹ مقارن با عید قربان، طی مراسمی با حضور آیت الله خامنه‌ای و تولیت آستان قدس رضوی بازگشایی روضه رضوی با ضریح جدید صورت گرفت.ضریح جدید که پنجمین ضریح نصب شده بر روی مرقد امام رضا(ع) است حدود ۱۲ تن وزن دارد و از جمله ویژگی‌های آن، ضخامت پوشش نقره‌ای و طلایی آن و نیز اتصال روکش‌ها بدون پیچ است. طول ضریح ۷۸/۴ متر و عرض آن ۷۳/۳ متر و ارتفاع آن با محاسبه سنگ و پایه ۹۶/۳ متر است و جمعاً دارای چهارده دهانه در اطراف است. دو سوره هل اتی و یس به صورت کتیبه در دور تا درو ضریح نوشته شده که طول کتیبه سوره هل اتی ۷۶/۱۶ و عرض آن ۱۴ سانت و کتیبه سوره یس دارای ۶۶/۱۷ متر طول و ۱۸ سانتیمتر عرض است.در تمامی گلبرگ‌ها و نقوش به کار رفته مفاهیم فرهنگ متعالی اسلام متجلی است و تأکید بر اسلامی و ایرانی بودن اجزاء متشکله، از دیگر ویژگی‌های این ضریح است. استفاده از اعداد ۵ و ۸ و ۱۴ در ساختار ضریح به طور مشخص نشان دهنده پنج تن و رتبه صاحب ضریح به عنوان هشتمین امام است و نیز وجود ۱۴ محراب در چهار ضلع ضریح که رأس محراب‌ها به کلمه الله ختم می‌شود.[۲۱] ضریح موجود در مجموع در طول ۳۱ سانتی متر و در عرض ۴۲ سانتی متر و در ارتفاع ۶ سانتی متر نسبت به ضریح قبلی (شیر و شکر) وسیعتر و بزرگتر است و در سقف و بخش داخلی بدنه ضریح به جای استفاده از چوب ساده و رنگ و روغن، از هنر خاتم‌کاری بهره‌گیری شده است.1) منابع هنر خوشنویسی درساخت ضریح:ابن‌بطوطه، سفرنامه(رحله) ابن‌بطوطه، ترجمه: موحد، محمد علی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، تهران، ۱۳۵۹ش.آل‌محبوبه، ماضی النجف وحاضرها، بیروت:‌ دارالاضواء، ۱۴۰۶ق ـ۱۹۸۶م.طعمه، سلمان هادی، تاریخ مرقد الحسین و العباس(ع)، ۱۴۱۶/۱۹۹۶ق.فیومی، احمد بن محمد مقری‌، المصباح المنیر، منشورات‌دار الرضی‌، قم.عمرانی، سید ابوالحسن، اسلام و هنرهای زیبا، قم، بوستان کتاب، ۱۳۹۰ش.کرباسی، محمدصادق، تاریخ المراقدالحسین و اهل بیته و انصاره، ج۱، لندن ۱۴۱۹/ ۱۹۹۸.فرهنگ فقه فارسی نویسنده: مؤسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامی، ج۵، ص۱۴۷.تاریخچه ضریح‌سازی اصفهان در کتابخانه مرکزی بررسی می‌شوددهخدا، علی اکبر، لغت نامه دهخدا، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۷۷ش.حسینی مراغی، العناوین الفقهیةامام خمینی، نجاة العباد‌، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۴۲۲ق.طریحی، فخرالدین‌، مجمع البحرین‌، مصحح: سیداحمد حسینی‌، تهران: کتابفروشی مرتضوی‌، ۱۴۱۶ق.شاهرودی، زهره، «نمود مفاهیم اسلامی در تزئینات ضریح»، الهیات هنر، سال چهارم، شماره هشتم، بهار ۱۳۹۶ش.شیخ انصاری، صراط النجاة(محشّٰی)، مصحح: محمدحسین فلاح‌زاده‌، کنگره جهانی بزرگداشت شیخ اعظم انصاری‌، قم، ۱۴۱۵ق.حسام السلطنه، دلیل الانام، تصحیح رسول جعفریان، تهران: مشعر، ۱۳۷۴ش.مجلسی، بحارالانوار، الناشر: مؤسسة الوفاء، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق.2) منابع ساخت ضریح امام حسین(علیه السلام):قائدان، اصغر، عتبات عالیات عراق، تهران، مشعر، ۱۳۸۷ش.ناگفته‌هایی از ساخت ضریح جدید امام حسین(ع)، خبرگزاری فارس، تاریخ انتشار: ۸ آذر ۱۳۹۱ش.ضریح جدید امام حسین رونمایی شد، خبرگزاری ایسنا، تاریخ انتشار: ۶ مهر ۱۳۹۱.آیت‌الله بهجت بر شش‌گوشه بودن ضریح سیدالشهداء تأکید داشتند، خبرگزاری فارس، تاریخ انتشار: ۷ آذر ۱۳۹۱ش.تعویض ضریح جدید آغاز شد، سایت حوزه نمایندگی ولی فقیه در حج و زیارت.همه چیز درباره ضریح جدید امام حسین(ع)، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه، تاریخ انتشار : ۱۳۹۱/۷/۲۰. آشنایی با تاریخ ضریح امام حسین(ع)]، آرمان هیئت، تاریخ درج مطلب: ۹ تیر ۱۳۹۷،‌ تاریخ بازدید: ۱۳ تیر ۱۴۰۲.صرف هزینه ۱۴ میلیارد تومانی برای ساخت ضریح اباعبدالله(ع) در قم، خبرگزاری بین المللی قرآن،‌ تاریخ درج مطلب: ۶ مهر ۱۳۹۱، تاریخ بازدید:۱۳ تیر ۱۴۰۲.افتخار خوشنویسی قم نقش بستن بر ضریح امام حسین(ع) است، تهران هوشمند، تاریخ بازدید: ۱۳ تیر ۱۴۰۲.3) منابع ساخت ضریح امام رضا(علیه السلام):دهخدا، علی اکبر، لغت نامه دهخدا، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۷۷ش.ابن بطوطه، سفرنامه(رحله) ابن بطوطه، ترجمه: موحد، محمد علی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، تهران، ۱۳۵۹ش.طریحی، فخر الدین‌، مجمع البحرین‌، مصحح: سیداحمد حسینی‌، کتابفروشی مرتضوی‌، تهران، ۱۴۱۶ ق.لعل شاطری، مصطفی، تاریخچه-ضریح‌های-نصب-شده-در-حرم-امام-رضا-(ع تاریخچه ضریح‌های نصب شده در حرم امام رضا (ع)]، مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، تاریخ درج مطلب: ۲۳ مرداد ۱۳۹۵، تاریخ بازدید: ۱۳ تیر ۱۴۰۲.منتظمی، قربان، چرا قبر امام حسین ـ علیه‌السلام ـ شش گوشه دارد؟، راسخون، تاریخ درج مطلب: ۲۸اردیبهشت ۱۴۰۲، تاریخ بازدید: ۱۳ تیر ۱۴۰۲.قدیمی ترین عکس از ضریح امام رضا (ع)،‌ خبرگزاری تسنیم، تاریخ درج مطلب: ۹ شهریور ۱۳۹۴،‌ تاریخ بازدید: ۱۳ تیر ۱۴۰۲.ابوالفضل رنجبران کیهابوالفضل رنجبران یک محقق و ‍‍ پژوهشگر تاریخ هنر ایران و جهان، طراح و گرافیست است که در زمینه تاریخ هنر ایران و جهان و به ویژه خطوط جهان اسلام و ایران فعالیت می‌کند. او عضو انجمن هنرهای تجسمی کشور و کانون هنرمندان ایرانی است و در چندین مسابقه ملی و بین‌المللی موفق به کسب مقام شده است.وی همچنین به عنوان پژوهشگر تاریخ هنر ایران و جهان و مدرس هنر و مباحث زیباشناسی در حیطه گرافیک شناخته می‌شود و در معرفی خط در گرافیگ فعالیت داشته است. به طور خلاصه، ابوالفضل رنجبران یک هنرمند چندوجهی است که در زمینه طراحی، گرافیک و تاریخ هنر جهان و اسلام و تدریس مباحث هنری فعالیت می‌کند و به ویژه در زمینه خطوط کهن و تاریخی شناخته شده است. اطلاعات بیشتر در مورد ابوالفضل رنجبران:تحصیلات: فارغ‌التحصیل رشته گرافیک. عضویت‌ها:عضو انجمن هنرهای تجسمی کشور. عضو کانون هنرمندان ایرانی. عضو موسسه توسعه هنرهای تجسمی کشور. عضو کانون حمایت از هنرمندان کشور. زمینه‌های فعالیت:طراحی و گرافیک. پژوهش در تاریخ هنر (به ویژه خطوط کهن و تاریخی و اقلام سته و ششگانه). افتخارات: کسب مقام در مسابقات ملی و بین‌المللی. لذا ابوالفضل رنجبران طراح گرافیک، محقق و پژوهشگر تاریخ هنرایران و جهان، مدیر هنری، تایپوگرافیست، از هنرمندان برجستهٔ معاصرایرانی در حوزهٔ هنرهای تجسمی است. او فارغ‌التحصیل رشته گرافیک می‌باشد. وی متولد مهر ماه 1370 است. رنجبران در کنار فعالیتهای مختلف گرافیکی، سال‌ها به‌صورت حرفه‌ای در زمینهٔ تحقیق و پژوهش هنر تمدن‌های مختلف، به‌ویژه تاریخ هنر ایران، خاورمیانه و جهان، فعالیت داشته است، رنجبران در کارنامه آثار خود تعداد بی شماری از طراحی جلد کتاب و نشریات، و طراحی هویت بصری، طراحی پوسترهای بین المللی، و مسابقات مختلف در داخل و خارج از کشور را ثبت کرده‌است. او همچنین در حوزهٔ ارتباط تصویری، به‌عنوان یکی از چهره‌های شناخته‌شده و تاثیرگذار معرفی می‌شود.رنجبران از سال 1384 به‌صورت رسمی با هماهنگی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی و انجمن هنرهای تجسمی و موسسه توسعه هنری کشور در طراحی گرافیکی از جمله پوستر، نشان و لوگو، تبلیغاتِ محیطی، با تاکید به روش تایپوگرافی، حروف نگاری و استفاده از خطوط اسلامیِ فراموش شده و اقلام سته به ویژه خط کوفی آغاز به فعالیت کرد، آثار ایشان در نمایشگاه‌های مختلف و متعددی به نمایش درآمده و جوایز و تقدیرنامه‌هایی از سوی اساتید برجسته و مقامات کشوری را به همراه داشته‌ است.رنجبران در نمایشگاه‌ها و فستیوال‌های داخلی و خارجی بسیاری شرکت کرده‌است. و توانسته است جوایز و مقامات و تقدیرات بسیاری را از آن خود کند. رنجبران در طول چندین سال فعالیت هنری و پژوهشی، با خلق آثار بدیع توانسته به شیوه‌ای گرافیکی با درون‌مایه‌های ایرانی و اسلامی دست یابد و آن را به دنیا و کشورهای همجوار ایران معرفی کند. جوایز و افتخارات و شرکت در مسابقات ملی و بین‌المللی:رنجبران دارای چندین جایزه ملی و بین المللی و کسب دیپلم افتخار در مسابقات مختلف می‌باشد. که در طول چندین سال فعالیت هنری و تحقیقی و پژوهشی، توانسته است در مسابقات مختلفی حضور و شرکت یابد که این امر موجب تقدیرات متعددی توسط اساتید شاخص و مطرح هنری، از ابوالفضل رنجبران گردد. ایشان طراح چندین پوستر بین المللی می‌باشند. اساتید ابوالفضل رنجبران:رنجبران از محضر اساتید مطرحی همچون: استاد مسعود نجابتی، استاد عبدالرسول یاقوتی، استاد صداقت جباری، استاد سید حسن موسی زاده، استاد ناصر طاووسی، استاد ابوالفضل خزاعی بهرمند شده است. که در بین آثار وی رد پای تاثیر این اساتید به وضوح دیده می‌شود. تاثیر خانوادگی:رنجبران در فضای هنری و ادبی توسط پدر و اقوام مادری خود که از خطاطان زبر دست بوده، پرورش یافته است که این تاثیر موجب پیشرفت چشم گیر ایشان شده است. وی در گفتگوی خود با رسانه های هنری، به این امر که دوران کودکی میتواند تاثیر بسزای در نقش آینده اشخاص ایفا کند، اشاره پر رنگی دارد. رنجبران و جمهوری سِنگال:رنجبران در نمایشگاه آثار قرآنی خود در جمهوری سِنگال، شهر داکار با حضور سفیر محترم جمهوری اسلامی ایران، و نمایندگی جامعه المصطفی العالمیه در سنگال توانست، آثار زیبای حدیثی و قرآنی که با تاکید بر خطوط ششگانه یا اقلام سته و خطوط فراموش شده اسلامی که از آن‌ها به‌عنوان خطوط اصول هم نام برده می‌شود بهره ببرد، وی توانست این خطوط اصلی در خوشنویسی که در تمامی کشورهای اسلامی از جمله ایران، روزی رواج داشته‌اند اما این خطوط به باد فراموشی سپرده شده اند را دوباره زنده کند و مورد استقبال بی نظیر همگان در داخل و خارج از ایران قرار بگیرد. ابوالفضل رنجبران خوشنویس، طراح گرافیک و مدیر هنری معاصر است که آثار قرآنی و حدیثی متعددی خلق کرده است، از جمله تابلوهای قرآنی و حدیثی که در نمایشگاه‌های مختلف از جمله در سنگال به نمایش درآمدند. آثار او که به شیوه‌ای گرافیکی با درون‌مایه‌های ایرانی و اسلامی است و گلچینی از فعالیت‌های هنری و قرآنی‌اش را شامل می‌شود، به ویژه در ماه مبارک رمضان در کشورهای اسلامی مورد توجه قرار گرفته است. رنجبران در طول چندین سال فعالیت هنری و پژوهشی، با خلق آثار بدیع توانسته به شیوه‌ای گرافیکی با درون‌مایه‌های ایرانی و اسلامی دست یابد و آن را به دنیا و کشورهای همسایه ایران معرفی کند. بهرگیری از خطوط فراموش شده اسلامی:نمایشگاه سنگال، در مراسمی با حضور، سفیر جمهوری اسلامی و نمایندگان فرهنگی ایران و دانشگاه جامعه المصطفی العالمیه ویژه سنگال، مجموعه‌ای از آثار قرآنی و حدیثی ابوالفضل رنجبران در داکار، پایتخت سنگال به نمایش درآمد، که مورد استقبال علاقه‌مندان به قرآن کریم قرار گرفت. رنجبران آثار هنری قرآنی و حدیثی خلق کرده است که در قالب تابلوهای خوشنویسی از خطوط رایج در جهان اسلام، من جمله خط کوفی، خط محقق، ریحان، ثلث، رقاع، توقیع، نسخ، نستعلیق، شکسته نستعلیق ارائه شده‌اند. آثار قرآنی ایشان شامل مضامین و حکمت‌های قرآنی است که در قالب طراحی پوستر و تابلوهای هنری به نمایش درآمده‌اند. محتوای آثار او، به ویژه در ایام ماه مبارک رمضان، توجه ویژه‌ای به جنبه‌های قرآنی و معنوی در داخل و خارج از کشور را به همراه داشته است. گستره فرهنگی:نمایش آثار وی در خارج از ایران، مانند کشور سنگال، بخشی از فعالیت‌های فرهنگی هنری برای گسترش فرهنگ قرآنی در سطح بین‌المللی است. ابوالفضل رنجبران آثار قرآنی و حدیثی خود را در ماه مبارک رمضان در شهر داکار، پایتخت جمهوری سنگال به نمایش گذاشته است. این نمایشگاه با حضور سفیر جمهوری اسلامی ایران و نماینده جامعه‌المصطفی العالمیه در سنگال برگزار شده است. وی عضو انجمن هنرهای تجسمی کشور، عضو کانون هنرمندان ایرانی و عضو موسسه توسعه هنرهای تجسمی است. نگاه هنری ابوالفضل رنجبران:خوشنویسی اسلامی، به‌عنوان شریف‌ترین و قدسی‌ترین هنرِ جهان اسلام، بیش از هر هنر تجسمی دیگری با رویکردهای عرفانی و حِکمی همراه بوده و در غالب ویژگی‌های شکلی و محتوایی خود آینه‌دار نمادها و آموزه‌های عرفانی و نفوذ اجتماعی عرفا است؛ نگاه باطنی و قبول تقدّس و معنویت برای حروف و کلمات در این هنر قدسی که بیش از همه متأثر از رویکردهای عرفا به مسئله حروف است، بخش مهمّی از پیوند میان خوشنویسی و عرفان اسلامی را رقم زده است. خوشنویسی وخطاطی یکی از هنرهای اصیل کشور ایران و جهان اسلام است که از گذشته های دور تا به امروز طرفداران بسیار زیادی داشته است. با وجود آن که خوشنویسی تقریبا در تمامی فرهنگ‌ها به چشم می‌خورد و از آن استفاده می‌شود، ولی در مشرق زمین و به ویژه کشورهای اسلامی و ایران یکی از زیباترین هنرهای بصری محسوب می‌شود.در پایان:جا دارد که از دلسوزی، همراهی و توجه اساتید معظم و متعهد و متدین و مجاهد خود در تعلیم و تربیت و انتقال معلومات و تجربیات ارزشمند فرهنگی و هنری، برای کسب علم و هنر و دانش خوشنویسی، گرافیکی و روانشناسی رنگ و نقش، بر خود وظیفه میدانم در کسوت شاگردی از زحمات ارزشمند استاد مسعود نجابتی و عبدالرسول یاقوتی تقدیر و تشکر نمایم.شاگرد شما، ابوالفضل رنجبران© کلیه حقوق متعلق به صاحب اثر و پرتال فرهنگی راسخون است. استفاده از مطالب و آثار فقط با ذکر منبع بلامانع است.</description>
                <category>تاریخ هنر ایران و جهان</category>
                <author>تاریخ هنر ایران و جهان</author>
                <pubDate>Wed, 05 Feb 2025 19:46:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ابوالفضل رنجبران از شهادتین در خوشنویسی می‌گوید:</title>
                <link>https://virgool.io/artday/%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%B6%D9%84-%D8%B1%D9%86%D8%AC%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D9%87%D8%A7%D8%AF%D8%AA%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AE%D9%88%D8%B4%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D9%85%DB%8C-%DA%AF%D9%88%DB%8C%D8%AF-faovyor7tl0e</link>
                <description>ابوالفضل رنجبراندر خدمت جناب آقای ابوالفضل رنجبران طراح گرافیست و پژوهشگر تاریخ هنر هستیم، و قرار است توسط ایشاندر این مبحث به شهادتین در خوشنویسی بپردازیم.جناب آقای رنجبران لطفا مختصری از شهادتین در خوشنویسی همراه با ارائه منبع بفرمایید؟شهادتینشهادتَیْن گواهی‌دادن به یگانگی خدا و رسالت حضرت محمد(ص) و اقرار به پذیرفتن توحید و نبوت از اصول دین اسلام است. شهادتین مرز بین اسلام و کفر دانسته شده است. کسی که شهادتین را بر زبان بیاورد، مسلمان محسوب می‌شود و احکام اسلام درباره او جاری می‌شود. مسلمانان در تشهد هر نماز و اذان و اقامه شهادتین را بر زبان جاری می‌کنند.فقیهان شیعه از شهادتین در باب‌های مختلف فقه سخن گفته‌اند به فتوای آنان گفتن شهادتین در نماز میت پس از تکبیر اول واجب است و تلقینِ شهادتین به مُحتَضَر و نوشتنش بر کفن میت مستحب است.شهادتین در هنر خوشنویسیموضوع شهادتین یکی از مهمترین و با سابقه ترین موضوعات در آثار هنری اسلامی است. شهادتین در معماری اسلامی، هنر خوشنویسی و ضرب سکه نیز مورد توجه بوده است. هنرمندان متعددی در دوران مختلف بنا به پیشرفت هنر آن زمان و با ابزارهای موجود تمام تلاش خود را به کار می‌گرفتند تا بهترین آثار را با مضامین اسلامی در بهترین حالت و جایگاه تولید کنند. تعریف شهادتینشهادتَیْن گواهی‌دادن به یگانگی خدا و رسالت حضرت محمد(ص) است. به گفته فقیهان، شهادتین با گفتن این دو جمله یا مضمون آنها تحقق می‌یابد: «أشْهَدُ أنْ لا الهَ الاّ الله و أشْهَدُ أنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللّه؛ گواهی می‌دهم خدایی جز خدای یگانه نیست و گواهی می‌دهم که محمد پیامبر خدا است» محقق می‌شود.به گفته شیخ صدوق، شهادتین اقرار به پذیرفتن توحید و نبوت دو اصل از اصول دین اسلام است.ارزش فقهی و حقوقیاز نظر مسلمانان شهادتَین مرز بین اسلام و کفر است؛ یعنی کسی که شهادتین را به زبان بیاورد، احکام اسلام بر او جاری می‌شود؛ ازجمله بدنش پاک است و جان و مالش محترم‌اند.در دعای ابوحمزه ثمالی، امام سجاد(ع) با اشاره به اثر شهادتین زبانی آن را باعث مصونیت جان گوینده‌اش دانسته ( هر چند با قلب بدان ایمان نداشته باشد مانند اظهار شهادتین توسط منافق)به گزارش شیخ صدوق، در برخی روایات، ایمان به شهادتین تفسیر شده است.بنابر نظر علامه طباطبایی (۱۲۸۱-۱۳۶۰ش) ایمان مراتبی دارد که اولین مرتبه آن، اعتقاد قلبی و باور به مضمون شهادتین است که به انجام احکام فرعی اسلام منجر می‌شود.در کتاب‌های فقهی از شهادتین در بخش‌های احکام اَموات (مردگان) در باب طهارت تجارت، نماز و جهاد سخن به میان می‌آید.آداب و احکامطبق دیدگاه بیشتر فقیهان شیعه، گفتن شهادتین در نماز میت پس از تکبیر اول واجب است. دیگر فقیهان آن را مستحب می‌دانند.تلقین شهادتین و امامت ائمه(ع) به کسی که در حال احتضار است، مستحب است.مستحب است بر کفن مرده، نوشته شود که او به شهادتین اقرار می‌کند.بیشتر فقیهان، گفتن شهادتین در خطبه‌های نماز جمعه توسط امام جمعه را مستحب می‌دانند.به گفته صاحب‌ جواهر، از آداب تجارت بر اساس روایات، گفتن شهادتین هنگام استقرار در محل کسب است.و بهتر است این دعا که از امام باقر نقل شده خوانده شود:« أشهد أن لا إله إلا الله وحده لا شریک له ، وأشهد أن محمدا عبده ورسوله اللهم إنی أسئلک من فضلک حلالا طیبا وأعوذ بک من أن أظلم أو أظلم وأعوذ بک من صفقة خاسرة ، ویمین کاذبة»کاربرد در فرهنگ اسلامیدر دعاها و مناسک مسلمانان عبارت شهادتین کاربرد بسیار دارد.برای مثال، مسلمانان در تشهد هر نماز و نیز در اذان و اقامه شهادتین را بر زبان می‌آورند.موضوع شهادتین یکی از مهمترین و با سابقه ترین موضوعات در آثار هنری اسلامی است. شهادتین در معماری اسلامی، هنر خوشنویسی و ضرب سکه نیز مورد توجه بوده است. هنرمندان متعددی در دوران مختلف بنا به پیشرفت هنر آن زمان و با ابزارهای موجود تمام تلاش خود را به کار می‌گرفتند تا بهترین آثار را با مضامین اسلامی در بهترین حالت و جایگاه تولید کنند.شهادت ثالثهشهادت ثالثه گواهی‌دادن به ولایت حضرت علی(ع) پس از شهادتین، با عبارت «أشهَدُ أَنّ عَلیاً ولیُّ الله» یا «أشهَدُ أَنّ عَلیاً حُجَّةُ الله» در اذان و اقامه است. بنابه دیدگاه مشهور فقهای امامیه، شهادت ثالثه از اجزای اذان و اقامه نیست؛ از همین رو، برخی از عالمان شیعه گفتن آن در اذان و اقامه را بدعت می‌شمردند و باورداشتن به این‌که جزء شرعی اذان و اقامه است را حرام می‌دانستند. شیخ صدوق روایاتی که در این خصوص وارد شده را جعلی و شیخ طوسی آن‌ها را نادر دانسته است.نظر امروزی بیشتر فقیهان امامیه این است که این فراز جزء اذان و اقامه نیست؛ ولی گفتن آن در اذان و اقامه، بدون قصد و نیت جزء‌بودن آن، مستحب است.بنا به نظر سیدمحسن حکیم، از مراجع تقلید، ازآنجاکه شهادت ثالثه، از نشانه‌های ایمان و نماد تشیع است، گفتن آن در اذان و اقامه رجحان شرعی دارد و حتی گاهی، اگر بدون قصد جزئیت باشد، گفتن آن واجب می‌گردد.شهادت ثالثه در هنر خوشنویسیشهادت ثالثه بعد از روی کار آمدن حکومت‌های شیعه مثل حکومت آل بویه به بعد و در اوج خود یعنی دوران حکومت صفوی جز موارد لاینفک و جدا نشدنی در هنر خوشنویسی و معماری بوده است. موضوع شهادتین و شهادت ثالثه یکی از مهمترین و با سابقه ترین موضوعات در آثار هنری اسلامی است. شهادتین و شهادت ثالثه در معماری اسلامی، هنر خوشنویسی و ضرب سکه بخصوص در دوران صفوی نیز مورد توجه و کم کم جزو موارد ضروری قرار گرفت است. هنرمندان متعددی در دوران مختلف بنا به پیشرفت هنر آن زمان و با ابزارهای موجود تمام تلاش خود را به کار می‌گرفتند تا بهترین آثار را با مضامین اسلامی در بهترین حالت و جایگاه تولید کنند.مقام‌ معظم‌ رهبری‌ در ابعاد شخصیت‌ شیخ‌ مرتضی‌ انصاری‌مقام‌ معظم‌ رهبری‌، در ابعاد شخصیت‌ شیخ‌ مرتضی‌ انصاری‌، فرمودند: بزرگان‌ و علمای‌ اسلام‌، شیخ‌ مرتضی‌ انصاری‌ را شیخ‌ الاعظم‌ می‌خوانند، زیرا هیچکس‌ درباره‌ عظمت‌ مقام‌ علمی‌ شیخ‌ اندک‌ تأملی‌ ندارد، بنا بر این‌ معرفی‌ وی‌ به‌ جهان‌ اسلام‌ به‌ عنوان‌ قله‌ رفیع‌ علم‌ و تقوا و نیز تبیین‌ و تحلیل‌ نقش‌ آن‌ شیخ‌ بزرگوار در حفظ هیمنه‌ و عظمت‌ دین‌ و کلیت‌ وحدت‌ اسلامی‌ در مقابل‌ معاندین‌ و مخالفین‌، یک‌ فریضه‌ و تکلیف‌ است‌ و هیچ‌کس به رتبه شیخ انصاری نرسیده است حضرت آیت‌الله خامنه‌ای:«به نظرم نمی‌رسد که بعد از شیخ انصاری، هیچکدام از شاگردان ایشان و شاگردان شاگردان ایشان تا امروز به رتبه شیخ انصاری رسیده باشند.»«۱۳۸۹/۰۸/۰۲ پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR به مناسبت سالروز درگذشت شیخ انصاری، لوح«هیچ‌کس به رتبه شیخ انصاری نرسیده است» را منتشر می‌کند»نظر شیخ مرتضی انصاری در باب شهادت ثالثهحالا نظر شیخ مرتضی انصاری در باب شهادت ثالثه به نقل قولی اینگونه است:در نقلی آمده است شیعه و سنی مسائل خود را از شیخ مرتضی انصاری  می‌پرسیدند ایشان شیخ طائفه بود هم جواب مسائل اهل سنت  را بر طبق فتوای آنها می‌دادند و هم پاسخگوی مسائل شیعه بودند. اهل سنت از ایشان نظرشان را در مورد اشهد ان علی ولی الله که شیعیان به اذان اضافه کردند پرسیدند که آیا جز اذان است ایشان فرمودند ما برآنیم که اذان و اقامه جز اشهد ان علی ولی الله است.دفاع تمام عیار شیخ انصاری از أشهد أنّ علیّاً ولیّ الله (شهادت ثالثه) در اذانمسئله ذکر شهادت ثالثه (اشهد انّ علیاً ولى اللّه‏) در اذان نیز یکى از شعائر بزرگ مذهبى ما است که شخصیتى چون مرحوم آیت اللّه‏ العظمى حکیم، در شرح مشهورش بر کتاب عروة الوثقى، آن را به عنوان ثانوى (یعنى از باب اینکه جنبه نماد و کیان تشیع را به خود گرفته) واجب مى‏ داند.در مورد مرحوم شیخ انصارى، استاد فقیهان، نیز نوشته‏ اند که: زمانى که والى بغداد مؤذّن هاى شیعه را از گفتن کلمه (اشهد انّ علیّاً ولىّ اللّه‏) در روى گلدسته‏‌هاى مساجد منع کرد و شیخ از این امر مطلع گردید، به طلاّب فرمود: بار و بُنِه سفر را آماده کنید تا به جایى رویم که  توانیم اعمال مذهبى خود را آزادانه انجام دهیم.با پخش خبر مهاجرت شیخ انصارى از نجف در بین مردم، نجفی ها همگى دست از کار کشیدند و گفتند ما هم با شیخ از عراق بیرون خواهیم رفت! این جریان هنگامه‏ اى در نجف برپا کرد. سلطان عثمانى از کار حاکم بغداد ناراحت گردید و به احضار و تعویض وى امر کرد و بدین ترتیب، اوضاع شهر نجف دوباره آرام شد.(منبع: کتاب تراز سیاست، استاد منذر به نقل از  زندگینامه استاد الفقهاء شیخ انصارى قدّس سرّه، ضیاءالدین سبط الشیخ، ص ۱۲۷ / به قلم مورخ شهیر، استاد منذر)​مفهوم‌شناسی و اهمیت شهادت ثالثه، گواهی‌دادن به ولایت امام علی(ع)، پس از گواهی به شهادتین، یعنی توحید و نبوت است و با عبارت‌هایی همچون «أشهَدُ أَنّ عَلیاً ولیَُ الله» و «أشهَدُ أَنّ عَلیاً حُجَّةُ الله» و «أشهَدُ أَنّ عَلیاً اَمیرالمؤمنین حقاً»، بیان می‌شود.سیدمحسن حکیم و سیدتقی طباطبایی قمی آن را شعار و نماد تشیع به شمار آورده‌اند.در برخی روایات موجود در منابع روایی شیعه، محتوای آن تأیید و به اقرار بر ولایت امام علی(ع) تأکید شده است.برای نمونه، طبرسی در کتاب الاحتجاج روایتی از امام صادق(ع) نقل کرده است که طبق آن، هرگاه کسی از شما می‌گوید: «لا إله إلَّا الله» و «محمّد رسول الله»، بلافاصله بگوید: «علیٌ اَمیرُالمؤمنین».آیا شهادت ثالثه از اجزاء اذان و اقامه است؟به‌گفته سیدمحسن حکیم شهادت ثالثه، به‌ویژه در دوران حاضر (قرن چهاردهم و پانزدهم هجری) از نشانه‌های ایمان و نماد تشیع است و از این جهت رجحان شرعی دارد و حتی گاهی در اذان و اقامه، نه با این عنوان که جزئی از اجزاء آن‌ها باشد، گفتن آن واجب می‌گردد. سَلّار دیلمی، از فقیهان امامیه در قرن پنجم قمری، گفتن شهادت ثالثه در تشهد نماز را نیز جایز و مستحب دانسته‌ است.به‌دستور شاه اسماعیل صفوی، دوباره به اذان اضافه شد و در میان مردم رواج یافت؛ به‌گونه‌ای که اگر کسی در اذان نمی‌گفت به سنی‌ بودن متهم می‌شد. کم کم رواج این امر در هنر معماری و خوشنویسی به وفور دیده می‌شود.شهادت ثالثه بعد از روی کار آمدن حکومت‌های شیعه مثل حکومت آل بویه به بعد و در اوج خود یعنی دوران حکومت صفوی جز موارد لاینفک و جدا نشدنی در هنر خوشنویسی و معماری بوده است. موضوع شهادتین و شهادت ثالثه یکی از مهمترین و با سابقه ترین موضوعات در آثار هنری اسلامی است.شهادتین و شهادت ثالثه در معماری اسلامی، هنر خوشنویسی و ضرب سکه بخصوص در دوران صفوی نیز مورد توجه و کم کم جزو موارد ضروری قرار گرفت است. هنرمندان متعددی در دوران مختلف بنا به پیشرفت هنر آن زمان و با ابزارهای موجود تمام تلاش خود را به کار می‌گرفتند تا بهترین آثار را با مضامین اسلامی در بهترین حالت و جایگاه تولید کنند.شهادت ثالثه همیشه مورد توجه شعاعران شیعه مذهب بوده است و در این باره اشعار متعددی سروده شده است، از جمله:اگر لازم شود حرف از دهان بیرون نمی آیدکه بی اذن علی تیر ازکمان بیرون نمی آیدعلی را گر که بردارند ازبین شهادت هاصدا از بند بند این اذان بیرون نمی آیدنگوید گر که ابراهیم در آتش علی جانمیقینا سربلند از امتحان بیرون نمی آیدچه رزمی می کند حیدر که در هنگام پیکارشصدا از دوستان و دشمنان بیرون نمی آیدهمینگونه به وقت گفتن تسبیح زهرایشنفس از سینه ی صاحبدلان بیرون نمی آیددهانم بازشد ذکر علی سوزاند دنیا رابه جز آتش که از آتشفشان بیرون نمی آیدشنیدم شاطر عباس صبوحی گفته بی نامشبه ولله از تنور گرم نان بیرون نمی آیدنجف میخانه ی شیعه ست یعنی مشتری اینجابمیرد دست خالی از دکان بیرون نمی آیدبه لطف صاحبم راضی ام اینگونه ، که ازخانه؛سگ اهلی برای استخوان بیرون نمی آیدچه زحمت می کشی بیهوده عزرائیل، ازاین تن؛نخواهد حیدر کرار جان بیرون نمی آیداشعار دیگری همچون:شکر خدا که نام علی در اذان ماستما شیعه ایم و عشق علی هم از آن ماستذکر علی عبادت مختص شیعه استاین اسم اعظم است که ورد زبان ماستبا هر نفس علی شده ذکر لبم مداماین یا علی همیشه رفیق لبان ماستاز یا علی زبان و دهان خسته کی شود؟؟اصلا زبان برای همین در دهان ماستدنیا و آخرت بخدا نیست جز علیبغض علی جهنم و حبش جنان ماستما را گمان کنم ز علی آفریده اندعشقش سرشته در گل ما، بند جان ماستما شیعه زاده ایم ، خدا را هزار شکراین شیعه زادگی شرف خاندان ماستما عاشق علی شده ایم و بدون شکاین هم ز پاکدامنی مادران ماستما را چکار غیر علی را ؟ فقط علیآری علی علی بخدا آب و نان ماستپیرم، که سایه اش همه دم مستدام! گفت:عشق علی همیشه و هر جا نشان ماستجان به اذان می دهد نام علی در اذانبا تو بهارم بهار بی تو خزانم خزانتک‌نگاریبرخی از کتاب‌هایی که دربارهٔ شهادت ثالثه نوشته شده عبارتند از:کتاب موسوعةُ الْاَذانِ بَین الْاَصالةِ و التّحریف، نوشتهٔ سیدعلی شهرستانی در سه مجلد و به زبان عربی: نویسنده در جلد سوم این اثر، بخشی را با عنوان «اشهد أن علیاً ولی الله، بینَ الشَّرعیة و الْاِبتداع»، به بحث دربارهٔ شهادت ثالثه در اذان و اقامه در سه فصل اختصاص داده است.این بخش به‌صورت کتابی مجزا هم درآمده و به قلم سیدهادی حسینی، با عنوان جایگاه اشهد أن علیاً ولی الله در اذان، به فارسی ترجمه شده است.کتاب اَلشَّهادةُ بِالْولایةِ فی الْاذان، نوشتهٔ سیدعلی حسینی میلانی: در این کتاب، ادلهٔ جواز گفتن شهادت ثالثه در اذان بیان و بررسی شده است.کتاب اَلشَّهادةُ الثّالثة، نوشته محمد سند: نویسنده، در این کتاب، احکام مربوط به شهادت ثالثه در اقامه و اذان و تشهد و سلام نماز، در زمان تقیه را با تحقیق در روایات و دیدگاه فقهای امامیه بررسی کرده است.منابع:استادی، رضا، «کاشف الغطاء و شهادت بر ولایت در اذان و اقامه»، کتاب شیعه، شماره ۱۳ و ۱۴، زمستان و بهار ۱۳۹۵ش.«اشهد ان علیا ولی الله»، صفحه الخطاط محمد المشرفاوی در پینترس، تاریخ بازدید: ۱۴ خرداد ۱۴۰۱ش.بحرانی، یوسف، الحدائق الناضرة، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، بی‌تا.حب‌الله، حیدر، التعلیقة علی منهاج الصالحین (الاذان و الاقامة)، الموقع الرسمی لحیدر حب الله، تاریخ بازدید: ۲۵ آبان ۱۴۰۳ش.حسینی میلانی، سیدعلی، الشهادة بالولایة فی الاذان، قم، مرکز الأبحاث العقائدیة، ۱۴۲۱ق.حکیم، سید محسن طباطبایی، مستمسک العروة الوثقی، قم، مؤسسة دارالتفسیر، ۱۴۱۶ق.خویی، سید ابوالقاسم، منهاج الصالحین، قم، مؤسسة الخوئی الاسلامیة، بی‌تا.سبزواری، سید عبدالاعلی، مهذب الاحکام، قم، دار التفسیر، بی‌تا.سلار دیلمی، حمزه بن عبدالعزیز، المراسم العلویة فی النبویة، قم، المعاونیة الثقافیة للمجمع العالمی لأهل البیت علیهم السلام، ۱۴۱۴ق.سند، محمد، الشهادة الثالثة، تهران، مؤسسه امام صادق(ع)، چاپ اول، ۱۳۸۵ش.سیستانی، سیدعلی، منهاج الصالحین، قم، انتشارات مهر، ۱۴۱۴ق.شهرستانی، سیدعلی، موسوعة الاذان بین الاصالة و الابتداع، قم، نشر الاجتهاد، ۱۴۳۰ق.شهید ثانی، زین الدین بن علی، الروضة البهیة فی شرح اللمعة الدمشقیة، تعلیقه سیدمحمد کلانتر، قم، انتشارات داوری، ۱۴۱۰ق.شهید ثانی، زین الدین بن علی، روض الجنان، قم، مرکز النشر التابع لمکتب الاعلام الاسلامی، ۱۴۲۲ق.شیخ طوسی، محمد بن حسن، المبسوط فی فقه الإمامیة، به تصحیح سید محمدتقی کشفی، تهران، المکتبة المرتضویة لإحیاء الآثار الجعفریة، ۱۳۸۷ق.شیخ طوسی، محمد بن حسن، النهایة فی مجرد الفقه و الفتاویٰ، بیروت، دارالکتاب العربی، ۱۴۰۰ق.طباطبایی قمی، سیدتقی، مبانی منهاج الصالحین، قم، منشورات قلم الشرق، بی‌تا.طبرسی، ابومنصور، الاحتجاج علی اهل اللجاج، تصحیح و تعلیقه محمدباقر خرسان، مشهد، نشر مرتضی، چاپ اول، ۱۴۰۳ق.علامه مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار، بیروت، دار إحیاء التراث العربی.فیض کاشانی، محمد بن شاه مرتضی، مفاتیح الشرایع، قم، مجمع الذخائر الاسلامیة، ۱۴۰۱ق.قزوینی رازی، عبدالجلیل، النقض، تهران، انجمن آثار ملی، ۱۳۸۵ش.مؤسسه سبطین، العروة الوثقی و التعلیقات علیها، قم، مؤسسة السبطین علیهما السلام العالمیة، ۱۴۳۰ق.مجلسی، محمدتقی، لوامع صاحب‌قرانی، قم، مؤسسه اسماعیلیان، ۱۴۱۴ق.مدرسی طباطبایی، سیدحسن، مکتب در فرآیند تکامل، ترجمه هاشم ایزدپناه، تهران، انتشارات کویر، ۱۳۹۸ش.نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام فی شرح شرائع الإسلام، به تحقیق و تصحیح عباس قوچانی و علی آخوندی، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چ۷، ۱۴۰۴ق.وحید خراسانی، حسین، منهاج الصالحین، قم، مدرسه امام باقر(ع)، بی‌تا.همدانی، آقارضا، مصباح الفقیه، قم، المؤسسة الجعفریة لاحیاء التراث، ۱۴۳۰ق.منابعافروغ، محمد، «مضامین و عناصر شیعی در هنر عصر صفوی با نگاهی به هنر قالی بافی»، نگارگری و فلزکاری»، مطالعات ایرانی، شماره ۲۰، پاییز ۱۳۹۰ش.شیخ صدوق، محمد بن علی، من لا یحضره الفقیه، قم، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ۱۴۱۳ق.شیخ طوسی، محمد بن حسن، مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، بیروت، مؤسسة فقه الشیعه، ۱۴۱۱ق.طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ۱۴۱۷ق.عباس‌زاده، مطفر و ایلقار اردبیل‌چی و ریحانه یعقوبی و صبا مخلوقی، ««بررسی نقش مذهب شیعه بر هنر و معماری امام‌زادگان ایران»، مندرج در سایت الشیعه، مشاهده ۷ اردیبهشت ۱۴۰۲ش.نجفی، جعفر بن خضر، کشف الغطاء عن مبهمات الشریعه الغرّاء، قم، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، ۱۴۲۲ق.نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام فی شرح شرایع الاسلام، بیروت، دار احیاءالثراث العربی، ۱۴۰۴ق.یزدی طباطبایی، سید محمدکاظم، العروه الوثقی فیما تعم به البلوی، بیروت، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، ۱۴۰۹ق.ابوالفضل رنجبران یک محقق و ‍‍ پژوهشگر تاریخ هنر ایران و جهان، طراح و گرافیست است که در زمینه تاریخ هنر ایران و جهان و به ویژه خطوط جهان اسلام و ایران فعالیت می‌کند. او عضو انجمن هنرهای تجسمی کشور و کانون هنرمندان ایرانی است و در چندین مسابقه ملی و بین‌المللی موفق به کسب مقام شده است.وی همچنین به عنوان پژوهشگر تاریخ هنر ایران و جهان و مدرس هنر و مباحث زیباشناسی در حیطه گرافیک شناخته می‌شود و در معرفی خط در گرافیگ فعالیت داشته است. به طور خلاصه، ابوالفضل رنجبران یک هنرمند چندوجهی است که در زمینه طراحی، گرافیک و تاریخ هنر جهان و اسلام و تدریس مباحث هنری فعالیت می‌کند و به ویژه در زمینه خطوط کهن و تاریخی شناخته شده است. اطلاعات بیشتر در مورد ابوالفضل رنجبران:تحصیلات: فارغ‌التحصیل رشته گرافیک. عضویت‌ها:عضو انجمن هنرهای تجسمی کشور. عضو کانون هنرمندان ایرانی. عضو موسسه توسعه هنرهای تجسمی کشور. عضو کانون حمایت از هنرمندان کشور. زمینه‌های فعالیت:طراحی و گرافیک. پژوهش در تاریخ هنر (به ویژه خطوط کهن و تاریخی و اقلام سته و ششگانه). افتخارات: کسب مقام در مسابقات ملی و بین‌المللی. لذا ابوالفضل رنجبران طراح گرافیک، محقق و پژوهشگر تاریخ هنرایران و جهان، مدیر هنری، تایپوگرافیست، از هنرمندان برجستهٔ معاصرایرانی در حوزهٔ هنرهای تجسمی است. او فارغ‌التحصیل رشته گرافیک می‌باشد. وی متولد مهر ماه 1370 است. رنجبران در کنار فعالیتهای مختلف گرافیکی، سال‌ها به‌صورت حرفه‌ای در زمینهٔ تحقیق و پژوهش هنر تمدن‌های مختلف، به‌ویژه تاریخ هنر ایران، خاورمیانه و جهان، فعالیت داشته است، رنجبران در کارنامه آثار خود تعداد بی شماری از طراحی جلد کتاب و نشریات، و طراحی هویت بصری، طراحی پوسترهای بین المللی، و مسابقات مختلف در داخل و خارج از کشور را ثبت کرده‌است. او همچنین در حوزهٔ ارتباط تصویری، به‌عنوان یکی از چهره‌های شناخته‌شده و تاثیرگذار معرفی می‌شود.رنجبران از سال 1384 به‌صورت رسمی با هماهنگی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی و انجمن هنرهای تجسمی و موسسه توسعه هنری کشور در طراحی گرافیکی از جمله پوستر، نشان و لوگو، تبلیغاتِ محیطی، با تاکید به روش تایپوگرافی، حروف نگاری و استفاده از خطوط اسلامیِ فراموش شده و اقلام سته به ویژه خط کوفی آغاز به فعالیت کرد، آثار ایشان در نمایشگاه‌های مختلف و متعددی به نمایش درآمده و جوایز و تقدیرنامه‌هایی از سوی اساتید برجسته و مقامات کشوری را به همراه داشته‌ است.رنجبران در نمایشگاه‌ها و فستیوال‌های داخلی و خارجی بسیاری شرکت کرده‌است. و توانسته است جوایز و مقامات و تقدیرات بسیاری را از آن خود کند. رنجبران در طول چندین سال فعالیت هنری و پژوهشی، با خلق آثار بدیع توانسته به شیوه‌ای گرافیکی با درون‌مایه‌های ایرانی و اسلامی دست یابد و آن را به دنیا و کشورهای همجوار ایران معرفی کند. جوایز و افتخارات و شرکت در مسابقات ملی و بین‌المللی:رنجبران دارای چندین جایزه ملی و بین المللی و کسب دیپلم افتخار در مسابقات مختلف می‌باشد. که در طول چندین سال فعالیت هنری و تحقیقی و پژوهشی، توانسته است در مسابقات مختلفی حضور و شرکت یابد که این امر موجب تقدیرات متعددی توسط اساتید شاخص و مطرح هنری، از ابوالفضل رنجبران گردد. ایشان طراح چندین پوستر بین المللی می‌باشند. اساتید ابوالفضل رنجبران:رنجبران از محضر اساتید مطرحی همچون: استاد مسعود نجابتی، استاد عبدالرسول یاقوتی، استاد صداقت جباری، استاد سید حسن موسی زاده، استاد ناصر طاووسی، استاد ابوالفضل خزاعی بهرمند شده است. که در بین آثار وی رد پای تاثیر این اساتید به وضوح دیده می‌شود. تاثیر خانوادگی:رنجبران در فضای هنری و ادبی توسط پدر و اقوام مادری خود که از خطاطان زبر دست بوده، پرورش یافته است که این تاثیر موجب پیشرفت چشم گیر ایشان شده است. وی در گفتگوی خود با رسانه های هنری، به این امر که دوران کودکی میتواند تاثیر بسزای در نقش آینده اشخاص ایفا کند، اشاره پر رنگی دارد. رنجبران و جمهوری سِنگال:رنجبران در نمایشگاه آثار قرآنی خود در جمهوری سِنگال، شهر داکار با حضور سفیر محترم جمهوری اسلامی ایران، و نمایندگی جامعه المصطفی العالمیه در سنگال توانست، آثار زیبای حدیثی و قرآنی که با تاکید بر خطوط ششگانه یا اقلام سته و خطوط فراموش شده اسلامی که از آن‌ها به‌عنوان خطوط اصول هم نام برده می‌شود بهره ببرد، وی توانست این خطوط اصلی در خوشنویسی که در تمامی کشورهای اسلامی از جمله ایران، روزی رواج داشته‌اند اما این خطوط به باد فراموشی سپرده شده اند را دوباره زنده کند و مورد استقبال بی نظیر همگان در داخل و خارج از ایران قرار بگیرد. ابوالفضل رنجبران خوشنویس، طراح گرافیک و مدیر هنری معاصر است که آثار قرآنی و حدیثی متعددی خلق کرده است، از جمله تابلوهای قرآنی و حدیثی که در نمایشگاه‌های مختلف از جمله در سنگال به نمایش درآمدند. آثار او که به شیوه‌ای گرافیکی با درون‌مایه‌های ایرانی و اسلامی است و گلچینی از فعالیت‌های هنری و قرآنی‌اش را شامل می‌شود، به ویژه در ماه مبارک رمضان در کشورهای اسلامی مورد توجه قرار گرفته است. رنجبران در طول چندین سال فعالیت هنری و پژوهشی، با خلق آثار بدیع توانسته به شیوه‌ای گرافیکی با درون‌مایه‌های ایرانی و اسلامی دست یابد و آن را به دنیا و کشورهای همسایه ایران معرفی کند. بهرگیری از خطوط فراموش شده اسلامی:نمایشگاه سنگال، در مراسمی با حضور، سفیر جمهوری اسلامی و نمایندگان فرهنگی ایران و دانشگاه جامعه المصطفی العالمیه ویژه سنگال، مجموعه‌ای از آثار قرآنی و حدیثی ابوالفضل رنجبران در داکار، پایتخت سنگال به نمایش درآمد، که مورد استقبال علاقه‌مندان به قرآن کریم قرار گرفت. رنجبران آثار هنری قرآنی و حدیثی خلق کرده است که در قالب تابلوهای خوشنویسی از خطوط رایج در جهان اسلام، من جمله خط کوفی، خط محقق، ریحان، ثلث، رقاع، توقیع، نسخ، نستعلیق، شکسته نستعلیق ارائه شده‌اند. آثار قرآنی ایشان شامل مضامین و حکمت‌های قرآنی است که در قالب طراحی پوستر و تابلوهای هنری به نمایش درآمده‌اند. محتوای آثار او، به ویژه در ایام ماه مبارک رمضان، توجه ویژه‌ای به جنبه‌های قرآنی و معنوی در داخل و خارج از کشور را به همراه داشته است. گستره فرهنگی:نمایش آثار وی در خارج از ایران، مانند کشور سنگال، بخشی از فعالیت‌های فرهنگی هنری برای گسترش فرهنگ قرآنی در سطح بین‌المللی است. ابوالفضل رنجبران آثار قرآنی و حدیثی خود را در ماه مبارک رمضان در شهر داکار، پایتخت جمهوری سنگال به نمایش گذاشته است. این نمایشگاه با حضور سفیر جمهوری اسلامی ایران و نماینده جامعه‌المصطفی العالمیه در سنگال برگزار شده است. وی عضو انجمن هنرهای تجسمی کشور، عضو کانون هنرمندان ایرانی و عضو موسسه توسعه هنرهای تجسمی است. نگاه هنری ابوالفضل رنجبران:خوشنویسی اسلامی، به‌عنوان شریف‌ترین و قدسی‌ترین هنرِ جهان اسلام، بیش از هر هنر تجسمی دیگری با رویکردهای عرفانی و حِکمی همراه بوده و در غالب ویژگی‌های شکلی و محتوایی خود آینه‌دار نمادها و آموزه‌های عرفانی و نفوذ اجتماعی عرفا است؛ نگاه باطنی و قبول تقدّس و معنویت برای حروف و کلمات در این هنر قدسی که بیش از همه متأثر از رویکردهای عرفا به مسئله حروف است، بخش مهمّی از پیوند میان خوشنویسی و عرفان اسلامی را رقم زده است. خوشنویسی وخطاطی یکی از هنرهای اصیل کشور ایران و جهان اسلام است که از گذشته های دور تا به امروز طرفداران بسیار زیادی داشته است. با وجود آن که خوشنویسی تقریبا در تمامی فرهنگ‌ها به چشم می‌خورد و از آن استفاده می‌شود، ولی در مشرق زمین و به ویژه کشورهای اسلامی و ایران یکی از زیباترین هنرهای بصری محسوب می‌شود.در پایان:جا دارد که از دلسوزی، همراهی و توجه و تلاش و کوشش اساتید معظم و متعهد و متدین و مجاهد خود در تعلیم و تربیت و انتقال معلومات و تجربیات ارزشمند فرهنگی و هنری، در کنار برقراری رابطه صمیمی و دوستانه و ایجاد فضایی به دور از تشریفات، برای کسب علم و هنر و دانش خوشنویسی، گرافیکی و روانشناسی رنگ و نقش، بر خود وظیفه میدانم در کسوت شاگردی از زحمات ارزشمند استاد مسعود نجابتی، عبدالرسول یاقوتی، قباد شیوا، سید محمد احصایی و سید حسن موسی‌زاده تقدیر و تشکر نمایم. از خداوند متعال برای این اساتید عزیزم، سلامتی، موفقیت و همواره شاگرد پروری را مسئلت دارم.شاگرد شما، ابوالفضل رنجبران© کلیه حقوق متعلق به صاحب اثر و پرتال فرهنگی راسخون است. استفاده از مطالب و آثار فقط با ذکر منبع بلامانع است.</description>
                <category>تاریخ هنر ایران و جهان</category>
                <author>تاریخ هنر ایران و جهان</author>
                <pubDate>Wed, 05 Feb 2025 19:44:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ابوالفضل رنجبران از حضرت علی‌(ع) اسوه خوشنویسی جهان اسلام می‌گوید:</title>
                <link>https://virgool.io/artday/%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%B6%D9%84-%D8%B1%D9%86%D8%AC%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA-%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%B9-%D8%A7%D8%B3%D9%88%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%B4%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85-%D9%85%DB%8C-%DA%AF%D9%88%DB%8C%D8%AF-aexbseolgjs7</link>
