تضارب انديشه و حرکت به سمت تعالی

علی‌رغم همه تنگناها و معضلات پيش روی اندیشه‌ورزی و پژوهش در کشور، انديشه در جامعه امروز ما اهميت خود را بازیافته است يا بهتر بگويم ضرورت آن برای بقا و ايجاد جامعه پويا ملموس شده است.
علی‌رغم همه تنگناها و معضلات پيش روی اندیشه‌ورزی و پژوهش در کشور، انديشه در جامعه امروز ما اهميت خود را بازیافته است يا بهتر بگويم ضرورت آن برای بقا و ايجاد جامعه پويا ملموس شده است.

 

سيد تقی کمالی

جامعه ما علی‌رغم پيشينه تمدنی و دارا بودن قابلیت‌ها و ظرفیت‌های فراوان برای توليد علم* و انديشه دچار نوعی رخوت  شده است و نشاط علمی و پويايی در کندوکاو و يافتن روش‌ها و نظرها در آن کم‌رنگ است و با وجود موفقیت‌های متعدد و روبه گسترش چند سال اخير هنوز آن طور که از يک جامعه بالنده انتظار می‌رود وارد مباحثات و نقد و نظر نمی‌شود و اين شور و هيجان را نمی‌توان در سطحی گسترده و وسيع در جامعه ملاحظه کرد. عده‌ای از متفکران ما سکوت پيشه کرده، کم‌کار يا عزلت‌نشین شده‌اند و عده‌ای نيز به‌جای  تصنيف و نگارش آثار بديع و ارائه گفتمان‌ها و نظريات جديد سراغ گردآوری از ساير یافته‌ها و ترجمه آثار دسته چندم ديگر جوامع می‌روند. همه اينها نيازمند واکاوی‌های کارشناسانه است تا قبل از آنکه تبعاتش دامن‌گیر شود، جامعه را از اين رخوت رهانيد.

حدود ده سال قبل بود که رهبر معظم انقلاب بر ضرورت و اهميت «جنبش نرم‌افزاری و نهضت توليد علم» در کشور به ارائه رهنمود پرداختند و متعاقب آن بسياری نشست‌ها و برنامه‌ها پيرامون آن برگزار شد اما پس از چند سال سپری شدن از زمان طرح اين راهبرد تصور می‌شود که مسئولان ذی‌ربط در مقام اجرا نتوانسته‌اند کارنامه قابل‌قبولی در اين زمينه ارائه دهند.

علی‌رغم همه تنگناها و معضلات پيش روی اندیشه‌ورزی و پژوهش در کشور، انديشه در جامعه امروز ما اهميت خود را بازیافته است يا بهتر بگويم ضرورت آن برای بقا و ايجاد جامعه پويا ملموس شده است. شايد تصور اين باشد که چرا اکنون؟ آيا نبايد پيش از اينها خود را مجهز به مفاهيم و نظريات علمی می‌ساختیم تا در اين زمانه پر چالش و در عصری که تزايد ايده و انديشه جهان را دربرگرفته است محدود و محصور نمی‌ماندیم و با حسرت از سال‌های سپری شده مملو از بی‌تفاوتی‌ها و پشت‌سراندازی‌ها اينک برای تعريف مبانی حرکت و جهش به سمت حفظ موجوديت به دنبال چاره‌اندیشی و کندوکاو بيفتيم؟ سؤال ديگری که بايد سیاست‌گذاران جامعه بدان پاسخگو باشند اين است که پس در اين ساليان دراز سپری شده جامعه علمی، حوزوی و دانشگاهی و مراکز و مؤسسات پژوهشی چه می‌کرده‌اند؟

مگر نه اين است که نخبگان علمی ده‌ها سال جلوتر خود را می‌بینند؟! با مروری بر مقاطع مختلف آنچه به‌وضوح در حوزه اندیشه‌ورزی جامعه ما به چشم می‌آید اين است که هر بار به جهتی با فضای روشنگری و انديشه پروری مقابله شده و از واژه‌های نوانديشی تعابیر غلط پنداشته شده است و به‌جای ايجاد شرايط امن و ايمن آزادانديشی، نقد و تضارب آرا برای به ثمر نشستن اندیشه‌های نو، محدود در واژه‌ها باقی‌مانده‌ایم و نظاره‌گر فاعل کلام شديم و نه محتوای کلام و از هر آنچه خوش نداشتيم روی برگردانديم و چه بسيار تخطئه‌کردن‌ها که همچنان باقی است.