                <description>ابوالفضل رنجبراندر خدمت جناب آقای ابوالفضل رنجبران طراح گرافیست و پژوهشگر تاریخ هنر هستیم، و قرار است توسط ایشاندر این مبحث به حضرت علی‌(ع) اسوه خوشنویسی جهان اسلام بپردازیم.جناب آقای رنجبران لطفا مختصری از حضرت علی‌(ع) اسوه خوشنویسی جهان اسلام همراه با ارائه منبع بفرمایید؟جایگاه تاریخی امام علی(علیه السلام) در هنر خوشنویسیگذشته از نگاه اساطیری که پیدایش خط را به ارباب انواع، موجودات افسانه ای، دیوها و ... نسبت داده (ر.ک حداد عادل ، ۱۳۹۰، ج ۱۵، ص۵۶۶) و یا نگاه تاریخی که خاستگاه آن را حدود ۵۲۰۰ سال پیش توسط سومریان در بین النهرین می‌داند، (اتینگهاوزن، ۱۳۷۹، ص۱۹۴) در نگاه اسلامی عقیده بر این است که خداوند نگارش و علم به قلم را از همان ابتدای خلقت به بشر آموخته و این نعمت از طریق انبیاء الهی ری شهری، ۱۳۸۸، ج۱، ص۶۱۷) در میان ابناء بشر گسترش یافته است. الَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ عَلَّمَ الْانسَانَ مَا لَمْ یَعْلَم (علق (۹۶): ۴-۵)رویکرد دین اسلام به موضوع پیدایش خط، بیش از آنکه در کتاب‌های دینی بیان شود، در آغاز رساله‌ها و متون کهن آموزش خوشنویسی: چون تحفه المحبین از یعقوب سراج شیرازی، رساله آداب خط از عبدالله صیرفی رساله اصول و قواعد خطوط سته از فتح الله سبزواری، آداب خط از سلطان علی مشهدی، رساله مجنون رفیقی هروی و... بیان شده و از مجموع آن این گونه استنباط می‌شود که « اول کسی که اشکال و اسامی خط و حروف دانست و نوشت، آدم صفی الله بود و معلم او حضرت عزت جل جلاله و عم نواله، چنان‌که در کلام مجید ربانی و تنزیل عزیز سبحانی فرموده: علم آدم الاسماء کلها» (قلیچ خانی،۱۳۷۳، ص228- ۲۲۹) پس از آن، شیث بن آدم به کار نگارش خط ادامه داد و در زمان حضرت ابراهیم(علیه السلام) خط عبری نوشته شد. به اعتقاد بعضی این خط از ادریس نبی بوده(علیه السلام) بوده است، برخی نیز آن را به هود پیامبر منسوب داشته اند و او را مبدع خط دانسته‌اند. (مدد پور ۱۳۷۴، ص۱۶۶).بنا بر آنچه ابن الابار در کتاب تاریخ خود نقل کرده قریش رسم الخط عربی را ابتدا از حرب بن امیه، او از عبدالله بن جدعان او از اهل ،انبار ایشان از اهل یمن و ایشان از خلجان بن قسم کاتب وحی حضرت هود ، گرفته اند. (ابن خلدون، ۱۴۰۸هـ، ج۱، ص۵۲۶؛ آلوسی، [بی تا]، ج ۱۰، ص۱۸۰)این نگاه ضامن قدسیت خط و هنر خوشنویسی و تعالی آن در سایه وحی است، چرا که از نظر هنرمند اسلامی، فن و صنعتی حاصل نشده، مگر آنکه از آبشخور و رهگذر وحی بوده و در سرسلسله آن القاء آسمانی حضور داشته باشد.(فصل‌نامه الهیات هنر | شماره یازدهم | زمستان 96 | عبدالله محمدی پارسا | دانشگاه معارف اسلامی قم)مولانا این حقیقت را در داستان هابیل و کشته شدن او به دست قابیل و تعلیم گورکنی توسط یک کلاغ مبعوث شده از سوی خدا، متذکر می‌شود که حتّی، گورکنی که ساده ترین حرفه است در فکر و اندیشه انسان نگنجیده و منشای الهی دارد و در ادامه استفاده عرفانی خود را نیز از این داستان می‌برد.کندن گوری که کمتر پیشه بودکی ز فکر و حیله و اندیشه بودگر بدی این فهم مر قابیل راکه کجا غایب کنم این کشته راکی نهادی بر سر اوهابیل رااین به خون و خاک در آغشته رادید زاغی زاغ مرده در دهاناز هوا زیر آمد و شد او به فنبر گرفته تیز می آمد چناناز پی تعلیـــم او را گـــورکنگفت قابیل آه شه بر عقل منکه بود زاغی ز من افزون به فن(مولوی، ۱۳۷۳، دفتر چهارم)تأثیر امام علی در شکل گیری رسم الخط عربیمرحوم فضائلی در کتاب اطلس خط، برای بیان تاریخ خوشنویسی از آغاز دوره اسلامی تا زمان حاضر شش دوره تطوّر را بیان می‌دارد که تطوّر اول آن مربوط به ایجاد خط کوفی و ابداع نقطه گذاری به وسیله ابوالاسود دؤلی (۶۹ هـ ق) به تعلیم و راهنمایی امام علی(علیه السلام) و نقش نصر بن عاصم، یحیى بن یعمر و خلیل بن احمد [در اواخر عهد بنی امیّه] در تکمیل آن است. (فضائلی، ۱۳۹۱، ص۵) در برخی از کتاب‌های تذکره نیز نام حرب ابن امیّه را به عنوان استاد کتابت علی بن ابیطالب(علیه السلام) و دیگر صحابه یاد کرده اند. سفادی،۱۳۸۱، ص۱۰)از این رو از منظر تاریخی، می‌توان علی بن ابیطالب را یکی از پیشگامان کتابت و نگارش وحی دانسته و با توجه به شواهدی که در ادامه بدان خواهیم پرداخت می‌توان گفت، در صدر اسلام کسی که بیش از همه در پیشبرد و زیبایی خط عربی کوشیده و پایه‌های رسیدن آن بدین درجه از کمال را بنا نهاده است، امام علی(علیه السلام) می‌باشد. حتی برخی انزوای آن حضرت در دوران پس از رحلت رسول اکرم(صلی الله علیه و آل و سلم) و اشتغال ایشان به امر کتابت قرآن کریم را نیز یکی دیگر از عوامل پیوند دهنده میان خوشنویسی و حضرتش دانسته‌اند. (آزادی ور،۱۳۷۹، ص۷۴)غرض مرتضی علی از خط نه همین لفظ بود و حرف و نقطبل اصول صفا و پاکی بود زان اشارت به حسن خط فرمود(منشی قمی، ۱۳۸۴، ص ۶۷)ابداع قلم کوفیدر سنت اسلامی ابداع خط کوفی را به حضرت علی ابن ابی طالب(علیه السلام) که پایگاه سیاسی اش در کوفه بود منسوب می‌کنند هروی در این خصوص می‌گوید: خط کوفی برای آن گویند که در کوفه پیدا شده بدین صورت و بهترین کسی که این خط نوشت شاه مردان است و بهترین خطّ، خطّ ایشان است. نقل آن کردن و مثل آن نوشتن امکان بشر نیست و بدان معجزه به جز عجز چاره دیگری نی... قلیچ خانی، ۱۳۷۳، ص۲۵۷)مرتضی اصل خط کوفی راکرد پیدا وداد نشو و نماوین خطوط دگر که استادانوضع کردند هم زکوفی دان(همان، ص۱۵)خط کوفی از همان ابتدا برای نگارش قرآن کریمخطّ کوفی، خطی است که از همان ابتدا برای نگارش قرآن کریم تدوین شده و بیشترین و بنیادی ترین تأثیر را در تحولات آینده خوشنویسی اسلامی و بلوغ آن در جهان اسلام به جهت استعداد و قابلیتی که در درون خود برای توسعه دارد بر عهده داشته است. خطی بدیع، با اندازه های متناسب و مشخص و نیز چهار گوش‌ها و زاویه‌هایی با استفاده از سرکش‌های عمودی کوتاه و خطوط افقی امتداد یافته که ویژگی هارمونی ترکیب و زیبایی توأمان، آن را از خطوط معمول آن زمان جدا می‌ساخته است. در یک شیمل، ۱۳۸۱، ص۱۶) این خط که در دهه دوم قرن اول هجری با تأسیس دو شهر جدید اسلامی یعنی بصره و کوفه و ظهور رقابت دو گروه از محققین مشتاق به زبان و خط عربی در این دو شهر پا به عرصه وجود نهاد توأمان در بردارنده ویژگی‌های خط خط حیری، سوری و خط مدنی به عالی‌ترین شکل بود تا جایی که با رونق مجدد خود در نیمه قرن دوم برای مدتی بیش از سیصد سال تداوم پیدا کرد و بنا بر مقبولیت عموم به عنوان تنها خط مناسب برای کتابت قرآن پذیرفته شد. (ر.ک سفادی، ۱۳۸۱، ص۱۲).حضرت امیر المومنین و دیگر اقلامتأثیر در شکل گیری اقلام دیگر خوشنویسی به غیر از قلم کوفی که انتساب مستقیم آن به حضرت امیر المومنین شهرت دارد، خوشنویسان معتقدند که باقی اقلام دیگر نیز، به واسطه ارشادات و هدایت های حضرتش در عالم رؤیا و یا به واسطه الهامات ومکاشفات حاصل شده است.تا جایی که تمام اقلام ششگانه‌ای را که ابن مقله در اوایل سده چهارم به وجود آورده، برگرفته از تعلیم و ارشادی می‌دانند که امام علی(علیه السلام) در عالم رؤیا به ایشان داشته است. (حداد عادل، ۱۳۹۰، ج ۱۵، ص۵۶۶) همچنین مشهور است که « خواجه جمال الدین یاقوت (مستعصمی) علیه الرحمه، امیرالمومنین(علیه السلام) را در خواب دید [حضرت به او] فرمودند: قلم را محرف قط بزن.[ و از آن پس] خط اوصاف تر شد.» قلیچ خانی، ۱۳۷۳، ص۳) وپاره ای از منابع، بسط نوع خاصی از الف دو شاخ که امروزه کاربرد کاملی در خطوط عربی دارد را به او نسبت می‌دهند اتینگهاوزن، ۱۳۷۹، ص۱۹۴)ارشادات حضرت علی به پیشگامان هنر خوشنویسیخانم آنه ماری شیمل، نیز در بیانی که از ارشادات حضرت علی(علیه السلام) در عالم رؤیا به پیشگامان هنر خوشنویسی داشته است نام میرعلی تبریزی(واضع خط نستعلیق) و سلطانعلی مشهدی را نیز گزارش کرده است. (ر.ک شیمل، ۱۳۶۸، ص۲۲).برخی از ایشان به جهت الهام غیبی در مسیر تکامل هنری خود، به آداب و ریاضاتی متوسل می‌شدند تا به عنایت خداوندی و دستگیری اولیاء دین، راه برایشان مشخص می‌شد. چنانچه این ابیات از مولانا سلطانعلی خوشنویس کاملاً گویای این حقیقت است:در جوانی به خط بدی میلمبر سر کوی کم قدم زدمیبعد از آن مدتی بر این بگذشتنیت روزه‌ی علی کردمدر خیــال اینکه کار بگشـایدتا شبی خواب دیدم از ره دیدعشق خط راندی از مژه سیلمتا توانستمی قلم زدمیمهر خطم از آن و این بگذشتقلم مشق را جلی کردمشــه بخوابم جــمال بنــمایدکه خطم دید و جامعه‌ام بخشیدبیش ازین زین سخن نیارم گفتکه ندارم مجال گفت و شنفتخـواب را مختصــر نمـودم بازقصه ی خواب هست دور و درازتا کسـی پرده ی خـــرد ندرددر حــق من گمــان بـد می‌برد(آزادی ور، ۱۳۷۹، ص ۸۵)در خصوص احوال مرحوم میرزا غلامرضا اصفهانی نیز این مطلب آمده که ایشان بسیاری از فنون خوشنویسی را در عالم رؤیا تعلیم گرفته و به جهت عنایت خداوند، به رشدی یک باره دست یافته است. بیانی، ۱۳۶۳، ص۵۵۲)اولین استاد خوشنویسی، حضرت علی‌(ع) اسوه خوشنویسی جهان اسلامبحث مبسوط « استاد » که اصلی‌ترین رکن آموزش و نخستین گام یادگیری در هنر خوشنویسی به شمار میرود حقیقتی است که لب آن در گفتار نغزی منسوب به حضرت علی بن ابیطالب(علیه السلام) بیان شده که می فرماید: اعلم ان الحسن الخط مخفى فی تعلیم الاستاذ؛ هنر خوشنویسی در تعلیم استاد پنهان است. قلیچ خانی، ۱۳۷۳، ص۵۶)امام علی و پیدایش و رونق هنر خوشنویسیجایگاه تاریخی حضرت علی(علیه اسلام) در پیدایش و رونق هنر خوشنویسی، در کنار توصیه‌های منسوب به وی درباره چگونگی تراشیدن و قط زدن قلم، یا فاصله بین سطرها و تجمیع حروف(«ألق دواتک و أطل جلفة قلمک و فرج بین السطور و قرمط بین الحروف فإنّ ذلک أجدر بصباحة الخط : در دوادت لیقه بگذار، نوک قلمت را دراز کن بین سطرها فاصله قرار ده، حروف را نزدیک هم بگذار که این هنر برای زیبایی خط سزاوارتر است.» (شریف الرضی، ۱۴۱۴ق، حکمت ۳۱۵)و همچنین روایاتی که در باب ضرورت استاد و در مدح خوشنویسی از ایشان وارد شده(«حُسن الخط لسان الید و بهجه الضمیر» یا «اگر روح از کدورتها پاک شود، آنچه در درون است، به اعضای جسد و جوارح مثل دست و زبان ظاهر می گردد» «الخط اصل فی الروح وإن ظَهَرَتْ بجوارح الجسد»: (منشی قمی، ۱۳۸۴، ص۱۱؛ «رسولک ترجمان عقلک و کتابک أبلغ ما ینطق عنک» (شریف الرضی، ۱۴۱۴ق، حکمت ۳۱۵)، همگی سبب شده است که هنرمندان خوشنویس حضرتش را به چشم نخستین استاد بزرگ خوشنویسی در سنت استادکاران اسلامی نگریسته و صلابت خط را در کنار زیبایی و معنویت نتیجه هدایت و ارشاد ایشان، تلقی کنند.(فصل‌نامه الهیات هنر | شماره یازدهم | زمستان 96 | عبدالله محمدی پارسا | دانشگاه معارف اسلامی قم)امیرالمومنین رأس شجره خوشنویسیآنچه در میان خوشنویسان جهان اسلام مورد اتفاق است آن است که هنر خوشنویسی اسلامی، به علی بن ابیطالب(علیه السلام) ختم شده و خطاطان، سلسله اساتید خود را تا به ایشان می‌رسانند و در تمام اسناد بغدادی، مصری و ترکی از سلسله خطاطان اسلامی نام مبارک حضرتش در رأس این شجره‌ها قرار داشته است.(ر.ک فضائلی، ۱۳۹۱، ص ۳۸۴ - ۳۸۳)تا جایی که صاحب کتاب اطلس خط که خود شجره‌ای را بر مبنای جمع سلسله‌های دیگر و تحقیق در پاره‌ای اشکالات، از نو تقریر نموده، باز نام مقدس حضرتش را در رأس شجره مبتنی بر پژوهش خود آورده است. (ر.ک. همان، ص۳۸۹) برخی معتقدند که منشأیت امام علی(علیه السلام) در هنر خوشنویسی به نحو تاریخی قابل اثبات نیست.(ر.ک: ابن خلدون، ۱۴۰۸ق، ص۸۳۲ - ۸۳۳؛ مددپور، ۱۳۷۴، ص۱۶۷)، ولی اینکه از نظر تاریخی چه اندازه این شجره‌ها و سلسله‌ها موثق بوده و یا اینکه آیا می‌توان فاصله هزار ساله آن تا رأس سلسله را به درستی تشخیص داد یا نه؟ امری است که ظاهراً برای خوشنویسان اهمیتی نداشته و حتی کوچک‌ترین تلاشی برای اثبات آن نداشته‌اند؛ « چرا که در اینجا نفس خود شجره‌نامه‌هاست که اهمیّت دارد؛ چون آنها درصدد بیان این موضوع هستند که آن کاری که من انجام می‌دهم کاری قدسی است، به آسمان مربوط می شود و نه به زمین و اینکه من منشأ آن نیستم استاد می‌خواهد بگوید چیزی از خود ندارم و از استادم یاد گرفته‌ام همچنان که او نیز از خود چیزی نداشته و از استاد خود یاد گرفته تا این روند به یکی انبیا یا اولیا برسد. » پازوکی، ۱۳۹۳، ص ۵۰۳ - ۵۰۴ - با اندکی تغییر) با بیان جایگاه تاریخی امام در هنر خوشنویسی اکنون نوبت آن است که به برخی از تأثیرات معنوی و عرفانی حضرتش در این هنر قدسی نیز بپردازیم. (فصل‌نامه الهیات هنر | شماره یازدهم | زمستان 96 | عبدالله محمدی پارسا | دانشگاه معارف اسلامی قم)جایگاه امام علی ها در محتوای نوشتاریتجلّی ارادت خوشنویسان اسلامی به علی بن ابیطالب(علیه السلام) در نگارش کتیبه‌ها، گچ‌بری‌ها چینش آجرها به خط کوفی بنایی و.... را می‌توان در اسلوب‌های زیر به نظاره نشست – کتیبه‌های مشتمل بر آیاتی که به اهل بیت ها به طور عام و امام علی(علیه السلام) به طور خاص اشاره دارند.1) کتیبه‌هایی مشتمل بر شهادت شیعی(اشهد ان لا اله الا الله، اشهد ان محمدا رسول الله ، اشهد ان علیا ولی الله) است. نظیر کتیبه‌های جامع گوهرشاد مشهد و مسجد جامع یزد.2) کتیبه‌هایی مشتمل بر کلمات قصار و خطبه های حضرت علی(علیه السلام) است.3) کتیبه‌هایی که مشتمل بر نمایش سه اسم مقدّس الله محمد و علی هستند، نظیر گنبد سلطانیه، مسجد جامع قزوین و مقبرة خواجه عبدالله انصاری4) کتیبه‌هایی که مشتمل بر تکریم و مدح امام علی(علیه السلام) و توسل به حضرتش می باشد.5) کتیبه‌هایی که مشتمل بر دعاهایی از امام علی(علیه السلام) یا ادعیه‌ای چون نادعلی هستند. (رک جلالی، ۱۳۹۴، ص۳۱-۴۹)قصیده قرآنیه در ستایش مولی الموحدین علی(ع)برگی از قصیده قرآنیه در ستایش مولی الموحدین امیرالمومنین حضرت علی ابن ابیطالب(علیه السلام)جاثیه و احقاف را در هر دو تنزیل الکتابمبا محمد هم نخستین یار و اول جانشینـمبیـرق انّا فتحنــا برفــراز و بـرق تیغــموالی نصـر مـن الله فاتـح فتــح مبینـــمهم بحجرات ز ندای اهل ایمانم مخـاطـبهم بسوره قـاف و الـقرآن بهشت متقینـمذاریات عشق و نور طورو والنّجم که بر منگشت واجب سجده و تسبیح یار نازنینــمآیت شقّ القمر رخ رحمت رحمان کف منواقـعه در صف بیجا بر سپـاه کـافـرینـمدر حـدید از سبّـح لله تـا ذات الـصّـدورمدرمـجادل انّ حـزب الله هم من مفلحینـمسبّـح لله حثرم مـظــهر آیـات سبـحــانوز هو الله خالق الباری المـصوّر مستعینـمممتحن را تقطواشانم زمجدو عدل و احسانمقصـــد ایــزد زالله یحــبّ الـمقطیــنمدر صفـم نور متّـم در جــمعه قدوّس عزیزمدر اذا جـاء المنافق عزّ حق بر مؤمنینــمدر تغابن در طـلاق ان تقـرضـو امن یتـق اللهواقــف تحـــریم از یاایهــا تاقانتینــمکتابت قصیده قرآنیه در مدح حضرت علی)علیه السلام( به قلم رضا صفریصاحب کتاب معنای هنر شیعی، پس از بیان موارد متعددی از ارادت خوشنویسان به ساحت امام علی و اهل بیت در قالب‌های هنری گوناگون می‌گوید: کلمه علی در آثار تاریخی فراوان به چشم می‌خورد ترکیب اسم علی گاهی بسیار پیچیده و ظریف و معنادار می‌شود و به صورت نقوش در می‌آید که کلمه علی را به صورت یکسان و به حالت تیره و سفید نشان می‌دهد نقوشی که در یکدیگر محو می‌شوند و حضور ماورایی و فناناپذیری آن حضرتش را بیان می‌کنند. (همان، ص۴۰)نگارش نام مبارک حضرت علی(علیه السلام) و یا دعای نادعلی در قالب شکل شیر نماد روشنایی بوده و هم تداعی‌گر لقب « اسدالله غالب » است، درمیان خوشنویسان اسلامی به ویژه شیعیان، رواج داشته است.(فصل‌نامه الهیات هنر، شماره یازدهم، زمستان 96، عبدالله محمدی پارسا)شاید یکی از زیباترین مرقوماتی که نمایانگر ارادت خوشنویسان به آستان علوی است، تابلوی خطی از میرعماد ابوالمعالی الحسنی قزوینی استاد بلامنازع خط نستعلیق در زمان صفویه - است که در موزه ایران باستان نگهداری می‌شود که در قسمت مرکزی‌اش ابیات زیر به صورت چلیپا نوشته شده است:با مهر علی طینت هر کس که سرشتهر چند بود همیشه در دیر و کنشتدر دوزخ اگـر در آورنـدش به مثـلتا گرم نکرده، می‌برندش به بهشــت(شایسته فر، بهزادی، ۱۳۸۳، ص۱۱۸)در خوشنویسی اسلامی همه چیز به زیبایی معنای کلمات و زیبایی کلام خلاصه نمی‌شود، بلکه زیبایی خوشنویسی اسلامی از خود شکل‌ها و سبک نشئت می‌گیرد که به کلی از معنای کلمات مستقل است البته در آنچه عموماً درباره ی خوشنویسی گفته می‌شود چنین استقلالی مغفول می‌ماند و صورت خوشنویسی نسبت به موضوع و معنای کلام اهمیتی ثانویه پیدا می‌کند؛ اما اثبات استقلال وجوه زیباشناختی خوشنویسی دشوار نیست، چرا که بیننده می‌تواند از دیدن خوشنویسی لذت ببرد بی آن که به معنای آن واقف باشد. (لیمن، ۱۳۹۱، ص۶۴)حال اگر در خوشنویسی شکل کلمات به گونه‌ای باشد که معنا را با خود همراه کند این خود نوعی زیبایی علی حدّه است و اگر این ویژگی در ساختار مفاهیم قدسی رقم بخورد، به نحو اعجاز آمیزی مصداق تجلّی عرفان در متن هنر خوشنویسی است.(فصل‌نامه الهیات هنر، شماره یازدهم، زمستان 96، عبدالله محمدی پارسا)نظیر یکی دیگر از زیباترین خطوطی که در ارتباط با نام مبارک امام علی(علیه السلام) نگارش شده و در خود جلوه‌های نمادین بسیاری دارد، نگارش نام علی(علیه السلام) به خط کوفی بنایی از خوشنویسی گمنام است که در آن حرف عین دهان به بالا داشته، حرف لام در خود خم شده و حرف یا در سطح زیر دو حرف دیگر امتداد یافته است.به نگاهی دوباره به این خط ، روشن می شود که حرف عین، تداعی‌گر حالت قنوت در نماز، حرف لام به شکل انسان در حال رکوع و حرف یاء حالت سجده را تداعی کرده است. از سوی دیگر فرم مربع آن نیز تداعی‌گر خانه کعبه و محل تولد حضرت امیرالمومنین(علیه السلام) است.(فصل‌نامه الهیات هنر، شماره یازدهم، زمستان 96، عبدالله محمدی پارسا)این تنها عرضه بخش اندکی از دریای ارادت هنرمندان خوشنویس، به ساحت انسان کامل حضرت علی بن ابیطالب(علیه السلام) است و بیان مفصل آن در حوصله این نوشتار نیست.جایگاه عرفانی امام علی(علیه السلام) در هنر خوشنویسیهنر خوشنویسی هندسه مقدسی است که علاوه بر رعایت همه تناسبات صوری و خصائص زیبایی شناختی که در امتداد هماهنگ حروف و در حسن وضع و ترکیب آن ظاهر می‌شود، به واقعیتی کیفی و معنوی نیز نظر داشته که در اسلوب و روش نگارش، محتوای نوشتاری و تکنیک‌های آموزشی تجلّی یافته است.(فصل‌نامه الهیات هنر، شماره یازدهم، زمستان 96، عبدالله محمدی پارسا)اساتید خوشنویس که به آداب و رموز خط واقف بوده و رسالاتی را از سده پنجم تا کنون به رشته تحریر درآورده‌اند، همواره علاوه بر آموزش نکات فنی این هنر به آداب معنوی و سلوک عرفانی آن نیز پرداخته‌اند که نوع ورود و خروج در مسائل محتوای بیان، مقامات مورد اشاره و... بی شباهت به رسائل عرفانی و فتوت‌نامه‌های عرفا نیست.وجود منازل دوازده‌گانه(ر.ک برات زاده، ۱۳۸۴، ص۱۱۰) در این هنر و تجلی آن در رنگ‌های گوناگون ر.ک شیمل ، ۱۳۸۴، ص ۴۲۳؛ شهبازی، ۱۳۹۰، ص۵۳-۵۴) و نیز ضرورت و جایگاه استاد و اوصاف وی(ر.ک سراج شیرازی، ۱۳۷۶، ۱۰۳؛ خلیلی، ۱۳۷۹، ص۱۱)، نظام اجازه(ر.ک شیمل، ۱۳۶۸، ص ۷۷ ضرورت صفای نفس در صفای خّط، کثرت مشق(ر.ک قلیچ خانی، ۱۳۷۳ص۵۶؛ حداد عادل، ۱۳۹۰، ج ۱۵، ص۵۶۶) و توجه به ذکر الهی(ر.ک بورکهارت ، ۱۳۶۹، ص۱۵۱؛ رحمتی، ۱۳۸۳، ص ۱۹۵) در هنگام کتابت و موارد بسیار دیگر را می‌توان به عنوان شواهدی از تجلی و تأثیر اندیشه‌های عارفان مسلمان در این هنر قدسی به شمار آورد.می‌توان مدعی بود که مکتب تشیع، به سبب برخی از ویژگی‌های آن، بستر مناسب‌تری را برای پرورش هنر عرفانی به وجود آورده و هویت تجلی آموزه‌های عرفان اسلامی در محیط هنر شیعی نمود بیشتری دارد.(فصل‌نامه الهیات هنر، شماره یازدهم، زمستان 96، عبدالله محمدی پارسا)عوامل رونق هنر عرفانی در جهان اسلامبامطالعه تاریخ هنر اسلامی این حقیقت آشکار می‌گردد که گونه‌های مختلف هنری، به ویژه آن بخشی که در ایران اسلامی به شکوفایی رسیده است اغلب متأثر از اندیشه‌های عرفان اسلامی بوده و سیر تکاملی خود را با تمایل به رویکردهای عارفانه ادامه داده است.تا جایی که می‌توان گفت بدون بحث از عرفان و نوع تأثیر آن بر هنر اسلامی، نمی‌توان به توضیح دقیقی از چیستی این هنر دست یافت.بررسی ویژگی‌های دوره عرفانی هنر ایران(برخی، براساس باور به این حقیقت که هنر ایرانی از همان آغاز هنری معنوی و در بن دینی بوده است. دوران های متفاوت هنر ایران را به سه دوره تقسیم کرده اند که عبارت اند از:1) دوره هنر اخلاقی این هنر، هنر جمال است و شامل دوره هنر ایران باستان بوده و خود به سه مرحله اولیه، میانه و متاخر تقسیم می‌شود.2) دوره هنر حماسی این هنر هنر جلال است که چندی پس از فتح ایران توسط مسلمانان ظهور کرده و در شخصیتی چون فردوسی به اوج می‌رسد.3) دوره هنر عرفانی که دوره هنر کمال است که پس از هجوم مغولان آغاز می شود. (ر.ک خاتمی، ۱۳۹۰، ص۱۲۱ به بعد) که عمدتاً به واسطه مواردی چون « کم فروغی بازار ظاهرگرایان و اهل حدیث » و « دل زدگی ایرانیان از قیل و قال جنگ و سیاست » شکل گرفته است، نشانگر انقلابی برای تمام ابعاد فرهنگی اجتماعی و تمدنی آن زمان بر محوریت آموزه های عرفان اسلامی و نفوذ اجتماعی عرفا است.در اینجا به صورت مختصر به برخی از عواملی که سبب رونق هنر عرفانی در جهان اسلام شده و به نوعی با نقش و جایگاه علی بن ابیطالب(علیه السلام) نیز مرتبط است، اشاره می‌شود:1) رواج مکتب تشیعتاریخ شیعه مملو از ناگواری‌ها و بی‌مهری‌هایی است که از سوی جریان غالب و خلفای جور نسبت به امامان معصوم(علیه السلام) و شیعیان ایشان روا داشته شده است و از همان ابتدا آنچه شیعه را از موافقت با خلافت انتخابی باز داشت ترس از دنباله ناگوار آن یعنی فساد روش حکومت اسلامی و انهدام اساس تعلیمات عالیه دین بود، اتفاقاً جریان بعدی حوادث نیز این عقیده یا پیش بینی را روز به روز روشن‌تر می‌ساخت و در نتیجه شیعه نیز در عقیده خود استوارتر می‌گشت و با اینکه در ظاهر با نفرات ابتدائی انگشت شمار خود به هضم اکثریت رفته بود و در باطن به اخذ تعالیم اسلامی از اهل بیت و دعوت به طریقه خود، اصرار می‌ورزیدند در عین حال برای پیشرفت و حفظ قدرت اسلام، مخالفت علنی نمی‌کردند. » (طباطبایی، ۱۳۴۸، ص۲۰)این سبک زندگی سبب به وجود آمدن لایه‌های باطنی‌تری در میان شیعیان شده و مقدمه را برای شیوه بیان رمزی و باطنی در ایشان آماده‌تر می‌ساخت. از سوی دیگر اقوامی که کانون مرکزی تشیّع را در جهان اسلام تشکیل می‌دادند نظیر ایرانیان- متأثر از آیین‌ها و مکاتب رمزی بوده‌اند که پیش از اسلام سالیان بسیاری در آن منطقه رایج بوده است. (ر.ک. دادور، ۱۳۹۲، ص۲۱۹ به بعد؛ دادور ،پوپ ۱۳۸۰، ص ۳) و میراثی از نگاه باطنی را با خود به همراه داشتند.درنتیجه این دو عامل عمده یعنی(مسئله تقیه و تأثیر از مکاتب رمزی) رویکردی باطنی و عرفانی را در دل مکتب تشیع به وجود آورد که « تلاش دانشمندان برجسته‌ای همچون خواجه نصیرالدین طوسی، علامه حلی، سید بن طاووس، ابن فهد حلی، سید حیدر آملی، علامه مجلسی، میرداماد، شیخ بهایی که در همراه کردن تشیع و عرفان، در کنار فهم اندیشه‌های عارفانی همچون ابن عربی و شارحان او جملگی در تبیین مبانی حکمی هنر شیعی و عرفانی نقش مهمی را ایفا می‌کرد آن چنان آثار هنری شیعی و عرفانی پس از این دوره، مصداق واحد(مساوقت) دارد و یکسان است. موسوی گیلانی، ۱۳۹۰، ص ۹۹ با اندکی تغییرعلاوه براین مکتب تشیّع به برکت آموزه های خاندان عصمت و طهارت بسیاری از اصول عرفان اسلامی را از پیش در خود داشت. خصوصاً پس از ظهور ابن عربی و گسترش حقایق تصوف، موضعی که وی در باب جبر و اختیار ابراز می‌کند بسیار به مفهوم امر بین الامرین در تشیّع شبیه بوده و مسئله حدود کمال انسان و نیاز به پیر در هر زمان که در بیان ابن عربی- و به عنوان یکی از کلیدی ترین آموزه‌های عرفان اسلامی که تحت اصطلاح عنوان « انسان کامل » مطرح می‌شود کاملاً قابل مقایسه با دکترین امامت در میان شیعیان است. (ر.ک یزدان پناه، ۱۳۸۸، ص۵۴)بورکهارت در این خصوص می‌گوید:این کیفیت خاص (یعنی بیان شهود عرفانی به وسیله هنر) تا اندازه ای ناشی از جوشیعی است که در آن حد فاصل میان شریعت و الهام به مراتب کمتر از عالم تسنن است... آنچه تشیع را به ویژه از اهل سنت و جماعت متمایز می‌سازد نظریه امامت است که طبق آن قدرت وحجیت معنوی که پیغمبر به پسرعم و داماد خود علی افاضه کرده است در ائمه اطهار که از اهل بیت هستند حفظ و ابقا شده است... تشیع متضمن حقیقتی بسیار دقیق و لطیف است و بیان آن به عباراتی که معمولاً قابل قبول همه باشد به غایت دشوار است.(فصل‌نامه الهیات هنر، شماره یازدهم، زمستان 96، عبدالله محمدی پارسا)خاطره ایامی که امامان شیعه هنوز به طور مرئی حضور داشتند پایان غم انگیز و دردناک برخی از ائمه اطهار و غیبت آخرینشان و آرزوی رسیدن به محل مرموزی میان آسمان و زمین که در آنجا ماوی دارد به مذهب شیعه لحن و صبغه خاصی بخشیده است که می‌توان به عنوان علاقه و شور وافر برای رسیدن به بهشت و آن حالت عصمت و کمالی که در اول و آخر زمان قرار گرفته است توصیف کرد. (اعوانی، ۱۳۷۵، ص۳۱۲)در نتیجه رونق تشیّع سبب رونق عرفان اسلامی و به تبع آن رویکردهای عرفانی در مناسبات فرهنگی از جمله هنر اسلامی شد.2) رسائل اخوان الصفارسائل اخوان الصفا یا رسائل اخوان الصفا و خلان الوفا مجموعه ای است، شبیه به دایره المعارف که در ۵۲ رساله و از سوی نویسنده یا نویسندگانی گمنام، تهیه شده که مشهور آن را منسوب به نیمه قرن چهارم هجری دانسته‌اند این رسائل مجموعه ای از مطالب گسترده در خصوص علومی چون، منطق ریاضی، طبیعات، الهیات، حکمت عملی و ... که به هدف راهنمایی گمراهان و هدایت سرگشتگان به رشته تحریر در آمده است.بی تردید، این گروه شیعه بودند، ولی شیعه دوازده امامی بودنشان محل درنگ است و در قرابت آموزه‌های ایشان، با کلمات اهل بیت عصمت و طهارت همین بس که برخی از تاریخ نویسان در صدد رد این نکته برآمده اند که رسائل اخوان الصفاء سخنان یکی از امامان علوی باشد. (ر.ک ابن العبری ، ۱۹۹۲م، ص۷۵)نوع نگاه اخوان به هندسه به منزله طریقی که متعلمان را از ظاهر به باطن سوق داده و نیز تجلیات تکوینی این فن که در همه آفرینش ساری و جاری بوده و فهم آن اساس فهم حکمت و معرفت تلقی شده است، نشانگر شیوع دیدگاهی بر مبنای هندسه مقدس و تحت تأثیر رویکردهای حکمی و عرفانی است که در دوران عرفانی هنر ایران خود را بر صنعت و زندگی اجتماعی نیز متجلّی ساخته است.(فصل‌نامه الهیات هنر، شماره یازدهم، زمستان 96، عبدالله محمدی پارسا)میتوان رسائل اخوان الصفاء را شاهدی ارزنده از دوران طلایی هنر و فرهنگ اسلامی دانست که ارتباط تنگاتنگ میان ،عرفان ،دین ادبیات و اندیشه را با صنعت و هنر به عالی ترین شکل نمایان ساخته است. تأمل در رویکرد این گروه از اندیشمندان، میتواند افق مناسبی از نوع گرایش‌های عرفانی و هنری را در برهه مهمی از تاریخ پیش روی ما قرار دهد.3) جریان فتیانجریان فتیان با سرمشق گرفتن از پیمان حلف الفضول که توسط حضرت رسول اکرم(صلی الله علیه و آل و سلم) و شماری از جوانان مکه پیش از پیدایش اسلام و به منظور دفاع از حق ستمدیدگان صورت گرفته (ر. ک ابن هشام، ۱۳۷۵، ج۱، ص)۸۸ و نیز با الگو قرار دادن شخصیت علی بن ابی طالب(علیه السلام) و با در نظر داشتن حدیث لافتی الا على لاسیف الا ذوالفقار» از ایران آغاز شد و به تدریج در دیگر نقاط جهان اسلام گسترش یافت تا جایی که «در عهد مولانا، فتوت و مکتب فتیان رونقی بسزا داشت و در اجتماعات آن روزگار، خاصه در آسیای صغیر، از نفوذی فوق العاده برخوردار بود» (جمعی از پژوهشگران، ۱۳۸۴، ص۱۲)همنشین اهل معنی باش تا هم عطا یابی و هم باشی فتا (مولوی، ۱۳۷۳، دفتر اول، بخش۳۴)هر چند «علم فتوت شعبه‌ای از علم تصوف است» اما از حد تصوف در می‌گذرد و می‌کوشد تا آئین مقدسی برای همه حرفه‌ها و اصناف تنظیم کند و اسرار آن حرفه‌ها و اصناف را در پوشش آداب مذهبی نسل به نسل منتقل سازد.(خزایی، ۱۳۸۲، ص۱۲۷) درنتیجه تصوف با تأثیرگذاری بر اصناف، از سویی فعالیت حرفه‌ای هنرمندان و صنعتگران را بازندگی و انضباط معنوی درآمیخت و از سوی دیگر با وارد کردن دیدگاه و اصول سنتی در فعالیت پیشه‌ها، موجب اعتلای معنوی و کیفی هنرها و صنایع گردید. (رازی، ۱۳۷۱، ص۵۳۲-۵۴۵) در واقع می‌توان گفت که فتوت وجه ساده‌تر تصوف در میان مردم عادی بوده است.(برای مطالعه بیشتر در خصوص فتوت نامه ها ر.ک نصر، «جوانمردی و کار» ، مندرج در اعتضادی ، ۱۳۹۰، ص۶۳؛ موسوی گیلانی،۱۳۹۰، ص ۱۱۹)به هر حال عضویت هنرمندان و صنعتگران در این تشکل‌ها منجر به استخراج فتوت‌نامه‌هایی شد که به فراخور نوع و تأثیر اجتماعی هر صنعت، برای آن نگارش می‌شد و همین امر تأثیرات عمیقی در رونق هنر عرفانی به همراه داشت.(فصل‌نامه الهیات هنر، شماره یازدهم، زمستان 96، عبدالله محمدی پارسا)4) فتوت نامه های خوشنویسیاز سده پنجم که فراگیری خوشنویسی اهمیت یافت بسیاری از خوشنویسان و غیرخوشنویسان آشنا به رموز خط رسالاتی درباره آموزش خوشنویسی و شناخت ادوات و فنون وابسته بدان، به زبان‌های عربی و فارسی تألیف کردند. (حداد عادل، ۱۳۹۰، ج۱۵، ص۵۶۶) که در ذیل آنها علاوه بر آموزش نکات فنی هنر خوشنویسی به آداب معنوی و سلوک عرفانی آن نیز پرداخته و در حقیقت به مثابه فتوت‌نامه‌هایی برای هنرمندان خوشنویس به حساب می‌آمدند. از رسالات معروفی که تا پیش از دوره صفویان در تعلیم خوشنویسی نگاشته شده باید از آداب خط عبدالله صیرفی قرن هشتم و تحفة المحبین سراج شیرازی قرن نهم)، نام برد که اولین رسالات شناخته شده به فارسی‌اند.از نیمه نخست سده نهم و سرتاسر سده دهم نوشتن رسالات آموزشی در زمینه خوشنویسی و فنون وابسته بدان به اوج رسید و دو رساله منظوم صراط السطور سلطان على مشهدی و آداب المشق و رساله منثور سواد الخط هر دو از مجنون رفیقی هروی را باید در شمار مهم ترین این رسالات آورد.(فصل‌نامه الهیات هنر، شماره یازدهم، زمستان 96، عبدالله محمدی پارسا)در فصل اول آداب المشق باباشاه اصفهانی که بیش از دیگر رسالات خوشنویسی مبتنی بر اصول عرفانی است، برای شروع به کاتب یا خوشنویس توصیه گردیده است که از صفات ذَمیمه پرهیز و صفات حمیده را کسب کند تا جایی که محتوای این فصل حتی در ظاهر کلام، متأثر از مرصاد العباد نجم رازی دانسته شده است. (ر.ک همان)مطالب رسالات آموزشی با چشم پوشی از تفاوت‌های جزئی می توان به قرار زیر دسته بندی و خلاصه کرد:1) بیان فضیلت خط خوش و نقل آیات قرآن و سخن بزرگان دین و عالمان در این باره. ذکر سلسله استادان و سرآمدان خوشنویسی و بیان جایگاه هر یک در تحول و تکامل انواع خطوط .2) معرفی و بیان خاستگاه و خواص و کاربردهای ویژه اقلام گوناگون. تشریح قواعد صوری و اصول عملی خوشنویسی که نوآموز باید با تمرین و مشق مداوم آنها را فراگیرد.3) بیان صفات پسندیده و ناپسندی که کاتب باید بدان‌ها آراسته یا از آنها به دور باشد و آدابی که باید در ظاهر و باطن رعایت کند.4) چگونگی آماده کردن اسباب خوشنویسی و بیان ویژگی‌های انواع مرغوب هر یک.5) بیان شرایط متناسب زمان و مکان کتابت و ویژگی‌های ابزارهای کتابت در زمان‌ها و آب و هواهای مختلف(ر.ک (همان)بی‌مناسبت نیست که به گوشه‌ای از نصایح عرفانی و معنوی استادان خوشنویسی در خصوص مراحل و طریقه سلوک خوشنویس اشاره شود به عنوان نمونه سلطان علی مشهدی، در کتاب آداب الخط خود مثنوی معروفش را این‌گونه می‌سراید که:ای که خواهی که خوشنویس شویخلق را مونس و انیس شویخطـه خط مقــام خــود سازیعـالمی پر ز نام خـود سازیترک آرام و خـواب بایــد کردوین به عهد شـباب بایـد کردسر به کاغذ چـو خامه فرسودنزین عمل روز و شب نیاسودنز آرزوهای خویش بگذشتنوز ره حــرص و آز برگشتـنتا بدانی جهاد اصغر چیستبازگشتن به سوی اکبر چیستآنچه با خود روا نمی داریهیچکــس را بـدان نیــازاریدل میازار گفتمت زنهـــارکــز دل آزار حــق بــود بیزارهمه وقت اجتناب واجب داناز دروغ و ز غیبــت و بهتــاناز حسد دور باش و اهل حسدکز حسد صد بلا رسد به جسدحیله و مکر را شعار مــکنصفت ناخـوش اختیار مــکنهرکه از مکر و حیله و تلبیسپاک گردید، گشت پاک نویسداند آن کس که آشنای دل استکه صفای خط از صفای دل استخط نوشتن شعار پاکان اسـتهرزه گشتـن نه کار پاکــان استگوشــه انــزوا نشیــمن کنیاد گیـر ایـن سخــن ز پیـر کهـنکانزوا لازم خط است و علومگوشــه‌ای گیــر تا شــود معلــوم(شعرقلیچ خانی، ۱۳۹۲، ص ۲۰۱-۲۰۴) با این مقدمه در خصوص هنر عرفانی نوبت آن است که در این فراز جایگاه عرفانی حضرت علی(علیه السلام) به مثابه انسان کامل و تأثیر سمبولیک و معنوی ایشان را در شکل گیری هنر خوشنویسی به نظاره بنشینیم.شجره خوشنویسان به مثابه سلسله عارفاندر باور شیعیان، حضرت علی(علیه السلام) هم پیشوای ظاهری بعد از حضرت ختمی مرتبت ص است و هم پیشوای باطنی و این پیشوایی معنوی و باطنی در سنّت تصوّف اهل سنت نیز کاملاً مشهود است به نحوی که تقریباً تمام سلاسل تصوف به حضرت علی(علیه السلام) می‌پیوندند صلى الله و او را بعد از حضرت پیغمبر خاتم عالی‌ترین پیشوای معنوی و روحانی خود می‌دانند. درنتیجه خلافت روحانی حضرت علی(علیه السلام) از دیدگاه صوفیه اهل سنت چیزی مخصوص و منحصر به شیعه نیست، بلکه فی نفسه مستقیماً با تعالیم باطنی اسلام ارتباط دارد.» (اعوانی،۱۳۷۵، ص ۲۵)از طرف دیگر همانطور که بیان شد نقش بی بدیل استاد و امانت داری مخلصانه وی از این هنر قدسی و انتقال صحیح و سالم آن به نسل‌های بعدی به واسطه فروتنی و انکار نفس از سویی و شیوه‌هایی چون نظام اجازه برای ورود شاگردان به دایره اساتید، سبب شد تا خوشنویسی نیز همانند تصوف دارای سلسله دودمان و شجره نامه شود. تنظیم شجره خطاطان در تمام سرزمین‌های اسلامی متداول بود. تقریباً تمامی کسانی که به روایت تاریخ خوشنویسی می‌پرداختند بیان سلسله استادان را بخشی از کار خود می‌دانستند رک فضائلی، ۱۳۹۱، ص383).خوشنویسان مصری شجره خود را به ابن بوّاب رسانده و ترکان عثمانی شیخ حمدالله آماسی را سرسلسله خود دانسته‌اند که او هم با چند واسطه مروج شیوه یاقوت مستعصمی بوده است(حداد عادل، ۱۳۹۰، ج ۱۵، ص۵۶۶) ولی در نهایت همه شجره‌ها به یک نفر و آن هم امام علی(علیه السلام) ختم می‌شد، خصوصاً در شجره‌هایی که از خوشنویسان ایرانی به جا مانده این امر ظهور بیشتری دارد.درنتیجه امام علی(علیه السلام) را می‌بایست ملتقای عرفان و هنر خوشنویسی دانست، جایی که شریعت، طریقت و حقیقت به هم یکی شده و اربابان هنر که خوشه چین خرمن ذوق بی پایان علوی هستند راوی این وحدت‌اند. این در حالی است که حتی اعاظم هنر تذهیب (که با خوشنویسی قرابتی بی نظیر دارد اوّلین آموزگار این فن را علیه دانسته و به این داستان متمسّک می‌شوند که قاضی قمی این‌گونه بیان می‌دارد:و چون چهره گشایان پیکر این فن بدیع اثر نسبت هنر را نیز به قلم معجز رقم شمسة خمسه آل عبا على المجتبى الرضى المرتضى و وصى المصطفى صلوات الله وسلام علیه درست می‌نمایند و متمسک بدین‌اند که در نقوش اقلام کرامت نظام آن حضرت که به تذهیب ایشان مزین است به رأی العین مشاهده نموده‌اند که قلمی فرموده‌اند کتبه و ذهبه علی بن (علیه السلام) در حکایتی در این معنی به حلیه نظم آمده:شنیدم که صورتگران ختاینخستین که گشتند صورت گشای به خون جگر رنگی آمیختندمثــال از گـل و لاله انگـیختنـدچومو گشته باریک از آن آرزویپی موشـکافی قلمـشان زمــویز گلها یکی صفحه آراستند نهادندبه آیین و زیبی که خود خواستندنهادند از آن رو ختـاییش نــامکه کلک ختـایی از او یافـت کامچودور نبوت به احمـــد رسیدقلـم بر سر دیگــر ادیـان کشیـدخطــا پیشــگان ختــایی نژادنمــودند نقــش نخسـتین ســوادبه دعوی یکی صفحه آراستنـدنظیـرش ز شاه رســل خواستندنه از نقــش آراسـته یک ورقکـه پر کـرده از لاله و گـل طبقببردندش از عیــن کــافر دلیبه دعوی سوی شاه مــردان علیچو شاه ولایــت بدید آن رقمبه اعجاز بگرفت در کـف قـلــمرقم کـرد اسلامیی دلــــربایکه شـد حیرت افـزای اهل ختایچون آن اصل افتاد در دستشانبشــد نقشه ای دگـر پســـتشان(منشی قمی، ۱۳۸۴، ص۱۲۹)جایگاه سمبولیک «نقطه»از نظر عارفان نقطه سمبلی از وحدت حقیقی و مدار تمام کثرات و تعینات است (سجادی، ۱۳۷۹، ص (۲۱۲) و از آنجا که همه حروف به نقطه منتهی می‌شود، نقطه نمادی از ذات به حساب آمده و یا ناظر به صادر اوّل، عقل فعّال، حقیقت محمدیه و سرالاسرار است(نهایة الحروف النقطة فتناهت الأشیاء بأسرها إلى النقطة ودلّت علیها ودلّت النقطة على الذات وهذه النقطة هی الفیض الأوّل الصادر عن ذی الجلال المسمّى فى أفق العظمة والجمال بالعقل الفعّال وذاک هو الحضرة المحمدیة؛ فالنقطة هـی نـور الأنوار وسرّ الأسرار» (برسی، ۱۴۲۲ق، ص۴۳) بارزترین نقش سمبولیک و نمادینی که نقطه در هنر خوشنویسی دارد، مربوط به نقطه‌ای است که غالباً از سوی اساتید نستعلیق نویس در ابتدای سطر کتابت می‌شود.نقطه‌ای نمادین که زیر آن نیز خطی شبیه به اعراب کسره می‌گذارند که اصطلاحاً به آن « نقطه – خط » گفته می‌شود.از نظر فنی این کار به دلیل امتحان وحشی و انسی قلم(پهنا و تیزی)، روانی و سفتی مرکب و امتحان زبری و صیقلی کاغذ، پیش از شروع به نگارش است تا در هنگام کتابت مشکلی برای خطاط به وجود نیاید. سلطانعلی مشهدی در این باره میگوید:کاتبا چون قلم تراشـیدیخاک بر پشت خامه مالیدیآن قلم را به نقطه تجربه کنبشنو این حرف نوز پیر کهناز قلم نقطه چون درست آیدخوشنویسی اگر گنی شاید(قلیچ خانی، ۱۳۷۳، ص۲۴)اما علاوه بر جهات فنی این نقطه گذاری در ابتدای سطر حکمت‌ها و تأویل‌هایی نیز دارد که یکی از مهم‌ترین و زیباترین آن تأویل « نقطه خط » به مقام امیرالمؤمنین و استمداد خوشنویسی به حضرتش می‌باشد.خاستگاه نگاه باطنی عرفا و هنرمندان به نقطه مربوط به روایتی از امیرالمومنین علی(علیه السلام) است که ایشان خود را به عنوان نقطه باء معرفی کرده و همه تجلی‌ها نیز از این نقطه آغاز می‌شود.(فصل‌نامه الهیات هنر، شماره یازدهم، زمستان 96، عبدالله محمدی پارسا)ان کل ما فی القرآن فی الفاتحة وکل ما فی الفاتحة فی «بسم الله الرحمن الرحیم» وکل ما فیه فی الباء وکل ما فی الباء فى النقطة وانا نقطة تحت الباء » امام خمینی (ره)،۱۴۱۶ق، ص۸۸): همانا هر آنچه در قرآن است در سوره فاتحه جمع شده و هر آنچه در این سوره است، در بسم الله الرحمن الرحیم آن است و هر چه در آن است درباء ابتدای بسم الله بوده و هر آنچه درباء وجود دارد در نقطه باء نهان شده و من نقطه زیر حرف باء هستم.به گفته برخی از عارفان از جمله مقامات که برای سائر الی الله به قدم عبودیت حاصل می‌شود مقامی است که به مشاهده عینیه میبیند که همه قرآن بلکه جمیع صحف منزله بلکه جمیع الموجودات تحت نقطه باء بسم الله اند. زیرا این سائر همین که از این وجود مجازی حسی بدر رفت و به وجود یقینی عقلی متحقق شد و به دایره ملکوت روحانی متصل گشت معنى والله بکل شیء محیط را مشاهده می‌کند و ذات خویش را محاط بدان ذات و مقهور آن می‌بیند و در این هنگام وجود خود را در نقطه ای که تحت باء الله است مشاهده می‌کند.» (حسن زاده آملی،۱۳۸۱، ج۲، ص۱۸۰)از این رو نقطه در ابتدای سطر، همان نقطه در حقیقت هنرمند خوشنویس، به زبان قلم به آستان مقدس شحنه نجف، متوسل شده و با اذن و مدد از مولای متقیان آغاز به کتابت می‌کند؛ و ترجمان نقطه و خط او همان « یا علی » است که پیرو مراد عارفان و سرسلسله هنرمندان خوشنویس است می خواستم از تو بگویم آیه آیه اما قلم در باء بسم الله ماندست(علاء الدین، ۱۳۹۵، ص۹۳)جمع بندی و نتیجه گیریدر مجموع آنچه در این نوشتار بیان شد می‌توان این‌گونه نتیجه گرفت که جایگاه و تأثیر امام علی در هنر خوشنویسی اسلامی به دو صورت مصوّر است:1) تأثیر مستقیم؛2) تأثیر غیرمستقیمتأثیر مستقیم حضرت امیر(علیه السلام) در هنر خوشنویسی، بیشتر ناظر به جایگاه تاریخی و نقش ایشان در پیدایش این هنر در صدر اسلام است که با عناوینی چون « تأثیر در شکل گیری رسم الخط عربی » ، « ابداع قلم کوفی » به عنوان مادر همه اقلام و جایگاه ایشان به عنوان « اولین استاد » این هنر به ضمیمه روایات متعددی که در این خصوص از ایشان به جا مانده، مشخص می‌شود. تا جایی که می‌توان شواهد بسیاری بر آن در کتب تاریخ و رسم الخط های اسلامی یافته و به تفصیل در خصوص جایگاه تاریخی امام علی(علیه السلام)در این هنر سخن گفت. اما آنچه بیشتر منظور نظر این نوشتار قرار گرفته معطوف به تأثیرات غیر مستقیم و جایگاه عرفانی است که می‌توان برای حضرت در این هنر قدسی قائل شد.جدای از مباحث مربوط به محتوای نوشتاری اعم از حلیه نویسی »، « نقش مایه‌های کتیبه‌ها »، « جاندار نگاری‌هایی(نظیر نگارش نام مبارک حضرت علی و یا دعای نادعلی » در قالب شکل شیرکه هم نماد روشنایی بوده و هم تداعی‌گر لقب« اسدالله غالب » است) » و... که به نحوی مستقیم به بیان نام، تاریخ زندگانی و خطبه‌های حضرت پرداخته و یا « شهادت شیعی »، « دعای نادعلی» و ... که ناظر به مقام توسل به آستان شاه ولایت است هنرمندان خوشنویس جایگاهی رمزی و عرفانی دیگری نیز برای حضرت علی بن ابیطالب(علیه السلام) در این هنر آسمانی در نظر گرفته‌اند که با عناوینی چون سرسلسله استادان »، « جایگاه سمبلیک نقطه – خط » و ... خودنمایی می‌کند. شاید بتوان تجلی عرفانی مقام ولایت حضرت علی(علیه السلام) را در هنر خوشنویسی که آثار مشهودی در تمام ویژگی‌های شکلی و محتوایی آن داشته است تا حدودی معلول دورانی دانست که در تاریخ هنر اسلامی از آن با عنوان دوره هنر (عرفان یاد میشود. دورانی که بخشی از تاثرات و تأثیرات خود را مدیون رونق تفکر شیعی» ظهور جریان‌هایی چون « اخوان الصفاء »، « جماعت فتیان » بوده و در تبلور مقام معنوی و جایگاه عرفانی امام علی(علیه السلام) سهم بسزایی دارد تا جایی که می‌توان به حقیقت حضرتش را ملتقای عرفان و خوشنویسی دانسته و شاهراهی دید که شریعت طریقت حقیقت و هنر خوشنویسی به یک باره در آن به اوج می‌رسد.نتیجه آنکه به خلاف تصوّر آن دسته از کسانی که خوشنویسی را تنها در چارچوبه تنگ شیوه‌های گرافیکی و تکنیک‌های بصری می‌بینند این هنر قدسی دریایی از حکمت، عرفان و اعتقادات رمزآمیز است که در لحظات شهودی و در خلال سیر و سلوک معنوی هنرمند با الهامی وحی گونه شکل گرفته و هنر را علی رغم رعایت همه تناسبات صوری و خصائص صرفاً زیبایی شناختی که در امتداد هماهنگ حروف ظاهر می‌شود، به واقعیتی کیفی و معنوی بدل ساخته که در تمام منازل صوری و معنوی آن مقام ولایت علی بن ابیطالب(علیه السلام) متجلّی است.(فصل‌نامه الهیات هنر، شماره یازدهم، زمستان 96، عبدالله محمدی پارسا)فهرست منابع١. فصل‌نامه الهیات هنر، شماره یازدهم، زمستان 96، ‎36 صفحه از 73 تا 108، عبدالله محمدی پارسا: دکتری رشته مدرسی معارف اسلامی، گرایش مبانی نظری اسلام، دانشگاه معارف اسلامی قم۲. ابن خلدون عبد الرحمن بن محمّد (۱۴۰۸ق)، دیوان المبتدأ والخبر فى تاریخ العرب و البربر و من عاصرهم من ذوى الشأن الأکبر، تحقیق خلیل شحادة، بیروت، دار الفکر، ج۲۳. ابن عربی محیی الدین (۱۴۲۱ ق) مجموعه رسائل ابن عربی (ثلاث مجلدات)، بیروت، دار المحجة البیضاء، چ ۱۴. ابن هشام (۱۳۷۵ش)، السیرة النبویة ، ترجمه سید هاشم رسولی ،تهران، انتشارات کتابچی، چ۵۵. اتینگهاوزن، ریچارد (۱379 ش) اوج های درخشان هنر ایران ترجمه هرمز ، عبداللهی، تهران، نشر آگاه، چ۱ ۶. آزادی ور هوشنگ بدیهه سازی (۱۳۷۹ش)؛ شیوه بیان هنری در ایران پژوهشی در مبانی هنر سنتی ایرانی و اسلامی تهران موسسه فرهنگی انتشاراتی تبیان ، چ۱۷. اعتضادی لادن (۱390ش) هنر و زیبایی در عرفان ،ایران تهران، نشر حقیقت ، چ۱۸. اعوانی، غلامرضا (۱۳۷۵ش)، حکمت و هنر ،معنوی ،تهران، انتشارات گروس، چ۱۹. الألوسى شهاب الدین محمود بن عبد الله الحسینی (بی تا)، روح المعانى فى تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانىبتحقیق على عبد الباری عطیة، بیروت، دار الکتب العلمیة، ج۱۱۰. برات زاده، لیلی (1384ش) خوشنویسی در ایران، تهران دفتر پژوهشهای فرهنگی، چ۱۱۱. برسی حافظ رجب (۱۴۲۲ق)، مشارق أنوار الیقین، بیروت، مؤسسة الأعلمى للمطبوعات، ج۱۱۲. بورکهارت، تیتوس (۱۳۶۹ش)، هنر مقدس اصول و روشها)، ترجمه جلال ستاری، تهران، سروش، چ۱۱۳. بیانی، مهدی (۱۳۶۳ش)، احوال و آثار خوشنویسان تهران ، انتشارات علمی۱۴.پازوکی شهرام (۱۳۹۳ ش) ، عرفان و هنر در دوره مدرن، تهران، نشر علم، چ۱۱۵. پوپ آرتور اپهام (۱۳۸۰ ش) شاهکارهای هنر ،ایران ترجمه پرویز خانلری ،تهران شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، چ۳۱۶. جلالی، غلامرضا (۱۳۹۴ش) معنای هنر شیعی بوستان کتاب، قم، چ۱ ۱۷. جمعی از پژوهشگران(۱۳۸۴ش)، مجموعه مقالات اولین هم اندیشی معنویت و آموزش هنر، تهران، فرهنگستان هنر۱۸. حداد عادل غلامعلی (۱۳۹۰ش)، دانشنامه ،اسلامی تهران بنیاد دایره المعارف اسلامی، ج۱، ج ۱۵۱۹. حسن زاده آملی، حسن (۱۳۸۱ش) هزار و یک کلمه قم، بوستان کتاب، چ۳۲۰. خاتمی محمود (۱۳۹۰ش) پیش درآمد فلسفه ای برای هنر ،ایران ،تهران موسسه ،تالیف، ترجمه و نشر آثار هنری ، چ۱ ۲۱. خزائی محمد (۱۳۸۲ش)، مجموعه مقالات اولین همایش هنر اسلامی، تهران، موسسه مطالعات هنر اسلامی، چ۱ ۲۲. خلیلی، ناصر (۱۳۷۹ش)، هنر قلم، تحول و تنوع در خوشنویسی اسلامی، تهران، نشر کارنگ ۲۳. خمینی روح الله (ره) (۱۴۱۶ق)، شرح دعاء السحر، قم، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چ۱ ۲۴. دادور، ابوالقاسم (۱۳۹۲ ش) هم بودی دین و هنر در ایران باستان تهران، نشر گستره، چ۱۲۵. دهخدا علی اکبر (۱۳۷۷ش) لغت نامه دهخدا تهران نشر دانشگاه تهران، چ۲۲۶. رحمتی، انشاالله (۱۳۸۳ش)، هنر و معنویت مجموعه مقالاتی در زمینه حکمت ،هنر تهران، فرهنگستان هنر ۲۷. ریخته گران، محمد رضا، هنر (۱۳۸۰ش)، زیبایی، تفکر (تأملی در مبانی نظری هنر تهران، نشر ساقی، چ۱۲۸. سجادی، جعفر (۱۳۷۹ش)، فرهنگ اصطلاحات و تعبیرات عرفانی، تهران، طهوری، چ۵۲۹. سراج شیرازی، یعقوب بن حسن (۱۳۷۶ش)، تحفه المحبین (در آیین خوشنویسی و لطایف معنوی آن)، بکوشش محمدتقی دانش پژوه، تهران، نشر قطره؛ دفتر نشر میراث مکتوب۳۰. سفادی، یاسین حمید (۱۳۸۱ش)، خوشنویسی ،اسلامی ترجمه مهناز شایسته ،فر ،تهران موسسه مطالعات هنر اسلامی۳۱. سلیمانی، محسن (۱۳۸۵ ش)، خط و ربط، تهران، اندیشه کامیاب، چ۱۳۲. شایسته ،فر مهناز و مهران بهزادی (۱۳۸۳ش) بررسی نام مبارک حضرت علی بر روی هنرهای کاربردی دوره های صفوی و قاجاریه در موزه ایران باستان، دو فصلنامه مطالعات هنر اسلامی٣٣ . شریف الرضی، محمد بن حسین (۱۴۱۴ق)، نهج البلاغة، تحقیق صبحی صالح، قم، نشر هجرت، چ۱ ۳۴. شهبازی مریم (۱۳۹۰ش) مبانی نظری ،هنر تهران، نشر مارلیک، چ۱۳۵. شیمل، آنه ماری (۱۳۶۸ش) خوشنویسی و فرهنگ ،اسلامی مشهد، آستان قدس رضوی شیمل، آنه ماری (۱۳۸۱ش) خوشنویسی ،اسلامی ترجمه دکتر مهناز شایسته فر ،تهران، انتشارات موسسه مطالعات هنر اسلامی، چ۱ . ۳۷. شیمل، آنه ماری (۱۳۸۴ش)، ابعاد عرفانی اسلام ترجمه عبدالرحیم ،گواهی تهران دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چ ۵۳۸. صلیبا جمیل منوچهر صانعی دره بیدی (۱۳۶۶ ش)، فرهنگ ،فلسفی، تهران، انتشارات حکمت، چ۱ ۳۹. طباطبایی، محمد حسین (۱۳۴۸ش)، شیعه در اسلام با مقدمه حسین نصر، قم، دارالتبلیغ الاسلامی ۴۰. علاء الدین، حسین (۱۳۹۵ش)، جرعه های آسمان ،قم، مرکز مدیریت حوزه علمیه قم، چ۱۴۱. فضائلی، حبیب الله (۱۳۹۱ش)، اطلس خط، بتحقیق در خطوط اسلامی، تهران، سروش۴۲. قلیچ خانی حمیدرضا (۱۳۷۳ش)، رسالاتی در خوشنویسی و هنرهای وابسته، تهران، روزنه، چ۱۴۳. قلیچ خانی، حمید رضا (۱۳۹۲ش)، در آمدی بر خوشنویسی ایرانی تهران، فرهنگ معاصر، چ۱۴۴. کربن هانری (۱۳۶۳ش)، آیین جوانمردی ترجمه احسان نراقی؛ تهران، نشر نو .۴۵. لیمن، اولیور (۱۳۹۱ش) ، درآمدی بر زیباشناسی ،اسلامی، تهران، نشر ماهی، چ۱ ۴۶. مجلسی، محمد باقر بن محمد تقى [بیتا] بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، تهران، نشر اسلامیه، ۴۷. محمدی ری شهری محمد (۱۳۸۸ ش) منتخب میزان الحکمه با ترجمه فارسی بترجمه شیخی، حمید رضا، قم، موسسه علمی، فرهنگی دار الحدیث۴۸. مددپور محمد (۱۳۷۴ش) تجلیات حکمت معنوی در هنر اسلامی، تهران، نشر امیرکبیر۴۹. مقتدایی علی اصغر (۱۳۹۳ش)، مبادی و مبانی اصول خطوط و خوشنویسی اسلامی ایران، تهران، دانشگاهپیام نور، چ۱۵۰. منشی قمی، قاضی احمد (۱۳۸۴ش)، گلستان ،هنر بتصحیح احمد سهیلی خونساری، تهران ، نشر منوچهری ، چ ۴ ۵۱. موسوی گیلانی رضی (۱۳۹۰ش)، درآمدی بر روش شناسی هنر اسلامی نشر ادیان با همکاری انتشارات مدرسه اسلامی هنر، ج۱، تابستان۵۲. مولوی، جلال الدین محمد بلخی (۱۳۷۳ش) مثنوی معنوی ،تهران سازمان چ و انتشارات وزارت ارشاد اسلامی، چ۱۵۳. یزدان پناه، یدالله (۱۳۸۸ ش) مبانی و اصول عرفان نظری ، قم ، موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، چ۱ابوالفضل رنجبران یک محقق و ‍‍ پژوهشگر تاریخ هنر ایران و جهان، طراح و گرافیست است که در زمینه تاریخ هنر ایران و جهان و به ویژه خطوط جهان اسلام و ایران فعالیت می‌کند. او عضو انجمن هنرهای تجسمی کشور و کانون هنرمندان ایرانی است و در چندین مسابقه ملی و بین‌المللی موفق به کسب مقام شده است.وی همچنین به عنوان پژوهشگر تاریخ هنر ایران و جهان و مدرس هنر و مباحث زیباشناسی در حیطه گرافیک شناخته می‌شود و در معرفی خط در گرافیگ فعالیت داشته است. به طور خلاصه، ابوالفضل رنجبران یک هنرمند چندوجهی است که در زمینه طراحی، گرافیک و تاریخ هنر جهان و اسلام و تدریس مباحث هنری فعالیت می‌کند و به ویژه در زمینه خطوط کهن و تاریخی شناخته شده است. اطلاعات بیشتر در مورد ابوالفضل رنجبران:تحصیلات: فارغ‌التحصیل رشته گرافیک. عضویت‌ها:عضو انجمن هنرهای تجسمی کشور. عضو کانون هنرمندان ایرانی. عضو موسسه توسعه هنرهای تجسمی کشور. عضو کانون حمایت از هنرمندان کشور. زمینه‌های فعالیت:طراحی و گرافیک. پژوهش در تاریخ هنر (به ویژه خطوط کهن و تاریخی و اقلام سته و ششگانه). افتخارات: کسب مقام در مسابقات ملی و بین‌المللی. لذا ابوالفضل رنجبران طراح گرافیک، محقق و پژوهشگر تاریخ هنرایران و جهان، مدیر هنری، تایپوگرافیست، از هنرمندان برجستهٔ معاصرایرانی در حوزهٔ هنرهای تجسمی است. او فارغ‌التحصیل رشته گرافیک می‌باشد. وی متولد مهر ماه 1370 است. رنجبران در کنار فعالیتهای مختلف گرافیکی، سال‌ها به‌صورت حرفه‌ای در زمینهٔ تحقیق و پژوهش هنر تمدن‌های مختلف، به‌ویژه تاریخ هنر ایران، خاورمیانه و جهان، فعالیت داشته است، رنجبران در کارنامه آثار خود تعداد بی شماری از طراحی جلد کتاب و نشریات، و طراحی هویت بصری، طراحی پوسترهای بین المللی، و مسابقات مختلف در داخل و خارج از کشور را ثبت کرده‌است. او همچنین در حوزهٔ ارتباط تصویری، به‌عنوان یکی از چهره‌های شناخته‌شده و تاثیرگذار معرفی می‌شود.رنجبران از سال 1384 به‌صورت رسمی با هماهنگی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی و انجمن هنرهای تجسمی و موسسه توسعه هنری کشور در طراحی گرافیکی از جمله پوستر، نشان و لوگو، تبلیغاتِ محیطی، با تاکید به روش تایپوگرافی، حروف نگاری و استفاده از خطوط اسلامیِ فراموش شده و اقلام سته به ویژه خط کوفی آغاز به فعالیت کرد، آثار ایشان در نمایشگاه‌های مختلف و متعددی به نمایش درآمده و جوایز و تقدیرنامه‌هایی از سوی اساتید برجسته و مقامات کشوری را به همراه داشته‌ است.رنجبران در نمایشگاه‌ها و فستیوال‌های داخلی و خارجی بسیاری شرکت کرده‌است. و توانسته است جوایز و مقامات و تقدیرات بسیاری را از آن خود کند. رنجبران در طول چندین سال فعالیت هنری و پژوهشی، با خلق آثار بدیع توانسته به شیوه‌ای گرافیکی با درون‌مایه‌های ایرانی و اسلامی دست یابد و آن را به دنیا و کشورهای همجوار ایران معرفی کند. جوایز و افتخارات و شرکت در مسابقات ملی و بین‌المللی:رنجبران دارای چندین جایزه ملی و بین المللی و کسب دیپلم افتخار در مسابقات مختلف می‌باشد. که در طول چندین سال فعالیت هنری و تحقیقی و پژوهشی، توانسته است در مسابقات مختلفی حضور و شرکت یابد که این امر موجب تقدیرات متعددی توسط اساتید شاخص و مطرح هنری، از ابوالفضل رنجبران گردد. ایشان طراح چندین پوستر بین المللی می‌باشند. اساتید ابوالفضل رنجبران:رنجبران از محضر اساتید مطرحی همچون: استاد مسعود نجابتی، استاد عبدالرسول یاقوتی، استاد صداقت جباری، استاد سید حسن موسی زاده، استاد ناصر طاووسی، استاد ابوالفضل خزاعی بهرمند شده است. که در بین آثار وی رد پای تاثیر این اساتید به وضوح دیده می‌شود. تاثیر خانوادگی:رنجبران در فضای هنری و ادبی توسط پدر و اقوام مادری خود که از خطاطان زبر دست بوده، پرورش یافته است که این تاثیر موجب پیشرفت چشم گیر ایشان شده است. وی در گفتگوی خود با رسانه های هنری، به این امر که دوران کودکی میتواند تاثیر بسزای در نقش آینده اشخاص ایفا کند، اشاره پر رنگی دارد. رنجبران و جمهوری سِنگال:رنجبران در نمایشگاه آثار قرآنی خود در جمهوری سِنگال، شهر داکار با حضور سفیر محترم جمهوری اسلامی ایران، و نمایندگی جامعه المصطفی العالمیه در سنگال توانست، آثار زیبای حدیثی و قرآنی که با تاکید بر خطوط ششگانه یا اقلام سته و خطوط فراموش شده اسلامی که از آن‌ها به‌عنوان خطوط اصول هم نام برده می‌شود بهره ببرد، وی توانست این خطوط اصلی در خوشنویسی که در تمامی کشورهای اسلامی از جمله ایران، روزی رواج داشته‌اند اما این خطوط به باد فراموشی سپرده شده اند را دوباره زنده کند و مورد استقبال بی نظیر همگان در داخل و خارج از ایران قرار بگیرد. ابوالفضل رنجبران خوشنویس، طراح گرافیک و مدیر هنری معاصر است که آثار قرآنی و حدیثی متعددی خلق کرده است، از جمله تابلوهای قرآنی و حدیثی که در نمایشگاه‌های مختلف از جمله در سنگال به نمایش درآمدند. آثار او که به شیوه‌ای گرافیکی با درون‌مایه‌های ایرانی و اسلامی است و گلچینی از فعالیت‌های هنری و قرآنی‌اش را شامل می‌شود، به ویژه در ماه مبارک رمضان در کشورهای اسلامی مورد توجه قرار گرفته است. رنجبران در طول چندین سال فعالیت هنری و پژوهشی، با خلق آثار بدیع توانسته به شیوه‌ای گرافیکی با درون‌مایه‌های ایرانی و اسلامی دست یابد و آن را به دنیا و کشورهای همسایه ایران معرفی کند. بهرگیری از خطوط فراموش شده اسلامی:نمایشگاه سنگال، در مراسمی با حضور، سفیر جمهوری اسلامی و نمایندگان فرهنگی ایران و دانشگاه جامعه المصطفی العالمیه ویژه سنگال، مجموعه‌ای از آثار قرآنی و حدیثی ابوالفضل رنجبران در داکار، پایتخت سنگال به نمایش درآمد، که مورد استقبال علاقه‌مندان به قرآن کریم قرار گرفت. رنجبران آثار هنری قرآنی و حدیثی خلق کرده است که در قالب تابلوهای خوشنویسی از خطوط رایج در جهان اسلام، من جمله خط کوفی، خط محقق، ریحان، ثلث، رقاع، توقیع، نسخ، نستعلیق، شکسته نستعلیق ارائه شده‌اند. آثار قرآنی ایشان شامل مضامین و حکمت‌های قرآنی است که در قالب طراحی پوستر و تابلوهای هنری به نمایش درآمده‌اند. محتوای آثار او، به ویژه در ایام ماه مبارک رمضان، توجه ویژه‌ای به جنبه‌های قرآنی و معنوی در داخل و خارج از کشور را به همراه داشته است. گستره فرهنگی:نمایش آثار وی در خارج از ایران، مانند کشور سنگال، بخشی از فعالیت‌های فرهنگی هنری برای گسترش فرهنگ قرآنی در سطح بین‌المللی است. ابوالفضل رنجبران آثار قرآنی و حدیثی خود را در ماه مبارک رمضان در شهر داکار، پایتخت جمهوری سنگال به نمایش گذاشته است. این نمایشگاه با حضور سفیر جمهوری اسلامی ایران و نماینده جامعه‌المصطفی العالمیه در سنگال برگزار شده است. وی عضو انجمن هنرهای تجسمی کشور، عضو کانون هنرمندان ایرانی و عضو موسسه توسعه هنرهای تجسمی است. نگاه هنری ابوالفضل رنجبران:خوشنویسی اسلامی، به‌عنوان شریف‌ترین و قدسی‌ترین هنرِ جهان اسلام، بیش از هر هنر تجسمی دیگری با رویکردهای عرفانی و حِکمی همراه بوده و در غالب ویژگی‌های شکلی و محتوایی خود آینه‌دار نمادها و آموزه‌های عرفانی و نفوذ اجتماعی عرفا است؛ نگاه باطنی و قبول تقدّس و معنویت برای حروف و کلمات در این هنر قدسی که بیش از همه متأثر از رویکردهای عرفا به مسئله حروف است، بخش مهمّی از پیوند میان خوشنویسی و عرفان اسلامی را رقم زده است. خوشنویسی وخطاطی یکی از هنرهای اصیل کشور ایران و جهان اسلام است که از گذشته های دور تا به امروز طرفداران بسیار زیادی داشته است. با وجود آن که خوشنویسی تقریبا در تمامی فرهنگ‌ها به چشم می‌خورد و از آن استفاده می‌شود، ولی در مشرق زمین و به ویژه کشورهای اسلامی و ایران یکی از زیباترین هنرهای بصری محسوب می‌شود.در پایان:جا دارد که از دلسوزی، همراهی و توجه اساتید معظم و متعهد و متدین و مجاهد خود در تعلیم و تربیت و انتقال معلومات و تجربیات ارزشمند فرهنگی و هنری، برای کسب علم و هنر و دانش خوشنویسی، گرافیکی و روانشناسی رنگ و نقش، بر خود وظیفه میدانم در کسوت شاگردی از زحمات ارزشمند استاد مسعود نجابتی و عبدالرسول یاقوتی و مقاله ارزشمند دکتر عبدالله محمدی پارسا تقدیر و تشکر نمایم.شاگرد شما، ابوالفضل رنجبران© کلیه حقوق متعلق به صاحب اثر و پرتال فرهنگی راسخون است. استفاده از مطالب و آثار فقط با ذکر منبع بلامانع است.</description>
                <category>تاریخ هنر ایران و جهان</category>
                <author>تاریخ هنر ایران و جهان</author>
                <pubDate>Wed, 05 Feb 2025 09:02:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ابوالفضل رنجبران از حدیث سلسلةالذهب و خوشنویسی می‌گوید:</title>
                <link>https://virgool.io/artday/%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%B6%D9%84-%D8%B1%D9%86%D8%AC%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%AD%D8%AF%DB%8C%D8%AB-%D8%B3%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A9%D8%A7%D9%84%D8%B0%D9%87%D8%A8-%D9%88-%D8%AE%D9%88%D8%B4%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D9%85%DB%8C-%DA%AF%D9%88%DB%8C%D8%AF-t1yg8xvvyttk</link>
                <description>ابوالفضل رنجبراندر خدمت جناب آقای ابوالفضل رنجبران طراح گرافیست و پژوهشگر تاریخ هنر هستیم، و قرار است توسط ایشاندر این مبحث به حدیث سلسلةالذهب و خوشنویسی بپردازیم.جناب آقای رنجبران لطفا مختصری از حدیث سلسلةالذهب و خوشنویسی همراه با ارائه منبع بفرمایید؟حدیث سلسلةالذهب و خوشنویسیحدیث سلسلةالذهب از جمله احادیثی است که کتابت آن بسیار مورد توجه هنرمندان خوشنویسی قرار گرفته و در طول تاریخ، آثار متنوعی با انواع مختلف خط، از آن کتابت شده است.کتابت حدیث سلسلةالذهب در هنر کاشی‌کاری نیز، به‌عنوان یکی از هنرهای تزئینی و معماری ایران، نمود یافته و آثار مختلف از آن در اماکن مقدس نصب می‌گردد.حدیث سلسلةالذهبحدیث سِلسِلَةُ‌الذَّهَب حدیث قدسی منقول از امام رضا(ع) در باب توحید و شروط آن است. امام رضا(ع) این حدیث را هنگام عبور از نیشابور به طرف مرو بیان کرد. راویان این حدیث همگی امامان معصوم‌اند تا به پیامبر(ص) و سرانجام به خداوند می‌رسد. به همین دلیل این حدیث را «سلسلة‌الذهب» به معنای «زنجیرۀ زرّین» توصیف کرده‌اند. طبق برخی گزارش‌ها، هم‌زمان با نقل حدیث، بیش از بیست هزار نفر آن را مکتوب کردند.بر اساس این حدیث، اعتقاد به توحید باعث نجات از آتش جهنم است، ولی امام رضا(ع) خود را شرط این نجات معرفی کرده است. به گفته عالمان شیعه، منظور امام رضا(ع) اعتقاد به امامت است.متن حدیث سلسلةالذهباللَّه جَلَّ جَلَالُهُ یقُولُ: لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ حِصْنِی فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِی أَمِنَ مِنْ عَذَابِی قَالَ فَلَمَّا مَرَّتِ الرَّاحِلَةُ نَادَانَا بِشُرُوطِهَا وَ أَنَا مِنْ شُرُوطِهَا...خداوند جل جلاله می‌فرماید: «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ» دژ من است، پس هرکس که در دژ من درآید از عذابم در امان است. چون مرکب به راه افتاد «امام رضا»(ع) گفت: «البته» با شرایطش و من جزو شرایط آنم. (شیخ صدوق، التوحید، ۱۳۸۹ق، ص۲۵).این روایت را عالمانی همچون شیخ صدوق(وفات ۳۸۱ق) در کتاب‌های «توحید»، «الامالی»، «معانی الأخبار» و «عیون اخبار الرضا(ع)»، نیشابوری (وفات ۵۰۸ق) در «روضة الواعظین و بصیرة المتعظین» و طبری آملی(وفات ۵۳۳ق) در کتاب بشارة المصطفی لشیعة المرتضی با سند و الفاظ مختلف و مضمون واحد نقل کرده‌اند.در کتاب امالی مضمون این روایت را در دو روایت مختلف بدون جزء پایانی آن«بِشُرُوطِهَا وَ أَنَا مِنْ شُرُوطِهَا» نقل کرده است. برخی با توجه به اینکه این روایت از قرن سوم هجری قمری به بعد توسط افراد زیادی نقل شده است و احتمال توافق یا همدستی بر دروغ آن منتفی است، آن را حدیث متواتر دانسته‌اند.بنابر نقل شیخ صدوق در کتاب التوحید از اسحاق بن راهویه، وقتی امام رضا(ع) در سفر به خراسان به نیشابور رسید، پس از آنکه اراده کرد به سوی مأمون کوچ کند، مُحدِّثان جمع شدند، و عرض کردند:‌ای پسر پیغمبر(ص) از شهر ما تشریف می‌برید و برای استفاده ما حدیثی بیان نمی‌فرمایید؟ پس از این تقاضا، حضرت سرش را از کجاوه بیرون آورد و فرمود:«شنیدم از پدرم موسی بن جعفر(ع) که فرمود شنیدم از پدرم جعفر بن محمد(ع) که فرمود شنیدم از پدرم محمد بن علی(ع) که فرمود شنیدم از پدرم علی بن الحسین(ع) که فرمود شنیدم از پدرم حسین بن علی(ع) فرمود شنیدم از پدرم علی بن ابی‌طالب(ع) که فرمود شنیدم از رسول خدا(ص) که فرمود شنیدم از جبرئیل که گفت شنیدم از پروردگار عزّوجلّ فرمود: «کلمه «لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ» دژ و حصار من است. پس هر کس داخل دژ و حصار من شود، از عذاب من ایمن خواهد بود.» پس هنگامی که مَرکب حضرت حرکت کرد با صدای بلند فرمود: «با شروط آن و من خود یکی از آن شروط می‌باشم».حدیث سلسلةالذهب از جمله احادیثی است که کتابت آن بسیار مورد توجه هنرمندان خوشنویسی قرار گرفته و در طول تاریخ، آثار متنوعی با انواع مختلف خط، از آن کتابت شده است.کتابت حدیث سلسلةالذهب در هنر کاشی‌کاری نیز، به‌عنوان یکی از هنرهای تزئینی و معماری ایران، نمود یافته و آثار مختلف از آن در اماکن مقدس نصب می‌گردد.با توجه به اینکه اکثر مخاطبان امام رضا(ع) اهل سنت بودند، حضرت به موضوع امامت اشاره می‌کند و می‌فرماید: «و انا من شروطها».این حدیث معروف به حدیث سلسلة‌الذّهب [یعنی زنجیرۀ زرّین] است. این نامگذاری به این دلیل است که افراد حاضر در سند حدیث، همگی از معصومان هستند؛ یعنی امام رضا(ع) از امام هفتم و او از امام ششم و او از... تا اینکه به امام اول می‌رسد و او از پیامبر(ص) و پیامبر از خدا نقل می‌کند. همچنین این نقل شده که یکی از امیران سامانی، این حدیث را با طلا نوشت و دستور داد آن را با وی در قبر بگذارند. از این‌رو، برخی همین قضیه را وجه نام‌گذاری حدیث به سلسلة‌الذهب دانسته‌اند.شیخ صدوق پس از نقل کلام امام رضا(ع) در کتاب توحید می‌گوید: معنای سخن حضرت این است که از شروط «لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ» اقرار به امامت من است و اینکه من از جانب خداوند امامی هستم که فرمانبری‌ام واجب است.با توجه به اینکه این حدیث به مسأله توحید و ولایت اشاره کرده است برخی معتقدند که هدف اصلی این روایت بیان همین پیوند است؛ چرا که مردم نیشابور، از اهل‌سنت بودند و نگاه آنان به ولایت معصومان، ولایت به معنای فرمانبری (یعنی امامت) نبود. بر این اساس امام رضا(ع) با اشاره به اینکه توحید پناهگاهی قابل اعتماد و اصل دین است، اما مسیر رسیدن به آن، گرفتن حقائق از امام و پیروی از او است.به رابطه میان توحید و ولایت امامان معصوم در دیگر روایات نیز اشاراتی شده است مانند زیارت جامعه کبیره و علامه مجلسی نیز در شرح این فراز از زیارت جامعه کبیره (مَنْ اَرادَ اللهَ بَدَأَ بِکُمْ وَمَنْ وَحَّدَهُ قَبِلَ عَنْکُمْ) احتمالاتی را ذکرکرده مانند این که رسیدن به معارف الهی و مقام رضای او جز با پیروی از امامان معصوم (ع) ممکن نیست، توحید الهی فقط با پذیزش سخن معصومان دست یافتنی است، بدون دریافت علوم از امامان راهی برای رسیدن به توحید وعبادت حقیقی نیست، توحید ودیگر معارف فقط با گفتار امامان و ادله آنان دست یافتنی است، رسیدن به نهایت مراتب توحید تنها در پرتو پیروی از آنان ممکن است، رد کننده سخنان امامان مشرک ست و این که خداشناس حقیقی بی شک پذیرنده تمام سخنان امامان است.به باور مطهری متفکر معاصر توحید در کلام امام رضا(ع) به این جهت حصن و باروی الهی دانسته شده است که توحیداساس و ریشه است و همانند الف است که به دنبالش همه چیز هست. برخی از محققان نیز حدیث سلسلة الذهب را بیانگر فلسفه سیاسی تشیع و عرفان رضوی و اختصاص داشتن ولایت سیاسی، علمی و معنوی به امامان معصوم(ع) دانسته‌اند.منابع اهل‌ سنت حدیث سلسلةالذهبمنابع اهل سنت نیز این حدیث را گزارش کرده‌اند. در کتاب‌های حدیثی اهل سنت چندین قول در مورد تعداد افرادی که جریان این حدیث را گزارش کرده‌اند وجود دارد برخی تعداد این افراد را ده هزار نفر برخی بیست هزار نفر و برخی دیگر تعداد این افراد را سی هزار نفر[۱۹] گزارش کرده‌اند که برخی قول بیست هزار نفر را مشهور می‌دانند. اما افراد معدودی همچون قندوزی در ینابیع الموده به جمله پایانی روایت « وانا من شروطها» اشاره کرده‌اند. از احمد بن حنبل و اباصلت هروی نقل شده است که اگر این اسناد بر دیوانه‌ای خوانده شود هر آینه عاقل می‌شود یا شفا می‌یابد.در کنار روایت سلسله الذهب معروف میان اهل سنت و شیعه روایتی شبیه آن نیز نقل شده است که البته مضمون متفاوتی دارد. شباهت این دو روایت این است که هر دو حدیث قدسی هستند یعنی محتوا و مفهوم آنها از طرف خداوند به قلب حضرت رسول(ص) القا شده‌اند و در سند هر دو روایت ائمه معصومین قرار دارند.شباهت دیگر این دو روایت این است که هر دو از امام رضا(ع) نقل شده‌اند. اما مهم‌ترین تفاوت آنها این است که در این روایت با صراحت به ولایت علی ابن ابیطالب اشاره شده است. شیخ صدوق در کتاب امالی و عیون اخبار الرضا(ع)، شعیری (قرن ششم) در کتاب جامع الأخبار و حسکانی (وفات ۴۹۰ق) از عالمان اهل سنت در کتاب شواهد التنزیل این روایت را نقل کرده‌اند و محدثان بعد از آنها مکررا این روایت را در کتب خویش آورده‌اند.حدیث سلسلةالذهب از جمله احادیثی است که کتابت آن بسیار مورد توجه هنرمندان خوشنویسی قرار گرفته و در طول تاریخ، آثار متنوعی با انواع مختلف خط، از آن کتابت شده است.کتابت حدیث سلسلةالذهب در هنر کاشی‌کاری نیز، به‌عنوان یکی از هنرهای تزئینی و معماری ایران، نمود یافته و آثار مختلف از آن در اماکن مقدس نصب می‌گردد.نکته قابل توجه این که در نقل شیخ صدوق در امالی سند حدیث که به پیامبر رسیده حضرت افزوده که او حدیث ولایت علی(ع) را از جبرئیل و او از میکائیل و او از اسرافیل شنیده واسرافیل از لوح و لوح از قلم و قلم از خداوند متعال نقل کرده است که ولایت علی بن ابی طالب دژ و حصار اوست وهر کس داخلش شود از آتش او در امان است. برخی گفته‌اند که نیکوست این روایت را که شامل اسامی معصومان(ع) است را بر کفن بنویسند.منابع«امام رضا (ع) با سلسله الذهب به کلیت حدیث اهل بیت (ع) اعتبار بخشیدند»، قدس، تاریخ درج مطلب: ۱۲ شهریور ۱۳۹۳ش، تاریخ بازدید: ۱۴ مهر ۱۴۰۳ش.شیخ صدوق، محمد بن علی، التوحید، تحقیق: هاشم حسینی، قم، جامعه مدرسین، ۱۳۸۹ق.شیخ صدوق، محمد بن علی، امالی، تهران، کتابچی، ۱۳۷۶ش.شیخ صدوق، محمد بن علی، ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ترجمه علی‌اکبر غفاری، تهران، صدوق.شیخ صدوق، محمد بن علی، عیون أخبار الرضا(ع)، تحقیق: مهدی لاجوردی، تهران، نشر جهان، ۱۳۷۸ق.شیخ صدوق، محمد بن علی، معانی الاخبار، تحقیق: علی‌اکبر غفاری، قم، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ۱۴۰۳ق.ابن‌حجر هیثمی، احمد بن محمّد، الصواعق المحرقة، بیروت، مؤسسة الرسالة، ۱۴۱۷ق.ابن‌صبّاغ مالکی، الفصول المهمّة فی معرفة أحوال الأئمّة، بیروت،‌ دار الاضواء، ۱۴۰۹قحبیبی‌تبار، حسین، محمدمحسن مروجی طبسی، «توحید و امامت در حدیث سلسلة الذهب»، فصلنامه کلام اسلامی، شماره ۸۵، بهار ۱۳۹۲ش.حسکانی، عبیدالله بن عبدالله، شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، تحقیق محمدباقر محمودی، تهران، التابعة لوزارة الثقافة و الإرشاد الإسلامی، مجمع إحیاء الثقافة الإسلامیة، ۱۴۱۱ق.خنجی اصفهانی، ابن‌روزبهان، مهمان‌نامه بخارا، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب.خنجی اصفهانی، ابن‌روزبهان، وسیلة الخادم إلی المخدوم، قم، انتشارات انصاریان، ۱۳۷۵ش.ابن‌جوزی، یوسف بن قزاوغلی، تذکرة الخواص من الأمّة بذکر خصائص الأئمة(ع)، بیروت، مؤسسة اهل البیت، ۱۴۱۷ق.سمهودی، علی بن عبداللّه، جواهر العقدین فی فضل الشرفین، بغداد، وزارة الاوقاف، ۱۴۰۷ق.شعیری، محمد بن محمد، جامع الأخبار(للشعیری)، نجف، مطبعة حیدریة.طبری آملی، محمد بن علی، بشارة المصطفی لشیعة المرتضی، نجف، المکتبة الحیدریة، ۱۳۸۳ق.طوسی، محمد بن حسن، امالی، تحقیق: مؤسسة البعثة، قم،‌ دار الثقافة، ۱۴۱۴ق.فتال نیشابوری، محمد بن احمد، روضة الواعظین و بصیرة المتعظین، قم، انتشارات رضی، ۱۳۷۵ش.قندوزی حنقی، سلیمان بن إبراهیم، ینابیع المودّة،‌ قم، دار العراقیة الکاظمیة، و انتشارات محمّدی، چاپ هشتم، ۱۳۸۵ق.علامه مجلسی، محمدباقر، شرح الزیارة الجامعة الکبیرة، موسسه رافد، چاپ اول، بی‌تا.مدیرشانه‌چی، کاظم، علم الحدیث و درایه الحدیث، قم، انتشارات اسلامی، ۱۳۷۵ش.هاشمی شاهرودی، محمود، فرهنگ فقه فارسی، قم، مؤسّسه دائرة المعارف فقه اسلامی ۱۳۸۵ش.یزدی، محمدکاظم، العروة الوثقی، تحقیق: موسسه نشر اسلامی، چاپ اول، ۱۴۱۷ق.امام رضا(ع) با حدیث سلسلة الذهب فلسفه سیاسی تشیع را تبیین کرد، خبرگزاری مهر، تاریخ درج مطلب: ۳ مرداد ۱۳۹۷ش.ابوالفضل رنجبران یک محقق و ‍‍ پژوهشگر تاریخ هنر ایران و جهان، طراح و گرافیست است که در زمینه تاریخ هنر ایران و جهان و به ویژه خطوط جهان اسلام و ایران فعالیت می‌کند. او عضو انجمن هنرهای تجسمی کشور و کانون هنرمندان ایرانی است و در چندین مسابقه ملی و بین‌المللی موفق به کسب مقام شده است.وی همچنین به عنوان پژوهشگر تاریخ هنر ایران و جهان و مدرس هنر و مباحث زیباشناسی در حیطه گرافیک شناخته می‌شود و در معرفی خط در گرافیگ فعالیت داشته است. به طور خلاصه، ابوالفضل رنجبران یک هنرمند چندوجهی است که در زمینه طراحی، گرافیک و تاریخ هنر جهان و اسلام و تدریس مباحث هنری فعالیت می‌کند و به ویژه در زمینه خطوط کهن و تاریخی شناخته شده است. اطلاعات بیشتر در مورد ابوالفضل رنجبران:تحصیلات: فارغ‌التحصیل رشته گرافیک. عضویت‌ها:عضو انجمن هنرهای تجسمی کشور. عضو کانون هنرمندان ایرانی. عضو موسسه توسعه هنرهای تجسمی کشور. عضو کانون حمایت از هنرمندان کشور. زمینه‌های فعالیت:طراحی و گرافیک. پژوهش در تاریخ هنر (به ویژه خطوط کهن و تاریخی و اقلام سته و ششگانه). افتخارات: کسب مقام در مسابقات ملی و بین‌المللی. لذا ابوالفضل رنجبران طراح گرافیک، محقق و پژوهشگر تاریخ هنرایران و جهان، مدیر هنری، تایپوگرافیست، از هنرمندان برجستهٔ معاصرایرانی در حوزهٔ هنرهای تجسمی است. او فارغ‌التحصیل رشته گرافیک می‌باشد. وی متولد مهر ماه 1370 است. رنجبران در کنار فعالیتهای مختلف گرافیکی، سال‌ها به‌صورت حرفه‌ای در زمینهٔ تحقیق و پژوهش هنر تمدن‌های مختلف، به‌ویژه تاریخ هنر ایران، خاورمیانه و جهان، فعالیت داشته است، رنجبران در کارنامه آثار خود تعداد بی شماری از طراحی جلد کتاب و نشریات، و طراحی هویت بصری، طراحی پوسترهای بین المللی، و مسابقات مختلف در داخل و خارج از کشور را ثبت کرده‌است. او همچنین در حوزهٔ ارتباط تصویری، به‌عنوان یکی از چهره‌های شناخته‌شده و تاثیرگذار معرفی می‌شود.رنجبران از سال 1384 به‌صورت رسمی با هماهنگی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی و انجمن هنرهای تجسمی و موسسه توسعه هنری کشور در طراحی گرافیکی از جمله پوستر، نشان و لوگو، تبلیغاتِ محیطی، با تاکید به روش تایپوگرافی، حروف نگاری و استفاده از خطوط اسلامیِ فراموش شده و اقلام سته به ویژه خط کوفی آغاز به فعالیت کرد، آثار ایشان در نمایشگاه‌های مختلف و متعددی به نمایش درآمده و جوایز و تقدیرنامه‌هایی از سوی اساتید برجسته و مقامات کشوری را به همراه داشته‌ است.رنجبران در نمایشگاه‌ها و فستیوال‌های داخلی و خارجی بسیاری شرکت کرده‌است. و توانسته است جوایز و مقامات و تقدیرات بسیاری را از آن خود کند. رنجبران در طول چندین سال فعالیت هنری و پژوهشی، با خلق آثار بدیع توانسته به شیوه‌ای گرافیکی با درون‌مایه‌های ایرانی و اسلامی دست یابد و آن را به دنیا و کشورهای همجوار ایران معرفی کند. جوایز و افتخارات و شرکت در مسابقات ملی و بین‌المللی:رنجبران دارای چندین جایزه ملی و بین المللی و کسب دیپلم افتخار در مسابقات مختلف می‌باشد. که در طول چندین سال فعالیت هنری و تحقیقی و پژوهشی، توانسته است در مسابقات مختلفی حضور و شرکت یابد که این امر موجب تقدیرات متعددی توسط اساتید شاخص و مطرح هنری، از ابوالفضل رنجبران گردد. ایشان طراح چندین پوستر بین المللی می‌باشند. اساتید ابوالفضل رنجبران:رنجبران از محضر اساتید مطرحی همچون: استاد مسعود نجابتی، استاد عبدالرسول یاقوتی، استاد صداقت جباری، استاد سید حسن موسی زاده، استاد ناصر طاووسی، استاد ابوالفضل خزاعی بهرمند شده است. که در بین آثار وی رد پای تاثیر این اساتید به وضوح دیده می‌شود. تاثیر خانوادگی:رنجبران در فضای هنری و ادبی توسط پدر و اقوام مادری خود که از خطاطان زبر دست بوده، پرورش یافته است که این تاثیر موجب پیشرفت چشم گیر ایشان شده است. وی در گفتگوی خود با رسانه های هنری، به این امر که دوران کودکی میتواند تاثیر بسزای در نقش آینده اشخاص ایفا کند، اشاره پر رنگی دارد. رنجبران و جمهوری سِنگال:رنجبران در نمایشگاه آثار قرآنی خود در جمهوری سِنگال، شهر داکار با حضور سفیر محترم جمهوری اسلامی ایران، و نمایندگی جامعه المصطفی العالمیه در سنگال توانست، آثار زیبای حدیثی و قرآنی که با تاکید بر خطوط ششگانه یا اقلام سته و خطوط فراموش شده اسلامی که از آن‌ها به‌عنوان خطوط اصول هم نام برده می‌شود بهره ببرد، وی توانست این خطوط اصلی در خوشنویسی که در تمامی کشورهای اسلامی از جمله ایران، روزی رواج داشته‌اند اما این خطوط به باد فراموشی سپرده شده اند را دوباره زنده کند و مورد استقبال بی نظیر همگان در داخل و خارج از ایران قرار بگیرد. ابوالفضل رنجبران خوشنویس، طراح گرافیک و مدیر هنری معاصر است که آثار قرآنی و حدیثی متعددی خلق کرده است، از جمله تابلوهای قرآنی و حدیثی که در نمایشگاه‌های مختلف از جمله در سنگال به نمایش درآمدند. آثار او که به شیوه‌ای گرافیکی با درون‌مایه‌های ایرانی و اسلامی است و گلچینی از فعالیت‌های هنری و قرآنی‌اش را شامل می‌شود، به ویژه در ماه مبارک رمضان در کشورهای اسلامی مورد توجه قرار گرفته است. رنجبران در طول چندین سال فعالیت هنری و پژوهشی، با خلق آثار بدیع توانسته به شیوه‌ای گرافیکی با درون‌مایه‌های ایرانی و اسلامی دست یابد و آن را به دنیا و کشورهای همسایه ایران معرفی کند. بهرگیری از خطوط فراموش شده اسلامی:نمایشگاه سنگال، در مراسمی با حضور، سفیر جمهوری اسلامی و نمایندگان فرهنگی ایران و دانشگاه جامعه المصطفی العالمیه ویژه سنگال، مجموعه‌ای از آثار قرآنی و حدیثی ابوالفضل رنجبران در داکار، پایتخت سنگال به نمایش درآمد، که مورد استقبال علاقه‌مندان به قرآن کریم قرار گرفت. رنجبران آثار هنری قرآنی و حدیثی خلق کرده است که در قالب تابلوهای خوشنویسی از خطوط رایج در جهان اسلام، من جمله خط کوفی، خط محقق، ریحان، ثلث، رقاع، توقیع، نسخ، نستعلیق، شکسته نستعلیق ارائه شده‌اند. آثار قرآنی ایشان شامل مضامین و حکمت‌های قرآنی است که در قالب طراحی پوستر و تابلوهای هنری به نمایش درآمده‌اند. محتوای آثار او، به ویژه در ایام ماه مبارک رمضان، توجه ویژه‌ای به جنبه‌های قرآنی و معنوی در داخل و خارج از کشور را به همراه داشته است. گستره فرهنگی:نمایش آثار وی در خارج از ایران، مانند کشور سنگال، بخشی از فعالیت‌های فرهنگی هنری برای گسترش فرهنگ قرآنی در سطح بین‌المللی است. ابوالفضل رنجبران آثار قرآنی و حدیثی خود را در ماه مبارک رمضان در شهر داکار، پایتخت جمهوری سنگال به نمایش گذاشته است. این نمایشگاه با حضور سفیر جمهوری اسلامی ایران و نماینده جامعه‌المصطفی العالمیه در سنگال برگزار شده است. وی عضو انجمن هنرهای تجسمی کشور، عضو کانون هنرمندان ایرانی و عضو موسسه توسعه هنرهای تجسمی است. نگاه هنری ابوالفضل رنجبران:خوشنویسی اسلامی، به‌عنوان شریف‌ترین و قدسی‌ترین هنرِ جهان اسلام، بیش از هر هنر تجسمی دیگری با رویکردهای عرفانی و حِکمی همراه بوده و در غالب ویژگی‌های شکلی و محتوایی خود آینه‌دار نمادها و آموزه‌های عرفانی و نفوذ اجتماعی عرفا است؛ نگاه باطنی و قبول تقدّس و معنویت برای حروف و کلمات در این هنر قدسی که بیش از همه متأثر از رویکردهای عرفا به مسئله حروف است، بخش مهمّی از پیوند میان خوشنویسی و عرفان اسلامی را رقم زده است. خوشنویسی وخطاطی یکی از هنرهای اصیل کشور ایران و جهان اسلام است که از گذشته های دور تا به امروز طرفداران بسیار زیادی داشته است. با وجود آن که خوشنویسی تقریبا در تمامی فرهنگ‌ها به چشم می‌خورد و از آن استفاده می‌شود، ولی در مشرق زمین و به ویژه کشورهای اسلامی و ایران یکی از زیباترین هنرهای بصری محسوب می‌شود.در پایان:جا دارد که از دلسوزی، همراهی و توجه اساتید معظم و متعهد و متدین و مجاهد خود در تعلیم و تربیت و انتقال معلومات و تجربیات ارزشمند فرهنگی و هنری، برای کسب علم و هنر و دانش خوشنویسی و گرافیکی، بر خود وظیفه میدانم در کسوت شاگردی از زحمات ارزشمند استاد مسعود نجابتی و عبدالرسول یاقوتی تقدیر و تشکر نمایم.شاگرد شما، ابوالفضل رنجبران© کلیه حقوق متعلق به صاحب اثر و پرتال فرهنگی راسخون است. استفاده از مطالب و آثار فقط با ذکر منبع بلامانع است.</description>
                <category>تاریخ هنر ایران و جهان</category>
                <author>تاریخ هنر ایران و جهان</author>
                <pubDate>Wed, 05 Feb 2025 08:29:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ابوالفضل رنجبران از آثار خوشنویسی در تخت فولاد اصفهان می‌گوید:</title>
                <link>https://virgool.io/artday/%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%B6%D9%84-%D8%B1%D9%86%D8%AC%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%AE%D9%88%D8%B4%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%AE%D8%AA-%D9%81%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86-%D9%85%DB%8C-%DA%AF%D9%88%DB%8C%D8%AF-rf2iami9qi0k</link>
                <description>ابوالفضل رنجبراندر خدمت جناب آقای ابوالفضل رنجبران طراح گرافیست و پژوهشگر تاریخ هنر هستیم، و قرار است توسط ایشاندر این مبحث به آثار خوشنویسی در تخت فولاد اصفهان  بپردازیم.جناب آقای رنجبران لطفا مختصری از آثار خوشنویسی در تخت فولاد اصفهان همراه با ارائه منبع بفرمایید؟قبرستان تخت فولادقبرستان تخت فولاد یا مزار بابا رکن‌الدین قبرستانی قدیمی با مساحت تقریبی ۷۵ هکتار در حاشیه جنوبی رودخانه زاینده‌رود اصفهان و در انتهای یکی از محورهای تاریخی شمالی ـ جنوبی شهر واقع شده است.تخت فولاد به‌دلیل وسعت، کثرت مشاهیر مدفون در آن و وجود ابنیه ارزشمند تاریخی یکی از مهم‌ترین محوطه‌های تاریخی و فرهنگی ایران محسوب می‌شود.در این قبرستان لسان الارض یا یوشع نبی، بهاءالدین محمد اصفهانی (فاضل هندی)، سید محمدباقر درچه‌ای، حاج آقا رحیم ارباب، جهانگیرخان قشقایی، ملا اسماعیل خواجویی، استاد جلال تاج اصفهانی، سید ابوالحسن شمس‌آبادی، بانو امین، عطاء‌الله اشرفی اصفهانی و دانشمندان، زاهدان و عارفان بسیاری آرمیده‌اند.آثار هنری در تخت فولاد اصفهانتخت فولاد گنجینه‌ای است از آثار مختلف هنری، از جمله معماری، گچ‌بری، کاشی‌کاری، خوش‌نویسی، حَجّاری، شعر و مادّه تاریخ، نگارگری، طراحی و نقاشی از دوره‌های مختلف در اصفهان.تخت فولاد در خوش‌نویسی:سنگ مزار واله، شاعر و خطاط، به خط تعلیق خودش، سنگ نوشته قبر مادر شاهزاده به خط محمدباقر اصفهانی (سمسوری)، کتیبه خط میرعماد حسنی در تکیه میرفندرسکی، سنگنوشته مادّه تاریخ مسجد مصلاّ به خط میرزاعبدالرحیم افسر، کتیبه سردرِ تکیه حاج محمدجعفر آباده‌ای به خط میرزافتح اللّه خان جلالی، و کتیبه‌های بقاع و تکایای بابا رکن الدین، میرزا رفیعا، شهشهانی و مسجد رکن الملک را می‌توان نام برد.در رشته معماری و کاشی‌کاری:بقعه آقا حسین خوانساری، آرامگاه محمدکاظم واله، آرامگاه میرزا رفیعای نائینی، مسجد و مدرسه رُکن الملک و تکایای حاج محمدجعفر آباده‌ای، بابا رکن الدین، میرفندرسکی در خور ذکر است. در خوش‌نویسی: سنگ مزار واله، شاعر و خطاط، به خط تعلیق خودش، سنگ نوشته قبر مادر شاهزاده به خط محمدباقر اصفهانی (سمسوری)، کتیبه خط میرعماد حسنی در تکیه میرفندرسکی، سنگنوشته مادّه تاریخ مسجد مصلاّ به خط میرزاعبدالرحیم افسر، کتیبه سردرِ تکیه حاج محمدجعفر آباده‌ای به خط میرزافتح اللّه خان جلالی، و کتیبه‌های بقاع و تکایای بابا رکن الدین، میرزا رفیعا، شهشهانی و مسجد رکن الملک را می‌توان نام برد.تخت فولاد در شعر:اشعار شعرایی نظیر واله، محمدطلعت اصفهانی، سلیمان خان شیرازی (رکن الملک)، طغرل، مانی، ملامحمدحسین ضیاء اصفهانی از جمله آثار هنری موجود در تخت فولاد است.آثار نقاشی: از جمله آثار نقاشی قدیمی در این گورستان؛ تصویری از شیخ بهایی و میرفندرسکی اثر سیدحسین، در حجره آرامگاه سران بختیاری و دو تصویر از رکن الملک بر کاشی مجاور آرامگاه وی در مسجد رکن الملک است.تخت فولاد در سنگ‌تراشی:از نمونه‌های کم نظیر هنر سنگ تراشی در تخت فولاد؛ سنگ قبر آقامحمد بیدآبادی از استاد محمدعلی و سنگ قبر محمدتقی رازی اصفهانی، صاحب هدایة المسترشدین، از استاد محمدرضا، پسر استاد محمدعلی و سنگ قبر حسینقلی خان ایلخان بختیاری در تکیه میر و کتیبه حجاری شده سردرِ مسجد مصلاّی تخت فولاد است.مقصوره کوچک مسجد مصلاّ که متعلق به دوره آق قویونلو و شاید یکی دو قرن قبل از آن بوده، متأسفانه در نوسازی اخیر مسجد تخریب شده است.تخت فولاد در سایر هنرها:نگارگری، طراحی و نقش اندازی قبور بزرگان و دیگر قبور گورستان، که برخی نشان‌دهنده شغلِ مُتَوفی(درگذشته) است ـ و نیز خطوط نوشته شده بر صدها سنگِ قبر، از آثار ارزشمند این گورستان در دوره‌های مختلف است.علت نام‌گذاری به دو ناماین قبرستان به دو نام شهرت یافته است: تخت فولاد و  مزار بابا رکن الدینتخت فولاد اصفهاندر سبب نام‌گذاری این گورستان به تخت فولاد، روایت‌‎های گوناگونی هست که برای برخی از آن‌ها سند استواری در دست نیست از جمله آن‌که امام حسن(ع) تختی از فولاد برای بی‌اثر کردن جادوی یهودیان در آن ساخت، این سخن مورد مناقشه قرار گرفته است؛نظر دیگر آن‌که در اوایل قرن پنجم، در ری پسر پولاد، از اتباع بُوَیهیان (آل بویه)، یاغی شد و تولیت اصفهان را به او دادند و تخت فولاد منسوب به پدر اوست که تخته سنگی ساخته بود و بر روی آن می‌نشست.محل این سنگ و قبر فولاد در غرب غسال‌خانه‌ای قرار داشت که در ۱۳۶۶ش به منظور ایجاد میدان میوه ویران شد. به گفته جمشید مظاهری، تخته سنگ مذکور منسوب به استاد فولادِ حلوایی است که سنگ گور وی با تاریخ محرّم ۹۵۹ هم اکنون در حیاط مرکز تلفن تخت فولاد واقع است. استاد فولاد ظاهراً از جوانمردان روزگار خود بوده است و مردم او را از اولیا می‌دانند و از کرامات او حکایت می‌کنند.مزار بابا رکن الدین اصفهانوجه نامگذاری تخت فولاد به مزار بابا رکن الدین، وجود مدفن این عارف و صوفی سده هشتم در غرب این گورستان است.مدفونان در تخت فولادلسان الارض یا یوشع نبی: اگرچه آغاز تاریخ تخت فولاد را دوره اولجایتو دانسته‌اند، شهرت وجود مقبره‌ای به نام لسان الارض در شمال شرقی آن، تاریخش را به گذشته‌های بسیار دور پیوند می‌زند. لسان الارض را متعلق به یوشع، از پیامبران بنی اسرائیل، دانسته‌اند. و از قدیم مردم در شبهای جمعه برای عبادت و دعا در آنجا گرد می‌آمده‌اند.برخی، تاریخ بنای مقبره لسان الارض را به دوره دیالمه بازمی‌گردانند. این ناحیه در روزگار دیلمیان و آل زیار محل رخدادهای مهمی بوده است، از جمله آتش بازی معروف مرداویچ، پسر زیار، در جشن سده ۳۲۳ که به کشته شدن وی انجامید.عارفان و زاهدان سده‌های پنجم تا نهم، در این ناحیه زوایا و عبادتگاه‌هایی ساخته بودند.چنانکه کمال الدین اسماعیل اصفهانی (متوفی ۶۳۵)، شاعر معروف، در یکی از همین تکایای تخت فولاد به دست مغولان کشته شد.در سده‌های هفتم و هشتم شماری از عرفای بزرگ، که در آن عصر معمولاً به «بابا» یا «عمو» شهرت داشتند ـ در تخت فولاد ساکن شدند که مشهورترین آنان بابا رکن الدین بود. در مجاورت قبر بابا رکن الدین اتاق‌هایی متصل به هم وجود داشته است که در یکی از آنها، معروف به چِلّه خانه، سابقاً مرتاضان چله نشینی می‌کرده‌اند.بزرگان و اندیشمنداندر تخت فولاد برای برخی از بزرگان و اندیشمندان، بقعه و بنای یادبود احداث کرده‌اند، از جمله: بنای یادبود محمد بن حسن اصفهانی، فاضل هندی، سید محمدباقر درچه‌ای، حاج آقا رحیم ارباب، حکیم جهانگیرخان قشقایی، ملا اسماعیل خواجویی، جلال تاج اصفهانی، حسن کسایی سید ابوالحسن شمس‌آبادی، بانو نصرت الحاجیه امین و ابوالمعالی کلباسی.تاریخچهدر دوره الجایتو: تخت فولاد از دوره اولجایتو (۷۰۳ـ۷۱۶) گورستان بوده است. و تا اواخر دوره صفوی، مزار بابا رکن الدین نیز خوانده می‌شد.تخت فولاد در دوره صفویهتخت فولاد در زمان صفویه از قبرستان‌های دوازده‌گانه اصفهان بود و در آن چهارصد تکیه و بقعه ساخته شده بود، که از آن جمله است : تکیه بابا رکن الدین، تکیه میرفندرسکی، تکیه میرزا رفیعا و تکیه خاتون آبادی.در همین دوره خیابانی به موازات چهارباغ بالا (چهارباغ علیای عباسی) به سوی شیراز احداث شد که از بین تکایای تخت فولاد می‌گذشت.چهارباغِ اطرافِ این خیابان و آبشارها و حوض‌های جلو آن به همراه بسیاری از آثار صفوی در این منطقه در فتنه افغان و نیز در اوایل سلطنت مظفرالدین شاه قاجار (۱۳۱۳ـ۱۳۲۴) یکسره ویران شد.تخت فولاد در دوره قاجاردر زمان قاجار، محمد حسین خان امین الدوله از جنوب پل خواجو تا دروازه تخت فولاد خیابانی ساخت که به «چهارباغ امین آباد» معروف شد.  امروزه این خیابان به نام «فیض» نامیده می‌شود.در ۱۲۹۴ تخت فولاد یکی از دو گورستان شهر اصفهان با محیطی تقریباً بیش از ربع فرسنگ بود.تخت فولاد در دوره پهلویقبرستان تخت فولاد ۱۳۰۰ تا ۱۳۰۸ش. آبادی مختصری داشت و باغ سعادت آباد حد شمالی آن را تشکیل می‌داد. قبرستانی وسیع و تکیه میرفندرسکی و بقعه لسان الارض در شمال شرقی و مسجد مصلاّ در غرب آن قرار داشت. مصلاّی تخت فولاد که بعد از ۱۳۰۰ هجری شمسی ساخته شده است، حدود بیست جریب مساحت دارد.در ۱۳۱۸ در طرف غرب دروازه تخت فولاد ـ که قبلا محل عبور کاروان فارس بود ـ مسجد و مدرسه رکن الملک ساخته شده است.از حدود ۱۳۳۵ تا ۱۳۵۰ش بخش‌های بیشتری از شهر به سوی منطقۀ تخت فولاد توسعه یافت. در نیم قرن اخیر در این منطقه تحولاتی روی داده است که از مهم‌ترین آنهاست: تغییر بافت معماری و شهرسازی؛ در محدوده شهری قرارگرفتن تخت فولاد، به ویژه سکونت جمع کثیری از حاشیه نشینان شهر در جوار مقابر و تکایای آن؛ ایجاد بناها و بقاع جدید در آنجا.در طی سال‌ها، تعداد زیادی از تکیه‌ها و قبرهای تخت فولاد تخریب شده است، از جمله تکیه نواب، قبر فاضل اردستانی از علمای عهد صفوی، قبر ضیاء شاعر و خطاط، قبر دامی شاعر، سردابِ اعقاب میرمحمدصادق موسوی خواجویی در جنوب تکیه خاتون آبادی‌ها و قبر ملا عبدالقادر عاشق آبادی، عارف مشهور اواخر عهد صفوی. اراضی این مکان‌ها یا به خانه و مغازه تبدیل شده یا به سبب تعریض خیابان و تسطیح جاده از میان رفته است.انتقال آثار مقبره ملامحمد صادق پلوی اردستانی از کنار پل خواجو به تکیه کازرونی و ساختن مرکز مخابرات روبروی تکیه آغاباشی در چند سال گذشته از مهم‌ترین تغییرات در این گورستان است.تخت فولاد در عصر حاضرتخت فولاد از زمان متروک شدن گورستان‌های داخل شهر تا ۱۳۶۳ش ـ که گورستان شهر در باغ رضوان ایجاد شد ـ تنها گورستان اصفهان بود. اما امروزه فقط شهدا را در آن به خاک می‌سپارند.موقعیت جغرافیاییتخت فولادِ کنونی از جنوب به خیابان‌های سعادت‌آباد و خیابان سجاد، از غرب به خیابان جهانگیرخان قشقایی، از شمال به کوچه تکیه میر و کوچه شهید مصطفی کیانی و از شرق و جنوب شرقی به بخش دیگری از خیابان سجاد محدود است و برخی تکیه‌ها و مقابر از این محدوده بیرون‌اند.بین تکایا و مقابر محدوده تخت فولاد، منازل مسکونی متعددی به صورت حاشیه‌نشین وجود دارد. در سال‌های اخیر نمازهای اعیاد، به امامت آیت‌الله شیخ عباسعلی ادیب(درگذشت:۱۳۷۱ش)، در مکان مُصلاّی این منطقه اقامه شده است.پیشینه معنوی، رخدادهای عبادی و آیینی، وجود مساجد و زیارتگاه‌ها و مصلاّی وسیعِ در حال ساخت با بنایی بسیار عظیم و معماری ویژه و مأذنه‌های بسیار بلند، گواه توجه خاص به منطقه در دوران کنونی است.آثار هنری در تخت فولادتخت فولاد گنجینه‌ای است از آثار مختلف هنری، از جمله معماری، گچ‌بری، کاشی‌کاری، خوش‌نویسی، حَجّاری، شعر و مادّه تاریخ، نگارگری، طراحی و نقاشی از دوره‌های مختلف در اصفهان. در رشته معماری و کاشی‌کاری: بقعه آقا حسین خوانساری، آرامگاه محمدکاظم واله، آرامگاه میرزا رفیعای نائینی، مسجد و مدرسه رُکن الملک و تکایای حاج محمدجعفر آباده‌ای، بابا رکن الدین، میرفندرسکی در خور ذکر است.در خوش‌نویسی: سنگ مزار واله، شاعر و خطاط، به خط تعلیق خودش، سنگ نوشته قبر مادر شاهزاده به خط محمدباقر اصفهانی (سمسوری)، کتیبه خط میرعماد حسنی در تکیه میرفندرسکی، سنگنوشته مادّه تاریخ مسجد مصلاّ به خط میرزاعبدالرحیم افسر، کتیبه سردرِ تکیه حاج محمدجعفر آباده‌ای به خط میرزافتح اللّه خان جلالی، و کتیبه‌های بقاع و تکایای بابا رکن الدین، میرزا رفیعا، شهشهانی و مسجد رکن الملک را می‌توان نام برد.در شعر: اشعار شعرایی نظیر واله، محمدطلعت اصفهانی، سلیمان خان شیرازی (رکن الملک)، طغرل، مانی، ملامحمدحسین ضیاء اصفهانی از جمله آثار هنری موجود در تخت فولاد است.آثار نقاشی: از جمله آثار نقاشی قدیمی در این گورستان؛ تصویری از شیخ بهایی و میرفندرسکی اثر سیدحسین، در حجره آرامگاه سران بختیاری و دو تصویر از رکن الملک بر کاشی مجاور آرامگاه وی در مسجد رکن الملک است. سنگ‌تراشی: از نمونه‌های کم نظیر هنر سنگ تراشی در تخت فولاد؛ سنگ قبر آقامحمد بیدآبادی از استاد محمدعلی و سنگ قبر محمدتقی رازی اصفهانی، صاحب هدایة المسترشدین، از استاد محمدرضا، پسر استاد محمدعلی و سنگ قبر حسینقلی خان ایلخان بختیاری در تکیه میر و کتیبه حجاری شده سردرِ مسجد مصلاّی تخت فولاد است.مقصوره کوچک مسجد مصلاّ که متعلق به دوره آق قویونلو و شاید یکی دو قرن قبل از آن بوده، متأسفانه در نوسازی اخیر مسجد تخریب شده است.سایر هنرها: نگارگری، طراحی و نقش اندازی قبور بزرگان و دیگر قبور گورستان ـ که برخی نشان‌دهنده شغلِ مُتَوفی(درگذشته) است ـ و نیز خطوط نوشته شده بر صدها سنگِ قبر، از آثار ارزشمند این گورستان در دوره‌های مختلف است.تک نگاری‌هاسیری در تاریخ تخت فولاد اصفهان(لسان الارض یا تاریخ تخت فولاد)، نوشته سید مصلح الدین مهدوی، نشر انجمن کتابخانه‌های عمومی اصفهان، نویسنده به معرفی مدفونان در این قبرستان پرداخته و پس از قبرستان‌هایی چون وادی السلام و شیخان قم تخت فولاد را شریفترین، ارجمندترین و متبرکترین گورستان‌های ایران و بلکه همه شهرهای شیعه نشین برشمرده است. نویسنده در پایان ۹۴ کتاب را به عنوان منابع برای تألیف اثرش معرفی کرده است. تذکرة القبور، نوشته مولى عبد الکریم بن المولى مهدی الجزی الأصفهانی (درگذشت:۱۳۴۱ق.)منابعابوالقاسم رفیعی مهرآبادی، آثار ملی اصفهان، تهران، ۱۳۵۲ ش.انگلبرت کمپفر، سفرنامة کمپفر، ترجمه کیکاووس جهانداری، تهران، ۱۳۶۰ش.جلال الدین همائی، تاریخ اصفهان، ج ۱: هنر و هنرمندان، چاپ ماهدخت بانو همایی، تهران، ۱۳۷۵ ش.حبیب اللّه بزرگزاد، جشن‌ها و اعیاد ملی و مذهبی در ایران قبل از اسلام، اصفهان، ۱۳۵۰ ش.حسین بن محمدابراهیم تحویلدار، جغرافیای اصفهان، چاپ منوچهر ستوده، اصفهان، ۱۳۴۲ ش.ژان شاردن، سیاحتنامة شاردن: سازمان نظامی و سیاسی و مدنی ایران، ترجمه محمدعباسی، ج ۸، تهران، ۱۳۴۵ش.سیروس شفقی، جغرافیای اصفهان، اصفهان، ۱۳۵۳ش.عباس بهشتیان، بخشی از گنجینة آثار ملی ایران، اصفهان، ۱۳۴۳ ش.عبدالکریم بن مهدی گزی برخواری، تذکرة القبور، چاپ ناصر باقری بیدهندی، قم، ۱۳۷۱ش.کرباسی‌زاده اصفهانی، علی، مشاهیر مزار علامه میرزا ابوالمعالی، اصفهان، کانون پژوهش، ۱۳۸۴ش.لطف اللّه هنرفر، گنجینه آثار تاریخی اصفهان، اصفهان، ۱۳۴۴ ش.محمدحسن جابری انصاری، تاریخ اصفهان، چاپ جمشید مظاهری، اصفهان، ۱۳۷۸ش.محمدمهدی بن محمدرضا ارباب اصفهانی، نصف جهان فی تعریف الاصفهان، چاپ منوچهر ستوده، تهران، ۱۳۴۰ش.مسعودمیرزا بن ناصر ظل‌السلطان، خاطرات ظل‌السلطان، چاپ حسین خدیوجم، تهران، ۱۳۶۸ ش.مصلح الدین مهدوی، لسان‌الارض، یا، تاریخ تخت فولاد، اصفهان، ۱۳۷۰ش.منوچهر قدسی، خوشنویسی در کتیبه‌های اصفهان، اصفهان، ۱۳۷۸ش.همو، تاریخ اصفهان وری و همة جهان، اصفهان، ۱۳۲۱ش.در پایان:جا دارد که از دلسوزی، همراهی و توجه اساتید معظم و متعهد و متدین و مجاهد خود در تعلیم و تربیت و انتقال معلومات و تجربیات ارزشمند فرهنگی و هنری، برای کسب علم و هنر و دانش خوشنویسی، گرافیکی و روانشناسی رنگ و نقش، بر خود وظیفه میدانم در کسوت شاگردی از زحمات ارزشمند استاد مسعود نجابتی و عبدالرسول یاقوتی تقدیر و تشکر نمایم.شاگرد شما، ابوالفضل رنجبران© کلیه حقوق متعلق به صاحب اثر و پرتال فرهنگی راسخون است. استفاده از مطالب و آثار فقط با ذکر منبع بلامانع است.</description>
                <category>تاریخ هنر ایران و جهان</category>
                <author>تاریخ هنر ایران و جهان</author>
                <pubDate>Wed, 05 Feb 2025 08:19:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ابوالفضل رنجبران از ان الحسین مصباح الهدی و سفینة النجاة در هنرخوشنویسی می‌گوید:</title>
                <link>https://virgool.io/artday/%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%B6%D9%84-%D8%B1%D9%86%D8%AC%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%84%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%B5%D8%A8%D8%A7%D8%AD-%D8%A7%D9%84%D9%87%D8%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%B3%D9%81%DB%8C%D9%86%D8%A9-%D8%A7%D9%84%D9%86%D8%AC%D8%A7%D8%A9-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D9%86%D8%B1%D8%AE%D9%88%D8%B4%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D9%85%DB%8C-%DA%AF%D9%88%DB%8C%D8%AF-zk5aqmiembbk</link>
                <description>ابوالفضل رنجبراندر خدمت جناب آقای ابوالفضل رنجبران طراح گرافیست و پژوهشگر تاریخ هنر هستیم، و قرار است توسط ایشاندر این مبحث به  ان الحسین مصباح الهدی و سفینة النجاة در هنرخوشنویسی  بپردازیم.جناب آقای رنجبران لطفا مختصری از ان الحسین مصباح الهدی و سفینة النجاة در هنرخوشنویسی همراه با ارائه منبع بفرمایید؟ان الحسین مصباح الهدی و سفینة النجاة در هنرخوشنویسیاِنَّ الحسینَ مِصباحُ الهُدی و سَفینةُ النَجاة (همانا حسین چراغ هدایت و کشتی نجات است) حدیث نبوی(ص) است که اشاره به جایگاه امام حسین(علیه السلام) در هدایت و نجات انسان‌ها دارد. این روایت، الهام‌بخش مضامین شعری، آثار خوشنویسی،‌ مداحی‌ها، شعارها، نمادهای مذهبی و... بوده است. این روایت، الهام‌بخش هنرمندان آئینی شیعه در عرصه‌های مختلف هنری، از جمله هنر خوشنویسی بوده است. همچنین این روایت در ضریح امام حسین(علیه السلام) قلم‌زنی شده است.حدیث سفینه را که در منابع شیعه و سنی از پیامبر(ص) نقل شده و اهل‌بیت(علیهم السلام) را همانند کشتی نوح و مایه نجات انسان معرفی می‌کند، مؤید مضمون این روایت می‌دانند. دو نقل از شیخ صدوق نزدیک به مضمون آن وجود دارد که سند آنها به پیامبر اکرم(ص) می‌رسد. وثاقت چند مورد از راویان این نقل‌ها ثابت نشده است امّا نقل این روایت را دلیل بر صحت عقیده آن‌ها دانسته‌اند.نقل روایت‌گونهٔ «همه اهل بیت(علیه السلام) کشتی نجات هستند، اما کشتی امام حسین(علیه السلام) وسیع‌تر و سریع‌تر است». میان برخی خطبا مشهور است؛ محمد محمدی ری‌شهری این سخنان را برخاسته از تحلیل جعفر شوشتری می‌داند و بر این باور است که این مطلب، ریشه روایی ندارد.معرفی و اهمیتاِنَّ الحسینَ مِصباحُ الهُدی و سَفینةُ النَّجاة به‌ معنای(همانا حسین چراغ هدایت و کشتی نجات است) روایتی از پیامبر(ص) است که سید هاشم بحرانی (درگذشت: ۱۱۰۷ق) در کتاب مَدینة المَعاجِز از پیامبر(ص) نقل کرده است.این روایت، الهام‌بخش هنرمندان آئینی شیعه در عرصه‌های مختلف هنری، از جمله شعر، خوشنویسی، مداحی و نماهنگ بوده است. همچنین این روایت در ضریح امام حسین(علیه السلام) قلم‌زنی شده است.ستاد فرهنگی اربعین با صدور اطلاعیه‌ای، شعار مراسم اربعین در سال ۱۳۹۹ش را «الحسین سفینة النجاة» اعلام کرد. علت این انتخاب، تأکید بر جایگاه امام حسین(علیه السلام) در جهت برون‌رفت جوامع اسلامی از مشکلاتی همچون بیماری کرونا و استعمارگری آمریکا عنوان شده است. همچنین در رویداد آیینی شهر تهران که در ایام اربعین ۱۴۰۲ش برگزار گردید، یک کشتی به نماد کشتی نجات‌‌بودن امام حسین(علیه السلام) در میدان آزادی تهران نصب شد.استفاده از این روایت در تابلو‌ نوشته‌های زمان دفاع مقدس توسط رزمندگان اسلام را یکی از موارد نشان‌دهنده پیوند درونی و روحی رزمندگان با اباعبدالله(علیه السلام) و فرهنگ عاشورا دانسته‌اند.تعبیر «اِنَّ الحسینَ مِصباحُ الهُدی و سَفینةُ النَّجاة» را نقل به معنا از روایات دیگر دانسته‌اند که به این شکل در منابع متقدم حدیثی وجود ندارد. با این‌ حال مضمون این حدیث با نقل‌های دیگر هم‌پوشانی دارد.شیخ صدوق (درگذشت: ۳۸۱ق) در کتاب عیون اخبار الرضا(علیه السلام)روایتی را با همین مضمون از پیامبر نقل کرده است: «... إِنَّ الْحُسَینَ بْنَ عَلِی فِی السَّمَاءِ أَکْبَرُ مِنْهُ فِی الْأَرْضِ وَ إِنَّهُ لَمَکْتُوبٌ عَنْ یمِینِ عَرْشِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِصْبَاحُ هُدًی وَ سَفِینَةُ نَجَاةٍ...» (همانا حسین بن علی(علیه السلام) در آسمان بزرگتر از زمین است و در سمت راست عرش الهی این‌گونه نوشته شده است [که او] چراغ هدایت و کشتی نجات است.) همچنین در کتاب کمال‌الدین آمده است: «... إِنَّ الْحُسَینَ بْنَ عَلِی فِی السَّمَاءِ أَکْبَرُ مِنْهُ فِی الْأَرْضِ فَإِنَّهُ مَکْتُوبٌ عَنْ یمِینِ الْعَرْشِ مِصْبَاحٌ هَادٍ وَ سَفِینَةُ نَجَاة...» (همانا حسین بن علی(علیه السلام) در آسمان بزرگتر از زمین است و در سمت راست عرش الهی این‌گونه نوشته شده است [که او] چراغ هدایت‌گر و کشتی نجات است.)برخی منابع شیعی همچون اِعلامً الوَری نوشته شیخ طَبْرِسی (درگذشت: ۵۴۸ق)، الخَرائِج و الجَرائِح اثر قطب راوندی (درگذشت: ۵۷۳ق)،‌ الدُّر النَظیم نگارش یوسف بن حاتَم شامی (درگذشت: ۶۷۶ق)، الصراط المستقیم اثر علی بن محمد نباطی بیاضی (درگذشت: ۸۷۷ق)، اِثبات الهُداة نوشته شیخ حر عاملی (درگذشت: ۱۱۰۴ق)، الاِنصاف اثر سید هاشم بحرانی (درگذشت: ۱۱۰۷ق) و بحار الانوار نگارش علامه مجلسی (درگذشت: ۱۱۱۰ق) این حدیث را از صدوق نقل کرده‌اند.عباسی زنجانی براین باور است که نقل این روایت نشان‌دهنده عقیده صحیح همه راویان آن است. همچنین مروجی طبسی معتقد است این روایت از نظر سندی مشکل دارد، امّا به دلیل قوت متن، نیازی به بررسی سندی ندارد.حدیث سفینهروایتی معروف به حدیث سفینه، در منابع شیعه و اهل‌سنت نقل شده است که پیامبر(ص) اهل‌بیتش را به کشتی نوح تشبیه کرده‌اند؛ هر کس در آن کشتی باشد نجات می‌یابد و هرکس از آن بازماند هلاک می‌شود.کشتی امام حسین(علیه السلام)، وسیع‌تر و سریع‌ترگفته شده در کلام برخی خطباء مطلبی به‌عنوان روایت، شهرت یافته است که همه اهل بیت(علیه السلام)، کشتی نجات‌اند؛ امّا کشتی امام حسین(علیه السلام)، وسیع‌تر و پُرسرعت‌تر است.به بیان محمدی ری‌شهری (درگذشت: ۱۴۰۱ش)، با جستجوی فراون، در هیچ روایتی، این مطلب یافت نشده است.به عقیده وی ریشه این مطلب، تحلیل جعفر شوشتری(درگذشت: ۱۳۰۳ق) در رابطه با ظرفیت‌های عاشورا و جایگاه امام حسین(علیه السلام) در راستای هدایت و نجات انسان‌هاست.منابع«آیا عبارت «إنّ الحسین مصباح الهدی و سفینة النجاة» حدیث و یا برگرفته از حدیث است؟»، سایت اسلام کوئیست، تاریخ بازدید: ۱۶ دی ۱۴۰۲ش.«امیر عباسی - ان الحسین مصباح الهدی»، سایت آپارات، تاریخ بازدید: ۱۶ دی ۱۴۰۲ش.«کشتی «سفینه النجاة» حسینی در میدان آزادی نصب شد»،‌ خبرگزاری فارس، تاریخ درج مطلب: ۱۴ مرداد ۱۴۰۲ش، تاریخ بازدید: ۱۶ دی ۱۴۰۲ش.«ان الحسین مصباح الهدی»، سایت نوا، تاریخ بازدید: ۱۶ دی ۱۴۰۲ش.بحرانی، سید هاشم بن سلیمان، الانصاف فی النص علی الائمة الاثنی‌عشر، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۸ق.بحرانی، سید هاشم بن سلیمان، مدینة معاجز الأئمة الإثنی عشر، قم، مؤسسة المعارف الإسلامیة، ۱۴۱۳ق.ترابی شهرضایی، اکبر، الموسوعة الرجالیة المیسرة، قم، مؤسسة الإمام الصادق علیه‌السلام، ۱۳۸۹ش.جواهری، محمد، المفید من معجم رجال الحدیث، بیروت، مؤسسة التاریخ العربی، ۱۳۸۸ش.حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، تحقیق: مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت،دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۱ق.«الحسین سفینه النجاه» شعار اربعین ۱۳۹۹»، سایت حوزه نمایندگی ولی فقیه در امور حج و زیارت، تاریخ درج مطلب: ۲۵ تیر ۱۳۹۹ش، تاریخ بازدید: ۱۶ دی ۱۴۰۲ش.خوئی، سید ابوالقاسم، معجم رجال الحدیث و تفصیل طبقات الرواة، بی‌جا، بی‌نا، ۱۳۷۲ش.«خوشنویسی/اِنَّ الْحُسین مِصباحُ الْهُدی...»، سایت عقیق،‌ تاریخ درج مطلب ۱۶ مرداد ۱۳۹۴ش، تاریخ بازدید: ۱۶ دی ۱۴۰۲ش.«رباعی‌های سفینة النجاتی»، سایت کرب و بلا، تاریخ بازدید: ۱۶ دی ۱۴۰۲ش.دیلمی، حسن بن ابی الحسن، ارشاد القلوب، قم، الشریف الرضی، ۱۴۱۲ق.ذاکری، محمدحسن و سید محمد حسینی موحد، گوهر ناب در حریم آفتاب: دره اصیله فی حریم الشمس، تهران، امام عصر(عج)، ۱۳۹۱ش.رضایی اردانی، فضل‌الله و مهدی صادقی، «چشم‌انداز پایداری در اشعار عاشورایی (مطالعۀ موردی شاعران عاشورایی یزد)»، نشریه فنون ادبی، دوره ۱۵، شماره ۲، پیاپی۴۳، تیر ماه ۱۴۰۲ش.زیلابی، عزیز و دیگران، «تحلیل سبک شناسی اشعار آیینی شاعران پس از انقلاب»، نشریه سبک شناسی نظم و نثر فارسی (بهار ادب)، دوره ۱۵، شماره۳، پیاپی۷۳، ۱۴۰۱ش.سنگری، محمدرضا، عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس،‌ قم، زمزم هدایت، ۱۳۸۶ش.شامی، یوسف بن حاتم، الدر النظیم فی مناقب الأئمة اللهامیم، قم، جامعه مدرسین، ۱۴۲۰ق.شوشتری، جعفر، الخصائص الحسنیة، قم، نشر الشریف الرضی، ۱۴۱۶ق.شوشتری، محمد تقی، قاموس الرجال، قم، جماعة المدرسین فی الحوزة العلمیة بقم. مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۰ق.شیخ حر عاملی، محمد بن حسن، إثبات الهداة بالنصوص و المعجزات، بیروت، الاعلمی فی المطبوعات، ۱۴۲۵ق.شیخ صدوق، محمد بن علی، الامالی، کتابخانه اسلامی، ۱۳۶۲ش.شیخ صدوق، محمد بن علی، عیون اخبار الرضا(ع)، تهران، نشر جهان، ۱۳۷۸ق.شیخ صدوق، محمد بن علی، کمال الدین و تمام النعمة، تهران، دارالکتب الاسلامیة، ۱۳۹۵ق.شیخ طوسی، محمد بن حسن، الامالی، قم، دارالثقافه، ۱۴۱۴ق.طبرسی، احمد بن علی، الاحتجاج، مشهد، نشر مرتضی، ۱۴۰۳ق.عاملی نباطی، علی بن محمد، الصراط المستقیم إلی مستحقی التقدیم، نجف، المکتبة الحیدریة، ۱۳۸۴ق.طبرسی، فضل بن حسن، اعلام الوری باعلام الهدی، تهران، اسلامیه، ۱۳۹۰ق.عباسی زنجانی، موسی، الجامع فی الرجال، قم، مؤسسة ولی العصر علیه‌السلام للدراسات الإسلامیة، ۱۴۳۶ق.قطب الدین راوندی، سعید بن هبة الله، الخرائج و الجرائح، قم، مؤسسه امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، ۱۴۰۹ق.مامقانی، عبدالله، تنقیح المقال فی علم الرجال، قم، مؤسسة آل البیت (علیهم السلام) لإحیاء التراث، ۱۳۸۱ش.مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، بیروت، دارالاحیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق.محمدی ری‌شهری، محمد، دانشنامه امام حسین علیه‌السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ، قم، دارالحدیث، ۱۳۸۸ش.مروجی طبسی، نجم الدین، «درس مهدویت استاد طبسی»، سایت مدرسه فقاهت، تاریخ بازدید: ۱۶ دی ۱۴۰۲ش.نمازی شاهرودی، علی، مستدرکات علم رجال الحدیث، تهران، فرزند مولف، ۱۴۰۵ق.«همزمان با اربعین حسینی؛ «امانت عشق» با صدای محمد اصفهانی منتشر شد»، سایت حوزه هنری انقلاب اسلامی استان یزد، تاریخ درج مطلب: ۱۱ شهریور ۱۴۰۲ش، تاریخ بازدید: ۱۶ دی ۱۴۰۲ش.در پایان:جا دارد که از دلسوزی، همراهی و توجه اساتید معظم و متعهد و متدین و مجاهد خود در تعلیم و تربیت و انتقال معلومات و تجربیات ارزشمند فرهنگی و هنری، برای کسب علم و هنر و دانش خوشنویسی، گرافیکی و روانشناسی رنگ و نقش، بر خود وظیفه میدانم در کسوت شاگردی از زحمات ارزشمند استاد مسعود نجابتی و عبدالرسول یاقوتی تقدیر و تشکر نمایم.شاگرد شما، ابوالفضل رنجبران© کلیه حقوق متعلق به صاحب اثر و پرتال فرهنگی راسخون است. استفاده از مطالب و آثار فقط با ذکر منبع بلامانع است.</description>