افسوس اينجا است که علی‌رغم ملموس شدن ضرورت ايجاد فضای گفتمان و هم‌اندیشی در کشور بسياری همچنان مقاومت می‌کنند اما احساس خلأ برای برگزاری محافلی برای طرح دیدگاه‌ها به‌شدت احساس می‌شود و آنچه امروز به‌عنوان کرسی‌های آزاداندیشی در دانشگاه‌ها بر پا می‌شود رويشی ارزنده است که هر چند تا آنچه مورد انتظار است فاصله‌ها دارد اما  اقدامات مقدماتی برای شکل‌گیری آن سزاوار تحسين است.

اصولاً هر جامعه‌ای برای حرکت و سير روبه‌رشد خود نيازمند بسترسازی مفاهيم و چارچوب‌های علمی و فکری است تا از بهر آن بتواند الگو و نظريات توسعه برای خود تدوين و تنظيم کند. آيا در اين فضای متحول و ملون جهانی که جامعه ما را نيز متأثر از خود کرده است حوزه و دانشگاه می‌توانند پاسخگوی سؤالات به‌روز و احتجاجات مردم باشند. آيا صرف توليد تعداد مقالات پژوهشی و درج آن در ژورنال‌های بین‌المللی می‌تواند معيار مناسبی برای سنجش ميزان موفقيت علمی و توسعه و پيشرفت جامعه ما به‌حساب آيد؟ اينها سؤالاتی است که از سوی مجامع  و شخصیت‌های مختلف علمی مطرح می‌شود که تا تدبير و عمل به بار نيايد جز باز تکراری بيش نيست.

 اگر امروز پس از چند سال سپری شده از رهنمود مهم «جنبش نرم‌افزاری و توليد علم» در کشور از تدوين «الگوی اسلامی - ايرانی پيشرفت» در کشور سخن به ميان می‌آید، خود به‌روشنی مبين اين است که دغدغه اساسی جامعه ما موضوع کليدی و حياتی علم و انديشه است. قرن‌ها قبل افلاطون گفت که «فيلسوف را بايد پادشاه کرد يا پادشاه را فيلسوف». يعنی برای ‌آنکه جامعه بر مبنای تدبير اداره شود نيازمند انديشه هستيم و فارغ از انديشه و اهالی انديشه نمی‌توان به سرمنزل مقصود رسيد. انديشه در اثر تحرک، نشاط و فضای سالم نقد و تضارب آرا است که به بار می‌نشیند تا از بهر آن بتوان به نتايج ارزشمندی در توليد علم و دانش نايل شد. 

بستر جامعه علمی مبتنی بر انديشه است. جامعه‌ای که الگوی روشن و مشخصی برای پيشرفت و تعالی ندارد اقدامات علمی و اجرايی آن نيز مقطعی و باری به هر جهت می‌شود و آن طور که بايد نمی‌تواند در خدمت امنيت، رفاه و سعادت مردم مؤثر افتد. پس بياييم با ايجاد فضايی با نشاط شرايط را برای گسترش هم‌اندیشی، نقد و تضارب آرا فراهم کنيم. انديشه و اهالی آن را پاس بداريم و اجازه بدهيم دیدگاه‌ها و گفتمان‌های مختلف مطرح شود تا در ذيل اين رونق انديشه، نظريات و مفاهيمی ماندگار برای حرکت به سمت پيشرفت و تعالی برای جامعه ما به ارمغان آيد.

 

* اصطلاح «تولید علم» همچون مواردی دیگر مانند «تولید محتوا» علی‌رغم اشکال در جامعه و نزد عموم متداول بوده و در این یادداشت با مسامحه به کار گرفته شده است. 

 

«تضارب آرا و حرکت به سمت تعالی»؛ سید تقی کمالی، روزنامه مردم‌سالاری: ۴ دی ۱۳۸۹