                <category>تاریخ هنر ایران و جهان</category>
                <author>تاریخ هنر ایران و جهان</author>
                <pubDate>Tue, 04 Feb 2025 11:55:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ابوالفضل رنجبران از صلوات خاصه امام رضا(علیه السلام) در هنر خوشنویسی می‌گوید:</title>
                <link>https://virgool.io/artday/%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%B6%D9%84-%D8%B1%D9%86%D8%AC%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%B5%D9%84%D9%88%D8%A7%D8%AA-%D8%AE%D8%A7%D8%B5%D9%87-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D8%B6%D8%A7%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87-%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D9%86%D8%B1-%D8%AE%D9%88%D8%B4%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D9%85%DB%8C-%DA%AF%D9%88%DB%8C%D8%AF-jv8bpxplmm1p</link>
                <description>ابوالفضل رنجبراندر خدمت جناب آقای ابوالفضل رنجبران طراح گرافیست و پژوهشگر تاریخ هنر هستیم، و قرار است توسط ایشاندر این مبحث به  صلوات خاصه امام رضا(علیه السلام) در هنر خوشنویسی  بپردازیم.جناب آقای رنجبران لطفا مختصری از صلوات خاصه امام رضا(علیه السلام) در هنر خوشنویسی همراه با ارائه منبع بفرمایید؟صلوات خاصه امام رضا(علیه السلام) در هنر خوشنویسیهنرمندان در دوران مختلف بنا به پیشرفت هنر آن زمان و با ابزارهای موجود تمام تلاش خود را به کار می‌گرفتند تا بهترین آثار را برای ائمه تولید کنند. این آثار معمولا یا در حرم‌های این بزرگواران استفاده می‌شد یا از آنها در موزه‌های دینی نگهداری می‌شد. تقدیس صلوات خاصه امام رضا(علیه السلام) در هنر خوشنویسی و دیگر هنرهای تجسمی و سمعی و بصری همیشه مورد عنایت و توجه و سعادت هنرمندان شیعی بوده است. تولید اثر در ستایش ائمه اطهار، از دیرباز یکی از دغدغه‌های هنرمندان متعهد بوده.دغدغه‌ای که در زمانهای مختلف به شکلهای کاشی معرق، نقاشی، پوستر، صنایع دستی و یا هر هنر تجسمی دیگری بروز یافته است.صلوات خاصه امام رضا(علیه السلام)صلوات خاصه امام رضا(علیه السلام) دعایی نقل‌شده از یکی از امامان شیعه است که هنگام زیارت مرقد امام رضا(علیه السلام) خوانده می‌شود. این دعا در کتاب کامل‌الزیارات نوشته ابن‌قُولِوَیه (درگذشت: ۳۶۸ق) نقل شده است. پس از آن نیز در کتاب‌های بَلَدُ الامین، مِصْباح اثر کَفْعَمی (درگذشت: ۹۰۵ق) و بحارالانوار و مُستدرک الوسائل وارد شده است.صلوات خاصه امام رضا(علیه السلام) در هنر خوشنویسیهنرمندان در دوران مختلف بنا به پیشرفت هنر آن زمان و با ابزارهای موجود تمام تلاش خود را به کار می‌گرفتند تا بهترین آثار را برای ائمه تولید کنند. این آثار معمولا یا در حرم‌های این بزرگواران استفاده می‌شد یا از آنها در موزه‌های دینی نگهداری می‌شد. تقدیس صلوات خاصه امام رضا(علیه السلام) در هنر خوشنویسی و دیگر هنرهای تجسمی و سمعی و بصری همیشه مورد عنایت و توجه و سعادت هنرمندان شیعی بوده است. تولید اثر در ستایش ائمه اطهار، از دیرباز یکی از دغدغه‌های هنرمندان متعهد بوده.دغدغه‌ای که در زمانهای مختلف به شکلهای کاشی معرق، نقاشی، پوستر، صنایع دستی و یا هر هنر تجسمی دیگری بروز یافته است.متن صلوات خاصه امام رضا(علیه السلام)اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی عَلِی بْنِ مُوسَی الرِّضَا الْمُرْتَضَی الْإِمَامِ التَّقِی النَّقِی وَ حُجَّتِک عَلَی مَنْ فَوْقَ الْأَرْضِ وَ مَنْ تَحْتَ الثَّرَی الصِّدِّیقِ الشَّهِیدِ صَلَاةً کثِیرَةً نَامِیةً زَاکیةً مُتَوَاصِلَةً مُتَوَاتِرَةً مُتَرَادِفَةً کأَفْضَلِ مَا صَلَّیتَ عَلَی أَحَدٍ مِنْ أَوْلِیائِک.ترجمه صلوات خاصه امام رضا(علیه السلام)بارالها، درود و رحمت فرست بر علی بن موسی، رضا و پسندیده، پیشوای پارسا و منزه و حجت تو بر هرکس روی زمین است و هرکس زیر خاک. بسیار راستگو و شهید. درود و رحمتی فراوان و کامل و بابرکت و متصل و پیوست و پیاپی و دنبال هم. همچون بهترین رحمتی که بر یکی از اولیائت فرستادی.خواندن این دعا در ایران رایج است. بسیاری از شیعیان ایران آن را هنگام زیارت امام رضا از راه دو و نزدیک (در حرمش و غیر آن) می‌خوانند.همچنین آثار هنری مختلفی همچون خوشنویسی و تواشیح پیرامون آن تولید شده است.منابعابن‌قولویه، جعفر، کامل الزیارات، نجف،‌ دار المرتضویة، ۱۳۵۶ش.«خلأ بزرگ نبود تفسیر صلوات خاصه امام رضا(علیه السلام)»، خبرگزاری بین‌المللی قرآن (ایکنا)؛ تاریخ درج: ۷ خرداد ۱۳۹۵ش؛ تاریخ بازدید: ۲ تیر ۱۴۰۳ش.قمی، عباس، مفاتیح الجنان، ترجمه الهی قمشه‌ای، قم، دانش برنا، چاپ بیست‌وچهارم، ۱۳۹۴ش.کفعمی، ابراهیم، البلد الأمین و الدرع الحصین، قم،‌ دار الرضی، ۱۴۱۸ق.کفعمی، ابراهیم، مصباح الکفعمی (جنة الامان الواقیة و جنة الایمان الباقیة)، بیروت، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، ۱۴۰۵ق.مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، بیروت،‌ دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق.نوری، حسین، مستدرک الوسائل، قم، مؤسسة آل البیت(علیه السلام)، ۱۴۰۸ق.«صلوات خاصه امام رضا علیه السلام (دانلود)»، مؤسسه تحقیقات و نشر معارف اهل‌بیت، تاریخ بازدید:‌ ۲۹ مرداد ۱۴۰۳ش.در پایان:جا دارد که از دلسوزی، همراهی و توجه و تلاش و کوشش اساتید معظم برای کسب علم و هنر و دانش خوشنویسی، بر خود وظیفه میدانم در کسوت شاگردی از زحمات ارزشمند استاد مسعود نجابتی، عبدالرسول یاقوتی، تقدیر و تشکر نمایم. از خداوند متعال برای این اساتید عزیزم، سلامتی، موفقیت و همواره شاگرد پروری را مسئلت دارم.شاگرد شما، ابوالفضل رنجبران© کلیه حقوق متعلق به صاحب اثر و پرتال فرهنگی راسخون است. استفاده از مطالب و آثار فقط با ذکر منبع بلامانع است.</description>
                <category>تاریخ هنر ایران و جهان</category>
                <author>تاریخ هنر ایران و جهان</author>
                <pubDate>Tue, 04 Feb 2025 11:48:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ابوالفضل رنجبران از امتیازات حروف ایرانی و اسـلامی در خوشنویسی بر سایر حروف می‌گوید:</title>
                <link>https://virgool.io/artday/%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%B6%D9%84-%D8%B1%D9%86%D8%AC%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%85%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%AA-%D8%AD%D8%B1%D9%88%D9%81-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D8%B3%D9%80%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AE%D9%88%D8%B4%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%B1-%D8%AD%D8%B1%D9%88%D9%81-%D9%85%DB%8C-%DA%AF%D9%88%DB%8C%D8%AF-zrtanksqggdm</link>
                <description>ابوالفضل رنجبراندر خدمت جناب آقای ابوالفضل رنجبران طراح گرافیست و پژوهشگر تاریخ هنر هستیم، و قرار است توسط ایشاندر این مبحث به  امتیازات حروف ایرانی و اسـلامی در خوشنویسی بر سایر حروف  بپردازیم.جناب آقای رنجبران لطفا مختصری از امتیازات حروف ایرانی و اسـلامی در خوشنویسی بر سایر حروف همراه با ارائه منبع بفرمایید؟امتیازات حروف ایرانی و اسـلامی در خوشنویسی بر سایر حروفمرحوم استاد حبیب‌الله فضائلیروحانی خوشنویس، شاعر، کاتب و پژوهشگر در کتاب خود می‌فرمایند:بعضی از غربی‌ها و پیروان آنها می‌خواهند لغت و خط عالم بشری را متحد سازند که هر دسته لغت و خط خود را ترک گوید و این کار بسیار بعید می‌نماید.و از این رو نمی‌توان هر اختلاف را در حقیقت مضر و هر اتحادی را مفید دانست و در این گونه امور شایسته است غایت امروز هدف و نتیجه را در نظر گیرند و آنچه صلاح و مفید به حال جامعه و ملتی باشد انتخاب کنند و هنگامی می‌توان اطمینان یافت اتحاد لغت و خط به سود جوامع بشری است که در درجه اول اختلافات مهم حیاتی و اساسی آنان از قبیل نژادخواهی و عقاید مذهبی و مرام و مسلک سیاسی بهره‌برداری از اقتصادیات و غیره برطرف گردد و الا جز زیان و ضرر محصولی نخواهد داد.خط اسلامی(عربی و فارسی) اتمام انواع خود عالی‌تر و زیباترین خطوط عالم است از لحاظ حسن شکل و زیبایی هندسی و نظم بدیع و صورت و سیمای جاذب حتی نزد غربیان هم محبوب و عزیز است و به داشتن این امتیازات بر بسیاری از خطوط دیگر ترجیح دارد.کناطح صخره یوما لیوهنها فلم یضرّها و او هی قرنه الوعل: «همچو شاخ‌زدن به صخره که روزی مى‏‌خواستند، صخره را ضعیف کند، اما بی‌فایده بود و شاخ خودشان ضعیف و نابود مى‌‏شد».به واسطه اینکه اختلاف لغات بین دسته‌ها و قبیله‌ها یکی از دلایل عظمت و قدرت خدای تعالی است:وَمِنْ آیَاتِهِ خَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافُ أَلْسِنَتِکُمْ وَأَلْوَانِکُمْ  إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِلْعَالِمِینَ (۲۲روم).و خود یکی از سنن و قوانین الهی است فَلَن تَجِدَ لسُنَّه الله تبدیلاً: پس هرگز برای سنت خدا تبدیلی نمی یابی، و هرگز برای سنت خدا دگرگونی نخواهی یافت. (آیه 43 سوره فاطر) و علاوه این اختلاف زبان‌ها سری از اسرار آبادانی عالم هستی است.امتیازات حروف ایرانی و اسـلامی1) قبول هر شکلی از اشکال هندسی می‌کند و به هر صورت در می‌آید بدون آنکه ماهیت و اساس آن تغییر و تبدیل پیدا کند و خود اشکال هندسی فی نفسه تزیین است استاد ماهر آن را در قالب‌های گوناگون و زیبا می‌ریزد. و با دقت نظر در این خط دانسته می‌شود که بین آن و سایر اشیا نسبت شباهت و نزدیکی وجود دارد و کسی که در فن خط آگاه و بصیر باشد به این اسرار پی می‌برد و از لطیف‌ترین اوله و ظریف‌ترین براهین این خصیصه است که شعرا زیبایی‌های محبوب را به انواع حروف تشبیه کرده‌اند.مثلاً ابرو را به نون و چشم را به ع و بناگوش را به و  و دهان را به م و ص و دندان را به س و تره را به ش و ل و غیره.میرعلی هروی استاد برجسته قرن دهم در مدادالخطوط سروده است:صفحه روی بُتان از خال و خطکاتب الله و قلم زیبا نهادچشم صاد و زلف دال و قد الفطُره لام است و دهان میم مُرادکلک استاد ازل زین پنج حرف(صدالم) بر روی جان من نهاد.و این رباعی منسوب به ابن سینا است:بر چهره انسان قلم لم یزلیمعکوس نوشته است نام دو علییک لام و دو عین با دو یاء معکوساز حاجب و عین و انف با خط جلی و قال الشاعر:انی لاحسد فی اسطر الصّحفاذا رایتُ اعتناق اللّام للالفو ما اظنهّا طال اعتنا قهماالّا لما من شدّه الشّعَفَ.سروده ابوالمطاع ذوالقرنین بن حمدان ۴۲۸ هجری تاریخ الخط دیگری گفته است لا تقل لی لا فمکتوب علی وجهک المشرق نورا نعم به حروف صورت من قدر ماجری قط علیها قلم نونها الحاجب و العین بها طرفک الفتّان و المیم فم و این حروف جامع لفظ نعم(آری، بلی) می‌شود. و بعضی از شعرا از هیئت و شکل حروف معانی عجیب و اشارات لطیف دارند مثل قول ابوطالب یحیی بن ابی الفرج(۵۹۴ هجری) در ترغیب راستی و رستگاری و استقامت:ان کنت تسعی للسعاده فاستقمتنل المراد ولو سموت الی السّماالف الکتابه وهو بعض حروفهلمّا استقام علی الجمیع تقدّماو این اشعار هم از مولف تاریخ الخط محمد طاهر مناسب مقام است:کل الحروف اذا نظرت فانهامن نقطه اجزاوها تترکّبصور الحروف جمیعها ماخوذهمن صوره الالف التی تتقلّبفتری لصورته رموزا جمّهفانظر به عین حقیقه تتهذّب.(همه اشعار عربی منقول از تاریخ الخط است با بعضی از مطالب)2) علما و دانشمندان اسلامی حروف عربی را در کارهای بزرگ به خدمت گرفته و در این کار مقاصد آنان بدون خلل و تغییر برآمده و نتیجه نیکو برگرفته‌اند و چون علم تجوید و علم نحو را وضع و تدوین کردند دو پاسبان قوی و نیرومند بر لفظ لغت و حروف عربی گماشته و آن را از فساد و خطا ایمن ساختند. و مولفات و کتبی که دانشمندان اسلامی به لغت عربی و فارسی به این حروف نوشتند از عجایب است  آوردن مثل آن جز از راسخان در علم و لغت مقدور نمی‌باشد و از اقتضای این خط است که مطالب و معانی بسیار را بین دو جلد(دو غلاف کتاب) بیشتر از لغت و حروف دیگر زبان‌ها و خط‌ها جمع کرده است.3) خدای تعالی اسرار عجیبی در حروف هجایی عربی به ودیعه گذاشته است از قبیل طلسم‌ها و اوفاق و جفر و سیمیا که در حروف دیگر وجود ندارد و دانستن این علم که موسوم به علم حروف است محتاج مراجعه به اهل آن و ریاضت می‌باشد صاحب تاریخ الخط و آدابه در این مورد مختصر شرحی داده است(صفحه ۱۶۵).4) حروف عربی صلاحیت آن دارد که به جای ارقام عددی حساب قرار گیرد نه حرف برای عشرات، و نه حرف دیگر برای مآت و یک حرف برای هزار چنانکه در حساب ابجد نموده شد و ترتیب ابجدی ترتیبی خطیم است که نزد اکثر از امم سامی نژاد سریانیان و عبرانیان معروف است.و اگر حساب از هزار درگذشت به اندازه‌ای که خواهند حروف را تکرار می‌کنند مثلاً پنج هزار(هغ) و چهل هزار(مغ) می‌شود و بعضی دانشمندان به واسطه اختصار، حساب حروفی را بر ارقام عددی ترجیح می‌دهند زیرا امکان نظم و سهولت حفظ در آن است.و متقدمین در علم اوقات و علم نجوم و فلک و رصدبندی روف را استعمال می‌کرده و رمز قرار می‌داده‌اند که در اسطرلاب معمول بوده و اکنون دیده می‌شود. 5) قطع نظر از حروف مد با باقی حروف می‌توان بیشتر از ۱۲ میلیون کلمه ساخت و این مطلب از کتاب العین خلیل بن احمد دانسته می‌شود و از این رو برای وضع کلمات مجال بیشتر، و الفاظ از اشتراک و اشتباه به دور است.برخلاف لغات فرنگی که غیر از حروف حرکاتی، نوزده حرف باقی می‌ماند و مجال وضع کلمات کم و عدد الفاظ کمتر و اشتباه و اشتراک در آن زیاد است و از این جهت است که داشتن حرکات زیاد در آن ضروری است تا تشکیل کلمات زیاد از حروف کم ممکن گردد و جلوی نقص طبیعی را که از کمی حروف ناشی شده است بگیرد(از تاریخ الخط و آدابه و اضافات دیگر).حاج خلیفه در کشف الظنون از طبقات النحاة سیوطی آورده است که خلیل گوید ابنیه کلام عرب از مستعمل و محمل دو حرفی و سه حرفی و چهار حرفی و پنج حرفی بدون تکرار، دوازده میلیون و سیصد و پنج هزار و چهارصد و دوازده کلمه است همزه اصفهانی نیز در الموازنه همین بیان را آورده است(در مقدمه لغت‌نامه دهخدا صفحه ۲۳۸).در الفهرست آمده است سهل بن هارون رئیس بیت الحکمه(نام کتابخانه مشهور بغداد است که در زمان هارون الرشید ایجاد شد و در دوره مأمون توسعه یافت و مرکز تجمع دانشمندان بوده است) که معروف به ابن راهیون کاتب است گوید عدد حروف عربی ۲۸ و به شماره عدد منازل قمر است و هر کلمه با حروف زائدی که به آن می‌پیوندد و بیش از ۷ حرف نیست مطابق با نجوم هفتگانه است و حروف زائد دوازده است(ده حرف زائد در این جمله گرد آمده است الیوم تنساه) به تعداد بروج دوازده‌گانه و نیز می‌گوید حروفی که با لام تعریف ادغام می‌گردد ۱۴ و به شماره خانه‌های قمر است که پنهان است، و چهارده حرف دیگر که ادغام نمی‌شود برابر با بقیه خانه‌های آشکار قمر می‌باشد. برای اعراب هم سه حرکت وضع شده رفع و نصب و جر بدین جهت که طبیعت را سه حرکت است حرکتی از وسط مانند حرکت آتش و حرکتی به سوی وسط چون حرکت زمین و حرکتی بر وسط مثل حرکت فلک و این اتفاقی است ظریف و تأویلی است  طریف.و قال الکندی: لا اعلم کتابه تحتمل و من تجلیل حروفها و تدقیقها مایحتمل الکتابه العربیه و یمکن فیها من السرعه ما لایمکن فی غیرها من الکتابات. (صفحه۲۱ الفهرست) پیوستگی خط و زبان ایرانی با لهجات و خطوط دیگرزبان و خط فارسی با چهاردسته زبان و خط در سیر تحولات تاریخی پیوستگی و آمیزش پیدا کرده است:1) عربی2) اردو3) ترکی4) پشتو و بلوچی و کردی و تاجیکی‌و یا به عبارت دیگر به اعتبار آمیختگی:1) فارسی و عربی2) فارسی و عربی و هندی3) فارسی و عربی و ترکی4) فارسی آمیخته با لهجات پشتو و بلوچی و کردی و تاجیکی.و مشروح این مجمل این است: آمیخته‌گی زبان ایرانی با کلمات و لغت عربی1) پس از اینکه ایرانیان دین و آیین اسلام را پذیرفتند زبان آنان با کلمات و لغت عرب آمیخته‌گی شد و این آمیخته اساس فارسی دری گردید. در آن زمان خط علمی و سیاسی ایرانیان پهلوی ساسانی و کتابت دینی آنان دین دبیره اوستایی بود که با پذیرفتن خطوط اسلامی به تدریج متروک گردید و خطوط اسلامی با انواع گوناگون خود بین ایرانیان هم اهمیت و ارزش یافت و هم به دست آنان درخشنده‌تر شد از آن زمان تاکنون این پیوستگی خط و زبان ایرانیان با ممالک اسلامی عرب ناگسستنی و آشنایی آنها با الفاظ قرآن و کلمات پیغمبر و جانشینان او غیر قابل انکار و با دوام دین اسلام و قرآن برقرار و پایدار است.2) پس از آنکه تمدن اسلامی ایرانی با خط و زبان به وسیله فتوحات غزنویان و شهاب الدین محمدغوری در هندوستان گسترش یافت دولت‌های اسلامی خاندان‌های مملوک و خلجیان و تغلقیان و لودیان در قسمت شمالی هندوستان(که پایتخت آنها غالباً شهر دهلی بود) تشکیل شد تا اینکه در سال ۹۳۲ هجری ظهیرالدین بابر نواده پنجم امیر تیمور گورکان به هندوستان حمله برد و تمامی شمال هندوستان را از پنجاب تا بنگاله متصرف شد و بعد تمامی شبه قاره به دست اعقاب وی فتح گردید.هنگام تسلط تیموریان هند دوره درخشانی از تمدن اسلامی در هندوستان آغاز شد که کاملاً رنگ ایرانی داشت و مدت ۴ قرن ادبیات و هنر و فرهنگ و خط ایرانی در دربار سلاطین گورکان هند متداول و زبان رسمی دربار،فارسی بود و خوشنویسان و هنرمندان در آن سرزمین به ظهور رسیدند و باب درخشان وسیعی را در خوشنویسی باز کردند.از زمانی که مسلمانان عرب ایرانی و غیره به سرزمین سند و هند دست یافتند، آنجا محل رفت و آمد و اختلاط قبایل مختلف شده بود  به زبان‌های مختلف تکلم می‌کردند و با اینکه زبان فارسی بین آنها رایج شده بود همدوش زبان فارسی زبانی که مخلوطی از زبان فارسی و عربی و ترکی و هندی و(سانسکریت) بود رایج گشت و این زبان همان است که به عناوین اردو، هندی، هندوستانی و ریخته معروف گردیده است.(از بیانات دکتر بیانی)دستور زبان اردو از زبان محلی نواحی دهلی به نام سورسینی گرفته شده ولی سایر مظاهر تشکیل آن زبان فارسی است چنانکه در حدود شصت درصد تمام لغات آن فارسی متداول امروز ما است و بقیه الفاظ عربی و سانسکریت و ترکی و غیره می‌باشد و چنان است که گویند با آموختن  لغت اردو می‌توان با آن زبان آشنا شد و به شهادت محققین هند و پاکستان این زبان باز فارسی ارتباط و یگانگی فوق العاده دارد و باید آن را شعبه‌ای از زبان فارسی قلمداد کرد. شالوده زبان اردو از قرن ششم ریخته، و در قرن هشتم و نهم تدوین و در مراحل ابتدایی به دست مهاجرین ایرانی پایه گذاری شده است.خط اردو نستعلیق فارسی و الفبای آن عربی با حروف چهارگانه ویژه فارسی و سه حرف مخصوص سانسکریت است که عبارت است از:  ط که تلفظی بین تا و طا دارد. و د ط که تلفظی بین دال و صاد، و رط که تلفظی بین را و غین و لام دارد.این زبان و خط متوازی با زبان فارسی تا قرن نوزدهم میلادی در شبه قاره هندوستان رایج بود، آنگاه با اشغال  استعمار انگلیسی‌ها کم کم زبان انگلیسی جایگیر زبان فارسی شده با زبان اردو، زبان عمومی هندوستان گردید و نفوذ فارسی رو به انحطاط رفت تا اینکه در قرن اخیر دوباره زبان فارسی رشد و رونق و نُضنجی گرفته و اهالی هند مخصوصاً پاکستان در این راه کوشش نموده‌اند.3) آسیای صغیر یعنی سرزمینی که قسمت عمده آن خاک کشور ترکیه امروز و عثمانی سابق را تشکیل می‌دهد از صدر اسلام تا قرن هفتم هجری مملکت مستقل واحدی نبود و فرهنگ و تمدن خاص نداشت و جزو قلمرو خلفای اسلامی عرب بود تا هنگامی که تیره‌ای از سلاجقه از ایران به قسمتی از آن سرزمین رفتند و به عنوان سلاجقه روم و سلاجقه شام و سلاجقه عراق و کردستان دولتی تشکیل دادند و مدتی بیش از دو قرن (۴۷۰_ ۷۰۰) فرهنگ و ادبیات و تمدن ایرانی را در آنجا نفوذ دادند و زبان فارسی لغت علوم و ادبیات و سیاست آن نواحی گردید.و در طی این مدت این ناحیه وسیع رنگ یک کشور ایرانی را داشت و از آثار عربیت فقط آداب دینی اسلام محسوس بود و این احوال تا آغاز قرن هشتم باقی بود که سلسله سلجوقیان روم به دست ترکان عثمانی منقرض گردید. در این وقت کم کم لغت ترکی در نواحی آسیای صغیر معمول شد و گاهگاه کتاب‌هایی در قواعد زبان ترکی عثمانی تالیف گردیده است.به هر صورت از ابتدای نشئت دولت عثمانی چه زمانی که به فارسی آشنایی داشتند و چه زمانی که ترکی معمول شد پیوسته با الفبای فارسی کتابت می‌کردند تا اینکه به سال ۱۹۲۸ میلادی کمال آتاتورک به کار بردن خط عربی و فارسی را در ترکیه ممنوع و با الفبای لاتین تبدیل و تعلیم آن را اجباری ساخت. ولی الفبای عربی منسوخ نشد و بر طبق قانونی که گذشته بود تعلیم رسم الخط عربی در دانشکده علوم دینی آزاد بود و در سال ۱۳۳۷ هجری شمسی شورای عالی فرهنگ ترکیه تعلیم الفبای قدیم را در مدارس متوسطه آزاد ساخت.از میان لهجات ترکی مهمترین ترکی عثمانی است  مردم ترکیه امروز با آن تکلم می‌کنند و اینکه نیمه‌ای از آن را عربی تشکیل می‌دهد.باید دانست که زبان ترکی بیش از سایر زبان‌ها از زبان فارسی متاثر است. زیرا الفاظی که از عربی به زبان ترکی راه یافته به وسیله زبان فارسی به همان لغاتی است که به رنگ فارسی درآمده و در زمان کنونی ما متداول است. و اگر هم مقداری لغات عربی با همان موارد استعمال خاص و اصطلاح عربی داخل دارد معدود و تقریباً منحصر به اصطلاحات دینی است و روی هم رفته می‌‌توان گفت که بیش از ۵۰ درصد آن الفاظ فارسی کنونی ما می‌باشد.ترکیه مهم‌ترین مرکز رواج خط اسلامی و خوشنویسی است و تکامل خطوط اسلامی را در حوزه دولت ترکیه به دو دوره متمایز می‌توان تقسیم کرد یکی از صدر اسلام تا آغاز تشکیل دولت عثمانی(۶۹۹ هجری) به دست عثمان اول سر سلسله دولت عثمانی، و دیگری از آغاز دولت جدید عثمانی به بعد.اما دوره اول کاملاً پیرو تکامل خط در ایران بوده است و کسی از استادان خط را در این سرزمین پهناور به عنوان خوشنویس ترک نمی‌توان شناخت چنانکه پس از دوره خوشنویسی یاقوت مستعصمی و شاگردان و پیروان سبک وی، اول کسی که در تاریخ خوشنویسی دولت عثمانی نام برده شد فقط شیخ حمدالله اماسی که اصلاً واصالتاً بخارایی بوده است دوره دوم که از آغاز قرن دهم شروع می‌شود دوره خوشنویسی دامنه‌داری است که موضوع بحث جداگانه است.اوضاع و احوال زبان و خط فارسی و عربی در سایر لغات و لهجات ترکی با جزئی اختلافاتی که دارند بر همین منوال بوده که خط اکثر آنها تحت سیاست و نفوذ دولت روسیه به روسی تبدیل شده است و آن لغات بدین قرار است.ترکی غازانی یا تاتاری، در ناحیه غازان و اطراف آن در روسیه اروپا و الفبای آن مشابه الفبای ترکی عثمانی بوده است.ترکی کریمیه، در شبه جزیره کریمه و اصل آن ترکی مغولی است که به الفاظ عربی و روسی مخلوط است.ترکی نوجائی،‌ در ولایت کراس قفقاز در سواحل دریای سیاه و حد فاصل بین ترکیه کریمه و ترکیه آذربایجانی است.ترکی آذربایجانی، در آذربایجان ایران و قفقاز.ترکی داغستانی، در سواحل غربی بحر خزر، در این زبان علاوه بر کلمات و الفاظ ترکی و فارسی مقدار کلمات خالص عربی است.ترکی چرکسی، در ناحیه غربی قفقاز، و زبان عربی که به آن علوم شرعی را تدریس می‌کنند نیز در آن ناحیه معمول است و این نفوذ از زمان تسلط ممالیک که مصر به جای مانده است.ترکی قرقیزی، که لهجه‌ای از تاتاری است و اهالی ناحیه شمال بحر خزر و قرقیزستان به آن تکلم می‌کنند.ترکی جغتائی، در خیوه و بخارا و حوالی آن، در قرن نهم جانشین ترکی ایغوری شده است و اولین تالیفاتی که به این زبان و خط عربی نوشته شده آثار منظوم و منثور امیر علیشیر نوائی(۹۰۶هجری) وزیر دانشمند سلطان حسین میرزا بایقرایی گورکانی است.ترکی تکه، زبان قبایل ترکمان است که مشابه ترکی جغتائی است.ترکی ازبکی، در ناحیه ترکستان روسیه و ماورالنهر متداول و مرکز آن شهر سمرقند بوده و امروز تاشکند مرکز ازبکستان است. 4)لهجه‌ها و خطوطی که از اصل زبان فارسی و خطوط اسلامی ریشه گرفته و مرسوم و متداول است عبارت است از:الف) خط و زبان پشتو یا پختو که در افغانستان جنوبی و پاکستان شمالی معمول و مرکز آن شهر قندهار است.زبان پشتو از کلمات فارسی به عربی و بعضی الفاظ خاص محلی ترکیب شده و زبانی است در غایت خشونت. در خط پشتو دوازده حرف از جنس الفبای عربی اضافه هست که شامل چهار حرف مخصوص فارسی و هشت حرف دیگر با تلفظ خاص دیگر می‌باشد از زبان و خط پشتو قبل از قرن دهم هجری هیچ گونه اثری نیست و آداب افغان‌های پشتو زبان قبل از این تاریخ به کلی تاریک است.باید دانست که بیش از یک میلیون از سکنه پاکستان شمالی به زبان و خط پشتو آشنایی دارند و اینان بیشتر مردم عادی و عشایری هستند، و زبان فارسی به شکل لغت ادبی و زبان دانشمندان در آن کشور متداول است و قسمتی از سکنه عادی نیز به زبان فارسی تکلم می‌کنند.ب) زبان و خط بلوچی، در ناحیه مکران و بلوچستان ایران و پاکستان متداول و در واقع لهجه‌ای از زبان فارسی است که اندکی لغات هندی و محلی هم در آن دخیل است الفبای بلوچی جزو حروف فارسی سه حرف مخصوص هندی را نیز دارا می‌باشد.پ) زبان و خط کردی، که در کردستان ایران و ترکیه و عراق و قسمتی از ارمنستان متداول است مرکز آن کرمانشاه است و لهجات مختلف دارد که مهم‌ترین آنها لهجه گروسی است.زبان کردی از الفاظ فارسی و عربی و اندکی ترکی تشکیل شده و اصل آن فارسی و در واقع لهجه عظیم زبان است. الفبای کردی عیناً الفبای فارسی است که فقط یک حرف اضافه دارد و زبان تاجیکی، که در جمهوری تاجیکستان و بذر نواحی ازبکستان شوروی متداول است از همه لحظات به زبان فارسی شبیه‌تر و نزدیک‌تر است، و در نواحی خراسان به افغانستان شمالی نیز به آن تکلم می‌کنند.اهالی جمهوری تاجیکستان و بعضی از جمهوری ازبکستان به این زبان سخن می‌گویند و الفبای فارسی و خط آن را تا چند سال پیش حفظ کرده بودند که آن را نیز به خط روسی برگردانیده‌اند ولی اخیرا خط فارسی اسلامی را نیز می‌آموزند.در پایان:جا دارد که از دلسوزی، همراهی و توجه اساتید معظم و متعهد و متدین و مجاهد خود در تعلیم و تربیت و انتقال معلومات و تجربیات ارزشمند فرهنگی و هنری، برای کسب علم و هنر و دانش خوشنویسی، گرافیکی و روانشناسی رنگ و نقش، بر خود وظیفه میدانم در کسوت شاگردی از زحمات ارزشمند استاد مسعود نجابتی و عبدالرسول یاقوتی تقدیر و تشکر نمایم.شاگرد شما، ابوالفضل رنجبران© کلیه حقوق متعلق به صاحب اثر و پرتال فرهنگی راسخون است. استفاده از مطالب و آثار فقط با ذکر منبع بلامانع است.</description>
                <category>تاریخ هنر ایران و جهان</category>
                <author>تاریخ هنر ایران و جهان</author>
                <pubDate>Tue, 04 Feb 2025 11:43:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ابوالفضل رنجبران از خلاقیت آزادانه ذهن در خوشنویسی می‌گوید:</title>
                <link>https://virgool.io/artday/%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%B6%D9%84-%D8%B1%D9%86%D8%AC%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82%DB%8C%D8%AA-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B0%D9%87%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AE%D9%88%D8%B4%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D9%85%DB%8C-%DA%AF%D9%88%DB%8C%D8%AF-vhwq1ykmfrow</link>
                <description>ابوالفضل رنجبران در خدمت جناب آقای ابوالفضل رنجبران  طراح گرافیست و پژوهشگر تاریخ هنر هستیم، و قرار است توسط ایشان در این مبحث به  خلاقیت آزادانه ذهن در خوشنویسی  بپردازیم.جناب آقای رنجبران لطفا مختصری از خلاقیت آزادانه ذهن در خوشنویسی همراه با ارائه منبع بفرمایید؟خلاقیت آزادانه ذهن در خوشنویسینمونه‌هایی از خطاطی های پدیدآمده که حدود و ضابطه‌ای برای آن نیست و بستگی با خلاقیت آزادانه ذهن هنرمند دارد و از این رو میدان وسیعی برای این قسم تفنن باز است و هر خطی را که از باب تفنن بوده و خالی از لطافت هنری نباشد را خلاقیت آزادانه ذهن در خوشنویسی می‌نامند.مانند:1) قطعاتی در شکل‌های مختلف و قالب‌های گوناگون از انسان و حیوان و پرنده و درخت و گل و برگ و زورق و ظروف و غیره درآمده است.2) خط سایه‌دار که تقریباً نوعی مثنی است و خط مجنونی(نوعی توأمان که معرفی شد)، و خطّ ناخُنی، و جوهرنشان(مُرصع) و همراه با نقاشی و تزئین، و شجری مورّق، و چپ نویسی و حکّاکی و غیره.صنعت حکاکی و مهرسازی که توام با تفنن در خطوط دیده شده یکی از صنایع قدیم است که ملل باستانی بدان دست زده‌اند.در ایران این صنعت به دوران اسلامی رسیده و رواج کامل داشته است هم اکنون مهرهایی از زمان صفویه و اوایل قاجاریه در دست است که خطوط ثلث و  رقاع و طغرا و تفننی و یا نستعلیق بر روی عقیق حک شده و از نظر حکاکی و خط کم نظیر یا بی‌نظیر و گرانبها است.و اما چپ نویسی بعضی از خطاطان برای اظهار تسلط و تفنن از طرف چپ عبارتی را چپ نویسی کردند و این ورزیدگی برای حکاکی و مهرسازی و خط مثنی می‌تواند وجهی داشته باشد.3) خطوطی که امروز به نام کوبیسم معروف شده و به هیچ وجه تحت قاعده و اصول نیست گاهی شباهت به خطوط بنایی و رسم هندسی دارد و گاهی نظیر حروف لاتین و یا اشکال مختلف دیگر می‌باشد و این گونه خطوط را که توأم با نقاشی جدید است بیشتر نقاشان و تابلو سازان به کار می‌برند و اکثر خالی از هنر خطاطی و لطافت و ظرافت است.باید خاطر نشان کرد که خطوط تفننی فقط نمونه‌هایی که به آن اشاره شده را شامل نمی‌شود بلکه ممکن است نمونه‌های متنوع دیگری از خطوط تفننی نیز وجود داشته باشد و در این مقاله تلاش شده مهم‌ترین این خطوط بررسی و استخراج گردد. یکی از شیوه‌هایی که در منابع از آن به عنوان خطوط تفننی یاد شده سیاه‌مشق است.با این حال نگارنده معتقد است با توجه به این که سیاه‌مشق نخست با هدف تمرین خوشنویسان بوجود آمده و سپس به مرور بر ویژگی‌های زیبایی‌شناسانه آن به عنوان هنر اصیل و فاخر خوشنویسی تأکید شده به‌شکلی که خود مجرداً یک قالب هنری محسوب می‌­شود، بهتر است از توضیح آن در مقاله حاضر پرهیز نموده تا در مقاله­ دیگر مفصلا درباره این شیوه فاخر خوشنویسی تحقیق شود.بهترین اقسام تفننی قطعاتی است که خطاط ماهر متفنن از چند نوع خط در یک صفحه به وجود آورده است.در این میان استادان خوشنویس بسیاری بودند که در نوشتن انواع و اقسام خطوط متداول عصر دست داشته و همه آنها را استادانه نوشته‌اند.و فعالیت و توسعه ذهن و نیروی دست آنان در خور تمجید و ستایش و سزاوار پرداختن به آنان در مباحث جداگانه است.هرچند که گفته‌اند: ذی فنّ به جهان ز ذی فنون به  اما این بیان هم پسندیده است:ز لذات عالم بر اهــــل حــــــالمدان هیچ لذت چون کسب کمـالمُقررّ بَرِ هر هـــــــــنر پرور استکه کامل‌تر است آنکه جامع‌تر استدر پایان:جا دارد که از دلسوزی، همراهی و توجه اساتید معظم و متعهد و متدین و مجاهد خود در تعلیم و تربیت و انتقال معلومات و تجربیات ارزشمند فرهنگی و هنری، برای کسب علم و هنر و دانش خوشنویسی، گرافیکی و روانشناسی رنگ و نقش، بر خود وظیفه میدانم در کسوت شاگردی از زحمات ارزشمند استاد مسعود نجابتی و عبدالرسول یاقوتی تقدیر و تشکر نمایم.شاگرد شما، ابوالفضل رنجبران©کلیه حقوق متعلق به صاحب اثر و پرتال فرهنگی راسخون است. استفاده از مطالب و آثار فقط با ذکر منبع بلامانع است.</description>
                <category>تاریخ هنر ایران و جهان</category>
                <author>تاریخ هنر ایران و جهان</author>
                <pubDate>Tue, 04 Feb 2025 11:39:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ابوالفضل رنجبران از خط مثنی و معما، خطوط تزیینی در خوشنویسی می‌گوید:</title>
                <link>https://virgool.io/artday/%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%B6%D9%84-%D8%B1%D9%86%D8%AC%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%AE%D8%B7-%D9%85%D8%AB%D9%86%DB%8C-%D9%88-%D9%85%D8%B9%D9%85%D8%A7-%D8%AE%D8%B7%D9%88%D8%B7-%D8%AA%D8%B2%DB%8C%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AE%D9%88%D8%B4%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D9%85%DB%8C-%DA%AF%D9%88%DB%8C%D8%AF-ixovytbspaov</link>
                <description>ابوالفضل رنجبراندر خدمت جناب آقای ابوالفضل رنجبران طراح گرافیست و پژوهشگر تاریخ هنر هستیم، و قرار است توسط ایشاندر این مبحث به  خط مثنی و معما، خطوط تزیینی در خوشنویسی  بپردازیم.جناب آقای رنجبران لطفا مختصری از خط مثنی و معما، خطوط تزیینی در خوشنویسی  همراه با ارائه منبع بفرمایید؟خط مثنی و معما، خطوط تزیینی در خوشنویسیمثنی: به معنی دو تایی و جفتی می باشد. این خط تزیینی به اشکال گوناگون خط ( کوفی، محقق، ثلث و…) نوشته می شود. نوع دیگر مثنی «متعاکس» یا «برگردان» است و آن را در قالب اشکال هندسی و به صورت انسان، مرغ و برگ درختان و قندیل و ظرف … در آورده اند. این گونه خط در تزیینات بیان عربی قرن نهم هجری در بناها و مساجد دیده شده است.معما: در لغت به معنای عبارتی است که معنای آن پوشیده باشد. در خط جمله یا عباراتی را طوری بنویسند که خواندنش محتاج دقت باشد. این شیوه نیز به اشکال گوناگون خط نوشته می شود.مُثنّی یا آینه‌نویسیمثنی به معنای دوتایی، جفت و کتابت به شکل توأمان است به گونه‌ای که حروف با یکدیگر قرینه‌اند. در مثنی، دقت ترسیم حروف و قرینگی بسیار حائز اهمیت است.مثنی به معنی دوتائی و جفتی و توأمان است و کتاب متفنن آنگونه خط را به اقسام مختلف نوشته‌اند و این خط تزیینی را نیز در لباس خط‌های گوناگون از کوفی، محقق، ثلث و غیره می‌توان درآورد.در الفهرست ضمن قلم‌هایی که با آن مصحف را می‌نوشته‌اند کلمه التئم دیده می‌شود آن به معنی توأمان(دوقلو) است یعنی بچه‌ای که در یک شکم بچه دیگر متولد شود لکن کیفیت آن که به چه شکل و صورتی می‌نوشته‌اند معلوم نیست.صاحب نفیس الفنون(عهد سلطان محمد خدابنده اولجایتو) مثنی را نام برده و آن را در ردیف انواع خط به شمار آورده است ولی خصوصیات آن ذکر نشده و مکشوف نیست.در مناقب هنروران آمده است که مُلّاجان کاشی از شاگردان جعفر تبریزی و از نویسندگان دربار بایسنغر میرزا گورکانی است.مُلّاجان مخترع خط «شکسته بسته» است و آنچنان است که اجزای خط را بعضی در یک صفحه کاغذ بعضی در صفحه دیگر می‌نویسند و چون آن دو صفحه را روی هم می‌گذارند خط کامل نموده می‌شود تذکر این نوع ساده و آسانی از توأمان است و طریقه مجنونی تزیینی آن می‌باشد.مجنون رفیقی هراتی معاصر میرعلی هروی در زمان سلطنت سلطان حسین بایقرا که اختراع خط توأمان را به خود نسبت داده و گفته است توامان مخترع مجنون است که قلم چهره گشایی‌ها کرد تا شدم مخترع و صورتکش خطکم صورتکی پیدا کرد.و خود وی همچنان صاحب گلستان هنر تا اندازه‌ای خط توأمان را تفصیل داده و مشخص ساخته‌اند و آن بدین گونه است که دو صفحه مقابل هم را با حساب عبارات خط به صورت نقاشی و گل و بوته و مرغ و آدمی درآوردند و آنگاه این دو صفحه را روی هم گذارند این حال مشاهده می‌شود که جمله و عبارتی از آن تشکیل شده است و مثلاً خوانده می‌شود نصرمن الله و فتح قریب  و غیره نوع دیگر مثنی متعاکس یا برگردان است و در اصطلاح خطاطان عثمانی « آینه لی » گفته شده است. و آن را در قالب اشکال هندسی و به صورت انسان و مرغ و برگ درختان و قندیل و ظروف و غیره درآورده‌اند.و نمونه‌های بسیار از قبیل مثنی در لوحه‌های اولوجامع بورسه و موزه «تی ال ای» در استانبول و مواضع دیگر ترکیه دیده می‌شود و این‌گونه خط در تزیینات عربی قرن نهم هجری در بناها و مساجد دیده شده است(صفحه ۳۵۹ مصور الخط)نتیجه گیریمثنی: به معنی دو تایی و جفتی می باشد. این خط تزیینی به اشکال گوناگون خط ( کوفی، محقق، ثلث و… ) نوشته می شود. نوع دیگر مثنی «متعاکس» یا «برگردان» است و آن را در قالب اشکال هندسی و به صورت انسان، مرغ و برگ درختان و قندیل و ظرف … در آورده اند. این گونه خط در تزیینات بیان عربی قرن نهم هجری در بناها و مساجد دیده شده است.مُعَمّا یا مُعَمّی نویسی” معما ” در لغت به معنای عبارتی است که معنای آن پوشیده باشد. در خط جمله یا عباراتی را طوری بنویسند که خواندنش محتاج دقت باشد. این شیوه نیز به اشکال گوناگون خط نوشته می شود.خطی است که به شکل تفننی به گونه‌ای رمز­آلود و معماگونه نوشته شده‌است، به شیوه‌ای که خواندن آن دشوار است. شاید بتوان سابقه معمانویسی در خط را در میان کاتبان دیوان‌های سلطانی و دفاتر قضاوت­ یافت. آن‌ها می‌بایست نوشته‌ها را طوری می­‌نوشتند که در دسترس دیگران قرار نگیرد.معما در خط، آن است که جمله یا عبارتی را از روی تفنن، طوری نویسند که خواندنش مشکل و محتاج دقت باشد و به طور عادی برای هر بیننده‌­ای، خوانا نیست بلکه تا حدودی به صورت پیچیده نوشته شده و خواندن آن، نیازمند تأمل بیشتری است.مُعَمّا یا مُعَمّی در لغت اسم مفعول از تعمیه، و آن چیزی یا عبارتی است که معنی آن پوشیده باشد و معمای در خط آن است که جمله یا عباراتی را تفنناً طوری بنویسند که خواندنش محتاج دقت و مشکل و متعسّر باشد. اینگونه خطّ را نیز از همه نوع خطی می‌توان ترتیب و تشکیل داد.سابقه:صاحب خط و خطاطان(۱۳۰۵ _ میرزا حبیب) از خط معمّاة نام برده و آن را در شمار انواع خطی که برشمرده درآورده و شرح و بیانی درباره آن ایراد نکرده است و از فحوای کلام بعضی تذکره نویسان برمی‌آید که در شمار خطوط، و نوع مستقلی نیست بلکه معمّاة صفتی از برای خط است و مقصودشان از ایراد این کلمه خطی است که چشمه‌های حروف مانند(حلقه میم و واو و فاء و قاف مفرد و اول کلمه و عین و غین وسط و آخر در خطی مثل رقاع و غبار الحلبه و یا نسخ) بسته باشد.محققان با قطع نظر از وجود یا عدم پیشینه به بعضی از قطعات و آثار خطاطان گذشته دست یافته‌اند نامی جز معما به آنها نمی‌توان داد و وجود همین نمونه‌ها کافی است که نوعی از این گونه خطوط تفننی را معما بنامیم.در پایان:جا دارد که از دلسوزی، همراهی و توجه اساتید معظم و متعهد و متدین و مجاهد خود در تعلیم و تربیت و انتقال معلومات و تجربیات ارزشمند فرهنگی و هنری، برای کسب علم و هنر و دانش خوشنویسی، گرافیکی و روانشناسی رنگ و نقش، بر خود وظیفه میدانم در کسوت شاگردی از زحمات ارزشمند استاد مسعود نجابتی و عبدالرسول یاقوتی تقدیر و تشکر نمایم.شاگرد شما، ابوالفضل رنجبران© کلیه حقوق متعلق به صاحب اثر و پرتال فرهنگی راسخون است. استفاده از مطالب و آثار فقط با ذکر منبع بلامانع است.</description>
                <category>تاریخ هنر ایران و جهان</category>
                <author>تاریخ هنر ایران و جهان</author>
                <pubDate>Tue, 04 Feb 2025 10:34:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ابوالفضل رنجبران از خط ناخونی، شیوه‌ای تفننی می‌گوید:</title>
                <link>https://virgool.io/artday/%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%B6%D9%84-%D8%B1%D9%86%D8%AC%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%AE%D8%B7-%D9%86%D8%A7%D8%AE%D9%88%D9%86%DB%8C-%D8%B4%DB%8C%D9%88%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%81%D9%86%D9%86%DB%8C-%D9%85%DB%8C-%DA%AF%D9%88%DB%8C%D8%AF-hkunct1pqnio</link>
                <description>ابوالفضل رنجبراندر خدمت جناب آقای ابوالفضل رنجبران طراح گرافیست و پژوهشگر تاریخ هنر هستیم، و قرار است توسط ایشاندر این مبحث به  خط ناخونی، شیوه‌ای تفننی  بپردازیم.جناب آقای رنجبران لطفا مختصری از خط ناخونی، شیوه‌ای تفننی همراه با ارائه منبع بفرمایید؟خط ناخونی، شیوه‌ای تفننیشیوه‌ای تفننی است که از ناخن برای کتابت استفاده شده‌است. در کتابت و خوشنویسی از ابزارهای متنوعی برای کتابت استفاده شده و یکی از این ابزارها که برای تفنن به کار رفته ناخن(انگشت سبابه یا میانه به همراه انگشت شست) است که سبب ایجاد فرورفتگی و برجستگی روی کاغذ شده‌است.خط ناخنی از انواع خوشنویسی‌های تفننی در دوره صفوی محسوب می‌شود. در این نوع خط که با استفاده از ناخن دو انگشت نوشته می‌شود، نوشتار به صورت برجسته بر کاغذ نقش می‌بندد و در زوایای خاصی از تابش نور قابل روئیت است.این برجسته نگاری که به کمک فشار مابین انگشت شصت و انگشتر به وجود می‌آید اغلب دارای ابعادی کوچک است.خط ناخنی از هنر های تفننی خوشنویسان قدیم بوده که قدمت آثار به جا مانده به قبل از دوره ی صفویه می رسد،مرحوم زنده یاد کیمیا قلم احیا گر این هنر فاخر در دوره ی معاصر بوده که جواهر پور از جمله شاگردان برجسته ی ایشان و در روزگار ما احیا گر این هنر فراموش شده می باشد.خوشبختانه علیرغم تعداد اندک متولیان این هنر آثار جدید و فاخری بر دیوار نگار خانه ها نقش میبندد که موجب امید واری به بسط و گسترش این هنر می شود.از جمله هنر مندانی که به خلق آثار در این زمینه پرداخته اند می توان به جعفر کیمیا قلم چهره ماندگار و فرزند کیمیاقلم، جواهرپور، علی علی، علیرضا آستانه، مهدی مهدی بیگ و رضا روحی که متولد 1355 در تهران،برگزاری 3 نمایشگاه انفرادی خط ناخنی و نمایشگاه خوشنویسی،مدرس فرهنگ سرا های تهران اشاره نمود.در خط ناخنی بیشترین آثاری که موجود است از خطوط نستعلیق است و در این هنر کمتر از خطوط شکسته، نسخ و ثلث استفاده شده است، چون خطاطان زبده که گرایشی در کار خط ناخنی داشتند در آن زمان به این وسیله یک سطر از شعر یا آیات قرآن مجید را روی کاغذی که خاصیت و انعطاف برجسته نمایی در آن وجود داشت تنها به وسیله ناخن‌های ۲ انگشت دست خلق می‌کردند.در آثار خط ناخنی شما یک صفحه پس از آرامش مثل یک شکوفه گل یاس را می‌بینید که نستعلیق در آن متجلی شده است.هنرمندان این رشته بیشتر از خطوط بزرگان خطاطی برای خلق یک اثر خط ناخنی استفاده می‌‌کردند. او بهترین نمونه‌ها را در این زمینه ارجاع می‌دهد به آثاری که از سوی هنرمندان این رشته از روی آثار میرعماد و میرزا غلامرضا خلق کرده‌اند.این خط از ابداعات ایرانیان است که در ۳۰۰ سال گذشته شکل گرفته است. او که از خط ناخنی به عنوان یک هنر صنعت یاد می‌کند در ادامه می‌افزاید:این هنر شگفت‌انگیز نشانه‌ای است از مهارت و ابداع هنرمندان قدیمی که پیوسته در کار بسط دادن و یافتن زمینه‌های نو و ابداع‌های تازه در هنر دقیق و ساختارمند زمانه‌شان بودند و در عین پیوسته و وابسته بودن به سنت‌های رایج زمانه خویش، به جستجوهای جدید نیز می‌پرداختند.او می‌افزاید: خط ناخنی تنها در خوره خطوط خوشنویسی نیست، بلکه هنرمندان برجسته تاریخ این هنر آثار به صورت گل‌ها و پرنده‌ها و عشاق بناها و منظره‌ها نیز پدید می‌آورند.آغداشلو این نکته بارز را بیان می‌کند که مخاطب این آثار در وهله اول اثر را به درستی نمی‌بینند و تا نور از زاویه خاصی به آن تابیده نشود نمی‌توان آثار خلق شده را بخوبی دید.او دراین نسبت به یکصد سال گذشته فراموش شده است و اکنون تنها تعداد انگشت‌شماری از هنرمندان معاصر دوباره به آن توجه کرده‌اند و جانی تازه به کالبدش دمیده‌اند.حرف‌های این پژوهشگر هنر در مورد ان هنر ایرانی چندان بیراهه نیست، زیرا همان طور که گفته شد معلوم نیست پس از ۳ نفر از هنرمندانی که به طور صحیح به خلق آثاری در حوزه خط ناخنی می‌پردازند آیا می‌توان آینده‌ای نیز برای این شاخه از خوشنویسی ایرانی متصور بود یا باید از هم‌اکنون نام آن را در دایره‌المعارف‌های هنری به عنوان هنری که زمانی به وجود آمد و زمانی از بین رفت، سراغ گرفت.خط ناخنی یکی از شاخه‌های هنر خوشنویسی است که حروف به وسیله برجسته کردن یک کاغذ توسط ناخن شکل می‌گیرند.در این خط کاغذ مابین ۲ ناخن انگشت شست و انگشت ماقبل انگشت کوچک که بنصر (Benser) معروف است، قرار می‌گیرد و با حرکت کاغذ از میان ناخن‌ها حروف یا اشکال شکل می‌گیرند.گاهی ناخن انگشت شست که روی کاغذ قرار دارد در داخل ناخن انگشت بنصر قرار می‌گیرد و گاهی بنصر درشت و در واقع خط یا گل مرغ یا هر شکل دیگری را بر صفحه کاغذ طراحی می‌کنند. کل اشکال را از قدیم خط ناخنی می‌نامیدند.خطاطان معتقدند کاغذ خط ناخنی نباید ضخیم و پهن باشد، زیرا کاغذهای خیلی ضخیم، هم به ناخن آسیب می‌رسانند و هم امکان مانور و کارایی را از وی می‌گیرند.یکی از قدیمی‌ترین آثار برجای مانده از خط ناخنی متعلق به مرحوم محمدحسین شیرازی است که در جلد دوم مرقع رنگین به چاپ رسیده و دارای تاریخ ۱۲۷۹ هجری قمری است.تا به حال به این موضوع فکر کرده‌اید که چقدر زیباست وقتی یک اثر هنری بدون رنگ خلق شود! یک تابلوی نو در حوزه هنر خوشنویسی.خط ناخنی و آثاری که در این حوزه خلق می‌شوند تعبیر همان یک جمله بالاست.به یقین بسیاری از کسانی که اکنون این متن را می‌خوانند یا هرگز نام این هنر ایرانی را نشنیده‌اند یا اگر هم شنیده‌اند دانسته‌هایشان تنها به همین ۲ کلمه خلاصه می‌شود: خط ناخنی.این‌که چنین هنر ایرانی‌ای از کجا و چگونه آغاز شده یک نکته است و این‌که چرا اکنون روزهای پایانی عمرش را سپری می‌کند، بحثی دیگر است. در این مطلب استادان خوشنویسی و هنر کشورمان به بررسی چگونگی پیدایش این هنر و روند افول آن پرداخته‌اند.در پایان:جا دارد که از دلسوزی، همراهی و توجه اساتید معظم و متعهد و متدین و مجاهد خود در تعلیم و تربیت و انتقال معلومات و تجربیات ارزشمند فرهنگی و هنری، برای کسب علم و هنر و دانش خوشنویسی، گرافیکی و روانشناسی رنگ و نقش، بر خود وظیفه میدانم در کسوت شاگردی از زحمات ارزشمند استاد مسعود نجابتی و عبدالرسول یاقوتی تقدیر و تشکر نمایم.شاگرد شما، ابوالفضل رنجبران© کلیه حقوق متعلق به صاحب اثر و پرتال فرهنگی راسخون است. استفاده از مطالب و آثار فقط با ذکر منبع بلامانع است.</description>
                <category>تاریخ هنر ایران و جهان</category>
                <author>تاریخ هنر ایران و جهان</author>
                <pubDate>Tue, 04 Feb 2025 10:30:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ابوالفضل رنجبران از خط گلزار یکی از شیوه‌های تفننی در خوشنویسی می‌گوید:</title>
                <link>https://virgool.io/artday/%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%B6%D9%84-%D8%B1%D9%86%D8%AC%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%AE%D8%B7-%DA%AF%D9%84%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%DB%8C%DA%A9%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%DB%8C%D9%88%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%81%D9%86%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AE%D9%88%D8%B4%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D9%85%DB%8C-%DA%AF%D9%88%DB%8C%D8%AF-cwdooktllopb</link>
                <description>ابوالفضل رنجبراندر خدمت جناب آقای ابوالفضل رنجبران طراح گرافیست و پژوهشگر تاریخ هنر هستیم، و قرار است توسط ایشاندر این مبحث به  خط گلزار یکی از شیوه‌های تفننی در خوشنویسی  بپردازیم.جناب آقای رنجبران لطفا مختصری ازخط گلزار یکی از شیوه‌های تفننی در خوشنویسی  همراه با ارائه منبع بفرمایید؟خط گلزار یکی از شیوه‌های تفننی در خوشنویسیخط گلزار یکی از شیوه‌های تفننی خوشنویسی است. این خط به نقاشی خط بسیار نزدیک و در واقع پایه آن به‌شمار می‌رود. در اینگونه، تا آن جا که پیچ و خم‌های خط اجازه می‌دهد، درون خط اغلب با تصاویر گیاهی و گاه حیوانی و انسانی آرایش می‌شود.این خط را می‌توان در خطوط مختلف اجرا کرد، اما این کار در خط نستعلیق بیشتر انجام می‌شده‌است. پیش از آن که خط مورد نظر را خوشنویسی کنند آن را طراحی کرده و ترکیب می‌زنند. این طراحی‌ها با توجه به روش‌های مرسومی چون نقاشی، گل و مرغ و دیگر آرایه‌های تزیینی در سواد (سیاهی) خط اجرا می‌شوند.به نظر می‌رسد نخستین آثار فن گلزار در خوشنویسی به منزلهٔ بخشی از مهارت تذهیب کارپیش رفته‌است.از قرن سیزدهم نقوش پیکره‌ها با موضوعیت مذهبی و اعتقادی به گلزار افزوده شد. اوج تنوع نقوش ونگاره‌ها را در دوره قاجاریه شاهد هستیم که به صورت رنگی و با پرداز و پرداخت‌های بسیار ظریف انجام شده‌است. از اواخر قرن ۱۴، نقوش کم‌کم با واقع گرایی وارده از غرب آمیخته و رنگ و بوی اروپایی گرفت و از نور و پرداز بیشتر بهره‌مند شدند.در سالهای اخیر نقوش گلزار دستخوش تغییرات شدند و فقط جهت پرکردن فضای سیاه کلمات با گل‌های ختایی و اسلیمی به کار رفته‌است. هدف اصلی این پژوهش گونه‌شناسی وبررسی تحول فرم و مضمون به کاررفته در خط گلزار است و به شیوه تاریخی توصیفی، تحولات فرم نقوش به کار رفته در خط گلزار در دوره‌های صفویه، افشار، زندیه و قاجار را مورد بررسی قرار داده‌است.جمع‌آوری داده‌ها به صورت کتابخانه ای و میدانی به صورت مشاهده از آثار موزه‌ها انجام پذیرفته‌است. در نتیجه این تحقیق مشخص می‌شود. هنرمندان گلزار با گلهای تذهیب و اسلیمی، گل و بوته، گل و مرغ، نقوش جانوری - اساطیری، نقوش انسانی و روایاتمذهبی، آرامگاه‌ها و خوشنویسی درون خطوط را مزین می‌نمودند.این نقوش در چهارگروه مذهبی، باستانی، ادبی ودرباری دسته‌بندی می‌گردد. از استادان برجسته خط گلزار چون محمود زین الدین، محمدباقر زرین قلم، اسماعیل جلایر، محمدکاظم، محمد صادق، محمدعلی، عباس بنصبور، حسن زرین قلم، شیخ علی سکاک و محمدعلی خیارجی می‌باشند.در پایان:جا دارد که از دلسوزی، همراهی و توجه و تلاش و کوشش اساتید معظم برای کسب علم و هنر و دانش خوشنویسی، بر خود وظیفه میدانم در کسوت شاگردی از زحمات ارزشمند استاد مسعود نجابتی، عبدالرسول یاقوتی، تقدیر و تشکر نمایم. از خداوند متعال برای این اساتید عزیزم، سلامتی، موفقیت و همواره شاگرد پروری را مسئلت دارم.شاگرد شما، ابوالفضل رنجبران© کلیه حقوق متعلق به صاحب اثر و پرتال فرهنگی راسخون است. استفاده از مطالب و آثار فقط با ذکر منبع بلامانع است.</description>
                <category>تاریخ هنر ایران و جهان</category>
                <author>تاریخ هنر ایران و جهان</author>
                <pubDate>Tue, 04 Feb 2025 10:25:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ابوالفضل رنجبران از طُغرا نویسـی سبکی در خوشنویسـی می‌گوید:</title>
                <link>https://virgool.io/artday/%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%B6%D9%84-%D8%B1%D9%86%D8%AC%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%B7%D9%8F%D8%BA%D8%B1%D8%A7-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%80%DB%8C-%D8%B3%D8%A8%DA%A9%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AE%D9%88%D8%B4%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%80%DB%8C-%D9%85%DB%8C-%DA%AF%D9%88%DB%8C%D8%AF-as4n3riv2uq2</link>
                <description>ابوالفضل رنجبراندر خدمت جناب آقای ابوالفضل رنجبران طراح گرافیست و پژوهشگر تاریخ هنر هستیم، و قرار است توسط ایشاندر این مبحث به طُغرا نویسـی سبکی در خوشنویسـی  بپردازیم.جناب آقای رنجبران لطفا مختصری از  طُغرا نویسـی سبکی در خوشنویسـی همراه با ارائه منبع بفرمایید؟طُغرا نویسـی سبکی در خوشنویسـیطُغرا یا طُغری یا طُغراء(ترکی عثمانی: طغرا، ترکی استانبولی: tuğra) تک‌نگار، یا امضای سلاطین ترک به گونهٔ خوشنویسی است که در طول تاریخ بر کلیهٔ اسناد و مکاتبات رسمی الصاق می‌شده است. طغرا همچنین با الهام از سنت تمغا، بر مهر سلطنتی و بر روی سکه‌های ضرب شده در زمان سلطنت سلاطین حک می‌شده است.طغراها در آغاز سلطنت سلطان طراحی و توسط خطاط دربار(نشانچی یا طغرانویس) بر روی اسناد مکتوب حک می‌شدند. اولین نمونه‌های طغرا در قرن چهاردهم میلادی دیده شده‌اند. طغراها هدفی شبیه به کارتوش در مصر باستان یا سایفر سلطنتی پادشاهان بریتانیایی داشتند. هر سلطان عثمانی طغرای مخصوص به خود را داشته است.طغرا، نشان و علامت فرمانروایان، شامل نام و القاب پادشاه است که برنوشته‌های سلطانی ودیوانی به منظور تأیید و تأکید مطالب با خطوط منحنی و پیچیده بر بالای نامه‌ها و فرمان‌ها نوشته می‌شده است.که بعدها پادشاهان سلجوقى و سپس سلاطین و فرمانروایان عثمانى آن را به عنوان یک نشان فرمانروایی به کار برده‌اند. این واژه به صورت هاى طغراق، طغرى، تغراغ، تورقا، طورغی و طورغای نوشته شده است و مانند توقیع در موارد مختلف در حکم دست‌خط، امضا و فرمان بوده، ولی معمولاً به علامت و نشان مخصوص پادشاهان، درجایگاه مُهرملک، توقیع و منشور آنان به کار رفته است. این اصطلاح ظاهراً از عصر استیلای ترکمانان سلجوقی رایج شده و طغرا درآن ایام خطی بوده است که برصدر فرمان‌ها بالای (بسم الله) می‌نوشته‌اند و به شکل قوسی شامل نام و القاب سلطان وقت و آن در حقیقت، حکم امضا و سحّه پادشاه داشته و تا فرمانی به طغرا نمی‌رسیده، صاحب اعتبار نمی‌شده است(اقبال آشتیانی، 1352 ، 533).ازنقش طغراى غزها و سلاجقه اطلاعى به دست نیامده است، امّا تعبیر (قوس الطغرا ) از عماد اصفهانی، قوسی بودن آن را مشخّص می‌کند و ازکسانى که در عهد سلجوقیان، متصدی (طغرا کشیدن) بوده‌اند، عنوان طغرایى برجاى مانده است (انوری، 161،1373 وحقی اوزون چارشیلی، 79،1381 ).در افسانه‌های قدیم، طغرا را شبیه پرنده‌ای افسانه‌ای به نام (عنقا) که فرمانروایان (اوغوز) آن را مقدس و مبارک می‌پنداش و کاتبان در آن زمان طغرا را به معنی سایه بال آن پرنده درنامه‌ها و فرمانها رسم میکرده اند (فضائلی، 645،1371). برطبق تحقیقات انجام شده چگونگی شکل‌گیری طغرا در دوره سلجوقیان از چتری است مخصوص و بزرگ، مزین به علامت تیر و کمان که در هنگام جنگ در بالای سر سلطان قرار می‌گرفته و نشانه‌ای از سلطنت، خلافت و قدرت پادشاهان و نمادی از شکوه و اقتدار او بوده است.برهمین اساس طغراها در اسناد شکل گرفته است که بعدها سلاطین و فرمانروایان عثمانی به عنوان نشان شاهی آن را مورد استفاده قرارداده اند. این شیوه ترسیم، در دوره سلاطین عثمانی شکل خود را حفظ کرده است، اما در ایران به دلیل اعتقادات دینی و مذهبی سلاطین، شکل نمادین طغرا تغییر کرد و با مفاهیمی دیگر در دوره‌های بعد ترسیم شد(سمسار، 145،1346 ). برخلاف آنچه که فرهنگ‌نویسان درباره شکل کمانی طغرا نوشته اند، طغراهای ایران در اوایل حکومت اسلامی به صورتی بسیار ساده و با الف‌های بلند نگاشته شده است.از زمان پادشاهان قراقویونلوها رفته‌رفته تغییراتی پدید آمده که نخستین آن در طغرای حسن علی قراقویونلو دیده می‌شود که تا زمان شاه سلیمان صفوی ( 1077 – 1105 هـ ق) در طغراها حفظ شده است و آن کلمه‌ای ترکی (سیوزومز) است که تحریف شده‌ا‌ی واژه مغولی سوزومز می‌باشد. پس از آن در دوره آق‌قوینلوها، شکل طغرا با نام الله به همراه لفظ سوزومز به شیوه‌ای خاص به طغرای شاهان اضافه شد.در دوره صفوی طغراها به چهار خانه دوازده قسمتی به غیر از نام خدا برای اسامی ائمه اطهار ترسیم گردید. رسم طغرای دوازده خانه به این صورت است که چهار خط  افقی مخصوص کلماتی ثابت و معین می‌باشد و نام شاه در پنج خط عمودی این دوازده خانه قرار می‌گیرد. به غیر از طغرای دوازده خانه، تحولی دیگر در شکل طغرا ها به وجود آمد که به جای نام و القاب پادشاهان طغراهایی با مضمون (حکم جهان‌مطاع) و (فرمان همایون شه) و فرمان (همایون شرف نفاذ یافت) برای اسناد مختلف استفاده شده و پس ازآن در دوره پادشاهان افشار و زندیه دوباره رسم طغراکشی به صورت پیچیده و با خطوط منحنی بار دیگر مورد استفاد قرار گرفته اما بدون نام شاه و با واژگانی مثل الملک الله تعالی ترسیم شده است.به طورکلی رسم طغرا نویسی از سال ( 1324 هـ ق) به بعد منسوخ شد و در زمان ناصرالدین شاه و احمد شاه، گاهی از طغرای چاپی استفاده شده است.محل قرارگیری طغرا بیشتر بر روی فرمان‌ها و نامه‌های حکومتی در بالای اسناد بوده است. مأمور مخصوص، طغراها را بر ورقه‌اى از کاغذى مستطیل شکل تهیه می‌کرد و کاتبان آن را در قسمتى که در طرف راست و بالاى منشورها سفید می‌گذاشتند، درج می‌کردند(مقریزی، 368،1418 ). نوع خط طغرا در دوره‌های مختلف تاریخی یکسان نبوده و از تمامی خطوط از قبیل ثلث، نسخ، توقیع، نستعلیق، شکسته نستعلیق در ساختن طغرا استفاده می‌شده است؛ اما از زمان پادشاهان افشار، طغراها را بیشتر با خط شکسته نستعلیق می‌نگاشتند که این رسم تا زمان پادشاهان قاجار ادامه یافته است.همچنین چگونگی رنگ‌بندی در طغراها بر اساس زنجیره ای ازکلمات جدید شکل می‌گرفته است. بیشتر طغراها در دوره‌های مختلف برای فرامینی که نام خدا در آن ذکر شده به همراه نام سلطان با رنگ طلایی و در دوران پادشاهان صفوی برای نام پیامبر و ائمه اطهار از رنگ‌های لاجوردی یا قرمز استفاده می‌شده است.محل قرارگیری رنگ قرمز و لاجوردی درطغراها ثابت نبوده و به طور کلی ترکیب ‌این رنگ‌ها نشانی از خلافت و حاکمیت پادشاهان اسلامی با حمایت دوازده امام(ع) بیان شده است (رضایی، 1389،70). برای طغراهای (حکم جهان‌مطاع شد) و (حکم والا) با مرکب سیاه،طغرای (فرمان همایون شد) را با رنگ قرمز و طغرای (فرمان همایون‌شرف نفاذ یافت) را آب زر و گاهی به رنگ قرمز می‌نگاشتند.طغرای سلاطین عثمانی هم درابتدا به صورت ساده نگاشته شده‌اند، اما به تدریج این خط تکامل پیدا کرد و استفاده رسمی آن با برکناری آخرین سلطان عثمانی از بین رفت. در طغراهای عثمانی معمولاً سه حرف از حروف کلمات به صورتی عمودی کشیده با سه حرف دیگر به صورتی منحنی بلند و افقی قطع می‌شود که به صورتی زیبا درهم پیچیده می‌شوند. و به وسیله اشکال گیاهی تزیین و درقالب شکل هندسی مثلث ترسیم شده و به بخش‌های مختلف تقسیم می‌شوند:1) پایه اصلی2) بیضی بزرگ و کوچک3) طوق یا زلفه4) خنجر5) دربرخی طغراها نام مستعارسلطان درناحیه فوقانی سمتراست ذکرشده استتکرارخطوط طوق و کرسی زیر آن نمادی از قدرت، تاج و تخت و اشاره است به آسمان، خدا، حکومت و نمادی از پرچم فرمانده پیروز که با اضافه کردن کلمه دائما در داخل بیضی آن را تاکید می نماید. همچنین وجود خنجر که اشاره به شمشیر دارد نمادی از عدالت پادشاهان عثمانی است.(پولات کایا) در باب نماد شناسی طغرا بیان میدارد که: طغرای عثمانی به سبک خاصی و در شکل سر انسان طراحی شده و نمادی از خالق آسمان و زمین به (سر سرخ) یا (سر طلایی) بوده است.برای سلاطین عثمانی طغرا نشانی از قدرت و عظمت شاهی و دارای اهمیت زیادی بوده، به همین دلیل طراحی آن، با دقت زیادی انجام می‌شده است. آنها طغرا را در اندازه‌ای بزرگ درقسمت بالا ودر مرکز اسناد، به طوری که فضای بیشتر سند را طغرا با نقوش تزئینی آن تشکیل دهد.علاوه برفرم ظاهری و محل قرارگیری طغراها، نقوش تزئینی که شامل اسلیمی و ختایی‌ها بوده، با ظرافت خاصی در اطراف طغرا نقش بسته‌اند. شیوه آرایش این نقوش به طوری است که در قالب شکل هندسی مثلث و در قسمت بالای طغرا قرار می‌گیرند. این شکل هندسی شباهت زیادی به چتری دارد که شاهان بر بالای سر خود می‌افراشتند.مُهر و اعتبارمُهرها نیزسبب اعتبار بخشی اسناد در دوره‌های مختلف تاریخی در ایران بوده است که با توجه به این که بیشتر با تزئین و تذهیب همراه هستند، به عنوان یکی از مهمترین عناصر تزئینی اسناد به شمار می‌روند. مُهر، واژه‌ای فارسی است که درنوشته‌های دیرینه این زبان به صورت عمومی به دو معنی اصلی به کار رفته است.الف) ابزار مُهر نهادن که در زبان عربی خاتم نام دارد.ب)عمل مُهر کردن و نقشی که از این وسیله برجای می‌ماند که در زبان عربی (ختم)، (تختیم) و (ختام) نام‌گذاری شده است (صفری آق قلع ه، 1388 ، 4) مفهومی که از چندین سده پیش حدوداً پس ازهجوم مغولان از واژه مُهر بیان شده عبارت است از نوشته‌ها یا نشانه‌هایی که برروی تکه‌ای فلز یا سنگ نقر شده و پس ازآغشتن فلز یا سنگ به ماده‌ای رنگین، آن را بر روی کاغذ می‌نهادند تا اثر آن نوشته‌ها و نشانه‌ها روی کاغذ برجا بماند که در زبان مغولی به آن (تمغا) می‌گفتند(جوادی، 67،1384 ) و از طریق مغول ها در ایران و سایر ممالک اسلامی رواج پیدا کرده است و بر حسب رنگ مرکب دارای انواع و اقسام مختلفی بوده است که بیشترین استفاده به مُهرهایی تعلق داشته که با مرکب طلایی، قرمز و سیاه نگاشته می‌شده که به ترتیب به اسامی (آلتون‌تمغا، آل‌تمغا و قره‌تمغا) شناخته شده‌اند.در اوایل سجع مُهرها به خط چینی و به شکل مربع بوده است که پس از گرویدن خان مغول به دین اسلام، سجع مُهرها به مضامین اسلامی و با خط کوفی بنایی و شعاعر مذهبی تغییریافته است.در دوره تیموریان، قراقوینولوها تغییر شکل بیرونی مُهرها و ورود خطوط نسخ، ثلث به جای کوفی مورد استفاده قرار گرفت و در دوره صفوی با استفاده از اسامی ائمه به همراه شعر و تزئیناتی که با تداخل خطوط متن، بافت خاصی درمُهرها ایجاد کرد. زیرا پادشاهان صفوی درصدد بودند هویت شیعی و مذهبی خود را با حک اسامی ائمه با عناوینی چون بنده، کلب، غلام شاه ولایت و امام علی هویتش یعی خود به نمایش بگذارند و در همین دوران است که نقوش تزئینی در اطراف مُهرها نقش بسته است. محل نقش مُهرها در دوره‌های مختلف ایران درقسمت بالا و در کنار طغرا و حدوداً در کنار و ابتدای سطر نخست قرار داشت. مگر در موارد خاص که سلطان یا حاکم در حاشیه سند مطلبی می‌افزود و یا آن را تائید می‌کرده است که در این صورت مُهر او در کنار دست نوشته‌اش مشاهده می‌شد. دراسناد عادی، جای مُهر در انتهای نوشته‌ها یعنی در قسمت پائین سند است.نوع خط مورد استفاده درمُهرها، نسخ، ثلث و نستعلیق وگاهی ترکیب ثلث و نستعلیق می‌باشد. در دوره‌های مختلف شکل مُهرها بسیار متنوع و قابل توجه است. فرمان‌ها و برخی از اسناد در دوره ایلخانان دارای مُهرهای مربع(خشتی) و یا چند ضلعی نسبتاً ساده هستند که در زمان پادشاهان قراقوینلوها و به خصوص صفوی، شکل‌های دایره‌ای، بیضی، هشت ضلعی، مربع‌هایی با پیشانی هلالی یا ساده و نوع شکل قطرهای یا گلابی مورد توجه قرار گرفت، بعدها شکل مُهرها تنوع بیشتری می‌یابد و نقش‌ها و عناصر تزئینی دیگری در حاشیه آنها افزوده می‌شود.در اندازه‌های کوچک و بزرگ و با نام‌هایی چون مُهر مسوده، مُهر همایون و با آداب خاصی استفاده شده است (سمسار، 63،1347 ). پس از آن در دوره افشار مُهرهایی با اشکال طبیعی و حیوانی مورد استفاده قرار گرفته که تا اوخر دوره قاجار نیز مورد توجه بوده است.از ویژگی‌های خاص مُهرها می‌توان به مُهرهایی که بیانگر نام شاه و دلبستگی مذهبی مالک از طریق کلمه عبده، مُهرهایی که نوعی احترام به شخصیت‌های دینی و بدون نام مالک، مُهرهای که آراسته به مضامین موزون و مسجع است و شامل اشعار و عبارات کوتاه اشاره کرد (آتابای، 1358 ، 45 – 46). ارتباط مُهر و طغراپادشاهان ایران معمولاً از مُهر و طغرا در کنار هم استفاده می‌کردند. در دوره قاجار ارتباط مُهر و طغرا بیشتر از دوره‌های گذشته بوده به طوری که در بعضی از مُهرهای شاهان، طغرای شاه بر روی آن حک می‌شده است. در واقع این دو نشان تاریخی درکنار هم استفاده شده‌اند، از نمونه‌های منحصر به فرد ارتباط مُهر و طغرا در دوره قاجار می‌توان در طغرای فتحعلی‌شاه مشاهده کرد که با یازده مُهر گلابی شکل و محرابی و یا گوشوار‌ه‌ای و با سجع مزین به نام ائمه اطهار (ع) درقسمت بالای فرمان، به طرز زیبایی منقوش شده است(روستایی، 1383 ، 16 – 26 )از عوامل مهم بصری که در تمام دوره‌ها مطرح بوده و بیشتر طرح‌ها از این ویژگی خاص برخور دارند، ساختار کلی اثر است که عموماً نظم و ارتباط بین فرم‌ها را در طرح ایجاد می‌کند.خصوصیات ویژه طغراازخصوصیات ویژه طغرا آن است که کسی نتواند از آن تقلید کند. در طغرا واژه‌ها درشت و درهم پیچیده و تو در تو نوشته می‌شود و انتهای برخی ازحروف با قوس و انحنایی ویژه به صورت هماهنگ و منظم در یک یا چند جهت کشیده می‌شود. و یا حروف او ل به صورتی برجسته و مشخص نوشته می‌شود و پایه‌ای برای درج حروف بعدی که با قدرت در امتداد عمودی هستند قرار می‌گیرند. هرچه امتداد عمودی‌ها بلندتر باشد، خواندن آن سخت‌تر است.خوشنویسان از این خط برای معرفی کامل نام و القاب پادشاهان بهره گرفته‌اند و در بسیاری ازموارد، نه تنها برای انتقال مفهوم یک کلمه، بلکه به عنوان یک فرم برای انتقال یک مفهوم بصری استفاده شده استدر اصل ارزش تزئینی خطوط و به ویژه حضور آنها به عنوان عنصری مقدس مطرح بوده‌‍‌‌ است. خطوط در بسیاری از موارد مانند بافت برای پر کردن سطوح به کار رفته است و برحسب نیاز طرح، فضای موجود دچار تغییر شکل ظاهری شده است و گاهی کلمات برای رعایت ریتم و فضای مثبت و منفی در جای دیگر قرار می‌گیرند.رابطه هماهنگ میان سه حرکت تکامل یافته عمودی، افقی و دورانی، موجب گردش چشم بین دو حرکت افقی و عمودی می‌شود. همچنین میزان کشیدگی (الف) و حروف دیگر در قسمت‌های عمودی و افقی را طرح مشخص می‌کند نه قانون خوشنویسی.این زیر ساخت باعث تنوع در شکل حروف می‌شود که بر اساس آن و با توجه به طرح و رعایت فضای مثبت و منفی می‌توان حروف را به صورت متنوع نوشت. همچنین قرار گیری در محدوه هندسی مستطیل افقی و مثلث، ایجاد وحدت بین کل طغرا، ریتم نامنظم خطوط و یکنواخت در برخی اجزاء، عدم تقارن، ایجاد تناسبی پویا و حرکت هدایتگر از دیگر ویژگی‌های طغرا می‌باشد.این خط با فرم خاصی که از تکرار یک حرف یا موتیف مشترک شکل می‌گیرد را می‌توان، انتزاعی‌ترین نوع حروف فارسی نامید که زوایا و شکل هندسی مشخصی را درنقاط مثبت و منفی حروف تشکیل می‌دهد و جلوه بصری این نوع طراحی از طریق تغییرات متقابل اصول تکرار و فضای مثبت و منفی خطوط به وجود آمده است.در بسیاری از طغراها، فرم تزئینی نوشتار بر خوانایی ارجحیت داشته است .گاهی فرم‌ها کنار هم قرار می‌گیرند و تکرار می‌شوند که هدف آن ایجاد بافتی است که از تکرار حروف به وجود آمده و حروف شخصیت فردی خود را از دست می‌دهند و تبدیل به بافت می‌شوند و به کلیت طرح می‌پیوندند.به طور کلی زیبایی آن در رابطه‌ای هماهنگ میان سه حرکت تکامل یافته عمودی، افقی و دورانی است. حرکت عمودی،که به حروف وقار و صلابت خاصی می بخشد؛ حرکت افقی(سطح)، که حروف را به یکدیگر در روندی مستمر پیوند می‌دهد و حرکت دورانی (دور)، که زیبایی آن را دو چندان نموده و موجب گردش چشم بین دو حرکت افقی و عمودی می‌شود و در عین حال، نمودی از ارتباط تنگاتنگ خوشنویسی با نقوش اسلیمی می‌باشد. بنابراین، شکل طغرا در هنر خوشنویسی هر منطقه، منشعب از عناصر تصویری خاص آن است که به صورتی انتزاعی و بسیار خلاصه شده ظهور پیدا کرده و تاثیرات بصری خاصی بر ذهن و چشم بیننده می‌گذارد.این تاثیر پذیری به درک بهتر مطلب می‌انجامد و اوج هنر طغرانویسی نیز در همین جا است، هنرمند خوشنویس که درطول زمانی طولانی به شکل دادن حروف می‌پردازد، شیفته‌ای همین خصوصیت ناب و انتزاعی شده و آن چنان در این جریان غوطه‌ور می‌شود که دیگر به مفهوم و معنا کمتر توجه می‌شود ولی شکل تجریدی حروف را تکامل می‌بخشد.هنرمند خوشنویس نوعی حس و حال را در تک‌تک حروف به جا می‌گذارد که با ترکیب بندی‌های مختلف در کنار یکدیگر، می‌تواند بیان احساسات مختلفی را بنماید. همین خصوصیت خط طغرا موجب می‌گردد که حتی بینندگانی نیز که قادر به خواندن مطلب نیستند از لحاظ بصری، جذب اثر شده و آن را به عنوان یک بیان تجریدی که حاوی مفاهیم تاثیرگذار است، بپذیرند.خصوصیات ویژه مُهرحکاکان در انتخاب مکان حروف بر سطح مُهر اولویت‌هایی را در نظر می‌گرفتند که از جنبه‌های مختلف شایان بررسی و توجه است.در مُهرها،استقرار مستقیم خطوط برمبنای شکل مُهر و گاهی دایره‌ای بوده است، عدم تقارن، ایجاد تناسبی ایستا و حرکت هدایتگر، چینش منظم دوایرحروف درکنار هم و ایجاد ریتم نامنظم خطوط و انتخاب حروف کشیده در قسمت میانی مُهر، سبب توازنی خیال‌انگیز شده است و گاهی ادغام دوایر راست به چپ مانند (ن) و (ل) با دوایر چپ به راست مانند (ع) و (ح) در عباراتی نظیر (عز من قنع ذل من طمع) یا (ارفع من کل رفیع) و گاه ادغام کشیده‌هایی چون (ب) و (ت) با (ی) معکوس در عباراتی نظیر (توکلت علی الله) ضمن صرفه جویی در مکان، ترکیبی رازگونه آفریده است. جالب آن‌که تقریبا تمام مُهرهایی که سجع یا نامی با پسوند (الله) دارند به احترام، آن را در قسمت فوقانی در بالای مُهر نقش می‌کردند که این شیوه همواره از سوی سلاطین اسلامی ایران و حکاکان با تجربه رعایت می‌شده است(جدی، 1387 ، 152).بر روی بیشتر مُهرها، خط نستعلیق باکرسی‌بندی عالی حک شده است و در بسیاری از موارد خوشنویس حروفی که شکل مدوری را مانند (ج، س، ص، ع، ن) که نسبت به یکدیگر ریتم هماهنگی دارند را در بخش پایین مُهر ایجاد کرده است،در حالی که حرکات عمودی حروفی چون (ا، ط) و شکل‌های کوتاهی مانند (ک) و (ل) در بخش بالایی قرار گرفته‌اند شکل‌های بلندی چون (ب) و (ک) با حرکت کشیده‌ی افقی، معمولا در وسط مُهر دیده می‌شوند. اگر چه تمامی مُهرها از ارزش هنری برخوردارند، اما متاسفانه نقوش همیشه واضح نیستند. نتیجه مهر و طغرا نویسی:فرهنگ‌ها درباره کلمه طغرا چنین نوشته‌اند: طغرا به ضم اول بر وزن بُغرا، القابی باشد که برسر فرمان پادشاهان می‌نویسند. و در قدیم خطّی بوده است منحنی که بر سراحکام ملوک می‌کشیده‌اند.« برهان قاطع » طغرا، امضاء و رقم پادشاهی و صحّه پادشاهی که برسر فرامین می‌نویسند و چرغان نیز می‌گویند، و خطی منحنی که بر سر فرامین کشند. ‌و نیز خطی پیچیده که حروف آن درهم بوده ولقب و اسم پادشاه را به آن نویسند. « فرهنگ نفیسی» الّطغراء والّطُغری علامه ترسم علی المناشیر والمسکوکات السلطانیّة. جمع طغراءات وطغریات، والغرائی صانعُها، والکلمه من الدّخیل والعامه تسمیّها الطّرّة« المنجد » والّطُغری علامة التّی تکتب بالقلم الغیظ فی طرّة الا و امرالسطانیة تقوم مقام السُّلطان کلمه تتریّة استعملها الروم والفرس ج طغریات، الطّغرائی صانعُها، وزیر مشهور. « اقرب المورد»درباره زمان پیدایش و واضع آن، نقل گوناگون نویسندگان و محققان را بشنوید:ابن‌خلّکان(۵۹۰_ ۶۴۰) در ترجمه حال حسین بن علی معروف به طغرائی صاحب قصیده مشهور به لامّیه المعجم گوید که: ابوالبرکات بن مستوفی در تاریخ اِربل(شهری است در کردستان و فعلا تابع حکومت عراق می‌باشد) ذکر کرده که او(طغرائی) در شهر اِربل وزیر بود قبل از سال(۵۱۰).و طغرائی منسوب به کسی است که طغرا می‌نویسد و آن طُرّه است که بالای نامه‌ها به قلم درشت نعت و صفت پادشاهی را که آن نامه و فرمان از او صادر شده بنویسند و آن لفظ غیرعربی و عجمی است. «منقول از تاریخ الخط آدابه»در الوسیط آمده است:مویدّ الدّین ابواسماعیل حسین بن محمد طغرائی صاحب لامیة العجم اصفهانی الاصل در کتابت و شعر یگانه عصر، دو وزیر سلطان مسعود بن محمود سلجوقی صاحب موصل بوده است که در سال ۵۱۳ به ظلم کشته شد و او مدح و القاب پادشاهان سلجوقی را به صورت طُرّه به خط مُعلّق می‌نوشته است. «صفحه ۳۸۲ الوسیط» در اعلام المنجد چنین است: الطغرائی مویّد الدّین الاصفهانی(۱۰۶۱ _ ۱۱۲۱میلادی)شاعر دخل بلاط السّلاجقه کان حَسَنَ الخط اشتهر بدیوانه و فیه لامیه العجم و مطلعها:اصاله الرّای صانتنی عن الخطلو حلیه الفضل زانتنی لدی العطل مولّف مصورّ الخط العربی آورده است که: صاحب کتاب « تور کلرده دینی رسملر» قصه‌ای در رسوم و روش طغراآت بیان کرده که مفادش این است: رسم طُغرا از شعارهای قدیم و تفاُّل به پرنده‌ای افسانه‌ای شبیه عنقا است که فرمانروایان « اوغوز » آن را مقدس و مبارک و همایون می‌پنداشته‌اند، و کاتبان « طغرل » طغراها را به معنی سایه بال آن پرنده در نامه‌ها و فرمان‌ها آورده و رسم کرده‌اند.(صفحه۳۸۲ مصورالخط العربی).دائرة المعارف بستانی در بابی عنوان طالع تصریح می‌کند:پادشاهان و والیان از ترک و عجم و تاتار نگهبانانی برای مُهرهای خود تعیین می‌کرده و آنان را مُهرداریه می‌گفتند تا اینکه سلاطین رسم طغرای سلطانی را به جای مُهر متداول ساختند و آن را بالای نامه‌ها و فرمان‌های خود نگاشتند و رسم طغرا بر هیئت کنونی در دولت عثمانی زمان سلطان مراد اوّل(۷۶۱ _ ۷۹۲ قمری) بوده است. «تاریخ الخط العربی و آدابه»نظامی گنجوی شاعر عظیم القدر سده ششم هجری(عهد سلجوقیان)، در مخزن الاسرار کلمه طغرا را در شعر خود آورده است آن‌جا که می‌گوید:باز شده گوی گریبان حورخطّ سحر یافته طغرای نوردر دیوان حافظ متوفای(۷۹۲هجری) کلمه طغرا استعمال شده است:امید هست که منشور عشقبازی مناز آن کمانچه ابرو رسد بطغرائیمنشور به معنی فرمان پادشاهی مهرناکرده «منتهی الارب» و طغرا عبارت بوده  از چند خط قوسی تو در تو متوازی شامل نام و القاب سطان وقت که در بالای فرمان به طرز مخصوصی رسم می‌‌کرده‌اند و امضای فرمان بوده است.و چون طغرا، به شکل کمان بوده لهذا غالبا ابرو و کمان و هلال را بدان تشبیه کرده‌اند. خواجه در غزل دیگر می‌گوید:مطبوع‌تر ز نقش تو صورت نسبت بازطغرانویس ابروی مشکین مثال تومثال نیز به معنی فرمان پادشاهی است. و نیز می‌گوید:هلالی شد تنم زین غم که با طغرای ابرویشکه باشد مه که بنماید ز طاق آسمان ابرو«دیوان حافظ دکتر قاسم غنی»مولّف مصوّرالخط داستانی برای رسم طغرا در دولت عثمانی آورده است که چنین خلاصه می‌شود:تیمورلنگ کف دست را آلوده به خون کرد و بر ورق نامه‌ای زده جهت تهدید سلطان بایزید بن سلطان مراد(۷۹۲ _ ۸۰۵) فرستاد و آخرالامر منتهی به جنگ آن قره و شکست و اسیر سلطان بایزید گردید و آن زدن کف خون آلود بالای نامه، سبب شد که نوشتن طغراها به شکل ابتدائی خود بین عثمانیان بروز و ظهور یابد.از کتاب بررسی‌های تاریخی که نمونه‌هائی به دست داده نیز دانسته می‌شود که در ایران پیش از تیمور گورکانی رسم طغرا به نام آل تمغا(یا آل طمغا)، در دوران چنگیزیان و امرای معاصر آنان معمول بوده، و این مطلب از نمونه آل تمغای غازان خان مغول(۶۹۴ _ ۷۰۳) و آل تمغای سلطان احمدجلایر( ۷۸۴ _ ۸۱۴) به خوبی مشهود است که مُهر خود را با رنگ سُرخ بر بالای فرمان می‌زده‌اند. (آل به معنی سرخ و تمغا«طمغا» به معنی مهر در زبان مغولی آمده است) ولی سابقه و پیشینه رسم طغرا به استناد و مطالب پیش گفته، تا به زمان سلجوقیان می‌رسد.تاریخ الخط العربی در این‌باره گوید:در زمان قدیم بین طغرا و طُرّه فرق می‌گذاشته‌اند، چنانکه در صبح الاعشی آمده است: طغری نوشتن به شکل مخصوص است که نام پادشاه و نام پدر و القاب او را می‌نویسند.در دیوان سلطانی یک نفر مخصوص این ‌کار بوده، زمانی ‌که کاتب فرمان را می‌نوشت یکی از آن طغراها را از طغرانویس می‌گرفت و به  فرمان می‌چسبانید و در زیر آن جمله خلدالله سلطانه را اضافه می‌کرد و طغرا را مابین طُرّه در سابق چنان بوده که در پیشانی خطابات و فرمان‌های سلطان و مرسومات شاهانه از پیمان و حکم مناصب و نام پادشاه و لقب و اسم طرف خطاب و اندکی از مضمون فرمان را در بالای نامه به قلمی باریکتر از قلم فرمان در سطرهائی نزدیک به هم می‌نوشتند و بعد از آن طغرا و بعد از آن بسمله نوشته می‌شد و آنگاه شروع به خطبه و مقصود می‌کرده‌اند و طبعاً قدری از کاغذ بین طرّه و طغرا و بین طغرا و متن سفید باقی می‌ماند.این رسم تا آخر دولت اشرفیّه یعنی زمان آخرین فرد این سلسله سلطان شعبان‌بن حسین متوفّای 873(در مصر) معمول و متداول بوده و پس از آن متروک شد و برای مدّتی از استعمال افتاد، تا اینکه دولت عثمانی آغاز گردید، و رسم طغرا هم تجدید شد لکن نه به صورت قدیم، بلکه به همین زیبایی کنونی که متدوال و مشهوراست. و در عرف زمان طُرّه و طغرا معنی واحد دارد و فرقی میان این دو نمی‌گذارند. برای نوشتن طغرا قاعده مخصوص است و آن کتابت کوچک و زیبایی به خط ثلث می‌باشد. « خلاصه‌ای منتخب از تاریخ الخطّ و آدابه »در کتاب نفیس مصورّ الخطّ العربی مذکور است: قدیمی‌ترین خطّی که شبیه نمونه‌های طغرا به ما رسیده آن است که در مکاتبات مهّم سلطان مملوکی(مصر) النّاصر حسن بن السلطان محمد قلادون 752 هجری به کار رفته است.پس از آن فرمانی است ترکی که بالایش طغرای سلطان محمد فاتح مورخ به تاریخ 867 دیده می‌شود. سومین نمونه از سلیمان قانونی در عهد فرمانروائیش سال(921) و چهارمین آنها که در آن تطوّر واضح دیده می‌شود و نیز از سلیمان قانونی(927 _ 974  ) است که زمان سلطان عبدالحمید خان عثمانی به همین صورت اخیر محافظت و مداومت می‌شده است و امروز همچنان متداول است. « ترجمه و تلخیص از صفحه 383 » و بر همین منوال به مرور ایام به دست خطاطان ترک تطوّر میافت.و امثال مصطفی راقم و اسماعیل حقّی طغراکش در تجوید و تحسین آن پرداختند تا اینکه خط عربی به لاتین تبدیل گردید. ولی اکنون در ممالک اسلامی مصرو سوریّه و لبنان و عراق و ایران و افغانستان حتی ترکیه استعمال می‌شود.موارد استعمال آن سابقاً برای نام و القاب و عناوین سلاطین و فرمانروایان، بالای احکام و فرمان‌ها و بر مسکوکات و عقیق و مهر بوده ولی امروز تعمیم یافته و گاهگاه در بعض موارد به کار می‌رود، و معمولاً و بنا بر اکثر آن را به خطّ ثلث و رقاع یا دیوانی می‌نگارند.ناگفته نماند صاحب خطّ و خطاطان آورده است که: خواجه عقیق اردوبادی در دارالانشاء شاه اسماعیل صفوی(906 _ 930) بود و طغرای فرامین را او اختراع کرد و مدفنش در شهر مشهد است(باسوابقی که گفته شد نسبت اختراع به خواجه عتیق صحیح نیست الا اینکه بگوییم او هم در تحسین این خط کوشیده و سهیم است) در جای دیگرمی‌گوید: احمدبن فضل الله ماوراء النّهری خطّ هلالانه را گزیده می‌نوشته است. و مصورالخطّ(صفحه381 ) راقم خطاطّ عثمانی متوفّی 1241هجری را معرفی می‌کند که وی خطّ طغرا را مهندسی کرده و مهندس این خط بوده است.نتیجه گیری:1) گرچه پیشینه طغرا در ایران تا دوره سلجوقی می‌رسد لکن نمونه‌ای از قدیمی‌ترین صورت آن تاکنون جز آل تمغای غازان خان و سلطان احمد جلایر دیده نشده و بعد از آن نوعی شبیه طغرا بربالای فرمان‌های شاهان صفوی و نادرشاه و غیره دیده می‌شود که با سبک طغرای عثمانی مغایرت دارد.2) مسلم است که طغرا در آغاز شکل خاصی نداشته و تطور و دگرگونی بسیار پیدا کرده تا آن که خطاطان عثمانی به آن صورت خاص بخشیده‌اند.و بنابراین اصل می‌توان هرعنوان و سرلوحه‌ای را که به طرز نقاشی و تزیین و به هر نوع خطی که باشداز کوفی و ثلث و نسخ و نستعلیق و شکسته و دیوانی بر بالای صفحه‌ای بنگاریم و آن را طغرا یا شبه طغرا بنامیم.۳) از مضامین مطالبی که تا اینجا درباره طغرا آمده استفاده می‌شود که نام‌های مُعَلّق، هلالانه، چرغان(چرخان) و طُرّه برخطّ طغرا نیز اطلاق شده است.فهرست منابع:ابن بطوطه، محمد بن عبدالله ( 1337)، ترجمه رحله ابن بطوطه، ترجمه محمدعلی موحد، جلد 2، طرح نو، تهران.ابن خلدون،العبر ( 1368)، تاریخ ابن خلدون، ترجمه عبدالمحمد آیتی، جلد 6، موسسه مطالعات و تحقیفات فرهنگی، تهران .اقبال آشتیانی،عباس ( 1352)، مجموعه‌ی مقالات عباس اقبال آشتیانی، به کوشش دکترمحمد دبیر سیاقی، نشرخیام،تهران.انوری، حسن (1373)،اصطلاحات دیوانی دوره غزنوی و سلجوقی، سخن، طهوری، تهران.آیت الهی، حبیب الله (1385)، مبانی نظری هنرهای تجسمی، چاپ ششم، سمت، تهران.آتابای، بدری کامروز ( 1358)، تعریف مختصری درباره مهر و مهرکنی، وحید، شماره 256 و 257 ، ص 45 – 46 .ترابی طباطبایی، سیدجمالا لدین (1355)، سکه‌های آق‌قوینلوها ومبنای حکومت صفویه درایران، موزه آذربایجان، شماره 7، ص 23 .جدی، محمد جواد (1387)، مهر و حکاکی در ایران، فرهنگستان هنر، تهران.جوادی، مهدی (1384) تحول نظام خاتم و نشان در تشکیلات اسلامی، فصلنامه تاریخ اسلام، سال ششم، ص 67 .حقی اوزون چارشیلی، اسماعیل (1381)، تشکیلات امپراطوری سلجوقی، ترجمه محمدرضا نصیری، نامه انجمن، شماره 6، صص 77 – 79 .رابینیو، لویی (1353)، آلبوم سکه‌ها، نشان‌ها و مهرهای پادشاهان ایران، محمدمشیری،امیرکبیر،تهران.رضایی، امید (1389)، شاه عباس اول، طغرای دوازده خانه و المثنی نویسی نشان، دو فصلنامه علمی تخصصی تحقیقات تاریخی اجتماعی، سال 1، شماره 1، ص 70 .روستایی، محسن (1383)، بازخوانی فرمانی منحصر به فرد از عهد قاجار(1293ق)، ممهور به مهرهایی مزین به نام چهارده معصوم (ع)، گنجینه اسناد، شماره 55، ص 16 – 26 .سمسار، محمد حسن (1346)، اسنادو مکاتبات تاریخی؛ فرمان نویسی دوره صفویه، بررسی‌های تاریخی، شماره 12 ، ص 145 .سمسار، محمد حسن (1347)اسناد و مکاتبات تاریخی؛ فرمان نویسی دوره صفویه (2)، بررسی‌های تاریخی، شماره 13 ، ص 63 .شاردن,ژان ( 1345)، سفرنامه شاردن، محمدعباسی، امیرکبیر، تهران.شهرستانی، سیدحسین (1381)، جلوه هنر در اسناد ملی، سازمان اسنادملی ایران، تهران.صفری آق قلعه، علی (1388)، مفهوم مهر در نخستین سده‌های اسلامی،گزارش میراث، شماره 35 ، سال چهارم، ص 4.فضائلی، حبیب الله (1371)، اطلس خط، چاپ دوم، مشعل اصفهان، اصفهان.فراستی،رضا (1380)، مهرهای شاهان قاجار، فصلنامه تخصصی تاریخ معاصرایران، سال پنجم، شماره 17 ، صص 163 – 205 .قائم مقامى، جهانگیر ( 1348 )، یکصد و پنجاه سند تاریخى: از جلایریان تا پهلوى، تهران، چاپخانه ارتش شاهنشاهى ایران.قائم مقامی، جهانگیر ( 1349)، توقیع و تطور آن هادر تداول دیوانی، بررسی‌های تاریخی، شماره 27 ، صص 251 – 261 .مرسل‌پور، محسن( 1360)، تاریخ سلجوقیان کرمان، مرکز کرمان‌شناسی، کرمان. مقریزی، تقی الدین احمد بن علی ( 1418)، المواعظ والاعتبار (الخط)، جلد 3، بیروت، دارالکتبا لعلمیه.یزدی، شرف الدین علی ( 1972)، ظفرنامه، لوحه 6، تاشکند، عصام الدین اورونبایوف.مرجع :بررسی بَصری طُغرا و مُهرهای سلطنتی ایران (ایلخانان-قاجار)،کامران افشار مهاجر _سمر کلهرنشریه هنرهای زیبا_هنرهای تجسمی_دوره 17 ، شماره 3در پایان:جا دارد که از دلسوزی، همراهی و توجه و تلاش و کوشش اساتید معظم و متعهد و متدین و مجاهد خود در تعلیم و تربیت و انتقال معلومات و تجربیات ارزشمند فرهنگی و هنری، در کنار برقراری رابطه صمیمی و دوستانه و ایجاد فضایی به دور از تشریفات، برای کسب علم و هنر و دانش خوشنویسی، گرافیکی و روانشناسی رنگ و نقش، بر خود وظیفه میدانم در کسوت شاگردی از زحمات ارزشمند استاد مسعود نجابتی، عبدالرسول یاقوتی، قباد شیوا، سید محمد احصایی و سید حسن موسی‌زاده تقدیر و تشکر نمایم. از خداوند متعال برای این اساتید عزیزم، سلامتی، موفقیت و همواره شاگرد پروری را مسئلت دارم.شاگرد شما، ابوالفضل رنجبران© کلیه حقوق متعلق به صاحب اثر و پرتال فرهنگی راسخون است. استفاده از مطالب و آثار فقط با ذکر منبع بلامانع است.</description>
                <category>تاریخ هنر ایران و جهان</category>
                <author>تاریخ هنر ایران و جهان</author>
                <pubDate>Tue, 04 Feb 2025 10:19:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ابوالفضل رنجبران از خطوط فراموش شده خوشنویسی ایرانی و اسلامی می‌گوید:</title>
                <link>https://virgool.io/artday/%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%B6%D9%84-%D8%B1%D9%86%D8%AC%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%AE%D8%B7%D9%88%D8%B7-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B4-%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%B4%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D9%85%DB%8C-%DA%AF%D9%88%DB%8C%D8%AF-vija9ur3isgx</link>
                <description>ابوالفضل رنجبراندر خدمت جناب آقای ابوالفضل رنجبران طراح گرافیست و پژوهشگر تاریخ هنر هستیم، و قرار است توسط ایشاندر این مبحث به  خطوط فراموش شده خوشنویسی ایرانی و اسلامی بپردازیم.جناب آقای رنجبران لطفا مختصری از خطوط فراموش شده خوشنویسی ایرانی و اسلامی  همراه با ارائه منبع بفرمایید؟خطوط فراموش شده خوشنویسی ایرانی و اسلامی خطاطان هنرور، چون خود را بر قلمی مسلط دیدند، ذهن آماده و مواج آنان به سراغ قلم یا اقلام دیگر می‌رود، و از آن پس خاطر هنرجوی خود را به فروع و خطوط تفننی تسلی می‌بخشند. اینجاست که چرب‌دستی و شیرین‌کاری آنان آثاری از بدایع تفننی را به‌وجود می‌آورد و چشم‌های بینندگان را از ترکیب‌های عجیب که آراسته به ‌صفا و ‌حجت است خیره می‌سازد.هنر خوشنویسی که عناصر تجریدی شالوده‌ای اصلی آن را بنیان نهاده‌اند، از زمان ظهور تاکنون دستخوش تحولات فراوانی شده که ماندگاری و اهمیت خود را به عنوان یک هنر سنتی درکاربردهای مورد نیاز هر دوره، همچنان حفظ نموده است. مُهر و طغرا از نشان‌های مخصوص شاهان می باشد که به گونه‌ای ویژه، با خطوط منحنی، برمبنای ساختار بصری تکرار شونده و در برگیرنده عقاید و هویت مذهبی پادشاهان بر بالای فرمان‌ها و نامه ها استقرار می‌یافتند، که علاوه بر تأیید رسمى نامه‌های ادارى، قدرت اجرایى آن دولت را ارتقا بخشیده و به همین سبب از زمان ظهور اسلام، به این نشان‌ها توجه خاصى شده است.قواعد حاکم برخط طغرا چنان دقیق پایه ریزی شده که به خوبی با اصول و مبانی هنرهای تجسمی که توسط هنرمندان عصر حاضر از طریق مطالعات و پژوهش‌های بسیار بنا نهاده شده، برابری و مطابقت می‌کند به گونه‌ای که هنرمندان مسلمان به خوبی می‌توانند از ویژگی‌ها و قابلیت‌های این خط درخلق آثار خود بهره جویند، به ویژه درآثاری که از محتوای فرهنگی و مذهبی برخوردارند.اما همانند بسیاری دیگر از زمینه‌های هنرهای تجسمی ایران، پژوهش لازم در مورد آن صورت نگرفته و کمتر به شکلی خاص و تخصصی به آن پرداخته شده است. دراین پژوهش، ابتدا تحقیقات انجام شده توسط پیشینیان شناسایی و براساس موضوع و اهمیت طبقه بندی شد، تا درمراحل مختلف تحقیق مورد مطالعه قرارگیرد، همچنین موزه‌هایی که می‌توانستند درشناسایی مُهرها و طغراها موثرباشند، مورد بازدید، مطالعه و عکس برداری قرار گرفتند؛ با توجه به این که هیچ نوع منبع مکتوبی درباره وجه بصری خط مذکور موجود نمی‌باشد، آثار از نظر بصری، شکل ظاهری و نوع ترکیب‌بندی برای تعمیم دادن به عناصر تصویری خط مذکور مورد توجه قرار گرفته شده است.طُغرا نویسی، یک قدمی فراموشیطغرا، نشان و علامت فرمانروایان غز، شامل نام و القاب پادشاه است که برنوشته‌های سلطانی ودیوانی به منظور تأیید و تأکید مطالب با خطوط منحنی و پیچیده بر بالای نامه‌ها و فرمان‌ها نوشته می‌شده است.که بعدها پادشاهان سلجوقى و سپس سلاطین و فرمانروایان عثمانى آن را به عنوان یک نشان فرمانروایی به کار برده‌اند. این واژه به صورت هاى طغراق، طغرى، تغراغ، تورقا، طورغی و طورغای نوشته شده است و مانند توقیع در موارد مختلف در حکم دست‌خط، امضا و فرمان بوده، ولی معمولاً به علامت و نشان مخصوص پادشاهان، درجایگاه مُهرملک، توقیع و منشور آنان به کار رفته است. این اصطلاح ظاهراً از عصر استیلای ترکمانان سلجوقی رایج شده و طغرا درآن ایام خطی بوده است که برصدر فرمان‌ها بالای (بسم الله) می‌نوشته‌اند و به شکل قوسی شامل نام و القاب سلطان وقت و آن در حقیقت، حکم امضا و سحّه پادشاه داشته و تا فرمانی به طغرا نمی‌رسیده، صاحب اعتبار نمی‌شده است (اقبال آشتیانی، 1352 ، 533).ازنقش طغراى غزها و سلاجقه اطلاعى به دست نیامده است، امّا تعبیر (قوس الطغرا ) از عماد اصفهانی، قوسی بودن آن را مشخّص می‌کند و ازکسانى که در عهد سلجوقیان، متصدی (طغرا کشیدن) بوده‌اند، عنوان طغرایى برجاى مانده است (انوری، 161،1373 وحقی اوزون چارشیلی، 79،1381 ).در افسانه‌های قدیم، طغرا را شبیه پرنده‌ای افسانه‌ای به نام (عنقا) که فرمانروایان (اوغوز) آن را مقدس و مبارک می‌پنداش و کاتبان در آن زمان طغرا را به معنی سایه بال آن پرنده درنامه‌ها و فرمانها رسم میکرده اند (فضائلی، 645،1371). برطبق تحقیقات انجام شده چگونگی شکل‌گیری طغرا در دوره سلجوقیان از چتری است مخصوص و بزرگ، مزین به علامت تیر و کمان که در هنگام جنگ در بالای سر سلطان قرار می‌گرفته و نشانه‌ای از سلطنت، خلافت و قدرت پادشاهان و نمادی از شکوه و اقتدار او بوده است.برهمین اساس طغراها در اسناد شکل گرفته است که بعدها سلاطین و فرمانروایان عثمانی به عنوان نشان شاهی آن را مورد استفاده قرارداده اند. این شیوه ترسیم، در دوره سلاطین عثمانی شکل خود را حفظ کرده است، اما در ایران به دلیل اعتقادات دینی و مذهبی سلاطین، شکل نمادین طغرا تغییر کرد و با مفاهیمی دیگر در دوره‌های بعد ترسیم شد (سمسار، 145،1346 ). برخلاف آنچه که فرهنگ‌نویسان درباره شکل کمانی طغرا نوشته اند، طغراهای ایران در اوایل حکومت اسلامی به صورتی بسیار ساده و با الف‌های بلند نگاشته شده است.از زمان پادشاهان قراقویونلوها رفته‌رفته تغییراتی پدید آمده که نخستین آن در طغرای حسن علی قراقویونلو دیده می‌شود که تا زمان شاه سلیمان صفوی ( 1077 – 1105 هـ ق) در طغراها حفظ شده است و آن کلمه‌ای ترکی (سیوزومز) است که تحریف شده‌ا‌ی واژه مغولی سوزومز می‌باشد. پس از آن در دوره آق‌قوینلوها، شکل طغرا با نام الله به همراه لفظ سوزومز به شیوه‌ای خاص به طغرای شاهان اضافه شد.در دوره صفوی طغراها به چهار خانه دوازده قسمتی به غیر از نام خدا برای اسامی ائمه اطهار ترسیم گردید. رسم طغرای دوازده خانه به این صورت است که چهار خط  افقی مخصوص کلماتی ثابت و معین می‌باشد و نام شاه در پنج خط عمودی این دوازده خانه قرار می‌گیرد. به غیر از طغرای دوازده خانه، تحولی دیگر در شکل طغرا ها به وجود آمد که به جای نام و القاب پادشاهان طغراهایی با مضمون (حکم جهان‌مطاع) و (فرمان همایون شه) و فرمان (همایون شرف نفاذ یافت) برای اسناد مختلف استفاده شده و پس ازآن در دوره پادشاهان افشار و زندیه دوباره رسم طغراکشی به صورت پیچیده و با خطوط منحنی بار دیگر مورد استفاد قرار گرفته اما بدون نام شاه و با واژگانی مثل الملک الله تعالی ترسیم شده است.به طورکلی رسم طغرا نویسی از سال ( 1324 هـ ق) به بعد منسوخ شد و در زمان ناصرالدین شاه و احمد شاه، گاهی از طغرای چاپی استفاده شده است.محل قرارگیری طغرا بیشتر بر روی فرمان‌ها و نامه‌های حکومتی در بالای اسناد بوده است. مأمور مخصوص، طغراها را بر ورقه‌اى از کاغذى مستطیل شکل تهیه می‌کرد و کاتبان آن را در قسمتى که در طرف راست و بالاى منشورها سفید می‌گذاشتند، درج می‌کردند (مقریزی، 368،1418 ). نوع خط طغرا در دوره‌های مختلف تاریخی یکسان نبوده و از تمامی خطوط از قبیل ثلث، نسخ، توقیع، نستعلیق، شکسته نستعلیق در ساختن طغرا استفاده می‌شده است؛ اما از زمان پادشاهان افشار، طغراها را بیشتر با خط شکسته نستعلیق می‌نگاشتند که این رسم تا زمان پادشاهان قاجار ادامه یافته است.همچنین چگونگی رنگ‌بندی در طغراها بر اساس زنجیره ای ازکلمات جدید شکل می‌گرفته است. بیشتر طغراها در دوره‌های مختلف برای فرامینی که نام خدا در آن ذکر شده به همراه نام سلطان با رنگ طلایی و در دوران پادشاهان صفوی برای نام پیامبر و ائمه اطهار از رنگ‌های لاجوردی یا قرمز استفاده می‌شده است.محل قرارگیری رنگ قرمز و لاجوردی درطغراها ثابت نبوده و به طور کلی ترکیب ‌این رنگ‌ها نشانی از خلافت و حاکمیت پادشاهان اسلامی با حمایت دوازده امام(ع) بیان شده است (رضایی، 1389،70). برای طغراهای (حکم جهان‌مطاع شد) و (حکم والا) با مرکب سیاه،طغرای (فرمان همایون شد) را با رنگ قرمز و طغرای (فرمان همایون‌شرف نفاذ یافت) را آب زر و گاهی به رنگ قرمز می‌نگاشتند.طغرای سلاطین عثمانی هم درابتدا به صورت ساده نگاشته شده‌اند، اما به تدریج این خط تکامل پیدا کرد و استفاده رسمی آن با برکناری آخرین سلطان عثمانی از بین رفت. در طغراهای عثمانی معمولاً سه حرف از حروف کلمات به صورتی عمودی کشیده با سه حرف دیگر به صورتی منحنی بلند و افقی قطع می‌شود که به صورتی زیبا درهم پیچیده می‌شوند. و به وسیله اشکال گیاهی تزیین و درقالب شکل هندسی مثلث ترسیم شده و به بخش‌های مختلف تقسیم می‌شوند:1) پایه اصلی2) بیضی بزرگ و کوچک3) طوق یا زلفه4) خنجر5) دربرخی طغراها نام مستعارسلطان درناحیه فوقانی سمتراست ذکرشده استتکرارخطوط طوق و کرسی زیر آن نمادی از قدرت، تاج و تخت و اشاره است به آسمان، خدا، حکومت و نمادی از پرچم فرمانده پیروز که با اضافه کردن کلمه دائما در داخل بیضی آن را تاکید می نماید. همچنین وجود خنجر که اشاره به شمشیر دارد نمادی از عدالت پادشاهان عثمانی است.(پولات کایا) در باب نماد شناسی طغرا بیان میدارد که: طغرای عثمانی به سبک خاصی و در شکل سر انسان طراحی شده و نمادی از خالق آسمان و زمین به (سر سرخ) یا (سر طلایی) بوده است.برای سلاطین عثمانی طغرا نشانی از قدرت و عظمت شاهی و دارای اهمیت زیادی بوده، به همین دلیل طراحی آن، با دقت زیادی انجام می‌شده است. آنها طغرا را در اندازه‌ای بزرگ درقسمت بالا ودر مرکز اسناد، به طوری که فضای بیشتر سند را طغرا با نقوش تزئینی آن تشکیل دهد.علاوه برفرم ظاهری و محل قرارگیری طغراها، نقوش تزئینی که شامل اسلیمی و ختایی‌ها بوده، با ظرافت خاصی در اطراف طغرا نقش بسته‌اند. شیوه آرایش این نقوش به طوری است که در قالب شکل هندسی مثلث و در قسمت بالای طغرا قرار می‌گیرند. این شکل هندسی شباهت زیادی به چتری دارد که شاهان بر بالای سر خود می‌افراشتند.مُهر و اعتبارمُهرها نیزسبب اعتبار بخشی اسناد در دوره‌های مختلف تاریخی در ایران بوده است که با توجه به این که بیشتر با تزئین و تذهیب همراه هستند، به عنوان یکی از مهمترین عناصر تزئینی اسناد به شمار می‌روند. مُهر، واژه‌ای فارسی است که درنوشته‌های دیرینه این زبان به صورت عمومی به دو معنی اصلی به کار رفته است.الف) ابزار مُهر نهادن که در زبان عربی خاتم نام دارد.ب)عمل مُهر کردن و نقشی که از این وسیله برجای می‌ماند که در زبان عربی (ختم)، (تختیم) و (ختام) نام‌گذاری شده است (صفری آق قلع ه، 1388 ، 4) مفهومی که از چندین سده پیش حدوداً پس ازهجوم مغولان از واژه مُهر بیان شده عبارت است از نوشته‌ها یا نشانه‌هایی که برروی تکه‌ای فلز یا سنگ نقر شده و پس ازآغشتن فلز یا سنگ به ماده‌ای رنگین، آن را بر روی کاغذ می‌نهادند تا اثر آن نوشته‌ها و نشانه‌ها روی کاغذ برجا بماند که در زبان مغولی به آن (تمغا) می‌گفتند(جوادی، 67،1384 ) و از طریق مغول ها در ایران و سایر ممالک اسلامی رواج پیدا کرده است و بر حسب رنگ مرکب دارای انواع و اقسام مختلفی بوده است که بیشترین استفاده به مُهرهایی تعلق داشته که با مرکب طلایی، قرمز و سیاه نگاشته می‌شده که به ترتیب به اسامی (آلتون‌تمغا، آل‌تمغا و قره‌تمغا) شناخته شده‌اند.در اوایل سجع مُهرها به خط چینی و به شکل مربع بوده است که پس از گرویدن خان مغول به دین اسلام، سجع مُهرها به مضامین اسلامی و با خط کوفی بنایی و شعاعر مذهبی تغییریافته است.در دوره تیموریان، قراقوینولوها تغییر شکل بیرونی مُهرها و ورود خطوط نسخ، ثلث به جای کوفی مورد استفاده قرار گرفت و در دوره صفوی با استفاده از اسامی ائمه به همراه شعر و تزئیناتی که با تداخل خطوط متن، بافت خاصی درمُهرها ایجاد کرد. زیرا پادشاهان صفوی درصدد بودند هویت شیعی و مذهبی خود را با حک اسامی ائمه با عناوینی چون بنده، کلب، غلام شاه ولایت و امام علی(علیه السلام) به نمایش بگذارند و در همین دوران است که نقوش تزئینی در اطراف مُهرها نقش بسته است. محل نقش مُهرها در دوره‌های مختلف ایران درقسمت بالا و در کنار طغرا و حدوداً در کنار و ابتدای سطر نخست قرار داشت. مگر در موارد خاص که سلطان یا حاکم در حاشیه سند مطلبی می‌افزود و یا آن را تائید می‌کرده است که در این صورت مُهر او در کنار دست نوشته‌اش مشاهده می‌شد. دراسناد عادی، جای مُهر در انتهای نوشته‌ها یعنی در قسمت پائین سند است.نوع خط مورد استفاده درمُهرها، نسخ، ثلث و نستعلیق وگاهی ترکیب ثلث و نستعلیق می‌باشد. در دوره‌های مختلف شکل مُهرها بسیار متنوع و قابل توجه است. فرمان‌ها و برخی از اسناد در دوره ایلخانان دارای مُهرهای مربع(خشتی) و یا چند ضلعی نسبتاً ساده هستند که در زمان پادشاهان قراقوینلوها و به خصوص صفوی، شکل‌های دایره‌ای، بیضی، هشت ضلعی، مربع‌هایی با پیشانی هلالی یا ساده و نوع شکل قطرهای یا گلابی مورد توجه قرار گرفت، بعدها شکل مُهرها تنوع بیشتری می‌یابد و نقش‌ها و عناصر تزئینی دیگری در حاشیه آنها افزوده می‌شود.در اندازه‌های کوچک و بزرگ و با نام‌هایی چون مُهر مسوده، مُهر همایون و با آداب خاصی استفاده شده است (سمسار، 63،1347 ). پس از آن در دوره افشار مُهرهایی با اشکال طبیعی و حیوانی مورد استفاده قرار گرفته که تا اوخر دوره قاجار نیز مورد توجه بوده است.از ویژگی‌های خاص مُهرها می‌توان به مُهرهایی که بیانگر نام شاه و دلبستگی مذهبی مالک از طریق کلمه عبده، مُهرهایی که نوعی احترام به شخصیت‌های دینی و بدون نام مالک، مُهرهای که آراسته به مضامین موزون و مسجع است و شامل اشعار و عبارات کوتاه اشاره کرد (آتابای، 1358 ، 45 – 46). ارتباط مُهر و طغراپادشاهان ایران معمولاً از مُهر و طغرا در کنار هم استفاده می‌کردند. در دوره قاجار ارتباط مُهر و طغرا بیشتر از دوره‌های گذشته بوده به طوری که در بعضی از مُهرهای شاهان، طغرای شاه بر روی آن حک می‌شده است. در واقع این دو نشان تاریخی درکنار هم استفاده شده‌اند، از نمونه‌های منحصر به فرد ارتباط مُهر و طغرا در دوره قاجار می‌توان در طغرای فتحعلی‌شاه مشاهده کرد که با یازده مُهر گلابی شکل و محرابی و یا گوشوار‌ه‌ای و با سجع مزین به نام ائمه اطهار (ع) درقسمت بالای فرمان، به طرز زیبایی منقوش شده است(روستایی، 1383 ، 16 – 26 )از عوامل مهم بصری که در تمام دوره‌ها مطرح بوده و بیشتر طرح‌ها از این ویژگی خاص برخور دارند، ساختار کلی اثر است که عموماً نظم و ارتباط بین فرم‌ها را در طرح ایجاد می‌کند.ازخصوصیات ویژه طغرا آن است که کسی نتواند از آن تقلید کند. در طغرا واژه‌ها درشت و درهم پیچیده و تو در تو نوشته می‌شود و انتهای برخی ازحروف با قوس و انحنایی ویژه به صورت هماهنگ و منظم در یک یا چند جهت کشیده می‌شود. و یا حروف او ل به صورتی برجسته و مشخص نوشته می‌شود و پایه‌ای برای درج حروف بعدی که با قدرت در امتداد عمودی هستند قرار می‌گیرند. هرچه امتداد عمودی‌ها بلندتر باشد، خواندن آن سخت‌تر است.خوشنویسان از این خط برای معرفی کامل نام و القاب پادشاهان بهره گرفته‌اند و در بسیاری ازموارد، نه تنها برای انتقال مفهوم یک کلمه، بلکه به عنوان یک فرم برای انتقال یک مفهوم بصری استفاده شده استدر اصل ارزش تزئینی خطوط و به ویژه حضور آنها به عنوان عنصری مقدس مطرح بوده‌‍‌‌ است. خطوط در بسیاری از موارد مانند بافت برای پر کردن سطوح به کار رفته است و برحسب نیاز طرح، فضای موجود دچار تغییر شکل ظاهری شده است و گاهی کلمات برای رعایت ریتم و فضای مثبت و منفی در جای دیگر قرار می‌گیرند.رابطه هماهنگ میان سه حرکت تکامل یافته عمودی، افقی و دورانی، موجب گردش چشم بین دو حرکت افقی و عمودی می‌شود. همچنین میزان کشیدگی (الف) و حروف دیگر در قسمت‌های عمودی و افقی را طرح مشخص می‌کند نه قانون خوشنویسی.این زیر ساخت باعث تنوع در شکل حروف می‌شود که بر اساس آن و با توجه به طرح و رعایت فضای مثبت و منفی می‌توان حروف را به صورت متنوع نوشت. همچنین قرار گیری در محدوه هندسی مستطیل افقی و مثلث، ایجاد وحدت بین کل طغرا، ریتم نامنظم خطوط و یکنواخت در برخی اجزاء، عدم تقارن، ایجاد تناسبی پویا و حرکت هدایتگر از دیگر ویژگی‌های طغرا می‌باشد.این خط با فرم خاصی که از تکرار یک حرف یا موتیف مشترک شکل می‌گیرد را می‌توان، انتزاعی‌ترین نوع حروف فارسی نامید که زوایا و شکل هندسی مشخصی را درنقاط مثبت و منفی حروف تشکیل می‌دهد و جلوه بصری این نوع طراحی از طریق تغییرات متقابل اصول تکرار و فضای مثبت و منفی خطوط به وجود آمده است.در بسیاری از طغراها، فرم تزئینی نوشتار بر خوانایی ارجحیت داشته است .گاهی فرم‌ها کنار هم قرار می‌گیرند و تکرار می‌شوند که هدف آن ایجاد بافتی است که از تکرار حروف به وجود آمده و حروف شخصیت فردی خود را از دست می‌دهند و تبدیل به بافت می‌شوند و به کلیت طرح می‌پیوندند.به طور کلی زیبایی آن در رابطه‌ای هماهنگ میان سه حرکت تکامل یافته عمودی، افقی و دورانی است. حرکت عمودی،که به حروف وقار و صلابت خاصی می بخشد؛ حرکت افقی(سطح)، که حروف را به یکدیگر در روندی مستمر پیوند می‌دهد و حرکت دورانی (دور)، که زیبایی آن را دو چندان نموده و موجب گردش چشم بین دو حرکت افقی و عمودی می‌شود و در عین حال، نمودی از ارتباط تنگاتنگ خوشنویسی با نقوش اسلیمی می‌باشد. بنابراین، شکل طغرا در هنر خوشنویسی هر منطقه، منشعب از عناصر تصویری خاص آن است که به صورتی انتزاعی و بسیار خلاصه شده ظهور پیدا کرده و تاثیرات بصری خاصی بر ذهن و چشم بیننده می‌گذارد.این تاثیر پذیری به درک بهتر مطلب می‌انجامد و اوج هنر طغرانویسی نیز در همین جا است، هنرمند خوشنویس که درطول زمانی طولانی به شکل دادن حروف می‌پردازد، شیفته‌ای همین خصوصیت ناب و انتزاعی شده و آن چنان در این جریان غوطه‌ور می‌شود که دیگر به مفهوم و معنا کمتر توجه می‌شود ولی شکل تجریدی حروف را تکامل می‌بخشد.هنرمند خوشنویس نوعی حس و حال را در تک‌تک حروف به جا می‌گذارد که با ترکیب بندی‌های مختلف در کنار یکدیگر، می‌تواند بیان احساسات مختلفی را بنماید. همین خصوصیت خط طغرا موجب می‌گردد که حتی بینندگانی نیز که قادر به خواندن مطلب نیستند از لحاظ بصری، جذب اثر شده و آن را به عنوان یک بیان تجریدی که حاوی مفاهیم تاثیرگذار است، بپذیرند.حکاکان در انتخاب مکان حروف بر سطح مُهر اولویت‌هایی را در نظر می‌گرفتند که از جنبه‌های مختلف شایان بررسی و توجه است.در مُهرها،استقرار مستقیم خطوط برمبنای شکل مُهر و گاهی دایره‌ای بوده است، عدم تقارن، ایجاد تناسبی ایستا و حرکت هدایتگر، چینش منظم دوایرحروف درکنار هم و ایجاد ریتم نامنظم خطوط و انتخاب حروف کشیده در قسمت میانی مُهر، سبب توازنی خیال‌انگیز شده است و گاهی ادغام دوایر راست به چپ مانند (ن) و (ل) با دوایر چپ به راست مانند (ع) و (ح) در عباراتی نظیر (عز من قنع ذل من طمع) یا (ارفع من کل رفیع) و گاه ادغام کشیده‌هایی چون (ب) و (ت) با (ی) معکوس در عباراتی نظیر (توکلت علی الله) ضمن صرفه جویی در مکان، ترکیبی رازگونه آفریده است. جالب آن‌که تقریبا تمام مُهرهایی که سجع یا نامی با پسوند (الله) دارند به احترام، آن را در قسمت فوقانی در بالای مُهر نقش می‌کردند که این شیوه همواره از سوی سلاطین اسلامی ایران و حکاکان با تجربه رعایت می‌شده است(جدی، 1387 ، 152).بر روی بیشتر مُهرها، خط نستعلیق باکرسی‌بندی عالی حک شده است و در بسیاری از موارد خوشنویس حروفی که شکل مدوری را مانند (ج، س، ص، ع، ن) که نسبت به یکدیگر ریتم هماهنگی دارند را در بخش پایین مُهر ایجاد کرده است،در حالی که حرکات عمودی حروفی چون (ا، ط) و شکل‌های کوتاهی مانند (ک) و (ل) در بخش بالایی قرار گرفته‌اند شکل‌های بلندی چون (ب) و (ک) با حرکت کشیده‌ی افقی، معمولا در وسط مُهر دیده می‌شوند. اگر چه تمامی مُهرها از ارزش هنری برخوردارند، اما متاسفانه نقوش همیشه واضح نیستند. نتیجه مهر و طغرا نویسی:فرهنگ‌ها درباره کلمه طغرا چنین نوشته‌اند: طغرا به ضم اول بر وزن بُغرا، القابی باشد که برسر فرمان پادشاهان می‌نویسند. و در قدیم خطّی بوده است منحنی که بر سراحکام ملوک می‌کشیده‌اند.« برهان قاطع » طغرا، امضاء و رقم پادشاهی و صحّه پادشاهی که برسر فرامین می‌نویسند و چرغان نیز می‌گویند، و خطی منحنی که بر سر فرامین کشند. ‌و نیز خطی پیچیده که حروف آن درهم بوده ولقب و اسم پادشاه را به آن نویسند. « فرهنگ نفیسی» الّطغراء والّطُغری علامه ترسم علی المناشیر والمسکوکات السلطانیّة. جمع طغراءات وطغریات، والغرائی صانعُها، والکلمه من الدّخیل والعامه تسمیّها الطّرّة _ « المنجد » والّطُغری علامة التّی تکتب بالقلم الغیظ فی طرّة الا و امرالسطانیة تقوم مقام السُّلطان کلمه تتریّة استعملها الروم والفرس ج طغریات، الطّغرائی صانعُها، وزیر مشهور. « اقرب المورد»درباره زمان پیدایش و واضع آن، نقل گوناگون نویسندگان و محققان را بشنوید:ابن‌خلّکان(۵۹۰_ ۶۴۰) در ترجمه حال حسین بن علی معروف به طغرائی صاحب قصیده مشهور به لامّیه المعجم گوید که: ابوالبرکات بن مستوفی در تاریخ اِربل(شهری است در کردستان و فعلا تابع حکومت عراق می‌باشد) ذکر کرده که او(طغرائی) در شهر اِربل وزیر بود قبل از سال(۵۱۰).و طغرائی منسوب به کسی است که طغرا می‌نویسد و آن طُرّه است که بالای نامه‌ها به قلم درشت نعت و صفت پادشاهی را که آن نامه و فرمان از او صادر شده بنویسند و آن لفظ غیرعربی و عجمی است. «منقول از تاریخ الخط آدابه»در الوسیط آمده است:مویدّ الدّین ابواسماعیل حسین بن محمد طغرائی صاحب لامیة العجم اصفهانی الاصل در کتابت و شعر یگانه عصر، دو وزیر سلطان مسعود بن محمود سلجوقی صاحب موصل بوده است که در سال ۵۱۳ به ظلم کشته شد و او مدح و القاب پادشاهان سلجوقی را به صورت طُرّه به خط مُعلّق می‌نوشته است. «صفحه ۳۸۲ الوسیط» در اعلام المنجد چنین است: الطغرائی مویّد الدّین الاصفهانی(۱۰۶۱ _ ۱۱۲۱میلادی)شاعر دخل بلاط السّلاجقه کان حَسَنَ الخط اشتهر بدیوانه و فیه لامیه العجم و مطلعها:اصاله الرّای صانتنی عن الخطلو حلیه الفضل زانتنی لدی العطل مولّف مصورّ الخط العربی آورده است که: صاحب کتاب « تور کلرده دینی رسملر» قصه‌ای در رسوم و روش طغراآت بیان کرده که مفادش این است: رسم طُغرا از شعارهای قدیم و تفاُّل به پرنده‌ای افسانه‌ای شبیه عنقا است که فرمانروایان « اوغوز » آن را مقدس و مبارک و همایون می‌پنداشته‌اند، و کاتبان « طغرل » طغراها را به معنی سایه بال آن پرنده در نامه‌ها و فرمان‌ها آورده و رسم کرده‌اند.(صفحه۳۸۲ مصورالخط العربی).دائرة المعارف بستانی در بابی عنوان طالع تصریح می‌کند:پادشاهان و والیان از ترک و عجم و تاتار نگهبانانی برای مُهرهای خود تعیین می‌کرده و آنان را مُهرداریه می‌گفتند تا اینکه سلاطین رسم طغرای سلطانی را به جای مُهر متداول ساختند و آن را بالای نامه‌ها و فرمان‌های خود نگاشتند و رسم طغرا بر هیئت کنونی در دولت عثمانی زمان سلطان مراد اوّل(۷۶۱ _ ۷۹۲ قمری) بوده است. «تاریخ الخط العربی و آدابه»نظامی گنجوی شاعر عظیم القدر سده ششم هجری(عهد سلجوقیان)، در مخزن الاسرار کلمه طغرا را در شعر خود آورده است آن‌جا که می‌گوید:باز شده گوی گریبان حورخطّ سحر یافته طغرای نوردر دیوان حافظ متوفای(۷۹۲هجری) کلمه طغرا استعمال شده است:امید هست که منشور عشقبازی مناز آن کمانچه ابرو رسد بطغرائیمنشور به معنی فرمان پادشاهی مهرناکرده «منتهی الارب» و طغرا عبارت بوده  از چند خط قوسی تو در تو متوازی شامل نام و القاب سطان وقت که در بالای فرمان به طرز مخصوصی رسم می‌‌کرده‌اند و امضای فرمان بوده است.و چون طغرا، به شکل کمان بوده لهذا غالبا ابرو و کمان و هلال را بدان تشبیه کرده‌اند. خواجه در غزل دیگر می‌گوید:مطبوع‌تر ز نقش تو صورت نسبت بازطغرانویس ابروی مشکین مثال تومثال نیز به معنی فرمان پادشاهی است. و نیز می‌گوید:هلالی شد تنم زین غم که با طغرای ابرویشکه باشد مه که بنماید ز طاق آسمان ابرو«دیوان حافظ دکتر قاسم غنی»مولّف مصوّرالخط داستانی برای رسم طغرا در دولت عثمانی آورده است که چنین خلاصه می‌شود:تیمورلنگ کف دست را آلوده به خون کرد و بر ورق نامه‌ای زده جهت تهدید سلطان بایزید بن سلطان مراد(۷۹۲ _ ۸۰۵) فرستاد و آخرالامر منتهی به جنگ آن قره و شکست و اسیر سلطان بایزید گردید و آن زدن کف خون آلود بالای نامه، سبب شد که نوشتن طغراها به شکل ابتدائی خود بین عثمانیان بروز و ظهور یابد.از کتاب بررسی‌های تاریخی که نمونه‌هائی به دست داده نیز دانسته می‌شود که در ایران پیش از تیمور گورکانی رسم طغرا به نام آل تمغا(یا آل طمغا)، در دوران چنگیزیان و امرای معاصر آنان معمول بوده، و این مطلب از نمونه آل تمغای غازان خان مغول(۶۹۴ _ ۷۰۳) و آل تمغای سلطان احمدجلایر( ۷۸۴ _ ۸۱۴) به خوبی مشهود است که مُهر خود را با رنگ سُرخ بر بالای فرمان می‌زده‌اند. (آل به معنی سرخ و تمغا«طمغا» به معنی مهر در زبان مغولی آمده است) ولی سابقه و پیشینه رسم طغرا به استناد و مطالب پیش گفته، تا به زمان سلجوقیان می‌رسد.تاریخ الخط العربی در این‌باره گوید:در زمان قدیم بین طغرا و طُرّه فرق می‌گذاشته‌اند، چنانکه در صبح الاعشی آمده است: طغری نوشتن به شکل مخصوص است که نام پادشاه و نام پدر و القاب او را می‌نویسند.در دیوان سلطانی یک نفر مخصوص این ‌کار بوده، زمانی ‌که کاتب فرمان را می‌نوشت یکی از آن طغراها را از طغرانویس می‌گرفت و به  فرمان می‌چسبانید و در زیر آن جمله خلدالله سلطانه را اضافه می‌کرد و طغرا را مابین طُرّه در سابق چنان بوده که در پیشانی خطابات و فرمان‌های سلطان و مرسومات شاهانه از پیمان و حکم مناصب و نام پادشاه و لقب و اسم طرف خطاب و اندکی از مضمون فرمان را در بالای نامه به قلمی باریکتر از قلم فرمان در سطرهائی نزدیک به هم می‌نوشتند و بعد از آن طغرا و بعد از آن بسمله نوشته می‌شد و آنگاه شروع به خطبه و مقصود می‌کرده‌اند و طبعاً قدری از کاغذ بین طرّه و طغرا و بین طغرا و متن سفید باقی می‌ماند.این رسم تا آخر دولت اشرفیّه یعنی زمان آخرین فرد این سلسله سلطان شعبان‌بن حسین متوفّای 873(در مصر) معمول و متداول بوده و پس از آن متروک شد و برای مدّتی از استعمال افتاد، تا اینکه دولت عثمانی آغاز گردید، و رسم طغرا هم تجدید شد لکن نه به صورت قدیم، بلکه به همین زیبایی کنونی که متدوال و مشهوراست. و در عرف زمان طُرّه و طغرا معنی واحد دارد و فرقی میان این دو نمی‌گذارند. برای نوشتن طغرا قاعده مخصوص است و آن کتابت کوچک و زیبایی به خط ثلث می‌باشد. « خلاصه‌ای منتخب از تاریخ الخطّ و آدابه »در کتاب نفیس مصورّ الخطّ العربی مذکور است: قدیمی‌ترین خطّی که شبیه نمونه‌های طغرا به ما رسیده آن است که در مکاتبات مهّم سلطان مملوکی(مصر) النّاصر حسن بن السلطان محمد قلادون 752 هجری به کار رفته است.پس از آن فرمانی است ترکی که بالایش طغرای سلطان محمد فاتح مورخ به تاریخ 867 دیده می‌شود. سومین نمونه از سلیمان قانونی در عهد فرمانروائیش سال(921) و چهارمین آنها که در آن تطوّر واضح دیده می‌شود و نیز از سلیمان قانونی(927 _ 974  ) است که زمان سلطان عبدالحمید خان عثمانی به همین صورت اخیر محافظت و مداومت می‌شده است و امروز همچنان متداول است. « ترجمه و تلخیص از صفحه 383 » و بر همین منوال به مرور ایام به دست خطاطان ترک تطوّر میافت.و امثال مصطفی راقم و اسماعیل حقّی طغراکش در تجوید و تحسین آن پرداختند تا اینکه خط عربی به لاتین تبدیل گردید. ولی اکنون در ممالک اسلامی مصرو سوریّه و لبنان و عراق و ایران و افغانستان حتی ترکیه استعمال می‌شود.موارد استعمال آن سابقاً برای نام و القاب و عناوین سلاطین و فرمانروایان، بالای احکام و فرمان‌ها و بر مسکوکات و عقیق و مهر بوده ولی امروز تعمیم یافته و گاهگاه در بعض موارد به کار می‌رود، و معمولاً و بنا بر اکثر آن را به خطّ ثلث و رقاع یا دیوانی می‌نگارند.ناگفته نماند صاحب خطّ و خطاطان آورده است که: خواجه عقیق اردوبادی در دارالانشاء شاه اسماعیل صفوی(906 _ 930) بود و طغرای فرامین را او اختراع کرد و مدفنش در شهر مشهد است(باسوابقی که گفته شد نسبت اختراع به خواجه عتیق صحیح نیست الا اینکه بگوییم او هم در تحسین این خط کوشیده و سهیم است) در جای دیگرمی‌گوید: احمدبن فضل الله ماوراء النّهری خطّ هلالانه را گزیده می‌نوشته است. و مصورالخطّ(صفحه381 ) راقم خطاطّ عثمانی متوفّی 1241هجری را معرفی می‌کند که وی خطّ طغرا را مهندسی کرده و مهندس این خط بوده است.چند نکته قابل توجه:1) گرچه پیشینه طغرا در ایران تا دوره سلجوقی می‌رسد لکن نمونه‌ای از قدیمی‌ترین صورت آن تاکنون جز آل تمغای غازان خان و سلطان احمد جلایر دیده نشده و بعد از آن نوعی شبیه طغرا بربالای فرمان‌های شاهان صفوی و نادرشاه و غیره دیده می‌شود که با سبک طغرای عثمانی مغایرت دارد.2) مسلم است که طغرا در آغاز شکل خاصی نداشته و تطور و دگرگونی بسیار پیدا کرده تا آن که خطاطان عثمانی به آن صورت خاص بخشیده‌اند.و بنابراین اصل می‌توان هرعنوان و سرلوحه‌ای را که به طرز نقاشی و تزیین و به هر نوع خطی که باشد از کوفی و ثلث و نسخ و نستعلیق و شکسته و دیوانی بر بالای صفحه‌ای بنگاریم و آن را طغرا یا شبه طغرا بنامیم.۳) از مضامین مطالبی که تا اینجا درباره طغرا آمده استفاده می‌شود که نام‌های مُعَلّق، هلالانه، چرغان(چرخان) و طُرّه برخطّ طغرا نیز اطلاق شده است. گلزار خوشنویسی، در حال فراموشییکی از انواع خطوط تفننی است و در آن فضای داخل حروف با نقوش گیاهی، تزیینی و یا حیوانی پر شده‌است. در برخی از خطوط تفننی، بخش‌­هایی از کلمه مانند شروع و ابتدای حروف با تقش گیاهی و تزیینی همراه شده‌است. گویی حروف، نقاشی شده و اثرات گردش‌های قلم‌نی کمتر است. ریشه و سابقه تلفیق نقوش گیاهی با حروف را می‌توان در کوفی تزیینی یافت.خط گلزار یکی از شیوه‌های تفننی خوشنویسی است. این خط به نقاشی خط بسیار نزدیک و در واقع پایه آن به‌شمار می‌رود. در اینگونه، تا آن جا که پیچ و خم‌های خط اجازه می‌دهد، درون خط اغلب با تصاویر گیاهی و گاه حیوانی و انسانی آرایش می‌شود.این خط را می‌توان در خطوط مختلف اجرا کرد، اما این کار در خط نستعلیق بیشتر انجام می‌شده‌است. پیش از آن که خط مورد نظر را خوشنویسی کنند آن را طراحی کرده و ترکیب می‌زنند. این طراحی‌ها با توجه به روش‌های مرسومی چون نقاشی، گل و مرغ و دیگر آرایه‌های تزیینی در سواد (سیاهی) خط اجرا می‌شوند.به نظر می‌رسد نخستین آثار فن گلزار در خوشنویسی به منزلهٔ بخشی از مهارت تذهیب کارپیش رفته‌است. از قرن سیزدهم نقوش پیکره‌ها با موضوعیت مذهبی و اعتقادی به گلزار افزوده شد.اوج تنوع نقوش ونگاره‌ها را در دوره قاجاریه شاهد هستیم که به صورت رنگی و با پرداز و پرداخت‌های بسیار ظریف انجام شده‌است. از اواخر قرن ۱۴، نقوش کم‌کم با واقع گرایی وارده از غرب آمیخته و رنگ و بوی اروپایی گرفت و از نور و پرداز بیشتر بهره‌مند شدند.در سالهای اخیر نقوش گلزار دستخوش تغییرات شدند و فقط جهت پرکردن فضای سیاه کلمات با گل‌های ختایی و اسلیمی به کار رفته‌است. هدف اصلی این پژوهش گونه‌شناسی وبررسی تحول فرم و مضمون به کاررفته در خط گلزار است و به شیوه تاریخی توصیفی، تحولات فرم نقوش به کار رفته در خط گلزار در دوره‌های صفویه، افشار، زندیه و قاجار را مورد بررسی قرار داده‌است.جمع‌آوری داده‌ها به صورت کتابخانه ای و میدانی به صورت مشاهده از آثار موزه‌ها انجام پذیرفته‌است. هنرمندان گلزار با گلهای تذهیب و اسلیمی، گل و بوته، گل و مرغ، نقوش جانوری، اساطیری، نقوش انسانی و روایات مذهبی، آرامگاه‌ها و خوشنویسی درون خطوط را مزین می‌نمودند.این نقوش در چهارگروه مذهبی، باستانی، ادبی ودرباری دسته‌بندی می‌گردد. از استادان برجسته خط گلزار چون محمود زین الدین، محمدباقر زرین قلم، اسماعیل جلایر، محمدکاظم، محمد صادق، محمدعلی، عباس بنصبور، حسن زرین قلم، شیخ علی سکاک و محمدعلی خیارجی می‌باشند.خط گلزار یکی از شیوه‌های تفننی خوشنویسی است. این خط به نقاشی خط بسیار نزدیک و در واقع پایه آن به‌شمار می‌رود. در اینگونه، تا آن جا که پیچ و خم‌های خط اجازه می‌دهد، درون خط اغلب با تصاویر گیاهی و گاه حیوانی و انسانی آرایش می‌شود. این خط را می‌توان در خطوط مختلف اجرا کرد، اما این کار در خط نستعلیق بیشتر انجام می‌شده‌است.پیش از آن که خط مورد نظر را خوشنویسی کنند آن را طراحی کرده و ترکیب می‌زنند. این طراحی‌ها با توجه به روش‌های مرسومی چون نقاشی، گل و مرغ و دیگر آرایه‌های تزیینی در سواد (سیاهی) خط اجرا می‌شوند. به نظر می‌رسد نخستین آثار فن گلزار در خوشنویسی به منزلهٔ بخشی از مهارت تذهیب کارپیش رفته‌است. از قرن سیزدهم نقوش پیکره‌ها با موضوعیت مذهبی و اعتقادی به گلزار افزوده شد. اوج تنوع نقوش ونگاره‌ها را در دوره قاجاریه شاهد هستیم که به صورت رنگی و با پرداز و پرداخت‌های بسیار ظریف انجام شده‌است.از اواخر قرن ۱۴، نقوش کم‌کم با واقع گرایی وارده از غرب آمیخته و رنگ و بوی اروپایی گرفت و از نور و پرداز بیشتر بهره‌مند شدند. در سالهای اخیر نقوش گلزار دستخوش تغییرات شدند و فقط جهت پرکردن فضای سیاه کلمات با گل‌های ختایی و اسلیمی به کار رفته‌است. هدف اصلی این پژوهش گونه‌شناسی وبررسی تحول فرم و مضمون به کار رفته در خط گلزار است و به شیوه تاریخی توصیفی، تحولات فرم نقوش به کار رفته در خط گلزار در دوره‌های صفویه، افشار، زندیه و قاجار را مورد بررسی قرار داده‌است. جمع‌آوری داده‌ها به صورت کتابخانه ای و میدانی به صورت مشاهده از آثار موزه‌ها انجام پذیرفته‌است. در نتیجه این تحقیق مشخص می‌شود. هنرمندان گلزار با گلهای تذهیب و اسلیمی، گل و بوته، گل و مرغ، نقوش جانوری، اساطیری، نقوش انسانی و روایات مذهبی، آرامگاه‌ها و خوشنویسی درون خطوط را مزین می‌نمودند. این نقوش در چهارگروه مذهبی، باستانی، ادبی ودرباری دسته‌بندی می‌گردد. از استادان برجسته خط گلزار چون محمود زین الدین، محمدباقر زرین قلم، اسماعیل جلایر، محمدکاظم، محمد صادق، محمدعلی، عباس بن صبور، حسن زرین قلم، شیخ علی سکاک و محمدعلی خیارجی می‌باشند.خط گلزار یکی از شیوه تفننی خوشنویسی است اینگونه، درون خط اغلب با تصاویر گیاهی گاه حیوانی انسانی آرایش می‌شود.در واقع خط گلزار پیوند بین خوشنویسی نقاشی است خوشنویسی از جنبه کاربردی سنتی خارج میشود، حالت تزئینی پیدا میکند.این خط را می‌توان خطوط مختلف اجرا کرد، اما این کار خط نستعلیق بیشتر انجام شده است پیش از آن که خط مورد نظر را خوشنویسی کنند آن را طراحی می کنند.خط ناخنی، یک قدمی فراموشیشیوه‌ای تفننی است که از ناخن برای کتابت استفاده شده‌است. در کتابت و خوشنویسی از ابزارهای متنوعی برای کتابت استفاده شده و یکی از این ابزارها که برای تفنن به کار رفته ناخن ( انگشت سبابه یا میانه به همراه انگشت شست) است که سبب ایجاد فرورفتگی و برجستگی روی کاغذ شده‌است.خط ناخنی از انواع خوشنویسی‌های تفننی در دوره صفوی محسوب می‌شود. در این نوع خط که با استفاده از ناخن دو انگشت نوشته می‌شود، نوشتار به صورت برجسته بر کاغذ نقش می‌بندد و در زوایای خاصی از تابش نور قابل روئیت است.این برجسته نگاری که به کمک فشار مابین انگشت شصت و انگشتر به وجود می‌آید اغلب دارای ابعادی کوچک است.خط ناخنی از هنر های تفننی خوشنویسان قدیم بوده که قدمت آثار به جا مانده به قبل از دوره ی صفویه می رسد،مرحوم زنده یاد کیمیا قلم احیا گر این هنر فاخر در دوره ی معاصر بوده که جواهر پور از جمله شاگردان برجسته ی ایشان و در روزگار ما احیا گر این هنر فراموش شده می باشد.خوشبختانه علیرغم تعداد اندک متولیان این هنر آثار جدید و فاخری بر دیوار نگار خانه ها نقش میبندد که موجب امید واری به بسط و گسترش این هنر می شود.از جمله هنر مندانی که به خلق آثار در این زمینه پرداخته اند می توان به جعفر کیمیا قلم چهره ماندگار و فرزند کیمیاقلم، جواهرپور، علیرضا آستانه، مهدی مهدی بیگ و رضا روحی که متولد 1355 در تهران، برگزاری 3 نمایشگاه انفرادی خط ناخنی و نمایشگاه خوشنویسی،مدرس فرهنگ سرا‌های تهران اشاره نمود.در خط ناخنی بیشترین آثاری که موجود است از خطوط نستعلیق است و در این هنر کمتر از خطوط شکسته، نسخ و ثلث استفاده شده است، چون خطاطان زبده که گرایشی در کار خط ناخنی داشتند در آن زمان به این وسیله یک سطر از شعر یا آیات قرآن مجید را روی کاغذی که خاصیت و انعطاف برجسته نمایی در آن وجود داشت تنها به وسیله ناخن‌های ۲ انگشت دست خلق می‌کردند.در آثار خط ناخنی شما یک صفحه پس از آرامش مثل یک شکوفه گل یاس را می‌بینید که نستعلیق در آن متجلی شده است.هنرمندان این رشته بیشتر از خطوط بزرگان خطاطی برای خلق یک اثر خط ناخنی استفاده می‌‌کردند. او بهترین نمونه‌ها را در این زمینه ارجاع می‌دهد به آثاری که از سوی هنرمندان این رشته از روی آثار میرعماد و میرزا غلامرضا خلق کرده‌اند.این خط از ابداعات ایرانیان است که در ۳۰۰ سال گذشته شکل گرفته است. او که از خط ناخنی به عنوان یک هنر صنعت یاد می‌کند در ادامه می‌افزاید:این هنر شگفت‌انگیز نشانه‌ای است از مهارت و ابداع هنرمندان قدیمی که پیوسته در کار بسط دادن و یافتن زمینه‌های نو و ابداع‌های تازه در هنر دقیق و ساختارمند زمانه‌شان بودند و در عین پیوسته و وابسته بودن به سنت‌های رایج زمانه خویش، به جستجوهای جدید نیز می‌پرداختند.او می‌افزاید: خط ناخنی تنها در خوره خطوط خوشنویسی نیست، بلکه هنرمندان برجسته تاریخ این هنر آثار به صورت گل‌ها و پرنده‌ها و عشاق بناها و منظره‌ها نیز پدید می‌آورند.آغداشلو این نکته بارز را بیان می‌کند که مخاطب این آثار در وهله اول اثر را به درستی نمی‌بینند و تا نور از زاویه خاصی به آن تابیده نشود نمی‌توان آثار خلق شده را بخوبی دید.او در این نسبت به یکصد سال گذشته فراموش شده است و اکنون تنها تعداد انگشت‌شماری از هنرمندان معاصر دوباره به آن توجه کرده‌اند و جانی تازه به کالبدش دمیده‌اند.حرف‌های این پژوهشگر هنر در مورد ان هنر ایرانی چندان بیراهه نیست، زیرا همان طور که گفته شد معلوم نیست پس از ۳ نفر از هنرمندانی که به طور صحیح به خلق آثاری در حوزه خط ناخنی می‌پردازند آیا می‌توان آینده‌ای نیز برای این شاخه از خوشنویسی ایرانی متصور بود یا باید از هم‌اکنون نام آن را در دایره‌المعارف‌های هنری به عنوان هنری که زمانی به وجود آمد و زمانی از بین رفت، سراغ گرفت.خط ناخنی یکی از شاخه‌های هنر خوشنویسی است که حروف به وسیله برجسته کردن یک کاغذ توسط ناخن شکل می‌گیرند.در این خط کاغذ مابین ۲ ناخن انگشت شست و انگشت ماقبل انگشت کوچک که بنصر (Benser) معروف است، قرار می‌گیرد و با حرکت کاغذ از میان ناخن‌ها حروف یا اشکال شکل می‌گیرند.گاهی ناخن انگشت شست که روی کاغذ قرار دارد در داخل ناخن انگشت بنصر قرار می‌گیرد و گاهی بنصر درشت و در واقع خط یا گل مرغ یا هر شکل دیگری را بر صفحه کاغذ طراحی می‌کنند. کل اشکال را از قدیم خط ناخنی می‌نامیدند.خطاطان معتقدند کاغذ خط ناخنی نباید ضخیم و پهن باشد، زیرا کاغذهای خیلی ضخیم، هم به ناخن آسیب می‌رسانند و هم امکان مانور و کارایی را از وی می‌گیرند.یکی از قدیمی‌ترین آثار برجای مانده از خط ناخنی متعلق به مرحوم محمدحسین شیرازی است که در جلد دوم مرقع رنگین به چاپ رسیده و دارای تاریخ ۱۲۷۹ هجری قمری است.تا به حال به این موضوع فکر کرده‌اید که چقدر زیباست وقتی یک اثر هنری بدون رنگ خلق شود! یک تابلوی نو در حوزه هنر خوشنویسی.خط ناخنی و آثاری که در این حوزه خلق می‌شوند تعبیر همان یک جمله بالاست.به یقین بسیاری از کسانی که اکنون این متن را می‌خوانند یا هرگز نام این هنر ایرانی را نشنیده‌اند یا اگر هم شنیده‌اند دانسته‌هایشان تنها به همین ۲ کلمه خلاصه می‌شود: خط ناخنی.این‌که چنین هنر ایرانی‌ای از کجا و چگونه آغاز شده یک نکته است و این‌که چرا اکنون روزهای پایانی عمرش را سپری می‌کند، بحثی دیگر است. در این مطلب استادان خوشنویسی و هنر کشورمان به بررسی چگونگی پیدایش این هنر و روند افول آن پرداخته‌اند.مُثنّی یا آینه‌نویسی فراموش شدهمثنی به معنای دوتایی، جفت و کتابت به شکل توأمان است به گونه‌ای که حروف با یکدیگر قرینه‌اند. در مثنی، دقت ترسیم حروف و قرینگی بسیار حائز اهمیت است.مثنی به معنی دوتائی و جفتی و توأمان است و کُتاب متفنن آنگونه خط را به اقسام مختلف نوشته‌اند و این خط تزیینی را نیز در لباس خط‌های گوناگون از کوفی، محقق، ثلث و غیره می‌توان درآورد.در الفهرست ضمن قلم‌هایی که با آن مصحف را می‌نوشته‌اند کلمه التئم دیده می‌شود آن به معنی توأمان(دوقلو) است یعنی بچه‌ای که در یک شکم بچه دیگر متولد شود لکن کیفیت آن که به چه شکل و صورتی می‌نوشته‌اند معلوم نیست.صاحب نفیس الفنون(عهد سلطان محمد خدابنده اولجایتو) مثنی را نام برده و آن را در ردیف انواع خط به شمار آورده است ولی خصوصیات آن ذکر نشده و مکشوف نیست.در مناقب هنروران آمده است که مُلّاجان کاشی از شاگردان جعفر تبریزی و از نویسندگان دربار بایسنغر میرزا گورکانی است.مُلّاجان مخترع خط «شکسته بسته» است و آنچنان است که اجزای خط را بعضی در یک صفحه کاغذ بعضی در صفحه دیگر می‌نویسند و چون آن دو صفحه را روی هم می‌گذارند خط کامل نموده می‌شود تذکر این نوع ساده و آسانی از توأمان است و طریقه مجنونی تزیینی آن می‌باشد.مجنون رفیقی هراتی معاصر میرعلی هروی در زمان سلطنت سلطان حسین بایقرا که اختراع خط توأمان را به خود نسبت داده و گفته است:توأمان مخترع مجنــون شدکز قلم چهره گشائیها کـــردتا شدم مخترع و صورتکشخطکم صورتکی پیـــدا کردو خود وی همچنان صاحب گلستان هنر تا اندازه‌ای خط توأمان را تفصیل داده و مشخص ساخته‌اند و آن بدین گونه است که دو صفحه مقابل هم را با حساب عبارات خط به صورت نقاشی و گل و بوته و مرغ و آدمی درآوردند و آنگاه این دو صفحه را روی هم گذارند این حال مشاهده می‌شود که جمله و عبارتی از آن تشکیل شده است و مثلاً خوانده می‌شود نصرمن الله و فتح قریب  و غیره نوع دیگر مثنی متعاکس یا برگردان است و در اصطلاح خطاطان عثمانی « آینه لی » گفته شده است. و آن را در قالب اشکال هندسی و به صورت انسان و مرغ و برگ درختان و قندیل و ظروف و غیره درآورده‌اند.و نمونه‌های بسیار از قبیل مثنی در لوحه‌های اولوجامع بورسه و موزه «تی ال ای» در استانبول و مواضع دیگر ترکیه دیده می‌شود و این‌گونه خط در تزیینات عربی قرن نهم هجری در بناها و مساجد دیده شده است(صفحه ۳۵۹ مصور الخط)مُعَمّا یا مُعَمّی نویسی، فراموش شده” معما ” در لغت به معنای عبارتی است که معنای آن پوشیده باشد. در خط جمله یا عباراتی را طوری بنویسند که خواندنش محتاج دقت باشد. این شیوه نیز به اشکال گوناگون خط نوشته می شود.خطی است که به شکل تفننی به گونه‌ای رمز­آلود و معماگونه نوشته شده‌است، به شیوه‌ای که خواندن آن دشوار است. شاید بتوان سابقه معمانویسی در خط را در میان کاتبان دیوان‌های سلطانی و دفاتر قضاوت­ یافت. آن‌ها می‌بایست نوشته‌ها را طوری می­‌نوشتند که در دسترس دیگران قرار نگیرد.معما در خط، آن است که جمله یا عبارتی را از روی تفنن، طوری نویسند که خواندنش مشکل و محتاج دقت باشد و به طور عادی برای هر بیننده‌­ای، خوانا نیست بلکه تا حدودی به صورت پیچیده نوشته شده و خواندن آن، نیازمند تأمل بیشتری است.مُعَمّا یا مُعَمّی در لغت اسم مفعول از تعمیه، و آن چیزی یا عبارتی است که معنی آن پوشیده باشد و معمای در خط آن است که جمله یا عباراتی را تفنناً طوری بنویسند که خواندنش محتاج دقت و مشکل و متعسّر باشد. اینگونه خطّ را نیز از همه نوع خطی می‌توان ترتیب و تشکیل داد.سابقه: صاحب خط و خطاطان(۱۳۰۵ _ میرزا حبیب) از خط معمّاة نام برده و آن را در شمار انواع خطی که برشمرده درآورده و شرح و بیانی درباره آن ایراد نکرده است و از فحوای کلام بعضی تذکره نویسان برمی‌آید که در شمار خطوط، و نوع مستقلی نیست بلکه معمّاة صفتی از برای خط است و مقصودشان از ایراد این کلمه خطی است که چشمه‌های حروف مانند(حلقه میم و واو و فاء و قاف مفرد و اول کلمه و عین و غین وسط و آخر در خطی مثل رقاع و غبار الحلبه و یا نسخ) بسته باشد.محققان با قطع نظر از وجود یا عدم پیشینه به بعضی از قطعات و آثار خطاطان گذشته دست یافته‌اند نامی جز معما به آنها نمی‌توان داد و وجود همین نمونه‌ها کافی است که نوعی از این گونه خطوط تفننی را معما بنامیم.سیاه مشق، فراموش شدهدر تعریف ابتدایی سیاه مشق باید بگوییم که سیاه مشق یکی از رشته های خوشنویسی ایرانی است که در آن خوشنویس با نوشتن برخی حروف، کلمات و جملات به صورت تکراری و متقاطع ترکیب بسیار زیبایی را خلق می کند. آن چه که در سیاه مشق نویسی دارای اهمیت می باشد ایجاد یک فضای منحصر به فرد برای هنرمند است که حتی انتقال مفهوم شعر و گاها جمله بندی ها را به حاشیه می برد. شاید برایتان جالب باشد که بدانید، نگارش سیاه مشق در ابتدا به سبب تمرین خوشنویسی، کمبود کاغذ خوشنویسی و همچنین لزوم استفاده از تمامی نقاط صفحه در نوشته ها و تمرینات بوده است.سیــاه مشق به عنوان یکی از قالب های خوشـنـویسی از دیرباز مورد توجه مشاقان بوده که ازدوره قاجار با ظهور بزرگانی همچون میرحسین خوشنویس باشی ، میرزا کاظم تهرانی و میرزا غلامرضا اصفهانی تشخص یافته است، جملات به‌صورت تکراری یا متقاطع، کمپوزیسیون ویژهٔ خود را خلق می‌کند. در سیاه مشق ایجاد یک فضای منحصر به فرد برای هنرمند بیش تر از انتقال مفهوم شعر یا جمله نگارش شده اهمیت دارد. (منبع: کتابخانه و موزه ملی ملک. دریافت‌شده در ۳۰ شهریور ۱۳۹۸.)نگارش به این سبک در ابتدا به دلیل تمرین خوشنویسی، کمبود کاغذ و لزوم استفاده از تمام نقاط صفحه در تمرینات بوده‌است.(کتابخانهٔ ملی کنگرهٔ آمریکا. دریافت‌شده در ۳۰ شهریور ۱۳۹۸.)نوشته‌ها و تمرینات استادان در یک برههٔ زمانی واجد مولفه‌های زیبایی‌شناسی تشخیص داده شد و از آن پس صفحات تمرینات ایشان همانند یک اثر چلیپا یا سطر یا ترکیبْ ارزش هنری پیدا کرد. اگرچه برگه‌های سیاه‌مشق از قرن شانزدهم میلادی هم موجود هستند، اینگونه به نظر می‌رسد این شیوهٔ خوش‌نویسی در نیمهٔ دوم قرن نوزدهم و در زمان ناصرالدین‌شاه قاجار اختصاصاً یک سبک متداول و محبوب بوده‌است.(منبع: کتابخانه دیجیتال جهانی. دریافت‌شده در ۳۰ شهریور ۱۳۹۸)استادان و هنرمندان رشتهٔ خوشنویسی به ممارست و تمرین زیاد اهتمام ویژه‌ای دارند. از این رو میزان و نحوهٔ تمرینات هنرجویان و استادان پیشین نیز زبانزد است. مانند میرزا محمدرضا کلهر که گفته‌اند در قسمتی از تکیه میرفندرسکی مدتها به نوشتن مشغول بوده‌است.همین تمرینات و نوشته های استادان خوشنویسی در یک دوره زمانی دارای مولفه های زیبایی شناختی بود و پس از آن صفحه های تمرینی این افراد همانند یک اثر چلیپا، سطر و یا ترکیب خوشنویسی ارزش هنری پیدا کرد. با وجود آن که آثاری از سیاه مشق نویسی در قرن شانزدهم میلادی به دست آمده، اما این گونه به نظر می رسد که این سبک هنری در خوشنویسی در نیمه دوم قرن نوزدهم در دوره پادشاهی ناصر الدین شاه قاجار محبوبیت بسیار زیادی کسب کرده است.استاتید و هنرمندان سیاه مشق نویسی به تمرین و ممارست این رشته تاکید فراوانی دارند؛ به همین خاطر هم نوع تمرینات آن ها بسیار خاص و ویژه است. کسانی مانند میرزا محمدرضا کلهر که درباره او روایت شده که در تکیه میرفندرسکی مدت ها به نوشتن سیاه مشق مشغول بوده است.شاید بتوان سیاه مشق نویسی را هنرمندانه ترین بخش خوشنویسی ایرانی دانست؛ چرا که می توان یک ترکیب بندی بسیار عالی در کنار درک کامل از فضا و همین طور کادر را به نمایش گذاشت. سیاه مشق زمانی معنا و مفهوم پیدا کرد که خط نستعلیق که خط منحصر به فرد ایرانی هاست، رونق گرفت. شاید جالب باشد که بدانید همه آن چیزی که با عنوان تمدن کهن ایرانی از آن یاد می شود، در خط نستعلیق خود نمایی می کند که از آن جمله می توان به ظرافت، صلابت و شکوه، نجابت و زیبایی، آرامش و رندی و… اشاره کرد. تعریف زیبایی می شود اگر بگوییم نستعلیق ثمره زیبایی و ذوق ایرانی است و سیاه مشق نمایش هنرمندانه این پدیده شگفت انگیز نام گرفته است. در چند سال اخیر بسیاری از خوشنویسان برای آن که هنر خود را در این رشته به نمایش بگذارند به سیاه مشق روی آورده اند و بیشتر از همه به روی هم قرار گرفتن حروف و درهم بودن آن ها توجه می کنند.یکی از اصلی ترین ویژگی های سیاه مشق ریتم یا تکرار است. ریتم از یک طرف به هر یک از عناصر شخصیت می بخشد و از طرف دیگر به خوشنویس اجازه می دهد تا به وسیله آن بتواند فضاهایی زیبا و بسیار چشم نواز خلق کند. معمولا بیشتر سیاه مشق ها به صورت مورب نوشته می شوند و محور تعادل آن قطرهای کادر هستند و تعادل با استفاده از کشیده های تخت، چهره زیباتری به خود می گیرد. معمولا خطاطان برای آن که چهره تابلوی سیاه مشق خود را زیباتر کنند، برخی از حروف و یا کلمات را به صورت عمودی و یا در جهت خلاف حرکت سایر حروف می نویسند. به این ترتیب چهره ناب و بی نظیر از سیاه مشق را ارائه می دهند.در بسیاری از تابلوهای سیاه مشق، خوش نویس از دو یا چند قلم استفاده می کند که یک فضایی خاص با عمق زیاد به وجود می آید. با این وجود برخورد حروف و کلمات با یکدیگر و همچنین قرار گرفتن آن ها بر روی هم نیز فضایی شبیه پرسپکتیو را خلق می کند. شاید عناصر سیاه مشق در ذهن بیننده اثر آشنا باشد و در نگاه اول بتواند با آن ها ارتباط برقرار کند، ولی از طرف دیگر ناخوانایی حروف، کلمات، مفردات و ترکیبات بیننده را به تفکر و تامل وادار می کند. یکی از معروف ترین کسانی که در دوره قاجار آثار زیبایی از سیاه مشق خلق می کرد، میرزا غلامرضا اصفهانی است که فضای بی نظیری را در آثار خود خلق می کرد. در دوره معاصر نیز می توان به بزرگانی همچون احمد ابوطالبیان، پوریا خاکپور، رضا کوهنورد و بسیاری از افراد دیگر اشاره کرد.سیاه مشق در ترکی و عثمانیمؤلف خطّ و خطّاطان نام قیرمه و قِرمَه را در اعداد و شمارش خطوط آورده ولی توضیح نداده و تعیین نکرده است که چه نوع خطی است.محمود یازیر بن نعمان یکی از خطاطان مشهور ترکیه در قرن حاضر در کتاب خود(مفتاح قرائت خطوط قدیمه) که به حروف لاتین و لغت ترکی به سال ۱۹۴۲ میلادی برابر با ۱۳۶۱ قمری هجری تالیف کرده و در صفحه ۷ و ۸ اقسام خط را ذکر کرده است بدین ترتیب:ثلث، ثلث قرمَزی، مُحقّق، ریحانی، اینجه ریحانی، توقیع(اجازه)، نسخ، اینجه نسخ، نسخ قرمزی، دیوانی، دیوانی جلی، اینجه دیوانی، دیوانه قرمزی، تعلیق(مقصود نستعلیق است)، اینجه تعلیق، تعلیق قرمزی، رقاع( مقصودش خط رقعی یا رقعه است)، رقاع قرمزی، سیاقت.در سبک شناسی جلد اول(صفحه ۲۸۰) نوشته است قرمز از لغات آرامی است از کِرمیث و قرمَطی نیز از همین لغت شناخته شده است( قرمط الکتاب: کتب دقیقاً وقارب بین سُطُوره _ المنجد)مؤلف مصوّر الخطّ العربی(صفحه ۳۶۷) قِرمَه را به دقیق و مکسور ترجمه نموده و مثلاً قرمه ریحانی را ریحانی دقیق و ریزه و قرمه نسخ را نسخ دقیق و ریز گفته است و در صفحه ۳۷۷ درباره شکستن از تعلیق گوید کلمه ترکی قرمه مقابل شکسته فارسی است. و انجه یا اینجه به لغت ترکی به معنی دقیق است و انجه نستعلیق خط دقیقی از نستعلیق است که در مخطوطات گرانبها مانند گلستان و خمسه به کار می‌رود.چنانکه واضح شد مولف مصور الخط کلمه اینجه را به دقیق و قرمه را به دقیق و مکسور(شکسته نوشتن) معنی کرده است.لکن از بیان محمود یازیر و ظاهر تقسیمات و دسته‌بندی خطوط او معلوم می‌گردد که قِرمَزی با این جهت تفاوت دارد زیرا مراد از اینجه کتابت خفی و خط غباری و مقصود از قرمه یا قِرمَزی شکل دیگری از آن خطوط می‌باشد که خود محمود یازیر در صفحه ۱۹ کتاب خود نمونه‌ای از ثلث قِرمَزی به دست داده و معرفی کرده است و آن عبارت از یک صفحه مشق است که خط ثلث آن درشت جلی نوشته شده و در لابلای آن خط نسخ و نستعلیق را ریز و تنگ هم جای داده و فاصله‌ها را پر کرده است و بالنتیجه جز صفحه سیاه مشق و مشاقی چیز دیگر نیست(خفی نماند که دسته‌بندی و تقسیمات و خطوط محمود یازیر بر مبنای اساسی و تعیین اصول نبوده او ظاهر وجود انواع را شمارش کرده است) اما این‌گونه نمونه‌ها و قطعات را قابل ذکر دانسته بدان‌جهت است که قطعات سیاه مشق استادان که از حالات شور و شعف و آزادگی و آمادگی آنان حکایت می‌کند خود حالت خوش و گیرایی دارد که محسنات آنها بر اهل فن پوشیده نیست. قطعات جامع، فراموش شدهبهترین اقسام تفننی قطعاتی است که خطاط ماهر متفنن از چند نوع خط در یک صفحه به وجود آورده است.در این میان استادان خوشنویس بسیاری بودند که در نوشتن انواع و اقسام خطوط متداول عصر دست داشته و همه آنها را استادانه نوشته‌اند.و فعالیت و توسعه ذهن و نیروی دست آنان در خور تمجید و ستایش و سزاوار پرداختن به آنان در مباحث جداگانه است.هرچند که گفته‌اند: ذی فنّ به جهان ز ذی فنون به  اما این بیان هم پسندیده است:ز لذات عالم بر اهــــل حــــــالمدان هیچ لذت چون کسب کمـالمُقررّ بَرِ هر هـــــــــنر پرور استکه کامل‌تر است آنکه جامع‌تر است امتیازات حروف اسلامی بر سایر حروفبعضی از غربی‌ها و پیروان آنها می‌خواهند لغت و خط عالم بشری را متحد سازند که هر دسته لغت و خط خود را ترک گوید و این کار بسیار بعید می‌نماید.کناطح صخره یوما لیوهنها فلم یضرّها و او هی قرنه الوعل: به واسطه اینکه اختلاف لغات بین دسته‌ها و قبیله‌ها یکی از دلایل عظمت و قدرت خدای تعالی است:وَمِنْ آیَاتِهِ خَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافُ أَلْسِنَتِکُمْ وَأَلْوَانِکُمْ  إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِلْعَالِمِینَ (۲۲روم).و خود یکی از سنن و قوانین الهی است فَلَن تَجِدَ لسُنَّه الله تبدیلاً، و علاوه این اختلاف زبان‌ها سری از اسرار آبادانی عالم هستی است.و از این رو نمی‌توان هر اختلاف را در حقیقت مضر و هر اتحادی را مفید دانست و در این گونه امور شایسته است غایت امروز هدف و نتیجه را در نظر گیرند و آنچه صلاح و مفید به حال جامعه و ملتی باشد انتخاب کنند و هنگامی می‌توان اطمینان یافت اتحاد لغت و خط به سود جوامع بشری است که در درجه اول اختلافات مهم حیاتی و اساسی آنان از قبیل نژادخواهی و عقاید مذهبی و مرام و مسلک سیاسی بهره‌برداری از اقتصادیات و غیره برطرف گردد و الا جز زیان و ضرر محصولی نخواهد داد.خط اسلامی(عربی و فارسی) اتمام انواع خود عالی‌تر و زیباترین خطوط عالم است از لحاظ حسن شکل و زیبایی هندسی و نظم بدیع و صورت و سیمای جاذب حتی نزد غربیان هم محبوب و عزیز است و به داشتن این امتیازات بر بسیاری از خطوط دیگر ترجیح دارد.1) قبول هر شکلی از اشکال هندسی می‌کند و به هر صورت در می‌آید بدون آنکه ماهیت و اساس آن تغییر و تبدیل پیدا کند و خود اشکال هندسی فی نفسه تزیین است استاد ماهر آن را در قالب‌های گوناگون و زیبا می‌ریزد. و با دقت نظر در این خط دانسته می‌شود که بین آن و سایر اشیا نسبت شباهت و نزدیکی وجود دارد و کسی که در فن خط آگاه و بصیر باشد به این اسرار پی می‌برد و از لطیف‌ترین اوله و ظریف‌ترین براهین این خصیصه است که شعرا زیبایی‌های محبوب را به انواع حروف تشبیه کرده‌اند.مثلاً ابرو را به نون و چشم را به ع و بناگوش را به و  و دهان را به م و ص و دندان را به س و تره را به ش و ل و غیره.میرعلی هروی استاد برجسته قرن دهم در مدادالخطوط سروده است:صفحه روی بُتان از خال و خطکاتب الله و قلم زیبا نهادچشم صاد و زلف دال و قد الفطُره لام است و دهان میم مُرادکلک استاد ازل زین پنج حرف(صدالم) بر روی جان من نهاد.و این رباعی منسوب به ابن سینا است:بر چهره انسان قلم لم یزلیمعکوس نوشته است نام دو علییک لام و دو عین با دو یاء معکوساز حاجب و عین و انف با خط جلی و قال الشاعر:انی لاحسد فی اسطر الصّحفاذا رایتُ اعتناق اللّام للالفو ما اظنهّا طال اعتنا قهماالّا لما من شدّه الشّعَفَ.سروده ابوالمطاع ذوالقرنین بن حمدان ۴۲۸ هجری تاریخ الخط دیگری گفته است لا تقل لی لا فمکتوب علی وجهک المشرق نورا نعم به حروف صورت من قدر ماجری قط علیها قلم نونها الحاجب و العین بها طرفک الفتّان و المیم فم و این حروف جامع لفظ نعم(آری، بلی) می‌شود. و بعضی از شعرا از هیئت و شکل حروف معانی عجیب و اشارات لطیف دارند مثل قول ابوطالب یحیی بن ابی الفرج(۵۹۴ هجری) در ترغیب راستی و رستگاری و استقامت:ان کنت تسعی للسعاده فاستقمتنل المراد ولو سموت الی السّماالف الکتابه وهو بعض حروفهلمّا استقام علی الجمیع تقدّماو این اشعار هم از مولف تاریخ الخط محمد طاهر مناسب مقام است:کل الحروف اذا نظرت فانهامن نقطه اجزاوها تترکّبصور الحروف جمیعها ماخوذهمن صوره الالف التی تتقلّبفتری لصورته رموزا جمّهفانظر به عین حقیقه تتهذّب.(همه اشعار عربی منقول از تاریخ الخط است با بعضی از مطالب)2) علما و دانشمندان اسلامی حروف عربی را در کارهای بزرگ به خدمت گرفته و در این کار مقاصد آنان بدون خلل و تغییر برآمده و نتیجه نیکو برگرفته‌اند و چون علم تجوید و علم نحو را وضع و تدوین کردند دو پاسبان قوی و نیرومند بر لفظ لغت و حروف عربی گماشته و آن را از فساد و خطا ایمن ساختند. و مولفات و کتبی که دانشمندان اسلامی به لغت عربی و فارسی به این حروف نوشتند از عجایب است  آوردن مثل آن جز از راسخان در علم و لغت مقدور نمی‌باشد و از اقتضای این خط است که مطالب و معانی بسیار را بین دو جلد(دو غلاف کتاب) بیشتر از لغت و حروف دیگر زبان‌ها و خط‌ها جمع کرده است.3) خدای تعالی اسرار عجیبی در حروف هجایی عربی به ودیعه گذاشته است از قبیل طلسم‌ها و اوفاق و جفر و سیمیا که در حروف دیگر وجود ندارد و دانستن این علم که موسوم به علم حروف است محتاج مراجعه به اهل آن و ریاضت می‌باشد صاحب تاریخ الخط و آدابه در این مورد مختصر شرحی داده است(صفحه ۱۶۵).4) حروف عربی صلاحیت آن دارد که به جای ارقام عددی حساب قرار گیرد نه حرف برای عشرات، و نه حرف دیگر برای مآت و یک حرف برای هزار چنانکه در حساب ابجد نموده شد و ترتیب ابجدی ترتیبی خطیم است که نزد اکثر از امم سامی نژاد سریانیان و عبرانیان معروف است.و اگر حساب از هزار درگذشت به اندازه‌ای که خواهند حروف را تکرار می‌کنند مثلاً پنج هزار(هغ) و چهل هزار(مغ) می‌شود و بعضی دانشمندان به واسطه اختصار، حساب حروفی را بر ارقام عددی ترجیح می‌دهند زیرا امکان نظم و سهولت حفظ در آن است.و متقدمین در علم اوقات و علم نجوم و فلک و رصدبندی روف را استعمال می‌کرده و رمز قرار می‌داده‌اند که در اسطرلاب معمول بوده و اکنون دیده می‌شود. 5) قطع نظر از حروف مد با باقی حروف می‌توان بیشتر از ۱۲ میلیون کلمه ساخت و این مطلب از کتاب العین خلیل بن احمد دانسته می‌شود و از این رو برای وضع کلمات مجال بیشتر، و الفاظ از اشتراک و اشتباه به دور است.برخلاف لغات فرنگی که غیر از حروف حرکاتی، نوزده حرف باقی می‌ماند و مجال وضع کلمات کم و عدد الفاظ کمتر و اشتباه و اشتراک در آن زیاد است و از این جهت است که داشتن حرکات زیاد در آن ضروری است تا تشکیل کلمات زیاد از حروف کم ممکن گردد و جلوی نقص طبیعی را که از کمی حروف ناشی شده است بگیرد(از تاریخ الخط و آدابه و اضافات دیگر).حاج خلیفه در کشف الظنون از طبقات النجاة سیوطی آورده است که خلیل گوید ابنیه کلام عرب از مستعمل و محمل دو حرفی و سه حرفی و چهار حرفی و پنج حرفی بدون تکرار، دوازده میلیون و سیصد و پنج هزار و چهارصد و دوازده کلمه است همزه اصفهانی نیز در الموازنه همین بیان را آورده است(در مقدمه لغت‌نامه دهخدا صفحه ۲۳۸).در الفهرست آمده است سهل بن هارون رئیس بیت الحکمه(نام کتابخانه مشهور بغداد است که در زمان هارون الرشید ایجاد شد و در دوره مأمون توسعه یافت و مرکز تجمع دانشمندان بوده است) که معروف به ابن راهیون کاتب است گوید عدد حروف عربی ۲۸ و به شماره عدد منازل قمر است و هر کلمه با حروف زائدی که به آن می‌پیوندد و بیش از ۷ حرف نیست مطابق با نجوم هفتگانه است و حروف زائد دوازده است(ده حرف زائد در این جمله گرد آمده است الیوم تنساه) به تعداد بروج دوازده‌گانه و نیز می‌گوید حروفی که با لام تعریف ادغام می‌گردد ۱۴ و به شماره خانه‌های قمر است که پنهان است، و چهارده حرف دیگر که ادغام نمی‌شود برابر با بقیه خانه‌های آشکار قمر می‌باشد. برای اعراب هم سه حرکت وضع شده رفع و نصب و جر بدین جهت که طبیعت را سه حرکت است حرکتی از وسط مانند حرکت آتش و حرکتی به سوی وسط چون حرکت زمین و حرکتی بر وسط مثل حرکت فلک و این اتفاقی است ظریف و تأویلی است نادر و تازه.و قال الکندی: لا اعلم کتابه تحتمل و من تجلیل حروفها و تدقیقها مایحتمل الکتابه العربیه و یمکن فیها من السرعه ما لایمکن فی غیرها من الکتابات. (صفحه۲۱ الفهرست) پیوستگی خط و زبان ایرانی با لهجات و خطوط دیگرزبان و خط فارسی با چهاردسته زبان و خط در سیر تحولات تاریخی پیوستگی و آمیزش پیدا کرده است:1) عربی2) اردو3) ترکی4) پشتو و بلوچی و کردی و تاجیکی‌و یا به عبارت دیگر به اعتبار آمیختگی:1) فارسی و عربی2) فارسی و عربی و هندی3) فارسی و عربی و ترکی4) فارسی آمیخته با لهجات پشتو و بلوچی و کردی و تاجیکی.و مشروح این مجمل این است: آمیخته‌گی زبان ایرانی با کلمات و لغت عربی1) پس از اینکه ایرانیان دین و آیین اسلام را پذیرفتند زبان آنان با کلمات و لغت عرب آمیخته‌گی شد و این آمیخته اساس فارسی دری گردید. در آن زمان خط علمی و سیاسی ایرانیان پهلوی ساسانی و کتابت دینی آنان دین دبیره اوستایی بود که با پذیرفتن خطوط اسلامی به تدریج متروک گردید و خطوط اسلامی با انواع گوناگون خود بین ایرانیان هم اهمیت و ارزش یافت و هم به دست آنان درخشنده‌تر شد از آن زمان تاکنون این پیوستگی خط و زبان ایرانیان با ممالک اسلامی عرب ناگسستنی و آشنایی آنها با الفاظ قرآن و کلمات پیغمبر و جانشینان او غیر قابل انکار و با دوام دین اسلام و قرآن برقرار و پایدار است.2) پس از آنکه تمدن اسلامی ایرانی با خط و زبان به وسیله فتوحات غزنویان و شهاب الدین محمدغوری در هندوستان گسترش یافت دولت‌های اسلامی خاندان‌های مملوک و خلجیان و تغلقیان و لودیان در قسمت شمالی هندوستان(که پایتخت آنها غالباً شهر دهلی بود) تشکیل شد تا اینکه در سال ۹۳۲ هجری ظهیرالدین بابر نواده پنجم امیر تیمور گورکان به هندوستان حمله برد و تمامی شمال هندوستان را از پنجاب تا بنگاله متصرف شد و بعد تمامی شبه قاره به دست اعقاب وی فتح گردید.هنگام تسلط تیموریان هند دوره درخشانی از تمدن اسلامی در هندوستان آغاز شد که کاملاً رنگ ایرانی داشت و مدت ۴ قرن ادبیات و هنر و فرهنگ و خط ایرانی در دربار سلاطین گورکان هند متداول و زبان رسمی دربار،فارسی بود و خوشنویسان و هنرمندان در آن سرزمین به ظهور رسیدند و باب درخشان وسیعی را در خوشنویسی باز کردند.از زمانی که مسلمانان عرب ایرانی و غیره به سرزمین سند و هند دست یافتند، آنجا محل رفت و آمد و اختلاط قبایل مختلف شده بود  به زبان‌های مختلف تکلم می‌کردند و با اینکه زبان فارسی بین آنها رایج شده بود همدوش زبان فارسی زبانی که مخلوطی از زبان فارسی و عربی و ترکی و هندی و(سانسکریت) بود رایج گشت و این زبان همان است که به عناوین اردو، هندی، هندوستانی و ریخته معروف گردیده است.(از بیانات دکتر بیانی)دستور زبان اردو از زبان محلی نواحی دهلی به نام سورسینی گرفته شده ولی سایر مظاهر تشکیل آن زبان فارسی است چنانکه در حدود شصت درصد تمام لغات آن فارسی متداول امروز ما است و بقیه الفاظ عربی و سانسکریت و ترکی و غیره می‌باشد و چنان است که گویند با آموختن  لغت اردو می‌توان با آن زبان آشنا شد و به شهادت محققین هند و پاکستان این زبان باز فارسی ارتباط و یگانگی فوق العاده دارد و باید آن را شعبه‌ای از زبان فارسی قلمداد کرد. شالوده زبان اردو از قرن ششم ریخته، و در قرن هشتم و نهم تدوین و در مراحل ابتدایی به دست مهاجرین ایرانی پایه گذاری شده است.خط اردو نستعلیق فارسی و الفبای آن عربی با حروف چهارگانه ویژه فارسی و سه حرف مخصوص سانسکریت است که عبارت است از:  ط که تلفظی بین تا و طا دارد. و د ط که تلفظی بین دال و صاد، و رط که تلفظی بین را و غین و لام دارد.این زبان و خط متوازی با زبان فارسی تا قرن نوزدهم میلادی در شبه قاره هندوستان رایج بود، آنگاه با اشغال  استعمار انگلیسی‌ها کم کم زبان انگلیسی جایگیر زبان فارسی شده با زبان اردو، زبان عمومی هندوستان گردید و نفوذ فارسی رو به انحطاط رفت تا اینکه در قرن اخیر دوباره زبان فارسی رشد و رونق و نُضنجی گرفته و اهالی هند مخصوصاً پاکستان در این راه کوشش نموده‌اند.3) آسیای صغیر یعنی سرزمینی که قسمت عمده آن خاک کشور ترکیه امروز و عثمانی سابق را تشکیل می‌دهد از صدر اسلام تا قرن هفتم هجری مملکت مستقل واحدی نبود و فرهنگ و تمدن خاص نداشت و جزو قلمرو خلفای اسلامی عرب بود تا هنگامی که تیره‌ای از سلاجقه از ایران به قسمتی از آن سرزمین رفتند و به عنوان سلاجقه روم و سلاجقه شام و سلاجقه عراق و کردستان دولتی تشکیل دادند و مدتی بیش از دو قرن (۴۷۰_ ۷۰۰) فرهنگ و ادبیات و تمدن ایرانی را در آنجا نفوذ دادند و زبان فارسی لغت علوم و ادبیات و سیاست آن نواحی گردید.و در طی این مدت این ناحیه وسیع رنگ یک کشور ایرانی را داشت و از آثار عربیت فقط آداب دینی اسلام محسوس بود و این احوال تا آغاز قرن هشتم باقی بود که سلسله سلجوقیان روم به دست ترکان عثمانی منقرض گردید. در این وقت کم کم لغت ترکی در نواحی آسیای صغیر معمول شد و گاهگاه کتاب‌هایی در قواعد زبان ترکی عثمانی تالیف گردیده است.به هر صورت از ابتدای نشئت دولت عثمانی چه زمانی که به فارسی آشنایی داشتند و چه زمانی که ترکی معمول شد پیوسته با الفبای فارسی کتابت می‌کردند تا اینکه به سال ۱۹۲۸ میلادی کمال آتاتورک به کار بردن خط عربی و فارسی را در ترکیه ممنوع و با الفبای لاتین تبدیل و تعلیم آن را اجباری ساخت. ولی الفبای عربی منسوخ نشد و بر طبق قانونی که گذشته بود تعلیم رسم الخط عربی در دانشکده علوم دینی آزاد بود و در سال ۱۳۳۷ هجری شمسی شورای عالی فرهنگ ترکیه تعلیم الفبای قدیم را در مدارس متوسطه آزاد ساخت.از میان لهجات ترکی مهمترین ترکی عثمانی است  مردم ترکیه امروز با آن تکلم می‌کنند و اینکه نیمه‌ای از آن را عربی تشکیل می‌دهد.باید دانست که زبان ترکی بیش از سایر زبان‌ها از زبان فارسی متاثر است. زیرا الفاظی که از عربی به زبان ترکی راه یافته به وسیله زبان فارسی به همان لغاتی است که به رنگ فارسی درآمده و در زمان کنونی ما متداول است. و اگر هم مقداری لغات عربی با همان موارد استعمال خاص و اصطلاح عربی داخل دارد معدود و تقریباً منحصر به اصطلاحات دینی است و روی هم رفته می‌‌توان گفت که بیش از ۵۰ درصد آن الفاظ فارسی کنونی ما می‌باشد.ترکیه مهم‌ترین مرکز رواج خط اسلامی و خوشنویسی است و تکامل خطوط اسلامی را در حوزه دولت ترکیه به دو دوره متمایز می‌توان تقسیم کرد یکی از صدر اسلام تا آغاز تشکیل دولت عثمانی(۶۹۹ هجری) به دست عثمان اول سر سلسله دولت عثمانی، و دیگری از آغاز دولت جدید عثمانی به بعد.اما دوره اول کاملاً پیرو تکامل خط در ایران بوده است و کسی از استادان خط را در این سرزمین پهناور به عنوان خوشنویس ترک نمی‌توان شناخت چنانکه پس از دوره خوشنویسی یاقوت مستعصمی و شاگردان و پیروان سبک وی، اول کسی که در تاریخ خوشنویسی دولت عثمانی نام برده شد فقط شیخ حمدالله اماسی که اصلاً واصالتاً بخارایی بوده است دوره دوم که از آغاز قرن دهم شروع می‌شود دوره خوشنویسی دامنه‌داری است که موضوع بحث جداگانه است.اوضاع و احوال زبان و خط فارسی و عربی در سایر لغات و لهجات ترکی با جزئی اختلافاتی که دارند بر همین منوال بوده که خط اکثر آنها تحت سیاست و نفوذ دولت روسیه به روسی تبدیل شده است و آن لغات بدین قرار است.ترکی غازانی یا تاتاری، در ناحیه غازان و اطراف آن در روسیه اروپا و الفبای آن مشابه الفبای ترکی عثمانی بوده است.ترکی کریمیه، در شبه جزیره کریمه و اصل آن ترکی مغولی است که به الفاظ عربی و روسی مخلوط است.ترکی نوجائی،‌ در ولایت کراس قفقاز در سواحل دریای سیاه و حد فاصل بین ترکیه کریمه و ترکیه آذربایجانی است.ترکی آذربایجانی، در آذربایجان ایران و قفقاز.ترکی داغستانی، در سواحل غربی بحر خزر، در این زبان علاوه بر کلمات و الفاظ ترکی و فارسی مقدار کلمات خالص عربی است.ترکی چرکسی، در ناحیه غربی قفقاز، و زبان عربی که به آن علوم شرعی را تدریس می‌کنند نیز در آن ناحیه معمول است و این نفوذ از زمان تسلط ممالیک که مصر به جای مانده است.ترکی قرقیزی، که لهجه‌ای از تاتاری است و اهالی ناحیه شمال بحر خزر و قرقیزستان به آن تکلم می‌کنند.ترکی جغتائی، در خیوه و بخارا و حوالی آن، در قرن نهم جانشین ترکی ایغوری شده است و اولین تالیفاتی که به این زبان و خط عربی نوشته شده آثار منظوم و منثور امیر علیشیر نوائی(۹۰۶هجری) وزیر دانشمند سلطان حسین میرزا بایقرایی گورکانی است.ترکی تکه، زبان قبایل ترکمان است که مشابه ترکی جغتائی است.ترکی ازبکی، در ناحیه ترکستان روسیه و ماورالنهر متداول و مرکز آن شهر سمرقند بوده و امروز تاشکند مرکز ازبکستان است. 4)لهجه‌ها و خطوطی که از اصل زبان فارسی و خطوط اسلامی ریشه گرفته و مرسوم و متداول است عبارت است از:الف) خط و زبان پشتو یا پختو که در افغانستان جنوبی و پاکستان شمالی معمول و مرکز آن شهر قندهار است.زبان پشتو از کلمات فارسی به عربی و بعضی الفاظ خاص محلی ترکیب شده و زبانی است در غایت خشونت. در خط پشتو دوازده حرف از جنس الفبای عربی اضافه هست که شامل چهار حرف مخصوص فارسی و هشت حرف دیگر با تلفظ خاص دیگر می‌باشد از زبان و خط پشتو قبل از قرن دهم هجری هیچ گونه اثری نیست و آداب افغان‌های پشتو زبان قبل از این تاریخ به کلی تاریک است.باید دانست که بیش از یک میلیون از سکنه پاکستان شمالی به زبان و خط پشتو آشنایی دارند و اینان بیشتر مردم عادی و عشایری هستند، و زبان فارسی به شکل لغت ادبی و زبان دانشمندان در آن کشور متداول است و قسمتی از سکنه عادی نیز به زبان فارسی تکلم می‌کنند.ب) زبان و خط بلوچی، در ناحیه مکران و بلوچستان ایران و پاکستان متداول و در واقع لهجه‌ای از زبان فارسی است که اندکی لغات هندی و محلی هم در آن دخیل است الفبای بلوچی جزو حروف فارسی سه حرف مخصوص هندی را نیز دارا می‌باشد.پ) زبان و خط کردی، که در کردستان ایران و ترکیه و عراق و قسمتی از ارمنستان متداول است مرکز آن کرمانشاه است و لهجات مختلف دارد که مهم‌ترین آنها لهجه گروسی است.زبان کردی از الفاظ فارسی و عربی و اندکی ترکی تشکیل شده و اصل آن فارسی و در واقع لهجه عظیم زبان است. الفبای کردی عیناً الفبای فارسی است که فقط یک حرف اضافه دارد و زبان تاجیکی، که در جمهوری تاجیکستان و بذر نواحی ازبکستان شوروی متداول است از همه لحظات به زبان فارسی شبیه‌تر و نزدیک‌تر است، و در نواحی خراسان به افغانستان شمالی نیز به آن تکلم می‌کنند.اهالی جمهوری تاجیکستان و بعضی از جمهوری ازبکستان به این زبان سخن می‌گویند و الفبای فارسی و خط آن را تا چند سال پیش حفظ کرده بودند که آن را نیز به خط روسی برگردانیده‌اند ولی اخیرا خط فارسی اسلامی را نیز می‌آموزند. متفرقه تَفنّنُینمونه‌هایی از خطاطان پدیدآمده که حدود و ضابطه‌ای برای آن نیست و بستگی با خلاقیت آزادانه ذهن دارد و از این رو میدان وسیعی برای این قسم تفنن باز است و هر خطی را که از باب تفنن بوده و خالی از لطافت هنری نباشد شامل می‌گردد مانند:1) قطعاتی در شکل‌های مختلف و قالب‌های گوناگون از انسان و حیوان و پرنده و درخت و گل و برگ و زورق و ظروف و غیره درآمده است.2) خط سایه‌دار که تقریباً نوعی مثنی است و خط مجنونی(نوعی توأمان که معرفی شد)، و خطّ ناخُنی، و جوهرنشان(مُرصع) و همراه با نقاشی و تزئین، و شجری مورّق، و چپ نویسی و حکّاکی و غیره.صنعت حکاکی و مهرسازی که توام با تفنن در خطوط دیده شده یکی از صنایع قدیم است که ملل باستانی بدان دست زده‌اند.در ایران این صنعت به دوران اسلامی رسیده و رواج کامل داشته است هم اکنون مهرهایی از زمان صفویه و اوایل قاجاریه در دست است که خطوط ثلث و  رقاع و طغرا و تفننی و یا نستعلیق بر روی عقیق حک شده و از نظر حکاکی و خط کم نظیر یا بی‌نظیر و گرانبها است.و اما چپ نویسی بعضی از خطاطان برای اظهار تسلط و تفنن از طرف چپ عبارتی را چپ نویسی کردند و این ورزیدگی برای حکاکی و مهرسازی و خط مثنی می‌تواند وجهی داشته باشد.3) خطوطی که امروز به نام کوبیسم معروف شده و به هیچ وجه تحت قاعده و اصول نیست گاهی شباهت به خطوط بنایی و رسم هندسی دارد و گاهی نظیر حروف لاتین و یا اشکال مختلف دیگر می‌باشد و این گونه خطوط را که توأم با نقاشی جدید است بیشتر نقاشان و تابلو سازان به کار می‌برند و اکثر خالی از هنر خطاطی و لطافت و ظرافت است.باید خاطر نشان کرد که خطوط تفننی فقط نمونه‌هایی که به آن اشاره شده را شامل نمی‌شود بلکه ممکن است نمونه‌های متنوع دیگری از خطوط تفننی نیز وجود داشته باشد و در این مقاله تلاش شده مهم‌ترین این خطوط بررسی و استخراج گردد. یکی از شیوه‌هایی که در منابع از آن به عنوان خطوط تفننی یاد شده سیاه‌مشق است. با این حال نگارنده معتقد است با توجه به این که سیاه‌مشق نخست با هدف تمرین خوشنویسان بوجود آمده و سپس به مرور بر ویژگی‌های زیبایی‌شناسانه آن به عنوان هنر اصیل و فاخر خوشنویسی تأکید شده به‌شکلی که خود مجردا یک قالب هنری محسوب می‌­شود، بهتر است از توضیح آن در مقاله حاضر پرهیز نموده تا در مقاله­ دیگر مفصلا درباره این شیوه فاخر خوشنویسی تحقیق شود.فهرست منابع:ابن بطوطه، محمد بن عبدالله ( 1337)، ترجمه رحله ابن بطوطه، ترجمه محمدعلی موحد، جلد 2، طرح نو، تهران.ابن خلدون،العبر ( 1368)، تاریخ ابن خلدون، ترجمه عبدالمحمد آیتی، جلد 6، موسسه مطالعات و تحقیفات فرهنگی، تهران .اقبال آشتیانی،عباس ( 1352)، مجموعه‌ی مقالات عباس اقبال آشتیانی، به کوشش دکترمحمد دبیر سیاقی، نشرخیام،تهران.انوری، حسن (1373)،اصطلاحات دیوانی دوره غزنوی و سلجوقی، سخن، طهوری، تهران.آیت الهی، حبیب الله (1385)، مبانی نظری هنرهای تجسمی، چاپ ششم، سمت، تهران.آتابای، بدری کامروز ( 1358)، تعریف مختصری درباره مهر و مهرکنی، وحید، شماره 256 و 257 ، ص 45 – 46 .ترابی طباطبایی، سیدجمالا لدین (1355)، سکه‌های آق‌قوینلوها ومبنای حکومت صفویه درایران، موزه آذربایجان، شماره 7، ص 23 .جدی، محمد جواد (1387)، مهر و حکاکی در ایران، فرهنگستان هنر، تهران.جوادی، مهدی (1384) تحول نظام خاتم و نشان در تشکیلات اسلامی، فصلنامه تاریخ اسلام، سال ششم، ص 67 .حقی اوزون چارشیلی، اسماعیل (1381)، تشکیلات امپراطوری سلجوقی، ترجمه محمدرضا نصیری، نامه انجمن، شماره 6، صص 77 – 79 .رابینیو، لویی (1353)، آلبوم سکه‌ها، نشان‌ها و مهرهای پادشاهان ایران، محمدمشیری،امیرکبیر،تهران.رضایی، امید (1389)، شاه عباس اول، طغرای دوازده خانه و المثنی نویسی نشان، دو فصلنامه علمی تخصصی تحقیقات تاریخی اجتماعی، سال 1، شماره 1، ص 70 .روستایی، محسن (1383)، بازخوانی فرمانی منحصر به فرد از عهد قاجار(1293ق)، ممهور به مهرهایی مزین به نام چهارده معصوم (ع)، گنجینه اسناد، شماره 55، ص 16 – 26 .سمسار، محمد حسن (1346)، اسنادو مکاتبات تاریخی؛ فرمان نویسی دوره صفویه، بررسی‌های تاریخی، شماره 12 ، ص 145 .سمسار، محمد حسن (1347)اسناد و مکاتبات تاریخی؛ فرمان نویسی دوره صفویه (2)، بررسی‌های تاریخی، شماره 13 ، ص 63 .شاردن,ژان ( 1345)، سفرنامه شاردن، محمدعباسی، امیرکبیر، تهران.شهرستانی، سیدحسین (1381)، جلوه هنر در اسناد ملی، سازمان اسنادملی ایران، تهران.صفری آق قلعه، علی (1388)، مفهوم مهر در نخستین سده‌های اسلامی،گزارش میراث، شماره 35 ، سال چهارم، ص 4.فضائلی، حبیب الله (1371)، اطلس خط، چاپ دوم، مشعل اصفهان، اصفهان.فراستی،رضا (1380)، مهرهای شاهان قاجار، فصلنامه تخصصی تاریخ معاصرایران، سال پنجم، شماره 17 ، صص 163 – 205 .قائم مقامى، جهانگیر ( 1348 )، یکصد و پنجاه سند تاریخى: از جلایریان تا پهلوى، تهران، چاپخانه ارتش شاهنشاهى ایران.قائم مقامی، جهانگیر ( 1349)، توقیع و تطور آن هادر تداول دیوانی، بررسی‌های تاریخی، شماره 27 ، صص 251 – 261 .مرسل‌پور، محسن( 1360)، تاریخ سلجوقیان کرمان، مرکز کرمان‌شناسی، کرمان. مقریزی، تقی الدین احمد بن علی ( 1418)، المواعظ والاعتبار (الخط)، جلد 3، بیروت، دارالکتبا لعلمیه.یزدی، شرف الدین علی ( 1972)، ظفرنامه، لوحه 6، تاشکند، عصام الدین اورونبایوف.مرجع :بررسی بَصری طُغرا و مُهرهای سلطنتی ایران (ایلخانان-قاجار)،کامران افشار مهاجر _سمر کلهرنشریه هنرهای زیبا_هنرهای تجسمی_دوره 17 ، شماره 3در پایان:جا دارد که از دلسوزی، همراهی و توجه و تلاش و کوشش اساتید معظم و متعهد و متدین و مجاهد خود در تعلیم و تربیت و انتقال معلومات و تجربیات ارزشمند فرهنگی و هنری، در کنار برقراری رابطه صمیمی و دوستانه و ایجاد فضایی به دور از تشریفات، برای کسب علم و هنر و دانش خوشنویسی، گرافیکی و روانشناسی رنگ و نقش، بر خود وظیفه میدانم در کسوت شاگردی از زحمات ارزشمند استاد مسعود نجابتی، عبدالرسول یاقوتی، قباد شیوا، سید محمد احصایی و سید حسن موسی‌زاده تقدیر و تشکر نمایم. از خداوند متعال برای این اساتید عزیزم، سلامتی، موفقیت و همواره شاگرد پروری را مسئلت دارم.شاگرد شما، ابوالفضل رنجبران© کلیه حقوق متعلق به صاحب اثر و پرتال فرهنگی راسخون است. استفاده از مطالب و آثار فقط با ذکر منبع بلامانع است.</description>
                <category>تاریخ هنر ایران و جهان</category>
                <author>تاریخ هنر ایران و جهان</author>
                <pubDate>Tue, 04 Feb 2025 10:12:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ابوالفضل رنجبران از حِلیه نویسی یا قطعه‌نویسی مذهبی می‌گوید:</title>
                <link>https://virgool.io/artday/%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%B6%D9%84-%D8%B1%D9%86%D8%AC%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%AD%D9%90%D9%84%DB%8C%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%DB%8C%D8%A7-%D9%82%D8%B7%D8%B9%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D9%85%D8%B0%D9%87%D8%A8%DB%8C-%D9%85%DB%8C-%DA%AF%D9%88%DB%8C%D8%AF-qwrw44rfxdpk</link>
                <description> ابوالفضل رنجبراندر خدمت جناب آقای ابوالفضل رنجبران طراح گرافیست و پژوهشگر تاریخ هنر هستیم، و قرار است توسط ایشاندر این مبحث به  حِلیه‌نویسی یا قطعه‌نویسی مذهبی  بپردازیم.جناب آقای رنجبران لطفا مختصری از  حِلیه‌نویسی یا قطعه‌نویسی مذهبی همراه با ارائه منبع بفرمایید؟حِلیه نویسیحِلیه‌نویسی، نوعی قطعه‌نویسی مذهبی است که عمدتاً مشتمل بر وصف شمایل محمد، پیامبر اسلام و گاه امامان شیعه بخصوص از فضایل پیامبر به همراه ائمه طاهرین و گاهی اسامی خلفای اربعه می‌شود. خوشنویسان ایرانی و اهل تشیع معمولاً به جای استفاده از اسامی خلفای اربعه،‌ از صفات پیامبر(صلی الله علیه وسلم) یا نام پنج تن آل عبا (به غیر از پیامبر اسلام) در چهار گوشه حلیه استفاده می‌کنند.رواج حلیه‌نویسی در بین عثمانیان بوده و آن‌ها به واسطه این کار می‌خواستند محبت خود را به پیامبر اسلام نشان بدهند و مورد شفاعت او قرار بگیرند.آن‌ها به دلیل حرمت شمایل‌نگاری در اسلام، روایتی از علی بن ابی‌طالب را که ویژگی‌های ظاهری، منشی و سلوک پیامبر اسلام را توصیف می‌کرد، خطاطی می‌کردند.اما حلیه‌نویسی در بین ایرانیان رواج چندانی نداشته چرا که هنرمندان ایرانی، نمونه‌های کمی از حلیه را طراحی و خطاطی و کرده‌بودند اما اکنون، سرآمد حلیه‌نویسی هنرمندان ایرانی و اهل تشیع هستند.معنای حلیهواژه حِلیه/ حُلیه از ریشه ح ل ی و به معنی زیور و زینت است. حلیه در اصطلاح به معنای وصف شمایل پیامبر و ائمه یا نام پنج تن آل عبا (به غیر از پیامبر اسلام) نیز به کار می‌رود.رواج حلیه در عثمانیان حلیه‌نویسی در بین عثمانیان رواج داشته است. در حلیه‌نویسی خطاطان عثمانی محبت خود را به پیامبر اسلام ابراز می‌کردند. آنان براساس حدیث «استشفوا بالحلیه»، تحریر حلیه شریف پیامبر را مبارک می‌دانستند. و نیز اعتقاد داشتند هر جا حلیه پیامبر (یا حلیه شریف، حلیه نبی، حلیه سعادت) باشد، نه فقط آنجا را از گزند آفاتی چون زلزله و آتش‌سوزی و قحطی حفظ می‌کند، بلکه موجب آرامش و رفاه و برکت ساکنان آنجا خواهد شد. حتی بر این باور بوده‌اند که حلیه در روز رستاخیز شفیع افراد خواهد شد .به سبب حرام بودن شمایل‌نگاری در اسلام، نوشته مشتمل بر وصف پیامبر به خط خوش، جای تصویر را گرفت . با نصب حلیه بر تخته و بعدها مقوا، دیوار اماکن مقدس، محل کسب و کار و خانه‌ها را مزیّن می‌کردند.  خوشنویسان، حلیه پیامبر را بر اساس روایتی از حضرت علی علیه‌السلام (در وصف پیامبر) می‌نوشتند. ایرانیان سرآمد حلیه‌نویسیهنرمندان ایرانی چندان تحت ‌تأثیر این سنّت در فرهنگ عثمانی نبودند و نمونه‌های اندکی از حلیه پدید آورده‌اند. اما اکنون، سرآمد حلیه‌نویسی هنرمندان ایرانی و اهل تشیع هستند. حلیه‌نویسی در بین ایرانیان رواج چندانی نداشته چرا که هنرمندان ایرانی، نمونه‌های کمی از حلیه را طراحی و خطاطی و کرده‌ بودند اما اکنون، سرآمد حلیه‌نویسی هنرمندان ایرانی و اهل تشیع هستند.مخترع حلیه نویسیحافظ عثمان(متوفی ۱۱۱۰) را مبدع حلیه نویسی دانسته‌اند.  او در واقع، خوشنویسی را به سیره‌نویسی پیوند داد. وی بیش از چهارصد حلیه نوشته که بسیاری از آنها موجود است. ظاهراً حافظ عثمان در ابتدا حلیه‌ها را فقط به خط نسخ و در اندازه‌ای می‌نوشت که بتوان در جیب گذاشت. نخستین نمونه حلیه به ابعاد ۱۴ × ۲۲ سانتیمتر در چهار ستون در سطور افقی به خط نسخ با ترجمه ترکی به همان خط اما بسیار نازک‌تر نوشته شده است، به گونه‌ای که ترجمه ترکی هر عبارت در سطر مورب با اصل افقی آن به‌ شکل مثلث می‌آمد. پس از آن، حافظ عثمان متن عربی روایتی از حضرت علی علیه‌السلام را درباره ویژگی‌های جسمانی پیامبر کتابت کرد. او حلیه‌هایش را در کیفی از گردن می‌آویخت و هنگامی که در اثنای ذکر به حال وجد می‌رسید، نوشته‌ها از گردنش می‌افتاد و علاقه‌مندان آنها را برمی‌داشتند. گفته شده که نوشتن حلیه و طرح آن را پیامبر در عالم معنا به او امر کرده است. اجزای حلیهقسمت‌های مختلف حلیه معمولا عبارت‌اند از:تاج یا سرلوحتاج یا سرلوح، که ترک‌ها آن را «باش مقام» می‌نامند. در این قسمت بسمله یا استعاذه و بسمله، گاهی نیز آیه مربوط به بسمله به خط ثلث نوشته می‌شود.شمسه در حلیه نویسیشمشه بیشترین بخش متن اصلی حلیه را تشکیل می‌دهد و به خط ثلث نوشته می‌شود. این قسمت اغلب به شکل دایره است، اما نمونه‌های بیضی و مربع‌ شکل آن نیز موجود است.هلال در حلیه نویسیدر حلیه‌هایی که قسمت شمسه آنها دایره‌ای شکل است، اغلب هلال باریک و زراندودی در قسمت پایین دایره طراحی می‌شود که دو سر آن به طرف بالا کشیده شده است که آن را تشبیه پیامبر به خورشید و ماه دانسته‌اند.گوشه‌ها در حلیه نویسیدر چهار گوشه قسمت شمسه چهار قسمت دایره‌ای یا بیضی یا دندان موشی طراحی شده است که در آنها نام و صفات پیامبر یا امامان شیعه نوشته می‌شود. خوشنویسان ایرانی و اهل تشیع معمولاً به جای استفاده از اسامی خلفای اربعه،‌ از صفات پیامبر(صلی الله علیه وسلم) یا پنج تن(علیهم السلام) در چهار گوشه حلیه استفاده می‌کنند.گاهی هم چهار خلیفه اول نوشته می‌شود. در مواردی نیز چهار نام رسول الله، یعنی احمد و محمود و حامد و حمید، یا نام «عَشَره مبشَّره» (ده صحابی که بهشت بدانان وعده داده شده است) و ده معجزه پیامبر نوشته می‌شود.آیه کریمه در حلیه نویسیدر این قسمت در زیر شمسه، آیه‌ای مربوط به پیامبر یا کلمه توحید نوشته می‌شود.کتیبه زیریناین قسمت مربوط به ادامه متن حلیه، دعا و امضای خطاط و تاریخ حلیه است. اگر تمام متن حلیه در شمسه بگنجد این قسمت حذف می‌شود.کتیبه مزیندر دو طرف کتیبه زیرین دو کتیبه مستطیلی پر تزیین وجود دارد. این دو قسمت یا بدون نوشته است، یا نام حسنین علیهماالسلام در آنها نوشته می‌شود. پیشرفت در حلیه نویسیحلیه‌نویسی بعدها بسته به قابلیت‌های هنرمندان تغییراتی یافت. با افزایش تولید کاغذ در ابعاد بزرگ، حلیه‌ها نیز در ابعاد بزرگ‌تر نوشته شد و به جای چوب، که بید آن را می‌خورد، روی مقوا چسبانده شد و بدین سبب آسیب کمتری دید.  حلیه‌نویسی در ابعاد بزرگ را قاضی عسکر مصطفی عزت افندی (متوفی ۱۲۹۳) آغاز کرد و بدین‌سان، خط ثلث و خط محقق و نسخ نیز در حلیه‌ها صورت جلی یافت. حسن رضا افندی در قسمت زیر کتیبه حلیه‌هایش با خط ثلث حدیث معروف «لولاک لولاک لماخلقت الافلاک» را افزود و طول حلیه را تا بیش از دو متر افزایش داد.همچنین محمد فهمی‌ افندی، در ابعاد بزرگ، در کنار استفاده از خط ثلث در قسمت شمسه، از خط غبار نیز استفاده کرد و با آن طرحهای گُل و گیاه کشید.در حلیه‌ها گاه جملات ترکی و فارسی نیز به متن عربی افزوده می‌شد. متون حلیه برای تذهیب‌ کاران نیز صحنه نمایش هنرشان بود. نگارگران نیز گاه نگاره‌های مکه و مدینه را در آنها رسم می‌کردند. اجازه‌نامه در حلیه نویسیحلیه‌نویسی مناسبتی با اجازه‌نامه‌ها نیز داشت، چنان‌ که خطاط با نوشتن حلیه از استادش اجازه‌ نامه دریافت می‌کرد. چنان‌ که سلطان محمد دوم عثمانی با نوشتن حلیه‌ای زیبا اجازه خود را از محمد وصفی دریافت کرد و عارف افندی فِلِبه‌ای، کامل آق‌ دیک و رفاعی عزیز افندی نیز هر یک با نوشتن حلیه‌ای در خط ثلث، نسخ اجازه‌نامه گرفتند. تزیین الواح حلیهالواح حلیه پس از قرن سیزدهم/ نوزدهم با طرح‌های غربی تزیین شدند، اما از ۱۳۱۹ش/۱۹۴۰ به بعد دوباره همان شیوه تزیین سنّتی معمول شد. حلیه‌ها جز به صورت الواح برای آویختن، بر روی سنگ‌های گران‌بها و نیمه گران‌بها نظیر کوارتز زرد نیز نوشته می‌شد که برای دفع شر بود و کاربردی طلسم‌ گونه داشت. نمونه‌های زیادی از حلیه‌ها در موزه‌های مختلف، به‌ ویژه موزه توپقاپی‌ سرای، موزه آثار ترکی و اسلامی و موزه هنر خطاطی اداره اوقاف استانبول، نیز در بعضی کتابخانه‌ها، مانند کتابخانه‌های سلیمانیه و دانشگاه استانبول و در مساجد جامع و محلی و برخی مجموعه‌های شخصی موجود است. حافظ عثمانی مبدع حلیه‌نویسی معرفی شده‌است. وی حلیه‌ها را با خط نسخ و در اندازه‌ای کوچک می‌نوشت که بتوان آن‌ها را در جیب گذاشت.ساختار هندسی حلیه به این صورت است که یک دایره بزرگ را در داخل یک کادر مستطیلیِ عمودی شکل می‌گذاردند و در چهار گوشه این دایره بزرگ، چهار دایره کوچک می‌کشند، سپس در بالا و پایین این دایره دو مستطیل افقی شکل بزرگ می‌کشیدند و زیر مستطیل پایین، یک مستطیل کم عرض‌تر نیز رسم می‌کردند.در مستطیل بالای دایره، آیه «بسم الله الرحمن الرحیم» و در مستطیل پایین دایره، آیه‌ای از قرآن که در وصفِ پیامبر اسلام است را می‌نوشتند، این آیه معمولاً آیه «و ما ارسلناک الا رحمه للعالمین» یا آیه «و انک لعلی خلق عظیم» است.در دایره وسط نیز یکی از احادیث نبوی نوشته می‌شد و در چهار دایره دیگر نام پنج تن آل عبا (به غیر از پیامبر اسلام) نوشته می‌شد. در مستطیل کم عرض زیرین نیز باقی روایتی که در دایره وسط وجود داشت نوشته می‌شد.جشنواره حلیه‌نویسی در ترکیه یکی از بزرگترین جوایز خوشنویسی را اهدا می‌کند و به همین دلیل میان خطاطان کشورمان شناخته شده است.نتیجه گیری:تصاویر کلامی پیامبر اسلام(صلی الله علیه وسلم) حلیه نویسی جملاتی بودند که در توصیف پیامبراسلام(صلی الله علیه وسلم) نوشته می‌شد و خصوصیات ظاهری و منش و سلوک نبی را توصیف می‌کرد.این توصیفات از زبان امام علی(علیه السلام) از اصلی ترین و معتبرترین حلیه است که نمونه اساسی و بنیادی اکثر حلیه ها به شمار می آید.البته نگارش حلیه به شکل سنتی نخستین بار توسط خوشنویس عثمانی حافظ عثمان انجام گرفت. او متن قاعده مندی را برای حلیه نویسی ارائه کرده بود که آغازگر فصل جدیدی در سیر تکامل حلیه نویسی شده بود در نسخه های قدیمی متن حلیه همیشه داخل هلال قرار می گرفت و بخش دیگر در کتیبه زیر هلال می آمد و هلال هم در میان مربع بزرگتری قرار داشت.در این 4 گوشه اسامی و القاب پیامبر اسلام قرار می گرفت.در بخش بالای اثر که ترکان آن را (باش مقام) می نامند عبارت (بسم ا...) به خط ثلث یا محقق نگارش می شد و عبارت (بسم ا...) با اولین قسمت از آیه 30 سوره نمل همراه بودمتن حلیه که زیر هلال می آمد با آیه 107 سوره انبیاء آغاز می شد و گاهی هم آیه 4 سوره القلم قرار می گرفت و متن با نوزدهمین جمله حلیه به پایان می رسید و بعد هم کاتب رقم خود را می آورد در آغاز قرن 13 ه.ق حلیه ساده حافظ عثمان موجب پیدایش حلیه های مصور شد که حلیه های نوشته شده بر پایه گفتار علی(علیه السلام) که اساس این قالب حلیه ها بود از کامل ترین و رساترین نمونه هاست حافظ عثمان نوعی شکل نوشتاری ترکیب بندی شده به نام حلیه نویسی ابداع کرد که تزئینات آن همراه با توصیف اوصاف ظاهری پیامبراسلام(صلی الله علیه وسلم) است که این کار تا قرن 13 ه.ق ادامه یافت.نوع حلیه نویسی حافظ عثمان از بدو شروع سراسر حوزه امپراتوری عثمانی مورد تأیید قرار گرفت و بسیاری از خوشنویسان عثمانی به عنوان تخصص اصلی خود حلیه نویسی را در دستور کار خود داشتند بعدها شیوه حلیه نویسی در خارج از مرزهای عثمانی به دیگر سرزمینه های  اسلامی بخصوص ایران رسوخ کرد و زیباترین حلیه ها در اوصاف خصایل ظاهری پیامبر ختمی مرتبت به قلم شیوای کاتبان ایرانی تهیه گردید که بیشتر اوج آن به دوره قاجاری میرسد در موزه خط و کتابت میرعماد قطعه خطی نگهداری می‌شود که در ان بخط خوش و عالی حلیه پیامبر نوشته  شده است.این قطعه خط جامع بخط ثلث و نستعلیق خفی و جلی نویسی و نیم و سه دانگ خوش و عالی  است که با شیوه دفتری و بندی و رنگین نویسی نگارش شده  و منسوب به قرن 13 ه.ق است اثر راقم ندارد و زمینه ان بندی و مطلایی با کتیبه مذهب طلایی و دور سطور ابری و حواشی مجدول الوان  با ریسمان مذهب و شرفه بندی است  اثر ابعاد 18*28 سانتی متر با جوهر و شنگرف نوشته شده و با شماره برچسب اموالی  3294 در موزه میرعماد نگهداری میشود متن اثر بیان ویژگی های ظاهری و اوصاف پیامبر اسلام ص است که با آیه الکرسی سوره بقره تزئین شده است .این قطعه خط به مناسبت مبعث پیامبر اسلام و بزرگداشت خاتم النبیین معرفی می‌شود متن شامل اشعار زیر است:فخما مفخما، یتلا لا وجهه ازهر اللون، اسم الانف، ازکما اعج لعینین، صلیع الفم، عظیم الهامه، رجل الشعر، وسیع الجبین، انزج الجوجب، اهذا الاشفاز، املح عین النکا- مفلح الاسنان، کثیر الحیه، کان وجیهه یدور، کان جید عنقه، فلو لو کلیله، عریض الصدری، سوی البطن الصدر، کانما صیت من فضه، اطول المربوع، اقصر من المشدب، طویل الیدین، اشعر الزراعین، طویل الزندبت، فسبح لقدمین، معتدل الخلق، اطول لقیام.منابع جهت مطالعه بیشتر• اوقطای آصلان ‌آبا، فنون الترک و عمائرهم، ترجمه احمد محمد عیسى، استانبول ۱۴۰۷/۱۹۸۸.• ابن منظور.• ژاک داماز، هنر خطاطی در ترکیه از قرن دوازدهم، ترجمه صادقى‌وند و بهروز گلپایگانى، تهران (۱۳۶۰ش).• آنه ‌ماری شیمل، خوشنویسی و فرهنگ اسلامی، ترجمه اسدالله آزاد، مشهد ۱۳۶۸ش.• سلیمان سعدالدین مستقیم‌زاده، تحفه خطاطین، استانبول ۱۹۲۸.• هنر قلم، تحول و تنوع در خوشنویسی اسلامی، گردآورى ناصر خلیلى و نبیل ف. صفوت، سرویراستار انگلیسى، جولیان رابی، مترجم فارسى، پیام بهتاش، تهران، نشر کارنگ، ۱۳۷۹ش.منابع:هنر قلم، تحول و تنوع در خوش‌نویسی اسلامی، گردآوری ناصر خلیلی و نبیل ف. صفوت، سرویراستار انگلیسی، جولیان رابی، مترجم فارسی، پیام بهتاش، تهران، نشر کارنگ، ۱۳۷۹ش، ص۳۸ـ۴۱.Hasan Ozonder، Ansiklopedik hat، tezhip sanatlari deyim ve terimleri sozlugu، Konya ۲۰۰۳، ص۷۲.سلیمان سعدالدین مستقیم‌زاده، تحفه خطاطین، استانبول ۱۹۲۸، ص۶۰۶.Hasan Ozonder، Ansiklopedik hat، tezhip sanatlari deyim ve terimleri sozlugu، Konya ۲۰۰۳، ص۷۲.آنه ‌ماری شیمل، خوشنویسی و فرهنگ اسلامی، ترجمه اسدالله آزاد، مشهد ۱۳۶۸ش، ص۸۲. درباره حکم فقهی چهره‌نگاری رجوع کنید به نقاشیMurat Belge، Osmanli&#x27;da kurumlar ve kultur، Istanbul ۲۰۰۵، ص۴۲۳.Mehmet Zeki Pakalin، Osmanli tarih deyimleri ve terimleri sozlugu، Istanbul ۱۹۷۱-۱۹۷۲، ذیل &quot;Hilye&quot;.Muhittin Serin، Hat sanati ve meshur hattatlar، Istanbul ۲۰۰۳، ص۱۲۷. ژاک داماز، هنر خطاطی در ترکیه از قرن دوازدهم، ترجمه صادقی‌وند و بهروز گلپایگانی، تهران۱۳۶۰ش، ص۹. آصلان‌آبا، ص۳۱۰.هنر قلم، تحول و تنوع در خوش‌نویسی اسلامی، گردآوری ناصر خلیلی و نبیل ف. صفوت، سرویراستار انگلیسی، جولیان رابی، مترجم فارسی، پیام بهتاش، تهران، نشر کارنگ، ۱۳۷۹ش، ص۴۸.Muhittin Serin، Hat sanati ve meshur hattatlar، Istanbul ۲۰۰۳، ص۱۲۷.د. ا. د. ترک، ج۱۸، ص۴۷ـ۴۸. د. ا. د. ترک، ج۱۸، ص۴۷.عثمان‌زاده، ج۳، ص۴۳۲. نمل/سوره۲۷، آیه۳۰. فتح/سوره۴۸، آیه۲۸۲۹.قلم/سوره۶۸، آیه ۴.انبیا/سوره۲۱، آیه۱۰۷.    Hasan Ozonder، Ansiklopedik hat، tezhip sanatlari deyim ve terimleri sozlugu، Konya ۲۰۰۳، ص۷۳.هنر قلم، تحول و تنوع در خوشنویسی اسلامی، گردآوری ناصر خلیلی و نبیل ف. صفوت، سرویراستار انگلیسی، جولیان رابی، مترجم فارسی، پیام بهتاش، تهران، نشر کارنگ، ۱۳۷۹ش، ص۴۸ـ۴۹.Mehmet Zeki Pakalin، Osmanli tarih deyimleri ve terimleri sozlugu، Istanbul ۱۹۷۱-۱۹۷۲، ذیل &quot;Hilye&quot;.Hasan Ozonder، Ansiklopedik hat، tezhip sanatlari deyim ve terimleri sozlugu، Konya ۲۰۰۳، ص۷۳.هنر قلم، تحول و تنوع در خوشنویسی اسلامی، گردآوری ناصر خلیلی و نبیل ف. صفوت، سرویراستار انگلیسی، جولیان رابی، مترجم فارسی، پیام بهتاش، تهران، نشر کارنگ، ۱۳۷۹ش، آنه ‌ماری شیمل، خوشنویسی و فرهنگ اسلامی، ترجمه اسدالله آزاد، مشهد ۱۳۶۸ش، ص۱۱۲.هنر قلم، تحول و تنوع در خوشنویسی اسلامی، گردآوری ناصر خلیلی و نبیل ف. صفوت، سرویراستار انگلیسی، جولیان رابی، مترجم فارسی، پیام بهتاش، تهران، نشر کارنگ، ۱۳۷۹ش، ص۵۰.</description>
                <category>تاریخ هنر ایران و جهان</category>
                <author>تاریخ هنر ایران و جهان</author>
                <pubDate>Tue, 04 Feb 2025 10:06:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ابوالفضل رنجبران از کتابت لفظ مبارک اللّه در خوشنویسی می‌گوید:</title>
                <link>https://virgool.io/artday/%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%B6%D9%84-%D8%B1%D9%86%D8%AC%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AA-%D9%84%D9%81%D8%B8-%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%DA%A9-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%91%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%AE%D9%88%D8%B4%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D9%85%DB%8C-%DA%AF%D9%88%DB%8C%D8%AF-rw4lioiyezvh</link>
                <description> ابوالفضل رنجبراندر خدمت جناب آقای ابوالفضل رنجبران طراح گرافیست و پژوهشگر تاریخ هنر هستیم، و قرار است توسط ایشاندر این مبحث به  کتابت لفظ مبارک اللّه در خوشنویسی بپردازیم.جناب آقای رنجبران لطفا مختصری از  کتابت لفظ مبارک اللّه در خوشنویسی همراه با ارائه منبع بفرمایید؟جایگاه کلمه الله در بین خوشنویسیاللّه اسم خاصی که بر ذات دارای جمیع صفات کمالی خداوند اطلاق می‌شود. این واژه که مشهورترین اسم خداوند است، که در طول تاریخ همیشه برای هنرمندان به ویژه هنرمندان خوشنویس از ارزش و اهمیت و جایگاه رفیع و بالایی برخوردار بوده است. این کلمه با شکوه را میتوان در اکثر معماری های اسلامی با انواع خطوط کوفی و اقلام سته مشاهد نمود. اللّه در اصل عربی است و احکام خاصی دارد؛ مانند ممنوعیت لمس کردن لفظ نوشته شده آن بدون طهارت. از جمله مهمترین خصوصیات این واژه می‌توان به قرار گرفتن در کلمه توحید و شهادت به توحید و ممنوعیت استفاده از آن برای غیر خداوند اشاره کرد.کتابت لفظ جلاله «الله»در هنر خوشنویسی، لفظ جلاله «الله»، اسلوبی منحصر به‌ فرد داشته و به باور ریچارد اتینگهاوزن، مستشرق آلمانی و پژوهشگر هنر اسلامی، زیبانگاری کلمه «الله» هنرمندان را در دو سرحد جهان اسلام یعنی اسپانیا و افغانستان، به راه‌حل مشابه هدایت کرده‌ است.یکی از ویژگی‌های نگارش این کلمه، آن است که کلمه «الله» مرکب از سه حرف «الف، لام و هاء» است و شیوه نگارش هرکدام از این سه حرف در مفردات خوشنویسی اسلامی، با بیانی دقیق و هندسی مشخص شده و هرکدام برای شکل تنها و متّصل خود، هندسه و نقطه‌گذاری مشخصی دارند. ولی همین حروف هنگامی که در نگارش لفظ جلاله «الله» بکار می‌رود، به‌یک‌باره از آن اسلوب و چارچوب مفردات، دگرگون شده و شکل منحصربه‌فردی به خود می‌گیرند. تا جایی که نگارش کلمه «الله» نیازمند آموزش جداگانه و ممارست مجزّا است.علامه طهرانی براین باور است که کلمه &quot;الله&quot;‌ در تلفظ اگرچه مُشدّد است اما آن را در کتابت و نوشتن نباید با تشدید نوشت، بلکه‌ در کتابت‌ &quot;لام&quot;‌ را مکرر نوشته و تشدید گذاشته نمی‌شود.مفهوم‌شناسی اللهاللّه اسم عَلَم (خاص) برای ذات واجب‌الوجود و جامع همه اوصاف کمالی خداوند است.گفته شده در عرفان اسلامی، واژه الله به دو صورت به کار می‌رود: «الله ذاتی» و «الله وصفی». اگر منظور از الله، ذات دست‌نایافتنی الهی باشد، «الله ذاتی» گویند که اسم عَلَم است و معنای الوهیت و مانند آن در آن لحاظ نشده است.اگر مقصود از واژه الله، ذات خداوند با لحاظ الوهیت، تدبیر و مانند آن در نظر گرفته شود، «الله وصفی» می‌نامند که در این صورت اسمی از اسمای الهی و جلوه‌ای از جلوه‌های ذات خداوندی است. در بیشتر کاربردها، «الله وصفی» مراد است. گفته شده هر دو کاربرد در متون دینی آمده است از جمله در آیه «قُلْ هُوَ اللَّـهُ أَحَدٌ اللَّـهُ الصَّمَدُ؛ بگو: اوست خداى یگانه، خداى صمد [ثابت - متعالى‌]» مراد از الله اولی، «الله ذاتی» و مقصود از الله دومی، «الله وصفی» است.معادل در زبان‌های دیگرشاید بتوان برابر این واژه را در فارسی کلمه «خدا» دانست.معادل این واژه در برخی زبان‌های دیگر چنین است:پرتغالی و برزیلی: «دئوس» (Deus)اردو: «خدا»عبری: «الوهیم» (به صیغه جمع از باب تعظیم) یا «یهوه» (Y.H.W.H)سریانی: «الوهو»کلدانی: «الاها»یونانی: «ثاؤس»لاتین: «داؤس»فرانسه و ایتالیا: «دیو» (Dieu)انگلیسی: «گاد»(God).روسی: «بُخ» (Бог)واژه‌شناسیریشه‌شناسی: الله در اصل، واژه‌ای عربی است. برخی آن را شبیه کلمات عبرانی و برگرفته از «ایل» یا سریانی و کلدانی و برگرفته از «الاها» دانسته‌اند. البته صرف شباهت دلیل بر عربی نبودن و گرفته بودن آن از زبان دیگر نیست.فقه اللغة: در مورد اشتقاق این اسم بین صاحب‌نظران اختلاف است؛ برخی قائل به جمود آن هستند؛ ولی قول مشهور در این باره اشتقاق است. کسانی که آن را مشتق می‌دانند در ریشه آن اختلاف نظر دارند و به گفته برخی در این باره بیش از ۲۰ یا ۳۰ نظر وجود دارد.شاید صحیح‌ترین آنها این نظریه باشد که الله در اصل &quot;الإله&quot; و از ماده &quot;اَلَه یأْلَهُ اُلوهةً&quot; به معنای عَبَد است؛ ولی همزه آن برای تخفیف حذف شده است.بر این اساس، معنای آن، معبودی است که شایسته همه ستایش‌ها و سزاوار عبادت است. البته در مورد ریشه و معنای إله و الله نظرات دیگری نیز ارائه شده است.بحث ادبی: هرگاه واژه الله مُنادا واقع شود(یا الله) گاهی حرف ندا (یا)حذف و به جای آن میم به صورت تشدید در پایان افزوده می‌شود و به صورت «اَللّهُمَّ» ادا می‌گردد؛ البته برخی دیگر از علمای علم نحو نظر دیگری در مورد واژه اللهمّ دارند.احکام فقهیاسم جلاله الله از جهت برخی احکام و آثار، همانند سایر اسمای الهی است؛ نظیر اینکه به اجماع فقیهان، رساندن بدن به آنها بدون طهارت حرام است. لمس کلمه «الله» و نیز ترجمه‌اش به هر زبانی که باشد بدون طهارت حرام است.درباره شیوه نگارش کلمه جلاله «الله»بدعت ناخوشایندی که، مخصوصا در سال های اخیر، رواج بیش تری یافته، نگارش کلمه جلاله «الله» به صورت «ا. . . »است.بسیاری از باب احترام به این نام مقدس و برای اینکه کسی بدون وضو به آن دست نزند یا در دست و پا نیفتد، در سال های اخیر به جای این نام زیبا و مقدس یک الف می نویسند و سه نقطه یا صفر در کنار آن قرار می دهند.جالب این جاست که برخی مقدس مآب ها حتی هنگام نوشتن این نام در جاهای دور از دسترس، مثل دیوارنویسی در مکان های مرتفع هم کلمه الله را به همین صورت ناخوشایند می نویسند. از این ها باید پرسید مردم چگونه ممکن است بدون وضو نام الله را روی یک تابلو یا بیلبورد یا روی یک دیوار مثلا 20 متری لمس کنند تا مشکل شرعی برایشان پیش بیاید؟!واقعیت این است که این رسم الخط هیچ ترجیح و توجیه شرعی و دینی و منطقی و عقلی و رسم الخطی ندارد. بر اساس موازین دینی هر علامت و نشانه ای که مفهوم الله را برساند؛ چه خود کلمه «الله» و چه یک الف و سه نقطه یا سه صفر و چه کلمه الله که با الفبای زبان های دیگر نوشته شده باشد و چه علایم گرافیکی که یادآور نام مقدس خداوند باشد، مثل آرم الله در پرچم جمهوری اسلامی ایران و... همگی به احتیاط واجب مثل کلمه جلاله الله دارای قداست هستند و هیچ یک از این کلمات و اشکال و صور را نباید بدون وضو لمس کرد یا مورد کم ترین بی احترامی قرار داد.بر این اساس از لحاظ شرعی تفاوت زیادی میان «الله» و «ا... » وجود ندارد و نوشتن لفظ جلاله به صورت یک الف با سه نقطه هیچ مشکلی را حل نمی کند؛ البته نوشتن الله به صورت بی پشتوانه «ا... »این بدی را دارد که مطابق با رسم الخط و الفبای فارسی و عربی نیست و از این جهت یک خطای مسلّم است. اشکال دیگر این نگارش این است که چشم نوازی و زیبایی کلمه جلاله «الله» را ندارد و از لحاظ خوشنویسی و ارزش های هنری تجلی گاه این زیباترین نام آفرینش نیست و از این لحاظ، اگر اشکال نداشته باشد، دست کم این است که اوج بی ذوقی است!ویژگی‌هااین اسم در بین دیگراسمای حسنایالهی، شاخصه هایی ممتاز دارد که عبارتند از:مشهورترین اسمای الهی است.از نظر قرآن بالاترین جایگاه را دارد.در مقام دعا و درخواست از خداوند از بالاترین مرتبه برخوردار است.پیشوای همه اسمای الهی است.کلمه توحید و اخلاص به آن اختصاص یافته است.شهادت با آن اسم واقع می‌شود.عَلَم واسم خاص برای ذات مقدس خداوند متعالی و مختص به معبود بر حق است و بر غیر خداوند اطلاق نمی‌شود؛ نه به صورت حقیقی و نه مجازی.این اسم بر ذات مقدسی که دارای همه صفات جمال و جلال الهی است، دلالت دارد.برای هیچ اسمی به عنوان صفت واقع نمی‌شود.همه اسمای الهی با این اسم خوانده می‌شود و عکس آن صحیح نیست.بسامد قرآنیواژه الله، بدون محاسبه مواردی که با ضمیر و مانندش به آن اشاره دارد، ۲۶۹۹ بار در قرآن به‌کار رفته است. در صورتی‌که‌ موارد پنج‌گانه کاربرد واژه «اللهم» نیز به آن افزوده شود شمار آن به ۲۷۰۴ می‌رسد. برخی تعداد آن را با احتساب مشتقات و بسم‌الله ۲۸۰۷ بار ذکر کرده‌اند.اسم الله در نزد اهل عرفانعارفان اسلامی، مقام ذات خدا را بدون هیچگونه تعیّنی دانسته و پس از تجلی حقّ، اولین تعیّن را تعیّنات حقی نامیدند که شامل مقام احدیت (تعیّن اول) و مقام واحدیت (تعیّن ثانی) می‌شود. به عقیده ایشان، در رأس هرم اسماء الهی در تعین ثانی، اسم جامع الله قرار دارد که در مقام اندماج کثرت در وحدت، شامل همه اسماء دیگر خداوند نیز هست. و پس از آن، اسم‌های چهارگانه «اول، آخر، ظاهر و باطن» قرار دارند.عبدالله جوادی آملی، حکیم و مفسّر معاصر، الله را برترین نام از نام‌های ذات مقدسی دانسته‌ است که هستی صِرف، جامع همه اسمای حسنا و صفات نیکو و مبدأ همه کمالات وجودی و منزه از هر نقصی است.در هنر خوشنویسی، لفظ جلاله «الله»، اسلوبی منحصر به‌ فرد داشته است. یکی از ویژگی‌های نگارش این کلمه، آن است که کلمه «الله» مرکب از سه حرف «الف، لام و هاء» است و شیوه نگارش هرکدام از این سه حرف در مفردات خوشنویسی اسلامی، با بیانی دقیق و هندسی مشخص شده و هرکدام برای شکل تنها و متّصل خود، هندسه و نقطه‌گذاری مشخصی دارند. ولی همین حروف هنگامی که در نگارش لفظ جلاله «الله» بکار می‌رود، به‌یک‌باره از آن اسلوب و چارچوب مفردات، دگرگون شده و شکل منحصربه‌فردی به خود می‌گیرند. تا جایی که نگارش کلمه «الله» نیازمند آموزش جداگانه و ممارست مجزّا است. علامه طهرانی براین باور است که کلمه &quot;الله&quot;‌ در تلفظ اگرچه مُشدّد است اما آن را در کتابت و نوشتن نباید با تشدید نوشت، بلکه‌ در کتابت‌ &quot;لام&quot;‌ را مکرر نوشته و تشدید گذاشته نمی‌شود.نام‌های خدا در قرآندر قرآن غیر از لفظ جلاله «اللّه» که بنا بر مشهور اسم خاص ذات متعالی خداست، ۱۴۳ اسم دیگر وارد شده که دارای معنای وصفی است و هر کدام به نوعی، از کمال خداوند حکایت می‌کند.نام‌های صریحاسامی ( نام‌ها و صفات) خدا که به صراحت در قرآن آمده به ترتیب حروف الفبا عبارتند از:«اللّه»، «الاله»، «الاحد»، «الاوّل»، «الآخر»، «الاعلی»، «الاکرم»، «الاعلم»، «ارحم الراحمین»، «احکم الحاکمین»، «احسن الخالقین»، «اسرع الحاسبین»، «اهل التقوی»، «اهل المغفرة»، «الاقرب»، «الابقی».«الباری»، «الباطن»، «البدیع»، «البَرّ»، «البصیر».«التوّاب».«الجبار» و «الجامع».«الحکیم»، «الحلیم»، «الحی»، «الحقّ»، «الحمید»، «الحسیب»، «الحفیظ»، «الحفی».«الخبیر»، «الخیر»، «الخالق»، «خلاّق»، «خیر الماکرین»، «خیرالرازقین»، «خیرالفاصلین»،«خیرالحاکمین»، «خیرالفاتحین»، «خیرالغافرین»، «خیرالوارثین»، «خیرالراحمین»،«خیرالناصرین»، «خیرالمنزلین».«ذوالعرش»، «ذوالطَّول»، «ذوالانتقام»، «ذوالفَضْل العظیم»، «ذوالرحمة»،«ذوالقوَّة المتین»، «ذوالجلال و الاکرام»، «ذوالمَعارج».«الرحمن»، «الرحیم»، «الرَّئوف»، «الرّب»، «ربّ العرش»،«رفیع الدَّرَجات»، «الرزّاق»، «الرقیب».«السمیع»، «السلام»، «سریع الحساب» و «سریع العقاب».«الشهید»، «الشاکر»، «الشکور»، «شدید العذاب»، «شدیدالعقاب» و «شدید المِحال».«الصّمَد». «الظاهر». «العلیم»، «العزیز»، «العَفُوّ»، «العَلیّ»، «العظیم»،«عَلّام الغیوب» و «عالم الغیب و الشهادة».«الغنی»، «الغفور»، «الغالب»، «غافر الذنب» و «الغفّار».«فالق الاِصباح»، «فالق الحَبّ والنَّوی»، «الفاطِر» و «الفَتّاح».«القوی»، «القدّوس»، «القیوم»، «القاهر»، «القهّار»، «القریب»، «القادر»، «القدیر»،«قابل التَّوب»، «قائم علی کل نفس بما کسبت» و «القائم».«الکبیر»، «الکریم»، «الکافی».«اللطیف». «المَلِک»، «المُؤمِن»، «المُهَیمِن»، «المتکبّر»،«المُِصَوِّر»، «المجید»، «المجیب»، «المبین»، «المولی»،«المحیط»، «المُقیت»، «المُتَعال»، «المحیی»، «المتین»،«المقتدر»، «المُستعان»، «المُبدِئ»، «مالک المُلک» و «المُعید».«النصیر» و «النور». «الوَهّاب»، «الواحد»، «الولی»، «الوالی»، «الواسِع»، «الوکیل» و «الودود».«الهادی».افزون بر موارد پیش‌گفته، برخی آیات مانند آیات ۸ سوره طه، ۲۴ سوره حشر، ۱۸۰ سوره اعراف و ۱۱۰ سوره اسراءبه صورت کلی تصریح می‌کنند که خداوند دارای اسمای حُسناست(زیباترین ونیکوترین نا م ها): «ولِلّهِ الاَسماءُالحُسنی»نام‌های غیر صریح«حافظ» و «وارث» در آیات ...وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ ﴿٩﴾[حجر–٩] و ...نَحْنُ الْوَارِثُونَ ﴿٢٣﴾[حجر–٢٣]«فعّال ما یرید» (انجام دهنده هر جه بخواهد)در آیه إِنَّ رَبَّکَ فَعَّالٌ لِّمَا یُرِیدُ ﴿١٠٧﴾[هود–۱۰۷]«کاتب» و «فاعل» در آیات وَإِنَّا لَهُ کَاتِبُونَ ﴿٩٤﴾[انبیاء–۹۴] و إِنَّا کُنَّا فَاعِلِینَ ﴿١٠٤﴾[انبیاء–۱۰۴]«ممیت» (میراننده)در آیه وَهُوَ الَّذِی یُحْیِی وَیُمِیتُ...﴿٨٠﴾[مؤمنون–۸۰]«کاشف الضرّ»(بر طرف کننده سختی) و «شفیع» در آیات وَإِن یَمْسَسْکَ اللَّـهُ بِضُرٍّ فَلَا کَاشِفَ لَهُ إِلَّا هُوَ ۖ...﴿١٧﴾[انعام–۱۷] و ...لَیْسَ لَهَا مِن دُونِ اللَّـهِ وَلِیٌّ وَلَا شَفِیعٌ...﴿٧٠﴾[انعام–۱۷]«قائم به قسط» در آیه ... قَائِمًا بِالْقِسْطِ ۚ...﴿١٨﴾[آل عمران–۱۸]«منتقم» در آیه ... إِنَّا مُنتَقِمُونَ ﴿١٦﴾[دخان–۱۶]خدا در قرآن کریمقرآن کریم درباره خدا فراوان سخن گفته و به موضوعات گوناگونی پرداخته است؛ مانندداشتن اسما و صفات نیکو:«ولِله الاَسماءُ الحُسنی»احدیت و بساطت: «قُل هُوَ الله اَحَد»توحید در ذات و صفات و افعال: «اَلله لا اِلهَ اِلاّ هُو»، «... لا اِلهَ اِلاَّ الله...»،«فَلَم تَقتُلوهُم ولکنَّ الله قَتَلَهُم وما رَمَیتَ اِذ رَمَیتَ ولکنَّ الله رَمی»صمدیت: «الله الصّمد»نفی فرزند و پدر: «لَم یلِد و لَم یولَد»بی‌همتایی: «ولَم یکن لَهُ کفُوًا اَحَد»نداشتن مِثْل: «لَیسَ کمِثلِهِ شَیءٌ»دیده نشدن با چشم ظاهری: «لا تُدرِکهُ الاَبصارُ...»مغلوب خواب سبک و سنگین نشدن: «لاتَأخُذُهُ سِنَةٌ ولا نَومٌ»جمع بین تشبیه و تنزیه: «لَیسَ کمِثلِهِ شَیءٌ وهُوَ السَّمیعُ البَصیر»خالقیت و مُبدئیت: «اَلله خلِقُ کلِّ شَیء»، «اَلله یبدَؤُا الخَلقَ...»مالکیت حقیقی: «ولِلهِ ما فِی‌السَّموتِ وما فِی الاَرضِ» ربوبیت: «اِنَّ اللهَ رَبّی ورَبُّکم»شدت نزدیک بودن به موجودات و همراهی قیومیه با آنها: «واعلَموا اَنَّ اللهَ یحولُ بَینَ المَرءِ وقَلبِهِ»منشأ همه خیرات و خوبی‌ها بودن: «بِیدِک الخَیرُ»غایت و منتها بودن: «... و اِلَی الله تُرجَعُ الاُمور»، «واَنَّ اِلی رَبِّک المُنتَهی»فراگیری کرسی وی نسبت به آسمانها و زمین: «وسِعَ کرسِیهُ السَّمواتِ والاَرضَ»داشتن مَثَل برتر: «وللهِ المَثَلُ الاَعلی»برگزیدن رسولانی از میان مردم برای هدایت آنان: «اَللهُ یصطَفی مِنَ المَلئِکةِ رُسُلاً ومِنَ النّاسِ»جعل امامت: «قالَ اِنّی جاعِلُک لِلنّاسِ اِماما»وجوب پرستش و اختصاص آن به خداوند: «واعبُدوا اللهَ ولا تُشرِکوا بِهِ شیا...»، «اَلاّتَعبُدوا اِلاَّ الله...»لزوم پروا کردن از وی: «فَلیتَّقوا الله...»منابع:ابن منظور، لسان العرب، به کوشش علی شیری، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۸ق.اتینگهاوزن، ریچارد، اوج‌های درخشان هنر ایران، ترجمه هرمز عبداللهی، تهران، نشر آگاه، چ۱، ۱۳۷۹ش.امینی‌نژاد، علی و دیگران، مبانی و فلسفه عرفان نظری، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، چاپ اول، ۱۳۹۰ش.امینی نژاد، علی، حکمت عرفانی؛ تحریری از درس های عرفان نظری استاد یدالله یزدان پناه، قم، انتشارات موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، ۱۳۹۰ش.آشتیانی، جلال الدین، تفسیر سوره فاتحه الکتاب، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۷ش.بُطرُس البُستانی، دائرة المعارف البستانی، بیروت، دارالمعرفه، بی‌تا.البیهقی، احمد بن حسین، الاسماء والصفات، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بی‌تا.الشرطونی اللبنانی، اقرب‌الموارد فی فصح العربیه و الشوارد، تهران، دار الاسوه، ۱۴۱۶ق.الطبرسی، فضل بن الحسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دارالمعرفه، افست تهران، ناصرخسرو، ۱۴۰۶ق.القرطبی، محمد بن احمد، تفسیر قرطبی(الجامع لاحکام القرآن)، بیروت، دارالکتب العلمیه، الطبعة الخامسة، ۱۴۱۷ق.الکفعمی، تقی الدین ابراهیم، المقام الاسنی فی تفسیر الاسماء الحسنی، به کوشش فارس الحسون، بی‌جا، موسسه قائم آل محمد(عج)، بی‌تا.رازی، ابوالفتوح، روض الجنان و روح الجنان، به کوشش یاحقی وناصح، مشهد، آستان قدس رضوی، ۱۳۷۵ش.روحانی، محمود، المعجم‌الاحصائی لالفاظ القرآن الکریم، مشهد، آستان قدس رضوی، ۱۳۶۶ش.جامی، عبد الرحمن‏، أشعة اللمعات‏، قم، بوستان کتاب، ۱۳۸۳ش. / دائرة المعارف بزرگ اسلامیجامی، عبدالرحمن، نقد النصوص فی شرح نقش الفصوص‏، بتحقیق سیدجلال الدین آشتیانی، تهران، سازمان چاپ و انتشارات وزارت ارشاد اسلامی‏، ۱۳۷۰ش.جوادی آملی، عبدالله، تسنیم، قم، مرکز نشر اسراء، چاپ سوم، ۱۳۸۱ش. / دائرة المعارف بزرگ اسلامیسبحانی، جعفر، مفاهیم‌القرآن فی معالم الحکومة، به کوشش جعفر الهادی، قم، موسسه امام صادق(ع)، چاپ چهارم، ۱۴۱۳ق.صادقی، محمد، الفرقان فی تفسیر القرآن، تهران، فرهنگ اسلامی، چاپ دوم، ۱۳۶۵ش.، طباطبایی یزدی، محمدکاظم، با تعلیقه آیت الله سیستانی، مکتب آیة الله العظمى السید السیستانی، المطبعة : ستاره، بی تا، بی جا.طباطبایی، محمدحسین، المیزان، الناشر منشورات اسماعیلیان، المطبعة : اسماعیلیان، بی جا، بی تا.فخر رازی، محمدعمر،التفسیرالکبیر، قم، انتشارات دفتر تبلیغات، چاپ چهارم، ۱۴۱۳ق. / دائرة المعارف بزرگ اسلامیفیروز آبادی، مجدالدین، القاموس المحیط، به کوشش محمد المرعشلی، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۱۷ق.محقق، محمدباقر، اسماء و صفات الهی در قرآن، تهران، اسلامی، ۱۳۷۲ش./ دائرة المعارف بزرگ اسلامیمحمدی پارسا، عبدالله، «جایگاه حروف نزد عرفا و تأثیر آن بر هنر خوشنویسی اسلامی»، الهیات هنر، سال چهارم، شماره ۸، بهار ۱۳۹۶ش.مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۷۴ش.میبدی، رشید الدین، کشف‌الاسرار و عدة الابرار، به کوشش علی اصغر حکمت، تهران، امیر کبیر، چاپ چهارم، ۱۳۶۱ش.نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام فی شرایع الاسلام، بیروت، دار احیاء التراث العربی، الطبعة الاولی، بی‌تا.پیوند به بیرون/ دائرة المعارف بزرگ اسلامیدر پایان:جا دارد که از دلسوزی، همراهی و توجه و تلاش و کوشش اساتید معظم و متعهد و متدین و مجاهد خود در تعلیم و تربیت و انتقال معلومات و تجربیات ارزشمند فرهنگی و هنری، در کنار برقراری رابطه صمیمی و دوستانه و ایجاد فضایی به دور از تشریفات، برای کسب علم و هنر و دانش خوشنویسی، گرافیکی و روانشناسی رنگ و نقش، بر خود وظیفه میدانم در کسوت شاگردی از زحمات ارزشمند استاد مسعود نجابتی، عبدالرسول یاقوتی، قباد شیوا، سید محمد احصایی و سید حسن موسی‌زاده تقدیر و تشکر نمایم. از خداوند متعال برای این اساتید عزیزم، سلامتی، موفقیت و همواره شاگرد پروری را مسئلت دارم.شاگرد شما، ابوالفضل رنجبران© کلیه حقوق متعلق به صاحب اثر و پرتال فرهنگی راسخون است. استفاده از مطالب و آثار فقط با ذکر منبع بلامانع است.</description>
                <category>تاریخ هنر ایران و جهان</category>
                <author>تاریخ هنر ایران و جهان</author>
                <pubDate>Tue, 04 Feb 2025 09:37:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ابوالفضل رنجبران از جایگاه حدیث علی مع الحق در خوشنویسی می‌گوید:</title>
                <link>https://virgool.io/artday/%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%B6%D9%84-%D8%B1%D9%86%D8%AC%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%AD%D8%AF%DB%8C%D8%AB-%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D9%85%D8%B9-%D8%A7%D9%84%D8%AD%D9%82-%D8%AF%D8%B1-%D8%AE%D9%88%D8%B4%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D9%85%DB%8C-%DA%AF%D9%88%DB%8C%D8%AF-lig8ilgxo4bs</link>
                <description>ابوالفضل رنجبراندر خدمت جناب آقای ابوالفضل رنجبران طراح گرافیست و پژوهشگر تاریخ هنر هستیم، و قرار است توسط ایشاندر این مبحث به  جایگاه حدیث علی مع الحق در خوشنویسی  بپردازیم.جناب آقای رنجبران لطفا مختصری از جایگاه حدیث علی مع الحق در خوشنویسی  همراه با ارائه منبع بفرمایید؟حدیث عَلِیٌّ مَعَ الْحَقِّ وَالْحَقُّ مَعَ عَلِیٍّ به روایتی از پیامبر اکرم(ص) اشاره دارد که امام علی(ع) را همواره همراه حق و حق را همواره با علی(ع) معرفی کرده است. مضمون این حدیث با عبارت‌های مختلفی از پیامبر(ص) نقل شده است. برخی از این نقل‌ها در منابع شیعه و سنی آمده و متواتر دانسته‌ شده است. با این حال ابن تیمیه حرانی صدور این روایات، هرچند به صورت ضعیف از پیامبر(ص) را انکار کرده است.حضرت علی(ع) در شورای شش‌نفره تعیین خلیفه که پس از عمر بن خطاب تشکیل شد، برای اثبات شایستگی خود به خلافت به این حدیث احتجاج کرد. همچنین برخی از صحابه و عالمان اهل‌سنت برای اثبات درستی کارهای امام علی(ع) به این حدیث استناد کرده‌اند.از این حدیث، برتری امام علی(ع) بر دیگر صحابه، عصمت، وجوب اطاعت و اولویت داشتن وی برای امامت و جانشینی پیامبر(ص) و نیز ممنوعیت سب وی برداشت شده است.جایگاه حدیث علی مع الحق در خوشنویسینام مبارک امیرالمومنین علی(علیه السلام) به دلیل شخصیت برجسته و ویژگی‌های خاص ایشان، بار‌ها در هنرهای مختلف ایرانی و اسلامی مورد استفاده قرار گرفته است. آثاری که در این زمینه به یادگار مانده‌اند، امروز بخشی از تاریخ هنر اسلامی و ایرانی را تشکیل می‌دهند. که یکی از مهمترین این هنر‌ها، هنر خوشنویسی می‌باشد.استفاده از نام مبارک و مقدس مولای متقیان علی(علیه السلام) در هنرهای تجسمی، بخصوص هنر معماری و خوشنویسی از زمان صفویه که مذهب رسمی ایران شیعه شد، رونق گرفت. در معماری اسلامی، خوشنویسی و نقاشی شاهد آثاری هستیم که با این نام هویت خاصی یافته‌اند و علاوه بر زیبایی بیانگر بخشی از تاریخ هنری و مذهبی هنر ایرانی هستند.استفاده از خطوط در معماری ایرانی و اسلامی، از ویژگی‌های این هنر تجسمی در ایران است که نوعی عنصر تزیینی تلقی می‌شده است.این خطوط الهام گرفته از «خط کوفی و اقلام سته» است که در کاشی‌کاری‌های قسمت‌های خارجی مساجد، کتیبه‌ها و مناره‌ها استفاده می‌شود.تولید اثر هنری چه در معماری و خوشنویسی و چه در آثار دیگر در ستایش ائمه اطهار، بخصوص شخصیت بارز و برجسته مولای متقیان امیرالمومنین علی(علیه السلام) از دیرباز یکی از دغدغه‌های هنرمندان متعهد بوده.دغدغه‌ای که در زمان‌های مختلف به شکلهای کاشی معرق، نقاشی، پوستر، صنایع دستی و یا هر هنر تجسمی دیگری بروز یافته است. هنرمندان در دوران مختلف بنا به پیشرفت هنر آن زمان و با ابزارهای موجود تمام تلاش خود را به کار می‌گرفتند تا بهترین آثار را برای ائمه تولید کنند. این آثار معمولا یا در حرمهای این بزرگواران استفاده می‌شد یا از آنها در موزه‌های دینی نگهداری می‌شد.نام مولای متقیان علی(علیه السلام) عنصر هویت‌بخش هنر شیعی است و واژه «مولای متقیان علی» به گونه های مختلف هنری و در قالب های متنوعی به کار رفته است. ذوق هنری و علاقه هنرمندان شیعی به آن امام همام باعث شده است که این واژه هویت بخش هنر شیعی ایران در ساحت تمدن اسلامی شود. آرایه های تزیینی معماری اسلامی در ایران به خوبی گواه این امر است. تقدیس نام مولای متقیان علی(علیه السلام) در قالب گردونه مهر که از نقوش کهن و آیینی قبل از اسلام است این جایگشتی را در دوران اسلامی نسبت به مولای متقیان علی(علیه السلام) نشان می دهد.علاوه بر زیبایی، این خطوط بیانگر نوعی مفهوم در کتیبه‌ها بودند که به معماری بنا، معنای تازه‌ای می‌بخشیدند. از مهم‌ترین ویژگی‌های این خطوط، ساده بودن آن‌هاست که باعث می‌شود به راحتی به صورت اشکال هندسی دربیایند.استفاده از نام «مولای متقیان علی» در کتیبه‌ها از‌ همان دوران صفویه که مذهب رسمی ایران شیعه شد، به شدت رونق گرفت. این نام گاهی در کنار نام‌های «الله» و «محمد» و ائمهٔ دیگر به کار رفته و‌ گاه به تنهایی به کار رفته راست. این کلمه بار‌ها مورد استفادهٔ هنرمندان خوشنویس در معماری اسلامی قرار گرفته است.انتساب اولین خوشنویس و در برخی منابع واضع خط کوفی در رسالات خوشنویسی به نام مولای متقیان علی(علیه السلام) رقم خورده است. هنرورزی خوشنویسان با نام مقدس و مبارک مولا علی(علیه السلام)، القاب و اشعار و روایاتی که در شأن آن امام بیان شده، گواه این امر است.مسجد «لرزاده» که یکی از معروف‌ترین مساجد تهران، نمونه‌ای از به کارگیری نام «علی» در معماری است. معمار این مسجد، حسین لرزاده، از معماران نامی ایرانی است. او در منارهٔ این اثر در کنار نام «الله» و «محمد» از نام «علی» نیز استفاده کرده است. لرزاده به دلیل آشنایی با هنر خوشنویسی توانسته این نام را به صورت شکل هندسی مربع دربیاورد ودر جای جای مناره استفاده کند.مولا علی(علیه السلام) از خوشنویسان دورهٔ خود بود و در آثاری که به نام ایشان به جای مانده این خوشنویسی و توجه به خط مشهود است. هنرمندان خوشنویس هم بار‌ها از نام ایشان در کارهای خود استفاده کرده‌اند. ویژگی‌های خاص این نام در عین ساده بودن آن است که باعث شده هر خوشنویسی با توجه به ویژگی‌های کاری خود، اثری متفاوت خلق کند و شاهد کارهای متنوعی در این زمینه باشیم.محتوا و متنهمراهی با حق، از فضایل امیرالمؤمنین(ع) است که در روایتی از پیامبر اکرم(ص) به آن اشاره شده است. در این روایت آمده است: «علی مع الحق و الحق معه؛ علی با حق است و حق با علی». این حدیث با تعابیر مختلفی از پیامبر(ص) در مناسبت‌های گوناگون نقل شده است.علامه حلی معتقد است که روایات در این زمینه به حدی است که قابل شمارش نیست. نقل‌های مختلف این حدیث در کتاب‌هایی همچون کشف الیقین، کشف الغمه، بحار الانوار، الغدیر و میزان الحکمه آمده است. سید هاشم بحرانی در غایةالمرام به این حدیث و احادیث مشابه آن در دو باب و در قالب ۲۶ مورد پرداخته است.اعتبار این حدیثبرخی بر این باورند که برخی از این احادیث، قطعی و ثابت و مورد اتفاق فریقین و متواتر هستند.همچنین گفته شده که پاره‌ای از متون این احادیث، از عالی‌ترین درجه اعتبار برخوردارند و تواتر و قطعی بودن آن مورد قبول محدثان شیعه و سنی است. همچنین ایرادی به راویان و سند این حدیث گرفته نشده است.ابن ابی‌الحدید سند آن را صحیح و قطعی دانسته است؛ چنان‌که روایات با مضمون «علی مع الحق» در برخی صحاح سته و دیگر آثار اهل سنت وجود دارد که تعداد آنها را تا حدود ۱۳۰ مورد برشمرده‌اند.ادعای ابن تیمیهابن تیمیه حرانی در کتاب منهاج السنة معتقد است که این حدیث را کسی از پیامبر(ص) حتی با اسناد ضعیف هم نقل نکرده است. او علامه حلی را به خاطر نقل این حدیث سرزنش کرده و او را دروغگو دانسته است. محققان شیعه در پاسخ ابن تیمیه به احادیث صحابه از پیامبر(ص) در این باره اشاره کرده‌اند.همچنین علامه امینی در کتاب الغدیر، پس از نقل سخنان ابن تیمیه، روایات فراوانی از بزرگان اهل‌سنت و کتب معتبر آنان نقل کرده است.راویان این حدیث معتبرروایت علی مع الحق از سوی امام علی(ع) و ۲۳ تن از صحابه نقل شده است که از جمله آنها خلیفه اول، سعد بن عباده، ابوذر غفاری، مقداد، سلمان فارسی، عمار یاسر، ابوموسی اشعری، ابوایوب انصاری، سعد بن ابی‌ وقاص، عبدالله بن عباس، جابر بن عبدالله انصاری، و حذیفة بن یمان عایشه و ام سلمه هستند.در روایات اهل‌بیت(ع) به نقل از امام صادق(ع) از اجدادش به این حدیث اشاره شده است.احتجاج‌هاحضرت علی(ع) و دیگر صحابه در موقعیت‌های مختلف به حدیث علی مع الحق احتجاج کرده‌اند:در شورای شش نفره؛ حضرت علی(ع) در شورای شش‌نفره که پس از مرگ خلیفه دوم برای تعیین خلیفه تشکیل شد، برای اثبات شایستگی و برتری خود به خلافت به این حدیث استناد کرد و از اهل شورا خواست تا بر درستی آن گواهی دهند و آنها نیز گفته او را تأیید کردند.جنگ جمل؛ محمد بن ابی‌بکر، عبدالله بن بدیل و برادرش محمد پس از جنگ جمل به سراغ عایشه رفته و او را با توجه به حدیثی که از جانب وی درباره همراهی حق و امام علی(ع) آمده، بازخواست کردند. عایشه بعد از جنگ نهروان نیز به درستی کار حضرت علی(ع) بر اساس همین حدیث گواهی داد.جنگ صفین؛ ابوایوب انصاری صحابی پیامبر(ص) در جنگ صفین و در برابر مخالفان امام علی(ع) به حضور عمار یاسر در کنار امام و همراهی او با حق بر طبق سخن پیامبر اکرم(ص) پرداخته است. همچنین سعد بن ابی‌وقاص نیز که با امام میانه‌ای نداشت در برابر معاویة بن ابی‌سفیان به این حدیث استدلال کرده است.احمد بن حنبل، ابن ابی‌الحدید، ابن جوزی، و سبط بن جوزی از عالمان اهل سنت با استناد به این حدیث به مدح حضرت علی(ع) پرداخته و یا بر درستی اعمال او گواهی داده‌اند.برداشت‌هاعالمان مسلمان از حدیث علی مع الحق برداشت‌هایی کرده‌اند:علی(ع) معیار حق و باطل است. امام علی(ع) ملازم با حق، حق‌بین، حق‌گو و ملاک شناخت حق از باطل معرفی شده است.عده‌ای برطبق این روایات، معارضان با او را گمراه و خارج از حق عنوان کرده‌اند.‌ عده‌ای نیز با استناد به این احادیث تنها فرقه ناجیه را پیروان امام علی(ع) می‌دانند.فخر رازی، مفسر اهل سنت، با استدلال به این حدیث معتقد است که هرکس در دینش به علی(ع) اقتدا کند، هدایت یافته است.چنان‌که در ادامه این روایت آمده است که پیامبر(ص) به عمار یاسر فرمود: اگر تمام مردم به یک سمت بروند و امام علی(ع) به سمت دیگر برود، تو به سمت علی برو که راه علی(ع) راه حق خواهد بود.امامت و جانشینی بلافصل امام علی(ع)عالمان شیعه معتقدند که از نتایج احادیث همراهی علی(ع) با حق، پذیرش برتری همه جانبه امام علی(ع) بر دیگر صحابه از جمله شایستگی مطلق در امامت، رهبری و خلافت بلافصل است و اگر حضرت علی(ع) از بالاترین درجه جامعیت علمی، اخلاقی و سیاسی برخوردار نبود، مخاطب و مصداق این روایت پیامبر اسلام(ص) قرار نمی‌گرفت.به گفته علامه مجلسی، معتزله نیز با استناد به این روایات، قائل به افضلیت امام علی(ع) نسبت به دیگر صحابه هستند.عصمت امام علی(ع)شیخ مفید معتقد است امام علی(ع) با چنین وصفی از سوی پیامبر(ص) دچار خطا و یا شک در احکام الهی نمی‌شود و به گمراهی نخواهد رفت. برخی این حدیث را با توجه به قید و شرط نداشتن در همراهی امام علی و حق، یکی از دلائل عصمت امام علی(ع) در سیره و کردار برشمرده و آن را شامل همه زمینه‌های علمی، عملی، شرعی، عرفی، اجتماعی و اخلاقی نیز می‌دانند؛ از این رو ارتکاب هر نوع خطا و گناه را از سوی امام محال می‌دانند؛ چراکه با انجام گناه و حتی یک خطا، ملازمه دائمی حق و علی(ع) از بین رفته و اطلاق سخن پیامبر(ص) نقض می‌شد.وجوب اطاعت و ممنوعیت دشمنی با علی(ع)با استناد به این حدیث بر دیگران واجب است تا از امام علی(ع) به صورت مطلق اطاعت کنند. برخی این احادیث را دلیلی بر نهایت فضیلت، کرامت و عظمت امام علی دانسته و معتقدند حداقل چیزی که از این احادیث فهمیده می‌شود ممنوعیت جنگ، لعن و اظهار دشمنی با حضرت علی(ع) است. عده‌ای از محققان معتقدند که ارزش محتوایی و سندی حدیث علی مع الحق، مانع از انکار و ضعیف شمردن اصل آن می‌شد؛ ازاین‌رو، دشمنان امام تلاش کردند تا برای رقبای حضرت علی(ع) احادیث و فضایل مشابه بسازند و یا آنکه در ادامه احادیث فضایل امام، مطلبی را اضافه کنند تا بر فضیلت حاکمان قبل از امام نیز دلالتی داشته باشد تا این فضیلت در انحصار امام علی(ع) باقی نماند.منابع:آمدی، سیف‌الدین، غایة المرام فی علم الکلام، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۱۳ق.ابن ابی‌الحدید، عبدالحمید بن هبة الله، شرح نهج البلاغة، قم، مکتبة آیة الله المرعشی النجفی، ۱۴۰۴ق.ابن تیمیه حرانی، احمد بن عبدالحلیم، منهاج السنة النبویة فی نقض کلام الشیعة القدریة، تحقیق محمد رشاد سالم، جامعة الإمام محمد بن سعود الإسلامیة، ۱۴۰۶ق.ابن جوزی، أبوالفرج عبدالرحمن بن علی، صید الخاطر، دمشق، دارالقلم، ۱۴۲۵ق.ابن جوزی، سبط، تذکرة الخواص، قم، منشورات الشریف الرضی، ۱۴۱۸ق.ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، لسان المیزان، تحقیق دائرة المعرف النظامیة، بیروت، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، چاپ دوم، ۱۳۹۰ق.ابن حیون، نعمان بن محمد، شرح الأخبار فی فضائل الأئمة الأطهار(ع)، قم، جامعه مدرسین، ۱۴۰۹ق.ابن شهرآشوب مازندرانی، محمد بن علی، مناقب آل ابی‌طالب، قم، علامه، ۱۳۷۹ق.ابن طاوس، سید رضی‌الدین، الطرائف فی معرفة مذاهب الطوائف، قم، نشر خیام، ۱۴۰۰ق.ابن عساکر، علی بن حسن، تاریخ مدینة دمشق و ذکر فضلها و تسمیة من حلها من الاماثل، تحقیق علی شیری، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۵ق.ابن عطیه، جمیل حمود، أبهی المراد فی شرح مؤتمر علماء بغداد، بیروت، مؤسسة الأعلمی، ۱۴۲۳ق.ابن قتیبه دینوری، عبدالله بن مسلم، الإمامة و السیاسة معروف به تاریخ الخلفاء، تحقیق علی شیری، بیروت، دارالأضواء، ۱۴۱۰ق.ابن کثیر دمشقی، اسماعیل بن عمر، البدایة و النهایة، بیروت،دار الفکر، ۱۴۰۷ق.ابن مردویه اصفهانی، احمد بن موسی، مناقب علی بن أبی طالب(ع)، قم،‌دار الحدیث، چاپ دوم، ۱۴۲۴ق.ابن مغازلی، علی بن محمد، مناقب أهل البیت(ع)، تهران، المجمع العالمی للتقریب بین المذاهب الإسلامیة، ۱۴۲۷ق.ابن‌العدیم، عمر بن احمد، بغیة الطلب فی تاریخ حلب، تحقیق سهیل زکار، بیروت، دارالفکر، بی‌تا.ابویعلی موصلی، احمد بن علی، مسند أبی یعلی،‌ دمشق،دار المأمون للتراث، تحقیق حسین سلیم أسد، ۱۴۰۴ق.اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمة فی معرفة الأئمة، تبریز، بنی هاشمی، ۱۳۸۱ق.اسکافی، محمد بن عبدالله، المعیار و الموازنة فی فضائل الإمام أمیر المؤمنین علی بن أبی طالب صلوات الله علیهما، بیروت، ۱۴۰۲ق.اسکافی، محمد بن عبدالله، نقض العثمانیة، قم، مکتبة آیة الله المرعشی، ۱۳۷۸-۱۳۸۳ش.امینی، عبدالحسین، الغدیر فی الکتاب و السنة و الأدب، قم، مرکز الغدیر للدراسات الاسلامیه، ۱۴۱۶ق.امینی، نظرة فی کتاب منهاج السنة النبویة، به کوشش احمد کنانی، تهران، نشر مشعر، بی‌تا.بزار، احمد بن عمرو، البحر الزخار (مسند البزار)، تحقیق محفوظ الرحمن زین الله، بیروت، مؤسسة علوم القرآن، ۱۴۰۹ق.ترمذی، محمد بن عیسی، سنن الترمذی، ‌بیروت،‌ دار إحیاء التراث العربی، تحقیق أحمد محمد شاکر، ۱۹۹۸م.تنکابنی، محمد بن عبدالفتاح، ضیاء القلوب، قم، مجمع ذخائر اسلامی، ۱۳۸۲ش.تیجانی سماوی، محمد، الشیعة هم أهل السنة، قم، مؤسسة أنصاریان، چاپ دهم، ۱۴۲۸ق.حاکم نیشابوری، محمد بن عبدالله، مستدرک الصحیحین، تحقیق مصطفی عبدالقادر عطا،‌ بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۱۱ق.حر عاملی، محمد بن حسن، إثبات الهداة، بیروت، مؤسسة الأعلمی، ۱۴۲۲ق.حسکانی، عبیدالله بن عبدالله، شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، تهران، مجمع إحیاء الثقافة الإسلامیة، ۱۴۱۱ق.حکیم، سید محمدباقر، الإمامة و أهل البیت(ع) النظریة و الإستدلال، قم، المرکز الإسلامی المعاصر، ۱۴۲۴ق.جوینی، ابراهیم بن محمد، فرائد السمطین فی فضائل المرتضی و البتول و السبطین و الأئمة من ذریتهم(ع)، قم، مؤسسة المحمود، ۱۴۰۰ق.خزاز قمی، علی بن محمد، کفایة الأثر فی النص علی الأئمة الإثنی عشر، قم، انتشارات بیدار، ۱۴۰۱ق.خطیب بغدادی، احمد بن علی، تاریخ بغداد، تحقیق مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۷ق.خوارزمی، موفق بن احمد، المناقب، قم، جامعه مدرسین، چاپ دوم، ۱۴۱۱ق.ذهبی، شمس الدین محمد بن أحمد، میزان الاعتدال فی نقد الرجال، تحقیق علی محمد البجاوی، بیروت، دارالمعرفة للطباعة والنشر، ۱۳۸۲ق.رضوانی، علی‌اصغر، شیعه‌شناسی و پاسخ به شبهات، تهران، نشر مشعر، چاپ دوم، ۱۳۸۴ش.زمخشری، جارالله، ربیع الأبرار ونصوص الأخیار بیروت، مؤسسة الأعلمی، ۱۴۱۲ق.سبحانی، جعفر، الأضواء علی عقائد الشیعة الإمامیة، قم، مؤسسه امام صادق(ع)، بی‌تا.سبحانی، جعفر، بحوث فی الملل و النحل، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، گوناگون.سبحانی، رسائل و مقالات، قم، مؤسسة الإمام الصادق(ع)، چاپ دوم، ۱۴۲۵ق.سند، شیخ محمد، الصحابة بین العدالة و العصمة، قم، لسان الصدق، چاپ اول، ۱۴۲۶ق.شجری جرجانی، یحیی بن حسین، ترتیب الأمالی الخمیسیة، تحقیق محمد حسن محمد حسن إسماعیل، بیروت، ‌دارالکتب العلمیة، ۱۴۲۲ق.شوشتری، قاضی نورالله، إحقاق الحق و إزهاق الباطل، قم، مکتبة آیة‌الله المرعشی النجفی، ۱۴۰۹ق.شیخ مفید، محمد بن محمد، الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، قم، کنگره شیخ مفید، ۱۴۱۳ق.شیخ مفید، محمد بن محمد، الجمل و النصرة لسید العترة فی حرب البصرة، قم، المؤتمر العالمی للشیخ المفید، ۱۴۱۳ق.شیخ مفید، محمد بن محمد، الفصول المختارة، قم، المؤتمر العالمی للشیخ المفید، ۱۴۱۳ق.«الصور الأکثر مشاهدة لعام 2012م»، شبکة الامام علی(ع) میدیا، تاریخ بازدید:‌ ۱۸ اسفند ۱۴۰۰ش.طالقانی، محمدنعیم، منهج الرشاد فی معرفة المعاد، مشهد، آستان قدس رضوی، ۱۴۱۱ق.طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، دفتر انتشارات اسلامی جامعۀ مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ پنجم، ۱۴۱۷ق.طبرسی، فضل بن حسن، إعلام الوری بأعلام الهدی، تهران، اسلامیه، چاپ سوم، ۱۳۹۰ق.طبرسی، فضل بن حسن، الإحتجاج، مشهد، نشر المرتضی، ۱۴۰۳ق.طبری، حسن بن علی، کامل البهائی، تعریب محمد شعاع فاخر، قم، المکتبة الحیدریة، ۱۴۲۶.طوسی، محمد بن حسن، تلخیص الشافی، قم، انتشارات المحبین، ۱۳۸۲ش.علامه حلی، حسن بن یوسف، کشف الیقین فی فضائل أمیر المومنین(ع)، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۴۱۱ق.علامه حلی، حسن بن یوسف، منهاج الکرامة فی معرفة الإمامة، مشهد، مؤسسة عاشورا، ۱۳۷۹ش.علامه حلی، حسن بن یوسف، نهج الحق و کشف الصدق، بیروت، دارالکتاب اللبنانی، ۱۹۸۲م.«علی مع الحق و الحق مع علی»، صفحه رسمی سید ابوالفضل سرور در اینستاگرام، تاریخ بازدید: ۱۸ اسفند ۱۴۰۰ش.فخررازی، محمد بن عمر، مفاتیح الغیب، بیروت،‌دار احیاء التراث العربی، چاپ سوم، ۱۴۲۰ق.فقیه ایمانی، مهدی، حق با علی است، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۷ش.قندوزی، سلیمان بن ابراهیم، ینابیع المودة لذوی القربی، قم، نشر اسوه، چاپ دوم، ۱۴۲۲ق.کاشف‌الغطاء، شیخ جعفر، العقائد الجعفریة، قم، مؤسسة أنصاریان، چاپ سوم، ۱۴۲۵ق. استفاده بیشترکلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دارالکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق.گروه معارف و تحقیقات اسلامی، حدیث غدیر، سند گویای ولایت، قم، مدرسه امام علی بن ابی طالب(ع)، چاپ هشتم، بی‌تا.گنجی شافعی، محمد بن یوسف، کفایة الطالب فی مناقب علی بن أبی طالب، تهران،‌دار إحیاء تراث أهل البیت(ع)، چاپ دوم، ۱۴۰۴ق.متقی الهندی، علی بن حسام، کنزالعمال فی سنن الأقوال والأفعال، تحقیق: بکری حیانی، صفوة السقا، بیروت، مؤسسة الرسالة، چاپ هفتم، ۱۴۰۱ق.مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، بیروت، مؤسسة الوفاء، ۱۴۰۴ق.مجلسی، محمدباقر، حق الیقین، تهران، انتشارات اسلامیه، بی‌تا.محدث ارموی، میرجلال‌الدین، تعلیقات نقض، تهران، انتشارات انجمن آثار ملی، ۱۳۵۸ش.محمدی ری‌شهری، محمد، میزان الحکمة، قم،‌ دارالحدیث، ۱۴۲۲ق.مغنیه، محمدجواد، الجوامع و الفوارق بین السنة و الشیعة، بیروت، مؤسسة عزالدین، ۱۴۱۴ق.مقدس اردبیلی، احمد بن محمد، حدیقة الشیعة، قم، انتشارات انصاریان، چاپ سوم، ۱۳۸۳ش.میرحامدحسین، عبقات الأنوار فی إثبات إمامة الأئمة الأطهار، اصفهان، کتابخانه امیرالمؤمنین، چاپ دوم، ۱۳۶۶ش.میلانی، سید علی، شرح منهاج الکرامة فی معرفة الإمامة، قم، مرکز الحقائق الإسلامیة، ۱۳۸۶ش.هلالی، سلیم بن قیس، کتاب سلیم بن قیس الهلالی، قم، الهادی، ۱۴۰۵ق.هیثمی، علی بن أبی‌بکر، مجمع الزوائد و منبع الفوائد، تحقیق حسام الدین القدسی، قاهره، مکتبة القدسی، ۱۴۱۴ق.در پایان:جا دارد که از دلسوزی، همراهی و توجه و تلاش و کوشش اساتید معظم و متعهد و متدین و مجاهد خود در تعلیم و تربیت و انتقال معلومات و تجربیات ارزشمند فرهنگی و هنری، در کنار برقراری رابطه صمیمی و دوستانه و ایجاد فضایی به دور از تشریفات، برای کسب علم و هنر و دانش خوشنویسی، گرافیکی و روانشناسی رنگ و نقش، بر خود وظیفه میدانم در کسوت شاگردی از زحمات ارزشمند استاد مسعود نجابتی، عبدالرسول یاقوتی، قباد شیوا، سید محمد احصایی و سید حسن موسی‌زاده تقدیر و تشکر نمایم. از خداوند متعال برای این اساتید عزیزم، سلامتی، موفقیت و همواره شاگرد پروری را مسئلت دارم.شاگرد شما، ابوالفضل رنجبران © کلیه حقوق متعلق به صاحب اثر و پرتال فرهنگی راسخون است. استفاده از مطالب و آثار فقط با ذکر منبع بلامانع است.</description>
                <category>تاریخ هنر ایران و جهان</category>
                <author>تاریخ هنر ایران و جهان</author>
                <pubDate>Tue, 04 Feb 2025 09:22:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ابوالفضل رنجبران از جایگاه امام علی(ع) در خط نستعلیق می‌گوید:</title>
                <link>https://virgool.io/artday/%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%B6%D9%84-%D8%B1%D9%86%D8%AC%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%B9%D9%84%DB%8C%D8%B9-%D8%AF%D8%B1-%D8%AE%D8%B7-%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%82-%D9%85%DB%8C-%DA%AF%D9%88%DB%8C%D8%AF-ma6bioygbesm</link>
                <description>ابوالفضل رنجبراندر خدمت جناب آقای ابوالفضل رنجبران طراح گرافیست و پژوهشگر تاریخ هنر هستیم، و قرار است توسط ایشاندر این مبحث به  جایگاه امام علی(ع) در خط نستعلیق  بپردازیم.جناب آقای رنجبران لطفا مختصری از جایگاه امام علی(ع) در خط نستعلیق همراه با ارائه منبع بفرمایید؟جایگاه امام علی(ع) در خط نستعلیقجایگاه امام علی(ع) در خط نستعلیق در دو ساحت پیدایش و محتوای نوشتاری مورد بررسی قرار گرفته است:در پیدایش خط نستعلیقکتاب‌های تذکره خوشنویسان، حُسن خط را به امام علی(ع) منتسب دانسته و بر این باورند که باقی خطوط اسلامی نیز به واسطه ارشادات حضرتش، در عالم رؤیا، بوجود آمده‌ است.خانم آنه‌ماری شیمل، شرق‌شناس آلمانی، نیز در بیانی که از ارشادات حضرت علی(ع) در عالم رؤیا به پیشگامان هنر خوشنویسی داشته‌ است، نام میرعلی تبریزی (واضع خط نستعلیق) و سلطانعلی مشهدی را نیز گزارش می‌دهد.سلطانعلی مشهدی سرمایه هنری خود را مدیون ارادتش به امام علی(ع) دانسته و در خصوص احوال میرزا غلامرضا اصفهانی نیز این مطلب آمده که ایشان بسیاری از فنون خوشنویسی را در عالم رؤیا تعلیم گرفته و به رشدی یکباره دست یافته‌ است.برخی از خوشنویسان نیز به جهت الهام غیبی در مسیر تکامل هنری خود، به آداب و ریاضاتی متوسّل می‌شدند تا به عنایت خداوندی و دستگیری امام علی(ع)، راه برایشان مشخص می‌شد. چنانچه سلطانعلی خوشنویس، در این‌باره اینگونه می‌سراید:در جوانی به خط بدی میـــــلمعشق خط راندی از مژه سیـــلمنیت روزهٔ عـــــــلی کـــــردمقلم مشـــق را جــــــلی کردمدر خیال اینکه کار بگـــشایـــدشه بخوابم جمال بنمــــــــایدتا شبی خواب دیدم از ره دیـــدکه خطم دید و جامعه‌ام بخشیددر محتوای نوشتاریغلامرضا جلالی، هنرپژوه ایرانی، بر این باور است که تجلّی ارادت خوشنویسان اسلامی به امام علی(ع) در نگارش کتیبه‌ها، گچ بری‌ها، چینش آجرها و… را می‌توان در اسلوب‌های زیر به نظاره نشست:کتیبه‌های مشتمل بر آیاتی که به اهل‌بیت(ع) به‌طور عام و امام علی علیه‌السلام|امام علی(ع) به‌طور خاص اشاره دارند.کتیبه‌هایی مشتمل بر شهادت ثالثه است. نظیر کتیبه‌های مسجد گوهرشاد مشهد و مسجد جامع یزد.کتیبه‌هایی مشتمل بر کلمات قصار و خطبه‌های حضرت علی(ع) است.کتیبه‌هایی که مشتمل بر نمایش سه اسم مقدس الله، محمد و علی هستند، نظیر گنبد سلطانیه، مسجد جامع قزوین و مقبره خواجه عبدالله انصاری.کتیبه‌هایی که مشتمل بر تکریم و مدح امام علی(ع) و توسل به حضرتش می‌باشد.کتیبه‌هایی که مشتمل بر دعاهایی از امام علی(ع) یا ادعیه‌ای چون دعای نادعلی هستند.به گفته برخی، یکی از زیباترین مرقوماتی که نمایانگر ارادت خوشنویسان به آستان علوی است، تابلوی خطی از میر عماد حسنی قزوینی استاد بلامنازع خط نستعلیق در زمان صفویه است که در موزه ایران باستان نگهداری می‌شود که در قسمت مرکزی‌اش ابیات زیر به صورت چلیپا نوشته شده‌ است:با مهر علی، طینت هر کس که سرشتهر چند بود همیشــه در دیر و کنشتدر دوزخ اگر در آورندش به مثـــــلتا گرم نکرده، می‌برنـــدش به بهشتمخترع خط نستعلیقاغلب مورخان، میرعلی تبریزی، در زمان تیمور گورکانی (۸۰۸–۷۷۲ق) را ابداع‌کننده خط نستعلیق دانسته‌اند.سلطانعلی مشهدی از معروفترین نستعلیق‌نویسان قرن نهم و دهم ایران، در رساله خود درخصوص واضع نستعلیق این‌گونه می‌سراید:نسخ تعلیق اگر خفی و جلی استواضع الاصل، خواجه میرعلی استنسبتش بوده با علی ازلینسبش نیز می‌رسد به علیتا که بوده‌ است عالم و آدمهرگز این خط نبوده در عالموضع فرموده او ز ذهن دقیقاز خطِ نسخ و از خطِ تعلیقمجنون رفیقی هروی، از شعرا و خوشنویسان اواخر سده نهم، نیز در رساله آداب الخط خود می‌گوید:سیدعلی آن جهان تحقیقشد واضع خط نسختعلیقدر خطه اختراع پیوستبر مسند ابن مقله بنشستخاستگاه‌های نظری خط نستعلیق در مذهب شیعهمذهب شیعه و ادبیات عرفانی، به عنوان دو خاستگاه نظری خط نستعلیق معرفی شده‌اند.مذهب تشیعرساله‌های خوشنویسی که از عصر تیموریان به بعد که افزایش درخوری یافتند بیشتر توسط هنرمندان شیعی مذهب به نگارش درآمده و نقطه نظرات موجود در آنها در موارد آموزش و ویژگی‌های روحی هنرمند اغلب منشعب از فرهنگ شیعی است. این رساله‌ها که شامل موضوعات مختلفی از جمله مناجات‌نامه‌ها، ادعیه، دیوان اشعار، رسائل و مناقب امامان است، مهم‌ترین حلقهٔ ارتباطی خط و مذهب تشیع هستند.پیشگامان خط نستعلیق، همچون میرعلی تبریزی، بوجودآورنده خط نستعلیق و استادان صاحب نامی چون سلطانعلی مشهدی، میرعلی هروی و مجنون رفیقی هروی آداب و آموزه‌های مذهب شیعه و تأثیر آن در هنر را به صورت نظری و عملی و با الگوبرداری از ائمهٔ شیعه به هنرجویان انتقال می‌دادند.از آداب روزانهٔ سلطانعلی مشهدی زیارت امام رضا(ع) بود و بعد از مرگش نیز در نزدیکی پنجره‌فولاد به خاک سپرده شد. شاگردان او نیز در این زمینه به استاد خود تأسی جستند؛ به طوری که مولانا محمد ابریشمی دربارهٔ اعتقادات و محل دفن وی اشعاری سروده است.میرعلی هروی (متوفی،۹۵۱ه‍) از دیگر نستعلیق‌نویسان بنام، در زمرۀ سادات حسینی بود که در قالب آثار، القاب، اشعار و رسالاتش به شیعه بودن خود و تأثیر آن در کارش اشاره می‌کند. اشعار او در مدح اهل‌بیت(ع) در دارالسیاده در حرم امام رضا(ع) موجود است. «خادم آل، میرعلی حسینی» لقبی است که وی در آثارش به خود می‌دهد. در موضوع ادعیه، کتاب مناجات‌نامه منسوب به حضرت علی(ع) را میرعلی هروی به خط نستعلیق عالی به نگارش درآورد که در ارگ کابل نگهداری می‌شود.مجنون هروی ازخوشنویسانی است که در جایگاه مؤلف، مدرس و مدیر دبیرستان، توانست نقش مهمی در اشاعۀ تفکر امامت ایفا کند. وی در در دو رسالۀ «رسم‌الخط» و «آداب الخط» در فصلی مستقل به مدح دوازده امام می‌پردازد و این موضوع از تفاوت‌های این دو رساله با آثار شبیه به خود به‌شمار می‌رود.آموزه‌های عرفانییکی دیگر از خاستگاه‌های نظری در خط نستعلیق، آموزه‌های عرفانی است.علیرضا هاشمی‌نژاد، محقق هنر خوشنویسی، بر این باور است که حضور فرقه‌هایی چون «حروفیه» و «نقطویه» که برای حروف جایگاهی قدسی قائل بودند، در شکل‌گیری مبانی زیبایی‌شناختی و ابداع شیوه‌های خوشنویسی ایرانی، از جمله خط نستعلیق مؤثر بوده‌ است، چنان‌که به عقیده مارتین لینگز (با نام اسلامی ابوبکر سراج‌الدین) مستشرق انگلیسی، تصوف از عوامل اصلی شکوه خوشنویسی در قرن هفتم قمری محسوب می‌شود.ارتباط برخی از رویدادهای زندگی فضل‌اللّه نعیمی استرآبادی (۷۹۶-۷۴۰ق)، مؤسس فرقه حروفیه، با تحولات خوشنویسی؛ از جمله پیدایش خط نستعلیق در نیمه دوم قرن هشتم، احتمال تأثیر این فرقه را در این تحولات تقویت می‌کند.از جمله دلایل دیگر ارتباط حروفیه با تاریخ تحول خوشنویسی، عضویت برخی از خوشنویسان بزرگ از جمله معروف بغدادی در فرقه حروفیه است که یکی از قدیمی‌ترین آثار به خط نستعلیق به نام او ثبت شده‌ است.وجه نامگذاری نستعلیقدر خصوص وجه تسمیه خط نستعلیق دو نظریه وجود دارد:نستعلیق در اصل «نسخ-تعلیق» بوده و این عنوان به جهت ترکیب این خط از دو خط نسخ عربی و تعلیق فارسی بدان اطلاق شده‌ است.نستعلیق در اصل «نسخِ تعلیق» بوده و به این معناست که با ظهور این قلم، قلم‌های پیشین از جمله قلم تعلیق نسخ شده و جای خود را به نستعلیق داده‌ است.این واژه تا سده دهم بیشتر به شکل «نسخ تعلیق و نسختعلیق» به کار می‌رفت.کاربردهای خط نستعلیقنستعلیق از زمان پیداش خود، به واسطه روح سیال و فرم دورانی بودن حروف و ترکیبات، بیشتر در کتاب آرایی مخصوصاً کتب غیر مذهبی مثل دیوان اشعار، شاهنامه، خمسه نظامی، قطعه‌نویسی، هنرهای سنتی و صناعی چون حجاری و گچبری، قالی‌بافی، فلزکاری، هنرهای چوبی، پارچه‌بافی و بسیار دیگر از هنرها به کار گرفته شده است.علاوه بر این در دهه‌های گذشته برخی هنرمندان همچون هنرمندان مکتب سقاخانه، قلم نستعلیق را در فضای هنر مدرن وارد نموده و با انواع سبک‌های مدرن نقاشی ترکیب نمودند که در حال حاضر به آن هنر نقاشیخط اطلاق می‌شود.خط نستعلیق، در معماری کاربرد زیادی داشته و تزئینات کاشی بسیاری از امکان خاص، نظیر مدرسه صالحیه قزوین و بقعه شیخ صفی‌الدین اردبیلی مزین به اشعار و فرامینی به خط نستعلیق است. همچنین درب‌های حرم اهل‌بیت(ع) نظیر حرم کاظمین مزین به کنده‌کاری‌هایی از جنس طلا و نقره به خط نستعلیق است.کتابت قرآن با خط نستعلیقخط نستعلیق، اغلب در ترکیب با نگارگری و نگارش اشعار فارسی به کار رفته و به ندرت در نگارش قرآن کریم و عبارات عربی مورد استفاده قرار می‌گیرد؛ تا جایی که به بیان منشی قمی حتی گاه کتابت قرآن به خط نستعلیق بد یُمن دانسته شده است. ازاین‌رو در ایران، از دوره صفوی تا پایان دوره پهلوی، مجموعه قرآن‌هایی که با این خطّ کتابت شده، به ده مصحف نمی‌رسد.به عقیده برخی، عدم کتابت قرآن با خط نستعلیق را می‌بایست در خوانایی و قابلیت اعراب‌گذاری کمتر آن نسبت به خط نسخ جستجو کرد.برخی نیز با رویکردی ذوقی، خط نستعلیق را رعناتر از آن دانسته‌اند که محل تجلی کلام سنگین وحی باشد. همچنانکه سلیم، شاعر هند و ایرانی سده یازدهم می‌گوید:عشق را شرط نیست رعناییهمچو مصحف به خط نستعلیقنسبت با خطوط مشابهخط نستعلیق را می‌توان نسخه‌ای کامل‌تر از خط تعلیق دانست، چرا که در اصول خود خصوصاً در ترسیم دوایر، زُمُختی و سختی خط تعلیق را کنار گذاشته و به ظرافت، نازکی و نرمش بدل کرده است.خط نستعلیق حیات خود را هم در قالب اصیل و هم در قالب رویکردهایی نو توسعه داد تا جایی که در اواخر سده یازدهم و در دوره صفوی، خطی پدیدار گشت که دارای حروف پیوسته و موزون با انتهایی تاب خورده و خمیده بود که با نام شکسته نستعلیق شهرت یافت. خطی که به تعبیر آنه ماری شیمل بیشتر شبیه ارتباط‌های تصویری مدرن است تا یک خط قابل خواندن.نستعلیق‌نویسانپس از میرعلی تبریزی، واضح خط نستعلیق، خوشنویسانی چون میرعبدالله، میرزاجعفر تبریزی، اظهر تبریزی، سلطانعلی مشهدی و میرعلی هروی در تکامل این خط تلاش نمودند و حدود یکصد سال بعد و در دوره صفوی، میرعمادالحسنی در کنار علیرضا عباسی این قلم را به اوج ظرافت و زیبایی خود رساند.در دوره قاجار خوشنویسانی چون عباس نوری، وصال شیرازی، محمدباقر اصفهانی، عبدالرحیم افسر، میرزاعمو، میرزا غلامرضا اصفهانی، محمدحسین ترک ومحمدرضا کلهر این خط را به اوج رساندند.در دوره پهلوی و با ایجاد نهاد مردمی «کلاس‌های آزاد خوشنویسی» در سال ۱۳۲۹ش به کوشش هنرمندانی چون سیدحسن و سیدحسین میرخانی، علی‌اکبر کاوه و ابراهیم بوذری و اخذ اساسنامه این نهاد با نام انجمن خوشنویسان ایران در ۱۹ شهریور ماه ۱۳۴۶ش، فصل جدیدی در تاریخ این خط ایجاد شد.با رونق فعالیت‌های انجمن خوشنویسان ایران در سال‌های پس از انقلاب اسلامی ایران، نستعلیق‌نویسان بسیاری ظهور یافتند که از آن جمله می‌توان به غلامحسین امیرخانی، عباس اخوین، محمد سلحشور، علی اشرف صندوق آبادی، مهدی فروزنده، جواد بختیاری، الهه خاتمی، امیراحمد فلسفی، مجتبی سبزه،محمدعلی سبزه کار اشاره کرد.عالمان شیعه و خط نستعلیقمیرزای قمی از مراجع تقلید شیعه در قرن دوازدهم و قرن سیزدهم قمری، علاوه بر مزایای علمی و اخلاقی از زیبایی خط برخوردار بوده‌ است. مؤلف کتاب روضات الجنّات، میرزای قمی را در خط نسخ و نستعلیق کامل دانسته و به آثاری از میرزا که در اختیار وی است، استناد می‌کند.علامه طباطبائی، فیلسوف و مفسر شیعه، مزین به زیور خط نستعلیق و شکسته نستعلیق بود و شاگردش، حسن حسن‌زاده آملی وی را با عبارت بالانشین ایوان قلم ستایش می‌کند. شاگرد دیگرش علامه طهرانی خطّ نستعلیق‌ و شکستۀ او را از بهترین‌ و شیواترین‌ خطّ‌ها دانسته است و از وی نقل می‌کند که قطعاتی از خطّ زمان‌ جوانی‌اش مانده‌ که‌ وقتی به‌ آنها نگاه‌ می‌کند در تعجّب‌ می‌افتد. از علامه طباطبایی بیش از ۳۰ کتاب و چندین مقاله به جا مانده است. مرکز تحقیقات نور که یکی از مقالات ایشان، رساله منظومه در رسم خط نستعلیق است.حبیب‌الله فضائلی، روحانی، خوشنویس و پژوهشگر شیعه، از اساتید بنام خوشنویسی در قرن چهاردهم شمسی است که آثار وی در این فن، همچون اطلس خط و قصائد عمان سامانی (به خط نستعلیق) و سرمشق‌های چلیپای نستعلیق، شهرت یافته است.وی پایه‌گذار انجمن خوشنویسان اصفهان است.شیخ حسن نوری همدانی(۱۳۰۲-۱۳۶۹ش.)سیدمهدی محمودی، روحانی خوشنویس، که بیشتر شهرتش به واسطه تألیف کتاب آموزش خط نستعلیق با عنوان «اسرار نستعلیق» است. وی از سال ۱۳۷۶ش پیام استقامت، پیام برائت و وصیت‌نامه امام خمینی را به انواع خطوط به رشته تحریر در آورده است.منابع:آزادی‌ور، هوشنگ، بدیهه سازی؛ شیوه بیان هنری در ایران، پژوهشی در مبانی هنر سنتی ایرانی و اسلامی، تهران، مؤسسه فرهنگی انتشاراتی تبیان، ۱۳۷۹ش.آل‌یاسین، محمدحسن، تاریخ المشهد الکاظمی، الامانه العامه للعتبة الکاظمیة المقدسه، ۱۴۳۵ق/۲۰۱۴م.اتینگهاوزن، ریچارد، اوج‌های درخشان هنر ایران، ترجمه هرمز عبداللهی، تهران، نشر آگاه، ۱۳۷۹ش.اعتضادی لادن، هنر و زیبایی در عرفان ایران، تهران، نشر حقیقت، ۱۳۹۰ش.افلاطون، دورهٔ آثار افلاطون، به تحقیق محمدحسن لطفی، تهران، خوارزمی، ۱۳۶۷ش.برات‌زاده، لیلی، خوشنویسی در ایران، تهران، دفتر پژوهشهای فرهنگی، چاپ چهارم، ۱۳۸۴شبختیاری، جواد، جوهره و ساختار هنر هندسی خط نستعلیق، فصلنامه هنر، ش۹، پاییز ۱۳۶۴ش.بیانی، مهدی، احوال و آثار خوشنویسان، تهران، انتشارات علمی، ۱۳۶۳ش.«تجلی آموزه‌های عرفان اسلامی در هنر خوشنویسی ایران»، سایت ایران‌داک، تاریخ بازدید: ۱۴مهر ۱۴۰۲ش.جلالی، غلامرضا، معنای هنر شیعی، بوستان کتاب، قم، چاپ اول، ۱۳۹۴ش.چمن‌خواه، عبدالرسول، حکمت هنر خوشنویسی، شیراز، نوید شیراز، چاپ اول، ۱۳۹۰ش.حبیبی، عبدالحی، هنر عهد تیموری و متفرعات آن، کابل، بنیاد فرهنگ ایران، ۱۳۵۵ش.حسن‌زاده آملی، حسن، رساله‌ای در خوشنویسی، بی‌جا، بی‌نا، بی‌تا.‌ حسینی طهرانی، سید محمدحسین، مهر تابان، مشهد، نور ملکوت قرآن،‌ ۱۴۲۶ق.خوانساری، محمّدباقر، روضات الجنات فی احوال العلماء و السادات، قم، اسماعیلیان، ۱۳۹۰ق.زکی، محمدحسن، هنر ایران در روزگار اسلامی، ترجمه محمدابراهیم اقلیدی، تهران، صدای معاصر، ۱۳۸۸ش.سلیمانی، محسن، تبیین مبانی نظری خط نستعلیق در فرهنگ اسلامی ایران، دانشگاه شاهد، دانشکده هنر، دکتری، ۱۳۹۶ش.شایسته‌فر و بهزادی، «بررسی نام مبارک حضرت علی(ع) بر روی هنرهای کاربردی دوره‌های صفوی و قاجاریه در موزه ایران باستان»، دو فصلنامه مطالعات هنر اسلامی، سال اول، ش۱، ۱۳۸۳ش.شیمل، آنه ماری، خوشنویسی اسلامی، ترجمه دکتر مهناز شایسته‌فر، تهران، انتشارات مؤسسه مطالعات هنر اسلامی، چاپ اول، ۱۳۸۱ش.شیمل، آنه ماری، خوشنویسی و فرهنگ اسلامی، مشهد، آستان قدس رضوی، ۱۳۶۸ش.صادقی، سید غلامحسین، «نوری همدانی، حسن؛ چشمه‌سار ادب و هنر»، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه، تاریخ درج مطلب:‌ ۱۴ تیر ۱۴۰۱ش،‌ تاریخ بازدید: ۱۶ مهر ۱۴۰۲ش.فضائلی، حبیب‌الله، اطلس خط، اصفهان، چاپ زیبا، ۱۳۵۰ش.قلیچ‌خانی، حمیدرضا، رسالاتی در خوشنویسی و هنرهای وابسته، تهران، روزنه، چاپ اول، ۱۳۷۳ش.قلیچ خانی، حمید رضا، درآمدی بر خوشنویسی ایرانی، تهران، فرهنگ معاصر، چاپ اول، ۱۳۹۲ش.مدرسی طباطبائی، حسین، برگی از تاریخ قزوین، قم، کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی، ۱۳۶۱ش.مسرت، حسین، عروس خطوط (نستعلیق)، سایت مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی، تاریخ درج مطلب: ۱۳۹۷/۹/۲۰؛ تاریخ بازدید ۱۴ مهر ۱۴۰۲.مقتدایی، علی اصغر، مبادی و مبانی اصول خطوط و خوشنویسی اسلامی ایران، تهران، دانشگاه پیام نور، ۱۳۹۳ش.منشی قمی، احمد بن حسین، گلستان هنر، بتصحیح احمد سهیلی خونساری، تهران، نشر منوچهری، چاپ چهارم، ۱۳۸۴ش.هادوی، نیلوفر، زندگی‌نامه استاد حبیب‌الله فضائلی(ره)، مجله رشد آموزش قرآن، شماره ۴۲، پاییز ۱۳۹۲ش.هاشمی‌نژاد، علیرضا و کاوسی، ولی‌الله، «خطاطی (۵)»، در دانشنامه جهان اسلام، ج۱۵، زیر نظر غلامعلی حدادعادل، تهران، انتشارات دانشنامه جهان اسلام، ۱۳۹۰ش.هروی مایل، نجیب، کتاب آرایی در تمدن اسلامی، مجموعه رسائل در زمینه خوشنویسی، مرکب سازی، مشهد، انتشارات مرکز، پژوهش‌های آستان قدس رضوی، ۱۳۷۲ش.در پایان:جا دارد که از دلسوزی، همراهی و راهنمایی اساتید معظم و ارجمند خود در تعلیم و تربیت و انتقال معلومات و تجربیات ارزشمند، در کنار برقراری رابطه صمیمی و دوستانه و ایجاد فضایی به دور از تشریفات، برای کسب هنر و دانش خوشنویسی، تاریخ هنر جهانی اسلام، بر خود وظیفه میدانم در کسوت شاگردی از زحمات ارزشمند استاد مسعود نجابتی، استاد عبدالرسول یاقوتی، استاد ناصر طاووسی، استاد ابوالفضل خزایی تقدیر و تشکر نمایم. از خداوند متعال برای این اساتید عزیزم، سلامتی، موفقیت و همواره شاگرد پروری را مسئلت دارم.شاگرد شما، ابوالفضل رنجبران© کلیه حقوق متعلق به صاحب اثر و پرتال فرهنگی راسخون است. استفاده از مطالب و آثار فقط با ذکر منبع بلامانع است.</description>
                <category>تاریخ هنر ایران و جهان</category>
                <author>تاریخ هنر ایران و جهان</author>
                <pubDate>Tue, 04 Feb 2025 09:16:00 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>